برچسب: اکبر هاشمی رفسنجانی

  • «محمد سعیدی‌کیا» دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص شد

    «محمد سعیدی‌کیا» دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص شد

    «محمد سعیدی‌کیا» دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص شد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مراسمی با حضور دبیر و معاونان دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، دبیر جدید کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع معارفه شد.

    در ابتدای این مراسم که پیش از ظهر روز شنبه چهارم مردادماه برگزار شد، دکتر محسن رضایی با تبریک فرارسیدن ماه ذی‌الحجه و اعیاد سعید قربان و غدیر گفت: یکی از کمیسیون‌های فعال و با اهمیت مجمع، کمیسیون زیربنایی و تولیدی است که با شش وزارتخانه و چند کمیسیون مجلس شورای اسلامی و بخش‌هایی از قوه قضائیه در ارتباط است.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به دلیل اهمیت این کمیسیون، در سال‌های اولیه تشکیل، مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی مسئولیت آن را قبول کرد و تا زمانی که در قید حیات بودند، خودشان آن کمیسیون را اداره می‌کردند. بعد از رحلت ایشان، جناب آقای مصباحی مقدم مسئولیت این کمیسیون را پذیرفتند و همچنین جناب آقای میرسلیم هم دبیری این کمیسیون را بعد از آقای دکتر مبینی دهکردی قبول کردند.

    وی با اشاره به کارنامه موفق کمیسیون در دوره مهندس میرسلیم گفت: در دوره دبیری ایشان، هیچ وقفه‌ای را در کمیسیون زیربنایی شاهد نبودیم.

    میرسلیم بعد از اینکه با رأی مردم تهران، نماینده مجلس شدند به صورت مکتوب و تلفنی به من گفتند که مصلحت نیست که من به عنوان نماینده مجلس در خانه ملت وقت نگذارم و با وجود اهمیت کمیسیون زیربنایی در مجمع، باید به رأی مردم احترام بگذارم و شما استعفای بنده را بپذیرید.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: با آقای مهندس سعیدی‌کیا صحبت کردیم که به عنوان دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی از ایشان استفاده شود و این امر موجب تقویت فعالیت‌های کمیسیون زیربنایی خواهد شد.

    در ادامه سعیدی کیا از حسن ظن و تدبیر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نسبت به ایشان و زحمات مهندس میرسلیم در کمیسیون زیربنایی و تولیدی قدردانی کرد و برای ایشان آرزوی موفقیت نمود.

    منبع : مهرنیوز

  • دو نامه‌ای که در پذیرش قطعنامه توسط امام نقش اساسی داشت/به جز آیت الله هاشمی چه کسانی امام را برای پذیرش قطعنامه قانع کردند؟

    دو نامه‌ای که در پذیرش قطعنامه توسط امام نقش اساسی داشت/به جز آیت الله هاشمی چه کسانی امام را برای پذیرش قطعنامه قانع کردند؟

    به دنبال پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد از طرف ایران در بیست و هفتم تیرماه سال ۶۷، جنگ هشت ساله که از طرف عراق به ایران تحمیل شده بود، رسما پایان گرفت. به همین مناسبت خاطره ای از علل پذیرش قطعنامه به وسیله امام از میان خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی که فرماندهی جنگ را برعهده داشت، منتشر می کنیم.

    ‌بر اثر پیشرفتهای نظامی ما، فشار سیاسی بین المللی، جدی می شد. آنها فهمیده بودند‎ ‎‌که در میدان جنگ، نمی توانند ما را شکست بدهند. ما در محاصره اقتصادی بودیم، به ما‎ ‎‌سلاح نمی فروختند.‌

    ما موشک، هواپیما و همه ابزار جنگ را به کار گرفتیم و سیادت خود را بر دریا حفظ‌‎ ‎‌کردیم. در برخورد با امریکا برای ما مشخص شد که امریکا جلو می آید؛ فهمیدیم که‌‎ ‎‌نمی خواهند بگذارند، ما پیروز این میدان باشیم، آنان به جای عراق می جنگیدند. حمله‌‎ ‎‌به ایرباس یک اخطار بود و اینکه امریکا حدی برای تجاوز به ایران قائل نبود و این تجاوز‎ ‎‌اهداف نظامی و اقتصادی و مردمی را در برمی گیرد. همزمان به سکوهای نفتی و‎ ‎‌کشتیهای غیرنظامی و ناوهای جنگی حمله کردند. بنابراین، ما در خلیج فارس با امریکا،‌‎ ‎‌فرانسه و انگلیس مواجه بودیم. من بعد از بمباران، به حلبچه رفتم؛ وحشتناک بود، مردم‌‎ ‎‌با تنفس گاز درو شده بودند، غیر قابل تحمل بود.‌

    مشکل دیگر ما از اینجا شروع شد که دولت، به امام نامه نوشت و رسماً اعلام کرد که‌‎ ‎‌ما دیگر نمی توانیم هزینه جنگ را بپردازیم. سپاه هم، به امام نامه نوشت و اعلام کرد،‌‎ ‎‌حالا که امریکا وارد عمل شده است، اگر می خواهیم بجنگیم باید حمایت وسیعتری‌‎ ‎‌بشود. این نامه، یک سند بسیار مهم است که سرلشکر رضایی نوشته و نیازهای جنگ را‎ ‎‌اعلام کرده است و مهمتر از همه اینها، جدیتر و وسیعتر شدن حمله به عراق غیر نظامیان‌‎ ‎‌و شهرهای دور از جبهه بود، که برای نجات خود مرتکب می شد و حامیانش امکانات‌‎ ‎‌لازم را در اختیارش می گذاشتند.

    اینکه الان شایع است، فقط من امام را قانع کردم!‌‎ ‎‌درست نیست. این مطالب در جلسه سران مطرح می شد که حاج احمد آقا هم بود. در آن‌‎ ‎‌جلسه ما به این نتیجه رسیدیم که باید آتش بس را بپذیریم و به صورت دسته جمعی پیش‌‎ ‎‌امام رفتیم. خدمت امام که رسیدیم موضوع پذیرش آتش بس را مطرح کردیم. امام هم‌‎ ‎‌قبلاً نامه آقای محسن رضایی و نامه دولت را دیده بودند. ایشان هم آمادگی داشتند؛ لذا‎ ‎‌پیشنهاد ما را تأیید کردند. پس از تصمیم گیری در بارۀ آتش بس این موضوع مطرح شد که‌‎ ‎‌سیاست ما ایستادگی تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون بوده است و امام هم تأکید‎ ‎‌کرده بودند که: «اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد، ما ایستاده ایم». لذا ضروری‌‎ ‎‌بود که دربارۀ سیاست جدید، توضیحات لازم به مردم داده شود، من پیشنهاد کردم که من‌‎ ‎‌فرمانده جنگ هستم و مسئولیت آتش بس را به عهده می گیرم و اعلام می کنم که موافق‌‎ ‎‌ادامه جنگ نیستم. امام فرمودند که: «من می گویم».‌

    ما گفتیم که شما در جنگ مسئولیتی نداشتید، فقط سیاست جنگ را می گفتید، جنگ‌‎ ‎‌را ما مدیریت می کردیم؛ لذا ما به توافق نرسیدیم که امام دفاع کنند. ایشان گفتند که: «شما‎ ‎‌علما و شخصیتهای مؤثر را جمع کنید و آنها را توجیه کنید که در چه شرایطی هستیم، تا‎ ‎‌همه دفاع کنند». در دفتر رئیس جمهور، این جلسه تشکیل شد. جمع کثیری از شخصیتها‎ ‎‌و بزرگان نظامی و غیرنظامی آمدند. احمد آقا به ما خبر دادند که امام درباره آتش بس‌‎ ‎‌نامه ای نوشته اند. ما قبل از آن خبری نداشتیم که امام نامه نوشته اند؛ یعنی بنا نبود که‌‎ ‎‌نامه ای بنویسند.‌

    امام بعداً به من فرمودند که: «من فکر کردم مسأله مهمی است و من هم باید در آن‌‎ ‎‌شرکت کنم». بالاخره به جای اینکه ما آتش بس را توجیه کنیم، امام آن نامه را نوشتند.‌(۱)

    آن نامه مشکل بزرگی را حل کرد. برای آنهایی که در مسائل جنگ حساس بودند و از مسائل‌‎ ‎‌مطلع بودند، پذیرش موضع جدید خیلی سخت نبود؛ اما آنهایی که بیرون بودند و‎ ‎‌همیشه خبر فتح را می شنیدند، پذیرش آن برایشان آسان نبود. آن نامه امام بسیار کمک‌‎ ‎‌کرد. در این خصوص هیچ قراری نبود، این از مردانگیهای خود امام بود که این کار را‎ ‎‌کردند، تشخیص درستی هم دادند؛ چون در همان جلسه هم، بعضیها مخالفت را شروع‌‎ ‎‌کرده بودند.‌

    دو نامه‌ای که در پذیرش قطعنامه توسط امام نقش اساسی داشت/به جز آیت الله هاشمی چه کسانی امام را برای پذیرش قطعنامه قانع کردند؟
    دو نامه‌ای که در پذیرش قطعنامه توسط امام نقش اساسی داشت/به جز آیت الله هاشمی چه کسانی امام را برای پذیرش قطعنامه قانع کردند؟

    دربارۀ خاتمه جنگ، موضوع مهمی که یکی از عوامل ختم جنگ است، این بود که‌‎ ‎‌اواخر جنگ امکانات دو طرف برای حمله به شهرها و غیر نظامیها زیاد شده بود. ما با‎ ‎‌بُرد تقریباً ۲۰۰ کیلومتر موشک می ساختیم که به تولید انبوه رسیده بود. عراق نیز با‎ ‎موشکهایش تهران را می زد. این نگرانی بسیار جدی بود که بعد از حلبچه، جنگ به‌‎ ‎‌کشتار غیر نظامیان تبدیل شود. ما هم اگر می خواستیم اسلحه شیمیایی به کار بگیریم،‌‎ ‎‌توانایی آن را داشتیم. آنچه در جنگهای جهانی اتفاق افتاد و از میلیونها کشته صحبت‌‎ ‎‌می کنند، اینها هم قابل پیش بینی بود. ما نمی خواستیم چنین شود؛ چون اولاً: روی آینده‌‎ ‎‌عراق حساب می کردیم؛ ثانیاً: آنان مسلمان هستند و ما نمی توانستیم آنان را بکشیم.‌‎ ‎‌اصولاً اکثر مردم عراق از اقدامات صدام راضی نبودند. از این طرف هم، مردم ما آسیب‌‎ ‎‌می دیدند. این مورد را باید مهم ترین عامل پذیرش قطعنامه از طرف امام حساب کنیم.‌‎ ‎‌من این مسائل را خدمت امام گفته بودم و ایشان در جریان کاربرد این نوع سلاحها قرار‎ ‎‌گرفته بودند.‌(۲‎)

    ‌قبول قطعنامه ۵۹۸ تبلور صلح حدیبیّه!‌ ‌

    ‌اصل تصمیم شجاعانه ای که امام در این مقطع، دربارۀ پذیرش قطعنامه شورای امنیت‌‎ ‎‌گرفتند، که ما می دانیم با فطرت، روحیه عظیم، قوی و قاطع ایشان که در گذشته آن را نفی‌‎ ‎‌می فرمودند، چه مقدار منافات داشته و وقتی مصلحت اسلام را تشخیص دادند؛ اینگونه‌‎ ‎‌آگاه و شجاع و بدون یک ذره پرده پوشی فرمود: « من تا چند روز پیش، نظرم غیر از این‌‎ ‎‌بود و امروز نظرم این است و آبروی خودم را اگر داشته باشم با خدا بر سر مصالح‌‎ ‎‌مسلمین معامله کردم.» این حرف از یک پیرمرد سالخورده محبوب، عظیم و عزیزی که‌‎ ‎‌در زندگی سابقه ندارد حرف خودش را به این آسانی پس بگیرد و یک راه جدیدی را‎ ‎‌ترسیم بکند که برای بعضی از افکار ساده اندیش سؤال انگیز باشد، بزرگترین نشانه‌‎ ‎‌عظمت روح و سلامت روان است.‌

    من به واقع تبلور تصمیم پیغمبر اکرم را در «حدیبیّه» که به دستور صریح خداوند جهان‌‎ ‎‌و پیام جبرائیل انجام گرفت، در این حرکت امام می بینم. آن روز که اطرافیان پیغمبر برای او‎ ‎‌اشک می ریختند و می گفتند: «ما با امضای این پیمان نامه ذلیل شدیم». قرآن در‎ مقابل آنها فرمود: ‌انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً‌ ساده اندیشان، آن پیمان را خفت تلقی می کردند؛‌‎ ‎‌ولی قرآن کریم، آن را «فتح مبین» معرفی کرد که تاریخ نشان داد چه فتح مبینی بوده‌‎ ‎‌است.‌‎

    ۱۷۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزاده همسرش در مجلس به روایت احمد توکلی

    تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزاده همسرش در مجلس به روایت احمد توکلی

    در این مطلب آمده است؛

    *من و  آقای علیرضا یارمحمد در  دوران طاغوت هم‌زندان بودیم. با این حال پس از انقلاب  او از بم به مجلس آمد و من هم از بهشهر و یکدیگر را در مجلس اول پیدا کردیم. هر دو عضو هیئت رئیسه بودیم. من منشی و او کارپرداز اجرایی که مسئولیت حفاظت و حراست و گزینش هم  جزء آن بود؛ آقای هاشمی رفسنجانی که ریاست مجلس را برعهده داشت می‌خواست برادرزاده خانمش را در مجلس استخدام کند و مسئولیت این کار با آقای یارمحمد بود که باید از نظر حفاظتی تایید می‌کرد که این فرد صلاحیت لازم برای کار در مجلس را دارد یا ندارد. او چون با کرمان آشنا بود، می دانست که برادرزاده خانم مرعشی سمپات مجاهدین خلق است و به همین جهت با استخدام وی در مجلس مخالفت کرد.

    تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزاده همسرش در مجلس به روایت احمد توکلی
    تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزاده همسرش در مجلس به روایت احمد توکلیتلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزاده همسرش در مجلس به روایت احمد توکلی

    *آقای هاشمی، ناراحت شد ولی از آنجا که نمی‌توانست چیزی به آقای یارمحمد بگوید، به سراغ آقای ولایتی که آن زمان کارپرداز فرهنگی مجلس بود رفت و از او خواست که آن فرد را به استخدام کتابخانه مجلس در آورد. به دستور آقای ولایتی او در کتابخانه مجلس مشغول بکار شد. ولی چون استخدام در تمام مجلس بدون تأیید حفاظتی مقدور نبود، یارمحمد مخالفت کرد.  پس از آن، آقای هاشمی به ناچار به مرحوم آقای کتیرایی، کارپرداز اداری توصیه کرد. کتیرایی هم با شنیدن توضیحات یارمحمد زیر بار نرفت! این  را برای مثال شما زدم تا بگویم در آن دوران، شرایط به گونه‌ای بود که اگر افراد در مسئولیت‌های مختلف در برابر خواسته‌های غیرمتعارف مسئولان از خود مقاومت نشان‌ می‌دادند، مسئول مربوط نمی‌توانست به راحتی به هدف مورد نظر خود دست پیدا کند و امر به معروف و نهی از منکر در برخی‌ها وجود داشت.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزنش در مجلس به روایت احمد توکلی

    تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزنش در مجلس به روایت احمد توکلی

    تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزنش در مجلس به روایت احمد توکلی

     

    در این مطلب آمده است؛

    *من و  آقای علیرضا یارمحمد در  دوران طاغوت هم‌زندان بودیم. با این حال پس از انقلاب  او از بم به مجلس آمد و من هم از بهشهر و یکدیگر را در مجلس اول پیدا کردیم. هر دو عضو هیئت رئیسه بودیم. من منشی و او کارپرداز اجرایی که مسئولیت حفاظت و حراست و گزینش هم  جزء آن بود؛ آقای هاشمی رفسنجانی که ریاست مجلس را برعهده داشت می‌خواست برادرزاده خانمش را در مجلس استخدام کند و مسئولیت این کار با آقای یارمحمد بود که باید از نظر حفاظتی تایید می‌کرد که این فرد صلاحیت لازم برای کار در مجلس را دارد یا ندارد. او چون با کرمان آشنا بود، می دانست که برادرزاده خانم مرعشی سمپات مجاهدین خلق است و به همین جهت با استخدام وی در مجلس مخالفت کرد.

    *آقای هاشمی، ناراحت شد ولی از آنجا که نمی‌توانست چیزی به آقای یارمحمد بگوید، به سراغ آقای ولایتی که آن زمان کارپرداز فرهنگی مجلس بود رفت و از او خواست که آن فرد را به استخدام کتابخانه مجلس در آورد. به دستور آقای ولایتی او در کتابخانه مجلس مشغول بکار شد. ولی چون استخدام در تمام مجلس بدون تأیید حفاظتی مقدور نبود، یارمحمد مخالفت کرد.  پس از آن، آقای هاشمی به ناچار به مرحوم آقای کتیرایی، کارپرداز اداری توصیه کرد. کتیرایی هم با شنیدن توضیحات یارمحمد زیر بار نرفت! این  را برای مثال شما زدم تا بگویم در آن دوران، شرایط به گونه‌ای بود که اگر افراد در مسئولیت‌های مختلف در برابر خواسته‌های غیرمتعارف مسئولان از خود مقاومت نشان‌ می‌دادند، مسئول مربوط نمی‌توانست به راحتی به هدف مورد نظر خود دست پیدا کند و امر به معروف و نهی از منکر در برخی‌ها وجود داشت.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • وقتی منتقدان روحانی و ظریف، پدیده ترامپ را فراموش می‌کنند /«قدرت دیپلماسی» ایران در دولت روحانی

    وقتی منتقدان روحانی و ظریف، پدیده ترامپ را فراموش می‌کنند /«قدرت دیپلماسی» ایران در دولت روحانی

    شرایط مختلف رویکرد، راهبرد و استراتژی مناسب و متناسب خود را می‌طلبد. در تاریخ چهل و یکساله انقلاب اسلامی، دولت‌های مختلف هر کدام با شعارها، رویکردها و برنامه‌های خود را در معرض رای مردم قرار می‌دادند. بعداز پایان جنگ تحمیلی هشت ساله، دولت مرحوم آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی،  استراتژی خود را بر ساختن کشور قرار داد و به دولت سازندگی معروف شد و چون این مفهوم اولویت و ضرورت آن مقطع کشور بود، با اصرار و اهتمام تمام و با استفاده از ظرفیت جهاد سازندگی و پشتیبانی و کمک گرفتن از امکانات و تجربیات نیروهای مسلح و نیروی انسانی آن، توانست تا حدود زیادی علاوه بر بازسازی خرابی‌های ناشی از جنگ، زیرساخت‌های جدیدی هم در کشور ایجاد کند، این رسالتی بود که از حمایت همه ارکان نظام برخوردار بود و تا حد زیادی در به نتیجه رساندن این تعریف و استراتژی موفق عمل کرد.

    دولت اصلاحات و توسعه سیاسی

    در حالی که ایران آشفتگی‌های ناشی از انقلاب، آسیب‌ها و تخریب‌های جنگ ۸ ساله عبور کرده و با بازسازی خرابی‌های ناشی از جنگ در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی کشور وارد مسیر تازه ای شده بود، سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ از خاستگاه مجمع روحانیون مبارز و با حمایت مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب کارگزاران سازندگی با شعار توسعه سیاسی و تقویت جامعه مدنی در رقابت با علی‌اکبر ناطق نوری پیروز کارزار انتخابات شد. با روی کار آمدن خاتمی نگرش جدیدی بر فضای کشور حاکم شد رویکرد کلی و تفکر حاکم براین دولت، توسعه سیاسی و فرهنگی بود با این حال دولت اصلاحات بحث توسعه و توجه به اقتصاد را هم فراموش نکرد و به اذعان کارشناسان منصف کارنامه قابل دفاع اقتصادی از خود به یادگار گذاشت.    کند

    وقتی منتقدان روحانی و ظریف، پدیده ترامپ را فراموش می‌کنند /«قدرت دیپلماسی» ایران در دولت روحانی
    وقتی منتقدان روحانی و ظریف، پدیده ترامپ را فراموش می‌کنند /«قدرت دیپلماسی» ایران در دولت روحانی

    تنش زداییِ دولت اصلاحات به سبک روحانی

    واقع امر این است که اراده جمهوری اسلامی ایران بر کنشگری مستقلانه در مناسبات بین الملل باب طبع قدرتهای بزرگ جهانی نبوده است. تا زمانی که شوروی سابق دچار فروپاشی نشده بود. رقابتها بین دو بلوک اصلی باعث می شد فضای تنفسی برای قدرتهای سطح متوسط در مناسبات بین المللی وجود داشته باشد. اما با فروپاشی شوروی، آمریکا به دنبال تحمیل خواست و اراده خود بر کشورهای مستقل برآمد. البته آمریکا و دولت‌های همسو با آن پرونده‌هایی همچون حقوق بشر،  موضع گیری درباره صلح اعراب و اسرائیل و سیاست‌های منطقه ای ایران را محمل مقابله با ایران قرار می دادند با این حال در این سال‌ها پرونده هسته ای ایران با رویکردی سیاسی وارد فرایندی شد که تاکنون  بخش زیادی از ظرفیت‌های دیپلماتیک خود را به خود اختصاص داده است.  در سال ۱۳۸۲، فعالیت‌های هسته‌ای ایران مورد توجه ویژه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گرفت. ابتدائاً سازمان انرژی اتمی از سوی ایران مأمور مذاکره با آژانس بود. کارشناسان سازمان انرژی اتمی که تا شهریور ۱۳۸۲ مسئول پرونده بودند. پس از تصویب قطعنامه شورای حکام علیه ایران در سپتامبر ۲۰۰۳، سران کشور تصمیم گرفتند تا وزارت امور خارجه را مسئول مذاکره قرار دهند، اما نهایتاً با نظر وزارت خارجه، مسئولیت پرونده از مهر ۱۳۸۲ به شورایعالی امنیت ملی سپرده شد. بدین ترتیب دبیر شورایعالی امنیت ملی، حسن روحانی مسئول پرونده شد و با معرفی جمعی از بهترین دیپلمات‌های وزارت خارجه توسط علی‌اکبر ولایتی و کمال خرازی به وی، نخستین تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای شکل گرفت. هر چند دولت وقت تلاش کرد با گفت و گو و تعامل حتی الامکان مانع از هزینه زا شدن پرونده هسته ای برای کشور شود اما این تلاش‌ها با کارشکنی دولت وقت آمریکا و بدعهدی سه دولت اروپایی به جایی نرسید و بعد از دولت اصلاحات مسیر جدیدی در تعاملات با غرب آزموده شد.

    احمدی‌نژاد تا ۹۲

    با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴ عملا معادلات حاکم بر سیاست‌های داخلی و بین‌المللی به هم ریخت. احمدی نژاد با شعار عدالت محوری و آوردن پول نفت بر سر سفره مردم، عدالت اجتماعی، مبارزه با اشرافی‌گری و کاخ‌نشینی در حالی رییس جمهور ایران شد. آن هم در زمانی که قیمت نفت به بالاترین حد خود رسیده و ایران به لحاظ درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت، میعانات و گاز در بهترین زمان قرار داشت به طوری که تا پایان دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد می‌گفتند این درآمدها با تمام ازر حاصل از فروش نفت از بدو اکتشاف برابری می‌کند (در دولت احمدی نژاد مجموعا ۷۲۰ میلیارد دلار درآمد نفتی نصیب کشور شد و کل درآمدهای سه دولت قبلی روی هم برابر ۴۳۲ میلیارد دلار بود). با این حال این حجم بالای درآمدهای نفتی ولی نه عدالتی در پی داشت، نه پایه پول ملی تقویت شد، نه اقتصاد رونق گرفت و نه کاخ‌نشینی بر افتاد. بلکه از ذوق پول فراوان و افسانه‌ای حاصل از فروش نفت، احمدی‌نژاد به اقدامات عامه پسندانه‌ای دست زد که موجب افزایش نقدینگی در کشور و به تبع آن افزایش تورم شد و معادلات طبیعی عرضه و تقاضا را نادیده گرفت. تقاضا با وجود تقسیم پول بالا رفت آن هم در حالی که تولید کشور قدرت عرضه کافی نداشت. دولت در مواجهه با این شرایط اقدام به واردات زیاد کرد که این کار هم موجب ورشکستگی بنگاه‌های تولیدی کوچک و بزرگ داخلی شد. افزایش نقدینگی در بخش مسکن مهر  اقدام دیگری بود که شتاب فلش تورم به سمت بالا را زیاد کرد.

    تا جایی که به سیاست خارجی مربوط است احمدی نژاد با طرح مموضوعات غیرلازم مانند هولوکاست، زمینه مظلوم نمایی رژیم صهیونیستی را در مجامع بین المللی فراهم کرد. در این مقطع فرایند تعاملات با آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد فاز جدیدی شد. البته این فاز جدید عملا قبل از دوران احمدی نژاد و در زمان دولت اصلاحات برداشته شد. این مسیر در نهایت به آنجا ختم شد که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی عدم پایبندی ایران به توافق را به شورای امنیت سازمان ملل متحد گزارش کرد. انتقال پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل متحد پرونده هسته ای ایران را در مسیر جدیدی قرار داد.  خلاصه اینکه عوامل بالا و دیگر اقدامات عامه‌پسندانه که بعضا به تصمیمات دولت احمدی‌نژاد برمی‌گشت موجب شد بسیاری از شاخص‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و علمی سقوط کنند. در حالی که در سال ۱۳۸۴ احمدی نژاد کشور را با نرخ تورم ۱۰.۴  تحویل گرفت زمانی که وی در سال ۹۲ دولت را به روحانی داد، نرخ تورم به بیش از ۳۴ درصد رسید.

    روحانی و وعدهایی که داد

    در آن روزها  این نگاه در جامعه و در بین کارشناسان جا افتاده بود که خروج از بحران‌های مختلف اقتصادی ایران در گرو اتخاذ راهبرد و رویکردی بر محور تنش‌زدایی و در نهایت اقداماتی است که نتیجه آن لغو تحریم‌های ناجوانمردانه و کم سابقه سازمان ملل، آمریکا و اروپا باشد. حسن روحانی هم شعارها و برنامه‌هایی را اعلام کرد که کارشناسان از ضرورت‌های آن روز کشور می‌دانستند. او در روز ۲۲ فروردین ۹۲، با شعار «دولت تدبیر و امید» در میان هوادارانش رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.

    وی تدوین «منشور حقوق شهروندی» را از جمله اولویت‌های خود در صورت انتخاب برای ریاست جمهوری عنوان کرد و گفت: دولت من، دولت تدبیر و امید است و گفتمان آن، «نجات اقتصاد، احیای اخلاق و تعامل با جهان» است. جمله معروف «سانتریفیوژها باید بچرخد و زندگی مردم نیز باید بچرخد» از جمله مواضع مشخص روحانی در خصوص برنامه هسته‌ای کشور بود.

    این مفهوم که ما بمب هسته ای نمی‌خواهیم بلکه کشور توسعه می خواهد در مبارزات انتخاباتی خیلی خوب شنیده شد و این راهبرد و استراتژی از ابتدا مبنای حرکت روحانی بوده است. شروع دوره ریاست جمهوری حسن روحانی مصادف با دهمین سال مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای غربی به حساب می‌آید. ورود حسن روحانی در نقش رئیس‌جمهور ایران در شرایطی صورت گرفت که در طول این سال‌ها دستاورد قابل ملاحظه‌ای در مذاکرات هسته‌ای حاصل نیامد و تنها تغییر، تبدیل طرف مذاکره‌کننده با ایران از نمایندگان ۳ کشور آلمان، فرانسه و انگلیس؛ به نمایندگان ۵ عضو دائم شورای امنیت به‌علاوه آلمان بوده‌است.

    کارشناسان تحقق وعده‌های اقتصادی حسن روحانی را در گرو لغو تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران قلمداد کردند که آن نیز در گروه به ثمر نشستن مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای مذکور بود. حس روحانی تمرکز دولت خود را بر مذاکرات، امری که به آن مسلط بود گذاشت و با هماهنگی‌های لازم با مقام معظم رهبری و سپردن پرونده هسته ای به وزارت امور خارجه به رهبری محمدجواد ظریف اولین و مهمترین قدم و وعده انتخاباتی خود که روشن شدن تکلیف پرونده هسته ای ایران و لغو تحریم‌ها بود را برداشت و با تمام سختی‌هایی که این کار از نیویورک تا لوزان داشت موفق شد، پدیده برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) را در تیر ماه ۱۳۹۴ رقم بزند.

    برجام توافقی بود که کارشناسان آن را یک توافق برد- برد برای همه طرف‌ها و پیروزی بزرگی برای دیپلمات‌های ایرانی معرفی کردند. حداقل نتیجه سیاست و رویکرد دیپلماتیک و تنش‌زدای روحانی در این رهگذر خارج شدن ایران از ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد بود. قدرت‌های غربی تلاش کرده بودند با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و صدور قطعنامه‌های متعدد ایران را به ناحق به عنوان خطر امنیتی بین المللی معرفی کنند. در موارد مشابه هر کشوری که پیش‌تر در ذیل بند ۷ این منشور قرار گرفته نسبت به او مداخله نظامی صورت گرفته بود، تنها کشوری که تهدید مذکور را به فرصت تبدیل کرد ایران بود که به برجام ختم شد. از این منظر می‌توان لوزان را ایستگاه اثبات توانمندی دستگاه دیپلماسی کشورمان خواند.

    قدرت «دیپلماسی ایرانی»

    حاصل همه تلاش‌های حسن روحانی و کابینه او از سال ۹۲ تا ۹۴ به وجود آمدن آرامشی نسبی در اقتصاد و امنیت روحی مردم و اتمسفر امیدوار کننده‌ای بود که در عرصه‌ها و شئون مختلف زندگی ایرانیان به وجود آمد. مهمترین دستاورد روحانی پیروزی «دیپلماسی ایرانی» در این سطح و توافق برجام و البته عوایدی بود که از این توافق به طور مستقیم نصیب اقتصاد ایران کرد.

    اما ظهور پدیده منحصر به فردی به نام ترامپ تقریبا تمام معادلات و قوانین و مقررات بین المللی را به هم ریخت. این روزها برخی از منتقدان دولت با انتشار ویدئوهایی از نشست‌های تخصصی که ظریف و یا سایر دپیلمات‌های کشورمان درباره استحکام برجام صحبت می‌کردند هستند و به زعم خود غلط بودن دیدگاه و نظر دیپلمات‌ها را به رخ آنها می‌کشند با این حال اگر قرار باشد از فضای احساسی و سیاست زده فاصله بگیریم می‌توان گفت مفروض دیپلمات‌ها و حتی همه کارشناسان “برخورد عقلایی” هر کسی بود که به کاخ سفید راه می‌یافت.

    واقع امر این است که برجام در صورت اجرای درست می توانست و می‌تواند یک توافق برد- برد برای همه اطراف آن باشد با این حال کینه و عداوت ترامپ را اوباما از سویی و افتادن در دام مشاوران غلط از سوی دیگر باعث شد ترامپ مسیری را انتخاب کند که نتیجه ‌آن باخت – باخت برای طرف‌های توافق و البته جامعه جهانی است. ترامپ نه تنها از برجام بلکه از بسیاری از توافقات و معاهدات جهانی و مورد اجماع بین المللی خارج شده است. رفتارهای متناقض ترامپ در عرصه داخلی و خارجی تمامی ندارد و شاید همین رفتارهاست که امروز آثار و نتایج خود را در مبارزه و شورش سیاه پوستان‌آمریکا نشان می دهد. با این حال دوره ترامپ هم دیر یا زود می‌گذرد و ایران با اتکا به ظرفیت‌های غیرقابل‌ انکار خود به مسیر شد و توسعه خود ادامه می‌دهد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • فتح خرمشهر و برجام؛ تقابل دو مدیریت مردمی و محفلی است

    فتح خرمشهر و برجام؛ تقابل دو مدیریت مردمی و محفلی است

    به گزارش خبرگزاری مهر، سرلشکر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که در دیدار با جمعی از دانشگاهیان استان تهران سخن می‌گفت، با تاکید بر اینکه «با تأسیس جمهوری اسلامی، نظام و الگوی اداره کشور تغییر یافت»، گفت: از پیروزی انقلاب تاکنون، با یک چالش اندیشه‌ای در مدیریت کشور مواجه بوده‌ایم؛ در دهه اول انقلاب دو اندیشه در اداره کشور شکل گرفت: اندیشه حکمروایی مردمی (به عنوان یک اندیشه اصیل، بومی، تحولگرا و انقلابی، کم هزینه و پر دستاورد) که نماد آن آزادی و فتح خرمشهر بود و اندیشه حکمروایی محفلی (بعنوان یک اندیشه کپی برداری شده، ناسازگار با بوم، غیرتحولگرا، پرهزینه و کم دستاورد) که با فراز و فرودهایی در چهار دهه همراه بود و مهمترین نتیجه یا نماد اخیر آن، برجام است.

    وی افزود: این دو اندیشه به شکل گیری دو نوع نهاد منجر شد. حکمروایی مردمی – تحولگرا به تأسیس نهادهای مردمی برآمده از انقلاب پرداخت و حکمروایی محفلی – وارداتی به حفظ رویه‌ها و نظامات اداری با پاکسازی آنها از نمادهای ظاهری رژیم سابق بسنده کرد. حضرت امام (ره)، همزمان، از نهادهای جدید و نهادهای برجای مانده حمایت کرد و چتری بر سر هر دو نوع نهاد ایجاد نمود؛ امام (ره) از یکسو اولویت را به نهادهای انقلابی می‌دادند، از سوی دیگر از نهادهای برجای مانده قبلی می‌خواستند که خود را با رویکردهای مردمی و آرمانهای انقلاب تطبیق دهند.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این پرسش که «مهمترین چالش مدیریتی دهه ۱۳۶۰ که شایسته بررسی در گام دوم انقلاب می‌باشد چیست»، اظهار داشت: در سال ۱۳۶۰ شاهد دو اتفاق بودیم؛ از یک طرف، ناکارآمدی و انحراف در اندیشه حکمرانی محفلی و صاحبان آن، پایگاه مردمی آنها را به شدت تضعیف کرد. از طرف دیگر موفقیت‌های اندیشه حکمروایی مردمی، هرچند محدود، توانست اعتبار و اعتماد اجتماعی این طیف را افزایش دهد.

    رضایی ادامه داد: اندیشه حکمروایی مردمی، با کمرنگ شدن اندیشه رقیب، توانست در نهادهای اداری برجای مانده از سیستم سابق هم تعمیم یابد و به این ترتیب، ظرفیت سازی بزرگی انجام داد که هم در جنگ و امنیت و هم در رسیدگی به مردم، دستاوردهای کم نظیری را به صحنه آورد و به نمایش گذاشت.

    وی با یادآوری اختلالات به وجود آمده از سوی محافل غربگرا در سالهای بعد از جنگ، تصریح کرد: پس از پایان جنگ و رحلت امام (ره)، برخی نهادهای مردمی – انقلابی، یا در نهادهای رسمی ادغام شدند و یا قالب رسمی به خود گرفتند، ولی در نحوه حکمروایی کشور اختلاف پیش آمد. جمعی از یاران امام (ره) معتقد بودند که اتکا به مردم و مدیریت انقلابی یک وضعیت گذرا و موقتی بوده و حال باید شرایط را اصطلاحاً «عادی سازی» کرد. این عده، به حکمروایی محفلی – وارداتی کشیده شدند، ولی رهبر انقلاب الگوی حکمروایی مردمی – تحولگرا را در پیش گرفتند. در اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ در حالی که انتظار می‌رفت اندیشه حکمروایی مردمی و نظام تحولگرا، در همه نهادهای رسمی مبنای کار قرار گیرد چنین نشد و لذا برای بار دوم دوگانگی اندیشه‌ای در اداره کشور به وجود آمد که به مدت ۳۰ سال ادامه یافت.

    عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین (ع) گفت: در اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰، اندیشه حکمروایی محفلی با ادبیات جدید و متفاوت با اندیشه حکمروایی مردمی در دهه اول انقلاب، در حوزه فرهنگ و اقتصاد آغاز به کار کرد. محور آن، شعار «عادی سازی» روابط سیاسی، فرهنگی و بین المللی بود؛ درست به موازات اندیشه مدیریت مردمی و تحولگرا. این اندیشه حکمروایی، با شعار کار و کار و بازسازی در داخل و ورود سرمایه و تکنولوژی از خارج، اداره دولت و مجلس را برعهده گرفت.

    رضایی افزود: در این مقطع، اولین چالشها در فرهنگ آغاز شد. ابتدا تلاش کردند حساب چهره‌های شاخص مدیریت مردمی – انقلابی را از اندیشه مدیریت مردمی و تحولگرا جدا کنند. قرار شده بود افراد شاخص مدیریت مردمی – انقلابی و خانواده‌های شهدا، محترم باشند ولی اندیشه مدیریتی شهدا و تفکر تحولگرایی اصیل و بومی برخواسته از انقلاب، به موزه تاریخ سپرده شود. ترویج پوشش‌های نامناسب، تبلیغ مصرف گرایی و رواج رشوه خواری، اولین آثار اندیشه‌ای بود که اخراج مردم از صحنه مدیریت اجرایی کشور و فاصله گذاری با مردم در عرصه سیاست گذاری و برنامه ریزی را با شعار «عادی سازی» به جلو می‌برد. به گونه‌ای که مقام معظم رهبری چند بار نهیب زدند و خطر تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و قتل عام فرهنگی را یادآور شدند. در واقع در دولت آقای هاشمی، چالش بین دو اندیشه مدیریت مردمی و محفلی، که از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ فروکش کرده و ترمیم شده بود، مجدداً آشکار شد.

    وی افزود: تعبیر آیت الله هاشمی رفسنجانی که در نماز جمعه ۱۸ آبان ۱۳۶۸ گفتند: «اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش مسلکانه وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است. زمان آن رسیده که مسئولین ما به «مانور تجمل» روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند. هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیر مسلمان ملتی مفلوک جلوه نکنیم لازم است تا جلوه‌هایی از تجمل در چهره کشور و مسئولین حاکمیتی رؤیت شود»، تا حدی به طور نمادین نشان دهنده این رویکرد بود.

    فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس گفت: در سال ۱۳۷۲ که چشم انداز این رویکرد در حکمروایی، برایم مشخص شد، در نامه‌ای به محضر مقام معظم رهبری نوشتم که امروز همراهم آورده‌ام و از روی متن برای شما قرائت می‌کنم: «جنابعالی مطلع هستید که اینجانب چه میزان از آقای هاشمی دفاع کرده‌ام… من به روشنی می بی نم که تکنوکرات‌ها که از اساس مخالف روحانیت و ایشان هستند چگونه دارند با ده‌ها اقدام بی صدا ریشه حاکمیت سیاسی روحانیت را در این کشور تضعیف می‌کنند و با بی وفایی کامل نسبت به آقای هاشمی و روحانیت به آن سویی که خودشان می‌خواهند، نظام را می‌کشانند. برای آنها ظاهراً مهم نیست که امثال آقای هاشمی شکست بخورند. برای آنها این مهم است که وضع فعلی را یک قدم به سوی غرب‌زدگی ببرند و آن را به دست کسانی بسپارند که از دست روحانیت و سربازان وفادار آنکه سپاه و بسیج باشد، زخم اساسی خورده و به جان همه ما تشنه‌اند. من به عنوان یک سرباز روحانیت دست جنابعالی را می بوسم که آقای هاشمی را از این خطر بزرگ نجات دهید. انقلاب اسلامی و امام راحلمان و حوزه بزرگ شیعه برای امثال آقای هاشمی بهای بزرگ پرداخته‌اند و زحمت طاقت‌فرسایی کشیده‌اند. خدا را شاهد می‌گیرم که من به آقای هاشمی علاقه‌مند هستم و آرزو می‌کنم که ایشان با سربلندی این سه سال باقیمانده ریاست‌جمهوری را طی کند».

    محسن رضایی اظهار داشت: اندیشه حکمروایی محفلی، در دهه سوم و چهارم، در پوشش شعار عادی سازی و یا انقلاب زدایی در فرهنگ، اقتصاد و سیاست ادامه یافت. در برهه‌ای نیز از «توسعه اقتصادی» و در مقطعی «آزادی و توسعه سیاسی» صحبت به میان آمد؛ رمز همخانگی این دو نماد این بود که در اندیشه حکمروایی محفلی – وارداتی، در دهه ۱۳۷۰، یک ائتلاف بین لیبرال‌ها و تکنوکرات ها به وجود آمده بود.

    وی به آثار و دستاوردهای این دو اندیشه حکمروایی اشاره کرد و گفت: اندیشه حکمروایی محفلی با محوریت شعار عادی سازی و در قالب «تنش زدایی و مذاکره با امریکا» در خارج و «فاصله گذاری با مردم» در داخل، ادامه یافت. مهمترین دستاورد خارجی آن در روابط منطقه‌ای، عادی سازی مقطعی رابطه با عربستان در اواخر دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰ و در سطح بین المللی توافق با امریکا در برجام در دهه ۱۳۹۰ بود. همچنین در فضای داخلی به برخی واپسگرایی های نمادین در حوزه فرهنگ دست زدند. در بُعد سیاست داخلی، کوشیدند دخالت و مشارکت مردم را در اداره کشور کاهش دهند و این را در انتخابات بعنوان یک مبنا برای تعیین دولت و مجلس قرار دهند که تلاش‌هایشان با واکنش قاطع مقام معظم رهبری و تاکید ایشان بر مشارکت حداکثری و حفظ جمهوریت نظام ناتمام ماند.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این پرسش که آینده حکمروایی محفلی – وارداتی در کشور چگونه خواهد بود، گفت: امروزه اندیشه حکمروایی محفلی – وارداتی، پس از سه دهه تسلط نسبی، به دلیل ناکارامدی و شکست در روابط بین المللی و نیز ناکارامدی اقتصادی و شکست در گسترش رفاه و استقرار عدالت، اعتماد مردم و توجه افکارعمومی را تا حد زیادی از دست داده است. از سوی دیگر، پشتوانه نظری و حمایت سیاسی که از خارج یعنی از سوی نظام‌های لیبرال دموکراسی و نظم مدنی جوامع لیبرال دموکراسی دریافت می‌کرد، به علت شیوع ویروس کرونا و بحران‌های پس از آن، به شدت ضعیف خواهد شد.

    نویسنده کتاب «چشم انداز ایران فردا» گفت: پس از توصیف این وضعیت، جای طرح این سوال است که بعد از کنار رفتن اندیشه حکمروایی محفلی – وارداتی در اقتصاد و فرهنگ، چه اندیشه‌ای می‌تواند محور اداره کشور در این دو حوزه شود؟ از یکسو، می‌دانیم که تکرار اندیشه حکمروایی محفلی، با توجه به بن بست آن در برجام، بسیار زیانبار خواهد بود.

    رضایی الگوی حکمروایی مطلوب برای ایران را تعمیم «اندیشه حکمرانی مردمی و نظام تحولگرا» در فرهنگ و اقتصاد دانست و تاکید کرد: خوشبختانه موجی که در سال اول گام دوم انقلاب، با رستاخیز شهادت حاج قاسم سلیمانی آغاز شده و در انتخابات مجلس ادامه یافته است، می‌تواند سرآغاز ظهور یک اندیشه و جریان مردمی و حرکت اصیل و تحولگرای بومی باشد. اتکای هرچه بیشتر به توان داخلی و مدیریت مردمی تحولگرا و تحقق ایده اخراج امریکا از منطقه، چه از درون اقتصاد و فرهنگ کشورها و چه از بعد دخالت در سیاست داخلی کشورهای منطقه، شعار اصلی این تحول جدید است.

    وی افزود: امروزه کشور به علت انباشت مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیازمند یک تحول جدید در حکمروایی بویژه در حوزه اقتصاد و فرهنگ است. این اندیشه باید بتواند: اولاً ضمن ایجاد هماهنگی و هم راستایی در سه قوه، یک امتداد اجتماعی هم جهت با قوای سه گانه را در متن مردم به وجود آورد. ثانیاً مشابه دهه اول انقلاب که اوج مشارکت عمیق مردمی بود و کارها و نهادها از مردم، با مردم و برای مردم بود، برای چهل سال آینده، کادرسازی کند. ثالثاً فرهنگ و اقتصاد را مثل دفاع و امنیت، روی ریل مدیریت مردمی و تفکر اصیل تحولگرایی بومی بیاندازد و به کمک جوانان نخبه ایرانی الگوی کم هزینه و پردستاورد پیشرفت را رونمایی کند؛ پیشرفتی که درونزا و پایدار باشد و با آمد و رفت دولت‌ها و مجلس‌ها، مسیر و شتاب آن تغییر نکند.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه این دیدار به پرسشهای دانشگاهیان درباره مهمترین موضوعات مدیریتی گذشته، حال و آینده ایران که در بیانیه گام دوم انقلاب مورد تاکید قرار گرفته، پاسخ داد.

    منبع : مهرنیوز

  • عکس معروف ترین چهره سیاسی که اختتامیه مجلس دهم را ندید

    عکس معروف ترین چهره سیاسی که اختتامیه مجلس دهم را ندید

    به گزارش خبرآنلاین، دهمین دوره مجلس شورای اسلامی صبح روز شنبه هشتم خرداد ۱۳۹۵ با حضور شخصیت‌های لشگری و کشوری آغاز به کار کرد. در میان مهمانان دعوت شده در مراسم افتتاحیه آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز حضور داشت. کسی که یکی از چهره های شاخص در بسته شدن لیست امید بود. لیستی که چهره های زیادی را راهی مجلس دهم کرده بود.

    روز گذشته اختتامیه مجلس دهم برگزار شد، اما آیت الله هاشمی رفسنجانی دیگر در قید حیات نبود تا اختتامیه این مجلس را شاهد باشد.

    عکس معروف ترین چهره سیاسی که اختتامیه مجلس دهم را ندید
    عکس معروف ترین چهره سیاسی که اختتامیه مجلس دهم را ندید

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • حملات محسن رضایی به آیت الله هاشمی، خاتمی و روحانی /آمریکا قصد حمله نظامی به ایران را داشت؟

    حملات محسن رضایی به آیت الله هاشمی، خاتمی و روحانی /آمریکا قصد حمله نظامی به ایران را داشت؟

    محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع در دومین سالگرد خروج آمریکا از برجام در نشست تخصصی “برجام؛ مسیر طی شده و چشم انداز پیش رو” گفت: در ابتدا شهادت جمعی از غیور مردان و دریادلان ایران اسلامی را در حادثه تمرینات و مانورهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را تبریک و تسلیت عرض می‌کنم و از پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع هم تشکر می‌کنم که در این الگوی جدید از مشارکت مسئولان کشور و کارشناسان و اصحاب رسانه را در یک نشست، دور هم جمع کردند تا در مورد رویدادهای استراتژیک کشور، با هم گفتگو داشته باشند. امیدوار هستم که این مدل از اجماع نخبگان با دولتمردان و رسانه‌های کشور، منجر به هم افزایی، فکری و اندیشگی بشود و بتوانیم در سالهای آینده قدم‌های بیشتری برداریم.

    رضایی با اشاره به سالگرد خروج آمریکا از توافقنامه هسته‌ای میان ایران و ۱+۵ گفت: جا دارد که محافل بیشتری در خصوص شکل بگیرد و همفکری کنند و دولتمردان کشور را هم از نظرات خود، بهره مند کنند. همه می‌دانیم که مذاکرات برجام در این دور سوم، با سیاست نرمش قهرمانانه ما همراه شد. این سیاست منجر به یک دیدبانی قدرتمند در آینده و در تاریخ ملت ایران شد تا ملت ایران بتوانند از این دیدبانی، آینده خود را در صحنه بین الملل و منطقه روشن‌تر ببیند. دلیل این مدعا، نقش پررنگ ملت ایران در حکمرانی است. ملت ایران، تنها حاکمان را انتخاب نمی‌کنند. بلکه در حکمرانی کشور از طریق افکار عمومی و بیان خواسته هاشان و صدای انتقادهاشان، موجب بهبود حکمرانی در کشور می‌شوند. لذا نرمش قهرمانانه فرصتی پیش آورد تا ملت ایران، بسیاری از ادعاها را در این مذاکرات ببیند و لمس کند و با شهود عینی در سیاست، ادعاها و دلسوزی‌های کاذب را تشخیص دهد.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: با خروج آمریکا از توافق برجام، ملت ایران بیش از ده سال نسبت به آینده خودش آگاه شد، تا بداند که چه مسیری را باید در پیش بگیرد و چه کار باید بکند. همانطور که امام فرمودند ما در جنگ، دشمنان و دوستان خودمان را شناختیم، در این نوع مباحث و مذاکرات، ملت ایران، بهتر می‌تواند، جایگاه تاریخی و ارتباطاتش را تنظیم کند و از سراب‌های ساختگی جلوگیری کند.

    وی افزود: دو سال پیش در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ آقای ترامپ از برجام خارج شد و در آبان همان سال به سخت‌ترین تحریم‌ها علیه ایران روی آورد. در حالی که ایران به همه تعهدات خود عمل کرده بود، امریکا ابتدا از توافق خارج شد و عمل به تعهدات خود را متوقف کرد و سپس به اعمال تحریم‌های گسترده علیه کشور ما روی آورد. توجیه آقای ترامپ این بود که ایران دولت اوباما را فریب داده است. شایسته است با مروری بر وقایع گذشته، به پرسش‌های مهمی که درباره برجام وجود دارد پاسخ دهیم.

    رضایی اظهار داشت: به نظر می‌رسد کاربرد کلمه برجام در نظریات موافقان و مخالفان، اشاره به سه نوع یا سه موجودیت از برجام دارد: ۱- برجام مشروط به شرایط رهبری، ۲- برجام دولتی (اعم از نظر مجلس و دولت و شورای عالی امنیت ملی)، ۳- برجامی که دیگر وجود خارجی ندارد. به اولی عمل نشد و سومی هم که وجود ندارد. تنها موضوع بحث، برجام دولتی است که به تاریخ پیوسته است و به عنوان یک تجربه قابل درس آموزی است. به همین دلیل شایسته است در سالگرد خروج امریکا از برجام به تحلیل این درس‌ها بپردازیم.

    وی افزود: برجام دولتی یا برجام اتفاق افتاده، یک رویداد بین المللی و در حوزه سیاست خارجی بوده است که امروزه مواجهه ما با آن شامل چند بخش می‌باشد: ۱- بررسی اصل مذاکرات، ۲- بررسی محتوای مذاکرات، ۳- بررسی نتایج مذاکرات، ۴- درس‌های برجام.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه تفکیک این بخش‌ها از هم بسیار مهم است، گفت: در بخش مذاکرات، باید توجه کنیم که مذاکرات هسته‌ای سه دوره را پشت سر گذاشته بود که برای بار سوم به دولت آقای روحانی رسید.

    وی با اشاره به روند مقدمات مذاکرات گفت: پس از طی مقدماتی، ایران حضور آمریکا را در برخی جلسات می‌پذیرد و بعد در سطح وزرای خارجه، نشست‌های دونفره برای اولین بار صورت می‌گیرد. مساله مذاکرات برجام مساله بسیار مهمی است که قابل کالبدشکافی است. بسیاری از صحنه‌های مذاکرات برجام برای اولین بار در تاریخ سیاسی ایران طی چهل سال اخیر صورت گرفت.

    رضایی افزود: دور سوم مذاکرات در دوره آقای روحانی شروع شد. دست ایران بسیار پر شده بود. طرف مقابل هم دموکرات‌های امریکا بودند. همه برآوردهای نظامی نشان داده بود که امریکا از قصد حمله نظامی به ایران ناتوان شده و در یک کلام، دروازه طرف مقابل آماده گل خوردن بود.

    عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع) گفت: در سومین دور مذاکرات، نفس مذاکره یعنی مجوز انجام مذاکره – آن هم در یک محدوده ممنوعه یا محدوده‌ای که کم سابقه یا بی سابقه بود – یکی از مهمترین نکات است. اینکه چرا نظام قبول می‌کند که ایران در مذاکراتی که امریکا حضور دارد شرکت کند و ریسک و خطر جلسات طولانی – آنهم با ارتباطات نزدیک و گفتگوهای خودمانی که بین طرفین رد و بدل می‌شود – را می‌پذیرد؟ مهمترین دلیلی که بیان شده نرمش قهرمانانه است. بنطر من سیاست نرمش قهر مانانه بسیار شجاعانه انتخاب شد ودیده بانی انقلابی ملت ایران را تقوبت کرد وهمین سیاست بود که تا عمق تاریخی خیانت‌های امریکا بر ملت ما مکشوف شد. این سیاست به روشن کردن ادعاهای دروغین بین المللی و مشخص کردن چهره پشت صحنه مدعیان دلسوزی در داخل برای پیشرفت ایران و دلایل دیگر منجر شد

    وی اظهار داشت: در موضوع محتوای مذاکرات و نقاط قوت و ضعف تیم، از جمله نبودن تیم اقتصادی در کنار تیم سیاست خارجه و تیم هسته‌ای و همچنین در مورد نتایج مذاکرات و اینکه در این مذاکرات چه چیزی دادیم و چه چیزی گرفتیم، مسائل مهمی وجود دارد که بحث جداگانه ای می‌طلبد. مهم‌تر از این سه محور، درس‌های مهمی است که برجام برای کشور ما داشت. چه درس‌هایی از برجام گرفتیم؟

    رضایی گفت: اولین درس برجام این است که سوءظن و بی اعتمادی که به امریکا و اروپا وجود داشت، منطقی بوده و ریشه در واقعیت دارد. زیرا معلوم شد که امریکا و اروپا تنها به دنبال منافع خود هستند و دستیابی به بازی برد برد در مذاکره با امریکا، تصور خوشبینانه ای بیش نیست. نکته مهم این است که شروطی که رهبر انقلاب – به درستی و بر اساس شناخت تاریخی و راهبردی خود از امریکا و اروپا – مطرح کردند و رفتارهای آنها را پیش بینی کرده بودند، کاملاً در رفتار طرف مقابل تحقق یافت و همه مردم و مسئولین، در عمل، این واقعیت را در رفتار دولتهای غربی مشاهده کردند.

    رئیس کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: درس دوم برجام این است که انتظارات مردم و کارآفرینان کشور را به سراب گشایش روابط جدید اقتصادی با غرب گره نزنیم، آنها را از برنامه ریزی خود بازنداریم و وقفه‌ای در مسیر واقعی رشد درونزای کشور خود که در دهه اول انقلاب شکل گرفته، به وجود نیاوریم.

    فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس اظهار داشت: درس سوم برجام این است که در پیش گرفتن هرگونه وادادگی در برابر زیاده خواهی دولتهای غربی – آنطور که لیبرال‌های داخلی و تکنوکراتها می‌خواهند – نتیجه‌ای جز عقب افتادن کشور ما نخواهد داشت. این مهمتر از درس‌های قبلی است.

    محسن رضایی ادامه داد: در دولت آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی، نوعی چشمداشت به دولتهای غربی – که برآیندش همین اندیشه برجامی است – دیده می‌شود. در واقع انتظار گشایش در روابط اقتصادی با اروپا و امریکا برای ورود تکنولوژی و سرمایه را بیش از حد مورد تاکید قرار دادند. این گرایش در دولت آقایان هاشمی و خاتمی تحت عنوان تنش زدایی و در دولت آقای روحانی تحت عنوان “کلید”، باعث شد که ماه‌ها و سال‌ها تلاش‌هایی به صورت آشکار و پنهان ادامه یابد و سرنوشت کشور به این مساله گره زده شود.

    فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس افزود: در تفکر راهبردی اصیل انقلاب در دهه ۱۳۶۰، شئون سیاسی و دفاعی با شئون اقتصادی و فرهنگی به صورت یکپارچه درآمده بود و یک هماهنگی و همراستایی بین این بخشها برقرار بود. همزمان با تشکیل دولت آقای هاشمی و بعد از آن، مسیر سیاسی و دفاعی به همان شکل اصیل ادامه یافت ولی مسیر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از آن جدا شد و فاصله گرفت و دچار زاویه شد. زاویه یافتن مسیر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، باعث نوعی دوگانگی اعتقادی و ارزشی با مسیر اصلی انقلاب شد و یک دوگانگی در حاکمیت به وجود آورد؛ حاکمیت سیاسی که عمدتاً ارزشی و انقلابی باقی مانده بود و حاکمیت اقتصادی که تکنوکراتی و لیبرالی شده بود.

    وی افزود: اغراق در برخی فیگورهای دیپلماتیک بی آنکه دستاورد اقتصادی بلندمدتی برای آن درنظر گرفته شود، نشان دهنده یک جهتگیری هستند که قریب سی سال اداره شئون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را در اختیار داشته و برآیند تکامل یافته آن را در مذاکرات برجامی دیدیم ولی مجموعه این رویکردها نتوانست گشایشی را در روابط اقتصادی ایران با اروپا و امریکا ایجاد کند.

    محسن رضایی گفت: مذاکرات برجام با رمز “کلید”، اغلب کارآفرینان ما را معطل و معلق نگه داشت و آنها را به این تصور کشاند که قرار است فتح الفتوحی در رابطه شکل گیرد و دیوار بی اعتمادی دو طرف برداشته شود. در مذاکرات برجام، از رهبری گرفته تا

    دولت و مجلس و بسیاری از نیروهای انقلاب با وجود انتقاداتی که درباره موضوع، محتوا، تیم و نتایح مذاکرات داشتند، از مذاکرات حمایت کردند. به همین دلیل انتظار می‌رفت مذاکرات برجام سرآغاز یک گشایش اقتصادی برای ایران باشد. دیپلمات‌های ایران هر چه در توان داشتند به کار بردند و بالاخره برجام به امضای دولت رسید. اکنون که برجام به عنوان موفق ترین دستاورد این اندیشه، زیر پای امریکا و خیانت اروپا از بین رفته، نباید آن را “شکست فقط یک دولت” تلقی کرد بلکه باید شکست برجام را “شکست یک اندیشه در اداره کشور” آن هم در چند دولت دانست.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: طرفداران و هواداران و مخالفان و منتقدان برجام، در یک سوال مشترک هستند و آن این است که ادامه اندیشه برجامی فارغ از نتایج و محتوای برجام آیا قابل تکرار است؟ و آیا نباید در این اندیشه تغییری به وجود آورد. حال که سه تلاش آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی در مذاکره با هدف گشایش روابط اقتصادی با اروپا و امریکا شکست خورده است، به نظر می‌رسد باید این اندیشه را کنار گذاریم و وقت کارآفرینان، صنعتگران، بازرگانان و کارگران ایرانی را بیش از این تلف نکنیم و بیش از این از فرصتهای درونزای اقتصاد خود غفلت نکنیم.

    محسن رضایی در پایان تصریح کرد: البته دنیای پسا کرونایی، اروپا و امریکا را به وضعیتی می‌رساند که دیگر کمتر کسی به آنها روی می‌آورد ولی این گرایش اتلاف وقت و چشمداشت به دیگران که منشاءش ضعف نفس و بی اعتمادی به توانایی‌های داخلی است، ممکن است پابرجا بماند و باید برای آن فکری کرد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • حملات محسن رضایی به آیت الله هاشمی، خاتمی و روحانی

    حملات محسن رضایی به آیت الله هاشمی، خاتمی و روحانی

    حملات محسن رضایی به آیت الله هاشمی، خاتمی و روحانی

    محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع در دومین سالگرد خروج آمریکا از برجام در نشست تخصصی “برجام؛ مسیر طی شده و چشم انداز پیش رو” گفت: در ابتدا شهادت جمعی از غیور مردان و دریادلان ایران اسلامی را در حادثه تمرینات و مانورهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را تبریک و تسلیت عرض می‌کنم و از پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع هم تشکر می‌کنم که در این الگوی جدید از مشارکت مسئولان کشور و کارشناسان و اصحاب رسانه را در یک نشست، دور هم جمع کردند تا در مورد رویدادهای استراتژیک کشور، با هم گفتگو داشته باشند. امیدوار هستم که این مدل از اجماع نخبگان با دولتمردان و رسانه‌های کشور، منجر به هم افزایی، فکری و اندیشگی بشود و بتوانیم در سالهای آینده قدم‌های بیشتری برداریم.

    رضایی با اشاره به سالگرد خروج آمریکا از توافقنامه هسته‌ای میان ایران و ۱+۵ گفت: جا دارد که محافل بیشتری در خصوص شکل بگیرد و همفکری کنند و دولتمردان کشور را هم از نظرات خود، بهره مند کنند. همه می‌دانیم که مذاکرات برجام در این دور سوم، با سیاست نرمش قهرمانانه ما همراه شد. این سیاست منجر به یک دیدبانی قدرتمند در آینده و در تاریخ ملت ایران شد تا ملت ایران بتوانند از این دیدبانی، آینده خود را در صحنه بین الملل و منطقه روشن‌تر ببیند. دلیل این مدعا، نقش پررنگ ملت ایران در حکمرانی است. ملت ایران، تنها حاکمان را انتخاب نمی‌کنند. بلکه در حکمرانی کشور از طریق افکار عمومی و بیان خواسته هاشان و صدای انتقادهاشان، موجب بهبود حکمرانی در کشور می‌شوند. لذا نرمش قهرمانانه فرصتی پیش آورد تا ملت ایران، بسیاری از ادعاها را در این مذاکرات ببیند و لمس کند و با شهود عینی در سیاست، ادعاها و دلسوزی‌های کاذب را تشخیص دهد.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: با خروج آمریکا از توافق برجام، ملت ایران بیش از ده سال نسبت به آینده خودش آگاه شد، تا بداند که چه مسیری را باید در پیش بگیرد و چه کار باید بکند. همانطور که امام فرمودند ما در جنگ، دشمنان و دوستان خودمان را شناختیم، در این نوع مباحث و مذاکرات، ملت ایران، بهتر می‌تواند، جایگاه تاریخی و ارتباطاتش را تنظیم کند و از سراب‌های ساختگی جلوگیری کند.

    وی افزود: دو سال پیش در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ آقای ترامپ از برجام خارج شد و در آبان همان سال به سخت‌ترین تحریم‌ها علیه ایران روی آورد. در حالی که ایران به همه تعهدات خود عمل کرده بود، امریکا ابتدا از توافق خارج شد و عمل به تعهدات خود را متوقف کرد و سپس به اعمال تحریم‌های گسترده علیه کشور ما روی آورد. توجیه آقای ترامپ این بود که ایران دولت اوباما را فریب داده است. شایسته است با مروری بر وقایع گذشته، به پرسش‌های مهمی که درباره برجام وجود دارد پاسخ دهیم.

    رضایی اظهار داشت: به نظر می‌رسد کاربرد کلمه برجام در نظریات موافقان و مخالفان، اشاره به سه نوع یا سه موجودیت از برجام دارد: ۱- برجام مشروط به شرایط رهبری، ۲- برجام دولتی (اعم از نظر مجلس و دولت و شورای عالی امنیت ملی)، ۳- برجامی که دیگر وجود خارجی ندارد. به اولی عمل نشد و سومی هم که وجود ندارد. تنها موضوع بحث، برجام دولتی است که به تاریخ پیوسته است و به عنوان یک تجربه قابل درس آموزی است. به همین دلیل شایسته است در سالگرد خروج امریکا از برجام به تحلیل این درس‌ها بپردازیم.

    وی افزود: برجام دولتی یا برجام اتفاق افتاده، یک رویداد بین المللی و در حوزه سیاست خارجی بوده است که امروزه مواجهه ما با آن شامل چند بخش می‌باشد: ۱- بررسی اصل مذاکرات، ۲- بررسی محتوای مذاکرات، ۳- بررسی نتایج مذاکرات، ۴- درس‌های برجام.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه تفکیک این بخش‌ها از هم بسیار مهم است، گفت: در بخش مذاکرات، باید توجه کنیم که مذاکرات هسته‌ای سه دوره را پشت سر گذاشته بود که برای بار سوم به دولت آقای روحانی رسید.

    وی با اشاره به روند مقدمات مذاکرات گفت: پس از طی مقدماتی، ایران حضور آمریکا را در برخی جلسات می‌پذیرد و بعد در سطح وزرای خارجه، نشست‌های دونفره برای اولین بار صورت می‌گیرد. مساله مذاکرات برجام مساله بسیار مهمی است که قابل کالبدشکافی است. بسیاری از صحنه‌های مذاکرات برجام برای اولین بار در تاریخ سیاسی ایران طی چهل سال اخیر صورت گرفت.

    رضایی افزود: دور سوم مذاکرات در دوره آقای روحانی شروع شد. دست ایران بسیار پر شده بود. طرف مقابل هم دموکرات‌های امریکا بودند. همه برآوردهای نظامی نشان داده بود که امریکا از قصد حمله نظامی به ایران ناتوان شده و در یک کلام، دروازه طرف مقابل آماده گل خوردن بود.

    عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع) گفت: در سومین دور مذاکرات، نفس مذاکره یعنی مجوز انجام مذاکره – آن هم در یک محدوده ممنوعه یا محدوده‌ای که کم سابقه یا بی سابقه بود – یکی از مهمترین نکات است. اینکه چرا نظام قبول می‌کند که ایران در مذاکراتی که امریکا حضور دارد شرکت کند و ریسک و خطر جلسات طولانی – آنهم با ارتباطات نزدیک و گفتگوهای خودمانی که بین طرفین رد و بدل می‌شود – را می‌پذیرد؟ مهمترین دلیلی که بیان شده نرمش قهرمانانه است. بنطر من سیاست نرمش قهر مانانه بسیار شجاعانه انتخاب شد ودیده بانی انقلابی ملت ایران را تقوبت کرد وهمین سیاست بود که تا عمق تاریخی خیانت‌های امریکا بر ملت ما مکشوف شد. این سیاست به روشن کردن ادعاهای دروغین بین المللی و مشخص کردن چهره پشت صحنه مدعیان دلسوزی در داخل برای پیشرفت ایران و دلایل دیگر منجر شد

    وی اظهار داشت: در موضوع محتوای مذاکرات و نقاط قوت و ضعف تیم، از جمله نبودن تیم اقتصادی در کنار تیم سیاست خارجه و تیم هسته‌ای و همچنین در مورد نتایج مذاکرات و اینکه در این مذاکرات چه چیزی دادیم و چه چیزی گرفتیم، مسائل مهمی وجود دارد که بحث جداگانه ای می‌طلبد. مهم‌تر از این سه محور، درس‌های مهمی است که برجام برای کشور ما داشت. چه درس‌هایی از برجام گرفتیم؟

    رضایی گفت: اولین درس برجام این است که سوءظن و بی اعتمادی که به امریکا و اروپا وجود داشت، منطقی بوده و ریشه در واقعیت دارد. زیرا معلوم شد که امریکا و اروپا تنها به دنبال منافع خود هستند و دستیابی به بازی برد برد در مذاکره با امریکا، تصور خوشبینانه ای بیش نیست. نکته مهم این است که شروطی که رهبر انقلاب – به درستی و بر اساس شناخت تاریخی و راهبردی خود از امریکا و اروپا – مطرح کردند و رفتارهای آنها را پیش بینی کرده بودند، کاملاً در رفتار طرف مقابل تحقق یافت و همه مردم و مسئولین، در عمل، این واقعیت را در رفتار دولتهای غربی مشاهده کردند.

    رئیس کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: درس دوم برجام این است که انتظارات مردم و کارآفرینان کشور را به سراب گشایش روابط جدید اقتصادی با غرب گره نزنیم، آنها را از برنامه ریزی خود بازنداریم و وقفه‌ای در مسیر واقعی رشد درونزای کشور خود که در دهه اول انقلاب شکل گرفته، به وجود نیاوریم.

    فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس اظهار داشت: درس سوم برجام این است که در پیش گرفتن هرگونه وادادگی در برابر زیاده خواهی دولتهای غربی – آنطور که لیبرال‌های داخلی و تکنوکراتها می‌خواهند – نتیجه‌ای جز عقب افتادن کشور ما نخواهد داشت. این مهمتر از درس‌های قبلی است.

    محسن رضایی ادامه داد: در دولت آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی، نوعی چشمداشت به دولتهای غربی – که برآیندش همین اندیشه برجامی است – دیده می‌شود. در واقع انتظار گشایش در روابط اقتصادی با اروپا و امریکا برای ورود تکنولوژی و سرمایه را بیش از حد مورد تاکید قرار دادند. این گرایش در دولت آقایان هاشمی و خاتمی تحت عنوان تنش زدایی و در دولت آقای روحانی تحت عنوان “کلید”، باعث شد که ماه‌ها و سال‌ها تلاش‌هایی به صورت آشکار و پنهان ادامه یابد و سرنوشت کشور به این مساله گره زده شود.

    فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس افزود: در تفکر راهبردی اصیل انقلاب در دهه ۱۳۶۰، شئون سیاسی و دفاعی با شئون اقتصادی و فرهنگی به صورت یکپارچه درآمده بود و یک هماهنگی و همراستایی بین این بخشها برقرار بود. همزمان با تشکیل دولت آقای هاشمی و بعد از آن، مسیر سیاسی و دفاعی به همان شکل اصیل ادامه یافت ولی مسیر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از آن جدا شد و فاصله گرفت و دچار زاویه شد. زاویه یافتن مسیر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، باعث نوعی دوگانگی اعتقادی و ارزشی با مسیر اصلی انقلاب شد و یک دوگانگی در حاکمیت به وجود آورد؛ حاکمیت سیاسی که عمدتاً ارزشی و انقلابی باقی مانده بود و حاکمیت اقتصادی که تکنوکراتی و لیبرالی شده بود.

    وی افزود: اغراق در برخی فیگورهای دیپلماتیک بی آنکه دستاورد اقتصادی بلندمدتی برای آن درنظر گرفته شود، نشان دهنده یک جهتگیری هستند که قریب سی سال اداره شئون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را در اختیار داشته و برآیند تکامل یافته آن را در مذاکرات برجامی دیدیم ولی مجموعه این رویکردها نتوانست گشایشی را در روابط اقتصادی ایران با اروپا و امریکا ایجاد کند.

    محسن رضایی گفت: مذاکرات برجام با رمز “کلید”، اغلب کارآفرینان ما را معطل و معلق نگه داشت و آنها را به این تصور کشاند که قرار است فتح الفتوحی در رابطه شکل گیرد و دیوار بی اعتمادی دو طرف برداشته شود. در مذاکرات برجام، از رهبری گرفته تا

    دولت و مجلس و بسیاری از نیروهای انقلاب با وجود انتقاداتی که درباره موضوع، محتوا، تیم و نتایح مذاکرات داشتند، از مذاکرات حمایت کردند. به همین دلیل انتظار می‌رفت مذاکرات برجام سرآغاز یک گشایش اقتصادی برای ایران باشد. دیپلمات‌های ایران هر چه در توان داشتند به کار بردند و بالاخره برجام به امضای دولت رسید. اکنون که برجام به عنوان موفق ترین دستاورد این اندیشه، زیر پای امریکا و خیانت اروپا از بین رفته، نباید آن را “شکست فقط یک دولت” تلقی کرد بلکه باید شکست برجام را “شکست یک اندیشه در اداره کشور” آن هم در چند دولت دانست.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: طرفداران و هواداران و مخالفان و منتقدان برجام، در یک سوال مشترک هستند و آن این است که ادامه اندیشه برجامی فارغ از نتایج و محتوای برجام آیا قابل تکرار است؟ و آیا نباید در این اندیشه تغییری به وجود آورد. حال که سه تلاش آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی در مذاکره با هدف گشایش روابط اقتصادی با اروپا و امریکا شکست خورده است، به نظر می‌رسد باید این اندیشه را کنار گذاریم و وقت کارآفرینان، صنعتگران، بازرگانان و کارگران ایرانی را بیش از این تلف نکنیم و بیش از این از فرصتهای درونزای اقتصاد خود غفلت نکنیم.

    محسن رضایی در پایان تصریح کرد: البته دنیای پسا کرونایی، اروپا و امریکا را به وضعیتی می‌رساند که دیگر کمتر کسی به آنها روی می‌آورد ولی این گرایش اتلاف وقت و چشمداشت به دیگران که منشاءش ضعف نفس و بی اعتمادی به توانایی‌های داخلی است، ممکن است پابرجا بماند و باید برای آن فکری کرد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • حملات عجیب محسن رضایی به آیت الله هاشمی، خاتمی و روحانی /آمریکا قصد حمله نظامی به ایران را داشت؟

    حملات عجیب محسن رضایی به آیت الله هاشمی، خاتمی و روحانی /آمریکا قصد حمله نظامی به ایران را داشت؟

    حملات عجیب محسن رضایی به آیت الله هاشمی، خاتمی و روحانی /آمریکا قصد حمله نظامی به ایران را داشت؟

     

    محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع در دومین سالگرد خروج آمریکا از برجام در نشست تخصصی “برجام؛ مسیر طی شده و چشم انداز پیش رو” گفت: در ابتدا شهادت جمعی از غیور مردان و دریادلان ایران اسلامی را در حادثه تمرینات و مانورهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را تبریک و تسلیت عرض می‌کنم و از پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع هم تشکر می‌کنم که در این الگوی جدید از مشارکت مسئولان کشور و کارشناسان و اصحاب رسانه را در یک نشست، دور هم جمع کردند تا در مورد رویدادهای استراتژیک کشور، با هم گفتگو داشته باشند. امیدوار هستم که این مدل از اجماع نخبگان با دولتمردان و رسانه‌های کشور، منجر به هم افزایی، فکری و اندیشگی بشود و بتوانیم در سالهای آینده قدم‌های بیشتری برداریم.

    رضایی با اشاره به سالگرد خروج آمریکا از توافقنامه هسته‌ای میان ایران و ۱+۵ گفت: جا دارد که محافل بیشتری در خصوص شکل بگیرد و همفکری کنند و دولتمردان کشور را هم از نظرات خود، بهره مند کنند. همه می‌دانیم که مذاکرات برجام در این دور سوم، با سیاست نرمش قهرمانانه ما همراه شد. این سیاست منجر به یک دیدبانی قدرتمند در آینده و در تاریخ ملت ایران شد تا ملت ایران بتوانند از این دیدبانی، آینده خود را در صحنه بین الملل و منطقه روشن‌تر ببیند. دلیل این مدعا، نقش پررنگ ملت ایران در حکمرانی است. ملت ایران، تنها حاکمان را انتخاب نمی‌کنند. بلکه در حکمرانی کشور از طریق افکار عمومی و بیان خواسته هاشان و صدای انتقادهاشان، موجب بهبود حکمرانی در کشور می‌شوند. لذا نرمش قهرمانانه فرصتی پیش آورد تا ملت ایران، بسیاری از ادعاها را در این مذاکرات ببیند و لمس کند و با شهود عینی در سیاست، ادعاها و دلسوزی‌های کاذب را تشخیص دهد.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: با خروج آمریکا از توافق برجام، ملت ایران بیش از ده سال نسبت به آینده خودش آگاه شد، تا بداند که چه مسیری را باید در پیش بگیرد و چه کار باید بکند. همانطور که امام فرمودند ما در جنگ، دشمنان و دوستان خودمان را شناختیم، در این نوع مباحث و مذاکرات، ملت ایران، بهتر می‌تواند، جایگاه تاریخی و ارتباطاتش را تنظیم کند و از سراب‌های ساختگی جلوگیری کند.

    وی افزود: دو سال پیش در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ آقای ترامپ از برجام خارج شد و در آبان همان سال به سخت‌ترین تحریم‌ها علیه ایران روی آورد. در حالی که ایران به همه تعهدات خود عمل کرده بود، امریکا ابتدا از توافق خارج شد و عمل به تعهدات خود را متوقف کرد و سپس به اعمال تحریم‌های گسترده علیه کشور ما روی آورد. توجیه آقای ترامپ این بود که ایران دولت اوباما را فریب داده است. شایسته است با مروری بر وقایع گذشته، به پرسش‌های مهمی که درباره برجام وجود دارد پاسخ دهیم.

    رضایی اظهار داشت: به نظر می‌رسد کاربرد کلمه برجام در نظریات موافقان و مخالفان، اشاره به سه نوع یا سه موجودیت از برجام دارد: ۱- برجام مشروط به شرایط رهبری، ۲- برجام دولتی (اعم از نظر مجلس و دولت و شورای عالی امنیت ملی)، ۳- برجامی که دیگر وجود خارجی ندارد. به اولی عمل نشد و سومی هم که وجود ندارد. تنها موضوع بحث، برجام دولتی است که به تاریخ پیوسته است و به عنوان یک تجربه قابل درس آموزی است. به همین دلیل شایسته است در سالگرد خروج امریکا از برجام به تحلیل این درس‌ها بپردازیم.

    وی افزود: برجام دولتی یا برجام اتفاق افتاده، یک رویداد بین المللی و در حوزه سیاست خارجی بوده است که امروزه مواجهه ما با آن شامل چند بخش می‌باشد: ۱- بررسی اصل مذاکرات، ۲- بررسی محتوای مذاکرات، ۳- بررسی نتایج مذاکرات، ۴- درس‌های برجام.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه تفکیک این بخش‌ها از هم بسیار مهم است، گفت: در بخش مذاکرات، باید توجه کنیم که مذاکرات هسته‌ای سه دوره را پشت سر گذاشته بود که برای بار سوم به دولت آقای روحانی رسید.

    وی با اشاره به روند مقدمات مذاکرات گفت: پس از طی مقدماتی، ایران حضور آمریکا را در برخی جلسات می‌پذیرد و بعد در سطح وزرای خارجه، نشست‌های دونفره برای اولین بار صورت می‌گیرد. مساله مذاکرات برجام مساله بسیار مهمی است که قابل کالبدشکافی است. بسیاری از صحنه‌های مذاکرات برجام برای اولین بار در تاریخ سیاسی ایران طی چهل سال اخیر صورت گرفت.

    رضایی افزود: دور سوم مذاکرات در دوره آقای روحانی شروع شد. دست ایران بسیار پر شده بود. طرف مقابل هم دموکرات‌های امریکا بودند. همه برآوردهای نظامی نشان داده بود که امریکا از قصد حمله نظامی به ایران ناتوان شده و در یک کلام، دروازه طرف مقابل آماده گل خوردن بود.

    عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع) گفت: در سومین دور مذاکرات، نفس مذاکره یعنی مجوز انجام مذاکره – آن هم در یک محدوده ممنوعه یا محدوده‌ای که کم سابقه یا بی سابقه بود – یکی از مهمترین نکات است. اینکه چرا نظام قبول می‌کند که ایران در مذاکراتی که امریکا حضور دارد شرکت کند و ریسک و خطر جلسات طولانی – آنهم با ارتباطات نزدیک و گفتگوهای خودمانی که بین طرفین رد و بدل می‌شود – را می‌پذیرد؟ مهمترین دلیلی که بیان شده نرمش قهرمانانه است. بنطر من سیاست نرمش قهر مانانه بسیار شجاعانه انتخاب شد ودیده بانی انقلابی ملت ایران را تقوبت کرد وهمین سیاست بود که تا عمق تاریخی خیانت‌های امریکا بر ملت ما مکشوف شد. این سیاست به روشن کردن ادعاهای دروغین بین المللی و مشخص کردن چهره پشت صحنه مدعیان دلسوزی در داخل برای پیشرفت ایران و دلایل دیگر منجر شد

    وی اظهار داشت: در موضوع محتوای مذاکرات و نقاط قوت و ضعف تیم، از جمله نبودن تیم اقتصادی در کنار تیم سیاست خارجه و تیم هسته‌ای و همچنین در مورد نتایج مذاکرات و اینکه در این مذاکرات چه چیزی دادیم و چه چیزی گرفتیم، مسائل مهمی وجود دارد که بحث جداگانه ای می‌طلبد. مهم‌تر از این سه محور، درس‌های مهمی است که برجام برای کشور ما داشت. چه درس‌هایی از برجام گرفتیم؟

    رضایی گفت: اولین درس برجام این است که سوءظن و بی اعتمادی که به امریکا و اروپا وجود داشت، منطقی بوده و ریشه در واقعیت دارد. زیرا معلوم شد که امریکا و اروپا تنها به دنبال منافع خود هستند و دستیابی به بازی برد برد در مذاکره با امریکا، تصور خوشبینانه ای بیش نیست. نکته مهم این است که شروطی که رهبر انقلاب – به درستی و بر اساس شناخت تاریخی و راهبردی خود از امریکا و اروپا – مطرح کردند و رفتارهای آنها را پیش بینی کرده بودند، کاملاً در رفتار طرف مقابل تحقق یافت و همه مردم و مسئولین، در عمل، این واقعیت را در رفتار دولتهای غربی مشاهده کردند.

    رئیس کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: درس دوم برجام این است که انتظارات مردم و کارآفرینان کشور را به سراب گشایش روابط جدید اقتصادی با غرب گره نزنیم، آنها را از برنامه ریزی خود بازنداریم و وقفه‌ای در مسیر واقعی رشد درونزای کشور خود که در دهه اول انقلاب شکل گرفته، به وجود نیاوریم.

    فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس اظهار داشت: درس سوم برجام این است که در پیش گرفتن هرگونه وادادگی در برابر زیاده خواهی دولتهای غربی – آنطور که لیبرال‌های داخلی و تکنوکراتها می‌خواهند – نتیجه‌ای جز عقب افتادن کشور ما نخواهد داشت. این مهمتر از درس‌های قبلی است.

    محسن رضایی ادامه داد: در دولت آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی، نوعی چشمداشت به دولتهای غربی – که برآیندش همین اندیشه برجامی است – دیده می‌شود. در واقع انتظار گشایش در روابط اقتصادی با اروپا و امریکا برای ورود تکنولوژی و سرمایه را بیش از حد مورد تاکید قرار دادند. این گرایش در دولت آقایان هاشمی و خاتمی تحت عنوان تنش زدایی و در دولت آقای روحانی تحت عنوان “کلید”، باعث شد که ماه‌ها و سال‌ها تلاش‌هایی به صورت آشکار و پنهان ادامه یابد و سرنوشت کشور به این مساله گره زده شود.

    فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس افزود: در تفکر راهبردی اصیل انقلاب در دهه ۱۳۶۰، شئون سیاسی و دفاعی با شئون اقتصادی و فرهنگی به صورت یکپارچه درآمده بود و یک هماهنگی و همراستایی بین این بخشها برقرار بود. همزمان با تشکیل دولت آقای هاشمی و بعد از آن، مسیر سیاسی و دفاعی به همان شکل اصیل ادامه یافت ولی مسیر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از آن جدا شد و فاصله گرفت و دچار زاویه شد. زاویه یافتن مسیر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، باعث نوعی دوگانگی اعتقادی و ارزشی با مسیر اصلی انقلاب شد و یک دوگانگی در حاکمیت به وجود آورد؛ حاکمیت سیاسی که عمدتاً ارزشی و انقلابی باقی مانده بود و حاکمیت اقتصادی که تکنوکراتی و لیبرالی شده بود.

    وی افزود: اغراق در برخی فیگورهای دیپلماتیک بی آنکه دستاورد اقتصادی بلندمدتی برای آن درنظر گرفته شود، نشان دهنده یک جهتگیری هستند که قریب سی سال اداره شئون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را در اختیار داشته و برآیند تکامل یافته آن را در مذاکرات برجامی دیدیم ولی مجموعه این رویکردها نتوانست گشایشی را در روابط اقتصادی ایران با اروپا و امریکا ایجاد کند.

    محسن رضایی گفت: مذاکرات برجام با رمز “کلید”، اغلب کارآفرینان ما را معطل و معلق نگه داشت و آنها را به این تصور کشاند که قرار است فتح الفتوحی در رابطه شکل گیرد و دیوار بی اعتمادی دو طرف برداشته شود. در مذاکرات برجام، از رهبری گرفته تا

    دولت و مجلس و بسیاری از نیروهای انقلاب با وجود انتقاداتی که درباره موضوع، محتوا، تیم و نتایح مذاکرات داشتند، از مذاکرات حمایت کردند. به همین دلیل انتظار می‌رفت مذاکرات برجام سرآغاز یک گشایش اقتصادی برای ایران باشد. دیپلمات‌های ایران هر چه در توان داشتند به کار بردند و بالاخره برجام به امضای دولت رسید. اکنون که برجام به عنوان موفق ترین دستاورد این اندیشه، زیر پای امریکا و خیانت اروپا از بین رفته، نباید آن را “شکست فقط یک دولت” تلقی کرد بلکه باید شکست برجام را “شکست یک اندیشه در اداره کشور” آن هم در چند دولت دانست.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: طرفداران و هواداران و مخالفان و منتقدان برجام، در یک سوال مشترک هستند و آن این است که ادامه اندیشه برجامی فارغ از نتایج و محتوای برجام آیا قابل تکرار است؟ و آیا نباید در این اندیشه تغییری به وجود آورد. حال که سه تلاش آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی در مذاکره با هدف گشایش روابط اقتصادی با اروپا و امریکا شکست خورده است، به نظر می‌رسد باید این اندیشه را کنار گذاریم و وقت کارآفرینان، صنعتگران، بازرگانان و کارگران ایرانی را بیش از این تلف نکنیم و بیش از این از فرصتهای درونزای اقتصاد خود غفلت نکنیم.

    محسن رضایی در پایان تصریح کرد: البته دنیای پسا کرونایی، اروپا و امریکا را به وضعیتی می‌رساند که دیگر کمتر کسی به آنها روی می‌آورد ولی این گرایش اتلاف وقت و چشمداشت به دیگران که منشاءش ضعف نفس و بی اعتمادی به توانایی‌های داخلی است، ممکن است پابرجا بماند و باید برای آن فکری کرد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین