به گزارش خبرآنلاین آذربایجانغربی، بیمارستان بینالمللی میلاد به عنوان بزرگترین بیمارستان هوشمند کشور به دست معاون اول رئیسجمهور و وزیر بهداشت افتتاح شد.
این بیمارستان در زمینی به مساحت ۹ هزار و ۳۰۰ مترمربع و با زیربنای ۵۷ هزار و ۱۶۰ مترمربع و با ظرفیت ۳۰۰ تخت خواب بزرگترین بیمارستان خصوصی کشور بوده و امشب فاز نخست آن در چهار طبقه مورد افتتاح قرار گرفت.
۲۰۰ نفر از پزشکان متخصص و فوق تخصص مقیم خارج از کشور استان از سهامداران این بیمارستان خصوصی که مطابق با آخرین استانداردهای بینالمللی احداث شده و در بحث توریسم درمانی آمادگی ارائه خدمات پزشکی به بیماران کشورهای همسایه یعنی آذربایجان, ارمنستان, نخجوان و عراق و ترکیه را دارد، هستند.
بیمارستان بینالمللی میلاد ارومیه یکی از نخستین بیمارستانهای هوشمند خصوصی کشور و مجهز به پیشرفتهترین تجهیزات پزشکی بوده و از سوی دیگر دارای امکانات بینظیر مانند باند بالگرد بوده که بیماران از شهرهای مختلف به صورت اورژانسی به این بیمارستان انتقال داده میشوند.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی شهرداری تبریز، ایرج شهین باهر در جلسه فوق العاده شورای شهر تبریز که با حضور استاندار آذربایجان شرقی برگزار شد، گفت: پتروشیمی و پالایشگاه تبریز هفتهزار میلیاردریال عوارض خود را به شهرداری پرداخت نکرده اند و اگر این اتفاق بیفتد قطعا شاهد ساخت پارک ها و خیابان های بیش تر در سطح شهر خواهیم بود.
شهردار تبریز افزود: درخواست داریم استانداری ترتیبی اتخاذ کند که دستگاه ها با شهرداری همکاری کنند. یکی از مهم ترین درخواست های ما پرداخت بدهی پتروشیمی و پالایشگاه تبریز و همچنین همکاری سایر دستگاه ها با شهرداری است.
او همچنین از محقق نشدن واگذاری قیر یارانه ای به شهرداری تبریز انتقاد کرد و گفت: تاکنون یک بشکه هم از این قیرها به تبریز داده نشده است.
شهردار تبریز همچنین از استاندار آذربایجان شرقی خواستار شد که برخی مسائل مربوط به شهرداری ها را در سطح ملی پیگیری کند و اضافه کرد: لایحه های در سطح دولت و مجلس مطرح است که منجر به کاهش درآمدهای پایدار شهرداری ها خواهد شد و از استاندار محترم خواهشمندیم به این موضوع توجه ویژه داشته باشد.
ایرج شهین باهر همچنین یادآور شد: نبود لایحه درآمد های پایدار شهرداری ها به علت اینکه درآمد شهرداری ها غالبا ناپایدار است باعث ایجاد مشکلات عدیده برای شهرداری ها شده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از وزارت امور اقتصاد و دارایی، در این اطلاعیه آمده است: وزارت امور اقتصادی و دارایی (به نیابت از دولت جمهوری اسلامی ایران) در نظر دارد از محل قانون بودجه سالجاری نسبت به انتشار و عرضه اوراق مالی اسلامی از طریق شرکت فرابورس ایران با شرایط مندرج در جدول ذیل اقدام نماید:
نوع اوراق نرخ اسمی (سالانه) حداکثر نرخ با استفاده از اختیار خرید (سالانه) زمان احتمالی عرضه سـررسید مواعد پرداخت کوپن اوراق منفعت ۱۷.۹ درصد ۱۸درصد نیمه اول آذر ماه ۱۳۹۸ ۳ ساله ۶ ماه یکبار لذا با عنایت به ماده (۱۷) آییننامه اجرایی بندهای (الف)، (ب)، (ج)، (د)، (هـ)، (ز)، (ح)، (ط)، (ی)، (ک)، (ل)، (ن)، (ف) و (ص) تبصره (۵) و بند (ز) تبصره (۸) ماده واحده قانون بودجه سال ۱۳۹۸ کل کشور (موضوع تصویبنامه شماره ۲۹۵۰۴/ت۵۶۵۹۷هـ مورخ ۱۳۹۸/۳/۱۲ هیئت محترم وزیران)، از کلیه نهادهای مالی موضوع بند (۲۱) ماده (۱) قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران – مصوب۱۳۸۴- از جمله شرکتهای تأمین سرمایه و صندوقهای سرمایهگذاری و همچنین بانکها و شرکتهای بیمهای دعوت میشود، تقاضاهای خود شامل مبلغ مورد درخواست و نرخ تعهدپذیرهنویسی (مازاد بر نرخ اختیار خرید فوقالذکر) را در روزهای سهشنبه ۱۳۹۸/۸/۲۸ و چهارشنبه مورخ ۱۳۹۸/۸/۲۹ از ساعت ۸ الی ۱۲:۳۰ در سامانه مظنهیابی شرکت مدیریت فناوری بورس تهران (قابل دسترسی برای کارگزاران مجاز در سامانه معاملات فرابورس ایران) ثبت نمایند.
ضمناً حداقل حجم هر سفارش برابر با هزار میلیارد (۱.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال میباشد. شایان ذکر است حسب هماهنگیهای انجام شده با سازمان بورس و اوراق بهادار:
۱- ثبت مظنه در سامانه مذکور ازسوی نهادهای واجد شرایط به منزله قبول تعهد بوده و در صورت استنکاف از ایفای تعهدات اعلامی در موعد مقرر، مشمول قوانین و مقررات مربوط از جمله قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.
۲- نهادهای مالی تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار با رعایت مفاد اساسنامه و مقررات ناظر بر فعالیت نهادهای مالی از جمله رعایت الزامات کفایت سرمایه نهادهای مالی (مصوب هیأت مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار) میتوانند نسبت به ثبت مظنه در سامانه مذکور اقدام نمایند.
۳- وزارت امور اقتصادی و دارایی در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش تمام یا بخشی از درخواستهای ثبت شده مختار است. تصمیمگیری در این خصوص بنحوی انجام خواهد شد که صرفه و صلاح دولت در تأمین هزینههای مالی ناشی از انتشار اوراق رعایت گردد و کلیه متقاضیانی که پیشنهادهای آنها با اعلام معاونت نظارت مالی و خزانهداری کل کشور (مرکز مدیریت بدهیها و داراییهای مالی عمومی) مورد تایید قرار میگیرد، موظفند حداکثر تا دو روز کاری پس از اعلام، نسبت به ارائه نسخههای تکمیل شده قراردادهای تعهدپذیرهنویسی و سایر مدارک و مستندات مورد نیاز اقدام نمایند.
۴- کلیه سفارشها به صورت “معتبر تا لغو” (Good till Cancel) در سامانه ثبت شود.
عامل فروش اوراق موضوع این مظنهگیری، از بین پیشنهادات رسمی ارائه شده به مرکز مدیریت بدهیها و داراییهای مالی عمومی با رعایت صرفه و صلاح دولت تعیین میشود.
به گزارش خبرآنلاین، آیتالله مسعودی خمینی درباره لیست منتشر شده شورای هماهنگی اصولگرایان قم و عدم مشورت با جامعه مدرسین حوزه عملیه قم درباره این لیست گفت: از روز اولی که جامعه مدرسین تشکیل شد که حدودا به ۵۰ الی ۶۰ سال پیش بازمیگردد، قرار بود هیچ فردی از افراد جامعه مدرسین عقاید شخصی خود را در جریان انقلاب و تصمیمات جامعه مدرسین به میان نیاورد؛ به این معنا که اگر شخصا با فردی خوب یا بد بود باید آن را کنار بگذارد و تمام جریان باید طبق روال کلی جریان جامعه مدرسین پیش برود یعنی اگر جامعه مدرسین رای داد که فلان فرد کاندیدا شود اگر من سخت هم با این گزینه مخالف بودم باید موافق باشم.
عضو جامعه مدرسین گفت: این اولین دستور در جامعه مدرسین بود و تا زمانی که آقایان، علما و بزرگان در جامعه مدرسین آمد و رفت میکردند وضعیت به همین منوال بود اما متاسفانه از روزی که جامعه مدرسین دو طبقه شدند و شکافی میان آنها ایجاد شد و آیات آذری قمی، مهدی روحانی، امینی، میانکی و جوادی آملی از جامعه مدرسین خارج شدند، جامعه مدرسین دیگر نتوانست آن جامعیت خود را حفظ کند لذا در آراء نگاه های مختلفی شکل گرفت. در این میان برخی آرای شخصی خود را هم دخالت دادند. لذا من میخواهم بگویم اگر جامعه مدرسین میخواهد برقرار و تاثیرگذار باشد باید سعی کند آن کسی که از هر جهت به درد جامعه می خورد آن فرد را تعیین و معرفی کند.
چرا در بستن لیست قم از بزرگان و علما استفسار نمیکنند؟
وی درباره کاندیداهای شهر قم نیز گفت: مجلس ما مجلس اسلامی است. من نظرم این است که افرادی که میخواهند به مجلس بروند باید حداقل از نظر علمی سطح بالایی داشته باشد یک نفری که کتاب های اولیه لازم را نخوانده است و میخواهد سمتی در مجلس بگیرد معلوم است که نتیجهاش چه میشود؛ باید فردی باشد که از نظر علمی عدهای او را قبول داشته باشند میخواهد. من به جامعه مدرسین گفتهام وکلایی که میخواهد از قم به مجلس بروند لااقل باید مجتهد متجزی باشند چرا از بزرگان و علما در تعیین کاندیدا استفسار نمیکنند؟!
یک نفر از آن طرق دنیا میآید و میشود کاندیدای قم
آیتالله مسعودی خمینی گفت: یکنفر از آن طرف دنیا بلند میشود و میآید اینجا و میشود کاندیدای قم. درحالی که نماینده قم را باید قمیها بشناسند و علمای قم بر آن صحه بگذارند. سابق یکی میخواست نماینده قم شود دارای درجه و وجههای مانند آقای آذری قمی بود امروز هم باید به همین صورت باشد. لذا این شکافی که به وجود امده باید رفع شود و از سوی دیگر سلیقههای فردی کنار گذاشته شود تا این مشکلات مرتفع شود.
وی افزود: فردی که میخواهد به مجلس برود باید سرآمد یک عدهای باشد؛ هرکسی را که نمیشود به مجلس فرستاد و لذا باید جامعه مدرسین به درستی روی گزینهها بیندیشد و افرادی که به درد اسلام و انقلاب میخورد را به مجلس بفرستد.
به گزارش خبرآنلاین، آیتالله مسعودی خمینی درباره لیست منتشر شده شورای هماهنگی اصولگرایان قم و عدم مشورت با جامعه مدرسین حوزه عملیه قم درباره این لیست گفت: از روز اولی که جامعه مدرسین تشکیل شد که حدودا به ۵۰ الی ۶۰ سال پیش بازمیگردد، قرار بود هیچ فردی از افراد جامعه مدرسین عقاید شخصی خود را در جریان انقلاب و تصمیمات جامعه مدرسین به میان نیاورد؛ به این معنا که اگر شخصا با فردی خوب یا بد بود باید آن را کنار بگذارد و تمام جریان باید طبق روال کلی جریان جامعه مدرسین پیش برود یعنی اگر جامعه مدرسین رای داد که فلان فرد کاندیدا شود اگر من سخت هم با این گزینه مخالف بودم باید موافق باشم.
عضو جامعه مدرسین گفت: این اولین دستور در جامعه مدرسین بود و تا زمانی که آقایان، علما و بزرگان در جامعه مدرسین آمد و رفت میکردند وضعیت به همین منوال بود اما متاسفانه از روزی که جامعه مدرسین دو طبقه شدند و شکافی میان آنها ایجاد شد و آیات آذری قمی، مهدی روحانی، امینی، میانکی و جوادی آملی از جامعه مدرسین خارج شدند، جامعه مدرسین دیگر نتوانست آن جامعیت خود را حفظ کند لذا در آراء نگاه های مختلفی شکل گرفت. در این میان برخی آرای شخصی خود را هم دخالت دادند. لذا من میخواهم بگویم اگر جامعه مدرسین میخواهد برقرار و تاثیرگذار باشد باید سعی کند آن کسی که از هر جهت به درد جامعه می خورد آن فرد را تعیین و معرفی کند.
چرا در بستن لیست قم از بزرگان و علما استفسار نمیکنند؟
وی درباره کاندیداهای شهر قم نیز گفت: مجلس ما مجلس اسلامی است. من نظرم این است که افرادی که میخواهند به مجلس بروند باید حداقل از نظر علمی سطح بالایی داشته باشد یک نفری که کتاب های اولیه لازم را نخوانده است و میخواهد سمتی در مجلس بگیرد معلوم است که نتیجهاش چه میشود؛ باید فردی باشد که از نظر علمی عدهای او را قبول داشته باشند میخواهد. من به جامعه مدرسین گفتهام وکلایی که میخواهد از قم به مجلس بروند لااقل باید مجتهد متجزی باشند چرا از بزرگان و علما در تعیین کاندیدا استفسار نمیکنند؟!
یک نفر از آن طرق دنیا میآید و میشود کاندیدای قم
آیتالله مسعودی خمینی گفت: یکنفر از آن طرف دنیا بلند میشود و میآید اینجا و میشود کاندیدای قم. درحالی که نماینده قم را باید قمیها بشناسند و علمای قم بر آن صحه بگذارند. سابق یکی میخواست نماینده قم شود دارای درجه و وجههای مانند آقای آذری قمی بود امروز هم باید به همین صورت باشد. لذا این شکافی که به وجود امده باید رفع شود و از سوی دیگر سلیقههای فردی کنار گذاشته شود تا این مشکلات مرتفع شود.
وی افزود: فردی که میخواهد به مجلس برود باید سرآمد یک عدهای باشد؛ هرکسی را که نمیشود به مجلس فرستاد و لذا باید جامعه مدرسین به درستی روی گزینهها بیندیشد و افرادی که به درد اسلام و انقلاب میخورد را به مجلس بفرستد.
حسن احمدیفرد: مسلم کرمانی، مستندساز جوان مشهدی است. او انبوهی مستند با موضوعات مختلف ساخته اما خودش میگوید هیچ کدامشان را به اندازه مستند «آقا شریفزاده» دوست ندارد؛ یک مستند بلند ۸۴ دقیقهای که حاصل دو سال زندگی کردن او با محمدابراهیم شریفزاده است؛ خوانندهای صاحب سبک در موسیقی مقامی شرق خراسان که بیست و دوم آبانماه ۹۵ در فقر و تنهایی درگذشت، در حالی که جهانی از نغمههای مانا را در سینه داشت.
از ابراهم شریفزاده دو آلبوم «خونپاش و نغمهریز» و «سرو خرامان» منتشر شده. علاوه بر این، از او انبوهی از آوازخوانیها هم به جا مانده که عمدتا با دوتارنوازی استاد مرحوم حسین سمندری همراه است؛ همراهی این دو هنرمند، هنوز هم ادامه دارد. آن دو حالا کنار هم، چند سالی است که در گورستان باخرز آرام گرفتهاند؛ جایی در گوشه شرقی خراسان رضوی، بین تربت جام و تایباد.
یکی از همین شبهای سرد پاییزی، با مسلم کرمانی تا نیمههای شب، گپ زدیم و او از بغضی گفت که محمدابراهیم شریفزاده همه عمر در گلو داشت.
آشنایی شما با استاد مرحوم شریفزاده به کی برمیگردد؟
سالها قبل، صدای آقای شریفزاده را خیلی اتفاقی شنیدم. تازه از آن ضبطهایی که سیدی میخورد، خریده بودم. یک سیدی به دستم رسیده بود که اجراهایی از موسیقی مقامی داشت. چندتایی را شنیدم تا رسید به یک صدای متفاوت که میخواند:
«بهاره دخترعمو، لالهزاره دختر عمو/ بهاره مون و تو شبهای تاره دخترعمو»
این اجرا، تأثیر عجیبی روی من گذاشت؛ نمیدانم چرا اما بغض کردم. به برادرم گفتم این صدا انگار از دل تاریخ میآید. برگشتم دیدم پدر و مادرم، دارند گریه میکنند. پرسیدم ماجرا چیست؟ گفتند این ترانه را سالها پیش در جوانیشان شنیدهاند؛ شریفزاده را نمیشناختند اما کار را و سوزی که داشت را میشناختند.
این بود تا زمانی که فراغتی دست داد و من فرصتی پیدا کردم تا کاری را برای دل خودم انجام بدهم. خب من از این دست کارها دارم، و لابهلای کارهایی که به سفارش ارگانها و نهادها میسازم، کارهایی را هم برای دل خودم میسازم. همان روزها، آلبومی به دستم رسید به نام «سرو خرامان» که محمد حقگو، آهنگسازش بود. آن آلبوم توضیحی داشت و عکس کوچکی از شریفزاده. نوشته بود شریفزاده از هنرمندان باخرز است و جز در میان پژوهشگران موسیقی مقامی، آنقدرها شناخته شده نیست… آنجا، آن بغض دوباره به سراغم آمد. گفتم هر طوری شده، باید این آدم را پیدا کنم.
به یکی از دوستانم که هنرمندان منطقه را میشناخت زنگ زدم و گفتم شما آقای شریفزاده میشناسی گفت بله. گفتم پس من میآیم که ببینمش.
اولین سفر با یکی از دوستان رفتیم باخرز. یادم میآید آقای شریفزاده در را که باز کرد، همان جا به خودم گفتم، من باید داستان زندگی این آدم را ثبت کنم. همان اولین سفر، دو روز پیش آقای شریفزاده ماندیم. شب را هم در خانهاش خوابیدیم. آنجا مختصری با زندگی او آشنا شدیم و فهمیدم علاوه بر آوازخوانی در موسیقی مقامی، هنرهای آوازی دیگری هم دارد.
چه هنرهایی؟
فهمیدیم آقای شریفزاده موذن هم هست. میتوانم بگویم یکی از بهترین موذنهای روزگار معاصر بود. این که میگویم یکی از بهترینها در روزگار معاصر، اغراق نیست. آقای شریفزاده اذانی داشت که به اذان هزارهگی معروف بود. این اذان، همان موقعها در آستانه ثبت در یونسکو بود و نمیدانم چرا کار ثبت آن، به سرانجام نرسید. او چهل سال در باخرز اذان گفته بود و جالب است آن چند باری که من اذان گفتنش را شنیدم فهمیدم هر اجرایش با اجرای قبلی فرق دارد؛ یعنی با حفظ یک شیوه در ریتم، در لحن، در همه چیز متمایز میشد. اذانش، پیشخوانی هم داشت. من دستکم سه تا اذان کامل از شریفزاده را ضبط کردهام و در هر کدام از آنها پیشدرآمد یا اورتور کار متفاوت است.
مناجاتخوانی هم داشت؛ همهاش هم به عربی. آن هم خیلی جالب بود. مداح هم بود. ماههای محرم و صفر در حسینیه باخرز، مداحی میکرد.
من، تابستان بود که با آقای شریفزاده آشنا شدم. هر وقت هم میرفتم دیدنش، دوربین هم همراهم بود. اگر امکانات بیشتری میبردم، شاید آن جوری که باید، نمیتوانستم عین زندگی او را ضبط کنم. برای همین هم فقط یک دوربین دیویکم میبردم.
یادم میآید آن سال، محرم و صفر در زمستان بود. میخواستم از مداحیاش فیلم بگیرم اما آقای شریفزاده قبول نمیکرد. اصلا محرم و صفر، آدمها را خیلی نمیپذیرفت. یکی از همان شبها، یک شب سرد برفی بود. رفتم باخرز، در خانهاش. مقداری خوراکی گرفته بودم. در را روی من باز نکرد. من سماجت کردم و باز در زدم. در را که باز کرد، خواستم بروم تو، نگذاشت؛ طوری که سر و گردنم لای در گیر کرد. گفتم آقای شریفزاده! مُسلمم. آمدهام ببینمت… و بغض کردم. فهمید که دلخور شدهام. آن شب ما را نگه داشت و آنقدر خنداند تا مطمئن شود، دلخوری من، رفع شده است.
فردایش در حسینیه باخرز عزاداری بود. میدانستم آقای شریفزاده با فیلم گرفتن، مخالفت میکند؛ برای همین با سرایدار حسینیه هماهنگ کردیم و کابل خواباندیم و دوربین را جای مناسبی گذاشتیم. وقتی آقای شریفزاده آمد، ما را ندید، و رفت برای مداحی. مراسم آن روز را کامل ضبط کردیم. مداحیاش هم متفاوت بود. ملغمهای بود از موسیقی سنتی و نواحی و فولک.
مسلم کرمانی، کارگردان مستند «آقا شریفزاده»
این ملغمه، این داشتههای فراوان، چطور در شریفزاده جمع شده بود؟
خب آقای شریفزاده به خاطر نوع زندگیاش، یکجور دورهگردی را تجربه کرده بود. پدرش که نظامی بوده، به خاطر شغلش به قوچان منتقل میشود و مادرش را تنها میگذارد. مادرش هم بعدها از دنیا میرود و شریفزاده در خانه مادربزرگش، رشد میکند و خیلی زود برای کار و امرار معاش، راهی بخشهای کشور میشود. آقای شریفزاده سالها در نواحی مختلف کشور گشته بود. سالها در شمال در بندر انزلی و آن طرفها بوده. بعد میآید در تهران و حتی مدتی در لالهزار کار میکند، در کاباره شکوفه. به نظرم تنها آدمی است که با ریشه موسیقی نواحی، آن قدر صدای خوبی داشته که جایی مثل کاباره شکوفه هم میتوانسته لابهلای برنامهها، بخواند. بعدها برمیگردد و در باخرز ساکن میشود. آن هم در خانه اربابی که زمینهای منطقه باخرز مال او بوده؛ یعنی همین آقای اخوان کاخکی یا یکی از اقوامش. آقای شریفزاده پیش این آدم کار میکرده است.
من رفتم و آقای اخوان کاخکی را پیدا کردم. ایشان برای من تعریف کرد که «عصری که در باغ بودم آقای شریفزاده و سمندری هم آمدند و با هم شعرهایی را خواندند و من با دوربینی که آن موقعها داشتم، آن را ضبط کردم. همانجا در جریان دوتارنوازی، دست استاد سمندری هم خونی شد اما آقای سمندری دوتارنوازیاش را قطع نکرد و با همان دست خونی، کارش را ادامه داد. من این نوار را بعدها در تهران دادم که مهدی اخوان ثالث ببیند.
این را خود اخوان کاخکی به من گفت. گفت: «بعد چند روز زنگ زدم به خانه اخوان ثالث. خانمش گوشی را برداشت و گفت: تو با مهدی چکار کردی که یک هفته است منقلب است…»
آنجا اخوان آن شعر را میگوید که «قربان زخمههای تو خون پاش و نغمهریز…» توضیحاتش هم در کتاب «تو را ای کهن بوم و بر» هست. اخوان نوشته: «برای استاد بزرگ حسین سمندری و حضرت آقای شریفزاده همراه سازش، که هنوز هیچکدامشان را ندیدهام، اما ساز و آوازشان را شنیدم.» آنجا در خود شعر، اخوان درباره شریفزاده، تعبیر «آقا شریفزاده» را بکار میبرد که من همین را برای مستندم انتخاب کردم.
ضبط مستند، چقدر طول کشید؟
رفت و آمد من به باخرز، دو سالی طول کشید. من شب و روزهای بسیاری را با آقای شریفزاده گذراندم اما با وجود این مطمئن نبودم که میتوانم از آن فیلمهایی که گرفتهام، مستندی در بیاورم؛ آن هم به خاطر کاراکتری که شریفزاده داشت. نه میتوانستم متنی از قبل آماده کنم و نه فیلمنامهای داشته باشم. اصلا چیزی در کنترل من نبود. من عملا ذوب بودم و کارگردان، او بود. او بود که با من و دوربینم بازی میکرد.
فیلم را که ببینید، میفهمید که این آدم اصلا برایش دوربین و فیلم و ضبط شدن صحنهها مهم نبود. همیشه لم میداد یا با لباس راحتی بود. بیتعلق و رها بود. با همه اینها در هنرش، یک آدم دیگری بود؛ آدمی که گذشته را داشت و آینده را هم میساخت. شریفزاده فقط تکرار گذشتهها نیست؛ همه گذشته است، بعلاوه خودش. این خیلی مهم است. هنرش را که ارزیابی کنید میبینید این آدم فلسفه میداند؛ روانشناسی میداند؛ جامعهشناسی میداند؛ همه آن چیزی در که یک آدم مدرن باید باشد را او داشت؛ بعلاوه این که اصالت و صلابت گذشته را هم داشت.
از این مستند الان پنج شش نفر به رحمت خدا رفتهاند. استاد مرحوم سمندری، استاد شریفزاده، استاد مرحوم سروراحمدی، استاد مرحوم پورعطایی. در فیلم دو تا از صاحبنظران حوزه موسیقی مقامی هم صحبت میکنند؛ آقای هوشنگ جاوید و آقای دکتر محمد حقگو که آهنگساز است و یکی از کارهای ارزشمندی که از شریفزاده باقی مانده، همان آلبوم «سرو خرامان» به آهنگسازی ایشان ساخته شده که آن هم داستانی جالبی دارد.
از این فیلم مستند الان پنج شش نفر به رحمت خدا رفتهاند. استاد مرحوم سمندری، استاد شریفزاده، استاد مرحوم سروراحمدی، استاد مرحوم پورعطایی. در فیلم دو تا از صاحبنظران حوزه موسیقی مقامی هم صحبت میکنند؛ آقای هوشنگ جاوید و آقای دکتر محمد حقگو که آهنگساز است
در آهنگسازی روال این است که ابتدا موسیقی ساخته میشود و بعد خواننده روی آن، آواز میخواند اما بخاطر همان ویژگیهای شخصیتی آقای شریفزاده، محمد حقگو میآید صدای او را ضبط میکند بعد میفرستد به کییف اوکراین. آنجا ارکستر ملی اوکراین، آهنگ این قطعه آوازی را اجرا میکند و میشود همین آلبوم «سرو خرامان»…
در این لابهلاها آن دوستی عمیقی که گفتم، شکل گرفت. شریفزاده با همه آن تلخیهایی که از خودش نشان میداد، اما مهربان بود. تلخ بود، چون تلخی دیده بود.
او در بین مردم خودش در باخرز غریب بود و این غریب بودن، بیشتر از آن که تقصیر مردم باشد، تقصیر روز و روزگار بود و تقصیر آنهایی که این وضعیت را رقم زدهاند.
من دنبال بیمه آقای شریفزاده رفتم و سعی کردم بخشی از بیمهریهایی که به او شده بود را جبران کنم؛ اما چکار توانستم بکنم؟
به نظرم در ادامه بیمهریها به شریفزاده، فیلم من هم مورد بیمهری قرار گرفت. الان هشت سال از ساخت فیلم میگذرد، اما اصلا دیده نشد.
یک وقتی قرار بود این فیلم در دانشگاه فردوسی مشهد نمایش داده شود، من تیزری هم آماده کردم و دادم. روز آخر، مسئولی که آنجا بود گفت فلانی بنشینیم و یک بار دیگر فیلم را با هم ببینیم. فیلم را که دیدیم گفت فیلم خوبی است اما اگر بشود آن جایش را که عثمان محمدپرست میگوید: موسیقی اصلا چرا باید حرام باشد و… دربیاوریم، بهتر میشود. این را که گفت من حسابی برافروخته شدم. گفتم ببین! یک مستندساز در قبال تاریخ هم مسئول است. من نمیتوانم تاریخ را سانسور کنم.
گفت: اینطوری نمیتوانی فیلمت را جایی نمایش بدهی. گفتم اصلا مهم نیست. گفتم فیلمم را نگه میدارم تا وقتی که جامعه بفهمد چرا کسی مثل ابراهیم شریفزاده مهم است و چرا جامعه باید او را بشناسد. آن موقع، وقت نمایش فیلم من است.
خب چرا کسی مثل ابراهیم شریفزاده مهم است؟
شریفزاده و پورعطایی و درپور و عسکریان، نماینده یک تفکر و یک تمدن هستند؛ تمدنی که ما امروز آن را از دست دادهایم؛ تمدنی که یکسرش در سال ۲۰۱۹ میلادی است و یکسرش در قرن هفتم هجری. اینها حلقه پیوند ما با تاریخ و فرهنگمان هستند.
موسیقی مقامی در دورههای گذشته با همه شئون زندگی سر و کار داشته؛ از تولد و ختنهسوری بگیرید تا کار و ازدواج و تا مرگ. مردم همیشه، آدمهای موسیقی را کنار خودشان میدیدند. در نظام فرهنگی آن روزگار، این آدمها جایگاهی داشتهاند. سهمی از درآمد هر سال خانوار، مال آنها بوده. همین هم باعث میشد تا این هنر و هنرمندی، بتواند دوام بیاورد و تولید داشته باشد؛ اما در روزگار ما، این مناسبات فرهنگی از بین رفته و ما نتوانستهایم مناسبت تازهای را جایگزین آن کنیم؛ آن آدمها هم که دارند از دست میزوند. برای همین هم میبینیم که موسیقی مقامی روز به روز، بیشتر از دست میرود.
مجموع کارهای آقای شریفزاده را که میبینیم، بنظر میرسد، موسیقیای که او ارایه میکند، یک بسته موسیقایی کامل است. از دوبیتیخوانیهای سوزناک مقام «هزارگی» تا ترانههای «بهاره دختر عمو» و «دلبر رعنا». چطور شریفزاده توانسته چهره کاملتری از موسیقی مقامی منطقه را به ما نشان بدهد؟
همه چیز به شخصیت آقای شریفزاده برمیگردد. او، خودش بود و خودش را حفظ کرد. همه داشتههایی که به او رسیده بود را مثل یک گنجینهدار سختگیر برای ما نگه داشت و البته هنرمندیهای خودش را هم به آن اضافه کرد. شریفزاده کسی نبود که برای خوشایند این و آن، بخشی از هنرش را سانسور کند. پایداری در عقیده، برای یک هنرمند بسیار مهم است. موسیقی او، یک موسیقی دست نخورده است. او به تنهایی پاسدار داشتههایی بود که به میراث از گذشتگان گرفته بود و هنرمندانی از این دست، متاسفانه در این روز و روزگار، کم هستند. هنر ما، امروز یک هنر زخمخورده است؛ هنری که بخشهایی از خودش را از دست داده است؛ این هم معلول جامعهای است که داریم.
ببینید! اساسا اقتصاد، سیاست و فرهنگ، شعاع یک منشور هستند. نمیشود سیاست شکستخورده داشت و فرهنگ غنی. نمیشود اقتصاد غیرپویا داشت و خیال کرد که میشود فرهنگ را به پویایی رساند.
بگذارید مثال دیگری بزنم. از تخت جمشید اثر تاریخی مهمتری در ایران داریم؟ تخت جمشید یک میراث بشری است. بخاطر فیلمهایی که میسازم و بخشی از آنها در تخت جمشید گذشته، الان هفت هشت سال است که هر سال از تخت جمشید عکس گرفتهام. عکسها را که نگاه میکنم میبینم هر سال تخت جمشید از سال قبل، آسیب بیشتری دیده. خب رفتار ما در قبال هنرمندمان هم همین است. بروید از سازمان میراث فرهنگی بپرسید در همین سالها چقدر بنای ارزشمند را از دست دادهایم.
آقای شریفزاده، مردهشوی باخرز بود. مردهشویی شغل شریفی است و آدمهایی که این کار را انجام میدهند، آدمهایی ویژه و آدمهایی صاحبدل هستند. اما آقای شریفزاده از سر نداری و ناچاری و به خاطر استغنای طبعی که داشت، این کار را میکرد. بارها به خود من گفت حاضرم مرده بشویم اما روزیام را از کسی گدایی نکنم. این استغنا، صفت همه هنرمندهاست. در آن نظام فرهنگی که پیش از این، بر جامعه حاکم بوده، اینها جایگاه داشتهاند؛ همچنان که آخوند روستا جایگاه داشته؛ همچنان که موذن و معلم قرآن جایگاه داشته و آدمهای جامعه، معاشش را تأمین میکردهاند؛ اما در روزگار ما، آن نظام به دلایل مختلف از بین رفته است. در آن میان، تنها قشری که نتوانست برای معاشش جایگزینی پیدا کند، آدمهای موسیقی بودند؛ در حالی که میشد ریل درستی برای اینها هم در روزگار معاصر هم پیشبینی کرد.
آقای شریفزاده، مردهشوی باخرز بود. مردهشویی شغل شریفی است و آدمهایی که این کار را انجام میدهند، آدمهایی ویژه و آدمهایی صاحبدل هستند. اما آقای شریفزاده از سر نداری و ناچاری و به خاطر استغنای طبعی که داشت، این کار را میکرد. بارها به خود من گفت حاضرم مرده بشویم اما روزیام را از کسی گدایی نکنم
کارهایی که «فوزیه مجد» و «محمدتقی مسعودیه» کردهاند را ببینید. یک عده در این مملکت مامور بودهاند که مثلا بیایند در خراسان و شریفزاده و سمندری و سروراحمدی و پورعطایی و سالاراحمدی را شناسایی کنند. همین شناختی هم که حالا در جامعه نسبت به هنر این هنرمندان شکل گرفته، مدیون اتفاقاتی است که قبل از اینها رخ داده. همینهایی هم که مانده مال گذشتههاست و ما کاری نکردهایم که به بقای هنرهایی مثل موسیقی مقامی کمکی بکند…
حرفهایی که میزنم تلخ است اما متاسفانه واقعیت دارد.
چرا صدای هنرمندها هیچ وقت در جامعه شنیده نمیشود؟
چون گوش شنوایی وجود ندارد و سر و صدا هم در جامعه زیاد است؛ صدای اقتصاد، صدای سیاست، مجالی برای صدای فرهنگ نمیگذارد.
در این جامعه، هنرمند بعد از مرگش عزت مییابد؛ آن هم نه بخاطر این که هنرش شناخته میشود؛ نه. بلکه به این خاطر که دیگر آزاری ندارد. نیست که بر سر ما داد بزند که معاش کو؟ چرا همه عمرم با فقر دست و پنجه نرم میکنم؟ چرا بیمه نیستم و… بعد از مرگ، هنرمندی که همیشه معترض است و بله قربانگو نیست، دیگر ساکت میشود و چه بهتر از یک هنرمند مرده؛ برای آن که پشت سرش بایستیم و ادای فرهنگدوستی و هنرپروری دربیاوریم.
جایی در جشنوارهای بودم و حرف از فیلم بود و سینما. آقایی که رییس فیلمنامهنویسان دفاع مقدس است، هم بود و با چند تا کارشناس از سینما حرف میزدند. من دستم را بلند کردم و گفتم: دفاع مقدس برای همه ما عزیز است؛ ارزشی است؛ اصلا هویت ماست که همه تاریخ برای اعتقادمان، جان دادهایم؛ اما شما از کدام سینما حرف میزنید؟ گفتم شما از همان ابتدا تکلیفتان را با سینما و تئاتر و موسیقی و هنر مشخص کردهاید. گفتم شما سره را از ناسره تمیز ندادید و نفهمیدید کدام را باید بزنید. شما بجای آن که شاخ و برگ های کج و معوج را هرس کنید، ریشهها را زدید و حالا مسئول وضعی هستید که پیش آمده. گفتم آن روزی که برای فلان خواننده هنرمند صاحب سبک، مجوز خندهدار حمل ساز صادر میکردید، باید امروز را که امثال تتلو و ساسیمانکن و حسین تهی، مثل قارچ از همه جای هنر این مملکت بیرون زده، میدیدید و ندیدید. گفتم موسیقی ما شریف بود، قداست داشت، اصالت داشت، برای مردم قابل احترام بود، با تمام شئون زندگی مردم درآمیخته بود. اما شما کاری کردید که الان هیچ شرافتی برای موسیقی باقی نمانده و هرچه هست در یک بیمایگی عمیق فرورفته است. موسیقی مطربی لالهزار را در همان موقعها، بشنوید تا ببینید که هزار مرتبه از ترانههایی که شب و روز دارد از تلویزیون مملکت پخش میشود، فرهنگیتر بوده است. این، نشانههای همان بلایی است که ما سر فرهنگ خودمان درآوردهایم.
داریم از یونسکو پول میگیریم برای حفظ میراث زنده بشری؛ اما همین الان به هنرمندی که خودمان به او دکترای افتخاری دادهایم، ماهی ۸۰ هزار تومان میدهیم. این را کجای دلمان بگذاریم؟
فقط این هم نیست. ما هنرمندانمان را اصلا نمیبینیم. شریفزاده تازه فوت کرده بود، که یکی از همین مسئولان به من زنگ زد که آقای شریفزاده اذانی داشته که چنین و چنان بوده و شما آن را ضبط کردهای؛ آن را به ما بده. من پشت تلفن عصبانی شدم و هرچه به دهنم آمد به او گفتم؛ گفتم این آدم، چهل سال در باخرز اذان گفت؛ اذان گفت، نه که آواز بخواند؛ اذان که دیگر اذان است؛ شما همان را هم، دنبالش را نگرفتید؛ حالا از من چه توقعی دارید؟ گفتم تا من زنده باشم نمیگذارم یک پلان از این فیلم به دست شما بیفتد.
آخر فیلم من، شریفزاده رو به دوربین پرسشی میپرسد؛ پرسشی که بنظرم هیچ کس جوابی برای آن ندارد؛ توی غسالخانه، دارد دور میزند و دوربین دنبالش میرود. شریفزاده برمیگردد رو به دوربین، و با آن چشمهایش که مثل چشمهای یک عقاب است، میپرسد: «اگر من خوانندهام، اگر من هنرمندم، اگر من چند تا کشور رفتهام و هنر این مملکت را معرفی کردهام، حالا آخر عمری باید مرده بشویم؟! اگر رحم و انصافی مانده باشد، این حق من نیست» و سکوت میکند و فیلم تمام میشود.
این پرسشی است که نه فقط شریفزاده، بلکه تاریخ دارد از ما میپرسد که در این روز و روزگار با شریفترین آدمها که هنرمندان جامعه هستند، چه کردهایم؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از وزارت راه و شهرسازی، طرح احداث راهآهن دوخطه میانه- بستانآباد- تبریز به طول ۲۰۳ کیلومتر با هدف کاهش مسیر ریلی از شمال غرب به مرکز کشور در دستور کار وزارت راه و شهرسازی قرار گرفت که با همت شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل کشور و دست اندرکاران این طرح ریلی، حدفاصل میانه تا بستانآباد به طول ۱۳۲ کیلومتر برای پایان آبانماه ۱۳۹۸ آماده بهرهبرداری است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از وزارت راه و شهرسازی، دفتر اقتصاد مسکن در آخرین آمار خود، روند ثبتنام فار نخست طرح اقدام ملی مسکن را اعلام کرد.
تا ظهر امروز، ۲۲ آبانماه، ثبتنام برنامه اقدام ملی مسکن برای چهار شهرِ شیروان، اسفراین، گرمه، جاجرم در استان خراسانشمالی، ۲۰ شهرِ بیرجند، قائن، فردوس، اسدیه، اسفدن، نیمبلوک، سربیشه، طبس، مود، آرینشهر، خضری دشتبیاض، سهقلعه، نهبندان، سرایان، اسلامیه، بشرویه، ارسک، حاجیآباد، خوسف و عشقآباد در خراسانجنوبی و ۱۱ شهرِ زاهدان، زابل، سیرکان، محمدآباد، سراوان، نوکآباد، محمدی، زهک، مهرستان، سوران و میرجاوه در استان سیستان و بلوچستان به پایان رسید.
در استان قم نیز در روز اول ثبتنام (۲۱ آبانماه) ۴۴۰۰ نفر در پنج شهرِ قم، جعفریه، دستجرد، قنوات و کهک ثبت نام شده و با تکمیل ظرفیت، سایت ثبتنام بسته شد.
گفتنی است، طرح اقدام ملی مسکن با احداث ۴۰۰ واحد مسکونی طی امسال و سال آتی به بهرهبرداری خواهد رسید. ۲۰۰ هزار واحد این طرح در شهرهای جدید توسط شرکت عمران شهرهایجدید، ۱۰۰ هزار واحد در شهرهای زیر ۱۰۰ هزار نفر توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و ۱۰۰ هزار واحد توسط شرکت بازآفرینی شهری در بافت های فرسوده شهرها احداث خواهد شد.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، علیرضا ارجمندی روز چهارشنبه در نشست تخصصی معاونان سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری پنج استان شمال غرب کشور در تبریز، ادامه داد: ۲۴۲ منطقه دارای سرمایه گذار و ۱۴۷ منطقه دارای طرح نمونه گردشگری مصوب هستند و از این تعداد، ۹۴منطقه نمونه گردشگری به عنوان منطقه فعال معرفی شده است.
وی، همچنین با بیان اینکه آذربایجان شرقی یکی از مناطق مستعد از نظر مناطق نمونه گردشگری در شمال غرب کشور است، افزود: تاکنون ۴۶ مصوبه و ۱۷ موافق نامه در خصوص طرح های منطقه نمونه گردشگری در این استان ثبت شده است.
مدیرکل دفتر مناطق نمونه و زیرساختهای گردشگری کشور همچنین با تاکید بر لزوم پایش مسائل مناطق نمونه گردشگری اظهار کرد: بررسی و رسیدگی به مشکلات سرمایه گذاران از نکات کلیدی در موضوع راهبردی مسائل مناطق نمونه گردشگری کشور است.
ارجمندی افزود: یکی از اهداف این گردهمایی بررسی کارشناسی نیازهای سرمایه گذاران است، زیرا باید به مشکلات بخش خصوصی و سرمایه گذاران به صورت تخصصی رسیدگی شود و این نشست به منظور هم اندیشی و هم فکری معاونین سرمایه گذاری برای ساماندهی مناطق نمونه گردشگری و جذب سرمایه گذار در این مناطق تشکیل شده است.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی نیز در این نشست اظهار کرد: ایجاد و توسعه زیرساخت های لازم در مناطق نمونه گردشگری برای افزایش جذب گردشگر اهمیت بالایی دارد و برای فراهم کردن این مهم باید برنامه ریزی های ویژه ای برای جذب سرمایه گذار انجام شود.
مرتضی آبدار افزود: بخش خصوصی و سرمایه گذاران نیاز به حمایت دارند و باید برای رفع موانع و مشکلات آنها نهایت تلاش خود را بکنیم.
وی همچنین با اشاره به لزوم تمرکز بر فعالیت های اقتصاد بدون نفت، ادامه داد: یکی از راه های رونق اقتصادی در شرایط کنونی اتکا به درآمدهای گردشگری است که از راه توسعه سرمایه گذاری در این زمینه قابل دستیابی است.
آبدار در ادامه به افزایش ۱۷ درصدی جذب گردشگر خارجی در تبریز به واسطه رویداد تبریز ۲۰۱۸ اشاره و اظهار کرد:برای معرفی ظرفیت های این شهر و حتی آذربایجان شرقی، برنامه ریزی های متعددی برای ارتقا زیرساخت های گردشگری توسط اداره کل میراث فرهنگی استان انجام شده و در حال حاضر نیز ۸۰۷ طرح مرمتی و زیرساخت گردشگری در حال اجراست.
بر اساس این گزارش، گردهمایی ۲ روزه مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری آذربایجان شرقی، معاونان سرمایه گذاری استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و کردستان با مدیر کل دفتر مناطق نمونه و زیر ساختهای گردشگری کشور امروز در تبریز آغاز به کار کرد و عصر فردا به پایان می رسد.