برچسب: سازش

  • سال ۲۰۲۰ در یک نگاه | سال غیر عادی ۲۰۲۰ چگونه گذشت؟

    سال ۲۰۲۰ در یک نگاه | سال غیر عادی ۲۰۲۰ چگونه گذشت؟

    اعتمادآنلاین| هیچ شکی وجود ندارد که سال ۲۰۲۰ یک سال استثنایی به شمار می‌رود؛ سالی که پشت سر می‌گذاریم مملو از حوادث و رخدادهای شگفت‌انگیز بود.

    به گزارش اعتمادآنلاین، شیوع ویروس کرونا و ابتلای بیش از ۸۰ میلیون نفر به این بیماری سال ۲۰۲۰ را از دیگر سال‌ها متمایز کرد و بر آن سایه افکند، اما اتفاقات مهم دیگری نیز به غیر از این رخداد که تاکنون باعث مرگ بیش از یک و نیم میلیون نفر شده است به وقوع پیوسته و حتی در اوج هیاهوی ویروس کرونا شاخص شده‌اند.

    ویروس کرونا

    2020 کرونا
    سال ۲۰۲۰ در یک نگاه | سال غیر عادی ۲۰۲۰ چگونه گذشت؟

    اولین جرقه بحرانی به نام ویروس کرونا که امروز جهانشمول شده همزمان با آغاز سال ۲۰۲۰ در چین زده شد و اکنون تمامی جهان را در آتش شیوع خود محاصره کرده است.

    اوایل ژانویه ۲۰۲۰ مصادف با آغاز سال نوی میلادی، دولت چین چند ابتلا به عفونت ریوی و شبیه به ذات‌الریه را ثبت کرد و مسئولان بهداشتی چینی منبع این بیماری را که اهالی یک منطقه را درگیر کرده بود نامعلوم اعلام کردند.

    ده‌ها نفر از اهالی شهر ووهان چین به این دلیل در بیمارستان بستری شدند. نکته قابل توجه آن بود که اکثر مبتلایان بازگو می‌کردند که پیش از بیمار شدن در بازار حیوانات زنده شهر حضور داشته‌اند، با این حال مسئولان چینی کماکان اصرار دارند شیوع این ویروس ارتباطی با بازار حیوانات زنده ووهان ندارد.

    بحرانی که در ۶ ژانویه ۲۰۲۰ رسماً از سوی دولت چین رسمیت پیدا کرد در پایان این سال، با وجود همکاری جهانی و اعلام ساخت چند واکسن برای آن، همچنان دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده است.

    اولین قربانی ویروس کرونا که بود؟

    روز ۱۱ ژانویه رسانه‌های چینی اطلاع دادند یکی از مبتلایان این بیماری که مردی ۶۱ساله بوده جان باخته است.

    روز ۲۱ ژانویه هم اولین مورد ابتلا به ویروس کرونا در ایالات متحده مشاهده شد. این مرد ۳۰ و چند ساله اهل واشینگتن به تازگی از سفر ووهان چین بازگشته بود.

    یک روز قبل از آن هم ژاپن، کره‌جنوبی و تایلند اولین مورد ابتلا به ویروس کرونا را رسماً اعلام کردند.

    در ایران نیز روز ۳۰ بهمن رسماً خبر مرگ ۲ نفر بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در شهر قم مخابره شد.

    روز ۲۳ ژانویه ۲۰۲۰ ووهان در قرنطینه کامل رفت و سازمان بهداشت جهانی از ۳۰ ژانویه اعلام وضعیت فوق‌العاده جهانی کرد. در آن زمان بیش از ۳۰۴ نفر به طور رسمی قربانی این ویروس شده بودند و آمار مبتلایان عدد حدود ۱۴ هزار و ۵۰۰ مبتلا را نشان می‌داد و میلیون‌ها نفر در چین، کشورهای اتحادیه اروپا، روسیه و ایالات متحده در قرنطینه به سر می‌بردند.

    از سویی، روز ۲۶ فوریه ترامپ در توییتی خبر داد کنفرانس مطبوعاتی برگزار می‌کند. در این نشست مطبوعاتی که با حضور مسئولان اداره کنترل بیماری‌ها و وزارت بهداشت برگزار شد رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد، با توجه به تلاش‌های صورت‌گرفته خطر علیه ملت آمریکا به شدت کاهش یافته است و هر اتفاقی بیفتد ما آماده‌ایم. او در عین حال برخی از رسانه‌ها از جمله سی‌ان‌ان را به توطئه برای تشویش اذهان عمومی متهم کرد.

    روز ۱۱ مارس بود که مدیر کل سازمان بهداشت جهانی بیماری ناشی از کووید-۱۹ را یک بیماری جهانی اعلام کرد.

    شهادت سردار سلیمانی

    2020 سردار سلیمانی

    روز سوم ژانویه ۲۰۲۰ پهپادهای آمریکایی سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران را در فرودگاه بغداد به شهادت رساندند.

    ترور این شخصیت برجسته ایران باعث واکنش سریع ایران به این اقدام و هدف قرار دادن مواضع آمریکایی در عراق شد.

    این جنایت بازتاب جهانی گسترده‌ای داشت و در آستانه یک‌سالگی این حادثه همچنان کارشناسان از سناریوهای واکنش ایران به این اقدام سخن می‌گویند.

    سقوط هواپیمای اوکراینی

    2020هواپیمای اوکراینی

    روز ۸ ژانویه یک هواپیمای مسافربری که از فرودگاه امام خمینی تهران به سوی کی‌یف به پرواز درآمده بود بود سرنگون و این حادثه منجر به مرگ ۱۷۶ نفر از مسافران شد.

    کابینه‌های جدید سال ۲۰۲۰

    سال ۲۰۲۰ شاهد روی کار آمدن چند دولت بودیم که تقریباً تمامی آنها سرنوشت خوشی پیدا نکردند.

    2020 حسان دیاب

    نوزدهم ژانویه حسان دیاب اعلام کرد، دولت جدید لبنان با عضویت ۶ وزیر زن از جمله اولین وزیر دفاع زن جهان عرب تشکیل شد. این کابینه با هدف پایان دادن به اعتراضات سه‌ماهه‌ای که به سرنگونی دولت سعد حریری انجامیده بود تشکیل شد، اما امروز او نخست‌وزیر پیشبرد امور است و سعد حریری مجدداً مامور تشکیل کابینه شده است!

    روز ۶ مه ۲۰۲۰ مصطفی الکاظمی در مقام نخست‌وزیر عراق سوگند یاد کرد؛ گرچه ظاهراً ماه مه ۲۰۲۱ با برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی او یکی از نامزدهای تشکیل مجدد کابینه خواهد بود، اما در سایه بحران‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی به ویژه مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور و تضاد منافع قدرت‌های منطقه و جهانی حاضر در صحنه عراق، شرایط چندان آسانی پیش رو ندارد.

    رهبران کشورهایی که در سال ۲۰۲۰ رفتند

    روز ۱۰ ژانویه دربار عمان مرگ سلطان قابوس بن تیمور را اعلام کرد.

    2020 عمان

    ۲۹ سپتامبر نیز مرگ شیخ صباح الاحمد الصباح، امیر کویت، در سن ۹۱ سالگی اعلام شد.

    2020 کویت

    علاوه بر اینها، سال ۲۰۲۰ نخست‌وزیر بحرین قدیمی‌ترین نخست‌وزیر جهان نیز دار فانی را وداع گفت.

    توافق قرن

    2020 معامله قرن

    روز ۲۸ ژانویه دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا مشروح توافق قرن خود را برای آنچه که صلح بین فلسطینیان و اسرائیلی‌ها می‌خواند رسانه‌ای کرد. این توافق دربرگیرنده اعطای مشروعیت به سلطه کامل اسرائیل بر قدس به عنوان پایتخت یکپارچه‌اش بود که با واکنش‌های شدید مردمی و رسمی در سرتاسر جهان مواجه شد.

    برگزیت

    2020 برگسیت

    ۳۱ ژانویه بریتانیا به موجب توافقی که در تابستان ۲۰۱۹ امضا کرده بود از اتحادیه اروپا جدا شد.

    بندر بیروت

    2020 لبنان

    روز ۴ آگوست ۲۰۲۰ انفجار مهیبی که در بندر بیروت به وقوع پیوست نیمی از پایتخت لبنان را به ویرانه تبدیل کرد. این حادثه حاصل انفجار ۲۷۵۰ تن نیترات آمونیوم بود که دست‌کم ۱۹۰ نفر را راهی دیار نیستی کرد و هزاران نفر را به بیمارستان فرستاد.

    این انفجار علاوه بر آتش زدن اقتصاد لبنان، آتش درگیری‌های جناحی بین جریان‌های مختلف سیاسی لبنان را نیز به شدت برافروخت و اکنون زمزمه‌هایی از بروز بحران‌های جدیدی در این کشور اصولاً بحران‌زده به گوش می‌رسد.

    تشکیل جنبش جدید ضد نژادپرستی در آمریکا

    2020 فلوید

    جورج فلوید به نام ماندگاری در تاریخ ایالات متحده تبدیل شده است؛ روز ۲۶ مه سلسله اعتراضات و ناآرامی‌هایی در واکنش به کشته شدن جورج فلوید سیاهپوست ۴۶ساله که به دست نیروهای پلیس از پای در آمده بود در شهر مینیاپولیس ایالت مینه‌سوتای آمریکا آغاز شد.

    دامنه این اعتراضات که جنبه ضد نژادپرستانه و تبعیض نژادی پیدا کرد سرتاسر آمریکا را فرا گرفت و همچنان نیز زبانه‌هایی از آن شعله‌ور می‌شود.

    انتخابات آمریکا

    2020 انتخابات آمریکا

    ۷ نوامبر، چهار روز بعد از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در ایالات متحده، رسانه‌ها پیروزی جو بایدن را بر رقیب خود دونالد ترامپ اعلام کردند، اما رئیس‌جمهور آمریکا در کسوت کاندیدای شکست‌خورده هنوز این نتایج را نپذیرفته و از تقلب در انتخابات سخن می‌گوید.

    ترامپ حتی بعد از ۱۴ دسامبر که کالج الکترال آمریکا پیروزی جو بایدن را با ۳۰۲ رأی تایید کرد این اتفاق را به صورت رسمی نپذیرفته است.

    سازش در خاورمیانه

    2020 سازش

    روز ۱۵ سپتامبر مراسم امضای معاهده سازش بین کشورهای امارات متحده و بحرین از یک سو و رژیم اسرائیل از سوی دیگر در کاخ سفید برگزار شد.

    بعد از آن روز ۲۳ اکتبر سودان به جرگه امضاکنندگان قرار داد سازش با اسرائیل پیوست.

    مغرب هم روز ۱۰ دسامبر این کار را تکرار کرد.

    گفته شد که دولت دونالد ترامپ به امارات متحده عربی قول قرارداد فروش جنگنده‌های فوق پیشرفته اف۳۵، به سودان خارج شدن از لیست کشورهای تروریست و به مغرب هم به رسمیت شناختن حاکمیت بر صحرای غربی را در ازای سازش با اسرائیل داده است.

  • جایگاه عربستان در صلح اسرائیلی-عربی کجاست؟

    جایگاه عربستان در صلح اسرائیلی-عربی کجاست؟

    اعتمادآنلاین| عربستان سعودی گرچه ادعا کرد تا زمان یافتن راه‌حلی برای مساله فلسطین وارد جرگه سازش نخواهد شد، اما حریم هوایی خود را در مقابل پرواز هواپیماهای رژیم اسرائیل گشود.

    به گزارش اعتمادآنلاین، به اعتقاد برخی کارشناسان این اقدام محمد بن سلمان بخش‌های تاریکی از روابط دیرینه سعودی-اسرائیلی را برملا کرده و برنامه‌های پیش روی آنها را نیز برای منطقه نمایان‌تر ساخته است.

    در حالی از گشوده شدن حریم هوایی عربستان در مقابل پروازهای عبوری اسرائیل سخن می‌گوییم که عربستان چند سالی است حریم هوایی خود را به روی قطر بسته است.

    حریم هوایی عربستان به دلیل اختلاف نظر با قطر، کشور عربی و عضو شورای همکاری خلیج فارس، که سالیان درازی به همراه چهار کشور دیگر برادرخوانده یکدیگر محسوب می‌شدند، مدت‌هاست بسته است، در حالی که امروز اسرائیل جایگاهی به مراتب بهتر از قطر نزد عربستان پیدا کرده است.

    به گفته کارشناسان، گشوده شدن حریم هوایی عربستان در مقابل پروازهای تجاری (و شاید جنگی) اسرائیل ثابت می‌کند روابط بین دو طرف مدت‌هاست به نقطه اوج خود رسیده، اما زمان‌بندی مناسبی برای علنی شدن آن پیدا نشده است.

    این زمان‌بندی هم جنبه داخلی (جنگ شاهزاده‌های سعودی برای رسیدن به قدرت) دارد و هم جنبه خارجی (کسب امتیاز برای محمد بن سلمان در صحنه بین‌المللی و مشخص شدن سرنوشت ترامپ در کاخ سفید)، در حالی‌که به گفته یک تحلیلگر عرب حضور عربستان در این سوی بازی یک نیاز مبرم برای ادامه آن محسوب می‌شود.

    به گفته این تحلیلگر، به هر شکل باید یک بزرگ‌تر این طرف خاکریز برای مرتب کردن صفوف تسلیم‌شدگان (سازشکاران) و جلوگیری از بروز هرج و مرج و تغییر موضع آنها باقی بماند.

    اینکه عربستان در حال حاضر نقش کاپیتان کشتی به‌گل‌نشسته کشورهای عربی را ایفا می‌کند که باید آخرین فرد خارج شده از آن باشد یا اینکه نقش مردی را بازی می‌کند که به دلیل ناخشنودی از غافلگیری اعضای خانواده سعی در تلخ کردن حداکثری جشن‌شان دارد و یا حتی با واقع‌بینی خاصی به دنبال مشخص شدن نتیجه بازی ترامپ-بایدن برای تصاحب کلید کاخ سفید نشسته در نتیجه کلی تفاوتی نمی‌کند.

    امروز نتیجه‌گیری صاحب‌نظران نشان می‌دهد عربستان حداقل تا اکتبر آینده قصدی برای شنا کردن در استخر تمام‌شیشه سازش برای نمایش تبلیغاتی-انتخاباتی ترامپ ندارد.

    اگر نظریه توطئه و همدستی ترامپ و بن سلمان را برای رو شدن این برگ برنده در آخرین لحظات پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نادیده بگیریم، شاید بتوان این رویکرد را آماده‌سازی بن سلمان برای دوره پساترامپ توصیف کرد، دوره‌ای که شاید از طریق گفت‌وگوهای اطمینان‌بخش و پشت پرده دستیاران بایدن با این شاهزاده سعودی برایش قابل هضم‌تر شده باشد.

  • سازش ابوظبی-تل‌آویو؛ باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟ / معادله منافع به سوی کدام ضلع مثلث چربش دارد؟ – بخش چهارم

    سازش ابوظبی-تل‌آویو؛ باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟ / معادله منافع به سوی کدام ضلع مثلث چربش دارد؟ – بخش چهارم

    اعتمادآنلاین| سیدعماد حسینی- علنی شدن توافق سازش امارات متحده عربی و اسرائیل پرسش‌های متعددی به وجود آورده است؛ در قسمت‌های قبل به برخی از این پرسش‌ها پاسخ داده شد، اما سوالات متعدد دیگری همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند که برخی از آنها در تعیین سرنوشت منطقه نقس بسزایی دارند. یکی این پرسش‌ها مربوط به اهدافی است که هر یک از طرف‌های این مثلث سازش در صدد تحقق آن بودند.

    «صباح الخیر لسکان الامارات من اورشلیم القدس»؛ این جمله عربی‌ای است که گوینده اخبار بامدادی رادیو عبری‌زبان رژیم صهیونیستی فردای روز اعلام برقراری روابط رسمی بین ابوظبی و تل‌آویو، با آن بخش خبری را آغاز کرد.

    روز ۱۳ آگوست را باید روز پایان تکذیب‌هایی نامید که ماه‌ها و شاید سال‌های متوالی رهبران دولت امارات متحده عربی در مورد هم‌پیمانی با رژیم اسرائیل اعلام می‌کردند.

    به اعتقاد اکثر تحلیلگران، این اقدام دولت امارات برخلاف خط‌مشی چند سال گذشته این کشور در راستای همسویی با برنامه‌های ریاض بوده و اصولاً در تضاد با مفاد ابتکار صلح عربی است که عربستان پدرخوانده آن محسوب می‌شود.

    از همین رو به بررسی این اعلام ناگهانی اما نه‌چندان غافلگیرکننده و منافعی که هر طرف از قبل آن به دست آورده‌اند پرداخته‌ایم.

    با مرور اخبار و گزارش‌های منتشرشده طی حداقل یک سال گذشته، متوجه گسترش روزافزون همکاری ابوظبی و تل‌آویو در ابعاد امنیتی، اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی و اخیراً درمانی (مبارزه با کرونا) می‌شویم.

    شاید ترور محمود المبحوح رهبر حماس در یکی از هتل‌های دوبی اوج نمایان شدن حضور امنیتی-اطلاعاتی اسرائیل در این شیخ‌نشین حاشیه جنوبی خلیج فارس باشد.

    همچنین می‌توان حمایت قاطعانه امارات متحده عربی از توافق قرن را هم یکی از دلایل این حرکت امارات برشمرد.

    اما دلایل زیادی را می‌توان در مورد اقدام مثلث ترامپ-بن زاید-نتانیاهو در علنی کردن روابط‌شان بیان کرد.

    یکی از مهم‌ترین دلایل این اعلام اعطای یک دُز دوپینگ به حرکت انتخاباتی دونالد ترامپ در سایه شکست‌ها و ناکامی‌های پیاپی‌اش بود، به خصوص که مدتی است توافق قرن به کما رفته و خبری از آن نیست.

    به تعبیری دیگر، امروز که ترامپ به شدت از کاهش محبوبیت داخلی رنج می‌برد و انتقال سفارت آمریکا به قدس و اعلام حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان هم نتوانسته تمامی گروه‌های فشار یهودیان را با ستاد انتخاباتی‌اش همراه کند، او بیش از هر زمان دیگری خود را نیازمند کسب یک امتیاز جنجالی می‌یابد تا همچنان در عرصه رقابت زنده جلوه کند، به ویژه که یهودیان آمریکا ثابت کرده‌اند علاقه‌ چندانی به شرط‌بندی روی اسب بازنده ندارند.

    همین امر سبب شد سیاست‌گذاران ستاد انتخاباتی دونالد ترامپ به صرافت منفجر کردن بمبی بیفتند که حداقل تا نوامبر ۲۰۲۰ پژواکش همچنان به گوش برسد و نام ترامپ را بر سر زبان‌ها نگه دارد.

    در ضلع دیگر این مثلث هم بنیامین نتانیاهو با مشکلات داخلی شدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

    او بارها طی اظهارنظرهای خود در ستایش این توافق بازگو کرده، قرار است امارات متحده عربی به میزان قابل توجهی [در سرزمین‌های اشغالی] سرمایه‌گذاری کند و از طریق دوبی به عنوان یکی از مراکز تجاری مهم منطقه و جهان بازارهای جدیدی برای اسرائیل باز شود.

    به اعتقاد کارشناسان، این توافق می‌تواند ابزاری برای سرد کردن- یا دست‌کم کُند کردن ضرباهنگ- فشارها بر او در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و حتی قضایی باشد.

    در ضلع سوم این معامله هم محمد بن زاید ایستاده که بی‌تردید نه تنها سودای ریاست بر امارات متحده عربی و جانشینی برادرش- که گفته می‌شود به دست او زمین‌گیر و اسیر بستر شده- بلکه رهبری کشورهای عربی به ویژه شورای همکاری خلیج فارس و حتی منطقه خاورمیانه را در سر می‌پروراند.

    به زعم کارشناسان، یکی از مهم‌ترین اهداف بن زاید اطمینان از حمایت آمریکا از طریق گروه‌های فشار اسرائیلی برای به قدرت رسیدن در امارات و زمینه‌چینی برای کنار زدن محمد بن سلمان از رهبری سنتی شورای همکاری از طریق آمریکا و گسترش نفوذ منطقه‌ای به کمک اسرائیل است.

    کارشناسان بر این گمان‌اند که با وجود ادعای رهبران امارات مبنی بر عدم محوریت خصومت با ایران در این توافق، اما می‌توان این خصومت را بستر اصلی جهش ابوظبی به سوی تل‌آویو و کاتالیزور گسترش چندساله این روابط قلمداد کرد.

  • سازش ابوظبی-تل‌آویو؛ باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟ / چرا امارات و نه عربستان باید پیشقراول و صف‌شکن موج جدید سازش اعراب با اسرائیل باشد؟- بخش دوم

    سازش ابوظبی-تل‌آویو؛ باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟ / چرا امارات و نه عربستان باید پیشقراول و صف‌شکن موج جدید سازش اعراب با اسرائیل باشد؟- بخش دوم

    اعتمادآنلاین| سیدعماد حسینی- یکی از این پرسش‌ها این است که چرا امارات و نه عربستان باید پیشقراول و صف‌شکن موج جدید سازش اعراب با اسرائیل باشد؟

    به بیانی روشن‌تر، چرا در این برهه زمانی خاص، ترامپ سیاست جذب محمد بن زاید و دفع محمد بن سلمان را پیشه کرده است؟

    به اعتقاد کارشناسان، اگر سازش امارات متحده عربی و رژیم اسرائیل ضربه مهلکی به مساله فلسطین وارد آورده، باید اعتراف کرد بزرگ‌ترین بازنده در این میان دولت عربستان سعودی محسوب می‌شود.

    به گفته این کارشناسان، فارغ از اینکه امارات متحده عربی با چه هدفی روابط خود را با رژیم اسرائیل علنی و رسمی کرده، و اسرائیل از این بابت به چه دستاوردهایی رسیده، محمد بن سلمان از این ماراتن با مانع دیپلماتیک، دست خالی خارج شده است.

    ولیعهد عربستان باید مدت‌ها حلاجی کند تا دریابد، چرا محمد بن زاید که همواره خود را پشت سر محمد بن سلمان پنهان نگه می‌داشت در آخرین پیچ قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از متحد چندساله‌اش سبقت گرفت؛ به هر روی، او دیگر حتی در صورت برقراری روابط ریاض با تل‌آویو هم نخواهد توانست در جایگاه محمد بن زاید قرار گیرد زیرا توافق ریاض-تل‌آویو نیز تحولی در چارچوب اقدام خط‌‌شکنانه محمد بن زاید تلقی خواهد شد.

    با این حال، به اعتقاد کارشناسان، گرچه محمد بن سلمان اشتیاق زیادی برای ورود به جرگه سازش با اسرائیل دارد، اما کماکان خود را در چارچوب توافق سازش عربی که توافقی عربستانی است محدود می‌بیند.

    برای کاخ سفید هم برگزیدن محمد بن زاید که طی این مدت با چراغ خاموش پیش رفته بسیار بهتر از محمد بن سلمانی است که رسوایی‌های گوناگونش تا پشت دیوارهای کاخ سفید رسیده و حتی دستور فراخوانی او برای بازجویی توسط دادگاه‌های آمریکا صادر و جو منفی علیه او از منطقه تا آمریکا کشیده شده است.

    با نگاهی به تفسیر تحلیلگران بین‌المللی، امارات برای کسب امتیاز کامل از این رخداد، از مدتی پیش حضور خود را در یمن- که مهم‌ترین تجاوز منطقه قلمداد می‌شود- کمرنگ کرد.

    در مقابل حتی در صورت اعلام سازش عربستان، دم دست‌ترین تفسیرها تلاش بن سلمان برای رهایی از پرونده محاکمه‌های جنایی‌اش در آمریکا می‌بود و این مساله می‌توانست حواس جهان را از آنچه که بن‌سلمان می‌کوشد دستاوردی بنامد که حتی دولت صلح‌طلب باراک اوباما هم موفق به تحقق آن نشد پرت کند.

    این امر زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که بدانیم ترامپ قصد دارد این امتیاز را در انتخابات ریاست‌جمهوری و در مقابل معاون اوباما خرج کند.

    شاید در چارچوب همین دستورالعمل بود که عربستان به محدودترین شکل ممکن در مورد این تحول بزرگ به اظهارنظر رسمی پرداخت؛ یا به تعبیری چنین دستوری را از کاخ سفید دریافت کرد.

  • احمد زیدآبادی:یکدست شدن مجلس و دولت آینده، احتمال تصمیمات دردناک در حوزه سازش سیاسی را بالا می برد

    احمد زیدآبادی:یکدست شدن مجلس و دولت آینده، احتمال تصمیمات دردناک در حوزه سازش سیاسی را بالا می برد

    بخشهایی از این مصاحبه را می خوانید:

    جناب زیدآبادی، شما وقتی که در زندان بودید محبوبیت ویژه‌ای داشتید و مکررا از شما به عنوان «شرف اهل قلم» یاد می‌شد. اما الان که دیگر زندانی نیستید، انگار محبوبیت سابق را ندارید. به نظرتان چرا این‌طور شده است؟

    راستش من نه برآورد دقیقی از محبوبیت زمان زندان دارم و نه برآوردی از اینکه بعد از زندان تا چه حد آن را از دست داده‌ام! اما این روشن است که در فرهنگ سیاسی و مبارزاتی کشور ما وقتی فردی تحت فشار و در موضع مظلومیت است تعریف و تمجیدهای زیادی از او می‌شود ولی هنگامی که از زیر فشار خارج می‌شود مثل دیگران با او برخورد می‌کنند.

    احترام بیشتر در ایام حبس، در فرهنگ سیاسی جامعه‌ ما نشانه‌ای مثبت است یا منفی؟

    به نظر من صرف زندان رفتن صلاحیت ویژه‌ای برای فرد ایجاد نمی‌کند که از طریق آن بخواهد در برابر انتقادها مصونیت پیدا کند. اما اینکه فردی را هنگام زندانی شدنش اغراق‌آمیز ستایش کنند و بعد از آزادی‌اش تلاش‌های او را به کلی نادیده بگیرند یا نظراتش را برنتابند، طبعا نشانه بیماری در فرهنگ سیاسی جامعه ماست.

    منظورتان از بیماری، قهرمان‌پرستی رایج در فرهنگ سیاسی ما است یا چیز دیگری؟

    منظورم این است که فرهنگ مبارزاتی در ایران دچار آفاتی است که نیاز به بازاندیشی عمیق دارد. طبق این فرهنگ افراد ستیزه‌جوتر و سازش‌ناپذیرتر صرف نظر از سایر داشته‌ها و صلاحیت‌های‌شان در دورانی محبوبیت پیدا می‌کنند و تبدیل به قهرمان می‌شوند. قهرمان‌دوستی به خودی خود نقطه ضعفی نیست و در همه جوامع کم و بیش رایج است، اما منحصر کردن امر قهرمانی به «شدت درگیری یک نفر با قدرت مسلط و تداوم آن تا رفتار منجر به اعدام »، عیب بسیار بزرگی است! در حقیقت چنین فرهنگی سبب ترغیب افراد به اقدامات ماجراجویانه و تهاجمی و پرهیز از شیوه‌های عاقلانه‌تر برای حل مشکلات عینی می‌شود.

    در فضای مجازی بین ما بخش‌هایی از ایرانیان خشونت کلامی آشکاری وجود دارد. آیا این خشونت کلامی فایده‌اش نوعی تخلیه خشم انباشته‌شده در جامعه نیست؟ یا اینکه باید آن را نشانه‌ آمادگی بسیاری از افراد برای ارتکاب خشونت فیزیکی با انگیزه‌های سیاسی دانست؟

    کسانی که نتوانند در کلام خود را کنترل کنند در عمل به طریق اولی نمی‌توانند. اینکه این خشونت کلامی سبب تخلیه خشم انباشته می‌شود به نظرم توجیهی برای ادامه این کار و نادیده گرفتن واقعیت هراسناک است. این چه خشم انباشته شده‌ای است که تخلیه آن الان چند سال است ادامه دارد و تمامی ندارد! من می‌پذیرم که آدمی گاهی بر اثر خشم از کوره در می‌رود و ناسزایی می‌گوید اما این هم در صورتی قابل پذیرش است که هر یک سال یا شش ماه یک بار تکرار شود و بعد هم پشیمانی و عذرخواهی به بار آورد. کسانی که بد و بیراه و خشونت کلامی از دهان‌شان نمی‌افتد و بعد هم به آن افتخار و آن را توجیه می‌کنند روی کدام حساب و کتاب می‌توانند در عمل با بقیه و دگراندیشان کنار بیایند؟

    خودتان هم در یکی دو سال گذشته تجربه‌ مواجهه با این خشونت کلامی را در فضای مجازی داشته‌اید. به نظرتان جان کلام منتقدان خشمگین شما چیست؟

    آن‌هایی که به من فحاشی می‌کنند آی‌دی‌های مشخص و محدودی هستند. تصورشان این است که امثال من آدم‌هایی زودرنج و نازک‌نارنجی هستیم و با چند تا فحش آبدار جل و پلاس‌مان را جمع می‌کنیم و با خود می‌گوییم این‌جا جای ما نیست! هدف آنها از صحنه به در کردن دیگران است تا تمام فضا کاملا در انحصار خودشان باشد. اما دلیل ناراحتی‌شان این است که من چرا حرف آنان را تکرار نمی‌کنم و نظر مستقل خود را دارم. در هر زمینه‌ای که نظر متفاوتی می‌دهم با حرف‌های زننده به سراغم می‌آیند. اینها اما معدودند و سروصدای‌شان چند هزار برابر واقعیت شان است. خیلی نباید جدی‌شان گرفت. عجیب اینکه برخی از آنها خیلی هم کاری به نظرات من درباره وضعیت ایران ندارند. کافی است در نوشته‌ای به جناح نژادپرست حاکم بر اسراییل و افرادی مانند نفتالی بنت و خانواده نتانیاهو که مورد نفرت کامل روشنفکران اسراییلی و بیشتر جوامع یهودی جهان هستند، نقدی وارد کنم. گویی به مقدسات اینها توهین شده است! آدمی که حامی نفتالی بنت باشد یا رسما فاشیست و نژادپرست است یا اینکه کمترین دانشی از منطقه ما ندارد!

    انتقادها بیشتر مربوط به نظرات شما در قبال روابط بین‌الملل است؟ برخی از این منتقدین هم شما را در مجموع مدافع حکومت می‌دانند و به ویژه از دی ماه ۹۶ به این سو، با تحلیل‌های شما که نافی براندازی است مخالفت می‌کنند. به تعبیر دیگر حوصله خواندن این نوع تحلیل‌ها را ندارند.

    تقریبا حوصله هر چیز جدی را از دست داده‌اند! با هر نامی از فلسطینی‌ها و حقوق آنها به صورت هیستریک برخورد می‌کنند. دربست از سیاست خشن‌ترین نیروهای داخلی اسراییل حمایت می‌کنند و کمترین حقوقی برای فلسطینی‌ها قایل نیستند و مرتب می‌گویند به ما چه؟ از طرفی با مواضع داخلی‌ام نیز به‌شدت مخالفند. اساسا تصورشان این است که اگر به حکومت فحش بدهی کار درستی می‌کنی اما اگر از فحاشی بپرهیزی پس در خدمت رژیم درآمده‌ای و دیگر مهم نیست مضمون و محتوای حرفت چیست. شاید واقعا در اینها نفوذی صورت گرفته است چون با این رفتارها همه نیروهای عاقبت‌اندیش را به هراس می‌اندازند و در مواردی که طرف ظرفیت فحش‌خوری‌اش کم باشد چه بسا او را به مدافع نظام تبدیل کنند! در واقع بخشی از افراد مهاجر به خارج از کشور به واسطه همین بدزبانی‌ها به عکس‌العمل افتاده‌اند و به حمایت از نظام برخاسته‌اند!

    در بین این افراد گرایشی وجود دارد که زندانیان سیاسی سابق یا فعلی را به دو دسته‌ موافق و مخالف حکومت تقسیم می‌کنند و صرفا برای گروه دوم احترام قایل می‌شوند. اما برخی حتی به زندانیان فعلی هم می‌تازند و آنها را «خودی» می‌دانند. در واقع این منتقدین نوعی اغتشاش در تشخیص هویت سیاسی افراد (چه زندانی چه آزاد) ایجاد کرده‌اند. آیا علت این وضع، توطئه‌اندیشی این منتقدین است؟

    بسیاری را موافق بقای حکومت معرفی می‌کنند اما در واقع به آنها اتهام می‌زنند! از طرفی مدافعان صریح براندازی در داخل را هم بدنام می‌کنند. در واقع تصورشان این است که نظام در یک‌قدمی سقوط است و ارث و میراث ناشی از آن باید به‌طور کامل به آنها برسد و هیچ شریکی نباید وسط نباشد! انحصارطلبی و تمامیت‌خواهی را با توهمات و بی‌ادبی تجمیع کرده‌اند و خیال می‌کنند واقعا نیرویی شده‌اند!

    در این میان برخی هم به شما البته مودبانه این انتقاد را وارد کرده‌اند که غالبا از افراد و جریان‌های سیاسی انتقاد می‌کنید ولی خودتان انتقادپذیر نیستید.

    چه فعل مشخصی باید انجام داد که روشن شود فردی انتقادپذیر است یا نیست؟

    فکر کنم باید گاهی به دیگران بگوید این یا آن نظرم اشتباه بود و حق با شماست. منظور این نیست که نمی‌پذیرید از شما انتقاد شود. در واقع به نظر می‌رسد هیچ انتقادی را به خودتان وارد نمی‌دانید.

    اگر کسی این سه جلد خاطرات مرا بخواند می‌تواند به راحتی قضاوت کند که آیا من خود را از نقد بری می‌دانم یا اینکه در خودانتقادی چیزی کم نمی‌گذارم. ظاهرا برخی انتظار دارند که من نظری را که همچنان صائب و درست می‌دانم نفی کنم تا از نظر آنان انتقادپذیر باشم! مگر دیوانه‌ام؟ نقد و نقدپذیری و امثال اینها ادب و آداب خود را دارد. اقدامی نمایشی که نیست. طبیعی است که آدمی از نظر خود مادامی که آن را درست بداند باید دفاع کند وگرنه به تلوّن فکر دچار می‌شود.

    تا به حال پیش آمده است که بعضی از نظرات اصلی خودتان را در دو دهه اخیر اشتباه ارزیابی کرده باشید؟

    نه، یادم نمی‌آید که پیش آمده باشد! چون تصور می‌کنم که اشتباه نبوده‌اند! البته ارزیابی‌های مقطعی بسیاری بوده که اشتباه بوده و من هم از اعتراف به اشتباه آنان طفره‌ نرفته‌ام.

    برخی هم معتقدند شما دچار نوعی «تنهایی سیاسی» شده‌اید. یعنی قبلا نظام و اصولگرایان با نظرات شما بر سر مهر نبودند ولی الان اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون هم نظرات شما را خوش ندارند. آیا خودتان هم اوضاع را این‌طور می‌بینید؟

    در واقع همیشه همین‌طور بوده است! به نوعی همیشه کرگدن‌وار تنها سفر کرده‌ام!

    بین آرای شما و اصلاح‌طلبان تفاوتی استراتژیک وجود دارد که مربوط به تصرف نهادهای انتخابی از سوی اصولگرایان و کنار رفتن اصلاح‌طلبان از ساختار قدرت است. الان نظر شما درباره مجلس محقق شده است. به مجلس یازدهم امیدوارید؟

    نه. به چه دلیلی امیدوار باشم؟ هنوز تا پایان ریاست‌جمهوری روحانی بیش از یک سال باقی است و در این مدت هم او و هم مجلس یازدهم کاری جز نسبت دادن مشکلات کشور به یکدیگر نخواهند داشت!

    اگر دولت بعدی اصولگرا شود، به نظرتان روی کار آمدن مجلس و دولت اصولگرا زمینه‌ساز سازش سیاسی در خارج و داخل کشور می‌شود؟

    احتمالش از شرایط کنونی بیشتر می‌شود. در واقع در صورت یکدست شدن قدرت «لحظه حقیقت» برای اصولگرایان فرا می‌رسد. مجبورند تصمیم‌های بسیار سخت و دردناک بگیرند. بی‌تصمیمی دیگر برای‌شان جواب نخواهد داد.

    برخی معتقدند این تحلیل شما عجیب است و فایده‌اش عمدتا این است که نوعی حاشیه امنیت برای شما ایجاد می‌کند. یعنی شما ولو ناخودآگاه، با این تحلیل استراتژیک در کنار کاستن از انتقادات رادیکال از نظام سیاسی، می‌توانید به حق اساسی خودتان یعنی زندگی توام با امنیت و آرامش و آزادی برسید و راحت کتاب بنویسید و کتابهای‌تان منتشر شود و غیره.

    اگر این حرف بهره‌ای از حقیقت برده باشد من به واقع از همان سال ۷۶ در پی ایجاد نوعی حاشیه امنیتی برای خود بوده‌ام! چراکه همان زمان هم ترجیحم این بود که ناطق نوری رییس‌جمهور شود و قدرت یکپارچه به دست اصولگرایان بیفتد. با این حال، در چند دور به زندان افتادم! به نظرم اصولگرایان حرف مرا بهتر و دقیق‌تر از کسانی که به آنها استناد کرده‌اید، درک می‌کنند! در سال ۷۹ در حالی که بسیاری از دوستان درخواست مرا برای استعفای خاتمی خوش‌خدمتی به جناح راست تعبیر می‌کردند، مرا دقیقا به دلیل همین درخواست به تلاش برای براندازی نظام متهم و دستگیر کردند! به هر حال آنها که نوشته‌های مرا دنبال می‌کنند می‌دانند که ترجیع‌بند تمام تحلیل‌های من ضرورت یکپارچگی قدرت در دست اصولگرایان بوده است و حرفم از این جهت تازگی ندارد. در هر حال نیت‌خوانی‌های ناصواب در کشور ما رایج و مسبوق به سابقه است. باید با آن کنار آمد! من اگر دنبال حاشیه امنیتی به معنای مورد نظر این دوستان بودم، شرافتمندانه‌ترین راهش سکوت بود! مگر مریضم که به خاطر حاشیه امنیت، که به راحتی با سکوت حاصل می‌شود، روز و شبم را صرف نوشتن و تحلیل کردن به قیمت برانگیختن خشم و ناراحتی همه طرف‌های دعوای سیاست در ایران کنم؟

    آخر آدم ساکت چندان دیده نمی‌شود ولی تحلیلی از این دست، آن هم از سوی فردی که در جناح اصلاح‌طلب حضور داشته، او را به «فردی متفاوت» تبدیل می‌کند. وانگهی شما اگر در سال ۷۶ طرفدار ریاست‌جمهوری ناطق نوری بودید، چرا بعد از آن در جناح اصلاح‌طلب حکومت فعالیت می‌کردید؟

    من هیچ‌وقت به‌طور مشخص در جناح اصلاح‌طلب نبوده‌ام و همیشه مواضعم با آنها فاصله داشته است. در واقع در تمام سال‌های رونق اصلاح‌طلبی نقد من به اصلاح‌طلبان همواره جریان داشته است و بعضا به نقطه‌های تندی هم رسیده است! دیده شدن هم، حتی اگر انگیزه‌ای برای آن وجود داشته باشد، مگر فقط از همین یک راه به دست می‌آید؟ این دوستان اگر دقت می‌کردند متوجه می‌شدند که من از قضا نمی‌خواهم خیلی دیده شوم. دیده شدن این روزها به برکت فضای مجازی و توسعه صنعت ارتباطی کار بسیار راحتی است اما من کم و بیش از آن پرهیز می‌کنم. از توییتر گریزانم، درخواست برای مصاحبه و سخنرانی را به ندرت پاسخ مثبت می‌دهم و از جنجال در هر زمینه‌ای فرار می‌کنم. با این همه، اگر می‌خواهند این طور فکر کنند، بکنند! آزادی برای همین است دیگر!

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین