به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دیلی میل، یک دانشجوی ستاره شناسی ۱۷ سیاره جدید کشف کرده که یکی از آنها سیاره ای صخره ای مشابه زمین و احتمالا دارای حیات و آب مایع است.
«میشل کانیموتو» دانشجوی دانشگاه بریتیش کلمبیا با بررسی اطلاعات تلکسوپ فضایی کپلر این سیارات را کشف کرده است.
هیجان انگیزترین کشف میان ۱۷ سیاره مذکور KIC-۷۳۴۰۲۸۸ b نام دارد و یک و نیم برابر زمین است. این سیاره در فاصله ای از ستاره خود قرار دارد که به نظر می رسد امکان حیات در آن وجود داشته باشد. البته به گفته کانیموتو KIC-۷۳۴۰۲۸۸ b در فاصله هزار سال نوری از زمین قرار دارد.
هر یک سال در این سیاره ۱۴۲ روز و نیم است. همچنین KIC-۷۳۴۰۲۸۸ b در فاصله ۴۱ میلیون مایلی از ستاره خود قرار دارد. فاصله این سیاره تا ستاره اش اندکی بیشتر از فاصله عطارد و خورشید در منظومه شمسی است.
از میان ۱۶ سیاره دیگر، یکی از آنها فقط دو سوم حجم زمین را دارد. این یکی از کوچکترین سیاراتی است که تاکنون تلسکوپ کپلر کشف کرده است. بقیه سیارات بزرگتر هستند و بزرگترین آنها ۸ برابر زمین است.
البته این نخستین بار نیست که کانیموتو سیاره ای کشف می کند. او هنگام تحصیل در مقطع کارشناسی نیز ۴ سیاره کشف کرده بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انگجت، این خودروی کوچک که آمی نام دارد، میتواند حمل و نقل در نواحی شهری را تسهیل کند و راندن آن نیاز به اخذ گواهینامه رانندگی نیز ندارد.
افراد ۱۴ سال به بالا در فرانسه و ۱۶ سال به بالا در دیگر کشورهای اروپایی میتوانند از این خودروی برقی برای رسیدن به مقصد استفاده کنند.
خودروی یادشده مجهز به باتری ۵.۵ کیلووات ساعتی است و با یک بار شارژ میتواند مسافتی ۷۰ کیلومتری را طی کند. شارژ این خودرو با اتصال کابل شارژ آن به هر پریز استاندارد ۲۲۰ ولت ممکن است و شارژ کامل باتری آن به سه ساعت زمان نیاز دارد.
حداکثر سرعت این خودرو به ۴۵ کیلومتر در ساعت میرسد و افراد با پرداخت ۲۲ دلار در ماه میتوانند آن را به مدت دو سال اجاره کنند. البته بدین منظور یک پیش پرداخت ۲۹۰۰ دلاری ضروری است. خرید این خودرو نیز با پرداخت ۶۶۰۰ دلار ممکن است. تحویل این خودرو به خریداران اروپایی از ماه ژوئن آغاز میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، ستاره شناسان دریافته اند بزرگترین انفجار رصد شده در جهان پس از بیگ بنگ (انفجار بزرگ) مربوط به یک ابرسیاهچاله عظیم است.
محققان روز گذشته اعلام کردند این انفجار مربوط به سیاهچاله ای در خوشه ای از کهکشان ها است که در فاصله ۳۹۰ میلیون سال نوری از زمین قرار دارند.
سیموناجیاسینتوچی محقق ارشد این پژوهش می گوید: این انفجار چنان بزرگ بود که دهانه ای در میان گازهای داغ ایجاد کرد. وسعت این دهانه به حدی بزرگ بود که ۱۵ کهکشان راه شیری در آن جای می گرفته اند.
این انفجار ۵ بار بزرگتر از رکورد پیشین است.
محققان با استفاده از رصدخانه اشعه ایکس چاندار، رصد خانه و تلسکوپ زمینی سازمان فضایی اروپا موفق به کشف این انفجار شدند.
سیاهچاله ها فقط مواد را به درون خود فرو نمی برند بلکه آنها جت هایی از مواد و انرژی نیز منتشر می کنند.
محققان در سال ۲۰۱۶ میلادی برای نخستین بار نشانه هایی از این انفجار عظیم رصد کرده بودند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندپندنت، لندر چینی «Change۴»که برای نخستین بار منطقه تاریک ماه را رصد کرده اطلاعات جدیدی درباره سطح سیاره فاش کرده است.
طبق این اطلاعات بخش دورافتاده ماه که از زمین قابل رصد نیست با لایه ای از صخره و خاک پوشیده شده است. این لندر حدود یک سال قبل روی ماه فرود آمد و کاوشگر یوتو-۲ را روی سطح سیاره به کار گرفت تا دهانه «ون کارمن» را در قطب جنوب ماه رصد کند.
این کاوشگر با استفاده از راداری مخصوص به عمق ۱۳۱فوتی سطح ماه نفوذ کرد تا ساختار داخلی ماه را که متشکل از ۳ لایه مجزا است، بررسی کند.
لایه رویی متشکل از سنگ پوشه ماه یا رگولیت است. لایه میانه از موادی دانه دار و با تعداد صخره های بیشتر تشکیل شده و لایه زیرین آن ۱۳۰ فوت و حاوی ترکیباتی از مواد سخت و نرم همراه سنگ هایی است.
محققان اطلاعات جمع آوری شده توسط کاوشگر را همراه اطلاعات مربوط به بخش نزدیک ماه ترکیب کردند تا به دانش بهتری از تاریخچه سطح ماه دسترسی یابند.
لایه رویی سطح ماه طی میلیاردها سال و پس از برخورد مداوم شهاب سنگ ها به آن به وجود آمده است. این یافته ها که در نشریه «ساینس ادونس» منتشر شده نشان می دهد برخی از لایه های سنگ و خاک تا ۱۲متر ضخامت دارند.
بیشتر دانش انسان درباره سنگ و خاک ماه مربوط به مطالعه نمونه هایی است که ناسا و روسیه طی ماموریت هایی از قسمت نزدیک و روشن این سیاره به زمین آورده اند. به عبارت دیگر محققان نمی دانستند دانسته های آنان درباره مناطق دیگر ما نیز صحت دارد یا خیر.
