نویسنده: خبرگزاری ایسنا

  • جمشیدی: تیم ملی بسکتبال را نمی‌توان هدیه داد

    جمشیدی: تیم ملی بسکتبال را نمی‌توان هدیه داد

    به گزارش ایسنا، محمد جمشیدی گارد تیم ملی بسکتبال ایران، پس از برد مقابل قطر در نشست خبری بعد از بازی گفت: بازی خیلی خوبی بود. این مسابقات اولین بازی‌ها بعد از جام‌جهانی بود که انجام دادیم. تیم یک هفته وقت داشت تا دور هم‌ جمع شویم که فکر‌ کنم تیم ما قدرت کافی را دارد مقابل چنین رقبایی بازی ‌کند.

    او در مورد جوانان تیم ملی بسکتبال نیز اظهار کرد: من فکر‌ می‌کنم‌ نمی‌توان‌ چیزی را به‌ کسی هدیه داد، خصوصا تیم ملی که برای مردم است. با این حال نفراتی‌ چون سینا را می‌بینم ‌که‌ چقدر خوب تمرین ‌می‌کند. اگر تعداد جو‌انان در تیم کم باشد، باید بدانیم که خودشان را نشان نداده‌اند. حضور سینا در تیم ملی نتیجه تلاش‌های خودش است که به او تبریک‌ می‌گویم.

    گارد تیم ملی ایران درباره تاثیر بازی‌های فشرده لیگ روی عملکرد ملی‌پوشان‌ نیز گفت: کار کردن در فضای حرفه‌ای بیشتر از نظر ذهنی خسته کننده است و فکر‌ می‌کنم جسم راحت‌تر ریکاوری می‌شود. به نظرم این بازی‌ها فرصت‌ خوبی برای ریکاوری شدن ما بود تا دور هم جمع شویم.

    انتهای پیام

  • شکست شارلوا با حضور قلی‌زاده

    شکست شارلوا با حضور قلی‌زاده

    به گزارش ایسنا، شارلوا یکشنبه در هفته بیست و هفتم لیگ یک بلژیک برابر بروخه قرار گرفت و با یک گل از میزبانش شکست خورد.

    علی قلی زاده در ترکیب اصلی شارلوا حضور داشت و ۹۰ دقیقه بازی کرد.

    شارلوا با ۴۸ امتیاز در جایگاه چهارم قرار دارد.

    انتهای پیام

  • پایان شبح قرمز در پارک چیتگر

    پایان شبح قرمز در پارک چیتگر

    به گزارش ایسنا، از مدتی قبل و در پی دریافت گزارش‌های متعدد در مورد زورگیری و سرقت گوشی موبایل از سوی دو جوان موتور سوار در محدوده خیابان و پارک ستارخان، رسیدگی به موضوع در دستورکار ماموران پلیس قرار گرفت و آنان تحقیقات محسوس و نامحسوس خود را در این زمینه آغاز کردند.  همچنین ماموران در انجام تحقیقات از شاکیان پرونده نیز  مطلع شدند که دزدان سوار بر یک‌دستگاه موتورسیکلت NS قرمز رنگ و در معابر خلوت و با تهدید چاقو اقدام به زورگیری و سرقت گوشی های موبایل کرده‌اند. 

    با کسب این اطلاعات مشخصات  ظاهری سارقان نیز در اختیار تیم‌های گشتی کلانتری قرار گرفت، تا اینکه دیروز یکی از ماموران گشت موتور سوار کلانتری نصر،  سارقان را سوار بر موتور سیکلتی قرمز رنگ مشاهده کرد و آنان را تا محدوده عوارضی تهران – قم تحت تعقیب قرار داد، اما سارقان حاضر به توقف نشدند تا اینکه ماموران با رعایت قانون بکارگیری سلاح اقدام به شلیک چند تیرهوایی کرد.

