برچسب: استانی-فرهنگی و هنری

  • شاهنامه فردوسی و هزار سال ملی‌گرایی

    شاهنامه فردوسی و هزار سال ملی‌گرایی

    شاهنامه فردوسی و هزار سال ملی‌گرایی

    ایسنا/خراسان رضوی یک پژوهش‌گر زبان و ادبیات فارسی، گفت: شاهنامه در بافت سنتی فرهنگ ایرانی، در اتفاقات تاریخی و در دوره معاصر دارای جایگاهی ملی است که آن را به یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌های ملی‌گرایی ایرانی تبدیل می‌سازد.

    دکتر فرزاد قائمی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به ملی‌گرایی و نقش فردوسی در تبیین این نهضت، اظهار کرد: ملی‌گرایی، اصطلاحی مدرن و امروزی در جامعه‌شناسی سیاسی و ترجمه واژه فرانسوی «ناسیونالیسم» است. اصطلاحات مدرن پس از رنسانس و انقلاب صنعتی به تدریج در جامعه غربی به وجود آمده‌اند و پس از مشروطه و به ویژه در ۱۰۰ سال اخیر به عنوان اصطلاحات فرنگی وارد زبان فارسی شده‌اند. این اصطلاحات با تعاریف آکادمیک و متباین با فضای فرهنگی جامعه ایران وارد شدند و نسبت مستقیمی با مفاهیم کهن و متون کلاسیک ما ندارند.

    وی ادامه داد: با این حال طبیعتاً نیازهای موجود در پویش اجتماعی و زندگی فرهنگی جامعه، همواره میان مفاهیم سنتی و انگاره‌های نو، ارتباط برقرار می‌کند. ملی‌گرایی فردوسی در شاهنامه یکی از حوزه‌هایی است که از دیرباز میان دو مفهوم مدرن و سنتی ارتباه به وجود آورده است. مفهوم ملی‌گرایی فارغ از زمینه‌های بومی و شاهنامه فردوسی به عنوان ایده، نهضت، جنبش و انگاره‌ای جدید در دنیای امروز شناخته می‌شود که هدف از این جنبش، تمرکز بر منافع ملت است.

    ملی‌گرایی نوعی آگاهی ملی به شمار می‌رود

    عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد بیان کرد: به تعبیری دیگر مهم‌ترین هدف نهضت ملی‌گرایی ایجاد جامعه‌ای وسیع است که خواسته‌هایش را مطابق با منافع مشترک تمام افراد ملت تنظیم کند و آرمان‌های ملت را ارتقاء دهد. در نتیجه ملی‌گرایی، نوعی آگاهی ملی نیز به شمار می‌رود و این آگاهی باعث می‌شود افراد جامعه پیوندهای عمیقی با یکدیگر داشته باشند و در مجموع یک ملت را تشکیل دهند. به بیانی دیگر ملی‌گرایی، نوعی حس وفاداری، شور و حال، انگیزه برای حرکت‌های اجتماعی و دلبستگی به نمادهای تعریف‌شده در ملت را به دنبال خواهد داشت که فرهنگ عام و فرهنگ نخبگان در شکل‌گیری این جنبش در دوره معاصر نقش داشته است.

    قائمی با بیان این‌که «ملی‌گرایی، در برخی مواقع جنبه‌های منفی نیز با خود به همراه داشته است»، عنوان کرد: برای نمونه این نهضت، سبب بروز برخوردهایی میان جوامع مختلف، نادیده گرفتن حقوق برخی از اقلیت‌ها و حرکت‌های اغراق‌آمیز در جوامع مدرن شده است. از جمله نمادهایی که ملی‌گرایی را تشکیل می‌دهند، می‌توان به پرچم ملی، سرود ملی، قهرمانان ملی و تاریخ ملی اشاره کرد. بنابراین شاهنامه به عنوان انگاره و اثری کهن نقش مهمی در شکل‌گیری مفاهیم مدرن ملی‌گرایی در جامعه ایرانی داشته است.

    وی تصریح کرد: «ملت»، واژه‌ای عربی است که در زبان فارسی و تا قبل از دوران معاصر به معنی دین و جریان‌های فکری به کار می‌رفته است، اما در دوره معاصر مبنای نیازها و تفکرات تغییر و تحول یافته‌اند و به تبع معنای این واژه نیز تغییر پیدا کرده و به معنای اجتماع بشری فارغ از تفاوت‌های مذهبی و ایدئولوژیک تعریف شده است. این جنبش به عنوان گرایش به سوی خواسته‌های ملت قلمداد می‌شود که پس از دوران مشروطه از آن با عنوان ملی‌گرایی یاد می‌کنند. لذا ملی‌گرایی حرکتی سیاسی و جنبشی اجتماعی با آرمان‌های سیاسی است که در ادبیات دوره مشروطه نیز پایگاه بسیار مستحکمی داشته است.

    ملی‌گرایی مفهومی مدرن با پیشینه تاریخی

    این پژوهش‌گر زبان و ادبیات فارسی عنوان کرد: همانطور که گفته شد ملی‌گرایی مفهومی مدرن است، اما این موضوع به این معنی نیست که در گذشته و فرهنگ کهن، مفهومی به معنی ملیت و گرایش به آرمان‌های ملی وجود نداشته است. قطعاً این مفهوم وجود داشته، اما در جوامع مختلف به صورت واحد و یک‌دست نبوده است. در حالی که در دنیای امروزی و مدرن تعریف مشترکی از مفهوم ملی‌گرایی وجود دارد.

    قائمی خاطرنشان کرد: به عبارتی دیگر در گذشته، مفهوم ملی‌گرایی در جوامع مختلف با توجه به هویت تعریف شده از جامعه، متفاوت بوده است و لذا در هر یک از این جوامع آرمان‌ها و آرزوهای مشترکی وجود داشته است که به این ترتیب تلاش برای دفاع از این آرمان‌ها و وفاداری به این اشتراکات، احساسی را به وجود می‌آورده است که از جنس ملی‌گرایی مدرن بوده است. بنابراین شاهنامه نیز اثری ملی است که محصول نهضتی کهن در جامعه و ایران آن روزگار بوده و با نهضت ملی‌گرایی امروزی اشتراکاتی نیز دارد.

    وی اضافه کرد: شاهنامه در سده چهارم هجری نگاشته شده است و با توجه به تاریخ ایران در این دوران، متوجه می‌شویم خراسان بزرگ که در شرق ایران قرار دارد، حوزه فرهنگی وسیعی را شکل داده که در سده سوم و چهارم به نوعی آگاهی اجتماعی دست پیدا می‌کند. به شکلی که جامعه به دنبال مجموعه نمادهای مشترکی است تا بتواند پیوندهای تاریخی خود را احیا کند. در این دوره «زبان فارسی دری» به عنوان زبان ملی در دوره صفاریان و همچنین در دوره سامانیان تعریف می‌شود. به طوری که آثاری در این زبان شکل گرفته است که اولین پایه‌های ایجاد مفهوم سنتی گفتمان را تشکیل می‌دهد.

    شاهنامه‌نویسی نهضتی برای حفظ هویت ایرانی

    عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: مهم‌ترین برآیند این جنبش کهن، شکل‌گیری جریان ادبی با عنوان «شاهنامه‌نویسی» در ایران خاوری سده‌های سوم و چهارم هجری است. این جریان در سده اول و دوم هجری به دلیل نفوذ فرهنگی ایرانیان در دربارهای خلفا آغاز شده است. به صورتی که ایرانیان برای حفظ فرهنگ خود در برابر فرهنگ غالب و با آگاهی از خلاءها و ضعف‌های فرهنگی جامعه مسلط و غالب، کتاب‌های تاریخی باقی‌مانده از ایران باستان را به دستگاه دیوانی خلفا معرفی می‌کنند و این آثار تحت عنوان «سیرالملوک» از پهلوی به عربی ترجمه شده و مبنای ابتدایی تاریخ‌نگاری اسلامی را تشکیل می‌دهد.

    قائمی بیان کرد: در سده سوم و چهارم، نهضتی مشابه آغاز می‌شود و زبان فارسی مبنای هویت این جامعه ایرانی قرار می‌گیرد و ترجمه آثار نام‌برده از زبان پهلوی به زبان فارسی دری تبدیل به جریان فرهنگی شاهنامه‌نویسی در ابتدا به نثر و سپس شاهنامه‌سرایی به نظم می‌شود و به این ترتیب آثاری مانند «شاهنامه ابولمؤید بلخی»، «شاهنامه مسعودی مروزی»، «شاهنامه فردوسی به نظم» و… ایجاد می‌شود که این آثار در واقع تبلور این جریان فرهنگی هستند. بنابراین نه تنها شاهنامه فردوسی، بلکه شاهنامه‌نویسی و شاهنامه‌سرایی جلوه‌گاه نوعی ملی‌گرایی سنتی در جامعه ایرانی سده‌های سوم و چهارم هجری است.

    تعریف فردوسی از ملی‌گرایی متفاوت از تعریف امروزی است

    وی با تأکید بر این‌که «تعریف فردوسی از ملی‌گرایی متفاوت از تعریف امروزی است»، گفت: اما این دو تعریف دارای وجوه مشترک و هم‌سو با یکدیگر هستند. نوعی تلاش و حرکت نسبت به آرمان‌های مشترک یک جامعه بزرگ، مبنای اصلی این جریان و گرایش ملی است و این امر مهم‌ترین اشتراک تعریف کلاسیک و مدرن ملی‌گرایی به شمار می‌رود. با این حال حدود این آرمان‌ها و منافع ملی، رابطه میان افراد و اجتماع، معنای انسان در جامعه و نمادها و ملزومات تشکیل‌دهنده ملیت، در تعریف باستانی و امروزی ملی‌گرایی تفاوت‌های بنیادی دارند.

    این پژوهش‌گر زبان و ادبیات فارسی با اشاره به این‌که «در جهان باستان برخلاف دنیای امروزی ملی‌گرایی با نخبه‌گرایی هم‌سو بوده است»، عنوان کرد: به این معنی که آرمان‌ها توسط بدنه و طبقه متوسط جامعه تعریف نمی‌شده است، بلکه آرمان‌های جامعه را نخبگان و حکومت تعریف و بیان می‌کرده‌اند و دولت‌ها نیز نقش بسیار پررنگی در ملی‌گرایی داشته‌اند. در دنیای مدرن، اما ملت‌ها سازنده جریان ملی‌گرایی هستند و لذا حکومت‌ها سعی می‌کنند خود را در چارچوب آرمان‌های تعریف‌شده در جامعه تعریف کنند تا از حمایت ملت‌ها برخوردار شوند.

    قائمی تصریح کرد: شاهنامه فردوسی نیز با ملی‌گرایی مدرن که بدنه و افراد معمولی جامعه آن را تعیین و هدایت می‌کند، فاصله دارد و حکومت‌ها را مؤثر می‌داند به همین دلیل عنوان این متن را «شاهنامه» برگزیده‌اند و نه «مردم‌نامه». زیرا شاه، حکومت را تشکیل می‌دهد و حکومت نیز نماینده هویت سیاسی جامعه است.

    نقش فردوسی در تحکیم هویت ملی

    وی در خصوص نقش فردوسی در تحکیم هویت ملی، بیان کرد: این موضوع را می‌توان در دو بخش بررسی کرد؛ بخش اول آن در ارتباط با شخص فردوسی و اثری است که خلق کرده و بخش دیگر هیچ ارتباطی مستقیمی با مؤلف شاهنامه ندارد و مربوط به جریانی است که در ادامه شاهنامه شکل گرفته است.

    عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان این‌که «بخش اول بر اساس ویژگی‌های منحصر به فرد شاهنامه بررسی می‌شود و محصول جهان‌بینی شخصیت خاص فردوسی به شمار می‌رود»، تصریح کرد: فردوسی در روزگاری زندگی می‌کرده است که نوعی خردگرایی و توجه به عقل و دانش رایج بوده است که این نگرش در طبقه نخبگان که آرمان‌های ملی و ملی‌گرایی سنتی را تبیین می‌کرده‌اند بیش‌تر به چشم می‌خورد. در این دوره‌ طبقه دهقانان نماینده نوعی شعور و آگاهی ملی بودند و سعی می‌کردند فرهنگ جامعه را به سمت نوعی خیزش و رنسانس هدایت کنند. بنابراین فردوسی نیز به عنوان فردی از جامعه مترقی دهقانان خراسانی و سیستانی، نماینده نخبه‌گرایی ایران خاوری در سده‌های سه و چهار هجری است.

    قائمی اضافه کرد: از طرفی دیگر فردوسی به عنوان شاعری خلاق و نابغه در اثر خود درجه‌ای از زیباشناسی و بلاغت را خلق می‌کند که در میان آثار نزدیک به آثار وی بی‌نظیر است. بعضی داستان‌های حماسی و اسطوره‌ای خردگریز و انتزاعی به حساب می‌آیند، اما فردوسی به دلیل نگرش خردگرای خود، سعی داشته است اسطوره‌زدایی کند. به علاوه رویکرد تاریخی را در اسطوره و حماسه تقویت کرده و با استفاده از بسط حماسه‌سرایی، داستان‌گویی، نمایشی کردن صحنه‌ها با ایجاد لایه‌های دراماتیک و جلوه دادن زبان هنری برجسته، شاخص‌های خلق یک زبان برتر را در آثار خود ایجاد کرده است.

    شاهنامه نماینده تاریخ مشترک و افتخارآمیز جامعه ایرانی است

    وی افزود: به تعبیری دیگر شاهنامه فردوسی علاوه بر این‌که به حماسه و اسطوره تعلق دارد، اثری هم‌راستا با عقل و خرد محسوب می‌شود و در حاشیه داستان‌هایش نوعی نگاه فلسفی و منفی‌نگر نسبت به ناسازگاری جهان در مقابل انسان را بیان می‌کند. از این رو همه این ویژگی‌ها شاهنامه را به اثری هنری که دارای ارزش تاریخی، حماسی، اساطیری و انسانی است مبدل کرده که نماینده تاریخ مشترک و افتخارآمیز جامعه ایرانی است.

    این پژوهش‌گر زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: اتفاقات تاریخی که در سده‌های پنجم، ششم و هفتم هجری رخ می‌دهد بخش دوم تأثیر و نقش فردوسی در تکوین ملی‌گرایی است که فارغ از ویژگی‌های متمایز شاهنامه باعث می‌شود ایران را از مرکزیت قدرت خلفا رهایی پیدا کند و زبان فارسی را از سایه سنگین زبان عربی نجات ‌دهد و لذا شاهنامه که نماینده تاریخ ملی و زبان فارسی است، به عنوان کتابی مهم مورد توجه و تقلید قرار می‌گیرد و تبدیل به اثری ملی می‌شود.

    قائمی اضافه کرد: به طوری که در دوره معاصر نمایندگان ایران‌گرایی مدرن مانند صادق هدایت، میرزا آقاخان، تقی‌زاده، نفیسی و… نیز ملی‌گرایی مدرن را با شاهنامه پیوند می‌دهند. بنابراین شاهنامه در بافت سنتی فرهنگ ایرانی، در اتفاقات تاریخی و در دوره معاصر دارای جایگاهی ملی است که این سه عامل شاهنامه را به یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌های ملی‌گرایی ایرانی تبدیل می‌سازد.

    انتهای پیام

  • آمدم ای شاه پناهم بده…

    آمدم ای شاه پناهم بده…

    آمدم ای شاه پناهم بده...

    ایسنا/خراسان رضوی پس از یک‌سال دوری شب گذشته مردم مشهد توانستند با رعایت پروتکل‌های بهداشتی و به صورت محدود مراسم احیا شب نوزدهم ماه مبارک رمضان را در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) برگزار کنند.

    نعمتی بود که تا از آن محروم نشدیم قدرش را ندانستیم؛ سال‌ها بی‌آنکه اوج عظمتش را درک کنیم زیر بال و پرش زندگی می‌کریم، دلشکسته به آغوشش می‌کشیدیم و در پناهش راز و نیاز می‌کردیم و چه سبک بال آن تکه بهشت را ترک می‌گفتیم. تا آنکه برای مدتی از آغوشش محروم شدیم، شاید برای این‌که قدرش را بیش‌تر بدانیم.   

    حافظه تاریخی ما یادآور شب‌های قدری است که لیاقت حضور در مضجع شریف علی‌بن‌ موسی‌الرضا(ع) را نداشتیم و از پشت درهای بسته، فنس‌ها و میله‌های آهنین، با فاصله در کوچه و خیابان‌های اطراف حرم مطهر رضوی، در زیر باران به نیایش و درخواست عفو و بخشش از خداوند متعال می‌پرداختیم. شب‌هایی که آرزو می‌کردیم هرچه زودتر ویروس منحوس کرونا شهر و کشورمان را ترک کند تا بتوانیم با خیال راحت و با آرامش هرچه تمام‌تر در صحن‌های با عظمت ولی‌نعمتان، بهترین شب‌های سال را سحر کنیم. شب‌هایی که پیش از افطار قرآن و سجاده به دست، با کارتن‌ها و زیراندازهایی که همراه داشتیم سعی داشتیم که در نزدیک‌ترین کوچه‌ی مجاور حرم بنشینیم، افطار کنیم، دعا بخوانیم و تا سحر قرآن بر سر بگیریم.

    حرم مطهر رضوی در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ۱۳۹۹

    سال گذشته در این شب‌ها، دلمان لک‌زده بود برای یک زیارت چند دقیقه‌ای؛ دیدن بارگاه ملکوتی‌اش از نزدیک، راز و نیاز با او و شنیدن صدای نقاره‌ها تا آرامشی که آن را گم کرده بودیم بار دیگر به وجودمان بازگردد. اما شب‌های تلخی برای ما اهالی مشهد بود، چراکه شیوع بیماری کرونا درهای حرم مطهر امام رضا(ع) را بسته بود. اتفاقی که انتظارش را نداشتیم، اما تصمیمی بود که به منظور حفظ سلامتی زائران صورت گرفت و باعث شد که لیالی قدر را هم از پشت درهای بسته و یا از طریق برنامه‌هایی که به صورت زنده از صداوسیما پخش می‌شد به سحر برسانیم.

    اما گویا دعاهایمان در احیای سال گذشته اثر کرد تا بتوانیم امسال، این شب‌های عزیز را در این حرم منور به سر ببریم و در میان تکه‌ای از بهشت، هدیه الهی را بر سر بگیریم و بابت گناهان و اشتباهاتی که مرتکب شده‌ایم از او طلب عفو و بخشش کنیم. هرچند که ویروس منحوس کرونا همچنان در بین ما هست و روز به روز جان هموطنان عزیزمان را می‌گیرد، اما با رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی، با همراه داشتن ماسک و الکل توانستیم اولین شب قدر امسال را در کنار امام مهربانی‌ها پشت سر بگذاریم؛ شبی که سراسر رحمت بود.

    حرم مطهر رضوی در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰

    هرچند ‌که شامگاه گذشته، در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ماسک‌ها راه تنفس‌مان را بسته بود، اما رایحه‌ای خوش دل‌هایمان را غرق خود کرده بود، هرچند که الکل بر دست داشتیم، اما عطر الهی بر دست‌هایمان ریخته شد و هرچند که از عزیزانمان فاصله گرفته بودیم و هنگام دعا دست در دست یکدیگر نداشتیم، اما دعای خیرمان همراه یکدیگر بود و صدایمان به عرش رسید. صدایی که خواسته‌ها و آرزوهای یک ملت بود؛ صدایی که علاوه بر طلب عفو و بخشش از خداوند متعال، رهایی ایران از بیماری کرونا و تعجیل در ظهور منجی عالم بشریت، حضرت مهدی(عج) را طلب می‌کرد.

    به امید این‌که در شب‌های‌ قدر امسال، دعاهایمان همانند سال گذشته اثر کند و در شب‌های قدر سال آینده بتوانیم در زیر سایه حضور حضرت حجت، در جوار بارگاه ملکوتی هشتمین خورشید شیعیان، بهترین شب‌های عمرمان را رقم بزنیم و خدا را بابت تمام نعمت‌هایی که به ما عطا کرده شکر کنیم.

    انتهای پیام

  • دلالان در خانه هنرمندان چه می‌کنند؟

    دلالان در خانه هنرمندان چه می‌کنند؟

    دلالان در خانه هنرمندان چه می‌کنند؟
    عکس تزئینی است.

    ایسنا/خراسان رضوی یک هنرمند خوشنویس با انتقاد از نبود ارتباط مستقیم بین هنرمندان و خانه هنرمندان، گفت: متأسفانه در خانه هنرمندان دلالان هنری وجود دارند که رابط بین هنرمند و خانه هنرمندان هستند و قرارداد میان هنرمند و خانه هنرمندان توسط همین دلالان بسته می‌شود.

    محمد شهروز در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با انتقاد از وضعیت خانه هنرمندان مشهد، گفت: خانه هنرمندان مشهد فعالیت‌های هنری در حوزه شهری نظیر المان‌ها، تبلیغات و زیباسازی‌ شهر را انجام می‌دهد. متأسفانه در خانه هنرمندان دلالان هنری وجود دارند که رابط بین هنرمند و خانه هنرمندان هستند و قرارداد میان هنرمند و خانه هنرمندان توسط همین دلالان بسته می‌شود. آن‌ها قراردادهای ۱۰۰ میلیون تومانی یا حتی بیشتر می‌بندند، اما دستمزد هنرمندان که خود متولی هنر هستند و زحمات زیادی برای آن کشیده‌اند حدود دوسوم این قرارداد است، بر این اساس رقم‌های بزرگی از این قراردادها به جیب دلالان هنری می‌رود.

    این مدرس دانشگاه تأکید کرد: متأسفانه هنرمندان نمی‌توانند در خانه هنرمندان که باید فضایی متعلق به آنها باشد حضور داشته باشند و تنها باید آثار خود را از طریق دلالان به خانه هنرمندان ارائه دهد. اگر هنرمندی بدون واسطه طرح خود را به خانه هنرمندان ارائه دهد، تأیید نمی‌شود و طرح‌ها فقط توسط دلالان رد وبدل می‌شود. خانه هنرمندان باید به صورت مستقیم با هنرمندان در ارتباط باشد که متأسفانه این چنین نیست.

     وی با اشاره به تأثیر شیوع ویروس کرونا در کشور بر روی هنر خوشنویسی، اظهار کرد: در یک سال گذشته شیوع ویروس کرونا تأثیرات بسیاری بر روند کاری اکثر تمامی هنرمندان این رشته از جمله بنده داشته است. برای نمونه کرونا موجب شد روند تأسیس آموزشگاه هنرهای آزاد خود را متوقف کنم. همچنین از هنگام ورود این بیماری به کشور تاکنون به اجبار بیش‌تر آموزش‌ها و کلاس‌های درسی به صورت مجازی برگزار می‌شود.

    وی با اشاره به چالش‌های آموزش‌ حرفه‌های هنری عملی به صورت مجازی، ادامه داد: آموزش دروس و حرفه‌های عملی به‌ صورت مجازی بسیار مشکل و دارای چالش‌های زیادی است. انتقال مفاهیم از این طریق بسیار دشوار بوده و استاد و دانشجو باید انرژی بیشتری صرف کنند تا بتوانند مفاهیم هنری را منتقل کنند.

    شهروز با بیان این‌که «با این حال در این مدت تجربه‌های خوبی در آموزش مجازی کسب نموده و توانسته با کمک همکاران و اساتید روش‌های مختلفی برای آموزش پیدا کند»،تصریح کرد: قطعاً کاستی‌هایی در این روش تدریس وجود دارد که امیدواریم بتوانیم در آینده آن‌ها جبران کنیم. با این حال با تمام وجود منتظر هستیم این دوران به زودی تمام شود و حضور فیزیکی هنرجو را در کلاس‌های درس احساس کنیم.

    وی تأکید کرد: متأسفانه هنوز راهکار عملی برای برگزاری مطلوب کلاس‌های خوشنویسی به صورت مجازی که بتوانیم در آن قوی عمل کنیم، پیدا نشده است.

    انجمن خوشنویسان را متولی خوشنویسی نمی‌دانم 

    این هنرمند خوشنویس در خصوص وضعیت هنر خوشنویسی در مشهد و حمایت‌های صورت گرفته از هنرمندان همزمان با شیوع بیماری کرونا، خاطرنشان کرد: عضو انجمن خوشنویسان مشهد هستم، اما این انجمن و انجمن خوشنویسان ایران را به هیچ عنوان متولی خوشنویسی نمی‌دانم. این انجمن‌ها بیشتر وقت خود را صرف کلاس‌های آزاد خوشنویسی می‌کنند و تنها تفاوت این انجمن‌ها با آموزشگاه‌های آزاد خوشنویسی در ارائه مدرک به هنرجو است.

    وی افزود: متأسفانه انجمن‌ خوشنویسان مشهد هیچ‌گونه حمایتی از اعضای انجمن و هنرمندان مشهدی نمی‌کند؛ این انجمن ناکارآمد است و فقط یک نام را با خود یدک می‌کشد.

    شهروز با اشاره به این‌که «اساتید انجمن خوشنویسان کاملاً سلیقه‌ای و به‌ صورت رابطه‌ای انتخاب می‌شوند»، بیان کرد: تعداد مشخصی از اساتید در این انجمن هستند که کلاس‌های تدریس خوشنویسی فقط میان آن‌ها جابه‌جا می‌شود و هیچ‌گاه از یک استاد با تجربه و باسابقه استفاده نمی‌کنند که البته این‌ها ضعف انجمن را نشان می‌دهد.

    هدفم ارتباط خوشنویسی و نقاشی است

    شهروز همچنین با اشاره به پیشینه و فعالیت‌های خود در عرصه هنر خوشنویسی گفت: آموزش خوشنویسی را از دوران کودکی و به‌ صورت جدی‌تری از نوجوانی با انواع خط‌های کتابت، کتیبه و غبار با قلم‌های متفاوت آغاز کردم و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد در حوزه نقاشی هستم.

    وی با بیان این‌که «هدفم برقراری ارتباط منطقی میان خوشنویسی و نقاشی و خلق فضاهای جدیدی در این زمینه هنری است»، اضافه کرد: حوزه فعالیتم در زمینه خوشنویسی «خط کتابت» است و جزء اساتید دانشگاه فرهنگ و هنر مشهد در مقطع کارشناسی هستم و نقاشی تدریس می‌کنم. در سال گذشته در جشنواره بین‌اللملی «یاس یاسین» که در استان خراسان رضوی برگزار شد، مقام سوم را در زمینه کتابت خطبه نستعلیق و در جشنواره «دانشگاه فردوسی» مقام اول را کسب کرده‌ام.

    انتهای پیام

  • نگاهی به ویژگی کمتر شناخته شده ام‌المومنین(س)

    نگاهی به ویژگی کمتر شناخته شده ام‌المومنین(س)

    نگاهی به ویژگی کمتر شناخته شده ام‌المومنین(س)

    ایسنا/خراسان رضوی همواره از حضرت خدیجه(س) به عنوان یکی از زنان مومنه‌ فداکار و ایثارگر که تمام اموال خود را در راه پیامبر(ص) و اسلام خرج کرد نام می‌برند، با این حال تا کنون کم‌تر به شخصیت هنری این بانو پرداخته است.

    همه ما حضرت خدیجه(س) را به عنوان نخستین همسر حضرت محمد(ص) و اولین زنی که به او ایمان آورد می‌شناسیم و می‌دانیم که زنی بازرگان و ثروتمند بود که تمام دارایی خود را در راه نشر اسلام به کار گرفت. با این حال باید شاعری را نیز به تمامی این ویژگی‌های مثبت خَدیجَه دختر خُوَیلِد افزود؛ ویژگی مهمی که کم‌تر بدان پرداخته شده است.

    در کتب روایی شعرها و عاشقانه‌‎های زیبایی از حضرت خدیجه(س) در ستایش همسر بزرگوارشان حضرت محمد مصطفی(ص) به‌جا مانده است که به‌جز مهربانی و صمیمیت نسبت به پیامبر، روایت‎گرِ علاقه و تسلط این بانوی بزرگ مسلمان بر شعر و ادب است. یکی از این شعرها که در بحارالانوار نیز نقل شده، غزلی است که درک معنا و دریافت زیبایی‌‎هایش برای فارسی‌زبانان نیز دشوار نیست. ما حتی بدون دانستنِ زبان عربی می‌‎توانیم ایهام تناسبِ بیت آخر -با واژه‌‎ی «بیت»- را تشخیص دهیم. در روایتی از این شعر آمده است که پس از نخستین دیدار، آن هنگام که حضرت محمد(ص) با خدیجه وداع می‌‎کند و سوار بر مرکب از او دور می‌‎شود خدیجه چنین می‌‎سراید:

    قلب المحبّ الی الاحباب مجذوب
    و جسمه بید الاسقام منهوب

    و قائل کیف طعم الحبّ قلت له
    الحبّ عذب و لکن فیه تعذیب

    افدی الذین علی خدّی لبعدهم
    دمی و دمعی مسفوح و مسکوب

    ما فی الخیام و قد صارت رکابهم جمّاً
    الّا محبّ له فی القلب محبوب

    کانمّا یوسف فی کلّ ناحیه
    والحزن فی کل بیت فیه یعقوب

    ترجمه‎ منظوم این غزل حضرت خدیجه به ترتیب -و تاحد زیادی وفادار به متن- از این قرار است:

    دلِ عاشق به دوستان بسته است
    گرچه از درد، جسم او خسته است

    گر بپرسند چیست مزه‌‎ی عشق
    به هم این نیش و نوش پیوسته است

    جان به قربانِ آنکه در دوریش
    چشم من اشک‎بار و خون‎بار است

    دل هر خیمه شد تهی ز سوار
    به جز آن دل، که خیمه‎‌ی یار است

    تا که یوسف ز دیده پنهان است
    بیتِ یعقوب، بیت الاحزان است

    در حالی که امروز تمامی سروده‌های حضرت خدیجه (س) در دسترس نیست، اما تعدادی از سروده‌های حضرت خدیجه(س) در جلد شانزدهم کتاب «بحار ألانوار» علامه محمدباقر مجلسی جمع‌آوری شده است و وی در این کتاب در وصف مناسبت این سروده‌ها، وقایع تاریخی آن زمان را بیان کرده‌ و آن واقعه را زمینه‌ساز سرودن شعر دانسته‌ است.

    همچنین در کتاب «هنگامه وصل» که به کوشش واحد پژوهش مدرسه علمیه حضرت خدیجه(س) و توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده، بخشی سروده‌های حضرت خدیجه(س) همراه با شعری از شیخ محمد بن حسن حر عاملی -عالم شیعه- در مدح حضرت خدیجه و احادیثی از حضرت محمد(ص) درباره حضرت خدیجه جمع‌آوری شده است.

    با توجه به ذوق هنری حضرت خدیجه(س) شاعران زیادی نیز در دوران معاصر شعرهای بسیاری در مدح حضرت خدیجه(ص) سروده‌اند که هر بیت از آن‌ها نشان‌دهنده ویژگی‌ها و فعالیت‌های مثبت و تاثیرگذار حضرت خدیجه(س) در دوران صدر اسلام و زیست ایشان در کنار پیامبر امت، حضرت محمد(ص) است. در این بین «محمدمهدی خان‌محمدی» و «قاسم صرافان» اشعار بسیار زیبا و تاثیرگذاری در مدح این بانوی بزرگ اسلام سروده‌اند که در ادامه به خوانش آن‌ها می‌پردازیم: 

    تو را می‌خواست تا در همسرانش بهترین باشی
    برای خاتمِ پیغمبری نقش نگین باشی

    خدایت انتخابت کرد تا ای مادر هستی
    برای چشمۀ کوثر، بهشتی در زمین باشی

    خدا هرشب برایت می‌فرستد تهنیت‌هایی
    که در تنهایی‌ات هم‌صحبت روح‌الامین باشی

    تو در اسلام و در ایمان و در عشق اولین بودی
    زنی مثل تو دیگر نیست، یعنی آخرین باشی

    برای طعنۀ کفار در اوج نداری‌ها
    تو باید پاسخ دندان‌شکن در آستین باشی

    تو از معروفِ تَُجاری ولی در شعب بیماری
    فداکار آنچنان بودی، وفادار اینچنین باشی

    علی تنها علی باید امیرالمؤمنین باشد
    و تنها تو سزاواری که ام‌المؤمنین باشی

    شعر از مهدی خان‌محمدی

    دلش را برده‌ای هر وقت صحبت کرده‌ای بانو!
    محمد را چنین مست محبت کرده‌ای بانو!

    به محراب دو ابرویش تماشا کرده‌ای حق را
    میان معبد چشمش عبادت کرده‌ای بانو!

    تو پیش از وحی ایمان داشتی، اعجاز عشق این‌ست
    نمازِ مِهر، بر مُهر نبوت کرده‌ای بانو!

    چه خوش فهمیده‌ای با باختن در عشق، باید برد 
    چه سودی در صفای این تجارت کرده‌ای بانو!

    تو امّ‌المومنینی، چون که جای کینه، مالت را
    میان مومنین، با عشق قسمت کرده‌ای بانو!

    تمام هستیِ حق، کوثرش سهم تو شد، زیرا 
    تمام هستی‌ت را نذر امت کرده‌ای بانو!

    علی بود و نبی بود و تو بودی اولِ این راه
    تو با زهرات، با مولات، بیعت کرده‌ای بانو!

    رخ مرضیه را بوسیدی و روح‌الامین شد مست 
    چنین شیرین که کوثر را تلاوت کرده‌ای بانو!

    چه دُرّی در دل دلدادگی دیدی؟ که از دنیا
    به یک پیراهن کهنه قناعت کرده‌ای بانو!

    چه اندوهی است در کوچت؟ که دیگر این محمد، آن
    محمد نیست، از وقتی که رحلت کرده‌ای بانو!

    بدان دست کریمت دارم امّیدی که در محشر
    ببینم شاعرت را هم شفاعت کرده‌ای بانو!

    شعر از قاسم صرافان

    نگاهی به شخصیت حضرت خدیجه(س) نشان می‌دهد او در حالی بازرگانی زبردست، همسری فداکار و مادری دلسوز و مهربان بود، هنرمندی توانا نیز بود؛ این ویژگی‌ها که امروزه نیز جمع آن‌ها در کم‌تر کسانی پیدا می‌شود می‌تواند انگیزه و سرمشقی برای حضور بیشتر بانوان مسلمان در عرصه‌های فرهنگی و هنری باشد.  

    انتهای پیام

  • «شیخ بهایی» یگانه مرد دانش و ادب ایران 

    «شیخ بهایی» یگانه مرد دانش و ادب ایران 

    «شیخ بهایی» یگانه مرد دانش و ادب ایران 

    ایسنا/خراسان رضوی شیخ بهایی به تایید و تصدیق اکثر محققین و مستشرقین، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایران بود که پرورش یافته دانش و  فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است.

    «محمد بن عزالدین شیخ حسین بن عبدالصمد بن حارثی همدانی جبعی عاملی» معروف به شیخ بهایی در تاریخ ۹۵۳ ه.ق در بعلبک، ولادت یافت، در دوازدهم شوال ۱۰۳۰ دراصفهان درگذشت و در مشهدالرضا(ع) مدفون شد. حکیم، فقیه، عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب، مورخ و دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت، در طول زندگی خود حدود ۹۵ کتاب و رساله در حوزه‌های سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه و … به رشته تحریر درآورده است.

    شیخ بهایی از دانشمندان بزرگ قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری قمری است که در دوره صفویه همراه پدر و مادر از جبل عامل لبنان به ایران مهاجرت کرد. او علاوه بر اقداماتش در زمینه دین و فرهنگ، آثار بسیار ارزشمندی در زمینه علوم مختلف به جا گذاشته است. بهایی همچنین در سیمای دانشمند، سیاست‌مدار و شیخ‌الاسلامی ظهور کرده که مورد احترام طبقات مختلف مردم بوده است.

    در نگاهی دیگر شیخ‌ بهایی معماری بزرگ معرفی شده است، بسیاری نیز معماری را یکی از حوزه‌های اصلی فعالیت او عنوان کرده‌اند و معماری آثار برجای مانده از عصر صفوی مانند «مسجد عتیق»، «حمام شیخ بهایی، حمامی که تنها با یک شمع روشن می‌شده»، «بنا و شالوده شهر نجف‌آباد»، «مهندسی حصار نجف اشرف» و بسیاری از آثار و ابنیه دیگر را منسوب به او می‌دانند؛ با این وجود دیدگاه‌های متفاوتی در باب نقش و حضور شیخ در معماری ارائه شده است و برخی بسیاری از این انتسابات را مردود شمرده‌اند.

    با وجود کثرت اسناد و روایت‌های معتبر تاریخی درباب وقایع و معماری دوره صفوی و سکوت مورخان در خصوص نقش شیخ در این آثار به جز مأموریت شیخ به همراه «ملاجلال منجم» و «علیرضا عباسی» به مراغه، برای بررسی احیاء رصدخانه که ظاهرا عملی هم نشده، گزارشی متقن مبنی بر ارتباط شیخ با  آثار منسوب به او ثبت نشده است.

    با این وجود شیخ توانسته بود از لحاظ سیاسی نقش به سزایی در دربار پادشاهان صفوی خصوصا شاه عباس داشته باشد، تا جایی که به منصب شیخ‌الاسلام آن زمان نایل شد. شیخ بهائی هر چند با حکومت صفوی موافق نبود، ولی تنگناهای شدید شیعیان در قلمرو تحت امپراتوری عثمانی وی را به اندیشه ضرورت برقراری و حمایت از یک حکومت مقتدر شیعی که بتواند حامی مذهب تشیع و عالمان شیعی باشد سوق داد و به همین دلیل علیرغم ناخشنودی از تقرب و نزدیکی با شاهان صفوی در اندیشه سیاسی او سعی بر تقویت اقتدار علمی، فرهنگی و سیاسی شیعه بوده و تا حد قابل توجهی توانسته همزمان در تولید فکر، علم و فناوری کشور مؤثر باشد که می‌تواند الگوی مناسبی برای عصر جدید تلقی شود.

    شیخ بهائی با شاگردی در محضر پدر و برخی از اساتید دانشمند عصر خود، هوش و نبوغ فراوان و تلاش زیاد در همان ابتدای جوانی در صف مؤلفان و نویسندگان قرار گرفت و با وجود آن که در دربار شاه بود، اما جلال و جبروت آن دربار در روح بزرگ او کم‌ترین اثری نداشت.

     او همیشه در حال آموزش و آموختن بود و با تألیف کتاب‌های ارزشمند و تربیت شاگردان بزرگی، خدمت ارزشمندی به جهان اسلام و ایران کرد. از نگاه دیگر شیخ بهائی در هنر، علم و دین تجلی پیدا کرده است.

    از آثار شیخ بهایی همچنین می‌توان از  کتاب «حبل‌المتین» در احکام دین یاد کرد که شیخ در این کتاب، متجاوز از هزار حدیث گرد آورده است. دیگر کتاب «مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین» بوده که در آن آیات الاحکام را گرد آورده، به شرح آن‌ها پرداخته و احادیثی را مناسب با هر یک از آن‌ها شرح داده است.

    آثار دیگر شیخ شامل کتاب «طهارت» که مشتمل بر چهارصد حدیث است، «عروه الوثقی» در تفسیر قرآن، «حدیقه الهلالیه» در شرح دعای هلال، «حاشیه شرح عضدی بر مختصرالاصول»، «زبده در اصول»، «لغزالزبده» رساله‌ای در مواریث، «رساله درایه» رساله‌ای در ذبایح اهل کتاب، «رساله اثنی عشریه در صلوه»، «رساله‌ای در زکات»، «رساله در صوم»، «رساله در حج»، «خلاصه الحساب»، «کشکول» که مجموعه‌ای است از نوادر حکایات، علوم، اخبار، امثله، اشعار عربی و فارسی و در آخر «جامع عباسی» در فقه که ناتمام مانده است، می‌شود.

    او هم در ‌شعر، فقه، حکمت و دیگر علومی که به علوم دینی مرتبط می‌شوند، جزء بهترین‌های روزگار خود بوده است. با توجه به اوضاع اجتماعی آن زمان که ایران گرفتار افراط، تفریط و اختلاف‌های شدید بین دسته‌ها و گروه‌ها بود می‌توان گفت که حضور شیخ بهایی همچون شگفتی بوده است.

    بهایی از حضور استادانی چون ملا عبدالله یزدی، ملا علی مذهب، ملا علی قائنی، ملا محمد باقر یزدی، شیخ  احمد گچایی، شیخ عبدالعالی کرکی (فرزند محقق کرکی) و …. بسیار بهره برده و برنامه توسعه خود را در دوره‌ای آغاز کرده است که شرق، غرب و جنوب ایران توسط عثمانی‌ها و پرتغالی‌ها اشغال شده و وضعیت بسیار آشفته‌ای در کشور به وجود آمده بود.

    وی ابتدا به تربیت دانشمندان بزرگی همت گماشت و حدود ۴۰۰۰ نفر را در رشته‌های مختلف تربیت کرد، در این دوره بود که ملامحمدباقر مجلسی، میرداماد و ملاصدرا ظهور کرده و طرح آبادانی و توسعه کشورمان را تدارک دیدند. در این دوره ۹۹۹ کاروانسرا ساخته شد و در واقع با این اقدام شبکه راه‌های ایران تعریف  شد.

    تعداد کثیری از دانشوران نامی قرن یازدهم از جمله «صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی» معروف به ملاصدرا، فیلسوف بنیانگذار حکمت متعالیه، «ملا محمد محسن بن مرتضی بن محمود فیض کاشانی»، «سیدمیرزا رفیع‌الدین محمدبن حیدر حسینی طباطبایی نائینی» معروف به رفیعا، «ملامراد تفرشی» و «ملا محمدتقی بن مقصود علی مجلسی» معروف به مجلسی اول از جمله دانشوران نامی قرن یازدهم هستند که نزد وی تحصیل کرده‌اند.

    «سید علیخان مدنی» معروف به کبیر در کتاب «سلافه العصر» که یکی از منابع مهم حوادث دوران صفویه است چنین نوشته: «شیخ بهاءالدین بسیار بخشنده و با سخاوت بود. خانه‌ای بزرگ و عالی داشت که یتیمان، زنان بی‌پناه و نیازمندان بدان پناه می‌بردند. چه بسیار کودکان خردسال که در آن پایگاه محرومان  شیر خوردند و چه بسیار مردم بی‌پناه که در سایه آن آرام گرفتند؛ شیخ کمک‌های فراوان به مردم داشت».

    شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشی نفرت داشت و این خود انگیزه‌ای برای اشتهار خالص شیخ بود. شیخ به تایید و تصدیق اکثر محققین و مستشرقین، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایران بود که پرورش یافته دانش و  فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است. وی تنها یادگاری از تاریخ فکر، علم و فناوری کشور بوده که همزمان نیز از هر سه عرصه برخوردار بوده است. او با ذهن خالق خود ایده می‌ساخت و با تفکر، ایده را در چهار سوی اندیشه علمی، فهم و مفهوم می‌کرد و سرانجام ایده و علم را به فناوری تبدیل می‌کرده است.

    منبع:

    طاهری،ج ؛۱۳۹۰؛« تأملی بر اسطوره شیخ بهایی در معماری»؛ کتابماه علوم و فنون؛ شماره دو؛ صص: ۱۵-۴.

    شیخ بهایی و فناوری ؛ ۱۳۹۵؛ مرکز پژوهش‌های شورای اسلامی؛ شماره ۱۵۰۷۳؛ صص: ۲۰-۱.

    کی منش،ع؛ ۱۳۸۸؛ « شیخ بهایی و هنر شاعری وی در جاذبه موسیقی کلام»؛ تحقیقات زبان و ادب فارسی؛ شماره  ۲؛ صص: ۱۸۷-۱۶۲.

    انتهای پیام

  • استادی که در آرزوی یگانگی جهان اسلام زیست

    استادی که در آرزوی یگانگی جهان اسلام زیست

    استادی که در آرزوی یگانگی جهان اسلام زیست

    ایسنا/خراسان رضوی امروز خیابانی در مشهد به نام آیت‌الله محمد واعظ‌زاده خراسانی نامگذاری شد؛ استادی که از پایه‌گذاران مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی بود و سال‌ها دغدغه‌مندانه در راه نزدیکی جوامع و مذاهب اسلامی کوشید.

    آیت‌الله محمد واعظزاده خراسانی پنجم اسفند ماه ۱۳۰۴ در شهر مشهد چشم به جهان گشود. پدر وی از واعظان نامی خراسان بود. وی پس از گذراندن دوره مکتب‌خانه و مدرسه به همراه پدر خود به نجف اشرف رفته و در آن‌جا به تحصیل ادبیات و مقدمات و سطوح ابتدایی فقه و اصول پرداخت. در سال ۱۳۲۱ به مشهد بازگشت و در حوزه علمیه مشهد در رشته‌های مختلف علوم انسانی  نزد اساتیدی از جمله آیت‌الله سید یونس اردبیلی، آیت‌الله کفائی، آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی تحصیل کرد.

    وی در شهریور ۱۳۲۸ به حوزه علمیه قم منتقل شد و نزد آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله سیدمحمد حجت، آیت‌الله سید صدرالدین صدر، آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله اراکی، آیت‌الله خمینی و آیت‌الله طباطبایی شاگردی کرد. از مهم‌ترین دوره‌های زندگی آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی می‌توان به آغاز تدریس در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مشهد در سال ۱۳۳۹ اشاره کرد. در این دانشگاه بود که به تقریب مذاهب پرداخت و تلاش‌هایش به ایجاد دانشگاه مذاهب اسلامی و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی منجر شد. از آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی کتب، مقالات و سخنرانی‌های مختلفی به یادگارمانده است. وی بیست‌وهشتم آذر ماه ۱۳۹۵ در سن ۹۱ سالگی در مشهد درگذشت.

    استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد و از شاگردان آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی با اشاره نقش و جایگاه وی در تقریب مذاهب معتقد است همنشینی با آیت‌الله بروجردی تأثیر بسیاری بر توجه و علاقه آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی به تقریب مذاهب اسلامی داشت است.

    دکتر سید کاظم طباطبایی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به نحوه آشنایی خود با آیت‌الله محمد واعظ‌زاده خراسانی، اظهار می‌کند: هنگامی که در سال ۱۳۵۵ به عنوان دانشجوی دوره کارشناسی وارد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد شدم استاد واعظ‌زاده خراسانی مدیر گروه علوم قرآن و حدیث بودند. در این دوره درس‌های متعددی مانند تفسیر، علوم قرآنی، تاریخ فقه، حقوق اسلامی و… را با ایشان گذراندم. در این دوران با استاد آشنا شده و با او انس گرفتیم که این رابطه تا پایان عمر استاد واعظ‌زاده ادامه پیدا کرد. این دوستی و مؤانست پس از آنکه در گروه علوم قرآن و حدیث همکار استاد شدم نیز بیشتر و عمیق‌تر شد.

    وی ادامه می‌دهد: آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی در زمینه‌های مختلف فقه، تفسیر، علوم قرآنی، فلسفه، کلام و… تحصیل کرده و آگاهی داشتند. ویژگی که استاد را از هم‌گنان خود متمایز می‌کرد، این بود که ایشان از نظر فرهنگی دارای مشربی باز بودند و بر اساس گفته خودشان از دوره جوانی اخبار کشورهای عربی را دنبال کرده و مجله‌های عربی را مطالعه می‌کردند. استاد در دوره تحصیل در قم شاگرد آیت‌الله بروجردی بودند و علاقه‌ زیادی به نزدیکی و تقریب مسلمانان داشتند که این نگرش تحت تأثیر آیت‌الله بروجردی شکل گرفته بودند.

    طباطبایی بیان می‌کند: در آن زمان مرکزی تحت عنوان «دارالتقریب بین‌المذاهب الاسلامیه» در قاهره -پایتخت مصر- ایجاد شد که آیت‌الله بروجردی نیز در این مرکز نماینده‌ای به نام «شیخ محمدتقی قمی» داشتند. استاد مطهری در مقاله‌ای تحت عنوان «مزایا و خدمات آیت‌الله بروجردی» می‌نویسد که آیت‌الله بروجردی حتی زمان حضور در بیمارستان نیز این موضوع را بیان کرده‌اند که آیا آقای قمی به محل مأموریت خود در شهر قاهره رفته‌اند یا نه؟

    وی می‌افزاید: بنابراین معتقدم آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی نیز تحت تأثیر استاد خود قرار گرفته‌ و لذا مسئله تقریب نزد ایشان از اهمیت زیادی برخوردار بود. ایشان در دوره‌ای که در دانشکده الهیات حضور داشتند، فرصتی مطالعاتی از دانشگاه دریافت کرده و به مدت یک سال از کشورهای عربی مانند مصر، سوریه، لبنان، مراکش و… بازدید کردند. به طوری که در طول این یک سال علاوه بر مطالعه در دانشگاه‌ها و کتاب‌خانه‌های جهان اسلام با شخصیت‌های بزرگ کشورهای اسلامی نیز گفت‌وگوهایی داشتند که گزارش این سفر و دیدارهای در طول این سفر در مقالاتی در مجله دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد به چاپ رسیده است. مطالعات ایشان نیز محدود به آثار شیعه نبود، بلکه در کنار آثار فقهی، کلامی و حدیثی شیعه، آثار بزرگان اهل سنت را نیز مطالعه کرده و برای این آثار اهمیت قائل بودند.

    این استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح می‌کند: زمانی که استاد واعظ زاده خراسانی به عنوان دبیرکل مجمع‌ جهانی تقریب مذاهب اسلامی منسوب شدند در جهت نزدیکی جوامع اسلامی تلاش‌های بسیاری کردند. در واقع کار و فعالیت دارالتقریب قاهره را در مجمع‌التقریب به طور جدی دنبال می‌کردند.

    وی با اشاره به ضرورت و اهمیت تقریب و نزدیکی میان جهان اسلام، خاطرنشان کرد: نزدیکی و تقریب جهان اسلام ضروری است، چراکه  به عنوان مثال اگر دوره خلافت عثمانی سقوط نمی‌کرد و کشورهای تحت حکومت این خلافت پراکنده نمی‌شد، شاید مجالی برای تشکیل کشوری به نام اسرائیل ایجاد نمی‌شد.

    طباطبایی با تأکید بر این‌که « اتحاد و یکپارچگی مسلمانان امر مهمی است»، عنوان می‌کند: بسیاری از اختلافاتی که در میان مسلمانان وجود دارد، ناشی از سوء‌تفاهم‌هاست. بنابراین علمایی که تقریبی هستند تلاش می‌کنند تا این سوء‌تفاهم‌ها کاهش پیدا کند و مذاهب مختلف اسلامی به یکدیگر نزدیک شوند. بنابراین چنانچه در جهت تحقق این موضوع تلاش کنیم، طبیعتاً بسیاری از چالش‌هایی که جهان اسلام با آن مواجه است، راحت‌تر از بین خواهد رفت. اختلافاتی که در گذشته رخ داده است، قابل تغییر نیست و واقعیتی است که وجود دارد، اما باید سعی کنیم اختلافات و سوء‌تفاهم‌ها را با بحث و گفت‌وگو کم‌تر کنیم تا جهان اسلام بتواند در مقابل چالش‌ها و دشمنی‌های موجود مقاومت کند.

    وی در خصوص تأثیر فعالیت‌های آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی در تقریب جوامع اسلامی، می‌گوید: پاسخگویی به این پرسش آسان نیست، زیرا برای بررسی تلاش‌های این چنینی به مطالعات میدانی قابل پیمایش و اندازه‌گیری نیازمند است. متأسفانه به موازات تلاش‌هایی که در برخی کشورها در جهت تقریب جهان اسلام صورت گرفته است، تلاش‌هایی نیز در جهت خنثی‌سازی این تلاش‌ها انجام می‌شود. به عنوان مثال هنگامی که آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی در اواخر حضور و فعالیت خود در مجمع‌التقریب، مصاحبه‌ای با یکی از مجلات داخلی داشتند و دیدگاه‌های خود را بیان کردند، برخی افراد به دلیل اختلاف دیدگاه، در مقابل دیدگاه‌های استاد واکنش نشان دادند. به این ترتیب در کنار تلاش‌های سازنده، تلاش‌ها و فعالیت‌های مخرب نیز صورت می‌گیرد.

    این استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد می‌گوید: اصولاً افرادی که مسلمانان را به تقریب میان مذاهب اسلام دعوت می‌کرده‌اند، علمایی مصلح همچون سید جمال‌الدین اسدآبادی، آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله طالقانی، دکتر علی شریعتی، آیت‌االله مطهری بودند که از مصلحان جهان اسلام بوده‌ و معتقد بودند باید در رفتار خود تغییراتی ایجاد کنیم و از اختلافات خود  با سایر مذاهب اسلامی بکاهیم. طبیعتاً در مشهد نیز که خاستگاه آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی بود، افرادی به دلیل ناآگاهی و یا دلایل دیگر با این دیدگاه موافقت نداشتند.

    وی بیان می‌کند: شیوه تدریس ایشان در قالب همان شیوه متداول در حوزه بوده است. به این معنی که برخلاف امروزه که استادان و معلمان منابعی را تهیه می‌کنند، ایشان معمولاً در زمان تدریس متنی در دست داشتند و آن متن را خوانده و بر اساس آن توضیحات لازم را بیان می‌کردند؛ به تعبیری تدریس ایشان با محوریت متن انجام می‌شد.

    طباطبایی با اشاره به میراث آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی، اظهار می‌کند: هنگامی که استاد واعظ‌زاده در دانشکده فعالیت‌ داشتند، در دوره‌ای به مدیریت مجله دانشکده منسوب شدند و مقالاتی در مجله دانشکده منتشر کرده‌اند. همچنین در اسفند ۱۳۴۹ و فروردین ۱۳۵۰ نیز کنگره‌ای تحت عنوان «هزاره شیخ طوسی» برگزار کردند که به مناسبت آن به همت ایشان آثاری تصحیح و منتشر شده است. در دوره بازنشستگی ایشان که در بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی فعالیت می‌کردند، فرهنگ‌نامه‌ی مفصل قرآنی زیر نظر ایشان تألیف شده است.

    وی ادامه می‌دهد: علاوه بر این استاد واعظ‌زاده خراسانی کتابی در خصوص زندگی‌ آیت‌الله بروجردی نوشته‌اند. همچنین سخنرانی‌های زیادی در سمینارها و کنفرانس‌ها داشته‌اند که بسیاری از آن‌ها به چاپ رسیده است.

    انتهای پیام

  • بهای مشهور بودن چقدر است؟

    بهای مشهور بودن چقدر است؟

    بهای مشهور بودن چقدر است؟

    ایسنا/خراسان رضوی افراد مشهور چهره‌های شناخته‌شده و محبوب جامعه هستند و در موارد بسیاری برخی رسانه‌ها زندگی خصوصی آنان را برای جلب‌ توجه مخاطبین خود افشاء می‌کنند. البته افراد مشهور نیز نام و شهرت را انتخاب کردند و همیشه می‌خواهند در کانون توجه باشند، اما باید بدانیم هر فردی حق دارد از زندگی شخصی و حریم خصوصی خود محافظت کند.

    هر انسانی مشکلاتی در زندگی خصوصی خود دارد و هیچ‌کس نمی‌خواهد مشکلات زندگی خود را علنی کند. بسیاری از افراد مشهور نزد عموم بسیار شناخته‌شده هستند زیرا حرفه‌ای مانند خوانندگی، بازیگری و مواردی از این قبیل دارند که این افراد را در کانون توجه قرار می‌دهد. باید به آنان اجازه دهیم تا در کنار عزیزانشان راحت زندگی کنند، بنشینند و از زندگی خود لذت ببرند.

    افراد مشهور به دلیل بمباران عکاسی پاپاراتزی (عکاسی دزدکی) در زندگی روزمره خود هیچ‌گونه حریم شخصی ندارند اما باید بدانیم این افراد معروف مانند دیگران سزاوار حریم خصوصی هستند. حریم خصوصی این افراد از زمانی که در تلویزیون مشاهده می‌شوند و یا زمانی که ستارگان سینما می‌شوند مورد تهاجم قرار می‌گیرد. با وجود پاپاراتزی‌ها افراد مشهور مانند هر فرد دیگری از حریم شخصی که شایسته خود است، برخوردار نمی‌شوند. افراد مشهوری مانند جاستین بیبر، تیلور سویفت و کیم کارداشیان به دلیل شهرت روزافزون خود از اهداف اصلی این پدیده بوده‌اند.

    پاپاراتزی‌ها باید حریم خصوصی افراد مشهور را رعایت کنند متاسفانه اگر یک فرد مشهور به تصویربرداری یا سوالات آنان «نه» بگوید، پاپاراتزی‌ها هر حرکتی انجام می‌دهند تا زندگی این افراد را پوشش ‌دهند. افراد مشهور نیز گاهی اوقات به همین دلیل خشونت پیشه می‌کنند و به پاپاراتزی‌ها هشدار می‌دهند تا فاصله خود را حفظ کنند.

    پاپاراتزی تقریبا در زندگی همه افراد تاثیر بسزایی دارند. مردم می‌توانند هر روز این تصاویر ارسال شده توسط این افراد را در کانال خبری مورد علاقه خود، وب‌سایت‌های اجتماعی، مجلات و حتی در برخی موارد در یک کتاب مشاهده کنند. به‌عنوان‌مثال، در انگلستان، مرگ دیانا، پرنسس ولز  در سال ۱۹۹۷ به دلیل نفوذ بدون اجازه رسانه‌ها و به دلیل عدم رعایت مطبوعات از کنوانسیون‌های حریم خصوصی شخصیت‌های معروف مورد توجه قرار گرفت. حدس و گمان‌هایی در مورد مرگ وی وجود داشت و در ابتدا علت آن را تعقیب پرسنل رسانه اعلام کردند که در فرار از این افراد با تصادفی مرگبار روبرو شد.

    کدام کشورها از حریم خصوصی سلبریتی‌ها حمایت می‌کنند؟

    شدت پاپاراتزی از مکانی به مکان دیگر متفاوت است. به‌عنوان‌مثال، فرانسه به‌خاطر احترام به زندگی افراد مشهور و فرزندان آنان در این زمینه شناخته‌شده است، در حالی که مکان‌های دیگر مانند هالیوود سعی می‌کنند حتی با آنان درگیر شوند. توجه رسانه‌ها می‌تواند زندگی همه افراد از افراد مشهور و خانواده آنان گرفته تا خود ما را تحت تاثیر قرار دهد. در ذیل برخی کشورها که از حریم خصوصی افراد مشهور حمایت می‌کنند، معرفی شده است.

    انگلستان

    برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت برای خانواده سلطنتی، انگلیس قوانینی وضع کرد و درنتیجه گزارش‌های مطبوعاتی را زودتر از بسیاری از کشورها محدود کرد. همچنین، نهادهایی مانند کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و کمیسیون حقوق انگلیس پیشنهادهایی را برای محافظت از حریم خصوصی افراد ارائه کردند. پس از مرگ پرنسس دیانا در سال ۱۹۹۷ کمیسیون شکایات مطبوعاتی، یک سازمان خودتنظیمی از رسانه‌های انگلیس، یک سری مقررات را برای جلوگیری از وقوع حوادث مشابه پیشنهاد کرد؛ این پیشنهادات شامل ممنوعیت عکس‌های پاپاراتزی، گسترش تعریف مالکیت خصوصی، تقویت حمایت از کودکان مشهور و جلوگیری از آزار و اذیت رسانه‌ها برای افراد مشهور است.

    فرانسه

    اگرچه دولت فرانسه قوانین سختی برای جلوگیری از حمله به حریم خصوصی افراد مشهور توسط پاپاراتزی وضع کرده است، اما این قوانین خلاف یکدیگر هستند، بنابراین برای محافظت از افراد مشهور و فرزندان آنان کارآمد نیستند. دولت، پاپاراتزی‌ها را از انتشار هر عکسی که مورد رضایت افراد نباشد منع کرده است اما به آنان اجازه انتشار عکس‌های گرفته شده در مکان‌های عمومی را می‌دهد. به گفته نیویورک تایمز، فرانسه چنان قوانین حریم خصوصی درباره مطبوعات دارد که سردبیران معمولا یک باند سیاه بر روی چهره موضوعاتی چاپ می‌کنند که اجازه انتشار تصاویر خود را ندارند. علاوه بر این، سود بالای ناشی از انتشار عکس‌های منحصربه‌فرد افراد مشهور در فرانسه بیش از ۳۲ هزار دلار جریمه است و پاپاراتزی‌ها را وسوسه می‌کند که در این مورد ریسک کنند.

    اسپانیا

    تهدید زندگی خصوصی به دلیل گسترش فناوری و عکاسی در سال ۱۸۹۰ توسط وارن و برندیز، وکلای بوستون  مورد توجه قرار گرفت. بیش از یک قرن است که روش‌های مختلف یافتن اطلاعات در مورد زندگی خصوصی افراد افزایش یافته است و به‌راحتی حق حریم خصوصی نقض می‌شود. دولت با توجه به حق حریم خصوصی برای افشای اطلاعات شخصی افراد و انتشار آن‌ها از طریق رسانه‌های اجتماعی مقررات قانونی وضع کردند که به دیگران اجازه نمی‌دهد به اطلاعات شخصی کسی دسترسی داشته باشند و اجازه انتشار و افشای اطلاعات را نمی‌دهند. دولت مدنی کدی جدید در مورد حق حریم شخصی و مجازات نقض آن وضع کرده است که شامل عدم انتشار نامه شخصی، پیام الکترونیکی، عدم رهگیری ارتباطات در فضای شخصی افراد و افشای یا انتشار اطلاعات در این زمینه است.   مجازات این جرایم در صورتی بیشتر خواهد بود که شخص نقض‌کننده، کارمند دولت باشد.

    ایالات‌متحده

    در سال ۱۹۹۸، کالیفرنیا «قانون تجاوز به حریم خصوصی» را تنظیم کرد  که استفاده از دستگاه‌های دیجیتال برای گرفتن عکس از افراد مشهور را در موارد خصوصی ممنوع می‌کند. بااین‌حال، این اساسنامه توسط مخالفانی مورد انتقاد قرار گرفت که معتقدند مانع آزادی مطبوعات در جمع‌آوری اخبار می‌شود.

    اولین اصلاحیه «قانون تجاوز به حریم خصوصی» در سال ۲۰۰۵ تصویب شد و مقرر شد سود حاصل از عکس‌های گرفته شده در هنگام مشاجره بین افراد مشهور و عکاسان ضبط شود. قانونگذاران کالیفرنیا کد مدنی ۱۷۰۸.۸  که شامل جریمه به دلیل کسب سود از هر تصویر گرفته شده توسط پاپاراتزی بود در سال ۲۰۰۵ گسترش دادند و آن را اعمال کردند. در سال ۲۰۰۹، قانون جدید دیگری A.B ۵۲۴ اعلام کرد که مجازات‌های حداکثر ۵۰هزار دلاری از اولین ناشران عکس‌های گرفته شده از طریق نقض قانون حریم خصوصی گرفته می‌شود. هدف این قانون جلوگیری از پاپاراتزی‌هایی بود که به دلایل سودجویی از افراد مشهور عکس خصوصی می‌گیرند. بااین‌حال، ادعا می‌شود که این قانون موثر نیست زیرا اولین ناشران عکس‌های افراد مشهور معمولا می‌توانند بیش از یک میلیون دلار درآمد کسب کنند. به‌علاوه، به‌نظرمی رسد A.B ۵۲۴ بار دیگر با دیوان عالی کشور در منع مطبوعات برای دستیابی به اخبار قانونی تناقض دارد.

    از آنجایی که کالیفرنیا متوجه شد که هنوز درگیری بین افراد مشهور و پاپاراتزی ادامه دارد و حتی بیشتر هم شده است، در ژانویه ۲۰۱۰، قانون ضد پاپاراتزی AB ۲۴۷۹ دیگری برای رسیدگی به دو مشکل اصلی تصویب کرد؛ تعقیب و گریز خودرو افراد مشهور توسط پاپاراتزی که اغلب منجر به تصادف و مانع از حرکت آزادانه افراد مشهور می‌شود. AB ۲۴۷۹ علاوه بر این مجازات‌های مالی و کیفری برای افرادی که به دلیل قصد عکس گرفتن برای اهداف تجاری  رانندگی بی‌ملاحظه دارند را تعیین کرد؛ جریمه نقدی بین ۱۴۵ تا ۱۰۰۰ دلار و مدت حبس حدود پنج تا ۹۰ روز خواهد بود. اگر کودکی در هنگام رانندگی بی‌ملاحظه در داخل خودرو باشد، جریمه نقدی تا ۵۰۰۰ دلار و مدت حبس تا یک سال خواهد بود.

    حریم خصوصی سلبریتی‌ها

    تا اواخر دهه ۱۹۶۰ بحث فلسفی گسترده‌ای درباره ارزش حریم خصوصی وجود نداشت و برجسته‌ترین محقق جنبه‌های فلسفی حریم خصوصی، فردیناند شومن این ایده را مطرح کرد.  در سال ۱۹۶۸،   فیلسوف دیگری، چارلز فرید  اظهار کرد که ادبیات مربوط به حریم خصوصی گسترده است، زیرا روانشناسان و جامعه‌شناسان در این مورد با یکدیگر بحث و گفت وگو دارند. هانا آرنت با عنوان «وضعیت انسانی» (۱۹۵۸) برخی از وظایف اساسی حریم خصوصی را بیان کرد. تعریف حریم خصوصی و آزادی وستین (۱۹۶۷) با معرفی تعریفی دو لایه از حریم خصوصی، ترکیبی از ابعاد شخصی و اجتماعی و متشکل از چهار حالت ناشناس بودن، احتیاط، خلوت و صمیمیت و چهار عملکرد حریم خصوصی یعنی استقلال شخصی، بروز احساسات، خودارزیابی و ارتباطات محدود و محرمانه تحلیل آرنت را کامل کرد. وستین خاطرنشان کرد که حتی حیوانات نیز به دنبال دوره‌های خلوت فردی یا صمیمیت در گروه‌های کوچک هستند.

    ارائه تعریفی مناسب از حریم خصوصی یکی از مشکلات حل نشدنی در مطالعات حریم خصوصی است. دکتر کاترین جی دی از دانشگاه ادینبورگ در رساله خود «چشم‌اندازهای حریم خصوصی: یک تحلیل جامعه شناختی» (۱۹۸۵)، بیش از ۱۰۰ مثال در این مورد ذکر کرده است. یکی از قدیمی‌ترین تعاریف همچنان تاثیرگذار اظهارات ساموئل وارن و لوئیس براندیس است که در سال ۱۸۹۰ مبنی بر اینکه حریم خصوصی حق تنها ماندن فرد است، ارائه شد.

    روت گاویسون در سال ۱۹۸۰ دشواری تعاریف قانونی حریم خصوصی را برجسته کرد و ریموند واکس در سال ۱۹۸۹ این موضوع را بیشتر مورد بررسی قرار داد. وکس نتیجه گرفت که این اصطلاحات به قدری با مفروضات پوشیده شده و از نظر کاربرد مبهم است که انسجام مفهومی یک هدف غیرقابل دسترسی است. ازدیاد تعاریف و نامناسب بودن آن‌ها برای اهداف حقوقی باعث شده است که برخی از محققان حقوقی از اصطلاح حریم خصوصی در تدوین قوانینی برای حمایت از آن اجتناب کنند. با این وجود بسیار بعید است که این اصطلاح از کاربرد رایج ناپدید شود، زیرا اکثر مردم کارآمدی تعریف را درنظر دارند.

    حریم خصوصی یک حق انسانی است که رعایت این حریم و حفظ آن احساس امنیت و آرامش افراد در جامعه را تضمین می‌کند. حریم شخصی یا خصوصی به افراد این امکان را می‌دهد تا برای محافظت از خود در برابر مداخلات غیرمجاز در زندگی‌ خصوصی آنان مرزهایی ایجاد کنند. درواقع حریم خصوصی همان اطلاعات و زندگی شخصی افراد است و فاش شدن یا دسترسی غیر مجاز به آن‌ها ممکن است به نوعی باعث رنجش و صدمه وی شود.

    حریم خصوصی حقی است که همه افراد بدون توجه به موقعیت اجتماعی خود شایسته آن هستند و یک ضرورت جهانی است که هر انسانی انتظار دارد. همه افراد مشهور کتاب‌های باز نیستند و ترجیح می‌دهند جزئیات زندگی خود را به نمایش نگذارند اما متاسفانه پاپاراتزی‌ تصمیم‌گیرنده در انتشار این موارد است. متاسفانه افراد مشهور مجبورند با این واقعیت زندگی کنند که بسیاری از افراد همواره تلاش می‌کنند تا از زندگی آنان برای منافع شخصی استفاده کنند. به یاد داشته باشیم که افراد مشهور دقیقا مانند ما هستند و نباید زیر ذره‌بین و مورد مطالعه قرار گیرند.

    منابع

    science.jrank.org

    easternecho.com

    thepearlpost.com

    spectatornews.com

    ۱۲۳helpme.com

    /writing۹.com

    en.wikipedia.org

    انتهای پیام

  • چرا نشان مشهد اهدا نشد؟

    چرا نشان مشهد اهدا نشد؟

    چرا نشان مشهد اهدا نشد؟

    ایسنا/خراسان رضوی معاون فرهنگی و اجتماعی شهردار مشهد با اشاره به آمادگی شهرداری برای اهداء نشان مشهد به افرادی که خدمات خاصی به شهر کرده‌اند، شیوع ویروس کرونا را علت اهدا نشدن این نشان در سال گذشته عنوان کرد.

    محمدمحسن مصحفی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان این‌که «بر اساس آیین‌نامه شورای اسلامی شهر سالانه می‌توانیم حداکثر هشت نشان مشهد اهدا کنیم»، اظهار کرد: نشان مشهد به افرادی اهدا می‌شود که به سبب خدمات خاصی که در حوزه‌های مختلف به شهر مشهد کرده‌اند، شایسته تقدیرند. با این ‌حال این موضوع نیازمند کارگروه‌ها و بخش‌های کارشناسی است که بر اساس معیارهای مشخص افرادی را معرفی کرده و به ما اعلام کنند.

    وی ادامه داد: در سال گذشته باید این نشان را در اسفند یا فروردین ماه اهدا می‌کردیم، اما به علت هم‌زمانی با شیوع ویروس کرونا این اتفاق رخ نداد و هنوز هم اجازه این کار را نداریم. با این‌ حال بخش زیادی از مراحل اداری آن انجام شده است و به محض اجازه ستاد ملی کرونا، این مراسم را برگزار می‌کنیم.

    رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری مشهد در خصوص محسوس نبودن عملکرد فرهنگی شهرداری مشهد در دوره اخیر، بیان کرد: حرف زدن درباره فرهنگ کاری سهل و ممتنع است که این نشان‌دهنده پیچیدگی و دشواری کار در این حوزه است. با این ‌حال معتقدم یکی از دلایل این اتفاق بی‌ثباتی در این حوزه از مدیریت شهری این است و به‌ نظر می‌رسد دلیل آن انتظارات بسیار بالا از این بخش باشد که با برآورده نشدن این انتظارات، به‌ صوت پیوسته مدیر این حوزه تغییر کرده است.

    مصحفی تصریح کرد: کار در حوزه فرهنگ، نیازمند یک طرح تاثیرگذار است که در طول زمان و به تدریج در لایه‌های فرهنگی جامعه نفوذ کند و ذات این کار به دور از هیاهو است. گاهی در اذهان عمومی کار فرهنگی با کار تبلیغاتی اشتباه گرفته می‌شود، به ‌عنوان مثال یک نمایشگاه می‌تواند چند روز برگزار شود و وقتی به پایان رسید هیچ نتیجه فرهنگی نداشته باشد، اما اذهان عمومی به اشتباه اسم آن را کار فرهنگی می‌گذارند. با این ‌حال معتقدم کار فرهنگی این است که در یک زمینه، مثل ترافیک شهری، نوع نگاه مردم به مسئله را اندکی تغییر دهیم و طبیعتاً چنین کاری دور از هیاهو و فارغ از هر جناح‌بندی سیاسی باید انجام شود.

    وی با اشاره به این‌که «فرهنگ یک جامعه ریشه در تاریخ و عوامل اجتماعی آن دارد، و تغییر آن امر زمان‌بری است»، گفت: اگر به همه متون فرهنگی مراجعه کنید، نمی‌توانیدکار فرهنگی را پیدا کنید که ۶ ماهه نتیجه بدهد. با این ‌حال قابل درک است که گاهی عجله داریم و وقت کافی برای فرهنگ‌سازی نداریم. عقب ماندگی‌های تاریخی داریم که بعضاً چند قرن وجود داشته است و نیازمند کار فرهنگی است، اما تصور این‌که بتوانیم در یک بازه زمانی ۲-۳ ساله فرهنگ را تغییر دهیم، به دور از واقعیت است.

    معاون فرهنگی و اجتماعی شهردار مشهد با اشاره به قابل ملاحظه نبودن اقدامات فرهنگی، خاطرنشان کرد: اینکه از نگاه شهروندان، بخش عمرانی مدیریت شهری بهتر از بخش فرهنگی پیش می‌رود به این خاطر است که نتیجه کار عمرانی محسوس است، اما در حوزه فرهنگی اینچنین نیست و اگر کاری هم می‌کنیم قابل مشاهده نیست. با این ‌حال باید توجه داشت که ممکن است هر کاری که در حوزه فرهنگی انجام شده کار درستی نباشد، اما اقدامات اساسی هم صورت گرفته است.

    وی افزود: یکی از حوزه‌های عمده فعالیت شهرداری، عمران و ساخت‌وساز بوده که صدها سال است تجربه دارد، اما بخش فرهنگی در شهرداری مشهد عمر ۲۰ ساله دارد. با این ‌حال معتقدم یکی از فعالیت‌هایی که بخش فرهنگی شهرداری باید انجام دهد این است که بخش‌های مختلف شهرداری را قانع کند تا در کنار انجام فعالیت‌های تخصصی خودشان، رنگ‌وبوی فرهنگی هم داشته باشند و کارها را فارغ از رنگ و بوی فرهنگی خودش انجام ندهند.

    مصحفی با بیان این‌که «تلاش کرده‌ایم با دمیدن روح فرهنگ به پروژه‌های عمرانی فرهنگ را در تمام لایه‌های شهری جاری کنیم»، گفت: طرح عابر پیاده مطالبه و تلاشی بود که از ابتداء این دوره در حوزه فرهنگی شهرداری شروع شده و تلاش کردیم حوزه‌های دیگر را متقاعد کنیم که فعالیت فرهنگی در این راستا شکل بگیرد تا نشان دهیم در شهر ما همان اندازه که به خودروها اهمیت داده می‌شود و برایشان فضا مهیا می‌کنیم، به همین اندازه هم توسعه مکان و فضا را برای عابران پیاده نیز در نظر می‌گیریم.

    وی با اشاره به اقدامات انجام شده در این حوزه، اضافه کرد: این‌که بعد از بیش از ۵۰ سال، جلوخوان فردوسی با وضعیت و کیفیتی مطلوب در توس ساخته شده نشان از این دارد که بوی فرهنگی به کار عمرانی داده شده است و اینکه هزینه جدی برای احیاء توس در نظر گرفته می‌شود به این معناست که فرهنگ تلاش می‌کند خودش را در همه حوزه‌های مدیریت شهری بروز دهد.

    رئیس سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد با اشاره به اینکه مدیریت شهری باید فارغ از جناح‌بندی سیاسی باشد، خاطرنشان کرد: بخش زیادی از خدمت‌رسانی شهری فارغ از حوزه سیاست است و گره زدن این کار به سیاست بی‌انصافی است و به اختلافات سیاسی دامن می‌زند. با این ‌حال می‌شود تصور کرد که در یک جامعه گروه‌های سیاسی مختلفی وجود داشته باشند و در حوزه قانونی خود با هم رقابت کنند، اما حوزه مدیریت شهری می‌تواند به هیچ گروه سیاسی وابسته نباشد و این همان نگاهی است که در این دوره از شورای شهر و شهرداری مشهد دنبال شده است.

    وی ادامه داد: مسئولان شهری فارغ از نگاه‌های سیاسی، تلاش برای کاستن از مشکلات شهری را در اولویت قرار داده‌اند و به همین علت است که در بخشی از مشکلات که نیازمند هماهنگی ارگان‌های مختلف شهری است، به این فکر می‌کنند که چگونه می‌توان بار این مشکل را از روی دوش مردم برداشت. از این منظر معتقدم که اوضاع مدیریت شهری مشهد اوضاع خوبی است و گره زدن نگاه سیاسی به زندگی روزمره مردم کار مطلوبی نیست.

    مصحفی اضافه کرد: تصور کنید در همین حوزه فرهنگ ترافیک باید یک کار طولانی را انجام دهیم تا به نتیجه برسیم و واقعاً تفاوتی نمی‌کند که فرد به کدام جناح سیاسی علاقه‌مند باشد، بلکه باید به او آموزش داد تا به قوانین احترام بگذارد. با این ‌حال خیلی از مشکلات شهری حتی به حوزه سیاست نزدیک هم نمی‌شود و یک مسئول با هر نگاه سیاسی که خودش دارد می‌تواند این مشکلات را بپذیرد و درصدد حل آن برآید.

    انتهای پیام

  • هنر شهری می‌تواند تلنگری برای توجه به تخریب محیط زیست باشد

    هنر شهری می‌تواند تلنگری برای توجه به تخریب محیط زیست باشد

    هنر شهری می‌تواند تلنگری برای توجه به تخریب محیط زیست باشد

    ایسنا/خراسان رضوی یک هنرمند مجسمه‌ساز با اشاره به نصب اثر خود با عنوان «ماسک فیلتردار»در سطح شهر مشهد، گفت: این المان در ارتباط با آلودگی هوا طراحی و ساخته شده است؛ چراکه معتقدم هنر شهری می‌تواند تلنگری برای توجه به تخریب زیست محیطی از سوی بشر باشد.

    عطا صحرایی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به فضای هنری شهر مشهد در استقبال از بهار ۱۴۰۰ و مجسمه‌های قرار گرفته در سطح شهر، اظهار کرد: فعالیت خانه هنرمندان در سال‌های اخیر قابل ستایش است؛ به گونه‌ای که علاوه بر این‌که در زمینه مجسمه‌ها و المان‌های موقت خوب عمل شده است، در خصوص مجسمه‌های دائم نیز تمرکز پیدا کرده و سیاست‌گذاری جدیدی در پیش گرفته‌ شده است. به طور کلی در چند سال اخیر از فعالیت خانه بهار و جشنواره‌ها و فراخوان‌هایی که اعلام می‌کند، بسیار لذت برده و سیاستی که دنبال می‌کنند را می‌پسندم.

    وی با اشاره به موضوع مجسمه خود، ادامه داد: این المان در ارتباط با محیط زیست و صرفاً آلودگی هوا طراحی و ساخته شده است. آلودگی هوا یکی از دغدغه‌های مهم در محیط زیست محسوب می‌شود. عنوان این اثر «ماسک فیلتردار» در نظر گرفته شده است؛ چراکه ماسک فیلتردار در اوج و نهایت آلودگی و در شرایط فوق شیمیایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین به کار بردن این عنوان در واقع وخامت اوضاع و شرایط را نشان می‌دهد.

    صحرایی با بیان این‌که «این المان شامل دو بخش فلزی با سبک مدرن و بخش فیگوراتیو با سبک رئال است»، تصریح کرد: من همواره در طراحی آثار دارای ذهنیتی رئال و مدرن هستم. بخش فلزی المان در واقع نماد و استعاره‌ای است از آنچه بشر در طول زمان و به ویژه در عصر تکنولوژی ساخته است. این موضوع به صورت تعدادی لوله در المان نشان داد می‌شود که این لوله‌ها، زیرساخت‌های تمدن امروزی و عصر تکنولوژی هستند. این لوله‌ها که به یکدیگر تنیده شده‌اند، همانند هزارتویی به نظر می‌رسد که به یکدیگر گره خورده‌ و به تعبیری تبدیل به معضلی شده‌اند که نمی‌توان تنیدگی و پیچیدگی آن را حل کرد. همچنین بخش فیگوری که در قسمت بالایی المان نشسته است، در واقع نمادی از انسان‌ها است که عامل تمام این اتفاقات به شمار می‌روند.

    وی خاطرنشان کرد: معتقدم که ما انسان‌های روی کره زمین هیچ کار دیگری به جز تخریب محیط زیست انجام نمی‌دهیم. به این ترتیب انسانی با ماسک فیلتردار در بالای مجسمه نشسته و از بالا نظاره‌گر چیزی است که خودش ساخته است.

    این هنرمند مجسمه‌ساز افزود: نکته مهم دیگری که در این فیگور وجود دارد این است که رنگ به کار رفته در لباس و خود فیگور در واقع بیانگر آلودگی‌ها است، به طوری که حتی در قسمت فلزی اثر نیز زنگار مشاهده می‌شود. در واقع المان رنگ نشده و زنگ زده است. به نوعی سعی کرده‌ام‌ که فرسایش این عصر را نشان دهم. حتی فیکساتیو (تثبیت‌کننده‌ای) نیز برای مجسمه استفاده نشده است تا در بلندمدت زنگار آن افزایش پیدا کند و این زنگار حتی مجسمه را از بین ببرد. به عبارتی این اتفاق به سست بودن فعالیت‌های بدون برنامه‌ریزی در زمینه محیط زیست اشاره می‌کند.

    وی بیان کرد: بنابراین آلودگی‌ها، زنگار و چرک‌های قسمت پایینی المان در لباس فیگور و تا قسمت سینه فیگور ادامه می‌یابد. در قسمتی از سینه فیگور خط شکسته‌ای طراحی شده که در واقع سایه‌ ساختمان‌هایی است که بشر ساخته و سایه آن‌ها در لباس فیگور دیده می‌شود. به عبارتی بشر از طرفی در بلندای ساختار قرار دارد و از طرفی دیگر سایه ساختمان‌های دیگر بروی فیگور نقش بسته و به نوعی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    صحرایی گفت: از این خط که در قسمت سینه فیگور قرار دارد تا بالای سر آن، رنگ کاملاً صاف، تمیز و بدون آلودگی به کار رفته است. با توجه به این که من همیشه در طول زندگی انسان امیدواری بوده‌ام و انسان‌ها همواره به امید زنده هستند، بنابراین این امید در رنگ  تمیز و بدون آلودگی این قسمت از المان نمود پیدا کرده است. از این رو این رنگ‌های روشن امیدی است که برای انسان باقی مانده و باید برای آن تلاش کند و به دنبال چاره‌ای برای رهایی از این شرایط باشد.

    وی خاطرنشان کرد: گشایش و رهایی از چنین وضعیت و ساختاری تحت تأثیر عوامل بسیاری مانند دانشمندان فعال در این حوزه، جامعه، همکاری سیاستمداران و… قرار دارد تا بتوانیم این ۱۰ یا ۱۵ درصد از امید باقی مانده را ثابت نگه‌داشته و تخریب را متوقف کنیم و یا رنگ روشن که استعاره‌ای از امید است را افزایش دهیم.

    این هنرمند مجسمه‌ساز اضافه کرد: در پشت مجسمه نیز مانیتور سازمان محیط زیست که شاخص و درصد آلودگی هوا را نشان می‌دهد، دیده می‌شود. این مجسمه با ارتفاع ۴ متر و نیم در بلوار وکیل‌آباد و روبه‌روی اداره کل محیط زیست استان نصب شده است.

    انتهای پیام

  • جهان اسلام نیازمند یک اتحاد بین‌المللی برای دفاع از میراث معنوی خویش است

    جهان اسلام نیازمند یک اتحاد بین‌المللی برای دفاع از میراث معنوی خویش است

    جهان اسلام نیازمند یک اتحاد بین‌المللی برای دفاع از میراث معنوی خویش است

     

    جهان اسلام نیازمند یک اتحاد بین‌المللی برای دفاع از میراث معنوی خویش است
    جهان اسلام نیازمند یک اتحاد بین‌المللی برای دفاع از میراث معنوی خویش است

    ایسنا/خراسان رضوی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی خاطرنشان کرد: با توجه به هجمه‌هایی که به شخصیت پیامبر اکرم(ص) شده، ما نیازمند یک اتحاد بین‌المللی در جهان اسلام هستیم که جریان تقریب بین مذاهب اسلامی را تقویت کرده تا مسلمانان با یک هویت واحد به دفاع از میراث معنوی خود بپردازند چرا که شخصیت پیامبر اعظم(ص) جزو هویت اسلامی تمام کشورهای مسلمانان محسوب می‌شود.

    جعفر مروارید در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص معرفی صحیح دین و تفکیک بین مسلمانان تندرو و مسلمانان واقعی اظهار کرد: جوانان جهان اسلام، اروپا و غرب باید چند تفکیک و تحلیل را در مسائل انجام دهند. مورد اول تفکیک دین از تاریخی است که پس از آن به وجود آمده است؛ به این معنی که واقعیت‌هایی به نام اسلام و مسیحیت وجود دارد و بر اساس آن‌ها تمدن و تاریخی پدید آمده که این تاریخ، مقدس نیست.

    وی افزود: متون اسلامی و مسیحیت مقدس است اما تاریخی که از قبل آن پدید می‌آید، قابل نقض و آسیب‌شناسی است چرا که ما نیز در جهان اسلام دوران طلایی تمدن اسلام را داریم اما دورانی هم وجود دارد که با آموزه‌ها و معیارهای اسلامی می‌توان آن‌ را مورد نقد قرار داد. بنابراین افراد باید بتوانند این موارد را از یکدیگر تفکیک کنند.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی خاطرنشان کرد: افراد باید در قرون متمادی بین دین، تمسک‌ها، توجیهات، برداشت‌های شخصی و استفاده‌های سیاسی از دین تمایز گذارند؛ از اینکه یک گروه تندرو به نام اسلام یا مسیحیت خشونتی را مرتکب شود، معیار ما برای سنجش درستی یا اشتباه بودن چنین اقدامی باید متون مقدس اسلامی باشد. لازم است بررسی شود در متن مقدس خشونت تایید شده یا خیر. معیارهای ما عملکرد دولت‌ها در طول تاریخ نیست. دولت‌ها به اسم ادیان و ایدئولوژی که در واقع مخالف فهم جامعه از دین بوده، از آن سوءاستفاده کرده‌اند.

    مروارید ادامه داد: مساله دیگر این است که باید دید شخصیت و مکارم اخلاقی پیامبر اکرم(ص) چه تحول اخلاقی در جامعه زمان خود ایجاد کرده است. همچنین لازم است بررسی شود پیام اسلام چه تاثیراتی بر ملل مختلف گذاشته است. می‌توان شاهد اسلام‌های متفاوت در ملیت‌های متفاوت در طول تاریخ بود.

    نباید بدون استفاده از متدولوژی معتبر به تفسیرهای شخصی از یک متن اکتفا کرد

    وی عنوان کرد: نکته سوم این است که نباید فهم اجتهادی از دین را از یاد برد چرا که هر دینی متدولوژی فهم دارد و ما نمی‌توانیم بدون استفاده از متدولوژی معتبر و معیار عینی به تفسیرهای شخصی از یک متن اکتفا کنیم. ما در فضای تفکر شیعی و اجتهاد اسلامی که جزو مفاخر و قله‌های تفکر محققان شیعی است، فهم اجتهادی که یک روش سیستماتیک را راجع به متن قرآن و احادیث پیشنهاد می‌کند، شاهد هستیم.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی اضافه کرد: البته در فضای اهل سنت نیز اجتهاد از گذشته وجود داشته است. روش اجتهادی سعی می‌کند به یک فهم منسجم و متناسب از متن برسد که در این فهم روح دین و قرآن، ارزش‌های بنیادین عقلی مانند عدالت لحاظ می‌شود.

    مروارید تصریح کرد: شرایط زمان و مکان که در مورد فهم منسجم مطرح شده، بر اساس نگاهی مبتنی بر نیازهای زمانه است که باعث می‌شود راه سوءاستفاده برای توجیه خشونت بسته شود و در نهایت دین را در یک اجتماع شیعی و یک فهم سیستماتیک داشته باشیم. به طور طبیعی توجیه‌گری‌های خشونت و رفتارهای ناعادلانه مانند ظلم را می‌توان جزو سوءاستفاده‌های متنی به حساب آورد که بر اساس تفسیرها از قرآن و متون مقدس باید از جهت نظری به آن‌ها نگریست.

    وی در خصوص خشونتی که در قتل عده‌ای در فرانسه رخ داده، گفت: این مورد نباید به صورت تک بعدی بررسی شود. اگر نگاه ما بر اساس این باشد که اسلام چه چیزهایی را تجویز می‌کند، باید نگاه اجتهادی و متدولوژی به کار برده و با یک فهم متناسب راه سوءاستفاده‌های متنی و استناد به متون مقدس برای توجیه و تبیین خشونت گرفته شود.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی ادامه داد: مسائل هویتی و اجتماعی در کنار مسائل نظری مطرح است. در جوامعی که به هر حال تبعیض‌ها در قالب قانون‌گذاری‌ها خود را نشان می‌دهد، چنین تبعیض‎هایی می‌تواند اقتصادی، اجتماعی و هویتی باشد؛ به این معنی که مسلمانی که در یک جامعه طبقاتی اروپایی احساس از خود بیگانگی و ظلم‌پذیری کند و از طرف دیگر عل‌رغم مکانیزم‌هایی که برای آزادی بیان و اظهار هویت‌های برابر در این گونه جوامع وجود دارد، آنچه که به طور عینی رخ می‌دهد، مطالبات هویتی است.

    مروارید تصریح کرد: قاعدتا جوانی که این کار را انجام داده، اگر هم مسلمان نبود و به دین دیگری اعتقاد داشت، برای ابراز هویت خود با توجه به اینکه تمام راه‌های مسالمت‌آمیز و گفت‌وگو بسته است، دست به خشونت می‌زد که این منظر نیز باید مورد توجه واقع شود. در مجموع عمل خشونت و قتل در اسلام محکوم است و حرفی در آن نیست. باید یادآوری کرد که یکی مباحث بنیادین اسلام مقابله با خشونت و رواج صلح است.

    وی ابراز کرد: به کار گیری راه اجتماعی و روانشناختی نیز در این مورد به این معنی است که در جامعه‌ای که راه‌های اعتراض‌آمیز را از جهاتی محدود می‌کند که این محدود کردن در فضای ارتباطات و رسانه‌ها بیشتر دیده می‌شود، برای فردی که در این فضا زندگی می‌کند، فشار و محدودیت و زندانی اجتماعی و فرهنگی ایجاد می‌شود و فرد برای ابراز هویت خود دست به خشونت زده و در این خشونت نژاد، دین و جنسیت به کار می‌رود که این‌ها نمادهایی از اعتراض است.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی عنوان کرد: برای حل این مشکل مباحث تحلیلی و نظری در یک طرف قرار می‌گیرد. باید بدانیم که پیام اصلی ادیان ابراهیمی و پیامبران الهی چه بوده است. در طرف دیگر نیز باید سطح اجتماعی و روانشناختی ماجرا مورد بررسی قرار گرفته و اجازه داده شود عدالتی که بر مبنای حقوق بشر واقعی است، به لحاظ نژاد، ملیت و دین در کشوری که ادعای آزادی دارد، مستقر شود.

    بهترین مواجهه جوامع اسلامی در زمان توهین، گفت‌وگوی جوانان است

    مروارید در خصوص بهترین مواجهه جوامع اسلامی در زمان توهین به مقدسات تصریح کرد: بهترین مواجهه به نظر من گفت‌وگوی جوانان جهان است. به این معنی که اگر خودمان را گرفتار ساختار نکنیم اما در عین حال به ساختاری از جوانان جهان اسلام، اروپا و غرب بیاندیشیم، می‌بینیم که این موارد در زندگی هر دو طرف تاثیر خواهد گذاشت. اگر شرق‌شناسی‌ها و غرب‌شناسی‌ها را مورد بررسی قرار دهیم و به مفاهیم کاربردی که زندگی جوانان را تحت تاثیر قرار داده، توجه کنیم، در می‌یابیم که نسل کنونی از هر دین و ملیتی دغدغه‌هایی مشترک دارد.

    وی ادامه داد: با توجه به اشتراکی که بین جوانان مسلمان و مسیحی وجود دارد، باید گفت‌وگویی صورت گیرد و حتی اگر یک زندگی که ناظر بر مفاهیم و رفتارهای اخلاقی باشد که تکامل شخصیتی در آن رخ داده را در نظر بگیریم، بر همین اساس جوانان اروپایی و آسیایی دارای ادیان مختلف می‌توانند یک بار دیگر تاریخ و سنت خود را مورد مطالعه قرار دهند. برخی از بخش‌های چنین مطالعه‌ای کمک می‌کند جوانان به یک زندگی اخلاقی مرفه تاکید کرده و بخش‌هایی که نیاز به بازنگری و تجدید فهم دارد را مورد گفت‌وگو قرار دهند.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی بیان کرد: در دورانی که یک ابر قدرت واحد جهانی وجود ندارد و رسانه‌ها و اندیشه‌ها دچار تکثر شده‌، این فطرت پاک انسان‌ها و مخصوصا جوانان است که می‌تواند مبنایی برای گرد هم آمدن و اندیشیدن در مورد مشکلاتی باشد که منشا بسیاری از مشکلات جهانی جوامع است.

    مروارید افزود: کشتن یک مساله است ولی فقر و تبعیض جهانی محدود به جامعه خاصی نمی‌شود؛ جوانان باید بر اساس سنت‌های دیرین، میراث گذشته و نگاهی همراه با تحول تاریخ دینی خویش را دوباره مورد بررسی قرار دهند. در صورت انجام چنین فرایندی در سطوح مختلف، جلوی سوءاستفاده‌ قدرت‌های جهانی از نیروی جوان و خلاق گرفته خواهد شد.

    علما وظیفه دارند با بدعت‌ها و تفسیرهای نادرست از دین مقابله کنند

    وی در خصوص اقدامات علما در این زمینه خاطرنشان کرد: علما و حوزه‌های علمیه از گذشته وظیفه حافظ اندیشه‌های دینی، میراث فرهنگی و معنوی بوده‌اند و کماکان این وظیفه بر عهده علماست که با بدعت‌ها و تفسیرهای نادرست با دین مقابله کنند. حوزه‌های ما، مخصوصا حوزه‌های شیعی، از قدیم نسبت به تحولات نظری واقف بودند و اجتهاد شیعی به جلوگیری از انسداد فکری و شکل‌گیری باب‌های گوناگون هویتی جدید بر اساس معیارهای دینی کمک می‌کند.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی گفت: مرجع اندیشه جوانان ما متفکران حوزه‌های دانشگاهی است که این الگوگیری در زمان کنونی بسیار مهم بوده و حوزه‌های علمی می‌تواند پیامبر(ص) که الگویی اخلاقی و تمدن نوساخت را با نگاه تمدن‌ساز اسلامی و فهمی از متون دینی ارائه کرده را صورت‌بندی کند.

    مروارید ادامه داد: در همین خصوص دانشگاه‌ها نیز می‌تواند به عنوان مرجع آزادی‌خواهی و آزادی‌اندیشی نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی و فرهنگی اقدام کند و در مسائل تمدن اسلامی که مورد تاکید است و در زمینه حکمت نظری در کنار حکمت عملی دانشگاهیان و نظریه‌پردازان علوم انسانی به عنوان رسالت تاثیرات مفاهیم عقلی و فلسفی را نه تنها در کتاب‌ها و پایان‌نامه‌ها بلکه در عینیت فرهنگ نیز بگنجانند. ‌

    نام‌گذاری فضای عمومی به نام پیامبر(ص) نمادی از ارادت قلبی مسلمانان به این حضرت است

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی در خصوص نام‌گذاری خیابانی به نام پیامبر(ص) در مشهد تصریح کرد: به نظر من و با توجه به دو نکته گفته شده، ضرورت این‌که یک مکان و عرصه عمومی و همچنین یک مکان مقدس در دسترس شهروندان به نام این حضرت نام‌گذاری شود، بسیار احساس می‌شود چرا که نام‌گذاری فضای عمومی و مکانی مقدس به نام پیامبر(ص) نمادی از ارادت قلبی مسلمانان به آن حضرت است. ما باید حکمت پیامبر(ص) در دوران پیامبری‌شان که از طریق برخی آموزه‌ها به دست ما رسیده را با این نام‌گذاری زنده نگاه داریم.

    مروارید اضافه کرد: من پیشنهاد می‌کنم در مشهد که پایتخت معنوی جهان اسلام نیز بوده، میدان و یا بزرگ‌راهی به نام پیامبر(ص) نام‌گذاری شود چرا که انتظار می‌رود در مشهد به واسطه مذهبی بودن آن، نام‌گذاری خیابان و یا مکان زیارتی مقدسی به نام این حضرت انجام شود.

    انتهای پیام