برچسب: تحلیل روز

  • انتخابات آمریکا | تحلیل رسانه‌های عربی از سرنوشت دوئل انتخابات آمریکا چگونه است؟

    انتخابات آمریکا | تحلیل رسانه‌های عربی از سرنوشت دوئل انتخابات آمریکا چگونه است؟

    انتخابات آمریکا | تحلیل رسانه‌های عربی از سرنوشت دوئل انتخابات آمریکا چگونه است؟

    اعتمادآنلاین| رسانه‌های عربی توجه ویژه‌ای به انتخابات ریاست‌جمهوری امروز آمریکا داشته و مطبوعات عرب‌زبان همزمان با آغاز این انتخابات تحلیل‌های دقیقه نودی خود را در رابطه با این رخداد، منتشر کردند.

    ترامپ در سودای اعلام پیروزی زودهنگام است؟ 

    به گزارش اعتمادآنلاین، روزنامه «القبس» در شماره امروز خود مساله احتمال اقدام دونالد ترامپ به اعلام زودهنگام پیروزی در انتخابات را مطرح و با استناد به برخی از رسانه‌های آمریکایی تاکید کرد ترامپ قصد دارد به شکل زودهنگامی پیروزی خود را در انتخابات اعلام کند. به گفته این روزنامه برخی از محافل در کاخ سفید خود را برای این اقدام آماده می‌کنند.

    ترامپ
    انتخابات آمریکا | تحلیل رسانه‌های عربی از سرنوشت دوئل انتخابات آمریکا چگونه است؟

    به اعتقاد این روزنامه کویتی، ترامپ با این اقدام خود و عدم انتظار برای اعلام نتایج رسمی آرا قصد دارد اعلام هر نتیجه‌ای غیر از پیروزی خود را را زیر سئوال برده و کار را به دادگاه عالی آمریکا بکشاند.

    در بخش دیگری از این تحلیل تاکید شده، نتایج نظرسنجی‌ها در رابطه با پیشی گرفتن بایدن جمهوری‌خواهان را نگران کرده و از این رو ترامپ به صرافت انجام چنین اقدامی افتاده است.

    احتمال دستگیری ترامپ چقدر است؟

    نسخه عربی نشریه «ایندیپندنت» هم در یادداشتی در رابطه با احتمال دستگیری ترامپ بعد از مراسم سوگند جو بایدن سخن گفت و نوشت: روز ۲۰ ژانویه پیش‌رو را تصور کنید؛ روزی سرد در واشینگتن و دقیقا در کاخ سفید در حالی که شماری از رؤسای‌جمهوری سابق آمریکا هم با رعایت فاصله‌گذاری حضور دارند.

    ملانیا ترامپ
    انتخابات آمریکا | تحلیل رسانه‌های عربی از سرنوشت دوئل انتخابات آمریکا چگونه است؟

    اما یک نفر در این مراسم غایب است؛ دونالد ترامپ بامداد آن روز با ناراحتی کاخ سفید را ترک کرد. او بدون آن که حاضر شود در مراسم سنتی خوردن چای با جو بایدن و همسرش شرکت کند، محل را ترک کرد.

    ترامپ سوار هواپیمای شماره یک است. هواپیمایی که او همواره به دنبال تغییر رنگ آن بود تا او را برای آخرین بار به جنوب فلوریدا ببرد.

    یکی از وظایف این هواپیما انتقال روسای‌جمهور سابق بعد از آخرین روز ماموریتشان به عنوان رئیس‌جمهور به نقطه ای است که مایل هستند، به آنجا بروند.

    وقتی هواپیما روی باند می‌نشیند چند خودروی سیاه رنگ متعلق به سازمان نیروهای ویژه سری آمریکا در باند فرودگاه منتظر او هستند. اینها قرار است تا مدتی مسئولیت محافظت از او را عهده‌دار باشند اما در سوی دیگر باند هم چند خودروی شورولت متعلق به وزارت دادگستری آمریکا حضور دارند.

    بازرس ویژه تحقیق در مورد پرونده ترامپ برای دوره بعد از ریاست‌جمهوری به رئیس تیم محافظان ترامپ نزدیک شده و به او خبر می‌دهد رئیس‌جمهور سابق باید برای مدتی، شاید برای چند روی و شاید هم بیشتر، به همراه آنها برود.

    به محض آن که ترامپ و ملانیا از هواپیما خارج می‌شوند و پای خود را در فلوریدا می‌گذارند ، مساله بازجویی آنها کلید خورده اما اختلاف‌نظر در مورد محل بازجویی به وجود می‌آید؛ گرچه مکان‌های راحت برای انجام این کار مانند یک ساختمان فدرال زیاد است.

    سرنوشت جو بایدن را در صورت شکست چگونه خواهد بود؟

    در این بین «یورو نیوز» عربی گزارش خود را از زاویه دیگری به این انتخابات معطوف کرده است. نویسنده این مقاله تلاش کرده است تا سرنوشت جو بایدن را در صورت شکست در انتخابات مورد بررسی قرار دهد. به اعتقاد این تحلیل، جو بایدن روز سه‌شنبه آخرین و مهم‌ترین مرحله حیات سیاسی طولانی خود را سپری خواهد کرد.

    جو بایدن
    انتخابات آمریکا | تحلیل رسانه‌های عربی از سرنوشت دوئل انتخابات آمریکا چگونه است؟

    این سیاستمدار ۷۷ ساله بعد از تجربه کردن تجارب تلخ خانوادگی و دو تلاش نافرجام برای رسیدن به ریاست‌جمهوری و نیز برنامه تبلیغات انتخاباتی نصف و نیمه که همواره تحت‌الشعاع شیوع ویروس کرونا قرار داشت، امروز آخرین دوئل خود را برای قانع کردن مردم آمریکا در رابطه با این که او شخصیتی است که می‌تواند کشور را متحد نگه دارد، انجام می‌دهد.

    به اعتقاد نویسنده، گرچه بایدن در سال ۲۰۲۰ همچنان شخصیت با ابهتی دارد، اما این مرد کارکشته دنیای سیاست در شرایط اوج خود که دوران معاونت باراک اوباما بود، به سر نمی‌برد.

    بایدن خود چندی پیش اعلام کرده بود: «اگر در مقابل میلیاردر جمهوری‌خواه که هیچ محبوبیتی هم ندارد، شکست بخورم واقعا یک نامزد ترحم‌برانگیز هستم.» اما این تمام ماجرا نیست؛ بلکه این شکست به معنای وارد آمدن ضربه‌ای مهلک به تاریخچه فعالیت‌های سیاسی اوست. بایدن فعالیت‌های سیاسی خود را از ۲۹ سالگی آغاز کرده و اکنون در شرایطی قرار دارد که یا آن را با پیروزی بزرگ به سر انجام رسانده یا با شکستی دردناک به پایان برساند.

  • در عراق چه می‌گذرد؟ / هواپیماهای نظامی آمریکایی  به طور علنی در حال بمباران مراکز مختلف حشدالشعبی هستند

    در عراق چه می‌گذرد؟ / هواپیماهای نظامی آمریکایی به طور علنی در حال بمباران مراکز مختلف حشدالشعبی هستند

    در عراق چه می‌گذرد؟ / هواپیماهای نظامی آمریکایی به طور علنی در حال بمباران مراکز مختلف حشدالشعبی هستند

     

     

     

    اعتمادآنلاین| سیدعماد حسینی- در عراق چه می‌گذرد؟ هواپیماهای نظامی آمریکایی که برای سرکوب و بیرون راندن داعش در این کشور فعالیت می‌کنند این بار به طور علنی در حال بمباران مراکز مختلف حشدالشعبی هستند.

    از سوی دیگر خمپاره‌ها پی‌در‌پی مراکز و پایگاه‌های آمریکایی را در عراق هدف قرار می‌دهند و سفیر آمریکا نیز چندی پیش تهدید به ترک عراق کرد.

    سفرای آمریکا و بریتانیا با عمار حکیم ملاقات کرده و او را واسطه گفت‌وگو با حشدالشعبی کردند، از طرفی نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در امور عراق هم مستقیماً به دیدار رئیس ستاد نیروهای حشدالشعبی عراق رفت و ظاهراً همین مهم را عهده‌دار بود.

    اینکه این بحران‌آفرینی ساخته و پرداخته آمریکا بوده یا طرف ثالثی برای برهم زدن شرایط امنیتی عراق تلاش می‌کند چندان در نتیجه‌گیری این صورت‌مساله که هدف این اتفاقات به شکل مستقیم تضعیف و ضربه زدن به حشدالشعبی است، تفاوتی ایجاد نمی‌کند.

    به اعتقاد برخی از کارشناسان، همزمانی تهدید دولت آمریکا به خارج کردن سفیر خود از عراق یا تعطیلی سفارتخانه‌اش در این کشور به بهانه حملات خمپاره‌ای علیه مقر این سفارت از یک سو و فشارهای حداکثری به حشدالشعبی و تلاش برای خلع سلاح آن به بهانه محصور نگه داشتن سلاح در دست نهادهای مربوطه، تفسیری جز اجرایی شدن برنامه بزرگی برای ضربه زدن به این نهاد به دست نمی‌دهد.

    چند روز پیش یک روزنامه کویتی خبر داد، حملات صورت‌گرفته علیه مراکز آمریکایی در عراق کاملاً هماهنگ شده بوده و هم واشینگتن و هم مصطفی الکاظمی از آن اطلاع دارند.

    به هر روی این پرسش نزد ناظران مسائل عراق همچنان باقی است که چرا تنها مراکزی (بخوانید چند کیلومتری مراکزی) هدف گلوله قرار می‌گیرند که اتفاقاً سفیر آمریکا هم به آنجا رفته است.

    اتفاق قابل تامل دیگر که همزمان با این فشارها در عراق در حال وقوع است، موج بازداشت‌های مدیران بانک‌ها و موسسات مالی عراقی است که در زمان نوری المالکی نخست‌وزیر اسبق عراق منصوب شده بودند.

    اینکه مدیران این مراکز مالی ناگهان به طور دسته‌جمعی طی یک سونامی علاوه بر برکناری، راهی زندان شوند نیز پرسش قابل تامل دیگری در صحنه متلاطم عراق است.

    واشینگتن و الکاظمی با همراهی کشوری همچون بریتانیا به دنبال چه هدفی در عراق هستند؟

    آیا باید منتظر رخدادی بزرگ برای تحت‌الشعاع قرار گرفتن کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌های انتخابات پیش رو باشیم؟

    صرف نظر از ابتلای ترامپ به ویروس کرونا، کاخ سفید چه برنامه‌هایی برای باقی ماندن او در این سمت برای چهار سال آینده دارد؟ و عراق صحنه چه نوع اقداماتی خواهد بود؟

    آیا عراق باز هم به نقطه‌ای برای آغاز جنگی دیگر در منطقه تبدیل خواهد شد، به خصوص که رسانه‌های صهیونیست اعلام کرده‌اند هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی مواضع حشدالشعبی را در عمق خاک سوریه نیز هدف قرار داده‌اند؟

  • کارشناسان خیالی ایران‌هراسی در رسانه‌های عربی را بیشتر بشناسید

    کارشناسان خیالی ایران‌هراسی در رسانه‌های عربی را بیشتر بشناسید

     

    کارشناسان خیالی ایران‌هراسی در رسانه‌های عربی را بیشتر بشناسید

     

    اعتمادآنلاین| رسانه‌های عربی مملو از کارشناسانی است که شبانه‌روز به ارائه مقاله، تحلیل و نظریه در مورد مسائل مختلف خاورمیانه از جمله ایران و فلسطین می‌پردازند و می‌کوشند ایران‌هراسی را در ساختار فکری جهان عرب نهادینه کنند.

    به گزارش اعتمادآنلاین، «دیلی‌پست» در مقاله‌ای که چندی پیش منتشر شد از ۱۹ شخصیت بسیار فعال در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های عربی نام برد که بیشترین حملات را علیه جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و قطر انجام می‌دهند، اما در واقع وجود خارجی ندارند.

    پایگاه قطری «عربی ۲۱» در گزارش مفصلی که با استناد به گزارش دیلی‌پست تهیه کرده، آورده است: یکی از این افراد که تحلیل‌های مستمری در مورد شرایط خاورمیانه و به ویژه نفوذ ایران در عراق از یک سو و ثبات و استقرار در دوبی ارائه می‌کند «رافائل بادانی» نام دارد که طی تحقیقات دیلی پست مشخص شده شخصیتی خیالی است.

    بادانی که مقالاتی در رسانه‌های محافظه‌کار آمریکایی همچون «واشینگتن اگزمینر» و «ریل کلیر مارکت» منتشر کرده و ستونی هم در «ماکس نیوز» دارد در عالم واقع وجود خارجی نداشته و تصویر منتشرشده از او نیز متعلق به بنیان‌گذار یک شرکت در سن‌دیگو بوده، از سویی پرونده او در لینکدین هم که نشان می‌دهد از دانشگاه جرج واشینگتن فارغ‌التحصیل شده نیز تقلبی است.

    بادانی عضوی از یک شبکه شخصیت‌های خیالی متشکل از ۱۹ نفر است که سال گذشته میلادی دست به انتشار ۹۰ مقاله و ۴۶ یادداشت مختلف علیه، ایران، قطر و ترکیه زده‌اند.

    اخبار فیک

    بعد از انتشار این تحقیق در دیلی پست بود که واشینگتن اگزمینر مقالات مربوط به بادانی را از سایت خود برداشت و در توضیح این کار نوشت، مقالات بعد از بررسی منبع و مولف حذف شده‌اند.

    عربی ۲۱ همچنین خبر داد حساب توییتر بادانی و ۱۵ نفر دیگر را که دیلی پست نام‌شان را در چارچوب فعالیت‌های فیک در این شبکه اجتماعی منتشر کرده بود مسدود کرده است.

    مارک اوین جونز دانشیار دانشگاه حمد بن خلیفه قطر هم در این باره به این پایگاه گفته است: امروز ما نه تنها شاهد مشارکت‌های فیک و اعضای جعلی و خیالی در توییتر هستیم بلکه برای اولین با روزنامه‌نگاران خیالی هم مواجه شده‌ایم.

    او تاکید می‌کند، این اشخاص خیالی مقالات بی‌شماری علیه قطر و ایران در رسانه‌های آمریکای شمالی و البته اسرائیل منتشر می‌کنند که از مهم‌ترین بسترهای انتشارات مقالات آنها می‌توان جروزالیم پست و شبکه العربیه و در آسیا نیز «ساوت چاینا مورنینگ پست» را نام برد.

    بر اساس اطلاعات افشاشده از سوی دیلی پست، این نام‌های خیالی بیش از هر چیز در پایگاه اطلاع‌رسانی «عین عربیه» و «فارس الان» دیده می‌شوند در حالی که تاریخ تاسیس حساب‌های کاربری آنها در توییتر هم به مارس و آوریل ۲۰۲۰ بازمی‌گردد.

    این افراد مشاور، سیاستمدار و روزنامه‌نگار مستقل معرفی شده‌اند و محل اقامت‌شان اروپا اعلام شده در حالی که به منظور بزرگ‌نمایی جایگاه‌شان مدارک علمی و شغلی جعلی هم برای آنها دست‌وپا شده است.

    قدیمی‌ترین مقاله این شبکه ۱۹نفره به جولای ۲۰۱۹ بازمی‌گردد که «لین نجوین» یکی از تحلیلگران خیالی متخصص در امنیت ملی جنوب آسیا (آن‌گونه که خود را معرفی کرده بود) در مورد اقتصاد هنگ‌کنگ در سایه شیوع ویروس کرونا منتشر کرد، اما به سرعت جهت تحلیل‌های این فرد به سوی خاورمیانه تغییر پیدا کرد تا اینکه فوریه گذشته پایگاه‌های عین عربیه و فارس الان به میزبان اصلی مقالات او و دیگر اعضای شبکه تبدیل شد.

    از نکات جالب در مورد پایگاه‌های مزبور این است که هر ۲ در رتبه‌بندی گوگل یک جایگاه را دارند و با یک آی‌پی مشخص و از برنامه‌نویسی یکسانی استفاده می‌کنند.

    به نوشته دیلی پست، فارس الان یک آدرس تقلبی در لندن دارد و شماره تلفن درج‌شده در بخش تماس آن هم پاسخگوی تماس‌ها نیست، در حالی که دبیرانی که اسامی‌شان در این پایگاه ذکر شده به نام‌های «شریف اونیل» و «تیمور هال» هیچ پیشینه دیگری در شبکه اینترنت یا اثر منتشرشده در رسانه‌های دیگر ندارند.

    اکثر نوشته‌های این شبکه از نویسندگان خیالی حول محور درخواست برای اعمال تحریم‌های بیشتر علیه تهران، استفاده از فشارهای جهانی برای تضعیف متحدان ایران در لبنان و عراق، انتقاد از قطر، حمله به الجزایر و حمله به حضور ترکیه در لیبی محصور می‌شود. علاوه بر این، دیگر مهمان‌های این پایگاه اینترنتی هم کسانی هستند که به حمایت از امارات متحده معروف‌اند.

    به نوشته دیلی پست، یکی از این تحلیلگران خیالی «امانی شاهان» نام دارد که خود را روزنامه‌نگار ایرانی شاغل در دیلی پست معرفی می‌کند، اما هیچ شخصی با این نام تاکنون در آنجا فعالیت نداشته است.

    دروغ بزرگ‌تر زمانی آشکار می‌شود که برای تایید صحت مدارک آکادمیک اشخاص از دانشگاه‌های اعلام‌شده توسط آنها استعلام می‌شود؛ پاسخ مشترک این دانشگاه‌ها به استعلام‌های صورت‌گرفته صرفاً یک جمله است: «چنین فردی با چنین مشخصاتی در میان دانشجویان این دانشگاه وجود ندارد.»

  • جایگاه عربستان در صلح اسرائیلی-عربی کجاست؟

    جایگاه عربستان در صلح اسرائیلی-عربی کجاست؟

    اعتمادآنلاین| عربستان سعودی گرچه ادعا کرد تا زمان یافتن راه‌حلی برای مساله فلسطین وارد جرگه سازش نخواهد شد، اما حریم هوایی خود را در مقابل پرواز هواپیماهای رژیم اسرائیل گشود.

    به گزارش اعتمادآنلاین، به اعتقاد برخی کارشناسان این اقدام محمد بن سلمان بخش‌های تاریکی از روابط دیرینه سعودی-اسرائیلی را برملا کرده و برنامه‌های پیش روی آنها را نیز برای منطقه نمایان‌تر ساخته است.

    در حالی از گشوده شدن حریم هوایی عربستان در مقابل پروازهای عبوری اسرائیل سخن می‌گوییم که عربستان چند سالی است حریم هوایی خود را به روی قطر بسته است.

    حریم هوایی عربستان به دلیل اختلاف نظر با قطر، کشور عربی و عضو شورای همکاری خلیج فارس، که سالیان درازی به همراه چهار کشور دیگر برادرخوانده یکدیگر محسوب می‌شدند، مدت‌هاست بسته است، در حالی که امروز اسرائیل جایگاهی به مراتب بهتر از قطر نزد عربستان پیدا کرده است.

    به گفته کارشناسان، گشوده شدن حریم هوایی عربستان در مقابل پروازهای تجاری (و شاید جنگی) اسرائیل ثابت می‌کند روابط بین دو طرف مدت‌هاست به نقطه اوج خود رسیده، اما زمان‌بندی مناسبی برای علنی شدن آن پیدا نشده است.

    این زمان‌بندی هم جنبه داخلی (جنگ شاهزاده‌های سعودی برای رسیدن به قدرت) دارد و هم جنبه خارجی (کسب امتیاز برای محمد بن سلمان در صحنه بین‌المللی و مشخص شدن سرنوشت ترامپ در کاخ سفید)، در حالی‌که به گفته یک تحلیلگر عرب حضور عربستان در این سوی بازی یک نیاز مبرم برای ادامه آن محسوب می‌شود.

    به گفته این تحلیلگر، به هر شکل باید یک بزرگ‌تر این طرف خاکریز برای مرتب کردن صفوف تسلیم‌شدگان (سازشکاران) و جلوگیری از بروز هرج و مرج و تغییر موضع آنها باقی بماند.

    اینکه عربستان در حال حاضر نقش کاپیتان کشتی به‌گل‌نشسته کشورهای عربی را ایفا می‌کند که باید آخرین فرد خارج شده از آن باشد یا اینکه نقش مردی را بازی می‌کند که به دلیل ناخشنودی از غافلگیری اعضای خانواده سعی در تلخ کردن حداکثری جشن‌شان دارد و یا حتی با واقع‌بینی خاصی به دنبال مشخص شدن نتیجه بازی ترامپ-بایدن برای تصاحب کلید کاخ سفید نشسته در نتیجه کلی تفاوتی نمی‌کند.

    امروز نتیجه‌گیری صاحب‌نظران نشان می‌دهد عربستان حداقل تا اکتبر آینده قصدی برای شنا کردن در استخر تمام‌شیشه سازش برای نمایش تبلیغاتی-انتخاباتی ترامپ ندارد.

    اگر نظریه توطئه و همدستی ترامپ و بن سلمان را برای رو شدن این برگ برنده در آخرین لحظات پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نادیده بگیریم، شاید بتوان این رویکرد را آماده‌سازی بن سلمان برای دوره پساترامپ توصیف کرد، دوره‌ای که شاید از طریق گفت‌وگوهای اطمینان‌بخش و پشت پرده دستیاران بایدن با این شاهزاده سعودی برایش قابل هضم‌تر شده باشد.

  • سازش ابوظبی-تل‌آویو؛ باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟ / معادله منافع به سوی کدام ضلع مثلث چربش دارد؟ – بخش چهارم

    سازش ابوظبی-تل‌آویو؛ باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟ / معادله منافع به سوی کدام ضلع مثلث چربش دارد؟ – بخش چهارم

    اعتمادآنلاین| سیدعماد حسینی- علنی شدن توافق سازش امارات متحده عربی و اسرائیل پرسش‌های متعددی به وجود آورده است؛ در قسمت‌های قبل به برخی از این پرسش‌ها پاسخ داده شد، اما سوالات متعدد دیگری همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند که برخی از آنها در تعیین سرنوشت منطقه نقس بسزایی دارند. یکی این پرسش‌ها مربوط به اهدافی است که هر یک از طرف‌های این مثلث سازش در صدد تحقق آن بودند.

    «صباح الخیر لسکان الامارات من اورشلیم القدس»؛ این جمله عربی‌ای است که گوینده اخبار بامدادی رادیو عبری‌زبان رژیم صهیونیستی فردای روز اعلام برقراری روابط رسمی بین ابوظبی و تل‌آویو، با آن بخش خبری را آغاز کرد.

    روز ۱۳ آگوست را باید روز پایان تکذیب‌هایی نامید که ماه‌ها و شاید سال‌های متوالی رهبران دولت امارات متحده عربی در مورد هم‌پیمانی با رژیم اسرائیل اعلام می‌کردند.

    به اعتقاد اکثر تحلیلگران، این اقدام دولت امارات برخلاف خط‌مشی چند سال گذشته این کشور در راستای همسویی با برنامه‌های ریاض بوده و اصولاً در تضاد با مفاد ابتکار صلح عربی است که عربستان پدرخوانده آن محسوب می‌شود.

    از همین رو به بررسی این اعلام ناگهانی اما نه‌چندان غافلگیرکننده و منافعی که هر طرف از قبل آن به دست آورده‌اند پرداخته‌ایم.

    با مرور اخبار و گزارش‌های منتشرشده طی حداقل یک سال گذشته، متوجه گسترش روزافزون همکاری ابوظبی و تل‌آویو در ابعاد امنیتی، اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی و اخیراً درمانی (مبارزه با کرونا) می‌شویم.

    شاید ترور محمود المبحوح رهبر حماس در یکی از هتل‌های دوبی اوج نمایان شدن حضور امنیتی-اطلاعاتی اسرائیل در این شیخ‌نشین حاشیه جنوبی خلیج فارس باشد.

    همچنین می‌توان حمایت قاطعانه امارات متحده عربی از توافق قرن را هم یکی از دلایل این حرکت امارات برشمرد.

    اما دلایل زیادی را می‌توان در مورد اقدام مثلث ترامپ-بن زاید-نتانیاهو در علنی کردن روابط‌شان بیان کرد.

    یکی از مهم‌ترین دلایل این اعلام اعطای یک دُز دوپینگ به حرکت انتخاباتی دونالد ترامپ در سایه شکست‌ها و ناکامی‌های پیاپی‌اش بود، به خصوص که مدتی است توافق قرن به کما رفته و خبری از آن نیست.

    به تعبیری دیگر، امروز که ترامپ به شدت از کاهش محبوبیت داخلی رنج می‌برد و انتقال سفارت آمریکا به قدس و اعلام حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان هم نتوانسته تمامی گروه‌های فشار یهودیان را با ستاد انتخاباتی‌اش همراه کند، او بیش از هر زمان دیگری خود را نیازمند کسب یک امتیاز جنجالی می‌یابد تا همچنان در عرصه رقابت زنده جلوه کند، به ویژه که یهودیان آمریکا ثابت کرده‌اند علاقه‌ چندانی به شرط‌بندی روی اسب بازنده ندارند.

    همین امر سبب شد سیاست‌گذاران ستاد انتخاباتی دونالد ترامپ به صرافت منفجر کردن بمبی بیفتند که حداقل تا نوامبر ۲۰۲۰ پژواکش همچنان به گوش برسد و نام ترامپ را بر سر زبان‌ها نگه دارد.

    در ضلع دیگر این مثلث هم بنیامین نتانیاهو با مشکلات داخلی شدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

    او بارها طی اظهارنظرهای خود در ستایش این توافق بازگو کرده، قرار است امارات متحده عربی به میزان قابل توجهی [در سرزمین‌های اشغالی] سرمایه‌گذاری کند و از طریق دوبی به عنوان یکی از مراکز تجاری مهم منطقه و جهان بازارهای جدیدی برای اسرائیل باز شود.

    به اعتقاد کارشناسان، این توافق می‌تواند ابزاری برای سرد کردن- یا دست‌کم کُند کردن ضرباهنگ- فشارها بر او در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و حتی قضایی باشد.

    در ضلع سوم این معامله هم محمد بن زاید ایستاده که بی‌تردید نه تنها سودای ریاست بر امارات متحده عربی و جانشینی برادرش- که گفته می‌شود به دست او زمین‌گیر و اسیر بستر شده- بلکه رهبری کشورهای عربی به ویژه شورای همکاری خلیج فارس و حتی منطقه خاورمیانه را در سر می‌پروراند.

    به زعم کارشناسان، یکی از مهم‌ترین اهداف بن زاید اطمینان از حمایت آمریکا از طریق گروه‌های فشار اسرائیلی برای به قدرت رسیدن در امارات و زمینه‌چینی برای کنار زدن محمد بن سلمان از رهبری سنتی شورای همکاری از طریق آمریکا و گسترش نفوذ منطقه‌ای به کمک اسرائیل است.

    کارشناسان بر این گمان‌اند که با وجود ادعای رهبران امارات مبنی بر عدم محوریت خصومت با ایران در این توافق، اما می‌توان این خصومت را بستر اصلی جهش ابوظبی به سوی تل‌آویو و کاتالیزور گسترش چندساله این روابط قلمداد کرد.

  • سازش ابوظبی-تل‌آویو؛ باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟ / چرا امارات و نه عربستان باید پیشقراول و صف‌شکن موج جدید سازش اعراب با اسرائیل باشد؟- بخش دوم

    سازش ابوظبی-تل‌آویو؛ باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟ / چرا امارات و نه عربستان باید پیشقراول و صف‌شکن موج جدید سازش اعراب با اسرائیل باشد؟- بخش دوم

    اعتمادآنلاین| سیدعماد حسینی- یکی از این پرسش‌ها این است که چرا امارات و نه عربستان باید پیشقراول و صف‌شکن موج جدید سازش اعراب با اسرائیل باشد؟

    به بیانی روشن‌تر، چرا در این برهه زمانی خاص، ترامپ سیاست جذب محمد بن زاید و دفع محمد بن سلمان را پیشه کرده است؟

    به اعتقاد کارشناسان، اگر سازش امارات متحده عربی و رژیم اسرائیل ضربه مهلکی به مساله فلسطین وارد آورده، باید اعتراف کرد بزرگ‌ترین بازنده در این میان دولت عربستان سعودی محسوب می‌شود.

    به گفته این کارشناسان، فارغ از اینکه امارات متحده عربی با چه هدفی روابط خود را با رژیم اسرائیل علنی و رسمی کرده، و اسرائیل از این بابت به چه دستاوردهایی رسیده، محمد بن سلمان از این ماراتن با مانع دیپلماتیک، دست خالی خارج شده است.

    ولیعهد عربستان باید مدت‌ها حلاجی کند تا دریابد، چرا محمد بن زاید که همواره خود را پشت سر محمد بن سلمان پنهان نگه می‌داشت در آخرین پیچ قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از متحد چندساله‌اش سبقت گرفت؛ به هر روی، او دیگر حتی در صورت برقراری روابط ریاض با تل‌آویو هم نخواهد توانست در جایگاه محمد بن زاید قرار گیرد زیرا توافق ریاض-تل‌آویو نیز تحولی در چارچوب اقدام خط‌‌شکنانه محمد بن زاید تلقی خواهد شد.

    با این حال، به اعتقاد کارشناسان، گرچه محمد بن سلمان اشتیاق زیادی برای ورود به جرگه سازش با اسرائیل دارد، اما کماکان خود را در چارچوب توافق سازش عربی که توافقی عربستانی است محدود می‌بیند.

    برای کاخ سفید هم برگزیدن محمد بن زاید که طی این مدت با چراغ خاموش پیش رفته بسیار بهتر از محمد بن سلمانی است که رسوایی‌های گوناگونش تا پشت دیوارهای کاخ سفید رسیده و حتی دستور فراخوانی او برای بازجویی توسط دادگاه‌های آمریکا صادر و جو منفی علیه او از منطقه تا آمریکا کشیده شده است.

    با نگاهی به تفسیر تحلیلگران بین‌المللی، امارات برای کسب امتیاز کامل از این رخداد، از مدتی پیش حضور خود را در یمن- که مهم‌ترین تجاوز منطقه قلمداد می‌شود- کمرنگ کرد.

    در مقابل حتی در صورت اعلام سازش عربستان، دم دست‌ترین تفسیرها تلاش بن سلمان برای رهایی از پرونده محاکمه‌های جنایی‌اش در آمریکا می‌بود و این مساله می‌توانست حواس جهان را از آنچه که بن‌سلمان می‌کوشد دستاوردی بنامد که حتی دولت صلح‌طلب باراک اوباما هم موفق به تحقق آن نشد پرت کند.

    این امر زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که بدانیم ترامپ قصد دارد این امتیاز را در انتخابات ریاست‌جمهوری و در مقابل معاون اوباما خرج کند.

    شاید در چارچوب همین دستورالعمل بود که عربستان به محدودترین شکل ممکن در مورد این تحول بزرگ به اظهارنظر رسمی پرداخت؛ یا به تعبیری چنین دستوری را از کاخ سفید دریافت کرد.