برچسب: عباس دادجوی توکلی

  • ترازنامه نامتعادل بانکهاچگونه سفره مردم را تحت تأثیرقرارمی‌دهد؟

    ترازنامه نامتعادل بانکهاچگونه سفره مردم را تحت تأثیرقرارمی‌دهد؟

    ترازنامه نامتعادل بانکهاچگونه سفره مردم را تحت تأثیرقرارمی‌دهد؟

    عباس دادجوی توکلی در گفت و گو با خبرنگار مهر درباره تلاش بانک مرکزی برای بهبود ترازنامه بانک‌ها گفت: از پست اینستاگرامی چند وقت قبل رئیس کل بانک مرکزی مشخص است که بانک مرکزی «چه به لحاظ کمی» و «چه به لحاظ کیفی»، قصد دارد ترازنامه بانک‌ها را سر و سامان دهد؛ چرا که عمده بانک‌های کشور، حداقل در دو دهه اخیر، ترازنامه‌های شفافی نداشته اند، رفتار عمده آنها در جهت بهینه اجتماع هم نبوده و از سویی میزان رشد ترازنامه، در بسیاری از سال‌ها با متغیرهای کلان اقتصادی همخوانی نداشته است.

    وی توضیح داد: برای نمونه طی دو دهه اخیر در ایران، تسهیلات اعطایی بانک‌ها به سرمایه گذاری مولد ختم نگردیده است. چه آن دارایی‌هایی که با سرفصل «تسهیلات» درصورت های مالی درج می‌شود و چه آن دارایی‌هایی که به عنوان «مطالبات، دریافتنی ها و بدهکاران موقت» به عنوان یک سرفصل همیشه مبهم، نمایان می‌گردد.

    این کارشناس اقتصادی افزود: با بررسی نمونه‌هایی از عملکرد یک سال اخیر برخی از بانک‌های کشور نیز، مشاهده می‌گردد که رشد ترازنامه آنها، بیشتر از اینکه در جهت رفع موانع تولید و بهبود کسب و کار و جبران زیان‌های ناشی از کرونا باشد، در جهت مصادیق «عرضه سفته بازانه وام» و در بسیاری از موارد در جهت نامولد اقتصاد بوده است.

    مصوبه شورای عالی بورس؛ تداوم رویه غلط سیاست گذاری پولی در کشور

    وی ادامه داد: مصوبه اخیر شورای عالی بورس هم متأسفانه دست بانک‌ها را برای ورود به بازار سهام (به عنوان دیگر سرفصل دارایی‌ها) باز گذاشت؛ قابل ذکر است که بسیاری از سیاستگذاران اقتصادی کشور، شناخت واقعی از عملکرد بانک‌ها بویژه در جهت مخرب آن ندارند، در حالی که همین نهادهای مالی با عملکرد صحیح، می‌توانند منشأ رشد و شکوفایی اقتصاد کشور باشند.

    وی گفت: تاکید خاص دارم که مصوبات اخیر شورای عالی بورس، رویه غلط سیاست گذاری پولی در کشور و عدم اطلاع از استانداردهای جهانی نظارتی و عملکردی در حوزه بانکداری را عیان کرد.

    دادجوی توکلی تصریح کرد: به همین خاطر احتمالاً بانک مرکزی به عنوان مقام پولی، تداوم رفتار غیربهینه بانک‌ها در بسط اعتبارات، کسری قابل توجه بودجه دولت و همچنین مداخلات سیاستی ناکارآمد نهادهای حاکمیتی را ملاحظه نموده و به هدفگذاری «کمی» و احتمالاً کیفی بر روی ترازنامه بانک‌ها اقدام کرده است. اعتقاد شخصی دارم که اقتصاد ما ناگزیر از هدفگذاری «کلیت های پولی»، از جمله نقدینگی است.

    ترازنامه نامتعادل چگونه زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

    وی در پاسخ به این سوال که ترازنامه نامتعادل بانک‌ها چگونه و در چه نقطه‌ای زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد، گفت: زمانی که ترازنامه بانک‌ها با اتکا به روش‌های اصولی تراز نباشد، سیاست گذار از چند روش می‌تواند آن را تراز کند؛ یکسری رویکردها هست که با استفاده از منابع پایه پولی انجام می‌شود و سیاست گذار ناچار است برای ایجاد تراز، پایه پولی ایجاد کند. که اعتقاد دارم شواهدش وجود داد که بانک مرکزی در سال ۹۸ به احیای بانک‌ها از طریق دسترسی به پول ارزان قیمت کمک کرد. راه دیگر هم این است که این ناترازی با ایجاد تورم پوشش داده شود. که می‌بینیم تورم بالا طی یکسال تا یکسال و نیم اخیر بسیاری از بانک‌ها را نجات داد و بخشی از این ناترازی را جبران کرد. برخلاف دیدگاه دوستان که می‌گویند کاهش نرخ بهره می‌تواند ناترازی را از بین ببرد، در حقیقت کاهش نرخ بهره به رفع انجماد و حذف دارایی‌های موهومی هیچ کمکی نمی‌کند و در حقیقت، این تورم بود که اینکار را انجام می‌داد.هر دوی این اقدامات یعنی چه تزریق پایه پولی و چه ایجاد تورم، بار سنگینی روی دوش جامعه تحمیل می‌کند.

    لزوم بازخوانی ادبیات «درونزایی پولی» منطبق با فضای اقتصاد ایران

    این کارشناس بانکی گفت: معتقدم «درونزایی پولی» در ادبیات اقتصادی ایران مغفول مانده است. همین ادبیات نیز در خصوص «ضریب فزاینده نقدینگی» به راحتی از دید تحلیلگران اقتصادی و سیاستگذار پولی پنهان مانده است. باید اذعان کرد در حالی که دیدگاه خلق پول بانکی مبتنی بر نظریه نئوکلاسیکی به وضوح عقیم مانده، اما برخی همچنان بر آن اصرار دارند.

    وی توضیح داد: همان‌گونه که تقریباً همه دانشجویان رشته اقتصاد در دانشگاه بطور پایه‌ای می‌آموزند، دیدگاه ضریب فزاینده پول در خصوص بانکداری مرکزی بیان می‌کند که بانک مرکزی به طور مستقیم پایه پولی را تغییر می‌دهد که در ادامه با استفاده از آن می‌تواند عرضه کل پول را از طریق عامل ضریب فزاینده نقدینگی – که در درجه اول توسط نسبت الزام ذخایر قانونی و سپس ذخایر احتیاطی تعیین می‌شود- تحت کنترل خود درآورد. آن‌هایی که به مدل ضریب فزاینده پول در تحلیل‌های خود، استناد می‌کنند اغلب امکان استفاده بانک مرکزی از «پایه پولی یا مانده ذخایر» در قالب هدف عملیاتی مستقیم را بدیهی می‌دانند. اما ادبیاتی مخالف اعتقاد دارد که دیدگاه ضریب فزاینده پول که در آن بانک مرکزی به طور مستقیم درگیر هدفگذاری مانده ذخایر یا پایه پولی است، در عمل شدنی نیست و تنها هدف مستقیم ممکن، نرخ بهره هدف است که در نهایت به نرخ تورم هدف منجر خواهد شد. در حقیقت نشان می‌دهند که عملیات‌های بانک مرکزی در واقعیت با ضریب فزاینده پول ناسازگار است و لزوماً هدف عملیاتی مستقیم بانک مرکزی، «نرخ بهره عمدتاً از نوع کنترل نرخ بهره بین بانکی» است.

    ذینفعان تورم در ایران دست بالا را دارند

    دادجوی توکلی ادامه داد: اما چند مسئله مهم و اساسی در اقتصاد ایران، نشان می‌دهد که صرفاً «هدفگذاری نرخ بهره بخصوص از نوع بازار بین بانکی» و یا صرفاً «هدفگذاری پایه پولی» لزوماً کارا نیست. اول آنکه احتمال «سرایت تغییرات نرخ بهره بین بانکی» به سایر نرخ‌های بهره در اقتصاد ایران (سود سپرده و نرخ تسهیلات) کم است. تغییرات شدید نرخ بهره بین بانکی طی سال‌های اخیر نشان می‌دهد، چه در نرخ بهره بین بانکی ۲۸ درصد و چه در نرخ ۸ درصد، نوسان معنی داری در سایر نرخ‌های بهره اقتصاد مشاهده نشده است.
    دوم پولی کردن کسری بودجه دولت در یک اقتصاد دولتی، رانت بالای برخی از افراد جامعه، به همراه قدرت بالای خلق پول بانک‌ها به جهت وجود بازدهی‌های نامتعارف، سبب گردیده تا ذینفعان تورم دست بالا را داشته و انگیزه حقیقی برای کاهش آن وجود نداشته باشد.

    این کارشناس بانکی تصریح کرد: اعتقاد دارم ذینفعان تورم در اقتصاد کشور، همواره برای پوشش کاستی‌های عملکرد خود، به روش‌هایی مانند تجدید ارزیابی پی‌درپی دارایی‌ها که هیچ نقدینگی جدیدی برای بنگاه ایجاد نمی‌کند و همچنین، به تعویق انداختن بحران به دلیل دسترسی مداوم به اعتبارات بانکی، نیاز دارند. مجدد فکر کنیم، به راستی خالقان نقدینگی در ایران چه کسایی هستند؟

    سوم در مورد ضریب فزاینده هم دیدگاه‌های متنوعی وجود دارد که بعضاً از دید سیاستگذار مغفول مانده است. پایه پولی در طرف مصارف (همان بدهی بانک مرکزی)، از اسکناس و مسکوکات در دست «اشخاص و بانک‌ها» به علاوه مانده ذخایر بانک‌ها نزد بانک مرکزی تشکیل می‌شود که اجزای تشکیل دهنده ضریب فزاینده نقدینگی هم می‌باشند. سهم اسکناس و مسکوکات به لحاظ کنترل پذیری، نیز به طور کلی درون‌زا است. برخلاف توصیف فریدمن (۱۹۶۹) از «تزریق هلیکوپتری و احتمالاً بدون هدف معین پول به پایین»، بانک‌های مرکزی اسکناس و مسکوکات را به بانک‌هایی می‌دهند که باید موجودی نقد صندوق خود را در واکنش به میزان تقاضای مورد نظر مشتریان به پول نقد به طور مداوم تنظیم کنند که باز هم در واکنش به انتخاب میزان و نوع دارایی‌های پولی مطلوب مشتریان‌شان است. همچنین تجربه کاهش نرخ سپرده قانونی در سال ۱۳۹۴ و ۱۳۹۹ نشان می‌دهد، این ساختار است که خود را به بانک مرکزی تحمیل می‌کند. در خصوص ذخایر مازاد نیز باید گفت، با توجه به رشد سرسام آور سپرده بانکی، بانک مرکزی ناگزیر از خلق پایه پولی مورد نیاز جهت تسویه‌های بین بانکی است. بنابراین برخلاف دیدگاه ضریب فزاینده، نه تنها منبع ایجاد سپرده بانکی نیست، بلکه معلول (واکنشی به) خلق سپرده‌های بانکی است.

    چهارم پیوند میان کلیت ذخایر و نرخ بهره هدف، لزوماً برقرار نیست چرا که مصادیق خلق پول مانند وام‌های اعطایی با درخواست وام‌گیرندگان رانتی و بد حساب ایجاد می‌شوند، که انگیزه‌هایشان به آسانی تنها با نرخ بهره هدف بانک مرکزی توضیح داده نمی‌شود.

    وی تصریح کرد: آیا فکر می‌کنید بانک مرکزی با این شیوه بانکداری تجاری در کشور، می‌تواند ترازنامه خود را به شکلی برون‌زا به گونه‌ای منبسط کند که با تقاضای ذخایر بانک‌ها در نرخ بهره هدف و با این حجم از رشد ترازنامه، ناسازگار باشد؟! پاسخ قطعاً منفی است.

    بازگشت نرخ ذخیره قانونی به دوران قبل از کرونا

    دادجوی توکلی گفت: تا حدود زیادی به خاطر استفاده گسترده از مدل ضریب فزاینده پول در اقتصاد پولی نئوکلاسیک، مدت‌هاست به اشتباه فرض می‌شود الزامات ذخیره قانونی تحت یک نظام بانکداری ذخیره جزئی، با هدف کنترل ارقام کلیت‌های پول ارتباط دارند در حالی که می‌توان گفت به واقع، ذخیره قانونی لزوماً عامل کنترلی برای خلق نقدینگی بانک‌ها در ایران نبوده و نیست.
    اما به هر حال به نظر می‌رسد هدف سیاستگذار پولی از بازگشت سپرده قانونی به دوره قبل از کرونا (متوسط نرخ ذخیره قانونی در اواخر زمستان سال گذشته در حدود ۱۱.۸ درصد بود) عمدتاً با نگرش ضریب فزاینده پولی بوده که دست بانک‌ها طی نه ماه منتهی به شهریور سال جاری برای خلق پول بسیار باز شده بود. آمار و ارقام مربوط به تسهیلات در شش ماه منتهی به خرداد سال جاری، شاهدی بر این مدعاست. به جرأت می‌توان گفت حجم بالایی از وام‌هایی که تخصیص یافته به سمت سرمایه گذاری نرفته و در جهت بهینه اقتصاد نبوده است.

    وی تصریح کرد: سیاست گذار تصور می‌کند که ضریب فزاینده بالا رفته و برای کاهش آن، نرخ سپره قانونی را بالا برده است. این مساله از همان مصادیقی است که من اذعان دارم همچنان سیاستگذار در خصوص آن دچار خطای تحلیلی بوده زیرا نه تنها خلق نقدینگی درون زاست، بلکه ضریب فزاینده نقدینگی هم یک متغیر درون زاست. اما به هر حال با افزایش نرخ ذخیره قانونی اگر رفتار بانک‌ها کنترل پذیر هم گردد، قیمت تمام شده پول افزایش خواهد یافت و این خود دلیلی بر عدم کاهش نرخ سود تسهیلات خواهد گردید.

    مصادیق خلق سپرده در ایران باید کنترل شود

    این کارشناس بانکی با اشاره به مصادیق خلق نقدینگی در ایران ادامه داد: مصادیق ایجاد کننده نقدینگی (سپرده) در کشور ما در ترازنامه بانک‌ها بسیار است؛ می‌توان از ۱۲ الی ۱۵ سرفصل، یاد نمود که بانک‌ها از طریق آنها در کشور خلق نقدینگی می‌کنند. بعضی از این مصادیق ایجاد کننده نقدینگی، بر پایه دارایی و برخی بر پایه هزینه هستند. بر فرض مثال پرداخت سود سپرده‌ها، هزینه‌های اداری عمومی، هزینه تبلیغات و … بر پایه هزینه هستند، اما وام دهی، ورود به سرمایه گذاری در سهام اوراق بهادار، سرفصل بدهکاران بابت ال سی و… مصادیق خلق نقدینگی بر پایه دارایی هستند.

    وی ادامه داد: اتفاقاً برآوردها نشان می‌دهد سهم خلق سپرده از مصادیق هزینه‌ای (بخصوص پرداخت سود سپرده) تا آذر ماه سال گذشته بسیار بالاتر از مصادیق با پشتوانه دارایی بوده، اما طی نه ماه اخیر وام دهی بانک‌ها و حضور مستقیم احتمالی در بازار سرمایه، خود منشأ خلق نقدینگی مبتنی بر دارایی می‌باشد، اما آیا این دارایی‌ها تضمینی برای توسعه اقتصادی کشور هستند؟

    دادجوی توکلی گفت: هدفگذاری حجم ترازنامه بانک‌ها می‌تواند منشأ تحولات خوبی در حوزه سیاستگذاری پولی باشد. به عنوان مثال قیمت تمام شده پول (تقریباً معادل سود سپرده پرداختی) به عنوان یکی از مصادیق خلق نقدینگی از قبل همین رویکرد، کنترل پذیرتر خواهد شد.

    ترازنامه بانک‌ها در کشور ما رهاست

    وی گفت: می‌توان گفت که ترازنامه بانک‌ها در کشور ما به لحاظ «کمی» و «کیفی» رها است. به نظر می‌رسد هدف از کنترل حجم ترازنامه بانک‌ها آن است که سیاست گذار می‌خواهد با کنترل مصادیق خلق نقدینگی، حجم نقدینگی کشور را کنترل کند؛ در واقع بانک مرکزی «هدف گذاری حجم نقدینگی و نظارت بر مصارف بانکی» دارد.

    وی افزود: به نوعی سیاست گذار قصد دارد بر روی مصادیق خلق سپرده تمرکز کند و تا آنجایی که ممکن است این خلق نقدینگی را در راستای بهینه اجتماع و بر اساس دارایی‌های مولد قرار می‌دهد و اگر بانکی بخواهد از این هدف دور شود، برایش قیودی می‌گذارد. قیودی مانند عدم افزایش حجم دارایی‌های موزون به ریسک اعتباری و بازاری، عدم فاصله معنی دار جریان وجوه نقد از سود و زیان دوره، مباحث مربوط به کفایت سرمایه و بخصوص حجم لایه اول سرمایه نظارتی و…

    باید «هدف گذاری نقدینگی» و کنترل مصارف بانکی را هم در دستور کار قرار دهیم

    وی تصریح کرد: بانک مرکزی برای اینکه قدرت خود را در سیاستگذاری به دست آورد، می‌تواند با هدف گذاری «کمی» و حتی «کیفی» ترازنامه بانک‌ها یا هدف گذاری نرخ رشد نقدینگی از طریق ترازنامه بانک‌ها، مساله را کنترل کند.

    دادجوی توکلی گفت: باید بپذیریم که «هدف گذاری نرخ بهره» برای رسیدن به هدف گذاری‌های تورمی آیتم خوبی است که در همه دنیا نیز پذیرفته شده است، اما شاید کمتر کشوری مانند ایران در دنیا باشد که ترازنامه بانک‌هایش این قدر بی در و پیکر و غیرشفاف است، مصادیق خلق نقدینگی اش تا این حد بالاست، رابطه بین بهره نرخ بین بانکی و سایر نرخ‌های بانکی قطع بوده و حتی فاصله نرخ بالا و پایین هرم پولی، بیش از ۷ برابر است.

    وی افزود: تا در کشور بازدهی‌های غیرمولد و بالا دارید نقدینگی به نفع آنها، از طریق ترازنامه بانک‌ها خلق می‌شود، برای همین ابتدا باید بازدهی‌ها کنترل می‌شود تا در نهایت سیاست گذار به نرخ تورم هدف خود برسد.

  • بانکها در رکود تورمی چگونه سودده شدند؟

    بانکها در رکود تورمی چگونه سودده شدند؟

    عباس دادجوی توکلی در گفتگو با خبرنگار مهر معتقد است بانک‌ها در بازه زمانی سال ۱۳۹۸ و تا خرداد ماه سال جاری، با استفاده از تورم و رونق یک ساله بورس توانستند ناترازی موجود در صورت‌های مالی خود را از طریق بروز رسانی ارزش دارایی‌ها مانند تجدید ارزیابی انواع دارایی، فروش و یا بیش برآورد شرکت‌های زیان‌ده خود تا چند برابر ارزش واقعی و همچنین کاهش ذخیره گیری لازم بدلیل افزایش ارزش وثائق، کاهش داده و حتی به سود دهی برسند.

    عضو اندیشکده سیاست‌گذاری اقتصاد تهران درباره نقش رشد بازار سرمایه در اصلاح ناترازی بانک‌ها اظهار داشت: از سال ۹۱ به بعد بود که ناترازی ترازنامه بانک‌ها برای تحلیلگران و سیاستگذار عیان شد و هر چقدر هم به جلو می‌آمدیم، ناترازی بانک‌ها شکل جدی‌تری به خود می‌گرفت.

    ناترازی ۹۰۰ هزار میلیاردتومانی بانک‌ها در پایان سال ۹۶

    وی افزود: اگر چه در سال‌های پیش از سال ۹۱ نیز این ناترازی در ترازنامه بانک‌ها وجود داشت اما با توجه به اینکه در بازه زمانی قبل از سال ۱۳۹۱، همزمان با تورم، درصدی از رشد اقتصادی هم در کشور دیده می‌شد و از سوی دیگر نرخ ارز ثابت مانده بود، این موضوع باعث شده بود تا جریان نقدینگی در بانک‌ها سیال‌تر باشد و در نتیجه ناترازی بانک‌ها به چشم نیاید. در آن دوران بسیاری از بانک‌ها با ایجاد شرکت‌های مرتبط در دو حوزه ساختمان و مستغلات و همچنین بازرگانی خارجی، سودآوری مناسبی را در کنار عملیات تسهیلات دهی خود در دستور کار خود قرار دادند. همچنین تا قبل از شروع تحریم‌ها، تمایل به «افزایش سرمایه» مداوم (که البته منشأ بسیاری از آنها وام دهی و خلق پول از هیچ است و یا سودهای شناسایی شده از تسهیلات بعضاً لاوصول) در بانک‌های بخصوص خصوصی، موج میزد. همچنین نظارت بر نحوه شناسایی سودهای موهومی حتی از محل تسهیلات مشکوک الوصول و طبقه بندی تسهیلات به هیچ عنوان در دستور کار مقام پولی قرار نداشت.

    کارشناس اقتصادی تصریح کرد: اما از سال ۹۱ به بعد که تحریم‌ها جدی تر شد، ناترازی بانک‌ها به شکل واضح‌تری میان اقتصاددانان نمایان شد.

    وی خاطرنشان کرد: در انتهای سال ۹۶ ناترازی بانک‌ها به ۹۰۰ هزار میلیارد تومان رسید که رقم قابل توجهی بود.

    دادجوی توکلی تصریح کرد: جریان ناترازی ترازنامه بانک‌ها از این منظر آشکار شد که از یک سو در سمت تعهدات، با انواع بدهی‌های با بهره، همچون تبدیل پول به شبه پول (همان پول گران قیمت) مواجه بودیم و همین موضوع خود منشأ اصلی خلق پول در کشور گردیده بود. از سویی در بخش حقوق صاحبان سهام نیز پس از آنکه بانک مرکزی به طور جد در سال ۱۳۹۵ خواهان مشخص شدن منبع افزایش سرمایه بانک‌ها شد، با توقف رشد حقوق صاحبان سهام مواجه شدیم و با انباشت زیان انباشته، حتی در مواردی حساب سرمایه بانک‌ها منفی هم شد، بنابراین برای سهامدار عملاً در پایان سال چیزی باقی نمی‌ماند، ولی از سوی دیگر سود سپرده‌ها و خود سپرده‌ها تصاعدی رشد می‌کرد.

    دارایی‌هایی که نقدشونده نبودند

    دادجوی توکلی به موضوع دارایی‌های بانک‌ها نیز در بخش ترازنامه این نهادهای پولی اشاره کرد و گفت: از سال ۱۳۹۱ الی ۱۳۹۷، در سمت دارایی‌ها، انواع و اقسام دارایی‌های کم بازده و یا بدون بازده مشاهده گردید. بطور کل، دارایی‌های بانک‌ها شاهد اقلام متعددی من جمله مطالبات از بانک مرکزی، مطالبات از سایر بانک‌ها، مطالبات از دستگاه‌های دولتی، اشخاص حقیقی و حقوقی غیر دولتی از جمله شرکت‌های وابسته و فرعی، دارایی‌های ثابت و تملیکی می‌باشد که هر یک بازدهی و یا منفعت خاص خود را دارد.

    وی ادامه داد: این در حالی بود که بسیاری از این دارایی‌ها در دوره یاد شده، اولاً آنچنان سیال و نقدشونده نبوده و ثانیاً بازدهی خاصی برای بانک‌ها در پی نداشته‌اند، یعنی اگر جریان حسابداری تعهدی با مکانیزم فعلی را از بانک‌ها حذف کنیم، عملاً بانک‌ها ورشکسته می‌شدند.

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: برای نمونه مطالبات از بانک مرکزی شامل ذخیره قانونی و ذخیره احتیاطی (مازاد) بود که اولی هم الزام آور بود و تنها بازدهی سالانه یک درصد را به خود اختصاص می‌داد. از سوی دیگر، بانک‌ها ذخیره احتیاطی هم که نداشتند تا برای تسویه‌های بین بانکی در اتاق پایاپای نزد بانک مرکزی قرار دهند یا مانند سیاست فعلی کوریدور نرخ سود، مثلاً بازدهی ۱۳ درصدی از آن اخذ کنند. بنابراین سطح مطالبات بانک‌ها از بانک مرکزی، از منشائی غیر از سپرده قانونی امکان پذیر نبود و اگر هم بود بازدهی در بر نداشت. همچنین نبود چنین پولی در حساب بانک‌ها نزد بانک مرکزی سبب اضافه برداشت‌های پی در پی، نرخ‌های بالای بین بانکی و همچنین نرخ سود سپرده بالا گردید.

    دادجوی توکلی تأکید کرد: مطالبات بانک‌ها از دولت که عمدتاً تحمیلی به بانک‌ها بود، سالانه تمدید می‌شد؛ اما علی رغم تحمیلی بودن آن، بانک‌ها هر سال روی آن بدهی، سود محاسبه کرده و به بدهی قبلی می‌افزودند؛ خوبی این نوع مطالبات آن بود که دیگر بابت آن، ذخیره گیری مشکوک الوصول وجود ندارد و فقط ۱.۵ درصد ذخیره عام محاسبه می‌شود و از سوی دیگر، در محاسبه نسبت کفایت سرمایه هم ریسک بالایی ندارد در واقع بانک‌ها می‌توانند از این محل، نوعی درآمد را شناسایی کنند.

    سهم ۳۰ درصدی دارایی‌های موهوم در ترازنامه بانک‌ها

    وی بیان داشت: در این میان باید به این موضوع هم اشاره کرد که دولت معمولاً، ۳۰ درصد از مطالباتی که بانک‌ها به دولت اعلام می‌کنند را قبول ندارد. بنابراین ۳۰ درصد دارایی‌هایی که بانک‌های دولتی و شبه دولتی در ترازنامه‌های خود تحت عنوان مطالبات از دولت اعلام می‌کنند، دارایی موهوم است که هیچ گاه نقد نمی‌شود و این مسأله سبب می‌شود تا ترازنامه بانک‌ها به سمت غیر واقعی‌تر حرکت کند. همچنین باید یادآور شد که عموماً بانک‌های خصوصی مطالباتی از دولت ندارند.

    دو گروه مشتریان بد حساب بانک‌ها / ‏‬ مشتریانی که خود را ورشکسته اعلام و از اصل و سود وام معاف شدند

    کارشناس اقتصادی تصریح کرد: دارایی دیگری که بخشی از آن ارزش غیر واقعی دارد، تسهیلاتی است که به اشخاص غیر دولتی داده می‌شود؛ در این نوع تسهیلات، دو دسته مشتری وجود داشت، دسته نخست، مشتریانی بودند که شرایط کسب و کار در آن زمان به گونه‌ای پیش رفت که واقعاً درآمد نداشتند و بازپرداخت تسهیلات نداشتند؛ از سویی با توجه به اینکه از اواخر سال ۱۳۹۳ الی اواخر سال ۱۳۹۶، تورم کاهش یافته بود و تولید هم چندان رونق نگرفت، همچنین روند تسهیلات دهی نسبت به دهه ۸۰ بسیار کاهشی بود و بازار سرمایه هم در تأمین مالی تولید چندان نقشی نداشت، کسب و کارها رونق نیافتند و نتیجه آن انباشت مطالبات بود. بنابراین بانک یا مجبور بود این تسهیلات را امهال کرده و حجم جدید تسهیلات (بدون خلق ارزش افزوده) برای صاحبان این کسب و کار شناسایی کند یا اینکه املاک آنها را توقیف کند.

    وی ادامه داد: دسته دیگر از افرادی که تسهیلات را بازپس نمی‌دادند، مشتریان دانه درشت و سفته باز بودند به این معنا که پول‌ها را در بازار سکه، ارز و در حال حاضر، در بازار سرمایه به چرخش درمی آورند؛ بانک‌ها هم چاره‌ای جز امهال تسهیلات نداشتند؛ این اتفاق سبب شده بود تا بازپرداخت وام‌ها مرتباً عقب بیفتد. قابل ذکر است در نیمه ابتدایی قرن در حالی که نرخ تورم و نرخ سود پایین بود، نرخ وجه التزام ۱۲ درصد بود، اما در حال حاضر که نرخ سود و تورم عمدتاٌ بالای ۲۰ درصد است، نرخ وجه التزام در حدود ۶ درصد است. به همه این موارد تکالیف بودجه‌ای همچون بخشش جریمه‌های بانکی را بیافزایید. همچنین بانک مرکزی قوانین سختگیرانه‌تری در خصوص نحوه شناسایی درآمد تسهیلاتی و همچنین ذخیره گیری برای بانک‌ها اعمال نموده بود.

    دادجوی توکلی به یکی دیگر از زیان‌های وارده به بانک‌ها از طریق مشتریان بدحساب اشاره و اظهار کرد: برخی تسهیلات گیرندگان کلان، با استفاده از قانون ورشکستگی، خود را ورشکسته اعلام کرده و از بازپرداخت اصل و سود وام معاف می‌شدند بانک هم بواقع چاره‌ای نداشت.

    به گفته این کارشناس اقتصادی، زنده کردن تسهیلاتی که بانک‌ها به شرکت‌های تابعه و زیرمجموعه خود پرداخت کرده بودند هم اهمیت نداشت.

    نسبت دارایی ثابت به حقوق صاحبان سهام؛ ۷ برابر نرخ قانونی

    وی درباره دارایی‌های ثابت و املاک تملیکی بانک‌ها یادآور شد: املاک تملیکی بانک‌ها، دارایی‌هایی هستند که اشخاص تسهیلات گیرنده، نتوانسته‌اند بدهی خود را بازپس بدهند و بانک، ملک شخص بدهکار را به تملک خود درمی آورد؛ طبق قانون بانک‌ها باید ظرف دو سال این املاک را به فروش برسانند و اگر این اتفاق نیفتد، به عنوان دارایی‌های ثابت بانکی شناخته می‌شود.

    دادجوی توکلی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر طبق قانون، نباید نسبت دارایی‌های ثابت به حقوق صاحبان سهام از ۷۵ درصد بیشتر باشد؛ اما الان این نسبت شاید به ۵۰۰ درصد رسیده باشد! در این صورت، مالیات‌های سنگینی به دارایی‌ها تعلق می‌گیرد؛ در بازه زمانی سال ۱۳۹۲ الی ۱۳۹۶ بازار ملک ایران با رکود سنگین مواجه شد و اگرچه ارزش آنها اندکی افزایش می‌یافت، اما امکان فروش و نقدشوندگی این دارایی‌ها بسیار پایین بود و یا بانک‌ها بدلیل آنکه برآورد تورم چند سال یکبار داشتند، از فروش سرباز می‌زدند.

    وی یکی دیگر از دارایی‌های بزرگ بانک‌ها در سالهای اخیر را حساب‌های دریافتنی نامید و گفت: به عنوان مثال به یکی از بانک‌های شبه دولتی، مأمور رسیدگی به دارایی‌ها و بدهی‌های مؤسسه غیر مجاز ثامن شد؛ البته ثامن صرفاً بدهی داشت و دارایی‌های چشمگیری نداشت که بخواهند به عنوان دارایی بر روی ان حساب کنند. اما دارایی‌های عمدتاً ناموجود مؤسسات غیرمجاز، به عنوان دارایی بانک‌های تجاری درج شد و عملاً بر حجم ناترازی افزود.

    این اقتصاددان بیان کرد: این موضوعات درمجموع ناترازی بانک‌ها را تشدید می‌کرد ولی باید بر اساس تورم این موضوع تراز می‌شد. بسیاری از همکاران من، کاهش نرخ سود را به عنوان راهکار کاهش ناترازی معرفی می‌نمودند اما معتقدم با کاهش نرخ سود، با ساختار معیوب سیستم بانکی، مشکلی حل نمی‌شود.

    بانک‌ها در رکود تورمی چگونه سودده شدند؟

    اما چه شد که بسیاری از بانک‌ها از سال ۱۳۹۸ روند سوددهی را در پیش گرفتند، آن هم در اقتصادی که با رکود تورمی قابل توجهی دست و پنجه نرم می‌کرد.

    دادجوی توکلی در پاسخ به این سوال گفت: با تورمی که بدلیل تشدید تحریم‌ها و ساختار معیوب اقتصادی کشور ناگزیر به نظر می‌رسید و همچنین افزایش بازدهی‌های نامتعارف در بازارهای مالی، پروژه احیای ترازنامه برخی بانک‌ها استارت خورد. از واژه برخی بانک‌ها بهره می‌برم چون همچنان برخی مدیران دغدغه مند در نظام بانکی حضور دارند که عملکرد ایشان از شفافیت بیشتری برخوردار است.

    وی ادامه داد: با افزایش نرخ ارز، رشد بالای سرفصل «نتیجه معاملات ارزی» در بانک‌هایی با پوزیشن مثبت ارزی منجر به سودآوری می‌گردد. بسیاری از بانک‌ها در سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ از محل رشد نرخ ارز، سود مناسبی شناسایی کرده و با رشد تصاعدی نرخ ارز در سال ۱۳۹۹، امکان شناسایی هر چه بیشتر سود از این محل وجود دارد.

    این کارشناس اقتصادی افزود: در کنار مورد ذکر شده، تزریق بالای پایه پولی (همان حساب جاری بانک‌ها نزد بانک مرکزی)، کاهش ذخیره قانونی و طولانی‌تر کردن مدت زمان رفع تعهد ذخیره قانونی را هم بیافزایید.

    وی گفت: با افزایش قیمت مسکن و مستغلات، تجدید ارزیابی دارایی‌ها می‌تواند به افزایش ارزش دارایی غیرمنقول بانک‌ها کمک شایانی نماید و همچنین فروش املاک بخصوص املاک تملیکی به رشد درآمدهای غیرعملیاتی بانک‌ها منجر شود. البته بحث مهمی که در این میان مطرح است، نحوه فروش / واگذاری دارایی‌های غیرمنقول بخصوص املاک تملیکی بانک‌ها به خریداران است که در برخی موارد معاملات صوری با بنگاه‌هایی شبه فرعی / وابسته بر این ابهام می‌افزاید.

    دادجوی توکلی تصریح کرد: همچنین افزایش قیمت انواع دارایی‌ها منجر به افزایش ارزش وثائق گردیده و الزام ذخیره گیری بانک‌ها را کاهش می‌دهد که خود از عوامل افزاینده سود خواهد بود.

    به گفته این کارشناس اقتصادی، در یک سالی که بورس رشد کرده بانک‌ها می‌توانستند دو استراتژی در پیش بگیرند. شرکت‌های سودآور خود از جمله شرکت‌های تأمین سرمایه خود را بصورت صوری به فروش رسانده و مجدد از طریق شرکت‌هایی که قاعدتاً باید به عنوان شرکت‌های فرعی درصورت های مالی تلفیقی بانک‌ها شناسایی می‌شدند (اما نشدند)، به تملک خود درآورند. شرکت‌های شبه فرعی یاد شده، هم از نظر شاخص حق مالکیت و هم حق رأی کامل در تصرف بانک بوده، اما هیچ نشانی از آنها در صورت‌های مالی بانک‌ها یافت نمی‌شود. با چنین ترفندی، این شرکتها به نگهداری و خرید و وفروش سهام در بازار سرمایه و همچنین تملک دارایی‌ها پرداخته‌اند. همچنین سهام برخی شرکت‌های بانکی که خریداری نداشتند امکان یافتن مشتری را در بورس پیدا کردند، در حالی که بسیاری از این شرکتها مانند شرکت‌های لیزینگی در گذشته چندان سودآوری نداشتند.

    وی ادامه داد: همچنین با توجه به الزامات نظارتی موجود در خصوص حد سرمایه گذاری ۲۰ درصدی بانک‌ها نسبت به سرمایه پایه، بسیاری از بانک‌ها برای کاهش صوری سرمایه گذاری‌های خود به فروش شرکت‌های (سرمایه گذاری) خود به سایرین اقدام نمودند. این نوع فروش / واگذاری‌ها عمدتاً در خصوص شرکت‌هایی با فعالیت غیربانکی صورت گرفت و قیمت واگذاری‌ها و خریداران آنها با ابهامات عجیبی مواجه است. درآمدی که بانک‌ها از محل فروش این نوع سرمایه گذاری ها (که بازار داد و ستد فعالی ندارد و در اصطلاح بازار پذیر نیست)، باید با کمک نهادهای نظارتی مورد ارزیابی قرار گیرد.

    وی ادامه داد: خرید و فروش مستقیم سهام و درآمد حاصل از رشد قیمت سهام هم (اگر سرمایه نظارتی اجاره می‌داد)، محلی برای افزایش درآمد بانکهاست. اما یک نکته مهم و مغفول در تحلیل دوستان مشاهده می‌گردد و آن هم این است که سرمایه نظارتی مورد استفاده عمدتاً سرمایه نظارتی نافذ برای سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ بوده و در حال حاضر بانک‌ها سرمایه نظارتی ندارند. بنابراین حق تسهیلات دهی، باز نمودن انواع اعتبارات اسنادی، ضمانت نامه و.. را ندارند.

    دادجوی توکلی گفت: در کنار این موارد رشد تسهیلات دهی برخی بانک‌ها در شش ماهه منتهی به خرداد ۱۳۹۹، کاملاً عجیب و غیر عادی به نظر می‌رسد، تسهیلاتی عمدتاً از نوع تسهیلات به شرط مسدودی سپرده، که با اصول اصلی صنعت بانکداری بخصوص در شرایط تنگنای مالی فعلی تولیدکنندگان، عادلانه به نظر نمی‌رسد.

    این کارشناس اقتصادی گفت: اما به هر حال ملاحظات اقتصاد سیاسی و شرایط سخت تحریم‌ها سبب شده در این دوران، شناسایی سود و درآمد ناشی از تورم، ناشی از خلق پول بی رویه، ناشی از دسترسی به پول ارزان، منجر به شناسایی سود و یا کاهش زیان برای بانک‌ها شود، در حالی که بسیاری از آحاد جامعه در تنگنای مالی شدیدی قرار دارند.

    وی ادامه داد: نقدینگی که قرار بود به بورس منتقل شود تا جلوی رشد قیمت ارز و سکه و مستغلات را بگیرد، خود علتی بر تشدید تورم گشت. ارزش سهام بانک‌ها هم ناگهان افزایش یافت؛ بنابراین مشاهده می‌کنیم قیمت سهام برخی بانک‌ها بیش از ۳۰ برابر شده و با آنکه عملاً ورشکسته شده بودند، در حال حاضر بعضاً سود شناسایی می‌کنند.

    این اقتصاددان گفت: در بحث سرمایه گذاری ها، برخی بانک‌ها با توصیه‌های مکرر دولت و شخص وزیر اقتصاد در بازار سرمایه حضور یافتند و از این فرصت نهایت استفاده و با مفهوم بهتر سواستفاده را کردند.

    وی تأکید کرد: برآورد من این است که در حال حاضر با یک تورم ۷۰ درصدی برای سال ۱۳۹۹ و عدم نظارت دقیق بر فعالیت‌های سرمایه گذاری و نحوه تسهیلات دهی بانک‌ها، ناترازی بانک‌ها، کاملاً صفر شده و به ترازی می‌رسد.

    وی در پایان با تاکید بر اصول پنج گانه ای که توسط ۲۵ پژوهشگر مالی و اقتصادی در نامه‌ای خطاب به دولت و بانک مرکزی (جزئیات بیشتر) با اشاره به مخاطرات فعلی بازار سهام، و در جهت کنترل وضع جاری پیشنهاد شد، به سیاستگذار پولی و مالی توصیه کرد بیش از پیش لایه‌های تو در توی نظام بانکی و بخصوص نحوه سرمایه گذاری آنها را در دستور کار نظارت قرار دهد.