نویسنده: خبر آنلاین

  • انتقاد آزاد است اما فقط از دولت،نه دیگر قوا / انتقاد از مجلس هم خوب است به شرطی که اصولگرا نباشد

    انتقاد آزاد است اما فقط از دولت،نه دیگر قوا / انتقاد از مجلس هم خوب است به شرطی که اصولگرا نباشد

    اصولگرایانی که برای قوه مجریه حریم و حرمت قائل نیستند و با استناد به آزادی بیان و حق انتقاد، هرچه می‌خواهند با هر ادبیاتی در رسانه‌هایشان می‌گویند و اگر دستشان برسد عمل هم می‌کنند، از رئیس‌جمهوری می‌خواهند حرمت قوه قضائیه را نگه دارد. مثلا مجتبی ذوالنور، نماینده مجلس، به‌تازگی گفته است اگر من زورم برسد، یقه رئیس‌جمهور را می‌گیرم تا ایشان را به اینجا بکشانم و دنبال این هستیم.
    اصولگرایان مدت‌هاست درگیر یک استاندارد دوگانه‌اند. آنها در نقد از یک نهاد انتخابی مخالفشان مانند دولت، از هرچه دستشان برسد کوتاهی نمی‌کنند؛ اما تاب نقد نهادها و قوای دیگر را ندارند. پارلمان هم زمانی که دست اصولگرایان باشد، مصون است و اگر دست هر دو طیف باشد، طیف اصولگرا باز مصونیت دارد.

    این در حالی است که کوچک‌ترین اعتراض یا نقدی به جناح خود یا متصفان به اندیشه اصولگرایی را با تندترین برخوردها پاسخ می‌دهند. آنها معتقدند حق دارند هر روز در رسانه‌هایشان از دولت سر تا پا انتقاد کنند؛ اما رئیس‌جمهوری حق انتقاد از یک قوه دیگر را ندارد؛ تا جایی که در بیانیه روز گذشته حزب مؤتلفه در واکنش به سخنان اخیر روحانی آمده است: «حزب مؤتلفه اسلامی از ریاست‌جمهوری می‌خواهد با حفظ حریم و حرمت قضا، قاضی و محکمه و احکام صادره قضائی، خود مشوق قضات عادل و شجاع در ریشه‌کنی فساد باشد. مواضعی که موجب سستی در اجرای عدالت قضائی و تخطئه احکام قضائی باشد، در اداره کشور به زیان دولت است». 

    یا مثلا روزنامه جوان نوشته است: «… بار دیگر شاهد آن بودیم که رئیس‌جمهور برخلاف انتظار، در سخنرانی خود در جمع مردم یزد، قوه قضائیه را در آماج حملات خویش قرار داد و اقدامات این دستگاه را سیاسی قلمداد کرد. هرچند مردم اکنون بین هوچی‌گرها با کسانی که آستین همت بالا زده تا این غده سرطانی را ریشه‌کن کنند و طعم شیرین عدالت را بچشانند، قادرند تشخیص دهند؛ ولی افسوس آنجاست درحالی‌که انتظار می‌رود همه بخش‌های نظام و به طریق اولی دستگاه اجرائی به کمک قوه قضائیه آمده تا این پدیده شوم فساد از کشور ریشه‌کن شود، چرا بالاترین مقام اجرائی آن در مقابل دستگاهی که در خط مقدم این مبارزه است، به‌جای کمک، باید گارد بگیرد. آنچه در روزهای اخیر از سوی دستگاه قضا به معرض آگاهی مردم عزیز کشورمان می‌رسد، حاکی از عدالت‌خواهی، رویکرد انقلابی، مدیریت جهادی و عزم قاطع این قوه برای مقابله با فساد است که توأم با عقلانیت و فهم سیاسی و اجتماعی و تدابیر لازم، بروز و ظهور می‌یابد…».
    سایت تسنیم نیز سراغ محمدحسین رجبی‌دوانی، مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام، رفته و روحانی را متهم به تحریف اسلام کرده است. او به تسنیم گفته است: «این اولین‌بار نیست که رئیس‌جمهور برای توجیه سیاست‌های خود و نیات و مقاصد خودش از سیره معصومین(ع) آن‌هم با تحریف مسلمات تاریخ اسلام مایه می‌گذارد؛ ظاهرا منظور ایشان از اینکه «پیامبر بزرگوار اسلام با کفار پیمان می‌بست و آنها پیمان را می‌شکستند، پیمان دوم را می‌بست»، اشاره به آیه پنجاه‌وششم سوره انفال است که در این سوره خداوند می‌فرماید «الَّذِینَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّهٍ وَ هُمْ لَایَتَّقُونَ»؛ یعنی کسانی از آنان که با آنان عهد بستی، عهد خود را در هر مرتبه می‌شکنند و راه تقوا نپیمایند. این آیه شریفه به‌ گفته همه مفسران درباره یهود مدینه است. آقای روحانی یا آیات بعدی را نخواندند یا عامدانه و عالمانه بدون اینکه به این آیات مراجعه کنند، «یؤمنون ببعض و یکفرون ببعض» برخورد کرده‌اند؛ یعنی به آیاتی استناد می‌کند و برخی را نادیده می‌گیرد». رجبی‌دوانی با ابراز اینکه متأسفانه علمای ما و آنهایی که باید متولی دین باشند، در برابر آقای روحانی کوتاهی می‌کنند و در این تحریفات و تفسیر به رأی‌هایی که می‌کند موضع نمی‌گیرند، گفت: با این کوتاهی‌های صورت‌گرفته، ایشان مجدد دست به چنین اقداماتی می‌زند و از قرآن و سیره معصومین برای توجیه کارهای خود تفسیر و تأویل می‌تراشد.
    کیهان هم نوشته بود: «سخنان جنجالی اخیر آقای روحانی را باید از زاویه وضعیت و کارنامه دولت ایشان دید و به تحلیل نشست. وضعیتی که به قول یکی از حامیان دولت، «از آن ۲۴ میلیون رأی الان ۲۴۰ هزار رأی هم نمانده است». اما متأسفانه ایشان نشان داده است برای اهداف سیاسی و انتخاباتی حاضر است دست به هر نمایشی بزند. نمایش‌هایی که پروپاقرص‌ترین تماشاچیان هم دیگر حوصله آن را ندارند و برایشان تکراری و خالی از معناست».

    جماران نوشته بود که گویا تفاوتی نمی‌کند روحانی از چه سخن بگوید، از فسادها و اهمال‌کاری‌های دولت گذشته که گریبان دولتش را گرفته یا بدعهدی‌های دولتی که در کاسه برجام گذاشت یا جناحی که در کار دولت کارشکنی می‌کند و از دخالت‌های ناتمام در حریم خصوصی مردم شکایت کند، عده‌ای آماده‌اند یا شمشیر انتقادهای سیاسی و جناحی خود را برکشند علیه او یا تیتر بزنند. «حسن روحانی» در سخنرانی اخیر خود در یزد گفت: «با وجود مصوبه شورای عالی امنیت ملی در دولت قبل برای بازپس‌گیری دو میلیارد دلار پول ملت ایران، به دلیل تعلل آن دولت، پول ملت ایران به حلقوم آمریکا رفت؛ اما قوه قضائیه در این زمینه هنوزی کاری نکرده است».

    ۲۳۳۰۲

  • مجمع تشخیص مصلحت در سه ماه اول امسال چقدر بودجه از دولت گرفت؟

    مجمع تشخیص مصلحت در سه ماه اول امسال چقدر بودجه از دولت گرفت؟

     به گزارش خبرآنلاین، بررسی آمارهای پرداخت‌های خزانه‌داری کل کشور نشان می‌دهد در محدوده زمانی فرودین ماه امسال تا بیست و نهمین روز از خرداد ماه خزانه‌داری کل کشور در قالب هزینه‌های عمومی مبلغ ۱۵ میلیارد و ۲۷۰ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان به مجمع تشخیص مصلحت نظام پرداخت کرده است.

    بودجه پرداختی مجمع

    مجمع تشخیص مصلحت

    مبالغ پرداختی پس از تاریخ بیست و نهم خرداد ماه هنوز بر سامانه پرداخت‌های خزانه بارگذاری نشده است.

    مجمع تشخیص مصلحت نظام از نهادهای اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران است که مهم‌ترین مسئولیتش،حل اختلاف میان مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان است.

    تعداد اعضای این مجمع ۴۴ نفر ثابت و یک نفر میهمان متناسب با موضوع جلسه است که اعضای ثابت هر ۵ سال یکبار و از طریق حکم رهبر ایران انتخاب می‌شوند. ریاست این مجمع از ابتدای تأسیس رسمی، بر عهده آیت الله سید علی خامنه‌ای بود و بعد از آن، این مسئولیت بر عهده اکبر هاشمی رفسنجانی بود. پس از فوت وی ،محمدعلی موحدی کرمانی رئیس موقت مجمع شد و در ۲۳ مرداد ۹۶ برای یک دوره پنج ساله، سید محمود هاشمی شاهرودی به عنوان رئیس این مجمع انتخاب شد. پس از فوت وی در دی ماه ۱۳۹۷ آیت الله صادق لاریجانی، رییس پیشین قوه قضاییه به عنوان رییس این نهاد منصوب شد.  

    ۱۷۲۲۳۲۲۳

  • نظرسنجی در باره محبوبیت روحانی،چقدر قابل اعتناست؟

    نظرسنجی در باره محبوبیت روحانی،چقدر قابل اعتناست؟

     

    در گزارش خبرگزاری و طی بندهای گوناگون به توصیف و تحلیل این یافته‌ها اشاره کرده است که جملگی حاکی از کاهش محبوبیت رئیس‌جمهوری است.
    در این مورد چند نکته مهم وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
    اولین نکته این است که اعتبار هر نظرسنجی در درجه اول متأثر از نهاد تولیدکننده آن است. اینکه ماهیت آن نهاد و چگونگی استقلال آن چگونه است؟ منابع مالی آن کدام است؟ و… به‌همین دلیل هیچ‌گاه نمی‌توان آنها را بدون ذکر نام و به‌صورت مجهول معرفی کرد!!
    همچنین قرار نیست اعتبار این مؤسسات نظرسنجی را خوانندگان عادی گواهی کنند. مؤسسه‌ای که به‌وسیله خوانندگان و نه کارشناسان مرتبط، معتبر معرفی شود، همان بهتر که درب آن تخته شود.
    نکته دوم اینکه گزارش دادن نتایج هر نظرسنجی بر فرض اعتبار و صحت آن نیز باید بی‌طرفانه و علمی باشد. اینکه بگوییم ۱۰ درصد به روحانی «بسیار علاقه‌مند» هستند و ۴۵ درصد «بی‌علاقه» یا «بسیار بی‌علاقه» هستند، نشان‌دهنده همان سوگیری غیرعلمی است. زیرا در برابر «بی‌علاقه» و «بسیار بی‌علاقه» دو گزینه «علاقه‌مند» و «بسیار علاقه‌مند» قرار می‌گیرد که باید ارقام این دو را با یکدیگر مقایسه کرد و نه ۱۰ درصد را با ۴۵ درصد!
    نکته سوم این است که اگر مؤسسه‌ای نظرسنجی می‌کند، نباید آن را در اختیار جمع محدودی بگذارد که به قول قرآن «نومن ببعض و نکفر ببعض» شوند، هرچه را که دوست داشتند منتشر کنند و هرچه را که دوست نداشتند مسکوت بگذارند. به علاوه این گزارش علنی و عمومی باید همراه با توضیحات کامل روش‌شناسی باشد. اینکه یک مؤسسه انتخابات را درست پیش‌بینی کرده باشد هیچ دلیلی ندارد که در داده‌هایش هم درست باشد. اعتبار هر داده را باید به‌طور مستقل سنجید.
    و بالاخره نکته چهارم این است که استناد هر فرد به نظرسنجی مستلزم پذیرش فرضیاتی است. مهمتر از همه این است که استنادکننده نظر و رأی مردم را قبول دارد و اگر مردم با موضوعی موافق یا مخالف هستند، باید به آن نظر مردم احترام بگذارد و به تبعات آن ملتزم شود. یعنی اگر اکثریت قاطع مردم از مسئولی خوششان نمی‌آید یا سیاستی را قبول ندارند، با آن خواست همراه شده و آن سیاست یا مسئول تغییر کند . این نمی‌شود که برخی از نتایج نظرسنجی‌ها عمومی شود و برخی دیگر محرمانه تلقی شود و اگر کسی آنها را بیان کرد به انواع مختلف تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.
    بنده نمی‌دانم که مؤسسه انجام دهنده این نظرسنجی کدام است، ولی نظرسنجی‌های معتبر دیگری را در طول سال گذشته مشاهده کرده‌ام که انجام‌دهندگانش از ارائه عمومی نتایج آن استنکاف می‌کنند. البته استنکاف آنها فقط یک دلیل ثابت ندارد، بلکه با انتشار هرکدام به‌دلایلی گروهی از قدرتمندان مخالف هستند.برای نمونه در برخی از همین نظرسنجی‌هایی که محبوبیت‌ رئیس‌جمهوری سنجیده شده، نکات دیگری هم در آنها است، آیا می‌توان موضوعات دیگر از جمله نگاه مردم به آینده کشور، درباره انتخابات، درباره سایر مسئولین، درباره حجاب، روزه‌داری و… را منتشر کرد و درباره آنها به گفت‌وگو پرداخت؟ یا فقط باید یک بخش از این نظرسنجی‌ها که مطلوب عده‌ای خاص است مورد استفاده قرار گیرد؟
    بنده هم می‌دانم که ارزیابی مردم نه فقط درباره مسئولان دولتی بلکه درباره خیلی چیزهای دیگر نیز منفی است. بنابراین استناد به بخش کوچکی از نظرسنجی‌ها با هدف فریب مخاطب است ولی در نهایت به خودفریبی منجر می‌شود. تجربه آمدنیوز پیش روی همه است.

  • ورزشکاران ایرانی چطور قربانی دوپینگ می‌شوند؟

    ورزشکاران ایرانی چطور قربانی دوپینگ می‌شوند؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ وقتی همه مدال‌ها و عناوینی که از سال ۱۹۹۸ به این سمت کسب شده بود را از چنگ “نیل آرمسترانگ” دوچرخه‌سوار معروف آمریکایی درآوردند او فقط یک جمله برای دفاع از خودش داشت. صاحب یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های دوپینگ در دنیای ورزش نسبت به داستان عجیب زندگی خودش گفت:« من فقط به خاطر پسرم به دوپینگ اعتراف کردم. در حالیکه تا پیش از این همه چیز تکذیب می‌شد، من به دلیل اصرار فرزندم تصمیم به افشای واقعیت گرفتم.»

    این جمله‌ای بود از طرف کسی که اتهام دوپینگ به او وارد شده بود و خودش هم می‌دانست و در نهایت نسبت به این اتفاق اعتراف کرد. در دنیای ورزش همیشه ورزشکارانی بوده اند که بعد از مثبت اعلام شدن تست دوپینگ‌،خودشان را تحت عنوان “قربانی‌های دوپینگ” معرفی کرده اند. یعنی اینکه آنها بدون اطلاع،از ماده‌ای استفاده کرده و گرفتار سرنوشت عجیبی شده اند. هرچند آرمسترانگ با برچسب یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های دنیا روی پیشانی خودش هنوز که هنوز است به عنوان یکی از نمونه‌های مشهور دوپینگی در ورزش شناخته می‌شود اما در این بین ورزشکاران دیگری هم هستند که آوردن اسم‌شان در لیست دوپینگی‌ها، تعجب خیلی‌ها را به همراه دارد.

    در همین کشور خودمان هم نمونه‌های زیادی وجود داشتند. از ورزشکارانی که دوپینگ‌شان به صورت رسمی و قطعی مشخص شد تا ورزشکارانی که برخلاف آرمسترانگ و مثل خیلی‌های دیگر اعتقاد داشتند قربانی شدند. از امیر علی‌اکبری تا حسین کیهانی که همین چند وقت پیش خبر دوپینگ او شوک عجیبی به ورزش ایران وارد کرد.

    در ورزش ایران برخلاف نمونه‌های دیگر عمدتا ورزشکاران ایرانی خودشان را قربانی دوپینگ معرفی کردند. یعنی همه آنها از ماده‌ای استفاده کردند که نمی‌دانستند دوپینگ محسوب می‌شود و کسی هم نبوده که در آن مقطع از زمان کنارشان باشد.

    امیر علی‌اکبری بدون شک مشهورترین ورزشکاری‌ست که همیشه چنین صحبت‌هایی را مطرح کرده و چنین چیزی درباره‌اش شنیده شده. علی‌اکبری چند سال پیش بعد از مثبت اعلام شدن تست دوپینگ، مادام‌العمر از کشتی محروم شد و سراغ رشته MMA رفت. در طول همه این سال‌ها بارها علی‌اکبری روبروی دوربین‌های مختلف نشسته و از این گفته که او بزرگ‌ترین قربانی دوپینگ در ایران است. او همین چند سال پیش در یک برنامه تلویزیونی داستان قربانی شدن خودش را اینطور تعریف کرد: من تا پیش از رقابت‌های جهانی مجارستان حتی از آب کلمن اردو نیز آب مصرف نمی‌کردم و همواره از آب معدنی‌های پلمپ مصرف داشتم تا مبادا اتفاقی گریبان‌گیر من شود. تنها زمانی که تردید دارم دچار اشتباه شدم و قرصی بدون اطلاع مصرف کردم موقعی بود که برای ماسا‍ژ به اتاق تمرین و استراحت تیم آذربایجان و ماساژور بلغار این تیم که قبلا در تیم‌ملی ایران فعالیت داشت رفتم. البته به هیچ عنوان قصد اتهام ندارم اما زمانی که او به من قرصی را تحت عنوان مسکن دیکلوفناک داد، من ندیده و ندانسته آن را مصرف کردم. این قرص زیر زبانی بر خلاف تصور من از داروهای دیکلوفناک که مزه ای گچی دارند،‌ ترش بود.‌

    نفر بعدی هم که در ورزش ایران اسمش تحت عنوان قربانی دوپینگ خیلی مطرح شده، سعید علی حسینی‌ست. او سال ۱۳۸۹ برای همیشه از سوی فدراسیون جهانی وزنه‌برداری محروم شد. علی حسینی مدتی بعد به دادگاه عالی ورزش شکایت کرد و سال ۲۰۱۷ به دنیای حرفه‌ای بازگشت. هرچند علی حسینی همین چند وقت پیش هم برای وزنه‌برداری ایران موفق به کسب مدال شد اما بر هیچکس پوشیده نیست اگر زودتر از این‌ها و در همان ۲۸ سالگی وزنه‌بردار ایران مسیر خودش را ادامه می‌داد، الان اسم پررنگ‌تری از او در تاریخ ورزش ایران باقی مانده بود.

    با گذر از علی حسینی به حسن کیهانی می‌رسیم. اسم حسین کیهانی هم در لیست قربانی‌های مشهور دوپینگ در ایران دیده می‌شود. کیهانی ملی پوش دو و میدانی ایران به دلیل استفاده از ماده ممنوعه EPO دوپینگی اعلام شد. البته که چندی بعد مجید کیهانی رئیس فدراسیون دو و میدانی اعلام کرد چون حسین کیهانی تمریناتش را در ارتفاع ۲۴۰۰ متری در مکزیک برگزار می‌کند، بدنش به صورت خودکار ماده EPO را ترشح می‌کند و موضوع دوپینگ او قابل پیگیری است. موضوعی که خود حسین کیهانی هم به آن اشاره کرد اما در نهایت چیزی جز محرومیت نصیب ورزش ایران و کیهانی نشد.

    علاوه بر این سه ورزشکار که مشهورترین قربانی‌های دوپینگ در ورزش ایران هستند، چهره‌های سرشناس دیگری هم خودشان را قربانی معرفی کردند. چهره‌هایی مثل طالب نعمت‌پور که گفته بود یکی از هم تیمی‎هایش ماده ممنوعه “آنابولیک استروئید ترندبلون”را به او داده تا خیلی‌های دیگر.

    در رابطه با این اتفاق عجیب، دکتر غلامرضا نوروزی دبیر کل ستاد ملی مبارزه با دوپینگ بارها گفته: در بحث دوپینگ، خودِ ورزشکار متولی است. دارویی که یک ورزشکار استفاده می‌کند حتی اگر یک قرص استامینوفن هم باشد، باید مشخص شود. این موضوع تازه‌ای نیست، همواره ورزشکاران این را می‌گویند که ما خبر نداشتیم، البته تمام ورزشکاران ایرانی و مخصوصا قهرمان‌ها در سایت نادو عضو هستند و ما نیز در ستاد ملی مبارزه با دوپینگ قبل از شروع هر سال میلادی، جدیدترین لیست داروهای غیر مجاز را به آن‌ها اعلام می‌کنیم.

    ۲۵۷ ۴۱

  • روزنامه اصولگرا خطاب به نهادهای انقلابی :الان دوره جنگ اقتصادی است،مراقب باشید در دام درآمدزایی نیفتید

    روزنامه اصولگرا خطاب به نهادهای انقلابی :الان دوره جنگ اقتصادی است،مراقب باشید در دام درآمدزایی نیفتید

     بنابراین باید نهادهای انقلابی در این شرایط جنگی تنها و اصلی‌ترین مأموریتی که باید دنبال کرد، همان مأموریتی است که در دوران دفاع مقدس به خوبی در آن موفق بودند.
    در دوران دفاع مقدس نیروهای انقلابی اعم از نیروهای سپاه وارتش، جهاد همه دست به دست هم داده‌بودند و در کنار مردم به دفاع می‌پرداختند و این کار جز با سرمایه‌های اجتماعی بالا محقق نمی‌شد. از این‌رو نهادهای انقلابی باید در این روزها در تراز انقلاب اسلامی پای کار بیایند و در جهت افزایش سرمایه‌های اجتماعی نقش واسطه‌ای را در مردمی کردن اقتصاد ایفا کنند. اکنون که دشمن با تحریم و حمله به منافع افراد و آحاد جامعه، ما را به جنگ اقتصادی کشانده تا حاکمیت و مردم را از یک دیگر به طور کلی جدا کند، باید بدانیم که دقیقاً فن بدل آن مردمی کردن اقتصاد است.
    بنابراین نهادهای انقلابی با درک چنین فضایی باید از یک سو مراقب افتادن در دام درآمدزایی و تصدی‌گیری باشند و از سوی دیگر باید نقش تسهیل‌گری در مردمی کردن اقتصاد را که نتیجه‌اش اشتغال و پیشرفت است، بسیار پر رنگ کنند.
    تجربه‌هایی مانند تکمیل پروژه ستاره خلیج فارس از سوی قرارگاه خاتم الانبیا، توانمندسازی منطقه محروم قلعه گنج می‌تواند به خوبی به عنوان پروژه‌های قابل تعمیم مدنظر قرار گیرد. به خصوص که امروز بدنه بسیج نیز با صدها هزار نیروهایی مستعد و جوان در سرتا سر کشور پای کار هستند.
    این نیروهای مستعد می‌توانند بار دیگر در قالب گروهان‌های اقتصادی «تعاونی‌های تولید و توزیع» با روحیه‌ای جهادی ساماندهی شده و بسته به مزیت‌های منطقه‌ای چرخ اقتصاد را بچرخانند و در قالب حرکت‌های جمعی ضمن تأمین منافع خود در پیشرفت منطقه و کشورشان نقش ایفا کنند. همچنین می‌توان از این نیروها در کمک به تشکیل هسته‌های تعاونی مردمی حول طرح‌های توجیه‌دار اقتصادی مدد گرفت و اقتصاد را مردمی کرد.

  • شاگرد آیت الله مصباح یزدی: اصولگرایی منسوخ شده‌ کاری با آن نداریم

    شاگرد آیت الله مصباح یزدی: اصولگرایی منسوخ شده‌ کاری با آن نداریم

    سقای‌بی‌ریا، سخنگوی سابق جبهه پایداری و عضو فعلی شورای مرکزی این جبهه گفته است که «زمان گفتمان اصولگرایی اندکی منسوخ شده و اکنون گفتمان «نیروهای انقلاب» مطرح است؛ بنابراین جبهه پایداری اساسا کاری با اصولگرایی ندارد؛ هر شخصی ارزش‌های انقلابی را قبول داشته باشد ما نیز او را قبول داریم».
    ایده انقلابی و غیرانقلابی و تقسیم‌بندی نیروهای سیاسی به این دو نحله را هم پیش از این حدادعادل مطرح کرده بود. حدادعادل درحال‌حاضر محور شورای وحدت است و جلسات با مدیریت او اداره می‌شود. اگرچه برخی از اصولگرایان می‌گویند او خودش برنامه‌ای برای ورود به انتخابات ندارد. اگرچه ایده حداد با آنچه جبهه پایداری مطرح می‌کند، ظاهرا نزدیک است، اما مشخص است که درون خودشان اختلافات زیاد است و قطعا مراد هر دو از انقلابی و غیرانقلابی متفاوت است که جبهه پایداری تابه‌حال نخواسته زیر چتر شورای وحدت برود.
    محمدناصر سقای‌بی‌ریا، در پاسخ به این انتقاد که جبهه پایداری نُت خارج از هارمونی می‌نوازد و با شورای وحدت هماهنگی لازم را ندارد، به انتخاب گفته که «هارمونی واقعی «ارزش‌ها» هستند؛ یعنی «ارزش‌های انقلابی» هر شخص یا جریانی، اگر صحبتی پیرامون برهم‌زدن هارمونی توسط جبهه پایداری دارد، بیاید و در یک گفت‌وگوی مستقیم نشان دهد که ارزش‌های انقلابی را چه جریانی دنبال می‌کند و آیا آنها در مسیر این ارزش‌ها قرار دارند یا خیر».

    مدل ویژه انتخاباتی و انتخاب اصلح، عبارات و اصطلاحاتی‌اند که جبهه پایداری در سال‌های اخیر برای جداکردن راه خود از اصولگرایان و نواختن ساز خود از آن استفاده کرده، اگرچه مصدایق خاص خودش را هم برایشان داشته است. زمانی سعید جلیلی و کامران باقری‌لنکرانی مصداق انتخاب اصلح بودند و حالا هم برای مجلس گفته‌اند که شاخص‌های خودشان دارند را که مدل ویژه‌ای برای انتخابات است. شاخص‌هایی که یک‌سری عبارات ارزشی کلی و کلیشه‌ای است و بر سر یافتن مصادیقش احتمالا اختلاف بسیار خواهد بود، چون معیاری برای سنجش آن وجود ندارد.
    آقاتهرانی، دبیر کل این جبهه و صادق محصولی، قائم‌مقامش، در ماه‌های اخیر به اشکال مختلف به اصولگرایان و نحوه رفتار انتخاباتی‌شان تاخته‌اند. اصولگرایان همواره جبهه پایداری را مقصر شکست‌های گذشته خود می‌داند؛ اما جبهه پایداری معتقد است از قضا هم‌نوایی با اصولگرایان باعث شکست آنها بوده است. تاجایی‌که بارها گفته‌اند در انتخابات مجلس گذشته که فهرست جدا از اصولگرایان داده بودند، تعداد بیشتری از یاران و نزدیکان خود را وارد پارلمان کرده بودند تا انتخابات مجلس فعلی که ‌کل فهرست واحد اصولگرایان تهران از ورود به مجلس بازماند. جبهه پایداری تقصیر شکست تهران را عناصر و اعضای فهرست می‌داند که در آن همه‌جور فردی از موافق تا مخالف برجام حضور داشته و به اعتقاد آنها خالص یک‌دست نبوده است!
    سقای‌بی‌ریا حالا درباره این موضوع که برخی اصولگرایان گفته‌اند در صورت ارائه فهرست جداگانه، جبهه پایداری حق بهره‌گیری از عنوان اصولگرایی را ندارد، بر این باور است که «زمان گفتمان اصولگرایی اندکی منسوخ شده و اکنون گفتمان «نیروهای انقلاب» مطرح است؛ بنابراین جبهه پایداری اساسا کاری با اصولگرایی ندارد؛ هر شخصی ارزش‌های انقلابی را قبول داشته باشد، ما نیز او را قبول داریم. البته این به آن معنا نیست که اصولگرایی را قبول نداشته یا رد کنیم؛ ما نمی‌گوییم آنها نباید باشند، بلکه آنها را می‌پذیریم، اما مسئله این است که فاصله هر دوایری تا مرکز، دور و نزدیک است. متأسفانه برخی اصولگرایان در پی طرد هستند، اما در پی طرد دیگری نیستیم و به‌دنبال تعامل هستیم».

    ۲۳۳۰۲

  • صفحه اول روزنامه‌های چهارشنبه ۲۲ آبان ۹۸

    صفحه اول روزنامه‌های چهارشنبه ۲۲ آبان ۹۸

    متن و حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور در سفر استانی به یزد و کرمان،تازه ترین خبرها از واکنشها به گام چهارم برجام،باران موشک بر سر اسرائیل،سخت شدن تنفس در ۷کلانشهر و… از موضوعات مهم مطبوعات امروزند.

  • کلارنس سیدورف: شک نکنید خیلی زود برمی‌گردم

    کلارنس سیدورف: شک نکنید خیلی زود برمی‌گردم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛او که به دعوت گروهی از دوستان ایرانی اش به همراه مدیربرنامه‌های معروفش رایکو گارسیا در تهران جاهای مختلفی از شهر را دید، فوتبال بازی کردند و همراه با عادل فردوسی پور و جواد کاظمیان دروازه رفقای مجری برنامه ۹۰ را هر کدام چندین باری باز کردن.در تهران هم نشینی با آقا کریم باقری ، وحید هاشمیان و علی دایی را تجربه کرده بود، در زمین تنیس دست به راکت شد و دیزی “دیزی بار” را تجربه کرده بود و در این سفر سعی کرد به هر چیزی فکر کند غیر از فوتبال .
    اگرچه این ستاره سرشناس بیش از یک ساعت وقت گذاشت و برای عادل فردوسی پور از تجربیات فوتبالی اش گفت. از حماسه بوتافوگو، جایی که تصویرش را کنار گارینشا کشیده اند. 
    از فینال استانبول و آن شب عجیب بازی میلان و لیورپول.او اینجا یکی از عجیب ترین شب های زندگی‌اش را در کنار بچه‌های خیریه بهشت امام رضا تجربه کرد. 
    آنجا میان ۱۵۰ کودک و نوجوان دوست داشتنی آقا یوسف اصلانی. آنها که انگار نداشتن دست ، پا ، یا هر دوتایش برای شان هیچ است که با قلب‌های‌شان پرواز می کنند. آنهایی که بی پا به اسطوره فوتبال دنیا خیلی جدی جدی لایی می اندازند. آنها که با پا چنان با دسته‌های پلی استیشن جادو می کنند که کلارنس دهانش از شگفتی باز بماند. این‌ها همان بچه‌هایی هستند که کارلوس کی‌روش صعودهایش را به جام جهاتی مدیون‌شان می‌دانست . 
    آسمانی‌هایی که نفس حق شان ، سخت کوشی شان و اراده شان چشمان کلارنس را خیس اشک کرد.این ستاره یک هفته بی فوتبالش را در دفتر علی دایی و ضیافت مخفیانه‌اش با او تمام کرد. جایی که فرصت داشتند تا کمی از فوتبال بگویند. از گذشته ، حال و آینده. او ساعت ۶ عصر بود که سوار بر پرواز ماهان تهران را به مقصد دبی ترک کرد تا بلافاصله دو سفر فوتبالی به دو کشور دور از ایران داشته باشد.
    کلارنس رفت اما در لحظه آخر گفت:«چند چیز ایجا بینظیر بود. اول مهربانی مردمش ، بعد خوشمزگی غذاهای و سومی زیبایی‌های طبیعی اش . شک نکن هنوز خیلی جاهای زیادی در ایران هست که واقعا دوست دارم ببینم. شک نکن خیلی زود بر می گردم.»

    ۲۵۱ ۲۵۱

  • راز شمع‌های پنهان پل خواجو

    راز شمع‌های پنهان پل خواجو

    پل خواجو پلی تاریخی است که زمان ساخت آن به دوره شاه عباس دوم صفوی می‌رسد. این پل در سال ۱۰۶۰ هجری قمری یعنی حدود ۴۰۰ سال پیش ساخته شده‌ است.

    بر روی زاینده رود در شرق شهر اصفهان قرار گرفته‌ است. عمارتی ۸ ضلعی معروف به عمارت بیگلربیگی در وسط پل خواجو قرار دارد که دارای تزئینات معماری مختلف از جمله طلاکاری است، این عمارت در ایام خاص میزبان شاه و میهمانانش بوده‌ است.

    پل خواجو ۱۳۳ متر طول و ۱۲ متر عرض و ۲۱ دهانه دارد.

    این پل از آنجا که در مسیر آرامگاه بابا رکن‌الدین است به پل بابا رکن‌الدین هم معروف بوده اما چون در محله خواجو اصفهان قرار دارد بیشتر با این نام شناخته می‌شود.

    یکی از ویزگی‌های پل خواجو که بسیار مورد توجه گردشگران قرار دارد  تصویری است که از ترکیب نور و تاریکی از پایه‌ها طاق‌ها پل ساخته می‌شود و شکلی شبیه شمع دارد.

    اگر فردی در طبقه پایین پل در منتها الیه لبه پل بایستید و با زاویه ۳۹ درجه نسبت به افق به ترکیب طاق‌ها، نشیمنگاه‌ها و دیواره‌ها را نگاه کند از ترکیب فضای سه بعدی محل برخورد دیواره‌های پیشین و پسین و طاق‌ها تصویری شبیه به یک شمع را می‌بیند.

    چمدان

    ۲۱۲۱