نویسنده: خبر آنلاین

  • دارنده ۵ مدال طلای ووشو جهان:حیف که المپیکی نیستیم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ محسن محمد سیفی و پنجمین طلای جهانی. بدی ای که رشته ورزشی ووشو دارد این است که این رشته المپیکی نیست. چرا که اگر ووشو راهی المپیک شده بود حالا بدون شک سیفی یکی از پرافتخارترین های ورزش جهان در کسب مدال طلا بود. اعجوبه ای که خیلی ها بر این باورند حیف شد، آن هم به دلیل اینکه فقط می تواند مدال جهانی بگیرد و جای مدال المپیک در ویترین افتخاراتش خالی است. با این حال خود سیفی از رشته ای که در آن ورزش می کند راضی است. او می گوید: «مدال آخری که گرفتم خیلی سخت بود. به خاطر دخترم و خانواده ام تلاش کردم و خدا را شکر می کنم که این مدال را گرفتم.»

    کسب پنجمین مدال طلا در ساندا. افتخاری که کمتر  کسی ممکن است به آن دست پیدا کند.

    خدا را شکر می کنم که با این سطح مسابقات توانستم دوباره مدال طلا بگیرم. در این مسابقات همه چیز فوق العاده بود و مدعیان زیادی داشتیم. خوشحالی من بیشتر به این دلیل است که هر هشت ملی پوش آقایان و خانم ها با دست پر از این مسابقات برگشتند.

    گفتی که این مدال یکی از سخت ترین مدال هایی بوده که گرفتی درسته؟

    واقعا سخت بود. ما در کشور چین جایی که مهد ووشو است مسابقه دادیم. خدا را شکر می کنم که هم از لحاظ بدنی و هم از لحاظ ذهنی آماده بودم. خدا راشکر می کنم که عضو این تیمی بودم که این همه مدال گرفت.

    واقعا اتفاق مهمی بود، هشت وزن و هشت مدال.

    کاربزرگی کردیم. گفتم نباید فراموش کنیم که ووشو برای چینی‌هاست و مهد ووشوی دنیا این کشور است. چینی‌ها برای میزبانی مسابقات جهانی دو میلیون دلار هزینه کرده بودند و اصلا دل‌شان نمی‌خواست که این اتفاقات بیفتد و ایران قهرمان جهان شود، اما بچه‌های ما غیرت به خرج دادند و در خانه چینی ها پرچم ایران را بالا بردند.

    فکر می کنم بزرگترین سختی در این راه دوری از خانواده و به خصوص فرزندت بود که تازه به دنیا آمده است.

    خیلی سخت بود من آنقدر  در اردو بودم که اصلا نفهمیدم دخترم کی بزرگ شد. الان ۴ ماهش است و واقعا از این ۴ ماه هیچ چیز نفهمیدم. بعد از مسابقات جهانی ۲۰۱۸ مینیسک پایم را عمل کردم، طوری که نتوانستم از خانه بیرون بیایم بعد از آن هم به اردو رفتم و از خانواده دور بودم و فقط تماس تصویری داشتم. مدالم و این افتخاری که کسب کردم را به دخترم و خانواده ام تقدیم می کنم. من باید همین جا یک تشکر ویژه هم از اوجاقی بکنم که همه جوره از من حمایت کرد و باعث شد تا من دوباره پرچم کشورم را بالا ببرم.

    حریف چینی ات چطور بود؟

    ووشوکار چینی بازیکن خوبی بود و برای پیروزی مقابل این حریف برنامه‌ریزی زیادی انجام داده بودم. در مدت حضور در چین و حتی قبل از مسابقات جهانی در اردوهای تیم ملی از دوستانم در این کشور می‌شنیدیم که آنها تمرکز زیادی برای کسب مدال طلای وزن ۷۰ کیلوگرم انجام دارند. به نظر من بهترین بازیکنان تیم ملی ساندای چین نیز همین بازیکن و بازیکن وزن ۵۶ کیلوگرم این کشور بود.

    محسن یک اتفاق بدی که برای رشته ووشو وجود دارد این است که این رشته المپیکی نیست. شاید اگر ووشو در المپیک حضور داشت تو حداقل دو مدال طلا داشتی.

    واقعا حسرت بزرگی است. حیف که ووشو در المپیک نیست. اگر رشته ما المپیکی بود هم مقام ایران در المپیک بالاتر می رفت و هم وووشکاران ما به مدال های خوشرنگی دست پیدا می کردند.

    برنامه ات برای آینده چیست؟

    فعلا که می خواهم مدتی استراحت کنم. بعد از آن هم تمرکزم را بگذارم روی مسابقات جام جهانی سال آینده در ملبورن استرالیا.

    یعنی ششمین مدال طلا هم در راه است؟

    از الان  نمی شود پیش بینی کرد. خیلی زود است که بخواهیم در این خصوص صحبت کنیم.

    محسن چه زمانی قرار است از دنیای ووشو خداحافظی کنی؟

    حتی فکر کردن به آن هم اعصابم را بهم می ریزد. فکر کنم روزی که قرار است از ووشو خداحافظی کنم، روز مرگ من خواهد بود. عاشق ووشو هستم و یک عاشق نمی‌تواند از عشق خود خداحافظی کند. شاید یک روز تصمیم بگیرم که مسابقه ندهم، اما هیچ وقت از ووشو خداحافظی رسمی نمی‌کنم.

    ۲۵۴ ۲۵۱

  • نگاه استاد روابط بین الملل به تصویب نشدن اف ای تی اف/ صد قدم عقب می مانیم

    نگاه استاد روابط بین الملل به تصویب نشدن اف ای تی اف/ صد قدم عقب می مانیم

    اما اگر نگاه به این موضوع از منظر کارشناسی و فنی باشد، که البته همین نگاه هم چاره‎ساز خواهد بود، تنها بانک مرکزی صلاحیت اظهار نظر را دارد؛ اظهار نظری که بطور رسمی هم از سوی این بانک مطرح شده و باید در راستای منافع ملی آن را فصل الخطاب قرار دهیم و بدانیم که سایر مباحث مطرح شده در این زمینه، حاشیه‎ای بوده و فایده‎ای برای کشور ندارد.
    این بانک مرکزی است که در جریان امور قرار دارد و با سندیت اعلام می‎کند که وقتی ما به این سازمان ملحق شویم، چقدر می‌تواند در جابه جایی پول و منابع مالی کمک حال کشور باشد و وقتی هم که از آن دور شویم چقدر از لحاظ تنگناهای مالی می‎تواند برای کشور تبعات داشته باشد.
    اف.ای.تی.اف، استاندارد شفافیت است. کشورهایی که عضو آن هستند در چارچوب مقررات بین‎المللی که پولشویی را رصد می‏‌کند و به درآمدهای ناشی از جرایم سازمان یافته و تأمین منابع تروریسم حساس است، قرار می‎گیرند. این شاخص خودبه خود کشورهایی را که ملحق به این سازمان نمی‎شوند، متهم به عدم شفافیت می‌کند. حال چه دلیلی برای عدم الحاق به این سازمان و مقررات مربوط به آن وجود دارد؟ غیر از این است که مخالفان می‎خواهند خلاف استانداردهای شفافیت، روابط مالی و پولی جهانی را انجام دهند؟
    این استاندارد، بحث حاکمیتی و سیاسی در داخل مرزها نیست که در داخل کشور برخی را به واکنش برای پیوستن به آن واداشته است. دنیا برای اینکه بتواند نحوه گردش مالی جهانی را رصد کند این مقررات را تنظیم کرده و ناظر بر جنبه‎های فنی و تکنیکی است. عدم رعایت این استاندارد، ضررهای جبران ناپذیری به کشورها وارد می‌سازد.
    وقتی شما خود را از مجموعه مقررات بین‎المللی که دنیا براساس یکسری مطالعات فنی به آن رسیده، دور می‎کنید، در واقع خود را از دسترسی به منابع و نحوه زیست جهانی محروم کرده‎اید. زمانی که کشورها و حکومت‎‏ها با این همه سلایق و عقاید گوناگون می‎خواهند با هم زندگی کنند نیازمند استانداردها و مقررات مشترکی هستند. وقتی مقرراتی هم ایجاد می‎شود هر یک از کشورهایی که می‎خواهند در زیست جهانی سهیم باشند باید آن را رعایت کنند. در غیر این صورت، کشورها خود را از امکانات جهانی محروم می‎کنند و این در دنیایی که اگر شما یک قدم از رقابت‌ها عقب هستید، صد قدم عقب می‎مانید، قابل جبران نیست. چه برسد به اینکه سال‌ها خود را از استانداردهایی که قصد دارد برای جلوگیری از وقوع جرایم، در گردش مالی کشورها شفافیت ایجاد شود، دور کنید.
  • انتظار کاهش قیمت دلار درست است؟

    انتظار کاهش قیمت دلار درست است؟

    مریم فکری: نرخ ارز کمتر از ۱۰ هزار تومان نمی‌شود؛ این نگاهی است که رییس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران نسبت به وضعیت آتی بازار ارز دارد. وی معتقد است آرامش چند ماه اخیر بازار ارز، بازارهای دیگر را نیز وارد فاز آرامش کرده است و هیجاناتی که در بازار ارز مربوط به افزایش نرخ دلار تا حد ۲۰ هزار تومان وجود داشت، از بین رفته است. ابوالفضل روغنی‌گلپایگانی درباره پیش‌بینی‌ها از وضعیت آتی بازار ارز می‌گوید: قیمت ارز تابع عرضه و تقاضا است، بنابراین در حال حاضر که در دوران تحریم قرار داریم و فروش نفت نیز به طور جدی کاهش پیدا کرده، به طور طبیعی انتظار کاهش نرخ ارز را نباید داشته باشیم. بر ان اساس، او تاکید می‌کند: من اعتقاد دارم که نرخ ارز زیر ۱۰ هزار تومان نمی‌آید.

    آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح گفت‌وگو با ابوالفضل روغنی‌گلپایگانی، رییس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران در کافه‌خبر خبرگزاری خبرآنلاین است.

    * با توجه به این‌که رونق تولید یکی از اهدافی است که امسال پیگیری می‌شود و این در شرایطی است که تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار داریم. آیا شما کشوری را سراغ دارید که تحت تحریم قرار گرفته باشد، اما رونق تولید در آن اتفاق افتاده باشد؟

    پاسخ به صورت کلی و شماتیک خیر است، اما من می‌خواهم به دو سه موضوع اشاره‌ای داشته باشم. تحریم‌ها می‌توانند فرصت باشند و به نظرم برای کشور ما نیز در خیلی جاها فرصت بوده است.

    کشورهایی مانند ایران که وابستگی صددرصد به درآمدهای نفتی دارند، بد اداره می‌شوند. دلیل این موضوع هم این است که شما اگر به گذشته کشور توجه داشته باشید، بخش واردات کشور به شدت بزرگ و فربه و بخش تولید کشور به شدت تحت شرایط بسیار ضعیف و نحیف قرار گرفته و از بین رفته بود. به عبارتی، جهش‌های قیمت ارز و همین طور تحریم، یک جاهایی به تولید داخلی کمک خیلی موثر کرده و ما نمی‌توانیم خودمان را گول بزنیم و بگوییم این‌گونه نبوده است.

    * مثل چه بخش‌هایی؟

    در بخش لوازم‌خانگی هر چند وابستگی داریم، اما در بخشی که کمتر وابستگی خارجی داریم، رشد خیلی سریعی داشته‌ایم. برای نمونه، در بخش صنایع غذایی رشدمان بسیار خوب بوده و در صنایعی مثل فولاد و مس و سیمان و در بخش معادن رشدهای خیلی خوبی داشتیم. البته در صنایعی مثل خودروسازی‌ها که به شدت وابستگی داریم، آسیب دیده‌ایم و آسیب‌هایشان هم نسبتا بزرگ و جدی بوده است. ما تقریبا ۱.۵ میلیون خودرو را می‌توانیم تولید کنیم، ولی اعداد این‌ها در دوران تحریم به شدت کاهش پیدا می‌کند و به کمتر از ۷۰۰، ۸۰۰ هزار خودرو می‌رسد.

    ببینید، تکلیف ما با خودمان روشن نیست که چند چند هستیم. اگر ما می‌خواهیم اقتصاد بدون وابستگی به نفت داشته باشیم، شرایط اداره کشور به نحو دیگری باید طراحی و برنامه‌ریزی شود و اگر می‌خواهیم اقتصاد کشورمان براساس درآمدهای نفتی باشد نیز باید به گونه دیگری رفتار کنیم.

    من معتقدم تحریم‌ها هم تهدید و هم فرصت هستند. تحریم‌ها فرصت‌های بیشتری برای کشور در برخی زمینه‌ها ایجاد کرد که البته نسبتا طیف آن وسیع بوده است. مثالی می‌زنم. شرکت آلومنیوم‌سازی با وجود وابستگی شدیدی که به مواد اولیه وارداتی دارد، ولی به‌دلیل وجود تحریم‌ها و افزایش نرخ دلار، برای نخستین‌بار با سود خیلی خوبی مواجه شده است. بر این اساس است که من معتقدم تحریم‌ها می‌تواند بسترهایی را برای کشور ایجاد کند که رشد تولید را شاهد باشیم. منتها آمارهایی که در کشور منتشر می‌شود، رشد منفی صنعت را نشان می‌دهد.

    * البته دولت اعلام کرده که رشد اقتصادی مثبت شده است. رئیس‌کل بانک مرکزی چندی پیش اعلام کرد در سه ماه اول سال ۹۸، بخش غیرنفتی که بخش مولد اقتصاد است، حدود ۰.۴ درصد نسبت به مدت مشابه سال ۹۷ رشد داشته است.

    ببینید، ما نسبت به سال قبل کاهش رشد اقتصادی را شاهد هستیم. رشد صنعت به سمت کاهشی و منفی حرکت کرده است. البته در برخی از زمینه‌های دیگر نیز رشدهایی در کشور اتفاق افتاده؛ نه این‌که اصلا چنین اتفاقی نیفتاده باشد. در مجموع لازمه رونق تولید، بسترسازی و ایجاد زیرساخت‌هایی است که باید به آن توجه کنیم.

    شاید بگویند این حرفی که من به شما می‌گویم، شعار باشد. ما در دوره تحریم در بخش‌هایی شاهد رشدهایی خیلی خوبی بودیم و در بخش‌هایی هم شاهد رشد منفی بودیم. به نظر من تحریم داخلی بیشتر کشور را آزار داد.

    * بررسی‌های کارشناسی هم نشان می‌دهد که تنها تحریم‌ها نیست که صنایع را دچار مشکل کرده است و بقیه مشکلات صنایع، به محدودیت‌های داخلی برمی‌گردد.

    دقیقا، محدودیت‌های داخلی خیلی شدید و به قول معروف سخت شده است. من طرفدار جذب و دریافت مالیات هستم و باید به شما بگویم که مخالف مالیات‌ستانی اصلا نیستم. کشورهای مترقی نیز از جمله ویژگی‌هایی که دارند، میزان مالیاتی است که دریافت می‌کنند. اما ما در ایران به دلیل درآمدهای نفتی، مالیات پرداخت نمی‌کردیم. اما نکته‌ای که مطرح است، این‌که در حال حاضر مالیات به طور کامل بر پیکره و بدنه صنعت شلاق سنگینی می‌زند. یعنی در جاهایی که با کمبود بودجه و درآمد در کشور مواجه شده‌ایم، متاسفانه مالیات فشار خود را خیلی سنگین وارد می‌کند.

    شما ببینید خیلی از افرادی که در کشور کار می‌کنند و یک واحد صنعتی دارند، واقعا دچار مشکلات اساسی و گرفتاری‌های مالیاتی شدند. متاسفانه در جایی هم که به عنوان صنعتگر یا کمیسیون صنایع، گلایه‌ای از مالیات و تامین‌اجتماعی می‌کنیم، حتی به ما ضربه بیشتری می‌زنند و تمام زندگی ما را شخم می‌زنند.

    * شما مخالف این هستید که اطلاعات اقتصادی افراد شخم زده شود؟ در کشورهای دیگر این اتفاق می‌افتد و اطلاعات شفاف است.

    ببینید، زندگی شفاف خیلی خوب است. خاطره‌ای برای شما تعریف کنم. من مدیر یکی از شرکت‌های بزرگ ایران بوده و به آلمان رفته بودم و با یکی از شرکت‌های این کشور جلسه داشتیم. همان زمان یک مجله‌ای روی میز بود و من دیدم حقوق مدیرعامل را در آن مجله نوشته‌اند. خوب است که همه چیز شفاف باشد؛ منتها همه چیز باید شفاف باشد. آیا کشور ما این زیرساخت‌ها را دارد که همه بخش‌ها شفاف باشد؟ باید پاسخ دهیم خیر. این می‌تواند مانعی باشد برای این‌که نشود در همه بخش‌ها با شفافیت کامل حرکت کرد.

    در بخش دیگر تحریم‌های داخلی باید به بانک‌ها اشاره کرد. بانک‌ها با ربه مرکب و سودهای مضاعفی که دریافت می‌کنند، صنعت را به شدت دچار آسیب کرده‌اند. روز به روز بانک‌ها فربه و بزرگ می‌شوند و تعداد شعبات و کارکنان آنها بیشتر می‌شود؛ این در حالی است که فشار سنگینی به صنعتگر و کارآفرین وارد می‌کنند. شما اگر بخواهید یک وام از بانک بگیرید، باید مسیر بسیار طولانی را طی کند.

    در حوزه تامین‌اجتماعی نیز این‌گونه است. همچنین دستگاه‌های با صدور انواع و اقسام بخشنامه‌ها، صنایع را دچار مشکل کرده‌اند. وزارت صنعت، معدن و تجارت با صدور انواع و اقسام بخشنامه‌ها، جلوی واردات، صادرات و صنعت را گرفته‌اند. در روزهایی که کشور تحریم است و به ارز نیاز دارد، شما هر روز شاهد صدور یک بخشنامه‌ای که جلوی صادرات گرفته می‌شود. البته این‌که تنظیم بازار در کشور وجود داشته باشد، حق و درست است، منتها ایجاد بازارهای خارجی کار راحتی نیست. زمانی که بسترسازی برای ورود به بازارهای جهانی صورت می‌گیرد، از دست دادن این بازار هزینه‌های بیشتری را برای کشور ایجاد می‌کند.

    بر این اساس، تحریم‌های داخلی می‌تواند بسترهای نامناسب را ایجاد کند که نتوانید کار و فعالیت دقیقی در کشور داشته باشید. در حال حاضر هر کسی با صنعت سر و کار دارد، به نوعی تلاش می‌کند که برای صنعت و صنعتگر مانع ایجاد کند.

    * ما در سال‌های گذشته و به خصوص بعد از برجام شاهد بودیم که در هر جایی که سیاست‌های رونق تولید و افزایش توان اقتصادی مطرح بوده، یک گروهی دلواپس مقابل آن می‌ایستادند. این موضوع چقدر باعث شد که تولید داخلی زمین‌گیر شود یا این‌که حداقل نتواند رشد کند؟

    علم جامعه‌شناسی به ما می‌گوید که در هر جامعه‌ای که زندگی می‌کنیم، با افکار متعددی مواجه می‌شویم. دلواپس، تندرو، کندرو و محافظه‌کار وجود دارد و باید بپذیریم که این گروه‌ها بخش‌هایی از جامعه هستند. شما همین الان به سیاست‌های آمریکا که نگاه کنید و می‌بینید دولت آمریکا که یک کاری انجام می‌دهد، در همان‌جا گروه‌های دلواپسی وجود دارد و مقابل کار دولت می‌ایستد.

    این گروه‌ها جزئی از جامعه هستند و نمی‌توانیم منکر آنها شویم. اتفاقا این گروه‌ها در یک جاهایی باعث شفافیت و سرعت بیشتر می‌شوند. البته ترمز هم هستند، اما بالاخره زمانی که کار به طور اصولی و با چارچوب پیش رود، آن زمان مشکلات بیشتر می‌شود.

    * اما این گروه‌ها بیشتر ترمز رشد اقتصاد بوده‌اند.

    بله.

    * در دوره برجام، رفت‌وآمد کشورهای خارجی به کشور زیاد بود و قرار بود سرمایه‌گذاری‌های بسیار صورت گیرد. در همان زمان، به همین سرمایه‌گذاری‌ها انتقادهای بسیاری می‌شد.

    کاملا درست است. البته این‌که سرمایه‌گذاری خارجی جذب نیست، همه آن را نباید به افراد تندرو و دلواپس نسبت دهیم. کشور ما هم آماده پذیرش خیلی قوی برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی نیست. کشور ما نیاز به اصلاح قوانین سرمایه‌گذاری دارد. کشورهایی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری خارجی جذب کنند، قوانین‌شان را اصلاح کرده‌اند؛ وضعیت سرمایه‌گذاری، نسبت سرمایه‌گذاری، سهام‌شان، بازگشت پولشان، شرایطی است که باید در یک کشور تبدیل به قانون شود. خارجی‌ها خیلی به دلواپسان نگاه نمی‌کنند، آنها منافع خود را می‌بینند. آنها دنبال این هستند که اگر یک سنت هزینه می‌کنند، دو سنت سود ببرند.

    قوانین داخلی کشور نیاز به اصلاح و هک دارد. مطلب دوم این است که شرایط نرمال و حل شده‌ای در کشور وجود ندارد؛ یعنی احتمال هر آن قفل شدن پول‌ها در کشور وجود داشت با توجه به مخالفت‌هایی که بعد از تغییر آقای ترامپ در آمریکا به وجود آمد.

    در یکی از سفرهای  خارجی که رییس‌جمهور داشتند، من هم بودم. در آن سفر رییس‌جمهور عنوان می‌کرد که ما ۲۵۰ میلیون دلار ظرف ۵ سال داخل کشور می‌توانیم سرمایه‌گذاری خارجی جذب کنیم. حرف کاملا درستی هم هست. زیرساخت‌های حمل‌ونقل، زمین، هوا، دریا، بخش ریلی، همه نیاز به جذب سرمایه‌گذاری بسیاری دارند و با منابع داخلی، امکان رشد در کشور وجود ندارد، بنابراین باید بسترهای سرمایه‌گذاری خارجی را فراهم کنیم. سرمایه‌گذار خارجی به این نگاه می‌کند که اگر یک دلار گذاشت، دو دلار با خود ببرد و امنیت کامل داشته باشد.

    * یکی از انتقادات دلواپسان، نوع سرمایه‌گذاری بود. به نظر شما، بهترین نوع سرمایه‌گذاری چیست؟

    انواع و اقسام سرمایه‌گذاری‌ها در دنیا وجود دارد و یکی از آنها، پیدا کردن شریک داخلی است که متداول‌ترین روش سرمایه‌گذاری در دنیا است. شما ببینید، بیشترین حجم سرمایه‌پذیری در ۱۰، ۱۵ ساله گذشته در دنیا در چین اتفاق افتاده است. چینی‌ها به عنوان شریک سرمایه‌گذاری خارجی شدند. این بهترین و متداول‌ترین و مناسب‌ترین راه است. حتما یک شریک لوکال باید وجود داشته باشد و این شریک لوکال است که سرمایه‌گذار داخلی را بهتر می‌شناسد و قوانین و ضوابط داخلی کشور را بهتر می‌داند و به‌هرحال، زبان مشترک با کارکنان دارد. در این میان، بازار داخلی حتما باید شرکا یا مدیران داخلی داشته باشد.

    به نظر من ۲۵۰ میلیارد دلاری که رییس‌جمهور مطرح کردند، عدد کمی است. کشور ما همین الان می‌خواهد بنادر متعدد بسازد و اگر می‌خواهیم چابهار را به عنوان هاب منطقه قرار دهیم، میلیارد دلار باید در آن‌جا هزینه کنیم و این، خود یک زیرساخت بسیار مهمی است. در حال حاضر اصلاح شبکه هوایی نیاز به میلیاردها دلار هزینه دارد و شبکه حمل‌ونقل ریلی نیز باید اصلاح شود. بنابراین سرمایه‌گذاری در حوزه زیرساخت‌ها بسیار مهم است. در صنعت کشور اگر برای نوسازی می‌خواهیم ایران‌خودرو را با شرکای خارجی جوینت ونچر کنیم، نیاز به میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری است.

    ما در مرکز ۴۰۰ میلیون نفر جمعیتی قرار گرفتیم که می‌تواند هاب برای حوزه تجارت و تولید باشد. بر این اساس، سرمایه‌گذاری خارجی نیاز به امنیت سرمایه‌گذاری، شریک داخلی و اصلاح قوانین داخلی است.

    یکی از انتقادات بعد از برجام این بود که با دنیا ارتباط برقرار کردیم، اما چرا روابط بانکی برقرار نشد؟ دنیا می‌خواست با ما روابط بانکی داشته باشد، اما اصلا بانک‌های ما آماده نیستند. سوئیفت یک نمونه آن است. بانک‌های ما سالیان سال از بانک‌های خارجی فاصله دارد، یعنی خود بانک‌ها به زیرساخت‌ها و نرم‌افزارهایی نیاز دارد تا بتوانند در شرایط بین‌المللی حرکت کنند. ۲۵۰ میلیاد دلار به نظر من عدد کمی است، حتی سالی ۵۰ میلیارد دلار کم است. من امیدوار به روزی هستم که ایران به عنوان یک کارگاه بزرگ تلقی شود و شرایطی در کشور به وجود آید که جذب سرمایه‌گذاری خارجی به هزار میلیارد دلار برسد.

    وقتی در کشور سرمایه‌گذاری خارجی اتفاق بیفتد، بعد از آن شاهد چند اتفاق خواهیم بود. یکی از اتفاقات این است که به خودی خود به همراه خود امنیت می‌آورد، چراکه کشورهایی که سرمایه‌گذاری کردند، از منافع خود به هر شکل مراقبت می‌کنند.

    * اما برای مثال، سرمایه‌گذاری‌ای که در حوزه خودرو اتفاق افتاد، این‌گونه نبود. خودروسازی‌هایی همچون پژو و رنو با وجود سرمایه‌گذاری‌ای که داشتند، اما بعد از تحریم‌ها از ایران رفتند.

    حجم سرمایه‌گذاری کلان نبود. متاسفانه اروپایی‌ها خیلی زود پا پس کشیدند. اگر اروپایی‌ها محکم ایستاده بودند، خودروسازی ایران یک بستر سرمایه‌گذاری بسیار ایده‌آل برای خارجی‌ها می‌بود.

    * یک گلایه‌ای همواره از تولیدکننده ایرانی وجود دارد که همیشه در بزنگاه‌های خاص مثل شوک ارزی، مصرف‌کننده را نادیده می‌گیرد. برای مثال، قیمت را بالا می‌برد و کیفیت را پایین می‌آورد. این موضوع چقدر باعث شده که اطمینان مصرف‌کننده به تولیدکننده ایرانی کاهش پیدا کند و یا تولیدکننده داخلی را حمایت نکند؟

    ببینید، ما بارها به تولیدکنندگان داخلی عنوان کردیم که در شرایط امروز بیشتر توجه ما به مردم کشور باید باشد. اما متاسفانه تولیدکنندگانی وجود دارند که منافع آنی و زودگذر خود را بر منافع بلندمدت ترجیح می‌دهند. البته این گروه بسیار محدود هستند و ما به صورت عمده و خیلی گسترده صاحبان صنعتی داریم که منافع ملی در درجه اول برای آنها قرار دارد. مواردی وجود داشته که قیمت‌ها را بالا بردند و یا مواردی که با استفاده از رانت‌های دولتی کار کردند. برای مثال، وقتی نرخ ارز بالا رفت، نسبت به منافع مردم بی‌توجهی کردند. این موارد وجود داشته و ما منکر آن نیستیم؛ منتها نیاز به فرهنگ‌سازی و آموزش است. به نظر من، در حال حاضر کالای ایرانی به عنوان گزینه چندم برای خرید قرار دارد.

    * اما پایین بودن کیفیت واقعا باعث شده که خریدار رغبتی برای خرید برخی کالاهای ایرانی نداشته باشد. در حوزه پوشاک این اتفاق افتاده است.

    این درست است؛ ولی هر چیزی قیمتی دارد. شما هر چه پول بیشتری دهید، به طور طبیعی از کیفیت بهتری برخوردار می‌شوید. شما وقتی پول کمی می‌دهید، جنس با کیفیت کمتر خواهید داشت. اگر قیمت کالای داخلی با قیمت خارجی برابر باشد و کیفیت کمتری داشته باشد، باید بگوییم که تولیدکننده داخلی ظلم می‌کند، اما در جریان باشید که کیفیت یک آپشن است. این‌که بگوییم کالاهای ایرانی اصلا کیفیت ندارند، من اصلا این موضوع را قبول ندارم. ما در دو صنعت کاغذ و نساجی و پوشاک سابقه دیرینه‌ای در دنیا داریم. درست است که تولیدکننده داخلی نباید به مردم ظلم کند، اما باید شرایط برابر هم برای او ایجاد کنیم.

    * آرامشی که به خصوص در ۶، ۷ماه اخیر در بازار ارز کشور وجود داشته، توانسته بخش تولید را به آرامش برساند؟

    ببینید، ثبات نرخ ارز مقوله و مولفه مهمی برای صنعت بوده است. ما یک کالا را برای تولید با نرخ x وارد می‌کردیم و بعد از چند این قیمت به شدت افزایش پیدا می‌کرده است. یعنی در هر صورت دچار نقصان و زیان می‌شدیم.

    آرامش بازار جزو انتظارات و مطالباتی است که همه مردم دارند و به طور قطع با تثبیت نرخ ارز، ثبات در بازار نیز حکمفرما می‌شود. بر این اساس، آرامش بازار ارز تاثیر خود را تا حدی روی بازارهای دیگر گذاشته است.

    * شما پیش‌بینی‌ای از وضعیت آتی بازار ارز دارید؟

    همان‌طور که می‌دانید، تنظیم‌کننده مناسبات مالی و ارزی در کشور بانک مرکزی است. بانک مرکزی در حال حاضر بازار ارز را مدیریت می‌کند و در شرایطی که قرار داریم، هیجانات ۲۰ هزار تومان کم شده است. قیمت ارز تابع عرضه و تقاضا است. در حال حاضر که در دوران تحریم قرار داریم و فروش نفت نیز به طور جدی کاهش پیدا کرده، به طور طبیعی انتظار کاهش نرخ ارز را نباید داشته باشیم.

    * یعنی نرخ دلار زیر ۱۰ هزار تومان نمی‌آید؟

    من اعتقاد دارم که زیر این عددها نخواهد آمد.

    عکس: زاوش محمدی

    ۲۲۳۲۲۵

  • واعظی:کسانی که دولت را در سیاست داخلی ،دولت را ناموفق می دانند خودشان چه کارنامه ای دارند؟

    واعظی:کسانی که دولت را در سیاست داخلی ،دولت را ناموفق می دانند خودشان چه کارنامه ای دارند؟

    بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

    باتوجه به شرایط موجود، فرجام توافق هسته‌ای چه خواهد بود؟

    فرجام توافق هسته‌ای باتوجه به نزدیک شدن به گام چهارم ایران در کاهش تعهدات برجامی گام‌های ما در راستای کاهش تعهدات برجام در چارچوب حقوقی است که در بندهای ۲۶ و ۳۶ و ۳۷ برجام به ما داده شده است مگر اینکه در این بین برخی کشورها بخواهند اقدامات تخریبی انجام دهند که در این صورت ما گام بعدی را هم برخواهیم داشت.

    ما همچنان معتقد به بازگشت به برجام هستیم و کاهش گام به گام تعهدات نیز جهت ایجاد فرصت برای اعضای برجام به تعهدات‌شان در مقابل ایران به برجام است؛ ولی این نیازمند تلاش طرفین مذاکره است؛ چراکه نمی‌شود ایران بر تعهد خود نسبت به برجام پابرجا بماند ولی دیگر کشورها به آن عمل نکنند. به عبارتی رویکرد ما همان است که رییس‌جمهور فرمودند: «تعهد در برابر تعهد و نقض در برابر نقض». همان‌طور که آقای روحانی قبلا اعلام کردند ما حاضریم برای حفظ منافع ملی ایران پای میز مذاکره با کشورهای ۱+۵ بنشینیم و در واقع «مذاکره» را ابزاری برای تقویت منافع ملی می‌دانیم ولی هیچ‌گاه حاضر نیستیم بی‌قید و شرط به مذاکره با کسی بپردازیم که کمترین تعهد اخلاقی و قانونی را نسبت به توافقات ندارد. ایران اکنون در موضع اقتدار قرار دارد و تمامی کشورها به حقانیت ایران اذعان دارند و این بیانگر شکست سیاست‌ حداکثری تحمیل فشار امریکا بر ایران است. اکنون ایران به‌دنبال بازگرداندن صلح و امنیت به منطقه است و با توافق کشورهایی که از سیاست‌های امریکا ناراضی هستند، امیدواریم شاهد صلح پایدار در خاورمیانه باشیم.

    در نیویورک میان ایران و امریکا چه گذشت؟

    باید بگویم که امسال حضورمان در نیویورک متفاوت از سال‌های قبل بود. بیشترین ترافیک کاری و حجم بالایی از ملاقات‌ها را داشتیم. هر چند که از قبل روسای جمهور بسیاری از کشورها برای ملاقات با آقای روحانی هماهنگی‌های لازم را انجام داده بودند ولی آنجا فضا به سمت دیگری پیش رفت و به صورت فشرده باید پاسخگوی درخواست‌های متعددی می‌شدیم که برای ملاقات مطرح می‌شد. مکرون و بوریس جانسون در دو روز اول حضورمان تلاش کردند تا آقای روحانی را برای گفت‌وگو در ارتباط با برجام راضی کنند؛ البته همان‌طور که مشهود است آقای ترامپ به اطلاع‌رسانی خلاف واقع شهره است، در همان زمان رسانه‌های امریکایی از قول آقای ترامپ مطرح می‌کردند که ایران به‌دنبال مذاکره با امریکاست و ترامپ آن را نپذیرفته و این از عجایب است. اگر چنین بود چطور روسای جمهور آلمان، فرانسه و انگلیس تلاش‌های بسیاری کردند تا با ایجاد فضایی مناسب آقای روحانی را نسبت به گفت‌وگو با ترامپ تشویق کنند.

    به ‌نظر شما خنده‌های رییس‌جمهوری که عده‌ای آن را به ضعف تعبیر کردند، از روی تسلیم بود یا بیانگر اقتدار ایران در مقابل یک‌جانبه‌گرایی ؟

    برخلاف کسانی که به فضاسازی‌هایی در داخل پرداختند که هیات ایرانی به نیویورک نرود، ولی حضور ما در سازمان ملل موجب شکست استراتژی امریکا برای به حاشیه راندن ایران شد. البته امریکا با عدم صدور روادید برای برخی از اعضای هیات ایرانی و خبرسازی‌های متعدد سعی داشت تا ایران را از حضور در سازمان ملل منع کند ولیکن تحت فشارهای بین‌المللی این پروژه او نیز با شکست روبه‌رو شد. در همین‌جا باید بگویم موضوع خنده رییس‌جمهور یک امر حاشیه‌ای و جزیی است که مخالفان که از موفقیت هیات ایرانی عصبانی بودند، به این موضوع جزیی پرداختند ولی رسانه‌های داخلی و خارجی این صحنه را نشانه اعتماد به نفس و تسلط آقای دکتر روحانی و اقتدار ایران در مذاکرات تلقی کردند.

    به‌طور قطع اگر ما در سازمان ملل حضور نمی‌یافتیم، میدان را به امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها داده بودیم ولی حضور رییس‌جمهور در صحن سازمان ملل و اعلام مواضع جمهوری اسلامی ایران به جهانیان از تریبون جهانی و اعلام حسن نیت ایران برای پایان دادن به تنش‌های منطقه اقتدار و صلح‌طلبی ایران را به جهانیان اثبات کرد.

    ایران در سازمان ملل در موضع برتری قرار داشت و اثبات کرد که ایران نسبت به تعهدات بین‌المللی پایبند است و لذا امریکا را نیز به رعایت مقررات و معاهدات جهانی دعوت می‌کنیم.

    آیا طرح مکرون برای نجات برجام هنوز زنده است؟

    اروپا برای بقای توافقات هسته‌ای طرح‌های مختلفی را به‌ویژه در حوزه حمایت‌های اقتصادی از برجام ارایه داده است تا رضایت ایران را جلب کند. در چارچوب منافع ملی برخی طرح‌ها در مرحله بررسی یا رایزنی قرار دارد که از آن جمله پیشنهاد مکرون بود.نجات برجام به اجماع همه کشورهای عضو برجام نیاز دارد؛ چراکه نمی‌توانیم در حالی که امریکا به صورت یک‌جانبه به اعمال تشدید تحریم‌ها علیه ایران می‌پردازد ما در طرف دیگر به مذاکره و رایزنی بپردازیم و شرط ما برای هرگونه همکاری و حفظ برجام برداشتن تحریم‌ها علیه ایران است.

    به ‌نظر می‌رسد باید اروپایی‌ها مواضع خود را نسبت به برجام روشن کنند و به تعهدات برجامی خود عمل کند.

    حسن روحانی را «شیخ دیپلماتی» می‌شناسیم که به داشتن سیاست تعاملی معروف است و بسیاری این رویکرد او را در حوزه سیاست خارجی به دلیل انتخاب او از سوی مردم می‌دانستند. تجربه برجام و کم‌کاری اروپا چه تاثیری بر این رویکرد او دارد؟

    من همواره برجام را یک فرصت برای حفظ اقتدار نظام می‌دانم. هرچند عده‌ای هرگونه مذاکره با کشورهای اروپایی و غربی را مصداقی برای غرب‌زدگی و تضعیف استقلال جمهوری اسلامی می‌دانند ولی من معتقدم که گفت‌وگو با دنیا در هر سطحی که باشد، نشانگر رویکرد دیپلماسی ما برای حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی کشور است. از این‌رو «برجام» مهم‌ترین فرصتی بود که ایران را در عرصه بین‌الملل به عنوان کشوری دارای اقتدار، جسارت و شجاعت برای مذاکره بر سر حفظ حقوق ملتش و صلح‌طلب نشان داد. همان‌طور که اشاره کردید آقای روحانی را «شیخ دیپلمات» می‌نامند و این بنا بر همان است که ایشان معتقد به استفاده از ابزار دیپلماسی برای تامین منافع ملی است. مجادله، تهدید، تنش‌آفرینی و تحریک منافع سایر کشورها از مواردی است که در شرایط عادی در سیاست خارجی ایشان نمی‌گنجد؛ مگر اینکه طرف مقابل شروع‌کننده باشد و لذا دستگاه دیپلماسی ایشان کسی را در راس خود دارد که بسیارخوب مذاکره می‌کند و این مهم‌ترین سند بر این است که ایران برای حفظ برجام با صداقت و قاطعیت در راستای تامین منافع ملی عمل می‌کند. بنا بر شناخت طولانی‌مدتی که از ایشان دارم، آقای روحانی صبر بسیار دارد و حاضر نمی‌شود منافع مردم را قربانی تصمیمات شتاب‌زده و جنگ‌افروزانه کند و البته طرفین اروپایی نیز قطعا با شناختی که از رویکرد دیپلماتیک او دارند، می‌دانند که رفتار آنها تاثیری برای تغییر مسیر ایران از مواضع خود نخواهد داشت و ایران با همان حسن‌نیت قبلی بر تعهدات بین‌المللی در چارچوب برجام و البته مراودات با سایر کشورها در چارچوب توافق دوجانبه و منافع مشترک استمرار دارد.

    دامنه مانور وزارت خارجه در تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی و سهم دولت و دفتر رییس‌جمهور از این ماجرا تا کجاست؟

    سیاست‌های خارجی دولت برگرفته از سیاست‌های کلی نظام است و بنابراین آقای ظریف به عنوان سیاستمدار کهنه‌کار این میدان، به خوبی نسبت به ماموریت و سیاست‌ها آگاه است. بنابراین تمام تصمیمات حوزه سیاست خارجی با محور استراتژی‌های کلان و در سطح ملی اتخاذ می‌شود و اینکه بگوییم سهم این و آن چقدر است، چندان مناسب نیست. البته سهم و نقش وزارت امور خارجه مهم و تعیین‌کننده است.

    چرا آقای ظریف در مقطعی استعفا دادند؟

    در آن موضوع سوءتفاهمی که به‌ علت عدم هماهنگی‌ها صورت گرفته بود موجب بروز مسائلی شد که با تدبیر کمتر از ۲۴ ساعت مرتفع شد.

    در حوزه سیاست داخلی بسیاری معتقدند دولت کارنامه قابل قبولی ندارد. پاسخ شما به منتقدان‌تان چیست؟

    بهتر است قبل از هر موضوعی به این سوال پاسخ دهیم که کارنامه قابل قبول به چه معناست. ضمن احترام به تمام منتقدان دولت می‌خواهم از آنها بپرسم که آیا کارنامه آنها برای همراهی و کمک به دولت در مدیریت کشور و آن هم در شرایطی که سخت‌ترین فشارها و تحریم‌های جهانی را شاهد بودیم، قابل‌ قبول است؟ این رویکردی قابل تامل است که در تمامی دولت‌ها همواره عده‌ای با تفرقه‌افکنی و فضاسازی مانند ترمزی برای حرکت دولت عمل کرده‌اند. معتقدم برای کسب موفقیت در عرصه بین‌المللی باید به دنبال انسجام درونی باشیم؛ ولی متاسفانه اقلیتی با اتخاذ مواضعی غیرمنطقی آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.

    وقتی با منتقدان صحبت می‌کنیم، می‌گویند که کارنامه اقتصادی دولت قابل قبول نیست، ولی این در حالی است که آقای روحانی طی سال‌های گذشته بیشترین زمان کاری خود را برای ساماندهی اقتصادی اختصاص دادند تا به‌رغم کمبود منابع، نیازمندی‌های ضروری زندگی روزمره مردم تامین شود، ولی عجیب آن است که اغلب کسانی که به‌ خوبی نسبت به شرایط موجود و فشارهای حداکثری دشمن واقف هستند، به‌ جای همراهی و هم‌اندیشی جمعی سعی در القاسازی بن‌بست معیشتی برای مردم دارند که باید گفت باتوجه به این شرایط تحریم و فشارهای موجود، کشور دچار بن‌بست نشده است و البته با گذراندن دوران سخت اقتصادی به سمت آرامش حرکت می‌کنیم.

    حرکت کند دولت برای تحقق شفافیت در ساختار اداره کشور بیشترین انتقادات را دارد، آیا دولت اقدام جدی برای این مهم داشته است؟

    تصور نمی‌کنم دولت‌های قبلی به اندازه آقای دکتر روحانی نگاه جدی و همراه با پیگیری برای تحقق شفافیت در فرآیند مدیریت کشور را داشته‌اند. راه‌اندازی سامانه حقوق و مزایا، بررسی و اصلاح ساختارهای غیرشفاف درون‌ دولت، منشور حقوق شهروندی و شناسایی بودجه‌های سرگردان از جمله اقدامات دولت برای تحقق این مهم است؛ اما ترجیح دولت و شخص ریاست‌جمهوری این است که به‌ جای آنکه بیشتر صحبت کنیم، اقدامات مناسب صورت گیرد و این به معنای آن نیست که دولت عملکردی ندارد. اخیرا نیز جهت تمرکزبخشی بر فرآیند نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها برای مبارزه با فساد طرحی جهت شکل‌گیری دبیرخانه پیگیری‌های ویژه درون نهاد ارایه شد و در دست اقدام قرار دارد.

     

    همچنین پیش‌بینی‌تان برای ۱۴۰۰ چیست؟ میراث دولت تدبیر و امید به چه جریانی می‌رسد؟

    مردم تعیین‌کننده سرنوشت انتخابات هستند و دولت صرفا مسوول اجرای انتخابات است و رییس‌جمهور نیز طبق اصل ۱۱۳ پاسدار حقوق مردم است. بنابراین در این مدت باقیمانده تا پایان دولت تلاش دولت صرفا برای اتمام پروژه‌های دارای اولویتی که نیمه تمام مانده‌اند، است و برنامه‌ریزی این است که کارنامه قابل قبولی را به دولت بعدی تحویل دهیم به گونه‌ای که دولت بعد استمراردهنده برنامه‌های این دولت نیز باشد؛ چراکه معتقدیم یکی از اشکالات نظام مدیریتی در کشور ما انقطاع مدیریتی است و ان‌شاءالله ما بتوانیم پیشگام این باشیم که دولت‌ها در امتداد یکدیگر قرار گیرند، نه در تقابل با یکدیگر.

    ۱۷۳۰۲

  • واعظی: کسانی که در سیاست داخلی ،دولت را ناموفق می دانند خودشان چه کارنامه ای دارند؟

    واعظی: کسانی که در سیاست داخلی ،دولت را ناموفق می دانند خودشان چه کارنامه ای دارند؟

    بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

    باتوجه به شرایط موجود، فرجام توافق هسته‌ای چه خواهد بود؟

    فرجام توافق هسته‌ای باتوجه به نزدیک شدن به گام چهارم ایران در کاهش تعهدات برجامی گام‌های ما در راستای کاهش تعهدات برجام در چارچوب حقوقی است که در بندهای ۲۶ و ۳۶ و ۳۷ برجام به ما داده شده است مگر اینکه در این بین برخی کشورها بخواهند اقدامات تخریبی انجام دهند که در این صورت ما گام بعدی را هم برخواهیم داشت.

    ما همچنان معتقد به بازگشت به برجام هستیم و کاهش گام به گام تعهدات نیز جهت ایجاد فرصت برای اعضای برجام به تعهدات‌شان در مقابل ایران به برجام است؛ ولی این نیازمند تلاش طرفین مذاکره است؛ چراکه نمی‌شود ایران بر تعهد خود نسبت به برجام پابرجا بماند ولی دیگر کشورها به آن عمل نکنند. به عبارتی رویکرد ما همان است که رییس‌جمهور فرمودند: «تعهد در برابر تعهد و نقض در برابر نقض». همان‌طور که آقای روحانی قبلا اعلام کردند ما حاضریم برای حفظ منافع ملی ایران پای میز مذاکره با کشورهای ۱+۵ بنشینیم و در واقع «مذاکره» را ابزاری برای تقویت منافع ملی می‌دانیم ولی هیچ‌گاه حاضر نیستیم بی‌قید و شرط به مذاکره با کسی بپردازیم که کمترین تعهد اخلاقی و قانونی را نسبت به توافقات ندارد. ایران اکنون در موضع اقتدار قرار دارد و تمامی کشورها به حقانیت ایران اذعان دارند و این بیانگر شکست سیاست‌ حداکثری تحمیل فشار امریکا بر ایران است. اکنون ایران به‌دنبال بازگرداندن صلح و امنیت به منطقه است و با توافق کشورهایی که از سیاست‌های امریکا ناراضی هستند، امیدواریم شاهد صلح پایدار در خاورمیانه باشیم.

    در نیویورک میان ایران و امریکا چه گذشت؟

    باید بگویم که امسال حضورمان در نیویورک متفاوت از سال‌های قبل بود. بیشترین ترافیک کاری و حجم بالایی از ملاقات‌ها را داشتیم. هر چند که از قبل روسای جمهور بسیاری از کشورها برای ملاقات با آقای روحانی هماهنگی‌های لازم را انجام داده بودند ولی آنجا فضا به سمت دیگری پیش رفت و به صورت فشرده باید پاسخگوی درخواست‌های متعددی می‌شدیم که برای ملاقات مطرح می‌شد. مکرون و بوریس جانسون در دو روز اول حضورمان تلاش کردند تا آقای روحانی را برای گفت‌وگو در ارتباط با برجام راضی کنند؛ البته همان‌طور که مشهود است آقای ترامپ به اطلاع‌رسانی خلاف واقع شهره است، در همان زمان رسانه‌های امریکایی از قول آقای ترامپ مطرح می‌کردند که ایران به‌دنبال مذاکره با امریکاست و ترامپ آن را نپذیرفته و این از عجایب است. اگر چنین بود چطور روسای جمهور آلمان، فرانسه و انگلیس تلاش‌های بسیاری کردند تا با ایجاد فضایی مناسب آقای روحانی را نسبت به گفت‌وگو با ترامپ تشویق کنند.

    به ‌نظر شما خنده‌های رییس‌جمهوری که عده‌ای آن را به ضعف تعبیر کردند، از روی تسلیم بود یا بیانگر اقتدار ایران در مقابل یک‌جانبه‌گرایی ؟

    برخلاف کسانی که به فضاسازی‌هایی در داخل پرداختند که هیات ایرانی به نیویورک نرود، ولی حضور ما در سازمان ملل موجب شکست استراتژی امریکا برای به حاشیه راندن ایران شد. البته امریکا با عدم صدور روادید برای برخی از اعضای هیات ایرانی و خبرسازی‌های متعدد سعی داشت تا ایران را از حضور در سازمان ملل منع کند ولیکن تحت فشارهای بین‌المللی این پروژه او نیز با شکست روبه‌رو شد. در همین‌جا باید بگویم موضوع خنده رییس‌جمهور یک امر حاشیه‌ای و جزیی است که مخالفان که از موفقیت هیات ایرانی عصبانی بودند، به این موضوع جزیی پرداختند ولی رسانه‌های داخلی و خارجی این صحنه را نشانه اعتماد به نفس و تسلط آقای دکتر روحانی و اقتدار ایران در مذاکرات تلقی کردند.

    به‌طور قطع اگر ما در سازمان ملل حضور نمی‌یافتیم، میدان را به امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها داده بودیم ولی حضور رییس‌جمهور در صحن سازمان ملل و اعلام مواضع جمهوری اسلامی ایران به جهانیان از تریبون جهانی و اعلام حسن نیت ایران برای پایان دادن به تنش‌های منطقه اقتدار و صلح‌طلبی ایران را به جهانیان اثبات کرد.

    ایران در سازمان ملل در موضع برتری قرار داشت و اثبات کرد که ایران نسبت به تعهدات بین‌المللی پایبند است و لذا امریکا را نیز به رعایت مقررات و معاهدات جهانی دعوت می‌کنیم.

    آیا طرح مکرون برای نجات برجام هنوز زنده است؟

    اروپا برای بقای توافقات هسته‌ای طرح‌های مختلفی را به‌ویژه در حوزه حمایت‌های اقتصادی از برجام ارایه داده است تا رضایت ایران را جلب کند. در چارچوب منافع ملی برخی طرح‌ها در مرحله بررسی یا رایزنی قرار دارد که از آن جمله پیشنهاد مکرون بود.نجات برجام به اجماع همه کشورهای عضو برجام نیاز دارد؛ چراکه نمی‌توانیم در حالی که امریکا به صورت یک‌جانبه به اعمال تشدید تحریم‌ها علیه ایران می‌پردازد ما در طرف دیگر به مذاکره و رایزنی بپردازیم و شرط ما برای هرگونه همکاری و حفظ برجام برداشتن تحریم‌ها علیه ایران است.

    به ‌نظر می‌رسد باید اروپایی‌ها مواضع خود را نسبت به برجام روشن کنند و به تعهدات برجامی خود عمل کند.

    حسن روحانی را «شیخ دیپلماتی» می‌شناسیم که به داشتن سیاست تعاملی معروف است و بسیاری این رویکرد او را در حوزه سیاست خارجی به دلیل انتخاب او از سوی مردم می‌دانستند. تجربه برجام و کم‌کاری اروپا چه تاثیری بر این رویکرد او دارد؟

    من همواره برجام را یک فرصت برای حفظ اقتدار نظام می‌دانم. هرچند عده‌ای هرگونه مذاکره با کشورهای اروپایی و غربی را مصداقی برای غرب‌زدگی و تضعیف استقلال جمهوری اسلامی می‌دانند ولی من معتقدم که گفت‌وگو با دنیا در هر سطحی که باشد، نشانگر رویکرد دیپلماسی ما برای حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی کشور است. از این‌رو «برجام» مهم‌ترین فرصتی بود که ایران را در عرصه بین‌الملل به عنوان کشوری دارای اقتدار، جسارت و شجاعت برای مذاکره بر سر حفظ حقوق ملتش و صلح‌طلب نشان داد. همان‌طور که اشاره کردید آقای روحانی را «شیخ دیپلمات» می‌نامند و این بنا بر همان است که ایشان معتقد به استفاده از ابزار دیپلماسی برای تامین منافع ملی است. مجادله، تهدید، تنش‌آفرینی و تحریک منافع سایر کشورها از مواردی است که در شرایط عادی در سیاست خارجی ایشان نمی‌گنجد؛ مگر اینکه طرف مقابل شروع‌کننده باشد و لذا دستگاه دیپلماسی ایشان کسی را در راس خود دارد که بسیارخوب مذاکره می‌کند و این مهم‌ترین سند بر این است که ایران برای حفظ برجام با صداقت و قاطعیت در راستای تامین منافع ملی عمل می‌کند. بنا بر شناخت طولانی‌مدتی که از ایشان دارم، آقای روحانی صبر بسیار دارد و حاضر نمی‌شود منافع مردم را قربانی تصمیمات شتاب‌زده و جنگ‌افروزانه کند و البته طرفین اروپایی نیز قطعا با شناختی که از رویکرد دیپلماتیک او دارند، می‌دانند که رفتار آنها تاثیری برای تغییر مسیر ایران از مواضع خود نخواهد داشت و ایران با همان حسن‌نیت قبلی بر تعهدات بین‌المللی در چارچوب برجام و البته مراودات با سایر کشورها در چارچوب توافق دوجانبه و منافع مشترک استمرار دارد.

    دامنه مانور وزارت خارجه در تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی و سهم دولت و دفتر رییس‌جمهور از این ماجرا تا کجاست؟

    سیاست‌های خارجی دولت برگرفته از سیاست‌های کلی نظام است و بنابراین آقای ظریف به عنوان سیاستمدار کهنه‌کار این میدان، به خوبی نسبت به ماموریت و سیاست‌ها آگاه است. بنابراین تمام تصمیمات حوزه سیاست خارجی با محور استراتژی‌های کلان و در سطح ملی اتخاذ می‌شود و اینکه بگوییم سهم این و آن چقدر است، چندان مناسب نیست. البته سهم و نقش وزارت امور خارجه مهم و تعیین‌کننده است.

    چرا آقای ظریف در مقطعی استعفا دادند؟

    در آن موضوع سوءتفاهمی که به‌ علت عدم هماهنگی‌ها صورت گرفته بود موجب بروز مسائلی شد که با تدبیر کمتر از ۲۴ ساعت مرتفع شد.

    در حوزه سیاست داخلی بسیاری معتقدند دولت کارنامه قابل قبولی ندارد. پاسخ شما به منتقدان‌تان چیست؟

    بهتر است قبل از هر موضوعی به این سوال پاسخ دهیم که کارنامه قابل قبول به چه معناست. ضمن احترام به تمام منتقدان دولت می‌خواهم از آنها بپرسم که آیا کارنامه آنها برای همراهی و کمک به دولت در مدیریت کشور و آن هم در شرایطی که سخت‌ترین فشارها و تحریم‌های جهانی را شاهد بودیم، قابل‌ قبول است؟ این رویکردی قابل تامل است که در تمامی دولت‌ها همواره عده‌ای با تفرقه‌افکنی و فضاسازی مانند ترمزی برای حرکت دولت عمل کرده‌اند. معتقدم برای کسب موفقیت در عرصه بین‌المللی باید به دنبال انسجام درونی باشیم؛ ولی متاسفانه اقلیتی با اتخاذ مواضعی غیرمنطقی آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.

    وقتی با منتقدان صحبت می‌کنیم، می‌گویند که کارنامه اقتصادی دولت قابل قبول نیست، ولی این در حالی است که آقای روحانی طی سال‌های گذشته بیشترین زمان کاری خود را برای ساماندهی اقتصادی اختصاص دادند تا به‌رغم کمبود منابع، نیازمندی‌های ضروری زندگی روزمره مردم تامین شود، ولی عجیب آن است که اغلب کسانی که به‌ خوبی نسبت به شرایط موجود و فشارهای حداکثری دشمن واقف هستند، به‌ جای همراهی و هم‌اندیشی جمعی سعی در القاسازی بن‌بست معیشتی برای مردم دارند که باید گفت باتوجه به این شرایط تحریم و فشارهای موجود، کشور دچار بن‌بست نشده است و البته با گذراندن دوران سخت اقتصادی به سمت آرامش حرکت می‌کنیم.

    حرکت کند دولت برای تحقق شفافیت در ساختار اداره کشور بیشترین انتقادات را دارد، آیا دولت اقدام جدی برای این مهم داشته است؟

    تصور نمی‌کنم دولت‌های قبلی به اندازه آقای دکتر روحانی نگاه جدی و همراه با پیگیری برای تحقق شفافیت در فرآیند مدیریت کشور را داشته‌اند. راه‌اندازی سامانه حقوق و مزایا، بررسی و اصلاح ساختارهای غیرشفاف درون‌ دولت، منشور حقوق شهروندی و شناسایی بودجه‌های سرگردان از جمله اقدامات دولت برای تحقق این مهم است؛ اما ترجیح دولت و شخص ریاست‌جمهوری این است که به‌ جای آنکه بیشتر صحبت کنیم، اقدامات مناسب صورت گیرد و این به معنای آن نیست که دولت عملکردی ندارد. اخیرا نیز جهت تمرکزبخشی بر فرآیند نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها برای مبارزه با فساد طرحی جهت شکل‌گیری دبیرخانه پیگیری‌های ویژه درون نهاد ارایه شد و در دست اقدام قرار دارد.

     

    همچنین پیش‌بینی‌تان برای ۱۴۰۰ چیست؟ میراث دولت تدبیر و امید به چه جریانی می‌رسد؟

    مردم تعیین‌کننده سرنوشت انتخابات هستند و دولت صرفا مسوول اجرای انتخابات است و رییس‌جمهور نیز طبق اصل ۱۱۳ پاسدار حقوق مردم است. بنابراین در این مدت باقیمانده تا پایان دولت تلاش دولت صرفا برای اتمام پروژه‌های دارای اولویتی که نیمه تمام مانده‌اند، است و برنامه‌ریزی این است که کارنامه قابل قبولی را به دولت بعدی تحویل دهیم به گونه‌ای که دولت بعد استمراردهنده برنامه‌های این دولت نیز باشد؛ چراکه معتقدیم یکی از اشکالات نظام مدیریتی در کشور ما انقطاع مدیریتی است و ان‌شاءالله ما بتوانیم پیشگام این باشیم که دولت‌ها در امتداد یکدیگر قرار گیرند، نه در تقابل با یکدیگر.

    ۱۷۳۰۲

  • شیرین‌کاری جدید ترامپ در تجارت جهانی!

    شیرین‌کاری جدید ترامپ در تجارت جهانی!

    سیاست های اقتصادی ترامپ در جهان که علاوه بر اخلال در نظام اقتصادی بسیاری از کشورها، به افزایش کسری بودجه در آمریکا نیز منجر شده، سوژه کارتونی از تام جانسن در سایت کگل شد.

  • لاکچری بازی این‌دفعه با کله‌پاچه!

    لاکچری بازی این‌دفعه با کله‌پاچه!

    در خبرها آمده ایرانی‌ها نزدیک به ۱۵ هزار دست کله پاچه در روز مصرف می‌کنند. اگر قیمت حداقلی ۱۵۰ هزار تومانی را در نظر بگیریم، تنها در یک روز ۲.۲ میلیارد تومان پول برای کله پاچه خرج می‌شود. این موضوع سوزه کارتونی از فیروزه مظفری در خبرآنلاین شد.

  • یک بام و دو هوای انتخاباتی قالیباف /کارویژه نزدیکان سردار تا اسفند ۹۸

    یک بام و دو هوای انتخاباتی قالیباف /کارویژه نزدیکان سردار تا اسفند ۹۸

    به گزارش خبرآنلاین، یک ماه دیگر تا آغاز ماراتن انتخابات مجلس یازدهم باقی مانده است، یک ماهی که برخی را که نامشان در لیست کاندیداهای احتمالی است پشیمان از ثبت نام خواهد کرد و برخی های دیگر را هم راهی دفاتر وزارت کشور خواهد کرد تا اولین گام برای ورود به پارلمان را بردارند.

    بزرگترین سوالات انتخاباتی اما این روزها در دور و نزدیک چند کاندیدای احتمالی می چرخد، کاندیداهایی که آمدنشان به انتخابات می تواند معادلات انتخاباتی را تغییر دهد. و یک سوال از چندین سوال انتخاباتی این روزها این است که آیا«محمدباقر قالیباف» مرد همیشه حاضر در عرصه انتخابات با واقع گرایی نسبت به چند دوره ناکامی در انتخابات ریاست جمهوری بالاخره آن میدان انتخاباتی را رها خواهد کرد و میدان دیگری را برای رقابت برخواهد گزید؟ آیا سردار بالاخره از پرسه زدن در حوالی پاستور خسته شده و به سمت بهارستان کوچ خواهد کرد؟

    آمدن یا نیامدن سردار
    این روزها سردارِ اصولگرا، یک کارویژه بیشتر برای خود تعریف نکرده است؛ «انتقاد از دولت خاصه در حوزه دیپلماسی و اقتصادی.» آنهم درست بعد از انتشار یک فیلم انتخاباتی که در ضمن آن هم «نواصولگرایی» مدنظر خود را بیشتر از قبل پرزنت و تشریح کرده بود هم از ایده «مجلس نو» رونمایی کرد و مهمتر از همه با دلخوری از تصمیم اصولگرایان در سال ۹۶، با بزرگان اصولگرا و حتی برخی همراهان و رفقای قدیمی اش اتمام حجت کرد که برای تصمیمات انتخاباتی اش دیگر منتظر رخصت و اجازه نخواهد ماند و مسیر خودش را پیش خواهد کرد. مسیری که بی شک انتقاد از دولت در همان بافت تعریف و تفسیر می شود.

    اطرافیانش اما در سکوت قالیباف درباره حضور یا عدم حضورش در انتخابات مجلس، فعال هستند و فضای گمانه زنی های انتخاباتی درباره سردار را داغ داغ نگه داشته اند. درست همان استراتژی که سال ۹۵ هم دنبال می کردند. آن سال نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری نیز تحرکات قالیباف می گفت او بازهم هوس پاستور دارد، برخی اطرافیانش هم آن را تایید می کردند و برخی دیگر از همان اطرافیان آن را تکذیب می کردند. همان روزهای سال ۹۵ که یکی از نمایندگان مشهدی گفت «سال دیگر در همین زمان در خبرهایتان می‌نویسید «رئیس‌جمهور قالیباف» و دلیلش هم اجماع اصولگرایان است که به زودی خبرش را می‌شنوید.» حسین سبحانی نیا هم از شرط گذاری قالیباف برای اصولگرایان گفت و البته مرتضی طلایی که مسئول تکذیب کردن ها بود گفت «نکته‌ای را بگویم که مربوط به آخرین دیدارم با ایشان است. از ایشان سوال کردم که آیا شما واقعا قصدی برای شرکت در انتخابات دارید؟ ایشان در پاسخ گفت که من چنین قصدی ندارم و تصمیمی‌نگرفته‌ام.» پیش بینی طلایی اما با کاندیداتوری قالیباف درست از آب درنیامد، شرط گذاری هم به نتیجه نرسید و «رئیس جمهور قالیباف» هم فقط یک رویا باقی ماند. 

    نزدیکان قالیباف مردد بین بهارستان و پاستور
    مشابه همان تقسیم کار این روزهای نزدیک به اسفند ۹۸ بازهم شکل عملیاتی به خود گرفته است. قالیباف ایده انتخاباتی رو می کند و از مجلس نو حرف می زند، فراخوان می دهد، با چهره های سیاسی دیدار می کند آنچنان که با تکیه بر همین تحرکات خود به خود پایش به تحلیل های انتخاباتی باز شود و برخی این تحرکات او را تلاش برای تکیه زدن بر یکی از کرسی های لیدری اصولگرایان بدانند و برخی دیگر بگویند سردار بدش نمی آید خودش لباس وکیل المله ای را برتن کند. موضوعی که گرچه قالیباف خودش درباره آن سکوت کرده ولی اطرافیانش این احتمال را زنده نگه داشته اند.هم با تایید آن هم با تکذیبش.

    « تصمیم شخصی آقای قالیباف، حضور موثر در صحنه انتخابات مجلس و استفاده از ظرفیت سیاسی و اجتماعی خود برای ورود جوانان شایسته به مجلس است. برداشت شخصی من این است که، ایشان از حوزه انتخابیه تهران به مجلس ورود کنند.» این جدیدترین اظهارنظر درباره کاندیداتوری قالیباف در انتخابات است، اظهاراتی که از قضا از زبان یکی از نزدیکان و دبیرکل حزب منتسب به قالیباف یعنی محسن پیرهادی مطرح شده است.

    محمد دامادی نماینده مردم ساری که ارتباط خوبی با قالیباف دارد هم همین نگاه را دارد و می گوید«چنانچه شرایط به گونه ای پیش رود که حضور آقای قالیباف در مجلس لازم باشد حتما این اتفاق می افتد

    این اظهارات درحالی قالیباف را به بهارستان نزدیک تر و کاندیداتوری او را قطعیت می دهد که چندی پیش شیران خراسانی رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف در مشهد در انتخابات ۹۶ به خبرآنلاین گفته بود؛«با قطعیت می‌گویم آقای قالیباف نه از مشهد و نه از تهران کاندیدا نمی‌شود، چرا که قصدی برای حضور در انتخابات مجلس ندارد.»

    مرتضی طلایی از دوستان نزدیک قالیباف که در نیروی انتظامی و مدیریت شهری همکاری نزدیک با او داشته هم موضعی مشابه شیران خراسانی دارد و می گوید« قالیباف نامزد انتخابات مجلس نمی شود اما در صورتی که به او تکلیف شود برای انتخابات ریاست جمهوری به میدان می آید.»

    قالیبافِ ۹۸ یا قالیباف ِ۱۴۰۰
    این گمانه زنی، تاییدیه ها  تکذیبیه ها، می گوید قالیباف قرار است در ضمن تلاش هایش برای قرار گرفتن در مجموعه لیدری اصولگرایان که محمدرضا باهنر هم بر آن مهر تایید می زند، خود را یک کاندیدای بالقوه نگه دارد. کاندیدایی که اگر فضا را مناسب دید اسفند ۹۸ پا به میدان بگذارد در غیر اینصورت میدان ۱۴۰۰ را از دست ندهد. ناکامی های انتخاباتی گویی قالیباف را از هوس رئیس قوه شدن نیانداخته است و سردار همچنان عزم جدی دارد که یا ریاست پاستور را در رزومه خود به ثبت برساند یا ریاست بهارستان را.

    ۲۷۲۷

  • ابراز تاسف از یک سال معطل کردن مجمع تشخیص

    ابراز تاسف از یک سال معطل کردن مجمع تشخیص

    منع پولشویی و مسائلی از این دست، حرف جدیدی برای گفتن ندارند و همانی است که در قوانین داخلی ما هم به آن اشاره شده است. ضمن اینکه در همین کنوانسیون برخلاف دغدغه‎های مطرح شده از سوی مخالفان تصویب، این چنین نیست که یک نظام بازرسی تعیین شده باشد و نهادی از خارج بیاید و بازرسی‏‌های خاصی را انجام دهد.
    مواردی که در کنوانسیون جرایم سازمان یافته به آن اشاره شده در قوانین داخلی ما هم وجود دارد و خود ما نیز بعضاً دغدغه‌هایی را در مورد آن جرایم داریم. ولی بالطبع پیوستن به کنوانسیون‎های بین‎المللی می‌تواند باعث همکاری‌های بین کشورها شده و از این جهت به تلاش‎هایی که خود ما هم در برخی از این حوزه ‏ها در داخل کشور انجام داده‎ایم، جامه عمل بپوشاند.
    قطعاً پیوستن به کنوانسیون‎هایی که مدت‌هاست به بحث اصلی کشور تبدیل شده، با توجه به حق شرط‎هایی که دولت برای آن تعیین کرده، بهتر از نپیوستن به آن است. اگر ما به این کنوانسیون نپیوندیم یعنی خودمان به دنیا اعلام می‎کنیم که ما نمی‌خواهیم  این موارد را رعایت کنیم. این در حالی است که در عالم واقع بسیاری از آنان را رعایت می‎کنیم. حال به فرض آنکه بعد از الحاق ایران به این کنوانسیون معلوم شود که منافع کشور این گونه تأمین نمی‎شود که البته به نظر من اینگونه نخواهد بود، جای نگرانی وجود ندارد. چرا که هر کشوری همانطور که در ورود به یک کنوانسیون آزاد است در خروج از آن هم آزاد است. قریب به ۲۰۰ کشور به کنوانسیون جرایم سازمان یافته یا پالرمو پیوستند، پس اینطور نیست که این کشورها برای منافع ملی خود ارزش قائل نباشند و فقط استقلال و منافع ملی برای ما مهم باشد.
    ما باید به این کنوانسیون‎ها بپیوندیم ولی لازم است که در مواردی حق شرط‎های لازم را هم بگذاریم. مانند همان کاری که در مواردی همچون پیمان نامه حقوق کودک انجام شد و دولت ایران با حق شرط‌ها و تحفظ‌هایی به آن پیوست.
    نگرانی و دغدغه برخی از داخلی‏‌ها برای پیوستن به این کنوانسیون‏ ناشی از این است که بعضی کلاً نسبت به سازمان‎ها و معاهدات بین‎المللی بدبین هستند و فکر می‎کنند که این سازمان‎ها و کنوانسیون‎ها ایجاد شده‎اند تا به کشور ما لطمه بزنند. در حالی که بسیاری از اینها ناشی از همکاری بین کشورها برای رسیدن به اهداف مشترکشان است.

    یک سال گذشت و متأسفانه مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد پیوستن ایران به این کنواسیون اظهار نظر نکرد. با توجه به این اتفاق عملاً راه قانونی زیادی باقی نمانده تا بحث الحاق ایران به کنوانسیون از آن طریق بتواند انجام شود و البته معلوم هم نیست که چه اتفاقی در این زمینه در زمان باقیمانده خواهد افتاد.
    ۱۷۳۰۲

  • انتقاد ربیعی از داستانی که صداوسیما سرهم بندی کرد

    انتقاد ربیعی از داستانی که صداوسیما سرهم بندی کرد

    ما به مثابه یک ملت نمی‌خواهیم جزیره شویم، می‌خواهیم ایران بمانیم.اکنون ایران در آستانه انتخابات مجلس در شرایطی قرار گرفته که نیرومندتر از هر زمان دیگر ایران بماند. ما اگر برجام را حداقلی می‌دانیم و چیز بیشتری از امریکا می‌خواهیم، باید نگاه خودمان را متوجه داخل و توده آگاه رأی‌دهنده و تأسیس‌گر نظام جمهوری اسلامی بکنیم و به فرمول «جمهوریت بیشتر» روی آوریم.
    برجام بلاتردید محصول حدی و درجه‌ای از جمهوریت جمهوری اسلامی بود که مشارکت این ملت در انتخابات ۹۲ آن را به منصه ظهور درآورد.ما اگر خواهان چیزی به مراتب بیشتر از برجام هستیم باید برمبنای یک هماهنگی سه‌قوه‌ای همه شرایط را برای انتخاباتی به مراتب باشکوه‌تر، مشارکتی‌تر و فراگیرتر از همه انتخابات‌های پیشین فراهم کنیم به نحوی که قلمرو پوشش آن همه ملت با همه سلایق و سبک‌های زیستی و تنوعات فرهنگی و سیاسی را با همه کاندیداهایی که می‌توانند معرف آن تنوع عظیم ملی باشند شامل شود.

    رویکرد تکاملی رئیس‌جمهوری به انتخابات و ارائه الگوی مجلس اول ریشه در همین ضرورت انکارناپذیر مقاومت ملی در مقابل زورگویی امریکا داشت.متأسفانه بازنمایی ضعیفی که رسانه ملی برای جایگاه انتخابات و نقش آن در ارتقای قدرت ملی ارائه می‌کند فاقد آن رویکرد تکاملی جمهور ملت ماست وعمدتاً انتخابات را به سطح قطبی‌سازی‌های کاذب و غیرضرور تقلیل می‌دهد.
    به‌عنوان مثال داستانی که اخیراً رسانه ملی برای «اتم» مونتاژ کرده بود به طرزی ناشیانه بر یک تحریف فاحش از نقش انتخابات استوار شده بود. در بخشی از این داستان‌نویسی انتخاباتی اوباما را می‌بینیم که بخشی گزینشی از یکی از سخنرانی‌هایش بر صفحه تلویزیون جمهوری اسلامی اکران می‌شود.
    اوباما در این فراز خطاب به بخشی از امریکایی‌هایی که فرق میان احمدی‌نژاد و روحانی را سطحی می‌پندارند نهیب می‌زند و می‌گوید آنها آن شیفت و تغییری را که در پیامد انتخابات ۹۲ در سیاست ایران رخ داده نمی‌فهمند و دست‌کم گرفته‌اند.نقل‌قول و نمایش سخنرانی مذکور اوباما در «داستان اتم» به همین جا ختم و جمله بعدی او قیچی می‌شود که در ادامه گفته بود اگرچه روحانی بخشی است از هسته سخت نظام و رویکرد ایدئولوژیک و خصم‌آلود به اسرائیل و امریکا دارد اما از سوی دیگر او شوق ایرانیان برای تغییر را نمایندگی می‌کند و ما به مثابه امریکا نباید این تغییر در رویکرد مردم ایران به تعامل‌جویی با جهان را نادیده بگیریم.
    این بخش از همان فراز سخنان اوباما به طرزی کاملاً معنادار حذف می‌شود تا عاملیت انتخاباتی انسان ایرانی و نحوه تأثیرگذاری تعامل‌جویی جهانی ایرانیان بر کاخ سفید به محاق رود و مورد پرده‌پوشی قرار گیرد. در گذر از اوباما به ترامپ شاهد آن گسست بزرگی هستیم که در نگاه به مسأله انتخابات و موضوع نمایندگی ملت ایران در امریکا رخ می‌دهد: ترامپ از همان لحظه روی کارآمدن در امتداد عملیات ضددولتی برخی جریان‌های ناآگاه داخلی، اصل دموکراسی و انتخابات در ایران را بالمره منکر می‌شود و آدم‌های ترامپ این پرسش را که «بواقع چه کسانی ایران را نمایندگی می‌کنند» به پیش می‌کشند و پاسخ آن را در بیرون از صندوق انتخابات می‌جویند.

    دی ماه ۹۶ و در پیامد پیش‌بینی نشده آن خروج امریکا از برجام درست در نقطه تلاقی و همسویی آن کم‌خردی‌های داخلی و آن عقلانیت ضدبرجامی صهیونیستی رخ می‌دهد. سخن آخر اینکه رخدادهای اخیر عراق را بنگریم و ببینیم که نا امیدی از صندوق انتخابات چگونه می‌تواند مطالبات برحق مردمی را مستعد سمت‌گیری به فراسوی سامانه انتخاباتی نماید. در ایران خوشبختانه آن ائتلاف اعلام نشده میان برخی جریان‌های تنگ‌نظر با منفعت‌جویی داخلی و هوشیاری شیطانی صهیونیستی نتوانسته امید مردم را ترور کند و مردم را از صندوق انتخابات مأیوس و برکنار سازد.جمهوریت بیشتر و با معناتر ساختن انتخابات همچنان که در پیامد اصلی و بلافصل آن بر عیار مقاومت ملی در داخل می‌افزاید در پیامد بیرونی و جهانی آن چیز به مراتب بیشتری از دستاوردهای حداقلی برجام عاید منافع ملی خواهد کرد.