برچسب: اکبر ترکان

  • مجلس، قوه مجریه نیست / رئیس مجلس نباید در سفر استانی دستور اجرایی بدهد

    مجلس، قوه مجریه نیست / رئیس مجلس نباید در سفر استانی دستور اجرایی بدهد

    مجلس، قوه مجریه نیست / رئیس مجلس نباید در سفر استانی دستور اجرایی بدهد

    اعتمادآنلاین| بار و بندیل‌شان را می‌بندند و با یک هیات همراه و حداقل یک دوربین عکاسی به راه می‌افتند از این شهر به شهر دیگر و از این استان به استان دیگر؛ حکایتی که در رفتار برخی از مسئولان در همه ادوار می‌توان مشاهده کرد البته در برخی با شدت بیشتر و در برخی کمتر.

    در این میان اگر صدای پای انتخابات هم به گوش برسد که دیگر اغلب پا در رکاب می‌شوند تا هر طور شده است رای را حتی در دورترین نقاط کشور به دست بیاوردند اما سوال اینجاست سفرهای استانی در معادلات مدیریتی کشور کدام نقطه و جایگاه را به خود اختصاص می‌دهد؟

    اکبر ترکان که زمانی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دولت اول هاشمی و وزیر راه دولت دوم او بود درباره سفرهای استانی سران قوا می‌گوید: «در زمان باهنر و رجایی سفرهای استانی وجود داشت اما آن زمان برای حل مشکل بود اما سفرهای استانی که امروز اتفاق می‌افتد  به یکسری از کارهای سیاسی تبدیل شد که از ماهیت خودش دور شد.»

    او  در این گفت و گو از مشاهداتش در سفرهای استانی و رفتار برخی مقامات که  اسکناس ۵۰ هزارتومانی بین افرادی که آمده بودند توزیع می‌کردند گفت.

    سفرهای استانی از زمان احمدی‌نژاد اوج گرفت و حتی نامه‌های مردمی هم دریافت می‌کردند و امروز هم رویه سفرهای استانی را از سوی سران قوا به ویژه  رئیس مجلس  مشاهده می‌کنیم این سفرهای استانی چه جایگاهی در سیاست ما دارد؟

    مگر ما سفرهای استانی شهید باهنر و شهید رجایی را نداشتیم آنها به سفر می‌رفتند بدون انگیزه تبلیغاتی و واقعا برای حل مشکلات آن منطقه چاره اندیشی می‌کردند. بنابراین باید گفت سفرهای استانی  به ذات خودش حل کننده مشکلات است و موجب تعامل مستقیم و شناخت نزدیک مساله می شود، اما یکسری رفتار سیاسی هم همراه آن است.

    درواقع باید گفت سفرهای استانی برای شناخت نزدیک مساله خیلی مفید است که مقامات تصمیم گیرنده مرکز بدانند که استان ها با چه مسائلی مواجه هستند. من از سال ۶۰ تا سال ۶۴ استاندار بودم؛ آن زمان این سفرها خیلی مؤثر بود چون مسائل مناطق به وزرا منتقل می شد و وزرا نیز به حل این مسائل منطقه ای کمک می کردند. بعدها هم که این کار در دولت‌های بعدی ادامه پیدا کرد همین نقش را داشت؛ هدف این بود که با مساله رو در رو شوند و تصمیم مناسب اتخاذ کنند. اما در دوره های بعدی به یکسری از کارهای سیاسی تبدیل شد که از ماهیت خودش دور شد؛ مثلا بعضی ها مراجعه می کردند و زمانی که یک چیزی می گفتند دست در جیبشان می کردند و یک اسکناس ۵۰ هزار تومانی می دادند.

    برخی مسئولان در سفر استانی اسکناس ۵۰ هزار تومانی به مردم می دادند

    من شاهد بودم که بعضی از رؤسا در سفرهایشان زمانی که مردم از آنها تقاضایی داشتند دست در جیب می کردند و یک اسکناس ۵۰ هزار تومانی می دادند یا مثلا یک سرمایه گذار پتروشیمی در عسلویه نامه ای برای رؤسای بازدید کننده نوشته بود و این نامه به صورت اتوماتیک به آنجا رفته بود و روی آن یک یادداشتی گذاشته بودند که کار شما به جریان افتاد و یک اسکناس ۵۰ هزارتومانی هم ضمیمه آن کرده بودند و برای آن سرمایه گذار فرستاده بودند و آن شخص یک سرمایه گذار پتروشیمی و یک میلیاردر  بود و برایش سؤال پیش آمده بود که این ۵۰ هزار تومان برای چیست، معلوم بود که اصلا محتوای نامه او را نخوانده اند.

    اینها زمانی که تعداد نامه ها زیاد می شد اصلا نامه ها را نمی خواندند، در سفرهای استانی نامه ها را با گونی جمع می کردند و زمانی که گونی ها را به اینجا می آوردند آن را به دفتر می بردند و تعدادی از بچه ها تند تند بدون اینکه نامه را بخوانند آن را مهر می کنند و با یک اسکناس ۵۰ هزار تومانی برای آن شخص ارسال می کردند و این کار را برای این می کردند چون عموما متقاضی کمک مالی بودند و آنها هم برای آنها یک ۵۰ هزار تومانی می فرستادند. همین اتفاق برای یکی از سرمایه گذران هم افتاده بود که یک ۵۰ هزار تومانی با یک یاد داشت برایش رفته بود، بنابراین این سفرها کجا و سفرهای اول پیروزی انقلاب کجا؟ خیلی باهم تفاوت دارند. اینها در ماهیت خودش خوب و مفید است ولی به تدریج از ماهیت خودش دور شده است و تبدیل به یکسری مسائل تشریفاتی شده است.

    چه اتفاقی افتاد که این سفرهای استانی از آن هدف اولیه اش فاصله گرفت؟ یعنی چه اتفاقی افتاد که بین سفرهای استانی شهید رجایی و باهنر  تا امروز تفاوت ایجاد شد؟

    آن زمان برای حل مساله به سفرهای استانی می رفتند و دیدارهای مردمی و دنبال ماشین دویدن و … نداشت. ما الان یکسری روابط داریم که معلوم نیست چقدر درست است؛ آیا مردم ما باید پا برهنه به دنبال ماشین مقامات بدوند؟ این کار تحقیر مردم است و سبک شدن آنها را به دنبال دارد، این احترام به مردم نیست.

    زمانی که ماشین یکی از مقامات در خیابان می آید دیده اید که چه اتفاقی می افتد؟ یا مثلا در استادیوم برای دیدار مردمی می روند و مردم آنجا ایستاده اند ،می گویند شما از ساعت ۹ آمده اید؟ می گوید نه! می گویند از ۸ آمده اید؟ از ۷ آمده اید و …؛ اینها نماد مقاومت نیست و چیز بیخودی از آن در می آید. به نظر من آن مدلی که در اول پیروزی انقلاب بود که دولت و وزرا به مناطق می رفتند و مدیران و مسؤلان مناطق می نشستند و مهمترین مسائل منطقه را پهن می کردند و برای آن تصمیم می گرفتند، خیلی بهتر بود.

    بعدها همان بودجه های استانی که خود اینها در استان ها تصویب کرده بودند را فهرست کردند و همراه رئیس جمهور که به استان می رفتند، این فهرست بودجه را که برای خودشان بود و نیاز نبود که منتش را بر سر کسی بگذارند، را می خواندند و مثلا می گفتند که در این سفر تصمیم گرفتیم که ۶ تا را ۸ تا کنیم، ما از این طرف خجالت می کشیدیم که اینها که در بودجه ها خودشان است و اصلا نیاز به گفتن ندارد.

    سفرهای استانی باید کارکرد حل مساله داشته باشد نه کارکرد پوپولیستی

    با این حساب می توانیم بگوییم که الان کارکرد این سفرهای استانی بیشتر از اینکه کارکرد مدیریتی داشته باشد کارکرد پوپولیستی دارد. درست است؟

    بهتر است به جای کارکرد مدیریتی از کار کرد حل مساله استفاده کنیم، اینها قرار بوده که کارکرد حل مساله باشد اما الان کارکردهای پوپولیستی دارد.

    چطور می‌توان این سفرهای استانی را به محور اصلی خود یا همان کارکرد حل مسئله بازگرداند؟

    نمی خواهم بگوید اثرگذاری  سفرهای استانی این روزهای مقامات صفر است، اما این با چیزهای دیگری قاطی شده است. البته این را بگویم که اصل آن لازم و ضروری است و کجی های آن را باید اصلاح کرد.

    از دغل بازی و فیلم بازی کردن در سفرهای استانی پرهیز شود

    این کجی ها کجا و چگونه باید اصلاح شود؟

    این کجی ها باید به صداقت و درستی و راست گویی تبدیل شود و باید از دغل بازی و فیلم بازی کردن برای مردم پرهیز کنیم. ما به جای نان و پنیر  باید روی واقعیت هایی بیاییم که مشکل مردم را حل می کند.

    تحلیلی از سفرهای استانی آقای قالیباف دارید چیست؟ به نظر شما چقدر آن قرار است در کارکرد مخصوص به خودش باشد و چقدرش می تواند پوپولیستی باشد؟

    من نمی دانم نقش قانون گذار یا رئیس مجلس در سفر استانی چیست و دارم در مورد آن فکر می کنم تا بفهمم که رئیس مجلس و قانون گذار در سفر استانی چگونه می تواند کمک کند.

    رئیس مجلس نباید در سفر استانی دستور اجرایی بدهد

    این هم برای خودش یک مساله است، چون در سفرهای استانی معمولا یکسری وعده هایی داده می شود که بار هزینه ای برای دولت دارد و یک مقداری این قضیه منافات پیدا می کند. آیا این سفرها می تواند برای دولت هزینه زا باشد؟

    مجلس، قوه مجریه نیست. کار مجلس قانون گذاری صحیح و نظارت بر اجرای قانون است؛ اگر در سفرهای استانی پی بردند که یک قانونی در مرحله نظارت خوب اجرا نشده است و اگر این را کنترل کردند تا خوب اجرا شود، این مفید است. اگر به نتیجه رسیدند که قانونی وجود دارد که نقایصی دارد و باید ابعاد این نقص را برطرف کرد، این هم خوب است؛ منتهی اگر تصمیم گرفتند و گفتند که ما دستور می دهیم اینجا جاده بسازند، این مداخله در کار قوه مجریه است.

    ۴ سال حقوق نمایندگی جوابگوی خرج تبلیغات انتخاباتی است؟

    آقای ترکان الان بحث خود نماینده ها هم است، اینکه نماینده یک حوزه سفرهای استانی به حوزه های دیگر دارد، به نظر شما این کار چقدر می تواند تعریف شده باشد و اینکه آیا می شود به این قضیه نگاه مثبت داشت یا بحث انتخاباتی بودن آن مطرح می شود؟

    مداخلات نماینده ها در امور اجرایی مثل این است که در از پاشنه خارج شده است، مثلا نماینده ای که در یک منطقه ای رای می آورد اگر در دوران رقابت انتخاباتی اش، مدیرکلی کارهایی که این فرد مورد نظرش بوده و به نفعش بوده است را انجام نداده باشد، بعد از رای آوردن با تمام ظرفیت به سمت خط عوض کردن آن مدیر کل می رود. چون او می خواسته این کارها را به نفع او انجام دهد، اما یا نکرده است یا به نفع رقیبش انجام داده است؛ بنابراین آن کسی که رای آورده است می رود تا ریشه او را بکند و این یک تعداد از مداخلات است و فقط در حد مدیر کل نیست، آنها وارد شرکتها می شوند و تا جایی به شرکتها فشار می آوردند که مثلا این آقا را باید مدیر خرید بگذارید یا این آقا را باید مدیر فروش بگذارید (موارد آن را دیده ام)؛ آیا به نظر شما اینکه آنها فشار وارد می کنند تا فرد مورد نظرشان در سمت هایی که می گویند قرار بگیرند برای ثواب آن است؟ یا از آن آقا یک انتظاراتی دارند؟ خرج انتخابات را چه کسی می دهد؟ به نظر شما ۴ سال حقوق نمایندگی جوابگوی خرج تبلیغات انتخاباتی است؟

    نه به هیچ عنوان حقوق نمایندگی به اندازه هزینه انتخاباتی نیست و…

    پس طرف از کجا می تواند خرج تبلیغات انتخابات را بدهد؟ به نظر شما آیا ارث پدر مرحومشان را خرج می کنند؟ یا از یک افرادی این پول را می گیرند؟ و آیا آن افراد این پول هزینه تبلیغات را برای ثواب آن می دهند که خداوند در آخرت به آنها اجر دهد؟ یا این پول ها را می دهند تا بعد از اینکه طرف رای آورد به او بگویند حاج آقا سلام علیکم، من همانی هستم که آنجا آن کارها را کردم!

    آیا او باید برای آن فرد جبران کند یا خیر؟ بنابراین آن فردی که رای آورده است دست آن کسی که هزینه تبلیغاتش را داده است می گیرد و به اتاق من می آورد و می گوید که مثلا فلان پروژه را به این آقا دهید، پس کسی برای دعا و ثواب کاری برای کسی انجام نمی دهد. این کار یکجور داد و ستد است که در دنیا راه حل دارد؛ در دنیا قانون گذاشته اند که همه کسانی که در رقابت های انتخابات شرکت می کنند باید ترازنامه دهند و آشکارا بگویند که از چه کسانی پول گرفته اند و آن پول را برای چه مواردی مصرف کرده اند.

    مثلا اگر شما از یک شرکتی پول گرفته باشید و او به انتخابات شما ۱۰ میلیون کمک کرده باشد، اگر فردا روزی ببینند که شما به سمت این شرکت لاستیک سازی رفته اید، همه می فهمند که یک مساله مشکوکی در کار است؛ در دنیا قانون وجود دارد و به نظر من ما باید این قانون را محکم کنیم که هرکسی که کاندیدا می شود باید به دادستان ترازنامه دهد و آشکارا بگوید که از چه کسانی کمک گرفته است و آن را کجا خرج کرده است که اگر این اتفاق بیفتد احتمال فساد پایین می آید.

    منبع: خبرآنلاین

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • نمی‌توانیم از آدم‌های درجه چندم توقع کارآمدی داشته باشیم

    نمی‌توانیم از آدم‌های درجه چندم توقع کارآمدی داشته باشیم

    اعتمادآنلاین| سعید شمس- «سوءمدیریت» نتیجه‌ای جز «ناکارآمدی» ندارد و به همین دلیل به راحتی پتانسیل‌های موجود حیف و میل می‌شود و چرخ مدیریت لنگ می‌زند. در چنین شرایطی است که تنگنای مالی و البته دشواری معیشتی پیش می‌آید. حال سوال این است که کدام اهمال و کوتاهی‌ها باعث شده سوءمدیریت برچسبی بر پیشانی همه دولت‌ها باشد؟

    اکبر ترکان، مشاور عالی سابق رئیس‌جمهوری، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌ باره اظهار داشت‌: وقتی ناکامی اتفاق می‌افتد، در اذهان عمومی چند سوال نقش می‌بندد از جمله اینکه: آیا هدف‌گذاری درست بوده است؟ بنابراین مثلاً اگر بخواهیم بین تهران و کرج اتوبان ساخته شود و هدف‌گذاری‌مان غلط باشد فارغ از اینکه منابع‌مان تلف خواهد شد، به موفقیت هم نخواهیم رسید.

    این فعال سیاسی در ادامه گفت: فرض را بر این بگیریم که هدف‌گذاری درست بوده اما برای رسیدن به آن راه‌های غلطی طی شود. در این حالت هم قطعاً نمی‌توانیم دستاوردی مثبت داشته باشیم؛ یعنی اگر هدف خوبی مثل برقراری عدالت اجتماعی را پیگیری کنیم اما راهبرد برای این کار درست نباشد و مثلاً به ثروتمندان بگوییم باید پول‌هایتان را به حساب ۱۰۰ امام واریز کنید، این کار موجب می‌شود، ثروتمندان پول‌های خود را قایم کرده و فراری بدهند. در برخی مواقع، هم هدف‌گذاری خوب است و هم راهبردی صحیح در نظر گرفته می‌شود منتها برنامه عملیاتی با واقعیت‌ها منطبق نیست که در این شرایط هم حتماً نمی‌توانیم برنامه‌های مورد نظرمان را طوری اجرایی کنیم که نتیجه‌ای مثبت به همراه داشته باشد.

    او تصریح کرد: برای بررسی کارآمدی دولت‌ها باید به نکته مهمی توجه داشته باشیم. دولتی دنبال توسعه می‌رود‌ و به همین دلیل میزان موفقیت این دولت را در دستیابی به توسعه ارزیابی می‌کنیم. اگر دولتی تلاشش را معطوف به بسط انقلاب اسلامی در جهان به کار گیرد،‌ طبیعی است که برای این دولت تولید ناخالص داخلی،‌ صادرات و… اهمیتی ندارد و نمی‌توانیم از این دولت توقع پیشرفت و توسعه داشته باشیم.

    این چهره که سابقه وزارت در دولت‌های هاشمی و خاتمی را دارد در ادامه افزود: اگر دولتی توسعه را هدف قرار دهد، باید پرسید که اساساً چه تعریفی از توسعه داریم؟ آیا رشد تولید ناخالص داخلی توسعه به شمار می‌رود یا نه؟ آیا به رشد تکنولوژی توسعه می‌گویند یا نه؟ آیا رشد بهره‌وری را می‌توان یکی از نشانه‌های توسعه تلقی کرد یا نه؟‌

    ترکان توضیح داد: در واقع به جرات می‌توان گفت، یکی از فاجعه‌بارترین مسائل ما در ایران بی‌توجهی به موضوع مهمی به نام بهره‌وری است؛ بهره‌وری یعنی اینکه برای بالا رفتن تولید ۲ راه داریم، اول اینکه بگوییم مثلاً چه کاری لازم است تا تعداد تولید کارخانه‌ای از روزی ۲۰۰ جفت کفش به ۲۵۰ جفت برسد. یا می‌گوییم در کارخانه‌ای که لبنیات تولید می‌کند‌ می‌توانیم بدون اینکه کارخانه را بزرگ‌تر و ماشین‌ها را بیشتر کنیم و همچنین بر نیروی کار بیفزاییم، ظرفیت تولید را بالاتر ببریم؟ این تلاش را بهره‌وری می‌نامند که برای پیشرفت و توسعه اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

    او در ادامه افزود: ما در ایران از نظر بهره‌وری وضع‌مان خیلی بد است. در واقع با وجود اینکه می‌توانیم با همین امکانات و ظرفیت میزان تولید را بالاتر ببریم، به دلیل قوانین غلط، کیفیت مدیریت، ساختارهای معیوب، روش‌های اشتباه انجام کار و… نمی‌توانیم به بخش مهم تولید رونق بدهیم و به طور دائم دور خودمان می‌چرخیم آن هم در شرایطی که میزان موفقیت‌ دولت‌ها را می‌توانیم از میزان بهره‌وری آنها بسنجیم. این مسائل بسیار مهمی است که هم با درس خواندن و هم با حضور در کلاس‌های عملی می‌توان آموخت.

    مشاور عالی سابق رئیس‌جمهوری گفت:‌ در سنجش دولت‌ها اگر هدف بهبود وضعیت اقتصادی باشد، باید دستاوردها را در بخش‌های مختلف اقتصادی مورد بررسی قرار داد؛ اما اگر هدف همکاری و رسیدگی به کشورهایی چون نیکاراگوئه باشد، دیگر نباید توقع رونق تولید و بهبود فضای کسب‌وکار داشت.

    ترکان یادآور شد:‌ همچنین این مساله هم بسیار مهم است که افراد را در چه جاهایی بگذاریم و چه کسی را برای نشستن روی کدام صندلی انتخاب کنیم. آیا ما برای مدیریت بخش‌های مختلف بهترین آدم‌ها را برگزیده‌ایم؟ پاسخ حتماً «نه» است؛ مثلاً وقتی فوروارد تیم فوتبال راه‌آهن را در ترکیب بارسلونا بازی بدهیم،‌ بارسلونا می‌تواند بارسلونای همیشگی باشد؟‌ اگر مارادونا را در ترکیب تیم راه‌آهن به میدان بفرستیم، می‌تواند مثل مارادونایی که با لباس آرژانین بازی می‌کرد بدرخشد؟

    او اظهار داشت: در واقع «انتخاب بهترین آدم‌ها»‌ و «گماردن آدم‌ها سر جای‌ خودشان» نکته‌هایی است که قطعاً باید جدی گرفته شود تا بتوانیم برنامه‌های‌ مد نظرمان را به طور دقیق اجرایی کنیم. این در حالی است که در بزنگاه‌‌های انتخاباتی ایران شایسته‌ها را به بهانه‌هایی چون چپ بودن، راست بودن، اصولگرا یا اصلاح‌طلب بودن و بهانه‌های واهی دیگری از انتخابات محروم می‌کنیم و در اقدامی عجیب و قابل تامل به سراغ افراد کم‌خاصیت و دسته‌چندم می‌رویم. حال با این اوصاف سوال این است که چطور می‌توانیم از آدم‌های درجه‌چندم توقع کارآمدی و موفقیت داشته باشیم؟ در واقع از آدم کم‌خاصیت که مارادونا درنمی‌آید.

    این چهره اضافه کرد: وقتی کسی می‌خواهد مثلاً چشمش را عمل کند توانایی تخصصی دکتر را در نظر می‌گیرد و برایش اصلاً مهم نیست که آن دکتر به لحاظ سیاسی چه رویکردی را قبول دارد یا از جنبه فکری به کدام تفکر نزدیک‌تر است. اما در مدیریت اقتصادی خیلی از کارشناسانی که کاربلد هستند و برای درمان اقتصاد نسخه‌های شفابخشی دارند به دلیل نوع نگاه‌شان و بعضی از فعالیت‌هایشان به کار گرفته نمی‌شوند و می‌گویند، فلانی آدم بسیار خوبی است و فقط سواد ندارد، اما چون به او اعتماد داریم بیاید و مدیریت فلان دستگاه را به دست بگیرد.

    اکبر ترکان در پایان گفت: مشکلات در حالی هر روز بیشتر می‌شوند و زندگی را برای مردم دشوارتر می‌کنند که راه‌حل‌هایی مشخص برای ترمیم فضای مدیریتی وجود دارد.

    چکیده گفت‌وگو با اکبر ترکان

    -به طور دائم دور خودمان می‌چرخیم

    -یکی از فاجعه‌بارترین مسائل ما در ایران بی‌توجهی به موضوع مهمی به نام بهره‌وری است

    -موفقیت‌ دولت‌ها را می‌توانیم از میزان بهره‌وری آنها بسنجیم

    -آیا برای مدیریت بخش‌های مختلف بهترین آدم‌ها را انتخاب کرد‌ه‌ایم؟

    -در بزنگاه‌‌های انتخاباتی سراغ افراد کم‌خاصیت و دسته‌چندم می‌رویم

    -کارشناسان کاربلد به دلیل نوع نگاه‌شان به کار گرفته نمی‌شوند

  • نمی‌توانیم از آدم‌های درجه چندم توقع کارآمدی داشته باشیم

    نمی‌توانیم از آدم‌های درجه چندم توقع کارآمدی داشته باشیم

    نمی‌توانیم از آدم‌های درجه چندم توقع کارآمدی داشته باشیم

     

    اعتمادآنلاین| سعید شمس- «سوءمدیریت» نتیجه‌ای جز «ناکارآمدی» ندارد و به همین دلیل به راحتی پتانسیل‌های موجود حیف و میل می‌شود و چرخ مدیریت لنگ می‌زند. در چنین شرایطی است که تنگنای مالی و البته دشواری معیشتی پیش می‌آید. حال سوال این است که کدام اهمال و کوتاهی‌ها باعث شده سوءمدیریت برچسبی بر پیشانی همه دولت‌ها باشد؟

    اکبر ترکان، مشاور عالی سابق رئیس‌جمهوری، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌ باره اظهار داشت‌: وقتی ناکامی اتفاق می‌افتد، در اذهان عمومی چند سوال نقش می‌بندد از جمله اینکه: آیا هدف‌گذاری درست بوده است؟ بنابراین مثلاً اگر بخواهیم بین تهران و کرج اتوبان ساخته شود و هدف‌گذاری‌مان غلط باشد فارغ از اینکه منابع‌مان تلف خواهد شد، به موفقیت هم نخواهیم رسید.

    این فعال سیاسی در ادامه گفت: فرض را بر این بگیریم که هدف‌گذاری درست بوده اما برای رسیدن به آن راه‌های غلطی طی شود. در این حالت هم قطعاً نمی‌توانیم دستاوردی مثبت داشته باشیم؛ یعنی اگر هدف خوبی مثل برقراری عدالت اجتماعی را پیگیری کنیم اما راهبرد برای این کار درست نباشد و مثلاً به ثروتمندان بگوییم باید پول‌هایتان را به حساب ۱۰۰ امام واریز کنید، این کار موجب می‌شود، ثروتمندان پول‌های خود را قایم کرده و فراری بدهند. در برخی مواقع، هم هدف‌گذاری خوب است و هم راهبردی صحیح در نظر گرفته می‌شود منتها برنامه عملیاتی با واقعیت‌ها منطبق نیست که در این شرایط هم حتماً نمی‌توانیم برنامه‌های مورد نظرمان را طوری اجرایی کنیم که نتیجه‌ای مثبت به همراه داشته باشد.

    او تصریح کرد: برای بررسی کارآمدی دولت‌ها باید به نکته مهمی توجه داشته باشیم. دولتی دنبال توسعه می‌رود‌ و به همین دلیل میزان موفقیت این دولت را در دستیابی به توسعه ارزیابی می‌کنیم. اگر دولتی تلاشش را معطوف به بسط انقلاب اسلامی در جهان به کار گیرد،‌ طبیعی است که برای این دولت تولید ناخالص داخلی،‌ صادرات و… اهمیتی ندارد و نمی‌توانیم از این دولت توقع پیشرفت و توسعه داشته باشیم.

    این چهره که سابقه وزارت در دولت‌های هاشمی و خاتمی را دارد در ادامه افزود: اگر دولتی توسعه را هدف قرار دهد، باید پرسید که اساساً چه تعریفی از توسعه داریم؟ آیا رشد تولید ناخالص داخلی توسعه به شمار می‌رود یا نه؟ آیا به رشد تکنولوژی توسعه می‌گویند یا نه؟ آیا رشد بهره‌وری را می‌توان یکی از نشانه‌های توسعه تلقی کرد یا نه؟‌

    ترکان توضیح داد: در واقع به جرات می‌توان گفت، یکی از فاجعه‌بارترین مسائل ما در ایران بی‌توجهی به موضوع مهمی به نام بهره‌وری است؛ بهره‌وری یعنی اینکه برای بالا رفتن تولید ۲ راه داریم، اول اینکه بگوییم مثلاً چه کاری لازم است تا تعداد تولید کارخانه‌ای از روزی ۲۰۰ جفت کفش به ۲۵۰ جفت برسد. یا می‌گوییم در کارخانه‌ای که لبنیات تولید می‌کند‌ می‌توانیم بدون اینکه کارخانه را بزرگ‌تر و ماشین‌ها را بیشتر کنیم و همچنین بر نیروی کار بیفزاییم، ظرفیت تولید را بالاتر ببریم؟ این تلاش را بهره‌وری می‌نامند که برای پیشرفت و توسعه اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

    او در ادامه افزود: ما در ایران از نظر بهره‌وری وضع‌مان خیلی بد است. در واقع با وجود اینکه می‌توانیم با همین امکانات و ظرفیت میزان تولید را بالاتر ببریم، به دلیل قوانین غلط، کیفیت مدیریت، ساختارهای معیوب، روش‌های اشتباه انجام کار و… نمی‌توانیم به بخش مهم تولید رونق بدهیم و به طور دائم دور خودمان می‌چرخیم آن هم در شرایطی که میزان موفقیت‌ دولت‌ها را می‌توانیم از میزان بهره‌وری آنها بسنجیم. این مسائل بسیار مهمی است که هم با درس خواندن و هم با حضور در کلاس‌های عملی می‌توان آموخت.

    مشاور عالی سابق رئیس‌جمهوری گفت:‌ در سنجش دولت‌ها اگر هدف بهبود وضعیت اقتصادی باشد، باید دستاوردها را در بخش‌های مختلف اقتصادی مورد بررسی قرار داد؛ اما اگر هدف همکاری و رسیدگی به کشورهایی چون نیکاراگوئه باشد، دیگر نباید توقع رونق تولید و بهبود فضای کسب‌وکار داشت.

    ترکان یادآور شد:‌ همچنین این مساله هم بسیار مهم است که افراد را در چه جاهایی بگذاریم و چه کسی را برای نشستن روی کدام صندلی انتخاب کنیم. آیا ما برای مدیریت بخش‌های مختلف بهترین آدم‌ها را برگزیده‌ایم؟ پاسخ حتماً «نه» است؛ مثلاً وقتی فوروارد تیم فوتبال راه‌آهن را در ترکیب بارسلونا بازی بدهیم،‌ بارسلونا می‌تواند بارسلونای همیشگی باشد؟‌ اگر مارادونا را در ترکیب تیم راه‌آهن به میدان بفرستیم، می‌تواند مثل مارادونایی که با لباس آرژانین بازی می‌کرد بدرخشد؟

    او اظهار داشت: در واقع «انتخاب بهترین آدم‌ها»‌ و «گماردن آدم‌ها سر جای‌ خودشان» نکته‌هایی است که قطعاً باید جدی گرفته شود تا بتوانیم برنامه‌های‌ مد نظرمان را به طور دقیق اجرایی کنیم. این در حالی است که در بزنگاه‌‌های انتخاباتی ایران شایسته‌ها را به بهانه‌هایی چون چپ بودن، راست بودن، اصولگرا یا اصلاح‌طلب بودن و بهانه‌های واهی دیگری از انتخابات محروم می‌کنیم و در اقدامی عجیب و قابل تامل به سراغ افراد کم‌خاصیت و دسته‌چندم می‌رویم. حال با این اوصاف سوال این است که چطور می‌توانیم از آدم‌های درجه‌چندم توقع کارآمدی و موفقیت داشته باشیم؟ در واقع از آدم کم‌خاصیت که مارادونا درنمی‌آید.

    این چهره اضافه کرد: وقتی کسی می‌خواهد مثلاً چشمش را عمل کند توانایی تخصصی دکتر را در نظر می‌گیرد و برایش اصلاً مهم نیست که آن دکتر به لحاظ سیاسی چه رویکردی را قبول دارد یا از جنبه فکری به کدام تفکر نزدیک‌تر است. اما در مدیریت اقتصادی خیلی از کارشناسانی که کاربلد هستند و برای درمان اقتصاد نسخه‌های شفابخشی دارند به دلیل نوع نگاه‌شان و بعضی از فعالیت‌هایشان به کار گرفته نمی‌شوند و می‌گویند، فلانی آدم بسیار خوبی است و فقط سواد ندارد، اما چون به او اعتماد داریم بیاید و مدیریت فلان دستگاه را به دست بگیرد.

    اکبر ترکان در پایان گفت: مشکلات در حالی هر روز بیشتر می‌شوند و زندگی را برای مردم دشوارتر می‌کنند که راه‌حل‌هایی مشخص برای ترمیم فضای مدیریتی وجود دارد.

    چکیده گفت‌وگو با اکبر ترکان

    -به طور دائم دور خودمان می‌چرخیم

    -یکی از فاجعه‌بارترین مسائل ما در ایران بی‌توجهی به موضوع مهمی به نام بهره‌وری است

    -موفقیت‌ دولت‌ها را می‌توانیم از میزان بهره‌وری آنها بسنجیم

    -آیا برای مدیریت بخش‌های مختلف بهترین آدم‌ها را انتخاب کرد‌ه‌ایم؟

    -در بزنگاه‌‌های انتخاباتی سراغ افراد کم‌خاصیت و دسته‌چندم می‌رویم

    -کارشناسان کاربلد به دلیل نوع نگاه‌شان به کار گرفته نمی‌شوند

  • ترکان: با دو ویروس کرونا و تیرانا مواجهیم /دولت نباید باج بدهد

    ترکان: با دو ویروس کرونا و تیرانا مواجهیم /دولت نباید باج بدهد

    به گزارش خبرآنلاین، «سال ۹۹ سال سختی خواهد بود» این توصیفی بود که خیلی سیاسیون وقتی هنوز پای کرونا به کشور باز نشده بود مطرح می‌شد؛ اما حالا دیگر اوضاع از آنچه تصور می‌شد پیچیده‌تر است حالا در کنار تحریم ها و فشارهایی که هم سیاست خارجی‌مان را درگیر کرده و هم سیاست داخلی را نشانه می‌رود با بحرانی به نام افت اقتصادی بعد از رفع کرونا مواجهیم اما راهکار مقابله با تبعات این بحران چیست؟

    «اکبر ترکان» مشاور عالی پیشین حسن روحانی و عضو حزب اعتدال و توسعه در این رابطه به خبرآنلاین می‌گوید؛»دولت بعد از رفع کرونا باید اولین قدم را در راه سیاست‌های جبرانی برای رفع آسیب‌هایی که به بازار کسب و کار وارد شده، بردارد.»  او می‌گوید «برای آنکه آسیب‌های اقتصادی به اعتراضات مردمی ختم نشود باید مسوولین با مردم سخن بگویند و شرایط را توضیح دهند.»

    البته او توصیه‌ای هم به دولت داشت و آن این بود که به نمایندگانی که با وجود تخلفات مالی خود را به صندلی مجلس یازدهم رسانده‌اند باج ندهد. آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح این مصاحبه است:

    ********

    آقای ترکان! قبل از آنکه بحرانی مانند کرونا در کشور پدید بیاید همه پیش‌بینی‌ها به این نقطه ختم می‌شد که سال ۹۹ سال سختی خواهد بود  و این موضوع بر اساس اختلافات سیاسی و احتمال درگیری مجلس یازدهم با دولت دوازدهم از یک سو و فشارهای تحریمی از سوی دیگر بود اما الان با این وضعیت به نظر می‌رسد شرایط تغییر خواهد کرد با توجه به این مسائل تحلیل شما از آینده چیست یعنی بحران کرونا چقدر می تواند در سیاست داخلی و خارجی ما تاثیر بگذارد؟

     وضعیت فعلی این بیماری نه فقط در ایران که در همه جهان باعث یک رکود در تولید شده است و بخش های مختلف اقتصاد را تحت تاثیر قرار داده است مثلا گردشگری بزرگترین تاثیر را از این اتفاق گرفته است و رکود وسیعی در رشته های مرتبط با گردشگری پیش آمده است،‌مثل هتلداری، حمل و نقل هوایی، حمل و نقل زمینی، رستوران ها،صنایع غذایی و.. ،‌همه اینها تحت تاثیر این وضعیت دچار رکود شده اند. نه تنها در ایران که در همه جهان همه با این پدیده مواجه هستند. به ناچار یک افت اقتصادی بزرگی تحت تاثیر این موضوع برای همه کشورها از جمله کشور ما پیش می آید.

    نمی‌شود روی سلامتی مردم قیمت گذاشت

    منتهی مهمترین مساله سلامت مردم است، چون نمی شود روی سلامتیشان قیمت گذاشت و استفاده برد. کوشش همه دولت ها بر حفظ سلامت مردم است و کوشش دولت ما هم این است که فعلا سیاست های سلامتی در محور باشیم که البته بقیه سیاست ها هم تحت تاثیر قرار می گیرند ولی محور باید سلامت مردم باشد. بعد از این واقعه ما و دیگران دچار رکود اقتصادی بیشتری می شویم و باید اقدامات و برنامه های جبرانی برای آن پیش بینی کنند.

    *فکر می کنید سیاست‌های جبرانی که شما از آن نام می‌برید شامل تجدید نظر در سیاست خارجی هم می شود؟

     خیر. ببینید اولین اقدام این است که باید گروه هایی که بر اثر این رکود شغل‌شان را از دست داده اند و الان فاقد درآمد هستند را مورد حمایت قرار دهد، چون با مساله ای که الان پیش آمده درست است که عده ای کم درآمد هستند ولی در همین اوضاع عده ای فاقد درآمد هستند. خیلی از کسانی که در صنعت ساختمان و کارهای ساختمانی بودند الان بیکار هستند چون کارهای ساختمانی تعطیل شده است، بنابراین باید برای احیای این رشته ها فکری کرد و همچنین باید برای کسانی که در همین دوران این آسیب ها را دیده اند فکری کرد چون معیشت‌شان نمی گذرد.

    کرونا، معیشت روزانه بسیاری را مختل کرده است، باید چاره اندیشی ضربتی کرد

    مثلا در شب عید امسال تمام کسبه فکر می کردند که در شب عید کسب  و کاری دارند و درآمدی کسب می کنند و روی آن حساب کرده بودند، متاسفانه همه  این درآمد از بین رفته است و شب عید مغازه ها تعطیل بوده است و فروش انجام نشده است و یک کسادی بزرگی اینجا اتفاق افتاده است، بعضی از کسبه توانایی تحمل دارند تا معیشتشان مختل نشود ولی خیلی ها هستند که الان معیشت روزانه شان مختل است و باید برای اینها یک فکرهای ضربتی و عاجلی به عمل آید، مثل بسته های حمایتی که اخیرا سازمان برنامه برای اقشاری که آسیب دیده اند در نظر گرفته است و مشابه این باید اقداماتی شود که این اشخاص مورد حمایت قرار بگیرند.

    *ما غیر از بحث های اقتصادی، بحث ها و اختلافات سیاسی هم داریم، یعنی بعد از عید و در یکی دو ماه آینده مجلس یازدهم هم روی کار می آید و آن اختلافات سیاسی به ویژه با دولت ممکن است پررنگ تر شود. به نظر شما این اختلافات سیاسی به چه سمت و سویی می رود و با وجود مشکلات ناشی از بحران کرونا این اختلافات سیاسی چه رنگی به خود خواهد گرفت؟

     به نظر من روی دوش مجلس جدید ۲ وظیفه مهم است؛ یک وظیفه از این ناشی می شود که ۹۰ نفر از نمایندگانی که در مجلس قبل بودند و یکی دو ماهی از عمرشان باقی است،‌ اینها به دلایل مالی و مداخلات اقتصادی رد صلاحیت شده اند. مثلا رد صلاحیت علی مطهری معلوم است که جنبه سیاسی داشته است،‌ اما شورای نگهبان اعلام کرد که عده ای در کارهای خلاف بودند مثل دلالی و مداخله در امور ناباب تجاری و…  که طبق صحبت های شورای نگهبان عده زیادی اینگونه بودند.

    اعتبارنامه نمایندگانی که درگیر دلالی یا مداخله‌های اقتصادی بودند رد شود

    به نظر من مجلس جدید در ابتدا باید برای این که این آلودگی را بزداید با دقت بسیار زیادی مراقبت کند تا آبرو و حیثیت مجلس احیا شود، بعضی از کسانی که رد صلاحیت شده بودند با فشارهای مختلفی رفته اند و دوباره کارشان را درست کرده اند و دوباره وارد مجلس شده اند، من فکر می کنم مجلس جدید برای اینکه حیثیت خود را حفظ کند، باید این کسانی که در کارشان خدشه اقتصادی است و در مداخله اقتصاد دولتی بوده اند و دلالی و امثالهم انجام میدادند باید اعتبارنامه هایشان رد شود.

    ترکان: با دو ویروس کرونا و تیرانا مواجهیم /دولت نباید باج بدهد
    ترکان: با دو ویروس کرونا و تیرانا مواجهیم /دولت نباید باج بدهد

    برخی نمایندگان مجلس یازدهم با وجود تخلفات مالی تائید صلاحیت شدند

    *یعنی شما می گویید افرادی بوده اند که با وجود تخلفات مالی  توانسته‌اند از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند و به مجلس راه پیدا کرده اند؟

     بله. برای اینکه دوباره فشار آورده اند و تائید صلاحیت شده‌اند که اسامی آنها معلوم است. اعتبارنامه اینها باید رد شود و نباید اجازه دهیم اینها همچنان در مجلس بمانند وگرنه مجلس دوباره همان اتهامات قبلی را متوجه می شود. این بخش بسیار مهمی است و تقاضای ما از مجلس جدید این است که اعتبار مجلس را فدای این اشخاص ناباب نکند.

    بخش دوم این است که: در این دوره ای که گذشت نمایندگان مداخلاتشان در قوه مجریه خارج از حد و اندازه بود به طوری که نماینده مجلس فشار می آورد که فلان نفر را مدیر کل استان کنید یا فلان نفر را به عنوان رئیس اداره بگذارید،‌این کسانی که به عنوان وابستگان به نمایندگان در مصدر  امور قرار گرفته اند،‌اینها یکی از نکات فساد و آسیب پذیری دوره گذشته مجلس بوده اند.

    کار مجلس فشار آوردن برای عوض کردن رئیس فلان اداره نیست

    من فکر می کنم که کار مجلس قانون گذاری و نظارت بر اجرای قوانین است، کار مجلس این نیست که با فشار وارد کردن بر قوه مجریه  رئیس فلان اداره را عوض کنند و وابستگان خودش را روی کار آورند. این کار قبلا اتفاق افتاده است و باید اصلاح شود. در دوره انتخابات، مثلا فلان نماینده از رئیس فلان اداره انتظار دارد که به نفع او وارد اقدامات شود، اگر رئیس اداره ای به نفع نماینده وارد اقدامات شده باشد، آن رئیس اداره محبوب آن نماینده می شود و اگر رئیس اداره شرافتمند عمل کرده باشد و زیر بار خواسته های غیر قانونی نرفته باشد، آن نماینده مجلس با او بد می شود و قتی با او بد شد او را با فشار وارد کردن جایگزین می کند، اینجا یک فساد اتفاق افتاده است. اینها در مجلس فعلی اتفاق افتاده است و من این حرفها را بدون پشتوانه نمی گویم. اگر اینها اصلاح نشود، مجلس جدید موفق نمی شود از اتهامات مجلس قبلی خود را مبرا کند. مجلس باید مداخله در امور قوه مجریه را منع کند و اجازه ندهد نمایندگان از ابزار قدرت استفاده کنند.

    دولت نباید به نمایندگان باج بدهد

    *این روزها مشاهده می شود که ادبیات تندی از سوی منتخبان مجلس یازدهم نسبت به دولت بکار برده می شود یا خط و نشان استیضاح و ..مطرح می شود. آنهم در شرایطی که کشور نیازمند آرامش سیاسی برای عبور از بحران است و ….

    قاعده  این است که اگر می خواهیم کشور سالم باشد باید اجازه این دخالت را ندهیم. لذا مجلس جدید باید کمیته ای را تشکیل دهد و به محض اینکه این گزارش ها به او می رسد با قاطعیت آن نماینده را مواخذه کند و او را تحت پیگرد قانونی قرار دهد، وگرنه تبدیل به فساد می شود. با این مسائل باید سخت گیرانه برخورد شود. الان مجلس از اعتبار افتاده است، خیلی ها می گویند مجلسی که ۹۰ نفر آن رد صلاحیت بوده اند قانون گذاری اش چه وجاهتی دارد. بنابراین مجلس جدید باید این مسائل را اصلاح کند و افرادی که خدشه دارند را رد کند و اعتبارنامه آنها را تصویب نکند و در مورد مداخلاتی هم که نمایندگان در امور مجریه می کنند سختگیرانه وارد شود. در دوره آقای احمدی نژاد، ایشان اجازه دخالت به نماینده را نمی داد.

    *یعنی می گویید دولت باید اینجا مقاومت کند؟

     دولت باید مقاومت کند و نباید با این حرف ها مماشات کند.

    *این قضیه تنش سیاسی را بیشتر نمی کند؟

     اسم این تنش نیست بلکه باج دادن است. مثلا رئیس اداره فلان یا مدیر کل را به خاطر آقای نماینده عوض می کنیم و وابستگان نماینده را در این شرکت ها می گذاریم، شما فکر می کنید اینکه نماینده می خواهد وابسته خودش در فلان شرکت باشد برای چیست؟ آیا این کار را می کند چون شخص وابسته اش شایستگی مدیریت بیشتری دارد؟ یا اینکه میخواهد شخصی وابسته به خودش باشد تا انتظاراتش را حل کند؟

    این انتظارات به خیر و صلاح مردم و جامعه است یا حساب های دیگری در آن دخیل است؟ فکر می کنید حقوق ۴ سال نمایندگی بیشتر است یا هزینه تبلیغات انتخاب نمایندگی؟ اگر هزینه تبلیغات از حقوق ۴ سال نمایندگی بیشتر است، طرف برای انتخابات می خواهد چکاری انجام دهد؟ بعد از اینکه نماینده شد می خواهد سراغ کسانی برود که خرج نمایندگی را داده اند و برای آنها جبران کند. کسانی که هزینه تبلیغات را می دهند فقط برای یک نماینده آن کار را نمیکنند، مثلا برای ۲ نماینده هزینه می کنند، هرکدام از این ۲ نماینده که برنده شود او هم برنده می شود و بعد از برنده شدن آن اسپانسر، نماینده را می برد تا کارهایش را انجام دهد و مثلا نماینده برای او فلان امتیاز یا فلان وام را بگیرد. اسم این کارها فساد است. در اوایل انقلاب روحیه انقلابی طوری بود که ما نمی توانستیم تردید کنیم که اینها بخاطر وظیفه دینی آمده اند ولی الان احساس من این نیست که همه اینها بخاطر وظایف دینی آمده باشند. اگر این مسائل مراقبت نشود دوباره همان قصه ادامه پیدا می کند.

    *آقای ترکان اگر برخی در بوق اختلافات سیاسی بدمند، از طرفی بحث رکود اقتصادی که بعد از این قضیه بحران کرونا بیشتر هم شده است،فکر نمی کنید پالس این مسائل به جامعه بروز اعتراضات جدید باشد؟ چه تدبیری باید اندیشید که فضای جامعه از سوی سیاسیون به سمت آرامش هدایت شود نه تنش و اعتراض؟

    اگر تصمیمات مدبرانه باشد و با مردم در میان گذاشته شود و مردم به اینکه این تصمیمات در مسیر خیر و صلاح جامعه است اعتماد کنند، ما واکنش اجتماعی نخواهیم داشت.

    علاوه بر ویروس کرونا باید مواظب ویروس تیرانا هم باشیم

    ما الان با ۲ ویروس طرف هستیم، یک ویروس کرونا است و یک ویروس تیرانا است که پایتخت آلبانی است و در آنجا هزار و ۵۰۰ منافق در اردوگاه هایی هستند که برای اینها سالنهایی را تجهیز کرده اند و اینها هر روز آنجا می روند و پشت کامپیوتر می نشینند و شروع به جنگ روانی و جنگ اینترنتی بر علیه جمهوری اسلامی می کنند. تمام منافقین آنجا برای جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی سازماندهی شده اند. مسلم است که خرج آنها را کشورهایی می دهند که دشمن ما هستند و منافقین تا جایی که بتوانند شایعه درست می کنند و دروغ می گویند و فضای مجازی را آلوده می کنند.

    اگر شما بخواهید به خودتان نمره ۱۰۰ بدهید این نمره را می دهید؟ مسلما خیر، آن مقدار که از ۱۰۰ کمتر است می شود اشکالات کار شما. من هم نمی توانم به خودم نمره ۱۰۰ بدهم و هیچ کس نمی تواند این کار را بکند، قطعا یک درصدهایی در کار اشکالات پیش می آید، آن اشکالات همان چیزی است که آن منافقین روی آن مانور می دهند. الان بچه هایی که در بهداشت و درمان کمک می کنند چقدر صادقانه و وفادارانه کار می کنند، بچه های کادر بهداشت درمانی ما واقعا افتخار آمیز هستند، حالا چقدر مزخرف درباره بهداشت و درمان ما در فضای مجازی می نویسند و دروغ و تهمت می زنند؟ همه اینها از آنجا می آید و ریشه آن آنها هستند.

    آن منافقین این کارها را برای اهداف خودشان انجام میدهند. دولت هایی که گرفتار بیماری کرونا هستند بیماری تیرانا ندارند، ولی ما هم کرونا و هم تیرانا را داریم و آنها دارند به این ترتیب اعتماد را از بین می برند.

    عقلانیت جامعه مذهبی ما در حد و اندازه ای بود که حتی حرم امام رضا و بقیه حرم ها مثل حضرت معصومه و شاهچراغ و .. را بسته اند، نماز جمعه ها و محافل مذهبی را تعطیل کرده اند، اینها نشان دهنده عقلانیتی است که جامعه مذهبی ما دارد و به سلامت مردم اهمیت می دهد. در این بین یک احمق پیدا می شود که می خواهد با فلان روش خرافاتی  با بیماری کرونا مقابله کند و می رود و حرم را لیس می زند، آیا باید تمام آن روشن بینی مذهبی را کنار بگذارند و به آن یک نفری که رفته است و حرم را لیس زده است استناد کنندو تمام جامعه مذهبی را سرکوب کنند؟ فضای مجازی الان اینگونه عمل می کند. فضای مجازی در هر اقدامی که در جامعه میشود منفی ترین نقطه آن را بر می دارد تا به کشور و دولت و مردم ضربه بزند و خیلی ظالمانه رفتار می کند و بعضی ها هم ساده لوحانه آن حرف ها را گوش می کنند. اینها مشکلات ما را تشدید می کند و برای همین ما باید با مردم زیاد حرف بزنیم برای آنها با صمیمیت و روشنی توضیح دهیم و مشکلات را به صورت کاملا شفاف برای مردم وصف کنیم.

    از سوی دیگر در سال آینده باید به سمت جهش تولید برویم، جهش تولید یعنی جهش در کشاورزی و صنعت و خدمات. جهش تولید در کشاورزی یعنی چی؟ یعنی استفاده بهینه از آب، چون تولیدات کشاورزی به آب وابسته است و ما باید از آب استفاده بهینه کنیم.

    الان سفره های زیرزمینی دارد از بین می رود و فرونشست زمین اتفاق افتاده است، چه کاری باید کرد؟ باید برداشت از سفره های زیرزمینی با تغذیه سفره های زیرزمینی متعادل شود. اگر حجمی از ریزش سالانه به سفره های زیرزمنی می رود و آنجا را تغذیه می کند آیا می شود برداشت از آن سفره بیشتر از ریزش باران باشد؟ نباید باشد. میزان برداشت باید با مقداری که به سفره های زیرزمینی تغذیه می شود متناسب باشد. اگر اضافه برداشت کنیم سطح سفره ها پایین می رود، الان تعداد زیادی از دشت های کشور بحرانی شده اند. بعضی از روستاییان مشاهده می کنند که مثلا لوله چاه ما از زمین بالا زده است، لوله چاه بالا نزده است بلکه فرونشست زمین است، چون برداشت از آبهای زیر زمینی بیشتر از تغذیه آن شده است بنابراین زمین ها فرونشست کرده است و این فرو نشست دارد لایه اسفنجی سفره  زیرزمینی را متراکم می کند و اگر متراکم شود دیگر نمی تواند آب را نگه دارد. باید اصلاح اینها را شروع کنیم و ضمنا بهره وری آب را هم افزایش دهیم و حتی روش های آبیاری را هم به آبیاری قطره ای تغییر دهیم تا آب به مقدار کافی پای ریشه درخت بریزد و به جاهای دیگر که اسراف آب را شامل می شود، آب نپاشد.

    یا از آبیاری بارانی در زراعت و کشاورزی استفاده کنیم. اینها منجر به بهره وری در آب می شود. با بهره وری آب، کشاورزی جهش می کند. جهش در تولیدات صنعتی را باید با محدود کردن  کالاهایی که وارد می شود ولی می توانیم در داخل بسازیم انجام دهیم، قبل از اینکه جهش قیمت ارز اتفاق بیفتد، کیف و کفش و لباس و خیلی لوازم خارجی در بازار بود، چرا باید کارگر ایرانی بیکار شود و پوشاک ایرانی رونق نداشته باشد و کفاش ایرانی کار نکند و به جای آن اقلام خارجی بیاید، امسال به دلیل گرانی ارز و مدیریت خوب بانک مرکزی که با ارز ندادن به رشته هایی که ما در داخل ظرفیت تولید آن را داریم، باعث تولید در کشور شد، همین اتفاق باید در سال آینده هم سختگیرانه تر دنبال شود تا بتوانیم در تولید داخلی جهش داشته باشیم.

    ۱۷۲۷۲۱۶

    منبع : خبر آنلاین

  • درخواست ترکان برای رد اعتبارنامه نمایندگان درگیر دلالی /برخی با وجود داشتن پرونده تخلف مالی راهی مجلس یازدهم شده‌اند

    درخواست ترکان برای رد اعتبارنامه نمایندگان درگیر دلالی /برخی با وجود داشتن پرونده تخلف مالی راهی مجلس یازدهم شده‌اند

    درخواست ترکان برای رد اعتبارنامه نمایندگان درگیر دلالی /برخی با وجود داشتن پرونده تخلف مالی راهی مجلس یازدهم شده‌اند

     

    «اکبر ترکان» مشاور عالی پیشین حسن روحانی و عضو حزب اعتدال و توسعه در بخشی از گفتگوی خود با خبرآنلاین با اشاره به اینکه به نظر من روی دوش مجلس جدید ۲ وظیفه مهم است، گفت: یک وظیفه از این ناشی می شود که ۹۰ نفر از نمایندگانی که در مجلس قبل بودند و یکی دو ماهی از عمرشان باقی است،‌ اینها به دلایل مالی و مداخلات اقتصادی رد صلاحیت شده اند. مثلا رد صلاحیت علی مطهری معلوم است که جنبه سیاسی داشته است،‌ اما شورای نگهبان اعلام کرد که عده ای در کارهای خلاف بودند مثل دلالی و مداخله در امور ناباب تجاری و…  که طبق صحبت های شورای نگهبان عده زیادی اینگونه بودند .

    >>>در همین رابطه بخوانید؛

    ترکان: با دو ویروس کرونا و تیرانا مواجهیم /دولت نباید باج بدهد

    وی افزود: به نظر من مجلس جدید در ابتدا باید برای این که این آلودگی را بزداید با دقت بسیار زیادی مراقبت کند تا آبرو و حیثیت مجلس احیا شود، بعضی از کسانی که رد صلاحیت شده بودند با فشارهای مختلفی رفته اند و دوباره کارشان را درست کرده اند و دوباره وارد مجلس شده اند، من فکر می کنم مجلس جدید برای اینکه حیثیت خود را حفظ کند، باید این کسانی که در کارشان خدشه اقتصادی است و در مداخله اقتصاد دولتی بوده اند و دلالی و امثالهم انجام میدادند باید اعتبارنامه هایشان رد شود .

    ترکان ضمن اشاره اینکه برخی با وجود داشتن تخلفات مالی راهی مجلس یازدهم شده اند، گفت: برای اینکه دوباره فشار آورده اند و تائید صلاحیت شده‌اند که اسامی آنها معلوم است. اعتبارنامه اینها باید رد شود و نباید اجازه دهیم اینها همچنان در مجلس بمانند وگرنه مجلس دوباره همان اتهامات قبلی را متوجه می شود. این بخش بسیار مهمی است و تقاضای ما از مجلس جدید این است که اعتبار مجلس را فدای این اشخاص ناباب نکند.

    این عضو حزب اعتدال و توسعه ادامه داد: از سوی دیگر در این دوره ای که گذشت نمایندگان مداخلاتشان در قوه مجریه خارج از حد و اندازه بود به طوری که نماینده مجلس فشار می آورد که فلان نفر را مدیر کل استان کنید یا فلان نفر را به عنوان رئیس اداره بگذارید،‌این کسانی که به عنوان وابستگان به نمایندگان در مصدر  امور قرار گرفته اند،‌اینها یکی از نکات فساد و آسیب پذیری دوره گذشته مجلس بوده اند .

    وی گفت: من فکر می کنم که کار مجلس قانون گذاری و نظارت بر اجرای قوانین است، کار مجلس این نیست که با فشار وارد کردن بر قوه مجریه  رئیس فلان اداره را عوض کنند و وابستگان خودش را روی کار آورند. این کار قبلا اتفاق افتاده است و باید اصلاح شود. در دوره انتخابات، مثلا فلان نماینده از رئیس فلان اداره انتظار دارد که به نفع او وارد اقدامات شود، اگر رئیس اداره ای به نفع نماینده وارد اقدامات شده باشد، آن رئیس اداره محبوب آن نماینده می شود و اگر رئیس اداره شرافتمند عمل کرده باشد و زیر بار خواسته های غیر قانونی نرفته باشد، آن نماینده مجلس با او بد می شود و قتی با او بد شد او را با فشار وارد کردن جایگزین می کند، اینجا یک فساد اتفاق افتاده است. اینها در مجلس فعلی اتفاق افتاده است و من این حرفها را بدون پشتوانه نمی گویم. اگر اینها اصلاح نشود، مجلس جدید موفق نمی شود از اتهامات مجلس قبلی خود را مبرا کند. مجلس باید مداخله در امور قوه مجریه را منع کند و اجازه ندهد نمایندگان از ابزار قدرت استفاده کنند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • انتقاد ترکان از گزارش غلط دیوان محاسبات و تاثیر منفی آن بر افکار عمومی

    انتقاد ترکان از گزارش غلط دیوان محاسبات و تاثیر منفی آن بر افکار عمومی

    انتقاد ترکان از گزارش غلط دیوان محاسبات و تاثیر منفی آن بر افکار عمومی

     

    در فضای خارجی زمینه تشدید حملات مخالفان نظام به ساختار سیاسی کشور و افزایش سیاه‌نمایی علیه کشور شد و نهایتاً در فضای سیاسی داخلی نیز تنازعی تازه بین دولت و منتقدان و حتی برخی از نهادها را رقم زد. آن هم در شرایطی که کشور در کوران مبارزه با کرونا سخت نیازمند تمرکز بر این موضوع و همگرایی بین نهادها و دستگاه­‌های مختلف کشور برای مبارزه با این بیماری است. این سه آسیب چیزی نیست که بشود به راحتی از آنها گذشت و تأثیر مخرب و منفی آنها را در کشور نادیده گرفت.

    اما در ادامه شاهد بودیم که بعد تکذیب موارد مندرج در این گزارش نهادهایی مانند بانک مرکزی و حتی خود دیوان محاسبات کشور در اطلاعیه­‌هایی به توضیح بیشتر و نسبتاً دقیق­تر در همین رابطه پرداختند و در همین توضیحات اولیه معلوم شد که عموم برداشت­‌های انجام شده از گزارش تفریغ بودجه سال ۹۷، برداشت­‌هایی غلط و غیرواقعی بوده است. این در حالی است که هنوز جلسات بررسی کارشناسی این گزارش در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس که بر اساس اسناد و مدارک صورت می­‌گیرد نیز برگزار نشده است.

    قطعاً آن جلسات هم برگزار خواهند شد و ابعاد صحت و سقم موارد یاد شده در این گزارش هم روشن ‌تر می­‌گردند اما آیا این روشنگری در آینده پاسخی به ضربه‌ای که افکار عمومی به جهت انتشار برخی موارد در گزارش تفریغ بودجه ۹۷ خورده، خواهد بود؟ اساساً اگر چند ماه بعد از افکار عمومی درباره بودجه ۹۷ سؤال شود آنچه در ذهن‌­ها باقی می‌­ماند اعداد ارقام نجومی تخلفات است یا اسنادی که در رد این ادعاها هستند؟
    مسأله این است که بروز چنین آثاری از یک گزارش نظارتی که جزو مهمترین اسناد نظارتی کشور است تنها نشان از یک چیز دارد و آن اینکه نظارت ما از لحاظ کیفی درگیر مشکلاتی است که باید سریع­تر رفع و ترمیم شوند. مشکلاتی که نه تنها تأثیر پایینی در سالم ‌سازی سیستم و روندهای اجرایی دارند بلکه خود زمینه ‌ساز آسیب­‌هایی در حوزه سیاسی و انحرافاتی برای افکار عمومی می­‌شوند که کمتر امکانی برای رفع آن وجود دارد.
    در تمام سال­‌های گذشته به روشنی مشخص شده بود که فرآیند نظارت بر عملکرد بودجه سالانه کشور که از آن به عنوان «تفریغ بودجه» یاد می­‌شود نیازمند اصلاحاتی بنیادین است. نمونه واضح آن اعلام مبهم بودن سرنوشت بخشی از فروش نفت کشور در سال‌­های ۸۶ تا ۹۱ است که تازه در سال­‌های ۹۵ و ۹۶ ابعاد آن شروع  و تلاش شد  تا گام­‌هایی برای جبران آن برداشته شود. جبرانی که بعد از گذشت آن همه سال معلوم نبود چگونه باید انجام شود. اکنون نیز این اتفاق باید به مثابه نشانی از ضرورت بازنگری در برخی فرآیندهای نظارتی کشور تعبیر شود تا گام­‌هایی در جهت حرکت به سمت نظارت مؤثر برداشته شود. نظارتی که از یک سو امکان سوءاستفاده سیاسی ابهام‌آفرینی اجتماعی در آن نباشد و از سوی دیگر به سلامت بیشتر سیستم کمک کند.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین