نویسنده: اعتماد آنلاین

  • آیا تبعید کنشگران سیاسی و اجتماعی تاثیر گذشته را دارد؟

    آیا تبعید کنشگران سیاسی و اجتماعی تاثیر گذشته را دارد؟

    آیا تبعید کنشگران سیاسی و اجتماعی تاثیر گذشته را دارد؟

     

     

    اعتمادآنلاین| محمد توسلی، دبیرکل نضهت آزادی و از مبارزان انقلابی در یادداشتی نوشت: اخیرا اسامی شهرهایی که به مثابه تبعیدگاه برای اعمال مجازات در نظر گرفته شده، در نامه وزیر کشور به رییس قوه قضاییه منتشر شد. این خبر موجب شد بار دیگر مجازات تبعید زندانیان سیاسی توجه بسیاری از صاحب‌نظران را به خود جلب کند. مجازاتی که از دوره پیش از انقلاب برای کنشگران سیاسی و مدنی و اجتماعی تجربه شده است. در همین راستا پیش از انقلاب جمعیتی برای رسیدگی به امور تبعیدی‌ها و زندانی‌ها و خانواده‌های‌شان تاسیس شد. از وظایف مهم «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» که در سال ۱۳۵۶ به حضور جمعی از فعالان ملی و اسلامی همزمان با باز شدن فضای سیاسی کشور با مدیریت اشخاصی ازجمله مهندس مهدی بازرگان تشکیل شد، پرداختن و رسیدگی کردن به مشکلات و مسائل تبعیدی‌ها، بازداشتی‌ها و زندانی‌های پیش از انقلاب در سراسر ایران بود. پیامد اقدامات این جمعیت کاهش هزینه مبارزه و تقویت جنبش اجتماعی بود که سوابق آن در دفتر دوم جلد نهم مجموعه آثار نهضت آزادی ایران به تفصیل شرح داده‌ شده است. مجموعه مکاتباتی که از سوی چهره‌های تبعیدی با این مرکز صورت گرفته، درخواست‌های آنان و خدماتی که به آنها از سوی این جمعیت ارایه شده چهره‌هایی چون آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان به جنوب کشور تبعید شده ‌بودند، آیت‌الله محمدی گیلانی و جمعی دیگر از روحانیون و فعالان سیاسی در تبعید با این جمعیت در ارتباط بودند.

    مجازات تبعید در دوران طاغوت و استبداد سیاسی به عنوان روشی برای ایجاد محدودیت فعالان سیاسی که هم روحانیون و هم دیگر مبارزان انقلابی به ویژه دانشجویان را شامل می‌شد، مورد استفاده قرار می‌گرفت. بنابراین خواه ناخواه استفاده از این مجازات که اتفاقا اخیرا در دوران پس از انقلاب در مورد برخی فعالان سیاسی و مدنی چون آقای سعید مدنی به نوعی تجربه شده باعث شبیه‌سازی امروز با شرایط پیش از انقلاب می‌شود. این در حالی است که پیش از انقلاب حاکمیتی استبدادی وجود داشت و شاه با اقتدار و استبداد کامل جامعه را اداره می‌کرد، برای شهروندان هیچ حقوقی قائل نبود و در نتیجه با مبارزان انقلابی نیز به همین سبک و سیاق برخورد می‌شد.

    امروز در شرایطی که شکاف ملت – دولت و بحران‌های ناشی از تحریم‌ها و پدیده جدیدی چون فراگیر شدن کرونا ضرورت تساهل و تامین حقوق اساسی ملت طبق اصول قانون اساسی به ویژه اصول مطروحه در فصل‌های سوم و پنجم که در آن بر حقوق شهروندان تاکید بسیار شده، با این تصمیم در تضاد قرار دارد. آن ‌هم در شرایطی که بسیاری از آنان به‌ دلیل برخی اظهارنظرهای عمدتا مشفقانه زندانی و مجرم شناخته شده‌اند. بنابراین چه بر اساس مبانی آموزه‌های قرآنی و چه بر مبنای قانون اساسی اولا نباید کسی را به دلیل اظهارنظر یا نقد مشفقانه به زندان انداخت یا تبعید کرد، ثانیا نباید فراموش کنیم که چنین افرادی در قامت کنشگران سیاسی و اجتماعی به هر کجا که تبعید شوند، به رسالت آگاهی‌بخشی خود عمل خواهند کرد.

    در واقع اگر چه تبعید حکمی فردی است و در واقع فردی را به تبعید می‌فرستند اما اگر به عنوان یک مساله اجتماعی به آن نگاه کنیم، پیام آن واضح و روشن است و آن، این است که سعی می‌شود که گفتمان و تفکر آن فرد تبعید شود اما امروزه در عمل چنین موضوعی امکان‌پذیر نیست. چه آنکه چهره‌هایی چون سعید مدنی به عنوان پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی که در سال‌های گذشته به جنوب فرستاده شد و در همان منطقه تبعیدی نقش موثری در آگاهی‌بخشی ایفا کرد. یا اگر اشخاص دیگری چون کیوان صمیمی را که برای هشتمین ‌بار است حکم زندان گرفته، به منطقه‌ای دورافتاده تبعید کنند او از قدرت آگاهی‌بخشی خود در همان منطقه استفاده خواهد کرد. همچنین زندانی که در اوین به سر می‌برد و دست‌کم می‌تواند با خانواده خود هر از چندی دیدار کند، با کسی که به یک شهر دورافتاده تبعید می‌شود از نظر شرایط زیستی و خانوادگی چالش‌های بسیاری برای جامعه فراهم خواهد کرد.

    بنابراین انتظار نمی‌رود که آن مجازاتی که برای فعالان سیاسی و انقلابی در زمان نظام استبدادی اعمال می‌شد، در انقلابی که آقای خمینی به عنوان رهبر آن در نوفل‌لوشاتو از آزادی، ‌دموکراسی و جمهوری سخن گفت و مردم با اعتماد به چشم‌اندازی که ایشان برای آینده جمهوری اسلامی ارایه دادند، ۱۲ فروردین‌ماه ۵۸ به جمهوری اسلامی رای دادند، دنبال نشود و اقداماتی که موجب نقض حقوق شهروندی و اصول تصریح شده در قانون اساسی بوده و در راستای منافع ملی نیست و شکاف ملت و دولت را تشدید خواهد کرد، متوقف شود.

    منبع: روزنامه اعتماد

  • اصولگرایان تندور می‌خواهند دولت بعدی وابسته به مردم نباشد

    اصولگرایان تندور می‌خواهند دولت بعدی وابسته به مردم نباشد

    اصولگرایان تندور می‌خواهند دولت بعدی وابسته به مردم نباشد

     

     

    اعتمادآنلاین| عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: واقعیت بودجه دولت نشان می‌دهد که با یک کسری بزرگ مواجه است. درآمدهای نفتی عملا آن‌قدر کاهش یافته که می‌توان اصل این درآمدها را در بودجه نادیده گرفت. متاسفانه برخی توجه ندارند که حتی بخش دیگری از درآمدهای دولت نیز به صورت غیرمستقیم وابسته به نفت است.

    بخش مهمی از مالیات‌ها و نیز عوارض گمرکی یا فروش ارز از این طریق تامین می‌شود. یعنی اگر نفت باشد اینها هم هست و اگر درآمد نفتی نباشد اینها نیز نیست. پس می‌توان گفت که موازنه بودجه دولت میان مصارف و منابع به‌شدت به‌هم خورده است. کفه مصارف خیلی سنگین‌تر از کفه منابع شده است. راه‌حل چیست؟ یا باید کفه هزینه‌ها و مصارف را سبک کرد که این کار به علل آشکاری شدنی نیست. صرفه‌جویی و این‌جور دستورات بعید است که کمتر از چند درصد در کاهش مصارف اثرگذار باشد. اگر تا حالا صرفه‌جویی به نهایت خود نرسیده باشد. بخش اصلی مصارف بودجه‌ای نیز پرداخت حقوق و دستمزد شاغلین و بازنشستگان و نیز هزینه نگهداری است که امکان کم کردن آنها نیست بلکه افزایش هم باید داد. بخشی هم که سرمایه‌گذاری است که اگر انجام نشود عوارضش با اندکی تاخیر گریبان همه را خواهد گرفت.

    پس چاره‌ای نیست و باید کفه منابع و درآمدها را سنگین کرد. درآمدهای دولتی چند سرفصل مهم دارند؛ نفت، مالیات، فروش اموال و ردیف خدمات دولتی و سایر. اکنون فروش نفت بسیار کم یا در عمل حذف شده است، مالیات را نیز نمی‌توان افزایش داد زیرا در این شرایط بسیاری از شرکت‌ها سوددهی کمتری پیدا می‌کنند، از این رو مالیات هم احتمالا کم می‌شود. به علاوه فشار بر سیاست مالیاتی نیز خطرناک است و ممکن است موجب مشکلاتی در تولید و فرار سرمایه شود. فروش اموال نیز تا حدود قابل‌توجهی انجام شده است و احتمالا پس از این هم انجام شود. ردیف سایر نیز عمدتا فروش ارز و خدمات دولتی است که ارزی وجود ندارد تا فروخته شود و بالا رفتن قیمت ارز با هدف افزایش درآمدهای دولت نیز تبعات سنگینی دارد. افزایش هزینه خدمات دولتی هم در این شرایط درست نیست و مردم اعتراض خواهند کرد. ضمن اینکه رقم چندانی نخواهد شد. پس، از این شیوه‌ها نمی‌توان مشکل را حل کرد. دو راه دیگر پیش رو می‌ماند؛ استقراض از بانک مرکزی یا استقراض از مردم از طریق فروش اوراق مشارکت و اوراق مشابه یا پیش‌فروش نفت. راهکاری که اکنون دولت درصدد انجام آن است. البته سعی کرده‌اند آن را پیچیده کنند. ولی به زبان روشن، یعنی از مردم قرض بگیرند و سود آن را بدهند.  حالا عده‌ای مخالف هستند که این پیش‌فروش آینده است. کاملا هم درست است ولی عیب آن چیست؟ حتما عیبی دارد، ولی آیا راه دیگری پیشنهاد دارید؟ آنان که شهر را پیش‌فروش و پول‌هایش را اتلاف کردند، چگونه می‌توانند به این پیش‌فروش اعتراض کنند؟ از میان دو راه موجود، یعنی استقراض از بانک مرکزی یا استقراض از مردم، به‌طور قطع هم منطق اقتصادی و هم منطق سیاسی حکم به برتری روش دوم می‌دهد، زیرا استقراض از بانک مرکزی ممکن است فنر تورم را از اینکه هست بیشتر باز و حتی رها کند و دچار تورم‌های وحشتناک شویم. ضمن اینکه تورم به معنای دقیق برداشتن پول زور از جیب همه مردم است که دولت هیچ تعهدی در برابر بازپرداخت آن قبول نمی‌کند و دود آن نیز بیشتر به چشم اقشار متوسط و ضعیف‌تر می‌رود. در حالی که فروش اوراق قرضه یا هر اسم دیگر و پیش‌فروش نفت مانع از رشد تورم می‌شود و سود معقول آن به جیب کسانی می‌رود که با سرمایه خود در عبور از این وضع مشارکت کرده‌اند.  این توضیح بیانگر علت ترجیح این شیوه از دیدگاه اقتصادی است.

    ولی وجه سیاسی آن نیز مهم است و یکی از علل مخالفت اصولگرایان تندرو با این فروش اوراق قرضه یا پیش‌فروش نفت، همین وجه سیاسی آن است. از نظر سیاسی استقراض از بانک مرکزی ادامه اتکا به درآمدهای نفتی است با این تفاوت که فقط تورم را افزایش می‌دهد و تعهد دیگری برای دولت ایجاد نمی‌کند. ولی فروش اوراق قرضه یا پیش‌فروش نفت، موجب افزایش وابستگی دولت به مردم می‌شود. در حقیقت استقلال دولت از مردم را کاهش می‌دهد. از این رو استقراض از بانک مرکزی ساختار سیاسی مطلوب اصولگرایان تندرو را بازتولید می‌کند. حتی اگر به قیمت فقر و فلاکت مردم بیشتری تمام شود. آنان می‌خواهند دولت بعدی بدهکار مردم نباشد یا به معنای دقیق وابسته به مردم نباشد، بلکه نتایج تحریم‌ها را دولت فعلی از طریق افزایش تورم متحمل شود و دست خودشان برای بازی با درآمدهای احتمالی نفت در آینده باز باشد.

    بنابراین هم به لحاظ منطق اقتصادی و هم از منظر سیاسی فروش اوراق قرضه یا پیش‌فروش نفت یا هر شیوه دیگری که موجب استقراض دولت از مردم شود، به استقراض دولت از بانک مرکزی صددرصد ترجیح دارد. هر چند با این رقم سودی که برای این اوراق تعیین کرده‌اند، بعید می‌دانم که استقبال چندانی از این اوراق شود. در برابر پیشنهاد می‌کنم دولت در پیش‌فروش نفت به مردم قدری دست و دل ‌بازتر عمل کند. چه ایرادی دارد که از مردم دلار و طلا بگیرند و نفت را نقد بفروشند. به نظرم دولت می‌تواند ۲۵درصد (یا عدد دیگری) زیر قیمت بازار نفت را بفروشد هر وقت هم موقع صادرات شد هر کسی خواست نفت خود را به قیمت جهانی به دولت یا هر شرکت دیگری بفروشد. تنها راه برای جمع کردن ارز و طلای موجود همین است. بهتر است خِسّت به خرج ندهید. شما نفت را با ریسک بالا می‌فروشید اینجا نقد و بدون ریسک به مردم بدهید و البته ارزان‌تر. سودش هم در جیب مردم می‌رود راه دوری نمی‌رود. این کار برای اصلاح ساختار سیاسی نیز بسیار مفید است. در واقع این یکی از مهم‌ترین کارهای ماندگاری است که این دولت می‌تواند انجام دهد.

    منبع: روزنامه اعتماد

  • استفاده از هندزفری به کاهش سرقت موبایل کمک می‌کند

    استفاده از هندزفری به کاهش سرقت موبایل کمک می‌کند

    استفاده از هندزفری به کاهش سرقت موبایل کمک می‌کند

     

     

    اعتمادآنلاین| سرهنگ شهاب امینی اظهارکرد: سرقت به شیوه قاپیدن یکی از شگردهای سارقان است که در این اقدام مجرمانه، افرادی که سرگرم مکالمات تلفنی و فعالیت در فضای مجازی هستند و اغلب تمرکز کمی به محیط اطراف دارند، ممکن است طعمه سارقان شوند.

    وی افزود: به طور معمول، همراه داشتن شی یا وسیله مورد توجه سارق که از ارزش ریالی بالایی برخوردار است مثل گوشی تلفن همراه، کیف و زیورآلات از جمله فاکتورهای مهم برای سارقان به شمار می رود.

    رئیس اداره اجتماعی پلیس آگاهی ناجا با بیان اینکه استفاده از وسایل کمکی مثل “هندزفری” در زمان برقراری ارتباط تلفنی عملا تمرکز افراد را به اطراف بیشتر می کند، تصریح کرد: شهروندان بهتر است هنگام تردد در معابر و مکان های شلوغ از محیط اطراف خود غافل نشوند و ترتیبی اتخاذ کنند تا امکان رویت گوشی و نوع آن توسط سارقان به حداقل برسد.

    وی خاطرنشان کرد: اگرچه کارآگاهان پلیس آگاهی ناجا در برخورد با این گونه جرایم کاملا قاطع هستند و به طور جدی به وظایف قانونی خود عمل می کنند اما لازم است شهروندان نیز در این زمینه مشارکت کنند و مراقبت بیشتری از اموال با ارزش خود داشته باشند.

    به گزارش پایگاه خبری پلیس امینی همچنین درخواست کرد هموطنان در صورت مشاهده این موارد در اسرع وقت با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ تماس بگیرند یا اطلاعات خود را با مراکز پلیس و کلانتری ها به اشتراک بگذارند که کمک موثری در کشف و شناسایی مجرمان خواهد داشت.

    منبع: ایسنا

  • رئیس‌جمهور در مورد کشته‌شدگان حوادث آبان‌ماه محدودیت بیانی دارد

    رئیس‌جمهور در مورد کشته‌شدگان حوادث آبان‌ماه محدودیت بیانی دارد

    اعتمادآنلاین| حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جهور مصاحبه‌ای انجام داده که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید:

    [رئیس‌جمهور در مورد افزایش قیمت بنزین] رفتار کسی را داشته که انگار با دردهای مردم بیگانه است….

    بگذارید دقیق‌تر به همین مورد گران شدن بنزین و مواجهه رئیس‌جمهور با آن اشاره کنم.

    زمانی که از رئیس جمهور در مورد قیمت بنزین سئوال شد و ایشان روایت خود را گفت، هیچ دروغی در آن روایت وجود نداشت. رئیس جمهور روایت می‌کند که مسئله افزایش قیمت بنزین از چهار سال پیش مطرح بوده، و ما دو سال پیش تصمیم گرفتیم قیمت بنزین را افزایش ندهیم. وقتی آثار اقتصادی گران شدن بنزین بررسی شد دولت دید که جامعه آمادگی این اقدام را ندارد. برای همین هم تصمیم گرفته نشد قیمت بنزین افزایش پیدا کند.

    تا این‌که که از خارج از دولت پیگیری شد که این موضوع چه شد؟ و بعد از آن افزایش قیمت بنزین در دستور کار دولت قرار گرفت. در رفت و برگشتی که انجام شد، در مورد قیمت، زمان انجام آن و نحوه پلکانی بودن افزایش قیمت بنزین، اختلاف نظرهایی وجود داشت. اما هرچه بود، به امضایی رسیدند و جمع بندی را خدمت مقام معظم رهبری ارائه کردند. از آن به بعد، مسئله، فقط زمان اجرای آن بود.

    حداقل سه بار زمان اجرا تغییر کرده بود، و بنابراین رئیس‌جمهور تصمیم‌گیری در این موضوع را به وزیر کشور و شورای امنیت کشور واگذار می‌کند و می‌گوید خودتان تصمیم بگیرید و تصمیمتان را هم به من نگویید. چون اگر به من بگویید، ممکن است نظرم با شما متفاوت باشد و کار روی زمین بماند. وزیر کشور هم می‌گوید یا این هفته اجرا می‌کنیم، یا هفته بعد. در نتیجه، زمانی که رئیس جمهور متوجه انجام آن می‌شود، به یک معنی از زمان دقیق اجرای آن از قبل مطلع نبوده. بنابراین می‌گوید من هم روز جمعه متوجه شدم، اما نه به این معنا که ناآگاه بودم، بلکه به این معنا که اختیار را به وزیر کشور داده بودم.

    به هر حال رئیس‌جمهور مسئول تصمیماتی است که در زیر مجموعه دولت گرفته می‌شود، و در جایگاهی نشسته که نمی‌تواند خودش را ناآگاه جلوه دهد.

    مسئولیت صفر تا صد اعلام و اعمال تغییر قیمت بنزین با وزیر کشور بوده است اما مسئله این است که رئیس جمهور می‌توانست این جمله را با اخم بگوید، می‌توانست با چهره‌ای بگوید که نتوانید تشخیص دهید ناراحت یا خوشحال است، و می‌توانست با لبخند بگوید. من که کارم روانشناسی اجتماعی است، از لبخندی که ایشان زد، نه زهرخند می‌فهمم، نه ریشخند. لبخند ایشان، لبخند کسی است که می‌گوید من مقصر نیستم. ممکن است این هم غلط باشد اما به معنی ریشخند نیست. لبخند کسی است که از سوال تعجب می‌کند.

    تعجب می‌کنم که چرا این توجیه را می‌کنید. وزیر کشور، وزیر همین رئیس جمهور است.

    می‌خواهم بگویم که این بیشتر لبخند تعجب است تا لبخند تمسخر. اما رئیس جمهور این کار را هم نمی‌باید بکند. ایشان باید روی معنای لبخندش محاسبه داشته باشد و سخن بگوید. به نظرم این یکی از ضعفهای رفتاری رئیس جمهور است. اما می‌توانم با اطمینان بگویم نیت رئیس جمهور، مسخره کردن مردم نبود. هر چند در کار رسانه‌ای و افکار عمومی، نیت شما نسبت به معنایی که طرف مقابل متوجه می‌شود، آنقدر مهم نیست. البته این معنا هم چیزی است که برساخته می‌شود و چه بسا اگر آن صحبت کامل پخش می‌شد و روی آن، تفسیر گذاشته نمی‌شد، این بخش از صحبت ایشان خیلی به چشم نمی‌آمد. اما وقتی آن لبخند را معنا می‌کنند و با ده چیز دیگر ارتباطش می‌دهند، جامعه را حساس می‌کنند و این نارضایتی پیش می‌آید.

    اما این اتفاق تکرار می‌شود، مثلا زمانی که از ایشان در مورد تعداد کشته شدگان آبان پرسیدند. ایشان با خنده از گفتن تعداد کشته‌شدگان طفره رفتند، درحالیکه صحبت در مورد جان آدم‌ها بود و خانواده‌هایی که پدر یا فرزند یا همسر خود را از دست داده بودند. رئیس جمهور می‌توانست حداقل نشان بدهد که با درد مردم، درد می‌کشد. تصور کنید که شما در جایگاه بزرگ یک خانواده به یک مراسم ختم وارد شوید و قهقهه بزنید.

    من ندیدم که ایشان بخندند، اما من هم از این مواجهه‌ها آزار دیده‌ام و متوجه هستم چه می‌گویید. در صدد توجیه هم نیستم و می‌خواهم توضیح دهم. تا آنجا که من میدانم ایشان تا امروز هم گزارش روشن قابل دفاعی از کشته‌شدگان آبان دریافت نکرده‌‌اند.

    آقای روحانی یکبار اعلام کردند که پزشکی قانونی تا هفته آینده این آمار را اعلام خواهد کرد. رئیس جمهور حتا در مورد این که راهپیمایی روز قدس با ماشین انجام شود -در حالی که روز بعدش فرمانده نیروی انتظامی آن را تکذیب می‌کند- هم صحبت می‌کند، اما در این مورد که یک پرسش جدی شکل گرفته، چرا می‌گوید پزشکی قانونی اعلام خواهد کرد. و چرا این را می‌گوید اما پزشک قانونی اعلام نمی‌کند؟

    ما در ماجرای آبان یک بحث درباره تعداد داریم و یک بحث درباره منشا تیراندازی. یک بحث هم این است که کسانی که کشته شدند، معترض بودند یا اغتشاشگر یا مهاجمان مسلح یا عابران یا هواداران نظام؟ در مورد کشته شدگان، اعداد متفاوتی به رئیس جمهور اعلام می‌شود. نیروی انتظامی یک چیز می‌گوید، وزارت کشور چیز دیگری می‌گوید، وزارت بهداشت و درمان هم عدد دیگری را می‌گوید. حرف رئیس‌جمهور در نهایت این است که پزشکی قانونی باید اعلام کند چون همه این کشته‌شدگان در آخر به آنجا رفته‌اند. ممکن است در نگاه اول متوجه نشویم ایشان چه می‌گوید، اما پزشکی قانونی متعلق به قوه قضائیه است و زمانی که ایشان می‌گوید پزشکی قانونی تعداد را اعلام کند، منظورش این است که مسئولیت این کار با قوه قضائیه است.

    در ثانی، نیروی انتظامی می‌گوید من به هیچ وجه در این تظاهرات، مسلح نبودم، و این را هم صریحا اعلام کرده. کسی که باید مقابله می‌کرده، می‌گوید شلیک نکرده‌ام. پس چه اتفاقی افتاده؟ آیا منافقین بودند که شلیک کردند؟ پس ما یک پرونده هم داریم درباره تیراندازان ناشناس. چون هیچ نهادی مسئولیت مستقیم تیراندازی را نپذیرفته است.

    رئیس جمهور هم هیچ گزارشی از این ماجرا ندارد. قطعا رئیس جمهور کسی نیست که گفته باشد مردم را بکشید. ایشان همان رئیس جمهوری است که در جریان دی ماه سال ۹۶، اجازه نداد کسی غیر از نیروی انتظامی – آن هم به صورت غیر مسلح- وارد شود. توضیح اتفاقاتی که در آبان سال ۹۸ رخ داده است، هنوز به صورت کامل برای مردم بیان نشده است. رئیس جمهور می‌گوید تغییر قیمت بنزین در شب جمعه، یعنی در ساعت دوازده شب اعلام و اعمال شده است.

    از ساعت ۱۲ شب روز جمعه تا صبح شنبه، یک بازه زمانی وجود دارد. ایشان می‌پرسد اولین اغتشاش چه زمانی شروع شد؟ ساعت پنج بعد از ظهر روز جمعه بی‌بی‌سی برنامه پخش می‌کند و از این که اغتشاش نشده تعجب می‌کند. آنقدر تعجب می‌کند که تصاویر اغتشاش‌های قبلی را جابه‌جا پخش می‌کند. یعنی تا ساعت پنج بعد از ظهر روز جمعه، هنوز اتفاق جدی رخ نداده.

    اغتشاشات از حدود غروب روز جمعه شروع می‌شود و روز شنبه، روز بسیار پرمخاطره‌ای است. مقام معظم رهبری، یکشنبه صبح صحبت مهمی کردند و این ماجرا یکشنبه عصر، کلا تمام شد. بنابراین کل این موضوع به غروب جمعه تا تقریبا ظهر روز یکشنبه محدود می‌شود. برای رئیس جمهور، جای پرسش است که در این فاصله دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

    آیا این نشان نمی‌دهد که رئیس‌جمهور اراده‌ محکمی برای پیگیری این موضوع ندارد؟

    دستورات رئیس جمهور در این زمینه روشن است. ایشان دستورات مکتوب دارد. منتها کسی که باید گزارش دهد، همان کسی است که باید پاسخگو باشد و نیست.

    بنابراین، توقع پاسخگویی از رئیس‌جمهور، بی‌مورد است.

    رئیس جمهور حتما باید پاسخگو باشد و من نمی‌گویم رئیس جمهور، بهترین عملکرد را داشته است. تنها روشن کردم که محدودیت‌هایی که ایشان برای بیان صریح دارد، چیست.

    منبع: مجله اندیشه پویا

  • لبنان وارد جنگ تازه‌ای نخواهد شد

    لبنان وارد جنگ تازه‌ای نخواهد شد

    لبنان وارد جنگ تازه‌ای نخواهد شد

     

    اعتمادآنلاین| حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان گفت: اسرائیل در ماجرای انفجار اخیر بیروت از همه زودتر و شاید بیشتر ترسید. کسانی که تلاش می کنند القاء کنند انفجار بیروت کار اسرائیل بوده به چه زبانی بگویند تحلیلگر نیستند و شناختی از منطقه ندارند؟ همین موضع گیری آقایان نصرالله، میشل عون و نخست وزیر مستعفی نشان می دهد که مسائل لبنان به سرعت حل خواهد شد. حتی ممکن است دولت دیاب مجدد بر سرکار بیاید. از این رو، هرکدام از طرفین که می توانند به خاموش شدن آتش در لبنان کمک کنند باید به صحنه بیایند.

    در پی وقوع انفجار بیروت که در نوع خود بی سابقه خوانده می شود، وضع فعلی لبنان با ناآرامی‌هایی همراه شده است و اعتراضاتی به دنبال داشته که حتی منجر به استعفای نخست وزیر این کشور شده است.

    در همین رابطه، یک کارشناس با سابقه لبنان و مسائل منطقه و رئیس پیشین سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور معتقد است که جای هیچ نگرانی نیست و لبنان در مرداد سال۱۴۰۰ بهتر از امروز ساخته خواهد شد. چنانچه همین امروز نیز کمک‌ها و وعده‌های بسیاری از سوی کشورهای مختلف به آن داده شده است.

    مشروح گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان را در ادامه می‌خوانید:

    لبنان سالهای متمادی است که چنین شرایطی دارد

    *با توجه به شناخت ۵۰ ساله شما از مسائل لبنان و تحولاتی که در این کشور به وجود آمده، همچنین انفجار اخیر بیروت، تحلیل شما از وضعیت فعلی «عروس خاورمیانه» چگونه است؟

    نیم قرن است که با مسائل لبنان، خاورمیانه و حوزه دریای مدیترانه آشنایی دارم و به سبب سفرها و مسئولیت‌هایم با بزرگان این خطه ملاقات‌ها و جلساتی داشته ام. از این رو، مرحوم امام موسی صدر را نه در لبنان بلکه در کشوری ثالث زیارت کرده ام. همچنین با مرحوم علامه محمدجواد مغنیه، علامه سیدمحمدحسین فضل الله و مرحوم سیدعباس موسوی دبیرکل فقید و شهید حزب‌الله دیدارهایی داشته‌ام.

    با آقای سیدحسن نصرالله نیز ارتباطاتی فرهنگی و سیاسی دارم. لذا به حدّی حوادث در لبنان سریع و پشت سر هم و با رویکردهای مختلف اتفاق می افتد که تحلیلگران نمی دانند باید از کجا شروع کنند.

    لبنان سالهای متمادی است چنین شرایطی دارد. این کشور به تعبیری چهارراه خاورمیانه است. بافت عشیره ای و قبیله ای و تکثر ادیان و مذاهب از آن کشوری فعال و بانشاط ساخته است.

    ارتباط انفجار بیروت و حکم دادگاه ترور رفیق حریری

    انفجار اخیر بیروت اتفاق بسیار نادری بود. گفته شده بعد از بمباران هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا، انفجاری به این شدت و عظمت در جهان اتفاق نیفتاده است. خوشبختانه ۵۰ درصد این انفجار در آب بود وگرنه دیگر بیروتی باقی نمی ماند.

    این انفجار سرآغاز بحث‌های تازه‌ای شد و پیش‌زمینه‌ای داشت. زیرا جمعه یعنی امروز باید حکم پرونده ترور نخست وزیر اسبق لبنان آقای رفیق حریری از طریق دادگاه لاهه قرائت می‌شد. اینکه انفجار اخیر و این حکم چه ارتباطی با هم دارند بحثی است که بیشتر رسانه‌های دنیا به آن پرداخته اند.

    گمانه‌ها درباره انفجار بیروت منتفی است

    اما هیچ شاهد و بیّنه ای تاکنون پیدا نکردم که اثبات کند انفجار اخیر بیروت غیرطبیعی بوده یا ناشی از حمله ای موشکی- تروریستی است. آنچه تاکنون مطرح بوده به حساسیتی بازمی گردد که مواد نیترات آمونیوم در انبارهای بندر بیروت داشته است.

    دلیلی هم برای بمب‌گذاری در این انبارها وجود ندارد. بنابراین از آنجا که چنین دلیلی وجود نداشته، نمی توانیم بگوییم پشت پرده این انفجار آمریکا و اسرائیل بوده است. همچنین نمی‌توانیم آن را به حزب‌الله یا گروه‌های دیگر نسبت دهیم. بنابراین چنین گمانه‌هایی به طور کلی منتفی هستند.

    علت انفجار بیروت سهل‌انگاری بود

    براساس اطلاعاتی که تاکنون داریم، علت این انفجار را سهل‌انگاری می دانم. یعنی در زمان نخست‌وزیری آقای سعدحریری یک کشتی با بار نیترات آمونیوم وارد آب‌های لبنان شد و فرماندهان نظامی وقتی متوجه ممنوعه بودن بار این کشتی شدند آن را توقیف و وارد انباری کردند. این مواد کمتر از ۷ سال در بندر بیروت نگه داری شد و به نظر می رسد که جوشکاری ای که در بدنه انبار انجام گرفته، باعث این انفجار شده باشد.

    اگر انفجار اخیر بیروت حمله تروریستی یا عمدی بود، می توانست منجر به بروز درگیری‌هایی در منطقه شود. در حالی که هیچکدام از طرفین آماده پرداخت چنین هزینه ای نبودند. بنابراین آنهایی که حدس و گمانه‌هایی را مطرح می کنند، توضیحی برای این وضعیت ندارند. متأسفانه نادر طالب زاده چنین ادعایی را مطرح کرده و جای تعجب است که چرا چنین تحلیل‌های بی مبنایی از طریق صداوسیما و دیگر رسانه‌ها مطرح می شوند.

    لبنان بارها ویران و مجدد ساخته شده است

    به نظر شما چه عواملی در به بن بست رسیدن وضعیت سیاسی و اقتصادی لبنان دخیل هستند؟ زیرا گفته می شود که طایفه‌های مختلف باعث بی نتیجه ماندن تلاش‌های سیاسی و اقتصادی در این کشور شده اند.

    لبنان بارها ویران شده است. این کشور از وقتی مستعمره فرانسه بوده تا جنگ ۳۳ روزه بارها ویران ولی مجدد ساخته شده است. در این باره کافی است نگاهی گذرا به نقش جدی چند کشور در لبنان بیندازیم. عربستان نفوذ زیادی در لبنان دارد. زیرا پول زیادی خرج می کند و عامل اصلی نفوذش هم خاندان حریری هستند.

    ایران جای پای بسیار محکمی در لبنان دارد

    این مسأله تاثیر زیادی در مسائل منطقه دارد. ضمن اینکه همیشه باید نخست وزیرش از اهل سنت باشد. با این وجود طبیعی است که عربستان منافع و اهدافی را از این طریق دنبال کند. ایران نیز حتی از زمان شاه، طرفدار شیعیانی است که در جنوب لبنان و بیروت قرار دارند. شیعیان در لبنان قدرتمند بوده و دارای رهبری فرزانه و عاقل هستند و ایران جای پای بسیار محکمی در لبنان دارد.

    در گذشته، حافظ اسد، سیاست لبنان را پیش می برد. زیرا امکانات لبنانی‌ها به نوعی در اختیار او بود. با رفتن مرحوم حافظ اسد و آمدن پسرش بشار، لبنان خود را از سیطره سوریه نجات داد. بیش از سی میلیون لبنانی در خارج این کشور زندگی می کنند و دو اتفاق یکی انفجار بیروت و دیگری اعلام حکم متهمین پرونده ترور رفیق حریری، توجه دنیای شرق و غرب و کشورهای پیرامونی لبنان را به خود جلب کرد.

    فرانسه خود را پدرخوانده لبنان می داند

    پس از این انفجار مکرون به لبنان سفر کرد. او خودش را پدرخوانده لبنان می داند و با سخنرانی در لبنان مرتکب یک اشتباه محاسباتی شد. سخنرانی او درباره اصلاحات ساختاری مورد نظر فرانسه باعث شد تا حاضرین به سمتش تخم مرغ پرتاب کرده و شعارهایی علیه اش سردهند.

    معنای ورود نیروهای فرانسه و آلمان به بندر بیروت آن است که اروپایی‌ها نمی خواهند سطح درگیری‌ها از حدّی معین بالاتر رود. بنابراین آمدن کشتی‌های فرانسه و آلمان و… در بندر بیروت بدین خاطر است که سطحی از امنیت در آن منطقه برقرار شود و اسرائیل دست به کار خطایی نزند. همچنین از جانب ترکیه، عربستان، سوریه و ایران تهدیدی ایجاد نشود.

    مکالمه روحانی با مکرون بسیار به جا و مناسب بود

    سیدحسن نصرالله در رابطه با حفظ بنیه حزب‌الله و شیعیان بسیار باهوش است و فراست قابل تقدیری دارد و درباره روحیه حماسی و مقاومت نیز او به «سیدالمقاومه» مشهور است. به نظرم در رابطه با این حادثه هم بسیار ملایم و به موقع موضع گرفت. او از مکرون که آن حرف‌ها را گفته به خوبی یاد کرد. همچنین وزیر کابینه دولت مستعفی لبنان که نزدیک به حزب‌الله بود، سلام سیدحسن نصرالله را به مکرون رساند.

    حزب‌الله و ایران به خوبی خود را از موج این اتفاق بیرون کشیدند و این اتفاق مبارکی بوده که تا اینجا افتاده است. مکالمه آقای روحانی با آقای مکرون نیز بسیار به جا و مناسب بود. آقای ظریف هم روز گذشته به لبنان رفته و با طرف‌های درگیر در مسأله ملاقات کرده است.

    مطمئنم که لبنان وارد جنگ تازه ای نخواهد شد. زیرا زمینه برای چنین جنگی مهیا نیست. البته امیدوارم که دولت ایران، وزیر امور خارجه یا نماینده ای را به فرانسه بفرستد و حلقه تدبیر خود را درخصوص لبنان کامل کند.

    دلیل سفر اخیر ظریف به لبنان

    *دستاورد سفر اخیر آقای ظریف به لبنان را چگونه ارزیابی می کنید؟

    جمهوری اسلامی ایران نیز مانند همه کشورهای دنیا که وقتی زلزله ای رخ می دهد یا بحران خاصی به وجود می آید، به کمک کشور آسیب دیده می روند، وزیر امور خارجه خود را به لبنان فرستاد تا هر کمکی از دست ایران برمی آید انجام شود.

    در ایران نیز وقتی زلزله یا حادثه ای رخ می دهد از آمریکا هواپیمای کمک می نشیند، چه رسد به کشورهای دوست که حجم کمک از جانب آنها بسیار زیاد است. این عرف بین الملل است که در همان اولین ساعات وقوع حوادث و بحران‌ها در کشوری، کشورهای دیگر کمک‌های خود را برای آن ارسال کنند. حتی کشورهای متخاصمی مانند آمریکا در قضایای اخیری که در ایران به وجود آمد می خواستند کمک کنند، اما ایران قبول نکرد.

    عرف این گونه است که نماینده کشورها به کشور آسیب دیده سفرکنند

    بنابراین عرف این گونه است که نماینده ای از کشورها در منطقه آسیب دیده حضور پیدا کند. فرانسه علاوه بر رئیس جمهورش، وزیر دفاع خود را به لبنان فرستاد. وزرای خارجه کشورهای عربی نیز به لبنان رفتند. وزیر خارجه ایران نیز تقویت دولت موقت لبنان را در دیدارش با رئیس جمهور، نخست وزیر و همتای سیاسی خود در لبنان خواستار شده است.

    دیگر مسأله مطرح شده از سوی آقای ظریف درباره اهدای کمک مردم ایران به لبنان بوده و تا جایی که می دانم ایشان حتی با کسانی که هم پیمان ایران محسوب می شوند، ملاقات نداشته است.

    خبر رسید که پیش نویس قطعنامه ظالمانه آمریکا علیه ایران در شورای امنیت تنها دو رای مثبت آورده است. شاید یکی از دستاوردهای سفرهای خارجی از سوی مسئولین دیپلماسی کشور این است که توطئه‌های دشمنان را خنثی می کند.

    کمک‌های ایران به حزب‌الله لبنان قطع شده است

    *رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور دائما به کمک‌های ایران به حزب‌الله اشاره می کنند و برخی مردم نیز به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی موضعی نامناسب نسبت به این کمک‌ها دارند، نظر شما در این رابطه چیست؟

    بحث دیپلماسی فعال و سیاست خارجی ای که بتواند در عصر ما دوام آورد، در همه جای دنیا این گونه است که دولت‌ها در خارج از مرزها، همفکران، یاران و کسانی را که همسو با سیاست‌های خود هستند تقویت می کنند. مگر عربستان، امارات متحده عربی، قطر و ترکیه نیستند که تلاش می کنند در کشورهای نزدیک به خودشان و حتی دورتر نظیر لیبی، برای افزایش اقتدار خود یارانی دست و پا کنند؟

    معلوم است که جمهوری اسلامی هم استثناء نیست و حزب‌الله یکی از نیروهایی است که می تواند در پیشبرد مسائلی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم آمده، یاری رساند. اینکه هزینه‌ها در چه سطحی بوده و آیا ادامه دارد یا خیر، مهم است. باید بگویم که کمک‌های ایران به حزب‌الله قطع شده و خود حزب‌الله در حوزه‌های مختلف کارهای اقتصادی انجام داده که درآمد ناشی از آن‌ها کفاف اداره این گروه را می دهد.

    قرار هم نبوده که کمک‌های ایران همواره و همیشگی باشد. لذا این کمک‌ها قطع شده اند. امیدوارم این خبر که موثق هم هست، مردم عزیزی را که با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می کنند، قانع کند.

    سخنرانی دیروز سیدحسن نصرالله ضربه مهلکی به اسرائیل بود

    *تحلیل و نگاه شما نسبت به مواضع اخیر آقای سیدحسن نصرالله چگونه است؟

    ایشان فرد بسیار هوشمندی است و ظرایف خاصی را در به کار بردن واژه‌ها رعایت می کند. از دیشب که ایشان انگشت اتهام را به سمت اسرائیل برد و تهدید کرد اگر اثبات شود این انفجار کار رژیم صهیونیستی بوده، حزب‌الله مقابله به مثل می کند، بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه به تکاپو افتادند تا بگویند دست کسی در کار نبوده است.

    این سخنرانی ضربه مهلکی به اسرائیل تلقی می شود. چنانکه لگدمال شدن قطعنامه پیشنهادی آمریکا علیه ایران در شواری امنیت نیز ضربه دیگری به اسرائیل بود. پیگیری سیدحسن نصرالله بر محور سخنرانی دیروز می تواند توپ را به زمین دشمن بیندازد. زیرا پیش از این تلاش‌هایی صورت گرفته بود برای اینکه انفجار اخیر را به نیروهای خودی و حزب‌الله نسبت دهند.

    امام موسی صدر به هیچ عنوان مروج طایفه گری نبود

    *راه امام موسی صدر را تا چه اندازه مناسب وضعیت فعلی می دانید؟ زیرا برخی معتقدند که راه ایشان نیز به نوعی مروج طایفه گری در لبنان بوده است.

    مدیریت امام موسی صدر در لبنان به گونه ای بود که هیچ گاه بحث طایفه گری و فرقه‌ها پیش نیامد. او هرگز مروج چنین مسأله ای نبود. متاسفانه با اینکه کارهای زیادی در خصوص تبیین اندیشه «امام موسی صدر» صورت گرفته، ولی انگار برخی ابعاد شخصیتی ایشان هنوز نادیده انگاشته می شود.

    آقایان سیدعباس موسوی و سیدحسن نصرالله، نگاه درست و دقیقی به امنیت ملی، آرامش، رشد و ارتقاء اقتصادی کشور و همچنین ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنی دارند که از نیل تا فرات را جزو مرزهای خود می داند.

    بنابراین نباید گوش به رسانه‌های سعودی داد. همان رسانه‌هایی که می خواهند چهره خاصی از حزب‌الله جلوه دهند. حزب‌الله آنقدر عزیزان خود را از دست داده تا مسیحی‌ها و دروزی‌ها، سنی‌ها و شیعه‌ها و… عزیز بمانند. معتقدم همچنان مسیر امام موسی صدر در حزب‌الله لبنان پیموده می شود، با این تفاوت که شرایط شکننده ای حاکم است.

    اسرائیل در انفجار بیروت بیشتر از همه ترسید

    اسرائیل در ماجرای انفجار اخیر بیروت از همه زودتر و شاید بیشتر ترسید. کسانی که تلاش می کنند القاء کنند انفجار بیروت کار اسرائیل بوده به چه زبانی بگویند تحلیلگر نیستند و شناختی از منطقه ندارند؟ همین موضع گیری آقایان نصرالله، میشل عون و نخست وزیر مستعفی نشان می دهد که مسائل لبنان به سرعت حل خواهد شد. حتی ممکن است دولت دیاب مجدد بر سرکار بیاید. از این رو، هرکدام از طرفین که می توانند به خاموش شدن آتش در لبنان کمک کنند باید به صحنه بیایند.

    امیدوارم رسانه‌های ما نیز که به دلیل نوع حضور و ورود ایران در لبنان، بیشتر دیده می شوند، از جمله سایت خوب و فهیم «جماران» بتوانند تحلیل‌های درستی به زبان‌های عربی و انگلیسی برای مردم منطقه و دنیا و همچنین مردم خودمان ارائه دهند. خواهیم دید که لبنان در مرداد سال۱۴۰۰ بهتر از امروز ساخته خواهد شد. چنانچه همین امروز نیز کمک‌ها و وعده‌های بسیاری از سوی کشورهای مختلف به لبنان داده شده است.

    منبع: جماران

  • لبنان وارد جنگ تازه‌ای نخواهد شد

    لبنان وارد جنگ تازه‌ای نخواهد شد

    اعتمادآنلاین| حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان گفت: اسرائیل در ماجرای انفجار اخیر بیروت از همه زودتر و شاید بیشتر ترسید. کسانی که تلاش می کنند القاء کنند انفجار بیروت کار اسرائیل بوده به چه زبانی بگویند تحلیلگر نیستند و شناختی از منطقه ندارند؟ همین موضع گیری آقایان نصرالله، میشل عون و نخست وزیر مستعفی نشان می دهد که مسائل لبنان به سرعت حل خواهد شد. حتی ممکن است دولت دیاب مجدد بر سرکار بیاید. از این رو، هرکدام از طرفین که می توانند به خاموش شدن آتش در لبنان کمک کنند باید به صحنه بیایند.

    در پی وقوع انفجار بیروت که در نوع خود بی سابقه خوانده می شود، وضع فعلی لبنان با ناآرامی‌هایی همراه شده است و اعتراضاتی به دنبال داشته که حتی منجر به استعفای نخست وزیر این کشور شده است.

    در همین رابطه، یک کارشناس با سابقه لبنان و مسائل منطقه و رئیس پیشین سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور معتقد است که جای هیچ نگرانی نیست و لبنان در مرداد سال۱۴۰۰ بهتر از امروز ساخته خواهد شد. چنانچه همین امروز نیز کمک‌ها و وعده‌های بسیاری از سوی کشورهای مختلف به آن داده شده است.

    مشروح گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان را در ادامه می‌خوانید:

    لبنان سالهای متمادی است که چنین شرایطی دارد

    *با توجه به شناخت ۵۰ ساله شما از مسائل لبنان و تحولاتی که در این کشور به وجود آمده، همچنین انفجار اخیر بیروت، تحلیل شما از وضعیت فعلی «عروس خاورمیانه» چگونه است؟

    نیم قرن است که با مسائل لبنان، خاورمیانه و حوزه دریای مدیترانه آشنایی دارم و به سبب سفرها و مسئولیت‌هایم با بزرگان این خطه ملاقات‌ها و جلساتی داشته ام. از این رو، مرحوم امام موسی صدر را نه در لبنان بلکه در کشوری ثالث زیارت کرده ام. همچنین با مرحوم علامه محمدجواد مغنیه، علامه سیدمحمدحسین فضل الله و مرحوم سیدعباس موسوی دبیرکل فقید و شهید حزب‌الله دیدارهایی داشته‌ام.

    با آقای سیدحسن نصرالله نیز ارتباطاتی فرهنگی و سیاسی دارم. لذا به حدّی حوادث در لبنان سریع و پشت سر هم و با رویکردهای مختلف اتفاق می افتد که تحلیلگران نمی دانند باید از کجا شروع کنند.

    لبنان سالهای متمادی است چنین شرایطی دارد. این کشور به تعبیری چهارراه خاورمیانه است. بافت عشیره ای و قبیله ای و تکثر ادیان و مذاهب از آن کشوری فعال و بانشاط ساخته است.

    ارتباط انفجار بیروت و حکم دادگاه ترور رفیق حریری

    انفجار اخیر بیروت اتفاق بسیار نادری بود. گفته شده بعد از بمباران هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا، انفجاری به این شدت و عظمت در جهان اتفاق نیفتاده است. خوشبختانه ۵۰ درصد این انفجار در آب بود وگرنه دیگر بیروتی باقی نمی ماند.

    این انفجار سرآغاز بحث‌های تازه‌ای شد و پیش‌زمینه‌ای داشت. زیرا جمعه یعنی امروز باید حکم پرونده ترور نخست وزیر اسبق لبنان آقای رفیق حریری از طریق دادگاه لاهه قرائت می‌شد. اینکه انفجار اخیر و این حکم چه ارتباطی با هم دارند بحثی است که بیشتر رسانه‌های دنیا به آن پرداخته اند.

    گمانه‌ها درباره انفجار بیروت منتفی است

    اما هیچ شاهد و بیّنه ای تاکنون پیدا نکردم که اثبات کند انفجار اخیر بیروت غیرطبیعی بوده یا ناشی از حمله ای موشکی- تروریستی است. آنچه تاکنون مطرح بوده به حساسیتی بازمی گردد که مواد نیترات آمونیوم در انبارهای بندر بیروت داشته است.

    دلیلی هم برای بمب‌گذاری در این انبارها وجود ندارد. بنابراین از آنجا که چنین دلیلی وجود نداشته، نمی توانیم بگوییم پشت پرده این انفجار آمریکا و اسرائیل بوده است. همچنین نمی‌توانیم آن را به حزب‌الله یا گروه‌های دیگر نسبت دهیم. بنابراین چنین گمانه‌هایی به طور کلی منتفی هستند.

    علت انفجار بیروت سهل‌انگاری بود

    براساس اطلاعاتی که تاکنون داریم، علت این انفجار را سهل‌انگاری می دانم. یعنی در زمان نخست‌وزیری آقای سعدحریری یک کشتی با بار نیترات آمونیوم وارد آب‌های لبنان شد و فرماندهان نظامی وقتی متوجه ممنوعه بودن بار این کشتی شدند آن را توقیف و وارد انباری کردند. این مواد کمتر از ۷ سال در بندر بیروت نگه داری شد و به نظر می رسد که جوشکاری ای که در بدنه انبار انجام گرفته، باعث این انفجار شده باشد.

    اگر انفجار اخیر بیروت حمله تروریستی یا عمدی بود، می توانست منجر به بروز درگیری‌هایی در منطقه شود. در حالی که هیچکدام از طرفین آماده پرداخت چنین هزینه ای نبودند. بنابراین آنهایی که حدس و گمانه‌هایی را مطرح می کنند، توضیحی برای این وضعیت ندارند. متأسفانه نادر طالب زاده چنین ادعایی را مطرح کرده و جای تعجب است که چرا چنین تحلیل‌های بی مبنایی از طریق صداوسیما و دیگر رسانه‌ها مطرح می شوند.

    لبنان بارها ویران و مجدد ساخته شده است

    به نظر شما چه عواملی در به بن بست رسیدن وضعیت سیاسی و اقتصادی لبنان دخیل هستند؟ زیرا گفته می شود که طایفه‌های مختلف باعث بی نتیجه ماندن تلاش‌های سیاسی و اقتصادی در این کشور شده اند.

    لبنان بارها ویران شده است. این کشور از وقتی مستعمره فرانسه بوده تا جنگ ۳۳ روزه بارها ویران ولی مجدد ساخته شده است. در این باره کافی است نگاهی گذرا به نقش جدی چند کشور در لبنان بیندازیم. عربستان نفوذ زیادی در لبنان دارد. زیرا پول زیادی خرج می کند و عامل اصلی نفوذش هم خاندان حریری هستند.

    ایران جای پای بسیار محکمی در لبنان دارد

    این مسأله تاثیر زیادی در مسائل منطقه دارد. ضمن اینکه همیشه باید نخست وزیرش از اهل سنت باشد. با این وجود طبیعی است که عربستان منافع و اهدافی را از این طریق دنبال کند. ایران نیز حتی از زمان شاه، طرفدار شیعیانی است که در جنوب لبنان و بیروت قرار دارند. شیعیان در لبنان قدرتمند بوده و دارای رهبری فرزانه و عاقل هستند و ایران جای پای بسیار محکمی در لبنان دارد.

    در گذشته، حافظ اسد، سیاست لبنان را پیش می برد. زیرا امکانات لبنانی‌ها به نوعی در اختیار او بود. با رفتن مرحوم حافظ اسد و آمدن پسرش بشار، لبنان خود را از سیطره سوریه نجات داد. بیش از سی میلیون لبنانی در خارج این کشور زندگی می کنند و دو اتفاق یکی انفجار بیروت و دیگری اعلام حکم متهمین پرونده ترور رفیق حریری، توجه دنیای شرق و غرب و کشورهای پیرامونی لبنان را به خود جلب کرد.

    فرانسه خود را پدرخوانده لبنان می داند

    پس از این انفجار مکرون به لبنان سفر کرد. او خودش را پدرخوانده لبنان می داند و با سخنرانی در لبنان مرتکب یک اشتباه محاسباتی شد. سخنرانی او درباره اصلاحات ساختاری مورد نظر فرانسه باعث شد تا حاضرین به سمتش تخم مرغ پرتاب کرده و شعارهایی علیه اش سردهند.

    معنای ورود نیروهای فرانسه و آلمان به بندر بیروت آن است که اروپایی‌ها نمی خواهند سطح درگیری‌ها از حدّی معین بالاتر رود. بنابراین آمدن کشتی‌های فرانسه و آلمان و… در بندر بیروت بدین خاطر است که سطحی از امنیت در آن منطقه برقرار شود و اسرائیل دست به کار خطایی نزند. همچنین از جانب ترکیه، عربستان، سوریه و ایران تهدیدی ایجاد نشود.

    مکالمه روحانی با مکرون بسیار به جا و مناسب بود

    سیدحسن نصرالله در رابطه با حفظ بنیه حزب‌الله و شیعیان بسیار باهوش است و فراست قابل تقدیری دارد و درباره روحیه حماسی و مقاومت نیز او به «سیدالمقاومه» مشهور است. به نظرم در رابطه با این حادثه هم بسیار ملایم و به موقع موضع گرفت. او از مکرون که آن حرف‌ها را گفته به خوبی یاد کرد. همچنین وزیر کابینه دولت مستعفی لبنان که نزدیک به حزب‌الله بود، سلام سیدحسن نصرالله را به مکرون رساند.

    حزب‌الله و ایران به خوبی خود را از موج این اتفاق بیرون کشیدند و این اتفاق مبارکی بوده که تا اینجا افتاده است. مکالمه آقای روحانی با آقای مکرون نیز بسیار به جا و مناسب بود. آقای ظریف هم روز گذشته به لبنان رفته و با طرف‌های درگیر در مسأله ملاقات کرده است.

    مطمئنم که لبنان وارد جنگ تازه ای نخواهد شد. زیرا زمینه برای چنین جنگی مهیا نیست. البته امیدوارم که دولت ایران، وزیر امور خارجه یا نماینده ای را به فرانسه بفرستد و حلقه تدبیر خود را درخصوص لبنان کامل کند.

    دلیل سفر اخیر ظریف به لبنان

    *دستاورد سفر اخیر آقای ظریف به لبنان را چگونه ارزیابی می کنید؟

    جمهوری اسلامی ایران نیز مانند همه کشورهای دنیا که وقتی زلزله ای رخ می دهد یا بحران خاصی به وجود می آید، به کمک کشور آسیب دیده می روند، وزیر امور خارجه خود را به لبنان فرستاد تا هر کمکی از دست ایران برمی آید انجام شود.

    در ایران نیز وقتی زلزله یا حادثه ای رخ می دهد از آمریکا هواپیمای کمک می نشیند، چه رسد به کشورهای دوست که حجم کمک از جانب آنها بسیار زیاد است. این عرف بین الملل است که در همان اولین ساعات وقوع حوادث و بحران‌ها در کشوری، کشورهای دیگر کمک‌های خود را برای آن ارسال کنند. حتی کشورهای متخاصمی مانند آمریکا در قضایای اخیری که در ایران به وجود آمد می خواستند کمک کنند، اما ایران قبول نکرد.

    عرف این گونه است که نماینده کشورها به کشور آسیب دیده سفرکنند

    بنابراین عرف این گونه است که نماینده ای از کشورها در منطقه آسیب دیده حضور پیدا کند. فرانسه علاوه بر رئیس جمهورش، وزیر دفاع خود را به لبنان فرستاد. وزرای خارجه کشورهای عربی نیز به لبنان رفتند. وزیر خارجه ایران نیز تقویت دولت موقت لبنان را در دیدارش با رئیس جمهور، نخست وزیر و همتای سیاسی خود در لبنان خواستار شده است.

    دیگر مسأله مطرح شده از سوی آقای ظریف درباره اهدای کمک مردم ایران به لبنان بوده و تا جایی که می دانم ایشان حتی با کسانی که هم پیمان ایران محسوب می شوند، ملاقات نداشته است.

    خبر رسید که پیش نویس قطعنامه ظالمانه آمریکا علیه ایران در شورای امنیت تنها دو رای مثبت آورده است. شاید یکی از دستاوردهای سفرهای خارجی از سوی مسئولین دیپلماسی کشور این است که توطئه‌های دشمنان را خنثی می کند.

    کمک‌های ایران به حزب‌الله لبنان قطع شده است

    *رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور دائما به کمک‌های ایران به حزب‌الله اشاره می کنند و برخی مردم نیز به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی موضعی نامناسب نسبت به این کمک‌ها دارند، نظر شما در این رابطه چیست؟

    بحث دیپلماسی فعال و سیاست خارجی ای که بتواند در عصر ما دوام آورد، در همه جای دنیا این گونه است که دولت‌ها در خارج از مرزها، همفکران، یاران و کسانی را که همسو با سیاست‌های خود هستند تقویت می کنند. مگر عربستان، امارات متحده عربی، قطر و ترکیه نیستند که تلاش می کنند در کشورهای نزدیک به خودشان و حتی دورتر نظیر لیبی، برای افزایش اقتدار خود یارانی دست و پا کنند؟

    معلوم است که جمهوری اسلامی هم استثناء نیست و حزب‌الله یکی از نیروهایی است که می تواند در پیشبرد مسائلی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم آمده، یاری رساند. اینکه هزینه‌ها در چه سطحی بوده و آیا ادامه دارد یا خیر، مهم است. باید بگویم که کمک‌های ایران به حزب‌الله قطع شده و خود حزب‌الله در حوزه‌های مختلف کارهای اقتصادی انجام داده که درآمد ناشی از آن‌ها کفاف اداره این گروه را می دهد.

    قرار هم نبوده که کمک‌های ایران همواره و همیشگی باشد. لذا این کمک‌ها قطع شده اند. امیدوارم این خبر که موثق هم هست، مردم عزیزی را که با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می کنند، قانع کند.

    سخنرانی دیروز سیدحسن نصرالله ضربه مهلکی به اسرائیل بود

    *تحلیل و نگاه شما نسبت به مواضع اخیر آقای سیدحسن نصرالله چگونه است؟

    ایشان فرد بسیار هوشمندی است و ظرایف خاصی را در به کار بردن واژه‌ها رعایت می کند. از دیشب که ایشان انگشت اتهام را به سمت اسرائیل برد و تهدید کرد اگر اثبات شود این انفجار کار رژیم صهیونیستی بوده، حزب‌الله مقابله به مثل می کند، بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه به تکاپو افتادند تا بگویند دست کسی در کار نبوده است.

    این سخنرانی ضربه مهلکی به اسرائیل تلقی می شود. چنانکه لگدمال شدن قطعنامه پیشنهادی آمریکا علیه ایران در شواری امنیت نیز ضربه دیگری به اسرائیل بود. پیگیری سیدحسن نصرالله بر محور سخنرانی دیروز می تواند توپ را به زمین دشمن بیندازد. زیرا پیش از این تلاش‌هایی صورت گرفته بود برای اینکه انفجار اخیر را به نیروهای خودی و حزب‌الله نسبت دهند.

    امام موسی صدر به هیچ عنوان مروج طایفه گری نبود

    *راه امام موسی صدر را تا چه اندازه مناسب وضعیت فعلی می دانید؟ زیرا برخی معتقدند که راه ایشان نیز به نوعی مروج طایفه گری در لبنان بوده است.

    مدیریت امام موسی صدر در لبنان به گونه ای بود که هیچ گاه بحث طایفه گری و فرقه‌ها پیش نیامد. او هرگز مروج چنین مسأله ای نبود. متاسفانه با اینکه کارهای زیادی در خصوص تبیین اندیشه «امام موسی صدر» صورت گرفته، ولی انگار برخی ابعاد شخصیتی ایشان هنوز نادیده انگاشته می شود.

    آقایان سیدعباس موسوی و سیدحسن نصرالله، نگاه درست و دقیقی به امنیت ملی، آرامش، رشد و ارتقاء اقتصادی کشور و همچنین ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنی دارند که از نیل تا فرات را جزو مرزهای خود می داند.

    بنابراین نباید گوش به رسانه‌های سعودی داد. همان رسانه‌هایی که می خواهند چهره خاصی از حزب‌الله جلوه دهند. حزب‌الله آنقدر عزیزان خود را از دست داده تا مسیحی‌ها و دروزی‌ها، سنی‌ها و شیعه‌ها و… عزیز بمانند. معتقدم همچنان مسیر امام موسی صدر در حزب‌الله لبنان پیموده می شود، با این تفاوت که شرایط شکننده ای حاکم است.

    اسرائیل در انفجار بیروت بیشتر از همه ترسید

    اسرائیل در ماجرای انفجار اخیر بیروت از همه زودتر و شاید بیشتر ترسید. کسانی که تلاش می کنند القاء کنند انفجار بیروت کار اسرائیل بوده به چه زبانی بگویند تحلیلگر نیستند و شناختی از منطقه ندارند؟ همین موضع گیری آقایان نصرالله، میشل عون و نخست وزیر مستعفی نشان می دهد که مسائل لبنان به سرعت حل خواهد شد. حتی ممکن است دولت دیاب مجدد بر سرکار بیاید. از این رو، هرکدام از طرفین که می توانند به خاموش شدن آتش در لبنان کمک کنند باید به صحنه بیایند.

    امیدوارم رسانه‌های ما نیز که به دلیل نوع حضور و ورود ایران در لبنان، بیشتر دیده می شوند، از جمله سایت خوب و فهیم «جماران» بتوانند تحلیل‌های درستی به زبان‌های عربی و انگلیسی برای مردم منطقه و دنیا و همچنین مردم خودمان ارائه دهند. خواهیم دید که لبنان در مرداد سال۱۴۰۰ بهتر از امروز ساخته خواهد شد. چنانچه همین امروز نیز کمک‌ها و وعده‌های بسیاری از سوی کشورهای مختلف به لبنان داده شده است.

    منبع: جماران

  • اعلام رسمی رابطه امارات واسرائیل، خوش‌رقصی انتخاباتی ترامپ است

    اعلام رسمی رابطه امارات واسرائیل، خوش‌رقصی انتخاباتی ترامپ است

    اعتمادآنلاین| علی اکبر ولایتی دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی با صدور بیانیه‌ای، عادی سازی روابط امارات متحده عربی با رژیم اشغالگر قدس را محکوم کرد.

    متن بیانیه علی اکبر ولایتی به این شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در روزهای اخیر شاهد پرده برداری از یکی از رخدادهای تأمل برانگیز و عجیب در روابط سیاسی امارات متحده عربی با رژیم نامشروع، ظالم و غاصب صهیونیست بودیم.

    پس از تشکیل دولت اشغالگر صهیونیستی در سرزمین قبله اول مسلمانان و اشغال فلسطین هرگز کسی نمی‌توانست تصور کند که دولت‌های مسلمان عربی جرأت و جسارت به رسمیت شناختن آن را داشته باشند اما با برخوردهای دوگانه برخی حکام مرتجع عربی در طول هفتاد سال، بر همه کارشناسان و خبرگان سیاسی مسجل شدکه در یک توازن نابرابر، بسیج تمامی کشورهای عربی به رهبری عبدالناصر نتوانست در طی سه جنگ میان اعراب و اسرائیل توفیقی حاصل نماید که یکی از دلایل این شکست‌ها فقدان همراهی و همکاری لازم علیه رژیم اشغالگر قدس بود به طوری که اسرائیل کوچک توانست در برابر بعضی دولت‌های عربی وابسته پیروز میدان گردد.

    البته از دیگر دلایل این ناکامی را هم می‌توان به همراهی پنهان چنین کشورهایی با سیاست‌های استعماری استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل به عنوان مهره‌های دست نشانده در خیانت به آرمان فلسطین دانست و در طی سال‌های گذشته هم برخی کشورهای مرتجع عربی دست به تلاشی ناموفق زدند که روند مبارزه استقلال طلبانه فلسطینیان را به سازش بکشانند و البته غفلت برخی از مسئولین سرشناس فلسطینی‌ها نیز تسهیل کنندهاین اقدامات جنایتکارانه برخی از سران مرتجع عرب بود.

    اما تحولات چهل سال اخیر پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ساقط شدن شاه ایران متحد راهبردی رژیم صهیونیستی و تغییر جهت راهبردی انقلاب اسلامی در حمایت از آرمان فلسطین، روند تحولات فلسطین را وارد فاز جدیدی کرد و در اوج ناباوری مسیر مقاومت معادله قدرت را به نفع ملت مظلوم فلسطین تغییر داد و برای اولین بار مقاومت فلسطین توانست دشمن صهیونیستی را در جنگ‌های ۳۳ روزه (لبنان)، ۲۲ روزه، ۸ روزه ،۵۱ روزه و… شکست دهد و برای اولین بار شرایط فلسطینی‌ها بر اسرائیل تحمیل شود و روند پیروزی‌ها روز به روز بیشتر و گسترده‌تر گردد اکنون با مدیریت آمریکایی و انگلیسی و صهیونیستی، چهره‌های نفاق در حمایت از آرمان فلسطین به تدریج کنار زده شد و به تدریج نیات واقعی و شوم آنان برملا گردید.

    برقراری روابط رسمی دولت امارات با اسرائیل و عادی سازی آن، شکست قبح روابط اعراب و اسرائیل، پشت کردن به آرمان فلسطین، خیانت به امت اسلامی، تأیید ظلم و ستم علیه مردم مظلوم فلسطین، زدن خنجر جفا بر ستون فقرات مقاومت و تغییر توازن قدرت به نفع رژیم صهیونیستی و … است، در حالی که بررسی تحولات هفتاد سال گذشته همچون حمایت‌های علنی شاه مخلوع ایران، انورسادات، حسنی مبارک، بن علی و… بیانگر شکست از پیش تعیین شده برقراری روابط با رژیم صهیونیستی است که همکاری با دشمن اسلام و مسلمانان و همراهی کردن با کفار و مشرکین بر اساس سنت الهی، نتیجه‌ای جز خواری و ذلت به دنبال نخواهد داشت.

    پس از شکست مفتضحانه طرح معامله قرن و ناکامی آمریکا و ایادی آن در به زانو درآوردن مقاومت در ایران، عراق، سوریه، لبنان و یمن، سازش کنونی در واقع کنار رفتن نقاب از چهره نوکران آمریکا در منطقه است و آنچه اماراتی‌ها انجام دادند خوش خدمتی و خوش رقصی انتخاباتی به ترامپ و نتانیاهو در این شرایط و زمان است.

    البته تا زمان برگزاری انتخابات در آمریکا دور از انتظار نیست که این گونه نمایش‌های تبلیغاتی توسط عمال و نوکران دست نشانده در منطقه ادامه یابد و بی تردید آمریکا و اسرائیل هم سرمایه‌های این سازشکاران و ملل دربند را به تاراج خواهند برد و هم عزت و آبرویشان را لگدمال نقشه‌های شیطانی و شوم خود خواهند نمود و این گونه سازش‌ها، دشمن صهیونیستی را جری تر خواهد کرد و با هر توافقی جنایات و اشغالگری بیشتری را در منطقه رقم خواهد زد.

    بدیهی است آثار و پیامدهای چنین اقدام ننگین و شرم آوری چیزی جز انزوا، دور شدن از امت اسلامی، جدا شدن توده‌های مردم و بیداری اسلامی مردم منطقه و تسریع اضمحلال و فروپاشی رژیم صهیونیستی نخواهد بود.

    مجمع جهانی بیداری اسلامی ضمن محکوم کردن این خیانت آشکار و نابخشودنی به آرمان فلسطین، ملت‌های عربی و امت اسلامی، از همه دولت‌های اسلامی و ملت‌های مسلمان می‌خواهد با مردود دانستن چنین اقدام موهنی با تمامی مساعی خویش تا پیروزی نهایی آرمان فلسطین که همان اضمحلال و سقوط دولت غاصب صهیونیستی است از هیچ کوششی دریغ ننمایند و قطعاً فلسطین به یاری خداوند متعال با همبستگی و احیای سنت‌ها و ارزشهای اسلامی توسط ملت‌های بیدار و علمای بزرگ و دلسوزان امت اسلامی، از نهر تا بحر آزاد خواهد شد و پیروزی نهایی از آن ملت فلسطین خواهد گردید

    علی اکبر ولایتی

    دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی

    منبع: مهر

  • طرح سهمیه‌بندی بنزین، دستاورد مجلس دهم است که در مجلس یازدهم به بار می‌نشیند

    طرح سهمیه‌بندی بنزین، دستاورد مجلس دهم است که در مجلس یازدهم به بار می‌نشیند

    اعتمادآنلاین| مشاور رئیس مجلس دهم گفت: باید با اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین باید یک بار برای همیشه تعارف را کنار بگذاریم و شرایط را به گونه‌ای مدیریت کنیم تا یارانه به سمت اقشار نیازمند و محروم هدایت شود.

    طرح سهمیه‌بندی بنزین سرانه خانواده در حالی طی روزهای اخیر از سوی هیات‌رئیسه مجلس یازدهم اعلام وصول شد که پیش از این مجلس دهم با تدوین طرحی کارشناسی و دقیق تلاش‌هایی جدی و پیگیرانه برای به ثمر رساندن آن را در دستور کار خود قرار داده بود، تلاش‌هایی که البته به گفته برخی در پی مخالفت دولت به نتیجه نرسید و ناکام ماند.

    با این حال شواهد حکایت از آن دارد که مجلس یازدهم طرح سهمیه‌بندی بنزین سرانه خانوار، باقیمانده از مجلس قبل را به منظور اصلاح روند جاری در سهمیه‌بندی بنزین، توسط تعدادی از نمایندگان مجلس یازدهم بازنویسی کرده و در دستور کار خود قرار داده است.

    موضوعی که منصور حقیقت‌پور مشاور رییس مجلس دهم هم بر آن صحه گذاشته و می گوید: شاکله اصلی و کلیه مباحث کارشناسی طرح سهمیه‌بندی بنزین در مجلس دهم طرح‌ریزی شد.

    وی با بیان اینکه اراده قطعی ریاست مجلس دهم بر پیاده‌سازی و اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین بود می افزاید: بر همین اساس بود که دکتر لاریجانی کمیسیون انرژی و مرکز پژوهش‌های مجلس دهم را مامور انجام کار کارشناسی روی طرح سهمیه‌بندی بنزین کرد که در نتیجه آن طرحی پخته و جامع تدوین شد و خوشبختانه امروز هم در دستور کار نمایندگان مجلس یازدهم قرار گرفته است.

    حقیقت‌پور با بیان اینکه مجلس دهم با نگاه گسترش عدالت اجتماعی، طرح سهمیه‌بندی بنزین سرانه خانوار را در دستور کار خود قرار داد، تاکید می کند: به طور قطع این طرح که دو مجلس دهم و یازدهم بر آن اتفاق نظر دارند، با توجه به کار کارشناسی انجام شده روی آن به عدالت نزدیک تر بوده و همه باید بعد از تبدیل شدن این طرح به قانون به آن تمکین کنند.

    مشاور رئیس مجلس دهم اجرای این طرح را گامی در جهت حذف قاچاق سوخت و بی عدالتی در توزیع یارانه انرژی می داند و می گوید: به طور قطع با اجرای این طرح گروه‌های محروم و آسیب‌پذیر از ظرفیت‌های سرمایه‌ای نظام بهره‌مند خواهند شد، واقعیت آن است که ما با اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین باید یک بار برای همیشه تعارف را کنار بگذاریم و شرایط را به گونه ای مدیریت کنیم تا یارانه به سمت اقشار نیازمند و محروم هدایت شود؛ رسالت ما کمک به طبقات محروم و مستضعف است اما بعد از گذشت ۴۰ سال از پیروزی انقلاب، عملکرد ما به گونه‌ای بوده که امروز طبقه محروم از عملکرد مسئولان راضی نیستند؛ بنابراین باید رویه فعلی اصلاح شود.

    حقیقت‌پور با تاکید بر اینکه همه باید به اجرای قانون سهمیه‌بندی بنزین سرانه خانوار تمکین کنند گفت: همه باید موظف به اجرا باشند و این طور نباشد که مانند تجربه گذشته وزارت نفت، کارت‌های هوشمند اجرا نشود و خسارتی بزرگ به نظام وارد آید.

    مشاور رئیس مجلس دهم با بیان اینکه دولت می تواند نقطه نظرات و دیدگاه‌های خود را در جریان بررسی طرح سهمیه‌بندی بنزین سرانه خانوار به مجلس ارائه دهد می گوید: این طرح می تواند ظرف یک سال به صورت آزمایشی اجرا شده تا اگر اشکالاتی در برقراری عدالت مشاهده شد، ایرادات برای سال بعد مرتفع شود. با همه این تفاسیر جای بسی خرسندی است که نتیجه کار کارشناسی و پژوهشی و چارچوب بندی طرحی که در مجلس دهم مطالعه و آماده سازی شده بود امروز برای تصویب نهایی در دستور کار مجلس یازدهم قرار گرفته تا با اختصاص سهمیه به هر فرد شاهد تحقق عدالت اجتماعی باشیم.

    منبع: ایلنا

  • لازم شد با پوتین صحبت کنم

    لازم شد با پوتین صحبت کنم

    لازم شد با پوتین صحبت کنم

     

    اعتمادآنلاین| اعتراضات گسترده‌ای پس از پیروزی مجدد لوکاشنکو در انتخابات ریاست جمهوری بلاروس به راه افتاده و ده‌ها هزار تن که او را به تقلب متهم می‌کنند، به خیابان‌ها آمده‌اند.

    براساس گزارش آژانس خبری دولتی «بلتا»، الکساندر لوکاشنکو، رئیس جمهوری بلاروس گفت: لازم است با ولادیمیر پوتین (رئیس جمهوری روسیه) تماس گرفته و با او صحبت کنم چون این وضعیت دیگر یک تهدید تنها علیه بلاروس نیست.

    او افزود: امروز دفاع از بلاروس کمتر از دفاع از کل اوضاع، وحدت این کشور و موارد دیگر نیست… آنهایی که در خیابان‌ها پرسه می‌زنند، این را درک نمی‌کنند.

    اظهارات تازه لوکاشنکو در شرایطی مطرح می‌شود که رهبران بالتیک از بلاروس خواستند تا انتخاباتی «آزاد و عادلانه» برگزار کند.

    نخست وزیران استونی، لتونی و لیتوانی امروز از بلاروس خواستند تا انتخابات «جدید آزاد و عادلانه» برگزار کند. این رهبران پس از دیدار در استونی در بیانیه‌ای گفتند، انتخابات جدید باید با مشارکت ناظران بین‌المللی و شفاف برگزار شود.

    پیروزی قاطع لوکاشنکو در یکشنبه پیش با اتهام تقلب از سوی معترضان همراه شده و اتحادیه اروپا جمعه اولین گام در راستای اعمال تحریم‌های جدید علیه بلاروس بر سر این مساله را برداشت.

    سوتلانا تیخانوفسکایا، نامزد ریاست جمهوری اپوزیسیون بلاروس که سه‌شنبه گذشته به لیتوانی گریخت، خواستار اعتراضات بیشتر و بازشماری آراء شده است. روز جمعه، ششمین روز از اعتراضات خیابانی متوالی علیه لوکاشنکو بود.

    لوکاشنکو که با بزرگترین چالش برای حاکمیتش طی ۲۶ سال حضورش در قدرت مواجه شده است، به مردم هشدار داده تا در خانه بمانند و برای آنچه انقلابیون تحت حمایت خارجی توصیف کرد، «خوراک توپ» نشوند.

    در همین حال، رهبران حوزه بالتیک از بلاروس خواستند تا از خشونت خودداری کرده و زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتی را آزاد کند.

    منبع: ایسنا

  • ایران به تعهداتش عمل نمی‌کرد، رأی‌های‌ شورای امنیت کاملاً برعکس بود / رأی شورای امنیت پیام مهمی برای توافق مطلوب برجام دارد

    ایران به تعهداتش عمل نمی‌کرد، رأی‌های‌ شورای امنیت کاملاً برعکس بود / رأی شورای امنیت پیام مهمی برای توافق مطلوب برجام دارد

    ایران به تعهداتش عمل نمی‌کرد، رأی‌های‌ شورای امنیت کاملاً برعکس بود / رأی شورای امنیت پیام مهمی برای توافق مطلوب برجام دارد

     

    اعتمادآنلاین| سعید شمس- رأی «نه» اعضای شورای امنیت به درخواست ایالات متحده آمریکا برای تحریم‌ تسلیحاتی جمهوری اسلامی اتفاقی بود که شاید چند سال قبل امری محال تصور می‌شد؛ اما شکست آمریکا در تصویب طرح تمدید تحریم تسلیحاتی ایران در شورای امنیت باعث شد این سوال پیش ‌آید که دلیل ناکامی این کشور برای تحدید چندباره ایران چیست؟

    امیرعلی ‌ابوالفتح، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این ‌باره اظهار داشت: برای هیچ کسی قابل باور نبود که پیشنهاد ‌آمریکا رأی نیاورد و آمریکایی‌ها نتوانند ۹ رأی داشته باشند‌، چون پیش‌نویس اولیه را از آنجا که می‌دانستند رأی ندارند تقلیل دادند و در هفت هشت صفحه و پنج بند ارائه کردند؛ یعنی متن را از طریق مذاکره با برخی از کشورهای عضو شورای امنیت تغییر داده بودند و به نظر می‌رسید با اعمال تغییرها ۹ رأی کسب کنند تا در نهایت به وتوی روسیه و چین برسند.

    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: تاکید می‌کنم، باورپذیر نبود از بین این همه کشورهای ریز و درشتی که در شورای امنیت هستند و اتفاقاً برخی‌ از آنها با ایالات متحده رابطه‌ای نزدیک دارند،‌ فقط کشور کوچکی به نام جمهوری دومینیکن بخواهد با آمریکا همکاری کند و حتی کشورهایی چون بلژیک و استونی هم به آمریکایی‌ها «نه» بگویند. این رأی‌گیری در حالی چنین نتیجه‌ای در بر داشت که همه منتظر بودند کار به وتوی روسیه و چین بکشد.

    او تصریح کرد: درباره چرایی چنین اتفاقی می‌توان گفت این مساله به رویکرد ترامپ از شروع کاخ سفیدنشینی‌اش ربط پیدا می‌کند. در واقع آمریکای ترامپ با جهان در تقابل است و دقیقاً به همین دلیل کاخ سفید از این پس هم باید در انتظار چنین موقعیت‌هایی باشد. همچنین می‌توان گفت، این رأی پیام مهمی برای توافق مطلوب برجام دارد؛ به این معنی که اگر ایران به تعهداتش عمل نمی‌کرد، احتمالاً رأی‌های اعضای شورای امنیت کاملاً برعکس بود.

    ابوالفتح سپس توضیح داد: بنابراین می‌توان گفت برجام هنوز هم مطلوب است و ماندن ایران در این توافق باعث برچیده شدن تحریم‌های تسلیحاتی خواهد شد. با این توضیح که تحریم تسلیحاتی ایران برای آمریکایی‌ها به قدری مهم است که غرور، حیثیت و آبروی خود را در میان آورده‌اند و حتی حاضرند در نظام بین‌الملل تنها بمانند ولی ایران به لحاظ تسلیحاتی تحریم باشد.

    او ادامه داد: درباره اینکه توافق هسته‌ای چه چالش‌هایی پیش رو خواهد داشت باید گفت،‌ آمریکایی‌ها قول داده‌اند مسیرشان را در هر شرایطی ادامه دهند و در این مرحله ماشه را فعال خواهند کرد، اما اینکه چقدر به توفیق برسند و کشورهای دیگر را چطور با خودشان همراه کنند مساله‌ای مبهم است.

    امیرعلی ابوالفتح در پایان گفت: «نه» اعضای شورای امنیت را نباید نشانه‌ای از انزوای ایالات متحده در نظام بین‌الملل تلقی کنیم؛ در واقع جهان فقط در موضوع توافق هسته‌ای تصمیم گرفت با آمریکا همراهی نکند.

    چکیده گفت‌وگو با امیرعلی ابوالفتح

    -قابل باور نبود که پیشنهاد ‌آمریکا رأی نیاورد

    -آمریکای ترامپ با جهان در تقابل است

    -همه منتظر بودند کار به وتوی روسیه و چین بکشد

    -جهان فقط در موضوع توافق هسته‌ای تصمیم گرفت با آمریکا همراهی نکند