فیلم | پشت پرده هتاکی یک آخوندنما به ملت ایران


۲۵۶ ۲۵۶ ۱۷



۲۵۶ ۲۵۶ ۱۷



۲۵۴ ۴۳



علیرضا سبط احمدی، تهیهکننده تلویزیون، درباره کیفیت بازی بازیگران در مدیاهای متفاوت گفت: تئاتر، تلویزیون و سینما مدیاهای متفاوتی هستند که هرکدام باید در جایگاه خودشان مورد بررسی قرار گیرند. در سینما تمام اتفاقات و تصاویر در یک پرده ۱۶ متری برای مخاطبانی که پول دادند نمایش داده میشود. در تئاتر یک واقعهای به صورت زنده برای تعداد زیادی تماشاگر روی صحنه میرود، بنابراین هر بازی بدی به وضوح دیده می شود و بازیگر حق ندارد برداشت دومی را بردارد.
او ادامه داد: اگر بازیگر هنرمند باشد و به کارش تعهد داشته باشد برایش هیچ فرقی نمیکند کجا کار میکند، اتفاقا تمام تلاشش را میکند آنقدر خوب بازی کند تا پیشنهادات کاریاش بالا برود.
تهیهکننده سریال «همسایهها» تصریح کرد: تلویزیون و سینما را نباید با یکدیگر مقایسه کرد. خیلی اوقات برخی ریزه کاریها که در سینما به آن پرداخته میشود در تلویزیون حذف میشود. تلویزیون جزئی از خانواده است و به همین دلیل حساسیتهای بیشتری در برنامهها و سریالهایش وجود دارد. از نظر کیفیت، دقت و سرعت باید همان حساسیتی که در سینما و تئاتر وجود دارد در تلویزیون هم وجود داشته باشد و کارگردانان و تهیه کنندگان به همان میزان رعایت کنند تا کار خوبی روی آنتن رود.
سبطاحمدی اظهار کرد: یکی از دلایلی که باعث میشود دقت کارگردان و بازیگر در تلویزیون پائین بیاید کمبود وقت است. در یک فیلم سینمایی کارگردان روزی یک دقیقه خروجی مفید میگیرد درحالیکه این کار در تلویزیون به روزی ۷ تا ۸ دقیقه میرسد. بنابراین باتوجه به اینکه راندمان کار در تلویزیون حداقل ۴ برابر سینماست سرعت تولید بالا میرود و این افزایش سرعت باعث کاهش دقت میشود.
بازیگری که می خواهد بماند باید در تلویزیون خوب کار کند!
سعید سیدزاده، تهیه کننده سینما و تلویزیون، در مورد تفاوت کیفیت بازی بازیگران در سینما و تلویزیون گفت: برای یک بازیگر حرفهای و کاربلد نباید تفاوتی داشته باشد که قرار است در تلویزیون کار کند یا سینما بلکه او باید بهترین خود را ارائه دهد و تاجایی که می تواند نقش خود را به درستی ایفا کند. اگر بازیگری به کارش متعهد باشد قطعا کارش را جوری که نقش می طلبد انجام می دهد.
او ادامه داد: در موضوع کیفیت بازی بازیگران، این کارگردان است که تعیین می کند بازیگر چگونه بازی کند. درواقع کسی که بازی را به مقصد می رساند کارگردان است. علاوه بر کارگردان، متن ها هم تاثیر بسزایی در نشان دادن نوع بازی بازیگر دارند و مشخص می کنند بازیگر باید چه کاری انجام دهد. اخیرا یک مطلبی خواندم که بازیگر مطرحی گفته بود فیلمسازان برای اسم و برند من به سراغم می آیند. وقتی متن های سخیف در دست فیلمسازان دست به دست می شود و سینما و تلویزیون را پوشش می دهد بازیگر هم به خود اجازه میدهد تنها به نامش اکتفا کند و اهمیتی به کیفیت کارش ندهد.
سیدزاده تصریح کرد: آنچه اهمیت دارد این است کارگردان، تهیه کننده و نویسنده متعهد باشند و بدانند برای چه فیلم می سازند، زمانی که این سه عنصر با یکدیگر رفتار حرفه ای داشته باشند بازیگر هرچقدر هم آماتور، غیرحرفه ای و نازل باشد نمی تواند تاثیر منفی در کار بگذارد.
این تهیهکننده اظهار کرد: اگر فیلمساز برای کاسبی آمده باشد در هر مدیایی قطعا اثری سخیف تولید خواهد کرد اما اگر تکلیفش با خود روشن باشد و برای ارتقاء سطح فرهنگی جامعه قدم بردارد قطعا اثر تاثیرگذاری خواهد داشت.
او افزود: اگر قصه و فیلمنامه رمق نداشته باشد و کشش کافی در مخاطب ایجاد نکند قطعا بازیگر هرچقدر هم خوب بازی کند نمی تواند سریال را نجات دهد. این نشان دهنده تاثیر فیلمنامه در سریال است.
سعید سیدزاده بیان داشت: نگه داشتن مخاطب پای تلویزیون بسیار سخت تر از سینما است. تلویزیون بالای ۲۰ کانال دارد وقتی مخاطب چند دقیقه از سریالی را ببیند، خوشش نیاید به راحتی کانال را عوض میکند اما در سینما چون مردم پول می دهند حتی اگر فیلم خوب نباشد تا آخر نگاه میکنند. اتفاقا اگر یک بازیگر بخواهد در این عرصه بماند باید در تلویزیون محکمتر از سینما کار کند.



