برچسب: سعدی

  • فریدون مشیری را با «کوچه» شناختم و دوستش داشتم

    فریدون مشیری را با «کوچه» شناختم و دوستش داشتم

     

    فریدون مشیری را با «کوچه» شناختم و دوستش داشتم

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، سعید خطیب زاده سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای وزارت امور خارجه در اینستاگرام خود نوشت: فریدون مشیری را با “کوچه” شناختم و دوستش داشتم. به یاد ایام نوجوانی هنوز هم گاه می‌خوانم:

    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم!

    پیش‌تر که آمدم، جوان‌تر که شدم خودم را مخاطب این نهیب پیرانه‌اش می‌دیدم که:

    گفت دانایی که گرگی خیره سر،
    هست پنهان در نهاد هر بشر!
    تا جوانی جان گرگت را بگیر
    وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

    اما این روزهایی که ایام میانسالی را طی می‌کنم، در کنار همه عاشقانه‌ها و پیرانه‌هایش، این ایران‌دوستی ناب و عهد ماندگارش با ایران و دلبستگی‌اش به ریشه است که مرا مشتاق خواندنش و شنیدنش نگاه داشته است:
    من اینجا ریشه در خاکم….
    من اینجا تا نفس باقی است، می مانم

    مشیری در چنین آغازین روزهایی از آبان راهی خانه ابدی شد. روحش شاد…

    آفتابت
    که فروغ رخ زرتشت در آن گل کرده است
    آسمانت
    که از خمخانه حافظ می آورده است
    کوهسارت
    که بر آن همت فردوسی پر گسترده است
    بوستانت
    کز نسیم نفس سعدی جان پرورده است

    همزبانان من‌اند

    مردم خوب تو، دل به تو پرداختگان
    سر و جان باختگان، غیر تو نشناختگان
    پیش شمشیر بلا
    تیر برافراختگان، سینه سپر ساختگان

    مهربانان من‌اند

     

    اخبار سیاسی |

  • نابغه‌ای که زیر سایه حافظ و سعدی ماند

    نابغه‌ای که زیر سایه حافظ و سعدی ماند

    نابغه‌ای که زیر سایه حافظ و سعدی ماند

    نابغه‌ای که زیر سایه حافظ و سعدی ماند
    نابغه‌ای که زیر سایه حافظ و سعدی ماند

    نشر خاموش به منظور معرفی یکی از برهه‌های مهم و تأثیرگذار در ادب فارسی و فرهنگ ایرانی، اقدام به انتشار مجموعه‌ای چند جلدی با عنوان «دو سده سخنوری» کرده است. این مجموعه در نظر دارد تا زمینه و زمانه سخنوری سعدی، خواجوی کرمانی و حافظ شیراز را از وجوه مختلف بررسی کند.

    هفتمین جلد از مجموعه «دو سده سخنوری» که زیر نظر کاووس حسن‌لی، استاد دانشگاه شیراز، تهیه و تنظیم شده، به زندگی، آرا و آثار خواجوی کرمان می‌پردازد. محمدصادق بصیری و نازنین غفاری در این اثر تلاش کرده‌اند تا تمامی وجوه شخصیت و شعری او را مورد بررسی قرار دهند؛ از زادروز و زادگاه گرفته تا تأثیر او بر شاعران پس از خود. از این جهت کتاب «زندگی خواجوی کرمانی» را می‌توان اثری مختصر و در عین حال کامل برای شناخت نخل‌بند شاعران دانست.

    در بخش‌هایی از این اثر می‌خوانیم: خواجوی کرمانی از شاعران برجسته اما مغفول ادب فارسی است. وی به لحاظ زمانی میان دو شاعر بلندآوازه ادب پارسی، یعنی سعدی و حافظ قرار گرفته است. این موقعیت ویژه، از سویی برای او خجسته بوده است؛ به این دلیل که این سه شاعر؛ سعدی، خواجو و حافظ، حلقه‌های به هم پیوسته‌ای را تشکیل داده‌اند و هریک در تکمیل و تعریف دیگری مؤثر بوده‌اند. از سوی دیگر، خواجو در میان دو شاعری زاده شده است که یکی در غزل عاشقانه پارسی‌گوی سبقت را از همگنان خود ربوده و دیگری در غزل تلفیقی عاشقانه و عارفانه، رتبه نخست را از آن خود کرده است. پیداست که این دو شاعر طراز اول ادب پارسی، چنان نظر پژوهشگران و ادب‌دوستان را به خود جلب کرده‌اند که در حق خواجوی بینوای کرمان، اگر نگوییم بی‌مهری، بسیار کم‌مهری شده است و آن‌طور که باید به زندگی، اشعار و آثارش پرداخته نشده است و آثار منثور وی هنوز پس از قرن‌ها، به صورت نسخه خطی باقی مانده است. حق آن نیست که در میان پژوهش‌ها و تألیف‌های فراوان ادبی، هنوز اثری که در خور این فرزند خوش‌ذوق و نجیب کرمان باشد و به زندگی و آثار و افکار وی بپردازد، سراغ نداشته باشیم.

    نشر خاموش کتاب حاضر را در یک هزار و ۵۰۰ نسخه و در ۳۰۰ صفحه در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی قرار داده است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • شعر سعدی در پاکستان

    شعر سعدی در پاکستان

    شعر سعدی در پاکستان
    شعر سعدی در پاکستان

    به گزارش ایسنا، مرتضی رضوانفر در پژوهشِ میدانی روی بناهای تاریخی پاکستان به مقبره‌ «بهاءالدین زکریا» عارف قرن ششم و هفتم برخورد که روی آن یکی از شعرهای سعدی نقش بسته است.

    او با بیان این‌که بهاءالدین زکریا عارف قرن ششم – هفتم و مروّج طریقت سهروردیّه در شبه قاره هند است و چند کتاب به فارسی تحریر کرده و شعرهایی به او منتسب است، افزود: فخرالدین عراقی شاعر بزرگ ایرانی، شاگرد و داماد وی بود و اشعار زیادی در مدح و رثای بهاءالدین زکریا سروده است.

    رضوانفر با اشاره به این که گفته می‌شود شیخ سعدی در سال ۶۶۱ قمری بر بدن او نماز خوانده است، ادامه داد: مقبره‌ بهاءالدین زکریا در شهر مولتان، بنایی آجری و شش‌ضلعی است که گنبد بزرگی بر آن قرار دارد. همچنین کتیبه‌هایی از شعرهای سعدی، مولوی و دیگر شاعران پارسی‌گو روی دیوارهای مقبره به چشم می‌خورد.

    او تاکید کرد: معماری این مقبره در استفاده از گنبدی بزرگ، کاشی‌های آبی‌رنگ و استفاده از شعرهای فارسی، پایه‌گذار سبکی نوین در معماری شبه قاره شد.

    به گفته‌ رضوانفر، روی مقبره‌ «بهاءالدین زکریا» این بیت‌ها وجود دارد: «شنیدم که در روز امید و بیم، بدان را به نیکان ببخشد کریم (بوستان سعدی)

    هرکه خواهد هم نشیند با خدا، او نشیند در حضور اولیا (هر که خواهد همنشینی خدا، تا نشیند در حضور اولیا)

    چو(ن) شوی دور از حضور اولیا، در حقیقت گشته‌ای دور از خدا (مثنوی دفتر دوم)»

    انتهای پیام

  • شعر سعدی بر مقبره بهاالدین زکریا در پاکستان نقش بسته است

    شعر سعدی بر مقبره بهاالدین زکریا در پاکستان نقش بسته است

    شعر سعدی بر مقبره بهاالدین زکریا در پاکستان نقش بسته است
    شعر سعدی بر مقبره بهاالدین زکریا در پاکستان نقش بسته است

    به گزارش خبرگزاری مهر، مرتضی رضوانفر پژوهشگر و عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی گفت: مقبره زیبای بهاالدین زکریا که در شهر مولتان واقع شده، بنایی آجری و شش ضلعی است. کتیبه‌هایی از اشعار سعدی، مولوی و دیگر شعرای پارسی‌گو روی دیوارهای مقبره این‌بنا که گنبد بزرگی بر آن قرار دارد، نقش بسته است.

    وی افزود: معماری این‌مقبره در استفاده از گنبدی بزرگ، کاشی‌های آبی رنگ و بهره‌گیری از اشعار فارسی، پایه‌گذار سبکی نوین در معماری شبه قاره هند شده است.

    عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی در ادامه به متن کتیبه مقبره بهاالدین زکریا، اشاره کرد و آن را خواند: شنیدم که در روز امید و بیم، بدان را به نیکان ببخشد کریم / هر که خواهد هم نشیند با خدا، او نشیند در حضور اولیا / چو (ن) شوی دور از حضور اولیا، در حقیقت گشته ای دور از خدا…

    رضوانفر در ادامه گفت: بهاالدین زکریا عارف قرن ششم_ هفتم و مروج طریقت سهروردیه در شبه قاره هند است که نقل می‌شود شیخ اجل سعدی در سال ۶۶۱ قمری بر بدن او نماز خوانده است. فخرالدین عراقی شاعر بزرگ ایرانی، شاگرد و داماد بهاالدین زکریا بوده است. عراقی اشعار زیادی در مدح و رثای بهاالدین زکریا سروده است.

    مرکز سعدی‌شناسی ایران از سال ۱۳۸۱ اول اردیبهشت، را روز سعدی شاعر و نویسنده پارسی‌گوی ایرانی اعلام کرد. اول اردیبهشت سال ۱۳۸۹ هم در اجلاس شاعران جهان در شیراز، نخستین روز اردیبهشت توسط نهادهای فرهنگی داخلی و خارجی به‌عنوان روز سعدی نامگذاری شد.

  • سعدی گذرنامه فرهنگی ماست/ پرت‌پلاهای شاعرانه امروز حکمتی ندارد

    سعدی گذرنامه فرهنگی ماست/ پرت‌پلاهای شاعرانه امروز حکمتی ندارد

    سعدی گذرنامه فرهنگی ماست/ پرت‌پلاهای شاعرانه امروز حکمتی ندارد
    سعدی گذرنامه فرهنگی ماست/ پرت‌پلاهای شاعرانه امروز حکمتی ندارد

    خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ: اول اردیبهشت مصادف است با روز بزرگداشت مقام سعدی شیرازی. شاعر و ادیب نامدار ایران که به او عنوان استاد سخن داده‌اند و ادبیات فارسی قرن‌هاست که یکی از ستون‌های هویت خود را بر دوش اشعار و نثرهای وی گذاشته است.

    سعدی و کلامش همچون حافظ و فردوسی سال‌های سال، میان خانواده‌های ایرانی جایگاه ویژه‌ای داشته است. گلستان و بوستان سعدی از جمله کتاب‌هایی بود که در بسیاری از خانواده‌های کهن ایرانی وجود داشت و تا کمتر از پنجاه سال قبل حتی در سیستم آموزش مکتب‌خانه‌ای در سراسر ایران خوانده و به کودکان تعلیم داده می‌شد. با این‌همه، تغییر و تحولات نظام آموزشی و زیست و تفکر ایران در سال‌های اخیر، نوع پیوند نسل جوان و حتی میان‌سال با آثار این شاعر گرانسنگ و نیز شاعرانی در زمره وی را تغییر داده است.

    به همین بهانه و در سالروز بزرگداشت سعدی با این ‌سوال، سراغ برخی از شاعران رفتیم که «حرف و کلام سعدی برای امروز ما چیست؟» این سوال را با این منظور پرسیدیم که چه‌طور می‌توان کماکان از کلام و سخن سعدی برای ساختار و بافتار زندگی و زیست امروز ایرانیان بهره برد.

    علیرضا قزوه شاعر و مدیر دفتر مطالعات زبان فارسی در شبه‌قاره هند که این روزها ساکن هندوستان است، در پاسخ به این ‌پرسش به خبرنگار مهر می‌گوید: به باور من این ‌سوال و پاسخ به آن مثل این است که بگوییم چه شد که ما دوستان‌مان را به مادرمان و یا پدرمان ترجیح می‌دهیم؟ نمی‌دانم چرا به‌شدت این ‌مثل به ذهنم آمد. یک‌چیز دیگری هم به ذهنم آمد؛ در نامه‌های نیما نوشته شده به این ‌مضمون که «جوانک از من می پرسد علی بزرگ‌تر است یا استالین؟ گفتم هزار و ۴۰۰ سال گذشته و علی همچنان علی است. بگذار ۵۰ سال بگذرد ببینیم استالین چه می‌شود.»

    وی افزود: سعدی شناسنامه و هویت و گذرنامه ماست؛ گذرنامه‌ای که بیشترین اعتبار را در جهان دارد. هنوز وقتی ما گذرنامه ادبی‌مان که سعدی و فردوسی و حافظ و خیام از این بزرگانند را رو می‌کنیم، حتی آن ‌جهان اولی‌های قدرتمند اروپایی و امریکایی سرشان را پایین می‌آورند. سعدی، حکمت است و کلامش از جنس معجزه. ریشه و هویت و شناسنامه ماست. خیلی از ادبیات‌های امروز، به‌خصوص پرت و پلاهایی که به‌عنوان شعر و ترانه بر زبان نسل کم‌سواد ما و ترانه‌خوانان بی‌سواد ما جاری است، از جنس حکمت نیستند؛ از جنس جادو و جنبل و زرق و برق است و تاریخ مصرف‌شان، به‌مراتب از تاریخ مصرف استالین هم کمتر است. سعدی تا هزارسال دیگر هم، سعدی ست. چون حرفش از جنس دردهای اصیل بشری است. غم و شادی و درد و رنج و اضطراب و آرامش توأمان انسان متفکر است.

    در ادامه از قزوه درباره کاهش عجیب سطح ارتباط جامعه و نسل جوان با ادبیات کهن فارسی سوال کردیم؛ این‌که سعدی و حکمتش می‌تواند کدام‌یک از نیازهای این روزهای زندگی و جامعه ایرانی و حتی جهانی را ارتقا ببخشد؟

    وی در پاسخ گفت: ادبیات کوچه که نباید ادبیات معیار ما را زمین بزند. شما اگر بخواهید نام‌های همین حالا به یک مصلح بزرگ یا یک رئیس جمهور یا یک فیلسوف و حتی به معلم‌تان بنویسید از کدام ادبیات استفاده می‌کنید؟ حتی آیا راضی می‌شوید قباله ازدواج‌تان را با ادبیات کوچه و بازار بنویسند؟ اگر کسی از اصالت‌ها و ریشه‌ها دور شد، صاحب حق نمی‌شود. عیب ندارد آن ادبیات کوچه و بازاری و سطحی و دم دستی هم باشد. مثل بازارهایی که بعضی‌ها جنس شأن را روی زمین می‌ریزند.

    قزوه ادامه داد: من اتفاقاً می‌خواهم بگویم که ادبیات کوچه و بازاری هم باشد و حتی تقویت هم بشود. این، ادبیات ما را ضعیف نمی‌کند حتی قوی‌تر هم می‌کند. اما ادبیات اصیل و معیار مثل پرچم کشور و سرود ملی کشور و شناسنامه و گذرنامه ماست. ما به پادشاهان گذشته‌مان نمی‌توانیم زیاد افتخار کنیم. حتی به وزیران و حتی به هنرمندان‌مان هم اما به حکیمان و شاعرانی چون حکیم فردوسی و حکیم سنایی و حکیم سعدی شیرازی و … به شدت نیازمندیم. در طول این هزار سال که از شعر پارسی گذشته نسل‌های قبلی‌مان از این ‌ادبیات پاک پاسداری کرده‌اند و در این ‌میان، سعدی چراغی نیست که مثل ال‌ای‌دی‌های خیابان لاله‌زار دیروز و امروز بسوزد. ستاره‌ای است نامیرا.

    این ‌شاعر در پایان گفت: ستاره را با چراغ نئون مقایسه نکنید لطفاً. حتی بسیاری از این شبه هنرمندان و سلبریتی ها و دولیبریتی ها و خوانندگان و رقاصان و هیاهوگران و بازیگران همه چراغ‌های رنگارنگ تاریخ مصرف دارند که یکی‌یکی می‌آیند و می‌روند و خاموش می‌شوند. اما ادبیات معجزه و ادبیات پاک حافظ و سعدی و مولانا از جنس چیزی است که خود حافظ گفته «سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار» و «سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد».

  • سعدی نگران سرنوشت انسان است/ نمود شعر «بنی آدم» در روزگار کرونا

    سعدی نگران سرنوشت انسان است/ نمود شعر «بنی آدم» در روزگار کرونا

    سعدی نگران سرنوشت انسان است/ نمود شعر «بنی آدم» در روزگار کرونا
    سعدی نگران سرنوشت انسان است/ نمود شعر «بنی آدم» در روزگار کرونا

    خبرگزاری مهر – گروه استان‌ها: یادروز سعدی شیرازی با چهلمین سالگرد درگذشت سهراب سپهری شاعر نوپرداز و نامدار برابر است. بی تردید شباهت‌هایی میان آثار این دو شاعر از جمله عرفان، تأمل و آرامش در شعر سعدی و سپهری، تأثیر سیر و سفر بر شعر سعدی و سپهری، زبان سهل و ممتنع سعدی و سپهری، مسائل اجتماعی و اخلاق در آثار سعدی و سپهری، طبیعت و نمودهای طبیعت‌گرایی در شعر سعدی و سپهری، سیاست در آثار سعدی و سپهری و مواجهه این دو شاعر با مسائل سیاسی و جدال مدعیان با سعدی و سپهری (در دهه‌های ۴۰ و۵۰) می‌توان دید.

    با این حال آنچه بیش از همه موارد یادشده در دوره کنونی برای انسان امروزی از اهمیت برخوردار شاید باشد، سرنوشتی است که زمانه برای او رقم زده است و بحران‌های بی شماری که گریبان او را گرفته است و نمونه آن را می‌توان در بحران جهانی و همه گیری بیماری کرونا دریافت.

    انسان در هنگامه‌ای که فناوری‌های مدرن و پیشرفت‌های دانش به ویژه پزشکی او را در نقطه‌ای متفاوت از سده‌های پیشین قرار می‌دهد پنجه در پنجه ویروسی انداخته که خواسته یا ناخواسته او را دچار شگفتی از ویرانگری یک ویروس ناشناخته و ناتوانی خویش با چنین توانمندی‌هایی کرده است.

    حل اختلاف‌ها با پیروی از شیخ مصلح الدین شیرازی

    آنگاه که سعدی از بنی آدم نام می بُرد که اعضای یک پیکرند شاید روزی را متصور بود که انسان‌ها علیرغم تمامی اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی ناچار شوند به پیروی از این شعر شیخ مصلح الدین شیرازی اختلافات را گوشه‌ای بگذارند و به راه حلی برای نجات خویش و دنیا از یک بیماری همه گیر بیندیشند و عمل کنند.

    «حجم سبز» سهراب سپهری که دغدغه طبیعت‌گرایی در آن موج می‌زند هم قرن‌ها پس از سعدی انسان‌ها را دعوت به احترام به طبیعت می‌کند تا شاید انسان مغرور بیندیشد همیشه حاکم بر پیرامون خود نیست؛ آنگاه که در طلیعه این شعر نو سرود: آب را گل نکنیم / در فرودست انگار کفتری می‌خورد آب / یا که در بیشه ای دور سره ای پر می‌شوید / یا در آبادی کوزه‌ای پر می‌گردد / آب را گل نکنیم / شاید این آب روان / می‌رود پای سپیدار تا فرو شوید اندوه دلی / دست درویشی شاید نان خشکیده فروبرده در آب.

    اما به باور یک پژوهشگر و منتقد ادبی که در گفت و گو با خبرنگار مهر می‌گوید: سعدی و سهراب سپهری به گونه‌ای کلی و در بعدی وسیع نگران انسان و سرنوشت انسان هستند و مصداق این همه را در بسیاری از اشعار آنها می‌توان بازیافت.

    فرح نیازکار به اشتراک اندیشگانی سعدی و سهراب سپهری اشاره کرده و می‌افزاید: سعدی و سهراب سپهری تنها برخی از این نوع شاعران‌اند که می‌توان در شعر آنان مضامین اندیشگی مشترکی را بازیافت که به گونه‌ای شاخص سبکی آثار آنان نیز به شمار می‌رود.

    وی اضافه می‌کند: این اشتراک اندیشگی در آثار این ۲ شاعر در ۳ مقوله نمودهای عرفانی در شعر، نمودهای طبیعت‌گرایی در شعر و نمودهای اجتماعی در شعر قابل بررسی است.

    وی در توضیح نمودهای طبیعت گرایی در شعر بیان می‌کند: طبیعت برای سعدی و سپهری شاخصه ای مقدس است و آنها در همه اشیای به ظاهر بی جان نیز «شور خواستن» و «شوق رفتن» و «وزن بودن» می‌دیدند.

    در آثار سعدی تلفیقی از عرفان اسلامی و عرفان اشراقی جاری است

    نیازکار در توضیح نمودهای عرفانی هم در شعر عنوان می‌کند: عرفان جاری در آثار سعدی و سپهری، تلفیقی از عرفان اسلامی و عرفان اشراقی است که به واقع مصداق حقیقت در عرفان الهی برای آنها وجود خداست و با «عشق» و «ذوق» و «اشراق» همراه است.

    این سعدی پژوه شیرازی در ادامه با تصریح اینکه عرفان سعدی و سپهری، عرفان تأمل و آرامش است، می‌گوید: در تمامی اجزا و عناصر شعر آنها این امر نمود دارد و شعر این دو شاعر با وحدت وجود، معنا و هستی می‌یابد و از این منظر، با تفرج در صنع باری، به طلب دوست می‌پردازند.

    نیازکار نمودهای اجتماعی در شعر سعدی و سپهری را مورد اشاره قرار داده تاکید می‌کند: سعدی و سپهری به گونه‌ای کلی و در بعدی وسیع نگران انسان و سرنوشت انسان هستند؛ چنانکه مصداق این همه را در بسیاری از اشعار آنها می‌توان بازیافت.

    نویسنده کتاب «جدال با سعدی در عصر تجدد» هم معتقد است که در آثار سهراب سپهری جنبه‌های معنایی و معنوی سخن سعدی نادیده گرفته و فقط به روانی شعر و نثر او توجه شده است.

    به گفته کامیار عابدی، شاید بتوان آنچه سپهری در این سروده نوعی شعر منثور دانست: «کاغذ ما سفید معمولی بود / و قلم هر چه بود، واسطی نبود / سرمشق‌٬ همیشه شعر بود / و سعدی همیشه سرمشق بود / سرمشق ِ خط فقط / وگرنه به جان زنده دلان که دل‌ها آزردیم / و نظر تنها بدین مشتی خاک کردیم گل بی خار جاه نشدیم / زمام عقل به دست هوای نفس دادیم / نابرده رنج گنج خواستیم / باور داشتیم سعدی شعرش را برای مشق خط گفته / وگرنه بار درخت علم این نبود.»

    به گزارش خبرنگار مهر، اول اردیبهشت ماه یادروز سعدی شیراز است که آئین بزرگداشت این شاعر پارسی گوی شیرازی همواره با نشست‌های تخصصی و مراسمی ویژه در آرامگاه او برگزار می‌شود اما امسال به خاطر شیوع کرونا این آئین به شکل مجازی برگزار می‌شود.