برچسب: فرهنگ>ادبیات

  • سعید بیابانکی، دبیر علمی جشنواره شعر فجر شد

    سعید بیابانکی، دبیر علمی جشنواره شعر فجر شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حکم دبیری علمی چهاردهمین جشنواره شعر فجر را به نام سعید بیابانکی صادر کرده است.

    وزیر ارشاد، پیش از این در حکم دیگری، مهدی قزلی را برای ششمین بار به عنوان دبیر اجرایی جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب کرده بود.

    سعید بیابانکی، شاعر، طنزپرداز و مجری برنامه‌های شاعرانه رادیو و تلویزیون، زاده چهارم مهر سال ۱۳۴۷ در خمینی‌شهر اصفهان است. در سال ۱۳۶۹ اولین کتاب شعرش با نام «ردپایی بر برف» منتشر کرد ولی با انتشار کتاب «نیمی از خورشید اتفاق افتاد» در سال ۱۳۷۶ نامش به عنوان شاعری با زبان خاص، متفاوت و صاحب سبک سر زبان‌ها افتاد.

    بیابانکی که قالب‎های متفاوت شعری از جمله سنتی، سپید، غزل و چارپاره را آزموده است، با چارپاره به شهرت رسیده است. چنان‌که در چارپاره‎های خود به مفاهیمی چون عشق، مذهب، مسائل اجتماعی و تاریخی و همچنین زندگی شهدا و مسائل فرهنگی‎ پرداخته است.

    از سوابق اجرایی بیابانکی می‌توان به دبیری جشنواره شعر و داستان جوان سوره، عضویت در شورای‌عالی شعر صدا و سیما، عضویت در شورای سیاست‌گذاری جشنواره شعر فجر و عضویت در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد.

    سعید بیابانکی تاکنون موفق به دریافت جایزه‏ کتاب فصل و نامزد دریافت جایزه کتاب سال بابت کتاب «سنگچین» شده است. او همچنین در سومین جشنواره شعر فجر به عنوان برگزیده معرفی شده است.

    ۵۷۲۴۵

  • از مجروحیت تهران تا وجه فانتزیک آن

    از مجروحیت تهران تا وجه فانتزیک آن

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دومین نشست از سلسله نشست‌های رمان و شهر با موضوع «بازنمایی شهر؛ پیشینه و دگرگونی» به همت انجمن صنفی داستان‌نویسان استان تهران و با همکاری اداره‌کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، در ایوان شمس برگزار شد.

    در این نشست، نوید پورمحمدرضا درباره «ردپاها و زمزمه‌های شهر در ادبیات داستانی ایران پیش از دوم خرداد ۷۶» سخنرانی کرد، سینا دادخواه در سخنرانی خود به «سبک زندگی و سیاست؛ بازخوانی شهر در چندرمان دیده شده» پرداخت و  پویا رفویی هم درباره «وجه پدیداری شهری» سخن گفت.

    نویدپورمحمدرضا با تکیه بر دو داستان هوشنگ گلشیری که پیش از دوم خرداد ۷۶ منتشر شده است، بحث خود را طرح کرد و در آن بر مفاهیمی چون «شهرهای خیالی»، «شهر گذشته‌ها»، «شهر نوستالژی» و «شهر خاطره» تاکید کرد.  

    سینا دادخواه، سخنران دوم این نشست، با تکیه بر رمان‌هایی چون «نگران نباش»، «احتمالا گم شد»، «شب ممکن»، «کافه پیانو» و «یوسف‌آباد»، ضمن آنکه به نویسنده اولی بودن آثار اشاره کرد و این‌که همه آنها از راوی اول شخص بهره می‌برند، توضیح داد:  «وجه ذهنی در این رمان‌ها به نفع عینی مهار می‌شود.»

    او در بخشی از سخنان خود گفت: «در این رمان‌ها، شهر پناهگاه کوچک و لایت است ولی  نه با آغوش گشوده و نه با گارد بسته میزبان رویدادهاست. برخلاف رمان‌های پیش از دهه هشتاد، خیابان وجه فانتزیک و باورپذیر به خود می‌گیرد و نوستالژیک نیست.»

    دادخواه در بخش دیگری از سخنرانی‌اش به خودمحور و خودبیانگر بودن این رمان‌ها اشاره کرد و افزود: «مایه اتوبیوگرافیک نسبت به فیکشنال داستان‌ها بیشتر است و زبان گفتاری و محاوره‌ای در آنها حاکم است. سرشار از ژست‌های کلامی است.»

    نویسنده کتاب «یوسف‌آباد» با این پرسش که شهر چگونه خودش را در این رمان‌ها بیان می‌کند گفت:  «خصلت‌های کلانشهر به گونه‌ای طرح می‌شود که انگار مطب روانشناس برای خودشناسی راوی است.»

    او همچنین به فضای سیاسی حاکم در میانه دهه هشتاد اشاره کرد و توضیح داد: «در کتاب‌های مورد نظر که در نیمه دهه هشتاد به بعد منتشر شده‌اند سبک زندگی مسئله است و طبقه متوسط گتمان خودش را پیش می‌برد که در آن روزگار مغلوب، گفتمان هاله نوری، مهرورزی و نظایر آن شده بود. در این کتاب‌ها شهر موضوعیت ندارد و بیشتر من‌نویسی است.»

    دادخواه همچنین گفت: «به نظر من اگر رمان‌هایی را که در دهه هشتاد خوانده شده‌اند و بعضی‌هایشان بسیار خوانده شده‌اند مانند «پاییز فصل آخر سال است» نسیم مرعشی یا رمان «ناتمامی» زهرا عبدی کاملا سعی دارد که در شهر برخورد ویژه خود را داشته باشد. این رمان‌ها، داستان‌هایشان  فرق کرده است، عنصر کنایی در آن‌ها کم رنگ‌تر شده است، روایت‌ها سرراست‌تر هستند، روایت‌ها میل و گرایش بیش‌تر به به راوی سوم شخص پیدا کرده‌اند. از وجه صمیمیت دارند به نفع صناعت کم می‌کنند، بازی‌گوشی جای خود را به صراحت می‌دهد یعنی سعی می‌کند دقیق‌تر صحبت کنند و تجربه‌های عینی اجتماعی یعنی یافتن ابعاد جنگ‌ ردپای انقلاب یا ردپای دوم خرداد، سیاست و تاریخ کاری به توفیق یا عدم توفیق این رمان‌ها ندارم. زمانی که عناصر این رمان‌ها را با یک‌دیگر می‌خوانیم با یک‌دیگر مقایسه می‌کنیم تعداد شخصیت‌ها و تعداد پلات‌ها افزایش پیدا کرده است در حقیقت از یک فضای سبک‌بار و شخصی  امروزی که در موج قبلی داستان‌های دیده شده مورد استقبال مخاطب قرار گرفته بود و کاری به نیت نویسنده ندارم یک فضای حاد و غیر شخصی اجتماعی و تاریخی در رمان‌های موج دوم نیمه دوم دهه هشتاد تبدیل می‌شوند، انگار در این رمان‌ها سبک زندگی جای خود را به یک جور فکر کردن به سیاست یا فهم قدرت می‌خواهد بدهد.»

    در ادامه این نشست، پویا رفویی، سخنرانی خود با موضوع « وجه پدیداری شهری » را در پیش گرفت و در بخشی از آن گفت:«اگر ما به آثار ادبی ایران تا دوره برآمدن هیستری ادبیات شهری نگاه کنیم، همانطور که تحقیقات آکادمیک هم در این مسئله انجام شده تصویر شهر محیط بدبینانه‌ای است، خصوصا در حوزه سینما که این تحقیقات کامل‌تر این مسئله را به خوبی نشان می‌دهند که شهر محیط گزند و آسیب است، شهر جایی است  که انسان‌ها صفات خود را از دست می‌دهند و در معرض آسیب قرار می‌گیرند، محلی است که جای بروز رذایل اخلاقیست و الی آخر. آن بخشی از شهر که اتفاقا جای امنی است در ادبیات قبل از هیستری مانند محله یا راسته و نمونه‌های مشابه‌اش است. این هیستری به ادبیات شهری با یک مجموعه‌ای از تکنیک‌های دیگری که ما تجربه کرده‌ایم و تجربه می‌کنیم گره خورده است ما با جهش پدیداری مفهوم شهر رو به رو شده‌ایم.»

    او در ادامه این بحث خود افزود: «در دهه دوم انقلاب گرایش به زیست سیاست در دستور کار قرار می‌گیرد و دیگر حکومت حداکثری مد نظر نیست، مفهوم مصلحت، کوچک‌سازی و نزدیک شدن به طبیعت اجتماعی مد نظر قرار می‌گیرد و مدیریتی بهتر آرمان تازه‌ای که جای تحقق ایده‌های قبلی را می‌گیرد، تحت عنوان گسست هستی شناختی از آن می‌توان یاد کرد. مهم‌ترین رویدادها با توجه به تجربه انقلاب یک دهه قبلش تبدیل مکان‌های وحشت به مکان‌های زیباییست، فرهنگسرای بهمن، خانه هنرمندان و تبدیل کردن زندان‌ها به موزه، این تکنیک جدید نبود.»

    رفویی همچنین در جمع‌بندی سخنان خود گفت : «به نظر می‌رسد که وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ یک گسستی را میان جنبش انقلاب و دولت انقلاب به وجود آورده است که این از موضع تئوریک شکافی است میان کل و همه آن همه‌هایی که در انقلاب حضور داشتند به کل‌هایی تبدیل شده‌اند که این گذار مستلزم ادغام‌ها و هست‌های پی در پی بود که شاید برخی یک دهه یا یک دهه و نصفی ادامه پیدا کرد و این گسست میان کل و همه، شهر را به محیط مجروحی تبدیل کرد. شهری که باید از یه طرف بتواند بر آحاد انسان‌ها در زندگی افقی‌شان مدیریت کند و در سطح عمودی بتواند آرامان‌ها را محقق سازد.»

    ۵۷۵۷
     

  • افشای راز بانوی سیاه‌پوش آثار شکسپیر

    افشای راز بانوی سیاه‌پوش آثار شکسپیر

    به گزارش گاردین، ویلیام شکسپیر، شاعر و نویسنده مشهور انگلیسی در بسیاری از کتاب‌هایی که نوشته است از زنی سیاه پوش یاد کرده  که او را بانویی سیاه پوش خطاب می‌کند و حتی بعضی از شعرهایی را با اسم او تمام می‌کند.

     هنوز هم سال‌هاست که منتقدین و کارشناسان ادبی به این مسئله مشکوک هستند و درباره آن تحقیق می‌کنند. اخیراً یکی ازمورخان انگلیسی درباره این مسئله بحث کرده است و به گونه ای راز آن را افشا می‌کند.
     
    وی در کتابش ادعا می‌کند این زن سیاه پوش و الهام‌بخش شعرهای شکسپیر، همسر یکی از مترجمان ایتالیایی بوده است که بعدها رابطه‌ای عاشقانه با شاعر انگلیسی برقرار می‌کند.
     
    به عبارت دیگر بیشتر شعرهای بعد از رابطه شکسپیر با این بانوی سیاه پوش به خاطر همین زن سروده شده است و می‌توان ردپایی از وی در این شعرها پیدا کرد.
     
    ابری بورل، مورخ ادبیات انگلیسی در این کتاب با عنوان «معشوقعه شکسپیر» اعتقاد دارد این زن سیاه پوش، آلین فلوریو نام دارد که شوهرش را ترک می‌کند و با شاعر انگلیسی رابطه برقرار می‌کند.
     
    دکتر بورل که سال‌ها برای نوشتن این کتاب تحقیق و مطالعه کرده است، با استناد به دست نوشته‌های شکسپیر می نویسد: «شاعر انگلیسی در حقیقت یک لیست هشت نفری از زنان اطراف خود را تهیه کرده بود که شعرهای خود را برای آن‌ها می‌سرود.»
     
    شکسپیر در شعرهای خود بانوی سیاه پوش  را با موهایی سیاه، طوری توصیف می‌کند که هیچ کدام آنها در همسر او دیده نشده بودند. بر اساس نوشته‌های شکسپیر او برای اولین‌ بار آلین را در مهمانی «تیچفلد»، خانه اشرافی کنت ساتهماپتون ملاقات می‌کند و رابطه آن‌ها بعد از آن ملاقات بیشتر می‌شود و به جایی می‌رسد که الهامبخش شعرهای شاعر انگلیسی می‌شود.

    ۵۷۵۷
     

  • برنده نوبل ۲۰۱۸: به دموکراسی و علیه توتالیتاریسم رای دهید

    برنده نوبل ۲۰۱۸: به دموکراسی و علیه توتالیتاریسم رای دهید

    نویسنده برنده جایزه نوبل ادبی ۲۰۱۸ در حالی در مصاحبه مطبوعاتی خود در استهکلم شرکت کرد که مصاحبه پیتر هاندکه برنده نوبل ۲۰۱۹ یک روز پیش‌تر با جنجال زیادی روبه رو شده بود.

    در جریان کنفرانس مطبوعاتی، سوال‌های بسیاری نه تنها درباره کتاب‌های اولگا توکارچوک مطرح شد، بلکه همچنین در مورد موقعیت سیاسی لهستان نیز سوال‌هایی طرح شد.

    توکارچوک در مصاحبه شنبه گفت من این جایزه را به همه آن چه دارد این روزها در لهستان اتفاق می‌افتد اهدا می‌کنم. از شما می‌خواهم به دموکراسی و علیه توتالیتاریسم رای بدهید.

    این سخنان اقبال گرم شنوندگان را به همراه داشت.

    او گفت: «من از نسلی می‌آیم که پس از سال ۱۹۸۹ وارد مرحله بزرگسالی شد. ما این تصور را داشتیم که این پایان حضور سیاست به عنوان نیرویی است که در زندگی شخصی ما دخالت می‌کند و قادر هستیم تا به پرورش ادبیات بپردازیم. اما اشتباه می‌کردیم و پس از ۳۰ سال اکنون معلوم شده سیاست حتی بیش از گذشته بر زندگی ما سنگینی می‌کند.»

    این نویسنده ادامه داد: «در لهستان ما یک جامعه تقسیم شده هستیم، جامعه‌ای که همه چیزش به مسایل سیاسی مربوط می‌شود. ما به عنوان یک جامعه از ارزش‌های کمتری برخوردار هستم و این جایزه برای ما امید به ارمغان آورد.

    او در پاسخ به سوال خبرنگاران بر این تاکید کرد که: «اقیانوسی از اطلاعات در عصر اینترنت شاید باید به عنوان سروصدایی سفید یاد شود و افزود دیگر معلوم شده ما قادر به تحمل این حجم عظیم از اطلاعات نیستیم و این اطلاعات به جای متحد کردن، تعمیم و آزادسازی ، دارند ما را در حباب‌های کوچک فردی، متمایز، تقسیم و محصور می‌کنند.»  

    توکارچوک گفت فکر می‌کند با توجه به این گرایش‌های دوران مدرن برای منزوی ساختن و جداسازی انسان‌ها، شاید لازم باشد به نوع جدیدی از داستان‌سرایی نیز توجه شود.

    ۵۷۲۴۵

  • بیروتی: رجوع به قرآن از دغدغه‌های گلشیری هم بود

    بیروتی: رجوع به قرآن از دغدغه‌های گلشیری هم بود

     سومین جلسه از سلسله نشست‌های «فانوسِ داستان‌نویس» با حضور منیرالدین بیروتی، داستان‌نویس و منتقد ادبی در مدرسه اسلامی هنر در قم برگزار شد. بیروتی که آثار داستانی متعددی را در سال‌های گذشته منتشر کرده و موفق به کسب جایزه ادبی هوشنگ گلشیری در دو دوره نیز شده است، در این جلسه به تبیین «ضرورت رجوع داستان‌نویس به قرآن» پرداخت.
     
    وی در آغاز صحبت‌هایش با اشاره به رجوع خود وی به قرآن در مقام یک داستان‌نویس، گفت: رجوع من به قرآن از همان زمانی شروع شد که با هوشنگ گلشیری آشنا شدم و به نوعی این مسئله از دغدغه‌های گلشیری نیز بود.
     
    این داستان‌نویس با بیان اینکه گام نخست در تبیین این موضوع مشخص‌کردن مراد ما از ادبیات و سپس روشن کردن مفهوم ادبیات داستانی است، اضافه کرد: تعریف من از ادبیات «زیبا دیدن» است؛ ادبیات ابزار کشف زیبایی‌های زندگی است. از قضا این نوع از زیبا جلوه‌دادن ریشه در سنت‌های دینی مختلف تاریخ دارد.
     
    وی گفت: متولیان ترویج امر دینی اهتمام به زیبا نشان‌ دادن احکام و معارف دینی خود دارند. انسان برای ادامه حیات به درک این زیبایی نیازمند است؛ پس ناگزیریم از ادبیات. پوچیِ دامنگیر این روزهای ادبیات، ریشه در غفلت از این وجه زیبایی‌شناسانه است.

    نویسنده مجموعه داستان‌های «تک خشت» در بخش دیگری از سخنانش به انواع روایت پرداخت و گفت: ما دو نوع روایت داریم. روایت گفتاری و روایت نوشتاری. برای مثال وجه غالب ادبیات کلاسیک ما گفتاری است. آن چیزی که در روایت گفتاری مهم است، مفاهیم و پندهاست؛ گوینده و راوی مهم نیست، بلکه محتوا مهم است. اما در روایت نوشتاری، ما در پی کشف جهان راوی هستیم و راوی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
     
    وی تصریح کرد: نویسنده در روایت نوشتاری در پی پند و اندرز دادن نیست، بلکه از جهان کنونی خسته شده است و در پی ایجاد جهان روایی خود است و مخاطب را نیز به تجربه این جهان دعوت می‌کند. ادبیات کلاسیک ما در این زمینه به شدت فقیر است.
     
    بیروتی به رمان «دن‌کیشوت» اشاره کرد و آن را سرآغاز داستان‌نویسی نوین و نفی سراسری سنت‌های جامعه سنتی وصف کرد و گفت: ما اما همچنان درگیر گفتار هستیم. تا زمانی که ما ندانیم از ادبیات چه می‌خواهیم، هرگونه برخورد با ادبیات اعم از خواندن و نوشتن، فعالیتی بیهوده خواهد بود. اگر از این ضرورت‌ها غافل باشیم، لاجرم همواره در زنجیر تکنیک‌ها باقی خواهیم ماند. گلشیری اواخر عمرش به این ضرورت‌ها پی برده بود.
     
    نویسنده رمان «ماهو» ادامه داد: تا اینجا مشخص شد که ستون داستان، روایت است. اما خود روایت چیست؟ روایت شیوه جستجوی حقیقت است. ما در هر داستانی که می‌نویسیم، دنبال چیزی هستیم؛ شیوه جستجوی آن چیز، برسازنده روایت ما خواهد بود و مخاطب به‌وسیله مواجهه با روایت ما، به سوی کشف حقیقتی خواهد رفت. همه‌ی هدف داستان‌نویس این است که جهان را قابل تحمل‌تر کند، نه آنکه زشت‌تر نشانش دهد.

    این منتقد ادبی و مدرس داستان نویسی به ضرورت رجوع به قرآن برای داستان‌نویس پرداخت و توضیح داد: زمانی که فردی همچون «نورتروپ فرای» تمام سنت ادبی، اروپا را محصول زیست با کتاب مقدس می‌داند و نویسندگان بزرگ غربی همچون فاکنر همواره خود را مدیون کتاب مقدس می‌داند، باید از خود پرسید که کتاب مقدس برای یک داستان‌نویس چه ارمغانی دارد که چنین سنت‌های ادبی از دل آن بیرون آمده است.
     
    وی اضافه کرد: همین حالت در ادبیات کلاسیک ما اتفاق افتاده است؛ جایی که ستون اصلی بسیاری از آثار فاخر ما همچون مثنوی، تذکره‌الاولیاء، رساله قشیریه و کتب دیگر قرآن کریم بوده است.
     
    بیروتی تاکید کرد: اگر امروز بخواهیم صرفا از بعد تکنیک‌یابی به متن قرآن رجوع کنیم، چیز دندان‌گیری نصیبمان نخواهد شد. شاید علتی که سبب رجوع داستان‌نویسان غربی به کتاب مقدس بود، درک جاودانگی مفاهیم کتاب مقدس بود.
     
    وی تصریح کرد: هر نویسنده‌ای در پی بیان چیزی است که ماندگار و جاودانه باشد و از آنجا که ماندگارترین سنت‌های بشری را باید در کتاب‌های مقدس یافت، پس نویسنده نیز با رجوع به کتاب مقدس در پی کشف راز جاودانگی است. برای مثال جیمز جویس در «چهره مرد هنرمند در جوانی» و «اولیس» بارها و بارها از عبارت‌های کتاب مقدس بهره می‌برد.
     
    بیروتی رجوع به قرآن برای نویسنده امروز را بسیار ضروری ارزیابی کرد و گفت: رجوع به قرآن برای نویسنده امروز ضروری است؛ اما نه با آن رویکردی که نویسندگان غربی به کتب مقدس خود رجوع می‌کردند. ما ابتدا باید بدانیم از کتاب مقدس خود چه می‌خواهیم و جامعه ما امروز نیازمند چه چیزی است. البته گفته شد که گام مقدماتی این است که از داستان چه می‌خواهیم، سپس با کشف این مسئله باید دید کتاب مقدس چگونه می‌تواند آن خواسته ما از داستان را برآورده سازد.
     
    وی افزود: این مسئله چنان برای داستان‌نویسان غرب جدی بود که بی‌دینان نیز برای گره‌ گشودن از دردهای خود مراجعه مداوم به کتب مقدس داشتند، اما ما امروز به بهانه‌های واهی خود را از این منبع شگفت‌انگیز محروم کرده‌ایم.
     
    نویسنده رمان «چهار درد» در پایان یادآور شد: کتب مقدس سرچشمه‌هایی هستند که زندگی از آنها می‌تراود و هر انسانی برای زیباتر زیستن و زیباتر نمایاندن جهان نیازمند گفت‌وگویی مداوم با متون مقدس است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • حق پس از ۴۰ سال به حق‌دار رسید/ میلان کوندرا شهروندی‌اش را پس گرفت

    حق پس از ۴۰ سال به حق‌دار رسید/ میلان کوندرا شهروندی‌اش را پس گرفت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، چند دهه پس از آن‌که حکومت کمونیست چکسلواکی شهروندی میلان کوندرا را لغو کرد، این حق او به پس داده شد.

    براساس اعلام وزارت امورخارجه جمهوری چک میلان کوندرا و همسرش در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۹ دوباره شهروند رسمی جمهوری چک شدند.

    مقامات کمونیست چکسلواکی در دهه ۷۰ میلادی و پس از انتشار «کتاب خنده و فراموشی» تابعیت میلان کوندرا را سلب کردند. کوندرا در این کتاب گوستا هوشاک رییس‌جمهور وقت چکسلواکی را «رییس‌جمهور فراموشی» نامیده بود.

    کوندرا که حالا ۹۰ سال دارد از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ شهروند فرانسه شده است.

    «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» که در ایران با نام «بار هستی» هم ترجمه شده است، یکی از مهم‌ترین آثار کوندرا است. «شوخی»، «والس خداحافظی» و «جشن بی‌معنایی» نمونه‌هایی از آثار این نویسنده سرشناس هستند.

    منبع: خبرگزاری فرانسه / ۳ دسامبر

    ۲۴۱۲۴۱

  • جنجالی تازه؛ استعفای ۲ عضو کمیته نوبل ادبیات

    جنجالی تازه؛ استعفای ۲ عضو کمیته نوبل ادبیات

    کریستوفر لیندوئر و گان بریت سانداستورم هر دو از اعضای کمیته سوئدی نوبل ادبیات بودند که استعفای خود از سمت‌شان را اعلام کردند. ‌سانداستورم دلیل این اقدامش را مخالفت با طرز فکر «ادبیات فراتر از سیاست است» بیان کرده است.

    پیتر هاندکه نویسنده اتریشی که به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۹ انتخاب شد، به دلیل حمایتش از صرب‌ها در جنگ یوگسلاوی در دهه ۹۰ میلادی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود و انتخاب او به عنوان برنده سال ۲۰۱۹ اعتراض بسیاری را از جمله از سوی برخی نویسندگان به دنبال داشت.

    لیندوئر درباره استعفای خود بیان کرد، ‌توانایی تحمل اصلاحات داخلی را که این کمیته پس از ماجرای رسوایی اخلاقی سال ۲۰۱۷ متحمل شد نداشته است.

    با این حال سانداستورم فهرستی از دلایل را برای ترک این آکادمی ارائه کرده که در بین آن‌ها اهدای جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۹ به پیتر هاندکه» نیز دیده می‌شود.

    سانداستورم بیان کرد از این‌که در انتخاب برنده جایزه نوبل سال ۲۰۱۸ یعنی اولگا توکارچوک نقش داشته خوشحال است، اما با انتخاب هاندکه به عنوان برنده سال ۲۰۱۹ مخالف بوده است.

    استعفای این دو نفر درحالی توسط آکادمی سوئدی تایید شده که کمتر از یک هفته به برگزاری مراسم رسمی اهدای جوایز نوبل در ۱۰ دسامبر باقی مانده است. جوایز نوبل طی مراسمی رسمی در دهم دسامبر یعنی سال‌روز درگذشت «آلفرد نوبل» ‌اهدا می‌شود.

    پس از به تعویق افتادن انتخاب برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۸، برندگان این جایزه در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ همزمان با هم امسال معرفی شدند.

    لیندوئر و سانداستورم از اعضای ثابت کمیته نوبل محسوب نمی‌شدند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • مریلین یالوم درگذشت

    مریلین یالوم درگذشت

    مریلین یالوم، نویسنده پرکار و مورخ فرهنگی که مضامین کتاب‌هایش شامل تاریخچه زنان به عنوان شریک زندگی در ازدواج می‌شد، ۲۰ نوامبر در خانه‌اش در کالیفرنیا درگذشت. او ۸۷ ساله بود.
     
    خانم یالوم در اواسط دهه ۱۹۷۰، زمانی که جنبش زنان در حال جان گرفتن بود، استاد زبان و ادبیات فرانسه بود. او به سمت دانش‌پژوهی فمنیست کشیده شد، در جایی که حالا موسسه تحقیقات جنسیت کلیمن دانشگاه استنفورد نام دارد.
     
    او با اینکه چندین کتاب علمی نوشته بود، اما تا اواخر دهه پنجم زندگی‌اش شروع به نوشتن آثار برجسته‌اش نکرد. یکی از اولین موارد «مادر بودن، مرگ و ادبیات جنون» بود که در سال ۱۹۸۵ منتشر شد و پیوند میان جنون و مادری در برخی نویسندگان زن ازجمله سیلویا پلات و ویرجینیا وولف را نشان می‌داد.
     
    از آثار شناخته‌شده او می‌توان به «خواهران تنی: انقلاب فرانسه در حافظه زنان» در سال ۱۹۹۳، «تاریخچه همسر» در سال ۲۰۰۱، «تولد ملکه شطرنج: یک تاریخچه» در سال ۲۰۰۴ و «چگونه فرانسوی‌ها عشق را اختراع کردند» در سال ۲۰۱۲ اشاره کرد.
     
     قدرتمندترین مهره روی صفحه شطرنج تبدیل شد. تحولی که خانم یالوم با ظهور ملکه‌های قدرتمند واقعی در اروپا مرتبط دانست.
     
    سال گذشته وقتی خانم یالوم فهمید مبتلا به سرطان است با همسرش شروع به نوشتن کتاب مشترکی درباره بیماری‌اش و روند مُردن کرد.
     
    او به تازگی کتاب دیگری با عنوان «شاهدان بی‌گناه: جنگ جهانی دوم از نگاه کودکان» درباره خاطرات کودکان از جنگ را تمام کرد که قرار است سال آینده منتشر شود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • معرفی آثار برگزیده جایزه مهرگان

    معرفی آثار برگزیده جایزه مهرگان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دبیرخانه جایزه مهرگان، فهرست آثار راه‌یافته به مرحله بعد این رویداد ادبی را اعلام کرد. این فهرست شامل ۲۱ عنوان در هر یک از بخش‌های رمان و مجموعه داستان است که از میان تعداد ۱۹۵۸ اثر و پس از چند مرحله داوری انتخاب شده است.

    آثار برگزیده جایزه مهرگان به شرح زیر است:

    فهرست ۲۱ رمان‌ برگزیده جایزه مهرگان ادب – دوره نوزدهم و بیستم (به نظم الفبایی)

    ۱. آتش زندان؛ ابراهیم دمشناس؛ نیلوفر
    ۲. آخرین روزهای زندگی هلاله*؛ عطاء نهایی (رضا کریم مجاور)؛ افراز
    ۳. آقا رضا وصله‌کار؛ مهیار رشیدیان؛ نیلوفر
    ۴. بازگشت؛ گلی ترقی؛ نیلوفر
    ۵. بند محکومین؛ کیهان خانجانی؛ چشمه
    ۶. پدرکشی؛ ملاحت نیکی؛ نیماژ
    ۷. راهنمای مردن با گیاهان دارویی؛ عطیه عطارزاده؛ چشمه
    ۸. سرزمین عجایب؛ جعفر مدرس صادقی؛ مرکز
    ۹. شکوفه عناب؛ رضا جولایی؛ چشمه
    ۱۰. شمسیه لندنیه؛ سیدعلی میرفتاح؛ پیدایش
    ۱۱. ط؛ زاهد بارخدا؛ افراز
    ۱۲. غروبدار؛ سمیه مکیان؛ چشمه
    ۱۳. کتاب خم؛ علیرضا سیف‌الدینی؛ نیماژ
    ۱۴. کفتار؛ مرتضی فخری؛ افراز
    ۱۵. کوچ شامار؛ فرهاد حیدری گوران؛ آگاه – بان
    ۱۶. گفتن در عین نگفتن؛ جواد مجابی؛ ققنوس
    ۱۷. ما را با برف نوشته‌اند؛ نسیم توسلی؛ آگه
    ۱۸. ماخونیک؛ محسن فاتحی؛ آماره
    ۱۹. موزه اشیاء آشغالی؛ تکتم توسلی؛ افراز
    ۲۰. هشت پیانیست؛ مهدی بهرامی؛ نیماژ
    ۲۱. یک دایره چرکین؛ شهلا سلیمانی؛ سده
    *رمان «آخرین روزهای زندگی هلاله»، نوشته عطاء نهایی، نویسنده کرد متولد بانه که با ترجمه رضا کریم مجاور منتشر شده، بنا به پیشنهاد هیأت داوران استثنائاً به عنوان یک رمان فارسی در کنار سایر آثار داوری شده است.

    فهرست بلند ۲۱ مجموعه داستان برگزیده جایزه مهرگان ادب – دوره نوزدهم و بیستم (به نظم الفبایی)

    ۱. آه ای مامان؛ احمد حسن‌زاده؛ نون
    ۲. آهوانی؛ مهدی محبی کرمانی؛ نون
    ۳. اسپارانی؛ امیرعلی ریاحی؛ مروارید
    ۴. او؛ محمد کلباسی؛ چشمه
    ۵. با شب یکشنبه؛ محمدرضا صفدری؛ نیماژ
    ۶. بوطیقای شیطان؛ علیرضا لبش؛ هیلا
    ۷. توت‌فرنگی‌های اهلی؛ مهدی قلی‌نژاد ملکشاه؛ نگاه
    ۸. تونل؛ فرهاد کشوری؛ نیماژ
    ۹. جغد برفی؛ فاطمه مهرخان سالار؛ مرکز
    ۱۰. جیرجیرک‌های باغ قوام‌السلطنه؛ لیلا فلاح؛ افراز
    ۱۱. خاطرات یک دروغگو؛ نسیم وهابی؛ مرکز
    ۱۲. خدا مادر زیبایت را بیامرزد؛ حافظ خیاوی؛ ثالث
    ۱۳. دوازده نت برای سکوت؛ کیوان صادقی؛ نیماژ
    ۱۴. رژ قرمز؛ سیامک گلشیری؛ چشمه
    ۱۵. رنگ‌ها؛ محبوبه میرقدیری؛ ثالث
    ۱۶. روزگار شاد و ناشاد محله‌ی نفت‌آباد؛ قباد آذرآیین؛ افراز
    ۱۷. روزی می‌روی؛ عادل قلی‌پور؛ آرادمان
    ۱۸. زخم شیر؛ صمد طاهری؛ نیماژ
    ۱۹. زن غمگین؛ محسن عباسی؛ نی
    ۲۰. شرط‌بندی روی اسب مسابقه؛ امیرحسین خورشیدفر؛ ثالث
    ۲۱. قنادی ادوارد؛ آرش صادق بیگی؛ مرکز

    ۵۷۵۷

  • گردهمایی شاعران بر سر مزار ابوالفضل زرویی نصرآباد

    گردهمایی شاعران بر سر مزار ابوالفضل زرویی نصرآباد

    جمعی از شاعران، طنزپردازان، نویسندگان و هنرمندان دوست‌دار مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد، روز یکشنبه آینده بر مزار او جمع می‌شوند و نخستین سالگرد درگذشت او را گرامی می‌دارند.

    این مراسم از ساعت ۱۴ روز یکشنبه ۱۰ آذر، درست یک سال بعد از درگذشت این شاعر و طنزپرداز بلندآوازه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار می‌شود.

    پیکر مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد، شامگاه ۱۰ آذر ۱۳۹۷ در حالی که حدود دو روز از مرگش گذشته بود، در منزل شخصی‌اش پیدا شد. او که خالق آثار خواندنی ادبیات طنز ایران و از نویسندگان مجله پرمخاطب «گل آقا» در دهه‌های پیش بود، پس از یک دوره بیماری و تنگدستی در سن ۴۹ سالگی به رحمت ایزدی پیوست.

    از آثار او می‌توان به «رفوزه‌ها»، «غلاقه به خونه‌اش نرسید»، «ماه به روایت آه» و کتاب پراستقبال «تذکرهالمقامات» اشاره کرد.

    ۲۴۱۲۴۱