نویسنده: اعتماد آنلاین

  • انتخابات آمریکا | بی‌اخلاقی در مناظره اتفاقی نبود که برای آمریکایی‌ها بی‌‌سابقه باشد

    انتخابات آمریکا | بی‌اخلاقی در مناظره اتفاقی نبود که برای آمریکایی‌ها بی‌‌سابقه باشد

    انتخابات آمریکا | بی‌اخلاقی در مناظره اتفاقی نبود که برای آمریکایی‌ها بی‌‌سابقه باشد

     

    اعتمادآنلاین| جو بایدن و دونالد ترامپ در اولین مناظره انتخاباتی رویکردی تهاجمی از خود نشان دادند تا بیننده‌های این گفت‌وگوی چالشی به این نتیجه برسند که ایالات متحده در نوامبر ۲۰۲۰ به استقبال انتخاباتی داغ و مملو از چالش می‌رود.

    علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این ‌باره اظهار داشت: اولین مناظره بایدن و ترامپ در درجه اول نشان داد آمریکا دچار دوقطبی‌ای شدید و عمیق شده است. این دوقطبی از این حکایت دارد که اقلیتی ثروتمندِ صاحب صنایع با تعصبات شدید مذهبی‌ که نومحافظه‌کاران افراطی خوانده می‌شوند و از مسیحیان صهیونیست هستند، برابر اکثریتی که بیشترشان را سیاهپوستان و لاتین‌تبارها تشکیل می‌دهند قرار گرفته است.

    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: نکته دیگر مناظره که از آن تحت عنوان بی‌اخلاقی یاد می‌شود اتفاقی نبود که برای آمریکایی‌ها بی‌‌سابقه باشد؛ یعنی ترامپ سعی داشت با قطع کردن صحبت‌های بایدن اثر سخنانش را کم کند، این رفتار ترامپ هم به این دلیل بود که در چنته پاسخ‌هایی قانع‌کننده برای پرسش‌های رقیب نداشت. به عنوان مثال ترامپ برای مسائلی که بایدن درباره شرایط کرونایی یا شورش‌های اجتماعی مطرح کرد جواب نداشت و به همین خاطر با سیاست زورگویی به اظهارات بایدن واکنش نشان داد.

    او توضیح داد: در چند ساعت گذشته خیلی‌ها این‌طور اظهارنظر کرده‌اند که مناظره برنده‌ای نداشته است، این در حالی است که در مناظره اول مرسوم است به مسائل داخلی پرداخته شود و مشخصاً بایدن در مسائل مربوط به امور داخلی در افکار عمومی کشورش از مقبولیت بیشتری نسبت به ترامپ برخوردار است.

    این تحلیلگر مسائل بین‌الملل ادامه داد: درباره تاثیر مناظره روی رأی‌های خاکستری باید گفت، این گفت‌وگوی چالشی در حدی نبود که بتواند روی رأی‌های توأم با تردید اثر بگذارد. اما از آنجا که رأی‌های جمهوری‌خواهان در هر شرایطی ثابت است، می‌توان گفت تنفر گروهی از آمریکایی‌ها می‌تواند رخدادهای مناظره اول را به نفع جو بایدن رقم بزند.

    علی بیگدلی در پایان گفت: حالا آمریکایی‌ها و مردم بسیاری از کشورهای جهان در انتظار مناظره‌های بعدی هستند و می‌توان گفت تعداد هواداران بایدن در دنیا حتماً بیشتر از کسانی است که منتظر ماندن دونالد ترامپ در کاخ سفید هستند.

    چکیده گفت‌وگو با علی بیگدلی

    آمریکا دچار دوقطبی‌ای شدید و عمیق شده است

    ترامپ با سیاست زورگویی به اظهارات بایدن واکنش نشان داد

    ترامپ با قطع کردن صحبت‌های بایدن سعی داشت اثر سخنانش را کم کند

    بایدن مقبولیت بیشتری نسبت به ترامپ دارد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • کاهش ارزش پول ملی بزرگ‌ترین بی‌عدالتی است

    کاهش ارزش پول ملی بزرگ‌ترین بی‌عدالتی است

    کاهش ارزش پول ملی بزرگ‌ترین بی‌عدالتی است

     

    اعتمادآنلاین| گفته می‌شود، آگاهی بزرگ‌ترین فضیلت در همه اعصار است و در نقطه معکوس هم جهل بزرگ‌ترین منکری است که ممکن است فرد یا جامعه‌ای با آن مواجه شود. بر اساس این الگو، گزاره‌های اقتصادی و رسانه‌ای ما اگر منتج به افزایش آگاهی عمومی شود، فضیلت است و اگر منجر به گسترش جهل و ناآگاهی شود، خسارت بار است. اگر قرار باشد در حوزه‌های مختلف اقتصادی یک بخش و حوزه‌های را به عنوان بخش کلیدی در اقتصاد کشور معرفی کنیم باید مساله ارز را واجد یک چنین جایگاهی تصور کنیم.

    مساله‌ای که تبعات هر نوع تکانه‌ای در آن به سرعت سایر بازارهای اقتصادی را درگیر خود می‌سازد و باعث بروز مشکلات فراوان در اقتصاد و معیشت خانواده‌ها می‌شود. اگر این پرسش طرح شود که مساله اساسی ما چه مسائلی است؛ مساله ارز اهم این مسائل است که در حوزه امنیت ملی، امنیت معیشتی و… اثرگذار است. در عین حال معتقدم گفتمانی که در خصوص این حوزه تاثیرگذار در کشور وجود دارد؛ گفتمانی مبتنی بر واقعیت و حقیقت موضوع نیست. در شرایطی که رسانه‌ها عادت کرده‌اند تا هر روز مثلا تیتر بزنند که ارز ۱۰درصد گران شده، باید تیتر بزنند که ارزش پول ملی کشور ۱۰در صد کاهش پیدا کرده، این انحراف ساده باعث شده تا افکار عمومی متوجه اهمیتی که این موضوع دارند نشوند. در واقع با هر تکانه‌ای که در بازار ارز بروز می‌کند ارزش پول ملی به همان اندازه دچار مشکل می‌شود.

    این مشکل برای اقشار حقوق‌بگیر، ابعاد و زوایای اثرگذار‌تری ‌دارد. این اتفاقات جدای از این اینکه فقرا را فقیر‌تر می‌کند؛ طبقه‌ای را در فضای عمومی کور ایجاد می‌کند که به آن شاغلین فقیر می‌گویند. یعنی جماعتی که بدلیل سوءمدیریت‌هایی که نظام سیاسی در خصوص راهبردهای اقتصادی داشته، آرام آرام از دایره شاغلین بدهکار در دایره شاغلین فقیر قرار می‌گیرند. شاغلانی که هرچند کار می‌کنند، ارزش افزوده می‌آفرینند و تلاش می‌کنند اما وجهی که بابت خدمات و فعالیت‌های خود دریافت می‌کند، در اثر تکانه‌های بازار ارز و کاهش ارزش پولی نمی‌تواند هیچ بهره‌ای از کار و پول خود ببرد. چون هرماه که می‌گذرد، بیشتر ارزش این پول کاهش کمی یابد و از سوی دیگر هر ماه هم بر قیمت اقلام مصرفی مردم افزوده می‌شود.

    این معادله چند مجهولی درنهایت فرد را از منظر طبقاتی دچار نزول می‌کند و آرام آرام در زمره شاغلین فقیر قرار می‌دهد. با این مقدمات معتقدم اولین گام برای درک شرایط دشواری که در بطن آن قرار گرفته‌ایم این است که گفتمانی متناسب با این دوران به کار ببریم .این تغییر گفتمان باعث می‌شود تا مردم، رسانه‌ها و فعالان اقتصادی متوجه واقعیت شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند بشوند و این آگاهی بخشیدن مهم‌ترین اولویت امروز و همه ایام کشورمان است. من علاقه ندارم از حوزه‌ای خاص انتقادات مصداقی داشته باشم، اما هرگز فراموش نمی‌کنم که آقای رییس‌جمهوری در یکی از برنامه‌های تلویزیونی‌شان با موضوع ارز اشاره کردند که دوستان ما با حرارت استدلال می‌کردند که افزایش نرخ ارز باعث افزایش تولید، اشتغالزایی و صادرات می‌شود، بعد آقای رییس‌جمهوری ادامه دادند که ما دیدیم ارز از ۴هزار تومان رفت بالا، ۸هزار تومان شد؛ ۱۰هزار تومان شد، ۱۵، ۱۶، ۱۷هزار تومان و… اما نه تولیدمان رشدی را تجربه کرد، نه در زمینه اشتغالزایی تحولی صورت گرفت و نه صادرات کشور با رشد فزاینده روبه‌رو شد.

    این اظهارنظر صادقانه رییس‌جمهوری نشان‌دهنده نگاهی است که طی سال‌های اخیر در خصوص ارز وجود داشته است. این‌طور قبلا هم در جریان گفت‌وگو با «تعادل» اشاره کردم که موضوع کاهش ارزش پول ملی از طریق تکانه‌های ارزی از جمله مهم‌ترین محورهایی است که ترامپ و‌ دارودسته‌اش در کاخ سفید و… دنبال می‌کنند تا کشور را ناچار به تسلیم کنند. اما در حالی که راهبرد دشمن مشخص است، ما در داخل کشورمان هنوز نتوانسته‌ایم اهمیت تصمیم‌سازی‌های آگاهانه در این خصوص را درک کنیم و راهبردهای لازم برای مقابله با آن را تدارک ببینیم. در تحلیل‌هایی که در خصوص بازار ارز ارایه می‌شود به‌جای توجه به عوامل و متغیرهای بنیادین به موضوعاتی سطحی و ثانویه اشاره می‌کنند که تحت تاثیر این عوامل بنیادین ایجاد شده‌اند . در حالی که همانطور که اشاره کردم بیش از هر عامل دیگری نیازمند تغییر در گفتمان و تغییر در رویکردهایمان هستیم. شرایط به گونه‌ای شده که عده‌ای اندک به ثروت‌های بادآورده و ناگهانی دست پیدا کرده‌اند و عده کثیر دیگر برای معیشت روزانه خود دچار مشکل شده‌اند. در این فضا به مساله ارز نباید صرفا اقتصادی نگاه کرد و اعلام کرد که نقدینگی از این بازار به آن بازار رفته بعد ارز گران شده!این تحلیل که در حد مهدکودک‌های اقتصادی هم نیست؛ طبیعی است که یک چنین فرآیندهایی در بازارها وجود دارد؛ این وطیفه نظام سیاسی و حاکمیت‌هاست که با استفاده از راهکارهای موثر اقتصادی جلوی تبعات مخرب این دگرگونی‌ها را بگیرد.

    با استفاده از ابزارهای مالیاتی و نظارتی تلاش می‌کند تا همواره تولید را به عنوان سودآورترین بخش اقتصادی معرفی کند و برای کسانی که مایل به رفتارهای سوداگرانه هستند؛ الگوهایی مثل مسابقات اسب دوانی و شرط‌بندی‌ها و… را ایجاد کرده تا رویکردهای سوداگرانه خود را در این حوزه‌ها دنبال کنند. اما در کشور ما به سادگی برای سوداگران فضا مهیا می‌شود تا طول و عرض بازار مسکن را به هم بدوزند، بازار ارز را آشفته سازند و نهایتا معیشت مردم را با مشکل مواجه کنند. ما اجازه می‌دهیم تا نقدینگی هر کاری که دوست دارد با اقتصاد و معیشت ما بکند و هر بلایی که خواست بر سر بازارها بیاورد. مجلسی که این روزها اخبار حاشیه‌ای زیادی درخصوص آن منتشر می‌شود، به جای صرف وقت و زمان برای موضوعات بی‌اهمیت همه توان خود را بگذارد تا مساله حفظ ارزش پول ملی را پیگیری کند.

    با این توضیحات معتقدم در خصوص ارز نیازمند تغییر گفتمانی هستیم تا افکار عمومی بداند که معنی نوسان در بازار ارز کاهش ارزش پول ملی و فقیر‌تر شدن دامنه وسیعی از اقشار مردمی است.بزرگ‌ترین بی‌عدالتی در کشور ما همین کاهش ارزش پول ملی است. افراد و جریاناتی که عنوان عدالت خواه را بر تارک خود می‌نشانند باید بدانند که بزرگ‌ترین بی‌عدالتی در کشور تحرکاتی است که برای کاهش ارزش پول ملی انجام می‌شود و اگر واقعا این افراد و جریانات در عدالتخواهی خود جدی هستند باید نسبت به کاهش ارزش پول ملی حساس باشند.

    منبع: تعادل

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات آمریکا | تقابل بایدن و ترامپ، مناظره خشم و هیاهو

    انتخابات آمریکا | تقابل بایدن و ترامپ، مناظره خشم و هیاهو

    انتخابات آمریکا | تقابل بایدن و ترامپ، مناظره خشم و هیاهو

     

    اعتمادآنلاین| رویارویی دونالد ترامپ و جو بایدن در اولین مناظره انتخاباتی به مسابقه‌ای زشت از فریادهای بلند تبدیل شد. مناظره‌ای که به گفته بسیاری از ناظران در تاریخ آمریکا بی‌سابقه بود و نه تنها به سوال‌های رأی‌دهندگان پاسخ نداد بلکه فضای سیاسی آمریکا را آشفته‌تر از پیش کرد.

    debate

    ترامپ در مناظره سه‌شنبه شب همان‌طور رفتار کرد که در چهار سال گذشته رفتار کرد: ایجاد غوغا و خشم و داستانی کامل برای تحمیل اراده خود بر روند جریانات. اما چند بخش از این مناظره بسیار حائز اهمیت بود؛ ترامپ از محکوم کردن برتری نژادی سفیدپوستان امتناع کرد. بسیاری از اظهاراتش غیرواقعی و دروغ بود و در نهایت روند رأی‌گیری پستی را زیر سوال برد.

    ترامپ سفیدپوستان نژادپرست را محکوم نکرد

    در بخشی از مناظره که به اعتراضات ضد نژادپرستی اخیر در آمریکا و خشونت پلیس مربوط بود، ترامپ با وجود پرسش مستقیم جو بایدن و کریس والاس، از محکوم کردن سفیدپوستان نژادپرست امتناع کرد و در عوض به یک سازمان راست افراطی پیامی عجیب فرستاد: «باید عقب بایستید و کنار بمانید.»

    debate

    پیامی که با استقبال گسترده این گروه تندرو در شبکه‌های اجتماعی و انتقاد شدید فعالان جنبش ضد نژادپرستی همراه بود.

    تحقیر رقیب و سخنان غیرواقعی

    گرچه اظهارات ترامپ درباره گروه‌های راست افراطی به سرعت به مهم‌ترین بخش مناظره تبدیل شد، اما او طبق معمول از روش تمسخر و تحقیر رقیب نیز استفاده کرد. نحوه ماسک زدن جو بایدن و قدرت تفکر او را مسخره کرد و اصرار داشت بایدن می‌خواهد بودجه پلیس را قطع کند، در حالی که نامزد دموکرات دقایقی قبل اعلام کرده بود چنین برنامه‌ای ندارد. به نظر می‌رسید ترامپ بیش از خود جو بایدن مشتاق است با کاریکاتور او رقابت کند.

    ترامپ در بخش دیگری از مناظره با روش همیشگی در ستایش از خود به زبان سوم‌شخص گفت: «بسیاری از فرمانداران دموکرات شما گفتند که رئیس‌جمهور ترامپ کار خارق‌العاده‌ای انجام داده است.»

    و بعد تکرار کرد: «رئیس‌جمهور ترامپ کار خارق‌العاده‌ای انجام داده است. ما انجام دادیم.»

    وقتی ترامپ در مورد سرعت در دسترس بودن واکسن، زندگی‌هایی که گویا نجات داده است و ایمنی در تجمع‌هایش صحبت می‌کرد با واکنش رقیب دموکراتش روبه‌رو شد.

    debate

    بایدن در جواب رئیس‌جمهور ایالات متحده با یادآوری رفتار او در مقابله با ویروس کرونا گفت: «اگر با توجه به همه دروغ‌هایی که در مورد کووید-۱۹ گفته لحظه‌ای به آنچه او به شما می‌گوید باور داشته باشید، اما هنوز حتی اعتراف نکرده است که می‌دانسته این اتفاق می‌افتد.»

    پس از پایان مناظره رسانه‌های مختلف آمریکا تک‌تک ادعاهای ۲ کاندیدا را مورد راستی‌آزمایی قرار دادند. همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد بیشتر سخنان ترامپ غیرواقعی و دروغ بود.

    ترامپ با تکذیب واقعیت‌هایی که برایش ناخوشایند است روز سه‌شنبه بینندگان را دعوت کرد تا نسخه دلخواه او را از وقایع دوران ریاست‌جمهوری‌اش بپذیرند.

    مناظره پر از خشم و هیاهوی ترامپ و بایدن اما در کنار ایجاد حس ناامیدی از ۲ حزب مطرح کشور موجب بروز نگرانی جدی برای آینده آمریکا نیز شده است.

    نگرانی جدی برای دموکراسی آمریکا

    تلاش ترامپ برای زیر سوال بردن نتایج انتخابات حتی پیش از آغاز رأی‌گیری به گفته توماس ال فریدمن، ستون‌نویس نیویورک تایمز، دموکراسی آمریکا را با خطر جدی مواجه کرده است.

    فریدمن معتقد است: «پرزیدنت ترامپ در هفته‌های اخیر بدون تردید روشن کرده- و در مناظره روز سه‌شنبه حتی واضح‌تر از قبل- که ۲ نوامبر در مقابل رأی‌دهندگان فقط ۲ گزینه وجود دارد- و انتخاب جو بایدن یکی از آنها نیست.

    رئیس‌جمهور به طرق مختلف به ما گفته است که یا دوباره انتخاب خواهد شد یا با این ادعا که همه برگه‌های رأی‌گیری پستی- روش سنتی که جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها را به سمت ریاست‌جمهوری رسانده و مورد استفاده خود ترامپ هم قرار گرفته- نامعتبر است، مشروعیت رأی‌گیری را زیر سوال خواهد برد.

    انگیزه ترامپ واضح است؛ در صورت عدم پیروزی در کالج الکترال، او نتایج را زیر سوال خواهد برد تا دادگاه عالی یا مجلس نمایندگان (جایی که هر یک از نمایندگان ایالت یک رأی دارند) در مورد نتیجه انتخابات تصمیم بگیرد. و ترامپ در حال حاضر در هر دوی آنها دست بالا را دارد.

    debate

    من نمی‌توانم این موضوع را واضح‌تر بگویم: دموکراسی ما در معرض خطر وحشتناکی قرار دارد؛ خطری بیشتر از زمان جنگ داخلی، خطری بیشتر از پرل هاربر، خطری بیشتر از بحران موشکی کوبا و خطری بیشتر از واترگیت.

    دوست دارم فکر کنم چنین اتفاقی در آمریکا نمی‌افتد. دوست دارم فکر کنم اما خیلی خیلی نگرانم.»

    بایدن در واکنش به سخنان ترامپ گفت: «مردم باید به سایت مربوطه بروند و رأی بدهند. رئیس اف‌بی‌آی و اطلاعات داخلی گفتند که هیچ نشانه‌ای از ناامنی وجود ندارد. باید کسان بیشتری که می‌خواهند رأی بدهند هم بتوانند این کار را انجام دهند. باید موانع را از سر راه مردم برداریم.»

    او خطاب به مردم اظهار کرد: «بروید و رأی بدهید. او نمی‌تواند جلوی شما را بگیرد. نتیجه انتخابات را هرچه باشد می‌پذیرم. اگر ما رأی را بگیریم، او باید برود.»

    در حالی که نظرسنجی‌ها از برتری عملکرد بایدن در اولین مناظره انتخاباتی می‌گوید، طبق آمار تنها ۱۰ درصد از آمریکایی‌ها هنوز تصمیم خود را نگرفته‌اند. تصمیمی که با توجه به واکنش‌ها به اولین مناظره انتخاباتی، به نظر می‌رسد انتخاب بین بد و بدتر باشد.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سوال از رئیس‌جمهور در دستور کار مجلس قرار گیرد

    سوال از رئیس‌جمهور در دستور کار مجلس قرار گیرد

    اعتمادآنلاین| سیدناصر موسوی لارگانی، عضو هیات‌رئیسه مجلس یازدهم در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی طی تذکری شفاهی گفت: سوال نمایندگان از رئیس جمهور باید هر چه سریع‌تر در دستور کار صحن علنی قرار گیرد.

    وی بیان کرد: بر اساس قانون اساسی، رئیس جمهور باید در جلسه رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی خود در مجلس حضور یابد اما وی در جلسه رأی اعتماد به وزیر صمت حضور نیافت.

    نمیانده مردم فلاورجان در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: رؤسای قوه قضائیه و مجلس از نظر جایگاه همتراز با رئیس جمهور هستند اما آنان در شرایط کرونا به سفرهای استانی هم می‌روند ولی رئیس جمهور حتی در مجلس هم حاضر نمی‌شود.

    عضو هیئت رئیسه مجلس اظهار داشت: از نظر پست سازمانی، نمایندگان مجلس همتراز با وزرا هستند و اگر خطری وجود دارد، برای نمایندگان هم این خطر مطرح است و باید به این موضوع توجه شود.

    منبع: مهر

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ایجاد ۸۸۸ هزار شغل با فعال شدن معادل غیر فعال

    ایجاد ۸۸۸ هزار شغل با فعال شدن معادل غیر فعال

    اعتمادآنلاین| دین پرست معاون اقتصادی وزیر کشوردرباره میزان فعالیت واحدهای صنعتی و معادن در کشور گفت: حدود ۱۰ هزار واحد غیر فعال در شهرک‌های بزرگ صنعتی وجود دارد و قرار است یک هزار و  ۵۰۰ از این واحدهای صنعتی دوباره احیا شود. طبق آمار رئیس شهرک‌های صنعتی سمنان، اکنون نیمی از این یک هزار و  ۵۰۰ واحد احیا شده است.

    او افزود: از مجموعه ۱۰ هزار و ۴۰۵ معدن در کشور، ۵ هزار و ۶۵۳ معدن فعال، ۴ هزار و ۴۹۵ معدن غیر فعال و ۲۵۷ معدن در حال تجهیز داریم. نسبت معادن غیرفعال به کل معادن کشور هم ۲/۴۳ درصد است.

    دین پرست گفت: اگر معادن غیرفعال در کشور فعال شوند، بیش از ۸۸۸ هزار نفر اشتغال ایجاد می‌شود که از این میزان ۱۱۱ هزار نفر شغل پایدار مستقیم و ۷۷۷ هزار نفر اشتغال غیرمستقیم ایجاد خواهند داشت.

    او در ادامه گفت: اشتغالزایی در مناطق کمتر توسعه یافته حدود ۴۱۰ هزار نفر است و نکته بسیار مهم این است که اگر معاون و واحدهای صنعتی غیر فعال راه اندازی شود، شاهد افزایش ۳۲۷ میلیون تنی محصولات معدنی خواهیم بود که این رقم ۴۵ درصد از تولید سالانه کشور است.

    معاون اقتصادی وزیر کشور گفت: بیشترین تعداد معادن غیرفعال نسبت به کل معادن در کشور به ترتیب استان البرز با ۶۶/۷، کردستان ۶۴/۸ و یزد ۶۳/۲ است. کمترین معدن غیرفعال در استان خراسان شمالی با صفر درصد است و بعد از آن خراسان شمالی با ۲/۸ و اصفهان با ۹/۹ است.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • هسته اولیه دفتر سیاسی سپاه از بند ۷ زندان قصر شکل گرفت / وحدت فکری سپاه را دفتر سیاسی ایجاد می‌کرد / نقد فرماندهی جنگ ایرادی ندارد

    هسته اولیه دفتر سیاسی سپاه از بند ۷ زندان قصر شکل گرفت / وحدت فکری سپاه را دفتر سیاسی ایجاد می‌کرد / نقد فرماندهی جنگ ایرادی ندارد

    هسته اولیه دفتر سیاسی سپاه از بند ۷ زندان قصر شکل گرفت / وحدت فکری سپاه را دفتر سیاسی ایجاد می‌کرد / نقد فرماندهی جنگ ایرادی ندارد

     

     

    اعتمادآنلاین| در ماه‌های ابتدایی سال ۶۰ درحالیکه چند ماه بیشتر از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نمی‌گذشت، برخی از مسئولان دفتر سیاسی سپاه تصمیم گرفتند به شکل مدون و جامعی، روایت‌های جنگ بخصوص در سطح فرماندهان عالی را جمع آوری کنند.

    این اقدام با محوریت مرحوم ابراهیم حاج محمدزاده رئیس وقت دفتر سیاسی سپاه صورت گرفت و این او بود که برخی از افراد را از داخل و خارج دفتر سیاسی برای انجام این کار گردهم آورد.

    بواسطه این تلاش‌هاست که امروز در سال‌های پس از جنگ، انبوهی از اسناد و روایت دست اول و مستند از کارنامه سپاه پاسداران در عملیات‌های مختلف در دسترس پژوهشگران و علاقمندان به این حوزه قرار دارد که همه آنها در مرکز اسناد و تحقیات دفاع مقدس جمع آوری شده است.

    سردار «محسن رشید» یکی از همان افرادیست که در کنار مرحوم محمدزاده در راه اندازی و غنای این مجموعه نقش محوری و موثری را برعهده داشت.

    در ادامه پرونده روایت جنگ، به گفتگو با ایشان پرداختیم که بخش عمده‌ای از این مصاحبه به تاریخ شفاهی از نحوه تشکیل مرکز روایتگری سپاه در جنگ و ادامه آن مسیر تا امروز اختصاص یافت و برخی از آنها برای اولین بار گفته شده است.

    مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

    * ممنون هستم از شما که این وقت را در اختیار ما قرار دادید. موضوع گفتگو بررسی مسئله روایتگری در دفاع مقدس است که خود حضرتعالی از نزدیک با این مسئله مانوس بودید و نقش مهمی در شکل گیری آن داشتید و ما نیز از کتاب‌ها و نوشته‌های جنابعالی بهره‌های فراوانی بردیم. در ابتدای بحث اگر مقدمه‌ای مد نظرتان هست بفرمایید تا گفتگو را آغاز کنیم.

     

    من هم تشکر می‌کنم از زحمات شما. حرف که برای گفتن زیاد است ولی چون در مورد بنده و کتاب‌های بنده صحبت کردید، آیا می‌دانید که کتاب‌های منتشر شده توسط سپاه تا دهه ۷۰ اسم نویسنده ندارند؟

    تا قبل از اینکه جنگ تمام شود، هیچ کدام از کتاب‌های مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ -که امروز نامش مرکز اسناد است- اسم نویسنده ندارد و اگر بعدا چیزی در آنجا به عنوان اسم نوشته شده، زائیده دهه بعد از جنگ است.

    همین کتاب اطلس خرمشهر در جنگ اگرچه به نام من خورده ولی افراد زیادی روی آن کار کردند.

    هسته اولیه دفتر سیاسی سپاه از بند ۷ زندان قصر شکل گرفت

    * درباره تاریخچه همین مجموعه‌ای که نام شما با آن پیوند خورده و امروز ما آن را به نام مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس می‌شناسیم و به نظرم ثبت جدی روایتگری نیز از همین مجموعه آغاز شد کمی صحبت بفرمایید که این روند چگونه شکل گرفت؟

    ما قبل از اینکه چیزی به نام مرکز تاریخ جنگ یا مرکز اسناد داشته باشیم، دفتر سیاسی داشتیم که هسته اولیه آن از بند هفت زندان قصر کلید خورد. شخص بزرگواری به نام آقای ابراهیم حاج محمدزاده داشتیم که در دوران مبارزات قبل از انقلاب شناخته شده و جزو کادرهای اصلی سازمان مجاهدین خلق بود که از یک جایی متوجه انحراف در سازمان شد و از آن فاصله گرفت. آقای محمدزاده همکلاسی مسعود رجوی بوده و کاملا آنها را می شناخت. بعد از مدتی احساس کرد این سازمان از مسائل اسلام ناب کم بهره است. برای همین از آنها فاصله می‌گیرد بطوری که هم سازمان با او قطع رابطه می‌کند و هم ساواک او را گم می‌کند.

    ما در زندان با ایشان آشنا شدیم و از کلاس‌های نهج‌البلاغه ایشان که مخفیانه برگزار می‌شد، استفاده می‌کردیم. یادم هست که از محمد حنیف‌نژاد (از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق) هم خیلی تعریف می‌کرد.

    طریقه دستگیری آقای محمدزاده هم اینطور بود که بعد از دستگیری یکی از افراد زیرمجموعه وحید افراخته، او آقای محمدزاده را هم لو می‌دهد و برای همین بازداشت می شود ولی چون ۴ سال از سازمان فاصله گرفته بود، محکومیتش ۵ سال حبس می‌شود.

    تقسیم افراد در بندهای زندان قصر بر اساس میزان محکومیت آنها بود. آقای محمدزاده به ۵ سال حبس محکوم شده بود و من هم ۴ سال حکم داشتم. برخی افراد دیگر مثل جلال قربانی هم با ما بودند که همگی محکومیت‌های زیر ۵ سال داشتیم.

    وقتی انقلاب پیروز شد، سپاه‌های مختلف شکل گرفت. یک سپاه در نگارستان هشتم با محوریت آقای غرضی بود، یک سپاه در منطقه جمشیدیه بودکه آقای محمدزاده هم آنجا بودند و یک سپاه هم با محوریت شهید محمد منتظری بود. اینها بعدا با حکمی که امام به شورای عالی انقلاب داد و حکمی که شورای انقلاب برای سپاه در اردیبهشت ۱۳۵۸ صادر کرد، مشترک شدند و این انسجام به وجود آمد ولی تقریبا تا پاییز ۱۳۵۸ سپاه، دفتر سیاسی نداشت.

    در پاییز ۵۸، آقای محمدزاده که تا آن موقع در واحد دیگری از سپاه فعالیت می‌کرد دفتر سیاسی را تشکیل داد و بچه‌هایی که در بند هفت زندان قصر با همدیگر ارتباط داشتیم را دور هم جمع کرد و هسته اولیه دفتر سیاسی سپاه را تشکیل دادند.

    البته من در ابتدا چون در مجموعه شهید چمران بودم، حضور نداشتم و آذرماه به این مجموعه پیوستم.

    از تیرماه سال ۱۳۶۰ چیزی به نام روایتگری جنگ -که البته روایتگری واژه ای است که بعدا خلق شد- کلید زده شد.

    وحدت فکری سپاه را دفتر سیاسی ایجاد می‌کرد

    * از آذر ۵۸ تا تیر ۶۰ بیش از یک سال زمان بود. در این مدت شما چه ماموریتی در مجموعه داشتید؟

    یادم نمی آید اولین سمتی که داشتم چه بود ولی اگر اشتباه نکنم مسئول امور مناطق شدم. آن موقع سپاه، کشوری بود و لشکر و تیپ و گردان نداشت. ما سعی می‌کردیم با همه استان ها ارتباط داشته باشیم که این کار، وظیفه امور مناطق بود.

    امور مناطق در دست من بود و به طور خاص بحران کردستان را دنبال می‌کردم و فکر می‌کنم از فروردین ۵۹ نفر دوم دفتر سیاسی بودم.

    * بعد از آقای محمدزاده؟

    بله، دفتر سیاسی یک شورای مرکزی داشت که مرکب بود از آقایان محمدزاده، شریعتمداری (حسین)، آقای شیخ الاسلامی و من.

    * مرحوم آقای شیخ الاسلام را می‌فرمایید؟

    نخیر، آقای بهاالدین شیخ الاسلامی؛ از ما چهار نفر، سه نفر مال بند هفت زندان قصر بودیم و فقط حاج حسین شریعتمداری از بند ابدی‌ها (بند ۶) بود.

    راس این شورا آقای محمدزاده بودند و مدیریت اجرایی آن هم با من بود و برای همین نفر دوم محسوب می‌شدم والا از لحاظ فکری، آقای شیخ الاسلامی گل سرسبد دفتر سیاسی بود.

     * کار این دفتر سیاسی دقیقا چه بود؟

    افرادی مثل آقای محمدزاده و دیگران که در سپاه مشغول بودند مثل آقایان بشارتی، محسن رضایی، رفیق دوست، جواد منصوری و مرحوم حاج عباس دوزدوزانی، بواسطه تجربیات مبارزه قبل از انقلاب، می‌دانستند امکان انسجام یک سازمان بدون وحدت فکری وجود ندارد. وحدت فکری سپاه را دفتر سیاسی ایجاد می‌کرد.

    * سازوکارش چه بود؟

    همانطور که گفتم قسمت‌های مختلف داشتیم که شامل امور مناطق، اقتصاد، سیاست خارجی و بخش خاص گروهکی می‌شد چون در آن زمان گروهک‌ها خیلی قوی بودند.

    این بخش‌ها عمدتا بر اساس منابع مختلف آشکار یا غیر آشکار هرچه گزارش می‌رسید دسته‌بندی و سازمان‌دهی و بایگانی می‌کردند و این بایگانی الآن باید در دفتر سیاسی سپاه موجود باشد.

    ما بر این اساس، هر هفته بولتنی به نام «رویدادها و تحلیل» داشتیم که این بولتن سپاه کل کشور را پوشش می‌داد. هر جای کشور می‌رفتیم چه انجمن اسلامی، چه جهادی، چه نیروهای کمیته و چه نیروهای سپاه همه حرف واحدی می زدند و این حرف واحد از این بولتن صادر می‌شد.

    با شروع جنگ، آقای محمدزاده گفتند -این عین برداشت‌هایی است که از حرف‌های ایشان داشتم- حادثه‌ای به نام جنگ اتفاق افتاده و آیندگان به این موضوع نیازمندند؛ پس بجنبیم.

    در مقطعی که ایشان این نظریه را دادند، من با اینکه تقریبا همه کاره دفتر سیاسی از نظر اجرا بودم و موتور محرکه دفتر بودم و این واگن ها را می‌کشیدم؛ ولی وقتی این را گفت، مقاومت کردم و گفتم حاجی این همه کار داریم این دیگر چیست؟

    برای همین حاجی (محمدزاده) مستقلانه عمل کرد و به سراغ آقای درودیان رفت و در واقع یک شعبه خارج از مأموریت من زد و ایشان را مستقیما درگیر این قصه کرد.

    ما (من و آقای درودیان) گاهی باهم بعضی دعواهای لجستیکی هم می‌کردیم و برای همین آقای محمدزاده تا چند ماه شخصا این قصه را مدیریت کرد.

    با شروع جنگ، آقای محمدزاده گفتند -این عین برداشت‌هایی است که از حرف‌های ایشان داشتم- حادثه‌ای به نام جنگ اتفاق افتاده و آیندگان به این موضوع نیازمندند؛ پس بجنبیم.

    در واقع باید گفت نطفه این موضوع (روایتگری جنگ) با ایده آقای محمدزاده بسته شد و بعد صورت اجرایی‌اش با دوندگی‌های آقای درودیان شکل گرفت و امثال من بعدا روی موج سوار شدیم. موج اصلی را آقای محمدزاده و آقای درودیان شروع کردند.

    البته وقتی آقای درودیان شروع به کار کرد، برخی از دوستان را به مجموعه تزریق کردیم که آن هم با فشار آقای محمدزاده و خود آقای درودیان بود.

    مثلا آقای زمان زاده را دادیم برای خرمشهر، آقای رنجبر را دادیم برای محور سوسنگرد و آقای مینو را دادیم برای محور شوش-دزفول؛ به عبارت دیگر همچنان که ما جبهه‌های عملیاتی میانی و جنوبی داشتیم، یک مسئول محور برای جنوب گذاشتیم و یکی هم برای جبهه میانی.

    نمی‌دانستیم دنبال چه گمشده‌ای هستیم

    * برای ثبت خاطرات و وقایع جنگ؟

    بله، اولین قصه‌ای که شکل گرفت، ایده شخص آقای محمدزاده بود. یکی از ویژگی‌های آقای درودیان هم این است که همیشه دوست دارد یک کار نو انجام دهد، خیلی هم پشتکار داشت و اهل ابتکار بود، برای همین آقای محمدزاده ایشان را به معرکه فرستاد.

    وقتی این کار شروع شد، آقای درودیان به سراغ آقای شمخانی رفت که در آن موقع فرمانده سپاه منطقه هشتم خوزستان بود.

    همانطور که گفتم، در محور آبادان-خرمشهر آقای زمان‌زاده، برای محور سوسنگرد-اهواز آقای داود رنجبر و برای محور شوش-دزفول آقای علی مینو را گذاشتیم. پاوه را آقای اللهیاری به عهده گرفت، محور گیلانغرب و سرپل‌ذهاب آقای اسدالله احمدی و محور مهران و میمک آقای ابوالقاسم مینو شد.

    این قصه ادامه داشت تا عملیات طریق القدس. ما در این مدت می‌دانستیم که یک گمشده‌ای را باید پیدا کنیم ولی نمی‌دانستیم این گمشده دقیقا چیست.

    خدا رحمت کند هادی نخعی را. ایشان مبدع کلمه راویگری بود. چون ما در زمان جنگ هرکجا که می‌رفتیم، می‌گفتند سیاسی‌ها آمدند. حتی در مرکز تحقیقات جنگ هم به ما می‌گفتند سیاسی و کسی ما را به عنوان راوی نمی‌شناخت. کلمه راوی ابداع آقای نخعی است که خودش از افراد بسیار موثر در این حوزه بود.

    * چه مسئولیتی داشتند؟

    مسئول  مدیریت گروه‌های دفتر سیاسی بود. یک بار آمد گفت من خودم باید بروم و راوی شوم. زمان عملیات رمضان بود و هنوز قرارگاه خاتم نداشتیم، رفت و در قرارگاه کربلا مستقر شد و به همت او بود که برای راویان جزوه آموزشی نوشته شد و اصلا من اینطور بگویم که مجموعه ۵۵ جلدی روزشمار چکیده عمر هادی نخعی است.

    ما در ابتدا خاطرات زنده از بچه‌ها جمع نمی‌کردیم چون نفهمیده بودیم که باید در کجای عملیات باشیم یا نباشیم لذا مثلا به صورت اتفاقی به یک عملیات می خوردیم. تا اینکه عملیات طریق القدس شد.

    یک روز آقای مسعود مقدم سوژه‌ای به ذهنش رسید که ضبط را بردارد و برود پای دستگاه بیسیم و صدای بیسیم را ضبط کند. این یک نقطه عطف بود تا زمان عملیات فتح المبین.

    عملیات فتح‌المبین نقطه عطف روایتگری جنگ بود

    عملیات فتح‌المبین یک طوفان در سپاه بود و محسن رضایی در فتح المبین طوفان بپا کرد. چون سپاه تا قبل از آن در واقع نظامی نبود اما محسن رضایی در فتح المبین تمام توان سپاه را به عرصه جنگ کشانید.

    فتح المبین نقطه عطف راویگری هم بود که چهره، ضوابط و بستر دیگری  پیدا کرد و این هم مدیون محسن (رضایی) است.

    * به محسن رضایی چه ربطی دارد؟

    راویان تا قبل از فتح‌المبین، موضوعات مرتبط با بعد از حادثه را جمع می‌کردند. از فتح المبین نه تنها زنده جمع‌کردند بلکه تمام برنامه‌ها را آن هم ریز به ریز ضبط کردند.

    * برنامه ها اینجا یعنی چه؟

    یعنی کجا می‌جنگند، با کدام یگان‌ها می خواهند بجنگند، سین عملیاتشان چیست، روز ر چیست، خط حد سپاه و ارتش کجاست، کدام لشکر قوی‌تر و کدام ضعیف‌تر است و چه کسی باید خط را بشکند؟ همه چیز.

    * این از طرف آقای رضایی به شما دستور داده شده بود؟

    نه، ایده متعلق به آقای محمدزاده بود و زحمت کار هم با آقای درودیان بود؛ عامل سوم این بود که ما در واحد امور مناطق، دفاترمان را در نقاط مهم تشکیل داده بودیم. مثلا آقای عبدالله درویشی مسئول دفتر سیاسی سپاه در منطقه هشت بود و آقای دکتر ظریفیان -که ما به او شفیعی می‌گفتیم- مسئول دفتر منطقه هفت در کرمانشاه شد.

    دفتر سیاسی کار روایتگری نمی‌کرد ولی ظرفیتی بود که به ما این امکان را می‌داد. شما می‌دانید که سپاه تا قبل از فرماندهی آقای رضایی، به صورت شورایی اداره می‌شد و حتی زمان فرماندهی ایشان هم مدتی شورایی بود.

    در این شورا طبیعی بود که خیلی حرف‌ها گفته می‌شد. من هم به عنوان نفر دوم دفتر سیاسی هر وقت آقای محمدزاده نمی‌رفت، در جلسات شورای مرکزی سپاه شرکت می‌کردم.

    آقای رضایی به خاطر سوابق مبارزاتی و اطلاعاتی‌اش و شم خوبی که داشت، احساس می‌کرد بچه‌های دفتر سیاسی می‌توانند در این قصه کاری بکنند. در یک جلسه که فکر می‌کنم من بودم و آقای رضایی، آقای محمدزاده و آقای درویشی، راجع به فتح المبین صحبت شد که در آنجا چه کار کنیم؟

    آقای محسن رضایی یک خطی به ما داد و تصورش این بود که شبیه آنچه عراق در ارتش خود به عنوان واحدهای توجیه سیاسی دارد ما هم کار توجیه سیاسی بکنیم. دریچه ورودی آقای محسن رضایی این بود ولی الحمدالله که این کار را نکردیم و رفتیم تاریخ جمع کردیم و اتفاقا این پیوند برقرار شد.

    برخی فرماندهان به سختی راویان را قبول می‌کردند

    من در اینجا باید بگویم که اگر محسن (رضایی) نبود امکان نداشت این کار صورت بگیرد آن هم با وجود فرماندهان یگان‌ها. فرماندهی که در شرایط جنگی، بیسیمچی‌اش را به سختی ترک موتورش می‌نشاند و می برد، چطور می‌تواند ما را تحمل کند؟ بعضی ها هم تحمل نمی‌کردند و خیلی ما را اذیت می‌کردند.

    مثلا خدا بیامرزد، احمد (کاظمی) خیلی بچه‌های ما را اذیت کرد. یا مرتضی (قربانی) اذیت می‌کرد و مثلا می‌گفت ببینم راویتان چند مرده حلاج است و اصلا مرد کار است یا نه؟ همین مرحوم حسین اردستانی را خیلی اذیت کرد. حسین اردستانی در کربلای۵ راوی مرتضی بود. می‌گفت ببینم تو که داری ضبط می‌کنی مرد جنگ هستی یا نیستی؟

    حسین خرازی هم خیلی سخت با ما رفتار می‌کرد. حتی گاهی پیش می آمد مثلا راوی ما را وسط بیابان قال می‌گذاشتند و می‌رفتند.

    ولی شهید همت تا دلتان بخواهد راه می‌آمد و همراهی می‌کرد. بقیه مثل آقای جعفر اسدی، علی فضلی و احمد متوسلیان هم خیلی با بچه‌ها کنار می‌آمدند. نوع مدیریت و فرماندهی‌شان این گونه بود.

    * حاج احمد متوسلیان هم کنار می‌آمد؟

    بله، حاج احمد متوسلیان با ما رفاقت خاصی داشت. من، حاج احمد، حاج همت، حسین شریعتمداری، حسن خداوردی، آیت الله حائری شیرازی و یک نفر دیگر که نامش در ذهنم نیست، با هم در سال ۶۰ به حج رفتیم.

    همت هم که گفتم خیلی با ما رفیق بود. البته خودشان خوب بودند و ربطی به من نداشت ولی باید قبول کرد که در آن شرایط پیچیده جنگ، تحمل راوی توسط فرماندهان خیلی سخت بود و اگر محسن رضایی ما را تحمل نمی‌کرد آنها هم ما را تحمل نمی‌کردند. برای این است که می گویم در قصه راویگری از فتح المبین به بعد، نقش محسن رضایی قطعی است.

    محسن رضایی یک پایش بود و پای دیگر، خود راوی بود. راوی بیچاره می شد. پایه سوم شخص آقای محمدزاده بود و چهارمی فرمانده یگان. هرچند حسین خرازی با ما خوب کار نمی‌کرد ولی می‌گفت مثلا اگر رخصت طلب بیاید، او را تحمل می‌کنم. احمد (کاظمی) هم می‌گفت فقط داوود رنجبر را تحمل می‌کنم و فقط او را بفرستید و کسی دیگر را قبول نمی‌کنم.

    ۲۰۰ راوی در جنگ فعالیت کردند

    * خب مگر راوی بر گردن آنها سوار می‌شد؟

    به هرحال عرض کردم، در سنگری که به زور ۲ نفر در آن جا می‌شدند، راوی آنجا چه کاره است؟ فرمانده عملیات به دنبال بیسیمچی، عنصر اطلاعاتی و پیک‌اش است که برود خبر بیاورد. حالا در این فضای محدود، یکی هم آمده اضافه شده با یک ضبط در دستش.

    این اتفاق یک واقعه‌ای بود که تا پیش از آن اصلا سابقه نداشت. مهمتر از همه این بود که یک راوی را در تمام مراحل تصمیم گیری فرماندهی کل سپاه می بردند و این فقط سپاه هم نبود، وقتی سپاه و ارتش با هم مشترکا عمل می‌کردند تمام جیک و پیک ارتش هم در آن بود. حالا اگر این لو می‌رفت، چه می‌شد؟

    یکی از افتخارات راوی‌ها همین است که در تمام طول ۸ سال جنگ، یک سر سوزن اطلاعات لو نرفت و از آن بالاتر، کار جنگ به جایی می‌رسید که اگر راویان نمی‌آمدند فرماندهان می‌گفتند بازی است (یعنی خبر جدی نیست).

    در ماجرای سوریه من یک بار گفتم اگر قاسم (سلیمانی) راوی خواست من هستم ولی قاسم راوی نمی‌خواست چون امنیت اطلاعات مهم بود؛ اما این امنیت اطلاعات در جنگ یک سر سوزن لو نرفت در صورتی که ما در فتح المبین ۴۰ راوی داشتیم و در طول جنگ ۲۰۰ راوی به کارگیری کردیم.

    * یعنی این سرمایه بزرگ متعلق به فقط ۲۰۰ راوی است؟

    بله.

    * بیشتر از این تصور می‌کردم.

    نه، مگر این که ۲۰۰ و چندتا باشد.

    * ولی  طرح و توسعه این کار که دیگر با محسن رضایی نبود. توسعه و نوع توسعه را آقای محمدزاده مدیریت می کرد درست است؟

    اول که این کار کلید زده شد، ما چیزی به نام مدیریت تاریخ جنگ نداشتیم و این موضوع کم کم شکل گرفت و به آقای درودیان واگذار شد.

    آقای درودیان چند نفر نیرو گرفتند مثل آقای زمان زاده، رخصت طلب و آقای رنجبر ولی وقتی عملیاتی پیش می‌آمد ما نفرات را از مدیریت‌های دیگر جدا می‌کردیم و می‌فرستادیم به بخش مدیریت تاریخ جنگ.

    دفتر سیاسی در آن مقطعه کلا ۴۰-۵۰ نفر نیرو داشت و بقیه را از نیروهای بسیجی می‌گرفتیم.

    یکی از افتخارات راویان همین است که در تمام طول ۸ سال جنگ، یک سر سوزن اطلاعات لو نرفت و از آن بالاتر، کار جنگ به جایی می‌رسید که اگر راویان نمی‌آمدند فرماندهان می‌گفتند بازی است.

    اگر نگاه کنید، فاصله فتح المبین تا بیت المقدس خیلی نیست. فاصله بیت المقدس تا رمضان، رمضان تا مسلم، مسلم تا محرم و… هم خیلی کم بود. در این فاصله کم، راوی باید همه آنچه ضبط کرده بود را دسته بندی و کدگذاری می‌کرد. کار خیلی سنگین بود و برای همین برخی افراد دیگر برنمی‌گشتند.

    بعد از والفجر مقدماتی، کم کم فاصله عملیات‌ها بیشتر شد و این یک فضای تنفس برای ما ایجاد می‌کرد تا اینکه عملیات بدر رخ داد.

    در عملیات بدر آقای رضایی تصمیم گرفت مدیریت تاریخ جنگ دفتر سیاسی سپاه که زیر نظر نمایندگی امام بود مستقیما زیر نظر خود فرماندهی باشد. لذا آقای محمدزاده که به نوعی مرخصی گرفته و خارج از سپاه بود را احضار کرد.

    * این که از زیر دست نمایندگی ولی فقیه به زیر دست  فرماندهی بیاید علت خاصی داشت؟

    محسن (رضایی) می‌گفت می خواهم اطلاعات راویان جنگ زیر نظر مستقیم خودم باشد و خودم این اطلاعات را مدیریت کنم.

    * از بدر تا پایان جنگ باز هم از این پیچ‌های عجیب و غریب که نقط عطفی در روند روایتگری جنگ باشد داریم؟

    نه، ولی عبور از این پیچ‌ها خودش کار سختی بود.

    * سختی‌اش چه بود؟

    سختیش این بود که مثلا من در دفتر سیاسی بودم و با آقای محمدزاده دعوایم می‌شد. ایشان می‌گفت سندهایی که جمع کردی باید به اینجا بیاوری و من گفتم ما دفتر سیاسی هستیم.

    * یعنی تعدادی از شما بعد از انتقال به زیرمجموعه فرماندهی، ماندید.

    بله، بین آقای محمدی عراقی و آقای محمدزاده و آقای رضایی و بین من و آقای عراقی حرف هایی تبادل می شد که قدری چالش ایجاد می‌کرد. البته خیلی مهم نبود ولی آن موقع مثلا یکی می‌گفت نمی‌شود این بیاید و دیگری می‌گفت باید بیاید؛ این موضوع یک سالی طول کشید.

    * تا شما جدا شدید و پیش آقای محمدزاده رفتید؟

    بله، از والفجر۸.

    * یعنی یک سال بعد.

    بله.

    * خودتان راوی کسی هم بودید؟

    نه، من فقط در والفجر۸ و والفجر ۹ راوی بودم.

    * راوی چه کسی بودید؟

    در والفجر۸ راوی آقای محسن رضایی و در والفجر ۹ راوی آقای شمخانی بودم.

    از بدر که آقای محمدزاده رئیس مرکز شد، ما دیگر خلأ راوی نداشتیم و دائما راویان ما در قرارگاه مرکزی بودند. قرارگاه مرکزی گاهی در تهران برگزار می‌شد و گاهی در منطقه بود. از بدر به بعد راویان دو ماه دو ماه عوض می شدند. من چهارم بهمن ۱۳۶۴ رفتم و شب سوم عملیات کار را تحویل حسین اردستانی دادم.

    * روایت آقای رضایی را؟

    بله، به حسین اردستانی تحویل دادم و به والفجر ۹ رفتم.

    * چرا؟

    راستش بدنم دیگر نمی‌کشید. البته من و حسین (اردستانی) شب عملیات با همدیگر بودیم چون فقط محسن (رضایی) نبود. من با محسن بودم و حسین با رحیم (صفوی). می‌خواستم یک نفسی بکشم که گفتند برو والفجر ۹. آنجا هم کسی نبود و فقط من و حسین شفیع بودیم. دو راوی بیشتر نبودیم چون سپاه به آن عملیات خیلی جدی نگاه نکرد. غیر از این دیگر راوی نبودم و عمدتا با راویان سروکله می زدم.

    حسین، احمد، همت و مرتضی عناصر کلیدی فرمانده سپاه بودند

    * همین مدت که راوی آقای رضایی بودید، نکته‌ای هست که شنیدنش برای مخاطب جذابیتی داشته باشد؟ به خصوص که والفجر۸ برای آقای رضایی عملیات خاصی محسوب می‌شود.

    من معتقدم هیچ فرماندهی در ارتش و سپاه توانمندتر از محسن رضایی نداشتیم. محسن والفجر۸ را به تنهایی اجرا کرد. دلم نمی‌خواهد اسم کسی را ببرم. مگر می‌شود کسی بگوید از این رودخانه عبور کنید؟

    البته آقا رحیم و آقای شمخانی تاج سر من هستند و به غلامعلی رشید هم قلبا ارادت دارم و جایشان محفوظ است ولی اگر محسن رضایی نبود کربلای۵، کربلای۵ نمی شد.

    من قدرت مقایسه حاج قاسم با محسن (رضایی) را ندارم. حاج قاسم تا والفجر۸ خیلی مطرح نبود.در والفجر ۸ بود که لشکر  ۴۱ یک مرتبه گل کرد و کم کم بالا آمد ولی آیا حاج قاسم با حسین خرازی در جنگ قابل مقایسه است؟ عناصر کلیدی محسن، مرتضی (قربانی)، همت، احمد (کاظمی) و حسین (خرازی) بودند و دیگر عنصر کلیدی نداشت. وقتی همت شهید شد، همین سه نفر بودند و وقتی حسین شهید شد، دو نفر شدند. اصلا هیچ کس با این چهار فرمانده قابل مقایسه نیست.

    * ببخشید ولی خیلی معروف است که حسین خرازی حتی روی حرف آقای رضایی حرف می‌زد.

    بله همینطور است، ولی وقتی نیاز به کلیدی داشت که قفل عملیات را باز کند، آن قفل به دست حسین باز می‌شد.

    * من تا به حالا فکر می‌کردم حسین خرازی و احمد کاظمی بیش از بقیه آقای رضایی را اذیت کردند.

    همین است که می‌گویید. پدر محسن را هم درمی‌آوردند ولی کلیدی بودند.

    * اگر حرف گوش ندهند چه فایده ای دارد؟

    این گونه نبود که گوش ندهند؛ اساسا نحوه فرماندهی در جنگ در سپاه یک شیوه خاص است.

    * کمی این بحث را باز می‌کنید؟ این برداشت منِ نسل دومی از همین کتاب‌های مرکز مطالعات است که خواندم که آقای رضایی از مقطعی تعدادی از بچه‌هایی که احساس می‌کند در شکستن خط مردد هستند را برای نفوذ در عمق می‌گذارد. مثلا در والفجر۸، خط دست مرتضی قربانی است و خرازی نفوذ در عمق دارد؛ تا جایی که می‌دانم. آیا مشکلی کلیدی‌تر از شکستن خط داریم؟

    نه، اینها را باید با هم جمع کنیم. هر دوی اینها بود. محسن هم می‌دانست اینها کارگشاترین و کاربردی‌ترین یگان‌ها و قوی‌ترین فرماندهانش هستند و هم می‌دانست اینها گرفتاری هستند؛ احمد (کاظمی) واقعا پدر محسن را درمی‌آورد.

    * در کتاب‌های مرکز مطالعات می‌خوانیم که در والفجر۸، احمد کاظمی تا یک ماه قبل می‌گوید من آدم ندارم، نیروهایم به مرخصی رفتند و خسته هستم و تا وقتی مثلا آقای طاهری اصفهانی به او نمی‌گوید به خط نمی‌آید.

    در والفجر۸ به جهت رعایت مسائل امنیتی، قرارگاه دیر به شبه جزیره آبادان آمد. وقتی به شبه جزیره آبادان رفتیم فکر کنم ۱۰ روز به عملیات مانده بود. در یکی از این جلسات احمد و حسین آمدند، انگار نه انگار که عملیات است! اصلا زیر بار نمی‌رفتند؛ ولی درعین حال محسن می‌دانست اینها شاه کلیدهایش هستند.

    یکی از هنرهای محسن این بود که با وجود این مقاومت ها از اینها خوب استفاده می‌کرد. محسن رضایی در این قضایا خیلی فرد شجاعی است. کاری به مسائل سیاسی امروزش ندارم. ما درباره تاریخ جنگ صحبت می‌کنم. شما می‌توانید محسن رضایی امروز را بپسندید یا نپسندید ولی او در جنگ تیزبینی‌های عجیبی داشت و با همین تیزبینی بود که کربلای۵ را پایه‌ریزی کرد. محسن از این جهات بی‌نظیر است اما گاهی ما تاریخ را با برخی مسائل قاطی می‌کنیم.

    * این یک ماهی که راوی مستقیم محسن رضایی بودید، نکته ای به نظرتان می رسد که بیان کنید؟ مثلا چطور با شما برخورد می‌کرد؟

    نکات کم نیست؛ از جمله این که یک روز وقتی من با ایشان و غلامعلی رشید بودم، برای اینکه من را قال بگذارند از کانکس بیرون رفتند. من هم سریع رفتم و شروع به ضبط کردم.

    محسن رضایی گفت این مسائل «به کلی سری» است

    *یعنی به شما گفتند نیایید؟

    نه، محسن از نظر اخلاقی خیلی رعایت می‌کرد و خیلی مودب بود. ولی به هرحال تصمیم گرفته بودند که من نباشم. با این حال من رفتم و ضبط کردم. وقتی شروع به ضبط کردم، دیگر جلوی من را نگرفت فقط گفت این «به کلی سری» است؛ آن عملیاتی بود که بعدا اسمش کربلای۴شد.

    * یعنی در بهمن ۶۴؟ یک سال قبل از کربلای۴.

    بله.

    * این را در کارهای مرکز مطالعات ندیدم. جالب بود.

    در گزارش شخصی خودم هست.

    * گزارش های شخصیتان منتشر شده؟

    نه،  البته ۲۰ روز همراه با فرماندهی را نوشتم. ازجمله این ماجرا.

    * یعنی بنا بود آن موقع این کار را انجام دهند یا برای یک سال بعد صحبت می‌کردند؟

    برای همان موقع می‌خواستند این کار را بکنند. حتی روی ناوتیپ‌ها هم صحبت کردند و اینکه مثلا از کجا حرکت کنند و از اروند خودمان را بالا بکشیم. ولی چیزی که هست اینست که جنگ ۷۵ روزه (فاو) تمام انرژی سپاه را گرفت.

    * وقتی اینها را ضبط کردید نگفت پاک کنید؟

    نه.

    * آقای رشید هم چیزی به شما نگفت؟ بدخلقی نکرد؟

    نه، اینجا بدخلقی نکرد. آقای رشید نسبت به آقای رضایی فوق العاده ارادت داشت ولی در عین حال رشید هم زیر بار والفجر۸ نمی‌رفت.

    *به نظر شما آیا الان که بیش از سی سال از پایان جنگ می‌گذرد، جنگ ناگفته دارد؟

    غیر از صبح روز قیامت هیچ پدیده‌ای نیست که ناگفته نداشته باشد.

    *منظور من ناگفته‌ای است که اگر بیان شود مسیر کلی نگاه ما را نسبت به جنگ تغییر دهد.

    نه چیزی نیست که لااقل نگاه من به ماجرا را تغییر دهد. شاید مطالبی باشد که نگاه ما را وارد جزییات بیشتری کند.

    آقای رضایی یکی از عیب‌هایش این است که مدام می‌گوید که جعبه سیاه جنگ پیش من است.خب این جعبه سیاه را رو کن.

    من معتقدم امروز غیر از محسن (رضایی)، کس دیگری نمی تواند جواب خیلی از سوالات را بدهد. اگر مرحوم آقای هاشمی زنده بود می‌توانست و یا یک قدری هم آقای روحانی چون خیلی به ایشان نزدیک بود.

    علاوه بر این، یکی دیگر از اشتباهات ما این است که فکر می کنیم اگر یک فردی در فرماندهی نظامی در جنگ آدم موفقی بود، حتما باید همه جا فرمانده باشد. نه گاهی آن آدم نمی تواند قلم دست بگیرد.

    شاید یکی مثل محسن رشید نتواند یک گروهان را به درستی مدیریت کند ولی می‌تواند بنویسد. فرمانده دیگری شاید بتواند تا ۱۰ لشکر را هم فرماندهی کند اما لزوما قلم توانمندی ندارد. چرا اینها گاهی با هم قاطی می‌شوند؟

    هرکس جنگ را روایت می‌کند باید منتظر نقد آن هم باشد

    *اگر به شما بگویند کدامیک از شبهات را باید برای افکار عمومی باز کرد به نظر شما چه موضوعی اولویت دارد؟

    من دوست ندارم به این سوال جواب بدهم چون  به طرفدارهای آن در پراکندگی شبهه کمک می‌کنم.

    من از شما یک درخواست می‌کنم. بیایید ببینید واقعاً روایت صحیح چیست؟ اصلا کاری به جنگ نداریم. نگاه علمی چه می‌گوید؟ می‌گوید شما باید راوی و منبع روایت را بشناسید و آن را راستی‌ آزمایی کنید.

    یکی از مشکلاتی که ما داریم و من راوی هم داشتم ولی خداروشکر خودم را اصلاح کردم، این است که خیال می‌کنیم آنچه که ما می‌دانیم درست است و غیر از این نیست. آقا چرا منِ راوی، راوی‌های دیگر را قبول ندارم؟ چرا منِ سپاهی، روایت ارتشی‌ها را قبول ندارم؟ من که ارتشی هستم چرا روایت فلان سپاهی را قبول ندارم؟ اینها موجب سرمایه‌سوزی می‌شود.

    ما باید قبول کنیم که اگر فلان آقای ارتشی آمد و فرمایشی کرد، منظور این نیست که این حرفی که می‌زند یعنی این پاسدار هرچی گفت غلط است. زاویه دیدش این است.

    طبیعی است آن کسی که راوی نسل سومی راهیان نور است با آن کس که راوی قرارگاه خاتم بوده، فرق دارد. روایت یک تدارکاتچی با یک توپچی متفاوت است.

    ما باید اجازه بدهیم هرکس از نگاه خودش روایت کند ولی البته منتظر نقد روایتش هم باشد. آقا بر چه اساسی این حرف را می‌زنی؟ اصلاً تو کجا بودی؟ از کدام منبع نقل می‌کنی؟ اگر هم حرف هایت ناقشی درآمد، جواب تناقضات را بده.

    اینها بحث های مهم و خوبیست و هیچکس هم نمی‌تواند متعرض آن بشود.

    باید راجع به جنگ، حرف رسمی داشته باشیم

    *به عنوان سوال آخر، آیا شما به مقوله‌ای به نام روایت رسمی و غیررسمی از جنگ معتقد هستید؟

    یکی از نکات مهم روایتگری این است که ما باید بپذیریم جنگ سطوح مختلف دارد. ما باید راجع به جنگ، حرف رسمی داشته باشیم. شما هم باید به تناسب مخاطبتان حرف بزنید و اگر قرار باشد یک نظام درباره جنگش حرف رسمی نداشته باشد پس چه کسی باید حرف بزند؟

    ولی آیا حرف رسمی قرار است همه را قانع کند؟ نه، عیبی هم ندارد. این موجب می‌شود تا دریچه های دیگر باز شود.

    حوزه فرماندهی جنگ با حوزه فرهنگ جنگ متفاوت است

    ما باید توجه داشته باشیم که حوزه فرماندهی جنگ با حوزه فرهنگ جنگ خیلی متفاوت است. اگر بخواهید در این دو ورود کنید و آنها را با هم خلط کنید موضوع قاطی می شود. آنگاه همه تعاریفی که از محسن رضایی کردیم باد هوا می‌شود.

    در تحلیل قضایای جنگ، نباید خون شهید را با قصه فرماندهی جنگ خلط کرد.

    حوادث و پدیده های جامعه، هویت ساز یک جامعه هستند. اگر این پدیده‌ها ذلیلانه باشد هویت آن جامعه ذلیلانه می شود و اگر این پدیده ها پدیده های حماسی و افتخارآمیز باشد آن جامعه به خودش می‌بالد. طوری به مسائل جنگ نگاه نکنید که اینها با هم خلط شود.

    یکی از نکات مهم روایتگری این است که ما باید بپذیریم جنگ سطوح مختلف دارد. ما باید راجع به جنگ، حرف رسمی داشته باشیم.

    نقد فرماندهی جنگ ایرادی ندارد

    فرماندهی جنگ و مدیریت جنگ جای نقد دارد. چه کسی می گوید ندارد؟ نقد کنید. البته عاقلانه این است که نقد را در فضای آکادمیک بکنند؛ مگر غیر از این است که کتاب های درسی نظامی ما نتیجه جنگ های جهانی و فلان بوده؛ پس کتاب نظامی بنویسید و مثلا بگویید اگر عبور از آب این طور بود بهتر بود یا اگر این گونه نبود بهتر بود.

    این کار را نمی‌کنند و بجایش رسانه می‌کنند. این به درد چه کسی می‌خورد جز اینکه همه سرمایه را به باد می‌دهند. باشد بدهید ولی این را با موضوع فرهنگ جنگ قاطی نکنید.

    چرا خون غواص و مظلومیت غواص را پای این مسائل خرج می کنید آن هم مسأله ای که حتی نمی فهمید چیست؟ اگر کسی هم بخواهد حالی‌تان کند حاضر نیستید بپذیرید چون یک موضوع حاد سیاسی روز را با مسائل سرمایه ملت قاطی کردید. ولی بدانید اینها سرمایه ملت است.

    منبع: تسنیم

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • در هیچ ستاد انتخاباتی فعالیت نخواهم کرد

    در هیچ ستاد انتخاباتی فعالیت نخواهم کرد

    در هیچ ستاد انتخاباتی فعالیت نخواهم کرد

     

     

    اعتمادآنلاین| غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده رشت در مجلس نهم و دهم، در خصوص عملکرد مجلس یازدهم اظهار کرد: واقعیت امر این است که نوعی خوف و رجاء از شورای نگهبان حادث می‌شود و برخی از نمایندگان در حال افزایش گستره نظارت شورای نگهبان هستند؛ شنیده‌ام قصد دارند قرارگاهی در مجلس با حضور دو عضو حقوقدان شورای نگهبان تأسیس کنند که شورای نگهبان در تنظیم آیین‌نامه داخلی مجلس هم دخالت کند؛ نمایندگان باید اقتدار مجلس را حفظ کنند؛ مجلس به اندازه کافی تضعیف شد و بیش از این جانی برای تضعیف شدن ندارد و این روندی که نمایندگان طی کرده‌اند برای افزایش گستره اختیارات سایر نهادها،‌ روند خوبی نیست.

    وی افزود: چه ضرورتی دارد که مجلس در این حد به سایر دستگاه‌ها اختیار دهد؟ قانون اساسی تکلیف هر دستگاهی را مشخص کرده است، بنابراین این عقب‌نشینی معنایی ندارد.

    جعفرزاده ایمن‌آبادی با بیان اینکه ما مجلس سنا و مجلس بالادستی نداریم، گفت: به جای اینکه ساختار را اصلاح کنند، خود را دو دستی تقدیم نهادها می‌کنند؛ شاید شما قصد نداشته باشید از اختیارات نمایندگی‌تان استفاده کنید اما برای دوره‌های بعدی مجلس هم قدرت اختیار در نظر بگیرید،‌ شاید نمایندگان بعدی قصد داشته باشند از اختیاراتشان استفاده کنند.

    این نماینده سابق مجلس درباره حملات برخی نمایندگان به دولت و شخص رئیس‌جمهور اضافه کرد: مجلس نباید شخصی برخورد کند،‌ تضعیف رییس‌جمهور معنایی ندارد بنابراین این تندروی‌ها اصلا صحیح نیست و بهتر است مجلس انرژی خود را برای مباحث اقتصادی و مسکن مردم بگذارد.

    وی در خصوص طرح اصلاح قانون انتخابات و معرفی ۵ مشاور توسط نامزدها به شورای نگهبان نیز گفت: این کار شدنی نیست هیچ شخصی نمی‌تواند از ابتدا مشاوران خود را معرفی کند؛ آیا اگر پس از تأیید صلاحیت، شخص مشاوران بهتری در نظر گرفت، مجدداً‌ باید از شورای نگهبان تایید صلاحیت بگیرد؟ انتخاب مشاور چه ربطی به شورای نگهبان دارد؟ تا زمانی که قانون اساسی به درستی اجرا نشود همه حرف‌ها و طرح‌ها باد هواست.

    جعفرزاده ایمن‌آبادی با بیان اینکه ما اصلاً‌ اخبار خوبی از مجلس نداریم، گفت: بخش اعظمی از مردم مخصوصاً در کلانشهرها در انتخابات شرکت نکردند اما در شهرهای کوچک و روستاها مردم امیدوارانه شرکت کردند و روند کار مجلس به هیچ عنوان شایسته نیست.

    نماینده رشت در مجلس نهم و دهم ادامه داد: مجلس در حال کناره‌گیری از اختیارات خود است و من احساس می‌کنم که مجلس رویه خوبی را در پیش نگرفته و مردم به سمت ناامیدی از این روش  پیش می‌روند؛ مجلس در حال خاموش کردن چراغ در رأس امور بودن است، این چراغ ‌کم‌سو شده بود و مجلس یازدهم به کلی در حال خاموش کردن آن است.

    وی به طرح‌های برخی از نمایندگان مجلس یازدهم اشاره کرد و گفت: خواهش می‌کنم شورای نگهبان پرونده نمایندگانی که چنین طرح‌هایی می‌دهند را بیشتر بررسی کند چون قطعاً دچار مشکلاتی هستند که چنین طرح‌هایی ارائه می‌دهند و هیچ یک از این طرح‌ها به صلاح و صرفه نظام نیست.

    جعفرزاده در خصوص انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نیز اظهار کرد: تمایلی ندارم در انتخابات ریاست جمهوری در ستاد‌ها ورود کنم چون فعالان ستادهای انتخاباتی خسارت می‌بینند؛ کسانی که در ستادهای ۸۸ بودند و تا قبل از فرمایشات رهبری مشغول گرم کردن فضای انتخابات بودند، در حال حاضر کجا هستند؟ با کسانی که در ستادهای آقای روحانی فعالیت کردند چه برخوردی شد؟

    وی ادامه داد: من یک رأی دارم و قطعاً همان یک رأی را خواهم داد و تصمیمی ندارم در هیچ ستادی حضور داشته باشم؛ نیازی نیست انتخابات گرم شود و کسی به گرمای انتخابات نیازی ندارد.

    این نماینده سابق مجلس گفت: در ایران انتخابات به پایان نمی‌رسد، تمام مدتی که طرف قدرت به دست دارد، مورد انتقام طرف شکست خورده است، مخصوصاً اگر شکست خورده در ارکان قدرت باشد؛ گروکشی می‌‌گمد بنابراین بهتر است که اصلاً به این موضوع ورود نکنیم و ما هم آبرو، اعتبار، جسم و جانمان را خرج نکنیم. در هیچ جلسه‌ای شرکت نخواهم کرد و در هیچ ستادی هم فعالیت نخواهم کرد.

    منبع: ایلنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • نماینده رشت در مجلس نهم و دهم

    نماینده رشت در مجلس نهم و دهم

    •  نماینده رشت در مجلس نهم و دهم

     

     

    اعتمادآنلاین| غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده رشت در مجلس نهم و دهم، در خصوص عملکرد مجلس یازدهم اظهار کرد: واقعیت امر این است که نوعی خوف و رجاء از شورای نگهبان حادث می‌شود و برخی از نمایندگان در حال افزایش گستره نظارت شورای نگهبان هستند؛ شنیده‌ام قصد دارند قرارگاهی در مجلس با حضور دو عضو حقوقدان شورای نگهبان تأسیس کنند که شورای نگهبان در تنظیم آیین‌نامه داخلی مجلس هم دخالت کند؛ نمایندگان باید اقتدار مجلس را حفظ کنند؛ مجلس به اندازه کافی تضعیف شد و بیش از این جانی برای تضعیف شدن ندارد و این روندی که نمایندگان طی کرده‌اند برای افزایش گستره اختیارات سایر نهادها،‌ روند خوبی نیست.

    وی افزود: چه ضرورتی دارد که مجلس در این حد به سایر دستگاه‌ها اختیار دهد؟ قانون اساسی تکلیف هر دستگاهی را مشخص کرده است، بنابراین این عقب‌نشینی معنایی ندارد.

    جعفرزاده ایمن‌آبادی با بیان اینکه ما مجلس سنا و مجلس بالادستی نداریم، گفت: به جای اینکه ساختار را اصلاح کنند، خود را دو دستی تقدیم نهادها می‌کنند؛ شاید شما قصد نداشته باشید از اختیارات نمایندگی‌تان استفاده کنید اما برای دوره‌های بعدی مجلس هم قدرت اختیار در نظر بگیرید،‌ شاید نمایندگان بعدی قصد داشته باشند از اختیاراتشان استفاده کنند.

    این نماینده سابق مجلس درباره حملات برخی نمایندگان به دولت و شخص رئیس‌جمهور اضافه کرد: مجلس نباید شخصی برخورد کند،‌ تضعیف رییس‌جمهور معنایی ندارد بنابراین این تندروی‌ها اصلا صحیح نیست و بهتر است مجلس انرژی خود را برای مباحث اقتصادی و مسکن مردم بگذارد.

    وی در خصوص طرح اصلاح قانون انتخابات و معرفی ۵ مشاور توسط نامزدها به شورای نگهبان نیز گفت: این کار شدنی نیست هیچ شخصی نمی‌تواند از ابتدا مشاوران خود را معرفی کند؛ آیا اگر پس از تأیید صلاحیت، شخص مشاوران بهتری در نظر گرفت، مجدداً‌ باید از شورای نگهبان تایید صلاحیت بگیرد؟ انتخاب مشاور چه ربطی به شورای نگهبان دارد؟ تا زمانی که قانون اساسی به درستی اجرا نشود همه حرف‌ها و طرح‌ها باد هواست.

    جعفرزاده ایمن‌آبادی با بیان اینکه ما اصلاً‌ اخبار خوبی از مجلس نداریم، گفت: بخش اعظمی از مردم مخصوصاً در کلانشهرها در انتخابات شرکت نکردند اما در شهرهای کوچک و روستاها مردم امیدوارانه شرکت کردند و روند کار مجلس به هیچ عنوان شایسته نیست.

    نماینده رشت در مجلس نهم و دهم ادامه داد: مجلس در حال کناره‌گیری از اختیارات خود است و من احساس می‌کنم که مجلس رویه خوبی را در پیش نگرفته و مردم به سمت ناامیدی از این روش  پیش می‌روند؛ مجلس در حال خاموش کردن چراغ در رأس امور بودن است، این چراغ ‌کم‌سو شده بود و مجلس یازدهم به کلی در حال خاموش کردن آن است.

    وی به طرح‌های برخی از نمایندگان مجلس یازدهم اشاره کرد و گفت: خواهش می‌کنم شورای نگهبان پرونده نمایندگانی که چنین طرح‌هایی می‌دهند را بیشتر بررسی کند چون قطعاً دچار مشکلاتی هستند که چنین طرح‌هایی ارائه می‌دهند و هیچ یک از این طرح‌ها به صلاح و صرفه نظام نیست.

    جعفرزاده در خصوص انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نیز اظهار کرد: تمایلی ندارم در انتخابات ریاست جمهوری در ستاد‌ها ورود کنم چون فعالان ستادهای انتخاباتی خسارت می‌بینند؛ کسانی که در ستادهای ۸۸ بودند و تا قبل از فرمایشات رهبری مشغول گرم کردن فضای انتخابات بودند، در حال حاضر کجا هستند؟ با کسانی که در ستادهای آقای روحانی فعالیت کردند چه برخوردی شد؟

    وی ادامه داد: من یک رأی دارم و قطعاً همان یک رأی را خواهم داد و تصمیمی ندارم در هیچ ستادی حضور داشته باشم؛ نیازی نیست انتخابات گرم شود و کسی به گرمای انتخابات نیازی ندارد.

    این نماینده سابق مجلس گفت: در ایران انتخابات به پایان نمی‌رسد، تمام مدتی که طرف قدرت به دست دارد، مورد انتقام طرف شکست خورده است، مخصوصاً اگر شکست خورده در ارکان قدرت باشد؛ گروکشی می‌‌گمد بنابراین بهتر است که اصلاً به این موضوع ورود نکنیم و ما هم آبرو، اعتبار، جسم و جانمان را خرج نکنیم. در هیچ جلسه‌ای شرکت نخواهم کرد و در هیچ ستادی هم فعالیت نخواهم کرد.

    منبع: ایلنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • واردات روغن ۵۰ درصد کاهش یافت/ مردم روغن را هدفمند و مدیریت شده استفاده کنند

    واردات روغن ۵۰ درصد کاهش یافت/ مردم روغن را هدفمند و مدیریت شده استفاده کنند

    واردات روغن ۵۰ درصد کاهش یافت/ مردم روغن را هدفمند و مدیریت شده استفاده کنند

     

    اعتمادآنلاین| دبیر انجمن روغن نباتی در پاسخ به این پرسش که چرا روغن در قفسه فروشگاه‌های زنجیره‌ای کم شده است؟ به تجارت‌نیوز گفت: طبق آخرین آمار گمرک واردات روغن خام به کشور حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است. به مردم توصیه می‌کنیم از روغن هدفمند و مدیریت شده استفاده کنند. طبق آمارها تولید روغن نیز نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳۰ درصد کاهش یافته است.

    امیرهوشنگ بیرشک اظهار کرد: علت کاهش واردات روغن به تحریم‌ها باز می‌گردد. زمانی که مبادی ورودی روغن کم می‌شود بر روند تولید اثر می‌گذارد. البته کاهش استفاده روغن توسط مردم نیاز به فرهنگ‌سازی دارد.

    او تصریح کرد: روغن در فروشگاه‌های زنجیره‌ای سهمیه‌بندی نشده است. هر چه روغن تولید می‌کنیم طبق قرارداد سفارش به فروشگاه‌ها ارسال می‌شود؛ البته نسبت به گذشته روغن در فروشگاه‌ها کمتر شده است. ‌

    بیرشک گفت: واردات روغن به کشور ممنوع نیست. متاسفانه در مسیر واردات روغن با معضل انتقال ارز مواجه هستیم. به هر حال در جنگ اقتصادی با این معضلات رو به رو می‌شویم.

    دبیر انجمن روغن نباتی با اشاره به افزایش قیمت روغن جهانی اظهار کرد: روغن در بازارهای جهانی به شدت افزایش یافته است. تولیدکنندگان روغن به جز قیمت روغن جهانی در حوزه بسته‌بندی نیز دچار چالش هستند.

    منبع: تجارت نیوز

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آتش‌سوزی ۷ هزار و ۱۲۰ هکتار از مناطق حفاظت‌شده کشور در عرض ۶ماه

    آتش‌سوزی ۷ هزار و ۱۲۰ هکتار از مناطق حفاظت‌شده کشور در عرض ۶ماه

    آتش‌سوزی ۷ هزار و ۱۲۰ هکتار از مناطق حفاظت‌شده کشور در عرض ۶ماه

     

    اعتمادآنلاین| رضا حسن هراتی رییس گروه برنامه‌ریزی، حفاظت و پشتیبانی دفتر زیستگاه‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت: ۱۸ میلیون هکتار از اراضی کشور شامل مناطق مرتعی با عنوان مناطق چهارگانه شامل پارک ملی، مناطق حفاظت شده، اثر طبیعی ملی و پناهگاه حیات وحش تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارند که بر اساس بند پ ماده ۶ قانون شکار و صید، حفاظت و مدیریت این مناطق در زمینه‌های تخریب و آتش سوزی با سازمان محیط زیست است.

    وی با بیان اینکه مجموعه مناطق حفاظت شده شامل منطقه جنگلی مانند پارک ملی گلستان، کویر مانند پارک ملی کویر و مرتع مانند پناهگاه حیات وحش موته و یا پارک ملی بمو است، اظهار داشت: سال گذشته ۴ هزار و ۵۰۰ هکتار از مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست دچار آتش سوزی شده بود اما وسعت آتش سوزی امسال فقط در ۶ ماهه نخست نسبت به همه سال گذشته بیشتر بوده است.

    هراتی درباره علت افزایش آتش سوزی در مناطق گفت: اواخر اسفند سال گذشته و دو ماه اول امسال بارندگی های خوبی در کشور داشتیم که باعث شد پوشش گیاهی در مناطق مختلف افزایش یابد، از سوی دیگر مناطق حفاظت شده چون تحت مدیریت سازمان محیط زیست است و چرای دام و ورود و خروج انسان در آنها کنترل می شود از این رو پوشش گیاهی خوبی در این مناطق داشتیم که باعث شد عامل آتش سوزی در این مناطق آماده باشد.

    وی افزود: برای آتش سوزی سه فاکتور نیاز است در واقع یک مثلث سه ضلعی مانند ماده سوختنی، اکسیژن و حرارت است که همه اینها به ویژه ماده سوختنی در مناطق تحت مدیریت آماده بود از این رو با کوچکترین بی احتیاطی بخش وسیعی دچار آتش سوزی شد.

    هراتی درباره عوامل آتش سوزی ها گفت: عوامل زیادی که بیشتر انسانی بود حالا سهوا یا عمدا، همچنین عوامل طببیعی مانند وقوع رعد و برق و پوشش گیاهی خوب موجب آتش سوزی شده اند، همچنین برخی کشاورزان زمین های کشاورزی خود را آتش می زنند و چون در کنار مناطق حفاظت شده قرار دارند آتش به آن مناطق نیز سرایت می کند، هم اینکه به علت اختلافات قومی، محلی و قبیله ای زمین های همدیگر را آتش می زنند و دامنه آن به مناطق سرایت می کند، همچنین برخی مواقع هم این آتش سوزی ها عمدی است مثلا یک متخلف شکار را دستگیر می کنند و برای اینکه تلافی کند مناطق را آتش می زند.

    رییس گروه برنامه‌ریزی، حفاظت و پشتیبانی دفتر زیستگاه‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست اظهار داشت: در ۶ ماهه نخست امسال در مناطق چهارگانه استان های آذربایجان شرقی بیشتر در منطقه ارسباران، فارس، کردستان، خوزستان، بوشهر، کرمانشاه، مازندران، خراسان رضوی و تهران بیشترین حریق را داشتند.

    وی گفت: آتش سوزی در کشور در دو مقطع رخ می دهد یکی در جنوب و جنوب غرب کشور است که تقریبا از اوایل اردیبهشت آغاز و تا اواخر مهر و اوایل آبان تمام می شود و دیگر آتش سوری رخ نمی دهد مانند استان های کرمانشاه و خوزستان، مقطع دوم آتش سوزی در شمال کشور است که تقریبا از خرداد شروع می شود و برخی مواقع تا اواخر دی هم احتمال آتش سوزی وجود دارد این باعث می شود که ما توالی آتش سوزی را در طول سال داشته باشیم.

    هراتی درباره وضعیت تجهیزات اطفای آتش سوزی اظهار داشت: مناطق حفاظت شده چون بیشتر در بخش های صعب العبور قرار دارند از این رو زمانی که دچار آتش سوزی می شوند حمل تجهیزات به آن مناطق بسیار دشوار است مگر اینکه بالگردی نیروها را هلی برد کند و به منطقه ببرد، بنابراین عمدتا از تجهیزات قابل حمل مانند دمنده استفاده می شود، از این رو امسال سعی کردیم تعداد زیادی تجهیزات را تزریق کنیم اما به اعتبار زیادی نیاز دارد، البته تلاش کردیم تا حدی اعتبار مورد نیاز تامین شود از سوی دیگر آموزش جوامع محلی ساکن در اطراف مناطق حفاظت شده بسیار مهم است اینکه طبیعت را بشناسند و از آن حفاظت کنند، می تواند نقش مهمی در کاهش آتش سوزی ها داشته باشد یا زمانی که منطقه ای دچار آتش سوزی شد روش درست اطفای آن را بدانند.

    منبع: ایرنا

     

     

    اخبار حوادث| بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان