نویسنده: اعتماد آنلاین

  • احمدی‌نژاد همان است که به دوربین زل می‌زد و خلاف می‌گفت / می‌گوید میرحسین موسوی از طرف طبقه حاکم و اشراف بوده و او مظلوم ماجراست

    احمدی‌نژاد همان است که به دوربین زل می‌زد و خلاف می‌گفت / می‌گوید میرحسین موسوی از طرف طبقه حاکم و اشراف بوده و او مظلوم ماجراست

     

    احمدی‌نژاد همان است که به دوربین زل می‌زد و خلاف می‌گفت / می‌گوید میرحسین موسوی از طرف طبقه حاکم و اشراف بوده و او مظلوم ماجراست

     

    اعتمادآنلاین| حسین نورانی‌نژاد، سخنگوی حزب اتحاد ملت در یادداشتی با اشاره به گفت‌وگوی اخیر محمود احمدی‌نژاد نوشت: مصاحبه اخیر احمدی‌نژاد لازم بود تا دوباره او را به یاد ما بیاورد. او کماکان همان کسی است که به دوربین زل می‌زد و خلاف می‌گفت. احمدی‌نژاد، این روش را رمز پیروزی سیاست‌ورزی‌اش انتخاب کرده و هر کاری می‌کند تا زمین و زمان را به هم بریزد و خود را به صدر اخبار و توجهات باز گرداند. چرا می‌گویم «لازم بود تا دوباره او را به یاد ما بیاورد؟» چون واقعا بخشی از مردم و حتی نخبگان هستند که گویی سابقه او را فراموش کرده‌اند و به صرف طردش از سوی هسته سخت قدرت – که معلوم نیست همیشگی باشد – و تکرار برخی مفاهیم آزادی‌خواهانه که حداقل دو، سه دهه از عمرشان در فضای گفتمانی روشنفکران می‌گذرد، احتمال پیوستنش به جبهه نیروهای دموکراسی‌خواه و ضدتبعیض را می‌دادند. شاید گفته شود مگر افراد و جریان‌های دیگری نبوده‌اند که گذشته روشنی نداشته‌اند و بعدا با تغییر گفتمانی و رفتاری، پذیرفته شدند؟ چرا بوده‌اند؛ اما برای پذیرش اصلاح و تغییر، شاخص‌ها و شواهدی وجود دارد که که آنها را باورپذیر یا غیر قابل باور می‌کند. نمی‌توان از موضوعی چون جنبش سبز که هنوز یک دهه بیشتر از آن نگذشته، تصویری سراسر وارونه ساخت، سماجت بر همان روش ها و سیاست را ادامه داد، از تمام رفتار غلط دوره مدیریتی در کشور که پر از بگیر و ببند و توقیف و سانسور و زورگویی بود دفاع کرد، دور و بر خود را با امثال سعید مرتضوی و محمدعلی رامین و علی‌اکبر جوانفکر و الهام و ثمره هاشمی و امثالهم که سوابق بدون حرف و حدیثی دارند پر کرد و بعد با همان دست فرمان، داد سخن از آزادی و عدالت سر داد. ادعای این ارزش‌ها که به حرف نیست. از دیگران نیز به صرف حرف پذیرفته نشده و نخواهد شد. احمدی‌نژاد در مصاحبه با رفقایش، جوانفکر و داوری درباره چالشی‌ترین اتفاق سیاسی سه و شاید چهار دهه اخیر یعنی انتخابات ۸۸ به نحو حیرت‌انگیزی خود را کاندیدای تک و تنها و بدون حمایت حاکمیت و خصوصا امنیتی‌ها معرفی کرده و رقبایش را طبقه اشراف و مورد حمایت قدرت خوانده است! حال آنکه این مخالفان او بودند که به حکم سعید مرتضوی که بعدها نشان داده شد چه پیوند نزدیکی با احمدی‌نژاد و اطرافیانش دارد، از پیش از انتخابات به جرایم امنیتی همچون اغتشاش، حکم بازداشت گرفته بودند.

    کمترین حرفی به رییس دولت وقت با اتهام توهین به رییس‌جمهور با حبس و فشارهای آنچنانی مواجه می‌شد، تمام نظام پشت سر او در آمدند، ۷ نفر از ۱۲ عضو شورای نگهبان از او حمایت کردند، سخنران میتینگ انتخاباتی او عضو رسمی شورای نگهبان بود که قرار بود داور بی‌طرف رقابت انتخاباتی باشد، دبیر این شورا قاطع‌ترین حمایت‌ها را از او می‌کرد، موضع و نهادهای امنیتی و انتظامی که دیگر گفتن ندارد. حالا در مقابل این بدیهیات، می‌گوید میرحسین موسوی از طرف طبقه حاکم و اشراف بوده و او مظلوم ماجرا! آدم واقعا می‌ماند به این حجم از ناراستی چه بگوید که حق مطلب را ادا کند. مطمئنا واژه‌ها به سادگی پاسخگو نیستند. آخر به کسی چون احمدی‌نژاد با آن وجنات، وقتی خود را طرفدار و نماینده نخبگان معرفی می‌کند و مخالفانش در سال ۸۸ را امنیتی‌ها برمی‌شمرد، چه می‌توان گفت؟ جایی برای بحث منطقی مگر می‌گذارد؟ جالب‌تر آنکه در جایی از این مصاحبه و در توصیف آن خس و خاشاکی که سال ۸۸ بیان کرد، این ‌بار آنها را اراذل و اوباش خطاب می‌کند! از همه خوشمزه‌تر آنکه به نحوی می‌گوید مخالفانش دست به اجاره اراذل و اوباش برای به‌هم زدن شرایط کشور می‌زدند. حرف‌های آشنایی است که… بماند. بماند تا زمان یافتن یا خلق واژه‌ای مناسب افاضات.

    اما چه اتفاقی افتاده که او مجددا این اعتماد به نفس را پیدا کرده تا به جای تشبه خود به منتقدانش و جا زدن خود به عنوان آزادی‌خواه و عدالت‌طلب، این اکاذیب بگوید؟ دلایل این موضوع از این قرار است:

    ۱- او و نزدیکانش فکر می‌کنند که موقعیت اجتماعی سبزها و اصلاح‌طلبان و منتقدان مسالمت‌جو کاسته شده است. طیفی خشمگین از مردم که از این‌گونه کنش‌ها و جنبش‌های مدنی عبور کرده‌اند و به دنبال تخلیه خشم و اعتراضات تندتر و متفاوت هستند، با نشانه‌هایی چون دی ۹۶ و آبان ۹۸ افزایش یافته‌اند و احمدی‌نژاد خیلی دلش می‌خواهد تا سر این جنبش بی‌سر شود و آن را تصاحب کند یا از بین آنها یارکشی کند. نوعی جنبش توده‌ای معترض که نمایندگی سیاسی روشنی ندارند و شاید این فرصتی برای بهاریون باشد که برای خود جمعیتی حامی داشته باشند. شاهد دیگر این تحلیل، همراهی سودانگارانه این طیف با شعارهایی چون اصلاح‌طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجراست. گویی این خاتمه را آغاز خود می‌پندارند. البته اشتباه می‌کنند، ولی تلاشش که ضرر ندارد. چه بسا در این مسیر حمایت‌هایی هم از درون برخی محافل درونی سیستم دارند تا در مدیریت اعتراض‌های مشابه بعدی، فرد مطمئنی را داشته باشند.

