نویسنده: خبر آنلاین

  • وزیر جهاد کشاورزی: تولید مرغ در کشور به اندازه کافی است

    وزیر جهاد کشاورزی: تولید مرغ در کشور به اندازه کافی است

    کاظم خاوازی در حاشیه جلسه قرارگاه ساماندهی مرغ کشور در جمع خبرنگاران افزود: با برنامه ریزی‌های انجام شده روز گذشته هم هزار و ۱۱۶ تن مرغ وارد استان تهران شد که البته این تدارک برای استان البرز هم دیده و به این ترتیب بازار مرغ آرام شد.
    وی اضافه کرد: بازدیدی که از مراکز عمده فروشی و خرده فروشی داشتم دیدم مردم از این رویه بسیار خوشحال هستند البته این خوشحالی می‌توانست دو تا دو ماه و نیم قبل هم اتفاق بیفتد، زیرا تولید به اندازه کافی در کشور وجود داشت.
    وزیر جهاد کشاورزی با بیان این که در دو ماه گذشته تصویر بسیار نامناسبی از وضع و ظرفیت‌های تولید مرغ در کشور به نمایش گذاشته شد گفت: این در حالی بود که تولید به اندازه کافی در کشور تدارک دیده شده بود.
     خاوازی افزود: این امر موجب شد چهارشنبه ۱۱ فروردین دولت تصمیم بگیرد تا ستاد یا قرارگاهی برای ساماندهی این امر ترتیب دهد که مسئولیت این کار به وزارت جهاد کشاورزی سپرده شد.

    وی گفت: در این قرارگاه که در اصل یک واحد هماهنگی بزرگ برای هماهنگ کردن دستگاه‌ها باهم و ساماندهی بازار است از شب ۱۱ فروردین کار آغاز شد و به روزهای تعطیل پنجشنبه و جمعه هم تصمیمات خوبی در این قرارگاه گرفته شد که از جمله آن برنامه ریزی برای تامین مرغ در استان‌هایی بود که از نظر قیمتی دچار مشکل بودند.
    وزیر جهاد کشاورزی افزود: در استان‌های تهران، البرز و سیستان و بلوچستان نظارت بر نظام تامین و توزیع مرغ در دستور کار قرار گرفت و با توجه به این که مطمئن بودیم مرغ به اندازه کافی تولید می‌شود برنامه ریزی برای توزیع در بازار را آغاز کردیم.
    وزیر جهاد کشاورزی گفت: براساس مصوبه قرارگاه ساماندهی مرغ کشور هر گونه قطعه بندی و بسته بندی مرغ تا اطلاع ثانوی ممنوع شد.
     کاظم خاوازی در حاشیه جلسه قرارگاه ساماندهی مرغ کشور در جمع خبرنگاران افزود: یکی از موارد موجود در بازار‏، قطعه بندی مرغ آن هم به مقدار زیاد بود و به جای این که مرغی کامل به مردم عرضه شود مرغ قطعه بندی آن هم با قیمت بسیار گزاف به فروش می‌رفت.
    وی اضافه کرد: موضوعی دیگر بسته بندی مرغ در قالب زنجیره‌ها و واحدهای تولیدی بزرگ بود که با قیمت بسیار بالا عرضه می‌شد از این رو تا اطلاع ثانوی بسته بندی مرغ را ممنوع کردیم.
    وزیر جهاد کشاورزی گفت: به طور نمونه در یک واحد بسته بندی مرغ ۳۵۰ تن مرغ در یک شیفت کاری وارد می‌شد در حالی که این واحد در سه شیفت مشغول کار بود و اگرچه ما موافق از بین رفتن اشتغال نیستیم، اما بسته بندی مرغ و عرضه آن با قیمت بالاتر اتفاق خوبی برای مردم نبود از این رو این رویه ممنوع شد.
     خاوازی افزود: اگرچه دولت موافق افزایش قیمت مرغ نبود، اما به جهت این که از مهر سال گذشته افزایش قیمتی در حوزه مرغ نداشتیم و هزینه‌های تولید مانند حمل و نقل نیز افزایش یافته بود و ارز ۴۲۰۰ تومانی هم ۴۰ تا ۵۰ درصد هزینه‌های تولید مرغ را پوشش می‌داد دولت با افزایش قیمت مرغ به کیلویی ۲۴ هزار و ۹۰۰ تومان موافقت کرد.
    وی ادامه داد: قرارگاه ساماندهی مرغ کشور با بررسی همه اجزای مرتبط و هماهنگ کردن این اجزا در حوزه مرغ، ترتیبی اتخاذ خواهد کرد تا کمبود و به تبع آن افزایش بی رویه قیمت مرغ در حاشیه بازار تکرار نشود.
    وزیر جهاد کشاورزی گفت: همچنین در جلسات قرارگاه مشکلات مردم در حوزه مرغ بررسی و منافذی که موجب خروج مرغ از دست دهک‌های پایین جامعه می‌شد شناسایی شد.
     خاوازی افزود: در پنج ماه گذشته نهاده‌های مورد نیاز در همه اجزای تولید مرغ به اندازه کافی تامین شد ضمن این که در شرایط کنونی یکی از کارهای اصلی قرارگاه تثبیت و پایداری تولید مرغ در کشور است.
    ۲۲۳۲۲۹

  • انتقاد تند جهانگیری از مجلس و مجمع تشخیص/ اگر می‌خواهید رییس جمهور شوید از مردم رای بگیرید/ زندگی مردم را گروگان می‌گیرند بعد می گویند دولت کار نمیکند

    انتقاد تند جهانگیری از مجلس و مجمع تشخیص/ اگر می‌خواهید رییس جمهور شوید از مردم رای بگیرید/ زندگی مردم را گروگان می‌گیرند بعد می گویند دولت کار نمیکند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری گفت: از مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام گله داریم؛ موضوعاتی را برای حل مشکل مردم ارجاع داده ایم اما شش، هفت سال است که بلاتکلیف مانده، آن وقت برای ما قصه تعریف می کنند.

    او گفت: مردم کار و زندگی خود را از دولت توقع دارند و امور اجرایی بر عهده دولت است با دخالت های خود به زندگی مردم آسیب نزنید.

    جهانگیری گفت: کار دولت را سلب می‌کنند و زندگی مردم را گروگان می‌گیرند بعد مدعی هستند چرا دولت کار نمی‌کند. چرا زیاده خواهی می کنیم؟ 

    اهم اظهارات او به نقل از خبرگزاری‌ها و پایگاه اطلاع رسانی معاون اول ریاست جمهوری را می‌خوانید؛ 

    *چند منطقه آزاد را پیشنهاد داده ایم اما هنوز معطل تصمیم مجلس و مجمع تشخیص مصلحت هستیم در حالی که مردم مریوان هنوز کولبری می‌کنند و چشم انتظار ایجاد منطقه آزاد خود هستند.

    *برخی در دستگاه دیگر هستند اما می‌خواهند جای رئیس جمهور باشند، اگر می‌خواهید رییس جمهور شوید از مردم رای بگیرید. نمی شود جای دیگری باشید اما بخواهید مثل رییس جمهور عمل کنید.

    *جامعه ای کارآمد است که بتواند در سرنوشت خود دخالت داشته باشد، انتخاباتی مشارکت جویانه برگزار کند و از مسئولان خود مطالبه و پرسشگری داشته باشد. از دل چنین جامعه ای دولتی توانمند و ایرانی قدرتمند بیرون خواهد آمد.

    *چالش های مزمن ریشه دار و حتی اشکالات موجود در قانون اساسی که پس از سال ها مشخص شده است، گفت: اقتصاد ایران به خاطر اتکا به درآمد نفت و دولتی بودن آن هیچ گاه اقتصادی با رشد مستمر و پایدار نبوده است و همواره شاهد رشد سینوسی اقتصاد بوده ایم که نتیجه آن در درآمد و زندگی مردم هم مشاهده می شود.

    *در دهه اول پس از انقلاب، ایران مواجه با جنگی ناخواسته و تحمیلی بود. در دهه دوم و در دولت آقای هاشمی رفسنجانی به تنگناها و خرابی های ناشی از جنگ پرداخته شد به طوری که در این برهه ایران واردکننده فولاد، لاستیک و حتی لبنیات بود. با تمرکز دولت آقای هاشمی بر تولید به منظور جلوگیری از واردات، اقتصاد کشور بیش از پیش دولتی شد به طوری که هیچ تولیدکننده قدرتمندی در بخش خصوصی وجود نداشت و تنها دولت به عنوان مجموعه حاکمیت ظرفیت تولیدش چند برابر شد بطوریکه در بخش فولاد از دو میلیون تن به شش میلیون تن رسید.

    *در برنامه سوم توسعه کشور مسئولان شرایط اقتصادی را تغییر دادند و به جای توجه به کمبودها به دنبال اصلاح ساختارها رفتند. برنامه سوم اگرچه پیشنهاد دولت آقای خاتمی بود اما در مجلس پنجم که مدیریت آن با آقای ناطق نوری بود و در کمیسیون تلفیق آقای باهنر حضور داشت به تصویب رسید. معنای این اتفاق این بود که همه جریانات کشور روی جهت گیری اصلاح ساختار اقتصاد مبنی بر کوچک سازی دولت و فعال سازی بخش خصوصی اتفاق نظر داشتند.

    *{ با ذکر خاطره ای از دوران وزارت خود} در آن مقطع و در موضوع نوسازی صنایع در حضور رهبر معظم انقلاب عنوان کردم که فعالان بخش خصوصی و صاحبان کارخانه ها پیشنهاد دولت برای نوسازی را شوخی می گیرند و به ما می گویند که چرا در کار ما دخالت می کنید. مقام معظم رهبری پرسیدند چرا آنها این رویکرد را دارند؟ گفتم بخش خصوصی درباره میزان رشد و سقف پروازش پرسش های جدی دارد. آنها می خواهند بدانند که می توانند میزان صادرات خود را از ۲۰ میلیون دلار به ۱۰۰ میلیون دلار برسانند یا پس از این اتفاق با آنها به عنوان انسان هایی مفسد برخورد می شود؟ که ایشان فرمودند برای فعالیت و کسب سرمایه بخش خصوصی هیچ سقفی وجود ندارد و بعداً منجر به ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی توسط ایشان گردید.

    *حکومت باید برای اداره کشور نظریه و برنامه داشته باشد و متناسب با آن نظرات اصلاح ساختار انجام دهد. بیش از ۴۰ سال از عمر انقلاب می گذرد اما هنوز پرونده های خصوصی سازی در دولت اول آقای هاشمی رفسنجانی بسته نشده است. اجرای سیاست های متناقض در طول سال های گذشته نتیجه مناسبی نداشته است، به عنوان حکومت باید هزینه های سیاست گذاری های صحیح را بپذیریم.

    *اگر می‌خواهیم بخش خصوصی در صحنه تولید حضور داشته باشد و علاوه بر ایجاد سرمایه، اشتغال درست کند باید آنها را محترم بدانیم به طوری که احساس کنند سرمایه، جان و آبرویشان امنیت دارد.

    * اگر ما گفته‌ایم که اداره سیاسی جامعه نیاز به حزب و سمن های فعال در بخش های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد باید عوارض آن را نیز بپذیریم. این یک واقعیت است که احزاب به دنبال کسب قدرت و در اختیار گرفتن مناصب سیاسی نظیر ریاست جمهوری و مجلس هستند. احزاب کار خیریه انجام نمی دهند نمی شود که هم بگوییم چیزهای خوب دنیا را می خواهیم و هم از پیامدهای آن اجتناب کنیم.

    * آیا حکومتی که ما به دنبال آن هستیم به دنبال آزادی و استقلال برای ملت و ایجاد ایرانی مقتدر است، اظهار داشت: آیا ما برای چنین شرایطی ابزارهای آن را نیز قبول داریم؟ مشکل اینجاست که هر گروهی می اندیشد برای ایجاد ایرانی مقتدر باید روشی که صحیح می داند اجرا شود و هیچ گاه نخواسته ایم به یک روش اجماعی دست پیدا کنیم.

    *برخی در کشور نمی خواهند بدانند و به یاد آورند که کشورهایی همانند لیبی و عراق که ذیل این فصل از شورای امنیت قرار گرفته اند چه سرنوشتی پیدا کردند.

    *زمانی که ایران ذیل فصل هفت شورای امنیت قرار گرفت، دلسوزان ایران دولتی می خواستند که قادر باشد با گفتگو، جمهوری اسلامی ایران را از ذیل فصل هفت بیرون بیاورد ؛ دولت تدبیر و امید موفق شد این خطر را از ایران دور کند و توجه جهانی را به ایران جلب کند و فرصت توسعه را برای کشور فراهم نماید.

    *عده ای در داخل و خارج علیه برجام اقداماتی کردند و ترامپ نیز به عنوان یک فرد قلدر و نژاد پرست بدون این که ایران از این تفاهم کوتاهی کرده باشد یکطرفه از برجام خارج شد و عده ای نیز در مجلس زیر برجام با فندک  آتش روشن کردند و فشار آوردند که دولت از برجام خارج شود.

    انتقاد تند جهانگیری از مجلس و مجمع تشخیص/ اگر می‌خواهید رییس جمهور شوید از مردم رای بگیرید/ زندگی مردم را گروگان می‌گیرند بعد می گویند دولت کار نمیکند

    *اما دولت و وزیر خارجه این فشارها را تحمل کردند و اعلام کردند که از برجام خارج نمی شویم چرا که مانع اقدامات بعدی دشمنان ملت ایران خواهد شد.

    *چین و روسیه و اتحادیه اروپا بارها اعلام کردند طرفدار برجام هستند اما یک قدم برخلاف جهت اقدامات ترامپ برنداشتند؛  آنها بارها در مجامع بین المللی به ما اعلام کردند که از برجام خارج نشوید البته باید در نظر داشت که در زمینه سیاسی و جلسات شورای امنیت با جمهوری اسلامی ایران در زمینه برجام همراهی کردند.

    * الان همه کشورهای دنیا و حتی جریان های سیاسی داخلی نیز اعلام می کنند که باید به برجام بازگشت و اگر برجام را حفظ نکرده بودیم باید یک دور جدید مذاکرات برای رسیدن به توافق آغاز می شد، فشارهای وارده در زمان جنگ اقتصادی به کشور سنگین بود اما دولت به خوبی عمل کرد و اجازه نداد اقتصاد کشور متلاشی شود.

    *{با اشاره به اقدامات دشمنان در تیرماه ۹۷ و آماده کردن فضا برای فروپاشی اقتصاد کشور} در آن مقطع شاهد کمبود برخی کالاها نظیر پوشک بودیم. برخی دولت را مسخره کردند اما همان فضاسازی باید تبدیل به این می شد که در طی یک فرایند چهارماهه کالاهای اساسی در کشور یافت نشود و مردم احساس کنند که کشور دچار قحطی شده است.

    * با تلاش های دولت اقدامات خصمانه دشمنان علیه ملت کنترل شد و اجازه ندادیم در کشور قحطی به وجود آید.

    *{ با اشاره به درآمد ۱۱۸ میلیارد دلاری از نفت در سال ۹۰ و کاهش آن به کمتر از ده میلیارد دلار در سال ۹۹}  از این رقم ده میلیارد دلاری کمتر از پنج میلیارد دلار برای دولت بود که به راحتی به این مبلغ نیز دسترسی نداشتیم و باید با مقایسه شاخص های سال ۹۹ نسبت به سال ۹۰ در نظر داشت که این شاخص ها به چه میزان بدتر شده است.

    * عده ای به گونه ای به دولت اتهام ناکارآمدی می زنند که گویا عملکرد آنها در زمان مسئولیت یک دستگاه و سازمان فراموش شده است؛  این در حالی است که بدترین نوع اداره و بالاترین فساد، اقدامات خلاف قانون و گران اجرا شدن طرح ها در زمان مدیریت آنان اتفاق افتاد.

    *عده ای می گویند دولت خسته و تنبل است اما شما که خسته و تنبل نیستید در یک دوره دو ساله چند تصمیم گرفتید که گره از زندگی مردم باز کرده است؟

    * نباید مأیوس باشیم و باید به یاد داشته باشیم که برای رسیدن به مردم سالاری در کشور نمی توان راه صدساله را یک شبه پیمود.

    *{با اشاره به فضای سیاسی کشور در سال ۹۲ } در آن سال جریان های سیاسی و افراد نمی توانستند به دلیل فضای امنیتی جلسه ای به راحتی برگزار کنند اما در حال حاضر شرایط نسبت به گذشته تفاوت کرده است و باید به دستاوردهای بیشتری نیز برسیم.

    *{با تأکید بر اهمیت انتخابات با توجه به موقعیت کنونی کشور} جز انتخابات هیچ شاخص و امکانی برای اینکه ایران در فضای بین المللی قدرت نمایی کند، وجود ندارد و فرصتی بالاتر از انتخابات نداریم. نباید در انتخابات خرداد ماه سال جاری فرصت سوزی کنیم تا فضا به گونه ای نشود که از خود بپرسیم چرا اجازه ندادیم مشارکت، انسجام و وحدت شکل بگیرد و تأسف بخوریم.

    * باید انتخاباتی پرشور، رقابتی و با حضور حداکثری مردم انجام شود؛باید با توجه به منویات مقام معظم رهبری همه جریان های سیاسی نامزدهای مورد نظر خود را در انتخابات داشته باشند و دولت نیز از این ظرفیت استفاده می کند تا انتخاباتی پرشور و با حضور حداکثری مردم شکل بگیرد تا بار دیگر اقتدار به ایران بازگردد و بتوانیم در مذاکرات با کشورهای غربی و قدرتهای جهانی خواسته های کشور را به پیش ببریم.

    *{با اشاره به آمار دوازده میلیون نفری حاشیه نشینی در کشور}  باید برای فقر زدایی در کشور اقدامات اساسی انجام داد چرا که جمعیت بالای فقیر در ایران موجب نگرانی جدی است.

    * امروز دولت بانک های اطلاعاتی بسیار خوبی دارد و سامانه های اطلاعاتی وزارت رفاه، سرمایه ای بزرگ برای ریشه کن کردن فقر و تبعیض در کشور است.

    *در کشور خانواده هایی وجود دارند که هیچ منبع درآمدی ندارند و متأسفانه در برخی از استان ها این جمعیت زیاد است و دولت به دنبال حل مشکلات این بخش جامعه است.

    *بیشترین پرداختی ها در سال گذشته به بازنشستگان تأمین اجتماعی، معلمان و کارمندان دولت بوده است؛ پرداختی شش برابری به افراد تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) قابل مقایسه با دولت های قبل نیست.

    وی با اشاره به هجمه ها علیه دولت و اینکه دولت عقبه مطمئن و سازماندهی برای دفاع از خود نداشت، تاکید کرد: همه فشارها به دولت و رئیس جمهور وارد آمد و هر فردی از جایی عصبانی بود، ضربه ای به دولت می زد اما دولت تلاش کرد روحیه خود را برای توسعه و پیشرفت کشور حفظ کند.

    ۲۱۶۲۱۵

     

  • توزیع ۱۴۰۰ تن مرغ در پایتخت

    توزیع ۱۴۰۰ تن مرغ در پایتخت

    امید گیلانپور در مورد آخرین وضعیت توزیع مرغ اظهار کرد: به طور طبیعی مرغ تهران از سه استان شمالی و چند استان دیگر تامین می‌شود. امروز صبح بیش از ۱۴۰۰ تن مرغ در تهران تخلیه شده، صف‌های طویل کامیون‌ها به وجود آمده تا مرغ به تهران تحویل داده شود.
    وی در ادامه تصریح کرد: در نتیجه مرغ به قدر کفایت تامین شده و هیچ نگرانی از حیث تامین مرغ وجود ندارد، خوشبختانه بازار هم واکنش بسیار مناسبی نشان داده است.
    معاون توسعه بازرگانی وزارت جهاد کشاورزی در مورد وضعیت دیگر استان‌ها گفت: تقریبا در همه استان‌ها امروز مرغ توزیع شده و بازار درحال بازگشت به آرامش است، خبرهای همکاران من از استان‌های مختلف حاکی از این است که بازار واکنش بسیار مناسبی نشان داده است.
    223224

  • قیمت سکه، طلا و ارز ۱۴۰۰.۰۱.۱۵ / دلار باز هم کانال عوض کرد

    قیمت سکه، طلا و ارز ۱۴۰۰.۰۱.۱۵ / دلار باز هم کانال عوض کرد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هر دلار آمریکا امروز در صرافی‌های بانکی به نرخ  ۲۳ هزار و  ۸۸۲ تومان و هر یورو ۲۷ هزار و ۹۱۸ تومان خریداری می شود. 

    بیشتر بخوانید: 
    اعلام دومین نرخ ارز در ۱۴ فروردین/ دلار کانال عوض کرد

    هر سکه امامی ۱۰ میلیون و ۶۴۷ هزار تومان و هر مثقال طلا به عنوان مبنای قیمت‌گذاری ۴ میلیون و  ۵۶۸ هزار تومان ارزش‌گذاری شده است که نسبت به روز گذشته شاهد افزایش نرخ در بازار فلزات گرانبها هستیم. 
    آخرین وضعیت قیمت‌ها در بازار طلا، سکه و ارز روز یکشنبه پانزدهم فروردین ماه ۱۴۰۰ ساعت ۱۱ صبح را مشاهده می‌کنید:

    نوع 
    قیمت 

    دلار (در صرافی های رسمی )
     ۲۴ هزار و  ۳۶۵ تومان 

    یورو 
    ۲۸ هزار  و ۴۸۲ تومان 

    پوند 
    ۳۴ هزار و ۴۱۸ تومان 

    درهم 
    ۶ هزار و ۸۰۳ تومان 

    سکه تمام بهار آزادی
     ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار و ۹۰۰ تومان

    سکه امامی
    ۱۰ میلیون و ۶۴۷ هزارتومان

    نیم سکه
    ۶ میلیون و ۸۰۰  هزار تومان

    ربع سکه
    ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان

    سکه گرمی
    ۲ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان

    هر گرم طلای ۱۸ عیار
    یک میلیون و ۵۶ هزار و ۹۰۰ تومان

    هر گرم طلای ۲۴ عیار
    یک میلیون و ۴۰۹ هزار و ۲۰۰ تومان 

    هر مثقال طلا
    ۴ میلیون و  ۵۶۸ هزار تومان 

    هر انس طلا
    ۱.۷۲۹.۵۷ دلار

    دلار در بازار آزاد
       ———

    یورو در بازار آزاد
        ———

    ۲۲۳۲۲۴

  • اصلاح طلبان عقب نشینی کردند /ابراهیم رئیسی آرزوی اصولگرایان را برآورده می کند؟

    اصلاح طلبان عقب نشینی کردند /ابراهیم رئیسی آرزوی اصولگرایان را برآورده می کند؟

    عبور از تعطیلات نیمه اول فروردین ۱۴۰۰ نیز نتوانسته گرهی از رخوت و فضای سنگین انتخاباتی ۲ ماه بعد کشور باز کند. داوطلبان انتخابات ریاست‌جمهوری متاثر از فضای عمومی کم‌تحرک عمل می‌کنند و همچنان ترجیح می‌دهند شعله فعالیت‌های انتخاباتی خود را در پایین‌ترین حد ممکن نگه‌دارند. ۳۷ روز تا زمان ثبت‌نام کاندیداهای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری باقی‌مانده است.

    (۲۱ اردیبهشت‌ماه ثبت‌نام کاندیداهای ریاست‌جمهوری آغاز می‌شود)  به‌رغم زمان کمی که باقی‌مانده است اما اصلاح‌طلب و اصولگرا هر دو تابع این شرایط عمل کرده‌اند و حتی نتوانسته‌اند به نام‌های نهایی از نامزدها با برنامه‌های قابل ارائه از سوی آنها دست یابند. به‌نظر می‌رسد تأکید و اصرار ۲ جریان بر رسیدن به اجماع بر سر گزینه نهایی و سپس معرفی رسمی آن به‌عنوان کاندیدای انتخاباتی‌شان عامل اصلی بلاتکلیفی انتخابات ۲ جریان اصلی سیاسی کشور است. این در حالی است که در انتخابات‌های گذشته مثل ادوار یازدهم، نهم و هفتم که رقابت بر سر کرسی ریاست‌جمهوری منوط به حضور دوره دوم روسای جمهور نبود، بعد از ورود چهره‌های مختلف به عرصه رقابت‌ها در نهایت جریان‌ها سازوکار رسیدن به اجماع و ائتلاف را در پیش می‌گرفتند. به همین دلیل به‌نظر می‌رسد انتخابات ۱۴۰۰و تأکید و اصرار جریان‌ها برای معرفی نامزدی واحد و مورد اجماع بحثی است که سبب بروز بلاتکلیفی بی‌سابقه و تعدد و صف‌آرایی نامزدهای مشتاق پاستور در هر دو جریان شده است.

    دوراهی ائتلاف با اعتدالیون یا معرفی چهره‌ اصلاح‌طلب

    در این فضا و براساس پیگیری‌های خبرنگار همشهری، اصلاح‌طلبان با عقب‌نشینی از راهبرد انتخاباتی ۴ سال اخیر خود برای معرفی یک نامزد صرفا اصلاح‌طلب، این بار نیز روی همه گزینه‌های قابل ائتلاف فکر می‌کنند. علی لاریجانی در سازوکار انتخاباتی آنان شانس بالاتری در مقایسه با دیگر گزینه‌ها پیدا کرده است. آنها بار دیگر ورای مانیفست‌های اصلاح‌طلبانه، رویکرد عملگرایانه و واقع‌گرایانه در صحنه انتخابات گرفته‌اند. بهزاد نبوی، منتقد جدی فهرست ندادن جبهه اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس یازدهم، رئیس همین تشکیلات شده است و تکرار سناریوی سابق بعیدترین حالت ممکن برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۸ خرداد به‌نظر می‌رسد. اتحاد ملت، کارگزاران سازندگی و اعتماد ملی، احزاب اصلی با بیشترین ضریب نفوذ در تصمیمات اصلاح‌طلبان، هنوز به گزینه‌های مشترکی در انتخابات پیش‌رو نرسیده‌اند.

    کارگزارانی‌ها همانند انتخابات مجلس در اسفندماه ۹۸ فعال‌ترین حزب این مجموعه بوده‌اند و طی ماه‌های اخیر اسامی نامزدهای متعددی را مطرح کرده‌اند. آنها تنها حزب اصلاح‌طلبی بودند که در انتخابات قبلی با حمایت حزب اعتدال و توسعه، یک فهرست انتخاباتی ۳۰ نفره برای تهران در مجلس دادند؛ هرچند اجماع حداکثری به‌دست نیاوردند و میدان را به اصولگرایان واگذار کردند. اعضای شورای مرکزی کارگزاران برای نامزدی محسن هاشمی رفسنجانی(رئیس شورای مرکزی) و اسحاق جهانگیری(عضو سابق شورای مرکزی این حزب) به تفاهم رسیده‌اند و خارج از حزب، محمدجواد ظریف(وزیر امور خارجه)، بیژن زنگنه(وزیر نفت) و مسعود پزشکیان(وزیر بهداشت دولت اصلاحات) را نیز برای نامزدی تأیید کرده‌اند. معیارهای اعتدالی‌تر این حزب برای برگزیدن نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری طرح نام علی لاریجانی را نیز به همراه داشته است. کارگزارانی‌ها روابط نزدیکی با لاریجانی به‌ویژه در دوره ریاست او بر مجلس دهم برقرار کردند. محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی این حزب با اشاره به بررسی صلاحیت نامزدها در شورای نگهبان گفته بود «اگر اصلاح‌طلبان از معرفی نامزد ذاتی خود محروم شوند ممکن است کسی که از نظر مواضع به ما نزدیک‌تر باشد را حمایت کنیم؛ علی لاریجانی ازجمله چهره‌هایی است که می‌توان درباره او بحث کرد و تصمیم گرفت.»

     اصلاح طلبان عقب نشینی کردند /ابراهیم رئیسی آرزوی اصولگرایان را برآورده می کند؟

    حزب اعتماد ملی در رده  دوم معرفی نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری جبهه اصلاح‌طلبان قرار دارد. در میان گزینه‌های آنان چهره غیرحزبی دیده نمی‌شود و اسامی محدود به محمدعلی افشانی (شهردار سابق تهران)، ابراهیم امینی و محمدجواد حق‌شناس (۲ عضو فعلی شورای شهر تهران) است. البته اسماعیل گرامی‌مقدم، سخنگوی حزب اعتماد یک تبصره به طرح این اسامی زده و گفته «درصورتی که سیدحسن خمینی وارد صحنه انتخابات شود، حتماً اصلاح‌طلبان از حضور ایشان استقبال خواهند کرد و اصلاح‌طلبان روی ایشان اجماع خواهند داشت.» هرچند سایر گروه‌های اصلاح‌طلبی موضع جدی درباره نامزدی سیدحسن خمینی نداشته‌اند. پرچمداری حزب اتحاد ملت در پرهیز از ارائه هرگونه فهرست انتخاباتی در انتخابات مجلس یازدهم، انفعال انتخاباتی آنان برای رقابت‌های ۱۴۰۰را نیز به‌دنبال داشته است. برخی گزینه‌های انتخاباتی مدنظر آنان از ابتدا با واقعیت‌های ادوار ریاست‌جمهوری جور درنمی‌آمد و طرح برخی اسامی همچون محمدرضا خاتمی، خیلی زود به بایگانی سپرده شد. محمدرضا ظفرقندی، رئیس سازمان نظام پزشکی و دبیرکل انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران گزینه جدی دیگر آنان برای رقابت‌های خرداد نیز تاکنون پیشنهاد نامزدی را قبول نکرده است.

    کدام چهره‌ها تمایل دارند؟

    از فهرست حدودا ۱۰نفره نامزدهای قابل طرح ۳حزب اصلاح‌طلب تاکنون تنها محسن هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی در رایزنی‌های صورت گرفته موافقت اولیه برای حضور در انتخابات داشته‌اند. بیژن زنگنه، اسحاق جهانگیری، محمدرضا ظفرقندی و سیدحسن خمینی برای اعلام حضور مخالفت کرده‌اند. این در حالی است که براساس آخرین گزارش‌ها از فعالیت انتخاباتی اصلاح‌طلبان در اسفندماه گذشته، اسحاق جهانگیری و محمدجواد ظریف به‌عنوان گزینه‌های نهایی آنان مطرح شده بود. با این وصف استراتژی انتخاباتی اصلاح‌طلبان در این دوره بیشتر از آنکه معطوف به دست‌خط تأیید حضور یا ردصلاحیت فقهای شورای نگهبان باشد، در انتظار هرگونه تصمیم انتخاباتی معدود چهره‌های باقی‌مانده این جریان برای ثبت‌نام در انتخابات است. اصلاح‌طلبان چاره‌ای برای پیشبرد راهبرد  انتخاباتی خود در قالب ۲ برنامه الف و ب نداشته‌اند تا درصورتی که برنامه نخست آنها با حضور نامزدهای حداکثری محقق نشد از نامزدهای مرحله بعد دست به انتخاب بزنند. گزینه‌های باقی‌مانده نیز بیش از آنکه متکی به پشتیبانی و جلب حمایت حداکثری احزاب اصلاح‌طلب باشند، در انتظار کوچک‌ترین واکنش مثبت جامعه مبنی بر تغییر تصمیم به نفع مشارکت در انتخابات هستند. آنها می‌دانند در مشارکت پایین اصلاح‌طلبان شانس زیادی برای پیروزی ندارند. زمستان سال قبل نخستین نشانه‌های کاهش مشارکت در نظرسنجی‌های رسمی و غیررسمی آشکار شدند و هرگونه امید به تغییر شرایط موکول به طلیعه ۱۴۰۰شده بود. این شرایط همچنان تغییری نکرده است.

    اصولگرایان مطمئن از پیروزی

    روی دیگر این سکه، آرامش انتخاباتی حاکم بر اردوگاه اصولگرایان است. جولان انتخاباتی اصلاح‌طلبان در ۲ انتخابات قبلی آنها را هم وادار به دمیدن بر تنور انتخابات کرده بود. شرایط انتخاباتی این دوره بر آنان سنگینی نمی‌کند و آسوده از میدان بی‌رقیب، سازوکار انتخاباتی خود را جلو می‌برند. آنها ۴ سال قبل تا نیمه فروردین ۵نامزد نهایی خود را هم شناخته بودند؛ در جریان یک مجمع عمومی حدودا ۳هزار نفره به‌ترتیب ابراهیم رئیسی، علیرضا زاکانی، مهرداد بذرپاش، محمدباقر قالیباف و پرویز فتاح به‌عنوان نامزدهای اصولگرا معرفی شده بودند. 

    از آن جمع ۵نفره برای این دوره تنها ابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف به‌عنوان چهره‌های محتمل نامزدی باقی مانده‌اند، هرچند تلاش‌های انتخاباتی چهره‌هایی همچون محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و رستم قاسمی، وزیر نفت دولت احمدی‌نژاد هم در حاشیه این رقابت به چشم می‌آید. مجمع عمومی اصولگرایان در رقابت دور قبلی هرگونه تصمیم نهایی برای برگزیدن نامزد نهایی از جمع ۵ نفره را به شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب موکول کرده بود و در این دوره کار حتی به تشکیل مجمع عمومی و نظرخواهی از جمعیت هواداران نیروهای انقلاب در شهر آفتاب نیز نرسیده است.

    تکلیف کار یکسره است. تصمیم انتخاباتی آنان پشت پرده و به‌صورت شورایی از ۲ مجرای شورای ائتلاف به ریاست غلامعلی حدادعادل و شورای وحدت به محوریت جامعه روحانیت مبارز دنبال می‌شود. شورای وحدت پیشاپیش از اعلام نامزدی احتمالی ابراهیم رئیسی حمایت کرده است و شورای ائتلاف نیز قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری فهرست انتخاباتی شوراهای شهر تهران به ریاست مهدی چمران را نهایی کرده است. آنها با گروه‌های معروف به نواصولگرایی ذیل چتر حمایتی محمدباقر قالیباف فعالیت می‌کنند. اگر رئیسی به تقاضاها برای نامزدیش پاسخ مثبت دهد، همچنان پس از رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۷۶ تنها نامزد اصولگرایی خواهد بود که می‌تواند ائتلاف حداکثری تشکیلات اصولگرایان را پشت سر خود تجمیع کند. علی‌اکبر ناطق‌نوری در رقابت‌های سال ۷۶ یک‌بار این اتفاق را رقم زده بود و در مقابل سیدمحمد خاتمی شکست خورد. طیف کثیری از اصولگرایان مشارکت در انتخابات خرداد امسال را منوط به حضور رئیسی کرده‌اند و باید دید در روزهای آینده آیا رئیسی پس از حدود ربع قرن آرزوی اصولگرایان برای  روی کار آمدن یک دولت حداکثری را محقق می‌کند؟

    ۲۷۲۱۵

     

  • آیا رشد اقتصادی ایران مثبت شده است؟

    آیا رشد اقتصادی ایران مثبت شده است؟

    نکته  اول : وجود تناقضات همیشگی بین آمار های اعلامی دو مرجع رسمی بانک‌مرکزی و مرکز آمار ایران بطور مثال : مرکز آمار ایران رشد بخش کشاورزی را در سه ماه اول ۹۹ حدود ۰/۱ درصد اعلام کرده، درحالی‌که بانک‌مرکزی از رشد بخش ۳/۷ً درصدی بخش کشاورزی در سه ماه اول سال ۹۹ خبر داده است یا رشد بخش صنعت در بهار ۹۹ توسط بانک مرکزی ۱/۳ درصد مثبت اعلام شده در حالیکه طبق آمار برآورد شده  مرکز آمار ایران این نرخ منفی ۴ /۰ درصد گزارش شده  که در این مورد مصادیق فراوان است . این تشتت آماری ناشی از دریافت داده های متفاوت توسط این دو منبع اطلاع رسانی اماری کشور است یا بنا بر اقتضائات سیاسی داده ها دستکاری میشوند تا پس از پردازش در دستگاه محاسباتی ستانده های  بهتری در عرصه داخلی و برون مرزی ارائه شوند .  
    نکته دوم عدم هماهنگی بین نرخ متغیرهای اقتصادی است که منبعث از تناقضات آماری است که صحت آنها را تردید آمیز می‌سازد اما مسئله اصلی واقعیات اقتصاد کشور است که هیچ نشانی از بهبود در آن دیده نمی‌شود دامنه فقر گسترده‌تر شده ،ارزش پول ملی به شدت افت کرده و گرانی روز افزون کالاها به ویژه کالاهای سبد متعارف مصرفی  قدرت خرید کثیری از آحاد آسیب دیده و آسیب پذیر و صاحبان درآمدهای ثابت و به طور کلی اقشار کم برخوردار و حتی لایه‌های بالای طبقه  متوسط را کاهش داده و آنان را به آستانه و یا به زیر خط فقر کشانده. مردم به آمارهای تورم، نرخ بیکاری و رشد اقتصادی و دیگر آمارهایی‌که‌ آثار آن را در زندگی خود احساس و ادراک نمی‌کنند باور ندارند. سالهای ۹۷ و۹۸ مجموعا” با رشد منفی۱۴ درصدی روبرو بودیم امسال دولت رشد اقتصادی را مثبت اعلام کرده این در حالیست که دستیابی به رشد اقتصادی مثبت مستلزم ضرورت‌های پیشینی است که متاسفانه اقتصاد سال ۹۹ در استمرار و تداوم سیاستگذاری‌های دو سال گذشته که به تدریج منافذ ورودی ارز به کشور چه از بابت کمیت صادرات اعم از نفتی  و غیرنفتی وچه از جهت تحریم مبادلات بانکی تنگتر و بسته‌تر شده کمبودهای ارزی و به تبع ریالی بیشتری را تجربه کرده و لذا درآمدها قادر به پوشش بخش اعظمی از بودجه جاری دولت هم نشده و دولت با وجود تمهیداتی در راستای غیر پولی کردن تامین کسر بوجه نظیر فروش بخشی از دارایی‌های خود و عرضه برخی از سهام شرکت‌های دولتی به بورس و انتشار اوراق بدهی ، اجازه انتشار اوراق ودیعه دوساله  و انجام عملیات بازار باز  و افزایش نرخ سود بانکی ، باز هم کمبود منابع  را از برداشت از صندوق توسعه ملی و استقراض از بانک‌مرکزی تامین نمود که نتیجه آن  افزایش پایه پولی و گذر کردن نقدینگی از مرز ۳۳۰۰ هزار  میلیارد  تومان بود که اگر با حجم نقدینگی ۴۹۲ هزار میلیارد تومانی خرداد ۹۲ که شروع دوره ریاست جمهوری روحانی  بود مقایسه کنیم درمی‌یابیم که بیش از ۶/۷ برابر و یا ۶۷۰ درصد رشد نشان میدهد  ،که هیچ تناسبی با میانگین رشد اقتصادی اعلامی صفر درصد در این بازه زمانی نداشته است که لذا باید آن‌را به افزایش مداوم رشد تورم معطوف کرد . اما همان‌طور که عرض کردم در سال ۹۹ ضرورت‌های پیشین برای دستیابی به رشد اقتصادی مثبت فراهم نبود زیرا یکی از مهمترین ملزومات رشد اقتصادی  افزایش رشد سرمایه گذاری و رشد بهره وری است که در هردو مورد با رشد منفی روبروبوده ایم که از عوامل تضعیف تولید است
    تضعیف بخش واقعی اقتصاد از چهار منظر ، در سال ۹۹ قابل تأمل است
    یکم : عدم حمایت دولت از بخش واقعی اقتصاد  و دخالت های نامطلوب در بازار و قیمت گذاری ،به بهانه تنظیم بازار و کنترل قیمتها
    دوم : آثار مخرب تحریم‌های حداکثری آمریکا  که تمام بخشهای اقتصادی ایران را در هدف داشته است در بخش پولی نیز بخشی از رشد متغیرهای پولی متاثر از اثرات غیر مستقیم تحریم‌های آمریکاست.
    سوم: تبعات سهمگین ویروس کرونا بر کسب وکارها و تولیدات کالاها و خدمات که منجر به تضعیف تولید و کاهش اشتغال شده است.
    چهارم : اتخاذ سیاستهایی با انتظار ایجاد رضایت بخشی های زودهنگام از طریق ارائه کمک‌های نقدی و جنسی ناکافی به مردم و پرداخت ارز با نرخ ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی که منجر به ادامه وقوع فساد و اختلاسهای هزاران میلیاردی که بانکها را از اعطای اعتبارات به بخش واقعی اقتصاد تهی ساخت . بجای  اصلاح رفتار مالی دولت بویژه کاستن از کسر بودجه و اتخاذ سیاستهای بهینه مدیریت منابع مالی وارزی و ریالی.
    فی‌الواقع تأثیرات سوء همین عوامل بر اقتصاد کشور رشد منفی اقتصادی را در سال‌های ۹۷ و۹۸ رقم زد . اینک چگونه ممکن است در سال ۹۹ که شاهد بهبود مدیریت مالی و پولی و ارزی دولت نبوده‌ایم با رشد تولید ناخالص داخلی مثبت روبرو باشیم در حالیکه شرایط اقتصادی سال ۹۹ نسبت به دو سال پیشین به مراتب وخیم تر بوده است . براساس آمار رسمی دولتی رشد تولید ناخالص  داخلی با نفت  به نقل از گزارش ۹۹/۶/۱۲ اقتصاد نیوز متکی بر آخرین گزارش فصلی مرکز آمار ایران در ۳ ماهه ابتدای سال گذشته منفی ۳/۵ درصد بوده که اگر همین روند را تا پایان سال در نظر بگیریم با اغماض باید رشد اقتصادی حدود منفی ۱۰ درصد را تجربه کرده باشیم که نگارنده در پاییز سال گذشته پیش بینی نموده بود . بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول نیز که نرخ رشد اقتصادی دنیا وچند کشور منتخب را در جدولی منتشر ساخته نرخ رشد اقتصادی ایران در سال‌های ۹۷و ۹۸و۹۹ به ترتیب منفی ۴/۸۴ درصد ، منفی ۹/۴۶ درصد ومنفی ۵/۹۸ درصد بوده که به واقعیت نزدیکتر است . البته بر کسی پوشیده نیست که رشد قابل توجهی در عرصه تولیدات تسلیحاتی وموشکی و شناورهای نظامی داشته‌ایم که باعث افزایش میانگین نرخ رشد اقتصادی شده اما تامین معیشت مردم را به سبب تخصیص منابع بیشتر باین حوزه  سخت‌تر نموده است . در اردیبهشت ۹۸ تعداد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر ۵۵ درصد اعلام شده بود که کثیری از آنها زیر خط گرسنگی به سر میبرند اما در دی ماه ۱۳۹۹  با توجه به آمارهای گوناگون همچون حقوق دریافتی و گرانی‌ها، اعلام شد که: «۵۸ درصد مردم ایران برای زنده ماندن تلاش می‌کنند نه زندگی کردن». با این اوصاف اگر هم در سال ۹۹ به رشد اقتصادی مثبت دست یافته باشیم بیانگر هیچ آثار بهبودی در زندگی اکثریت آحاد جامعه نبوده است ، گرچه رشد اقتصادی در زیر ساخت‌های کشور هم که بر اساس یک استراتژی توسعه گرا و نگاه به آینده صورت گیرد تغییرات زودهنگامی را بر بهبود رفاه جامعه ایجاد نخواهد کرد اما متاسفانه سیاستگذاری در بخش تاسیسات زیر ساختی و پروژه های ساختارهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی بهداشتی و زیست محیطی که تامین مالی آنها همه ساله در چارچوب بودجه های عمرانی کشور تدوین میشود نیز  از عقلانیت عملی بی بهره بوده و بخش عمده ای از منابع عمرانی مصروف هزینه های جاری دولت شده و هزاران طرح ‌وپروژه عمرانی ناتمام بر زمین‌مانده و اغلب توجیه اقتصادی خود را از دست داده و از سوی دیگر مطالبات پیمانکاران بخش خصوصی لاوصول مانده و بورشکستگی آنان منجر شده است .
    – دورنمای اقتصادی سیاسی اجتماع سال جاری نیز حامل شرایط نوید بخشی نخواهد بود . زیرا بر اساس گفته آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا راه بسیار طولانی برای انجام  مذاکرات در پیش است. از سوی دیگر جمهوری اسلامی با اتکاء به قرار داد ۲۵ ساله اخیر با چین‌ به اتخاذ موضع محکمتری در برابر مواضع آمریکا مبادرت ورزیده . که اگر این قراداد که هنوز منافع و مضار آن بر ملت ایران‌ در هاله ای از ابهام است اجرایی شود . کشور ما در سال جاری علاوه بر اینکه با تشدید تحریم‌های آمریکا روبرو خواهد بود طیف گسترده‌ای از کشورهای اروپایی و عربی و کشورهای حامی آمریکا در دیگر نقاط جهان هم در برابر ایران رسما” موضع خواهند گرفت. ضمن آنکه ایران از ترکش‌های جنگ اقتصادی غرب با چین مصون نخواهد بود.
    * اقتصاددان
    ۲۲۳۲۲۳

  • قرارداد با چین، غربی‌ها را آماده توافق با ایران کرد؟ /فلاحت پیشه: توافق ایران و چین را نمی توان با دلالی پیش برد

    قرارداد با چین، غربی‌ها را آماده توافق با ایران کرد؟ /فلاحت پیشه: توافق ایران و چین را نمی توان با دلالی پیش برد

    توافقنامه ایران و چین واکنش‌های داخلی و خارجی بسیاری به همراه داشته است؛ واکنش‌هایی که عمدتا به‌دلیل عدم‌آگاهی و محرمانه ‌بودن جزئیات آن به‌صورت نگرانی و ابراز گلایه مطرح می‌شود؛موضوعی که حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس اسبق کمیسیون امنیت‌ملی و سیاست خارجی مجلس معتقد است که مسئولان مربوط در دولت باید هرچه سریع‌تر چاره‌ای برای آن بیندیشند و با شفاف‌سازی پیرامون ضمائم و الحاقات این توافق، اهمیت توسعه روابط راهبردی ایران و چین را برای مردم تبیین کنند.

    گفت‌وگو با فلاحت‌پیشه درباره سند همکاری ۲۵ساله تهران- پکن را می‌خوانید. 

    *از نظر استراتژیک توافق ۲۵ساله ایران و چین چگونه می‌تواند به منافع ملی ایران کمک کند؟

    موضوعی که ابتدا باید مورد توجه قرار گیرد، این است که کشورهای مختلف دنیا معمولا سعی می‌کنند دوستان راهبردی در سطح منطقه نفوذ خود و حتی در گستره جهانی بیابند که این موضوع برحسب قدرت جهانی و منطقه‌ای کشورها محقق می‌شود. با توجه به این موضوع ایران و چین هر دو مشترکات فراوانی دارند که در پیوند با یکدیگر می‌تواند راهگشای تحقق بسیاری از راهبردها و منافع دو کشور باشد. از سویی باید مدنظر داشت که چین رقیب هژمونیک ایالات‌متحده محسوب می‌شود و حتی پیش‌بینی کرده‌اند که در سال ۲۰۲۵ عملا در رأس قدرت هژمون دنیا قرار می‌گیرد. از سوی دیگر ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، از مولفه‌های قدرت سیاسی، دفاعی و امنیتی برخوردار است که می‌تواند ‌ در تحقق‌ برنامه‌های بلندمدتی که چینی‌ها درسر دارند، کمک راهبردی به‌حساب آید. واقعیت این است که چینی‌ها به زیرساخت‌های تجاری و اقتصادی ایران از یک‌سو و نفوذ منطقه‌ای کشورمان برای پیشبرد برنامه‌های خود نیاز دارند و ازسوی دیگر ایران هم با توجه به شرایط آسیب‌پذیر کنونی، طالب پیوندهای استراتژیک با چین است. توافق ۲۵ ساله ایران و چین در چنین شرایطی به‌ امضا رسید و بعد از آن بحث‌های دیگری متعاقب آن شکل گرفت که عده‌ای موافق بودند و برخی هم ابراز مخالفت کردند. در داخل و خارج از کشور مواضع مختلفی پیرامون این توافق اتخاذ شد، حتی در آمریکا به بایدن حمله شد که تعلل او سبب شده‌است استراتژی «نگاه به شرق» در ایران به‌عنوان یک اصل راهبردی مطرح شود. در داخل هم با توجه به اینکه در تاریخ قبل از انقلاب، کشور شاهد انعقاد معاهدات ننگینی با قدرت‌های دنیا بوده که بعضا در بلوک شرق قرار داشته‌اند، دغدغه‌هایی به‌وجود آمده و انتقاداتی را برانگیخته ‌است.

    *این دغدغه‌ها چقدر واقعی است؟

    معتقدم باید از زاویه یک نگاه منطقی به توافق ۲۵ساله ایران و چین نگریست. به‌نظر من آن بخش از این توافق راهبردی که اعلام شد، قابل دفاع است و در عرصه‌های اقتصادی، تجاری و به‌ویژه حوزه انرژی می‌توان شاهد نگاه قابل دفاعی بود، اما نکته اینجاست که باید فضای ذهنی مردم شفاف شود. واقعیت این است که در دو بخش مردم حق دارند مطلع باشند؛ یکی بخش محرمانه است که گفته شده طرف چینی راضی نیست علنی شود و بخش دیگر ضمائم است که نقشه عملیاتی محسوب می‌شود. توافقی که اعلام شد، نقشه راه بود، برهمین اساس باید نقشه عملیاتی هم برای افکارعمومی شفاف‌سازی‌ شود. به‌عنوان مثال باید مشخص شود که اگر قرار است چینی‌ها در راه‌آهن غرب کشور سرمایه‌گذاری کنند، این مهم با چه سازوکاری محقق می‌شود. موضوع اساسی این است که در اوضاع کنونی ایران در شرایط تحریمی قرار دارد و مردم راضی نمی‌شوند مسئولان مربوط امتیازاتی فراتر از مناسبات معمول بدهند.

    *باتوجه به این شرایط این سؤال پیش می‌آید که چه باید کرد؟

    به‌نظرم راه چاره، بازگشت به قانون اساسی است که آن‌هم تصویب این توافق راهبردی در مجلس است. هرگونه توافق یا معاهده‌ای که به مجلس می‌آید باید کل ضمائم و الحاقات آن به نمایندگان مردم ارائه شود. هیچ قانونی در مجلس ایران در گردش‌کار تصویب قرار نمی‌گیرد مگر اینکه کم‌وکیف آن به اطلاع مردم برسد و به‌هیچ وجه نمی‌تواند در پروسه محرمانه به تصویب برسد. براساس این توافق، سرمایه‌گذاری اولیه حداقل حدود ۴۰۰میلیارد دلار را دربر می‌گیرد که در شرایط تحریمی کنونی معادل ۲سال فروش نفت ایران را شامل می‌شود، بنابراین صحبت از رقم کلانی است که ملت ما باید درجریان سازوکار تبیین‌شده برای آن قرار داشته باشد. از سوی دیگر بعید می‌دانم در کشوری مانند جمهوری‌اسلامی ایران توافقی شکل بگیرد که بشود نام آن را تاراج گذاشت. لازم است مسئولان دولتی متن توافق را علنی کنند.

    قرارداد با چین، غربی‌ها را آماده توافق با ایران کرد؟ /فلاحت پیشه: توافق ایران و چین را نمی توان با دلالی پیش برد

    *به‌نظر شما اجماع کنونی که در ارکان مختلف حاکمیت برسر این توافق شکل گرفته‌است، چه دلایلی می‌تواند داشته باشد؟

    معتقدم دلیل اصلی این است که نوع رفتار چین با ماهیت رفتار ایالات‌متحده متفاوت است. چینی‌ها راهبرد بلندمدتی برای رسیدن به قدرت هژمون در دنیا دارند و برهمین اساس به یارگیری از میان قدرت‌های برتر منطقه‌ای می‌پردازند. با توجه به همین نوع نگاه هم هست که بر سازوکارهای نومنطقه‌گرایی تکیه می‌کنند و پیمان شانگهای مثالی برای این نگاه راهبردی محسوب می‌شود. باید اذعان داشت که برخلاف نگاه آمریکا به ایران که «تنبیهی» است، چین با دیدگاه «تشویقی» به جایگاه استراتژیک کشورمان می‌نگرد. برهمین اساس طبیعتا در سطح کلان قوای حاکم بر کشور این اعتقاد وجود دارد که انعقاد این توافق می‌تواند به خروج کشور از وضعیت بغرنج کنونی کمک کند.

    *موضوع نپیوستن ایران به FATFتا چه اندازه می‌تواند در دستیابی این توافق به اهداف راهبردی‌اش خلل ایجاد کند؟

    یک واقعیت محوری وجود دارد؛ اینکه اگر این توافق اجرا شود، صحبت چیزی حدود ۴۰۰ میلیارد دلار در میان است. معنای آن این است که طبعا بانک‌های دو کشور درگیر موضوع می‌شوند. برهمین اساس عدم‌تصویب FATF ازسوی ایران هزینه‌های کشورمان را برای نقل‌وانتقالات مالی افزایش می‌دهد. از سوی دیگر چینی‌ها حاضر نیستند هزینه‌های دلالی‌ها برای جابه‌جا کردن پول را بپذیرند. موضوع مهم این است که باید درنظر داشت که چنین توافق راهبردی را نمی‌توان با دلالی پیش ‌برد.

    *برخی فعالان مدنی معتقدند چین هرکجا که وارد شده، کارنامه مطلوبی به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند محیط‌زیست برجا نگذاشته‌است. این دغدغه چقدر جدی‌است؟

    به ‌هرحال واقعیت این است که راهبردهای مدنظر چین مقتضیاتی دارد که به «توسعه رشدمحور» اهمیت حیاتی می‌دهد و محیط‌زیست ‌محور نیست. یکی از دلایلی که معتقدم ضمائم این توافق باید علنی شود، چنین دغدغه‌های جدی‌ای است که باید درباره آنها شفاف‌سازی‌های لازم انجام شود.

    *موضوع مهم دیگر این است که با توجه به اینکه چین در منطقه ما با کشورهایی ازجمله مصر، امارات متحده عربی، عربستان و الجزایر هم توافق‌های راهبردی امضا کرده است، این توافق چگونه می‌تواند برای ایران برد-برد به‌حساب آید؟

    واقعیت این است که جمهوری اسلامی نسبت به همه کشورهایی که نام بردید، از نظر جایگاه تجاری، توریستی، امنیتی و… موقعیت بهتری دارد. این قدرت تعیین‌کننده کشورمان در منطقه برگ برنده‌ای است که قطعا در انعقاد چنین توافق تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. نکته اینجاست که مولفه‌های قدرت ایران در این توافق مدنظر قرار گرفته است.

    *توافق ۲۵ساله ایران و چین چه تأثیری بر روند احیای برجام می‌تواند داشته باشد؟

    در این زمینه معتقدم که دلیلی ندارد این توافق به‌عنوان مقدمه‌ای برای احیای برجام مطرح شود. به‌نظرم بعد از این توافق آمادگی غربی‌ها برای دستیابی به توافق با ایران بیشتر شده‌است. آنها در برابر این انتقاد و چالش درونی قرار گرفته‌اند که تعلل‌شان در احیای برجام، شکل‌گیری روابط تاکتیکی با ایران را تحت‌الشعاع قرار داده ‌است. در این میان جمهوری‌اسلامی باید دو ماهیت جداگانه را برای توافق با چین و برجام تعریف کند. هرگونه منوط‌کردن این دو تصمیم به یکدیگر، می‌تواند به‌ضرر منافع ملی کشورمان بینجامد.

    ۱۷۲۷۲۱۹

     

  • پورمحمدی: اقتصاد ونزوئلایی و تورم چندصد درصدی را پشت سرگذاشتیم

    پورمحمدی: اقتصاد ونزوئلایی و تورم چندصد درصدی را پشت سرگذاشتیم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز اطلاع رسانی، روابط عمومی و اموربین‌الملل سازمان برنامه و بودجه کشور؛ مشروح گفتگو با پورمحمدی ،معاون سازمان برنامه و بودجه در پی می‌آید . پورمحمدی سه دوره مدیریتی رده بالا در سه دولت مختلف از زمان اصلاحات تا تدبیر و امید را در کارنامه دارد و در ۱۸ سال اخیر در وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی و دست آخر سازمان برنامه و بودجه در رفت و آمد بوده است. به گفته خودش، گنجینه‌ای از تاریخ شفاهی تحریم‌ها و جنگ اقتصادی با خود همراه دارد. سیدحمید پورمحمدی گل سفیدی اهل استان چهارمحال و بختیاری در اوج تحریم‌های سال ۹۱-۹۰ قائم مقام بانک مرکزی بود که برای اولین بار این بانک تحریم شد و برای بار دوم در سال ۹۷ در یکی از حساس‌ترین پست‌ها مسئول تهیه و تنظیم بودجه کشور بوده که درآمدهای نفتی تقریبا به صفر رسید. مشروح این گفت‌وگو بدین شرح است:
    سازمان برنامه و بودجه فارغ از اصلاح ساختار بودجه یک مأموریت جدی و کلی دارد که باید جلوی درآمدهای غیرواقعی را بگیرد که بودجه تراز باشد. آن هم در شرایطی که دچار محدودیت‌های جدی هستیم و از دستگاه‌های دیگر نمی‌توان انتظار داشت تا  جلوی افزایش هزینه را بگیرند.  رئیس جمهور نیز معتقد است بودجه‌ جای شعار نیست و باید عملیاتی باشد. آقای جهانگیری می‌گوید بودجه چوب ادب سیاست‌مداران است، منتها با این مسأله مواجه هستیم که در ۴ سال اخیر پیش‌بینی درآمدها غیرواقعی بود. به خصوص درآمدهای نفتی یعنی رقم‌هایی که همه می‌دانیم محقق نمی‌شود، سازمان هم می‌داند اما بازهم داخل بودجه گذاشته می‌شود و بعد هم توجیهاتی برای آن آورده می‌شود که قابل درک نیست. مثلاً می‌خواهیم پیغام به بیرون از کشور بدهیم. چرا با وجود تحریم و جنگ اقتصادی اصرار بر درج درآمدهای غیر واقعی در بودجه وجود دارد؟ پورمحمدی: امیدوارم این گفت‌وگو بتواند گره‌ای از مشکلات باز کند و با همه آنهایی که با اقتصاد و بودجه سروکار دارند، الفت ایجاد کند. قبل از این که به سؤال جنابعالی پاسخ دهم، می‌خواهم به اصلاح ساختاری بودجه بپردازم. کارشناسان سازمان برنامه و بودجه روی اصلاحات ساختاری کار کردند و دل بستند که می‌شود بسیاری از ایرادهای همیشگی و متصلب (سخت و سفت) بحث بودجه و مشکلات اقتصاد را در این قالب حل کنند. موقعی این کار را شروع کردیم که بنده تزلزل‌ها را به همکاران منتقل نمی‌کردم و در دلم نگه می‌داشتم. چند نظر وجود داشت چون باید تیم را دلگرم نگه می‌داشتم. به آنها می‌گفتم شما کسانی هستید که می‌توانید مقدرات همیشگی بودجه کشور و اقتصاد را رقم بزنید تا بودجه از ایرادات منزه باشد. چند نکته را همه مسؤولان ابتدا گوشزد می‌کردند؛ اول اینکه در زمان سخت‌ترین تحریم‌ها وضع شده، تاب و تحمل اصلاحات ساختاری وجود ندارد. اصلاح ساختار یعنی پوست‌اندازی جدید. وقتی با تحریم‌های دردناک روبرو هستیم، تحمل برای همه بخش‌های کشور وجود ندارد و کشور متوقف می‌شود. این مسأله را هیچ گاه به همکارانم منتقل نکردم. می‌گفتم اگر زمانی بشود آرمان‌ها را محقق کنیم و پول نفت را دست‌کم در بودجه جاری به صفر برسانیم و اصلاح ساختاری انجام دهیم، بهترین زمان همین وقت است که در تنگنا هستیم. وقتی در تنگنا هستیم و نفتی وجود ندارد بهترین وقت پارادایم شیفت (تغییر رویکرد) است. اختلافی در بین متولیان و بنده بود که من می‌گفتم می‌توانیم، آنها می‌گفتند شدنی نیست. مسئله دیگر این بود که تا زمان تدوین کلیات همه با ما متحد بودند، زمانی که به اجرا و اصلاح می‌رسد که درد و مشکلات آن موقع نمایان می‌شود و داستان مولوی را مثال می‌زنند که «شیر بی یال و دم و اِشکم که دید». سوزن اصلاحات وقتی یک قسمتی بخواهد فرو برود، صدای همه درمی‌آید. این کار شدنی نیست و نمی‌توانید انجام دهید. باز هم من اینها را منتقل نمی‌کردم. امید می‌دادم تا کار جلو برود. مسأله بعدی این بود که چرا فراتر از آن چیزی که خواسته شده، می‌روید. وظیفه شما در همین قسمت است و مسؤولیت اجرا ندارید. در اختیار سران قوا قرار دهید یا می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند، بنابراین حد پروازتان آنجاست و صلاحیت بیش از این کار را ندارید. باز هم منتقل نمی‌کردم و می‌گفتم قطعا اجرا می‌کنیم و بهترین زمان است و باید دیگران را متقاعد کنیم. این سه مورد اثر خود را گذاشت، ما کارمان را به شایستگی انجام دادیم، هنوز هم در مورد نکات اصلاح ساختاری بودجه باور عمیق داریم، ولی سه ایرادی که گوشزد می‌کردند و من در انعکاس آن تحفظ (خویشتنداری) می‌کردم، محقق شد. دو بحث دیگر نیز در مورد اصلاحات وجود داشت. زمانی که مطرح می‌شود همه صف می‌بندند که باید چنین و چنان شود، اما بعد از یک مدتی به عنوان موضوعات عادی جامعه تلقی می‌شود. بسیاری از مباحثی که به عنوان اصلاحات ساختاری مطرح کردیم به تدریج در ادبیات دولت، وزارت نفت و مراجع تصمیم‌گیر بالاتر نمایان است. بخشی از آنها مطالبه جای دیگر بوده و برای ما خوشایند است. همچنین به ذهن رسید چون ماه‌های پایانی دولت دوازدهم است این مسأله را مکتوب و منتشر کنیم. ای بسا کتابی شود و تاریخ شفاهی مانند موانع و مشکلات را کنار آن بگذاریم. همان طور که اشاره کردید، بله، سازمان برنامه و بودجه هست که می‌تواند بودجه را به سامان ببرد و بقیه را متقاعد کند، اما سازمان بین دو موضوع گیر کرده بود. آیا محکم به سمت جراحی برود یا در نتیجه تحریم‌ها که فشار سخت معیشتی که به مردم و کارمندان و بازنشستگان می‌آید کدام را زودتر به نتیجه برساند و سرپا نگه دارد. بنا به ملاحظات و هشدارهایی که مکرر به سازمان برنامه دادند که در این شرایط، تحریم‌ها به شدت افزایش پیدا می‌کند و به رکود فرو رفتیم و تورم به شدت افزایش پیدا کرد که ناشی از بالا رفتن شدید نرخ ارز بود؛ گفته شد، خوب است دولت وقت خود را به روی معیشت کارمندان و بازنشستگان بگذارد. این به معنای حفظ وضعیت موجود و عبور از گردنه در کوتاه مدت است و به شدت سازمان برنامه خود را برای معیشت جامعه هزینه کرد. در زمانی که درآمد نفت و سایر درآمدها کم بود، ولی آن چیزی که برای سازمان در این مقطع حائز اهمیت بود، تامین حداقل معیشت جامعه  بود تا از گردنه عبور کند.  سؤال کردید که چرا دولت رقم نفت را بالا می‌بیند؟ در حالی که در باورش این گونه نیست. این مسئله فرایندی نیست که توسط یک کارشناس و در سازمان برنامه و بودجه رقم بخورد. بودجه فرایندی است که در مسیر خودش باید نظرات وزرای مختلف را جلب کند. اقتصاد سیاسی کار خودش را در بودجه می‌کند، نمی‌توانید بگویید مسائل سیاسی و به خصوص تعاملات بین المللی را نادیده بگیرید. طبیعی است اگر خالص نظر سازمان و بودجه را بخواهید، همیشه این است که وابستگی بودجه به نفت را حداقل ممکن ببیند، حالا هر چقدر بیشتر شد، برای سازمان بهتر است. کار تدوین بودجه هر چه وقتی جلوتر می‌رود اقتصاد سیاسی، تعاملات بین المللی و امید دادن و چگونگی حفظ بازار ارز را باید در نظر گرفت. بالاخره بودجه باید تراز باشد. مثلاً اگر نفت ۵۰۰ هزار بشکه در روز پیش بینی شد از آن طرف ناگزیر هستید نرخ ارز را خیلی بالا بگیرید. یعنی دولت دارد به  جامعه علامت می‌دهد که در آینده نرخ ارز بالا می‌رود و خودش یک مانع است. در دولت نظراتی دارند و ناگزیریم؛ همیشه فعال مایشاء (آنچه که بخواهد انجام دهد) نیستیم؛ بلکه باید بتوانیم نظرات را اعمال کنیم. بعد به مجلس که می‌رویم در گام اول همین سوالات شما را می‌پرسند که چرا وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی زیاد است، اما آخر سر وقتی می‌خواهند بودجه را ببندند آنها نیز مثل دولت مقداری آشکارا و پنهانی، تهاتری و در ردیف‌ها درآمد نفت اضافه می‌شود و نمی‌شود کاری کرد. تجربه به دست آمده این است که امیدواریم اجماعی در مسؤولان ایجاد شود با پشت سر گذاشتن سختی و تلخی تحریم کار به نتیجه صحیح برسد. زمان تحریم‌ها فرصت خوبی برای اصلاحات ساختاری بود که پشت سر گذاشتیم و در زمان دیگری ببینیم می‌توان این کار را انجام داد یا خیر.   فرمایش شما را متوجه می‌شوم و صحیح است که وظیفه کاهش وابستگی به نفت برعهده سازمان برنامه است، اما اکنون اختیاری در این زمینه وجود ندارد؛ یعنی درآمدی وجود ندارد و یک مرحله جلوتر هستیم. فایده رقم بالاتر گذاشتن درآمد نفت برای چیست؟ در حالی که چند سال این موضوع تجربه شد. ممکن است بفرمایید فایده آن تراز شدن بودجه است و روی کاغذ نشان می‌دهد کسری بودجه وجود ندارد. شما فردی عملیاتی و در جایگاه عملیاتی هستید، آیا واقعا فایده‌ای دارد که کسری بودجه را روی کاغذ بپوشانیم؟ کسری در عالم واقع خود را نشان می‌دهد، وقتی نفتی فروخته نمی‌شود هر چقدر هم رقم بگذارید اصلاً از ۲,۵ میلیون بشکه ۵ میلیون بگذارید، تغییری در واقعیت رخ نمی‌دهد. در واقع مثلاً فروش یک میلیون بشکه است، چه اتفاقی می‌افتد اگر درآمدها را واقعی ببینیم؟ کمک نمی‌کند که هزینه‌ها واقعی شود؟ پورمحمدی:  (روش و رسم) سازمان برنامه این است که درآمد نفت را حداقل ببیند تا به تبع آن هزینه‌ها را نیز حداقلی باشد و کشور را با هزینه کمتر اداره کند، ولی به نظرات توجه کنید؛ اگر اول سال ۹۹ قرار می‌گرفتیم طبیعی بود صادرات نفت را به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه می‌دیدیم، چون تحریم‌ها به اوج رسیده بود و حتی شماره موتور و بدنه کشتی‌ها را رصد می‌کردند. حقیقتا خیلی محکم این مسیر را پشت سر گذاشتیم. به چند صد درصد میزان صادرات آن موقع رسیدیم و افزایش پیدا کرد. آن وقت سیاست‌گذار با من این گونه روبرو می‌شود، اگر می‌خواستم به حرف تو گوش بدهم، هیچ گاه تحریم‌ها را دور نمی‌زدم. با همان ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه می‌ماندم و به رقم‌های بالا اصلاً نمی‌رسیدم. وظیفه من این است که دستگاه اجرایی و بقیه ارکان حکومتی را مکلف کنم که نفت را از زیر تحریم‌ها بیرون بیاورد و صادر کند، کما این که این کار را کرد. نقد خواست بنده و شما این است که میزان حداقلی به میزان قابل توجه برسد. ابتکاراتی بود که انجام شد. هدف‌گذاری بالاتر که صورت می‌گیرد به معنای این است که بروید راه را باز کنید. بنابراین با فشار و تحکم و خواسته‌ای نشان می‌دهد که می‌شود. نکته دوم؛‌ با فرض این که میزان صادرات نفت را در بودجه کم در نظر بگیرید، که ما این را کم در نظر می‌گیریم. بدین معنا است که میزان ارز حاصل از صادرات نفت برای واردات کالاهای اساسی کافی نیست و نرخ ارز باید در بازار افزایش یابد. چرا آقای دکتر؟ دلیلی ندارد قیمت ارز بالا برود. به جز کالای اساسی درآمد نفت صرف امور دیگری نمی‌شود، نیازی به افزایش نرخ ارز نیست. نرخ ارز برای کالای اساسی ثابت است و صادرات نفت به نسبت نیاز ارز کالای اساسی اندکی بیشتر است. پورمحمدی: مهم‌ترین مولفه‌ای که همواره روز نرخ ارز تأثیر می‌گذارد، ارز خود دولت است که حاصل از صادرات نفت و گاز و موارد این گونه است. اگر بگویید ارز نداریم، اما باید منابع کالای اساسی را تأمین کنیم، بدان معناست که باید از بازار ارز خریداری کنید یا از پول پرقدرت بانک مرکزی تأمین کنید که هر دو آن تورم بسیار بالا و قیمت ارز بالا را به وجود می‌آورد. هر دو این موارد اتفاق افتاد؟ پورمحمدی: خب، قبول دارم؛ این را فراموش نکنید وقتی تحریم‌ها شروع شد بسیاری از این حکام کشورها با رئیس جمهور در سازمان ملل جلسه داشتند. (مهر ماه سال ۹۷) ترامپ گفته بود، اگر دو ماه ایران را رها کنید مطمئناً زیر بار تحریم‌ها له خواهد شد و حاکمیت‌شان فرو خواهد پاشید. اما الان سال ۹۹ به پایان رسید و اتفاقی نیفتاد. همه می‌گفتند با کمبود منابع و تحریم‌های شدید حتی اگر نفت را با دور زدن تحریم صادر کنیم، اما هیچ گونه تراکنشی نمی‌توانیم داشته باشیم و پول آن دست‌تان نمی‌رسد. اقتصادی مثل کشور ونزوئلا با  تورم چند صد درصدی خواهیم داشت. ما این فضا را پشت سر گذاشتیم. نقادی سر جای خودش. با افتخار سخت‌ترین تحریم‌ها را در سه سال پیاپی پشت سر گذاشتیم که در هر سال آن یک بحران زلزله، سیل و کرونا داشتیم و در عین حال تحریم‌ها که اقتصاد و معیشت مردم را وسط یک مقراض (قیچی) قرار داده و به آن فشار می‌آورد، ولی اقتصاد ما ونزوئلایی نشد. به سمت ابرتورم نرفتیم، در حال خارج شدن از رکود هستیم و توانستیم شرایط را حفظ کنیم و رو به بالندگی اقتصادی برویم. مقایسه کنید.  اشاره کردید دولت تصمیم می‌گیرد که درآمد صادرات نفت را بالا ببرد و فشاری به وزارت نفت بیاورد که صادرات افزایش یابد. نمی‌شد همین رویکرد برای درآمدهای غیر نفتی اتخاذ می‌شد که مثلاً سازمان مالیاتی شما باید این میزان درآمد وصول کنید. پورمحمدی: بله، کاملا درست است. صحبت قبل را تکمیل کنم. سیاست‌گذار با تعیین درآمد نفت چه علامتی به سال آینده می‌دهد؟ آیا نرخ ارز را بالا می‌برم؟ در تأمین کالای اساسی موفق می‌شوم؟ فراموش نکنید بودجه به عنوان سند مالی‌ دولت منتشر می‌شود. دولت همواره به دنبال این است که بازار نفت خود را مطالبه کند. اگر بگویید ۲۰۰ هزار یا ۵۰۰ هزار بشکه صادر نمی‌کنم یعنی اینکه عملا بازار من را هر کسی می‌خواهد تحویل بگیرد. این هم علامت دیگری است که نمی‌خواهد بازار بین المللی را از دست بدهد. بودجه فقط ارقام خشک نیست. اثر خود را در دولت، مجلس و قسمت‌های دیگر می‌گذارد. یکی از کش مکش‌های جدی ما که به اوقات تلخی بسیاری می‌انجامد نحوه محاسبه مالیات‌ها است. تقریبا پایان سالی نبوده که ما با دوستان وزارت اقتصاد تندی و قهر نکنیم. عمده بحث‌های روی مالیات است. برخی اوقات اختلاف نظر در مورد رقم مالیات در بودجه به ۶۰ تا ۷۰ درصد می‌رسد که ما رقم بالاتر را مطالبه می‌کنیم. آنها ظرفیت‌ها و وضعیت اقتصاد را نگاه می‌کنند. همین پیش بینی سال ۹۹ از سوی سازمان برنامه ۱۸۵ هزار میلیارد تومان بود، در دولت که رفتیم همه می‌گفتند ۱۴۵ هزار میلیارد تومان بیشتر نمی‌شود و استدلال آنها را ‌پذیرفتند. یک دفعه کرونا به کشور وارد شد و در جلسه سران قوا گفتند، نمی‌شود از مردم پول گرفت. مالیات در شرایط کرونایی حتی چند ماه عقب افتاد و تخفیف و بخشودگی هم اعمال شد. اصلاً گفتند ۱۰۰ هزار میلیارد تومان هدف‌گذاری کنید. دوستان سازمان مالیاتی همت کردند و شبانه روز گفت‌وگو و جلسه گذاشتیم و به رقم ۱۸۵ هزار میلیارد تومان برگشتیم. امسال اولین سالی است که مالیات را با این که حداکثری دیده بودیم از آن فراتر رفت. مالیات را هم باید عین نفت نگاه کنیم و در تنگنا از همه ظرفیت‌ها استفاده کنیم. همین رویکرد انبساطی برای دارایی‌ها و مالیات وجود دارد. دستگاه‌ها سال ۹۸ زیر بار فروش شرکت‌ها نمی‌رفتند. سال ۹۹ در همین محدودیت‌ها بود که دولت در بورس سهام فروخت تا درآمدهای بودجه را حداکثر کند. در بودجه سال ۱۴۰۰ برای فروش شرکت‌های دولتی ۹۵ هزار میلیارد تومان درآمد از بازار سرمایه پیش بینی شده است، در نیمه اول سال ۹۹ که شرایط بورس خوب بود، حداکثر فروش که داشتید ۳۰ تا ۳۵ هزار میلیارد تومان است. به نظر می‌رسد این رقم برای سال پیش رو غیرقابل تحقق باشد. پورمحمدی: بله، همیشه در مورد این موارد تصلب و مقاومت سنگینی وجود دارد و به تدریج که مقاومت‌ها هموار می‌شود می‌بینیم کار شدنی است. یادتان می‌آید راجع به اوراق مالی یک امر مذمومی در بودجه نگاه می‌کردند، اما به تدریج جای خود را باز کرده و به عنوان یکی از ابزارها، ریسک‌ها را می‌گیرد و اصل و سود آن داده می‌شود و همواره تحفظی روی هزینه‌ها دارد. نگرش این است که در میان مدت دخل و خرج را حفظ کند. دولت  دارایی‌های فراوان دارد ولی بعضا برای پرداخت برخی از ضرورت‌ها پولی دستش نیست؛ مثل آدم ثروتمندی که جیبش خالی است. سازمان برنامه و بودجه باید مغناطیس و مکثی ایجاد کند که منفذها باز شود. به عنوان مثال؛ شرکت نفت ما شرکتی است که از لحاظ دارایی کمتر از آرامکو (شرکت نفتی عربستان) نیست. آرامکو الان به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های سهامی دنیا است، با چند درصد سهام می‌تواند کل مشکلات‌شان را حل کند، اما ساختار مالکیتی شرکت ملی نفت به گونه‌ای است که کلی بدهکار است و یکی می‌تواند بگوید مشمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت است؛ چراکه از پرداخت بدهی‌ها استنکاف می‌کند یا نمی‌تواند پرداخت کند. به خاطر این که هیچ گاه از این زاویه نگاه نکردند که می‌تواند دارایی‌ را در خودش حفظ و به عنوان یک ثروت مطرح کند. چون نیازی نداشتیم فقط برمی‌داشتیم و هزینه می‌کردیم. سال ۸۵ و ۸۶ سیاست کلی اصل ۴۴ قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد تا دارایی‌ها را به مردم بدهیم و جلب مشارکت در اقتصاد شود، اما کماکان دارایی‌ها در اختیار دولت است. در نشست اخیر کارگزاران نظام با مقام معظم رهبری عنوان شد، چرا از دارایی بیشتر برای دولت استفاده نمی‌شود؟ همچنین برای انتشار اوراق اگر سه سال پیش بودیم کش مکش داشتیم که آیا می‌توانیم سهام دولت را بفروشیم یا نه. بعد سازوکار ETF و عرضه در بورس طراحی کردیم. دارایی‌ها را باید به طور جدی شناسایی کنیم، قیمت واقعی را به دست بیاوریم و بفروشیم. از لحاظ اقتصادی هیچ فرقی نمی‌کند که بنده اداره کنم یا شما. اثر خود را در تولید و اشتغال می‌گذارد فقط این که من به عنوان دولت بد اداره می‌کنم شما به عنوان بخش خصوصی چون باید سود را حداکثر کنید، با هزینه کمتر و با بهره‌وری بیشتر اداره می‌کنید. بنابراین حفظ می‌شود. نباید تنگ‌نظری بکنیم در این که دارایی‌ها را در بغل دولت نگه داریم و بخش خصوصی هم تحرکی نداشته باشیم. باید منفذها باز شود بودجه است که مغناطیس ایجاد می‌کند که کار به اجرا برسد.   بحث ظرفیت فروش بود؟ با توجه به اینکه در جریان هستید که چه فضایی حاکم است، خیی بعید به نظر می‌رسد که بازار سهام پذیرای این میزان سهام دولتی باشد. پورمحمدی: بورس یک نوع حراجی است که براساس عرضه و تقاضا عمل می‌کند، فقط باید قیمت‌ را متعادل کنید. الان هم با قیمت مناسب کشف قیمت و عرضه کنید نقدینگی از جاهای دیگر دوباره به بازار می‌آید. معنی این نیست که ظرفیت جدید وجود ندارد، بلکه با چه قیمتی می‌خواهید عرضه کنید. اگر دولت قیمت گران بگذارد، در این شرایط هیچ ترجیحی وجود ندارد. چون شفاف عرضه می‌کنید می‌تواند نقدینگی سرگردان در بازار را جذب کنید. بحث این است که اول باید تمرین کنید ادبیات آن را راه بیندازید. جامعه و اقتصاد، خودش را منطبق می‌کند. وقتی به سازمان برنامه و بودجه آمدم تنها اوراقی که منتشر می‌شد، اوراق مشارکت بود. بانک‌ها موظف بودند در سررسید و پیش از موعد نیز خریداری کنند. کل ریسک اوراق دولت به بانک‌ها منتقل می‌شد. اگر می‌گفتیم می‌خواهیم کار دیگری بکنیم، می‌گفتند زیر و رو می‌شود. در سال ۹۲ و یا ۹۳ با این که ذی‌نفع بودیم، الزام خرید اوراق توسط بانک‌ها را کنار گذاشتیم. نظام بانکی را از فشار بودجه‌ای نجات دادیم. اوراق جدید جایگزین کردیم. اگر می‌خواستیم مثل روال قبل برویم صدها هزار میلیارد تومان از اوراق دولت روی پیشخوان بانک‌ها می‌ماند، اما اکنون هیچ چیزی نیست و اوراق در بازار می‌چرخد. اموال و دارایی دولت هم همین‌طور است. ببینید، به چه میزان اموال و دارایی دولت رها است. طراحی صندوق قابل معامله بورسی ETF و مولدسازی به خاطر همین بود. هر دارایی که در اختیار دستگاه است به صورت اجاره باشد. در اصلاحات ساختاری دیده شده و به تدریج جای خود را در بودجه باز می‌کند. به موضوع نفت بازگردیم. مطرح کردید به ارقام حداقلی در مورد صادرات نفت در بودجه پایبند هستید، اما سیاست‌گذار نظر دیگری دارد که البته منظورتان از سیاست‌گذار کیست؟‌ مجلس در ظاهر مقاومت می‌کند و مدعی است که چرا وابستگی درآمد نفت در بودجه زیاد است. پورمحمدی: دولت و مجلس هر دو سیاست‌گذارند. در وادی امر هم دولت و هم مجلس مقاومت می‌کنند، اما آخر سر هر دو ارقام را بالا می‌برند. در بخش نفت اشاره کردید که دلیل استفاده از ارقام بالا که محقق نمی‌شود، به خاطر این است که می‌خواهیم بازار بین‌المللی را از دست ندهیم و مواردی دیگری هم مطرح کردید. نکته اینجاست که سازمان برنامه و بودجه با سازوکاری بخشی از درآمدهای نفتی که قابل وصول است را در ارقام بودجه بگنجاند و سقفی در نظر بگیرید که اگر مثلاً ۲ میلیون بشکه محقق شد بتواند به شیوه‌ دیگری از آن استفاده کند. نه این که کل رقم نفت را در بودجه پیش بینی می‌کنیم و از آن طرف مصارف قطعی در نظر بگیریم که منجر به کسری بودجه می‌شود و در نهایت دست به دامان سران قوا می‌شویم که فلان مقدار کسری بودجه داریم، راه‌های جایگزین ارائه می‌دهید. در رفتار سیاست‌گذاران از جمله سازمان برنامه و بودجه و دولت و سایر دستگاه‌ها این نگاه مشاهده نمی‌شود. پورمحمدی: نگاه کارشناسی سازمان برنامه را در اصلاحات ساختاری منعکس کردیم و برنامه را پیشنهاد دادیم. از  جمله جاهایی که باید از انواع نوسانات مصون باشد، بودجه است. مهم‌ترین نوساناتی که به بودجه وارد می‌شود، از ناحیه نفت است. نفت یک روز تحریم است، یک روز نیست. یک روز قیمت بالا است، یک روز پایین. یک روز دسترسی به منابع حاصل از صادرات نفت داریم، یک روز نداریم. همه این ریسک‌ها متوجه بودجه است. این نوسان در بود جه به طریق دیگری وارد بازار می‌شود که مباحث سلطه مالی و اثر در پایه پولی را به همراه دارد. در برنامه هفتم به روش تعیین نفت می‌پردازیم. نحوه تعیین سهم دولت از صادرات نفت از اشتباهات جدی ما در این سال‌ها است. تعیین سهم شرکت ملی نفت نیز اشتباه است. در همین دهه یک زمانی ۱۳۷ میلیارد دلار صادرات نفت داشتیم. بودجه، شرکت نفت و صندوق توسعه ملی سهم می‌برند. آن زمان که وفور درآمدهای ارزی بود برای من (سازمان برنامه و بودجه) نقمت بود، الان هم که کم شده بلا است. در وفور درآمدهای ارزی،‌ سیاست‌گذار هزینه‌هایی می‌کند که هزینه‌ها مستمر می‌شود. یارانه می‌دهد، پروژه و طرح شروع می‌کند. وقتی درآمد ارزی از ۱۳۷ میلیارد دلار کمتر می‌شود، پروژه و تعهدات روی دست ما می‌ماند. روش مناسب این است که نیاز بودجه را صندوق توسعه ملی یا بانک مرکزی پوشش دهند. به صورت درصدی خیر؟ بلکه رقم تعیین می‌شود و ثابت است. بنابراین آن موقع ریسک‌ها را در حوزه استقراض و فروش و نظایر آن نمی‌برم، می‌دانیم کل پول ما همین قدر است. در اصلاحات ساختاری پیش بینی شده بود که درآمدهای ارزی برای صندوق‌ توسعه ملی باشد. وقتی آقای همتی به بانک مرکزی آمد، گفت ما این موضوع را برای شما پوشش می‌دهیم با ما توافق کنید. تحریم‌ها آنقدر شدید شد که شدنی نبود. در شرکت نفت هم همین‌طور است. این فاجعه است که وفور درآمد ۱۴,۵ درصد و در شرایط کنونی هم ۱۴.۵  درصد باشد؛ چراکه باید تولید نفت و تجهیزات را ارتقاء دهد الان از کجا بیاورد؟ پیشنهاد این است که به ازای هر بشکه در میادین مختلف فی (قیمت) را تعیین کند تا رقابت و بهره‌وری بالا برود. از تکنولوژی استفاده کند و میادین با هم رقابت کنند. سازوکاری که وجود دارد موجب نوسان و دلخوری است. باید شیوه‌ای پیدا کنیم که مصون شویم. درآمدهای ارزی نفتی یک پایگاه لغزنده در بودجه است و هیچ کسی نمی‌تواند به آن ثبات بدهد. حالا بیاییم این طرف که چرا در سران قوا به کسری بودجه توجه شده است. وقتی بودجه ۹۹ پیش بینی شد ارقام میان مجلس و دولت توافق و نهایی شد. قانون که مصوب شد یک دفعه پدیده کرونا به وجود آمد. تحریم از یک طرف به اوج خود رسید، کرونا هم طرف دیگر، منبع دیگری نداشتیم. در کرونا حتی کامیون بنزین صادراتی جابجا نمی‌شد. یکی از درآمدها از محل فرآورده‌ها بود که باید هدفمندی را پیش بینی می‌کردیم و فروش روزانه ۹۵ میلیون لیتر بنزین مدنظر بود که یک دفعه به ۴۵ میلیون لیتر رسید و فروش داخلی به شدت افت کرد. بخشی از فرآورده‌ها صادر می‌شد. تمام مرزها بسته شد. یک حادثه غیرمترقبه شکل گرفت، طبیعی است باید دست به دامن مجلس یا سران قوا بشویم.
    ۲۲۳۲۲۳

  • افتتاح «سامانه جدید پس از معاملات» در سال ۱۴۰۰

    افتتاح «سامانه جدید پس از معاملات» در سال ۱۴۰۰

    به گزارش خبرآنلاین و به نقل از سمات، حسین فهیمی با اشاره به تحولات سال گذشته بازار سرمایه ، با بیان این که عملیاتی شدن پروژه ETF یکی از دستاوردهای مهم بود، اظهار کرد: ورود میلیونی مردم به بازار سرمایه و فراهم کردن و ارتقای سریع زیرساخت‌های متناسب یکی از بزرگترین رویدادهایی بود که با استفاده از تلاش دسته جمعی در سال گذشته به ثمر نشست.
    وی در ادامه گفت: ابلاغیه مقام معظم رهبری در خصوص آزادسازی سهام عدالت در سال گذشته، مأموریت تاریخی و بی‌سابقه ای را به شرکت سپرده گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه محول کرد؛ پروژه‌ای که بیش از ۱۰ سال نهادها و سازمان‌های زیادی برای عملیاتی کردن آن تلاش کرده بودند و به سرانجام نرسیده بود و بالاخره بعد از محول شدن آن به بازار سرمایه، این آزادسازی صورت گرفت. این مهم یک اتفاق تاریخی و بزرگ را رقم زد که شاید در هر ۵۰ سال یک بار صورت بگیرد و اجرای آن در شرایط شیوع کرونا وضعیت پیچیده ای را رقم زد که با همت دسته جمعی به عنوان یکی از مدرن ترین پروژه‌های تاریخی بازار سرمایه در شرکت سپرده‌گذاری مرکزی محقق شد.
    مدیرعامل سپرده گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه تصریح کرد: این خدمات بی سابقه در حالی به بیش از ۴۹ میلیون مشمول سهام عدالت ارائه شد که قبل از عملیاتی شدن آن، در ابتدا برای خیلی‌ها باورکردنی نبود اما وقتی در ۱۰ خرداد ماه ۹۹ آزادسازی سهام عدالت انجام شد و در همان روز همه سهامداران می‌توانستند از طریق سامانه سهام عدالت دارایی‌های خود را مشاهده کنند همه به این باور رسیدند که با خرد جمعی، همفکری و تلاش سیستماتیک می‌توان پروژه‌های بزرگ را پیاده سازی و اجرایی کرد.
    فهمیی افزود: در روز آزادسازی سهام عدالت ۲۵۰ میلیارد تومان سهام عدالت به فروش رسید و در روزهای بعد نیز بیش از ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر سهام عدالت خود را فروختند که بالغ بر ۱۲ میلیارد تومان پول با درصد خطای بسیار کم و نزدیک به صفر به حساب مشمولین واریز شد که یک موفقیت عظیم را برای شرکت سپرده گذاری مرکزی رقم زد.
    وی درباره سایر تحولات بنیادی سال گذشته در حوزه «سمات»، اعلام کرد: در آذر ماه سال گذشته دو سامانه شرکت سپرده گذاری مرکزی اوراق بهادار «سامانه جامع توزیع سود و درگاه یکپارچه مجامع الکترونیکی» متعلق به بازار سرمایه، توسط رئیس جمهور مورد بهره برداری و افتتاح قرار گرفت که یک روز طلایی را برای شرکت رقم زد.
    مدیرعامل سپرده گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه در ادامه با بیان اینکه در سال گذشته بیش از ۴۰ مجمع الکترونیکی برگزار شد گفت: با استفاده از سامانه جامع توزیع سود، سود سهام بیش از ۱۳۰ شرکت برای سهامداران واریز شد که بالغ بر ۲۵ میلیون تراکنش بانکی را شامل شد.
    ۲۲۳۲۲۴

  • توصیه کاندیدای نظامی انتخابات ۱۴۰۰ به جو بایدن

    توصیه کاندیدای نظامی انتخابات ۱۴۰۰ به جو بایدن

    مشاور مقام معظم رهبری در این گفت و گو که امروز شنبه منتشر شد افزود: برجام  یک توافق‌نامه چند جانبه بین المللی است که در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شده و برای کشورهای عضو الزام آور است. اما آمریکا به طور یکجانبه از برجام خارج شد و ایران را تحریم کرد. این اقدام نادیده گرفتن دستاوردهای چندجانبه گرایی و تلاش برای آوردن فشار بیشتر بر ایران است. ایران همواره خویشتنداری راهبردی خود را حفظ کرده و همکاری و تبادلات خوبی با سایر کشورهای عضو برجام داشته است.

    وی تاکید کرد: اکنون بهترین تصمیمی که بایدن می‌تواند اتخاذ کند این است که بپذیرد قبلی ها اشتباه کرده‌اند و او نمی‌خواهد آن اشتباه را ادامه دهد. ولی فکر می‌کنم او تعلل می‌کند و زمان و فرصت را از دست می‌دهد و شرایط را برای تصمیم گیری سخت‌تر می‌کند.

    حسین دهقان با اشاره به اینکه ایالات متحده هرگز به بازگشت به برجام در سطح دیپلماتیک پاسخ مثبت نداده است، افزود: آمریکا باید به برجام برگردد و برگشتن آمریکا به برجام به معنای لغو تمامی تحریم هایی است که در دوران ترامپ و حتی در آغازین روزهای دولت بایدن در فضای برجامی اعمال شده است.

    توصیه کاندیدای نظامی انتخابات 1400 به جو بایدن

    دهقان ادامه داد: نقطه آغاز حرکت جدید در برجام این است که اول تحریم ها لغو شوند و به ایران هم تضمین بدهند که آنها این مسیر را ادامه خواهند داد، من فکر می کنم این اقدامات علاوه بر اینکه مصلحت فضای بین المللی است نیاز آمریکا هم هست.

    وزیر دفاع سابق جمهوری اسلامی ایران در پایان در ارتباط با روابط خوب با همسایگان در منطقه گفت: ما فکر می کنیم در سطح منطقه می توانیم ائتلاف های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی داشته باشیم. رفع سوءتفاهم‌ها، برداشتن بعضی موانع جزئی که خیلی بزرگ جلوه داده می‌شوند و تلاش و همکاری برای اینکه بیگانگان مستقر در منطقه که ایجاد اخلال می کنند از منطقه بروند، در این میان مهم است.

    ۲۱۶۲۱۹