دکتر النا پتینلی استاد ریاضی و فیزک دانشگاه رم ایتالیا و یکی از مولفان این پژوهش می گوید: این مجموعه ذخایر در نتیجه ایجاد دهانه های مختلف هنگام تحول ماه به وجود آمده اند.
محققان با استفاده از اطلاعاتی که کاوشگر کوچک یوتو۲ طی ۲ روز نخست ماه به دست آورده، مواد دانه داری راشناسایی کردند که تا عمق ۲۴ متری سطح وجود داشت. آنها تصاویر با کیفیت کاوشگر را با اسکن های رادار نفوذپذیر زیر سطح آن ترکیب کردند.این اسکن ها تا عمق ۴۰ متری زیر سطح ماه را نشان می دهد و تصویری کامل از ساختار داخلی ماه فراهم کردند.
هرچند رادار نمی تواند فراتر از عمق ۱۳۱ فوت را رصد کند اما دانشمندان تخمین می زنند این ماده دانه دار در عمق بیشتری از زیر سطح ماه وجود داشته باشد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دیلی میل، محققان در قطب جنوب تصاویری از برف صورتی رنگ ثبت کرده اند.
این تصاویر خارق العاده در نزدیکی یک ایستگاه تحقیقاتی که قبلا به انگلیس تعلق داشته، در جزیره ای واقع در قطب جنوب ثبت شده است. محققان معتقدند یک جلبک سرسخت و مقاوم در برابر سرما منجر به رنگ صورتی برف ها شده است.
رویداد مذکور که «برف هندوانه ای» نیز نام گرفته به دلیل جوانه زدن یک جلبک میکروسکوپی سمی به نام Chlamydomonas nivalis است که در دمای زیر صفر زنده می ماند.
برخی افراد ادعا می کنند برف صورتی رایحه ای از بوی هندوانه دارد اما دلیل این امر هنوز مشخص نیست. محققان معتقدند این جلبک برای انسان سمی است.
انگلیس این ایستگاه تحقیقاتی را در سال ۱۹۹۶ میلادی به اکراین فروخت و اکنون ایستگاه ورنادسکی نام دارد. وزارت علوم و آموزش اکراین این تصاویر را منتشر کرده است.
خبرگزاری مهر-گروه حوزه و دانشگاه؛ مهتاب چابک: پرواز ایران-آمریکا، قرار بود آغاز فرصت تازه ای باشد برای دانشمند هماتولوژیست و خون شناس ایرانی در جهت پیشبرد و تکمیل تحقیقات، اما اتهامات واهی، این سفر تحقیقاتی را به یک کابوس ۱۴ ماهه تبدیل کرد.
مهرماه ۱۳۹۷ زمانی که مسعود سلیمانی با دعوت رسمی «مایو کلینیک-یکی از مؤسسات آموزش عالی پزشکی ایالت متحده آمریکا» در «مینه سوتا-ایالتی در غرب آمریکا» و در دست داشتن روادید قانونی، قدم به فرودگاه شیکاگو گذاشت، مأموران فدرال مسلح با کیفرخواستی، او را به اتهام واهی دور زدن تحریمها دستگیر و به بازداشتگاهی در جنوب آتلانتا منتقل کردند. بازداشتگاهی که در واقع اقامتگاه موقت قاچاقچیان بین المللی، قاتلین و محکومین حبس ابد و اعدامی بود.
این پژوهشگر ایرانی که جزو دانشمندان یک درصد جهان به شمار میرود، طی این ۱۴ ماه، از آنچه که بود، قویتر و بر آرمانهایش برای ادای دین به سرزمینش استوارتر شد. زمانی که در بازداشت بود به او وعده آزادی دادند و گفتند یا پناهنده شو و یا قبول کن جرم کردهای! اما تلاشهایشان بی نتیجه ماند و در نهایت مهر تأیید بر بی گناهی این دانشمند ایرانی زده شد و او ۱۶ آذرماه امسال به ایران بازگشت.
امروز اما این دانشمند ایرانی کارهای تحقیقاتی خود را با انگیزه بیشتری نسبت به گذشته دنبال میکند؛ او به همراه یک تیم تحقیقاتی در حال بررسی است تا اولین مورد ژن درمانی را در بیماران مبتلا به سرطان به سرانجام برساند.
مشروح گفتگوی مهر با «مسعود سلیمانی، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس» به شرح زیر است؛
*آقای دکتر، قبل از ورود به بحث بازداشت شما در آمریکا، کمی درباره نوع تحقیقات و پژوهشهایی که قبل از این اتفاق انجام میدادید، توضیح دهید.
حدود ۲۲ سال است که در زمینه سلولهای بنیادی مشغول به تحقیق و پژوهش هستم و در واقع بررسی میکنیم که آیا سلولهای بنیادی در شرایط آزمایشگاهی، میتواند استفاده درمانی هم داشته باشند یا خیر؟ که چندین پروژه با همکاری بیمارستانهای شهدای تجریش و طالقانی تعریف کردیم و میشود گفت در خصوص کاربردی کردن استفاده از «سلول های بنیادی» یا «فرآورده های سلولی»، به پاسخهای خوبی هم رسیده ایم.
همچنین در حوزه «مهندسی بافت» یا «مهندسی ژنتیک» و «ژن درمانی» ورود کرده و بر روی چندین بیمار، ژن درمانی را تست کردیم و جوابهای نسبتاً خوبی هم گرفتیم. در همین زمینه نیز در حال بررسی هستیم که تزریق یک سازه مخصوص به داخل سلولهای فرد مبتلا به سرطان، بعد از عمل جراحی تومور، چقدر به درصد زندهمانی فرد کمک میکند. این سازه هنوز توسط فرد یا گروه تحقیقاتی انتخاب نشده ولی ارزیابیهای ابتدایی، حاکی از آن است که این سازه کار میکند.
*بر روی چند نفر این نوع تزریق را آزمایش و بررسی کردید؟
فکر میکنم تا الان روی ۵ نفر تست کرده ایم و کار همچنان ادامه دارد. در این آزمایش میزان کارایی برایمان مهم نیست و بیشتر به دنبال بررسی امنیت آن هستیم و در واقع این فازِ اول پروژه مورد بحث است. در حال حاضر خوشبختانه به این نتیجه رسیده ایم که این اقدام از ایمنی خوبی برخوردار است و هم خود ما و هم جراحان از آن ابراز رضایت کرده اند.
*از روزی که در فرودگاه بازداشت شدید، برای ما بگویید…
به فرودگاه شیکاگو که رسیدم، در همان کریدوری که هواپیما را به سالن فرودگاه متصل میکند، ۶ نفر ایستاده بودند؛ ۲ نفر با لباس پلیس و ۴ نفر دیگر هم با لباس شخصی که مسلح بودند. من را از همانجا به اتاقی بردند. وقتی پرسیدم مشکل چیست، پاسخ دادند «شما یک گروهی هستید که تحریمها را دور زده اید»! گفتم یعنی چه؟ من نیازی به دور زدن تحریمها ندارم. من که تاجر نیستم و صرفاً یک استاد دانشگاهم. گفتند نه. این ما هستیم که تشخیص میدهیم تحریم را دور زدهای یا نه.
در ادامه تعدادی از ایمیلهای من را که پرینت گرفته بودند، نشان دادند و گفتند مثلاً یک دانشجو به شما ایمیل زده و گفته که من دارم از آمریکا باز میگردم، شما چیزی احتیاج نداری؟ و من هم در جواب گفته بودم که یک کرم ضد حساسیت پوستی میخواهم. من در جواب به مأموران گفتم که این فرد این کرم را از یک داروخانه خریده و به همراه آورده، کجای این خرید، دور زدن تحریم است؟
یا مثلاً عنوان میکردند که یکی از دانشجویانت در سال ۲۰۱۵ یا ۲۰۱۶ می خواسته یک سری فاکتورهای رشد برای تو بیاورد که در واقع در فرودگاه، فاکتورها را از او گرفته بودند؛ آن هم ۴ فاکتور رشدی که امروز دیگر از آن به عنوان دارو استفاده میشود. گفتم این دارو مشکلی ندارد. در پاسخ گفتند این ما هستیم که میگوئیم مشکل دارد یا نه! حتی من تاکید کردم که این فاکتور اصلاً آمریکایی نیست و یک شرکت کانادایی سازنده آن است. اما آنها در پاسخ گفتند که ما سهامدار این شرکت هستیم.
از همانجا مستقیم به بازداشتگاه منتقل شدم و در مدت ۱۴ ماه تنها یکبار مرا به دادگاه بردند؛ آن هم فقط برای تفهیم اتهام. در دادگاه ابتدا قاضی تصمیم داشت من را با وثیقه آزاد کند، اما «اف بی آی» با اعمال نفود خود، از صدور چنین رأیی جلوگیری کرد.
*نقش آن ۲ دانشجوی خانم در پرونده شما چه بود؟ در خبرها آمده بود که شما درخواست خرید پروتئینهای نوترکیب را از آنها داشتید.
دقیقاً استنادشان بر همین موضوع و آن محموله بود؛ در حالی که خریداری این مواد در آمریکا هیچ ممنوعیتی ندارد. این دو خانم بعد از تهدید از سوی مأموران، در دادگاه اذعان کردند سلیمانی به ما دستور داده بود که این کار را انجام دهیم و همین کلیدواژه، مسیر پرونده را تغییر داد. در پرونده من هیچ موردی وجود نداشت که بخواهد منجر به چنین بازداشت طولانی مدتی بشود؛ خودشان هم میدانستند. من نه در آمریکا زندگی میکردم و نه قوانینش آشنایی داشتم و نه حساب بانکی در آمریکا داشتم که بخواهد پولی به آن واریز و یا از آن برداشت شود تا بواسطه آن بتوانم کار تجاری کنم و به قول آنها تحریم را دور بزنم!
وکیل من گفت دو راه داری؛ یکی آنکه برگهای میآورند و آن را امضا میکنی و بدنبال آن، تحت حفاظت و حمایت کامل ایالات متحده قرار میگیری، همینجا زندگی میکنی و در مقابل اجازه سفر به ایران و امکان ارتباط با هیچ ایرانی را نخواهی داشت و راه دوم هم جنگیدن با دولت آمریکاست! که من هم راه دوم را انتخاب کردم *برگردیم به موضوع بازداشت شما. برخورد با شما چگونه بود و شما چطور کنار آمدید با شرایط؟
اوایلش خیلی سخت بود. اصلاً نه جرمی را تفهیم میکردند و نه میدانستم برای چه در بازداشت هستم. فقط به همین عبارت دور زدن تحریمها بسنده کرده بودند. بعد از اینکه به دادگاه رفتم و رسماً تفهیم اتهام شدم، وکیل من گفت دو راه داری؛ یکی آنکه برگهای میآورند و آن را امضا میکنی و بدنبال آن، تحت حفاظت و حمایت کامل ایالات متحده قرار میگیری، همینجا زندگی میکنی و در مقابل اجازه سفر به ایران و امکان ارتباط با هیچ ایرانی را نخواهی داشت و راه دوم هم جنگیدن با دولت آمریکاست! که من هم راه دوم را انتخاب کردم.
*چرا راه اول را انتخاب نکردید یعنی پناهندگی؟ یا چرا قبل از آن به فکر مهاجرت نیفتادید؟
اعتقادم بر این است که من آدم خودم نیستم. من در این کشور با مالیات، پول نفت و بیت المال و پول مردم درس خواندم و اگر امروز سلیمانی هستم، با پول همین مردم رشد کردم و به این موقعیت رسیدم. به جز ۳ – ۴ سال ابتدایی، تمام مقاطع تحصیلی من در زمان و شرایط جنگی گذشته بود، آنچه که باعث شد با خاطری آسوده بتوانم درس بخوانم، خون شهدا و ایثار جانبازان و آزادگان بوده. حالا که من به یک جایی رسیده ام، باید جمع کنم و بروم و در خوشی و ناز و نعمت زندگی کنم؟ من آدم چنین تفکر و تصمیمی نیستم.
۱۰ سال پیش که برای پروژهای به آمریکا رفتم، آن زمان هم پیشنهاد دادند که میتوانی با یک شرایط خوب گرین کارت بگیری و بمانی. اگر قصدی برای ماندن داشتم همان زمان در شرایط عادی این کار را میکردم! نه اینکه با پرونده سازی چنین پیشنهادی را قبول کنم. خودم را خیلی مدیون ملت و کشورم میدانم؛ بنابراین حتی یک ثانیه هم طی این ۱۴ ماه به این موضوع فکر نکردم که چنین پیشنهادی را قبول کنم.
روزهای آخر بود؛ فکر میکنم اواخر شهریور یا اوایل مهرماه که با همسرم تماس گرفتند. گفته بودند دولت یک هفته دیگر به سلیمانی وقت داده که درخواست پناهندگی دهد. در مقابل همسر من گفته بود، اگر قرار بود قبول کند که همان روز اول قبول میکرد، نه اینکه ۱۴ ماه در بازداشت زندگی کند. ولی اینها انقدر خودشان را بالا میدانند که فکر میکنند هر زمان اراده کنند، هر شخصی را میتوانند به خدمت بگیرند.
*در قبال آزادی شما در زندان وعده و وعیدهایی هم دادند؟
حدود ۶-۷ ماه از بازداشت من گذشته بود و قاضی دائماً، زمان برگزاری دادگاه را به تعویق میانداخت و در نهایت هم که علیه من مدرکی پیدا نکردند، بحث قرارداد را پیش آورده و گفتند این قرارداد را امضا کن و بپذیر که جرم کردهای، ما هم در مقابل تو را آزاد میکنیم. در پاسخ گفتم من جرمی نکردم، چرا باید امضا کنم؟ من یک فرد علمی هستم اگر مجرم قلمداد میشدم، همیشه با محدودیتهایی مواجه بودم و اگر در جامعه بین الملل صحبتی میشد، من را مجرم قلمداد میکردند.
*قطعا روزهای سختی در بازداشت سپری کردید، نه ارتباطی با بیرون و خانواده داشتید و نه دادگاهی تشکیل شده بود، آن روزهای سخت را با چه امیدی و چطور پشت سر گذاشتید؟
بازداشتگاه شرایط بسیار بدی داشت و عملاً از امکانات مناسبی برخوردار نبود. یکی از هم سلولیهایم، در آنجا یک قرآن ۱۷۰۰ صفحهای (انگلیسی – عربی) به من داد و گفت این برای تو. همین قرآن خیلی به من آرامش داد. خودم را با قرآن خواندن مشغول میکردم و باعث شد ویژگی معلمی من در بازداشتگاه هم غالب شود و در همانجا، به آموزش قران و آموزش نماز پرداختم. چون آنها بلد نبودند عربی بخوانند، من برایشان عربی-انگلیسی مینوشتم. در این بین حتی برخی جوانان ۲۰ – ۲۲ ساله میآمدند و شهادتین میدادند و مسلمان میشدند.
*این افراد چند نفر بودند؟
حدود ۴-۵ نفر مسلمان شدند؛ حتی یکی از آنها که یک پسر ۱۲ ساله داشت، گفت که دوست دارد پسرش هم مسلمان بشود که بصورت تلفنی شهادتین داد و مسلمان شد. اکثراً آمریکایی و سیاهپوست بودند بجز یک نفر که ۲ رگه سفید و سیاه بود.
*گفته میشد به شدت کاهش وزن داشتید.
بله، به دلیل دردهای مکرر ناشی از بیماری روده همچنین استرس و سوءتغذیه در ۲ – ۳ ماه اولی که آنجا بودم، حدود ۱۶ – ۱۷ کیلو کاهش وزن داشتم.
*در زمان بازداشت به پروژه علمی خاصی هم فکر کردید؟ پروژههایی که هنوز انجام نداده اید و در آنجا به ذهنتان رسیده باشد؟
در بحث درمانی به خصوص در زمینه دستکاریهای سلولی و استفاده از سلول درمانی، ایدههای بسیار خوبی به ذهنم رسید که اتفاقاً هم در حال پیگیری آنها هستم و به لطف خدا به نتایج خوبی هم داریم میرسیم.
*آیا زمانهایی را تجربه کردید که امیدتان را از دست بدهید و یا از مسیر تحقیقات برگردید؟
شاید اوایل تصمیمهایی به ذهنم خطور میکرد که مثلاً دیگر کار تحقیقاتی را ادامه ندهم، اما در ادامه نظرم کاملاً تغییر کرد.
ابتدا به این فکر میکردم که وقتی کار تحقیقاتی چنین تاوان سختی دارد و میخواهند من را مجبور به پناهندگی و زندگی خفت بار کنند، قید کار تحقیقاتی و پژوهش را بزنم اما پشیمان شدم *یعنی میخواستید قید کار تحقیقاتی را بزنید؟
ابتدا به این فکر میکردم که وقتی کار تحقیقاتی چنین تاوان سختی دارد و میخواهند من را مجبور به پناهندگی و زندگی خفت بار کنند، قید کار تحقیقاتی و پژوهش را بزنم. به نظرم زندگی پناهندگی واقعاً خفت بار است! شاید عدهای چنین شرایطی را دوست داشته باشند، ولی من، خودم را آدم چنین زندگی ذلت باری نمیدانم.
*نظر بقیه زندانیان درباره شما و ایران چه بود؟
وقتی به بازداشتگاه رفتم، آنهایی که در بازداشت بودند از من فاصله میگرفتند. به خوبی حس میکردم که فضا و نگاهها سنگین است. یکی ۲ ماه که گذشت، یکی از آنها که اتفاقاً یک قاچاقچی بین المللی اهل کلمبیا بود، گفت روزی که تو آمدی ما از پلیس بازداشتگاه پرسیدیم که جرمت چیست؟ گفتند «او یک تروریست است، آمده آمریکا بمب گذاری کند و ما حین بمب گذاری دستگیرش کردیم!». در پاسخ گفتم من یک دانشمند هستم و این حرفها واقعیت ندارد.
در آن بازداشتگاه و بندی که من در آن بودم، از قضا، بدترین بند بود و معمولاً افرادی حضور داشتند که یا قاچاقچی بین المللی بودند، یا قاتل یا حبس ابدی و یا اعدامی و طبعاً اهل مطالعه نبودندولی بعدها با اطلاعاتی که از طریق خانواده ایشان بدستاروده بودند، تازه متوجه شده بودند که من، حقیقتاً یک دانشمند هستم و مدتی بعد، تعدادی از آنها بابت رفتار نامناسبشان عذرخواهی کردند.
*مهمترین تغییری که بعد از این تجربه؛ چه در مسیر تحقیقات و چه در زندگی شخصیتان رقم خورد، چه بود؟ و اینکه اساساً چنین تجارب و اتفاقاتی چه تأثیری میتواند روی کار دیگر دانشمندان داشته باشد؟
من را که صد در صد محکمتر کرد؛ درست است که شرایط بسیار سخت بود و از لحاظ روحی روانی اثرات شدیدی به من وارد کرد که خدارو شکر دارم به شرایط نرمال برمی گردم. ولی به نظرم امتیاز بودن در این شرایط، این است که انسان متوجه میشود، راهی که میرود، درست است. این اتفاق، این یقین را به من داد که آنها خیرخواه ما نیستند؛ مثلاً به آنها میگفتم، من ۵-۶ بیمار دارم که تحت درمان هستند و باید برگردم و به مداوای آنها ادامه دهم، اما اصلاً برایشان مهم نیست، حتی اگر این بیماران بمیرند.
اصلاً آنچه که به نام حقوق بشر تبلیغ میکنند، کاملاً دروغ است و اساساً به چنین واژهای اعتقادی ندارند؛ فقط یک شعاری برای تخریب سایر کشورها و ملتهاست و از این واژه سو استفاده میکنند.
*فکر میکنید اتفاقی که برای شما افتاد، چه تأثیری بر همکاران شما و سایر دانشمندان ما دارد؟ حتماً در اجتماعات علمی در این باره صبحت کرده اید یا صحبت شده است. نقطه نظر آنها در خصوص این تجربه شما چه بوده؟
خیلی نمیتوانم درباره این سوال نظر دهم. ولی چیزی که میان همکاران، مشترک به نظر میرسد، جعلی بودن ادعای امریکاییها است؛ اینکه از طرفی میگویند برای علم و دانشمند ارزش قائل هستند و در عمل چنین رفتار دور از شأن انسانی و علمی را از خودشان نشان میدهند، اتفاقی که برای من افتاد در واقع، مصداق همین دروغ گویی و جعل حقایق از سوی آنهاست.
آنها در واقع یک برده علمی میخواهند. ممکن است برخی دانشجویان ما برای ادامه تحصیل و کار به آنجا مهاجرت کنند، ولی حقیقت این است که آنها برده میخواهند. شاید حقوق و دستمزدی که پرداخت میکنند؛ به ریال، مبلغ قابل توجهی باشد، اما عملاً همه حقوق شما با هزینههای زندگی صاف میشود. یعنی نمیتوانید پس انداز خاصی داشته باشید (مگر اینکه خیلی ریاضتمندانه زندگی کنید).
البته با رفتن به آنجا برای آموزش دیدن و ارتقا سطح علمی، موافق هستم و اصلاً نمیگویم که باید از لحاظ علمی خودمان را کاملاً ایزوله کنیم! بچهها بروند، اما برگردند! همه این دانشجوها و نخبگان به این کشور مدیون هستند و باید برای سربلندی آن کار و دینشان را به ملت ادا کنند. در حال حاضر بچههایی که آنجا هستند، بطور میانگین بین ۱۰ تا ۱۲ ساعت، مداوم کار میکنند؛ ولی در ایران که میگوئیم ۲ ساعت خوب کار کن، میگویند خسته شدم، نمیکشم.
*به نظرتان ایراد از کجاست؟
به نظرم بر میگردد به تربیت علمی ما. باید کمی بر روی تربیت علمی خودمان کار کنیم؛ من ایرادی که همیشه به دانشجویانم میگیرم این است که انقدر نگویید دولت و کشور برای من چه کار کرده است. طرف میگوید میخواهم از ایران بروم، میگویم چرا؟ در پاسخ میگوید مگر این کشور برای من چه کار کرده؟ یک بار نمیگوییم که ما برای این کشور چه کار کرده ایم. البته قبول دارم که انجام کار تحقیقاتی در کشور خیلی سخت است، بویژه با اعمال تحریمهای ظالمانهای که طی این ۴۰ سال روز به روز در حال افزایش بوده است، ولی اینکه بگوییم نمیشود کار تحقیقاتی انجام داد، حرف بیهوده و غلطی است.
*بعد از این ۱۴ ماه سخت و طاقت فرسا، اگر باز هم فرصت تحقیقاتی مطالعاتی به آمریکا برایتان پیش بیاید، سفر میکنید؟
ببیندید، آمریکا کشوریست که دشمنی اش نه فقط با من که با کشور من، برایم ثابت شده است، قبلاً وقتی صحبت میشد، میگفتم غرض ورزیهای آمریکا نسبت به ایران حداقل در زمینههای علمی و تحقیقاتی به این شدتی که گفته میشود، نیست و معقتد بودم بیشتر جنبه سیاسی دارد. اما الان برایم مسجل شده که واقعاً هیچ استثنایی برایشان وجود ندارد، دشمنی آمریکا، با کل ایران و هر چیز مرتبط با آن است. اگر بخواهم کشوری را برای سفر مطالعاتی انتخاب کنم، قطعاً آمریکایی که کوچکترین اصول حقوق بشری را در قبال من رعایت نکرد، نیست. حقیقت این است که همه چیزشان نمایشی است؛ به زعم من هالیوودی است. یک ظاهر خوش رنگ و لعاب که در پس آن، هیچ چیز دارای ارزشی نیست.
*وقتی خبر آزادی تان را شنیدید چه واکنشی داشتید؟
پنجم دسامبر بود، پنج شنبه، وکیل ساعت ۵ عصر با من تماس گرفت و گفت «خبرهاییست و خودم هم شکه هستم؛ ولی فردا میآیند و تو را به سوئیس میبرند. قاضی گفته مسعود سلیمانی مجرم نیست و هیچ مدرکی علیه او پیدا نشد» پرسیدم چرا سوئیس؟ در پاسخ گفت بحث جابه جایی زندانیان مطرح است.
*واکنش سایر زندانیان چه بود؟
اکثراً از آزادی من خوشحال بودند. چند نفر از هم سلولیها پیش من آمدند، کاغذ دستشان بود، یکی میگفت سوره اعلا را بنویس، دیگری میگفت سوره فیل و الرحمن را بنویس. یکی دیگر که فکر میکرد ۱۵ سال زندان برای او ببرند، گفت میخواهم این سورههای حفظ کنم. ساعت ۹ و نیم صبح آمدند و گفتند همه به سلول هاشان بروند. با لباس ضد گلوله و ماسک و اسلحه به سمت سلول من آمدند، دستهایم را بستند و عقب عقب من را به بیرون بردند تا من را تحقیر کنند و بقیه این را ببینند؛ در همین حال میخندیدم و با بچهها خداحافظی میکردم. در هواپیما در کل مسیر از خود آتلانتا تا زوریخ، من را دست و پا بسته بردند. قاضی در آنجا رسماً اعلام کرد که هیچ جرمی مرتکب نشده ام و پرونده از دادگاه خارج شد. پس از آزادی برخی به من میگفتند که زودتر از اینها میتوانستی آزاد شوی، اما من این حرفها را قبول ندارم. همه در این پروسه زحمت کشیدند.
*گفته میشود تحریمها برای محققان ایرانی یک فرصت به شمار میرود. آیا این نقطه نظر را قبول دارید؟
صد درصد. ببینید همیشه گفته اند وقتی انسان در سختی قرار میگیرد، فکرش را به کار میاندازد تا راهکار و میان بر پیدا کند. من فکر میکنم این بهترین فرصت است برای ما. من با این حرف که نمیشود کاری انجام داد، مخالفم. شک ندارم که میشود کار کرد. در این چند سال، با کارهایی که انجام میدادم، میخواستم اثبات کنم که میشود کار تحقیقاتی کرد. مثلاً؛ با کار کردن در حوزه سلول درمانی و بحث ژن درمانی که در واقع حوزههای مرز دانشی است؛ نشان دادیم که میتوانیم کار کنیم.
تربیت علمی اگر نداشته باشیم، کار به خوبی پیش نمیرود. من کاملاً با این حرف که ما دستگاه پیشرفته نداریم مخالف هستم، دستگاه داریم، ولی یا درست استفاده نکردیم و خراب شده، یا اینکه گذاشتیم در اتاقها و در حال خاک خوردن است *نکته دیگری که عنوان میشود این است که بسیاری از تجهیزات آزمایشگاهی مورد نیاز برای انجام پروژهها، در کشور موجود نیست، از طرفی قیمت این تجهیزات بالاست و دانشگاهها امکان خرید ندارند و از سویی هم، تجهیزات موجود قدیمی است. به نظر میرسد بخصوص در حوزه سلولهای بنیادی که حوزه جدیدی است، طبیعتاً نیازمند امکانات بروزتر و بیشتری هستیم. واقعاً چطور میشود با وجود این مشکلات و تنگناها، کاری از پیش برد؟
این مشکلات وجود دارد و من آن را نفی نمیکنم؛ ولی «نمی شود»، نداریم!
الان کمتر، ولی قبلاً میگفتند ایران قبرستان دستگاههای پیشرفته است. ما انواع دستگاههای پیشرفته را داریم که یا بلد نیستیم با آن کار کنیم یا درست با آن کار نمیکنیم. در برخی مواقع هم تجمل خواه شده ایم و هر کدام میخواهیم یک دستگاه جداگانه داشته باشیم و اگر هم، هرکدام از این دستگاه و تجهیز برخوردار باشیم، آن را در اختیار بقیه نمیگذاریم. یعنی همانطور که گفتم؛ تربیت علمی اگر نداشته باشیم، کار به خوبی پیش نمیرود. من کاملاً با این حرف که ما دستگاه پیشرفته ندارم مخالف هستم، دستگاه داریم، ولی یا درست استفاده نکردیم و خراب شده، یا اینکه گذاشتیم تو اتاقها و در حال خاک خوردن است.
زمینه تحقیقاتی شما سلولهای بنیادی است، جایگاه ایران را در این حوزه و در مقایسه با کشورهای دیگر، چطور ارزیابی میکنید؟
ما نسبت به امکانات و تجهیزاتی که داریم از جایگاه بسیار خوبی برخورداریم. همین چند وقت گذشته بود که در سایت اسکاپوس دیدم، رتبه ایران در زمینه سلولهای بنیادی در برخی شاخهها چهارم یا پنجم بود و مثلاً؛ در بحث مهندسی بافت، رتبه پانزدهم را داشتیم.
آیا خودتان تحقیق جدیدی هم در این حوزه داشته اید؟
اکثر فعالیتهای تحقیقاتی ما، در حوزه دستکاری های ژنتیکی بر روی سلولهای بنیادی و یا کاربردی کردن سلولهای بنیادی است تا بتوانیم سلول را به گونهای دست ورزی و تکثیر کنیم که آن را ابتدا بر روی مدلهای حیوانی آزمایش کنیم. در نهایت هم میخواهیم ببینیم آیا این دستکاری های ژنتیکی، در درمان یک بیماری در انسان مؤثر است یا خیر؟
چه بیماریهایی؟
اکثراً سرطانها، بیماریهای صعبالعلاج و حتی بیماریهای ژنتیکی.
در حال حاضر یکی دو پروژه دیگر در خصوص درمان بیماریهای ارثی _ ژنتیکی، با استفاده از همین سلولهای بنیادی داریم. این فعالیت پژوهشی با همکاری دانشگاه علوم پزشکی تهران در حال انجام است و خوب هم پیش میرود. نکته مهم این است که ما نمیخواهیم متوقف شویم و درجا بزنیم.
*یعنی در واقع تمرکزتان بیشتر بر روی ژن درمانی است؟
در واقع، مخلوطی از ژن درمانی و سلول درمانی. اعتقاد شخصی من این است که فقط با تمرکز بر یک حوزه نمیتوان به درمان قطعی دست پیدا کرد، شاید بشود علامت درمانی کرد، ولی اگر بخواهیم یک درمان واقعی داشته باشیم، همانطور که برخی کشورهای جهان به آن رسیده اند، باید از ریشه مشکل را رفع کنیم. بطور مثال؛ در درمان سرطان خون، به تازگی روشهای جدید سلول درمانی مورد استفاده قرار میگیرد که هزینه یک دوره درمان آن تقریباً یک میلیون دلار است. اگر بتوانیم این را ایرانیزه کنیم، کمک بسیار بزرگی کرده ایم.
*آیا همین مورد، جزو برنامههایتان هست؟
بله.
*آینده ژن درمانی را چطور پیش بینی میکنید؟ موارد شگفت انگیزی از این روش درمان به گوش میرسد.
دقیقاً همینطور است؛ به دلیل اینکه پایه هر چیز از ژن شروع میشود؛ البته ابهاماتی هم در خصوص دست ورزیهای ژنتیکی و بعضاً مخالفتهای سرسختانه با آن، مخصوصاً در ایران وجود دارد. اما اگر استانداردهای محصولات تراریخته (دست کاری ژنتیکی شده) در نظر گرفته شود، خیلی هم خوب است. به طور مثال؛ وقتی برنج، ذرت و یا دانههای روغنی را دستکاری ژنتیکی میکنید، ممکن است آن دستکاری ژنتیکی، عوارض جانبی در توالیهای قطعات دی اناِی و آراِناِی داشته باشد که اینها شباهت داشته باشند به آنچه که در بدن انسان است و در طولانی مدت، ایجاد بیماری کند. پس محصولات باید به گونهای تراریخته شوند که مطمئن باشیم هیچ عارضهای تولید نمیکند. اما اگر نشد، نباید پافشاری کنیم که حتماً باید انجام بشود.
*آقای دکتر در حوزه ژن درمانی و تحقیقات انجام شده بیشتر توضیح دهید، چقدر میشود درمان را روی بیماران، شخصی سازی کرد؟ تاکنون چه میزان موفق بودید و آینده آن را در ایران چطور میبینید؟
در ایران تیمهای تحقیقاتی مختلفی در این حوزه فعال شده اند و عرصه رقابتی بسیار خوبی به وجود آمده است. منتها سرعت، کمی کند شده، هرچند خوشبختانه متوقف نشده است. ۱۴ ماه در ایران نبودم و در جریان جزئیات نیستم، اما آن چه که می بی نم و میشنوم، مثبت است.
چین درهمین رابطه یک شهرک برای ژن درمانی ساخته و توریست درمانی، راه اندازی کرده است. حتی کشور ژاپنی که انقدر بر روی استفاده از سلولهای بنیادی القایی حساس است، آن را در افرادی که دارای بیماری ارثی و یا کوری مادرزاد هستند، تست میکند.
با یک گروه تحقیقاتی در حال پژوهش هستیم و فکر میکنم سال آینده بتوانیم اولین مورد ژن درمانی را در بیماران مبتلا به سرطان داشته باشیم *میتوانید پیش بینی کنید که مثلاً در چند سال آینده میتوان به ژن درمانی موفق در یک بیماری خاص رسید.
با یک گروه تحقیقاتی در حال پژوهش هستیم و فکر میکنم سال آینده بتوانیم اولین مورد ژن درمانی را در بیماران مبتلا به سرطان داشته باشیم و با این کار، یک روزنه امیدی برای بیماران ایجاد کنیم. بر این باور هستم که میشود تا یکی دو سال آینده به مرزهایی از درمان با ژن درمانی و سلول درمانی رسید.
*در حال حاضر کارهای تحقیقاتی و دانشگاهی خود را چگونه پیش میبرید؟
مرتب نمیتوانم به دانشگاه بروم و هنوز از لحاظ روحی و فکری به تعادل نرسیدم. یک روز در میان، یکی دو ساعت به دانشگاه میروم. ایدهها و فکرهای خودم را پیگیری میکنم و اینطور نیست که بیکار باشم؛ به شدت در نوشتن طرحهایم فعال هستم و اینگونه نیست که بیخیال شده باشم؛ اتفاقاً انگیزه ام چند برابر شده است.
*بزرگترین رؤیای علمی که در سر میپرورانید…
نمیتوانم بگویم کوچک یا بزرگ. اما رویایم این است که راهکاری برای درمان بیمارهای صعبالاعلاج داشته باشم که سرطان یکی از آنهاست. بسیاری از مشکلات بیماران، مادرزادی بوده و یا ممکن است به ایالاس (از کارافتادگی ماهیچهها) و یا بیماریهای ژنتیکی ناخوداگاه، مبتلا شده باشند. البته شاید نتوان به درمان قطعی برای این بیماران رسید، اما قطعاً میشود بر روی زندگی بهتر آنها، کار کرد.
۲ سال گذشته ژاپنیها بر روی کوری مادرزادی کار کردند و توانستند با آزمایش بر روی موشها، ۱۰ تا ۲۰ درصد بینایی این حیوان را برگردانند که این آزمایش بر روی انسان هم جواب میدهد.
*خواسته و انتظاری از مسولان اجرایی کشور دارید؟
در پاسخ به این سوال باید بگویم که من یا هر کسی، ابتدا باید به یک سطح از توانایی برسد و بعد خواسته و انتظاری داشته باشد. سختیها و چالشهای کشور را میدانم و نمیتوانم چشمانم را بر روی آنها ببندم و داد و بیداد کنم! گلایهها بسیار و در بسیاری از موارد نیز به حق است، ولی من خدا را شکر میکنم که توانستم کارم را پیش ببرم و خواستهای هم از مسئولان ندارم.
همیشه به دانشجویانم میگویم از سیستم طلبکار نباشید؛ البته نه اینکه بیخیال باشید و مطالبه نکنید؛ مطالبه جای خود را دارد، ولی با اینکه میدان را خالی کنیم، موافق نیستم *و حرف آخر که ناگفته باقی ماند…
مدام نگوییم برای ما چه کار کرده اند، ما برای مردم و این سرزمین چه کردیم؟ برای تکه تکه این کشور شهید دادیم؛ همین که آرامش و امنیت در کشور برقرار بود و توانستیم درس بخوانیم و کار کنیم، بزرگترین خدمتی بوده که کشور به ما کرده؛ حالا وقت آن است که ما پاسخ دهیم و برای بقیه کار کنیم. همیشه به دانشجویانم میگویم که از سیستم طلبکار نباشید؛ البته نه اینکه بیخیال باشید و مطالبه نکنید؛ مطالبه جای خود را دارد، ولی با اینکه میدان را خالی کنیم، موافق نیستم. بچههای نخبه ای را میشناسم که یا دانشجو یا همکارم بوده اند و المپیاد جهانی بودند و رتبههای تک رقمی کنکور را کسب کردند، اما ایستاده اند و کار میکنند. سخت است! اما میشود ماند و کار کرد.
ارزش این افراد برای شخص من، هزار برابر بیشتر از آن فردی است که در دانشگاه هاروارد روی مرز دانش حرکت میکند؛ آن فردی که در هاروارد کار میکند با امکانات آمریکا برای آن کشور فعالیت میکند.
به گزارش خبرنگار مهر، برگزاری پنجمین سال هفته آگاهی از مغز در سطح کشور که قرار بود از نیمه دوم اسفند ماه امسال آغاز شود، بدلیل پیشگیری از شیوع بیماری کرونا و لزوم توجه به تامین سلامت آحاد افراد جامعه ، به سال آینده موکول شد.
«هفته آگاهی از مغز» رویدادی جهانی برای ارتقاء و علاقهمندی به تحقیقات علوم اعصاب است که هرساله با حمایتهای ستاد توسعه علوم شناختی و همکاری مراکز و نهادها درنقاط مختلف کشورمان برگزارمیشود.
دکتر محمد تقی جغتایی مشاور ارشد ستاد توسعه علوم شناختی درامر آموزش با تاکید بر اینکه جلوگیری از شیوع بیماری کرونا و تامین سلامت علاقه مندان و شرکت کنندگان در مراسم های متنوع هفته آگاهی از مغز از اهمیت ویژه ای برخوردار است، گفت: به همین دلیل برگزار ی مراسم پنجمین سال هفته آگاهی از مغز در سطح کشور به اواخر فروردین ماه سال آینده موکول شد.
وی افزود: هفته آگاهی از مغز همزمان با هشتمین همایش بین المللی علوم شناختی اواخر فروردین ماه سال آینده درکشور اجرا می شود. هشتمین همایش بین المللی علوم شناختی با هدف برقراری تعاملات علمی برای توسعه و گسترش فعالیتهای پژوهشی و همکاریهای بین رشتهای با حمایت ستاد توسعه علوم و فن آوریهای شناختی در دانشگاه شهید بهشتی گشایش می یابد.
مشاورعالی ستاد توسعه علوم شناختی یادآور شد: هفته آگاهی از مغز با هدف ارتقای دانش و افزایش سطح آگاهی عموم مردم از ساختار و عملکرد های مغز برگزار و تلاش می شود با استفاده از تمامی ظرفیتها و امکانات ، سطح دانش و اطلاعات ازتوانایی های مغز و نیز راههای جلوگیری ازکاهش توانایی های مغز در بین اقشار مختلف مردم در جامعه افزایش یابد.
وی خاطر نشان کرد: در هفته آگاهی از مغز با حمایت و برنامهریزیهای ستاد توسعه علوم و فن آوری های شناختی ، فعالیتهای متنوعی در حوزه مغز و آگاهی از عملکرد و ساختارهای این بخش حیاتی بدن انسان و توانمندسازی آن در سطح جامعه به اجرا در می آید .
جغتایی افزود: در هفته آگاهی از مغز همچنین سعی بر آن است تا با ارایه آموزشها و پرداختن به طرح های تحقیقاتی، زمینه شناسایی بیماری ها و اختلالات درحوزه های مغز بویژه در دو حیطه کودک و بزرگسال به منظور پیشگیری و درمان این بیماری ها هرچه بیشتر فراهم شود و با اجرای برنامه های گوناگون آموزشی و علمی نسبت به ارتقای بهداشت و توانمند سازی مغز و نیز راههای جلوگیری از کاهش توانایی مغز اطلاع رسانی صورت گیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دیلی میل، ممکن است مریخ سیارهای سرد و تاریک باشد اما همچنان زنده است.
نخستین نتایج رسمی از بررسی اطلاعات لندر اینسایت نشان میدهد زیر سطح سیاره مریخ ارتعاشاتی وجود دارد. اطلاعات حاکی از آن است که سیاره سرخ در سال ۴۵۰ ارتعاش را تجربه میکند. به همین دلیل محققان معتقدند احتمالاً در مریخحیاتوجود داشته باشد.
لندر اینسایت برای بررسی اعماق مریخ به این سیاره فرستاده شده و در نوامبر ۲۰۱۸ روی آن فرود آمده است. این لندر مجهز به ابزارهای مختلفی است تا وضعیت سیاره مریخ از جمله فعالیتهای ارتعاشی، اتمسفر، بادها و نوسانات دمای آن را با دقت بررسی کند.
این لندر با کمک مجموعهای از حسگرهای سیلیکونی در تجهیزاتSEIS خود، ارتعاشات زیر سطح مریخ را ردیابی کرده است.
محققان سراسر جهان در ۶ تحقیق اطلاعاتی که لندر اینسایت در ۱۰ ماه حضورش در مریخ ثبت کرده را بررسی کردند و متوجه چند صد ارتعاش زیر سطح مریخ شدند.
بروس بارنت محققارشد پروژه اینسایت میگوید: ما برای نخستین بار نشان دادیم در مریخزلزله رخ میدهد.
نخستین زلزله در مریخ در آوریل ۲۰۱۹ میلادی ثبت شد و از آن زمان تاکنون لندر اینسایت بیش از ۴۵۰ ارتعاش دیگر را ثبت کرده است.
فعالیتهای لرزشیمداوم بدان معنا است که احتمالاً آتشفشان هافعال و مواد مذاب مایع یا حتی آب زیر سطح سیاره وجود دارد. به این ترتیب محیطی برای رشد ارگانیسمها وجود خواهد داشت.
نیکلاس شمر از دانشگاه مریلند میگوید: وجود گدازههای آتشفشانی مذاب در مریخنشان دهندهحیات در این سیاره است.
دانشمندان معتقدند دستیابی به دانش بیشتر از فعالیتهای ارتعاشی سیارات دیگر به آنها کمک میکند به درک بهتری از چگونگی تشکیل منظومه شمسی برسند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از میک، Remdesivir نام دارویی است که توسط شرکت Gilead در آمریکا تولید شده و تأیید خبر کارآیی آن برای درمان کرونا توسط سازمان بهداشت جهانی باعث افزایش ارزش سهام شرکت شده است.
Gilead با همکاری مقامات چینی آزمایش این دارو را بر روی دو بیمار مبتلا به ویروس کرونا یا COVID-۱۹ آغاز کرده است.
به گفته بروس آیلواردمعاون مدیرکل سازمان بهداشت جهانی، داروی Remdesivir را میتوان دارویی دانست که برای درمان کروناکارآیی دارد.
Remdesivir در ابتدا برای درمان ویروس ابولا ساخته شد و بررسیها نشان میدهد میتوان از آن برای مقابله با انواع مختلف ویروس ابولا که به طور مرتب تغییر ماهیت میدهد، استفاده کرد.
این دارو در خاورمیانه هم برای مقابله با ویروس مرس استفاده شد که یکی از انواع ویروس کرونا محسوب میشود.
داروی یادشده جلوی تولید آنزیم خطرناکی را میگیرد که بسیاری از ویروسها در درون سلولهای بدن انسان تولید میکنند و از همین رو توانسته جلوی فعالیتمخرب چند نوع ویروس مختلفاز یک خانواده را بگیرد.