    ۲- آنها در چند سال اخیر تلاش زیادی کرده‌اند تا خود را به لحاظ گفتمانی به جریان‌های سبز و اصلاح‌طلب و مدنی کشور نزدیک کنند، اما کسی بهایی نداد. حتی گاهی تندتر از میانگین این بخش از جامعه مدنی کشور، مواضع آنچنانی گرفتند، علیه سیستم قضایی و امنیتی تندترین مواضع را گرفتند، پشت مفاهیمی چون قرائت‌های مختلف از دین، نقد ولایت فقیه و از این قبیل موضوعات در آمدند، اما همواره دم خروسی پیدا بود که مانع از پذیرش قسم حضرت عباس‌شان می‌شد. طبیعی بود بالاخره در جایی به این بی‌محلی واکنش نشان دهند که در این مصاحبه اخیر نشان دادند. افراد رسانه‌ای بهاریون، در جریان درگذشت استاد شجریان هم در فضای آنلاین، پس از چند توییت همدلانه که چندان توجه کسی را جلب نکرد، دلخوری و بی‌حوصلگی‌شان را بروز دادند و به سمت تنش و پرخاش با سبزها و طرفداران استاد شجریان رفتند و جالب آنکه سعی می‌کردند خود را در مدل جمعیت‌های عزادار در درگذشت هنرمندانی چون مرتضی پاشایی جا بزنند و آن را در مقابل سوگواران استاد شجریان، تبدیل به دوقطبی کنند. رفتاری لوس و کودکانه که در هر حال انجام دادند.

    ۳- انتخابات ۱۴۰۰ نزدیک است و انتخابات، بره‌کشان همه جریان‌های سیاسی، اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون است. بهاریون هم از این قاعده مستثنا نیستند و دنبال بروز و ظهوری دوباره در آن هستند. برنامه‌ای که احتمالا با اعلام کاندیداتوری نفر اول جریان‌شان، احمدی‌نژاد شروع می‌شود تا گوی را نهایتا به کاندیدای نزدیک دیگری بدهد. اتفاقی که لااقل برای این انتخابات بعید است برای‌شان محقق شود ولی به هر حال موقعیت آنها را در فضای سیاسی کشور تا حدی روشن‌تر خواهد کرد.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات آمریکا | کاندیدای محبوب‌تر در آمریکا لزوما برنده انتخابات نمی‌شود

    انتخابات آمریکا | کاندیدای محبوب‌تر در آمریکا لزوما برنده انتخابات نمی‌شود

     

    انتخابات آمریکا | کاندیدای محبوب‌تر در آمریکا لزوما برنده انتخابات نمی‌شود

     

    اعتمادآنلاین| سه هفته دیگر موعد انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا از راه می‌رسد. آن هم انتخاباتی که به دلیل شرایط موجود در دنیا و همچنین اتهام فروپاشی دموکراسی در این کشور می‌تواند انتخاباتی بسیار مهم و حساس قلمداد شود.

    مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: آنچه که درباره سناریوهای آینده انتخابات ایالات متحده با توجه به سیگنال‌های برخواسته از جامعه آمریکا مشاهده می‌شوند،‌ در برگیرنده چهار حالت اصلی و یک موقعیت شگفتی‌ساز است. در واقع آنچه تاکنون در نظرسنجی‌ها مشاهده شده،‌ به پیروزی جو بایدن در انتخابات ۲۰۲۰ رای می‌دهد. اگر چه در چارچوب الکترال کالج، نمی‌توان به نتایج برآمده از نظرسنجی‌ها اعتماد کرد. چرا که اساسا در آمریکا لزوما کاندیدای محبوب‌تر برنده انتخابات نمی‌شود.

    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: نظام انتخاباتی‌ آمریکا متکی بر برتری اکثریت با نگاه به حفظ میراث اقلیت است. به این معنی که برای هر ایالات بر اساس تعداد جمعیت و نمایندگان سنا، کارت الکترال در نظر گرفته می‌شود. اگر در یک ایالت رای نصف به علاوه یک رای‌دهنده‌ها به یک کاندیدا داده شود،‌ کل رای‌های آن ایالت به نفع آن کاندیدا محاسبه می‌شود. به همین دلیل هیلاری کلینتون با وجود اینکه در سال ۲۰۱۶ نزدیک به سه میلیون رای بیشتر از ترامپ داشت، رقابت را به رقیب جنجالی خود باخت. این حالت از دموکراسی، اقلیت را در کنار اکثریت جدی می‌گیرد و هر دو به‌هم احترام می‌گذارند.

    او همچنین تصریح کرد: بافت موجود در جامعه این کشور باعث شده تا به این نتیجه برسیم‌ با مهمترین فرازهای تاریخی دموکراسی آمریکا در سال ۲۰۲۰ روبرو هستیم. در این بافت بسیار ملتهب و در حال گذار، شاهد سناریوی چهارگانه‌ای هستیم که شامل تحمیل، تعویق، تعلیق و تحریک یا ترکیب می‌شود. البته محتمل‌ترین سناریو را می‌توان سناریوی چهارم دانست. یعنی ترکیب ناشی از پیوست جهت‌گیری‌‌های این سه‌گانه در عمل در جهت تحریک مردم در عرصه انتخابات برای نشان دادن قدرت ایالات متحده آمریکا در بستر به صحنه آوردن مردم در انتخابات است.

    وی  توضیح داد: البته آمریکایی‌ها رای دادن را تکیلف نمی‌دانند و آمار را هر چقدر که باشد، حق مردم قلمداد می‌کنند. هر چند این کشور این روزها اتهام «فروپاشی دموکراسی» را متوجه خود می‌بیند و سیاستمداران سعی‌ می کنند تا با مردم را به حضور در پای صندوق رای راضی کنند. چون آمریکا نیاز به نشاط دموکراتیک دارد.

    مهدی مطهرنیا در پایان گفت: آنچه مسلم و غیرقابل انکار است، چیزی جز این نیست که ایالات متحده آمریکا انتخاباتی بسیار مهم و حساس را پیش روی خود می‌بیند.

    چکیده گفت‌وگو با مهدی مطهرنیا

    -در چارچوب الکترال کالج، نمی‌توان به نتایج برآمده از نظرسنجی‌ها اعتماد کرد

    -نظام انتخاباتی‌ آمریکا متکی بر برتری اکثریت با نگاه به حفظ میراث اقلیت است

    -مهمترین فرازهای تاریخی دموکراسی آمریکا روبروی ما قرار دارد

    -آمریکایی‌ها رای دادن را تکیلف نمی‌دانند

    -آمریکا نیاز به نشاط دموکراتیک دارد

  • جزییات جدید از فروش ۴ میلیاردی صلاحیت در انتخابات اسفند ۹۸ / محمود صادقی خواهان اطلاع‌رسانی قوه قضاییه درباره خرید و فروش صلاحیت شد

    جزییات جدید از فروش ۴ میلیاردی صلاحیت در انتخابات اسفند ۹۸ / محمود صادقی خواهان اطلاع‌رسانی قوه قضاییه درباره خرید و فروش صلاحیت شد

     

    جزییات جدید از فروش ۴ میلیاردی صلاحیت در انتخابات اسفند ۹۸ / محمود صادقی خواهان اطلاع‌رسانی قوه قضاییه درباره خرید و فروش صلاحیت شد

     

    اعتمادآنلاین| همه ‌چیز با یک توییت شروع شد. آن روزها هنوز دهمین دوره مجلس شورای اسلامی روی کار بود و کرسی‌های ساختمان هرمی‌ شکل میدان بهارستان یک‌دست در قبضه اصولگرایان نبود. نمایندگان مجلس دهم هر کدام در نوع خود به پیگیری امور جاری جمهوری اسلامی مشغول بودند که محمود صادقی در قامت نماینده تهران با یک توییت پای شورای نگهبان را به ماجرایی باز کرد که پیش از آن کسی جرات بیان علنی‌اش را نداشت. این نماینده اصلاح‌طلب مجلس دهم، تیر ماه ۹۸ شخص آیت‌الله جنتی را مخاطب قرار داد و پس از اظهارات او درباره لزوم مقابله با فساد، خواستار بررسی «دلال‌های میلیاردی» شورای نگهبان شد. درخواستی که واکنش تند و تیز عباسعلی کدخدایی را درقامت سخنگو و قائم‌مقام دبیر شورای نگهبان به ‌همراه داشت و او گفته‌های صادقی را «خواب و خیال» تفسیر و رسما آنان را تکذیب کرد؛ تکذیبیه‌ای که که البته حدود یک ماه بعد در پی افشای ماجرای «هتل هویزه» و اطلاعیه دادستانی تهران و تایید دستگیری ۱۲ نفر، چاره‌ای برای شورای نگهبان باقی نگذاشت جز تایید خبر تخلفات در روند بررسی برخی صلاحیت.