    با شلیک تیرهوایی راننده موتور با رها کردن موتور به سمت پارک جنگلی چیتگر رفت، اما همدستش قبل از فرار دستگیر شد و به مقر پلیس منتقل شد که این فرد در بازجویی‌های انجام شده گفت که نام شبح قرمز را برای این باند انتخاب کرده بودند.

    مرکز اطلاع‌رسانی پلیس پیشگیری تهران بزرگ همچنین درباره سرانجام پرونده اعلام کرد که متهم پس از انتقال به کلانتری از سوی چهارتن از شکات پرونده شناسایی شد که پس از تشکیل پرونده برای سیر مراحل قانونی به دادسرا انتقال یافت و تحقیقات برای دستگیری متهم فراری دیگر نیز ادامه دارد.

    انتهای پیام

  • پیروانی:‌ بعد از ۱۶:۴۵ با سپاهان بازی نمی‌کنیم

    پیروانی:‌ بعد از ۱۶:۴۵ با سپاهان بازی نمی‌کنیم

    به گزارش ایسنا، افشین پیروانی، سرپرست تیم فوتبال پرسپولیس درباره تاخیر پیش آمده در بازی سرخ‌پوشان پایتخت مقابل سپاهان در هفته بیستم رقابت‌های لیگ برتر گفت: قانون به ما می‌گوید اگر نیم ساعت از موعد مقرر بازی بگذرد، بازی به نفع تیمی که  در زمین بوده است به اتمام می‌رسد.

    او ادامه داد: نباید چنین تاخیرها و مسائلی در فوتبال باب شود. ما ساعت ۴:۰۵ دقیقه در استادیوم بودیم و گرم کردیم. نمی‌شود تیم ما ۴۰ دقیقه در رختکن باشد و اتفاقی نیفتد. اگر بازی بعد از ۱۶:۴۵ برگزار شود، ما بازی نخواهیم کرد.

    انتهای پیام

  • انصراف موزه‌ها از تعطیلی

    انصراف موزه‌ها از تعطیلی

    به گزارش ایسنا، با توجه به توصیه‌های اکید بهداشتی در شرایط کنونی و ضرورت پیشگیری مناسب از خطر ابتلا به بیماری، علاوه بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در اطلاعیه‌ای اعلام کرد برنامه‌های هنری و سینمایی در سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل هستند، از سوی دیگر معاون وزیر بهداشت شنبه شب سوم اسفند، از تعطیلی دانشگاه‌ها و در ۱۰ استان کشور خبر داد، مدرسه‌های خیلی از استان‌ها هم تا آخر هفته تعطیل شدند، همچنین برخی از مسوولان ورزشی در استان‌های ابتلا به ویروس کرونا برنامه‌های ورزشی خود را تا پایان هفته تعطیل کردند.

    هر چند در ادامه‌ی این اقدام‌ها، محمدرضا کارگر – مدیر اداره کل موزه‌ها – نیز صبح یک‌شنبه چهارم اسفند از تعطیلی موزه‌های زیر نظر وزارتخانه میراث فرهنگی در استان‌هایی که پیشتر تعطیل اعلام شده بودند، خبر داد، چند ساعت بعد، بار دیگر در نامه‌ای که نامِ وی زیر آن نوشته شده است، اعلام کرد «موزه‌ها و اماکن فرهنگی – تاریخی تحت پوشش وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی طبق روال گذشته پذیرای بازدیدکنندگان بوده و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. در صورتی‌که ستاد کرونا در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نسبت به موضوع تعطیلی موزه‌ها اظهار نظر نهایی خود را اعلام کند، در این خصوص مجددا اطلاع‌رسانی خواهد شد.»

    این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که از عصر شنبه سوم اسفند استان‌های تهران، البرز، قزوین، مرکزی، قم، همدان، اصفهان، گلستان، گیلان و مازندران اقدامات فرهنگی، ورزشی و حتی آموزشی خود را تعطیل کرده‌اند. تعطیلی موزه‌ها نیز تنها حرکتی بود که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تا این لحظه در مواجهه با موضوع کرونا انجام داده بود.

    انتهای پیام

  • زمان جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری تغییر کرد

    زمان جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری تغییر کرد

    محمدحسین ایمانی‌خوشخو ـ رییس دومین دوره جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری ـ با اعلام این خبر به ایسنا گفت: مراسم جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری در راستای مسؤولیت اجتماعی و توصیه وزارت بهداشت مبنی بر لغو همایش‌ها و رویدادهای پرمخاطب، به منظور رعایت ایمنی و تلاش به حفظ سلامت سازمان‌ها و نهادهای فعال در صنعت گردشگری، علی‌رغم برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، از تاریخ ۱۳ اسفند ماه ۱۳۹۸ به اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۹ موکول شد.

    جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری در هشت بخش نهادهای دولتی مرتبط با صنعت گردشگری، واحدهای اقامتی، دفاتر خدمات مسافرتی، رستوران‌ها و خدمات غذایی، شرکت‌های حمل و نقل گردشگر، واحدهای تفریح و سرگرمی، برگزارکنندگان رویدادها و همایش‌های گردشگری و سایر فعالان حوزه صنعت گردشگری برگزار می‌شود.

    انتهای پیام

  • کشف انبار احتکار نیم میلیون ماسک در شرق تهران

    کشف انبار احتکار نیم میلیون ماسک در شرق تهران

    سردار کیوان ظهیری در گفت‌وگو با ایسنا، دراین‌باره گفت:  شب گذشته اهالی منطقه گلبرگ در تماس با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ اعلام کردند که مرد جوانی در جلوی پارکینگ خانه‌اش در حال خالی کردن بسته های ماسک پزشکی است که با توجه به حساسیت موضوع تیمی از ماموران کلانتری ۱۴۷ گلبرگ همراه با رییس کلانتری سرهنگ شریفی مقدم در محل حاضر شدند.
    وی افزود: ماموران با حضور در محل و بررسی های ابتدایی اطمینان پیدا کردند که مرد جوان تعداد ۲۵۰  کارتن را که روی آن ها عبارت «نفس» نوشته شده به داخل پارکینگ خانه‌اش منتقل کرده در همین راستا نیز ماموران وارد عمل شده و تحقیقات خود را آغاز کردند که ابتدا این مرد در خانه را به روی ماموران باز نکرد. 

    ظهیری ادامه داد:‌ اما پس از هماهنگی با مقام قضایی و حضور یک کلید ساز در ورودی ساختمان باز شده و ماموران با تعداد ۵۰۰ هزار ماسک پزشکی احتکار شده در انباری این ساختمان روبه‌رو شدند.

    رییس پلیس پیشگیری تهران بزرگ  گفت:  متهم که یک همسر تبعه چین دارد در محل دستگیر و در تحقیقات مشخص شد وی این تعداد ماسک را از یک کارخانه تولیدی در منطقه بومهن خریداری کرده و قصد داشته با احتکار آن و در زمان مناسب با قیمت بالایی اقدام به فروش کند.

     ظهیری ادامه داد: با اعلام این خبر دادستان منطقه و بازپرس تعزیرات در محل حضور پیدا کرده و پس از اقدامات ابتدایی ماسک ها توسط تیمی از دانشگاه علوم پزشکی به داروخانه های همان منطقه منتقل شد.

    انتهای پیام
     

  • نگاهی به سوابق تاریخی «چاپ رنگین»

    نگاهی به سوابق تاریخی «چاپ رنگین»

    به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند در ادامه نوشت: در دهه بیست خورشیدی عده‌ای از بازرگانان خوشفکر و تعدادی از قضات خوشنام دیوان‌عالی کشور برای انجام خدمات فرهنگی پیشرفته گرد هم آمدند و یکی از چاپخانه‌های مدرن کشور را با نام «چاپ رنگین» پایه‌گذاری کردند. این نخستین‌ یا یکی از نخستین چاپخانه‌های رنگین ایران بود. برای محل این چاپخانه یکی از ساختمان‌های باغ قدیمی میرزا حسین‌خان سپهسالار را اجاره کردند. این ساختمان کهنسال آجری با گچ‌بری‌ها و کاشی‌کاری‌های دیدنی و در و پنجره‌های بی‌نظیر، معماری قدیمی بسیار زیبایی داشت.
    «سپهسالار اعظم» ملقب به «مشیرالدوله» (۱۲۰۶- ۱۲۶۰ شمسی) صدراعظم بسیار خوشنام، خدمتگزار و روشنفکر ناصرالدین‌شاه بود. او پس از «عباس میرزا» و «امیرکبیر» نماینده موج سوم اصلاح‌گری در دوران سلطنت قاجار به شمار می‌رفت و روزنامه‌های وقایع عدلیه، نظامی، مریخ و وطن را تأسیس کرد. در زمان رضاشاه در باغ سپهسالار خیابان‌کشی شد و«خیابان باغ سپهسالار» نام گرفت.
    پس از چندسال اکثریت سهام «شرکت سهامی چاپ رنگین» را شخصی به نام «فرید» خرید. در دوره دوم روزنامه توفیق (۱۳۱۹-۱۳۳۲) چندسالی توفیق در«چاپخانه آفتاب» واقع در خیابان ناصرخسرو به چاپ می‌رسید. پس از اینکه دفتر روزنامه توفیق از کوچه «ناموس» خیابان شاپور به یکی از کوچه‌های خیابان باغ سپهسالار به نام «کوچه مهندس‌الممالک» تغییر مکان یافت.
    چاپ روزنامه توفیق نیز به «چاپ رنگین» که در نبش خیابان باغ سپهسالار و کوچه بخارا قرار داشت، منتقل گردید. یکی از وقایع تاریخی «چاپ رنگین» در روز کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد که کارگران چاپخانه از ترس کودتاچیان تمامی نسخه‌های چاپ‌شده ولی هنوز منتشر نشده شماره پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ روزنامه توفیق را به جز دو سه، نسخه در چاه چاپخانه رنگین ریختند.
    چهار سال‌و نیم پس از توقیف توفیق در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد، هنگامی که نخستین شماره دوره سوم توفیق (۱۳۳۶-۱۳۵۱) در شب نوروز ۱۳۳۷ منتشر شد. توفیق چاپخانه‌ای در اختیار نداشت و چندسال در بین چاپخانه‌های مختلف سرگردان بود. در تاریخ اول دی‌ماه ۱۳۳۸ روزنامه توفیق مجدداً در «چاپ رنگین» به چاپ رسید.
    در آن زمان «فرید» همچنان صاحب اکثریت سهام و مدیر چاپخانه رنگین، «غفوریان» رئیس دفتر چاپخانه، «پروانه» پایه‌گذار قسمت حروفچینی سربی و طراح نابغه «گارسه حروفچینی فارسی» تمام چاپخانه‌های ایران، «خندق‌آبادی» و «دولتشاهی» روسای قسمت حروفچینی و«منصورخان» رئیس قسمت چاپ و ماشین‌چی هنرمند ماشین چاپ سطح «هایربرگ» بودند.
    در سال ۱۳۳۱، برادران توفیق موفق به خریدن اکثریت سهام «چاپ رنگین» از «فرید» شدند. یکی دیگر از سهامداران عمده این چاپخانه «خسروشاهی» بازرگان بسیار خوشنام بود. از آن زمان مدیریت عامل «چاپ رنگین» در اختیار برادرم شادروان حسین توفیق قرار گرفت.
    هنگامی که ما چاپخانه‌ای از خود نداشتیم، مدیران چاپخانه‌ای که روزنامه توفیق در آنجا چاپ می‌شد به سهولت زیربار دستورهای غیرقانونی ادارات سانسور و شهربانی می‌رفتند و ما برای روزنامه‌نگاری طنزآمیز مستقل خود تحت فشار زیادی قرار داشتیم. اما پس از به دست آوردن اکثریت سهام «چاپ رنگین» و مدیریت آن، وضع بسیار تغییر کرد. ما دیگر به دستورهای خلاف قانون سانسورچیان گردن نمی‌نهادیم.
    دیگر سانسورچی و بعدها «سانسورچی حضور» به داخل چاپخانه به‌ویژه به قسمت حروفچینی برای بازدید مقالات حتی قبل از حروفچینی، راه داده نمی‌شد و دیگر چاپخانه قبل از چاپ، نسخه‌ای از  هر شماره روزنامه توفیق را برای سانسور به وزارت اطلاعات و جهانگردی ارسال نمی‌کرد.
    روز سه‌شنبه هر هفته چاپ آخرین رنگ هفته‌نامه توفیق انجام می‌گرفت و سپس بسته‌بندی‌شده به مرکز توزیع تهران و نمایندگان روزنامه توفیق در شهرستان‌ها و خارج از کشور ارسال می‌گردید. «محرمعلی خان» مأمور کهنه‌کار معروف سانسور که می‌دانست ما به دستور اداره سانسور گوش نمی‌دهیم و نسخه‌ای از هر شماره توفیق را برایشان نمی‌فرستیم، از صبح سه‌شنبه هر هفته می‌آمد در دفتر چاپخانه می‌نشست. به محض اینکه نخستین نسخه توفیق از زیرچاپ درمی‌آمد، آن را برمی‌داشت و با جیپ شهربانی به خیابان ارگ اداره کل مطبوعات که ما اسمش را «اداره کل سانسور مطبوعات» گذاشته‌ بودیم، می‌برد. سانسورچیان که در انتظار نسخه جدید توفیق در اداره نشسته بودند، سریعا صفحه به صفحه آن را می‌خواندند. در این هنگام بود که تلفن‌های اعتراض‌آمیز آنها شروع می‌شد، ما به اداره سانسور احضار می‌شدیم و جنگ و دعوا آغاز می‌گشت. اگر سانسوز شدید نبود، می‌پذیرفتیم. البته تا آن ساعت نیمی از نسخه‌های توفیق بدون سانسور چاپ شده بود و بدون اینکه سانسورچیان خبر داشته باشند، به شهرستان‌ها و خارج از کشور ارسال می‌شد. ولی اگر سانسور شدید بود، نمی‌پذیرفتیم و جنگ و دعوای دیگری درمی‌گرفت.
    توقیف توفیق همان بود و کاریکاتورها و شعرهای بسیار تندتر و بی‌پرواتری که مردم در حمایت از توفیق به‌عنوان علت توقیف توفیق از خود درمی‌آوردند و سریعا به‌شدت شایع می‌شد. همان‌(۱) … دولت‌ها و سانسورچیان نیز که صابون توقیف توفیق به تن‌شان خورده بود، در ۱۰سال آخر انتشار توفیق این را فهمیده بودند و سعی می‌کردند کار به توقیف توفیق کشیده نشود.(۲)
    پس از حدود نیم‌قرن انتشار، ……… در صبح روز دوشنبه ۷ تیرماه ۱۳۵۰، درحالی که چاپ روزنامه توفیق هنوز تمام نشده بود، «محرمعلی‌ خان» تلفنی به برادرم حسین مدیرچاپخانه اعلام کرد که روزنامه طبق دستورهای نخست‌وزیر، «ندید» توقیف شده و اجازه چاپ آن را ندارید. برادرم به او گفت ما دستورهای شفاهی و آن‌هم غیرقانونی را نمی‌پذیریم و به چاپ توفیق ادامه می‌دهیم.(۳) ما تمام نسخه‌های آن شماره توفیق را چاپ کردیم ولی از مرکز توزیع جراید تهران به ما اطلاع دادند سانسورچیان که زورشان به ما نرسیده، به مرکز توزیع جراید تهران دستور عدم پخش آن را داده‌اند. در تحقیقات بعدی دریافتیم که عینا همین دستور به پستخانه، راه‌آهن،  هواپیمایی و شرکت اتوبوسرانی که توفیق را برای نمایندگان فروش در ایران و کشورهای خارج می‌بردند، داده شده است.
    در آن دوران طبق قانون اساسی مشروطیت مطبوعات آزاد و سانسور مطبوعات قدغن بود و طبق قانون مطبوعات تنها دادگاه می‌توانست روزنامه‌ای را توقیف کند. پس از ماه‌ها مبارزه علیه توقیف غیرقانونی توفیق و عدم موفقیت، در ۵ دی‌ماه ۱۳۵۰ به علت این عمل غیرقانونی از دولت به دادگاه شکایت کردیم.(۴) دولت نه‌تنها توفیق را آزاد نکرد بلکه کلیه نشریات دیگر توفیق: مجله ماهانه توفیق، صرفا فکاهی «توفیق فکاهی» که امتیاز جداگانه‌ای داشت، سالنامه صرفا فکاهی توفیق، آلبوم توفیق، ۱۴ عنوان کتاب توفیق و حتی کارت تبریک‌های نوروزی صرفا فکاهی توفیق را در سراسر کشور برخلاف قانون توقیف، جمع‌آوری و مقوا کرد.(۵)
    علت اصلی این توقیف‌ها، جمع‌آوری و مقوا کردن‌های تمام نشریات توفیق آن بود که نخست‌وزیر وقت تصمیم گرفته بود مانند روزنامه آیندگان که به صورت «شرکت سهامی» درست کرده بود و اکثریت سهام آن و در نتیجه مدیریتش متعلق به دولت بود، روزنامه توفیق را نیز ما به صورت «شرکت سهامی» دربیاوریم و ۵۱ درصد سهام آن را به شخص نخست‌وزیر امیرعباس هویدا بفروشیم و ما برادران توفیق، صاحبان اقلیت سهام، روزنامه توفیق را طبق دلخواه ایشان و زیر نظر ایشان منتشر کنیم، چون با تمام تلاش و فشار شدید و بی‌رحمانه ایشان و با وجود مبلغ کلانی که بابت خرید ۵۱درصد سهام روزنامه نیم‌قرنی توفیق پرداخت می‌کردند، ما به هیچ‌وجه حاضر نشدیم شرف خود و روزنامه توفیق را به هیچ قیمتی بفروشیم(۶) ایشان تصمیم گرفتند چاپخانه توفیق را هم نابود کنند.
    در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۱ با وجود اینکه یک روز تعطیل عمومی بود، به دستور هویدا جلسه‌ای محرمانه در کاخ نخست‌وزیری با حضور وزیر مشاور، وزیر اطلاعات، وزیر دادگستری و بقیه مقامات مطبوعاتی دولت و شهربانی و ساواک تشکیل شد. دستور جلسه: تهیه گزارش پرآب و تابی با امضای کلیه این مقامات عالیه، علیه کهنسال‌ترین و محبوب‌ترین روزنامه کشور، توفیق و زدن تیرخلاص بر آن بود، روزنامه‌ای که بیش از ۱۰ماه بود کلیه نشریاتش را خلاف قانون توقیف و مقوا کرده بودند. طبق گزارش خیلی محرمانه ۱۲/۲/۵۱ ساواک: «در ابتدا]ی این جلسه‌[های هدایتی ]وزیر مشاور هویدا[ اظهار داشتند به دستور جناب‌ آقای نخست‌وزیر قرار است گزارشی از وضع نشریه و چاپخانه توفیق که با وجود تذکرات وزارت اطلاعات به عدم انتشار، مبادرت به چاپ نموده، به حضور ایشان تقدیم تا در اسرع‌وقت از شرف عرض مبارک همایونی بگذرد…… در این جلسه ….. به منظور جلوگیری از تکرار عمل برادران توفیق… تصمیم گرفته شد…. بلافاصله پروانه چاپخانه {رنگین} لغو و از فعالیتش ممانعت به عمل آید.(۷)
    پس از این جلسه ۳ ساعته علیه روزنامه توفیق گزارش مورد نظر «جناب آقای نخست‌وزیر» نوشته و امضا می‌شود. وزیر مشاور فورا به نخست‌وزیر می دهد، بلافاصله در همان روز تعطیل عمومی نخست‌وزیر شرفیاب می‌گردد. گزارش تهیه‌شده را به عرض می‌رساند و دستور مورد نظرش را برای بستن حتی چاپخانه توفیق می‌گیرد.(۸)

    فتح قلعه روزنامه توفیق: «چاپ رنگین»
    روز ۱۴ اردیبهشت ۱۳۵۱ وزارت اطلاعات به شهربانی و شهربانی به «ریاست پلیس تهران» دستور بستن چاپخانه رنگین را صادرکرد. ساعت ۱۱ روز ۱۶/۲/۱۳۵۱ چند جیپ پلیس مجهز به بی‌سیم در کوچه بخارا کنار دیوار چاپ رنگین با موتورهای روشن ایستادند. مأموران گسیل‌شده پلیس و کماندوهایشان پس از نیم‌ساعت گزارش وضعیت و موقعیت محل و کسب دستور نهایی مرکز پلیس تهران دستور یافتند در جیپ‌ها با موتور روشن بمانند و فرمانده عملیات به تنهایی وارد چاپخانه رنگین شود. فرمانده عملیات با احتیاط فراوان وارد دفتر چاپ رنگین شد و به برادرم شادروان حسین توفیق، مدیرعامل چاپ رنگین گفت وزارت اطلاعات به شهربانی اعلام کرده است شما صلاحیت اداره این چاپخانه را ندارید و من دستور بستن چاپخانه را دارم. حسین گفت اگر من صلاحیت اداره این چاپخانه را داشتم، چاپخانه رنگین را نمی‌بستید؟ فرمانده عملیات گفت خیر. حسین گفت این «کارت صلاحیت» من ممهور به مهر و امضای خود همان وزارت اطلاعات. فرمانده که جاخورده و مبهوت شده بود ،اجازه خواست که از تلفن چاپ رنگین با رئیسش تماس بگیرد. حسین گفت شما خودتان ماشاءالله در جیپ‌هایتان چند تا بی‌سیم و مخابرات‌چی دارید- بفرمایید بروید.(۹) پس از یک‌ساعت‌ونیم که فرمانده عملیات در جیپ مشغول مذاکرات تلفنی با مقامات بالاترش بود، به داخل «چاپ رنگین» برگشت و با شرمندگی به برادرم حسین گفت: «بنده گزارش دادم که شما «کارت صلاحیت» دارید و خود بنده دیدم با رعایت سلسله مراتب با وزارت اطلاعات تماس گرفتند، متأسفانه وزارت اطلاعات گفت کارت صلاحیت دارند یا ندارند چاپخانه‌شان را ببندید.»
    مأموران گسیل‌شده به چاپخانه «رنگین» کلیه کارگران «چاپ رنگین» را از تمام سالن‌های حروفچینی، ماشین‌خانه، صحافی و بسته‌بندی اخراج کردند، تمام درهای اتاق‌های هیأت تحریریه توفیق و دفتر چاپخانه را بستند و لاک و مهر کردند.(۱۰)
    چاپخانه توفیق ورشکست شد و مدتی بعد ماشین‌آلات و سرقفلی آن را به «ثمن بخس» فروختیم، در چهارم مهرماه ۱۳۵۱ امتیاز روزنامه توفیق را هم که در آن زمان با نیم‌قرن انتشار کهنسال‌ترین روزنامه ایران بود، لغو کردند.(۱۱)  این پاداش روزنامه‌ای بود که زبان مردم شد، حقایق را نوشت، از آزادی بیان، دموکراسی، عدالت و حقوق مردم و به‌ویژه از حقوق محروم‌ترین آنان دفاع کرد … و زیرِ بارِ زور نرفت. صدها سند و مدرک محرمانه آنچه در این مقاله گفته شد در دوران انقلاب و پس از انقلاب به دست ما رسید.  این اسناد به همراه ۷۰۰ صفحه  شرح  مستند سوابق، ریشه‌ها، علت واقعی توقیف توفیق، اقدامات وسیع پشت پرده دولت برای خریدن توفیق و برادران توفیق یا نابود کردن پرنفوذترین روزنامه طنزآمیز تاریخ مطبوعات ایران و همچنین شرح مبارزه طولانی، شرافتمندانه و شجاعانه توفیق و بسیاری از کاریکاتورها، اشعار و مقالات پرسروصدای توفیق در کتاب «چرا توفیق را توقیف کردند» من و در کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای‌ام به نام «توفیق چگونه توفیق شد؟» به وسیله نشر «هرمس» و «نشر فرهنگ نو» در تهران منتشر شده و در اختیار عموم است.

    انتهای پیام

  • تعداد مصدومان زمین لرزه خوی به ۵۱ نفر رسید

    تعداد مصدومان زمین لرزه خوی به ۵۱ نفر رسید

    مجتبی خالدی در گفت و گو با ایسنا درباره نتایج بررسی خسارات جانی و مالی زمین لرزه ۵٫۷ریشتری شهرستان خوی اظهار کرد:‌ بر اساس آخرین گزارش‌ها آخرین تعداد افرادی که بر اثر وقوع زمین لرزه در شهرستان خوی مصدوم شده‌اند، تا کنون ۵۱ نفر است.

    وی ادامه داد: از این تعداد ۱۷ نفر برای ادامه دادن روند درمان به مراکز درمانی منتقل شدند و ۳۴ نفر نیز توسط تیم عملیات ویژه اورژانس به صورت سرپایی درمان شدند. 

    به گزارش ایسنا، ساعت ۹:۲۲ دقیقه صبح روز جاری، زمین لرزه ای با قدرت ۵.۷ ریشتر در عمق ۶کیلومتری زمین در بخش قطور شهرستان خوی به وقوع پیوست.

    انتهای پیام

  • دستگیری خانم سرهنگ قلابی

    دستگیری خانم سرهنگ قلابی

    به گزارش ایسنا،  عصر دیروز یکی از اعضای شورای حل اختلاف در تهران با مراجعه به ماموران پلیس از  مداخله‌های غیر قانونی زنی با درجه سرهنگی که خود را ضابط قضایی و از ماموران کلانتری معرفی کرده بود، شکایت کرد، که در همین راستا نیز ماموران برای رسیدگی به موضوع وارد عمل شده و اقدامات خود را آغاز کردند.

    با حضور ماموران کلانتری دربند در محل شورای حل اختلاف در این محدوده، این زن که لباسی با درجه سرهنگی ناجا به تن داشت، به ماموران گفت که از ماموران کلانتری نارمک است و برای رسیدگی به یک پرونده به این محل آمده است که در همین راستا با توجه به مشکوک بودن رفتار این فرد، ماموران اقدام به استعلام اطلاعات وی کرده و متوجه شدند که چنین فردی وجود ندارد و این زن اقدام به جعل عنوان کرده است.

    مرکز اطلاع‌رسانی پلیس پیشگیری تهران بزرگ با تایید این خبر اعلام کرد که این زن به اتهام جعل دستگیر و به مقر انتظامی منتقل شد که در آنجا با اقرار به بزه انتسابی و تشکیل پرونده برای ادامه روند رسیدگی به جرم روانه دادسرا شد.

    انتهای پیام