نویسنده: خبر آنلاین

  • اخرین قیمت پراید در بازار/ ریزش قیمت‌ها آغاز شد

    اخرین قیمت پراید در بازار/ ریزش قیمت‌ها آغاز شد

     به گزارش خبرآنلاین، در حالی که قیمت خودرو در میانه تعطیلات مداوم هفته گذشته، روندی افزایشی را تجربه کرده است، آگهی‌های اعلامی در سایت‌های اینترنتی امروز کاهش محسوس قیمت را تجربه کردند .

     بسیاری از فعالان بازار بر این اعتقاد بودند که افزایش قیمت ها در فایل های اعلامی تلاشی برای بالا بردن قیمت خودرو بود چرا که معاملات در این بازار با کاهشی قابل توجه همراه بود .

     بر اساس این گزارش در حالی که هر دستگاه پراید صفر ۱۱۱ بین ۴۹ میلیون و ۲۰۰ تا ۴۹ میلیون  ۴۰۰ هزار تومان فایل می شد، امروز آگهی دهندگان قیمت‌ها را تا سقف ۴۸ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان کاهش دادند. به نظر می رسد هدف از این اقدام تلاش برای جذب مشتریان و القای این نکته به خریداران است که قیمت پراید کاهش یافته در حالی که فعالان بازار می‌گویند قیمت های واقعی و به قول بازاری‌ها پای معامله از این میزان نیز کمتر است.

    پراید

    قیمت پراید ۱۳۱ نیز از ۴۵ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به ۴۴ میلیون تومان در آکهی‌ها کاهش یافته است. قیمت پراید ۱۵۱ بین ۴۴ میلیون و ۸۰۰ تا ۴۵ میلیون تومان و نرخ پراید ۱۳۲ نیز در محدوده ۴۵ میلیون تومان اعلام شده است.

     سایر خودروها نیز این وضعیت را کمابیش تجربه می کنند . فعالان بازار پیش بینی می کنند از فردا قیمت‌ها روندی کاهشی را تجربه کنند اما ریزش قیمت‌ها در بازار خودرو طبق انتظارات پیش نرفت چرا که هم روند تولید با کاهشی محسوس روبروست و هم سرمایه‌گذاران هنوز با این قیمت‌ها حاضر به عرضه خودروهای خریداری شده‌شان نیستند. در عین حال مشتری در بازار خودرو نایاب است و تقاضا برای خرید در کمترین میزان قرار دارد.

    ۲۲۳۲۲۳

  • گفتگوی منتشر نشده با اعظم طالقانی: پدرم با دمپایی یک نظریه را برای یک کمونیست اثبات کرد/شاید میرحسین را حصر کردند تا جانش را از خطر حفظ کنند

    گفتگوی منتشر نشده با اعظم طالقانی: پدرم با دمپایی یک نظریه را برای یک کمونیست اثبات کرد/شاید میرحسین را حصر کردند تا جانش را از خطر حفظ کنند

    اعظم طالقانی، در آخرین گفتگوی رسانه‌ای خود به نکاتی پیرامون مجلس اول، انتخابات، ایجاد فضای شاد برای نسل جوان و رفراندوم و … پرداخته است که بخشی از آن را در ادامه می‌خوانید.

    آقای روحانی در مجلس اول شاهد بسیاری از مسائل بود

    خانم طالقانی! رییس جمهور در روزهای اخیر به مجلس اول اشاره کردند و در مورد اینکه در آن مجلس همه گروه ها بودند و عملکرد خوبی هم داشت سخن گفتند. باتوجه به اینکه شما عضو آن مجلس بودید روایت و خاطره های خود را از آن دوره بازگو کنید.

    خوشحالم که امروز رئیس‌جمهور به این نتیجه رسیده، شاید هم قبلا رسیده بود و من اطلاع نداشتم که مجلس دوره اول با حضور دگراندیشان و کسانی که سوابق انقلابی داشتند، در حفظ و توسعه انقلاب نقشی موثر داشته است. این خود مایه امید است که آقای روحانی پس از سال‌ها به چنین نتیجه ای رسیده است. زیرا خود ایشان نیز در آن دوره نماینده مجلس و شاهد بسیاری از مسائل بود. حتی شاید در آن دوره رأی مخالف هم می دادند. چون ما دگراندیشان در آن مقطع در جلساتی که زیر نظر حزب جمهوری اسلامی تشکیل می‌شد، جایی نداشتیم یا به تعبیری دیگر راهمان نمی‌دادند. ولی اکثر آقایان حضور داشتند و حتما در آن جلسات تصمیمات مهمی گرفته می‌شد و توضیحاتی می‌دادند.
     
    فضا باید به گونه ای باشد تا مردم بتوانند اظهار عقیده کنند

    باید سوابق، تلاش و زندگی این افراد برای رأی دهندگان روشن باشد. در غیر این صورت به مشکل برمی خوریم. نظارت استصوابی به هیچ وجه کارگشا نیست و باید سوابق افراد و جریان ها را شناخت تا از نظر سلامتی روح، روان، اعتقادات و زندگی پاک و طیب و به ویژه از نظر رفتار اجتماعی با مردم و توانمندی در حل مسائل سیاسی مورد تایید قرار گیرند. تصمیمات سیاسی گرفتن کار ساده ای نیست که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت. بلکه نیاز به تجربه بالا دارد و فرد باید تاریخ انقلاب ها و تحولات کشورها را خوانده باشد تا بتواند به واسطه آن  برنامه ای موفق ارائه دهد.

    یک بار با پدرم بر سر مسأله ای صحبت می کردم. ایشان گفت «من معتقدم روحانیت بهتر است از قدرت کنار باشند. زیرا اگر این گونه نباشد نگرانم که دوره ای شبیه انگیزاسیون در ایران به وجود بیاید». 

    وقتی این دوره  به وجود آمد، سابقه دوره انگیزاسیون اروپا برای ما درس خواهد بود. دیدیم که آن زمان با تفتیش عقاید مردم، صاحبان فکر و نخبگان علمی و کاشفین و کسانی که نظرات ویژه‌ای داشتند، چه کردند. بنابراین باید هرطور هست فضا به گونه‌ای باز باشد که مردم بتوانند اظهار عقیده کنند.
     
    می‌دانستیم که افسوس مجلس اول را همه خواهیم خورد

    با توجه به اظهارات اخیر رئیس‌جمهور، بسیار خوشحال شدم که ایشان این سخنان را بیان کرد. اما جای افرادی که در آن مجلس حضور داشتند خالی است، زیرا اکثرشان فوت کرده اند و امثال من بقایای اعضای آن مجلس هستیم. افسوس که اکثر نمایندگان آن دوره نیستند تا این حرف‌ها را بشنوند.

    به هر حال مساله‌ای که آقای رئیس‌جمهور مطرح کرد از قبل هم قابل پیش‌بینی بود و ما در آن مقطع می‌دانستیم که در آینده افسوس این دوران را همه خواهیم خورد. در آن زمان تلاش‌هایی که برای مادیات و گرفتن حقوق‌های بالا بود زیاد به چشم نمی‌خورد. اکثر نمایندگان مجلس اول افرادی بودند که حقوق دریافتی‌شان تاثیری در زندگی‌شان نداشت و حتی اگر نیازمند هم بودند احتیاجی نداشتند. نمایندگان آن دوره مجلس، یک روحیه با مناعت طبع داشتند و نگران حقوق مردم بودند و می‌ترسیدند از اینکه حقوق مردم محقق نشده و آنها کم کاری کرده باشند.
     
    با توجه به اشاراتی که داشتید مبنی بر اینکه نمایندگان دوره اول مجلس به دنبال دریافت حقوق‌های بالا نبودند و به خاطر منافع دنیا تلاش نمی کردند تا منافع یک ملت را قربانی کنند… آیا اینکه گفته می شود برخی نمایندگان حتی حقوق مجلس را هم دریافت نمی‌کردند درست است؟

    بله، من تا جایی که پرس و جو کردم فهمیدم برخی نمایندگان مانند آقای هاشمی رفسنجانی و خانم دستغیب و…حقوق  نمی‌گرفتند.

    شما حقوق می گرفتید؟
    بله ماهی ۱۲ هزار تومان می گرفتم و از طریق آن موسسه «جامعه زنان انقلاب اسلامی» را راه اندازی کردم. زیرا میراثی که از پدرم برجای مانده بود، زیاد نبود. من هم دبیر بودم و چندان ثروتی نداشتم. ۸ ماه پس از آزادی از زندان دنبال کار می رفتم و هرچه رئیس اداره آموزش و پروش نامه می داد به هر مدرسه ای مراجعه می کردم می گفتند کادرمان تکمیل است.
     
    فردی که سر صندوق می ایستد باید متعهد باشد

    در دوره دوم مجلس در همین خیابان ظهیرالاسلام  یکی از اهالی محل به من گفت یک کیسه پر از رای پیدا کرده و من آن‌را گرفتم و به فرمانداری دادم و گفتم این‌ها را از جوی آب پیدا کردم. به کسانی که سر صندوق‌های رأی هستند سفارش می‌کنم برای رأی‌های مردم ارزش قائل شده و از آن حفاظت کنند؛ زیرا این‌گونه رفتارها اسلامی نیست و اسلام در صداقت و وفای به عهد است که معنا پیدا می‌کند. فردی که سر صندوق می ایستد باید متعهد باشد. 

    البته این روایت شما برای زمانی بوده که صندوق ها سنتی تر از امروز بودند. قبول دارید امروز با صندوق های یک دست و ته برگ ها و ابزارهای دیگر روند نادیده گرفتن رای مردم بسیار سخت شده است؟

    باز هم بستگی به مسئول صندوق و اطرافیانش در حوزه‌های رای‌گیری دارد که چگونه از رأی مردم صیانت کنند. برای نمونه، در انتخابات سال ۸۸ یکی از افرادی که سر صندوق بود از من پرسید؛ این چه وضعی بود که وزارت کشور داشت؟ گفتم چطور؟ گفت «من در فلان روستا بودم وقتی صندوق پُرشد و صورت‌جلسه شد همه رفتند و من ماندم و صندوق. هرچه به فرمانداری زنگ زدم که صندوق اینجا مانده بیایید ببرید کسی توجه نکرد. بالاخره خودم این صندوق را بردم و وقتی به آنجا رسیدم گفتند صندوق را بگذار همان گوشه برو!»
     
     

    کسانی بودند که نه مبارز، بلکه عافیت‌طلب بودند

    شما در دوره های نخست سراغ دارید که تحقیقاتی به شکل امروز پیش از کاندیداتوری از کاندیداها شده باشد؟

    تنها چند سال است که این شیوه اجرا می‌شود. ولی دوره اول اصلا این‌گونه نبود. شاید هم به دلیل اینکه اکثریت کاندیداها شناخته شده بودند و سوابق مشخص داشتند.

    یعنی از مبارزان قبل انقلاب بودند؟

    بله، از مبارزان قبل انقلاب و کسانی که فعالیت می‌کردند، حضور داشتند. البته از سوی دیگر کسانی هم بودند که نه مبارز، بلکه عافیت‌طلب بودند و وارد مجلس شدند و صاحب تفکری دیگر بودند. جالب اینجا بود که به دلیل سابقه پدرم با سازمان مجاهدین و سوابق خودم که به خاطرش به زندان افتاده بودم، برخی نماینده‌ها بعد از اینکه پیشنهادهایی به مجلس ارائه می‌دادم یا هنگام دفاع از برخی طرح‌ها، بلند می شدند و می‌گفتند «امان از دست این منافق‌ها! این پیکاری‌ها و…»من نیز ساکت می‌نشستم و جواب‌شان را نمی‌دادم چون می‌دانستم این رفتارها ارزش پاسخگویی نداشت. تاریخ خود بیانگر واقعیت‌هاست و همه‌چیز را بیان می کند.
     
    وقتی آستین کُت معین فر پاره شد

    با توجه اینکه فرمودید برخی نمایندگان مجلس پس از اظهارات شما اقدام به چنین رفتارهایی می کردند، وضعیت تصمیم گیری ها در چنین حالتی چگونه بود؟ فکر کنم جنجالی ترین بحث ها آن موقع اتفاق می‌افتاد؟ 

    بله. بحث‌های زیادی می‌شد. حتی در برهه‌ای وقتی آقای معین‌فر سخنرانی می‌کرد به دلیل درگیری با یک نماینده، آستین کُتش پاره شد. اما با اینکه یک عده بد و بیراه می‌گفتند، امثال آقایان سحابی و بازرگان و… سکوت می کردند و اهل جواب‌دادن نبودند. هر لایحه ای که می‌آمد باید روی آن کار می‌کردم. خودم هم طرح‌های زیادی دادم منتها بیشتر راجع به زنان سرپرست خانوار، امنیت بعد از طلاق و… بود که تنها دو طرحم رای آورد و یادم نیست کدام‌ها بودند. یادم نمی‌رود وقتی این دو پیشنهادم رای آورد نیروهای سپاه که در راهروی مجلس بودند به من تبریک گفتند.
     
    مجلس اول، مجلس بسیار شلوغی بود

    نمی‌دانم که سایر نماینده‌ها چگونه کار می‌کردند. اما من چون تخصص نداشتم و رشته‌ام ادبیات فارسی بود با معاونت‌های پارلمانی وزارت‌خانه‌ها تماس می‌گرفتم و تقاضا می‌کردم بیایند و برایم توضیح دهند که فلان لایحه برای چه ارائه شده و الزاماتش چیست؟ به همین دلیل وقتی لایحه برای رای دادن ارائه می‌شد، تکلیفم را به خوبی می‌دانستم. داد و فریاد و بدوبیراه وجود داشت و مجلس اول مجلس بسیار شلوغی بود.

    پس در اصل این تکثر مانع از این نمی‌شده که لوایح و طرح‌ها تصویب نشوند؟

    نه. مثلا تا آقایان یزدی، بازرگان و سحابی می‌آمدند از حقوق ملت یا آزادی حرف بزنند، بلافاصله سروصدا بلند می‌شد. گاهی اوقات بعضی نمایندگان که شاید دیگر زنده نباشند یا اگر هم باشند در سنین بالایی هستند، به آنها بد و بیراه می‌گفتند. درگیری زیاد بود ولی در هنگام رای‌گیری با اینکه بسیاری نمایندگان ساکت بودند، اما متوجه حرف‌های مطرح شده بودند و رأی خود را بر مبنای درکی که از موضوع داشتند، می دادند؛ نه چیز دیگر.
     
    نسل سوم انقلاب، قبل از انقلاب را ندیده است

    به موضوع دیگری اشاره کنم. اینکه شما در یکی از مصاحبه های خودتان گفته بودید «نسل اول انقلاب بسیار پرتلاش و دقیق بودند». این درحالی است که دست کم بخشی از نسل امروز چنین برداشتی ندارد که نسل اول انقلاب دقیق عمل کرده باشد. می خواهم تحلیل شما را از اختلاف ها و خلاء هایی که میان نسل امروز و دیروز افتاده بدانم. به نظر شما باید چه اقداماتی صورت گیرد که این نسل کاستی های نسل گذشته را جبران کند؟

    بحث این است که نسل سوم انقلاب، قبل از انقلاب را ندیده و طبیعتا تصویری از آن دوره ندارد. تصویری هم که به آن داده شده تصویری است که از حاکمیت بعد از انقلاب گرفته، حاکمیت بعد از انقلاب در هر دوره‌ای دچار ضعف‌ها و کاستی‌هایی بوده و آن چنان با حقوق انسان یا حقوق بشر هماهنگی نداشته است. البته منظور من از حقوق‌بشر، حقوق بشر غرب نیست؛ بلکه حقوق‌اساسی هر انسان مطابق آن چیزی که قرآن می گوید. یعنی آنچه پیامبران و ائمه ما مطرح کردند.
     
    رفراندوم بیشتر شبیه دور باطل است تا راهکار

    یا مطابق آنچه در فصل سوم قانون اساسی آمده است...

    بله، البته باید دید این مواردی که در قانون اساسی آمده چند درصدش اجرایی شده است. واقعا اجرا نشده، این درحالی است که قانون اساسی را هم نمی‌توانند تغییر دهند مگر با رفراندوم که بیشتر شبیه دور باطل است تا راهکار. فصل سوم قانون اساسی و اینکه همه در برابر قانون برابرند جزو اصول مترقی است. پس نتیجه می‌گیریم که یک نسل مترقی در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور داشتند که این قانون را در آن دوره تصویب کردند. چون امروز با گذشت ۴۰ سال هنوز هم بخشی از آن اجرا نمی‌شود.

    باید اعتماد مردم بازگردد و این امری زمان‌بر است.این دوعامل بیشترین نقش را در تضعیف مکتب و نظام داشته‌اند. متاسفانه بعضی افرادی که امروز اصلاح‌طلبند و در دوره مجلس اول حضور داشتند، در آن مقطع تا می‌خواستیم انتقادی کنیم می‌گفتند «شما می خواهید نظام را تضعیف کنید». آنها حتی برای آقای هاشمی گریه می‌کردند و به ما می‌گفتند «شما می خواهید ایشان را تضعیف کنید». در حالی که خودشان جدی‌ترین منتقد او در دوره‌های بعدی شدند.

    اگر می‌گذاشتند نقد کنیم، وضع چنین نبود

    ما از آقای هاشمی درباره برخی رفتارهای ایشان انتقاد می‌کردیم. هاشمی از رفقای پدر من بود و قبل از انقلاب در برخی اردوها با همدیگر بودیم و از افکار هم استفاده می‌کردیم. بنابراین هیچ درگیری و دشمنی باهم نداشتیم و حق داشتیم از هم انتقاد کنیم. ولیکن فضا طوری بود که تا می‌خواستیم انتقاد کنیم همین‌هایی که امروز مطالبی را بازگو می‌کنند و تغییر رفتار داده‌اند، به ما می‌گفتند؛ «قصد تضعیف داریم!» در صورتی که اگر می‌گذاشتند نقد و امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهیم، وضع چنین نبود.

    تمام امر به معروف‌هایی که در قرآن آمده برای فرد نیست، بلکه مختص قدرت‌مندان و کسانی است که امکانات و اسلحه در دست دارند، نه برای افراد کوچه و بازار. نمی‌گویم امربه معروف و نهی از منکر برای همه نباشد، ولی اصل مسأله در قبال صاحبان قدرت است. چون اگر آنها درست عمل کنند مردم نیز درست عمل خواهند کرد. عده‌ای در آن مقطع نگذاشتند ما این کار را انجام دهیم تا اینکه امروز مداحان و چاپلوسان در دستگاه های این مملکت  نفوذ کردند و این میزان ازخیانت و دزدی و اختلاس و… را شاهدیم.
     
    توجه به منافع ملی در کشورهای جهان سوم صفر است

    ببینید منافع ملی در کشوری که شاید نزدیک به ۴۰۰ سال قدمت دارد، برای فردفرد شهروندانش مهم است ولی متاسفانه توجه به منافع ملی در کشورهای جهان سوم صفر است. در این کشورها آنقدر که منافع فردی و منافع اطرافیان اهمیت دارد به فکر «منافع ملی» نیستند. ما اگر روزی توانستیم منافع ملی را حفظ کنیم آن زمان پیشرفت و توسعه‌ای جامع پیدا خواهیم کرد. توسعه‌ای که کاریکاتوری شکل نیست. از این‌رو، هر وقت در مجموعه‌ای از رفتارها، منافع ملی را لحاظ کنیم حتی اگر به ضرر فردی‌مان باشد به توسعه و امنیت کافی دست پیدا می‌کنیم و باعث افتخار نسل‌های بعدی خود می‌شویم.

    و اما مساله زنان؛ با توجه به روی کار آمدن آقای روحانی از سال ۹۲ به بعد، وضعیت زنان را در جامعه چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا زنان توانستند به آن سطح از حضور اجتماعی برسند که بتوانند مطالبات خود را قوی‌تر از گذشته پیگیری کنند؟

    این روزها که خبر رسید دو خانم خلبان هم داریم. بنابراین داریم به آسمان می رویم. (خنده).  اگر زن‌های ما هم روزی به منافع ملی فکر کنند و خدمتگزار توده مردم باشند، می‌توانیم بگوییم رشد کرده‌اند. امروز زنان خوب کار می‌کنند و انصافا در هرکجا که حضور دارند سعی می‌کنند کمک‌حال مردم باشند و این خود نشانه رشد است. ولی باز کافی نیست. آنها باید ببینند در حالی که کار مردم را راه می‌اندازند کارشان می‌تواند آینده جامعه را از جهت اقتدارملی تضمین کند؟
     
    ما نمی‌توانیم نشاط را از این نسل بگیریم

    من امروز تنها به دنبال منافع‌ملی هستم. هرکسی به دنبال منافع ملی و حفظ این ملت، مملکت و دین و آیین باشد، راهش را درست می‌رود. باید گفت که در مورد خانم‌ها دیگر فقط پوشش و چادر و لباس و… مهم نیست. بلکه عفت از همه‌چیز مهمتر است چه برای زن چه مرد. شخصیت والای انسانی مهم است. انسان وقتی عفت را در جامعه رعایت کند و در گفت‌وگو، در پوشش و رفتار عفیف باشد، مشکلی پیدا نمی‌کند. من در مدرسه، مأمور بازرسی داشتم که روسری بر سر نداشت ولی آنقدر در رفتار و حرف زدن والا بود که هیچ‌گاه یادم نمی‌رود.

    نسل جوان نشاط می‌خواهد و ما نمی‌توانیم نشاط را از این نسل بگیریم. بنابراین، آنها باید محیط نشاط برانگیزی داشته باشند و من با این موافقم. نمی‌توان جوانان را محبوس کرد و نشاط را از آنها گرفت. اما می‌توانیم فضایی بسازیم که هم عفت در آن رعایت شود، هم نشاط. و هم اینکه نسلی داشته باشیم که به حاکمیت اعتماد کافی دارد.
     
    آیت الله طالقانی و اثبات یک نظریه با دمپایی!

    زمانی که پدرم زندان بودند، با یک کمونیست هم سلولی می‌شود. با هم صحبت می‌کنند و آن فرد اعتقادش بر بی‌نظمی در جهان بوده است؛ و اینکه پیدایش آفرینش تصادفی بوده. آیت‌الله طالقانی به فکر می‌افتد که چگونه می‌تواند این فرد را قانع کند. آخرش می‌گوید یک جفت دمپایی پای توست و یک جفت هم پای من. این چهار دمپایی را بالا بندازیم و صدبار این کار را کنیم، ببینیم که آیا این‌ها در کنار هم جفت می‌شوند یا نه؟ اگر شدند و این نظم را پیدا کردند معلوم می‌شود که احتمالات یا همان «نظریه تصادف» بسیار قوی است. بعد از آنکه این کار را انجام دادند و این اتفاق نیفتاد، پدرم گفت پس نمی‌توان پذیرفت عالم بر اساس تصادف ایجاد شده است. پدرم ضمن صحبت با افراد، از آنها یاد می‌گرفت و به آنها یاد می داد. در واقع بده بستان می‌کرد. این رفتار را من بسیار کم در میان افراد می بینم.

    آقای خاتمی در اخلاق و رفتار به پدرم شباهت دارد و این قابل کتمان نیست. ایشان بسیار صبور و با حوصله و حلیم است. همچنین آقای موسوی در آینده برای این نسل و نسل‌های بعد الگو خواهد شد. خانم رهنورد نیز به ایده های خود و راه آقای میرحسین بسیار وفادار ماند.خانم رهنورد قبل انقلاب کتاب‌هایی چون «همگام با موسی» و «همگام با یوسف» نوشته بود و راجع به پیامبران کارهای تبلیغاتی می‌کرد.

    پدر من وقتی کتاب‌های ایشان را خوانده بود، گفت «یک خانمی راجع به قرآن تحقیقاتی کرده و کتاب‌هایی نوشته است». این مساله در همان بحبوحه نزدیک انقلاب بود. پدر که فوت کرد ایشان به دفتر ما آمد و در آنجا سخنرانی کرد. خداوند ان شاءالله حفظش کند.

    به نظر من مسئولین کشور باید از آقای موسوی تشکر کنند برای اینکه او {در مقطع احمدی نژاد} نشان داد در این کشور چه می گذرد. من چند روز پیش آقای روح‌الامینی را دیدم که متاسفانه دیگر با عصا راه می‌رود. گاهی فکر می کنم شاید این حصر را برای این گذاشته باشند که آقای موسوی را حفظ کنند. شاید خطراتی بوده و برخی افراد برنامه داشتند اینها را از بین ببرند و این حصر کمک کرده باشد تا آنها از این خطر نجات پیدا کنند.

    ۲۷۲۱۵
     

  • خواسته‌های مردم از گروه‌های سیاسی در انتخابات آینده

    خواسته‌های مردم از گروه‌های سیاسی در انتخابات آینده

    مردم باید از بین چنین چهره‌هایی که هم عالم باشند یعنی اهل دانش و علم باشند و هم روحیه مردمی بیشتری داشته باشند و به رای و نظر و رفاه مردم بیندیشند، شناسایی کنند و قاطعانه انتخاب کنند. نکته دیگر اینکه مردم واقعا الان لیستی رای می‌دهند و اگر یک لیستی بسته شود که واقعا دارای این شرایط باشند مردم با خیال راحت می‌توانند رای دهند و نظرشان را اعلام کنند. به نظر می‌رسد باید مردم را با چنین چهره‌هایی آشنا کرد تا بتوانند راحت انتخاب کنند و اسیر شعارها نشوند.

    شعارها مردم را خسته کرده و آنچه مردم دنبال آن هستند، کارآمدی، قاطعیت و شفافیت است و افرادی انتخاب شوند که صریحا اصلاحات عاقلانه و عقلانیت اصلاح‌طلبانه را که باعث رشد و پیشرفت کشور می‌شود و مصالح ملت را تامین می‌کند سرلوحه کارشان قرار دهد. اگر چنین شود، مردم شرکت می‌کنند و حضور حداکثری خود را به نمایش می‌گذارند. در حقیقت نباید صحنه را خالی کرد و باید قاطعانه در صحنه ایستاد و شفاف با مردم صحبت کرد و خالی کردن صحنه از سوی جناح اعتدال و اصلاح‌طلب باعث می‌شود که افراطیون دوباره به صحنه و بر سر کار آیند.

    بنابراین مردم آمادگی دارند که جریان‌های اصلاح‌طلبی و اعتدالی در صحنه حضور داشته باشند و امور کشور را برعهده بگیرند. همچنین جوانگرایی باید در این انتخابات مدنظر باشد. چهره‌های جوان، فعال، پرکار و اهل علم و دانش روز باید به صحنه کشورداری و مدیریت و قانونگذاری وارد شوند. چون دنیا در حال تحول است و مجلس ما هم باید متحول شود. قانونگذاری ما باید به سمت مدرنیته حرکت کند. روشنفکران دینی در این زمینه خیلی می‌توانند کمک کنند. یعنی چهره‌هایی به مجلس راه یابند که به معنای واقعی کلمه هم روشنفکر باشند و هم اهل علم و دانش روز و در عین حال اصول و پایه‌های اخلاقی و دینی را هم به درستی بشناسند و به آن عمل کنند.

    اگر چنین چهره‌هایی وارد صحنه شوند مردم صد درصد به آنها رای می‌دهند. درواقع اصلاح‌طلبی مفهوم وسیعی دارد و گرایش‌ها باید به سمت اصلاح باشد و در عین حال تفکر اصلاح‌طلبانه و آینده‌نگر و رو به پیشرفت باید در انتخاب نماینده‌ها ملاک باشد و لیست نهایی می‌تواند دربر گیرنده طیف‌های مختلفی باشد که در این باور اشتراک نظر دارند. یعنی پیشرفت کشور، مصالح کشور، نظر ملت و شور و شورا را قبول دارند، افکار عمومی را معیار می‌دانند، این افراد تحت عناوین گروه‌ها و احزاب مختلف اشکالی ندارد ولی نگاه و نگرش آنها به آینده کشور چنین باشد، اینها می‌تواند در یک لیست قرار بگیرند.

    * استاد و عضو هئیت علمی موسسه آموزشی امام خمینی
    * منتشرشده در روزنامه آرمان ملی ۹ ابان ۹۸

  • توضیح مسعود نیلی درباره دوراهی سرنوشت‌ساز اقتصاد ایران

    توضیح مسعود نیلی درباره دوراهی سرنوشت‌ساز اقتصاد ایران

    مسعود نیلی در گفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین در پاسخ به این پرسش کهه به نظر می‌رسد ما دچار یک جنگ خودساخته‌ای در حوزه داخلی اقتصاد شده‌ایم. تصور می‌کنید با توجه به چنین شرایطی، امکان مواجهه با جنگ اقتصادی دنیا وجود دارد؟ اظهار داشت: ما همیشه باید نگاه‌مان این باشد که چه پیشنهادها و فرصت‌هایی را می‌توانیم معرفی کنیم تا برای کشور راهگشا باشد.

    وی افزود: به نظر من، با وجود این‌که در شرایط سختی قرار گرفته‌ایم، اما تازه دو سه سال است که رسما گفته می‌شود که اقتصاد مهم است. این‌که اقتصاد مهم است، یک تذکر است، ولی نکته این‌جاست که چه چیزی در اقتصاد مهم است.

    این اقتصاددان تصریح کرد: اگر ۴۰ سال گذشته را نگاه کنید، به قیمت‌های امروز تقریبا هر سال حدود ۷۵ میلیارد دلار درآمد ارزی داشته‌ایم که حدود ۵۵ میلیارد دلار آن به‌طور مستقیم مربوط به درآمدهای نفتی و حدود ۲۰ میلیارد دلار نیز باز هم به طور غیرمستقیم مربوط به نفت بوده است.

    نیلی ادامه داد: در واقع ما نفتی داشتیم که استخراج و صادر می‌کردیم و با درآمد آن کشور اداره می‌شده است. من همیشه می‌گویم حدود ۷۵ میلیارد دلار درآمد ارزی به کشور می‌آمده و مثل آبی بوده که به سر مزرعه می‌رفته و گیاهان رشد می‌کردند. آنچه امروز اتفاق افتاده، این است که این درآمد ۷۵ میلیارد دلاری کم شده و به عددهای خیلی پایینی رسیده است.

    وی متذکر شد: در این وضعیت، یا ما در جایی قرار گرفته‌ایم که این شرایط را همین‌طور به زندگی مردم منتقل می‌کنیم که نتیجه آن در نهایت فقر گسترده می‌شود یا این‌که شروع به درس‌آموزی رسمی می‌کنیم. یعنی اشتباه‌های گذشته را پیدا می‌کنیم.

    این اقتصاددان در پاسخ به این پرسش که سیگنال‌ها به شما چه نشان می‌دهد؟ گفت: الان چنین سیاقی نداریم و من هم انتظار ندارم که خیلی زود این اتفاق بیفتد.

    مشروح گفت‌وگو با مسعود نیلی را (ایـــنـــــجــــــــــــــــــا) می‌توانید بخوانید.

    ۲۲۳۲۲۵

  • طولانی ترین پرواز جهان بعد از ۱۹ ساعت با موفقیت بر زمین نشست

    طولانی ترین پرواز جهان بعد از ۱۹ ساعت با موفقیت بر زمین نشست

    پرواز شماره ۷۸۷۹ هواپیمایی کانتاس استرالیا (Qantas) بعد از ۱۹ ساعت و ۱۶ دقیقه پرواز بدون توقف با شکستن رکورد طولانی ترین پرواز بدون توقف جهان و طی ۱۶۲۰۰ کیلومتر در سیدنی استرالیا بر زمین نشست. در این پرواز فقط ۴۹ نفر مسافر و خدمه حضور داشتند، زیر هدف از انجام پرواز، ارزیابی اثرات پروازهای طولانی بالای ۱۲ ساعت بر خستگی خدمه و تأخیر پرواز بوده است. طولانی ترین پرواز جهان فاصله بین شهرهای نیویورک آمریکا تا سیدنی استرالیا را پیموده است.

    طولانی ترین پرواز جهان بعد از 19 ساعت پرواز با موفقیت بر زمین نشست!

    طی این پرواز شرکت هواپیمایی کانتاس بر امواج  مغز خلبان، میزان ملاتونین و هوشیاری او نظارت کامل داشته است. همچنین کلاس‌های تمرینی ویژه‌ای برای حفظ گردش خون مسافران طی این پرواز تاریخی تشکیل ‌شده است. برای اطمینان از عبور راحت هواپیما و طی این مسافت، تدابیری مانند پرواز با حداکثر سوخت، محدودیت بار چمدان و بدون قسمت حمل بار انجام‌ شده است. رکورد پیشین طولانی ترین پرواز جهان نیز با پرواز ۱۷ ساعته بین لندن تا سواحل غربی استرالیا در اختیار شرکت کانتاس بوده است.

    طولانی ترین پرواز جهان بعد از 19 ساعت پرواز با موفقیت بر زمین نشست!

    شرکت هواپیمایی کانتاس که مجری طولانی ترین پرواز جهان بوده است، هدف خود را از گسترش چنین پروازهایی، انجام پروازهای تجاری و بدون توقف از شهرهای استرالیا مانند سیدنی و ملبورن به مقصد نیویورک و لندن اعلام کرده است. در آینده نیز قرار است دو پرواز آزمایشی دیگر یکی از شهر لندن به مقصد سیدنی در ماه نوامبر و دیگری از نیویورک به سیدنی در ماه دسامبر انجام شود.

    طولانی ترین پرواز جهان بعد از 19 ساعت پرواز با موفقیت بر زمین نشست!

    منبع: standard.co.uk

  • ۱۲۰۰ طرح محرومیت زدایی در البرز با حضور فرمانده کل سپاه پاسداران و استاندار البرز بهره برداری شد

    ۱۲۰۰ طرح محرومیت زدایی در البرز با حضور فرمانده کل سپاه پاسداران و استاندار البرز بهره برداری شد

    از این تعداد  ۱۰۱ طرح در حوزه کشاورزی و منابع طبیعی، پنج طرح  در عرصه سلامت و بهداشت، ۱۱۴ طرح در زمینه آموزش و اشتغال، ۵۰۹ طرح در زمینه عمومی و عام المنفعه، ۴۴۲ طرح در عرصه فرهنگی و ورزشی و ۱۳۹ طرح مربوط به تامین جهیزیه نوعروسان است.
    این طرح‌ها به همت بسیج سازندگی استان البرز و تلاش بیش از ۲۰۰ گروه جهادی این استان به ثمر رسیده است.
    قر ارگاه پیشرفت و آبادانی استان البرز در عرصه‌های پنج گانه مردم یاری مانند عمران و زیرساخت، فرهنگی و اجتماعی، سلامت و طب اسلامی، تعلیم و تربیت، معیشت و اشتغال فعالیت می کند.
    در آئین متمرکز استانی بهره برداری از این پروژه ها که در روستای جارو شهرستان اشتهارد برگزار شد

    ۴۶٫

  • تصاویر| همایش خودروهای اسپورت، کلاسیک و آف‌رود در ارومیه

    تصاویر| همایش خودروهای اسپورت، کلاسیک و آف‌رود در ارومیه

    همایش خودروهای اسپورت، کلاسیک و آف‌رود و موتورهای کراس به مناسبت هفته تربیت‌بدنی و به همت هیات اتومبیلرانی و موتورسواری آذربایجان‌غربی در ارومیه برگزار شد.
    عکاس: سینا پسران افشاریان

  • دبل هدیه، زمینه‌ساز اولین امتیاز همیاری در لیگ برتر فوتبال بانوان

    دبل هدیه، زمینه‌ساز اولین امتیاز همیاری در لیگ برتر فوتبال بانوان

    به گزارش خبرآنلاین آذربایجان‌غربی، هفته چهارم لیگ برتر فوتبال بانوان برگزار شد.

    در یکی از این دیدارها و در ورزشگاه خانه جوان ارومیه، تیم همیاری آذربایجان‌غربی برابر هیات فوتبال البرز به تساوی ۲ بر ۲ رسید و اولین امتیاز فصل خود را کسب کرد.

    هدیه حسن‌زاده هر ۲ گل همیاری را به ثمر رساند و سمیرا قاشیه و سارا ظهرابی از روی نقطه پنالتی برای نماینده البرز گلزنی کردند.

    با این نتیجه تیم همیاری با یک امتیاز به رده دهم صعود کرد و هیات فوتبال البرز با ۷ امتیاز در رده ششم باقی‌ماند.

    همیاری هفته آینده در شیراز به مصاف زاگرس این شهر خواهدرفت.

    ۴۶

  • ماجرای مخفی شدن رهبر انقلاب در روستای «اخلمد»

    ماجرای مخفی شدن رهبر انقلاب در روستای «اخلمد»

    به گزارش خبرآنلاین، نشریه خط حزب‌الله در آخرین شماره خود، بریده‌ای از خاطرات مقام معظم رهبری و مخفی شدن ایشان در روستای «اخلمد» مشهد منتشر کرده است. در این خاطره به نقل از رهبری نوشته است؛ «من تصمیم گرفتم به مشهد بروم و آنجا مخفی شوم. هیچ کس را از تصمیمم آگاه نکردم. ساکم را بستم، در اتوبوس نشستم و راهی مشهد شدم. احتمال می دادم که به محض ورودم به مشهد، ســاواک مرا دســتگیر کند؛ زیرا من به دلیل ماجرای کتابی که از آن یاد کردم{آینده در قلمرو اسلام} هم تحت تعقیب بودم. به همین جهت، کمی مانده به مشــهد، جلوی جــادهی فرعی منتهی به «اخلمد» پیاده شدم.

    اخلمد روستای ییلاقی زیبایی در حدود ده فرسخی مشهد است. من قبال بارها برای گذراندن تابســتان به آنجا رفته بودم. بهار هنوز پایان نیافته بود و هوا گرم نشده بود. برای رسیدن به این روستا، تقریبا دو فرسخ راه را از میان دره های کوهستان که خالی از رهگذران بود، پیاده پیمــودم. تاریکی زودتر از وقت معمول، در ایــن دره ها و مناطق گودتر سایه گستر شد. اکنون که آن لحظه ها را به یاد می آورم، خدا را شــکر میکنم که به من در آن هنگام چنان جرئتی بخشــید؛ چون در آن راه روستایی، همه چیز خوف انگیز بود.»

    ۲۷۲۱۶

  • همتی: اقتصاد ایران مسیر تجارت در شرایط تحریمی را طی می‌کند

    همتی: اقتصاد ایران مسیر تجارت در شرایط تحریمی را طی می‌کند

    به گزارش خبرانلاین، عبدالناصر همتی در صفحه اینستاگرام خود با انتشار اخبار تحریم‌های جدید در ادامه فشار حداکثری در دو روز گذشته نوشت: «برایان هوک: صادرات نفت ایران به ۱۲۰ هزار بشکه در روز رسیده!!»

    وی ادامه داد: آمریکا تحریم‌های جدیدی در مورد واردات و صادرات برخی لوازم و مصالح ساخت و ساز وضع کرد! آمریکا با همراهی ۶ کشور منطقه ۲۵ شخص حقیقی و حقوقی را تحت تحریم قرارداد.

    همتی افزود: هرسه گزاره پیش‌تر نیز تحت عنوان های مختلف اعلام شده بود. اگر گزاره اول درست بود، شاید می شد به اثر بخشی دو گزاره دیگر اعتنا کرد.

    ۲۲۳۲۲۳