در برخی تصاویر منتشر شده از اغتشاشات چهره زنانی دیده می شود که مردم را به آشوب دعوت می کنند و سعی در تحریک همگانی دارند. حضور متعدد برخی از این زنان سوال برانگیز است تا جایی که این پرسش پیش می آید که چگونه برخی از این زنان در آشوب شهر های مختلف حضور داشته اند؟
فاطمه داوند یکی از این زنان است که به هنگام تلاش برای خروج از کشور دستگیر شد و وی سابقه همکاری با گروه های ضد انقلاب را دارد.
وی همچنین با گروه های ضد انقلاب در شمال عراق دیدار داشته است.
وی در ارتباط گیری با گروه های معاند در جریان اغتشاشات اخیر وارد ایران شد.
داوند در این باره می گوید: سال ۷۳ از منزل فرار کردم در سلیمانیه ماندم و برای تشکیلات ضد انقلاب کار کردم.
اکنون شناسایی این چهره ها ادامه دارد و به نظر می رسد در روزهای آتی، اطلاعات بیشتری از این زنان در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
۲۷۲۷



۱۷۱۷






*عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم
۲۷۲۱۵



کمک معیشتی دولت به خانوار یک نفره ۵۵ هزار تومان، دو نفره ۱۰۳ هزار تومان، سه نفره ۱۳۸ هزار تومان، چهار نفره ۱۷۲ هزارتومان و خانوار پنج نفر و بیشتر ۲۰۵ هزار تومان در نظر گرفته شده است.
۲۲۳۲۳۱



به سیزده سال قبل و سال ۸۵ برگردیم، داورزنی فدراسیون والیبال آماده و تیمهای پایهی پر از استعداد را از یزدانیخرم تحویل گرفت. فدراسیونی که پتانسیل بالایی برای موفقیت در سطح جهانی داشت و او که قرار بود ادامهدهنده این مسیر باشد، در ابتدای کار تا حد زیادی ناکام بود و تیم ملی دو المپیک ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ را از دست داد. البته صعود به لیگ جهانی با هدایت ولاسکو از فشار انتقادات نسبت او کاست و درنهایت المپیک ۲۰۱۶ بود که به نقطه عطفی در کارنامه او تبدیل شد تا فراموش شود که ایران دو المپیک را که میتوانست به نقطه آغاز تحول در تاریخ والیبال ایران تبدیل شود را از دست داده و برای همین است که باعث میشود به شک بیفتیم که آیا حضور داورزنی در دنیای والیبال به سود ایران است یا ضرر.
در مدتی که داورزنی از والیبال ایران رفت و به آن برگشت؛ ما روی همان نقطهای که با این مدیر بودیم ایستادهایم و جایگاه خودمان را حفظ کردهایم، اما در زمان حضور ایشان در وزارت ورزش بهعنوان «معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفهای» مشغول به کار بوده است، دقیقا چه تحولی در ورزش ایران شکل گرفته و آیا شانس کسب مدالهای طلا ما در المپیک افزایش یافته است؟
با تمام این مسائل، داورزنی بهعنوان رئیس به فدراسیون والیبال برگشت و بر مسند قدرت تکیه زد، اما نحوه انتخاب او هم در نوع خود جالب بود و ابهاماتی را در ذهن ایجاد میکند. محمود افشاردوست که قرار بود هدایتکننده و لیدر جبهه دوم والیبال باشد از انتخابات انصراف داد و بهنفع داورزنی کنار کشید. هدایتکنندهای که قرار بود، چراغ راه فدراسیون والیبال باشد، نشان داد که آدم روزهای سخت نیست و نمیتواند بیشتر از یک دبیر ساده فدراسیون والیبال باشد و قدمهایش کوچک است.
تیمی که تا سال ۱۳۹۶ فدراسیون والیبال را مدیریت کرده، بار دیگر قرار است به میادین مدیریتی برگرد و باید دید اینبار و زمانی که قرار است محصول خودش را برداشت کند، والیبال ایران را در چه سطحی قرار خواهد داد. فقط کاش آقای داورزنی از خودشان پرسیده باشند که برای چه به والیبال برمیگردند و در انتها از خودشان نپرسند که «آمدنم بهر چه بود؟»
۲۵۴ ۲۵۱