    اکبر اعلمی نیز آن روزها همپای محمود صادقی به این پرونده ورود کرد و در کانال تلگرامی خود ابعاد بیشتری را از جزییات ماجرای هتل هویزه افشا کرد اما گفته‌های او و نوشته‌های صادقی نیز نتوانست پاسخگوی ابهامات و پرسش‌هایی باشد که افکار عمومی را درگیر خود کرده بود تا جزییات بیشتر از سوی قوه قضاییه اعلام شود.

    ‌ سکون و سکوت

    انتظارها اما هرگز عملی نشد؛ تلاش شورای نگهبان و قوه قضاییه آن روزها به‌‌رغم هزار و یک سوال افکار عمومی، نه اعلام جزییات ماجرا و افشای پشت‌پرده این دلالی‌ها، بلکه اتهام‌زدایی از ۶ فقیه و ۶ حقوقدان این نهاد بود. کدخدایی هر گونه انتساب این افراد به شورای نگهبان را رد می‌کرد و قوه قضاییه نیز آنان را «کلاهبردار» معرفی می‌کرد تا ابهامات ایجاد شده درباره این پرونده و خط و ربط آنان از سوی اعضای شورای نگهبان تکذیب شده باشند ولی چندی بعد محمود صادقی در گفت‌وگویی با پایگاه خبری فراز، مدعی نقش یکی از نزدیکان یک عضو شورای نگهبان» در این پرونده گفت و تاکید کرد که اسناد نقش و دخالت او در این ماجرا را همراه با فایل صوتی به هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس یازدهم تقدیم کرده است ولی آنان نیز جز سکوت، اقدامی برای شفاف‌سازی ابعاد مختلف این پرونده انجام نداده‌اند. سکوتی که روز گذشته در شرایطی با انتقاد نماینده اصلاح‌طلب تهران در مجلس دهم مواجه شد که درست یک روز پیش از آن عباسعلی کدخدایی در اظهاراتی که روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت منتشر کرد، بار دیگر مطالب مطرح شده توسط صادقی را «ادعاهایی موهوم» خوانده بود.

    نماینده تهران که از قرار معلوم نوع مواجهه کدخدایی با موضوع تخلفات در پرونده بررسی صلاحیت کاندیداها و تکرار اظهارات گذشته‌اش در جریان گفت‌وگو با روزنامه دولت را دیده، روز گذشته در نامه‌ای به سیدابراهیم رییسی از سکوت ۸ ماهه این نهاد در قبال پرونده تخلفات در روند بررسی صلاحیت‌ها انتقاد کرد و نوشت: «دستور فرمایید گزارشی از نتایج تحقیقات مقدماتی و اقدامات قضایی متعاقب آن در این خصوص به اطلاع عموم برسد. شکی نیست که عدم اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی در این زمینه، هم موجب تجری سودجویان و آسوده‌خاطر شدن آنها برای تکرار اقدامات‌شان در آینده خواهد شد، هم موجب گسترش بدبینی افکار عمومی نسبت به سلامت نظام نظارتی شورای نگهبان خواهد شد و هم به شائبه‌ سیاسی بودن اقدامات دستگاه قضا در مقابله با فساد دامن خواهد زد.»

     در جست‌و‌جوی پاسخ

    نکته قابل‌توجه در این میان آنکه اعضای هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس یازدهم حاضر به اظهارنظر درباره بررسی یا عدم بررسی فایل صوتی مدنظر محمود صادقی مبنی بر نقش یکی از نزدیکان یک عضو شورای نگهبان در این پرونده نیستند و در جریان تماس‌های تلفنی مکرر خبرنگار روزنامه اعتماد با اعضای این نهاد، هر کدام به نوعی پس از شنیدن سوژه مدنظر برای گفت‌وگو از پاسخگویی خودداری کردند. به عنوان نمونه محمدمهدی مفتح، نماینده تویسرکان پاسخگویی به این پرسش را وظیفه موسی غضنفرآبادی، سخنگوی این هیات اعلام کرد و با لحنی تند و نامتعارف از ادامه گفت‌وگو سر باز زد. جالب آنکه از عمر مجلس یازدهم تاکنون حدود ۴ ماه گذشته ولی هنوز نوع پیشبرد امور در هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مشخص نیست و از این‌رو به نظر نمی‌رسد آنان در آینده نزدیک نیز قصد اطلاع‌رسانی درباره چند و چون امور را داشته باشند.

    یکی از هفت تا

    آنچه از میان اظهارات صادقی و نوشته‌های اعلمی پیداست، این است که ماجرای خرید و فروش صلاحیت به ۷ شخص یا به بیانی دقیق‌تر ۷ باند و گروه می‌رسد. ۷ باندی که میان‌شان از کارمند سابق استانداری تهران و سازمان برنامه و بودجه حاضرند تا قاضی بازنشسته و کارآفرین. یکی از این ۷ شبکه، همان باندی است که در ماجرای هتل هویزه با همکاری ایجاد شده میان اکبر اعلمی و رحیمی، رییس سابق حفاظت و بازرسی شورای نگهبان و اعلام جزییات ماجرا به نهادهای قضایی و امنیتی، بازداشت و منهدم شد. حالا در این میان یکی از نمایندگان ششمین دوره مجلس شورای اسلامی که خود نیز از نزدیک با یکی از این باندها در ارتباط بوده و تلاش‌هایی را برای انهدام آنان ترتیب داده، در جریان گفت‌وگوی خود با روزنامه اعتماد از جزییات اقدامات یکی دیگر از این باندها در جریان انتخابات مجلس یازدهم گفته و ماجرای خرید و فروش صلاحیت ۴ میلیارد تومانی را که پیش‌تر توسط محمود صادقی به شکل گذرا به آن اشاره شده بود، تشریح کرده است.

    محمد محمدرضایی که به عنوان نماینده بیجار در ششمین دوره مجلس شورای اسلامی حاضر بود، در جریان گفت‌وگوی خود با «اعتماد» درباره تلاش‌های از قرار معلوم ناکام صورت گرفته برای انهدام یکی از این ۷ شبکه می‌گوید: «یکی از دوستان من به ‌نام «تحصری» به عنوان کاندیدای انتخابات مجلس یازدهم از حوزه انتخابیه سنندج نام‌نویسی کرد. روزی او به من گفت که فردی با نام «آقای ت» که خود را عضو یک نهاد امنیتی معرفی کرده، برای تایید صلاحیت طلب پول کرده است. من از این ماجرا تعجب کردم و گفتم که امکان ندارد ولی دوست من تاکید کرد که این فرد پیش‌تر هم با دریافت مبالغی اقداماتی را انجام داده و فرد واقعا بانفوذی است. من به محض اطلاع از این ماجرا به آقای کدخدایی (سخنگوی شورای نگهبان) زنگ زدم و با داد و بیداد به او گفتم که این چه وضعی است که ایجاد کرده‌اید و چرا به مسائل رسیدگی نمی‌کنید؟! به ایشان گفتم که حتما باید مسائل را از BBC بشنوید تا به آن ورود کنید؟!» او ادامه می‌دهد: «روز بعد از این گفت‌وگوی من با آقای کدخدایی، از طرف شورای نگهبان با من تماس گرفتند و ما را به جلسه‌ای دعوت کردند. تصور ما این بود که جلسه برگزار شده برای بررسی صلاحیت آقای «تحصری» برای حضور در انتخابات مجلس است ولی در ادامه فهمیدیم که دفتر شورای نگهبان در خیابان آذربایجان تهران مربوط به حفاظت این  نهاد است.»

    صلاحیت ۴ میلیاردی

    این نماینده مجلس ششم در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با روزنامه اعتماد از درخواست ۴ میلیاردی برای تایید صلاحیت گفته و تاکید می‌کند: «آقای «ت» به دوست من (تحصری) گفته بود که با دریافت مبالغی او را نزد فردی برای دریافت صلاحیت خواهد برد. دوست من (تحصری) نیز با «آقای ت» ساعت ۲ بعدازظهر قرار گذاشته بود. ما از صبح روز موعود در دفتر حفاظت شورای نگهبان بودیم ولی من چون عازم سفر بودم تا ساعت ۱۱ بیشتر در جلسه نماندم ولی بعد «تحصری» برایم تعریف کرد که چه اتفاقاتی رخ داده است. راس ساعت ۲ بعدازظهر «آقای ت» تماس گرفت و در اظهاراتی مثلا رمزی، گفت که ۴ تا یک واحدی تجویز کن اما چون هدف دوست من و اعضای حفاظت شورای نگهبان تخلیه اطلاعاتی او بود، مشخص شد که منظور از ۴ تجویز، ۴ چک و منظور از «یک واحد» یک میلیارد تومان است. این گفت‌وگو حدود ۲۰ دقیقه طول کشیده و «آقای ت» درجریان آن تاکید می‌کند که «حتی اگر مفسد هم باشی، صلاحیت تو را تایید می‌کنند.» پس از این گفت‌وگو «رحیمی» رییس حفاظت وقت شورای نگهبان طی نامه‌ای به مراجع قضایی پیگیری‌ها را برای به دام انداختن این فرد آغاز کرد و کار به شکایت «آقای ت» از ما رسید؛ به‌ طوری که من همین هفته جاری برای رسیدگی به این شکایت در دادگاه حاضر شده بودم!»

    اکبر اعلمی، نماینده ادوار مجلس نیز در جریان گفت‌وگوی کوتاه خود با روزنامه اعتماد گفته‌های محمدرضایی، نماینده مجلس ششم را تایید و تاکید می‌کند که «این پرونده یکی از ۷ پرونده‌ای است که ما به ‌دنبال آن بودیم.» اعلمی پیش از این در کانال تلگرامی خود نوشته بود که ماجرای خرید و فروش صلاحیت‌ها را به گوش علی جنتی، فرزند دبیر شورای نگهبان رسانده و او نیز خواستار پیگیری ماجرا از سوی رحیمی شده بود و «سرنخ‌های بسیار مهم شناسایی و معرفی شده آماده بهره‌برداری دیگر که شهود و مدارک فراوان آن موجود است در حد کیس هتل هویزه که تا مرحله رد و بدل شدن پول ادامه داشت، ادامه نیافت.»

    به این ترتیب و با درنظرگیری همه این موارد، به نظر می‌رسد پرونده دلالی صلاحیت‌ها در شرایطی که کدخدایی همچنان تاکید می‌کند که «هیچ ردپایی از شورای نگهبان و کارکنان این نهاد در میان نبوده است»، همچنان با ابهاماتی مواجه است؛ ابهاماتی که حالا مدتی است مطرح شده و به چرایی عدم اطلاع‌رسانی درباره سرنوشت سران ۶ شبکه از ۷ شبکه‌ای ختم می‌شود که مشغول دلالی صلاحیت بودند؛ ابهاماتی که جز شورای نگهبان و قوه قضاییه طبیعتا نهاد دیگری توانایی حل و فصل آن را نخواهد داشت.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • پدر دانش آموز ۱۱ ساله: مدرسه به پسر من نه گوشی داد و نه تبلت

    پدر دانش آموز ۱۱ ساله: مدرسه به پسر من نه گوشی داد و نه تبلت

     

    پدر دانش آموز ۱۱ ساله: مدرسه به پسر من نه گوشی داد و نه تبلت

     

    اعتمادآنلاین| پدر و مادر به سوگ نشسته‌اند؛ به سوگ پسری که نخواست زنده بماند. تنها یک جان داشت که آن را هم داد. گوشی هوشمند می‌خواست اما نداشت. یک گوشی که بتواند با آن برای خانم رضایی معلم کلاس پنجم مدرسه باهنر دیر استان بوشهر فیلم و عکس ارسال کند. پاسخ سوالات درسی را بدهد. خود را کشت و حالا همه او را در گوشی‌های هوشمند می‌بینند. این خبر دردناک را می‌خوانند و افسوس می‌خورند. اما این درد برای پدر و مادر سید محمد دردناک‌تر است برای پدر و مادر بی‌بضاعتی که ۳ پسر داشتند؛ یکی ناتوان و پسر دیگر خردسال است و محمدی که دیگر نیست.

    دو روز از این فاجعه می‌گذرد؛ دو روز از آن صحنه‌ای که مادر با پیکر بی‌جان محمد در آشپزخانه روبه‌رو شد. مادری که چشمانش مدام می‌بارد. اشک پشت اشک، ماتم تمام صورتش را پوشانده است. جوانی‌اش هم حالا با رفتن محمد رفته است. غم سنگینی است، به سختی سخن می‌گوید و تصورش را هم نمی‌کرد محمد روزی دیگر نباشد. حرف و روایت درباره علت خودکشی پسر یازده ساله زیاد است. هستند کسانی که او را قربانی فقر می‌دانند و دیگرانی که گوشی معیوب محمد و مشکلات تحصیلی‌اش را علت این حادثه تلخ بیان می‌کنند؛ اما هنوز علت دقیق مشخص نیست.

    «در این هشت ماهی که دانش‌آموزان باید در فضای مجازی (شاد) درس می‌خواندند محمد هم همراه بود، تکلیف‌های خود را مرتب انجام می‌داد.» اینها را فاطمه نجار – مادر محمد – می‌گوید و ادامه می‌دهد: «محمد کلاس پنجم بود؛ زرنگ و درسخوان. اما با این وضع کرونا برای درس، کلاس و مدرسه گوشی هوشمند لازم بود. گوشی که ما در خانه تنها یک عدد داشتیم ولی همان هم خراب و معیوب شده بود؛ نه فیلمبرداری می‌کرد و نه عکس و ویس ارسال می‌کرد. اوضاع بدی بود. از ما گوشی می‌خواست؛ یک گوشی که هوشمند باشد تا درس‌خواندن برایش عذاب نباشد.»

    در آخرین شب زندگی‌اش، آخرین شبی که هنوز زنده بود و نفس می‌کشید به آغوش مادر پناه برد. در آن شب سیاه از مادر، رنگینک و یک آغوش آرامش خواست. اینها دو خواسته آخر محمد بود پیش از مرگ؛ پیش از آنکه بمیرد و دیگر نباشد.

    خانواده محمد از قشر بی‌بضاعت شهر هستند؛ پدر، بیمار است و مادر، کارگر. در خانه‌های مردم کارگری می‌کند، خانه‌های مردم شهر را تمیز می‌کند. یک پسر معلول هم دارند و پسری خردسال. زندگی رو به راهی ندارند؛ پدر مستمری‌بگیر است و از کارافتاده. فقر و از کارافتادگی او را مددجوی بهزیستی کرده است؛ مستمری می‌گیرد و حتی اجاره‌خانه‌شان را هم بهزیستی پرداخت می‌کند. با همان حقوق ناچیز توانسته بود آن گوشی قدیمی را بخرد که خراب شد.

    پدر هم شوکه است، بیمار بود و به دنباله معالجه اما با این درد جانکاه دیگر حسی ندارد. بیماری فراموشش شده ولی درد در یادش می‌ماند؛ دردی که از دو روز پیش مغز و استخوانش را تسخیر کرده است. لباس سیاه بر تن کرد و به عزای فرزند بزرگش نشست. سید عادل موسی‌زاده پدر محمد است؛ پدری که نمی‌داند علت خودکشی پسرش چیست. پس از خراب‌شدن گوشی قول داده بود که یکی از آن گوشی‌های هوشمند برای محمد بخرد؛ یکی از آنهایی که بارها تصویرش را به پدرش نشان داده بود؛ قولی که محمد نماند تا ببیند پدر بر عهدش وفا می‌کند یا نه.

    سید عادل می‌گوید: «محمد تکلیف‌های مدرسه‌اش را با همان گوشی انجام می‌داد که خودم برایش خریده بودم اما مدتی پیش خراب شد. یک گوشی جدید می‌خواست. می‌گفت نمی‌تواند تکالیفش را انجام دهد و از من گوشی خواست. قول دادم در اولین فرصت آن را برایش بخرم. مدرسه هم اعلام کرده بود که به دانش‌آموزان تبلت می‌دهیم ولی ما هیچ گوشی و تبلتی از مدرسه دریافت نکردیم. اگر چه محمد هر روز درخواست خرید گوشی نو و تبلت داشت اما هنوز نمی‌دانیم انگیزه محمد از خودکشی چه بوده است.»

    حالا محمد نیست؛ نه در میان هم‌شاگردی‌هایش و نه در میان خانواده‌اش. با خبرسازشدن این حادثه تلخ، آموزش‌وپرورش دیر خودکشی این دانش‌آموز به دلیل دسترسی‌نداشتن به تلفن همراه و کلاس‌های مجازی را رد کرد. آموزش‌وپرورش اعلام کرد: «از فروردین‌ماه یک گوشی توسط مدیر مدرسه در اختیار محمد قرار داده شد و او تا آخرین ساعات پیش از اقدام به خودکشی نیز در شبکه شاد فعالیت داشته است.»

    مدیر روابط عمومی آموزش‌وپرورش بوشهر هم گفت: «صداهای ارسالی دانش‌آموز در برنامه شاد و ارتباطی که با معلمش داشته همه موجود است و این نشان می‌دهد که علت حادثه نداشتن گوشی نبوده است.»

    او از چک‌لیست‌های هفتگی حضور و غیاب گفت؛ از صداها و مدارکی که نشان می‌دهد محمد پای کلاس درس و مدرسه بوده است. از وجود همه این مدارک در سامانه شاد و اینکه محمد گوشی تلفن همراه داشته است.

    او در ادامه گفت: «هنوز ابعاد پنهان این ماجرا مشخص نشده است؛ یعنی دقیقا مشخص نیست که این حادثه قتل یا خودکشی بوده است. تحقیقات مراجع انتظامی و پزشکی قانونی هنوز کامل و منتشر نشده است. پس از انتشار نتیجه تحقیقات از سوی پزشکی قانونی ابعاد آن مشخص خواهد شد.»

    اما دل‌نوشته‌های معلم محمد که در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد، حکایت دیگری دارد؛ معلمی که خسته از تدریس غیرحضوری است، از روزگار سخت مجازی هم. روزگار سخت خانم معلم غم نداشتن گوشی برای دانش‌آموزانش بود اما سخت‌تر از این، نبودن صاحب گوشی است. دل‌نوشته‌ای که هیچ امضایی ندارد؛ حتی نام معلم کلاس پنجم مدرسه باهنر هم پای آن نوشته نشده است.

    پیکر محمد موسوی‌زاده، دانش‌آموز یازده ساله دیری، یکشنبه بیستم مهر در امامزاده سیدجمال‌الدین بردستان به خاک سپرده شد.

    «پرونده حادثه جان‌باختن دانش‌آموز پسر یازده ساله در دست بررسی است و هنوز علت جان‌باختن برای ما محرز نشده است.» این را دادستان عمومی و انقلاب دیر می‌گوید.

    علی یزدانی‌پور بیان کرد: «پزشکی قانونی با توجه به اینکه برای بررسی حادثه نیاز به وجود جسد نبوده، جواز دفن را صادر کرده و جسد او به خانواده‌اش تحویل داده و خاکسپاری شده است اما پرونده این حادثه در شعبه بازپرسی دیر باز و در حال بررسی است.»

    آلارم‌های یک خودکشی

    دلایل خودکشی، عوامل زمینه‌ای همچون مشکلات و اختلالات روانی دارد. وقتی فرد به میزانی از ناامیدی می‌رسد که تحمل و امید را به ‌طور کامل از دست می‌دهد، جسم خود را عامل این تلخی‌ها و ناگواری‌ها تلقی می‌کند و تصمیم می‌گیرد که از آن انتقام بگیرد اما گاهی در اعتراض دست به این اقدام خودخواسته می‌زند. به نظر برخی از کارشناسان امور اجتماعی عوامل مختلفی از جمله ژنتیک، سابقه خانوادگی در خصوص خودکشی یا اقدام به‌ خودکشی، تجربیات ناموفق در زندگی، سلامت روانی، سبک زندگی، موقعیت شغلی و روابط فردی در تغییر افکار و رفتارهایی که منجر به خودکشی می‌شود، نقش دارد.

    «به طور کلی افزایش آمار خودکشی در جامعه معلول عوامل مختلفی است که در رأس آنها مشکلات اقتصادی و معیشتی است» این را سعید خراط‌ها – آسیب‌شناس – می‌گوید.

    او خودکشی در میان نوجوانان را پدیده‌ای نه چندان جدید می‌داند که در دهه ۹۰ اوج گرفته است. او می‌گوید: «استرس، سردرگمی، ترس، عدم اطمینان و فشارهایی که برای موفق‌نشدن در تحصیل وجود دارد یا حتی کم‌بودن توانایی فرد در حل مسائل و تصمیم‌گیری‌های درست باعث افزایش آمار خودکشی در میان نوجوانان می‌شود. یکی از علل مهم خودکشی افسردگی‌های مزمن است که این نوع افسردگی احساس آینده خوبی‌نداشتن و پوچی را در فرد ایجاد می‌کند و باعث شکل‌گیری انگیزه خودکشی می‌شود. دلیل دیگر این امر فقر و استیصال است که فشارهایی را در زندگی ایجاد می‌کند و سرانجام سبب می‌شود تا فرد راهی به جز خودکشی در برابر خود نبیند. شاید سختگیری‌های والدین هم به این خودکشی‌ها دامن بزند یا شکست‌های عاطفی، حتی سختگیری‌های مسئولان مدرسه و تحقیر دانش‌آموز میان گروه همسالان، همچنین دلیل دیگر تنش‌های خانوادگی و مشکل‌هایی است که ریشه در دوره کودکی فرد دارد و احساس ناامیدی، یأس و بی‌پناهی به دانش‌آموز دست می‌دهد. اما باید گفت هر شخصی که به خودکشی دست می‌زند تمایل به ادامه زندگی دارد اما به دلیل اینکه راهی نمی‌یابد و از همه عوامل ناامید شده است، خودکشی می‌کند.»

    این آسیب‌شناس فرهنگسازی را مهم‌ترین وظیفه رسانه‌ها به منظور کاهش خودکشی در جامعه دانست و گفت: «رسانه‌ها باید در زمینه فرهنگسازی به واقع‌بینی روی بیاورند و باید افراد متخصص از لحاظ اجتماعی، روانشناسی و اقتصادی، واقعیت خودکشی و ضررهایی را که متوجه شخص می‌شود، برای جامعه بازگو کنند. همچنین این حقیقت به فرد القا شود که با خودکشی تنها به خود آنها ضرر می‌رسد. رسانه‌ها باید راه‌های مبارزه و نجات از تنگناها را به افراد جامعه آموزش دهند و از کلی‌گویی بپرهیزند.»

    منبع: شهروند

     

     

    اخبار حوادث|

  • سفرهای استانی قالیباف بی‌شک شائبه انتخاباتی دارد / نمایندگان مجلس به سفرهای شائبه‌دار قالیباف ورود کنند

    سفرهای استانی قالیباف بی‌شک شائبه انتخاباتی دارد / نمایندگان مجلس به سفرهای شائبه‌دار قالیباف ورود کنند

     

    سفرهای استانی قالیباف بی‌شک شائبه انتخاباتی دارد / نمایندگان مجلس به سفرهای شائبه‌دار قالیباف ورود کنند

     

    اعتمادآنلاین| به نظر می‌رسد محمدباقر قالیباف بعد از جلوس روی صندلی اول بهارستان و به یدک کشیدن عنوان پرطمطراق «رئیس مجلس» هم نتوانسته رویای ریاست‌جمهوری را از ذهن‌اش پاک کند‌. به همین دلیل این روزها به طور متوالی از این استان به آن استان می‌رود و در شرایطی که این سفرها را سفرهایی خدماتی در راستای حل مشکلات مردم عنوان می‌کند، بسیاری از سیاسیون دو جریان اصلی این اقدام رییس مجلس را اقدامی تبلیغاتی برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم قلمداد می‌کنند.

    حسین کنعانی‌مقدم، فعال سیاسی اصولگرا، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: حساسیت نمایندگان مجلس نسبت به چگونگی اجرای امور فی‌نفسه عمل خوبی است و می‌تواند به بهتر شدن امر نظارت کمک کند. با این حال سفرهای استانی آقای قالیباف به عنوان رئیس مجلس بی‌شک شائبه انتخاباتی دارد. به هر حال مجلس حدود ۲۹۰ نماینده دارد که هر یک از آنها می‌توانند امور مربوط به حوزه انتخابیه خود را زیر نظر بگیرند و ضرورتی برای سفر رئییس مجلس به استان های مختلف احساس نمی‌شود.

    دبیر کل حزب سبز در ادامه سخنانش گفت: آنچه واضح است و انکار نمی‌شود،‌ این است که سفرهای استانی قالیباف با انگیزه انتخاباتی انجام می‌شود. ایشان در حالی از مسئولیت قانونی بهره‌برداری انتخاباتی می‌کند که سایر رقبای احتمالی‌اش در انتخابات ۱۴۰۰ از چنین موقعیتی محروم هستند. پس به راحتی می‌توان اینطور نتیجه‌گیری کرد که رئیس مجلس باید به این سفرها خاتمه بدهد، تا عدالت کم‌رنگ نشود. همچنین رئیس مجلس باید به جای اینکه به فکر حضور در انتخابات سال آتی باشد، به امور مربوط به نمایندگی مردم در مجلس رسیدگی کند.

    او تصریح کرد: مجلس یازدهم کمی بیشتر از ۴ ماه است که شروع به کار کرده و تا همین امروز هم کلی لایحه و طرح بر زمین مانده‌اند و صفی طولانی از لوایح و طرح های نیمه‌کاره منتظر تعیین تکلیف هستند. به همین دلیل نمایندگان مجلس یازدهم باید به مساله سفرهای قالیباف ورود و از حق نمایندگی‌شان برای خاتمه دادن به این کار استفاده کنند.

    وی توضیح داد: اینکه رئیس مجلس کشور به این آشکاری به فکر انتخابات ریاست‌جمهوری باشد و به جای رتق و فتق وظایف نمایندگی کارهای انتخاباتی را در اولویت بداند، به خودی خود هم باعث کوتاهی در انجام وظیفه‌های قانونی و رسمی می‌شود. از سوی دیگر مردم هم به این ذهنیت می‌رسند که وقتی ما این همه مشکل داریم  و روز به روز سختی‌‌های بیشتری را به جان می‌خریم، رئیس مجلس به جای تلاش برای کاهش مشکلات، یک‌سال زودتر از روز انتخابات به فکر این است تا برنده شده و به در راس دولت جای بگیرد.

    حسین کنعانی‌مقدم در پایان گفت: کشور در شرایطی به استقبال انتخابات ۱۴۰۰ می‌رود که نارضایتی عمومی شدت گرفته است‌. حالا در چنین فضایی اگر مردم مسئولین را نسبت به مشقت‌های خود بی‌اهمیت ببیند، نه تنها برای رای دادن ترغیب نمی‌شوند‌ بلکه روز به روز بر تعداد  آنهایی که حضور در انتخابات را بی‌نتیجه می‌دانند،‌ افزوده خواهد شد.

    چکیده گفت‌وگو با حسین کنعانی‌مقدم

    -نمایندگان مجلس حوزه انتخابیه خودشان را زیر نظر بگیرند

    -سایر رقبای احتمالی‌ قالیباف در انتخابات ۱۴۰۰ از موقعیت سفرهای استانی محروم هستند

    -رئیس مجلس باید به این سفرها خاتمه بدهد، تا عدالت کم‌رنگ نشود

    -رئیس مجلس باید به به امور مربوط به نمایندگی مردم در مجلس رسیدگی کند

    -رئیس مجلس به جای تلاش برای کاهش مشکلات، یک‌سال زودتر از روز انتخابات به فکر این است تا در راس دولت جای بگیرد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آقای پناهیان حوزه علمیه ما را غصب کرده‌اند / حتی به حرف آقای رئیسی هم تمکین نمی‌کند

    آقای پناهیان حوزه علمیه ما را غصب کرده‌اند / حتی به حرف آقای رئیسی هم تمکین نمی‌کند

     

    آقای پناهیان حوزه علمیه ما را غصب کرده‌اند / حتی به حرف آقای رئیسی هم تمکین نمی‌کند

     

    اعتمادآنلاین| حجت‌الاسلام محمد اشرفی‌اصفهانی، رئیس سابق هیئت بدوی تخلفات نهاد ریاست‌جمهوری و موسس مسجد جامع امیرالمؤمنین در گفت‌وگویی درباره پناهیان گفت:

    مجموعه مسجد‌جامع امیرالمؤمنین از یک چادر شروع شد؛ در سال ۱۳۷۲ یک سوله زده شد و الان یک مجموعه کم‌نظیر در تهران است که من مؤسس و متولی آن هستم. اگر کسی بخواهد بدون رعایت مسائل شرعی، الهی، اخلاقی و فقهی از این کانال‌ها بگذرد، این از نظر من درست نیست و این ورود در مسائل خلاف شرع است. ا

    ینجا یک تپه خاک بود و این خاک را ما به یک مجموعه عظیم فرهنگی تبدیل کردیم. خط قرمز من، حوزه علمیه آن است که به نام پدر شهیدم است. این حوزه علمیه باید زیر نظر شخص من یا کسی که مورد اعتماد من است، اداره و مدیریت شود.

    جناب آقای پناهیان، به‌صورت ناخودآگاه در این مجموعه آمدند و چندین‌بار هم به ایشان تذکر دادیم.

    در جلساتی که ایشان و مدیر حوزه‌های علمیه تهران بودند، بارها گفتم که اینجا حوزه علمیه شهید محراب اشرفی‌اصفهانی است که خط قرمز من است و باید در اختیار من باشد.

    آقای پناهیان جایی را تحت عنوان «دارالحکمه» تأسیس کردند و از موقعیت و جایگاه حوزه ما استفاده کردند؛ یعنی در‌واقع ایشان مکان حوزه علمیه اشرفی‌اصفهانی را به‌عنوان مؤسسه دارالحکمه غصب کردند.

    از همه مراجع معظم تقلید قم به‌عنوان متولی شرعی دستخط دارم که آنها من را متولی شرعی می‌دانند.

    مقام معظم رهبری هم در سال ۹۰ که به کرمانشاه آمدند، بنده نامه‌ای خدمت ایشان نوشتم. آن موقع اوقاف می‌خواست حرکت‌هایی انجام دهد که من به ایشان منتقل کردم و ایشان بلافاصله با رئیس اوقاف آن زمان برخورد کرد و فرمودند: «مسجدی که آقای اشرفی به اعتبار خودش و پدرش ساخته، در کارهای آنها دخالت نکنید و فضا را در اختیار آنها قرار دهید» و مسئله حل شد.

    آقای پناهیان از این موقعیت مقداری سوءاستفاده کردند و در این فضا مانده‌اند و مکان را اشغال کردند. من بارها این مسئله را به رئیس حوزه‌های علمیه کشور، جناب آقای اعرافی، آقای بوشهری و آقای مقتدایی منعکس کردم که ایشان نباید اینجا بمانند.

    آقای پناهیان چندی پیش گفتند دوستانی دارم که به من کمک مالی می‌کنند و خود را با امام و مقام معظم رهبری مقایسه کردند که این حرف بسیار نامطلوبی بود. جناب آقای پناهیان که رفقایی دارند که می‌توانند میلیاردی به ایشان کمک کنند، فضایی را هر‌چه سریع‌تر پیدا کنند و دارالحکمه خود را تحت عنوان هر‌چه هست، به آنجا انتقال دهند.

    این فضا و مکانی که ایشان اشغال کرده‌اند، باید در اختیار من باشد.

    به آقای رئیسی، رئیس قوه قضائیه که از من خواسته بودند فضایی از آن را برای مؤسسه «الهادی» در اختیار ایشان قرار دهیم، قول داده بودم که چنانچه آقای پناهیان این فضا را خالی کند، تحویل آقای رئیسی بدهیم که متأسفانه ایشان همچنان این فضا را در اختیار خود گرفته است و حاضر نیستند موازین شرعی و اخلاقی را رعایت کنند. امیدواریم که ان‌شاءالله هرچه زودتر این مشکل ما با ایشان حل شود.

    منبع: شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سردبیر کیهان: شاید ترامپ تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهنم برود

    سردبیر کیهان: شاید ترامپ تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهنم برود

     

    سردبیر کیهان: شاید ترامپ تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهنم برود

     

    اعتمادآنلاین| حسین شریعتمداری در بخش‌هایی از سرمقاله روزنامه کیهان نوشت:

    روز جمعه دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه با رادیو «راش لیمبو» ضمن تهدید ایران، از الفاظ بسیار زشت و رکیکی علیه کشورمان استفاده کرد و گفت: «ایران، این را می‌داند. آنها اخطار گرفته‌اند که اگر [… (الفاظ رکیک)] و کار بدی علیه ما انجام دهند، بلایی سرشان می‌آوریم که تا حالا سابقه نداشته است»! در این خصوص گفتنی است:

    * ترامپ می‌گوید اگر ایران دست به اقدامی بزند… یعنی از تهدید ایران به انتقام وحشت‌زده است. بنابراین تهدید او علی‌رغم ظاهر آن، نشانه وحشت از تهدید ایران است که از قاتلان شهید سلیمانی و ابو‌مهدی انتقام سختی خواهد گرفت و ترامپ می‌داند که تهدید ایران به انتقام برخلاف تهدیدهای آمریکا توخالی نیست.

    * فحاشی و ناسزا‌گویی ترامپ که با اعتراض مقامات و رسانه‌های آمریکایی و اروپایی نیز رو‌به‌رو شده است، از دست خالی آمریکا در مقابل ایران حکایت می‌کند. شرایط امروز آمریکا و بحران‌های شکننده‌ای که با آن رو‌به‌روست حتی برای مقامات ارشد و صاحبنظران و کارشناسان برجسته آمریکایی نیز قابل کتمان نیست و تقریباً تمامی آنها از حرکت آمریکا روی قوس نزولی خبر می‌دهند و افول آن را قطعی می‌دانند.

     * نزدیک به ۴۱ سال است که آمریکا و متحدان غربی و عبری و عربی آن از هیچ تلاشی برای مقابله با ایران اسلامی چشم نپوشیده و تمامی توان نظامی، سیاسی و اقتصادی خود را به میدان آورده‌اند و اگرچه این درگیری برای جمهوری اسلامی ایران نیز بی‌هزینه نبوده است ولی طی ۴۱ سال گذشته، همه‌روزه بر اقتدار ایران افزوده شده و توان و قدرت آمریکا با ضعف و کاهش رو‌به‌رو بوده است و به قول ریچارد ولف، اقتصاددان و استاد دانشگاه ماساچوست، آمریکا در مقابل ایران شکست خورده است ولی مقامات آمریکایی جرأت ندارند به این واقعیت اعتراف کنند.

    شریعتمداری سرمقاله خود را با اشاره به سالروز شهادت امام رضا (ع) به پایان رسانید:

    در فروردین ماه سال ۱۲۸۷ هجری شمسی، ارتش روسیه تزاری به مشهد مقدس حمله‌ور شده و بارگاه امام رضا علیه‌السلام را به توپ بستند و نزدیک به یکصد نفر از زائران حضرتش را به شهادت رسانده و شمار فراوانی را مجروح کردند. اشعار زیر را که به چند بیت آن اشاره می‌شود، سید اشرف‌الدین حسینی (مدیر نشریه نسیم شمال) در همان روزها خطاب به نیکلای، تزار روسیه سروده است؛

    دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد
    در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد
    چشمم به ضریح شه والا گُهر افتاد
    این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد
    با آل علی هرکه درافتاد، ورافتاد
    کام و دهن از نام علی یافت حلاوت
    گل در چمن از نام علی یافت طراوت
    هرکس که به این سلسله بنمود عداوت
    در روز جزا جایگهش در سقر افتاد
    با آل علی هرکه درافتاد، ورافتاد
    هرکس که به این سلسله پاک جفا کرد
    بد کرد و نفهمید و غلط کرد و خطا کـرد
    دیدی که یزید از ستم و کینه چه‌ها کرد
    آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد
    با آل علی هرکه درافتاد، ورافتاد

    در فاصله کوتاهی پس از آن جنایت هولناک، نیکلای، تزار روسیه و ۷۰۰ نظامی روس که در گلوله‌باران حرم رضوی‌(ع) شرکت داشتند به طرز فجیعی به قتل رسیدند که ماجرای درس‌آموز و عبرت‌انگیزی دارد و البته بیرون از محدوده این وجیزه است که شاید در فرصتی دیگر و به مناسبتی دیگر به آن بپردازیم.

    و بالاخره چه می‌دانیم شاید ترامپ، قاتل سرداران شهیدمان حاج قاسم سلیمانی و ابو‌مهدی‌ المهندس قبل از انتخابات ریاست جمهوری پیش‌روی آمریکا به جهنم برود. خدا را چه دیده‌اید؟

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • پزشک سابق کاخ سفید: جو بایدن صلاحیت روانی برای ریاست‌جمهوری را ندارد

    پزشک سابق کاخ سفید: جو بایدن صلاحیت روانی برای ریاست‌جمهوری را ندارد

     

    پزشک سابق کاخ سفید: جو بایدن صلاحیت روانی برای ریاست‌جمهوری را ندارد

     

    اعتمادآنلاین| «رانی جکسون»، پزشک سابق کاخ سفید گفته که «جو بایدن»، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا از صلاحیت روان‌شناختی لازم برای اداره امور آمریکا برخوردار نیست.

    جکسون که به تازگی برای ورود به کنگره نامزد هم شده با اشاره به افت توانمندی‌های شناختی (ذهنی) جو بایدن گفته که نظرش را صرفاً به عنوان یک «شهروند دغدغه‌مند» مطرح کرده و نه سیاستمداری که نامزد تصدی کرسی کنگره آمریکا است.

    او گفت: «من وقتی از منظر یک شهروند این کشور عملکرد جو بایدن در رقابت‌های انتخاباتی را بررسی می‌کنم می‌بینم که او از توانمندی‌های ذهنی و قابلیت‌های شناختی لازم برای به دست گرفتن سمت فرماندهی کل قوا و ریاست‌جمهوری کشور را ندارد.»

    جکسون اضافه کرد: «واقعاً فکر می‌کنم لازم است از او قبل از اینکه فرماندهی کل قوا را به دست بگیرد نوعی آزمون توانمندی‌های شناختی گرفته شود.»

    این پزشک سابق کاخ سفید در ادامه سخنانش تصریح کرد که اظهارات او به عنوان ارائه نوعی ارزیابی روان‌شناختی از جو بایدن نیست.

    پیش از این سلامت روانی «دونالد ترامپ» هم با تشکیک‌های جدی روبرو شده است. او از زمانی که در سال ۲۰۱۶ قصد خود برای ورود به رقابت‌های انتخاباتی را اعلام کرد مسئله‌ای بوده که همواره مورد سئوال بوده است.

    گروه زیادی از روان‌پزشکان در آمریکا بارها گفته‌اند که ترامپ به اختلال شخصیت خود شیفته یا اختلال شخصیت جامعه‌ستیز مبتلا است و از صلاحیت روانی لازم برای اداره امور ایالات متحده برخوردار نیست.

    منبع: فارس

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • یک روحانی از علت اعتیاد به پورنوگرافی در بین جوانان گفت

    یک روحانی از علت اعتیاد به پورنوگرافی در بین جوانان گفت

    یک روحانی از علت اعتیاد به پورنوگرافی در بین جوانان گفت

     

    اعتمادآنلاین| حجت الاسلام و المسلمین عباسی آغوی در بخش‌هایی از سخنان خود گفت: جسم ما در رفتار ما قطعا اثرگذار است؛ پس این مسئله مهم است که من به جسم خود رسیدگی کنم؛ خواب، خوراک و ورزش سه مسئله بسیار مهم برای حل این مشکل است.

    یکی از ویژگی های افراد مبتلا به هرزه نگاری این است که تا دیروقت بیدار هستند و این افراد به سراغ فضای هرزه نگاری می روند.

    اینترنت های شبانه ای که گاهی اپراتورها می دهند، بسیار مشکل‌زاست؛ این اپراتورها برای اینکه در یک تایمی که مشتری ندارند، اینترنت خود را بفروشند، اینترنت های شبانه را گذاشته اند؛ اما به این مسئله فکر نمی کنند که نوجوان ما با هزینه کم به این فضا مبتلا می شود.

    شخصی که مبتلا به این فضاست، نباید اینترنت شبانه بگیرد؛ باید به موقع بخواهد و خوراک نیز در او تأثیرگذار است. نباید غذای چرب بخورند و از  غذاهای با طبع گرم بکاهد و در کنار این کارها، حتما ورزش و تحرک منظم داشته باشد؛ چراکه وقتی انرژی در قالب ورزش تخلیه می شود، کمتر به سمت و سوی این مسائل خواهد رفت.

    منبع:‌خبرگزاری حوزه

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • چرا اصولگرایان از ضرغامی هراس دارند؟

    چرا اصولگرایان از ضرغامی هراس دارند؟

     

    چرا اصولگرایان از ضرغامی هراس دارند؟

     

    اعتمادآنلاین| روز گذشته سایت دلواپس مشرق نوشت: «عزت‌ا… ضرغامی، فعال اصولگرا و رئیس اسبق سازمان صداوسیما به‌تازگی در اشاره‌ای تلویحی به انتخابات ۱۴۰۰ گفته است: اگر سال بعد تاییدصلاحیت نشوم به‌خاطر حضور آملی‌لاریجانی در شورای نگهبان است! او همچنین اظهار می‌کند: برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ آماده‌ام. حداقل یکسال است به‌طور مستمر جلسات اقتصادی برای اداره کشور دارم.» و از تیتر «شوخی خطرناک ضرغامی با شورای نگهبان»

    استفاده کرده است. در بخشی از نوشتار این سایت تصریح شده است: «البته ما متوجه طنازی‌های آقای ضرغامی هستیم اما بهتر بود ایشان نیز متوجه حساسیت وظایف خطیر شورای محترم نگهبان باشند. چه اینکه در مقطع کنونی که دشمنان در جبهه‌ای چندوجهی مشغول حمله به شورای نگهبان هستند و امیدوارند که بتوانند کاندیداهای بدسابقه و فاقد کارنامه را تحمیل کنند؛ بعید است که لحن شوخی آقای ضرغامی در این اظهارات فهم شود! رای شورای نگهبان برای همه نامزدها نیز یک رای فردی نیست که خدای نکرده کسی به شوخی یا جدی علت ردصلاحیت خود را این یا آن عضو شورای نگهبان معرفی کند.

    و البته همه کاندیداهای بالفعل و بالقوه باید به سازوکار قانونی انتخابات در نظام جمهوری اسلامی ملتزم باشند و التزام خود را نیز رسما بیان کنند نه اینکه فضا را به سمت حواشی هدایت کنند که فرجام خاصی نخواهد داشت. التزام به قواعد انتخاباتی البته بیشتر برازنده نامزدها و رجال اصولگراست که به رعایت قانون و سر نهادن به قوانین موضوعه کشور شهره‌اند.» این سطور یک معنای دیگری هم می‌تواند داشته باشد که گویی ضرغامی دیگر در اردوگاه اصولگرایی دارای جایگاه قبلی نیست!

    پایان خط‌قرمزهای اصولگرایی برای ضرغامی

    نمی‌توان انکار کرد که ضرغامی عضوی از اردوگاه اصولگرایی است و در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ نامش در فهرست نامزدهای جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب) بود؛ اما رای کافی نیاورد و خاطره تلخی از انتخابات ریاست‌جمهور در زیر چتر اصولگرایی برای او رقم خورد. به همین دلیل بود که ضرغامی مسیر خود را تغییر داد و اینگونه گفت: «سیاستمداران به مرد و نامرد تقسیم می‌شوند که در هر دو دسته‌ اصولگرا و اصلاح‌طلب وجود دارند.»

    ضرغامی اصرار داشت تفاوتش با آن روزها که حامی بی‌چون و چرای اصولگرایان بود به همگان اثبات شود به‌عنوان حاضر شد خط‌قرمز اصولگرایان را زیر پا بگذارد و بنویسد: «کوروش، مرد الهی و به احتمال زیاد همان ذوالقرنین است. او افتخار ملی ماست. باید بین عناصر مشکوک و ضد انقلاب با مردم علاقه‌مند به تاریخ و میراث فرهنگی کشور تمایز قائل شد.»

    یا اظهارنظر او که همسو با اصلاح‌طلبان بود به مورد حساس سپنتا‌ نیکنام بازمی‌گردد. ضرغامی در این باره نوشت: «ضرورت احترام به افکار عمومی به‌‌ویژه مردم متعهد یزد (مسلمان و زرتشتی) که بر اساس نظامات قانونی و اعلامی قبلی به آقای سپنتا رای داده‌اند، بهترین دلیل در تایید عضویت آقای نیکنام در شورای شهر یزد است…»

    برخی اظهارات و نوشتارهای ضرغامی به نوعی حجت را بر دلواپسان برای رقیب فرض کردن او تمام کرد مانند آن روزی که تاکید کرد: «به من اشکال گرفتند که چرا یک موی چه‌گوارا را به هزار نماز شب‌خوان منحرف ترجیح داده‌ام. مرحوم آیت‌ا… منتظری می‌گوید، حضرت علی(ع) در جنگ نهروان ۴هزار فتنه‌گر نماز شب‌خوان را گردن زد.» یا درباره حضور بازیگر پیش از انقلاب، ناصر ‌ملک‌مطیعی در صداوسیما نیز باوجود مواضع صریحش علیه جریان فیلمفارسی نوشت: «شرایط دهه اول سینمای بعد از انقلاب، مرزبندی‌هایی را بین هنرمندان سینما ایجاد کرد. این مرزبندی‌ها تا امروز هم ادامه دارد.

    دلیل خاصی هم وجود ندارد که مثلا چرا فلان بازیگر قبل از انقلاب مجاز است و دیگری غیرمجاز! مدیران بعدی سینما و تلویزیون هم تا حدی مقهور این مرزبندی‌ها شدند.» روزی هم این اظهاراتش همه را شگفت‌زده کرد: «الان رئیس قوه قضائیه وقت یعنی آیت‌ا… آملی لاریجانی بگوید حالا این یک مدیر بوده که فساد کرده و به من ربطی ندارد، شاید در مواردی تا حدی قابل پذیرش باشد اما در این مصداق خاص، این سخن قابل قبول نیست.»

    پیام همنشینی با اصلاح‌طلبان

    ضرغامی برای اثبات تغیرات در مشی و مرام خود به ارسال توئیت‌های نوشتاری اکتفا نکرد و روزی با انتشار تصویری همه را شوکه کرد. او در کنار حسین کروبی فرزند شیخ مهدی کروبی مشغول نوشیدن چای بود. ضرغامی در توضیح این عکس می‌گوید: «آقای کروبی در دوره ریاست مجلس ششم به نیروهای تندروی مشارکتی اعتماد نداشت. از من خواسته بود تا مطالب مهم را مستقیما یا از طریق حسین آقا به ایشان اطلاع دهم، نه دفتر ریاست! به همین دلیل رابطه من با ایشان صمیمی و صریح است.»

    ضرغامی را دیگر اصولگرا نمی‌دانند

    به نظر می‌رسد ضرغامی دیگر مثل قبل جایگاهی در اردوگاه اصولگرایی ندارد و ادعاهای این روزها علیه او نشان‌دهنده این است که مدیر اسبق صداوسیما نه تنها در دایره اصولگرایی تعریف نمی‌شود بلکه یک رقیب سیاسی و منتقد جدی جریان اصولگرایی محسوب می‌شود که دلواپسان تکلیف خود می‌دانند به هر نحوی که امکان دارد او را از عرصه سیاست به‌ویژه کاندیداتوری برای انتخابات ریاست‌جمهوری دور کنند. ماجرای چالش‌های ضرغامی با اصولگرایان کماکان ادامه دارد که اوجش در زمان انتخابات ۱۴۰۰ خواهد بود.

    منبع: آرمان ملی

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان