برچسب: شهید بهشتی

استاد اخلاق  روحانی مبارز انسانی بسیار عالم

  • شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    به گزارش خبرآنلاین، چند روز بیشتر تا سالگرد شهادت آیت الله بهشتی باقیمانده نمانده که جرقه یک ایده زده می شود، جمع کردن اهالی خانه شهید بهشتی و شاگرد و دوست قدیمی آیت الله در محل قتگاه و شهادتگاه آیت الله. ایده ای که عملیاتی کردن آن در مدت زمانی کوتاه سخت به نظر می رسید اما گویا نام آیت الله که می آید نه اهل خانه قادر به «نه» گفتن هستند نه شاگرد و رفیق قدیمی.

    >>>>در همین رابطه بخوانید؛

    ببینید| ایران واقعا پر از بهشتی بود؟ /بهشتی یک ملت بود…

    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲/ محله‌ای پر از یادِ بهشتی

    جواب مثبت که گرفته می شود، کار به مرحله هماهنگی محل مصاحبه می رسد، گپ و گفتی که قرار بود در محل شهادتگاه انجام شود در نهایت با بی مهری ساکنان فعلی آن محل، به خانه موزه آیت الله منتقل می شود، فضایی پر شده از نام و بوی بهشتیِ انقلاب. خانه ای که ملوک السادات بهشتی دختر، حجت الاسلام و المسلمین اژه ای داماد و حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری در لحظه ورود به گوشه و کنار آن سرک می کشند و گویی خاطرات را یکی بعد از دیگری در ذهن زنده می کنند.

    «ایران واقعا پر از بهشتی بود؟» اولین سوالی که محمد مهاجری عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین که اجرای این میزگرد را برعهده داشت می پرسد و پاسخی صریح و قاطع مهمانان؛ «آیت الله بهشتی تکرار شدنی نیست»

    دختر ارشد آیت الله با حس و حالی متفاوت از پدر حرف می زند، از روزهایی که کودک بود و کنجکاو و البته پدری که پاسخگوی هر سوالی بود، از روزهای سخت تهمت زدن به پدر و سرمایه دار خواندنش  تا روز تلخ شهادت.

    حجت السلام و المسلمین اژه ای که می گوید هیچ کسی را بعد از امام به اندازه آیت اللهِ شهید دوست نداشته است، از روزهایی حرف می زند که هنوز داماد خانواده نشده بود و هر چهارشنبه با علاقه خود را به همین خانه می رسانده تا پای بحث و کلاس آیت الله باشد. اویی که حال سال های زیادیست خود را مشغول گردآوری و جمع آوری آثار آیت الله کرده است.

    آیت الله بهشتی برای حجت السلام و المسلمین مسیح مهاجری نه فقط یک استاد که گویا رفیقی شفیق بوده است، بغض می کند آنجا که می خواهد از اهل مدارا بودن آیت الله روایت کند و چندین بار تکرار می کند که «آیت الله بهشتی تکرار شدنی نیست.»

    مشروح میزگرد خبرگزاری خبرآنلاین با دختر، داماد و شاگرد آیت الله بهشتی را در ادامه بخوانید؛

    **********

    خبرآنلاین: بخاطر دارم در روز تشییع جنازه ۷۲ تن شعاری را مردم می دادند که هنوز در گوشم زنگ می زند؛ «دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه». واقعا ایران پر از بهشتی بود آقای اژه‌ای؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: این شعار را مردم می دادند ولی واقعا بدن ما می لرزید که مردم چه می گویند، اصلا نمی دانند چه کسی را از دست داده اند. آقای بهشتی قابل تکرار نیست، او یک انسان منحصر به فرد بود، اما بعضی ها از این شعار موج سواری می کردند که آقای مهاجری در این زمینه جزء مخالفین موج سواران بود.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای موسوی اردبیلی در یکی از نماز جمعه هایشان این شعار را مطرح کردند و گفتند که این شعار درستی نبود، البته مردم به دلیل احساساتشان چنین شعاری را دادند، ضمن اینکه برای ایجاد رعب در دشمن شعار خوبی بود. یعنی گاهی اوقات شعار لازم است حتی اگر واقعیت نداشته باشد اما واقعیت این است که آقای بهشتی تکرار شدنی نیست و ما کسی مثل آقای بهشتی نداریم.

    ملوک السادات بهشتی: پدر در منزل بسیار آرام، خوش اخلاق و خیلی خوش برخورد بودند. ایشان به ندرت به یکی از بچه هایشان خصوصا دخترها تشر می زدند، تنبیه بدنی که اصلا در کار نبود. کلا با خانواده خیلی با محبت بودند و حتی با اطرافیانشان هم خیلی خوب برخورد می کردند اما در مقام قضاوت و کار علمی بسیار جدی بودند.آقای موسوی اردبیلی خیلی شناخت قوی از آقای بهشتی داشتند چون با ایشان خیلی زمان می گذراندند و کار می کردند. بعد از اینکه آقای موسوی اردبیلی به قم رفتند، من تقریبا هر سال خدمت ایشان می رفتم و ایشان هر زمان که من را می دیدند به یاد آقای بهشتی گریه می کردند و شروع به تعریف از ایشان می کردند. امروز هم درروزنامه جمهوری اسلامی مطلبی از آقای موسوی اردبیلی در باره فقاهت آقای بهشتی چاپ شده است. آقای موسوی اردبیلی خیلی زیبا و عمیق از علم آقای بهشتی و فقاقت ایشان صحبت کرده اند و گفتند که در فضلای حوزه علمیه قم، زمانی که ما تحصیل می کردیم کسی به قدرت فقهی و فکری آقای بهشتی نبود. یکی از جملات ایشان این بود که هیچ کس در برابر آقای بهشتی و استدلال های ایشان قدرت مقاومت نداشت و این فقط بُعد فقهی آقای بهشتی بود.

    مدیریت و تدبیر آقای بهشتی و معنی آن جمله امام که بعد از ۷ تیر گفتند که«بهشتی یک ملت بود برای ملت ما»، جامعیت آیت الله بهشتی بود. زمانی که من روی این جامعیت فکر کردم با توجه به اطلاعاتی که از ابعاد شخصیتی آقای بهشتی داشتم به این نقطه رسیدم که ایشان در ۱۸ رشته صاحب نظر بودند و به تعبیر حوزوی مجتهد بودند، یعنی علاوه بر علوم حوزوی که خودش به ۲ بخش علوم نقلی و علوم عقلی تقسیم می شد، با علوم روز، چه علوم روز دانشگاهی مطرح در ایران و چه علومی که در ایران آن زمان مطرح نبود و در غرب مطرح بود، آشنایی عمیقی داشتند.

    آشنایی به معنای صاحب نظر بودن نه به معنای اینکه فقط اطلاعاتی داشته باشند. ما چنین انسانی با چنین ابعاد شخصیتی چه از نظر علمی، چه از نظر فکری و چه از نظر اجتماعی در مجموعه خودمان و در سالهای بعد از انقلاب نداشتیم، ایشان بعد از امام اولین شخصیت با چنین ابعاد شخصیتی، فکری، علمی و اجتماعی و … بودند. به همین دلیل آن شعار، واقعا شعار بود و واقعیت نداشت اما..

    خبرآنلاین: و شاید لازم هم بود.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: بله لازم بود، آن زمان گفتن آن شعار برای ایجاد رعب در قلب دشمن و جلوگیری از مایوس شدن و امیدوار کردن عده ای از مردم لازم بود.

    خبرآنلاین: خانم بهشتی، شما در سال آخر عمر شهید بهشتی باید خیلی جوان بوده باشید، توضیحاتی درباره شخصیت و جامعیت آیت الله مطرح شد، شما از جایگاه دختر ایشان درباره ابعاد شخصیتی پدر بفرمایید

    ملوک السادات بهشتی: ایشان برای ما فرزندان بیشتر از اینکه پدر باشند، استاد بودند. زمانی که من ۱۰ ساله بودم ایشان به ما اجازه می دادند که ما سؤال بپرسیم و این خیلی در آ ن زمان مهم بود و جوابهایی که می دادند مثلا در مورد حجاب یا مسائل دیگر، من تا به امروز ندیده ام که کسی آنقدر دقیق با یک کودک ۱۰ ساله بحث کند. ایشان آنقدر برای ما وقت می گذاشتند که من کمتر دیده ام پدر یا مادری برای فرزندانشان اینگونه وقت بگذارند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    یک مثال از جامعیت ایشان بزنم، پدر گروه تحقیقی داشتند که آقای موسوی اردبیلی و دیگر آقایان هم در گروه بودند و سالهای قبل از انقلاب بر روی موضوعات مختلف تحقیق، بررسی و بحث می کردند، که هنوز آن فیش برداری ها موجود است و انشالله یک روزی چاپ شود.

    یا خاطرم هست زمانی بین ۲ گروه سیاسی از لحاظ مبارزاتی اختلاف سلیقه سیاسی افتاده بود، آقای مهندس بازرگان به اینجا آمدند و ایشان را قاضی و حکم قرار دادند، در همین اتاق جایگاهی شبیه دادگاه تشکیل شد و هر دو طرف صحبت های خود را کردند و ایشان بین این ۲ گروه قضاوت کردند. یعنی ایشان در ابعاد مختلف مطالعات فراوانی داشتند و حتی قبل از اینکه به سِمتی برسند هم آن علم لازم را داشتند. برهمین اساس هم امام ایشان را برای آن سمت انتخاب کردند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: آقای بهشتی دوست نداشت که خانه را عوض کند و به خانه جدید بروند، هیچ وقت هم پایش به خانه جدید نرسید(خانه در خیابان ایران بود) اما به هر حال فشارها و همان حرفهایی که علیه ایشان زده می زد در نهایت ایشان را در سال ۶۰ قانع کرده بود که به پایین شهر بروند. ایشان قلبا نمی خواست برود و آن اتفاق انفجار همان شبی که قرار بود به آن خانه نقل مکان شود افتاد. جالب است که آن شب ایشان لباده نپوشیده بودند و قبا پوشیده بودند که تازه هم دوخته بودند. 

    خبرآنلاین: آقای دکتر اژه ای، آیت الله بهشتی مدتی را در آلمان زندگی کردند، خود شما هم زندگی در اتریش را تجربه کرده اید، حضور و زندگی آقای بهشتی در خارج از کشور در تحول و تطور دیدگاه‌های ایشان نقش مثبت داشت؟ اصلا تاثیری داشت؟ بعضی ها می گویند که به دلیل نزدیک شدن شهید بهشتی با فضای زیست غرب، ایشان توانسته بود با بعضی از مفاهیم مثل دموکراسی، حقوق بشر و نظایر این ارتباط بیشتری بگیرد. اگر شهید بهشتی در ایران می ماند با شهید بهشتی که در آلمان زندگی کرده، تفاوت داشت؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: خاطرم هست سال ۵۳ که قرار بود به آلمان بروم –قبل از رفتن به اتریش- آقای بهشتی جلسه ای یک ساعت و نیم درباره زندگی در غرب با من داشتند. آن زمان اوج کتاب غرب زدگی آل احمد بود. آقای بهشتی به من گفتند زمانی که به آنجا می روید سازمان مدیریت غربی یک شیوه هایی دارد که موفق است، شما سعی کنید آن شیوه ها را یاد بگیرید و با ارزش‌های دینی به کار گیرید. من ۶ الی ۷ هزار صفحه از تفسیرهای آقای بهشتی را برای چاپ آماده کرده ام و در این تفسیرها انواع مسائل اجتماعی مطرح می شود، ایشان آنچنان مسائل را تحلیل و بررسی می کند که آدم احساس می کند ذوب در قرآن و اسلام است.

    یعنی من هیچ گاه اثرات حضور یک جریان روشنفکری در ذهن آقای بهشتی را نمی بینم ولی نگاه تیزبین و موشکاف آقای بهشتی مشهود است. آن ضوابطی که خودشان هم قبل از انقلاب داشتند، مثل نظم، حرف بیجا نزدن و قول بیجا ندادن و …در رفتار ایشان هویدا است.

    دین آقای بهشتی اسلام محمدی بود و ایشان اسلام و مسلم را جا انداخت و مدارس و آموزش و پرورش هامبورگ را از موضع قدرت قانع کرد که بخش اسلام شناسی را به مرکز اسلامی هامبورگ بیاورند. یکبار ایشان را که مشغول نماز خواندن در فرودگاه فرانکفورت بودند را به عنوان جادوگر گرفته بودند، آقای بهشتی آن جلسه را برای پلیس آلمان تبدیل به دادگاه می کند و می گوید شما چگونه در کشوری که اینهمه مسلمان دارد مناسک آنها را نمی دانید و منی که مشغول نماز خواندن هستم را به عنوان جادوگر دستگیر می کنید. بنابراین آقای بهشتی تمام نکات مثبت جامعه‌ای که در آن زندگی می کرد را با رنگ و بوی باور ارزش اصیل اسلامی می دید. ایشان در هر مباحث اجتماعی که وارد می شدند بر اساس مُر اسلام بود، در مساله ازدواج، مساله حقوق زنان و مسائل اجتماعی و.. با یک نگاه صحیح اسلامی به قضیه نگاه می کنند بدون اینکه اصلا نکات مثبت یک جامعه را نفی کنند.  کار کردن، دقت و وسواس یک آلمانی را نفی نمی کنند و به دیگران هم تجربیات خود را می گفتند که در هر شرایطی باید مثبت های فرد را ببینید.

    بنابراین آقای بهشتی نمی توانستند در غرب باشند و نظم و مدیریتی که در ارتباط با نوع مدیریت کشور داشته است را ندیده بگیرد. پس نگاه ایشان تغییر نکرد و مثل کسی بود که تجربه هایی را بیاموزد و با ابزارهای اصلی خود که اسلام و قرآن است آن تجربه ها را به کار گیرد. من با ظرافت تمام کلمه باور ارزشی را در شهید بهشتی دیده ام.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: من تکمله ای بر صحبت های آقای اژه ای مطرح کنم. بعضی از افراد زمانی که به غرب می‌روند تحت تاثیر غرب قرار می گیرند و بعضی ها برعکس، می‌روند تا تاثیرگذار باشند. طبیعتا دسته اول از نظر فکری و علمی جا افتاده نیستند، اما شخصیتی مثل آقای بهشتی با آن عظمت علمی و فکری که داشتند قطعا از دسته اول نبودند و تجربیات ما این را نشان می دهد.

    ایشان جزء کسانی بودند که در غرب تاثیرگذار بودند. ایشان علاوه بر این که تفاوتی نکردند بلکه تاثیرات زیادی هم بر آن محیط گذاشتند و بسیاری از آدمهایی که مردد یا تحت تاثیر غرب بودند را هم تغییر دادند. در این مورد من توصیه می کنم که کسانی که می خواهند این مساله را دقیق تر بفهمند کتاب “نماز” آقای بهشتی را مطالعه کنند. ایشان همین نمازی که می خوانیم را معنی کرده اند و در معنای نماز آنچنان مطلب را عمیق بررسی کرده اند و از الفاظ و عباراتی استفاده کرده اند که نشان می دهد که انسان در هر محیطی چگونه می تواند ارتباط خود را با خدا حفظ کند و چگونه می تواند تغییرات ایجاد کند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    نکته دیگر اینکه آقای بهشتی خیلی اهل قرآن بودند و تالیف قرآنی هم دارند، تمام کارهای ایشان چه در غرب و چه در اینجا بر مبنای دستورات قرآنی عمل می کردند، یعنی غرب را طرد نمی کردند و طبق فرموده قرآن مثبت های غرب را می گرفتند و درصدد تصحیح چیزهای نادرست آن برمی آمدند.

    خبرآنلاین: خانم بهشتی، آقای اژه ای درباره نوشته های شهید بهشتی که چاپ نشده است مطالبی فرمودند، می خواهم بپرسم که دیر نیست که با گذشت ۴۰ سال هنوز آثار ایشان چاپ نشده و ناشناخته مانده است؟

    ملوک السادات بهشتی: این هم مظلومیت شهید بهشتی را می رساند، اگر بودجه و امکانات کافی وجود داشت خیلی سریع تر این کار را انجام می دادیم ولی الان هم دیر نیست. به نظر من نسل جدید به این اطلاعات نیاز دارد و استقبال خوبی هم می کند. من چندین بار کتاب ها را به صورت مسابقه گذاشته ام و بچه ها در این مسابقات شرکت کرده اند برایشان جالب بوده است. در چاپ این کتاب ها باید دقت زیادی شود و الحمدالله آقای دکتر اژه ای خیلی دقت کرده‌اند، چون خیلی ارجاع به منابع مختلف داده اند، حاج آقا خودشان منابع را پیدا می کنند و دقیق می نویسند و این خیلی مهم است.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای موسوی اردبیلی در یکی از نماز جمعه هایشان این شعار«دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه» را مطرح کردند و گفتند که این شعار درستی نبود، البته مردم به دلیل احساساتشان چنین شعاری را دادند، ضمن اینکه برای ایجاد رعب در دشمن شعار خوبی بود. اما واقعیت این است که آقای بهشتی تکرار شدنی نیست و ما کسی مثل آقای بهشتی نداریم. اگر سرسری گرفته شود و درست به چاپ نرسد می تواند مضر باشد ولی تمام تلاش اخوی‌ها و حاج آقا این است که این نوشته ها دقیق چاپ شود چون نسل جدید ما واقعا به این اطلاعات نیاز دارد. الان بسیاری از کتابها سفارشی است و آنها به درد نسل جدید ما نمی خورد. این زبان ساده و روانی که شهید بهشتی داشتند بسیار امروز تاثیرگذار است. قبل از انقلاب کتابهای تعلیمات اسلامی را ایشان با گروهی مانند شهید باهنر با همین زبان ساده نوشته بودند و چقدر تاثیرگذار بود، همین زبان ساده بسیاری از مسائل را برای من که دانش آموز بودم و همکلاسی هایم حل می کرد. این متون برجای مانده از ایشان هم به همین شکل است و بخاطر زبان ساده و روانی در بیان حل مسائل بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

    خبرآنلاین: آقای دکتر آثار منتشر نشده شهید بهشتی فقط شامل تفسیر است یا …

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: تقریبا اکثر آثار ایشان چاپ شده است. تفاوتی که بین شهید بهشتی با شهید مطهری است این است که ۹۰ درصد آثار شهید مطهری در زمان حیات خودشان توسط خود ایشان ویراستاری شده است. آقای بهشتی دقیقا برعکس است یعنی شاید ۵ درصد مطالب ایشان مکتوب باشد. الان هم تفسیرها تقریبا کامل است. سبک تفسیری ایشان هم اینگونه است که ایشان وارد مسائل جدید اجتماعی می شود، مثلا ۱۰ صفحه در مورد یک مساله اجتماعی و ارتباطش با یک آیه توضیح می دهند. خوشبختانه تفسیرها کاملا ویرایش شده است، اختلافی هم بر سر کلیدواژه ها داشتیم که حل شده است.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    به طور کلی تصمیم گرفته شده است که آثار آیت الله بهشتی را در شکل آثار شهید مطهری به چاپ برسانیم، کل جزوه ها را در قالب مجلداتی مانند آثار شهید مطهری منتشر کنیم. من هم کلیدواژه ها، ارجاعات و پاورقی ها را بنویسم و توضیح دهم و حتی کلمه های آرمانی که در بحث های آرمان ایشان است را کلمه به کلمه، لغت ها را پیدا کرده ایم تا سطحی از آن عبور نکرده باشیم. فکر می کنم امسال و سال دیگر مجموعه آثار آقای بهشتی به شکل آثار شهید مطهری تدوین شود و آن جزوه های کوچک هم که افراد در فرصت کوتاه یا به اصطلاح مترویی می خوانند چاپ و حفظ شود.

    حتی من در تفسیرها مواردی را دیدم که به آقاعلیرضا گفتم به شکل جزوه چاپ شود چون برای نسل جوان و جدید جالب است. مباحث آقای بهشتی در آثارشان در موضوعات اجتماعی، تربیتی، اقتصادی و فرهنگی به گونه ای است که آدم احساس می کند که ایشان در سال ۹۹ صحبت می کنند و اصلا بوی کهنگی ندارد. ایشان جزء معدود شخصیت‌هایی است که ۴۰ سال آینده را می دیدند. من بخاطر دارم که از ارومیه به طرف کرمانشاه می آمدیم، از کنار روستاهای کردستان که رد می شدیم، من می گفتم که ببینید شاه با این مملکت چه کرده است، ایشان گفتند جواد آقا اگر ما انقلاب کنیم  ۵۰ سال بعد هم نمی توانیم این روستاها را درست کنیم، اصل کار آزادی مردم و استقلال مردم است و شما رژیم را بر اساس این روستاها که در مسیر می بینید تحلیل نکنید.

    خبرآنلاین: آقای مهاجری بحث جمهوری اسلامی پیش آمد. ادعای گزافی نیست اگر بگوییم شهید بهشتی تشکیلاتی ترین روحانی بود که قبل و بعد از انقلاب در بین هم صنفان خودشان وجود داشتند و با شهادت ایشان هم حزب جمهوری اسلامی رو به افول گذاشت و تعطیل شد.این را می پذیرید؟

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: بله قضاوت کاملا درستی است. من از خود آقای بهشتی در همین خانه شنیدم که گفتند در سال ۱۳۳۰ ماجراهای نهضت ملی که پیش آمد در یکی از این تظاهراتی که در اصفهان بود حضور داشتم و بعضی از مشکلات و مسائل روحانیت را که دیدم احساس کردم که باید یک جای کار لنگ باشد که ما نتوانستیم کاری کنیم و هرجا که مذهبی ها اقدامی کردند بعد از مدتی با شکست مواجه شدند.

    گفتند به این نتیجه رسیدم که ما تشکیلات نداریم و باید تشکیلات داشته باشیم، یعنی ایشان در دوران جوانی به این نقطه رسیده بودند و از آن زمان تشکیلاتی فکر می کردند. حزب جمهوری اسلامی آخرین اثر تشکیلاتی آیت الله بهشتی بود چون قبل از این خیلی تشکیلات به وجود آورده بودند منتهی غیر سیاسی بود، تشکیلات فرهنگی، تشکیلات مذهبی-فرهنگی و تشکیلاتی که در جامعه برای مردم در زمینه های مختلف خدمت کند.

    ایشان قبل از اینکه تبعید شوند دبیرستان نیرو دانش را تاسیس کرده بودند، اینکه یک روحانی در حوزه علمیه قم بتواند دبیرستانی با آن خصوصیات ایجاد کند، یک کار بدیعی بود، بن مایه این کار ایشان تشکیلاتی فکر کردن بود. می گفتند رژیم تلاش می کند بین روحانیت، دانشگاه و دانشجو وطلبه فاصله اندازد و من فکر کردم که اگر دبیرستانی در قم تاسیس کنیم و در این دبیرستان دانش آموزان وارد شوند و برای رفتن به دانشگاه آماده شوند و با معلم ها و دبیرهای روحانی و معمم مواجه شوند و با آنها انس بگیرند و البته که آن روحانی ها افرادی باشند که بتوانند دانش آموزان را جذب کنند، این زمینه ای فراهم می شود که وقتی آنها وارد دانشگاه می شوند آن فاصله در ذهنشان نباشد و خود به خود نزدیک شده باشند.

    برای همین ایشان افرادی را برای تدریس در آن مدرسه تعیین کرده بودند که دارای همین خصوصیات باشند و بتوانند جوان ها را به خود جذب کنند. نکته مهمتر این است که خود ایشان در آن دبیرستان زبان انگلیسی تدریس می کردند و می گفتند به این علت این کار را می کنم تا دانش آموزان بدانند این کار برای یک روحانی کار غریبی نیست . حتی برای دانش آموزان جذاب هم هست.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: سال ۵۳ که قرار بود به آلمان بروم آقای بهشتی به من گفتند زمانی که به آنجا می روید سازمان مدیریت غربی یک شیوه هایی دارد که موفق است، شما سعی کنید آن شیوه ها را یاد بگیرید و با ارزش‌های دینی به کار گیرید. من هیچ گاه اثرات حضور یک جریان روشنفکری در ذهن آقای بهشتی را نمی بینم ولی نگاه تیزبین و موشکاف آقای بهشتی مشهود است. قبل از اینکه به آلمان بروند ایشان در تهران هیئت‌هایی را به صورت هفتگی اداره می کردند و از این هیئت های شل و ول نبود، خیلی منظم کار می کردند که این ها نمونه هایی از این کارهای تشکیلاتی ایشان بود. خیلی هم مؤثر بود، خیلی از آثار آقای بهشتی مثل تفسیر که آقای اژه ای درباره آن صحبت کردند از آن جلسات قرآنی همین هیئت ها بیرون آمده است.
    در آموزش و پرورش هم با شهید باهنر، آقای گلزاده غفوری و … کتابهای درسی را تدوین می کردند و این هم یک کار تشکیلاتی دقیق با یک بازده و خروجی کاملا مشخص بود تا بتوانند در تعلیم و تربیت آن زمان تاثیرگذار باشند.

    در کنار این کار هم یک کار تشکیلاتی دیگر می کردند و آن این بود که هرسال در ۱ الی ۲ نوبت معلمها را جمع می کردند و با آنها ارتباط همیشگی داشتند، با آنها صحبت می کردند و به صورت تشکیلاتی آنها را با افکار  آن زمان برای انقلاب و پیشبرد اهداف نهضت امام خمینی همراه می کردند.بنابراین ایشان از این قبیل کارهای تشکیلاتی زیاد داشتند و این در میان روحانیت منحصر به فرد بود. ایشان تشکیلاتی ترین فردی بودند که ما می شناختیم که البته گل سرسبد کار تشکیلاتی آقای بهشتی حزب جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل که ایشان فکر و خمیر مایه تشکیلاتی داشتند اولین دبیر کل حزب جمهوری اسلامی بودند.

    حزب جمهوری اسلامی در همان مدت ۶ الی ۷ سالی که کار کرد خدمات بسیار بزرگی را از نظر کارسازی در جامعه کرد. بعد از پیروزی انقلاب من در حزب جمهوری اسلامی به آقای بهشتی گفتم که ما اینهمه نماینده و وزیر و مدیر از کجا بیاوریم؟ اینها که هنوز تربیت نشده اند؟ ایشان با فکر تشکیلاتی شان به من گفتند که در ذهن من این است که حزب جمهوری اسلامی باید کادرسازی کند یعنی در هر سال حداقل ۲۰۰ نفر را به صورت تربیت کند تا اینها هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای دولت و دستگاه قضایی بتوانند کار کنند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    یا زمانی که امام به ایشان پیشنهاد کردند که رئیس قوه قضاییه شوند، قبل از اینکه خدمت امام بروند در حیاط حزب جمهوری اسلامی به من گفتند که این کار را قبول نمی کنم، من می خواهم به قم بروم و آنجا طلبه ها را پرورش دهم تا بتوانند در دستگاه قضایی و در جاهای دیگر خدمت کنند که این هم یک کار تشکیلاتی دیگر ایشان بود.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: نکته ای درباره کتابهای درسی می گویم که کسی نمی داند. قبل از انقلاب سال آخر دبیرستان کتاب دینی نداشت و آخرین کتابی که تدوین کردند کتاب تعلیمات دینی سال آخر دبیرستان بود و بر سر عنوان آن کتاب با همه مشورت کردند، از من هم پرسیدند که اسم این کتاب را چه بگذاریم و من گفتم اسلام و مکاتب دین! گفتند که ساواک روی اسم مکاتب حساس است، بنابراین اسم آن را فلسفه دین گذاشتیم. این کتاب را قبل چاپ برای هزار نفر طلبه مثل من، فرستادند که تا نظرات اصلاحی را بدهند. گفتند می خواستیم زمانی که این کتاب را به دانش آموزان می دهیم اثربخشی آن را ببینیم که متاسفانه بعد از انقلاب به شکل عجولانه ای کتاب ها با مطالب دیگری جا به جا شد ولی کتاب فلسفه دین یکی از تیرهای در کمان انقلاب بود که به سمت سیستم شاهنشاهی رفت و نقش بسیار تعیین کننده ای داشت.

    خبرآنلاین: من در اوایل انقلاب جوان بودم. می گفتند که آقای بهشتی سرمایه دار است و زندگی لوکسی دارد و با اقشار مردم نسبتی ندارد. حرف هایی زده می شد، این حرفها نه فقط در بین نیروهای ضد انقلابی که در بین بچه های مذهبی هم گه گاه زده می شد و این شایعات مطرح بود. مقداری از سبک زندگی که با آن بزرگ شدید برایمان بگویید که آیا واقعا زندگی فقیرانه ای بود یا حرفها درباره سرمایه دار بودن شهید بهشتی درست بود؟

    ملوک السادات بهشتی: بله شایعات زیاد بود، آن خاطره معروف را حتما شنیده اید، زمانی که ایشان به سمت دیوان عالی کشور رسیدند شایعات به اوج خود رسید، در یک اتوبوس برخی می گفتند ایشان قصر دارد، حسابهای بانکی اش در سوئیس است، فرزندانش چنین و چنان هستند و…راننده اتوبوس تمام مسافرانش را رو به روی این خانه می آورد و می گوید این قصر شهید بهشتی است؟

    اینجا را قبل از انقلاب شهید بهشتی با کمترین امکانات موجود ساختند، مثلا دیوارهای حیاط نقشه خودشان بودند که لوزی شکل درآوردند و از دو سیمان صورتی و سفید برای زیبایی آن استفاده کنند. جالب است که منافقین گفته بودند که سنگهای مرمر از ایتالیا آورده اند و از آن برای دیوار استفاده کرده اند، درصورتی که هنوز که هنوز است  آن طرح سیمانی که شهید بهشتی طرحش را به مهندس داده بودند موجود است و زیبایی آن هنوز پابرجا است.

    منافقین از زمانی که ایشان از اروپا آمدند روی ایشان حساس بودند چون ایشان یکی از بنیان گذاران مدرسه رفاه بودند. حتی روی مبلی که داشتند هم حساس بودند اما همانطور که ملاحظه می کنید این مبل همان مبلی است که قبل از انقلاب داشتند.زندگی فقیرانه نداشتند ولی در حد یک کارمند ساده آموزش و پرورش بود،ایشان به خانواده سخت نمی گرفتند ولی خودشان زندگی ساده را دوست داشتند. روزهای آخر قبل از شهادتشان می گفتند ای کاش به روزهای زندگی طلبگی برمیگشتم خودشان دوست داشتند. اما به خانواده سخت نمی گرفتند به خصوص که مادر خودشان امکانات مادی و مالی داشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری: بعد از پیروزی انقلاب من در حزب جمهوری اسلامی به آقای بهشتی گفتم که ما اینهمه نماینده و وزیر و مدیر از کجا بیاوریم؟ اینها که هنوز تربیت نشده اند؟ ایشان با فکر تشکیلاتی شان به من گفتند که در ذهن من این است که حزب جمهوری اسلامی باید کادرسازی کند یعنی در هر سال حداقل ۲۰۰ نفر را به صورت تربیت کند تا اینها هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای دولت و دستگاه قضایی بتوانند کار کنند. تمام کارهای شهید بهشتی حساب و کتاب داشت، حتی برای مادر هر روز صبح یک پولی می گذاشتند تا ایشان دست خالی نماند می دانستند نیاز ندارند اما وظیفه خودشان می دانستند. یا حتی در سفری که برای بازدید از انجمن های اسلامی به اروپا رفتند ما هنوز دست نوشته های ایشان را داریم که تمام مخارج را ریز به ریز نوشته اند یعنی هیچ وقت بی حساب و کتاب در این خانه چیزی خرج نشد اما دست مادر را باز گذاشتند که اگر دوست دارد پرده ای نو کند یا خانه تزئینی داشته باشد آن کار را انجام دهد و به اهالی خانه سخت نمی گرفتند.

    خبرآنلاین: ایشان خودشان در تامین مایحتاج زندگی اقدام می کردند؟

    ملوک السادات بهشتی: بله. ایشان خودشان خرید می کردند، ماشین داشتند و خودشان رانندگی می کردند آن زمان بین علما مرسوم نبود و برخی راننده داشتند. خودشان می رفتند میوه فروشی یا مغازه خرید می کردند، اصلا آن مقیداتی که علمای آن زمان داشتند را نداشتند درصورتی که ایشان از نظر علمی سطح بالایی داشتند اما تمام کارهای زندگی خصوصی را خودشان انجام می دادند.

    خبرآنلاین: شایعات سرمایه داری ایشان، چقدر شما را آزار می داد؟

    ملوک السادات بهشتی: خیلی زیاد. آن ۱۴ اسفند معروف، آن اتفاقاتی که افتاد و آن حرف هایی که بنی صدر وامثالهم زدند را می دانید. البته بیشتر کار منافقین بود، از سالی که شهید بهشتی به ایران آمد روی زندگی ایشان زوم کرده بودند چون می دانستند که ایشان بین جوانان خیلی مؤثر هستند. برای همین آن شایعات را ساخته بودند. حتی وقتی شهید شدند هنوز وام طبقه بالا که برای آقاپسرها دو قسمت کرده و ساخته بودند، مانده بود. ایشان حتی هیچ درآمدی از قوه قضاییه نداشتند، می گفتند همان درآمد آموزش و پرورش کافی است، ایشان از سال ۴۲ کارمند آموزش و پرورش بودند به استثنا منتظر خدمت شدند و به آلمان رفتیم. شایعات زیاد بود اما واقعیت این است که ما زندگی متوسطی داشتیم.

    خبرآنلاین: یعنی شهید بهشتی غیر از درآمد کارمندی درآمد دیگری نداشتند؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: خاطره ای برایتان می گویم. قرار بود آقای مهاجری را به ژاپن بفرستند. در آن جلسه تصادفا من هم بودم. آقای بهشتی گفتند هزینه بلیط و اقامت ایشان چقدر می شود و آن کسی که قرار بود آقای مهاجری را تامین کند گفت حدودا ۳۲ هزار تومان و آقای بهشتی فرمودند که۵۶  هزار تومان بدهید. آن آقا گفت که نه خرج اضافه می کند اگر پول بیشتری داشته باشد ولخرجی می کند، آقای بهشتی گفتند که همین که می گویم، آن پول را بدهید. زمانی که آقای مهاجری برگشتند گزارش سفر داد که ۳۲ هزار تومان خرج کرده ام، یک بادبزن ژاپنی برای حاج خانوم خریده ام و ….

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: البته حاج خانم بهشتی رو می گویند نه حاج خانم ما(خنده).

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بله. (خنده) در گزارش آقای مهاجری آمده بود در دهلی هم چند روپیه به یک گدا دادم. بعد آقای بهشتی به آن آقا (که قرار بود تامین مالی کند) گفتند که فهمیدی اعتماد کردن یعنی چه؟ می خواهم بگویم که قدرت اقتصادی ایشان برای جذب سرمایه برای کارهای فرهنگی بالا بود. خودشان می گفتند من در مدرسه حقانی در ظرفی پول گذاشتم که اگر طلبه ای محتاج شد خودش بردارد. گفتم خب ممکن است یک نفر زیاد بردارد گفت نه اینها بعدا مرجع تقلید می شوند، وجوهات برایشان می‌آورند باید یاد بگیرند خودشان را مهار کنند.

    من و آقای مهاجری که جذب آقای بهشتی شده بودیم هم می خواستیم همان روحیه ایشان را در زندگیمان به کار بگیریم چون ما هم تقریبا همان خصوصیات را داشتیم. این نبود که از قطب متضادی بوده باشیم.  خاطرم هست از همین بودجه ای که از محل سفر آقای مهاجری تامین شده بود برای ما تامین شده بود، من نوشتم من یک خواهر دارم و می شود هزار تومان هدیه ای برای عروسی خواهرم از آن پول بخرم و بعد صرفه جویی کنیم، نوشتند اگر می توانید صرفه جویی کنید پیداست که هزینه تان همانقدر است اما من خبر دارم که موقع پاتختی عروسی تان مبلغی به شما دادند و شما هنوز دارید شما برای خواهرتان از همان پول هزینه کنید.

    خبرآنلاین: خیلی اصفهانی بازی در می آوردند(خنده)

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بله البته من هم کم نمی آوردم(خنده) نوشتم آقای بهشتی ما دوتا (من و همسرم) تصمیم گرفتیم که مکه و حج واجب برویم. فرمودند نخیر شما مستطیع نیستید وقتی این خرج را دارید از این خرج کنید. زمانی که ما خارج از کشور بودیم، آقای بهشتی یک پول جداگانه به  ما می دادند و می گفتند که اگر من یا خانم چیزی از شما خواستیم از این پول برای ما جداگانه خرج کنید و ما معمولا ریز حساب و کتاب ها می نوشتیم چون پول بی حساب و کتابی نبود.

    ملوک السادات بهشتی: این خانه را قبل از انقلاب، شهید بهشتی با کمترین امکانات موجود ساختند، مثلا دیوارهای حیاط نقشه خودشان بودند که لوزی شکل درآوردند و از دو سیمان صورتی و سفید برای زیبایی آن استفاده کنند. جالب است که منافقین گفته بودند که سنگهای مرمر از ایتالیا آورده اند و از آن برای دیوار استفاده کرده اند، درصورتی که هنوز که هنوز است  آن طرح سیمانی که شهید بهشتی طرحش را به مهندس داده بودند موجود است و زیبایی آن هنوز پابرجا است. 
    خبرآنلاین: دنیاطلبی داشتند؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: برای پاسخ به این سوال بگذارید موضوعی را مطرح کنم. آن زمان فشار زیادی بر خانه و زندگی آقای بهشتی بود، قبلش آقای طالقانی بخاطر فشارها برای زندگی به وسط شهر آمده بودند. من اصرار داشتم که آقای بهشتی تغییر مکان بدهند. من بعد از امام، آقای بهشتی را خیلی دوست داشتم حتی بیشتر از پدر و مادرم. یک شب که آقای بهشتی از شورای انقلاب آمده بودند به حاج خانم گفتم که شما خسته اید بخوابید، من غذایشان را گرم می کنم، ایشان غذا را خوردند و چون دکتر گفته بود که باید یک ربع تمام مسواک بزنید، من پیش خود گفتم که در این یک ربع که ایشان مشغول مسواک زدن هستند و نمی توانند صحبت کنند تمام تلاش خود را می کنم تا ایشان را راضی کنم تا خانه شان را عوض کنند. در آن سال قیمت خانه در خیابان ایران و زعفرانیه و وسط شهر بخاطر مسائل انقلابی یکی شده بود، به ایشان گفتم که قیمت خانه ها که با هم فرقی نمی کند ولی مردم دهان بین هستند؛ شما ذخیره انقلاب هستید، این اتهامات اقتصادی خطرناک است و …همینطور یک ربع حرف زدم. بعد از اینکه ایشان مسواکشان را شستند، گفتند جواد آقا این مسواک چقدر می ارزد؟ گفتم هیچ کس مسواک مصرف شده را نمی خرد، ایشان گفتند دنیا برای من همین اندازه می ارزد. بگذار مردم یاد بگیرند که همانطور که هستیم ما را ببینند.

    اگر ما به مردم یاد بدهیم که ما را همین طور که هستیم، بپذیرند ارتباط ما با مردم خیلی بهتر و صمیمی تر می شود، ما کسی جز مردم را نداریم. می دانم که تو می خواهی بخاطر اینکه مردم به ما شکاک و بدبین نشوند خانه را عوض کنیم اما ما نباید کاری کنیم که به گونه ای دیگر خودنمایی کنیم. ایشان حتی با اصرار ما یک متر به عمامه شان اضافه کردند که عمامه ای داشتند که از عمامه من کوچکتر بود. یا مثلا ایشان تا سالی که به آلمان رفتند قبا می پوشیدند و تنها مشخصه مدرنیته آقای بهشتی لباده بود، ایشان شب هفتم تیر هم با قبا شهید شدند.

    آقای بهشتی دوست نداشت که خانه را عوض کند و به خانه جدید بروند، هیچ وقت هم پایش به خانه جدید نرسید(خانه در خیابان ایران بود) اما به هر حال فشارها و همان حرفهایی که من در سال ۵۸ زدم در نهایت ایشان را در سال ۶۰ قانع کرده بود که به پایین شهر بروند. ایشان قلبا نمی خواست برود و آن اتفاق همان شبی که قرار بود به آن خانه نقل مکان شود افتاد. جالب است که آن شب ایشان لباده نپوشیده بودند و قبا پوشیده بودند که تازه هم دوخته بودند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    من خدمت مقام معظم رهبری هم عرض کردم که ما از آقای بهشتی نمی ترسیدیم، از خطا و اشتباه خودمان می ترسیدیم و چون نمی خواستیم این کارها را بکنیم هیچ دلهره ای از آقای بهشتی چه در مقام پدر خانواده، چه پدر زن، چه در مقام رئیس دیوان عالی کشور نداشتیم، اما الان گاهی اوقات با احتیاط صحبت می کنیم چون می ترسیم.

    خبرآنلاین: به نظر نمی رسد چهره جدی آیت الله بهشتی با خوش اخلاقی خیلی میانه ای داشته باشد؟

    ملوک السادات بهشتی: اتفاقا ایشان در منزل بسیار آرام، خوش اخلاق و خیلی خوش برخورد بودند. ایشان به ندرت به یکی از بچه هایشان خصوصا دخترها تشر می زدند، تنبیه بدنی که اصلا در کار نبود. کلا با خانواده خیلی با محبت بودند و حتی با اطرافیانشان هم خیلی خوب برخورد می کردند چون ایشان تیپی بودند که جوانان را به خود جذب می کردند. اما ایشان در مقام قضاوت و کار علمی بسیار جدی بودند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: تندترین کلامی که به من گفتند این بود که یک بار در خانه داشتم با اصفهان تلفنی صحبت می کردم که در آن تلفن برخی کدهای سیاسی را مطرح می کردم که با لحن کشداری به من گفتند جواد آقا.(خنده) این تندترین برخورد ایشان با من بود که من سریع تلفن را قطع کردم.

    خبرآنلاین: آقای شهید بهشتی برای همه علما احترام قائل بودند و طبیعی بود که اختلافات علما به بیرون بروز نکند و دیده نشود ولی به هرحال ایشان با بعضی از سلایق فکری قبل از انقلاب همراه نبودند و در موارد خاصی هم خیلی تند بعضی از اختلاف نظرهایشان را گفته اند. در مورد این توضیحی بفرمایید.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: تحجر در صنف ما روحانیون سابقه داشت و الان هم هست. آقای بهشتی  یک روحانی روشن ضمیر بود من روشن ضمیر را به کار می برم تا با آن روشنفکر مصطلح آن زمان مرز داشته باشد والا درستش همان روشنفکر است. ایشان باز فکر می کردند ، البته این باز فکر کردن به این معنا نبود که مناسک دینی، احکام شرعی و دستورات اسلام را نادیده بگیرند. ایشان در صحبت هایشان وقتی به بحث آزادی می رسند فورا مرزبندی می کنند و می گویند که آزادی بی بند و باری نیست ولی در کل خیلی باز و روشن فکر می کردند.

    ایشان اوج فریادشان هم در مورد مسائل اقتصادی بود. آن زمان پیش بینی می کردند که ممکن است که توجه نکردن به عدالت اقتصادی، انقلاب اسلامی را زمین بزند و زمین گیر کند.
    الان هم شاهد این هستیم که مشکلات زیادی از همین ناحیه به وجود آمده است.این تفکرات و حرف ها در حوزه علمیه و در میان روحانیون دشمن داشت، به طوری که در قم در برابر ایشان جبهه بندی شده بود.حتی بعضی از جلسات را همفکران و علاقه مندان ایشان می خواستند در مدرسه فیضیه برگزار کنند، اما آنهایی که متحجر بودند این اجازه را به ایشان نمی دادند و جلویش را می گرفتند. مواردی پیش آمد که ایشان به قم رفتند اما نتوانستند صحبت کنند و نگذاشتند جلسات برگزار شود. یا از ایشان شکایت های زیادی به مراجع می کردند و آنها هم به امام منتقل می کردند. آقای بهشتی چندین بار مجبور شدند که به قم بروند و با مراجع از نزدیک صحبت کنند و ذهنشان را روشن کنند و مسائل را برایشان تبیین کنند که البته این ظلم به ایشان بود و این ظلمی بود که متحجرین می کردند و ایشان هم هیچ وقت عقب نشینی نکردند.

    برایتان خاطره ای از متدینین تهران نقل می کنم: ایشان در بازار تهران سخنرانی کردند و در آن سخنرانی گفتند که آقایان تجار و بازرگانان، آن زمان گذشت که هر طور که دوست داشتید سود می بردید و اموالتان را زیاد می کردید، الان انقلاب شده است و باید به مردم و محرومین برسیم و باید امکانات خود را با مردم تقسیم کنیم و پیشنهاد من این است که شما به اندازه ای که بتوانید زندگی کنید و ادامه کار دهید به سود اکتفا کنید، بیشتر از این سود نخواهید تا مردم بتوانند در رفاه باشند و آسایش داشته باشند و خوب زندگی کنند.

    همین سخنرانی باعث شد که از میان متدینین و بازاری ها دشمنی علیه آقای بهشتی شروع شود و ما در داخل حزب جمهوری اسلامی این را کاملا می دیدم که آن کسانی که با این حرف آقای بهشتی منافع اقتصادی خودشان را در خطر دیده اند پرچم مخالفت را با آقای بهشتی بالا برده اند و تلاش می کردند که آقای بهشتی در حزب جمهوری اسلامی تنها شود و قدرتی نداشته باشد تا آنها بتوانند کارهایی را انجام دهند.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: زمانی که جنگ خیابانی بعد از عزل بنی صدر بالا گرفته بود، خبر رسید دختر و خانم آقای بنی صدر در جمع منافقین دستگیر شده‌اند، آقای بهشتی عصبانی و ناراحت شدند، گفتند که باید آنها را آزاد کنند و بنا نیست که ما با زن و بچه مردم کار داشته باشیم، بگویید آزادشان کنید، وقتی آقای موسوی اردبیلی کمی مقاومت کردند ایشان با قاطعیت و صراحت گفتند من به عنوان رئیس دستگاه قضایی  به شما دستور می دهم تا الان آنها را آزاد کنند. این مداراست، مدارا با دشمن است. در مورد اخلاق اجتماعی ایشان باید بگویم که آقای بهشتی برخلاف آن تبلیغاتی که مخالفین و منافقین از ایشان کرده بودند که ایشان یک انسان مستبد و دیکتاتور است برخلاف این حرفها ایشان یک انسان شوخ بود و در جمع دوستان و همکاران و جمع های خصوصی با شوخی صحبت های خود را شروع می‌کردند و خیلی جاها با خنده و بذله گویی کاری می کردند که جمع شاد باشد و دقیقا برعکس آنچیزی بود که آنها از آقای بهشتی ترسیم می کردند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: یک خاطره ای را نقل کنم. بعد از رحلت امام، تازه آقا رهبر شده بود، یک عصر جمعه به خانم گفتم یه سری به ریاست جمهوری بروم، آقا گفتند خانواده شهدا آمدند تا موقع اذان قدم بزنیم. بحث مان بلافاصله روی آقای بهشتی رفت. من گفتم آقای بهشتی می گفتند من گاهی اوقات توسط نزدیک ترین دوستانم شبه دیکتاتوری می رود. و در موردی در لیست انتخابات چنین اتفاقی افتاد. آقای خامنه ای زدند زیر گریه. گفتند بله. در لیست حزب جمهوری اسلامی برای انتخابات مجلس اول اقای بهشتی مخالف یک نفر بودند. من و آقای هاشمی موافق بودیم. هرچی بحث کردیم آقای بهشتی را نتوانستیم قانع کنیم. بعد آخرش آقای بهشتی گفتند اجازه بدهید من رأی ندهم، آقای هاشمی گفتند چه بهتر ما همین را می خواهیم و بدون رأی آقای بهشتی آن آقا وارد لیست مجلس شد. یک یا دو هفته بعد ما  خیلی شدیدتر از آقای بهشتی ما به این جمع بندی رسیدیم که چه کسی را برای مجلس تایید کردیم. دوتایی پیش آقای بهشتی آمدیم که اسم را باید حذف کرد ولی ایشان چون تشکیلاتی بودند گفتند همینطوری که نمی شود. شورای مرکزی رای داده و تصویب شده و من جای بحث جدید را باز نمی کنم. اینها نکاتی است که در کمتر شخصیت سیاسی سراغ نداریم.

    خبرآنلاین:آقای مهاجری با توجه به اینکه شما سالهایی را در کسوت شاگردی آیت الله بهشتی و بعدها هم حزبی ایشان بودید از تساهل، مدارا و قاطعیت ایشان اگر نکاتی به ذهنتان می رسد بفرمایید.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای بهشتی همانطور که تشکیلاتی ترین فرد بود، مداراترین فرد مردم در میان امثال خودش بود. اگر مردم را ۲ قسمت کنیم یک قسمت شاگردان و دوستان و کسانی که با او ارتباط داشتند بودند و یک قسمت هم مردم به معنای تمام مردم چه آنها که مشکلی با آقای بهشتنی نداشتند و چه آنها که دشمن ایشان بودند. آقای بهشتی خیلی اهل مدارا با مردم بود و این مدارا بر اساس عدل و انصاف و اخلاق اسلامی بود.

    در ایام آخر خرداد سال ۶۰ که مجلس شورای اسلامی به عزل بنی صدر رای داده بود، در همان ایام منافقین در خیابان های تهران جنگ خیابانی به راه انداخته بودند و اسلحه به همراه داشتند و خیلی ها را کشتند. من در اتاق آقای بهشتی کنار ایشان نشسته بودم که خبر رسید دختر و خانم آقای بنی صدر در جمع منافقین دستگیر شده اند، اینها رفته بودند که به منافقین کمک کنند. من از شنیدن این خبر خوشحال شدم(خنده) که عوامل اصلی دستگیر شده اند اما آقای بهشتی عصبانی و ناراحت شدند، گفتند که باید آنها را آزاد کنند. به آقای موسوی اردبیلی تلفن زدند، آقای موسوی اردبیلی دادستان کل بودند و ایشان به آقای موسوی اردبیلی گفتند که من شنیده ام خانم و دختر آقای بنی صدر – با اینکه بیشترین دشمنی را به آیت الله بهشتی کرده بود هیچوقت بدون گفتن آقا درباره او صحبت نمی کرد- دستگیر شده اند و شما دستور دهید تا آنها را آزاد کنند، خیلی قاطع هم گفتند. گویا آیت الله موسوی اردبیلی هم مخالفت کرده و گفته بودند این ها عوامل اصلی هستند و …آقای بهشتی دوباره گفتند بنا نیست که ما با زن و بچه مردم کار داشته باشیم، بگویید آزادشان کنید، وقتی آقای موسوی اردبیلی کمی مقاومت کردند ایشان با قاطعیت و صراحت گفتند من به عنوان رئیس دستگاه قضایی  به شما دستور می دهم تا الان آنها را آزاد کنند(با همین قاطعیت و صراحت). این مداراست، مدارا با دشمن است.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    یک مورد دیگر هم این بود که ایشان در سال آخر عمرشان به ورامین رفته بودند و در مسجد جامع ورامین صحبت می کردند، ایشان در ورامین خیلی طرفدار داشت چون بعضی از پاسدارهای ایشان و کسانی که از قبل با ایشان همکاری می کردند اهل ورامین بودند؛ جمعیت زیادی در مسجد جامع جمع شده بودند و ایشان صحبت می کردند، آقای بهشتی در صحبتهایشان به کسی اهانت نمی کردند و حرمت ها را نگه می داشتند و اگر هم انتقادی می کردند اینگونه نبود که با لحن توهین آمیز از کسی انتقاد کنند، در عین حال چون تشکیلات منافقین به آنها دستور داده بودند که هرکجا که آقای بهشتی را دیدید با او برخورد کنید و او را خراب کنید و هرطور که می توانید او را اذیت کنید، در سخنرانی ایشان آنها شروع به شعار مرگ بر بهشتی دادن کردند و علیه ایشان شعر سر دادند، آقای بهشتی سکوت کردند و عده  ای شروع به گفتن مرگ بر منافق کردند و آقای بهشتی  به آنها دستور دادند که چیزی نگویید و سکوت کنید و منافقین هم بعد از مدتی از شعار داد خسته شدند و سکوت کردند و آقای بهشتی دوباره شروع به صحبت کردند و منافقین دوباره شعار دادن را شروع کردند، زمانی که سخنرانی آقای بهشتی تمام شد و خواستند از مسجد بیرون بروند منافقین به ایشان حمله کردند و تخم مرغ و گوجه فرنگی به سمت ایشان پرتاب کردند و به ماشین ایشان حمله کردند و به ایشان خیلی اهانت کردند و مردم آن روز خیلی ناراحت شدند و درگیری بین مردم و منافقین به وجود آمد. دادستانی ورامین دخالت کرد و یک عده از اینها را دستگیر می کند و فردای آن روز خبر به آقای بهشتی می رسد، فورا با دادستان ورامین تماس گرفتند و به او گفتند که شنیده ام که شما دیروز عده ای را دستگیر کرده اید، اینها دو دسته می توانند باشند، یک عده کسانی هستند که به من اهانت کرده اند و عده ای را بنا به دلایل خودتان گرفته اید، اما هرکس که به من اهانت کرده است را همین الان آزاد کنید و من به هیچ وجه اجازه نمی دهم شما به خاطر توهین به من کسی را دستگیر کرده باشید و در بازداشت نگه دارید.

    اینها همه مدارا با دشمن است. انتخابات خبرگان که برگزار می شد حزب جمهوری اسلامی لیستی برای خبرگان قانون اساسی داد. در آن لیست به اصرار آقای بهشتی نام یکی از افرادی که برای یک حزب دیگر بود و تفکر دیگری هم داشت و اصلا مقبول جامعه مذهبی نبود، قرار گرفت. از ایشان دلیل این کار را پرسیدیم و ایشان گفتند که برای اینکه افکار متنوع در خبرگان قانون اساسی باشد و ایشان هم یکی از کسانی است که دارای افکار است پس بیاید و نظرش را بگوید، عده ای مخالفت کردند ولی ایشان اصرار کردند و شورای مرکزی با استدلال های آقای بهشتی او را قبول کردند.

    کسی مامور شد که با آن آقا صحبت کند که شما از طرف حزب برای کاندیدا در نظر گرفته شده اید و بنابراین می خواهیم اسم شما را بیاوریم منتهی باید از خودتان هم اجازه بگیریم که ببینم موافق هستید یا نه، ایشان گفت که من موافق نیستم و حزب جمهوری اسلامی را قبول ندارم و نمی خواهم که اسم من در لیست حزب جمهوری اسلامی باشد، خود این که مخالفت کرد و گفت حزب جمهوری اسلامی را قبول ندارم نشان می دهد که آقای بهشتی چقدر با مخالفین فکری اهل مدارا بودند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: آقای ابوترابی داستانی تعریف می کرد و می گفت که یکبار یکی از این منافقین با آقای بهشتی درگیری کلامی شدید داشت و با تلخی و تندی از ایشان جدا شد. زمانی که من نزد آقای بهشتی رفتم به من گفت که سراغ آن مرد برو و نگذار که با مشکل مواجه شود برو و با او بحث کن و به او کمک کن. گفتم که آقا این شخص انقدر به شما بد و بیراه گفت، گفتند که جوان است و نباید بگذاریم که در این مسیر بیفتد، پس برو و به او کمک کن. آقای ابوترابی می گفت که من باور نمی کردم که با این توهین هایی که به آقای بهشتی کرده بود باز ایشان از من می خواست که به او کمک کنم.

    یکبار هم من را تفت برای سخنرانی دعوت کرده بودند،مسجدی بود که دوتا در داشت گفتند ما یکبار آقای بهشتی را برای سخنرانی دعوت کرده بودیم و منافقین از کل اصفهان لشکرکشی کرده بودند که موقع سخنرانی توهین کنند منتهی ما مسجد را پر کرده بودیم و آنها بیرون مسجد بودند. بعد به آقای بهشتی گفتیم این در پشتی است و ماشین تان این ور است از اینجا بیرون بروید. اقای بهشتی گفتند اینها زحمت کشیدند آمدند(خنده) می خواهند فحش بدهند، آقای بهشتی که از در بیرون آمدند اینها شروع به فحش دادن کردند و حرف هایی از این نوع زدند و آقای بهشتی هم خندیدند و رفتند. آنجا دیگر گوجه و اینها نبود، اصفهانی ها مواد غذایی را اسراف نمی کنند(خنده).  یعنی من چنین چیزی را در هیچ سیاستمداری ندیده ام.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: حیف است که این خاطره گفته نشود، آقای محمد منتظری هم در ۷ تیر شهید شد، محمد منتظری از اول تشکیل حزب، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود و تا اواخر سال ۵۷ که به دلیلی هم خودش رفت و هم اخراج شد و آن دلیل این بود که به شدت علیه آقای بهشتی تبلیغات می‌کرد، اعلامیه پخش می کرد و روزنامه ای منتشر می کرد و تعبیری که بسیار تعبیر بدی بود علیه آقای بهشتی به کار می برد که آن تعبیر”راسپوتین” بود. این عبارت خیلی توهین آمیز بود.

    ملوک السادات بهشتی: حاج آقا دوستی داشتند که جالب بود دخترشان کاملا بی حجاب بود ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار آقای بهشتی منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد و زمانی که به فرانسه رفت تا ادامه تحصیل دهد با یک الجزایری ازدواج کرد. ایشان هیچ منعی برای ارتباط با افراد مختلف نداشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای:اتفاقا مصاحبه ای دیدیم که خبرنگار آلمانی از ایشان می پرسید به شما می گویند راسپوتین انقلابی، آیا این را قبول دارید؟ و آقای بهشتی فقط گفتند که غیر منصفانه است.همین!

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری:و واقعا غیرمنصفانه درباره ایشان می نوشت و می گفت و تبلیغ می کرد. این ماجرا تا چند روز مانده به ۷ تیر ۱۳۶۰ طول کشید. ما و همه اعضا در دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی نشسته بودیم و آقای بهشتی هم که خیلی منظم بودند(نظم و وقت شناسی ایشان زبانزد بود)، آن روز برای اولین بار ایشان با تاخیر به جلسه آمدند، در ابتدای ورودشان گفتند سلام علیکم، عذر می خواهم! ایشان با یک قیافه بشاش و خوشحال به ما گفتند که محمد آقای منتظری آمده بود، همه با تعجب گفتیم چطور؟

    او که با شما دشمن بود! گفتند که من آماده شده بودم که حرکت کنم و اینجا بیایم که به من خبر دادند محمد آقای منتظری آمده است و می خواهد شما را ببیند. من دیدیم که اگر با او به صحبت بنشینم اینجا خلف وعده می شود و این بد است، اگر او را رد کنم فکر می کند که بخاطر اهانت هایی که به من کرده است، دارم به او بی اعتنایی می کنم و این هم بد است، اما من فکر کردم بین این دو تا دومی را انتخاب کنم و او را بپذیرم و بعدا از شما عذرخواهی کنم. برای ما جالب بود که محمد آقا برای چه نزد ایشان رفته بود و ایشان به ما گفتند زمانی که محمد آقا را دیدم بغل باز کردم و او را در آغوش گرفتم و گفتم محمد آقا خوش آمدی! محمد آقا به من گفت آقای بهشتی من امده ام تا از شما عذرخواهی کنم، من اشتباه کردم و آمده ام تا شما من را ببخشید. من هم گفتم محمد آقا من از اول  شما را بخشیده بودم و چیزی در دل ندارم و بعد از مدتی که با هم خوش و بش کردیم من از محمد آقا عذر خواهی کردم و گفتم جلسه ای دارم و باید بروم. ایشان بعدا به مسؤلین جلسه های یکشنبه حزب دستور دادند که آقای محمد منتظری را هم دعوت کنند و او در آن جلسه شرکت کرد و در همان جلسه هم شهید شد. این اوج مدارا است.

    خبرآنلاین: مرحوم بهشتی  در قشرهای مختلف سیاسی و مذهبی خودشان مراوداتی داشتند. بیشترین مراوداتی که شما از آن اطلاع دارید به صورت مشخص چه آدم هایی بودند؟

    ملوک السادات بهشتی: من در مورد افراد کمتر می توانم صحبت کنم ولی بهتر است در مورد جریان ها صحبت کنم. یک نکته ای که می خواهم روی آن تاکید شود این است که ایشان چه در داخل کشور و چه در خارج  از کشور واقعا تمام تلاششان این بود که کادر سازی انجام شود. اولین قدم شناسایی آن فرد است، که آیا می تواند مدیر خوبی باشد یا نه! در خارج از کشور زمانی که انجمن های اسلامی را تشکیل دادند یک از اهدافش این بود که افراد و دانشجویانی که آنجا تحصیل می کنند شناسایی شوند که ببینند بعدها آیا می توانند برای مدیریت مناسب باشند یا نه. آن هم در زمانی که اصلا مشخص نبود که انقلاب پیروز می شود. یعنی ایشان فقط امید داشتند، آن هم امیدی که امام در دل همه ما گذاشته بود. آنچیزی که من می خواهم بر روی آن تاکید کنم این است که در بین خانم ها  هم تمام تلاششان را کردند و تشکیل مدرسه ای مثل مدرسه رفاه باعث شده بود که افراد و خانواده های مذهبی که اجازه نمی دادند فرزندانشان در جاهای دیگر تحصیل کنند، در این مدارس می آمدند و تحصیل می کردند و الان هم ما می بینیم که در سطح جامعه هر کدام از آنها مؤثر هستند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    در قم شما می بینید که در کنار آموزشی که در مدرسه حقانی با دقت و برنامه ریزی روی جوانان انجام می شد، جامعه الزهرا هم پایه گذاری می شود تا خانم ها و خواهران هم بتوانند استفاده کنند و ما می بینیم که خیلی از آن فارغ التحصیلان در سطح حوزه و دانشگاه استاد هستند و برای جامعه مؤثر هستند. ایشان همانطور که در خانه تفاوتی بین دختر و پسر نمی گذاشتند، این خیلی مساله مهمی بود که می دانستند که استعدادها متفاوت است ولی امکانات را یک جور به ما می دادند و این برای من خیلی جالب بود که برای ما یکسان عمل می کردند و بهترین امکانات تحصیلی را فراهم می کردند و همواره ما را تشویق می کردند.

    آن زمان نمی گذاشتند که با چادر به دانشگاه برویم، اولین سؤال بچه های رفاه همین بود که پس ما برای ادامه تحصیل کجا برویم و ایشان گفتند که به دانشسرای معلم بروید و خیلی از بچه ها به این شکل ادامه تحصیل دادند. این تاکید ایشان که چه خانم ها و چه آقایان حتما مؤثر باشند و حتما در جامعه شرکت داشته باشند خیلی مهم بود که نمونه بارز آن زمانی بود که مجلس خبرگان تشکیل شد و ایشان اصرار داشتند که خانم ها هم حتما شرکت کنند که البته فقط خانم گرجی درجه اجتهاد داشتند.

    در مورد سؤال شما باید بگویم که روابط اجتماعی ایشان خیلی قوی بود و همراه ایشان مادر بودند که از کل مهمان ها پذیرایی می کردند چون روزی نبود که در خانه ما مهمان نباشد. ما با خانواده های مختلفی ارتباط داشتیم به خصوص آنهایی که همفکر بودند، یعنی زمانی که ما در خیابان دولت زندگی می کردیم و تازه از آلمان آمده بودیم، کوچه بن بستی بود که یک خانه را برای ما گرفته بودند، خانه کناری ما آقای هاشمی با خانواده بودند و در کنار آنها آقای مفتح و خانواده بودند. حتی با خانواده آقای باهنر و آقای مطهری و خانواده امثال اینها خیلی ارتباط داشتیم.

    خبرآنلاین: با غیر همفکران چطور؟

    ملوک السادات بهشتی: بله. حاج آقا دوستی داشتند که جالب بود دخترشان کاملا بی حجاب بود ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار آقای بهشتی منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد و زمانی که به فرانسه رفت تا ادامه تحصیل دهد با یک الجزایری ازدواج کرد. ایشان هیچ منعی برای ارتباط با افراد مختلف نداشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بحث هایی که آقای بهشتی می کردند آدم را به روز می کرد، مثلا من کتاب عصیان فروغ فرخزاد را می آوردم م می گفتم جواب شعرهای فروغ فرخزاد را بدهید و شیوه آقای بهشتی این بود که به نظر شما چه رسیده است و چه چیزی جواب می دهید؟ و اگر جمعی هم بود از همه می پرسیدند و بعد اگر کسی در جمع جواب درست می داد می گفتند که این را قبول دارم و در نهایت خودشان جواب می دادند. خبرآنلاینآقای بهشتی در انتخاب دامادهایشان سختگیر نبودند؟

    ملوک السادات بهشتی: من اولین فرزند ایشان هستم. با اینکه سنی نداشتم ولی زمانی که برای من خواستگار می آمد ایشان با خود من مشورت می کردند. من در خانواده ای بزرگ شده بودم که با زندگی های پر تجمل نمی توانستم جور دربیایم، بنابراین به ایشان می گفتم که من یک زندگی ساده می خواهم ولی با کسی که حرف من را متوجه شود و من بتوانم با او حرف بزنم و با او از لحاظ فرهنگی ارتباط برقرار کنم. بعد از مدتها ایشان به من گفتند که اگر آن فرد یک طلبه ای باشد که معلم است، ساده زیست است و تازه فارغ التحصیل شده است به خواستگاری بیاید قبول می کنی؟ من چون زندگی طلبگی را دوست داشتم واقعا پذیرفتم به خصوص که خانواده شان را هم می شناختم. با اینکه بخاطر آشناهایی که پدر داشتند از تاجر و مهندس و دکتر خواستگار می آمد.

    خبرآنلاین: آقای دکتر حاج خانم که خیلی راضی هستند. شماهم همینطور؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: ازدواج ما ۲ بعد رابطه دارد، یکی رابطه خانوادگی قبلی است یعنی مادر من و آقای بهشتی دخترخاله و پسرخاله بودند و مادر پدر من عمه آقای بهشتی بودند،(خنده) یعنی آقای بهشتی که به خانه ما می آمدند محرم بودند و من هم که به خانه آقای بهشتی می رفتم خاله جانم بودند ولی اینها ربطی به ازدواج نداشت و ما کار تشکیلاتی داشتیم و من زمانی که افسر وظیفه بودم چهارشنبه ها از اول جلسه تا ساعت ۱۱ اینجا بودم و در همه بحث های بسیار زیبا و جالب شرکت می کردم، چون بحث هایی که آقای بهشتی می کردند آدم را به روز می کرد و ما هم تقریبا همه نوع سؤالی چه از آقای مطهری و چه از آقای بهشتی داشتیم، مثلا من کتاب عصیان فروغ فرخزاد را می آوردم م می گفتم جواب شعرهای فروغ فرخزاد را بدهید و شیوه آقای بهشتی این بود که به نظر شما چه رسیده است و چه چیزی جواب می دهید؟ و اگر جمعی هم بود از همه می پرسیدند و بعد اگر کسی در جمع جواب درست می داد می گفتند که این را قبول دارم و در نهایت خودشان جواب می دادند.

    بنابراین رابطه ما یک رابطه تشکیلاتی بود و اصلا مساله رفتن من به هامبورگ هم هیچ ربطی به ازدواج نداشت. من یک بار به ایشان گفتم که احساس بطالت می کنم، می روم شهررضا درس می دهم ولی امکان فعالیت فرهنگی را گرفته اند و…گفتم که قانع نیستم. ایشان چند پیشنهاد داشتند که بعد از طرح در خانواده در نهایت تصمیم گرفتم که به هامبورگ بروم. قبل از رفتنم مادرم گفت که اجازه نمی دهم مجرد بروی! و بعد مساله خواستگاری مطرح شد. یعنی ازدواج ما تشکیلاتی نبود آقای بهشتی این مسائل را تفکیک می کردند.

    بخاطر دارم زمانی که می خواستم به هامبورگ بروم آقای بهشتی اصرار کردند که زمینی بروم تا با مشکلات سفر زمینی آشنا شوم اما حاج خانم اصرار کردند که نمی شود دامادمان را زمینی بفرستیم، بنابراین برای برگشت بدون اینکه اعلام کنم زمینی آمدم، مکافات هایی را هم کشیدم و زمانی که به شهر رشت رسیدم اعلام کردم که من ایران هستم، چون احساس کردم که آقای بهشتی میل داشتند که من تجربه سفر زمینی داشته باشم. تعاملات اجتماعی ما بر اساس اصول و قاعده بود و خدا شاهد است که زندگی ما زیر آن مقیاس عادی بود.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    خبرآنلاین: از تعاملات فکری شهید بهشتی با شهید مطهری اطلاعاتی دارید؟

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آن زمان وجوه مشترک بین کسانی که هم شاگرد امام و هم از یاران امام محسوب می شدند زیاد بود و آقای بهشتی و آقای مطهری یک وجه اشتراکشان این بود که هر دو از امام استفاده کرده بودند، یک وجه مشترک دیگرشان این بود که هر دو از محضر علامه طباطبایی بهره برده بودند.

    وجه مشترک دیگر مبارزه بود که تقریبا شباهت زیادی از نظر نوع مبارزه داشتند، مبارزه ۲ صف داشت، یکی صف مقدم بود که خیلی ها در آن صف بودند یعنی بیشتر در معرض بودند و به زندان می رفتند و مشکلات زیادی برایشان پیش می آمد و صف دوم صف کار فرهنگی مبارزه بود که آقای بهشتی و آقای مطهری هر دو در این صف بودند، البته اینطور نبود که دستگیر نشده باشند و به زندان نرفته باشند چون اتفاقا هر دو دستگیر شدند مننتهی کمتر از دیگران و بیشتر از صف اولی ها در کار فرهنگی بودند. همین ها این دو را به هم مرتبط کرده بود و حتی یکبار که کاری پیش آمده بود و لازم بود با بعضی از بزرگان صحبت کنم، در مشورتی که با آقای بهشتی داشتم ایشان به من گفتند که تماسی با آقای مطهری می گیرم و شما نزد ایشان بروید. یعنی روابط آقای بهشتی با آقای مطهری در تمام این زمینه هایی که عرض کردم که در واقع وجوه مشترکشان بود برقرار بود و نزدیکهای انقلاب هم روابظشان نزدیکتر شد و در شورای انقلاب هر دو با هم بودند و این بحث ها که در زمان نبودن امام مطرح می شد معمولا مشترک بود، یعنی بعد از اینکه معمولا با هم تبادل نظر و همفکری می کردند مطالبشان در زمینه انقلاب و هدایت مردم به طرف انقلاب و مبارزه را مطرح می کردند.

    آنها در بخش کتاب هم قابل تعریف بودند هرچند با هم تفاوت هایی داشتند، یعنی هردو کار تالیفاتی و فرهنگی در جامعه کردند که از وجوه مشترکشان است منتهی آقای بهشتی خیلی با تأنی کتاب منتشر می کردند، آقای مطهری کتابهای زیادی منتشر می کردند و کتابهایشان خیلی طرفدار داشت چون مردم تشنه بودند. من یک روز به آقای بهشتی گفتم که آقا من از شما گله ای دارم که چرا شما کتابتان را منتشر نمی کنید؟ ایشان گفتند من معتقد هستم که کتاب را باید زمانی منتشر کرد که از هر نظر کامل باشد و دیگر احتیاجی به تجدید نظر نداشته باشد و اعتقاد قطعی من این است که انسان باید ۵ هزار کلمه بخواند تا ۵ کلمه بنویسد به همین خاطر من کتابم را دیر منتشر می کنم.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آن زمان وجوه مشترک بین کسانی که هم شاگرد امام و هم از یاران امام محسوب می شدند زیاد بود و آقای بهشتی و آقای مطهری یک وجه اشتراکشان این بود که هر دو از امام استفاده کرده بودند، یک وجه مشترک دیگرشان این بود که هر دو از محضر علامه طباطبایی بهره برده بودند. وجه مشترک دیگر وجه مبارزاتی بود که تقریبا شباهت زیادی از نظر نوع مبارزه داشتند.خبرآنلاین: ممنونم از شما بزرگواران که در این جلسه شرکت کردید و ادای دین به شهدای هفت تیر خصوصا آقای بهشتی کردید. شاید بد نباشد زمانی که راجع به مظلومیت شهید بهشتی صحبت شد این را عرض کنم که فکر نمی کردم بعد از گذشت ۴۰ سال همچنان رگه هایی از مظلومیت ایشان وجود داشته باشد. گرچه اینجا خانه شهید بهشتی است اما پیشنهاد ما این بود که این جلسه را در دفتر حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه و شهادتگاه ایشان برگزار کنیم، به هر حال دوستانی که الان مسؤلیت آنجا را بر عهده دارند خیلی تمایل نداشتند که درباره شهید بهشتی در قتلگاه شهید بهشتی صحبت شود.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: من به سهم خودم از شما و مجموعه خبر آنلاین تشکر می کنم که باعث شدید تا این کار انجام شود و گوشه ای از افکار شهید مظلوم آیت الله بهشتی از این طریق منتشر شود و امیدوارم اینطور تلاش ها ادامه پیدا کند چون نسل امروز ما و نسل های آینده به افکار آیت الله بهشتی احتیاج دارند و شرایط کشور به گونه ای است که اگر این افکار منتشر شود خیلی در حل مسائل کمک می کند. افکار ایشان هم از بعد آزاد اندیشی و هم در مسائل اقتصادی و فرهنگی و در مسائل عدالت برای مسؤلین ما هم بسیار آموزنده است.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: من هم تشکر می کنم. من معمولا اهل مصاحبه نیستم، شاید در طول این ۴۰ سال ۲ مصاحبه با روزنامه جمهوری داشتم اما زمانی که اسم آقای بهشتی می آید تصمیم گیری برای من سخت می شود. بارها من را در شبکه های مختلف و حتی برنامه های زنده دعوت کرده اند ولی نپذیرفتم. نسبت به آقای بهشتی احساس دین می کنیم و فقدان ایشان برای نظام ما قابل جبران نیست و من واقعا آرزو می کنم با احیای نحوه نگرش و عمل و باور و خلوص و مردم دوستی شهید بهشتی بتوانیم از چاله هایی که در مسیر انقلاب است به یاری پروردگار مردم و جمهوری را عبور دهیم. درود می فرستم بر روح همه شهدای هفتم تیر ماه چون همه آنها به گردن انقلاب حق دارند. خداوند آنها را با اباعبدالله الحسین (ع) محشور بفرماید.

    ملوک السادات بهشتی: من هم از شما و همکارانتان تشکر می کنم. انشالله که در جلسات بعد اخوی ها و خواهر کوچکم هم شرکت کنند چون خوب است که آنها هم در جمع ما شرکت کنند و ما از آنها استفاده کنیم.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • آیت‌الله بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد/شهید بهشتی ۵۰ سال بعد را می‌دید

    آیت‌الله بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد/شهید بهشتی ۵۰ سال بعد را می‌دید

    به گزارش خبرآنلاین، چند روز بیشتر تا سالگرد شهادت آیت الله بهشتی باقیمانده نمانده است، جرقه یک ایده زده می شود، جمع کردن اهالی خانه شهید بهشتی و شاگرد و دوست قدیمی آیت الله در محل قتگاه و شهادتگاه آیت الله. ایده ای که عملیاتی کردن آن در مدت زمانی کوتاه سخت به نظر می رسید اما گویا نام آیت الله که می آید نه اهل خانه قادر به «نه» گفتن هستند نه شاگرد و رفیق قدیمی.

    >>>>در همین رابطه بخوانید؛

    ببینید| ایران واقعا پر از بهشتی بود؟ /بهشتی یک ملت بود…

    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲/ محله‌ای پر از یادِ بهشتی

    جواب مثبت که گرفته می شود، کار به مرحله هماهنگی محل مصاحبه می رسد، گپ و گفتی که قرار بود در محل شهادتگاه انجام شود در نهایت با بی مهری ساکنان فعلی آن محل، به خانه موزه آیت الله منتقل می شود، فضایی پر شده از نام و بوی بهشتیِ انقلاب. خانه ای که ملوک السادات بهشتی دختر، حجت الاسلام و المسلمین اژه ای داماد و حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری در لحظه ورود به گوشه و کنار آن سرک می کشند و گویی خاطرات را یکی بعد از دیگری در ذهن زنده می کنند.

    «ایران واقعا پر از بهشتی بود؟» اولین سوالی که محمد مهاجری عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین که اجرای این میزگرد را برعهده داشت می پرسد و پاسخی صریح و قاطع مهمانان؛ «آیت الله بهشتی تکرار شدنی نیست»

    دختر ارشد آیت الله با حس و حالی متفاوت از پدر حرف می زند، از روزهایی که کودک بود و کنجکاو و البته پدری که پاسخگوی هر سوالی بود، از روزهای سخت تهمت زدن به پدر و سرمایه دار خواندنش  تا روز تلخ شهادت.

    حجت السلام و المسلمین اژه ای که می گوید هیچ کسی را بعد از امام به اندازه آیت اللهِ شهید دوست نداشته است، از روزهایی حرف می زند که هنوز داماد خانواده نشده بود و هر چهارشنبه با علاقه خود را به همین خانه می رسانده تا پای بحث و کلاس آیت الله باشد. اویی که حال سال های زیادیست خود را مشغول گردآوری و جمع آوری آثار آیت الله کرده است.

    آیت الله بهشتی برای حجت السلام و المسلمین مسیح مهاجری نه فقط یک استاد که گویا رفیقی شفیق بوده است، بغض می کند آنجا که می خواهد از اهل مدارا بودن آیت الله روایت کند و چندین بار تکرار می کند که «آیت الله بهشتی تکرار شدنی نیست.»

    مشروح میزگرد خبرگزاری خبرآنلاین با دختر، داماد و شاگرد آیت الله بهشتی را در ادامه بخوانید؛

    **********

    خبرآنلاین: بخاطر دارم در روز تشییع جنازه ۷۲ تن شعاری را مردم می دادند که هنوز در گوشم زنگ می زند؛ «دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه». واقعا ایران پر از بهشتی بود آقای اژه‌ای؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: این شعار را مردم می دادند ولی واقعا بدن ما می لرزید که مردم چه می گویند، اصلا نمی دانند چه کسی را از دست داده اند. آقای بهشتی قابل تکرار نیست، او یک انسان منحصر به فرد بود، اما بعضی ها از این شعار موج سواری می کردند که آقای مهاجری در این زمینه جزء مخالفین موج سواران بود.

    آیت‌الله بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد/شهید بهشتی ۵۰ سال بعد را می‌دید
    آیت‌الله بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد/شهید بهشتی ۵۰ سال بعد را می‌دید

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای موسوی اردبیلی در یکی از نماز جمعه هایشان این شعار را مطرح کردند و گفتند که این شعار درستی نبود، البته مردم به دلیل احساساتشان چنین شعاری را دادند، ضمن اینکه برای ایجاد رعب در دشمن شعار خوبی بود. یعنی گاهی اوقات شعار لازم است حتی اگر واقعیت نداشته باشد اما واقعیت این است که آقای بهشتی تکرار شدنی نیست و ما کسی مثل آقای بهشتی نداریم.

    ملوک السادات بهشتی: پدر در منزل بسیار آرام، خوش اخلاق و خیلی خوش برخورد بودند. ایشان به ندرت به یکی از بچه هایشان خصوصا دخترها تشر می زدند، تنبیه بدنی که اصلا در کار نبود. کلا با خانواده خیلی با محبت بودند و حتی با اطرافیانشان هم خیلی خوب برخورد می کردند اما در مقام قضاوت و کار علمی بسیار جدی بودند.آقای موسوی اردبیلی خیلی شناخت قوی از آقای بهشتی داشتند چون با ایشان خیلی زمان می گذراندند و کار می کردند. بعد از اینکه آقای موسوی اردبیلی به قم رفتند، من تقریبا هر سال خدمت ایشان می رفتم و ایشان هر زمان که من را می دیدند به یاد آقای بهشتی گریه می کردند و شروع به تعریف از ایشان می کردند. امروز هم درروزنامه جمهوری اسلامی مطلبی از آقای موسوی اردبیلی در باره فقاهت آقای بهشتی چاپ شده است. آقای موسوی اردبیلی خیلی زیبا و عمیق از علم آقای بهشتی و فقاقت ایشان صحبت کرده اند و گفتند که در فضلای حوزه علمیه قم، زمانی که ما تحصیل می کردیم کسی به قدرت فقهی و فکری آقای بهشتی نبود. یکی از جملات ایشان این بود که هیچ کس در برابر آقای بهشتی و استدلال های ایشان قدرت مقاومت نداشت و این فقط بُعد فقهی آقای بهشتی بود.

    مدیریت و تدبیر آقای بهشتی و معنی آن جمله امام که بعد از ۷ تیر گفتند که«بهشتی یک ملت بود برای ملت ما»، جامعیت آیت الله بهشتی بود. زمانی که من روی این جامعیت فکر کردم با توجه به اطلاعاتی که از ابعاد شخصیتی آقای بهشتی داشتم به این نقطه رسیدم که ایشان در ۱۸ رشته صاحب نظر بودند و به تعبیر حوزوی مجتهد بودند، یعنی علاوه بر علوم حوزوی که خودش به ۲ بخش علوم نقلی و علوم عقلی تقسیم می شد، با علوم روز، چه علوم روز دانشگاهی مطرح در ایران و چه علومی که در ایران آن زمان مطرح نبود و در غرب مطرح بود، آشنایی عمیقی داشتند.

    آشنایی به معنای صاحب نظر بودن نه به معنای اینکه فقط اطلاعاتی داشته باشند. ما چنین انسانی با چنین ابعاد شخصیتی چه از نظر علمی، چه از نظر فکری و چه از نظر اجتماعی در مجموعه خودمان و در سالهای بعد از انقلاب نداشتیم، ایشان بعد از امام اولین شخصیت با چنین ابعاد شخصیتی، فکری، علمی و اجتماعی و … بودند. به همین دلیل آن شعار، واقعا شعار بود و واقعیت نداشت اما..

    خبرآنلاین: و شاید لازم هم بود.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: بله لازم بود، آن زمان گفتن آن شعار برای ایجاد رعب در قلب دشمن و جلوگیری از مایوس شدن و امیدوار کردن عده ای از مردم لازم بود.

    خبرآنلاین: خانم بهشتی، شما در سال آخر عمر شهید بهشتی باید خیلی جوان بوده باشید، توضیحاتی درباره شخصیت و جامعیت آیت الله مطرح شد، شما از جایگاه دختر ایشان درباره ابعاد شخصیتی پدر بفرمایید

    ملوک السادات بهشتی: ایشان برای ما فرزندان بیشتر از اینکه پدر باشند، استاد بودند. زمانی که من ۱۰ ساله بودم ایشان به ما اجازه می دادند که ما سؤال بپرسیم و این خیلی در آ ن زمان مهم بود و جوابهایی که می دادند مثلا در مورد حجاب یا مسائل دیگر، من تا به امروز ندیده ام که کسی آنقدر دقیق با یک کودک ۱۰ ساله بحث کند. ایشان آنقدر برای ما وقت می گذاشتند که من کمتر دیده ام پدر یا مادری برای فرزندانشان اینگونه وقت بگذارند.

    یک مثال از جامعیت ایشان بزنم، پدر گروه تحقیقی داشتند که آقای موسوی اردبیلی و دیگر آقایان هم در گروه بودند و سالهای قبل از انقلاب بر روی موضوعات مختلف تحقیق، بررسی و بحث می کردند، که هنوز آن فیش برداری ها موجود است و انشالله یک روزی چاپ شود.

    یا خاطرم هست زمانی بین ۲ گروه سیاسی از لحاظ مبارزاتی اختلاف سلیقه سیاسی افتاده بود، آقای مهندس بازرگان به اینجا آمدند و ایشان را قاضی و حکم قرار دادند، در همین اتاق جایگاهی شبیه دادگاه تشکیل شد و هر دو طرف صحبت های خود را کردند و ایشان بین این ۲ گروه قضاوت کردند. یعنی ایشان در ابعاد مختلف مطالعات فراوانی داشتند و حتی قبل از اینکه به سِمتی برسند هم آن علم لازم را داشتند. برهمین اساس هم امام ایشان را برای آن سمت انتخاب کردند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: آقای بهشتی دوست نداشت که خانه را عوض کند و به خانه جدید بروند، هیچ وقت هم پایش به خانه جدید نرسید(خانه در خیابان ایران بود) اما به هر حال فشارها و همان حرفهایی که علیه ایشان زده می زد در نهایت ایشان را در سال ۶۰ قانع کرده بود که به پایین شهر بروند. ایشان قلبا نمی خواست برود و آن اتفاق انفجار همان شبی که قرار بود به آن خانه نقل مکان شود افتاد. جالب است که آن شب ایشان لباده نپوشیده بودند و قبا پوشیده بودند که تازه هم دوخته بودند. 

    خبرآنلاین: آقای دکتر اژه ای، آیت الله بهشتی مدتی را در آلمان زندگی کردند، خود شما هم زندگی در اتریش را تجربه کرده اید، حضور و زندگی آقای بهشتی در خارج از کشور در تحول و تطور دیدگاه‌های ایشان نقش مثبت داشت؟ اصلا تاثیری داشت؟ بعضی ها می گویند که به دلیل نزدیک شدن شهید بهشتی با فضای زیست غرب، ایشان توانسته بود با بعضی از مفاهیم مثل دموکراسی، حقوق بشر و نظایر این ارتباط بیشتری بگیرد. اگر شهید بهشتی در ایران می ماند با شهید بهشتی که در آلمان زندگی کرده، تفاوت داشت؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: خاطرم هست سال ۵۳ که قرار بود به آلمان بروم –قبل از رفتن به اتریش- آقای بهشتی جلسه ای یک ساعت و نیم درباره زندگی در غرب با من داشتند. آن زمان اوج کتاب غرب زدگی آل احمد بود. آقای بهشتی به من گفتند زمانی که به آنجا می روید سازمان مدیریت غربی یک شیوه هایی دارد که موفق است، شما سعی کنید آن شیوه ها را یاد بگیرید و با ارزش‌های دینی به کار گیرید. من ۶ الی ۷ هزار صفحه از تفسیرهای آقای بهشتی را برای چاپ آماده کرده ام و در این تفسیرها انواع مسائل اجتماعی مطرح می شود، ایشان آنچنان مسائل را تحلیل و بررسی می کند که آدم احساس می کند ذوب در قرآن و اسلام است.

    یعنی من هیچ گاه اثرات حضور یک جریان روشنفکری در ذهن آقای بهشتی را نمی بینم ولی نگاه تیزبین و موشکاف آقای بهشتی مشهود است. آن ضوابطی که خودشان هم قبل از انقلاب داشتند، مثل نظم، حرف بیجا نزدن و قول بیجا ندادن و …در رفتار ایشان هویدا است.

    دین آقای بهشتی اسلام محمدی بود و ایشان اسلام و مسلم را جا انداخت و مدارس و آموزش و پرورش هامبورگ را از موضع قدرت قانع کرد که بخش اسلام شناسی را به مرکز اسلامی هامبورگ بیاورند. یکبار ایشان را که مشغول نماز خواندن در فرودگاه فرانکفورت بودند را به عنوان جادوگر گرفته بودند، آقای بهشتی آن جلسه را برای پلیس آلمان تبدیل به دادگاه می کند و می گوید شما چگونه در کشوری که اینهمه مسلمان دارد مناسک آنها را نمی دانید و منی که مشغول نماز خواندن هستم را به عنوان جادوگر دستگیر می کنید. بنابراین آقای بهشتی تمام نکات مثبت جامعه‌ای که در آن زندگی می کرد را با رنگ و بوی باور ارزش اصیل اسلامی می دید. ایشان در هر مباحث اجتماعی که وارد می شدند بر اساس مُر اسلام بود، در مساله ازدواج، مساله حقوق زنان و مسائل اجتماعی و.. با یک نگاه صحیح اسلامی به قضیه نگاه می کنند بدون اینکه اصلا نکات مثبت یک جامعه را نفی کنند.  کار کردن، دقت و وسواس یک آلمانی را نفی نمی کنند و به دیگران هم تجربیات خود را می گفتند که در هر شرایطی باید مثبت های فرد را ببینید.

    بنابراین آقای بهشتی نمی توانستند در غرب باشند و نظم و مدیریتی که در ارتباط با نوع مدیریت کشور داشته است را ندیده بگیرد. پس نگاه ایشان تغییر نکرد و مثل کسی بود که تجربه هایی را بیاموزد و با ابزارهای اصلی خود که اسلام و قرآن است آن تجربه ها را به کار گیرد. من با ظرافت تمام کلمه باور ارزشی را در شهید بهشتی دیده ام.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: من تکمله ای بر صحبت های آقای اژه ای مطرح کنم. بعضی از افراد زمانی که به غرب می‌روند تحت تاثیر غرب قرار می گیرند و بعضی ها برعکس، می‌روند تا تاثیرگذار باشند. طبیعتا دسته اول از نظر فکری و علمی جا افتاده نیستند، اما شخصیتی مثل آقای بهشتی با آن عظمت علمی و فکری که داشتند قطعا از دسته اول نبودند و تجربیات ما این را نشان می دهد.

    ایشان جزء کسانی بودند که در غرب تاثیرگذار بودند. ایشان علاوه بر این که تفاوتی نکردند بلکه تاثیرات زیادی هم بر آن محیط گذاشتند و بسیاری از آدمهایی که مردد یا تحت تاثیر غرب بودند را هم تغییر دادند. در این مورد من توصیه می کنم که کسانی که می خواهند این مساله را دقیق تر بفهمند کتاب “نماز” آقای بهشتی را مطالعه کنند. ایشان همین نمازی که می خوانیم را معنی کرده اند و در معنای نماز آنچنان مطلب را عمیق بررسی کرده اند و از الفاظ و عباراتی استفاده کرده اند که نشان می دهد که انسان در هر محیطی چگونه می تواند ارتباط خود را با خدا حفظ کند و چگونه می تواند تغییرات ایجاد کند.

    نکته دیگر اینکه آقای بهشتی خیلی اهل قرآن بودند و تالیف قرآنی هم دارند، تمام کارهای ایشان چه در غرب و چه در اینجا بر مبنای دستورات قرآنی عمل می کردند، یعنی غرب را طرد نمی کردند و طبق فرموده قرآن مثبت های غرب را می گرفتند و درصدد تصحیح چیزهای نادرست آن برمی آمدند.

    خبرآنلاین: خانم بهشتی، آقای اژه ای درباره نوشته های شهید بهشتی که چاپ نشده است مطالبی فرمودند، می خواهم بپرسم که دیر نیست که با گذشت ۴۰ سال هنوز آثار ایشان چاپ نشده و ناشناخته مانده است؟

    ملوک السادات بهشتی: این هم مظلومیت شهید بهشتی را می رساند، اگر بودجه و امکانات کافی وجود داشت خیلی سریع تر این کار را انجام می دادیم ولی الان هم دیر نیست. به نظر من نسل جدید به این اطلاعات نیاز دارد و استقبال خوبی هم می کند. من چندین بار کتاب ها را به صورت مسابقه گذاشته ام و بچه ها در این مسابقات شرکت کرده اند برایشان جالب بوده است. در چاپ این کتاب ها باید دقت زیادی شود و الحمدالله آقای دکتر اژه ای خیلی دقت کرده‌اند، چون خیلی ارجاع به منابع مختلف داده اند، حاج آقا خودشان منابع را پیدا می کنند و دقیق می نویسند و این خیلی مهم است.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای موسوی اردبیلی در یکی از نماز جمعه هایشان این شعار«دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه» را مطرح کردند و گفتند که این شعار درستی نبود، البته مردم به دلیل احساساتشان چنین شعاری را دادند، ضمن اینکه برای ایجاد رعب در دشمن شعار خوبی بود. اما واقعیت این است که آقای بهشتی تکرار شدنی نیست و ما کسی مثل آقای بهشتی نداریم. اگر سرسری گرفته شود و درست به چاپ نرسد می تواند مضر باشد ولی تمام تلاش اخوی‌ها و حاج آقا این است که این نوشته ها دقیق چاپ شود چون نسل جدید ما واقعا به این اطلاعات نیاز دارد. الان بسیاری از کتابها سفارشی است و آنها به درد نسل جدید ما نمی خورد. این زبان ساده و روانی که شهید بهشتی داشتند بسیار امروز تاثیرگذار است. قبل از انقلاب کتابهای تعلیمات اسلامی را ایشان با گروهی مانند شهید باهنر با همین زبان ساده نوشته بودند و چقدر تاثیرگذار بود، همین زبان ساده بسیاری از مسائل را برای من که دانش آموز بودم و همکلاسی هایم حل می کرد. این متون برجای مانده از ایشان هم به همین شکل است و بخاطر زبان ساده و روانی در بیان حل مسائل بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

    خبرآنلاین: آقای دکتر آثار منتشر نشده شهید بهشتی فقط شامل تفسیر است یا …

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: تقریبا اکثر آثار ایشان چاپ شده است. تفاوتی که بین شهید بهشتی با شهید مطهری است این است که ۹۰ درصد آثار شهید مطهری در زمان حیات خودشان توسط خود ایشان ویراستاری شده است. آقای بهشتی دقیقا برعکس است یعنی شاید ۵ درصد مطالب ایشان مکتوب باشد. الان هم تفسیرها تقریبا کامل است. سبک تفسیری ایشان هم اینگونه است که ایشان وارد مسائل جدید اجتماعی می شود، مثلا ۱۰ صفحه در مورد یک مساله اجتماعی و ارتباطش با یک آیه توضیح می دهند. خوشبختانه تفسیرها کاملا ویرایش شده است، اختلافی هم بر سر کلیدواژه ها داشتیم که حل شده است.

    به طور کلی تصمیم گرفته شده است که آثار آیت الله بهشتی را در شکل آثار شهید مطهری به چاپ برسانیم، کل جزوه ها را در قالب مجلداتی مانند آثار شهید مطهری منتشر کنیم. من هم کلیدواژه ها، ارجاعات و پاورقی ها را بنویسم و توضیح دهم و حتی کلمه های آرمانی که در بحث های آرمان ایشان است را کلمه به کلمه، لغت ها را پیدا کرده ایم تا سطحی از آن عبور نکرده باشیم. فکر می کنم امسال و سال دیگر مجموعه آثار آقای بهشتی به شکل آثار شهید مطهری تدوین شود و آن جزوه های کوچک هم که افراد در فرصت کوتاه یا به اصطلاح مترویی می خوانند چاپ و حفظ شود.

    حتی من در تفسیرها مواردی را دیدم که به آقاعلیرضا گفتم به شکل جزوه چاپ شود چون برای نسل جوان و جدید جالب است. مباحث آقای بهشتی در آثارشان در موضوعات اجتماعی، تربیتی، اقتصادی و فرهنگی به گونه ای است که آدم احساس می کند که ایشان در سال ۹۹ صحبت می کنند و اصلا بوی کهنگی ندارد. ایشان جزء معدود شخصیت‌هایی است که ۴۰ سال آینده را می دیدند. من بخاطر دارم که از ارومیه به طرف کرمانشاه می آمدیم، از کنار روستاهای کردستان که رد می شدیم، من می گفتم که ببینید شاه با این مملکت چه کرده است، ایشان گفتند جواد آقا اگر ما انقلاب کنیم  ۵۰ سال بعد هم نمی توانیم این روستاها را درست کنیم، اصل کار آزادی مردم و استقلال مردم است و شما رژیم را بر اساس این روستاها که در مسیر می بینید تحلیل نکنید.

    خبرآنلاین: آقای مهاجری بحث جمهوری اسلامی پیش آمد. ادعای گزافی نیست اگر بگوییم شهید بهشتی تشکیلاتی ترین روحانی بود که قبل و بعد از انقلاب در بین هم صنفان خودشان وجود داشتند و با شهادت ایشان هم حزب جمهوری اسلامی رو به افول گذاشت و تعطیل شد.این را می پذیرید؟

    بله قضاوت کاملا درستی است. من از خود آقای بهشتی در همین خانه شنیدم که گفتند در سال ۱۳۳۰ ماجراهای نهضت ملی که پیش آمد در یکی از این تظاهراتی که در اصفهان بود حضور داشتم و بعضی از مشکلات و مسائل روحانیت را که دیدم احساس کردم که باید یک جای کار لنگ باشد که ما نتوانستیم کاری کنیم و هرجا که مذهبی ها اقدامی کردند بعد از مدتی با شکست مواجه شدند.

    گفتند به این نتیجه رسیدم که ما تشکیلات نداریم و باید تشکیلات داشته باشیم، یعنی ایشان در دوران جوانی به این نقطه رسیده بودند و از آن زمان تشکیلاتی فکر می کردند. حزب جمهوری اسلامی آخرین اثر تشکیلاتی آیت الله بهشتی بود چون قبل از این خیلی تشکیلات به وجود آورده بودند منتهی غیر سیاسی بود، تشکیلات فرهنگی، تشکیلات مذهبی-فرهنگی و تشکیلاتی که در جامعه برای مردم در زمینه های مختلف خدمت کند.

    ایشان قبل از اینکه تبعید شوند دبیرستان نیرو دانش را تاسیس کرده بودند، اینکه یک روحانی در حوزه علمیه قم بتواند دبیرستانی با آن خصوصیات ایجاد کند، یک کار بدیعی بود، بن مایه این کار ایشان تشکیلاتی فکر کردن بود. می گفتند رژیم تلاش می کند بین روحانیت، دانشگاه و دانشجو وطلبه فاصله اندازد و من فکر کردم که اگر دبیرستانی در قم تاسیس کنیم و در این دبیرستان دانش آموزان وارد شوند و برای رفتن به دانشگاه آماده شوند و با معلم ها و دبیرهای روحانی و معمم مواجه شوند و با آنها انس بگیرند و البته که آن روحانی ها افرادی باشند که بتوانند دانش آموزان را جذب کنند، این زمینه ای فراهم می شود که وقتی آنها وارد دانشگاه می شوند آن فاصله در ذهنشان نباشد و خود به خود نزدیک شده باشند.

    برای همین ایشان افرادی را برای تدریس در آن مدرسه تعیین کرده بودند که دارای همین خصوصیات باشند و بتوانند جوان ها را به خود جذب کنند. نکته مهمتر این است که خود ایشان در آن دبیرستان زبان انگلیسی تدریس می کردند و می گفتند به این علت این کار را می کنم تا دانش آموزان بدانند این کار برای یک روحانی کار غریبی نیست . حتی برای دانش آموزان جذاب هم هست.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: سال ۵۳ که قرار بود به آلمان بروم آقای بهشتی به من گفتند زمانی که به آنجا می روید سازمان مدیریت غربی یک شیوه هایی دارد که موفق است، شما سعی کنید آن شیوه ها را یاد بگیرید و با ارزش‌های دینی به کار گیرید. من هیچ گاه اثرات حضور یک جریان روشنفکری در ذهن آقای بهشتی را نمی بینم ولی نگاه تیزبین و موشکاف آقای بهشتی مشهود است. قبل از اینکه به آلمان بروند ایشان در تهران هیئت‌هایی را به صورت هفتگی اداره می کردند و از این هیئت های شل و ول نبود، خیلی منظم کار می کردند که این ها نمونه هایی از این کارهای تشکیلاتی ایشان بود. خیلی هم مؤثر بود، خیلی از آثار آقای بهشتی مثل تفسیر که آقای اژه ای درباره آن صحبت کردند از آن جلسات قرآنی همین هیئت ها بیرون آمده است.
    در آموزش و پرورش هم با شهید باهنر، آقای گلزاده غفوری و … کتابهای درسی را تدوین می کردند و این هم یک کار تشکیلاتی دقیق با یک بازده و خروجی کاملا مشخص بود تا بتوانند در تعلیم و تربیت آن زمان تاثیرگذار باشند.

    در کنار این کار هم یک کار تشکیلاتی دیگر می کردند و آن این بود که هرسال در ۱ الی ۲ نوبت معلمها را جمع می کردند و با آنها ارتباط همیشگی داشتند، با آنها صحبت می کردند و به صورت تشکیلاتی آنها را با افکار  آن زمان برای انقلاب و پیشبرد اهداف نهضت امام خمینی همراه می کردند.بنابراین ایشان از این قبیل کارهای تشکیلاتی زیاد داشتند و این در میان روحانیت منحصر به فرد بود. ایشان تشکیلاتی ترین فردی بودند که ما می شناختیم که البته گل سرسبد کار تشکیلاتی آقای بهشتی حزب جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل که ایشان فکر و خمیر مایه تشکیلاتی داشتند اولین دبیر کل حزب جمهوری اسلامی بودند.

    حزب جمهوری اسلامی در همان مدت ۶ الی ۷ سالی که کار کرد خدمات بسیار بزرگی را از نظر کارسازی در جامعه کرد. بعد از پیروزی انقلاب من در حزب جمهوری اسلامی به آقای بهشتی گفتم که ما اینهمه نماینده و وزیر و مدیر از کجا بیاوریم؟ اینها که هنوز تربیت نشده اند؟ ایشان با فکر تشکیلاتی شان به من گفتند که در ذهن من این است که حزب جمهوری اسلامی باید کادرسازی کند یعنی در هر سال حداقل ۲۰۰ نفر را به صورت تربیت کند تا اینها هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای دولت و دستگاه قضایی بتوانند کار کنند.

    یا زمانی که امام به ایشان پیشنهاد کردند که رئیس قوه قضاییه شوند، قبل از اینکه خدمت امام بروند در حیاط حزب جمهوری اسلامی به من گفتند که این کار را قبول نمی کنم، من می خواهم به قم بروم و آنجا طلبه ها را پرورش دهم تا بتوانند در دستگاه قضایی و در جاهای دیگر خدمت کنند که این هم یک کار تشکیلاتی دیگر ایشان بود.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: نکته ای درباره کتابهای درسی می گویم که کسی نمی داند. قبل از انقلاب سال آخر دبیرستان کتاب دینی نداشت و آخرین کتابی که تدوین کردند کتاب تعلیمات دینی سال آخر دبیرستان بود و بر سر عنوان آن کتاب با همه مشورت کردند، از من هم پرسیدند که اسم این کتاب را چه بگذاریم و من گفتم اسلام و مکاتب دین! گفتند که ساواک روی اسم مکاتب حساس است، بنابراین اسم آن را فلسفه دین گذاشتیم. این کتاب را قبل چاپ برای هزار نفر طلبه مثل من، فرستادند که تا نظرات اصلاحی را بدهند. گفتند می خواستیم زمانی که این کتاب را به دانش آموزان می دهیم اثربخشی آن را ببینیم که متاسفانه بعد از انقلاب به شکل عجولانه ای کتاب ها با مطالب دیگری جا به جا شد ولی کتاب فلسفه دین یکی از تیرهای در کمان انقلاب بود که به سمت سیستم شاهنشاهی رفت و نقش بسیار تعیین کننده ای داشت.

    خبرآنلاین: من در اوایل انقلاب جوان بودم. می گفتند که آقای بهشتی سرمایه دار است و زندگی لوکسی دارد و با اقشار مردم نسبتی ندارد. حرف هایی زده می شد، این حرفها نه فقط در بین نیروهای ضد انقلابی که در بین بچه های مذهبی هم گه گاه زده می شد و این شایعات مطرح بود. مقداری از سبک زندگی که با آن بزرگ شدید برایمان بگویید که آیا واقعا زندگی فقیرانه ای بود یا حرفها درباره سرمایه دار بودن شهید بهشتی درست بود؟

    ملوک السادات بهشتی: بله شایعات زیاد بود، آن خاطره معروف را حتما شنیده اید، زمانی که ایشان به سمت دیوان عالی کشور رسیدند شایعات به اوج خود رسید، در یک اتوبوس برخی می گفتند ایشان قصر دارد، حسابهای بانکی اش در سوئیس است، فرزندانش چنین و چنان هستند و…راننده اتوبوس تمام مسافرانش را رو به روی این خانه می آورد و می گوید این قصر شهید بهشتی است؟

    اینجا را قبل از انقلاب شهید بهشتی با کمترین امکانات موجود ساختند، مثلا دیوارهای حیاط نقشه خودشان بودند که لوزی شکل درآوردند و از دو سیمان صورتی و سفید برای زیبایی آن استفاده کنند. جالب است که منافقین گفته بودند که سنگهای مرمر از ایتالیا آورده اند و از آن برای دیوار استفاده کرده اند، درصورتی که هنوز که هنوز است  آن طرح سیمانی که شهید بهشتی طرحش را به مهندس داده بودند موجود است و زیبایی آن هنوز پابرجا است.

    منافقین از زمانی که ایشان از اروپا آمدند روی ایشان حساس بودند چون ایشان یکی از بنیان گذاران مدرسه رفاه بودند. حتی روی مبلی که داشتند هم حساس بودند اما همانطور که ملاحظه می کنید این مبل همان مبلی است که قبل از انقلاب داشتند.زندگی فقیرانه نداشتند ولی در حد یک کارمند ساده آموزش و پرورش بود،ایشان به خانواده سخت نمی گرفتند ولی خودشان زندگی ساده را دوست داشتند. روزهای آخر قبل از شهادتشان می گفتند ای کاش به روزهای زندگی طلبگی برمیگشتم خودشان دوست داشتند. اما به خانواده سخت نمی گرفتند به خصوص که مادر خودشان امکانات مادی و مالی داشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری: بعد از پیروزی انقلاب من در حزب جمهوری اسلامی به آقای بهشتی گفتم که ما اینهمه نماینده و وزیر و مدیر از کجا بیاوریم؟ اینها که هنوز تربیت نشده اند؟ ایشان با فکر تشکیلاتی شان به من گفتند که در ذهن من این است که حزب جمهوری اسلامی باید کادرسازی کند یعنی در هر سال حداقل ۲۰۰ نفر را به صورت تربیت کند تا اینها هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای دولت و دستگاه قضایی بتوانند کار کنند. تمام کارهای شهید بهشتی حساب و کتاب داشت، حتی برای مادر هر روز صبح یک پولی می گذاشتند تا ایشان دست خالی نماند می دانستند نیاز ندارند اما وظیفه خودشان می دانستند. یا حتی در سفری که برای بازدید از انجمن های اسلامی به اروپا رفتند ما هنوز دست نوشته های ایشان را داریم که تمام مخارج را ریز به ریز نوشته اند یعنی هیچ وقت بی حساب و کتاب در این خانه چیزی خرج نشد اما دست مادر را باز گذاشتند که اگر دوست دارد پرده ای نو کند یا خانه تزئینی داشته باشد آن کار را انجام دهد و به اهالی خانه سخت نمی گرفتند.

    خبرآنلاین: ایشان خودشان در تامین مایحتاج زندگی اقدام می کردند؟

    ملوک السادات بهشتی: بله. ایشان خودشان خرید می کردند، ماشین داشتند و خودشان رانندگی می کردند آن زمان بین علما مرسوم نبود و برخی راننده داشتند. خودشان می رفتند میوه فروشی یا مغازه خرید می کردند، اصلا آن مقیداتی که علمای آن زمان داشتند را نداشتند درصورتی که ایشان از نظر علمی سطح بالایی داشتند اما تمام کارهای زندگی خصوصی را خودشان انجام می دادند.

    خبرآنلاین: شایعات سرمایه داری ایشان، چقدر شما را آزار می داد؟

    ملوک السادات بهشتی: خیلی زیاد. آن ۱۴ اسفند معروف، آن اتفاقاتی که افتاد و آن حرف هایی که بنی صدر وامثالهم زدند را می دانید. البته بیشتر کار منافقین بود، از سالی که شهید بهشتی به ایران آمد روی زندگی ایشان زوم کرده بودند چون می دانستند که ایشان بین جوانان خیلی مؤثر هستند. برای همین آن شایعات را ساخته بودند. حتی وقتی شهید شدند هنوز وام طبقه بالا که برای آقاپسرها دو قسمت کرده و ساخته بودند، مانده بود. ایشان حتی هیچ درآمدی از قوه قضاییه نداشتند، می گفتند همان درآمد آموزش و پرورش کافی است، ایشان از سال ۴۲ کارمند آموزش و پرورش بودند به استثنا منتظر خدمت شدند و به آلمان رفتیم. شایعات زیاد بود اما واقعیت این است که ما زندگی متوسطی داشتیم.

    خبرآنلاین: یعنی شهید بهشتی غیر از درآمد کارمندی درآمد دیگری نداشتند؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: خاطره ای برایتان می گویم. قرار بود آقای مهاجری را به ژاپن بفرستند. در آن جلسه تصادفا من هم بودم. آقای بهشتی گفتند هزینه بلیط و اقامت ایشان چقدر می شود و آن کسی که قرار بود آقای مهاجری را تامین کند گفت حدودا ۳۲ هزار تومان و آقای بهشتی فرمودند که۵۶  هزار تومان بدهید. آن آقا گفت که نه خرج اضافه می کند اگر پول بیشتری داشته باشد ولخرجی می کند، آقای بهشتی گفتند که همین که می گویم، آن پول را بدهید. زمانی که آقای مهاجری برگشتند گزارش سفر داد که ۳۲ هزار تومان خرج کرده ام، یک بادبزن ژاپنی برای حاج خانوم خریده ام و ….

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: البته حاج خانم بهشتی رو می گویند نه حاج خانم ما(خنده).

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بله. (خنده) در گزارش آقای مهاجری آمده بود در دهلی هم چند روپیه به یک گدا دادم. بعد آقای بهشتی به آن آقا (که قرار بود تامین مالی کند) گفتند که فهمیدی اعتماد کردن یعنی چه؟ می خواهم بگویم که قدرت اقتصادی ایشان برای جذب سرمایه برای کارهای فرهنگی بالا بود. خودشان می گفتند من در مدرسه حقانی در ظرفی پول گذاشتم که اگر طلبه ای محتاج شد خودش بردارد. گفتم خب ممکن است یک نفر زیاد بردارد گفت نه اینها بعدا مرجع تقلید می شوند، وجوهات برایشان می‌آورند باید یاد بگیرند خودشان را مهار کنند.

    من و آقای مهاجری که جذب آقای بهشتی شده بودیم هم می خواستیم همان روحیه ایشان را در زندگیمان به کار بگیریم چون ما هم تقریبا همان خصوصیات را داشتیم. این نبود که از قطب متضادی بوده باشیم.  خاطرم هست از همین بودجه ای که از محل سفر آقای مهاجری تامین شده بود برای ما تامین شده بود، من نوشتم من یک خواهر دارم و می شود هزار تومان هدیه ای برای عروسی خواهرم از آن پول بخرم و بعد صرفه جویی کنیم، نوشتند اگر می توانید صرفه جویی کنید پیداست که هزینه تان همانقدر است اما من خبر دارم که موقع پاتختی عروسی تان مبلغی به شما دادند و شما هنوز دارید شما برای خواهرتان از همان پول هزینه کنید.

    خبرآنلاین: خیلی اصفهانی بازی در می آوردند(خنده)

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بله البته من هم کم نمی آوردم(خنده) نوشتم آقای بهشتی ما دوتا (من و همسرم) تصمیم گرفتیم که مکه و حج واجب برویم. فرمودند نخیر شما مستطیع نیستید وقتی این خرج را دارید از این خرج کنید. زمانی که ما خارج از کشور بودیم، آقای بهشتی یک پول جداگانه به  ما می دادند و می گفتند که اگر من یا خانم چیزی از شما خواستیم از این پول برای ما جداگانه خرج کنید و ما معمولا ریز حساب و کتاب ها می نوشتیم چون پول بی حساب و کتابی نبود.

    ملوک السادات بهشتی: این خانه را قبل از انقلاب، شهید بهشتی با کمترین امکانات موجود ساختند، مثلا دیوارهای حیاط نقشه خودشان بودند که لوزی شکل درآوردند و از دو سیمان صورتی و سفید برای زیبایی آن استفاده کنند. جالب است که منافقین گفته بودند که سنگهای مرمر از ایتالیا آورده اند و از آن برای دیوار استفاده کرده اند، درصورتی که هنوز که هنوز است  آن طرح سیمانی که شهید بهشتی طرحش را به مهندس داده بودند موجود است و زیبایی آن هنوز پابرجا است. 
    خبرآنلاین: دنیاطلبی داشتند؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: برای پاسخ به این سوال بگذارید موضوعی را مطرح کنم. آن زمان فشار زیادی بر خانه و زندگی آقای بهشتی بود، قبلش آقای طالقانی بخاطر فشارها برای زندگی به وسط شهر آمده بودند. من اصرار داشتم که آقای بهشتی تغییر مکان بدهند. من بعد از امام، آقای بهشتی را خیلی دوست داشتم حتی بیشتر از پدر و مادرم. یک شب که آقای بهشتی از شورای انقلاب آمده بودند به حاج خانم گفتم که شما خسته اید بخوابید، من غذایشان را گرم می کنم، ایشان غذا را خوردند و چون دکتر گفته بود که باید یک ربع تمام مسواک بزنید، من پیش خود گفتم که در این یک ربع که ایشان مشغول مسواک زدن هستند و نمی توانند صحبت کنند تمام تلاش خود را می کنم تا ایشان را راضی کنم تا خانه شان را عوض کنند. در آن سال قیمت خانه در خیابان ایران و زعفرانیه و وسط شهر بخاطر مسائل انقلابی یکی شده بود، به ایشان گفتم که قیمت خانه ها که با هم فرقی نمی کند ولی مردم دهان بین هستند؛ شما ذخیره انقلاب هستید، این اتهامات اقتصادی خطرناک است و …همینطور یک ربع حرف زدم. بعد از اینکه ایشان مسواکشان را شستند، گفتند جواد آقا این مسواک چقدر می ارزد؟ گفتم هیچ کس مسواک مصرف شده را نمی خرد، ایشان گفتند دنیا برای من همین اندازه می ارزد. بگذار مردم یاد بگیرند که همانطور که هستیم ما را ببینند.

    اگر ما به مردم یاد بدهیم که ما را همین طور که هستیم، بپذیرند ارتباط ما با مردم خیلی بهتر و صمیمی تر می شود، ما کسی جز مردم را نداریم. می دانم که تو می خواهی بخاطر اینکه مردم به ما شکاک و بدبین نشوند خانه را عوض کنیم اما ما نباید کاری کنیم که به گونه ای دیگر خودنمایی کنیم. ایشان حتی با اصرار ما یک متر به عمامه شان اضافه کردند که عمامه ای داشتند که از عمامه من کوچکتر بود. یا مثلا ایشان تا سالی که به آلمان رفتند قبا می پوشیدند و تنها مشخصه مدرنیته آقای بهشتی لباده بود، ایشان شب هفتم تیر هم با قبا شهید شدند.

    آقای بهشتی دوست نداشت که خانه را عوض کند و به خانه جدید بروند، هیچ وقت هم پایش به خانه جدید نرسید(خانه در خیابان ایران بود) اما به هر حال فشارها و همان حرفهایی که من در سال ۵۸ زدم در نهایت ایشان را در سال ۶۰ قانع کرده بود که به پایین شهر بروند. ایشان قلبا نمی خواست برود و آن اتفاق همان شبی که قرار بود به آن خانه نقل مکان شود افتاد. جالب است که آن شب ایشان لباده نپوشیده بودند و قبا پوشیده بودند که تازه هم دوخته بودند.

    من خدمت مقام معظم رهبری هم عرض کردم که ما از آقای بهشتی نمی ترسیدیم، از خطا و اشتباه می ترسیدیم و چون نمی خواستیم این کارها را بکنیم هیچ دلهره ای از آقای بهشتی چه در مقام پدر خانواده، چه پدر زن، چه در مقام رئیس دیوان عالی کشور نداشتیم، اما الان گاهی اوقات با احتیاط صحبت می کنیم چون می ترسیم.

    خبرآنلاین: به نظر نمی رسد چهره جدی آیت الله بهشتی با خوش اخلاقی خیلی میانه ای داشته باشد؟

    ملوک السادات بهشتی: اتفاقا ایشان در منزل بسیار آرام، خوش اخلاق و خیلی خوش برخورد بودند. ایشان به ندرت به یکی از بچه هایشان خصوصا دخترها تشر می زدند، تنبیه بدنی که اصلا در کار نبود. کلا با خانواده خیلی با محبت بودند و حتی با اطرافیانشان هم خیلی خوب برخورد می کردند چون ایشان تیپی بودند که جوانان را به خود جذب می کردند. اما ایشان در مقام قضاوت و کار علمی بسیار جدی بودند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: تندترین کلامی که به من گفتند این بود که یک بار در خانه داشتم با اصفهان تلفنی صحبت می کردم که در آن تلفن برخی کدهای سیاسی را مطرح می کردم که با لحن کشداری به من گفتند جواد آقا.(خنده) این تندترین برخورد ایشان با من بود که من سریع تلفن را قطع کردم.

    خبرآنلاین: آقای شهید بهشتی برای همه علما احترام قائل بودند و طبیعی بود که اختلافات علما به بیرون بروز نکند و دیده نشود ولی به هرحال ایشان با بعضی از سلایق فکری قبل از انقلاب همراه نبودند و در موارد خاصی هم خیلی تند بعضی از اختلاف نظرهایشان را گفته اند. در مورد این توضیحی بفرمایید.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: تحجر در صنف ما روحانیون سابقه داشت و الان هم هست. آقای بهشتی  یک روحانی روشن ضمیر بود من روشن ضمیر را به کار می برم تا با آن روشنفکر مصطلح آن زمان مرز داشته باشد والا درستش همان روشنفکر است. ایشان باز فکر می کردند ، البته این باز فکر کردن به این معنا نبود که مناسک دینی، احکام شرعی و دستورات اسلام را نادیده بگیرند. ایشان در صحبت هایشان وقتی به بحث آزادی می رسند فورا مرزبندی می کنند و می گویند که آزادی بی بند و باری نیست ولی در کل خیلی باز و روشن فکر می کردند.

    ایشان اوج فریادشان هم در مورد مسائل اقتصادی بود. آن زمان پیش بینی می کردند که ممکن است که توجه نکردن به عدالت اقتصادی، انقلاب اسلامی را زمین بزند و زمین گیر کند.
    الان هم شاهد این هستیم که مشکلات زیادی از همین ناحیه به وجود آمده است.این تفکرات و حرف ها در حوزه علمیه و در میان روحانیون دشمن داشت، به طوری که در قم در برابر ایشان جبهه بندی شده بود.حتی بعضی از جلسات را همفکران و علاقه مندان ایشان می خواستند در مدرسه فیضیه برگزار کنند، اما آنهایی که متحجر بودند این اجازه را به ایشان نمی دادند و جلویش را می گرفتند. مواردی پیش آمد که ایشان به قم رفتند اما نتوانستند صحبت کنند و نگذاشتند جلسات برگزار شود. یا از ایشان شکایت های زیادی به مراجع می کردند و آنها هم به امام منتقل می کردند. آقای بهشتی چندین بار مجبور شدند که به قم بروند و با مراجع از نزدیک صحبت کنند و ذهنشان را روشن کنند و مسائل را برایشان تبیین کنند که البته این ظلم به ایشان بود و این ظلمی بود که متحجرین می کردند و ایشان هم هیچ وقت عقب نشینی نکردند.

    برایتان خاطره ای از متدینین تهران نقل می کنم: ایشان در بازار تهران سخنرانی کردند و در آن سخنرانی گفتند که آقایان تجار و بازرگانان، آن زمان گذشت که هر طور که دوست داشتید سود می بردید و اموالتان را زیاد می کردید، الان انقلاب شده است و باید به مردم و محرومین برسیم و باید امکانات خود را با مردم تقسیم کنیم و پیشنهاد من این است که شما به اندازه ای که بتوانید زندگی کنید و ادامه کار دهید به سود اکتفا کنید، بیشتر از این سود نخواهید تا مردم بتوانند در رفاه باشند و آسایش داشته باشند و خوب زندگی کنند.

    همین سخنرانی باعث شد که از میان متدینین و بازاری ها دشمنی علیه آقای بهشتی شروع شود و ما در داخل حزب جمهوری اسلامی این را کاملا می دیدم که آن کسانی که با این حرف آقای بهشتی منافع اقتصادی خودشان را در خطر دیده اند پرچم مخالفت را با آقای بهشتی بالا برده اند و تلاش می کردند که آقای بهشتی در حزب جمهوری اسلامی تنها شود و قدرتی نداشته باشد تا آنها بتوانند کارهایی را انجام دهند.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: زمانی که جنگ خیابانی بعد از عزل بنی صدر بالا گرفته بود، خبر رسید دختر و خانم آقای بنی صدر در جمع منافقین دستگیر شده‌اند، آقای بهشتی عصبانی و ناراحت شدند، گفتند که باید آنها را آزاد کنند و بنا نیست که ما با زن و بچه مردم کار داشته باشیم، بگویید آزادشان کنید، وقتی آقای موسوی اردبیلی کمی مقاومت کردند ایشان با قاطعیت و صراحت گفتند من به عنوان رئیس دستگاه قضایی  به شما دستور می دهم تا الان آنها را آزاد کنند. این مداراست، مدارا با دشمن است. در مورد اخلاق اجتماعی ایشان باید بگویم که آقای بهشتی برخلاف آن تبلیغاتی که مخالفین و منافقین از ایشان کرده بودند که ایشان یک انسان مستبد و دیکتاتور است برخلاف این حرفها ایشان یک انسان شوخ بود و در جمع دوستان و همکاران و جمع های خصوصی با شوخی صحبت های خود را شروع می‌کردند و خیلی جاها با خنده و بذله گویی کاری می کردند که جمع شاد باشد و دقیقا برعکس آنچیزی بود که آنها از آقای بهشتی ترسیم می کردند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: یک خاطره ای را نقل کنم. بعد از رحلت امام، تازه آقا رهبر شده بود، یک عصر جمعه به خانم گفتم یه سری به ریاست جمهوری بروم، آقا گفتند خانواده شهدا آمدند تا موقع اذان قدم بزنیم. بحث مان بلافاصله روی آقای بهشتی رفت. من گفتم آقای بهشتی می گفتند من گاهی اوقات توسط نزدیک ترین دوستانم شبه دیکتاتوری می رود. و در موردی در لیست انتخابات چنین اتفاقی افتاد. آقای خامنه ای زدند زیر گریه. گفتند بله. در لیست حزب جمهوری اسلامی برای انتخابات مجلس اول اقای بهشتی مخالف یک نفر بودند. من و آقای هاشمی موافق بودیم. هرچی بحث کردیم آقای بهشتی را نتوانستیم قانع کنیم. بعد آخرش آقای بهشتی گفتند اجازه بدهید من رأی ندهم، آقای هاشمی گفتند چه بهتر ما همین را می خواهیم و بدون رأی آقای بهشتی آن آقا وارد لیست مجلس شد. یک یا دو هفته بعد ما  خیلی شدیدتر از آقای بهشتی ما به این جمع بندی رسیدیم که چه کسی را برای مجلس تایید کردیم. دوتایی پیش آقای بهشتی آمدیم که اسم را باید حذف کرد ولی ایشان چون تشکیلاتی بودند گفتند همینطوری که نمی شود. شورای مرکزی رای داده و تصویب شده و من جای بحث جدید را باز نمی کنم. اینها نکاتی است که در کمتر شخصیت سیاسی سراغ نداریم.

    خبرآنلاین: اینکه با توجه به اینکه شما سالهایی را در کسوت شاگردی آیت الله بهشتی و بعدها هم حزبی ایشان بودید از تساهل، مدارا و قاطعیت ایشان اگر نکاتی به ذهنتان می رسد بفرمایید.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای بهشتی همانطور که تشکیلاتی ترین فرد بود، مداراترین فرد مردم در میان امثال خودش بود. اگر مردم را ۲ قسمت کنیم یک قسمت شاگردان و دوستان و کسانی که با او ارتباط داشتند بودند و یک قسمت هم مردم به معنای تمام مردم چه آنها که مشکلی با آقای بهشتنی نداشتند و چه آنها که دشمن ایشان بودند. آقای بهشتی خیلی اهل مدارا با مردم بود و این مدارا بر اساس عدل و انصاف و اخلاق اسلامی بود.

    در ایام آخر خرداد سال ۶۰ که مجلس شورای اسلامی به عزل بنی صدر رای داده بود، در همان ایام منافقین در خیابان های تهران جنگ خیابانی به راه انداخته بودند و اسلحه به همراه داشتند و خیلی ها را کشتند. من در اتاق آقای بهشتی کنار ایشان نشسته بودم که خبر رسید دختر و خانم آقای بنی صدر در جمع منافقین دستگیر شده اند، اینها رفته بودند که به منافقین کمک کنند. من از شنیدن این خبر خوشحال شدم(خنده) که عوامل اصلی دستگیر شده اند اما آقای بهشتی عصبانی و ناراحت شدند، گفتند که باید آنها را آزاد کنند. به آقای موسوی اردبیلی تلفن زدند، آقای موسوی اردبیلی دادستان کل بودند و ایشان به آقای موسوی اردبیلی گفتند که من شنیده ام خانم و دختر آقای بنی صدر – با اینکه بیشترین دشمنی را به آیت الله بهشتی کرده بود هیچوقت بدون گفتن آقا درباره او صحبت نمی کرد- دستگیر شده اند و شما دستور دهید تا آنها را آزاد کنند، خیلی قاطع هم گفتند. گویا آیت الله موسوی اردبیلی هم مخالفت کرده و گفته بودند این ها عوامل اصلی هستند و …آقای بهشتی دوباره گفتند بنا نیست که ما با زن و بچه مردم کار داشته باشیم، بگویید آزادشان کنید، وقتی آقای موسوی اردبیلی کمی مقاومت کردند ایشان با قاطعیت و صراحت گفتند من به عنوان رئیس دستگاه قضایی  به شما دستور می دهم تا الان آنها را آزاد کنند(با همین قاطعیت و صراحت). این مداراست، مدارا با دشمن است.

    یک مورد دیگر هم این بود که ایشان در سال آخر عمرشان به ورامین رفته بودند و در مسجد جامع ورامین صحبت می کردند، ایشان در ورامین خیلی طرفدار داشت چون بعضی از پاسدارهای ایشان و کسانی که از قبل با ایشان همکاری می کردند اهل ورامین بودند؛ جمعیت زیادی در مسجد جامع جمع شده بودند و ایشان صحبت می کردند، آقای بهشتی در صحبتهایشان به کسی اهانت نمی کردند و حرمت ها را نگه می داشتند و اگر هم انتقادی می کردند اینگونه نبود که با لحن توهین آمیز از کسی انتقاد کنند، در عین حال چون تشکیلات منافقین به آنها دستور داده بودند که هرکجا که آقای بهشتی را دیدید با او برخورد کنید و او را خراب کنید و هرطور که می توانید او را اذیت کنید، در سخنرانی ایشان آنها شروع به شعار مرگ بر بهشتی دادن کردند و علیه ایشان شعر سر دادند، آقای بهشتی سکوت کردند و عده  ای شروع به گفتن مرگ بر منافق کردند و آقای بهشتی  به آنها دستور دادند که چیزی نگویید و سکوت کنید و منافقین هم بعد از مدتی از شعار داد خسته شدند و سکوت کردند و آقای بهشتی دوباره شروع به صحبت کردند و منافقین دوباره شعار دادن را شروع کردند، زمانی که سخنرانی آقای بهشتی تمام شد و خواستند از مسجد بیرون بروند منافقین به ایشان حمله کردند و تخم مرغ و گوجه فرنگی به سمت ایشان پرتاب کردند و به ماشین ایشان حمله کردند و به ایشان خیلی اهانت کردند و مردم آن روز خیلی ناراحت شدند و درگیری بین مردم و منافقین به وجود آمد. دادستانی ورامین دخالت کرد و یک عده از اینها را دستگیر می کند و فردای آن روز خبر به آقای بهشتی می رسد، فورا با دادستان ورامین تماس گرفتند و به او گفتند که شنیده ام که شما دیروز عده ای را دستگیر کرده اید، اینها دو دسته می توانند باشند، یک عده کسانی هستند که به من اهانت کرده اند و عده ای را بنا به دلایل خودتان گرفته اید، اما هرکس که به من اهانت کرده است را همین الان آزاد کنید و من به هیچ وجه اجازه نمی دهم شما به خاطر توهین به من کسی را دستگیر کرده باشید و در بازداشت نگه دارید.

    اینها همه مدارا با دشمن است. انتخابات خبرگان که برگزار می شد حزب جمهوری اسلامی لیستی برای خبرگان قانون اساسی داد. در آن لیست به اصرار آقای بهشتی نام یکی از افرادی که برای یک حزب دیگر بود و تفکر دیگری هم داشت و اصلا مقبول جامعه مذهبی نبود، قرار گرفت. از ایشان دلیل این کار را پرسیدیم و ایشان گفتند که برای اینکه افکار متنوع در خبرگان قانون اساسی باشد و ایشان هم یکی از کسانی است که دارای افکار است پس بیاید و نظرش را بگوید، عده ای مخالفت کردند ولی ایشان اصرار کردند و شورای مرکزی با استدلال های آقای بهشتی او را قبول کردند.

    کسی مامور شد که با آن آقا صحبت کند که شما از طرف حزب برای کاندیدا در نظر گرفته شده اید و بنابراین می خواهیم اسم شما را بیاوریم منتهی باید از خودتان هم اجازه بگیریم که ببینم موافق هستید یا نه، ایشان گفت که من موافق نیستم و حزب جمهوری اسلامی را قبول ندارم و نمی خواهم که اسم من در لیست حزب جمهوری اسلامی باشد، خود این که مخالفت کرد و گفت حزب جمهوری اسلامی را قبول ندارم نشان می دهد که آقای بهشتی چقدر با مخالفین فکری اهل مدارا بودند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: آقای ابوترابی داستانی تعریف می کرد و می گفت که یکبار یکی از این منافقین با آقای بهشتی درگیری کلامی شدید داشت و با تلخی و تندی از ایشان جدا شد. زمانی که من نزد آقای بهشتی رفتم به من گفت که سراغ آن مرد برو و نگذار که با مشکل مواجه شود برو و با او بحث کن و به او کمک کن. گفتم که آقا این شخص انقدر به شما بد و بیراه گفت، گفتند که جوان است و نباید بگذاریم که در این مسیر بیفتد، پس برو و به او کمک کن. آقای ابوترابی می گفت که من باور نمی کردم که با این توهین هایی که به آقای بهشتی کرده بود باز ایشان از من می خواست که به او کمک کنم.

    یکبار هم من را تفت برای سخنرانی دعوت کرده بودند،مسجدی بود که دوتا در داشت گفتند ما یکبار آقای بهشتی را برای سخنرانی دعوت کرده بودیم و منافقین از کل اصفهان لشکرکشی کرده بودند که موقع سخنرانی توهین کنند منتهی ما مسجد را پر کرده بودیم و آنها بیرون مسجد بودند. بعد به آقای بهشتی گفتیم این در پشتی است و ماشین تان این ور است از اینجا بیرون بروید. اقای بهشتی گفتند اینها زحمت کشیدند آمدند(خنده) می خواهند فحش بدهند، آقای بهشتی که از در بیرون آمدند اینها شروع به فحش دادن کردند و حرف هایی از این نوع زدند و آقای بهشتی هم خندیدند و رفتند. آنجا دیگر گوجه و اینها نبود، اصفهانی ها مواد غذایی را اسراف نمی کنند(خنده).  یعنی من چنین چیزی را در هیچ سیاستمداری ندیده ام.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: حیف است که این خاطره گفته نشود، آقای محمد منتظری هم در ۷ تیر شهید شد، محمد منتظری از اول تشکیل حزب، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود و تا اواخر سال ۵۷ که به دلیلی هم خودش رفت و هم اخراج شد و آن دلیل این بود که به شدت علیه آقای بهشتی تبلیغات می‌کرد، اعلامیه پخش می کرد و روزنامه ای منتشر می کرد و تعبیری که بسیار تعبیر بدی بود علیه آقای بهشتی به کار می برد که آن تعبیر”راسپوتین” بود. این عبارت خیلی توهین آمیز بود.

    ملوک السادات بهشتی: حاج آقا دوستی داشتند که جالب بود دخترشان کاملا بی حجاب بود ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار آقای بهشتی منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد و زمانی که به فرانسه رفت تا ادامه تحصیل دهد با یک الجزایری ازدواج کرد. ایشان هیچ منعی برای ارتباط با افراد مختلف نداشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای:اتفاقا مصاحبه ای دیدیم که خبرنگار آلمانی از ایشان می پرسید به شما می گویند راسپوتین انقلابی، آیا این را قبول دارید؟ و آقای بهشتی فقط گفتند که غیر منصفانه است.همین!

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری:و واقعا غیرمنصفانه درباره ایشان می نوشت و می گفت و تبلیغ می کرد. این ماجرا تا چند روز مانده به ۷ تیر ۱۳۶۰ طول کشید. ما و همه اعضا در دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی نشسته بودیم و آقای بهشتی هم که خیلی منظم بودند(نظم و وقت شناسی ایشان زبانزد بود)، آن روز برای اولین بار ایشان با تاخیر به جلسه آمدند، در ابتدای ورودشان گفتند سلام علیکم، عذر می خواهم! ایشان با یک قیافه بشاش و خوشحال به ما گفتند که محمد آقای منتظری آمده بود، همه با تعجب گفتیم چطور؟

    او که با شما دشمن بود! گفتند که من آماده شده بودم که حرکت کنم و اینجا بیایم که به من خبر دادند محمد آقای منتظری آمده است و می خواهد شما را ببیند. من دیدیم که اگر با او به صحبت بنشینم اینجا خلف وعده می شود و این بد است، اگر او را رد کنم فکر می کند که بخاطر اهانت هایی که به من کرده است، دارم به او بی اعتنایی می کنم و این هم بد است، اما من فکر کردم بین این دو تا دومی را انتخاب کنم و او را بپذیرم و بعدا از شما عذرخواهی کنم. برای ما جالب بود که محمد آقا برای چه نزد ایشان رفته بود و ایشان به ما گفتند زمانی که محمد آقا را دیدم بغل باز کردم و او را در آغوش گرفتم و گفتم محمد آقا خوش آمدی! محمد آقا به من گفت آقای بهشتی من امده ام تا از شما عذرخواهی کنم، من اشتباه کردم و آمده ام تا شما من را ببخشید. من هم گفتم محمد آقا من از اول  شما را بخشیده بودم و چیزی در دل ندارم و بعد از مدتی که با هم خوش و بش کردیم من از محمد آقا عذر خواهی کردم و گفتم جلسه ای دارم و باید بروم. ایشان بعدا به مسؤلین جلسه های یکشنبه حزب دستور دادند که آقای محمد منتظری را هم دعوت کنند و او در آن جلسه شرکت کرد و در همان جلسه هم شهید شد. این اوج مدارا است.

    خبرآنلاین: مرحوم بهشتی  در قشرهای مختلف سیاسی و مذهبی خودشان مراوداتی داشتند. بیشترین مراوداتی که شما از آن اطلاع دارید به صورت مشخص چه آدم هایی بودند؟

    ملوک السادات بهشتی: من در مورد افراد کمتر می توانم صحبت کنم ولی بهتر است در مورد جریان ها صحبت کنم. یک نکته ای که می خواهم روی آن تاکید شود این است که ایشان چه در داخل کشور و چه در خارج  از کشور واقعا تمام تلاششان این بود که کادر سازی انجام شود. اولین قدم شناسایی آن فرد است، که آیا می تواند مدیر خوبی باشد یا نه! در خارج از کشور زمانی که انجمن های اسلامی را تشکیل دادند یک از اهدافش این بود که افراد و دانشجویانی که آنجا تحصیل می کنند شناسایی شوند که ببینند بعدها آیا می توانند برای مدیریت مناسب باشند یا نه. آن هم در زمانی که اصلا مشخص نبود که انقلاب پیروز می شود. یعنی ایشان فقط امید داشتند، آن هم امیدی که امام در دل همه ما گذاشته بود. آنچیزی که من می خواهم بر روی آن تاکید کنم این است که در بین خانم ها  هم تمام تلاششان را کردند و تشکیل مدرسه ای مثل مدرسه رفاه باعث شده بود که افراد و خانواده های مذهبی که اجازه نمی دادند فرزندانشان در جاهای دیگر تحصیل کنند، در این مدارس می آمدند و تحصیل می کردند و الان هم ما می بینیم که در سطح جامعه هر کدام از آنها مؤثر هستند.

    در قم شما می بینید که در کنار آموزشی که در مدرسه حقانی با دقت و برنامه ریزی روی جوانان انجام می شد، جامعه الزهرا هم پایه گذاری می شود تا خانم ها و خواهران هم بتوانند استفاده کنند و ما می بینیم که خیلی از آن فارغ التحصیلان در سطح حوزه و دانشگاه استاد هستند و برای جامعه مؤثر هستند. ایشان همانطور که در خانه تفاوتی بین دختر و پسر نمی گذاشتند، این خیلی مساله مهمی بود که می دانستند که استعدادها متفاوت است ولی امکانات را یک جور به ما می دادند و این برای من خیلی جالب بود که برای ما یکسان عمل می کردند و بهترین امکانات تحصیلی را فراهم می کردند و همواره ما را تشویق می کردند.

    آن زمان نمی گذاشتند که با چادر به دانشگاه برویم، اولین سؤال بچه های رفاه همین بود که پس ما برای ادامه تحصیل کجا برویم و ایشان گفتند که به دانشسرای معلم بروید و خیلی از بچه ها به این شکل ادامه تحصیل دادند. این تاکید ایشان که چه خانم ها و چه آقایان حتما مؤثر باشند و حتما در جامعه شرکت داشته باشند خیلی مهم بود که نمونه بارز آن زمانی بود که مجلس خبرگان تشکیل شد و ایشان اصرار داشتند که خانم ها هم حتما شرکت کنند که البته فقط خانم گرجی درجه اجتهاد داشتند.

    در مورد سؤال شما باید بگویم که روابط اجتماعی ایشان خیلی قوی بود و همراه ایشان مادر بودند که از کل مهمان ها پذیرایی می کردند چون روزی نبود که در خانه ما مهمان نباشد. ما با خانواده های مختلفی ارتباط داشتیم به خصوص آنهایی که همفکر بودند، یعنی زمانی که ما در خیابان دولت زندگی می کردیم و تازه از آلمان آمده بودیم، کوچه بن بستی بود که یک خانه را برای ما گرفته بودند، خانه کناری ما آقای هاشمی با خانواده بودند و در کنار آنها آقای مفتح و خانواده بودند. حتی با خانواده آقای باهنر و آقای مطهری و خانواده امثال اینها خیلی ارتباط داشتیم.

    خبرآنلاین: با غیر همفکران چطور؟

    ملوک السادات بهشتی: بله. حاج آقا دوستی داشتند که جالب بود دخترشان کاملا بی حجاب بود ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار آقای بهشتی منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد و زمانی که به فرانسه رفت تا ادامه تحصیل دهد با یک الجزایری ازدواج کرد. ایشان هیچ منعی برای ارتباط با افراد مختلف نداشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بحث هایی که آقای بهشتی می کردند آدم را به روز می کرد، مثلا من کتاب عصیان فروغ فرخزاد را می آوردم م می گفتم جواب شعرهای فروغ فرخزاد را بدهید و شیوه آقای بهشتی این بود که به نظر شما چه رسیده است و چه چیزی جواب می دهید؟ و اگر جمعی هم بود از همه می پرسیدند و بعد اگر کسی در جمع جواب درست می داد می گفتند که این را قبول دارم و در نهایت خودشان جواب می دادند. خبرآنلاینآقای بهشتی در انتخاب دامادهایشان سختگیر نبودند؟

    ملوک السادات بهشتی: من اولین فرزند ایشان هستم. با اینکه سنی نداشتم ولی زمانی که برای من خواستگار می آمد ایشان با خود من مشورت می کردند. من در خانواده ای بزرگ شده بودم که با زندگی های پر تجمل نمی توانستم جور دربیایم، بنابراین به ایشان می گفتم که من یک زندگی ساده می خواهم ولی با کسی که حرف من را متوجه شود و من بتوانم با او حرف بزنم و با او از لحاظ فرهنگی ارتباط برقرار کنم. بعد از مدتها ایشان به من گفتند که اگر آن فرد یک طلبه ای باشد که معلم است، ساده زیست است و تازه فارغ التحصیل شده است به خواستگاری بیاید قبول می کنی؟ من چون زندگی طلبگی را دوست داشتم واقعا پذیرفتم به خصوص که خانواده شان را هم می شناختم. با اینکه بخاطر آشناهایی که پدر داشتند از تاجر و مهندس و دکتر خواستگار می آمد.

    خبرآنلاین: آقای دکتر حاج خانم که خیلی راضی هستند. شماهم همینطور؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: ازدواج ما ۲ بعد رابطه دارد، یکی رابطه خانوادگی قبلی است یعنی مادر من و آقای بهشتی دخترخاله و پسرخاله بودند و مادر پدر من عمه آقای بهشتی بودند،(خنده) یعنی آقای بهشتی که به خانه ما می آمدند محرم بودند و من هم که به خانه آقای بهشتی می رفتم خاله جانم بودند ولی اینها ربطی به ازدواج نداشت و ما کار تشکیلاتی داشتیم و من زمانی که افسر وظیفه بودم چهارشنبه ها از اول جلسه تا ساعت ۱۱ اینجا بودم و در همه بحث های بسیار زیبا و جالب شرکت می کردم، چون بحث هایی که آقای بهشتی می کردند آدم را به روز می کرد و ما هم تقریبا همه نوع سؤالی چه از آقای مطهری و چه از آقای بهشتی داشتیم، مثلا من کتاب عصیان فروغ فرخزاد را می آوردم م می گفتم جواب شعرهای فروغ فرخزاد را بدهید و شیوه آقای بهشتی این بود که به نظر شما چه رسیده است و چه چیزی جواب می دهید؟ و اگر جمعی هم بود از همه می پرسیدند و بعد اگر کسی در جمع جواب درست می داد می گفتند که این را قبول دارم و در نهایت خودشان جواب می دادند.

    بنابراین رابطه ما یک رابطه تشکیلاتی بود و اصلا مساله رفتن من به هامبورگ هم هیچ ربطی به ازدواج نداشت. من یک بار به ایشان گفتم که احساس بطالت می کنم، می روم شهررضا درس می دهم ولی امکان فعالیت فرهنگی را گرفته اند و…گفتم که قانع نیستم. ایشان چند پیشنهاد داشتند که بعد از طرح در خانواده در نهایت تصمیم گرفتم که به هامبورگ بروم. قبل از رفتنم مادرم گفت که اجازه نمی دهم مجرد بروی! و بعد مساله خواستگاری مطرح شد. یعنی ازدواج ما تشکیلاتی نبود آقای بهشتی این مسائل را تفکیک می کردند.

    بخاطر دارم زمانی که می خواستم به هامبورگ بروم آقای بهشتی اصرار کردند که زمینی بروم تا با مشکلات سفر زمینی آشنا شوم اما حاج خانم اصرار کردند که نمی شود دامادمان را زمینی بفرستیم، بنابراین برای برگشت بدون اینکه اعلام کنم زمینی آمدم، مکافات هایی را هم کشیدم و زمانی که به شهر رشت رسیدم اعلام کردم که من ایران هستم، چون احساس کردم که آقای بهشتی میل داشتند که من تجربه سفر زمینی داشته باشم. تعاملات اجتماعی ما بر اساس اصول و قاعده بود و خدا شاهد است که زندگی ما زیر آن مقیاس عادی بود.

    خبرآنلاین: از تعاملات فکری شهید بهشتی با شهید مطهری اطلاعاتی دارید؟

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آن زمان وجوه مشترک بین کسانی که هم شاگرد امام و هم از یاران امام محسوب می شدند زیاد بود و آقای بهشتی و آقای مطهری یک وجه اشتراکشان این بود که هر دو از امام استفاده کرده بودند، یک وجه مشترک دیگرشان این بود که هر دو از محضر علامه طباطبایی بهره برده بودند.

    وجه مشترک دیگر مبارزه بود که تقریبا شباهت زیادی از نظر نوع مبارزه داشتند، مبارزه ۲ صف داشت، یکی صف مقدم بود که خیلی ها در آن صف بودند یعنی بیشتر در معرض بودند و به زندان می رفتند و مشکلات زیادی برایشان پیش می آمد و صف دوم صف کار فرهنگی مبارزه بود که آقای بهشتی و آقای مطهری هر دو در این صف بودند، البته اینطور نبود که دستگیر نشده باشند و به زندان نرفته باشند چون اتفاقا هر دو دستگیر شدند مننتهی کمتر از دیگران و بیشتر از صف اولی ها در کار فرهنگی بودند. همین ها این دو را به هم مرتبط کرده بود و حتی یکبار که کاری پیش آمده بود و لازم بود با بعضی از بزرگان صحبت کنم، در مشورتی که با آقای بهشتی داشتم ایشان به من گفتند که تماسی با آقای مطهری می گیرم و شما نزد ایشان بروید. یعنی روابط آقای بهشتی با آقای مطهری در تمام این زمینه هایی که عرض کردم که در واقع وجوه مشترکشان بود برقرار بود و نزدیکهای انقلاب هم روابظشان نزدیکتر شد و در شورای انقلاب هر دو با هم بودند و این بحث ها که در زمان نبودن امام مطرح می شد معمولا مشترک بود، یعنی بعد از اینکه معمولا با هم تبادل نظر و همفکری می کردند مطالبشان در زمینه انقلاب و هدایت مردم به طرف انقلاب و مبارزه را مطرح می کردند.

    آنها در بخش کتاب هم قابل تعریف بودند هرچند با هم تفاوت هایی داشتند، یعنی هردو کار تالیفاتی و فرهنگی در جامعه کردند که از وجوه مشترکشان است منتهی آقای بهشتی خیلی با تأنی کتاب منتشر می کردند، آقای مطهری کتابهای زیادی منتشر می کردند و کتابهایشان خیلی طرفدار داشت چون مردم تشنه بودند. من یک روز به آقای بهشتی گفتم که آقا من از شما گله ای دارم که چرا شما کتابتان را منتشر نمی کنید؟ ایشان گفتند من معتقد هستم که کتاب را باید زمانی منتشر کرد که از هر نظر کامل باشد و دیگر احتیاجی به تجدید نظر نداشته باشد و اعتقاد قطعی من این است که انسان باید ۵ هزار کلمه بخواند تا ۵ کلمه بنویسد به همین خاطر من کتابم را دیر منتشر می کنم.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آن زمان وجوه مشترک بین کسانی که هم شاگرد امام و هم از یاران امام محسوب می شدند زیاد بود و آقای بهشتی و آقای مطهری یک وجه اشتراکشان این بود که هر دو از امام استفاده کرده بودند، یک وجه مشترک دیگرشان این بود که هر دو از محضر علامه طباطبایی بهره برده بودند. وجه مشترک دیگر وجه مبارزاتی بود که تقریبا شباهت زیادی از نظر نوع مبارزه داشتند.خبرآنلاین: ممنونم از شما بزرگواران که در این جلسه شرکت کردید و ادای دین به شهدای هفت تیر خصوصا آقای بهشتی کردید. شاید بد نباشد زمانی که راجع به مظلومیت شهید بهشتی صحبت شد این را عرض کنم که فکر نمی کردم بعد از گذشت ۴۰ سال همچنان رگه هایی از مظلومیت ایشان وجود داشته باشد. گرچه اینجا خانه شهید بهشتی است اما پیشنهاد ما این بود که این جلسه را در دفتر حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه و شهادتگاه ایشان برگزار کنیم، به هر حال دوستانی که الان مسؤلیت آنجا را بر عهده دارند خیلی تمایل نداشتند که درباره شهید بهشتی در قتلگاه شهید بهشتی صحبت شود.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: من به سهم خودم از شما و مجموعه خبر آنلاین تشکر می کنم که باعث شدید تا این کار انجام شود و گوشه ای از افکار شهید مظلوم آیت الله بهشتی از این طریق منتشر شود و امیدوارم اینطور تلاش ها ادامه پیدا کند چون نسل امروز ما و نسل های آینده به افکار آیت الله بهشتی احتیاج دارند و شرایط کشور به گونه ای است که اگر این افکار منتشر شود خیلی در حل مسائل کمک می کند. افکار ایشان هم از بعد آزاد اندیشی و هم در مسائل اقتصادی و فرهنگی و در مسائل عدالت برای مسؤلین ما هم بسیار آموزنده است.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: من هم تشکر می کنم. من معمولا اهل مصاحبه نیستم، شاید در طول این ۴۰ سال ۲ مصاحبه با روزنامه جمهوری داشتم اما زمانی که اسم آقای بهشتی می آید تصمیم گیری برای من سخت می شود. بارها من را در شبکه های مختلف و حتی برنامه های زنده دعوت کرده اند ولی نپذیرفتم. نسبت به آقای بهشتی احساس دین می کنیم و فقدان ایشان برای نظام ما قابل جبران نیست و من واقعا آرزو می کنم با احیای نحوه نگرش و عمل و باور و خلوص و مردم دوستی شهید بهشتی بتوانیم از چاله هایی که در مسیر انقلاب است به یاری پروردگار مردم و جمهوری را عبور دهیم. درود می فرستم بر روح همه شهدای هفتم تیر ماه چون همه آنها به گردن انقلاب حق دارند. خداوند آنها را با اباعبدالله الحسین (ع) محشور بفرماید.

    ملوک السادات بهشتی: من هم از شما و همکارانتان تشکر می کنم. انشالله که در جلسات بعد اخوی ها و خواهر کوچکم هم شرکت کنند چون خوب است که آنها هم در جمع ما شرکت کنند و ما از آنها استفاده کنیم.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • شهید بهشتی گفت بایست! قانون چراغ قرمز که مال شاه نیست

    شهید بهشتی گفت بایست! قانون چراغ قرمز که مال شاه نیست

    شهید بهشتی گفت بایست! قانون چراغ قرمز که مال شاه نیست

    جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه پاسداران، که با حکم شهید بهشتی در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ به این سمت منصوب و بعدها سفیر جمهوری اسلامی ایران در چین و پاکستان شد، از جمله کسانی است که به واسطه ارتباط و آشنایی با شهید بهشتی از حدود سال ۱۳۴۵، شناخت خوبی از تفکرات و اندیشه‌های ایشان در حوزه‌های مختلف دارد، وی در گفت‌وگویی درباره اهمیت مسئله نظم، تشکیلات و سازماندهی در اندیشه و عمل شهید بهشتی گفت: حوزه‌های علمیه از قرن‌های گذشته تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی نتوانستند براساس انضباط، نظم و برنامه حرکت کنند. در واقع حوزه‌های علمیه به دلیل اینکه غالباً تحت فشار حکومت‌ها قرار داشتند و در شرایط غیرمعمولی فعالیت می‌کردند، بی‌نظمی و بی‌برنامگی بر آنها تحمیل شده بود. لذا اگر شخصیتی از درون حوزه رشد می‌کرد که دارای تفکر سیستمی و نظم و برنامه در ابعاد مختلف زندگی بود کاملاً تفاوت او با سایر حوزویان نمایان می‌شد.

    وی افزود: از جمله این شخصیت‌ها شهید آیت‌الله دکتر بهشتی بود که به دلیل تحصیل در سیستم جدید آموزشی و زندگی در خارج از کشور بدین لحاظ از تربیت‌یافتگان حوزه‌های علمیه ما متفاوت بود. ایشان به ویژه از سال‌های دهه ۵۰ به عنوان چهره بارز و متفاوتی از روحانیت آن زمان نمایان شدند، به طوری که بیش از هر چیز دیگر به عنوان شخصیتی بابرنامه، منضبط و برخوردار از تفکر سیستمی معرفی شد.

    منصوری اظهار کرد: در جریان مبارزات منجر به پیروزی انقلاب، این ویژگی‌ها بسیار اثرگذار بود و به همین خاطر از سال ۱۳۵۶ به بعد، رهبری جریان اجرایی انقلاب به دست ایشان افتاد و این به سبب همان تفکر نظام‌مند و ذهن برنامه‌محور شهید بهشتی بود و دیگران هم برتری مدیریتی ایشان را پذیرفتند.

    شهید بهشتی گفت بایست! قانون چراغ قرمز که مال شاه نیست
    شهید بهشتی گفت بایست! قانون چراغ قرمز که مال شاه نیست

    اولین فرمانده سپاه بیان کرد: نکته دیگر اینکه ایشان خود را با شرایط موجود در حوزه‌های علمیه منطبق نکرد. به عبارتی اینگونه نبود که چون حوزه‌ها نظم و برنامه مشخصی نداشت ایشان هم چنین خصلتی به خود بگیرد. اتفاقاً نظم و انضباط و برنامه‌محوری را جدی‌تر از قبل مورد توجه قرار داد و این نشانه اعتماد به نفس بالا و روحیه پیشرفت و تحول‌خواهی‌اش بود که باعث شد هضم و جذب شرایط آن روزهای حوزه‌های علمیه نشود.

    وی با بیان این‌که «امام خمینی(ره) هم تا حدود زیادی همین ویژگی‌ها را داشتند»، گفت: ایشان هم از دوران جوانی در حوزه‌های علمیه به منزله یک شخصیت متفاوت و متمایز با سایرین برجسته و مطرح شد. هر کسی که با زندگی حضرت امام(ره) آشنا باشد می‌داند که از همان زمان بسیاری از اساتید حوزه با تفاوت در کلمات و عبارات بیان می‌کردند که آقا روح‌الله شخصیتی متفاوت است.

    منصوری افزود: حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه خود عبارتی دارند که بسیار معنادار است؛ «…از همه لازم‌تر حوزه‌های علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقه‌دار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز «نظم در بی‌نظمی» است از القائات شوم همین نقشه‌ریزان و توطئه گران باشدبه عبارت دیگر امام(ره) به شدت با این تعبیر که در حوزه‌های علمیه رایج شده بود و نظم حوزه را در بی‌نظمی تعریف می‌کرد مخالفت می‌کردند.

    وی یادآور شد: شهید بهشتی در این راستا به طور عملی مخالفت خود را با این تعبیر از نظم در حوزه‌های علمیه نشان می‌دهند که نمونه بارز آن تأسیس دبیرستان «دین و دانش»، تأسیس حوزه علمیه مدرسه حقانی و تأسیس حزب جمهوری اسلامی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود و در هر حوزه‌ای تشکیلات نظام‌مند و منضبط ایجاد می‌کنند. به همین دلیل ایشان با وجود خصلت‌های برجسته زیادی که داشتند بیش از هر چیز این ویژگی مثبت‌شان پررنگ‌تر جلوه کرد و دیگران را تحت تأثیر قرار داد.

    منصوری به بیان خاطره‌ای از شهید بهشتی پرداخت و گفت: یکی از دوستان تعریف می‌کرد پیش از انقلاب، حدود سال ۱۳۵۶، سر چهار راه رسیده بودیم و چراغ قرمز شده بود و من خواستم رد شوم که شهید بهشتی جلوی من را گرفت و گفت «چراغ قرمز یعنی شما باید بایستید، این قانون که مال شاه نیست برای جامعه است.» درک این مسائل ساده نیست و هنوز هم ارزش بودن رعایت قانون به خوبی در جامعه شکل نگرفته و همچنان بخشی از جامعه، بی توجهی به قانون را نوعی زرنگی تلقی می‌کنند.

    این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: به خاطر دارم در جلساتی که با ایشان و هر مقام دیگری داشتیم، وقتی اذان گفته می‌شد، ایشان جلسه را برای اقامه نماز قطع می‌کردند و کاری نداشتند که شاید زمان کوتاهی به پایان جلسه باقی مانده باشد. این مورد را بارها در جلسات با ایشان مشاهده کردم و این به سبب اعتقاد و باور قلبی به نماز اول وقت بود و با این اعتقاد بازی نمی‌کرد.

    منصوری با بیان این‌که «ایشان به هیچ وجه حاضر نبود دینش را به دنیا بفروشد»، گفت: به همین دلیل حتی مخالفان و دشمنان اسلام هم به ایشان علاقه داشتند و او را یک انسان واقعی به لحاظ ادب، رفتار، متانت و انصاف می‌دانستند به نحوی که حتی غیرمسلمانان را هم تحت تأثیر قرار می‌داد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • فرمانده کل سپاه:فصل نوین و انقلابی از برخورد با مفاسد و جرائم در حال رقم خوردن است

    فرمانده کل سپاه:فصل نوین و انقلابی از برخورد با مفاسد و جرائم در حال رقم خوردن است

    فرمانده کل سپاه:فصل نوین و انقلابی از برخورد با مفاسد و جرائم در حال رقم خوردن است

    به گزارش خبرآنلاین به نقل از سپاه نیوز؛ همزمان با فرا رسیدن هفته قوه قضائیه و سالروز شهادت آیت الله شهید دکتر سید محمدحسینی بهشتی (ره) و ۷۲ تن از یارانش ، سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به آیت الله رییسی ، از قوه قضائیه به عنوان یکی از مهمترین ارکان نظام  ، در صیانت از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب ،کرامت انسانی و ایجاد جامعه تراز انقلاب و امت اسلامی نام برد و ازآمادگی همه جانبه “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” برای هرگونه همکاری در تأمین سلامت اجتماعی ، برقراری امنیت ، عدالت گستری و برخورد با مجرمان و متخلفان خبر داد.

    متن پیام فرمانده کل سپاه به این شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حضرت آیت الله سید ابراهیم رئیسی

    رئیس محترم قوه قضاییه

    با سلام و تحیات

    فرارسیدن “هفته قوه قضاییه ” که یادآور نام معمار بزرگ دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران ،آیت الله شهید دکتر سید محمدحسینی بهشتی (ره) است را به جنابعالی و آحاد مسئولین و کارکنان این مجموعه شریف تبریک عرض می نمایم.

    بی‌شک قوه قضاییه به عنوان یکی از مهمترین ارکان نظام  ، در صیانت از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب ،کرامت انسانی، اقامه قسط ،بسط عدالت،احیاءحقوق عامه و ایجاد جامعه تراز انقلاب و امت اسلامی از جایگاه سترگ  و راهبردی برخوردار بوده و سپردن زمام امور و ریاست این قوه  به آن شخصیت ارجمند، وارسته، انقلابی و مصمم که با قاطعیت مسلم و کم‌نظیر، در پیگیری تدابیر رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی(مد ظله العالی) مبنی بر لزوم تحول و انگیزه‌ای مضاعف در قوه قضاییه برای آغاز پرقدرت دوران جدید زیبنده انقلاب اسلامی ، طلیعه  فصل نوین و انقلابی از برخورد با مفاسد و جرائم و مقابله با منکر را رقم زده است ،روح امید و اعتماد در دفاع از مظلومان و ستاندن حقوق شهروندان ، پاکسازی میهن اسلامی از لوث وجود پلید تبهکاران و قطع دست مفسدان و تعرض کنندگان به حقوق حاکمیت و ملت، را به کالبد جامعه فهیم ایران  اسلامی دمیده است .

    با گرامیداشت سالروز شهادت مظلومانه آیت الله دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یاران صدیق امام و انقلاب در جنایت تروریستی منافقین کور دل در  هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰ و اعلام آمادگی همه جانبه “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” برای هرگونه همکاری در تأمین سلامت اجتماعی ، برقراری امنیت ، عدالت گستری و برخورد با مجرمان و متخلفان ، دوام توفیق جنابعالی و مجموعه خدوم و متعهد قضایی کشور در تحقق این رسالت خطیر ،تحت عنایات خاصه حضرت ولی عصر (عج)و پیروی و کاربست تدابیر و رهنمودهای حکیمانه مقام عظمای ولایت و رهبری حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (مد ظله العالی ) را از ذات اقدس کبریایی مسئلت می‌کنم.

    سرلشکر پاسدار حسین سلامی
    فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • شرایط روزه داری افراد مبتلا به بیماری‌های گوارشی

    شرایط روزه داری افراد مبتلا به بیماری‌های گوارشی

     

    شرایط روزه داری افراد مبتلا به بیماری‌های گوارشی

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، حمید اسدزاده عقدایی اظهار کرد: بیمارانی که دچار التهاب و عفونت در معده و یا اثنی عشر بوده اند و در حال حاضر درمان شده اند و ماه هاست از بهبودی آنان می‌گذرد و داروهایشان را با فاصله حدود ۱۲ ساعت مصرف می‌کنند، می‌توانند با مصرف داروهای خود در وعده سحر و افطار روزه بگیرند.

    این متخصص افزود: اگر بعد از چند روز روزه گرفتن برای این افراد مشکلی ایجاد نشد می‌توانند روزه داری را ادامه دهند.

    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تاکید کرد: اما برخی از بیماران که در فاز فعال بیماری هستند مانند کسانی که زخم معده و اثنی عشر دارند و درحال درمان اند، نباید روزه بگیرند.

    اسدزاده درباره بیمارانی که یبوست‌های مزمن و شدید دارند و فقط با مصرف دارو وضعیتشان بهتر می‌شود، گفت: گرفتن روزه ممکن است یبوست این افراد را تشدید کند و دچار عوارضی شوند که در آینده برای آنان مشکل ساز باشد.

    این متخصص در ادامه افزود: اما روزه گرفتن برای برخی از بیماران دچار مشکلات گوارشی مانند کسانی که ریفلاکس دارند می‌تواند مفید باشد و از روزه گرفتن احساس رضایت کنند، اما این افراد باید مراقب باشند هنگام سحر و افطار یک جا حجم زیادی غذا نخورند و مواد غذایی را فاصله زمانی بخورند.

    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به این دسته از افراد توصیه کرد که هنگام افطار وعده غذایی سبک بخورند و از خوردن غذاهایی با مایعات زیاد اجتناب کنند.

    اسدزاده افزود: هنگام سحر نیز این افراد باید از خوردن غذاهای سنگین اجتناب کنند و یک تا دو ساعت پیش از اذان به تدریج غذا بخورند تا هنگام اذان حجم زیادی غذا وارد معده شأن نشود.

    این متخصص درباره افرادی که دچار بیماری‌های مزمن کبد و گوارش هستند، توضیح داد: در مورد افرادی که دچار بیماری‌هایی همچون نارسایی و هپاتیت هستند باید فرد به فرد تصمیم گرفته شود و نمی‌توان یک دستور کلی برای همه این افراد صادر کرد.

    وی درباره بیمارانی که باید منظم دارو مصرف کنند و یا دچار ضعف سیستم ایمنی هستند، گفت: ممکن است این افراد نتوانند گرسنگی طولانی مدت را تحمل کنند و روزه گرفتن برای آنها دردسر ساز شود، اما بیمارانی که یک نوبت دارو مصرف می‌کنند مانند کسانی که هپاتیت‌های ویروسی دارند اگر کبدشان به درجه نارسایی نرسیده باشد معمولاً می‌توانند روزه بگیرند.

    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی درباره روزه داری بیماران کرونایی که بهبود یافته اند، توضیح داد: فردی که در فاز فعال بیماری کرونا قرار دارد نباید روزه بگیرد اما فردی که بیماری وی کاملاً بهبود یافته اگر چند هفته از برطرف شدن علائم تنفسی و تب وی گذشته باشد می‌تواند روزه بگیرد.

    از خوردن حجم زیادی غذا هنگام افطار و سحر بپرهیزید

    اسد زاده درباره نکاتی که برای سلامت دستگاه گوارش هنگام روزه داری باید رعایت کرد، گفت: روزه داران هنگام سحر و افطار، به ویژه هنگام افطار نباید حجم زیادی غذا بخورند، زیرا این حجم غذا بلافاصله وارد معده شده و هورمون‌ها ترشح می‌شوند و باعث ضعف، سرگیجه، دردهای شکمی و بیرون روی در برخی از افراد می‌شود.

    وی آغاز افطار را خوردن غذاهای سبکی مانند سوپ توصیه کرد و گفت: بعد از خوردن غذاهای سبک در افطار، با فاصله زمانی یک یا دو ساعته خوردن شام توصیه می‌شود.

    اسدزاده ادامه داد: روزه داران باید از خوردن غذاهایی که حجم زیادی کربوهیدرات و قند دارد خودداری کنند.

    این متخصص با اشاره به متداول بودن مصرف زولبیا و بامیه در ماه رمضان گفت: این خوراکی‌ها برای مصرف در این ماه مناسب نیست، زیرا هم از نظر رعایت بهداشت در پخت این شیرینی جات تردید وجود دارد و هم اینکه باعث احساس گرسنگی کاذب بعد از چند ساعت می‌شود.

    اسهال و تهوع؛ شایع‌ترین عوارض گوارشی ویروس کرونا

    این متخصص همچنین درباره عوارض ویروس کووید ۱۹ بر سیستم گوارشی مبتلایان اظهار کرد: اسهال، تهوع و استفراغ شایع‌ترین علائم گوارشی ویروس کرونا بر روی مبتلایان است.

    وی با بیان اینکه عوارضی همچون التهاب مجاری صفراوی و بالا رفتن آنزیم‌های کبدی از علائم کمتر شایع ویروس کروناست، گفت البته نمی‌توان این عوارض را از علائم قطعی کرونا عنوان کرد اما در تعدادی از بیماران این عوارض مشاهده شده است.

    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه داد: به همین خاطر در دوران شیوع کرونا برای بسیاری از بیمارانی که با علائم گوارشی به مراکز بهداشتی و درمانی مراجعه می‌کنند اما برای عوارض آنان علت مشخصی یافت نمی‌شود، باید احتمال ابتلاء به کرونا نیز در نظر گرفته شود.

    این متخصص با بیان اینکه بین شدت بیماری کرونا با بروز عوارض گوارشی در مبتلایان رابطه‌ای مشاهده نشده است، توضیح داد: مهمترین نکته درباره بیماری کرونا این است که نباید تصور کنیم این بیماری فقط یک بیماری تنفسی است و فقط علائم تنفسی افراد را بررسی کنیم.

    وی افزود: یعنی اگر بیماری علائم تنفسی نداشته باشد اما دچار اسهال، تهوع و استفراغ بدون دلیل باشد، باید احتمال ابتلاء به کرونا را در وی بررسی کرد.

  • آمار بهبود یافتگان کرونا به ۷۳۷۹۱ نفر رسید/ثبت ۸۰ فوتی جدید

    آمار بهبود یافتگان کرونا به ۷۳۷۹۱ نفر رسید/ثبت ۸۰ فوتی جدید

    آمار بهبود یافتگان کرونا به ۷۳۷۹۱ نفر رسید/ثبت ۸۰ فوتی جدید
    آمار بهبود یافتگان کرونا به ۷۳۷۹۱ نفر رسید/ثبت ۸۰ فوتی جدید

    به گزارش خبرنگار مهر، کیانوش جهانپور، بعد از ظهر چهارشنبه در ارتباط تصویری، به ارائه تازه‌ترین آمار کرونا در کشور پرداخت.

    وی قبل از اینکه به آمار جدید کرونا اشاره کند، توصیه‌های بهداشتی را برای کنترل بیماری مورد تاکید قرار داد و گفت: ما همچنان بر خانه ماندن آن دسته از هموطنانی که کار ضروری برای بیرون آمدن ندارند، اصرار و تاکید داریم.

    جهانپور، بهترین راه عبور از روزهای کرونایی را، بهداشت فردی و جمعی دانست و افزود: هنوز مؤثرترین راه کنترل این بیماری، مراقبت‌های بهداشتی است.

    وی به آمار کرونا اشاره کرد و گفت: ظرف شبانه روز گذشته ۱۰۷۳ مورد جدید کرونا ثبت شده است که با این احتساب آمار کرونا در کشور به ۹۳۶۵۷ نفر رسیده است.

    سخنگوی وزارت بهداشت، از بهبودی ۷۳۷۹۱ نفر خبر داد و افزود: ۲۹۶۵ بیمار نیز تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارند.

    وی ادامه داد: آمار فوتی‌ها نیز با ۸۰ مورد جدید به ۵۹۵۷ نفر رسید.

    سخنگوی وزارت بهداشت گفت: تاکنون ۴۵۳ هزار و ۳۸۶ مورد تست تشخیصی کرونا در کشور انجام شده است.

  • آمار بهبود یافتگان کرونا به ۷۳۷۹۱ نفر رسید/ثبت ۸۰ فوتی جدید

    آمار بهبود یافتگان کرونا به ۷۳۷۹۱ نفر رسید/ثبت ۸۰ فوتی جدید

    آمار بهبود یافتگان کرونا به ۷۳۷۹۱ نفر رسید/ثبت ۸۰ فوتی جدید
    آمار بهبود یافتگان کرونا به ۷۳۷۹۱ نفر رسید/ثبت ۸۰ فوتی جدید

    به گزارش خبرنگار مهر، کیانوش جهانپور، بعد از ظهر چهارشنبه در ارتباط تصویری، به ارائه تازه‌ترین آمار کرونا در کشور پرداخت.

    وی قبل از اینکه به آمار جدید کرونا اشاره کند، توصیه‌های بهداشتی را برای کنترل بیماری مورد تاکید قرار داد و گفت: ما همچنان بر خانه ماندن آن دسته از هموطنانی که کار ضروری برای بیرون آمدن ندارند، اصرار و تاکید داریم.

    جهانپور، بهترین راه عبور از روزهای کرونایی را، بهداشت فردی و جمعی دانست و افزود: هنوز مؤثرترین راه کنترل این بیماری، مراقبت‌های بهداشتی است.

    وی به آمار کرونا اشاره کرد و گفت: ظرف شبانه روز گذشته ۱۰۷۳ مورد جدید کرونا ثبت شده است که با این احتساب آمار کرونا در کشور به ۹۳۶۵۷ نفر رسیده است.

    سخنگوی وزارت بهداشت، از بهبودی ۷۳۷۹۱ نفر خبر داد و افزود: ۲۹۶۵ بیمار نیز تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارند.

    وی ادامه داد: آمار فوتی‌ها نیز با ۸۰ مورد جدید به ۵۹۵۷ نفر رسید.

    سخنگوی وزارت بهداشت گفت: تاکنون ۴۵۳ هزار و ۳۸۶ مورد تست تشخیصی کرونا در کشور انجام شده است.

  • شرکت‌های سودجو هیچ ارتباطی با بیمه سلامت ندارند

    شرکت‌های سودجو هیچ ارتباطی با بیمه سلامت ندارند

    شرکت‌های سودجو هیچ ارتباطی با بیمه سلامت ندارند

    به گزارش خبرگزاری مهر، سید محمد حسینی با اشاره به اطلاع رسانی‌های مکرر برای جلوگیری از سو استفاده‌های احتمالی برخی افراد گفت: براساس تماس‌های تلفنی برخی از شرکت‌های خصوصی با پسوند «سلامت» با بیمه شدگان جهت بازاریابی و فروش خدمات اضافی مانند خدمات دندانپزشکی، تکمیلی کارت سلامت طلایی به اطلاع مردم می‌رسانیم این شرکت‌های سودجو هیچ گونه ارتباطی با سازمان بیمه سلامت ایران ندارند.

     

    وی افزود: بدون تردید این امر با هدف سودجویی و کلاهبرداری انجام می‌گیرد.

    مدیرکل بیمه سلامت استان تهران تاکید کرد: شهروندان جهت اطلاع از آخرین اخبار و آدرس دفاتر پیشخوان طرف قرارداد بیمه سلامت می‌توانند به سایت سازمان مراجعه کرده و یا با سامانه ۱۶۶۶ تماس گرفته و سوالات خود را مطرح کنند.

  • تاثیر منابع مالی سلامت در مقابله با کرونا

    تاثیر منابع مالی سلامت در مقابله با کرونا

    تاثیر منابع مالی سلامت در مقابله با کرونا

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بیمه سلامت، نظر نهایی سازمان جهانی بهداشت در مورد سیاست تأمین منابع مالی سلامت، بر تقویت استحکام سیستم سلامت، امنیت سلامت و پوشش همگانی سلامت متمرکز شده است.

    سازمان جهانی بهداشت برافزایش درآمد کافی برای سیستم‌های بهداشتی، سازماندهی آن درآمدها به منظور به حداکثر رساندن مشارکت در ریسک در کل جامعه و خرج کردن آن وجوه به بهترین روش برای ارتقای سلامت همه شهروندان کشور متمرکز شده و مدیریت مالی دولتی، راه میان‌بری در میان این عملکردهای اصلی است.

    تاثیر منابع مالی سلامت در مقابله با کرونا
    تاثیر منابع مالی سلامت در مقابله با کرونا

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بیمه سلامت، نظر نهایی سازمان جهانی بهداشت در مورد سیاست تأمین منابع مالی سلامت، بر تقویت استحکام سیستم سلامت، امنیت سلامت و پوشش همگانی سلامت متمرکز شده است.

    سازمان جهانی بهداشت برافزایش درآمد کافی برای سیستم‌های بهداشتی، سازماندهی آن درآمدها به منظور به حداکثر رساندن مشارکت در ریسک در کل جامعه و خرج کردن آن وجوه به بهترین روش برای ارتقای سلامت همه شهروندان کشور متمرکز شده و مدیریت مالی دولتی، راه میان‌بری در میان این عملکردهای اصلی است.

    در واکنش به بیماری کووید ۱۹ باید ارزیابی‌های کوتاه مدت با دقت کامل انجام شود و سازمان جهانی بهداشت به شدت درگیر این ویروس است تا راهنمایی‌های جامعی را برای کشورها در مورد انواع اقدامات و برآوردهای مورد نیاز فراهم کند.

    سازمان جهانی بهداشت به دنبال پاسخ سوالاتی مثل این موارد است که با توجه به بودجه‌های موجود، چه اقدامات فوری برای صرف هزینه می‌توان انجام داد؟ همچنین چگونه از طریق اصلاح قوانین مالی می‌توان بودجه لازم برای بیماری کووید ۱۹ را تأمین کرد؟

    این سازمان به دنبال این است که برای تسریع در اجرای بودجه و واگذاری وجوه به خدمات خط مقدم چه می‌توان کرد؟ همچنین بهترین راه برای اطمینان از دسترسی سریع به خدمات کووید ۱۹ برای همه کسانی که به آن نیاز دارند جدا از توانایی پرداخت، چیست و این‌که با در نظر گرفتن اولویت پاسخ فوری، چگونه می‌توان هسته نظام سلامت را تقویت کرد؟

  • تشریح فواید روزه‌داری از نگاه پزشکان دیگر کشورها

    تشریح فواید روزه‌داری از نگاه پزشکان دیگر کشورها

    تشریح فواید روزه‌داری از نگاه پزشکان دیگر کشورها
    خلیل علی محمدزاده در گفتگو با خبرنگار مهر، به ذکر نکاتی پیرامون روزه داری، فواید آن و نظر پزشکان دیگر ملت‌ها در خصوص نتایج روزه برای سلامت بدن پرداخت. مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.
    رئیس مرکز تحقیقات سیاستگذاری اقتصاد سلامت گفت: امسال ماه مبارک رمضان با سبک زندگی پیشگیرانه از بیماری کووید ۱۹ همراه شده است. از یک طرف افرادی که مسلمان هستند، به سن تکلیف رسیده‌اند، از سلامتی برخوردارند، بیمار به حساب نمی‌آیند، مسافر نیستند و عذری ندارند، واجب است تمام ایام این ماه را روزه بگیرند. از طرفی با توجه به اینکه کووید ۱۹ پاندمی است یعنی عالم گیر است و در اغلب کشورها اپیدمی است یعنی همه گیر است از جمله کشور ایران، باید در پیشگیری از این بیماری و جلوگیری از شیوع آن، مراقبت‌های لازم به عمل آید. در واقع امسال ثواب ناشی از پیشگیری از این بیماری هم به ثواب روزه و عبادت‌ها و ادعیه ماه رمضان افزوده می‌شود. چرا که به فرموده مقام معظم رهبری؛ هر چیزی که کمک کند به سلامت جامعه و عدم شیوع این بیماری، یک حسنه است و در نقطه‌ی مقابل هر چیزی که کمک کند به شیوع این بیماری، یک سیّئه است.
    تشریح فواید روزه‌داری از نگاه پزشکان دیگر کشورها
    تشریح فواید روزه‌داری از نگاه پزشکان دیگر کشورها
    وی با اشاره به نظرات پزشکان مختلف درباره روزه تصریح کرد: پزشکان اتفاق نظر دارند که نخوردن غذا به طور متناوب در روزه داری اسلامی، نه تنها عارضه‌ای در افراد سالم ایجاد نمی‌کند بلکه سبب تقویت سیستم ایمنی بدن، کاهش پاسخ‌های التهابی آسیب زا و بهبود واکنش بدن در موارد استرس و اضطراب می‌شود. در طب قدیم فیثاغورث، بقراط، حارث بن کلده (طبیب معروف زمان بعثت رسول اکرم (ص)) و ابن سینا برخی بیماری‌ها را با روزه درمان می‌کردند. حتی در قرآن هم آمده که وقتی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بیمار می‌شدند، خاندان نبوت نذر می‌کردند که سه روز، روزه بدارند.
    یک دانشمند روسی: روزه عامل پاکسازی بدن است
    این دانشیار دانشگاه با ذکر این مطلب که پزشکان فواید زیادی برای روزه داری بیان کرده‌اند، گفت: دکتر الکسی سوفورین یک دانشمند روسی است که معتقد است، در هنگام روزه داری جسم به جای غذا از ذخیره چربی که در مردان ۲۰ درصد و در زنان تقریباً ۳۰ درصد وزن بدن است، استفاده می‌کند و بدین وسیله با مصرف آنها و به وسیله روزه بدن خود را پاکیزه می‌کند، ۹۵ درصد بیماری‌های مردم ناشی از پرخوری و سوءتغذیه است. پس در روزه داری یکی از اهداف عالی بهداشتی و درمانی یعنی تأمین، حفظ و ارتقای سلامت بدن تحقق می‌یابد.
    اصلاح بیماری‌های روده توسط روزه
    وی با اشاره بر نظر یک پزشک مصری درباره روزه اظهار داشت: انسان با یک چهارم غذاهایی که می‌خورد، زنده می‌ماند و با سه چهارم بقیه، پزشکان امرار معاش می‌کنند. دکتر گوتل پاهم نیز معتقد است؛ ۸۰ درصد بیماری‌ها از تخمیر غذا در روده‌ها ناشی می‌شود که همه این بیماری‌ها با روزه قابل اصلاح است. دکتر فروموزان روزه را شستشو کننده اعضای درون بدن معرفی می‌کند و معتقد است که به خصوص در روزهای اول روزه داری زبان باردار است، عرق بدن زیاد است، دهان بو می‌گیرد، گاه آب بینی جاری می‌شود. اینها همه نشانه شستشوی کامل بدن است پس از چند روز، بوی بد برطرف می‌شود، اسید اوریک کاهش می‌یابد. شخص احساس سبکی فوق العاده می‌کند و در این حال اعضای بدن در حال استراحت هستند.
    علی محمدزاده در ادامه اظهار داشت: مشاهدات علمی بین روزه داری و گرسنگی تفاوت‌هایی را نشان می‌دهد. روزه داری چون نوعی داوطلبی واقعی است، آرامش و آسایش درونی ایجاد می‌کند. همین وضع فکری، در هدایت اعمال متابولیک تمام بدن تأثیر اساسی دارد از جمله اینکه روزه داری، قدرت انقباضی قلب و دفع چربی‌های زیاد را افزایش می‌دهد.
    نوسازی بافت‌های بدن با کمک روزه‌داری
    وی با اشاره بر نظر الکسیس کارل یک فیزیولوژیست فرانسوی درباره روزه داری، ابراز داشت: روزه داری با ایجاد گرسنگی، پروتئین‌ها و مواد چربی اندام‌ها را بسیج می‌کند که تمام مواد خالص خود را برای نگهداری تعادل محیط داخلی و قلب قربانی کنند و با ایجاد تشنگی، آب بافت‌ها را می‌گیرد و بدین ترتیب روزه تمام بافت‌های بدن را می‌شوید و آنها را نوسازی می‌کند.
    این دانشیار دانشگاه افزود: دکتر مویل از فواید بهداشتی روزه داری به استراحت و نظم دستگاه گوارش اشاره می‌کند و می‌گوید؛ روزه سبب می‌شود بدن انرژی ذخیره خود را صرف دفع این مواد سمی کند. دکتر لوترنر آلمانی از روزه به عنوان بهترین فرصت برای فرم بخشیدن به بدن انسان نام می‌برد. به هر حال هر انسان سالم و یا بیماری محتاج روزه است و حالت مهتابی چهره روزه دار نشان از جوانی و نشاط در روزه داران دارد.
    روزه؛ راهی برای سلامت روان
    وی با بیان اینکه چرچیل روزه را راهی برای آرامش اعصاب می‌دانست، بیان کرد: او عادت داشت بعضاً ۲۴ ساعت و حتی ۴۸ ساعت غذا نخورد، تا بتواند راحت تصمیم بگیرد. ویل دورانت روزه را مایه تقویت اراده و تندرستی مردم معرفی می‌کند و در واقع روزه را عامل ارتقا سلامت روان می‌داند. روزه داری عزتمندی و اعتماد به خدا را افزایش می‌دهد.
    عضو فرهنگستان علوم پزشکی بیان کرد: مطالعات نشان داده است که اضطراب، افسردگی، افکار وسواسی و پارانوییدی (سو ظن) با روزه داری بطور چشمگیر کاهش می‌یابد. همچنین فعالیت کلیه‌ها طبیعی می‌شود. غلظت هورمون‌ها به استاندارد نزدیک می‌شود. آرامش عصبی و روانی ایجاد می‌گردد. حملات قلبی و عروقی کاهش می‌یابد. کلسترول خوب بدن یعنی HDL افزایش پیدا می‌کند.
    بهبودی دیابت غیر وابسته به انسولین با کمک روزه
    علی محمد زاده با اشاره بر تأثیر روزه داری بر درمان دیابت، تاکید کرد: دکتر اتوبوخنگر منشأ روزه را در مرحله اول در تفکر و عمل معنوی و در مرحله دوم نوسازی بدن می‌دانست. لذا در یکی از پژوهش‌ها به این نتیجه می‌رسد در حالی که گرسنگی بیماری دیابت را وخامت می بخشد ولی روزه داری، دیابت غیر وابسته به انسولین را بهبودی می بخشد.
    وی اظهار داشت: اما همانطور که روزه ماه مبارک رمضان بر هر مسلمان سالم واجب است، برعکس برای بیماران و اشخاصی که احتمال ضرر می‌دهند، تخلف از امر الهی و مستوجب عقوبت است. اساس تشخیص در مورد اینکه فردی روزه بگیرد یا خیر. به نظر بنده بیشتر خود بیمار است که این موضوع را تشخیص می‌دهد مثلاً اگر پزشک به بیمار خود بگوید روزه مانعی ندارد ولی خود فرد متوجه شدت بیماری شود، نباید روزه بگیرد و برعکس. بطور کلی در مورد روزه نگرفتن بیماران نمی‌توان حکم کلی داد.