
نویسنده: برترین ها
-

نقش پارچهها در دکوراسیون منزل چیست؟
برترینها: پارچهها همیشه بهعنوان عناصری اصلی و مهم در دکوراسیون منزل ایفای نقش کردهاند. پیش از این تأثیر پارچهها در سبک و شکل کلی دکوراسیون تأثیرگذار بود، اما امروزه نقش پارچه در کنار تحولات بسیار در زمینه نساجی، تنوع بالای طرح، نقش و همینطور جنس انواع پارچهها گستردگی بسیاری پیدا کرده و چندین برابر شده است.
به همین دلیل نیز باید در انتخاب آنها در هر ابعاد و هر بخشی از منزل که هستند دقت بالایی به کار برد. در این مطلب همراه ما باشید تا در این رابطه بیشتر بدانیم.

کیفیت بهتر و گزینههای بیشتر
عملکرد منسوجات و پارچهها در بسیاری از مواقع چیزی بیشتر از زیبایی فضاست. با انتخاب یک پارچه در دکوراسیون منزل میتوان تأثیرات بسیاری از جمله مقاومت در برابر زدگی و خشخوردگی، لکهگیری، استحکام در برابر شرایط آب و هوایی و… را نیز شاهد بود. امروزه طیف گستردهای از تولیدکنندگان منسوجات، پارچههایی متنوع و متفاوت را وارد بازار کردهاند که انتخاب هر کدام از آنها پروژهای مهم در طراحی دکوراسیون منزل به شمار میرود.
امروزه تقریباً هیچ پروژه طراحی دکوراسیون منزلی وجود ندارد که بخش زیادی از توجه خود را به انتخاب پارچهها معطوف نکند، به همین دلیل نیز میتوان گفت که بخشی تأثیرگذار و اساسی در صنعت دکوراسیون داخلی به منسوجات باز میگردد. طراحان داخلی و تولیدکنندگان برای انتخاب یک کاناپه چیزی بیش از شکل ظاهری آن را میسنجند، چیزهایی از جمله ماندگاری پارچههای استفادهشده در مبلمان اهمیتی فراتر دارند و میتوانند در استفاده و چیدمان آن محصول اثرگذار باشند.
به طور کلی تولیدکنندگان پارچه برای طراحی یک محصول بسته به نیاز صاحبخانه میزان متفاوتی از بافت، خطوط، استقامت و… را در پارچههای خود ایجاد میکنند، برای مثال بسیاری از پارچهها مدلهایی هستند که ضد آب بوده و در مقابل هر گونه رطوبت، آسیبی نمیبینند. به همین دلیل نیز این نوع از پارچهها بیشتر مناسب مناطق مرطوب هستند و انتخاب خوبی برای کسانی به شمار میروند که نمیتوانند مبلمان خود را به راحتی تمیز کنند.
در کنار این نوع از محصولات، بسیاری از طیف پارچههای سنگین به نوعی از روکش پلاستیکی بهره گرفتهاند. این پارچهها میتوانند نفوذپذیری بسیاری کمی از خود نشان دهند و به همین دلیل نیز انتخابی هوشمندانه برای فضاهای پر رفت و آمد باشند، چراکه لکه کمتری میگیرند و در صورتی نیز که آلوده شوند میتوان آنها را راحتتر تمیز کرد.

برخی از طراحان داخلی معتقدند که انتخاب مبلمانی با پارچه چرمی میتواند برای بسیاری از شرایط، ایدهآل به نظر بیاید، برای مثال بسیاری از افراد ترجیح میدهند در مبلمان خود غرق شوند و کاملاً راحت باشند، این ویژگیای است که مبلمانی با پارچه چرمی برای شما فراهم میکند. به علاوه اینکه این نوع از مبلمان غالباً بسیار راحت تمیز میشوند و لکهای نیز به خود نمیگیرند، ولی خوب باید این را نیز بگوییم که احتمال خراش یا خشخوردگی در آنها بالاست.
همانطور که تا به اینجا دیدید قسمت بسیاری از عملکرد تولیدکنندگان و شرکتهای نساجی بسته به تقاضاهای مشتریان میتواند متفاوت باشد. قطعاً انتخاب پارچه برای وسایل منزل تأثیر بسیار زیادی در روند استفاده و همینطور نگهداری از آن خواهد داشت. قطعاً انتخاب پارچههایی که برای عملکردهای مشخصی طراحی شدهاند میتوانند خیال شما را مراتب راحتتر کنند.
ارزش پارچهها در فضای خانه
یکی از مسائلی که در انتخاب پارچهها در دکوراسیون منزل برای بسیاری از افراد تبدیل به دغدغه میشود استفاده از آنها در فضاهای داخلی و خارجی است. بسیاری از پارچهها از ارزش بالایی برخوردار هستند و به نوعی خودشان یک شکلی از سرمایهگذاری به شمار میروند، به همین دلیل نیز غالب افراد ترجیح میدهند که آنها را در مناطق پر رفت و آمد و یا فضاهای بیرونی استفاده نکنند.
معمولاً پارچههایی که در معرض لکه قرار میگیرند و در فضاهایی از جمله دکوراسیون ناهارخوری و یا آشپزخانه استفاده میشوند نباید از مدلهایی بسیار ارزشمند باشند، چراکه احتمال سالم ماندن آنها از هر گونه آسیب بسیار کاهش پیدا میکند. به علاوه آنکه خانههایی که در آنها حیوان خانگی وجود دارد نیز محدودیتهایی در نحوه استفاده از پارچهها را خواهند داشت.

طبیعتاً عملکرد پارچههای مورد استفاده در خانه میتوانند تا حدودی شیوه استفاده از آنها را در فضاهای مختلفی از خانه تحت تأثیر قرار دهد، برای مثال خیلی از کسانی که در خانه خود فرزند کوچک دارند و احتمال خرابکاری آنها بسیار است، نمیتوانند به سراغ پارچههای کم استحکام و ظریف بروند و آنها را در معرض آسیب قرار دهند.

بسیاری از طراحان دکوراسیون به دنبال راههایی هستند تا بتوان بسیاری از پارچهها را در فضاهای متفاوتی نیز مورد استفاده قرار داد، برای مثال امروزه بسیاری از انواع پارچههایی در بازار موجود هستند که انتخاب ایدهآلی برای استفاده در حیاط، پاسیو، بالکن و… به شمار میآیند. بسیاری از طراحان فرشهایی را در فضای بیرونی استفاده میکنند که ضخامت و استحکام بالایی دارند و کمتر در معرض آسیب قرار میگیرند. بسیاری از این پارچه میتوانند در عین حال که زیبایی فضای مورد نظر را بیشتر میکنند، مقاومت بالایی نیز از خود نشان دهند و از این بابت نیز خیال صاحبان خانه را راحت میکنند.
عملکرد پارچه در فضاهای متفاوت

بسیاری از طراحان دکوراسیون بر این باور هستند که تکامل پارچهها و افزایش تنوع عملکرد در آنها نشانگر تفاوت شیوه و سبک زندگی در افراد مختلف هستند. بسیاری از مردم به دنبال گزینههایی هستند که صرفاً بتوانند در زندگی روزمره و راحت خود از آنها استفاده کنند، این در صورتی است که بسیاری دیگر برای محافل رسمی و متفاوتتری به دنبال پارچههایی با عملکردی متفاوت هستند.
طبیعتاً پارچههایی که در فضاهای رسمی و لوکس مورد استفاده قرار میگیرند، نمیتوانند انتخاب خوبی برای افرادی باشند که فقط میخواهند در فضای راحتی مانند نشیمن از آنها استفاده کنند. طبیعتاً اگر شما فرزند کوچکی داشته باشید و بخواهید شرایطی راحت برای او فراهم کنید، هیچگاه به دنبال مبلمانی با پارچههای لوکس و رسمی نخواهید رفت، به همین دلیل است که شیوه زندگی افراد مصرفکننده میتواند تأثیر بسیار زیادی در انتخاب محصولی داشته باشد که عملکرد پارچه متفاوتی را شامل میشود.

شما میتوانید با انتخاب پارچه در فضاهای مختلفی از خانه خود، روحی را در فضای خانه بدمید و آن را زمین تا آسمان تغییر دهید، پس چه بهتر میشود که با انتخابی درست و هوشمندانه عملکرد پارچه مورد استفادهتان را نیز در نظر داشته باشید.
منبع: houzz
-

صفرویکها چطور شما را به سکوت وادار میکنند؟
خبرگزاری فارس – سیده راضیه حسینی: «رسانهها میتوانند به شما تلقین کنند نظر شما در یک موضوع خاص در اقلیّت است و به این شکل شما را وادار به سکوت کنند»؛ این همان نظریه «مارپیچ سکوت» است که سالهاست توسط سیاستگذاران رسانه مورد استفاده قرار میگیرد. طبق این نظریه، کسانی که رسانهها را کنترل میکنند، با این روش هر روز تعداد بیشتری از مردم را به سکوت درباره یک موضوع وادار میکنند. اما با ظهور شبکههای اجتماعی این سیاست قدیمی هم با، اما و اگرهایی روبهرو شد و پژوهشگران متعددی این تغییر و تحولات را بررسی کردهاند تا بفهمند نظریه «مارپیچ سکوت» در شبکههای اجتماعی به چه شکل در آمده است.

مارپیچ سکوت چیست؟
نظریه «مارپیچ سکوت» را خانم الیزابت نوئل نئومان در سال ۱۹۷۳ مطرح کرد؛ در آن سالها رادیو و تلویزیون، رسانههای اصلی جامعه بودند که بیشترین تأثیر را بر مردم میگذاشتند. در این نظریه سه ادعا مطرح شد که مرتبط با هم و نشاندهنده علت تاثیر این مارپیچ هستند. اول اینکه مردم در رفتارها، آمد و شدها و ارتباطات روزمره، افکار عمومی غالب و نظر اکثریت و اقلیت را درک میکنند. یعنی به صورت شهودی میفهمند یا حس میکنند که در هر موضوع، اکثریت چه موضعی دارند. نکته دوم اینکه مردم نمیخواهند در یک موضوع در گروه اقلیت باشند و از انزوا و فشار گروهی میترسند؛ و سومین نکته همان شرایطی است که منجر به مارپیچ سکوت میشود؛ اینکه مردم از از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و برای اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بیاعتنایی قرار نگیرند، سکوت میکنند.
در ادامه، رسانههای جمعی افکار و عقاید اکثریت را بهعنوان عقاید غالب و مسلط منتشر میکنند و همین باعث شدیدتر شدن این روند میشود. به این صورت که حتی بین خود این اقلیّت، حمایت میان فردی از عقیده مشترکشان ضعیف میشود. در نتیجه تعداد افرادی که این عقیدهشان را پنهان میکنند و یا به عقیده اکثریت گرایش پیدا میکنند، روز به روز بیشتر میشود. این روند مارپیچی از سکوت را شکل میدهد که در نهایت به خاموشی یک نظر و فراگیر شدن نظر دیگر میانجامد.
رسانهها پا را فراتر میگذارند
با گستردهتر شدن رسانهها و بیشتر شدن ارتباط مردم با آنها، شکلگیری مارپیچ سکوت توسط آنها از این هم فراتر رفته است. به این صورت که سیاستگذاران رسانهها بر روی عقیده و نظری بهعنوان نظر اکثریت مردم مانور میدهند که ممکن است در واقع اکثریت نباشد. اما با تلقین این موضوع و مانور روی آن، بقیه را به سکوت در مقابل آن مجبور میکنند. این روش باعث میشود بهتدریج افراد بیشتری حس کنند که نظرشان در اقلیت است و ترجیح دهند سکوت کنند و نظر مخالف ندهند. در نتیجه رفتهرفته این مارپیچ گستردهتر میشود و عقیده مطلوب آن رسانهها در جامعه فراگیر و تثبیت میشود.

شبکههای اجتماعی معادلات را عوض میکند
ظهور شبکههای اجتماعی، فضای متفاوتی را برای بیان نظرات افراد و شنیدن نظرات سایرین ایجاد کرد. این تغییرات دو اتفاق مهم را شکل داده است؛ اول اینکه اعضای جامعه میتوانند نظرات خود را در بدون نیاز به رسانههای کلاسیک، با دسته گستردهتری از افراد به اشتراک بگذارند و در فضای مجازی منتشر کنند. پس تولید محتوا در این رسانههای نوین دیگر در کنترل و انحصار رسانههای رسمی نیست. دوم اینکه برای افراد این امکان فراهم شده است که بدون آشکار نمودن هویت واقعیشان، نظرات خود را بیان کنند. در نتیجه هم ترس از انزوا کمتر شد و هم اینکه انعکاس عقاید، دیگر در انحصار رسانههای رسمی نیست. این روند منجر به کمرنگ شدن نظریه مارپیچ سکوت در شبکههای اجتماعی شده است.
دکتر علیرضا دهقان، از اساتید صاحبنظر حوزه ارتباطات در این خصوص میگوید: «در فضای مجازی امکان برقراری شرایط یکصدایی و جلوگیری از تنوع عقاید و نظرها کمتر است. از طرف دیگر در این فضا افراد نگرانی از عکس العمل منفی دیگران ندارند و ترس از انزوا همانند ارتباطات افراد در فضای فیزیکی نیست؛ بنابراین با وجود فضای مجازی که در مورد آن کنترل دولتی وجود نداشته باشد شکلگیری افکار عمومی در قالب مارپیچ سکوت چندان محتمل نیست.»
در خصوص ارتباط مارپیچ سکوت با شبکههای اجتماعی پژوهشهای متعددی انجام شده است. مثلا «پورتن» و «ایلدرز» دو تن از اساتید دانشگاه دوسلدورف آلمان، به بررسی این موضوع پرداختهاند که ارتباطات آنلاین چگونه بر درک افراد از جو حاکم و ابراز عقیدهشان در این فضا تاثیر میگذارد.
در این پژوهش که در ژورنال مطالعات رسانه چاپ شده، آنها اینگونه استدلال میکنند که در شبکههای اجتماعی اولویت داشتن محتواهایی که توسط کاربران تولید میشود به محتوای رسانههای جمعی باعث شده است که درکی که عموم مردم از حال و هوای نظرات سایرین دارند، متفاوت شود. یعنی این دیگر رسانههای جمعی نیستند که به مردم میگویند کدام نظرات در اقلیت هستند و کدام اکثریت؛ بلکه خود مردم وزن مواضع مختلف را در نظرات کاربران شبکههای اجتماعی میبینند و نتیجه میگیرند.
این درکِ متفاوتی که در مورد فضای نظرات برای کاربران شکل میگیرد حتی روی تمایل آنها نسبت به اظهارنظر در خصوص یک موضوع نیز اثر میگذارد. یا نظرات تعداد بیشتری از همفکران خود را میبیند و این باعث میشود حتی اگر در اقلیت باشند، بهخاطر امکان اظهارنظر آزادانهتر در شبکههای اجتماعی، شجاعت بیشتری برای بیان عقیده خود پیدا کنند. یا، چون در شبکههای اجتماعی برخلاف رسانههای رسمی، نظرات اکثریت بازتکرار نمیشود، دیگر خود را اقلیت نمیدانند و نظرشان را بدون ترس از انزوا بیان میکنند؛ بنابراین عملا شبکههای اجتماعی باید فضایی برای شکستن مارپیچ سکوت فراهم کند. اما آیا، اما آیا در واقعیت هم چنین اتفاقی میافتد؟
صفر و یکیها هم به دام مارپیچ میافتند
کیت همپتون، استاد رسانه دانشگاه میشیگان آمریکا تصمیم گرفت این موضوع را در شبکههای اجتماعی بررسی کند. او پژوهشی با مشارکت ۱۸۰۰ نفر طراحی کرد تا نحوه اظهارنظر مردم آمریکا در خصوص افشاگریهای اسنودن در فضای حقیقی و شبکههای اجتماعی را مقایسه نماید. این موضوع از این جهت بهعنوان یک مثال قابل استناد انتخاب شد که در جامعه آمریکا مناقشههای زیادی در مورد آن ایجاد شده و عملا یک دوقطبی از موافقین و مخالفین شکل گرفته بود.
یافتههای این پژوهش نشان داد در شبکههای اجتماعی افراد چنانچه احساس کنند نظرشان از سمت دنبالکنندگانشان پذیرفته شده نیست یا دوستانشان در شبکه اجتماعی با آن مخالف هستند، از اظهار آن خودداری میکنند. درواقع، این همان مارپیچ سکوت الیزابت نئومان بود که حالا خود را در شبکههای اجتماعی بازتولید میکرد. در دنیای حقیقی مردم از از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و برای اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بیاعتنایی قرار نگیرند، سکوت میکنند. اینجا نیز کاربران شبکههای اجتماعی از ترس اینکه دنبالکنندگان و یا دوستانشان واکنش نامطلوبی نسبت به نظرشان نشان دهند، سکوت در موضوع مورد مناقشه را ترجیح میدهند.
بهعبارت دیگر تنها نوع جامعه و شکل واکنشها عوض شده، اما وضعیتی که سکوت را میسازد و تشدید میکند، تغییر نکرده است. حتی در شبکههای اجتماعی هم فشار روانی حاصل از نظرات مخالف، فرد را به سکوت وادار میکند. در نتیجه باز هم در شبکههای اجتماعی عقیده اکثریت (یا گروهی که تصور میشود در اکثریت هستند) غالب میشود. این پژوهش در مقالات بسیاری مورد استناد قرار گرفته است و آنچه بهعنوان نتیجه اصلی آن عنوان میشود این است: «یک مارپیچ سکوت در شبکههای اجتماعی وجود دارد.»

«منیگ هانگ ونگ» استاد دانشگاه فنگ چین نیز در پژوهش دیگری به این نتیجه رسید که کسانی که از شبکههای اجتماعی برای بیان احساساتشان استفاده میکنند و نه برای متقاعد کردن دیگران، ممکن است حتی سطح فعالیتشان را پایین بیاورند و یا کلا آن شبکه اجتماعی را ترک کنند؛ یعنی همان اتفاقی که در مارپیچ سکوت میافتد. در نتیجه بحثها حول موضوع در شبکه اجتماعی یکطرفه و دارای سوگیری میشود.
این موضوع زمانی تشدید میشود که یک عقیده توسط افرادی مطرح شود که نفوذ و محبوبیت بیشتری در شبکههای اجتماعی دارند. مانند سلبریتیها، سیاسیون یا شخصیتهای سرشناس فعال در شبکههای اجتماعی و یا توسط صفحات و یا کانالهایی که توسط سازمانها یا رسانههای رسمی حمایت میشوند و تبدیل به مرجع شبکههای اجتماعی شدهاند.
یک سلبریتی یا یک اکانت شاخص و پرنفوذ ممکن است نظر شخصی خود را بهعنوان عقیده اکثر مردم در صفحه خود منتشر کند و این موضوع توسط هوادارانش وزن پیدا کند و با ایجاد موج در شبکه اجتماعی، فضا را برای ابراز نظر مخالف تنگ کند. این منجر به شکلگیری همان مارپیچ سکوتی میشود که قبلا توسط رسانههای رسمی ایجاد میشد. با این تفاوت که در شبکههای اجتماعی، مردم کمتر متوجه این فرایند میشوند و به اکانتهای پرطرفدار بیشتر اعتماد میکنند و تصور میکنند که عقیده القا شده، نظر اکثریت است.

مارپیچی که ابزار دست قدرت میشود
سیاستمداران یا صاحبان قدرت این قابلیت را مغتنم شمردهاند و با اعمال نفوذ بر سلبریتیها و افراد شاخص شبکههای اجتماعی تلاش میکنند عقیده و نظر خودشان را از زبان آنها مطرح کنند تا از این طریق بهعنوان خواست عمومی جا بیفتد. در کشور ما نیز سیاسیون به همین خاطر ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی هم با سلبریتیها و هم با اکانتهای شاخص و گردانندگان صفحات پرطرفدار در شبکههای اجتماعی برقرار میکنند.
این اتفاق بهویژه حوالی انتخاباتها و همینطور در موضوعات حساس کشور بیشتر میشود و مثلا به ناگاه یک جناح سیاسی یا یک عقیده مشخص بهصورت گسترده در شبکههای اجتماعی مورد توجه اکانتهای پرمخاطب قرار میگیرد تا بعد از مدتی بهعنوان خواست عموم جا بیفتد؛ بهگونهای که کمتر کسی قادر به ابراز نظر مخالف نسبت به آن باشد.
-

۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید
ایرنا زندگی: از قدیم گفتند سخن گفتن، خودش یک هنر است. اگر مقصودمان را طوری بیان میکنیم که مخاطب برداشت متفاوت از مقصود ما میکند، شاید وقت آن رسیده باشد که اندکی در لحن، بیان و جملاتمان دقیق شویم. همه ما میدانیم بعضی خسته نباشیدها، واقعا معنی خسته نباشید نمیدهد و برخی موفق باشیدها نیز معنی موفق باشید نمیدهد. در ادبیاتمان دقیق شویم و برخی جملات را به زبان نیاوریم.

بعضی از حرفها ظاهرشان مشکلی ندارد، اما اطرافیانمان را سخت ناراحت میکند. ظاهرشان مودبانه است و باطنشان، اما میگوید که تنهایم بگذار، تو خیلی به درد من نمیخوری! این حرفها اعتماد به نفس را میکشد و بدون اینکه متوجه شویم به خانواده، دوست و همکارانمان پیامهای بدی را منتقل میکند. بهتر است این ۷ مورد را هرگز به کسی نگوییم:
۱. برای من اهمیتی ندارد
آنچه آنها میشنوند: «من را تنها بگذار. من کارهای مفیدتری نسبت به گوش دادن به تو دارم.»
برای مخاطب خود توضیح دهید که چرا فعلا نمیخواهید در مورد این مساله چیزی بشنوید و چرا الآن زمان مناسبی نیست. اگر مردم برای شما مهم باشند، شما هم برای آنها مهم خواهید بود. به دیگران اهمیت دهید و در مورد علت کارتان توضیح دهید.
۲. شما اشتباه میکنید
آنچه آنها میشنوند: «شما نادان هستید. شما هیچچیز نمیدانید و بیارزش هستید.»
جملات محتاطتری را به کار ببرید: «من فکر میکردم که…»، «درک من این است که…»

۳. شما نمیتوانید آن کار را انجام دهید
آنچه آنها میشنوند: «شما توان انجام کاری که میخواهید را ندارید. هرچقدر هم تلاش کنید، نمیتوانید و بهتر است تلاش نکنید.»
چرا تعیین میکنید که شخصی شکست خواهد خورد! احتمالاً شما حس میکنید وظیفه شماست که جلوی اشتباهات دیگران را بگیرید، قبل از اینکه به خودشان آسیب برسانند. اما ما از شما میپرسیم که چگونه میتوانید قضاوت کنید که افراد برای چه کارهایی مفید هستند؟ اگر شکست بهترین راه برای رشد افراد بود چه؟ دل دیگران را خالی نکنید. شما مأمور به نشان دادن واقعیات به دیگران نیستید.
۴. این کار آسان است
آنچه آنها میشنوند: «این کار برای اکثر مردم آسان است. اگر نمیتوانید این کار را انجام بدهید، احتمالا شما مشکلی دارید.»
هرکسی توانی دارد و سطح دشواری چیزها برای افراد متفاوت است. اگر به فردی بگویید کارش راحت است، او را تضعیف کردهاید. اگر کسی تلاش میکند و به شما اعتماد کرده است، به او ضعفش را یادآوری نکنید. چالشهای مردم را تصدیق کنید و در پی نفی نباشید.
۵. من که به شما گفتم
آنچه آنها میشنوند: «شما به من گوش نکردید. این تقصیر شما است. من خیلی بهتر از شما هستم.»
این را بدانید که شلیک کردن به یک اسب مرده، کار بیفایدهای است. در پی این نباشید که به دیگران بفهمانید اشتباه کردهاند و باید به حرف شما گوش میدادند.

۶. همانطور که قبلا گفتم…
آنچه آنها میشنوند: «شما به حرف من گوش نمیدهید. شما باعث میشوید که حرفم را تکرار کنم. شما آزاردهنده هستید.»
این حرفها یک قاتل برای گفتگو به شمار میروند. اگر کسی از شما سوالی بپرسد و شما به او یادآوری کنید که قبلا پاسخ این سوال را دادهاید، تمایل دیگران برای یادگیری را میکشید و به آنها این حس را میدهید که به آنچه میگویند، علاقه کمی دارید. همین حرفها را اگر با شیوه درست و ادبیات دیگری بگوییم، جلوی بسیاری از سوءتفاهمات را خواهیم گرفت.
۷. موفق باشید
آنچه آنها میشنوند: «موفقیت شما ممکن است، البته اگر شانس بیاورید. البته کارهای شما آنقدر مهم نیستند و احتمالاً در کارهای غیرمهمتان موفق خواهید شد.»
موفقیت دیگران را به شانس نسبت ندهید. بعضی از «موفق باشید» گفتنهای ما با تردید و لحن از بالا به پایینی که دارند، پیامی متفاوت از آرزوی موفق شدن را اعلام میکنند. در عوض تلاش کنید خصوصیات مثبت دیگران را ارج نهید و در پی تحقیر و کوچک کردن موفقیتها و دستاوردهایشان نباشید.
منبع: lifehack
-

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم
مجله دیجیکالا – تارا قهرمانی: رشد مهارتهای اجتماعی کودکان به آنها اجازه میدهد ارتباط لذتبخشتری با همسنوسالان خود داشته باشند. اما مزایای آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان بیش از این است.
بچههایی که مهارت اجتماعی بیشتری دارند احتمال موفقیت بیشتری هم در جامعه دارند. برای مثال، در تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد به این نتیجه رسیدند که مهارتهای بالا در روابط اجتماعی میتواند استرس بچههایی که در مهد کودک میمانند را کاهش دهد.

اهمیت آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان
دور بودن از خانواده باعث ایجاد استرس در بچهها میشود و نداشتن مهارتهای لازم جهت ارتباط برقرار کردن با دیگران، این استرس را تشدید میکند. محققین دریافتهاند که با یاد گرفتن مهارتهای اجتماعی جدید، میزان هورمون کورتیزول بچهها کاهش پیدا میکند.
علاوه بر این، بچههایی که با همسنوسالان خود بهتر ارتباط برقرار میکنند، راحتتر دوست پیدا میکنند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد دوستیهای دوران کودکی برای سلامت ذهن بچهها مفید است. دوستی به بچهها فرصتی برای تمرین مهارتهای روابط اجتماعی پیشرفته، مانند حل مسأله و مناقشات میدهد.
روابط اجتماعی به بچهها کمک میکند تا آیندهی روشن تری داشته باشند. بر اساس تحقیقات دیگری که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، بررسی مهارتهای روابط اجتماعی و احساسات یک کودک در مهدکودک، احتمالا بهترین راه برای پیشبینی موفقیت او در دوران بزرگسالی است.
محققین دانشگاههای Penn State و Duke پی بردند، بچههایی که در سن ۵ سالگی مهارتهای «سهیم شدن»، «گوش کردن»، «همکاری کردن» و «پیروی از قواعد» را بهتر بلد هستند، در بزرگسالی شانس بیشتری برای رفتن به دانشگاه دارند. همچنین احتمال این که آنها در سن ۲۵ سالگی یک شغل تماموقت داشته باشند بیشتر است.
در سوی مقابل شانس درگیر شدن با مشکلاتی مثل اعتیاد، اختلاف در روابط و دعواهای حقوقی در بچههایی که مهارتهای اجتماعی و عاطفی خوبی ندارند، بیشتر است. این بچهها همچنین بیشتر از دیگران به کمکهای عمومی اتکا میکنند.
خوشبختانه، مهارتهای اجتماعی را میتوان آموخت. هیچوقت برای آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان و این که به بچهها نشان دهیم چطور با افراد دیگر کنار بیایند دیر نیست. پس با خواندن ادامهی این مطلب مهارتهای اجتماعی مورد نیاز بچهها را یاد بگیرید تا بتوانید این مهارتها را به آنها یاد بدهید.
۱. سهیم شدن

میل به سهیم شدن یک خوراکی یا یک اسباب بازی با دیگر بچهها میتواند به آنها در پیدا کردن و نگه داشتن دوست کمک کند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد بچهها از ۲ سالگی میتوانند تمایلشان به سهیم شدن با دیگران را بروز دهند؛ البته در صورتی که از آن چیز به مقدار زیاد داشته باشند.
البته بچهها در سنین بین ۳ تا ۶ سالگی معمولا در سهیم شدن چیزی که برای آنها هزینه داشته باشد خودخواه هستند. برای مثال کودکی که یک شیرینی داشته باشد معمولا تمایلی برای سهیم شدن آن با دوست خود ندارد؛ چون این کار برای او به این معنی است که شیرینی کمتری برای لذت بردن خواهد داشت. اما ممکن است یک اسباب بازی را که دیگر علاقهای به بازی با آن ندارد بهراحتی با بچهی دیگری سهیم شود.
اکثر بچهها در حدود سن ۷ یا ۸ سالگی، به عدالت بیشتر اهمیت میدهند و تمایل بیشتری برای سهیم شدن با دیگران دارند. تحقیقات نشان داده است که سهیم شدن و احساس رضایت از زندگی با هم در ارتباط هستند.
تحقیقات نشان داده است بچههایی که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند، بیشتر تمایل دارند با دیگران سهیم شوند. همچنین سهیم شدن هم باعث میشود که بچهها حس خوبی به خودشان داشته باشند. پس تشویق کردن کودکان به سهیم شدن میتواند عاملی کلیدی برای تقویت اعتماد به نفس آنها باشد.
چطور تمرین کنیم
با این که بهتر است بچهها را مجبور به سهیم شدن اسباب بازیها با بچههای دیگر نکنید، میتوانید اشاره کردن به این نکته در زمانهای مناسب را به یک عادت تبدیل کنید.
وقتی فرزندتان چیزی را با کسی سهیم میشود او را تحسین کنید و به او بگویید که دیگران در مورد این کار او چه حسی دارند. میتوانید از جملاتی شبیه به این استفاده کنید: «تصمیم گرفتی خوراکی خودت را با خواهرت تقسیم کنی؛ مطمئنم با این کار او را خوشحال کردی. کار قشنگی انجام دادی.»
۲. همکاری

همکاری به معنی مشارکت در کاری برای رسیدن به یک هدف مشترک است. بچههایی که همکاری میکنند، با دیگران خوشرفتارتر هستند و همچنین مشارکت و کمک بیشتری میکنند. داشتن مهارت همکاری بالا، برای دوام آوردن در جامعه بسیار ضروری است.
کودک شما به همان اندازه که در کلاس درس به مهارت همکاری نیاز دارد، در زمین بازی هم نیازمند آن است. همکاری در بزرگسالی هم بسیار مهم است؛ اکثر محیطهای کاری به واسطه توانایی افراد در کار با یکدیگر در قالب کار گروهی پیشرفت میکنند. همکاری همچنین کلید داشتن روابط عاشقانهی موفق است.
هنگامی که بچهها در نیمهی دوم سه سالگی هستند، میتوانند برای هدفهای مشترک با همسنوسالان خود شروع به تمرین کنند. همکاری برای کودکان میتواند در هر کاری باشد؛ از خانهسازی و ساختن یک برج با بلوک تا بازیهای گروهی دیگر.
برخی از بچهها نقش رهبر گروه را به عهده میگیرند، در حالی که برخی دیگر ترجیح میدهند از دستورات پیروی کنند. به هر حال، همکاری فرصت بسیار خوبی برای بچههاست تا در مورد خودشان بیشتر یاد بگیرند.
چطور تمرین کنیم
با بچهها در مورد اهمیت کار گروهی و این که وقتی همه با هم کار کنند چقدر کارها بهتر پیش میرود، صحبت کنید. فرصتها و شرایطی ایجاد کنید که همهی خانواده با هم کار کنند. میتوانید هنگام تهیهی غذا، هریک از اعضای خانواده را مسؤول یک کار کنید، یا هر یک از کارهای روزمرهی خانواده را به عهدهی یک نفر بگذارید. در هر حال مهم این است که بر اهمیت کار گروهی تأکید کنید.
۳. گوش دادن

گوش کردن فقط به معنی ساکت ماندن نیست؛ بلکه به معنی دریافت کردن کامل چیزی است که فرد مقابل میگوید. مهارت شنیدن برای برقرار کردن یک ارتباط مؤثر ضروری است.
هر چه باشد میزان یادگیری کودک در مدرسه به میزان مهارت او در شنیدن حرفهای معلم بستگی دارد. درک مفاهیم، نوتبرداری و فکر کردن در مورد کلام معلم، با ورود کودک به مقاطع تحصیلی بالاتر پراهمیتتر خواهد شد.
بسیار مهم است که فرزند شما طوری بزرگ شود که بتواند در آینده حرف مدیر، همسر و دوستان خود را درک کند. البته ممکن است یاد گرفتن این مهارت در عصر دستگاههای دیجیتال بسیار سخت باشد؛ چرا که اکثر افراد تمایل دارند هنگام مکالمه با دیگران به موبایل خود خیره شوند.
چطور تمرین کنیم
هنگام خواندن کتاب برای بچهها، هر از گاهی مکث و با آنها در مورد آنچه تا کنون خواندهاید، صحبت کنید. برای مثال، مکث کنید و بپرسید: «تا اینجای قصه در مورد داستان چه فهمیدی؟» به او در تعریف کردن قسمتهایی از داستان که به یاد نمیآورد کمک و او را به گوش دادن به ادامهی داستان تشویق کنید. علاوه بر این به فرزند خود اجازه ندهید وسط حرف دیگران بپرد و حرف دیگران را قطع کنند.
۴. پیروی از دستورالعملها

معمولاً بچههایی که در پیروی از دستورالعملها مشکل دارند، با انواع مختلفی از مشکلات دستوپنجه نرم میکنند. ازنیاز به انجام دادن دوبارهی تکالیف مدرسه گرفته تا به دردسر افتادن به دلیل رفتار نامناسب، پیروی نکردن از دستورالعملها میتواند برای کودک تبدیل به مشکلی بزرگ شود.
چه از فرزند خود بخواهید که اتاقش را تمیز کند و چه تلاش کنید مهارتهای فوتبال بازی کردن را به او بیاموزید، بسیار مهم است که کودک بتواند از قواعد و دستورالعملها پیروی کند.
فراموش نکنید قبل از این که از فرزند خود انتظار داشته باشید از اصول و قواعد بهخوبی پیروی کند، خودتان باید مهارت راهنمایی کردن را داشته باشید.
برای مثال نباید به بچههای کوچک در آن واحد بیش از یک کار گفت. به جای این که بگویید «کفشهایت را بردار، کتابهایت را جمع کن و دستهایت را بشور»، ابتدا صبر کنید تا کفشهایش را بردارد و سپس فرمان بعدی را به او بدهید.
اشتباه دیگر این است که درخواستتان را به شکل سؤال مطرح کنید. برای مثال اگر بگویید «لطف میکنی همین الان کفشهایت را برداری؟»، ممکن است کودک تصور کند میتواند به درخواست شما نه بگوید. وقتی فرمانی را به فرزندتان دادید، از او بخواهید آنچه را گفتید تکرار کند. از او بپرسید «حالا باید چه کاری انجام دهی؟» و صبر کنید تا توضیح دهد چه چیزی از شما شنیده است.
طبیعی است کودکان کوچکتر گیج شوند، تهاجمی برخورد کنند یا کاری که باید انجام دهند را از یاد ببرند. به هر اشتباه او به چشم فرصتی بنگرید که اجازه میدهد کمک کنید مهارتهایش را شکل دهد.
چطور تمرین کنیم
هرگاه فرزندتان از فرمان شما پیروی کرد، با استفاده از جملاتی مانند «ممنون که در اولین باری که از تو خواستم تلوزیون را خاموش کردی»، او را تشویق کنید. اگر فرزندتان در پیروی کردن از فرمانها مشکل داشت، به او فرصت دهید پیروی کردن از فرمانهای سادهتری را تمرین کند. برای مثال از درخواستهای سادهای مانند «لطفا آن کتاب را به من بده» استفاده و بلافاصله او را برای پیروی از این فرمان تشویق کنید.
۵. احترام گذاشتن به فضای شخصی

برخی از بچهها از فاصله خیلی نزدیک با دیگران صحبت میکنند. برخی دیگر هم بدون توجه به راحتی طرف مقابلشان، از سر و کول او بالا میروند. مهم است که به بچهها بیاموزیم چطور باید به فضای شخصی افراد احترام بگذارند.
قواعدی در خانه وضع کنید که بچهها را به احترام گذاشتن به فضای شخصی دیگران تشویق کند. «در زدن هنگامی که در اتاقی بسته است» و «دست نزدن به چیزی که مال ما نیست» میتواند نمونههای خوبی از این قواعد باشد.
اگر بچهی شما چیزها را از دست دیگران بیرون میکشد یا وقتی بیتاب میشود دیگران را حول میدهد، برای این کار او عواقبی تعریف کنید.
در صورتی که فرزند شما از سر و کول افراد ناآشنا بالا میرود یا هنگام صحبت بیش از حد به دیگران نزدیک میشوند، این لحظات را به چشم فرصتی برای آموزش ببینید. او را به کناری ببرید و سعی کنید برای درک بهتر مفهوم فضای شخصی راهنماییاش کنید.
چطور تمرین کنیم
به فرزندتان یاد بدهید هنگام صحبت به اندازهی یک دست با دیگران فاصله بگیرد. هنگامی که در صف ایستاده است دربارهی این صحبت کنید که فاصلهی مناسب با فردی که جلوی او قرار دارد چقدر است و باید دستهایش را نزدیک به بدن خودش نگه دارد تا برای دیگران مزاحمتی ایجاد نکند. میتوانید با نقش بازی کردن و شبیهسازی سناریوهای مختلف به او کمک کنید تا اهمیت فضای شخصی را متوجه شود.
۶. ایجاد ارتباط چشمی

ارتباط چشمی مناسب بخش مهمی از ارتباط برقرار کردن است. برخی از بچهها هنگام صحبت کردن، از نگاه کردن در چشم طرف مقابل طفره میروند.
چه فرزند شما خجالتی است و ترجیح میدهد هنگام مکالمه به زمین خیره شود و چه به دلیل این سرش را بالا نمیآورد که جذب انجام کار دیگری شده است، باید اهمیت ایجاد ارتباط چشمی را به او یادآور شوید.
اگر فرزند شما برای چشم در چشم شدن با دیگران مشکل دارد، یادآوریهای سریع را در دستور کار خود قرار دهید. او بپرسید «وقتی کسی با تو صحبت میکند به کجا نگاه میکنی؟» و یادتان باشد هر وقت هنگام صحبت با کسی به چشمان او نگاه کرد از او تعریف کنید.
چطور تمرین کنیم
حتی میتوانید به فرزندتان نشان دهید حرف زدن با کسی که به چشمان شما نگاه نمیکند چه احساسی دارد. به او بگویید برای شما داستانی تعریف کند و حین داستان به زمین خیره شوید، چشمانتان را ببندید یا به هرجایی به جز او نگاه کنید. سپس، از او بخواهید که داستان دیگری تعریف کند و حین صحبت به چشمان او نگاه کنید. در پایان با او در مورد حسی که در هر دو حالت داشته صحبت کنید.
۷. با ادب بودن

درخواست کردن محترمانه، تشکر کردن و رفتار مناسب حین غذا خوردن میتواند به بچهی شما در جلب توجه به شکل صحیح کمک کند. معلمها، والدین دیگر و سایر بچهها، به بچهای که رفتار صحیحی دارد احترام میگذارند.
البته آموزش ادب و نزاکت میتواند گاهی بسیار دشوار باشد. ممکن است رفتارهای مختلفی از قبیل غذا خوردن با دهان باز تا قدرنشناسی، از همهی بچهها سر بزند.
بسیار مهم است که بچهها بدانند چطور میتوان با ادب و محترمانه رفتار کرد؛ خصوصا وقتی در منزل اشخاص دیگر یا مدرسه هستند.
چطور تمرین کنیم
الگوی خوبی از ادب و نزاکت برای فرزندان خود باشید. یعنی خوب است به طور مرتب به فرزند خود بگویید «نه، متشکرم» و «بله، لطفاً». هنگام برخورد با دیگران با ادب و احترام رفتار کنید. وقتی فرزندتان رفتار مناسب را فراموش کرد، به او یادآوری و وقتی رفتار مؤدبانهای از او سر زد، تشویقش کنید.
کلام آخر

مهارتهای اجتماعی چیزی نیست که فرزند شما یا داشته باشد یا نداشته باشد. این مهارتها باید به طور مرتب با رشد کودک پرورش داده شوند. به دنبال لحظات مناسبی برای آموزش باشید تا بتوانید در کسب مهارتهای بیشتر به او کمک کنید.
برخی از مهارتهای اجتماعی بسیار پیچیده هستند، مثل درک این که چطور وقتی یک بچهی دیگر به آنها زور میگوید، محکم باشند. با مهارتهای اجتماعی اولیه و ساده شروع کنید و سعی کنید مهارتهای فرزند خود را به مرور زمان افزایش دهید.
در صورتی که فرزند شما در یادگیری مهارتها بیشتر از کودکان دیگر مشکل داشت، با متخصص اطفال صحبت کنید. ممکن است او برای رسیدن به سطح مناسب تنها به تلاش بیشتر و افزایش سن نیاز داشته باشد، ولی از سوی دیگر رشد نکردن مهارتهای اجتماعی میتواند نشانهی مشکلات دیگری هم باشد.
بچههایی که مشکلات ذهنی مانند اوتیسم یا بیشفعالی دارند، ممکن است در روابط اجتماعی ضعیف باشند. یک پزشک مناسب میتواند با معاینه کردن فرزند شما تشخیص دهد که او برای کسب مهارتهای اجتماعی نیاز به درمان دارد یا خیر.
منبع: Very Well Family
-

چگونه قهوه را بدون هیچگونه شیرینکنندهای بنوشیم؟
وبسایت یکپزشک – میثاق محمدیزاده: دلایل زیادی وجود دارد که بخواهید قهوه خود را بدون هیچگونه شیرینکنندهای میل کنید. شاید به فکر سلامتی خود هستید یا اینکه نمیخواهید شیرینکنندههای مصنوعی بخورید. شاید هم دیابت دارید و پزشکان خوردن هرگونه شکر و قند را ممنوع کرده است. برخی افراد هم دلایل دیگری برای عدم استفاده از شیرینکنندهها دارند.

طعم قهوه یک موضوع کاملا سلیقهای و شخصی است که نمیشود دربارهاش قضاوت کرد یا به دیگران توصیههایی داشت. برخی افراد طعم واقعی قهوه را دوست دارند و حتی از افزودن شیر هم پرهیز میکنند.
به هر حال، به هر دلیلی تصمیم گرفتید قهوه بدون شیرینکننده بنوشید؛ چند پیشنهاد برای شما داریم، ولی باز تاکید میکنیم که باید طعم مورد علاقه خودتان را پیدا کنید:
چربی را افزایش دهید

شکر، نمک و چربی باعث خوش طعمتر شدن غذاها و نوشیدنیها میشوند. خیلی سخت است در یک غذا هر سه مورد را با هم کاهش دهید. به همین دلیل است که در دهه ۹۰ میلادی، غذاهای کم چرب، ولی به شدت شور یا به شدت شیرین طرفداران زیادی داشتند.
وقتی میخواهید نمک یک غذا را کاهش دهید؛ باید شکر و چربی آن را افزایش دهید تا طعم آن هنوز خوب باقی بماند. برعکس، وقتی میخواهید شکر یک غذا را کم کنید؛ به ناچار باید سراغ چربی یا نمک بیشتر بروید.
از همین فرمول برای خوردن قهوه بدون شکر و قند یا هر شیرینکننده دیگری استفاده کنید. اگر میخواهید شکر کمتری در قهوه بریزید؛ در عوض خامه بیشتری به آن اضافه کنید یا شیر پرچربی استفاده کنید تا طعم سخت و تلخ قهوه نسبتا گرفته شود.
از دستگاه روستر قهوه خودتان استفاده کنید

همانطور که گفتیم، طعم قهوه اصلیترین موضوعی است که باید در نظر بگیرید. طعم واقعی قهوه میتواند بسیاری از معادلات را برهم زده و شما را از افزودن شیرینکنندهها یا مواد دیگر بینیاز کند.
شما میتوانید با خریدن یک دستگاه روستر قهوه، خودتان دانههای قهوه سبز رنگ را پخته، بو داده و گریل کنید تا به دانههای قهوه برشته تبدیل شوند. وقتی خودتان دانههای قهوه را گریل کنید؛ با تنظیم دستگاه روستر میتوانید به طعمی برسید که دیگر نیازی به شیرینکننده ندارد.
مثلا، دانههای قهوه روشنتری استفاده کرده و کاملا برشته و تلخ نشده باشند. شما مجبور نیستید مزههای ناخواسته قهوههای آماده را تحمل کنید یا برای خوش طعم کردن آنها به شیرینکنندهها متوسل شوید. حتی در کافیشاپها میتوانید از کافهدار بخواهید قهوه ملایمتری برای شما آماده کند.
یخ اضافه کنید

اگر طعم تلخ قهوه خالی را دوست ندارید؛ ترفند بعدی سرد کردن قهوه و کاهش دمای آن است. بسیاری از مردم دوست دارند قهوه سرد شده بنوشند و اتفاقا لذت بیشتری میبرند.
یک تکه یخ درون فنجان قهوه بیندازید تا طعم تلخ و گس قهوه کمی گرفته شده و خوشبوتر شود. چشایی مواد غذایی سرد سختتر است و به دهان شما فرصت نمیدهد طعم قهوه را کامل بچشد.
دارچین اضافه کنید

دارچین شیرین نیست و القاکننده شیرینی است. طعم دارچین میتواند دهان و مغز شما را از طعم واقعی قهوه منحرف کند. میتوانید مقداری خیلی کمی دارچین به قهوه صبحانه یا عصرانه خود اضافه کنید یا اینکه یک تکه دارچین سالم و خشک درون فنجان قرار دهید تا طعم کامل دارچین را به خود بگیرد.
-

کیک نارنگی در سه نوع ساده، بدون گلوتن و چند لایه

کیک نارنگی در سه نوع ساده، بدون گلوتن و چند لایه برترینها: کیک نارنگی یکی از کیکهای میوهای فصل پاییز و زمستان است. این کیک خوشمزه و نرم حاوی پرههای لطیف نارنگی است و بخاطر استفاده از این میوه رنگ زرد زیبایی دارد.
کیک نارنگی به چندین روش درست میشود. شما میتوانید آن را بصورت کیکی ساده برای صبحانه و عصرانه درست کنید و یا با استفاده از آرد بادام کیکی بدون گلوتن داشته باشید. کیک نارنگی چند لایه هم یک کیک زیبا و مجلسی است که میتوانید آن را برای مهمانیهای تولد و یا جشنهای بزرگ خانوادگی استفاده کنید.
کیک نارنگی ساده

کیک نارنگی در سه نوع ساده، بدون گلوتن و چند لایه کیک نارنگی یک کیک فصلی در کشور پاراگوئه است. درختان نارنگی، لیمو و پرتقال در این کشور به وفور وجود دارند. در ایران هم اگر سری به شمال یا جنوب بزنید حتما با درختان پربار مرکبات مواجه خواهید شد که نوید سالی پر میوه را به شما میدهند. تابستان که خوب بود امیدوارم سال بعد هم مثل امسال پر میوه باشد.
کیک نارنگی ساده، پایه این نوع کیک است. در اینجا شما نارنگی را همراه با پوست پوره میکنید. بخش سفید پوست نارنگی بسیار نازک است بنابراین پوره آن تلخ نخواهد شد؛ در عوض طعم عالی و رنگی زیبا به کیک شما خواهد افزود. فقط اگر از نارنگی هستهدار استفاده میکنید حتما حواستان باشد که قبل از ریختن در مخلوط کن، هستههای آن را جدا کنید.
مواد لازم
-
تخممرغ: ۲ عدد
-
نارنگی: ۲ عدد
-
روغن گیاهی: ۱/۲ پیمانه
-
شکر: ۱ پیمانه
-
آرد: ۲ پیمانه
-
بیکینگپودر: ۲ قاشق چایخوری

طرز تهیه
۱. فر را با حرارت ۱۸۰ درجه سلسیوس گرم کنید. یک قالب کیک تو خالی را چرب کرده و آرد پاشی نمایید.
۲. نارنگی را دو نیم کرده و هستههای آن را خارج کرده به همراه تخممرغ، روغن و شکر داخل مخلوط کن بریزید. میکس کنید.

۳. داخل کاسهای با اندازه متوسط، ارد و بیکینگپودر را بریزید و با هم مخلوط کنید. مخلوط نارنگی را داخل آرد ریخته و خوب مخلوط کنید.

۴. خمیر را داخل قالب از پیش آماده شده بریزید و به مدت ۲۵ تا ۳۰ دقیقه یا تا زمانی که برشته شود، بپزید.

۵. این کیک را به مدت ۳ روز در دمای اتاق و نهایتا ۱ هفته در یخچال نگهداری کرد.

کیک نارنگی بدون گلوتن

کیکهایی که با مرکبات درست میشود همیشه خوشبو و دوست داشتنی هستند. این یکی هم با نارنگی کامل درست میشود؛ یعنی همراه با پوست. آنها جوشانده شده و هستهشان جدا میشود. پوره با تخممرغ، شکر و آرد بادام مخلوط شده و داخل قالب تارت ریخته میشود. این کیک نرم و لطیف است و مزه عالی دارد.
اگر قصد دارید یک کیک بدون گلوتن خوشمزه داشته باشید، میتوانید این کیک میوهای عالی را درست کنید. برای تزئین کیک همانطور که در تصویر میبینید یک رومیزی قلاب بافی روی کیک قرار میدهید و پودر شکر را روی آن میپاشید. این ایده خوبی برای تزئین کیکهای ساده و میوهای است.
مواد لازم
-
نارنگی: ۴۵۰ گرم
-
تخممرغ: ۳ عدد
-
شکر: ۱ پیمانه
-
آرد بادام: ۳ پیمانه
-
بیکینگپودر: ۱ قاشق چایخوری
-
پودر شکر: مقداری برای روی کیک

طرز تهیه
۱. فر را با حرارت ۱۸۰ درجه سلسیوس روشن کنید.
۲. نارنگیها را بشویید و آنها را داخل ماهیتابه همراه با آب سرد بگذارید. آب را به جوش برسانید و به مدت ۱۵ دقیقه بجوشانید. جوشاندن تلخی پوست مرکبات را از بین میبرد.

۳. آب داخل ماهیتابه را تخلیه و نارنگیها را با دستمال خشک کنید و بگذارید خنک شوند. آنها را دو نیم کنید سپس چهار قاچ کنید. دانهها را دور ریخته، اما آبی که توی بشقاب ریخته باشد را دور نریزید. آنها را داخل غذاساز ریخته و پوره کنید تا کاملا صاف و یکدست شود. پوره بدست آمده تقریبا ۱ پیمانه است. اگر بیشتر از این باشد تعادل مواد کیک را به هم میزند. اگر مقدار بیشتری به دست آورید، آن را برای استفدههای دیگر کنار بگذارید.

۴. پوره به دست آمده را کنار بگذارید و یا در یخچال برای روز بعد بگذارید.

۵. تخممرغ و شکر داخل کاسه ریخته و خوب هم بزنید تا روشن و کرمی شود. آرد بادام، پوره نارنگی و بیکینگپودر را داخل آنها بریزید. مخلوط کنید تا خوب ترکیب شوند.
۶. خمیر کیک راداخل قالب با قطر ۲۲ سانت بریزید.

۷. آن را به مدت ۵۰ تا ۶۰ دقیقه بپزید تا کمی طلایی شود و وقتی خلال دندان در آن فرو میکنیم، تمیز بیرون بیاید. اگر کیک سریع شروع به تیره شدن میکند، روی آن را با یک کاغذ فویل بپوشانید.
۸. آن را روی توری خنک کننده به مدت ۱۰ دقیقه بگذارید تا خنک شود پس از داخل قالب خارج کرده و بگذارید به طور کامل خنک شود.
۹. روی آن را پودر شکر بپاشید. در صورت دلخواه روی آن کمی رنده پوست مرکبات بریزید.

کیک نارنگی چند لایه با آیسینگ خامهای و کرم نارنگی

کیک نارنگی چند لایه را میتوان زیباترین کیک در این نوع دانست. این کیک با آیسینگ پنیر خامهای و کرم نارنگی تزئین میشود. کیکهای چند لایه برای مهمانیها و جشن تولدها استفاده میشوند. برای سرهم کردن کیک چند لایه باید لایهها را با استفاده از خامه یا باترکریم، به هم متصل کنید.
برای تزئین کیک هم میتوانید از میوههای قرمز مثل توت فرنگی استفاده کنید تا تضاد رنگی زیبایی ایجاد کنید. در اینجا از کرنبری شکری، برگ گیاهان و برشهای پرتقال استفاده شده است، اما شما میتوانید بنابر سلیقه خودتان و گزینههای موجود در خانه، آن را تزئین کنید. اگر قصد مهمانی دادن در چند روز اخیر را دارید، درست کردن این کیک به شما پیشنهاد میشود.
مواد لازم
برای کیک چند لایه نارنگی
-
شکر: ۱ و ۱/۴ پیمانه
-
تخممرغ: ۳ عدد
-
روغن مایع: ۱ پیمانه
-
آرد: ۲ و ۱/۲ پیمانه
-
نمک: ۱/۲ قاشق چایخوری
-
جوش شیرین: ۱ قاشق چایخوری
-
بیکینگپودر: ۱ قاشق چایخوری
-
آب نارنگی: ۳/۴ پیمانه (تازه)
-
ماست یونانی: ۳/۴ پیمانه
-
رنده پوست نارنگی: ۱/۲ قاشق چایخوری
برای کرم نارنگی
-
زرده تخممرغ: ۳ عدد
-
رنده پوست نارنگی: ۱ قاشق چایخوری
-
کره سرد: ۳ قاشق غذاخوری
برای آیسینگ پنیر خامهای
-
کره: ۱۰۰ گرم
-
پنیر خامهای: ۲۲۵ گرم
-
آب نارنگی تازه: ۴ قاشق غذاخوری
-
رنده پوست نارنگی: ۱/۲ قاشق چایخوری

طرز تهیه
کیک چند لایه
۱. فر را با حرارت ۱۸۰ درجه سلسیوس گرم کنید.
۲. دو قالب ۲۰ سانتی را با اسپری آشپزی چرب کنید.
۳. قطعه خمیرزن را به همزن متصل کنید و داخل کاسه، تخممرغ و شکر را به مدت ۴ تا ۵ دقیقه با همدیگر بزنید و مخلوط کنید تا غلیظ شوند. روغن و ماست چکیده را افزوده و بهم بزنید تا مخلوط شوند. آب نارنگی را اضافه کرده و مخلوط کنید.
۴. در کاسهای دیگر، آرد، نمک، جوش شیرین و بیکینگپودر را با هم مخلوط کنید.
۵. مواد خشک را به موادتر اضافه کنید و بهم بزنید تا با هم ترکیب شوند. رنده پوست نارنگی را افزوده و با سایر مواد ترکیب کنید.
۶. مخلوط را بین دو قالب تقسیم کنید.
۷. قالبها را در فر گذاشته و به مدت ۳۰ تا ۴۰ دقیقه بگذارید بمانند تا کیکها بپزند. برای تست یک خلال دندان را داخل وسط کیک فرو کنید، اگر تمیز بیرون آمد یعنی پخته است.
۸. پس از خارج کردن قالبها از فر به مدت ۵ دقیقه بگذارید بمانند تا خنک شوند.
۹. پس از این زمان، کیکها را از قالب خارج کرده و روی توری خنک کننده بگذارید تا بطور کامل خنک شوند.
۱۰. اگر بخواهید میتوانید این کیکها را داخل سلفون پیچانده و در یخچال به مدت ۳ روز نگهداری کنید یا همان موقع استفاده کنید.
کرم نارنگی
۱. زرده تخممرغ، آب نارنگی، شکر و رنده پوست نارنگی را با همزن سیمی مخلوط کنید. یک کاسه (ترجیحا فلزی) را روی قابلمه آب جوش بگذارید.
۲. مخلوط را داخل کاسه روی قابلمه آب جوش، بریزید و به مدت ۵ تا ۷ دقیقه بپزید، مرتب بهم بزنید تا موقعی که غلیظ شود و وقتی قاشق چوبی را در آن فرو میکنید، پشت قاشق بماند و ریزش نکند.
۳. مواد را از روی حرارت بردارید. کره را که به صورت تکههای کوچک درآوردهاید، داخل آن بریزید و بهم بزنید تا کره آب شود و با مواد کاملا ترکیب شود.
۴. بگذارید به طور کامل خنک شود.
آیسینگ پنیر خامهای
۱. داخل کاسه، پنیر خامهای و کره را با استفاده از همزن برقی با هم به مدت ۲ دقیقه میکس کنید. مواد جمع شده در لبههای کاسه را به سمت ته کاسه برانید.
۲. پودر شکر را افزوده و بهم بزنید تا پف کند. آب نارنگی و رنده پوست نارنگی (رنده پوست نارنگی اختیاری است) را افزوده و با هم مخلوط کنید تا ترکیب شوند.
سر هم کردن کیک
۱. با استفاده از چاقوی دندانهدار، قسمت برآمده کیکها را ببرید و جدا کنید. سپس هر کدام از کیکها را به صورت افقی برش زده و تبدیل به دو قسمت مساوی کنید.
۲. لایه اول را روی بشقاب کیک بگذارید. ۱/۳ کرم نارنگی را روی آن بریزید و پهن کنید. ۱ سانت از لبهها را بدون کرم بگذارید. ۱/۵ آیسینگ پنیر خامهای را اضافه کنید و با دقت روی لایه کرم نارنگی پخش کنید و مواظب باشید که در هم فرو نروند.
۳. لایه دوم را گذاشته و این کار را تکرار کنید. لایه سوم را هم گذاشته و به همین ترتیب عمل کنید. در انتها لایه چهارم را بگذارید و روی آن آیسینگ خامهای بریزید و پخش کنید، اما نباید کرم نارنگی بگذارید. البته اگر طبق ترتیبی که به شما گفته شد، عمل کنید، چیزی از کرم نارنگی باقی نمیماند. آیسینگ پنیر خامهای را روی لبه کناری لایهها هم پخش کنید البته به طوری که کاملا روی آن را نپوشاند و کمی خالی به نظر برسد. به این ترتیب لایهها بدون برش زدن هم از بیرون مشخص میشوند. در تصویر این موضوع مشخص است. روی کیک را به شیوه دلخواهتان تزئین کنید.

منابع: cookinglsl, theviewfromgreatisland, chipabythedozen
-
-

چگونه یک استارتآپ موفق راهاندازی کنیم؟
برترینها: اهمیت کسبوکارهای نوین در چند سال گذشته آنقدر افزایش یافته که راهاندازی یک استارتآپ موفق میتواند نهتنها منجر به درآمدزایی سرمایهگذاران شود، بلکه کارآفرینی در جامعه را نیز بهبود ببخشد. ازاینرو ما به سراغ راهکارهایی رفتیم که راهاندازی یک کسبوکار استارتآپی را آسانتر میکند و البته شانس موفقیت آن را نیز افزایش میدهد.
شاید شما هم از جمله کسانی باشید که عبارت استارتآپ را در مجلات و وبسایتهای مختلف شنیدهاید، اما اطلاعاتی کامل از آن ندارید. با مطالعه این مقاله میتوانید نه تنها با مفهوم کلی استارتآپ آشنا شوید، بلکه شاید انگیزهای پیدا کنید تا ایدههای گوشه ذهن خود را به یک کسبوکار موفق و درآمدزا تبدیل کنید.
استارتآپ چیست؟

شاید سادهترین تعریفی که از یک استارتآپ بتوان ارائه داد، رابطه وجود یک کمبود و کشف راهحل باشد. درواقع استارتآپ درست مثل یک اختراع جدید، راهحل مشکلاتی است که در جامعه وجود داشته و برای کاربران و افراد مختلف قابل لمس است.
با نگاه هر استارتآپ موفق متوجه میشوید که هرکدام از آنها سعی در بهبود مشکلاتی ساده در جامعه دارند. دیجیکالا که یکی از موفقترین استارتآپهای موجود در ایران بهحساب میآید، از ایده تکراری فروشگاههای اینترنتی برای کاهش مشکلات خرید در بازار ایران استفاده کرده است.
اسنپ نیز بازار حملونقل و مشکلاتی مثل گرانی قیمت تاکسی را هدف قرارداد و پس از مدتی به یک استارتآپ میلیاردی تبدیل شد. شناخت مشکلات موجود در جامعه و تلاش برای کاهش مشکلات، تعریف صریح عملکرد یک استارتآپ است.
چگونه یک استارتآپ موفق میشود؟

شاید بسیاری از کارشناسان برای بهبود شانس موفقیت یک استارتآپ، نسخهپیچیهای مختلفی داشته باشند، اما در عمل این ایده است که سادهترین و درعینحال محکمترین قدم در راستای راهاندازی یک استارتآپ موفق بهحساب میآید.
با یک نگاه ساده به صدها استارتآپ ناموفق در سالهای اخیر میتوان به یک زنجیره تکراری از اشتباهات پی برد که در مرکز آن، مشکلات ایده پردازی سازنده استارتآپ، خودنمایی میکند.
درواقع فردی که قصد راهاندازی یک استارتآپ را داشته و در عمل ناموفق بوده است، مشکلی را در جامعه دیده و تلاش به حل آن داشته که یا پیشازاین توسط یک استارتآپ دیگر، حلشده یا جامعه نیازی به بهبود شرایط آن مشکل احساس نمیکند.
ایدهها ممکن است روی کاغذ بسیار جذاب و نوآورانه باشند و حتی در روزهای آغازین راهاندازی یک استارتآپ، نظر مردم را نیز جلب کنند، اما یک ایده، بدون حل مشکل، در جامعه ماندگار نخواهد شد.
پس در پاسخ به پرسش اینکه چگونه یک استارتآپ موفق میشود، میتوان یا اطمینان زیاد، دهها پارامتر مختلف را لیست کرد که در عمل مهمترین آنها، انتخاب ایدهای مناسب برای استارتآپ است.
قدم اول: پیدا کردن مشکل

با توضیحاتی که داده شد متوجه شدید که اولین قدم در راه ساخت و راهاندازی یک استارتآپ موفق، پیدا کردن مشکلی قابلحل در جامعه است که بازار هدفی مناسب داشته باشد. در واقع مشکلی که شما روی آن دست میگذارید باید نه تنها قابلحل باشد، بلکه به حد کافی نیز همهگیر باشد.
برای مثال اسارتآپهای زیادی در سطح جهان به حل مشکلات معلولین در جامعه پرداختهاند. بااینحال تمامی این استارتآپها از شروع بهکار میدانستند که بازار هدف محدودی را نشانهگذاری کردهاند و در عمل علاوه بر تلاش برای درآمدزایی، ایدههای انساندوستانه را نیز در نظر داشتهاند.
در واقع شما در هنگام راهاندازی یک استارتآپ و در جستجو برای کشف یک مشکل، باید به تعداد اشخاصی که با این مشکل درگیر هستند، دقت کنید. این به معنی نیست که مشکلاتی با جامعه هدف کوچک نادیده گرفته شود. بلکه باید هدفگذاری بازگشت سرمایه، با شناخت کافی از مشکل انتخاب شده انجام شود.
برای مثال شما نمیتوانید از یک استارتآپ متمرکز بر روی بهبود شرایط آب و هوایی، انتظار داشته باشید که بهاندازه یک استارتآپ در زمینه حملونقل درآمدزایی داشته باشد. هرچند گاهی پاسخ به مشکل آنقدر خوب است که اهمیت پاسخ از پرسش اولیه بیشتر میشود.
قدم دوم: در جستجوی پاسخ

دومین قدم در راهاندازی استارتآپ را میتوان سختترین مرحله از این مسیر نهچندان هموار دانست. تا اینجای کار شما چندین مشکل کوچک و بزرگ را لیست کردهاید که حل آنها میتواند استارتآپ شما را به درآمدزایی برساند.
درست مثل یک اختراع جدید، پاسخ به مشکلات همیشگی جامعه میتواند وقتگیر و گاهی غیرممکن باشد. اینجا است که خلاقیت و صبوری به کمک شما میآید. باید دقت کنید که در این مرحله بههیچوجه نباید عجله کنید. تنها یک راهکار دقیق و کارآمد است که ایده استارتآپی شما را به موفقیت میرساند.
هر قدم اشتباه و تصمیمگیری نادرست در این مرحله، به معنی شکست دائمی استارتآپ شما خواهد بود. درواقع اشتباه در این مرحله به این معنی است که شما مشکلی را در جامعه مطرح میکنید، اما خودتان نیز راهحلی مناسب برای حل آن در اختیار ندارید.
بهتر است در این مرحله به ایدههای تیم خود توجه کنید و یا حتی با جستجو به راهحلهای امتحان شده در سطح جهانی توجه کنید. دیجیکالا، اسنپ، اسنپفود و دیگر استارتآپهای موفق در ایران، مخترع ایده اولیه نبودهاند بلکه ایدهای جهانی را در سطح کشوری بهدرستی اعمال کردهاند. البته این به معنی کپیبرداری دائمی از ایدههای جهانی نیست. بسیاری از ایدههای موفق در سطح جهان، به دلیل نادیده گرفته شدن تفاوتهای فرهنگی و تجاری، در ایران چندان موفق نبودهاند.
قدم سوم: پیشبینی مسیر

اگر دو مرحله قبلی راهاندازی استارتآپ را بهدرستی پشت سر گذاشته باشید، تا اینجا به ایدهای رسیدهاید که ارزش سرمایهگذاری را دارد. بااینحال باید در این مرحله بهتمامی مشکلات پیشرو برای راهاندازی استارتآپ خود فکر کنید.
آیا سرمایه لازم برای راهاندازی استارتآپ مدنظر خود را در اختیار دارید؟ ریسک راهاندازی و موفقیت چند درصد است؟ چگونه میتوانید سرمایهگذار را مجاب به همکاری کنید؟ تیم شما باید چند نفر باشد؟ به چه تخصصهایی نیازمندید؟ و دهها پرسش دیگر که پس از کشف ایده جذاب، در مقابل شما قرار میگیرد.
بهتر است یک تصویر دقیق از تمامی مسیر پیش رو را روی کاغذ بیاورید. هر مشکلی که ممکن است در این مسیر در مقابل شما قرار بگیرد باید در این تصویر قرار بگیرد و راهحل مد نظر شما نیز پیشبینی شود. غیر ممکن است که بتوانید تمامی مشکلات را پیشبینی کنید، اما بهتر است پاسخی برای تمامی سنگهای این مسیر دشوار داشته باشید.
هرچقدر بتوانید ریسک استارتآپی خود را کاهش دهید، سرمایهگذاری چه شخصی باشد و چه خارج از تیم، کمخطرتر میشود. هرچقدر سرمایهگذاری کمخطرتر باشد، شانس افزایش سرمایه و حل مشکلات جدید نیز بهبود مییابد.
قدم چهارم: ارائه

یکی از مهمترین قدمها در مسیر راهاندازی یک استارتآپ موفق، توان ارائه ایدهها به تمامی اجزا استارتآپ از جمله سرمایهگذار، مدیران و کارمندان است. درواقع تمام فعالیتهای شما تا این لحظه به نقطهای متمرکز خواهد شد که باید مشکل مدنظر، راهحل ارائه شده و مسیر مورد نیاز را به اجزای تیم خود ارائه دهید.
درصورتیکه در انجام پروژه نیاز به سرمایهگذار دارید، تمامی مراحل، لوازم و کارمندان مورد نیاز باید پیش از ارائه به سرمایهگذار، بررسی و آماده شده باشند. شما بهعنوان بنیانگذار یک استارتآپ، محصولی برای فروش دارید و سرمایهگذار نیز به میزان سوددهی و ریسک این محصول توجه خواهد کرد.
دقت کنید که آمادگی لازم برای تمامی پرسشهای مطرحشده در جلسه ارائه، بهترین راهکار برای کسب یک سرمایهگذاری مناسب است. هرگونه مکث یا عدم اطمینان در پاسخهای ارائهشده، منجر به ایجاد نگرانی در ذهن سرمایهگذار خواهد شد.
بهتر است تمامی مراحل استارتآپ را به سادهترین زبان ممکن و بدون پرحرفی و از دست دادن زمان، به سرمایهگذار ارائه دهید و اجازه ندهید هیچ موضوعی بدون پاسخ باقی بماند. در نظر داشته باشید که صداقت لازم در این مرحله، منجر به جذب سرمایهگذاران آینده خواهد شد. هرگونه دروغ یا آمار اشتباه خیلی زود در پروسه انجام استارتآپ نمایان میشود و تنها منجر به از دست رفتن پول، زمان و اعتبار شما خواهد شد.
قدم پنجم: مدیریت همکاری

بسیاری از استارتآپهای ناموفق با کپیبرداری از شرکتهای مشهور جهان تلاش در ساخت مجموعهای دارند که سالها برای ساخت آن زمان صرف شده است. یک استارتآپ نوپا و موفق باید از تمامی داشتههای خود در راستای حرکت روبهجلو استفاده کند.
ردهبندیهای مدیریتی وقتی معنی پیدا میکند که مجموعهای برای مدیریت وجود داشته باشد. درحالیکه یک استارتآپ در جایگاه یک قدم روبهجلو قرار دارد و هنوز شکل و تشکیلات یک شرکت و مجموعه موفق را به خود نگرفته است.
با این اوصاف شما بهعنوان شخصی که در ردهبالای یک استارتآپ قرارگرفتهاید، باید دارای بیشترین تخصص، تلاش و زمان صرف شده برای موفقیت استارتآپ باشید. تفکر ضعیف اینکه شما ایده میدهید، دیگری اجرا میکند و سرمایهگذار نیز هزینه ایده شما را پرداخت میکند، با تمامی تفکرات یک استارتآپ موفق تفاوت دارد.
شما بهعنوان بنیانگذار یک استارتآپ، نه در جایگاه ملکه و نه در جایگاه وزیر، بلکه بهعنوان اولین سرباز ارتش استارتآپی خود قرار دارید. حتی گاهی ممکن است شما تنها سرباز این ارتش باشید. با این اوصاف بهتر است تمامی تلاش مجموعه استارتآپی با فاصله گرفتن از روشهای مدیریتی کهنه، در راستای مدیریت همکاری قرار داشته باشد.
قدم ششم: کار را به کاردان بسپارید

یکی از نکاتی که یک بنیانگذار استارتآپ باید به آن دقت کند، انتخاب افراد مناسب برای جایگاههای مختلف کاری است. درواقع اگر در زمینه خاصی تخصص لازم را ندارید، باید شخصی را برای این کار انتخاب کنید که هم از تخصص لازم برخوردار باشد و هم انگیزه همکاری با استارتآپ شما را داشته باشد.
جمعآوری دوستان و آشنایان و ارائه فرصتهای شغلی بر مبنای رابطه، شاید محیط کاری امنتری را در اختیار شما قرار دهد، اما در بلندمدت منجر به شکست یا تأخیر در اهداف شما خواهد شد. با این اوصاف بهتر است بهجای استفاده از روابط، کار را به کاردان بسپارید و در هنگام عقد هرگونه قرارداد نیز از کارشناسان حقوقی کمک بگیرید.
-

چرا نمیتوانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید
برترینها: روابط بخش بسیار مهم و شگفت انگیزی از زندگی ما هستند. رابطه درست مانند جسم، برای اینکه سالم و فعال بماند نیاز به مراقبت و تلاش دارد. بهترین رابطهها آنهایی هستند که هر دو طرف در آن قادرند به سهم خود تلاش کنند و تعهدشان را برای رشد رابطه حفظ نمایند. یکی از بزرگترین موانعی که اجازه نمیدهد یک رابطه، آن طور که باید پیشرفت کند و غنی شود، مشکلات ارتباطی است.
مشکلات ارتباطی میتوانند به هر دو طرف احساس فرسودگی و ناامیدی و سرخوردگی بدهند. در رابطهای مانند رابطهی زناشویی که دو نفر با هم پیمان بستهاند تا آخر عمر در شادیها و غمهای هم شریک باشند، مشکلات ارتباطی میتواند لطمهی بسیار بزرگی به پیکرهی این رابطه وارد کند.
گاهی شاید احساس کنید همسرتان اصلا شما را درک نمیکند یا شاید خودتان هم تعجب کنید چرا نمیتوانید حرف دلتان را به همسرتان بفهمانید، بدون اینکه جنگ و جدلی به پا شود.
مشکلات ارتباطی به ندرت غیرقابل حلاند. بعضی وقتها چند ترفند و روش ساده میتواند تمام آن چیزی باشد که رابطهتان نیاز دارد تا به روال طبیعی و سالم خود برگردد. در این مطلب با ما باشید تا به شایعترین علتهای مشکلات ارتباطی اشاره کنیم و به شما بگوییم چه تغییراتی باید ایجاد کنید تا هم شما و هم همسرتان از زندگی مشترک خود لذت بیشتری ببرید.

زمان زیادی را صرف گوشی و کامپیوترتان میکنید
گوشیهای هوشمند فوق العادهاند و هر روز مجهزتر و جذابتر هم میشوند. سریالها نیز بسیار سرگرم کنندهاند، اما اگر زمان زیادی از روزتان را صرف این تکنولوژیها کنید، بدون تردید دیر یا زود در رابطهی خود به مشکلاتی برمیخورید. وقتی صفحات اینستاگرام را بالا و پایین میکنید به سختی میتوانید در لحظه و در کنار همسرتان حضور داشته باشید.
هر روز زمانی را به یک ارتباط واقعی و ملموس با همسرتان اختصاص دهید و سراپا گوش باشید. وقتی کنار همسرتان هستید، توجه کاملتان را معطوف او کنید، نه اینکه مشغول گشت و گذار در اینترنت باشید و به همسرتان بگویید: گوشم با توست!
حسادتهای گاه به گاه نشان میدهید
حسادتهای گاه به گاه، واکنشهایی هستند که مثلا نسبت به هر پیام و تکستی که همسرتان دریافت میکند نشان میدهید یا نسبت به کسی که دیدهاید در حال حرف زدن و خندیدن با همسرتان است حساسیت و کنجکاوی نشان میدهید. با این اتفاقهای ریز و درشت، بدترین آسیبها به رابطه و اعتماد موجود در آن وارد خواهد شد.
از کلمات ناخوشایند و توهین آمیز استفاده میکنید
چگونه میتوانید به حرفهای کسی گوش دهید که از کلمات توهین آمیز و ناپسند در کلامش استفاده میکند؟ این کلمات باعث میشوند معنای واقعی پیامی که منتقل میشود دریافت و درک نشود. همهی آدمها وقتی به آنها توهین میشود، موضع دفاعی میگیرند. هیچکس دوست ندارد مورد قضاوت نادرست قرار بگیرد یا متهم شود. سعی کنید با احترام و به آرامی حرف بزنید و اثرش را ببینید.
توقعات نابجا دارید
همسر شما همیشه نمیتواند بفهمد چه احساسی دارید یا چه میخواهید. گاهی حتی شاید نتواند به اندازهی شما روی رابطهتان تمرکز کند، چون زندگی در بیشتر مواقع پُر از مشغله و درد سر است و همهی اینها میتوانند فکر و انرژی و وقت افراد را ببلعند. پس توقع نداشته باشید بدون اینکه حرفی بزنید همسرتان متوجه شود چه در سر دارید یا از چیزی دلخور هستید. ارتباط موثر، یعنی اینکه دو طرف بتوانند در مورد احساسات و خواستههای خود به خوبی و بدون بیاحترامی به طرف مقابل حرف بزنند.

احساسات خود را پنهان میکنید
در مورد احساساتتان هم با خودتان و هم با همسرتان روراست باشید، چون این قلب یک ارتباط خوب است. اگر یکی از شما دو نفر روراست نباشید و اغلب، احساسات واقعی خود را مخفی کنید، نه برای مشکلاتتان راه حلی پیدا خواهید کرد و نه به رابطهتان کمکی میکنید. به هم قول بدهید که با هم روراست و شفاف باشید و نسبت به احساسات هم توجه نشان بدهید تا تشویق به بروزشان شوید. تصور نکنید اگر ناراحتیتان را از همسرتان پنهان کنید، در حق او لطف کردهاید.
همسرتان را مسئول شادیتان میدانید
هیچکس مسئول افکار و احساسات دیگران نیست، حتی زن و شوهرها! اگر طرز فکرتان این است که همسرتان وظیفه دارد شما را شاد کند، پس ارتباط خوبی با هم ندارید و ابری از فرسودگی و ناتوانی بر رابطهتان سایه افکنده است. توقعات خود را سبک و سنگین کنید و با خود فکر کنید واقعا کدامشان مربوط به خود شماست. مالک و مسئول احساسات خود باشید و با دید باز و پذیرا آنها را باور کنید. یاد بگیرید چگونه مراقب جسم و روح و روانتان باشید و برای پاسخ دادن به نیازهای هیجانیتان قدمهایی بردارید تا بتوانید قوی و راضی با همسرتان ارتباط برقرار کنید، نه ضعیف و نیازمند.
زبان عشق همسرتان را نمیدانید
هرکسی زبان عشق خودش را دارد. اگر زبان عشق همدیگر را بلد باشید، رابطهتان بسیار خوشایند و شاد خواهد بود. شاید همسر شما از تحسین و تشکرتان بیشتر انرژی میگیرد و عشق را احساس میکند یا اینکه دوست دارد در مورد مسائل با هم گفتگو کنید. شاید همسرتان با دریافته هدیهای هر چند کوچک، بیشتر پی به علاقهتان میبرد یا میفهمد که به یادش هستید. برخی از افراد درصورتی که کمکی دریافت کنند (مثلا در انجام کارهای خانه) بیشتر از هر چیزی خوشحال میشوند. اگر بتوانید زبان عشق همدیگر را بفهمید میتوانید ارتباط عمیقتر و موثرتری با هم برقرار کنید.
مدام گذشتهها را یادآوری میکنید
یادآوری مکرر گذشته، با هدف سرزنش کردن و تضعیف طرف مقابل، چه در مورد اشتباهی که رخ داده باشد و چه پولی که خرج شده یا هر یادآوری ناخوشایند دیگری، برای رابطه مانند سم است. وقتی احساس کنید همیشه یک نفر کنارتان است که خطاهایتان را به شما یادآوری کند و هر چیزی را در ذهنش لیست میکند تا علیهتان استفاده کند، چگونه میتوانید ارتباط خوبی با او برقرار کنید؟ اگر میخواهید رابطهای دوستانه و سالم با همسرتان و شریک زندگیتان داشته باشید، مهربان و باگذشت باشید و از خطاهای نه چندان مهم چشم پوشی کنید.
روی زمان حالتان تمرکز کنید و ببینید الان چه میتوانید بکنید تا به همسرتان کمک کنید و رابطهتان را بهتر بسازید. یادتان باشد همسر شما رقیبتان نیست و شما با هم زندگی نمیکنید تا یکی برنده شود و آن دیگری بازنده. شما همراه و همدل هستید و هر اتفاقی که در گذشته روی داده، متعلق به گذشتههاست. پس رهایش کنید و از زمان حالتان لذت ببرید.
بلد نیستید چگونه شنوندهی خوبی باشید
خوب گوش نکردن یکی از علتهای اصلی مشکلات در رابطه است. اگر یکی از شما دو نفر احساس کند حرفهایش شنیده نمیشود و ارزشی ندارد، سوء تفاهم و دلخوری و کدورت به دنبال خواهد داشت. در گفتگوهایتان به جای اینکه منتظر و بیتاب باشید تا نوبت شما بشود و حرف بزنید، آرام باشید و سعی کنید با دقت و تمرکز گوش دهید.
به حرفهای همسرتان با تمام وجودتان گوش دهید، سپس آنچه دریافت کردهاید و از کلام همسرتان فهمیدهاید بازگویی کنید تا هم همسرتان و هم خود شما مطمئن شوید که پیام به درستی منتقل شده است. همدیگر را قضاوت یا متهم نکنید. هر دوی شما باید احساس کنید که خوب شنیده میشوید و چیزی که میگویید ارزش دارد.

همدلی نمیکنید
گاهی ارتباط ضعیف فقط ریشه در فقدان همدلی برای طرف مقابل دارد. ما انسانها ممکن است به سادگی آن چنان در احساسات و خواستههای خود غرق شویم و فقط نگران نیازها و دلواپسیهای خود باشیم که فراموش کنیم احساسات و نیازهای طرف مقابلمان را نیز ببینیم، درک کنیم و به حساب بیاوریم.
ضعف در همدلی معمولا بخشی از ضعف شخصیتی نیست، بلکه جزئی از طبیعت انسان است. اما اگر یاد بگیرید خودتان را جای دیگران بگذارید و از زاویه دید آنها به مسائل نگاه کنید، ارتباطاتتان به میزان چشمگیری بهتر خواهد شد. چه بهتر که تمرین همدلی را از همسرتان شروع کنید!
صحبتهایتان را با غُر و نق شروع میکنید
همهی ما دوست داریم احساس عشق و تحسین کنیم و کسی که دوستش داریم به ما احترام بگذارد. مخصوصا زمانهایی که با همسرتان به عنوان یک زوج به مشکلی برمیخورید، هر دوی شما نسبت به کلمات و جملهها حساسترید. وقتی صحبتهایتان را با غرولند کردن و ایراد گرفتن شروع میکنید، از همان ابتدا راه گفتگو را میبندید و طرف مقابلتان را در موضع دفاعی قرار میدهید. انتظار نداشته باشید چنین بحثی خوب پیش برود و نتیجه هم بگیرید.
ارتباط خوب، مهارتی است که در تمام طول عمرتان به آن نیاز دارید و مانند هر مهارت دیگری به تمرین نیاز دارد. با نکات سادهای که ارائه دادیم شروع کنید و تاثیرش را ببینید. مشکلاتی که گفتیم، شایعترین مشکلات ارتباطی میان زن و شوهرها هستند که اگر به موقع شناسایی و برطرف نشوند، میتوانند اثرات غیرقابل جبرانی در بلند مدت بر زندگی مشترکتان بگذارند.
منبع: marriage
-

کسرول مرغ و پوره سیبزمینی؛ مخصوص باکلاسها

کسرول مرغ و پوره سیبزمینی؛ مخصوص باکلاسها برترینها: کسرول معمولا به غذاهایی گفته میشه که داخل ظرفهای دیواره دار و داخل فر تهیه میشن و داخل همون ظرف هم سرو میشن. در این مطلب طرز تهیه کسرول مرغ و پورهی سیبزمینی رو آماده کردم که با شنیسل مرغ درست میشه و فوق العاده لذیذه. امیدوارم تهیه اش کنین و از طعمش لذت ببرین.

کسرول مرغ و پوره سیبزمینی؛ مخصوص باکلاسها مواد لازم
- شنیسل مرغ: ۳ الی ۴ عدد
- سیبزمینی: ۳ الی ۴ عدد
- کره: ۵۰ گرم
- شیر: ۱/۲ پیمانه
- پنیر پیتزا: به مقدار لازم
- نمک و فلفل: به مقدار لازم


طرز تهیه:
۱. برای تهیه این کسرول ابتدا سیبزمینی هارو میپزیم.

۲. شنیسل هارو هم سرخ میکنیم.

۳. حالا سیبزمینی پختهی داغ و کره رو داخل یه کاسه میریزیم و با گوشتکوب پورهشون میکنیم.

۴. بعد شیر، نمک و فلفل رو هم اضافه کرده و مواد رو خوب مخلوط میکنیم تا پوره کمی لطیفتر بشه.

۵. حالا پوره و شنیسل آماده هستن و فقط میمونه چیدنشون داخل ظرف کسرول.

۶. کف ظرف رو چرب کرده و بعد شنیسل رو داخلش میذاریم.

۷. حالا با پوره کاملا سطح شنیسل رو میپوشونیم.

۸. بعد روی پوره رو با پنیر میپوشونیم.

۹. همهی مراحل رو به بار دیگه تکرار میکنیم، یعنی چیدن شنیسل، پوره و پوشاندن با پنیر.

۱۰. حالا ظرف رو برای مدت سه ربع داخل فری که از قبل با دمای ۱۸۰ درجه گرم کردیم میذاریم تا کسرول حاضر بشه. ۵ دقیقهی نهایی هم برای طلایی شدن پنیر گریل رو روشن میکنیم.









