برچسب: دزفول

دزفول یکی از شهر های استان خوزستان

  • به دلیل سخنانم علیه پروژه «بن سلمان» به قتل تهدید شده‌ام

    به دلیل سخنانم علیه پروژه «بن سلمان» به قتل تهدید شده‌ام

    به دلیل سخنانم علیه پروژه «بن سلمان» به قتل تهدید شده‌ام

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وطن، «علیاء ابوتایه الحویطی» فعال حقوقی سعودی که در انگلیس اقامت دارد اعلام کرد که به دلیل موضع گیری هایش در قبال پروژه «نیوم» متعلق به محمد بن سلمان ولیعهد عربستان به قتل تهدید شده است.
    وی افزود: با من تماس گرفته شده و برخی افراد من را به قتل تهدید کرده اند. آنها گفتند که فکر می‌کنی در انگلیس در امنیت هستی و دست ما به تو نمی‌رسد!
    الحویطی گفت: در توئیتر نیز تهدید شده ام که به سرنوشت جمال خاشقچی دچار خواهم شد. من با پلیس انگلیس در خصوص این تهدیدات صحبت کرده ام.
    لازم به ذکر است که دولت عربستان سعودی در حال حاضر با یک مقاومت بی سابقه از سوی مردم این کشور در برابر طرح‌ها و پروژه‌های محمد بن سلمان ولیعهد عربستان مواجه است.

     

    به دلیل سخنانم علیه پروژه «بن سلمان» به قتل تهدید شده‌ام
    به دلیل سخنانم علیه پروژه «بن سلمان» به قتل تهدید شده‌ام

    اکثریت اعضای قبایل شمال غرب عربستان به ویژه قبیله «الحویطات» اعلام کرده‌اند که هرگز خانه‌های خود را برای اجرایی شدن پروژه بن سلمان و ساخت یک شهر بزرگ در این منطقه ترک نخواهند کرد.

    بن سلمان در سال ۲۰۱۷ اعلام کرد که قصد دارد یک شهر پیشرفته در چارچوب چشم انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی ایجاد کند. این شهر در مساحتی به اندازه مساحت کشور بلژیک خواهد بود اما محل تعیین شده برای شهر «نیوم» در جایی انتخاب شده که ۲۰ هزار تن از اعضای قبیله الحویطات در آنجا ساکن هستند.

    بن سلمان قصد دارد با توسل به زور، خانه‌های این منطقه را خالی کرده و روند احداث شهر مذکور را آغاز کند اما در این مسیر با مقاومت بی سابقه ساکنان این منطقه رو به رو شده است.

    در همین راستا طی هفته گذشته، نیروهای امنیتی عربستان سعودی «عبدالرحیم الحمد الحویطی» که حاضر نشد خانه خود را ترک کند، به قتل رساندند.

  • بشریت به مرحله «انسان–پروتز» رسیده است/ماسک دیگر جزئی از بدن ماست

    بشریت به مرحله «انسان–پروتز» رسیده است/ماسک دیگر جزئی از بدن ماست

    بشریت به مرحله «انسان–پروتز» رسیده است/ماسک دیگر جزئی از بدن ماست
    بشریت به مرحله «انسان–پروتز» رسیده است/ماسک دیگر جزئی از بدن ماست
    خبرگزاری مهر گروه فرهنگ: شیوع ویروس کرونا باعث شد تا جوامع به تعلیق رفته و به وضعیتی پاندمیک دچار شوند. تأثیر این ویروس بر همه دستاوردهای بشری در حوزه‌های فرهنگ، سیاست و اقتصاد باعث شد تا متفکران به بحث پیرامون آن بپردازند و در فهمش تلاش کنند. کرونا نشان داد که فقط یک پدیده پزشکی نیست، بنابراین برای فهمش باید اصحاب اندیشه، جامعه شناسان و اهالی فرهنگ نیز به سراغش بیایند. کرونا نشان داد که طریق زندگی و سیر و سلوک ما در جهان اشتباه است و باید تغییر پیدا کند. یافتن نظامی برای پس از کرونا نیازمند فهم کروناست. درباره این موضوع با دکتر حمیدرضا شعیری، به گفت‌وگو نشستیم.
    شعیری دکترای نشانه‌معناشناسی از دانشگاه لیموژ فرانسه دارد و هم‌اکنون به عنوان استاد در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس مشغول تدریس و پژوهش است. «تجزیه و تحلیل نشانه‌معناشناختی گفتمان»، «مبانی معناشناسی نوین»، «نشانه‌معناشناسی دیداری»، «نشانه – معناشناسی ادبیات: نظریه و روش تحلیل گفتمان ادبی» و «ققنوس؛ راهی به نشانه‌معناشناسی سیال» (مشترک با ترانه وفایی) عناوین شماری از آثار تألیفی منتشر شده اوست.
    ترجمه‌های «نقصان معنا؛ عبور از روایت شناسی ساختارگرا: زیبایی شناسی حضور» نوشته آلژیرداس ژولین گرمس و «سماع زندگان» اثر ژان پیر پاستوری نیز در کارنامه علمی شعیری وجود دارد. او بیش از صد مقاله علمی و پژوهشی داخلی و خارجی در حوزه نظریه‌پردازی و تحلیل نشانه‌معناشناختی گفتمان تولید کرده است. یکی از دغدغه‌های شعیری در حوزه فرهنگ مساله سبک زندگی و سپهرهای نشانه‌ای آن است و مقالات او در این حوزه تا حدودی برداشت‌های سطحی از این موضوع را به کناری زده‌اند.
    بسیاری کرونا را یک رخداد به معنای بدیویی آن نامیده و درباره‌اش بحث کرده‌اند. درباره وجوه تهدیدآمیز کرونا در عصر حاضر چه نظری دارید؟
    پرسشی در مقابل سوال شما مطرح می‌کنم، آیا فقط کروناست که جان انسان‌ها را می‌گیرد و آیا ما فقط در معرض تهدید کرونا هستیم؟ قطعاً خیر. ما انسان‌ها همواره در معرض تهدید قرار داریم. آیا سرطان، آلودگی هوا، گازهای گلخانه‌ای، نابودی منابع طبیعی و جنگل‌ها، گرم شدن زمین و… تهدید نیستند و جان انسان‌ها را نمی‌گیرند؟
    آیا امروز می‌توان از انسان دو وجهی یعنی نیمی انسان و نیمی چیز دیگری (مثلاً شیء) صحبت کرد؟ پاسخ من به این پرسش مثبت است. سانتورها اگر دوجهی بودند، اسطوره و قدرتمند بودند، اما انسان امروز اگر دونیم شود و نیمی از آن انسان و نیمی دیگر چیزی دیگر باشد، ضعیف و در خطر است پرسش بعد که باید واقعاً به آن فکر کرد این است که ما برای نسل‌های بعدی چه چیزی را به ارمغان خواهیم گذاشت؟ نمی‌توان ساده‌انگارانه از برابر این پرسش جدی عبور کرد. آیا ما همه چیز را نابود خواهیم کرد و جهانی را به نسل‌های بعدی تحویل خواهیم داد که در آن فقر، فقر طبیعی، فقر انسانی و فقر اجتماعی بیداد می‌کند؟ این پرسشی بسیار جدی است و کرونا باید زنگ بیداری، آگاهی و خطر باشد. بنابراین همه چیزِ کرونا منفی نیست و به ما یادآوری می‌کند که همواره در معرض تهدید قرار داشته و داریم.
    اما چرا کرونا جدی شد؟ تنها فرق آن با دیگر تهدیدها در سرعت شیوع‌اش است. کرونا هم سرعت شیوع و هم سرعت اثرگذاری بالایی دارد و به همین دلیل بیشتر از سایر تهدیدها به چشم آمد. تهدیدهای دیگر آرام آرام جان انسان‌ها را می‌گیرند و سرعت کرونا را ندارند و به همین دلیل نیز به اندازه این ویروس توجهات را به خود جلب نکرده‌اند. ما در برابر آنها چه برنامه‌ای داریم؟ بنابراین همانطور که اشاره کردم کرونا برای ما باید آموزه‌هایی جدی هم به همراه داشته باشد.
    بر این اساس انسان و جامعه پساکرونایی چه مختصاتی خواهند داشت؟ تحلیل شما چیست؟
    برای پاسخ به این سوال من ابتدا باید اسطوره سانتورها یا کنتاروس‌ها را برای شما تعریف کنم. سانتورها نیمی انسان و نیمی اسب بودند. در هنر دوره‌های گذشته بویژه نقاشی‌ها ما شاهد موجوداتی هستیم که نیمی انسان و نیمی حیوانند. در این دسته از موجودات سانتورها بسیار معروف‌تر از بقیه هستند چرا که ویژگی‌های خاصی داشتند. آنها قابلیت استتارشان بسیار بالا بود و چون قدرت پیشگویی و سحر هم داشتند خود را برتر از انسان‌ها می‌دانستند.
    پس سانتورها دو وجهی هستند: نیمی انسان و نیمی اسب. از این اسطوره من می‌خواهم به بررسی جامعه فعلی‌مان بپردازم و ضمن آگاه کردن مخاطب از شرایط موجود یک هشدار نیز بدهم. آیا امروز می‌توان از انسان دو وجهی یعنی نیمی انسان و نیمی چیز دیگری (مثلاً شیء) صحبت کرد؟ پاسخ من به این پرسش مثبت است. سانتورها اگر دوجهی بودند، اسطوره و قدرتمند بودند، اما انسان امروز اگر دونیم شود و نیمی از آن انسان و نیمی دیگر چیزی دیگر باشد، ضعیف و در خطر است.
    انسان – پروتز یعنی انسانی که یک وجهش انسان است و وجه دیگرش پروتز. این پروتز را من به صورت ماسک می‌بینم چند سال پیش در همایش نشانه شناسی سبک زندگی این هشدار را دادم و امروز نیز دوباره تکرار می‌کنم که اگر بشر امروزی نتواند مسائل و مشکلات جامعه خود یا مشکلات سبک زندگی‌اش را حل کند یا حداقل به سمت بهبود این مشکلات حرکت نکند، تبدیل به انسانی می‌شود که دگر نیمی از او انسان نیست.
    این دو وجهی شدن را من در انسان – پروتز می‌بینم. انسان – پروتز یعنی انسانی که یک وجهش انسان – یعنی همین موجودی که ما هستیم – است و وجه دیگرش پروتز. این پروتز را من به صورت ماسک می‌بینم، هرچند که انواع و اقسام دارد. پروتزها وسایل و ابزارهایی هستند که به کمک انسان آمده و بوسیله آنها یکی از روندهای زندگی انسانی بهبود پیدا می‌کند. به عنوان مثال ما با تلسکوپ و عینک روند دیدن را بهبود می‌بخشیم و با عصا روند حرکت کردن و راه رفتن را. پروتزها نقش‌های دیگری هم دارند که نمی‌خواهم وارد آنها شوم.
    چرا ماسک از دید شما یک پروتز است؟
    ماسک هم ابژه‌ای است که انسان امروز مجبور به استفاده از آن است تا خودش را استتار و مخفی کند. امروزه انسان جهان مدرن مجبور است تا در شرایط و موقعیت‌های مختلف از ماسک استفاده کند. ماسک وسیله‌ای است که به ما افزوده می‌شود و هر وسیله‌ای که به ما افزوده شود و ما مجبور به استفاده کمکی از آنها شویم، پروتز است.
    در جامعه امروز پروتز را ابتدا در شرایط آلودگی هوا تجربه کردیم. هرگاه که در فصل پاییز هوا آلوده شد ما مجبور به استفاده انواع و اقسام ماسک شدیم تا شرایط‌مان بهبود پیدا کند. امروز که در شرایط کرونا به سر می‌بریم نیز به پروتز پناه آورده‌ایم و این پروتزها بجز انواع و اقسام، لایه‌های متفاوتی هم دارند از پوشش جلوی صورت و عینک گرفته تا حتی لباس‌های مخصوص مکان‌های میکروبی. این اشیا همه پروتز هستند و ما را استتار می‌کنند.
    چرا پروتز از لحاظ انسانی ما را دو وجهی می‌کند؟
    به این دلیل که نیمی از ما انسان در همان شرایط عادی باقی مانده اما نیمی دیگر پشت یک ابزار یا ماسک که پروتز است، مخفی می‌شود. در این صورت ما قدرت و امکان ارتباط مستقیم برای بروز وجه کامل انسانی‌مان را از دست خواهیم داد. پس پروتز امروز دارد بدل به بخشی از زندگی ما می‌شود و اگر مراقب نباشیم و مواظبت نکنیم تبدیل به انسان – پروتز خواهیم شد و آنگاه است که از دیدن همدیگر محروم می‌شویم و این یک هشدار جدی و واقعی است.
    ما در دورانی نه چندان دور ناچاریم که همواره با پروتز یعنی با این ماسک‌ها زندگی کنیم، چرا که در جهانی زندگی می‌کنیم که یک روز آنفلوآنزا به ما حمله‌ور می‌شود، روزی دیگر سارس، یک روز کرونا یا میکروب‌های دیگر. همچنین ممکن است در مناطق مختلف جغرافیایی درگیری نظامی شده و آلودگی شیمیایی ایجاد شود. شرایط آب و هوایی و آلودگی زیستی نیز ما را مدام مجبور به استفاده از ماسک کرده و می‌کند.
    پروتز امروز دارد بدل به بخشی از زندگی ما می‌شود و اگر مراقب نباشیم و مواظبت نکنیم تبدیل به انسان – پروتز خواهیم شد و آنگاه است که از دیدن همدیگر محروم می‌شویم و این یک هشدار جدی و واقعی است پس در جامعه مدرن همواره در معرض ریسک و خطر قرار داریم و برای محافظت از خود مجبور به استفاده از پروتز هستیم. منتها اگر این تکرار بدل به سبک زندگی شود، یعنی انسان دیگر نتواند پروتز را کنار بگذارد، به دلیل تهدیدهای بسیار رفته رفته مؤلفه انسان – پروتز شکل می‌گیرد. در این صورت انسان‌ها از دیدن و رؤیت همدیگر محروم خواهند شد. این محرومیت بخشی از تاریخ و فرهنگ ما و همچنین بخشی از حضور اگزیستانسیالیستی و بسیاری از روابط انسانی‌مان را تحت شعاع قرار می‌دهد. تولد انسان – پروتز که من آن را به نااسطوره (انسان جامانده از قدرت اسطوره‌ای) تعبیر می‌کنیم، یعنی نیمی انسان و نیمی پروتز، یک خطر جدی و حتی فاجعه برای بشر آینده است.
    به عبارتی مواجهه انسان با «دیگری» با اشکال مواجه می‌شود. چه باید کرد که این انسان- پروتز شکل نگیرد؟
    نجات پیدا کردن از انسان – پروتز رسیدن به مهم‌ترین موهبت الهی، یعنی بهره‌مند شدن از حضور، چهره و روی خوش «دیگری» است. اگر انسان نمی‌خواهد که پشت پروتز استتار شود و چهره «دیگری» را از دست بدهد، راهی به جز بازگشت به اخلاق ندارد. اخلاق در یک کلمه یعنی انسان مسئول که در قبال خود و دیگری مسئول است. بازگشت به اخلاق نیز یعنی تغییر در سبک و ریتم زندگی. یعنی دست برداشتن از حرص و طمع بیش از اندازه. بازگشت به اخلاق یعنی بازگشت به آرامش. غارت‌ها، چپاول‌ها و اختلاس‌ها همه بر اثر خودخواهی و زیاده خواهی شکل گرفته‌اند. این دو هم که تهدید جدی برای جوامع هستند، بر اثر از دست رفتن اخلاق شکل گرفته‌اند.
    بازگشت به اخلاق یعنی چه؟ یعنی آشتی دوباره با تجربه‌های زندگی، آشتی دوباره با طبیعت و هوای پاک، یعنی ترک مصرف گرایی محض، بازگشت به جامعه مبتنی بر دیالوگ و گفت‌وگو محوری، پرهیز از انقباض اخلاقی و پرهیز از حذف، پرهیز از انباشت ثروت در چند نقطه و…
    بنابراین دوران پساکرونا باید دوران راستی‌آزمایی باشد. هر آن چیزی را که پیش از دوران کرونا از دست داده‌ایم، در دوران پساکرونا اگر آن را در دست بگیریم می‌توانیم امیدوار به احیایش باشیم. بنابراین پساکرونا دوران احیاست: احیای اخلاق، تعامل، احترام به دیگری، احترام به حقوق دیگری، احترام به اموال عمومی، احترام به منابع طبیعی، احترام به منابع مالی، بازگشت به همزیستی مسالمت آمیز و بازگشت به جامعه گفت‌وگو محور، بازگشت به دوران صلح و آشتی با خود و آشتی با دیگری بر اساس موازین اخلاقی و بر اساس حس مسئولیت پذیری.
    تخریب طبیعت توسط انسان که باعث تغییر اکوسیستم‌ها و گرم شدن زمین شده شاید قدمتی به اندازه یک قرن داشته باشد. وقتی شما توصیه به اخلاق و احیا می‌کنید، به مولفه‌ای خواهیم رسید که هراسی در دل انسان می‌اندازد؛ هراس از اینکه علم و تکنولوژی باید به زیست بهتر انسان‌ها در زمین کمک می‌کرد، اما کرونا به ما ثابت کرد که این روند تاکنون برعکس بوده است. قدم نخست برای این احیا چیست؟
    همانطور که گفتم من کرونا را یکسره منفی نمی‌بینم. کرونا زنگ خطر و هشداری برای انسان است که سال‌هاست اخلاق را گم کرده. باید اینجا این جمله دکارتی را که «من می‌اندیشم پس هستم» به این صورت تغییر بدهیم که «من مسئول هستم پس هستم.» تحول این جمله دکارتی باید آموزه امروز ما باشد.
    نجات پیدا کردن از انسان – پروتز رسیدن به مهم‌ترین موهبت الهی، یعنی بهره‌مند شدن از حضور، چهره و روی خوش «دیگری» است. اگر انسان نمی‌خواهد که پشت پروتز استتار شود و چهره «دیگری» را از دست بدهد، راهی به جز بازگشت به اخلاق ندارد اگر مسئولیت، اخلاق مسئولانه و مسئولیت پذیری را احیا نکنیم و اگر به بازنگری رابطه‌مان با دیگری نپردازیم، چیزهایی را از دست خواهیم داد که بر اثر آنها انسان بودن و زیستن روی زمین را برای ما دشوارتر از قبل خواهد کرد. بنابراین دوران پساکرونا باید یک شروع جدید برای ما باشد، درست مانند یک تولد جدید. باید در این دوران آهنگ زندگی را تغییر دهیم و برای این تغییر باید به مولفه‌هایی که برای شما برشمردم، توجه شود.
    انسان خردمند و آگاه انسانی است که در هر اتفاقی بجز تحمل آسیب‌های آن، درسی برای آینده می‌آموزد. من در تحلیلم برای اینکه در جهان پساکرونا چه کنیم، می‌خواهم انسان و نگاه ایدئولوژیک را در برابر نگاه اتیک و مسئول‌محور قرار دهم. ایدئولوژی همان ساختارها یا باورهای ثابت انسان‌هاست که بر بایدها و نبایدها استوار است و بر عمل کردن به این بایدها و نبایدها اصرار و تاکید وجود دارد. در مقابل اتیک یک امر اخلاقی و ارادی است که انسان مسئول تولید می‌کند. ایدئولوژی انسان مسئول تولید نمی‌کند. یکسری دستورالعمل‌هایی را بوجود می‌آورند و می‌گویند که انسان بر اساس تجویز و قواعد و اصول باید اینگونه باشد و اینگونه عمل کند. به عبارتی انسان ایدئولوژیک یعنی انسان پیرو.
    اما انسان اتیک آگاه، مسئول و خردمند است که قدرت و اراده تصمیم گیری دارد. انسان اتیک هم مسئول خودش است و هم مسئول دیگری و هم در مقابل جامعه مسئولیت دارد. اتیک نوعی از اخلاق است که من به آن می‌گویم اخلاق مرامی و مسلکی. اتیک اراده‌ای است که بر مبنای مسئولیت در برابر دیگری تعریف می‌شود. بنابراین اتیک فضیلت است و فلاسفه نیز اتیک را بیشتر تحت عنوان فضیلت به کار برده‌اند. نگاه انسان اتیک همواره به دیگری است. انسان اتیک در دیگری همنوعی را می‌بیند که باید برای خدمت به او همواره به طرزی مسئولانه حاضر باشد. در دوران کرونا داشتن نگاه اتیکی را تمرین کردیم. کرونا به ما یاد داد که از انسان ایدئولوژی یعنی انسانی که فقط مبتنی بر اصول و بایدهاست به انسان اتیک و مسئول بازگردیم و یا اینکه نگاه اتیکی را در کنار نگاه ایدئولوژیک قرار دهیم. به همین دلیل مساجد، تکیه‌ها و مکان‌های زیارتی و مقدس هم تعطیل شدند. در اینجا مسئولیت بالاتر از ایدئولوژی ایستاده است. بنابراین پساکرونا باید دورانی باشد که در آن انسان مسئول بتواند بین خدا، دین، جهان و زیستن با شعور و زیستن آگاهانه و طبیعت یک ارتباط صلح آمیز برقرار کند.
    اینکه کرونا را یک «رخداد» خوانده‌اند نیز یک دلیلش همین سخنان شماست. کرونا نشان داد که فقط یک پدیده مربوط به حوزه پزشکی نیست، بلکه به قول شما توانایی این را دارد که یک نظام معرفت‌شناسی نوینی را جلوی انسان بگذارد!
    در دوران کرونا متوجه بسیاری از اشتباهات بشر در جوامع مختلف و به طور کل در طبیعت شدیم. ما آموختیم که زمین و طبیعت را به شدت آلوده کرده‌ایم. آگاه شدیم که گازهای سمی در طبیعت پخش شده‌اند. آموختیم که طبیعت از دست ما در انقباض بود و شدیداً تحت فشار. آموختیم که همواره در حال دست درازی به منابع طبیعی بوده و هستیم. آموختیم که اکوسیستم را به خاطر دخالت بسیار اغراق آمیزمان به هم زده‌ایم. به همه این آموزه‌ها در دوران شیوع کرونا رسیدیم. چرا که در این دوران طبیعت، جنگل‌ها، آب‌های طبیعی و آسمان‌ها از چنگ ما رها شدند و به همین دلیل هم آسمان و هم زمین دوباره رنگ خود را پیدا کردند.
    انسان اتیک آگاه، مسئول و خردمند است که قدرت و اراده تصمیم گیری دارد. انسان اتیک هم مسئول خودش است و هم مسئول دیگری و هم در مقابل جامعه مسئولیت دارد. اتیک نوعی از اخلاق است که من به آن می‌گویم اخلاق مرامی و مسلکی در طول دهه‌ها به دلیل کنش‌های اغراق آمیز و استفاده بسیار انقباضی از منابع طبیعی، آنقدر طبیعت را تحت فشار قرار داده بودیم که مادر هستی لحظه‌ای برای بازسازی خود فرصت نداشت. دخالت بیش از حد ما در اکوسیستم باعث شد تا طبیعت امکان بازسازی خود را پیدا نکند. این در صورتی است که طبیعت باید خود را بازسازی کند و ما این امکان را از او گرفته بودیم. حال که در دوران کرونا به این آموزه بسیار مهم رسیدیم، چرا نباید دوران پساکرونایی دوران تولدی جدید یا رنسانسی دیگر در زندگی بشر باشد؟ شیوع کرونا، دوران بازگشت به آگاهی است. پس از کرونا اگر انسان‌ها به‌ویژه کسانی که جوامع را هدایت می‌کنند و مسئولند، هوشمند باشند از این خرد و آگاهی استفاده می‌کنند.
    داخل پرانتز سوالی از شما بپرسم. به نظرتان انسان از چه زمانی مؤلفه «اتیک» را از دست داد؟
    انسان از قرن ۱۹ به بعد اتیک را از دست داد. در قرن بیستم این از دست دادن شدیدتر شد و قرن بیست و یکم به وضعیت فاجعه‌آمیزی رسید. در این قرن انسانی که باید در مقابل همه انسان‌ها و همه جوامع مسئول باشد، لابه‌لای قدرت ایدئولوژیک یا نگاه ایدئولوژیکی به زندگی و جوامع گم شد. به عبارتی پشت نقاب ایدئولوژی اتیک از بین رفت و انسان اگوئیستِ خودمحور بوجود آمد.
    این انسان گمان می‌کند که همه چیز در اختیار اوست و قدرت کنترل و هدایت همه چیز را در همه موقعیت‌ها دارد. این بدترین نوع تفکر است، چرا که مولد انسان اگوئیست و انسان ضد اتیک است. انسان ضد اتیک نیز معنایی جز انسان ضد یا غیرمسئول ندارد. به همین دلیل است که می‌گویم اگر هوشمند باشیم باید پساکرونا برای ما دوران بازگشت به اتیک باشد.
    ما در کنار ایدئولوژی احتیاج به اتیک داریم و باید آن را در جهان امروز زنده کنیم. به عبارتی ضرورت دارد که انسان مسئول را دوباره زنده کنیم که این به زنده کردن و احیای خرد جمعی نیز می‌انجامد. به همین دلیل گفتم که زمانه شیوع کرونا دوران بیداری و آگاهی است. بگذارید برای فهم بهتر مطلب از تمثیل بازی فوتبال استفاده کنم. در فوتبال بهترین بازیکن ضرورتاً کسی نیست که خوب می‌دود، خوب پاس می‌دهد و خوب دفاع می‌کند، بلکه بهترین بازیکن کسی است که به فکر لحظه بعد است و دوراندیشی دارد، بنابراین برای «لحظه بعد» به فکر ساختن موقعیت است تا آن موقعیت تبدیل به شرایط ویژه‌ای برای ساختن گل شود. پس بهترین بازیکن، کسی است که موقعیت سازی کرده و شرایط را آماده برای حرکت به آینده می‌کند.
    کرونا باید ما را برای نگرش به آینده و همچنین برای باز شدن پرسپکتیوهای انسانی و برای بازسازی خرد انسانی آماده کند. ما پیش از کرونا خرد جمعی را از دست داده و تبدیل به انسان ماشینیِ مکانیکی و انسان مصرف گرای قدرت محور شده بودیم. بازهم تاکید می‌کنم که پساکرونا باید برای ما دنیای بازگشت به اخلاق باشد و همینطور دنیای تغییر فرهنگ. در کشورمان پس از انقلاب تاکنون مدام بر ایدئولوژی پافشاری شد و هیچگاه در کنارش اتیک، یعنی مسئولیت بودن هر یک از افراد، نیز به عنوان مولفه‌ای تأثیرگذار قرار نگرفت.
    و تغییر و تحول در سبک زندگی نیز اینجا معنا پیدا می‌کند. پیش از کرونا انسان ایدئولوژیک مغرور این ضرورت را درک نمی‌کرد، اما کرونا «هرّستی» به دل این انسان مغرور انداخت!
    انسان ناچار است که پس از کرونا شیوه زیستن‌اش را تغییر دهد. باید تغییر در سبک و ریتم زندگی را آموخت. تجربه زیسته پیشینی ضرورتاً باید تغییر کند. اگر همچنان خودمحور، خودخواه و دچار حرص باشیم و خود را مرکز جهان بدانیم، یعنی اینکه هیچ درسی از دوران کرونا نگرفته‌ایم.
    تجربه کرونا نشان داد که جوامعی موفقند که امکان انتقال سریع تجربه خودشان را به جهان دیگری داشته و همچنین از امکان استفاده از تجربه دیگری بهره‌مندند. بر این اساس دوران شیوع کرونا دوران بازگشت به تجربه‌های همزیستانه است. «هستایش» انسان مورد سوال و تهدید قرار گرفته است. بازگشت به انسان مسئول و بازگشت به خرد مسئولانه یعنی بازگشت به جامعه‌ای که در آن انسان خردمند نسبت به خود و همه دیگری‌ها مسئول است و تلاش خودش را می‌گذارد بر ترجمه سپهرهای فرهنگی. دوران پساکرونا به ما یاد می‌دهد که سپرهای فرهنگی به هم ترجمه‌پذیرند.
    بازگشت به انسان مسئول و بازگشت به خرد مسئولانه یعنی بازگشت به جامعه‌ای که در آن انسان خردمند نسبت به خود و همه دیگری‌ها مسئول است و تلاش خودش را می‌گذارد بر ترجمه سپهرهای فرهنگی من از این ترجمه‌پذیری به گفت‌وگو مداری و دیالوگ یاد می‌کنم. در این گفت‌وگو مداری، نظام‌های گفت‌وگویی باز می‌شوند و به روی هم گشوده هستند. می‌خواهم اینجا جمله‌ای از مرلوپونتی در تعریف انسان را بیان کنم که «انسان موجودی است که همواره بر جهان گشوده است به همان میزان که جهان بر او گشوده است.» این گشایش انسان بر هستی یا گشایش انسان بر جهان و گشایش جهان بر انسان، چه معنایی می‌دهد؟ یعنی اینکه انسان همواره آمادگی دارد برای استقبال از آنچه که اخلاقی و مسئولانه است و همواره آن را به شکل ترجمه‌پذیری به جامعه خود انتقال می‌دهد، به همان میزان نیز آماده است تا هر آنچه را که دارد و داشته اوست به جامعه دیگری انتقال بدهد یا ترجمه‌پذیر کند برای جامعه دیگری.
    دوران پس از کرونا باید همواره استقبال از ترجمه‌پذیری در معنای عام و بسیار گسترده آن باشد. جهان تجربه‌ها جهان قابل ترجمه به هم هستند. ترجمه‌پذیر بودن یعنی برهم گشوده بودن، یعنی امکان انتقال داشته‌ها از جهانی به جهانی دیگر درون بسترهای فرهنگی. جهان زیسته، جهان قابل ترجمه به جهان زیسته دیگری است و فرهنگ بستری است که انتقال را به امری انسانی و شعورمحور تبدیل می‌کند. امروز انسان نمی‌تواند در لایه‌های بسته خودش باقی بماند و جدا از دیگری‌ها و جدا از دیگر سپهرها همه چیز را داشته باشد. هر چیز که انسان‌ها دارند داشته‌های مشترک است. مهم این است که این داشته‌ها به اشتراک گذاشته شده و با حس مسئولیت پذیری و حس اخلاق و شعور بشری گره بخورند.
    پس در مجموع دوران پساکرونایی باید خردمندانه سبب شکل‌گیری رنسانسی جدید شود که در آن انسان به صلح با طبیعت، با خود و با دیگری برسد. ما در جهان قهر به‌سر می‌بریم. ما فراموش کرده بودیم که انسانیم و انسان یعنی قدرت خرد. ما مغرور و برده ابزار شدیم. با ابزار به جان هستی و طبیعت افتادیم. اینک که کمی آرام گرفته‌ایم باید به شعور خود رجوع کنیم و از خود دوباره این پرسش‌های هستی‌شناختی را بپرسیم: ما که هستیم؟ برای چه هستیم؟ به دنبال چه هستیم؟ و از این جهان چه توقع و انتظاری داریم؟
  • مرزهای ایتالیا تا پایان سال به روی گردشگران خارجی بسته خواهد ماند

    مرزهای ایتالیا تا پایان سال به روی گردشگران خارجی بسته خواهد ماند

    مرزهای ایتالیا تا پایان سال به روی گردشگران خارجی بسته خواهد ماند

    مرزهای ایتالیا تا پایان سال به روی گردشگران خارجی بسته خواهد ماند
    مرزهای ایتالیا تا پایان سال به روی گردشگران خارجی بسته خواهد ماند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ریپابلیکا، «داریو فرانسسچینی»، وزیر فرهنگ و گردشگری ایتالیا اعلام کرد که همه مرزهای این کشور تا پایان سال میلادی جاری یعنی حدود ۸ ماه دیگر همچنان به روی همه گردشگران خارجی بسته خواهد بود و مجوز ورود گردشگران خارجی صادر نخواهد شد. این شرایط به دلیل شیوع کرونا در این کشور اعلام شده است.

    با این حال این مقام ایتالیایی اعلام کرد که موزه‌ها و برخی مراکز عمده گردشگری که بخاطر بحران شیوع کرونا تعطیل شده بودند، به زودی با لحاظ برخی استانداردها و محدودیت‌ها فعالیت خود را برای شهروندان داخلی از سر خواهند گرفت.

    ورود گردشگران خارجی بخش عمده‌ای از درآمد ایتالیا را تشکیل می‌دهد و حال با بسته بودن مرزهای خارجی ایتالیا، این کشور بخش قابل توجهی از درآمد خود را از دست خواهد داد که این شرایط به معنای تأثیرات منفی بیشتر بر روی اقتصاد ایتالیا است.

    شمار مبتلایان به کرونا در ایتالیا به بیش از ۱۹۲ هزار نفر رسیده که از این تعداد نیز نزدیک به ۲۶ هزار نفر جان خود را از دست داده‌اند.

  • آشتی کرار جاسم با بشار رسن در برنامه تلویزیونی

    آشتی کرار جاسم با بشار رسن در برنامه تلویزیونی

    آشتی کرار جاسم با بشار رسن در برنامه تلویزیونی
    آشتی کرار جاسم با بشار رسن در برنامه تلویزیونی

    به گزارش خبرنگار مهر، بشار رسن هافبک تیم فوتبال پرسپولیس میهمان برنامه تلویزیونی «السومریه» بود. وی در این برنامه درباره مسائل مختلفی صحبت و تاکید کرد که اگر استقلال به وی پیشنهاد بدهد به احترام هواداران پرسپولیس به این پیشنهاد پاسخ منفی می دهد.

    در بخشی از این برنامه، کرار جاسم بازیکن پیشین تیم ملی عراق که سابقه بازی در تیم های استقلال و تراکتور ایران را هم دارد روی خط تلفنی آمد.

    کرار جاسم ضمن تمجید از بشار رسن، خطاب به این بازیکن گفت: تو از من بهتر هستی و به تو افتخار می کنم.

    حساب کاربری «السومریه» در توییتر ضمن پخش صحبت های کرار جاسم نوشت که این بازیکن با صحبت هایش به اختلافش با بشار رسن خاتمه داد.

    کرار جاسم پیش از این و زمانی که در تیم صنعت نفت بازی می کرد، در گفتگویی جنجالی با یکی از رسانه های عراق مدعی شده بود از بشار رسن و طارق همام بهتر است. وی همچنین مدیر برنامه بشار رسن را به دخالت در ترکیب تیم ملی فوتبال عراق متهم کرده بود.

  • جلسه نهایی کمیته استیناف فدراسیون برای بازی پرسپولیس و سپاهان

    جلسه نهایی کمیته استیناف فدراسیون برای بازی پرسپولیس و سپاهان

    جلسه نهایی کمیته استیناف فدراسیون برای بازی پرسپولیس و سپاهان

    جلسه نهایی کمیته استیناف فدراسیون برای بازی پرسپولیس و سپاهان
    جلسه نهایی کمیته استیناف فدراسیون برای بازی پرسپولیس و سپاهان

    به گزارش خبرنگار مهر، کمیته استیناف فدراسیون فوتبال ایران دوشنبه هفته جاری جلسه ای را با حضور تمام اعضای خود برای بررسی نهایی پرونده بازی جنجالی سپاهان اصفهان و پرسپولیس برگزار می کند.

    در این نشست قرار است درباره تصمیم نهایی اعضای کمیته استیناف بحث و تبادل نظر شود تا بتوانند بلافاصله، رای را رسانه ای کنند.

    اعتراض باشگاه سپاهان به رای کمیته انضباطی مبنی بر اعلام نتیجه سه بر صفر این دیدار به سود پرسپولیس باعث ارائه این پرونده به کمیته استیناف شد.

    در نشست فردا، هیچیک از نمایندگان دو باشگاه حضور نخواهند داشت.

  • آنچه در اصفهان برای بازی پرسپولیس وسپاهان رخ داد را در عمرم ندیدم

    آنچه در اصفهان برای بازی پرسپولیس وسپاهان رخ داد را در عمرم ندیدم

    آنچه در اصفهان برای بازی پرسپولیس وسپاهان رخ داد را در عمرم ندیدم

    آنچه در اصفهان برای بازی پرسپولیس وسپاهان رخ داد را در عمرم ندیدم
    آنچه در اصفهان برای بازی پرسپولیس وسپاهان رخ داد را در عمرم ندیدم

    به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از سایت باشگاه پرسپولیس، محمود خوردبین گفت: این همه صحبت و بحث درباره بازی پرسپولیس و سپاهان را درک نمی‌کنم. من سال‌ها به عنوان سرپرست و مدیر تیم در لیگ و پرسپولیس فعالیت کردم. فکر نمی‌کنم کسی به اندازه من اتفاقات عجیب و غریب دیده باشد، اما آن چه آن روز اتفاق افتاد را تا به حال ندیده بودم.

    وی در ادامه افزود: پیش آمده بود که در جریان بازی، یک تیم، زمین را ترک کند یا این که داور، بازی را نیمه تمام بگذارد ولی این که یک تیم در ورزشگاه باشد و بدون هیچ دلیل در زمین حاضر نشود را ندیده بودم.

    خوردبین تاکید کرد: در مورد اتفاقات آن روز همه چیز روشن است. مصاحبه‌های نیروی انتظامی، ناظر مسابقه و تیم داوری را همه شنیدند. حتما همان‌ها در گزارش آمده است. رسانه‌ها و تلویزیون هم همه چیز را به مردم نشان دادند. هیچ مشکلی برای انجام بازی وجود نداشت. کدام تیم به زمین آمد؟ کدام تیم به زمین نیامد؟ موضوع خیلی ساده است. تیم سپاهان شاید پیش خودش فکر کرد، این بازی را انجام نمی‌دهیم تا بعدا با حضور تماشاگران برگزار شود. آنها تصمیم خودشان را گرفتند و کمیته استیناف هم باید تصمیم خودش را بر اساس قانون بگیرد.

    پیشکسوت فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس در پاسخ به طرح این موضوع از سوی مقام‌های برخی باشگاه‌ها مبنی بر این که در ماجرای پرسپولیس و سپاهان قانون و عدالت نادیده گرفته شود، خاطرنشان کرد: کمیته استیناف که نمی‌تواند به خاطر دل این و آن رأی بدهد. در این صورت سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. این حرفی که زده‌اند اصلا صحیح نیست. نمی‌شود که هر تیمی هر وقت خواست بازی کند و هر وقت نخواست بازی نکند. فقط به این مساله فکر کنید که تیم‌ها بخواهند این کار را رویه کنند و با درست کردن بهانه، یک بازی را لغو کنند یا به تاخیر بیندازند.

    محمود خوردبین تصریح کرد: با توجه به متن قانون و گزارش ناظر و داور و دیگر مقام‌های رسمی که نمی‌تواند خارج از اظهارات رسانه‌ای آنها باشد، این بازی باید سه بر صفر شود و جای تعجب دارد که بعضی آشکارا، خواهان عدم اجرای قانون می‌شوند.

    خوردبین درباره ادامه رقابت‌های لیگ و مسائلی که در این باره مطرح می‌شود نیز، افزود: در شرایط فعلی که کار درستی بود بازی‌ها تعطیل شود ولی با توجه به اینکه فوتبال تا ابد تعطیل نشده است، هر زمان شروع شد، لیگ باید ادامه پیدا کند. با جابجایی در تقویم این امکان به وجود می‌آید و در هر حالت، لیگی که تا این جای کار برگزار شده نمی‌تواند بی نتیجه بماند. پس هر باشگاهی که فکر می‌کند می‌تواند جایگاه بهتری داشته باشد، باید به برگزاری آن کمک کند.

    وی در پایان اضافه کرد: دلم برای بازی‌های فوتبال تنگ شده است. از طرفی مدام در خانه هستم و حوصله‌ام سر رفته است. امیدوارم این مشکل هر چه زودتر تمام شود. از مردم می‌خواهم با وجود آنکه الان کسب و کارها فعال شده است، تا وقتی ضرورت ندارد از خانه خارج نشوند و اگر هم ناچار از حضور در سطح جامعه هستند خیلی مراقب خودشان باشند و توصیه‌ها را اجرا کنند تا زودتر از دست این بیماری خلاص بشویم. همچنین باز هم به سهم خودم از پزشکان و پرستاران و کادر درمان تشکر می‌کنم که واقعا از خود گذشتگی کردند.

  • تقسیمات جدید کشوری برمبنای کرونا

    تقسیمات جدید کشوری برمبنای کرونا

    تقسیمات جدید کشوری برمبنای کرونا

     

     

     

    تقسیمات جدید کشوری برمبنای کرونا
  • لاوروف: نمی‌گذاریم قواعد بازی را تنهایی بنویسند

    لاوروف: نمی‌گذاریم قواعد بازی را تنهایی بنویسند

    لاوروف: نمی‌گذاریم قواعد بازی را تنهایی بنویسند

    لاوروف: نمی‌گذاریم قواعد بازی را تنهایی بنویسند
    لاوروف: نمی‌گذاریم قواعد بازی را تنهایی بنویسند

    به گزارش خبرگزاری مهر، سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در مصاحبه با شبکه یک تلویزیون این کشور گفت: برخی کشورهای عضو ناتو و اتحادیه اروپا نمی‌توانند در مبارزه با کرونا از مسکو طلب کمک کنند چرا که «برادران بزرگترشان» (کشورها و نهادهای کنترل‌گرا) مخالف چنین اقدامی هستند.

    وی در بخش دیگری از اظهارات خود افزود: هیچ کشوری نمی‌تواند به تنهایی و به طور یکجانبه تعیین‌کننده قواعد بازی سیاست جهانی باشد و آنهایی که سعی به انجام چنین کاری دارند در نهایت در مواجهه با آنهایی که خواهان اثبات حق خود در تعیین دستور کار جهان هستند؛ فرصتشان را از دست می‌دهند.

    وی اعلام کرد که روسیه نیز به عنوان یک عامل متوازن‌کننده عمل می‌کند و در این باره افزود: وقتی می‌گوئیم اجازه نمی‌دهیم دیگران قواعد بازی را به تنهایی تعیین کنند منظورمان این است که قواعد نباید فقط از سوی یک یا ۲ کشور تعیین شوند.

    لاوروف در ادامه از اینکه کشورهای استرالیا، انگلیس و شماری از کشورهای اروپایی، همصدا با آمریکا، خواستار غرامت گرفتن از چین با طرح ادعاهایی چون پنهانکاری و بی‌مسئولیتی هستند انتقاد کرد و گفت: با همه‌گیر شدن کرونا برخی از روندهای رایج در ۲ دهه اخیر، شدت گرفته است.

    وی همچنین با مثال زدن موفقیت کشورهای آسیایی نظیر کره جنوبی، سنگاپور و ژاپن در مهار کرونا، اظهار داشت: هیچ یک از آنها مقید به لیبرالیسم نیستند حال آنکه او قصد طرح این ادعا را ندارد که سردمداران دموکراسی در مهار کرونا با مشکل مواجه هستند.

    با این حال، لاوروف افزود: البته از مدت‌ها قبل از وقوع حوادث جاری هم می‌دانستیم که کشورهای تابع نظم جهانی لیبرال، وقتی پای منافعشان در میان باشد؛ خیلی هم غیرلیبرال برخورد می‌کنند که نمونه آن بمباران یوگوسلاوی سابق یا تهاجم به عراق آن هم به بهانه‌های واهی بود.

  • فرمانده نیروی فضایی آمریکا ماهواره نور را «دوربینی معلق» خواند!

    فرمانده نیروی فضایی آمریکا ماهواره نور را «دوربینی معلق» خواند!

    فرمانده نیروی فضایی آمریکا ماهواره نور را «دوربینی معلق» خواند!

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، ژنرال «جِی ریموند» روز شنبه در یک پیام توئیتری مدعی شد که «ماهواره اخیراً پرتاب شده ایران با نام «نور -۱» یک «دوربین معلق در فضا» است که «بعید است» هرگونه داده اطلاعاتی قابل استفاده را فراهم کند.

    پیام توئیتری این مقام نظامی آمریکا در واقع واکنشی است به پرتاب نخستین ماهواره نظامی ایران به فضا که چهارشنبه گذشته (سوم اردیبهشت ۹۹) توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موفقیت انجام شد.

    در عین حال، این توئیت جی ریموند استهزا کاربران فضای مجازی را به همراه داشت که این مقام آمریکایی را با هشتگ spaceishard# به باد تمسخر گرفتند.

    برخی کاربران این اظهارنظر ریموند را نشانه ای از تلاش مقامات آمریکا برای «انکار» این واقعیت دانستند که کشورهای غیرغربی نیز قادر به کسب دستاوردهایی در برنامه های فضایی خود هستند. علاوه بر او، «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا نیز با نهایت درماندگی کوشید تا پرتاب این ماهواره ایران را کم اهمیت جلوه دهد.

    گفتنی است که ایران چهارشنبه گذشته نخستین ماهواره نظامی خود را موسوم به «نور -۱» پرتاب کرد. این ماهواره به طور موفقیت آمیز در مداری با فاصله ۴۲۵ کیلومتر بالاتر از سطح زمین قرار گرفت.