دسته: تهران

  • بحث اصلی اصلاح‌طلبان بر سر حضور یا عدم حضور در انتخابات است

    بحث اصلی اصلاح‌طلبان بر سر حضور یا عدم حضور در انتخابات است

    بحث اصلی اصلاح‌طلبان بر سر حضور یا عدم حضور در انتخابات است

     

    اعتمادآنلاین| عضو حزب کارگزاران گفت: کارگزاران به دنبال این است که کمک کند که در جبهه اصلاحات، ائتلافی ایجاد شود.

    علی محمد نمازی، عضو حزب کارگزاران، درباره برنامه‌های انتخاباتی کارگزاران و اینکه آیا کمیته انتخابات این حزب تشکیل شده است یا خیر، گفت: هنوز هیچ خبر جدیدی در این باره ندارم و اتفاق خاصی رخ نداده است.

    او افزود: جلسه جدیدی تشکیل نشده است. کارگزاران به دنبال این است که کمک کند که در جبهه اصلاحات ائتلافی ایجاد شود تا احزاب و گروه‌ها به صورت جداگانه عمل نکنند بلکه در چارچوب جبهه اصلاح‌طلبان، وارد انتخابات شوند.

    نمازی ادامه داد: بنابراین، اینها بحث‌هایی است که از دو سه ماه قبل مطرح بوده و هنوز بحث جدیدی مطرح نشده است.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب بیان کرد: در حال حاضر تا جایی که بنده در جریان هستم، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برای انتخابات کار می کند. همه فعالیت‌های مربوط به انتخابات توسط شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان، صورت می گیرد.

    او عنوان کرد: اگر کارگزاران با سایر احزاب به توافق برسد، یقیناً هماهنگ خواهد شد.

    این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران تصریح کرد: نظر شخصی بنده این است که بحث اصلی اصلاح‌طلبان، حضور یا عدم حضور در انتخابات است به عنوان مثال در سال ۸۴، هدف مشارکت بود و کاندیداهای مختلفی از اصلاح‌طلبان وارد میدان شدند اما بحث اصلی مجموعه اصلاح‌طلبان در حال حاضر بر سر این است که شرکت کنیم یا نکنیم که این مسئله به فضای جامعه بازمی‌گردد.

    منبع: برنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • درخواست مالباختگان سکه ثامن برای تعیین تکلیف پرونده

    درخواست مالباختگان سکه ثامن برای تعیین تکلیف پرونده

    درخواست مالباختگان سکه ثامن برای تعیین تکلیف پرونده

     

    اعتمادآنلاین| وکیل مالباختگان پرونده سکه ثامن گفت: از ریاست دیوان عالی کشور که همواره بر اجرای قانون و تسریع در رسیدگی و احقاق حقوق مظلومان تأکید دارند، استدعا داریم دستور ویژه برای رسیدگی، تعیین تکلیف و مشخص شدن مرجع صالح رسیدگی صادر کنند تا حقوق موکلان در شرایط اقتصادی فعلی جبران شود.

    رسول کوهپایه‌زاده ، وکیل مالباختگان پرونده سکه ثامن درخصوص آخرین روند رسیدگی اظهار کرد: متهم ردیف اول طی حکم قطعی به جرم ارتکاب بزه کلاهبرداری به ۱۵ سال حبس و رد مال محکوم شد اما از آنجایی که اقدامات مجرمانه این محکوم سبب بروز خسارات سنگین به موکلان شده و با توجه به افزایش نرخ تورم و کاهش ارزش پول، مطابق قوانین و مقررات علاوه بر رد مال که اصل محکومیت وی است، خسارات وارده هم باید جبران شود.

    وی گفت: نسبت به دو سال گذشته با افزایش چشمگیر قیمت‌ها مواجه بودیم، از این حیث موکلان اقدام به تقدیم دادخواست حقوقی مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم در مراجع قضایی دادگستری تهران کردند اما این دادخواست با قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگستری بناب مواجه شد.

    کوهپایه‌زاده افزود: دادگستری بناب هم خود را صالح به رسیدگی تشخیص نداد و پرونده جهت حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارجاع شد و در حال حاضر مدت زمان قابل توجهی از ارسال پرونده به دیوان عالی می‌گذرد، اما هنوز تعیین تکلیف نشده است.

    وی درباره استقرار متهم گفت: با توجه به اینکه محل اقامت محکوم علیه و محل استقرار شرکت تهران بوده و هم اکنون هم محکوم درحال طی کردن محکومیت در زندان تهران است، وفق قوانین و مقررات محل اقامت خوانده تهران و مرجع صالح هم دادگاه‌های حقوقی تهران است.

    وکیل مالباختگان پرونده سکه ثامن بیان کرد: بنابراین از ریاست دیوان عالی کشور که همواره بر اجرای قانون و تسریع در رسیدگی و احقاق حقوق مظلومان تأکید دارند، استدعا داریم دستور ویژه برای رسیدگی، تعیین تکلیف و مشخص شدن مرجع صالح رسیدگی صادر کنند تا حقوق موکلان در شرایط اقتصادی فعلی جبران شود.

    منبع: ایلنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • استقبال ایران از میانجیگری روسیه در مناقشه قره‌باغ

    استقبال ایران از میانجیگری روسیه در مناقشه قره‌باغ

    استقبال ایران از میانجیگری روسیه در مناقشه قره‌باغ

     

    اعتمادآنلاین| رئیس دفتر رئیس‌جمهوری با اعلام موضع جمهوری اسلامی ایران درخصوص مناقشه قره‌باغ و استقبال از میانجی‌گری روسیه میان آذربایجان و ارمنستان اظهار کرد: در صورتی که دو طرف درگیر مناقشه به قواعد بین‌المللی ازجمله تمامیت ارضی کشورها و حقوق شهروندی اتباع متعهد بمانند، مذاکرات و راه‌حل سیاسی می‌تواند به این بحران کهنه پایان دهد.

    محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهوری در حساب کاربری خود در توئیتر نوشت: «‏جمهوری اسلامی ایران از میانجی‌گری روسیه، میان آذربایجان و ارمنستان و پذیرش آتش‌بس از سوی طرفین در ‎مناقشه قره‌باغ استقبال می‌کند. ما همچنان به پایبندی دو کشور به مرزهای بین‌المللی و حفظ حقوق شهروندی همه اقشار تاکید داریم. ‏معتقدیم، در صورتی که دوطرف درگیر مناقشه به قواعد بین‌المللی ازجمله تمامیت ارضی کشورها و حقوق شهروندی اتباع متعهد بمانند، مذاکرات و راه‌حل سیاسی می‌تواند به این بحران کهنه پایان دهد. ضمن خرسندی از پایان جنگ، امیدواریم توافق به دست آمده برای آتش‌بس اجرایی گردد.»

    منبع: ایسنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • باید افراد تراز که بتوانند حکمرانی اسلامی را اجرایی کنند تربیت کنیم / اگر شاخصه‌های حکمرانی خوب براساس مبانی دینی و فقهی تبیین نشوند دچار اشتباه محاسباتی می‌شویم

    باید افراد تراز که بتوانند حکمرانی اسلامی را اجرایی کنند تربیت کنیم / اگر شاخصه‌های حکمرانی خوب براساس مبانی دینی و فقهی تبیین نشوند دچار اشتباه محاسباتی می‌شویم

    باید افراد تراز که بتوانند حکمرانی اسلامی را اجرایی کنند تربیت کنیم / اگر شاخصه‌های حکمرانی خوب براساس مبانی دینی و فقهی تبیین نشوند دچار اشتباه محاسباتی می‌شویم

     

    اعتمادآنلاین| رئیس قوه قضاییه با تأکید بر لزوم تبیین شاخص‌‌های حکمرانی براساس مبانی اسلامی و وجه تمایز آن با مبانی نظری غرب، گفت: غربی‌ها با تشویق کشورها به پیوستن به قراردادها و نزدیک شدن به معیارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی تعریف شده از سوی آنها، می خواهند حکومت‌ها را با نظام حکمرانی مورد نظر خود منطبق کنند.

    سید ابراهیم رئیسی که از طریق ارتباط تصویری در آیین افتتاحیه دومین همایش علمی تبیین حکمرانی اسلامی سخن می گفت، بر ضرورت آینده پژوهی درباره ابعاد و پیچیدگی‌های حکمرانی در نظام جهانی و تبیین شاخصه‌های حکمرانی در تراز اسلامی تأکید کرد.

    رئیس قوه قضاییه از عقلانیت، مشارکت، حقوق مساوی، مسئولیت‌پذیری و شفافیت به عنوان برخی از شاخصه‌های یک حکمرانی خوب یاد کرد و گفت: این شاخص‌ها باید مورد مطالعه قرار گیرد تا چیستی و معنا و مفهوم هر یک از آنها به خوبی درک شود.

    رئیسی با تأکید بر لزوم طراحی نظامی مبتنی بر فقه، شریعت، فقه و حکمت، خاطر نشان کرد که در طراحی این نظام باید اصول تغییرناپذیری همچون معنویت، عقلانیت، اخلاق، عدالت، آزادی و استقلال مورد توجه قرار گرفته شوند.

    رئیس قوه قضاییه با اشاره به اهمیت «دولت‌سازی اسلامی» و نقش «ساختارها و نهادها» و «کارگزاران» در این فرایند، به تبیین عناصر مهم برای شکل گیری حکومت تراز‌ اسلامی پرداخت.

    رئیسی متذکر شد: در شکل گیری دولت اسلامی باید به پیوند ارزش‌ها با روش‌ها توجه شود تا هر ابزاری برای حکمرانی مورد استفاده قرار نگیرد.

    رئیس دستگاه قضا از عقلانیت، معنویت و مردم باوری به عنوان شاخصه‌های مهم در حکمرانی ولایی یاد کرد و تبیین دقیق هر یک از این شاخصه‌ها توسط نخبگان و مراکز علمی و پژوهشی را ضروری دانست.

    رئیسی به ذکر مثالی در این زمینه پرداخت و گفت: وقتی ما از مردم باوری سخن می گوییم، تأکید ما مبتنی بر نگاه امامین انقلاب اسلامی به مردم است که نقش مردم را مهم و خواست و رای آنها را تعیین کننده می دانستند؛ نه امری تشریفاتی.

    رئیس قوه قضاییه، «عدالت» را از دیگر محورهای مهم در حکمرانی ولایی دانست و افزود: بعد از توحید بیشترین مفهومی که در فرهنگ دینی ما مورد توجه قرار گرفته، عدالت است که با بسیاری از اصول همچون توحید، نبوت و امامت ارتباط دارد و همه شئون زندگی ما را در بر می گیرد.

    رئیسی با بیان این که در جامعه برآمده از اندیشه و تفکر اسلامی باید نظام سازی مبتنی بر عدالت باشد، متذکر شد: اگر می خواهیم جامعه‌ای با کرامت ساخته شود که مسیر بندگی و زندگی همراه با امنیت و رفاه اجتماعی را رقم بزند، روش حکمرانی ما باید عادلانه باشد.

    رئیس قوه قضاییه از شفافیت به عنوان یکی از شاخصه‌های مهم حکمرانی تراز اسلامی و ولایی یاد کرد اما در عین حال گفت: همانطور که مبانی عقلانیت در نظام اسلامی با مبانی حکمرانی مورد نظر غربی‌ها تفاوت دارد، مبانی شفافیت دو نظام نیز متفاوت است.

    رئیسی بر همین اساس خاطر نشان کرد که هر کدام از شاخصه‌های مطرح در دنیا به عنوان شاخصه‌های یک حکمرانی خوب، باید با نگاه مبتنی بر فقه و شریعت و نگاه به حکمت و مبانی دینی باید تبیین شود تا دچار اشتباه محاسباتی نشویم.

    رئیس دستگاه قضا برای نمونه به سند ۲۰۳۰ اشاره کرد و گفت: هر کسی نکات و محورهای مطرح شده در این سند را ببنید، می گوید چه کسی با اینها مخالف است در صورتی که مبانی این سند کاملاً با مبانی اعتقادی و فکری ما مغایر است و دلیل هشدارهای رهبری حکیم و فرزانه ما این است که در مدیریت باید به مبانی و اسناد بالادستی خودمان مثل سند تحول آموزش و پرورش توجه داشته باشیم.

    رئیسی بر همین اساس متذکر شد که در تبیین طرز حکمرانی اسلامی باید مبانی و شاخص‌هایی چون کتاب و سنت و سیره و سلوک امام و مکتب رهبری مورد بحث و بررسی و پژوهش و تحقیق قرار گیرد تا مشخص شود منظور ما از عقلانیت و عدالت چیست و غربی‌ها چه تعریفی از این مفاهیم دارند.

    رئیس قوه قضاییه، تربیت مدیران تراز نظام اسلامی را دومین عنصر مهم در دولت سازی اسلامی دانست و با بیان این که سخن گفتن از عدالت بدون تربیت مجریان عدالت در حوزه نظری محصور می ماند و در عرصه عمل تحقق نمی یابد، اظهار داشت: مگر ممکن است مردان و زنانی که عهده دار مسئولیت می شوند، برخوردار از عدالت نباشند و بتوانند جامعه و زندگی مردم را به عدالت نزدیک کنند؟

    رئیسی با اشاره به تلاش پیامبران برای تحقق عدالت در جهان تصریح کرد: عدالت از شاخصه‌های مهم رهبری در نظام اسلامی است اما علاوه بر رهبری که بالاترین شخصیت حکمرانی جامعه، هر کسی در هر کجای نظام ایفای نقش می کند، باید از عدالت برخوردار باشد والا مردم با عدالت انس نمی گیرند و جامعه طعم عدالت را نخواهد چشید.

    رئیس دستگاه قضا با بیان این که فضیلت ساختاری محصول فضایل فردی آحاد جامعه است، تربیت افراد تراز که بتوانند حکمرانی اسلامی را اجرایی کنند، بسیار مهم و ضروری دانست و تصریح کرد: پیامبران مبعوث شدند تا هم به انسان برنامه زندگی بدهند و هم آمده‌اند انسان‌هایی کارآمد و دارای کرامت‌های اخلاقی پرورش بدهند.

    رئیسی در ادامه به ساختارها‌ و روش‌های حکمرانی پرداخت و بر لزوم شناخت دقیق شاخص‌ها و ابزارهای حکمرانی در نظام جهانی از جمله تنظیم گری و مقررات و مدیریت رسانه تأکید کرد.

    رئیس دستگاه قضا گفت که در کنار تبیین ویژگی‌های حکومت اسلامی بر اساس اجتهاد پویا و تربیت نیروی انسانی تراز، استفاده درست‌ از ابزارها و ساختارها‌ سومین عامل حاکمیت ارزش‌هاست که محصول آن شکل گیری مدینه فاضله و جامعه اخلاقی و معنوی‌ و عادلانه و خردمندانه‌ می شود.

    رئیسی در این زمینه به ایجاد نظام رتبه بندی و شاخص‌های تعیین شده از سوی غربی‌ها اشاره کرد و گفت: آنها با تشویق کشورها به پیوستن به قراردادها و نزدیک شدن به معیارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی تعریف شده، می خواهند حکومت‌ها را با نظام حکمرانی مورد نظرشان منطبق کنند.

    رئیس دستگاه قضا با تأکید بر لزوم طراحی روش‌ها و ابزارهای لازم برای تقابل با نظام سلطه، تصریح کرد: باید ابزارهایی تعریف کنیم که ارزش‌ها را بر جامعه حاکم و ما را به کرامت انسانی نزدیک تر کند که این ابزارها، متناسب با زمان و مکان و اقتضائات متغیر خواهند بود.

    رئیسی از تحول‌خواهی به عنوان یکی از شاخصه‌های کارآمدی در حکمرانی یاد کرد و با اشاره به آغاز دوره تحول قضایی در بستر گام دوم انقلاب اسلامی اظهار داشت: در سند تحول قوه قضاییه، قالب‌ها و ساختارهای تحقق بخش قضای اسلامی و تناسب زمان و مکان و همچنین استفاده از فناوری‌های نوین و دادرسی الکترونیک مورد توجه قرار گرفته است.

    رئیس قوه قضائیه افزود: در یک سال و نیم گذشته دستگاه قضایی با شناخت مسائل و شرایط کشور، رویکرد خود را از «دادخواست محوری» به «کُنشگری فعال در نظام دادرسی» تغییر داده و با تعرف نظام مسائل در همه حوزه‌ها، برای کاهش پرونده‌های قضایی اصل پیشگیری را در اولویت قرار داده ایم.

    رئیسی با اشاره به برنامه‌های قوه قضاییه برای جذب مشارکت نخبگان و اقشار جامعه برای پیگیری مأموریت‌های این قوه تصریح کرد: همه دستگاه‌ها در اجرای عدالت سهم دارند اما دستگاه قضایی بیش از همه خود را مسئول عدالت گستری می داند و با اهتمام بیشتر حفظ حقوق عامه و آزادی‌های مشروع را پیگیری می کند.

    رئیس قوه قضاییه با تقدیر از همت دانشگاه عالی دفاع ملی و مدرسه حکمرانی شهید بهشتی برای برپایی همایش علمی حکمرانی تصریح کرد «شهید بهشتی در حوزه حکمرانی اسلامی صاحب اندیشه بود و نقش برجسته ای در ساختارسازی برای تحقق نظریه ولایت فقیه داشت و دیدگاه‌های او الگویی کارآمد برای نظریه پردازی در زمینه حکمرانی و دولت سازی اسلامی است».

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • طبری و کیانوری مدعی بودند ما در حال کمک به نظام هستیم

    طبری و کیانوری مدعی بودند ما در حال کمک به نظام هستیم

    طبری و کیانوری مدعی بودند ما در حال کمک به نظام هستیم

     

    اعتمادآنلاین| حزب توده، سعادتی، دادستانی انقلاب، هشت شهریور، زندان اوین، لاجوردی، مجاهدین و… همه و همه در یک شبکه معنایی سال‌های دهه ۶۰ را تعریف می‌کنند و هزاران قصه نهفته، نگفته و کمتر شنیده‌شده از آن دوران به دست می‌دهند که برای عبرت از گذشته و اضافه‌کردن نکات تاریخی جدید به تاریخ سیاسی ایران و بازتعریف بی‌طرفانه و حقیقی انقلاب برای نسل جوان ایران که مورد هجوم تعاریف بیگانه از اتفاقات است، باید از دست‌اندرکاران آن سال‌ها پرسید در آن سال‌ها چه گذشت؟ در‌این‌باره با آیت‌الله سید‌حسین موسوی‌تبریزی، دادستان انقلاب در سال‌های ۶۰ تا ۶۲ و نماینده مجلس اول و دوم، گفت‌وگو کردیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

    ‌*چگونه به دادستانی انقلاب منصوب شدید؟

    در خرداد ۵۸ با حکم امام، مسئول دادگاه‌های تبریز شدم و در ۱۴شهریور۱۳۶۰ با شهادت آقای قدوسی در همان روز از تلویزیون شنیدم که به دستور حضرت امام به دادستانی کل انقلاب منصوب شده‌ام. با حاج احمد‌آقا تماس گرفتم که گفتند تصمیم حضرت امام است که به تهران بیایید و تا سال ۶۲ در آنجا بودم. آن موقع مجلس هنوز پابرجا بود. همان سال مجلس اول تصویب کرد باید یک دادسرا داشته باشیم. آن موقع یک دادسرای انقلاب و یک دادسرای عمومی بود که هر‌کدام دادستان کل جداگانه داشت. آن سال مرحوم آیت‌الله صانعی دادستان در دادگاه‌های عمومی بود و در دادگاه‌های انقلاب من حضور داشتم. در همان سال، این دو دادسرا را به دستور مجلس ادغام کردند که کار درستی نیز بود و آن موقع در روزنامه جمهوری اسلامی نیز شرح آن را گفته‌ام. من به خدمت حضرت امام رسیدم که اجازه دهید من استعفا دهم و قانونا نیز ماندن من در دادستانی انقلاب توجیهی نداشت و من پیش‌قدم شدم که شاید حضرت امام در محذور باشد که من بروم یا آقای صانعی. چون علاقه به تدریس داشتم، قصد داشتم به قم بروم؛ اما حضرت امام فرمودند صبر کنید آقای صانعی به مسائل دادگاه‌ها وارد شود بعد شما بروید؛ چراکه آقای صانعی تازه مشغول شده بود و دو، سه ماهی طول کشید. آن موقع هفته‌ای دو روز در قم تدریس داشتم. از حضرت امام هم بابت تدریس در قم اجازه گرفتم که در قم بمانم یا در انتخابات شرکت کنم که فرمودند حتما شرکت کنید، اگر انقلاب بماند قم هم می‌ماند! یک روز هم با آقای صانعی به دفتر حضرت امام رفتیم و گفتم که با وجود انتخابات و تدریس در قم می‌خواهم از آنجا بروم که آقای صانعی در حضور امام با بزرگواری از من تمجید کرد و چند روز بعد به دادستانی انقلاب آمدند. آن موقع من حقوقی هم از مجلس و دادستانی نمی‌گرفتم و الان هم به‌عنوان یک طلبه روحانی زندگی می‌کنم

    ‌*پرونده انفجار ساختمان نخست‌وزیری را شما بررسی کردید؟

    این پرونده متعلق به زمان شهید قدوسی بود و آقای ربانی‌املشی به‌عنوان دادستان عمومی و عضو هیئت‌رئیسه حزب جمهوری اسلامی روی آن پرونده حساس شده بود و گاهی عده‌ای این مسائل را به مجاهدین انقلاب و بهزاد نبوی نسبت می‌دادند و حزب جمهوری اسلامی به همین علت حساس شده بود و پرونده را سریع به دست گرفتند و آقای ربانی در جریان بود و بنابراین دیگر من وارد پرونده نشدم. البته در جریان بودم و بعضی تهمت‌ها هم زده شد؛ مثلا می‌گفتند کسی که انفجار را انجام داده، گاهی با مجاهدین انقلاب نیز رفت‌و‌آمد داشته است و چون به نخست‌وزیری نفوذ کرده بود، آقایان تصور می‌کردند دستی در کار است و در اوین لاجوردی عده‌ای را بازجویی کرد که مفصل است. در اروپا هم شخصی در‌این‌باره دستگیر شد و بعدها کاملا معلوم شد عامل انفجار، نفوذی مجاهدین است. او قبلا در ارتش کار کرده بود که یکی، دو نفر از دوستان مجاهدین انقلاب هم حضور داشتند. تصور می‌کردند این آقا از سوی مجاهدین انقلاب نفوذ کرده است و چون آقای نبوی هم به مرحوم رجایی خیلی نزدیک بود، فکر می‌کردند تأیید‌کننده آن نفوذی، آقای نبوی باشد که بعد‌ها حل شد.

    *‌برخورد با حزب توده در زمان دادستانی شما اتفاق افتاد؛ شرح ماجرا چیست؟

    بعد از جریانات سال ۶۰ و فرار مجاهدین خلق، امنیت کشور قوی شده بود. حزب توده بر اساس خیانتی که کرده بودند، اطلاعات سپاه و اطلاعات نخست‌وزیری دنبال آنها بودند و پیش من آمدند. آقایان محسن رضایی، خسرو‌تهرانی، بهزاد نبوی و دیگران به منزل ما آمدند و تصمیم گرفته شد پرونده به جریان بیفتد. البته من شخصا تصمیمی نمی‌گرفتم و جمعی بود و مستقیم هم به حضرت امام نمی‌توانستیم بگوییم و با حاج احمد‌آقا مطرح می‌کردیم که قطعا به اطلاع حضرت امام هم رسیده بود. البته اصل پرونده دست آقای ری‌شهری بود، چون عده‌ای از آنها نظامی بودند؛ مثلا ناخدا افضلی در نیروی دریایی که اصلش مربوط به او بود و در دادگاه نظامی بررسی می‌شد که زیر نظر آقای ری‌شهری بود. کلا پرونده‌های نظامی را آقای ری‌شهری بررسی می‌کرد مانند کودتای نوژه و پرونده حزب توده مانند پرونده آیت‌الله شریعتمداری بود، چون چند نظامی هم در جریان یک کودتا بودند.

    ‌*چرا با دیگر اعضای حزب توده مثل احسان طبری که نظامی نبود، برخورد شد؟

    اطلاعات درون نظام را به شوروی داده بودند؛ ناخدا افضلی هم اعتراف کرد و چون همه با هم در یک حزب بودند، محاکمه شدند. بالاخره آنها با شوروی ارتباط داشتند و تا می‌توانستند می‌خواستند از درون نظام نیز اطلاعات داشته باشند.

    *‌‌فداییان خلق اکثریت چطور؟

    خودشان ترسیدند و فرار کردند، ولی برخورد رسمی با آنها نشد؛ به‌جز چند مورد که مجرم بودند و آقای لاجوردی دنبال آنها بود و بنابراین آنها منحل و غیر‌قانونی نشدند.

    *‌گویا رهبران گروه‌های چپ از‌جمله اکثریت با شما دیدار داشته‌اند؛ این ادعا صحیح است؟

    من نمی‌دانم در خاطرم نیست؛ چراکه پرونده آنها نیز در درست من نبود. از حزب توده یک عده آمدند و گفتند ما طرفدار نظام هستیم و اگر مطلبی داشتید ما رابط شما با حزب هستیم که گفتم هر وقت لازم باشد به همه شما خبر می‌دهیم.

    *‌شما دیداری با کیانوری در زندان داشته‌اید؛ شرح ماجرای آن چیست؟

    آن موقع یک زندانی داشتیم که در زمان شاه هم استفاده می‌شد که اینها و دیگر گروه‌های کمونیستی را در آنجا نگه می‌داشتند. زندانی‌های آقای ری‌شهری هم از دادگاه ارتش به آنجا فرستاده می‌شدند و من به‌عنوان دادستان کل، نظارت می‌کردم. یک روز برای بازدید از افرادی که گزارش عدم بررسی پرونده‌شان به آنجا رسیده بود، رفتم و در سلول‌های انفرادی با طبری و کیانوری مواجه شدم. آنجا معتقد بودند ما در حال کمک به نظام و انقلاب هستیم، بعد در اعترافاتشان مسئله دیگری روشن شد. در میان صحبت‌ها هم حاضر نبودند درباره جاسوسی برای شوروی و خیانت مصاحبه کنند. آن موقع پرونده آنها ناقص بود که به آقای ری‌شهری گفتم پرونده آنها سریع‌تر تکمیل شود. کیانوری در آنجا به من گفت اینها از من می‌خواهند بگو مسلمان شده‌ای و برای من کاری ندارد، اما همه به شما می‌خندند، من سال‌هاست می‌گویم کمونیستم و مسلمان نیستم و این را بگویم همه می‌فهمند زیر فشار این حرف‌ها زده شده و به شما بدبین می‌شوند.

    ‌‌*شما به پرونده سعادتی نیز رسیدگی کردید، چرا با وجود داشتن حکم اعدام شد؟

    در سال ۵۸ که انتخابات مجلس اول برگزار شد، من از تبریز انتخاب شدم و در سال ۵۹ در تهران بودم که خیلی فشار می‌آوردند سعادتی را باید محاکمه کنید و مرحوم بهشتی گفتند ما کسی بهتر از شما نداریم که سعادتی را محاکمه کند. گفتم من نماینده‌ام و نمی‌توانم. گفتند ما حکمت را می‌گیریم و با دستور حضرت امام به شورای نگهبان، من مسئول قضاوت پرونده شدم و دادگاه قانونی انجام شد، اما وکیلش آقای لاهیجی نیامد؛ دلیلش نیز این بود که دادگاه غیرقانونی است، چون من نماینده بودم نپذیرفت که قاضی پرونده باشم و به جلسه نیامد. البته جلسه علنی بود و خانواده سعادتی هم آمدند و چند روز طول کشید؛ من ۱۰ سال زندان برایش بریدم و جرمش خیانت در امانت بود. او پرونده سرلشکر مقربی را ربوده بود. مقربی قبل از انقلاب به کمونیست‌های شوروی پیوسته بود و آن زمان به دست ساواک دستگیر شده و سریع او را کشته بودند و خیلی مطالب به ساواک گفته بود که شوروی می‌خواست ببیند مقربی چه اطلاعاتی داده؛ به خاطر همین به سعادتی نزدیک شده بود، چون او در دادسرای انقلاب کار می‌کرد و سعادتی در ازای تحویل دستگاه‌های شنود برای مجاهدین، پرونده مقربی را تحویل سفارت شوروی داده بود که درِ سفارت شوروی دستگیر می‌شود. البته یک عده می‌گویند آمریکا خبر داده بود، عده‌ای هم می‌گویند مأموران خودشان فهمیده بودند و سعادتی را گرفتند. سعادتی کسی را نکشته بود و جرمش خیانت در امانت بود. زمان اعدامش در سال ۶۰، من تبریز بودم و سعادتی در زندان اوین بود و آن‌طورکه لاجوردی گزارش داده بود، سعادتی کسانی را جذب کرده بود تا شهید کچویی را ترور کنند و به همین علت دوباره محاکمه و اعدام شد. آقای محمدی‌گیلانی هم او را دوباره محاکمه کرد. من جریان سینما رکس آبادان را نیز در این موقعیت قضاوت کردم.

    *‌شما مسئول بررسی بدرفتاری‌های رخ‌داده در اوین شدید؟

    یک‌سری شکایت‌ها از زندان به مجلس رفته بود و حضرت امام چند نفر از‌ جمله آقای هادی خامنه‌ای و هادی نجف‌آبادی و چند نفر از مجلس را به زندان فرستاده بود. من نیز بررسی‌های‌شان را دیدم و گفتم حضرت امام باید در جریان این گزارش‌ها باشد؛ بالاخره خدمت حضرت امام رسیدند و من را نیز دعوت کردند. در جلسه با حضرت امام به من فرمودند با این مسائل لاجوردی استعفا دهد برای خودش نیز بهتر است که عزلش هم نکنیم و با این وضع نمی‌شود لاجوردی در آنجا بماند. آقای لاجوردی نیز به‌عنوان مطیع حضرت امام پذیرفتند و به‌جای ایشان هم آقای فهیم کرمانی آمد. البته بعد از آن عده‌ای از مؤتلفه و حزب جمهوری اسلامی به خدمت حضرت امام رسیدند که لاجوردی در پست قبلی‌اش بماند؛ امام نیز گفتند مواردی را باید اصلاح کند که اصلاح کرد.

    ‌‌*آیا میرحسین موسوی از حوادث دهه ۶۰ با‌خبر بود؟

    نمی‌دانم که خبردار بود یا خیر، اما وقتی نخست‌وزیر بود حتما اطلاعات به او می‌رسید. البته مسئولیت دادگاه، دادستانی و زندان‌ها ربطی به او نداشت. آن زمان هم که من دادستان بودم، آقای موسوی هیچ دخالتی در این امور نمی‌کرد و می‌توانم بگویم اگر خبر‌دار هم می‌شد، کاری نمی‌توانست بکند. با مهندس موسوی خیلی هم رفیق بودیم و با عمو و پدرش نیز آشنایی داشتم. این پرونده‌ها زیر نظر آقای ری‌شهری بود که بعد از حمله مرصاد به خدمت حضرت امام گزارش داده بود که زندانی‌ها هم توبه نمی‌کنند یا فریب می‌دهند؛ گویا رجوی گفته بود به دروغ بگویید توبه کردیم تا آزاد شوید و بنابراین حق داشتند که این توبه‌ها را باور نکنند. در نهایت بنا بود در حمله مجاهدین پس از کرمانشاه، شهر به شهر زندانی‌های طرفدارشان شورش کنند و به آنها بپیوندند و آقای ری‌شهری اجازه خواسته بود پرونده‌ها دوباره بررسی شود. حضرت امام هم احتیاط کرده و به یک نفر اجازه بررسی نداده بود و برای هر شهری گروهی چند‌نفره را برای بررسی مشخص کردند که تبریز هم رفته بودند. آقای پورمحمدی، رئیسی و نیری یکی از تیم‌ها بودند. آقای نیری هم خیلی قاضی خوب و متدینی بود.

    منبع: روزنامه شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

    سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

    سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

     

    اعتمادآنلاین| اکنون با مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و راه یافتن جو بایدن، نامزد جریان دموکرات به کاخ سفید شاهد شکل گیری دو کلان نگاه در داخل کشور پیرامون ارزیابی اقتضائات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره ریاست‌جمهوری جو‌ بایدن هستیم؛ دو کلان نگاهی که در تضاد با هم قرار دارند. در این راستا از یک طرف جریان منتسب به اصلاح طلبان و معتدلین حامی دولت معتقدند باید از فرصت ایجاد شده برای مذاکره با آمریکایی در جهت تحقق منافع ملی کمال استفاده را برد، اما در مقابل اصولگرایان هم بر این باورند که با تغییر دولت ها در آمریکا نباید تفاوت و انعطافی در رفتار جمهوری اسلامی شکل گیرد. چرا که دشمنی و تخاصم واشنگتن با تهران کماکان به قوت خود باقی است و اصل تقابل ایران و ایالات متحده یک تقابل راهبردی و بنیادین است که با تغییر دولت ها، چه در تهران و چه در واشنگتن، تغییری پیدا نمی کند؟ اما به واقع ایران در دوران ریاست‌ جمهوری جو ‌بایدن چه راهکاری را در برابر ایالات متحده آمریکا اتخاذ می کند؟ آیا کشور کماکان به سیاست های کنونی در برابر واشنگتن ادامه می دهد و یا با سنگین تر شدن چالش ها و مشکلات داخلی، مسئله مذاکره در دستور کار قرار خواهد گرفت؟ در این بین انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ و رقابت های انتخاباتی تا چه اندازه می‌تواند در این روند موثر باشد؟ پاسخ این پرسش‌ها را در گفت وگویی با احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل پی گرفته ایم که در ادامه می خوانید:

    با اعلام خبر پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شاهد دو کلان تحلیل در جامعه سیاسی و رسانه ای کشور بودیم؛ در این راستا برخی تحلیل ها ناظر به ایجاد فضای باز دیپلماتیک و استفاده تهران از پالس مثبت حضور بایدن در کاخ سفید اشاره دارد داشت، کما این که اینکه کاهش قیمت‌ها در بازارهای داخلی، به خصوص بازار ارز و سکه گویای آن است که این پالس مثبت، طی روزهای اخیر، ولو به صورت موقت بعد از پیروزی جو بایدن در کشور به وجود آمده است. در مقابل هم هستند طیف هایی از جامعه و بخشی از جریان های سیاسی و رسانه‌ای وابسته که معتقدند اساساً تفاوتی بین ریاست‌جمهوری جو بایدن و دونالد ترامپ وجود ندارد، لذا جمهوری اسلامی ایران کما فی السابق باید در برابر ایالات متحده آمریکا راهبردهای خود را پیش ببرد. در این میان حضرتعالی در نوشتاری با عنوان «بایدن و عشقی که آسان نمود اول!» گزاره سومی را مطرح کردید؛ گزاره سومی که متفاوت از دو کلان تحلیل مذکور با یک نگاه رادیکال، احتمال جنگ و تنش نظامی واشنگتن – تهران در دوران ریاست جمهوری جو بایدن را مطرح می کند. شما در این تحلیل عنوان داشتید که «با حضور بایدن در کاخ سفید» حتی مخاطره یک رویارویی نظامی ناخواسته هم ممکن است بین ایران و آمریکا به وجود آید. چون نیروهایی که نگران تعامل پشت پرده اعتدالی‌ها با دولت بایدن هستند، به منظور خنثی‌سازی اقدام احتمالی آنها ممکن است دست به تحرکاتی در منطقه و بخصوص خلیج فارس بزنند که هم چنین روندی را مختل کنند و هم زهرِ چشمی به بایدن نشان دهند. بایدن هم طبعاً نمی‌خواهد به عنوان رهبری ضعیف و ترسو شناخته شود و زمینه تبلیغاتی مناسبی برای دارودسته زخم خورده ترامپ علیه خود فراهم آورد. بدین دلیل ممکن است واکنش او به هر اقدام تحریک‌آمیز حتی شدیدتر از واکنش ترامپ در مقابل اقدامی از این قبیل باشد». فارغ از اینکه اساساً آیا جمهوری اسلامی ایران در دوران ریاست جمهوری جویدن دست به اقدامات حساسیت برانگیز و رادیکال در منطقه خواهد زد و یا این که بایدن هم واکنش متقابل سختی را نشان خواهد داد یا خیر، به نظر می رسد که اصولگرایان رادیکال که مجلس یازدهم را در اختیار گرفته اند، از پیش از برگزاری انتخابات آمریکا و نه در سطح منطقه که در داخل کشور تلاش هایی را در این رابطه آغاز کرده اند. تلاش هایی که با اقدام دوشنبه هفته گذشته نمایندگان در خصوص تصویب یک فوریت طرح اقدام فوری برای لغو تحریم‌ها آغاز شد تا از داخل زمینه تعامل پشت پرده اعتدالی‌ها با دولت بایدن را خنثی کنند. چرا که این دو اقدام به ظاهر متفاوت در نهایت یک خروجی و کارکرد را به دنبال دارند. حال سوال اینجاست که این مقاومت در داخل برای عدم شکل گیری مذاکرات احتمالی تهران –واشنگتن در دوره بایدن به چه دلیل در حال تقویت است؛ آیا صرفا مسئله به انتخابات ریاست جمهوری سال آتی در کشور باز می گردد؟ اساسا شما به این مقاومت اعتقاد دارید؟

    بله. قطعا این مقاومت در داخل کشور وجود دارد؛ مقاومتی آشکار و عیان، نه پنهانی و در خفا. ذیل همین مقاومت بارها به طور رسمی اعلام شده که در داخل کشور تلاش هایی در حال پیگیری است تا مانع از انجام مذاکرات احتمالی با ایالات متحده آمریکا در دوره جو ‌بایدن شود. چرا که از اساس بخشی از جریان‌های سیاسی داخلی، نهادها و ارگان های ذی نفوذ بر این باورند که هرگونه تلاش برای رسیدن به توافق با آمریکا به طور کلی مخل و متناقض با ماهیت و اصالت جمهوری اسلامی ایران است. از این رو به طور قاطع مقاومت جدی برای خنثی کردن این تلاش‌ها برای مذاکرات احتمالی از پیش از برگزاری انتخابات در آمریکا شکل گرفته بود و چندان ربطی هم به انتخابات در ایران ندارد. همان گونه که اشاره داشتم این مقاومت به دلیل آن شکل گرفته و در حال تقویت است که برخی ها در داخل تلاش برای مذاکره و ایجاد توافقات جدید با واشنگتن را نافی گفتمان انقلابی و رسالت جمهوری اسلامی قلمداد می کنند. پس به طور جد و قاطعانه با تلاش برای مذاکرات در داخل مقابله خواهد شد.

    شما به ذی نفوذ بودن این جریان اشاره داشتید، اما به نظر شما این مقاومت تا چه اندازه می تواند تمام کننده باشد؛ آیا اساساً مطرح شدن طرح اقدام فوری برای لغو تحریم ها در مجلس یازدهم می تواند تعیین کننده باشد. به هر حال این طرح بنا دارد که سازمان انرژی اتمی را مکلف کند ظرف مدت دو ماه پس از تصویب این قانون، سالانه به میزان حداقل ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰ درصد در تاسیسات شهید علی محمدی فردو تولید و در داخل کشور ذخیره کند. همچنین در جهت تحقق ظرفیت یکصد و نود هزار سو غنی سازی، سازمان انرژی اتمی، مکلف است پس از تصویب این قانون، ظرفیت غنی سازی و تولید اورانیوم غنی سازی شده با سطح غنای متناسب هر یک از مصارف صلح آمیز کشور، به میزان ماهانه حداقل ۵۰۰ کیلوگرم افزایش دهد. مضافا این سازمان مکلف است ظرف مدت ۳ ماه عملیات نصب، تزریق گاز، غنی سازی و ذخیره سازی مواد را تا درجه غنای مناسب، با حداقل ۱۰۰۰ عدد ماشین (m2-IR) در بخش زیرزمینی تاسیسات شهید احمدی روشن نطنز آغاز کند. در همین بازه زمانی، هرگونه عملیات غنی سازی و تحقیق و توسعه با ماشین های (۶-IR) را به تاسیسات شهید علی محمدی فردو منتقل کرده و عملیات غنی سازی را با حداقل ۱۶۴ ماشین از این نوع آغاز نموده و آن را تا انتهای سال ۱۳۹۹ به ۱۰۰۰ ماشین توسعه دهد. اینها علاوه بر آن است که سازمان انرژی اتمی ایران وظیفه دارد، راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک را که به موجب برجام در حال بازطراحی و بهینه سازی است، ظرف مدت ۴ ماه از تاریخ تصویب این قانون با برنامه زمانبندی معین از طریق احیای قلب رآکتور به شرایط قبل از برجام برگرداند. بر اساس این طرح، دولت موظف است بر اساس بندهای ۳۶ و ۳۷ برجام، ظرف مدت ۲ ماه از تصویب این قانون، دسترسی های نظارتی فراتر از پروتکل الحاقی بر اساس برجام را متوقف کند. کما این که پس از ۳ ماه از تصویب این قانون، اگر روابط بانکی ایران در اروپا و میزان خرید نفت توسط آنها از ایران به شرایط عادی و رضایت بخش بازنگشته باشد، دولت مکلف است اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

    این جریان به دلیل قدرت و نفوذی که در داخل دارد به هیچ وجه نمی گذارند که دولت روحانی در ماه‌های پایانی حیات سیاسی خود راهی برای مذاکره با دولت بایدن پیدا کند. بنابراین من معتقدم که این جریان از توان لازم برای تمام کنندگی و تعیین کنندگی در این زمینه برخوردار است.

    با این تحلیل سوالی که در ذهن شکل می‌گیرد ناظر بر این مسئله است که آیا بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ در کشور و با فرض اینکه کرسی پاستور به یک فرد از جریان اصولگرا برسد، باز هم این مقاومت در برابر مذاکره با ایالات متحده آمریکا کماکان ادامه پیدا خواهد کرد و حتی تشدید می شود و یا اینکه با یک دست شدن قدرت و سپرده شدن قوه مجریه به فردی از این جریان (اصولگرا)، عملاً بستر برای مذاکرات با ایالات متحده باز خواهد شد؛ چرا که شما بارها در تحلیل هایتان بر این نکته تاکید داشته اید که اگر قدرت در کشور یک دست شود و همه نهادها در اختیار جریان اصولگرا قرار گیرد مذاکره با آمریکا راحت تر خواهد بود؟

    اگر در انتخابات ۱۴۰۰ دولت اصولگرایی روی کار بیاید که با سایر نهادها و قوا در کشور هماهنگ و همراه باشد احتمال مذاکره نسبت به وضعیت موجود بیشتر و پررنگ تر خواهد شد، نه اینکه ما این فرض را قطعی و حتمی بدانیم. اما به دلیل آن که اکنون پاره ای از این اصولگرایان مدعی و یا حتی واقعا متوهم هستند و ذیل این توهم و ادعای خود بر این باورند که اگر قوه مجریه و ریاست جمهوری به آنها برسد با سیاست ها و برنامه های خاص داخلی و خارجی می توانند بر مشکلات، چالش ها و معضلات فائق آیند. ولی واضح است که این مسئله به دور از واقعیت های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. بنابراین من این احتمال را چندان دور از ذهن نمی دانم که اگر در انتخابات ۱۴۰۰ دولتی از جریان اصولگرا روی کار بیاید به زودی متوجه واقعیات ناخوشایند کشور و حجم گسترده ای از چالش‌ها و معضلات خواهد شد. در این صورت یکی از راه‌ها و یا شاید مهمترین راه برای خروج از این چالش ها، بحران های کنونی و کاهش مشکلات ایجاد یک روزنه جدید به سوی دنیا باشد و این مسئله هم قطعا از طریق و مسیر مذاکره با آمریکا عبور می کند. لذا  این احتمال وجود دارد که آنها (اصولگرایان) هم با درک واقعیت به این نتیجه برسند که راهی جز مذاکره با آمریکا وجود ندارد. صد البته این مسئله بدان معنا نیست که این جریان اصولگرا حتی با فرض به دست گرفتن کرسی ریاست جمهوری و یک دست شدن قدرت با مسیر همواری برای مذاکره با آمریکا مواجه خواهند بود؛ اولین مشکل آنها به تبعات مذاکره با آمریکا در داخل خود این جریان باز می گردد. چون به هر حال جریان اصولگرا تا به اکنون نیروهای خود را با این تفکر و القائات، تربیت کرده که بنیاد گفتمان جریان اصولگرا بر نفی مذاکره، صلح، سازش، آشتی و مصالحه با ایالات متحده استوار است. بنابراین اگر دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ بخواهد به سمت مذاکره با آمریکا پیش رود، دچار یک تنش شدید درون اصولگرایی خواهد شد و حداقل به دو دسته تقسیم خواهد شد. تعدادی که عملگراتر هستند و به دنبال مدیریت شرایط و چالش های داخلی کشور از طریق مذاکره خواهند رفت و در مقابل هم کسانی که همچنان به دنبال نفی مذاکره، مصالحه و سازش با ایالات متحده آمریکا هستند. البته امکان دارد این جریان به حاشیه کشیده شود و مسئله به طور کلی عوض شود. ولی من این احتمال (مذاکره دولت اصولگرای احتمالی ۱۴۰۰ با آمریکا) را بسیار جدی می دانم. اما با ایجاد این حالت شقاق در سیستم که به آن ‌اشاره کردم نمی‌تواند نتیجه مطلوب را برای آنها در پی داشته باشد.

    حال سوال اینجاست که اگر در انتخابات ۱۴۰۰ یک دولت اصولگرای احتمالی به ناچار برای برون رفت از چالش های کنونی گزینه مذاکره با آمریکا را برگزیند، به سمت برجام ۲، ۳، ۴ و بیشتر خواهد رفت یا خیر؛ چرا که به باور بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران جو بایدن به هیچ وجه برگ برنده سیاست فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ و تحریم های بی سابقه سه سال گذشته را کنار نخواهد گذاشت و هرگونه اقدام برای بازگشت به برجام را مشروط به انجام مذاکرات جدید با تهران خواهد کرد؛ مذاکراتی که می‌تواند علاوه بر پرونده فعالیت‌های هسته‌ای به توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای ایران و مسئله حقوق بشر در قالب برجام ۲، ۳، ۴ کشیده شود. تحلیل شما در این خصوص چیست؟ آیا اصولگرایان از خط قرمزهای خود به نام توان دفاعی و نفوذ منطقه‌ای به دلیل سایه سنگین مشکلات کنونی عبور خواهد کرد؟

    ابتدا به ساکن اجازه دهید این نکته را روشن کنم که چیزی به نام برجام با تعریف جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود خارجی ندارد. چون توافق هسته‌ای در صحنه عمل از همان زمان امضای تهران و اعضای ۱+۵ دچار چالش‌ها و اختلال های متعددی شد. به هر حال، هم دولت روحانی به ‌دنبال تبعات و پیامدهای داخلی این توافق نبود و هم دولت باراک اوباما دچار یک سرخوردگی شده بود. لذا قرار بود خانم هیلاری کلینتون تحریم های شدیدی را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کند. حال با این اوصاف دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود ندارد. پیرو این واقعیت یقینا گزاره ای به نام «بازگشت به برجام از سوی دولت جو بایدن» هم گزاره ای نادرست و به دور از واقعیت است. پس به نظر می رسد که از هم اکنون هر گونه تلاش سیاسی و دیپلماتیکی که در داخل برای مذاکره‌ با امریکا شروع شود قطعاً به معنای بازگشت به برجام نیست، بلکه در حقیقت تلاشی برای شکل‌گیری برجام جدید و یا به عبارت دیگر خلق برجام ۲، ۳، ۴ خواهد بود. لذا اصل مذاکره دیگر برای چانه زنی در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است؛ چه این مذاکرات از سوی دولت حسن روحانی شکل بگیرد و یا یک دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ به دنبال این مذاکرات باشد، تفاوتی در اصل اتفاق نخواهد داشت؛ چون برجام به خودی خود منتفی شده است. پس در مجموع هرگونه مذاکره از سوی هر فرد، جریان و دولتی با هر گرایش و نگرش سیاسی در ایران شکل بگیرد باید در خصوص برجام ۲، ۳، ۴ باشد؛ اکنون این محل بحث است و این واقعیت در دستور کار قرار دارد، نه اینکه جو بایدن بخواهد به برجامی با تعریف ایران باز گردد.

    حتی با در نظر گرفتن درستی این تحلیل اساساً این تناقض در ذهن شکل می گیرد که تهران، چه در قالب دولت روحانی طی تقریبا نه ماه باقی مانده از حیات سیاسی دولت دوازدهم و چه یک دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ چگونه می تواند از خط قرمزهای خود برای مذاکراه عبور کند. اگر به باور شما از این پس هر گونه تلاش داخلی برای مذاکره با امریکا صرفا به معنای برجام ۲، ۳، ۴ خواهد بود، توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟ آیا تابوی سیاسی اصل مذاکره ناپذیر بودن این مسائل (توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست) شکسته خواهد شد؟

    ببینید واقعیت و اصل ماجرا این است که چالش اساسی به توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست باز نمی گردد. اصل ماجرا و چالش بنیادین جمهوری اسلامی ایران این است که تهران چگونه می خواهد با نظم نوین جهانی برخورد کند؟ آیا ایران در نهایت می‌خواهد بخشی از این نظم نوین بین المللی باشد و یا به دنبال آن است یک نظم جدید را با اتکا به توان داخلی در سطح منطقه به وجود آورد که قطعاً در تقابل با نظم مد نظر جامعه جهانی است و به تبعش هزینه های آن را بپذیرد؟ پاسخ به این سوال تعیین کننده و اصل ماجرا است. باقی موارد مانند توان دفاعی، هسته ای، نفوذ منطقه ای و … در سایه پاسخ به این سوالات تعیین تکلیف می شوند. البته سوال دیگر این است که آیا اکنون جمهوری اسلامی ایران برای تعیین تکلیفش با نظم بین المللی و تقبل هزینه های آن آماده است یا خیر؟ از نگاه من ساختار سیاسی در داخل کشور به دلیل انبوهی از مشکلات و چالش ها به هیچ وجه آمادگی این تعیین تکلیف را ندارد و خود ساختار هم بارها این مسئله را رسما اعلام کرده است. اما به نظر من شدت چالش ها، معضلات و مشکلات داخلی کشور به قدری جدی است که اگر ساختار بخواهد سیاست های کنونی را ادامه بدهد، هزینه‌ های پیگیری این سیاست ها را به قدری بالا ببیند که مجبور به انتخاب بین گزینه «بد» و «بدتر» باشد. لذا امکان پذیرش برجام های جدید در قالب مذاکره پیرامون توان موشکی و دفاعی، نفوذ منطقه ای و دیگر مسائل برای جلوگیری وقوع امر بدتر که همان فروپاشی کامل است، وجود دارد. چون به باور آنها حفظ نظام از اوجب واجبات است و برای تحقق این هدف اتخاذ هر تصمیم، انتخاب هر مسیر و پیگیری هر اقدامی، ولو ناخوشایند و تلخ را قابل توجیه می دانند. پس اگرچه به باور برخی در داخل از اساس انعطاف در خصوص توان موشکی و دفاعی و یا نفوذ منطقه امری رد شده و ناپسند است، اما در صورت تداوم و تشدید شرایط کنونی امکان دارد حیات جمهوری اسلامی ایران زیر سوال رود. چون بی شک نمی توان با انبوهی از مشکلات وضعیت کشور را کنترل و مدیریت کرد و به دنبال حکومت داری بود. به عبارت دیگر با این شرایط که نمی شود حکومت کرد. پس  به دنبال اتخاذ تصمیمات سخت خواهند رفت. البته که سیاست و دیپلماسی هم چیزی جز اتخاذ تصمیمات سخت و سرنوشت ساز نیست.

    به گزاره دیالکتیک و نحوه تعامل و تقابل احتمالی جمهوری اسلامی ایران با نظم منطقه‌ای و جهانی اشاره کردید. پیرو این نکته به حوزه تخصصی شما در خصوص اسرائیل رجوع کنیم. چون به طور مشخص طی بیش از سه سالی که از ریاست جمهوری دونالد ترامپ می گذرد شاهد تحولاتی بنیادین و معنادار در سطح منطقه خاورمیانه بودیم؛ از تصمیم برای انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس، تلاش برای رسمیت دادن به انضمام جولان به سرزمین های اشغالی، تکاپو در جهت عادی سازی و یا بهتر بگوییم آشکار سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل که در صحنه عمل اکنون امارات متحده عربی و بحرین به آن پیوستند و احتمالاً دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز مشابه تصمیم منامه و ابوظبی را اتخاذ کنند و در نهایت عملاً پای اسرائیل به آب‌های خلیج فارس و در کنار مرزهای ایران باز شده است. حال سوال اساسی اینجاست که از نگاه و منظر شما آیا در دوران جو‌ بایدن تلاشی برای تغییر این نظم ترامپیستی با محوریت مسئله امنیت اسرائیل شکل خواهد گرفت و یا اینکه جو بایدن هم به دنبال حفظ همین نظم ساری و جاری ترامپیستی در خاورمیانه خواهد بود؟ اگر در دوران بایدن این نظم کماکان پی گرفته شود، جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا چه اقتضائاتی پیدا خواهد کرد؛ آیا پیرو نکته سوال اول مصاحبه، مجموعه این اقتضائات، نهایتاً وقوع تنش نظامی را اجتناب ناپذیر ناپذیر می کند، چون اخیرا در گزارش روزنامه اورشلیم پست به ده اقدام احتمالی بایدن در خاورمیانه اشاره شد که همگی به طور مستقیم مربوط به امنیت اسرائیل بود؛ ده اقدامی که شامل تعلیق معامله قرن، توقف طرح الحاق، انداختن بار سنگین حل منازعه بر دوش تل‌آویو، غیر قانونی دانستن شهرک‌ها، حفظ سفارت آمریکا در بیت المقدس، احیای تشکیلات خودگردان فلسطین، از سرگیری مذاکرات فلسطین و اسرائیل، حفظ توافقنامه‌های عادی‌سازی روابط، بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران و حمایت واشنگتن از تل آویو در سازمان ملل می شد؟

    به نکته بسیار مهمی اشاره کردید چون مسئله فلسطین قلب این نظم نوین است که در منطقه و جهان در حال شکل گیری است. البته در عین حال مسئله جنبی هم به شمار می رود. به این معنا که انبوهی از چالش ها و مشکلات دیگری برای تعیین تکلیف نظم نوین جهانی و منطقه‌ای وجود دارد، از ظهور و بروز جریان های متعدد تروریستی تا جنگ یمن و … . پس به عبارت دقیق تر می توانیم این گونه بگوییم که مسئله فلسطین یک نقطه شروع و آغاز کننده نظم نوین در منطقه خاور میانه خواهد بود که بتوان حول این محور یک نظم نوین را شکل داد. حال پیرو نکاتی که مطرح کردید آنچه در طول سه سال گذشته از سوی دولت دونالد ترامپ با محوریت حفظ امنیت اسرائیل انجام شد بیشتر به نفع جریان‌های راست رادیکال در اسرائیل بود. چون ترامپ سعی می کرد که منافع این جریان را بیش از اندازه تامین کند تا با برجسته سازی و پررنگ کردن تهدیدات امنیتی ایران به عنوان یک خطر بالقوه و حتی بالفعل مشترک برای امنیت اسرائیل و کشورهای عربی، زمینه یک ائتلاف علیه تهران در منطقه و نهایتا نظم نوین را به وجود آورد. از طرف دیگر هم بی شک هر دولتی که در ایالات متحده آمریکا قدرت را به دست بگیرد یکی از اولویت های جدی آن حفظ امنیت اسرائیل است و به دنبال تحقق منافع تل‌آویو خواهد بود. البته در این میان سوالی که مطرح می‌شود این است که هر کدام از دولت‌های آمریکا با نگاه خود چه پارامترهایی را برای منافع اسرائیل در نظر می‌گیرند. چون در جریان منسوب به دونالد ترامپ نگاه و اهداف مد نظر جریان ‌های راست رادیکال در اسرائیل و حتی احزاب و رهبران تندروی مذهبی و روسای شهرک‌نشینان در اسرائیل را تعیین کننده می دانستند، اما آقای بایدن منافع اسرائیل را در آن چیزی می بیند که احزاب میانه‌رو تر اسرائیل آن را تعریف می‌کنند. بنابراین این احتمال وجود دارد که در دوران جو‌ بایدن نظم منطقه‌ای حول محور امنیت اسرائیل تغییر پیدا کند. البته این تغییرات از نگاه من بیش از ۱۰ یا ۱۵ درصد نخواهد بود. اگر این مسئله روی دهد قطعاً تغییراتی در منطقه شکل خواهد گرفت. مثلاً احتمالاً اردنی ها روی خوشی به آمریکا نشان دهند و یا برخی جریان های فلسطینی، ولو با اکراه برنامه های مد نظر بایدن را دنبال کنند. اگر این اتفاق روی دهد سایر کشورهای عربی که اکنون به طور جدی مخالف عادی سازی روابط با اسرائیل هستند می‌توانند با خیال آسوده تری روابط خود را با تل‌آویو برقرار کنند. لذا اگر مجموعه این اتفاقات روی دهد بیشترین فشار منطقه ای روی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود که به دنبال تعریف نظم منطقه‌ای با اتکا به توان داخلی است که مخالف با نظم حال حاضر خاورمیانه است. از این رو افزایش اصطکاک با این نظم از سوی جمهوری اسلامی ایران و به تبعش بالا رفتن هزینه‌های آن، در شرایطی که کشور هم با انبوهی از چالش ها مواجه است باعث خواهد شد که تهران یک بار برای همیشه باید تکلیف خود را با این نظم مشخص کند. در این صورت برای جناح اصولگرایی که بارها شعار نفی و نابودی اسرائیل را سر داده است، بسیار سخت خواهد بود که به دنبال تایید نظم منطقه ای جدید باشد. اما همانگونه که اشاره کردم سیاست و دیپلماسی عرصه اتخاذ تصمیمات سخت است. پس اگر این جریان به دنبال بقا و حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران است باید با این وضع کنار بیاید.

    از اصولگرایان نام بردید. اما در مقابل و با توجه به مجموعه نکاتی که مطرح کردید این سوال در ذهن خودنمایی می کند که دلیل امیدواری جریان اصلاح طلب، مستقلین و اعتدالیون حامی دولت برای روی کار آمدن جو‌بایدن چیست؟ اگر مسئله مذاکره با بایدن به معنای شکل گیری برجام های جدید است و در منطقه نیز نظم نوین با تغییراتی محدود کماکان پی گرفته خواهد شد، اصلاح طلبان با چه تحلیلی تفاوت جدی بین ریاست‌جمهوری جو بایدن و دونالد ترامپ می بینند؟ آیا اصلاح طلبان هم می‌خواهند از اهرم جو بایدن برای رقابت‌های انتخاباتی ۱۴۰۰ استفاده کنند؟

    اتفاقا سوال شما موید صحبتی است که به کررات مطرح کرده ام. من بارها بر این نکته تاکید کردم که اگر اصلاح طلبان مسئله مذاکره با ایالات متحده آمریکا را از دستور کار خود خارج کنند، هم به صلاح خود این جریان است و هم به مصلحت کل کشور خواهد بود. ورود اصلاح‌طلبان به مذاکره با امریکا تا به اکنون در صحنه عمل گویای این واقعیت بوده است که این جریان، هم باید فشار داخلی را از جانب جریان اصولگرا تحمل کنند و به تبعش متحمل بسیاری از برچسب ها، اتهام زنی ها، توهین ها و تخریب ها باشند و هم در نهایت با برخی کارشکنی‌ها این مذاکرات به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و عملاً باعث سرخوردگی سیاسی و اجتماعی جامعه می‌شود. به نظر من این دندان ‌لق مذاکره با آمریکا از سوی اصلاح‌طلبان باید برای همیشه کنده شود. چون مذاکره با آمریکا، نه در توان و نه در امکان آنهاست و نه خیری هم به آنها و کشور خواهد رسید. بله اتفاقا من هم در راستای نکته شما معتقدم مسئله پیگیری مذاکره ایران با دولت جو بایدن از طرف برخی از شخصیت های منسوب به جریان اصلاح طلب و یا معتدلین حامی دولت بیشتر از آن جهت است که می خواهند کرسی ریاست جمهوری را به دست بگیرند؛ متاسفانه این افراد صرف نظر از اینکه کشور به کدام سمت و سو کشیده خواهد شد، سعی دارند تعدادی از مناصب را در اختیار بگیرند و برای توجیه آن عنوان می کنند که اگر ما نباشیم وضعیت کشور بحرانی خواهد شد. در حالی که به نظر من این دوگانگی کنونی در ساختار سیاسی کشور یک وضعیت به شدت ناخوشایند را برای منافع ما به وجود آورده است. این مسئله نه ار سوی من که سال های متمادی آن را مطرح کرده ام، بلکه اکنون از جانب بسیاری از کارشناسان، تحلیلگران، صاحب نظران و حتی افراد جامعه مطرح است. چون تداوم این دوگانگی در ساختار سیاسی دیگر نفعی برای کشور ندارد که هیچ، سراسر آفت و ضرر است. متاسفانه وضعیتی که اکنون در بازار طلا، سکه و ارز طی چند روز اخیر بعد از اعلام پیروزی جو بایدن شکل گرفته موید و مبین این واقعیت تلخ است. چون اکنون با پیروزی جو بایدن شاهد سیر نزولی قیمت ها هستیم و مردم هم برای حفظ سرمایه های خود در سایه نوسان های شدید ارزش ریال به دنبال فروش سکه و دلار هستند. اما یقیناً این فضای کنونی در بازار موقت خواهد بود و با فروکش کردن تب انتخابات آمریکا، وضعیت به روال گذشته در بازار باز خواهد گشت. اینجا تنها مردم هستند که متضرر می شوند. این مسئله نشان می دهد که تا چه اندازه دوگانگی در ساختار سیاسی داخلی کشور می‌تواند وضعیت بی ثباتی را در اقتصاد، معیشت، سیاست، دیپلماسی و دیگر ابعاد کشور به وجود آورد. لذا اگر اصلاح طلبان بخواهند که دوباره به مسئله مذاکره با دولت جو بایدن ورود کنند این بار تجربه ای به مراتب سخت‌تر و بدتری از برجام شکل خواهد گرفت که متاسفانه تبعات آن تنها و تنها بر دوش مردم و جامعه خواهد بود.

    حال باید پرسید که آیا پیرو تحلیل قبل تر شما ناظر بر این که تهران، ذیل نرمش قهرمانانه، ضمن کاهش حساسیت در خصوص پرونده فعالیت‌های هسته‌ای به دنبال دستیابی به دلار های نفتی بود تا بتواند کماکان اهداف، منافع و راهبرد خود را در منطقه پیش ببرد، دیگر جو بایدن با تجربه‌ای که در سایه معاون اولی باراک اوباما و در زمان توافق هسته ای کسب کرده است، اجازه تکرار آن را به ایران خواهد داد؟ 

    واقعیت این است که روند مناسبات ایران و ایالات متحده، جناح ها و جریان های قدرتمند در آمریکا را به این باور و نتیجه رسانده است که تهران در برابر وضعیت های بحرانی تنها دست به اتخاذ انعطاف های محدود و مقطعی و رفتارهای تاکتیکی خواهد زد تا بتواند ذیل آن، استراتژی خود را در منطقه ادامه دهد. اما از اواخر دوره باراک اوباما و در ادامه بیش از سه سالی که از دولت دونالد ترامپ گذشته، محوریت تقابل با ایران روی این گزاره قرار گرفته  که اگر ایران به دنبال توافق با ایالات متحده آمریکاست تنها راه آن این است که تهران باید دست به یک چرخش استراتژیک در تمام مناسبات خود بزند و این مسئله تنها به پرونده هسته‌ای محدود نمی‌شود. یعنی دیگر آمریکا با تغییر رفتارهای تاکتیکی ایران، موضوع را قابل حل نمی داند. اینجاست که تحلیل پیشین من پیرامون اصل تعیین تکلیف نهایی ایران با نظم منطقه‌ای از پرونده هسته‌ای تا توان موشکی، نفوذ منطقه ای و غیره خود نمایی می کند. لذا باز تاکید می کنم که اکنون چالش جدی ساختار سیاسی کشور آن است که باید به این سوال به طور جدی و راهبردی پاسخ دهد که چه برنامه‌ای برای نظم نوین منطقه ای و جهانی دارد؟ آیا به دنبال تقابل با آن است و یا به دنبال همراهی؟ قطعاً انتخاب هر کدام از این مسیرها تبعات و هزینه های خاص خود را دارد. پس اگر در آینده مذاکراتی شکل بگیرد، مذاکراتی روی برجام های جدید خواهد بود. این طور نیست که کشور با تغییر تاکتیک در یک موضوع خاص مانند پرونده هسته ای در قالب شکل گیری برجام به منابع مالی دست پیدا کند تا راهبردهای خود را پی بگیرد. اکنون اصل چالش، خود تداوم این راهبرد تهران است که باید مورد مذاکره قرار بگیرد. اینجاست که من معتقدم مذاکرات جدید با آمریکا اساساً در توان و امکان اصلاح‌طلبان قرار ندارد. چون مسئله دیگر به تغییر راهبردها و مبانی ایدئولوژیک باز می گردد. اگر در نهایت ایران بخواهد این تغییرات را در دستور کار قرار داد باید از سوی جریان اصولگرا انجام شود؛ تغییر در راهبرد و مناسبات ایدئولوژیک تبعات خاص سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک، اجتماعی و فرهنگی جدی به دنبال دارد که در حد جریان اصلاح طلب نیست.

    با توجه به تحولاتی مانند تلاش معنادار مجلس یازدهم برای تغییر قانون انتخابات و برخی انتصابات جدید به نظر می رسد که این بار نیز، نه یک «پروسه»، بلکه یک «پروژه» جدی برای یک دست شدن قدرت وجود دارد. اما سوال اینجاست که با توجه به اینکه در سال ۸۴ و ۸۸، یک دست شدن قدرت عملاً به هزینه‌های بیشتر در کشور انجامید، آیا این بار هم این یک دست شدن قدرت به سرنوشت تلخ ۸۴ و ۸۸ دچار خواهد شد بود و یا این که اصولگرایان با نیم نگاهی به تجربه های پیشین به دنبال تحقق یک دست شدن قدرتی هستند که با هوشمندی بیشتر همراه باشد؟

    این که ساختار سیاسی در کشور باید به سمت یک دست شدن برود در نهایت باید تحقق پیدا کند. چرا که اساساً ادامه این دوگانگی در ساختار سیاسی و تصمیم گیری کشور تمام منابع را در طول سال‌های اخیر به باد داده است. پس قطعاً تداوم و تشدید این وضعیت (دوگانگی) باعث تعلیق تصمیم‌گیری‌های اساسی و راهبردی در کشور خواهد شد. اما نکته مهمتر در پاسخ به این سوال شما ناظر بر این واقعیت است که اقتضائات سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور در سال ۹۹ به مراتب متفاوت از سال ۸۴ و ۸۸ است. به دلیل آنکه در سال ۸۴ کشور به یک ثبات اقتصادی دست پیدا کرده بود و به محض این که محمود احمدی‌نژاد قدرت را به دست گرفت قیمت هر بشکه نفت هم در بازارهای جهانی به ۱۴۸ دلار نیز افزایش پیدا کرد که منابع هنگفتی را در اختیار دولت نهم قرارداد. احمدی نژاد هم با میلیاردها دلار پول فروش نفت توانست با دادن وام های مختلف، کمک های نقدی و دیگر مسائل بخشی از جامعه، به خصوص اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه را در جبهه خود نگه دارد. از این رو بود که در سال ۸۸ طبقه پایین و کم درآمد جامعه و حتی طبقه متوسط در شهرستان ها اساساً ورودی به اعتراضات انتخاباتی در آن سال نداشتند و بیشتر اعتراضات مربوط به طبقات میانی و مرفه در تهران و جامعه بود که خاستگاه سیاسی و اجتماعی متفاوتی داشتند. اما نکته اینجاست که اکنون واقعیت درست در نقطه مقابل با سال ۸۴ و ۸۸ قرار دارد. یعنی بر خلاف طبقه مرفه جامعه در حال حاضر همین طبقه ضعیف و کم درآمد جامعه و طیف گسترده ای از طبقه متوسط که اکنون در سایه چالش‌ها و مشکلات معیشتی از توان خرید لازم برخوردار نیستند به بزرگترین منتقدین ساختار کشور بدل شده‌اند. متاسفانه تشدید این شرایط می‌تواند با اعتراضاتی متفاوت از اعتراضات سیاسی همراه شود، کما اینکه ما در آبان ماه سال ۹۸ بخشی از این اعتراضات غیر سیاسی را در قالب مشکلات اقتصادی و معیشتی شاهد بودیم؛ اعتراضاتی که به مراتب جدی تر و گسترده تر از سال های پیشین بود. بنابراین اکنون این مسئله بزرگترین چالش این دولت و هر دولتی است که بخواهد قدرت را در سال آتی به دست بگیرد. حال باید پرسید که ساختاری برآمده از یک دست شدن قدرت چگونه می‌خواهد با این مسئله برخورد کند؛ آیا مشکلات کشور بدون مذاکره قابل حل است و می توان ایجاد رفاه اقتصادی، افزایش اشتغال، رونق تولید، شکوفایی و رشد اقتصادی و نهایتاً رضایت عمومی را بدون ارتباط با جهان بیرون و به خصوص غرب محقق محقق کرد؟ اگر چنین شود که مردم با آن استقبال می‌کنند. ولی واقعیت سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و حتی تاریخی نشان داده است هیچ کدام از این مسائل اتفاق نخواهد افتاد. چون تا زمانی که کشور تکلیفش را با نظم جهانی مشخص نکند وضعیت اسفبار کنونی ادامه پیدا خواهد کرد. لذا تنها راه برون رفت از این وضعیت مذاکره است. پیرو این نکته دو سناریو بیشتر وجود ندارد، یا در نهایت ساختار سیاسی مجبور به مذاکره و تغییر راهبردی خواهد شد تا بتواند نظام جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند یا این که باید منتظر فروپاشی کامل اقتصادی معیشتی و در نهایت کل کشور باشیم. باز تکاید دارم بدون توافق این مشکلات قابل حل نیست؛ بدون ایجاد یک فضای سیاسی و تلاش برای افزایش مشارکت داخلی رشد و توسعه در کشور شکل نمی گیرد. لذا در مجموع معتقدم که اگر شاهد یک دست شدن قدرت باشیم حداقل دیگر شاهد اتلاف انرژی بابت دوگانگی در امر تصمیم گیری و اصطکاک سیاسی میان جریان ها نخواهیم بود و دیگر موضوع به تعیین تکلیف ساختار با نظم جهانی محدود و متمرکز  خواهد شد. پس تلاش برای تغییر قانون انتخابات از سوی مجلس یازدهم و یا برخی انتصاب‌ها به منظور بسترسازی در جهت حضور افرادی محدود و مشخص به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تعیین کننده نیست، بلکه باید دید که این افراد چه برنامه‌ای برای حل مشکلات و چالش های کشور دارند؛ اینجا نقطه تعیین کننده معضلات و بحران های متعددی است که کشور با آن دست به گریبان است. ما در چند سال اخیر شاهد هستیم که بحران های اقتصادی و معیشتی به اولویت انتقادات و گلایه های مردم بدل شده است، پس هر کس با هر گرایش سیاسی و ایدئولوژیک که می تواند راه حلی برای حل این مشکلات پیدا کند، استحقاق دارد خود را در انتخابات ریاست جمهوری به بوته محک بگذارد، در غیر این صورت باید عواقب آن را بپذیرد. ما که رادیکال تر از محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ نداشتیم که تقریباً قدرت را یکدست کرد. اما همین فرد نهایتاً دست به اتخاذ چه مواضعی زد. واقعیت آن است که شاید در ظاهر کرسی ریاست جمهوری یک نقطه سوق الجیشی در ساختار جمهوری اسلامی به نظر آید، ولی واقعیت آن است که هر کسی که در مقام عمل این کرسی را به دست آورده به این واقعیت رسیده است که نقاط به مراتب سوق الجیشی تری از ریاست جمهوری وجود دارد که می‌توانند پاستور را مورد هجوم و بمباران قرار دهند.

    شما به تلاش برای ایجاد فضای باز سیاسی و افزایش مشارکت داخلی در جهت حل مشکلات اشاره کردید. اما در مقابل به نظر می رسد که به عمد تحریکات و تحرکاتی برای کاهش مشارکت در انتخابات سال آینده وجود دارد. کما اینکه در انتخابات مجلس یازدهم و حتی دور دوم انتخابات مجلس شاهد کاهش مشارکت بودبم. چون با توجه به آمارها و ارقام مربوط به میزان مشارکت ۴۲.۵۷ درصدی مردم در انتخابات دوم اسفند سال گذشته (انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی) و همچنین انتخابات دور دوم یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی که با مشارکت ۱۹ درصدی در ده حوزه انتخابی رقم خورد به نظر می رسد عمدی در کاهش مشارکت وجود دارد. پیرو این نکات آیا شما به وجود تلاش هایی برای کاهش عمدی مشارکت اعتقاد دارید؟ 

    من معتقدم که هیچ کدام از جریان ها و جناح ها در داخل کشور به دنبال کاهش عمدی مشارکت نیستند.

    پس به باور شما این یک «پروژه» نیست؟

    خیر. چون اگر اینگونه بود جریان اصولگرا تا به این میزان اصلاح طلبان را بابت تلاش برای کاهش مشارکت مورد هجمه و انتقاد قرار نمی‌داد. شما نگاه کنید اکنون تندروترین جریان‌ها، جناح‌ها و شخصیت‌های اصولگرا هر گونه موضع‌گیری در خصوص تحریم انتخابات در سال ۱۴۰۰ را تلاش برای براندازی در کشور می دانند و به دنبال برخورد با آن خواهند بود؛ این زبان کسی نیست که به دنبال کاهش عمدی مشارکت باشد تا بتواند با حضور حداقلی و ریسک کمتر گزینه مد نظر خود را به کرسی ریاست جمهوری برساند. اتفاقاً این جریان به دنبال حضور کاندیداهای اصلاح‌طلب و معتدلین است. در عین حال من معتقدم که عمده تصمیمات به بعد از برگزاری انتخابات باز می گردد که یا مجبور به اتخاذ تصمیمات راهبردی و انعطافی استراتژیک خواهند شد که در همه جا انعکاس پیدا خواهد کرد از جمله در سیاست، دیپلماسی و اقتصاد و یا اینکه اوضاع وخیم تر خواهد شد.

    منبع: دیپلماسی ایرانی

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت برگزار شد

    جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت برگزار شد

    جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت برگزار شد

     

    اعتمادآنلاین| جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت به ریاست حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور صبح امروز برگزار شد.

    در این جلسه، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور، فرهاد دژپسند وزیر امور اقتصادی و دارایی، محمد نهاوندیان معاون اقتصادی رئیس جمهور، بیژن زنگنه وزیر نفت و عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی حضور دارند.

    منبع: فارس

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آیا باید به بایدن خوش‌بین بود؟

    آیا باید به بایدن خوش‌بین بود؟

    آیا باید به بایدن خوش‌بین بود؟

     

    اعتمادآنلاین| آیت‌الله مجتهدشبستری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تأثیر نتیجه انتخابات آمریکا بر وضعیت اقتصادی کشور، گفت: سیاست جمهوری اسلامی ایران در مقابل آمریکا یک سیاست مشخصی است و آمدن و رفتن رؤسای جمهور ایالات متحده مشکلی را حل نمی‌کند. البته ممکن است در آمریکا سلیقه‌ها مختلف باشد اما به هر حال باید ببینیم عملکرد رئیس‌جمهور جدید آمریکا چگونه است.

    وی افزود: سیاست ایران در مقابل آمریکا، چه حزب دموکرات باشد و چه حزب جمهوری‌خواه، تغییر نمی‌کند و تنها به عملکرد دولت جدید آمریکا بستگی دارد.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: اظهارات «بایدن» با سخنان «ترامپ» در قبال ایران متفاوت است اما هنوز خیلی نمی‌توان به رئیس‌جمهور جدید آمریکا مطمئن بود. تا عملکرد دولت جدید آمریکا را نبینیم نمی‌توانیم به آنها خوشبین باشیم.

    شبستری گفت: فکر نمی‌کنم انتخاب «بایدن» موجب قدرت گرفتن یک جریان سیاسی در کشور شود، البته عده‌ای از این حرف‌ها می‌زنند.

    وی گفت: ما شرایطی را در برجام داشتیم اما ترامپ همه آنها را نقض کرد. رئیس‌جمهور جدید آمریکا هم اگر به برجام برگردد، شرایط قبلی تغییر نخواهد کرد. اگر بایدن بگوید در این توافقنامه باید مسائل موشکی و منطقه‌ای گنجانده شود، قطعاً جمهوری اسلامی قبول نمی‌کند. اضافه و کم کردن مفاد برجام هرگز مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.

    منبع: مهر

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • نقش رسانه‌ها در انتخابات آمریکا / آیا رسانه‌ها بی‌طرف بودند؟

    نقش رسانه‌ها در انتخابات آمریکا / آیا رسانه‌ها بی‌طرف بودند؟

    اعتمادآنلاین| عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در یادداشتی درباره انتخابات آمریکا و نقش رسانه‌ها در آن نوشت: در ماجرای انتخابات امریکا اتفاق بسیار مهمی رخ داد که تحت تاثیر اصل انتخابات قرار گرفت و درباره درستی یا نادرستی آن حداقل تاکنون بحث و گفت‌وگو نشده است. این اتفاق خط‌مشی ضدترامپی بیشتر رسانه‌های امریکا و نیز اروپایی اعم از خبرگزاری‌ها، شبکه‌های تلویزیونی و شبکه‌های اجتماعی و مطبوعات است. این خط‌مشی تا حدی قابل فهم و حتی قابل دفاع هم بود. به ویژه آنکه رفتار ترامپ فراتر از رقابت‌های معمول حزبی و سیاسی بود و نوعی کینه و دشمنی را علیه آزادی رسانه‌ها به نمایش می‌گذاشت. هر چند ترامپ همچنان در کنفرانس‌های خبری خود حاضر می‌شد و به گفت‌وگو و پاسخگویی می‌پرداخت. از سوی دیگر رسانه‌ها نیز در هر صورت دارای خط‌مشی‌ای هستند و بی‌طرفی مطلق سیاسی نوعی خیال و توهم است و باید حق داد که به صورت متعارف له یا علیه یکی از نامزدها موضع‌گیری داشته باشند و این اجتناب‌ناپذیر است. تا اینجای ماجرا به نظرم اتفاق نامتعارف و غیر قابل قبول رخ نداده بود ولی در چند روز پایانی اتفاقی مهمی افتاد به ویژه در توییتر که بخشی از توییت‌های ترامپ را که ادعا داشتند دروغ است با علامت هشدار، پنهان می‌کرد یا این علامت را به آن الصاق می‌کرد. این مساله از مدت‌ها پیش درباره ترامپ آغاز شده بود ولی در انتخابات خیلی تکرار شد.

     به نظر می‌رسد که این رسانه‌ها به ویژه توییتر در این ماجرا از موضع بی‌طرفی خارج شده‌اند. شاید به نظر برسد که آنان جلوی دروغ را گرفته‌اند و این کار خوبی است. قطعا جلوی انتشار دروغ را گرفتن پسندیده است ولی این کار را نمی‌توان به صورت گزینشی انجام داد. این شیوه مبنای یک انحراف خواهد بود. اگر توییتر مخالف دروغ است، چرا فقط بخش خاصی از دروغ‌ها به ویژه دروغ‌های انتخاباتی را مشمول این حکم قرار داده است؟

      کدام توییت ترامپ دروغ نبود که اینها نباشد. ترامپ درباره کشورهای خارجی فراوان و مثل آب خوردن دروغ گفته است، چرا آنها را جلوگیری نکرده‌اند؟ به علاوه توییتر چگونه مرجع تشخیص راست و دروغ شده است؟ اگر ترامپ بگوید رای تقلبی به صندوق ریخته شده است، چرا باید مشمول این حکم شود؟ حالا اگر در کشوری دیگر هم کسی چنین بگوید مشمول آن خواهد شد؟  البته شخصا مثل خیلی‌ها از اینکه ترامپ شکست خورده و سایه احتمالی فاجعه‌بار او از روی جهان برداشته شده است خشنود هستم، ولی داوری درباره این رفتار رسانه‌ای بحث دیگری است. آیا فردا اگر بایدن هم دروغ بگوید آن را سانسور خواهند کرد؟ دروغ گفتن درباره کشورهای دیگر را چطور؟ به علاوه دروغ‌هایی که در کشورهای دیگر منتشر می‌شود چطور؟ برای نمونه بد نیست آخرین توییت‌های ترامپ را که درباره انتخابات است مرور کنیم: «به ناظران اجازه ورود به مراکز شمارش رای داده نمی‌شود. من با ۷۱ میلیون رای قانونی برنده انتخابات شدم. اتفاقات بدی رقم خورد که ناظران قادر به مشاهده آنها نبودند. قبلا چنین اتفاقاتی هرگز رخ نداده بود. میلیون‌ها رای پستی به نام افرادی که هرگز ثبت نام نکرده بودند، ثبت شد.» «۷۱ میلیون رای قانونی به دست آوردم. بیشترین آرایی که یک رییس‌جمهور برای نشستن بر کرسی ریاست تاکنون به دست آورده است!»  توییتر بلافاصله روی این توییت‌های وی برچسب گمراه‌کننده زد. همچنین شبکه‌های بزرگ خبری امریکا؛ ‌ای‌بی‌سی ‏، سی‌بی‌اس  و ان‌بی‌سی هنگامی که ترامپ در کنفرانس خبری پنجشنبه خود درباره تقلب در انتخابات امریکا صحبت کرد، پخش زنده سخنرانی او را قطع کردند. من هم گمان می‌کنم که ترامپ بیهوده گفته است، ولی آیا با این منطق می‌توان متن او را با برچسب هشدار نشان داد یا قطع کرد؟ مبنای توییتر برای چنین برچسب‌زنی چیست؟ این کار به سادگی تبدیل به رویه غالب خواهد شد، بدون اینکه بر اساس معیاری عام انجام شده باشد. طبیعی است که وظیفه رسانه اطلاع‌رسانی کامل و در عین حال نقد آنها است و نه این‌چنین داوری کردن. اصل سخنان ترامپ از این حیث که رییس‌جمهور امریکا و نامزد ریاست‌جمهوری آنجا گفته یک خبر واقعی است اگر چه محتوایش دروغ باشد. جامعه حق دارد که چنین خبری را مطلع شود.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • مرعشی: آنچه در خصوص ثروت خانواده‌ هاشمی طرح می‌ِشود، شایعه‌ای است / درآمد آیت‌الله هاشمی از کجا بود؟

    مرعشی: آنچه در خصوص ثروت خانواده‌ هاشمی طرح می‌ِشود، شایعه‌ای است / درآمد آیت‌الله هاشمی از کجا بود؟

    اعتمادآنلاین| زندگی آیت الله هاشمی همواره محل نقد طیف مخالفان او بود. برخی آیت الله را تجمل گرا می دانستند اما روایت چهره های نزدیک به آن مرحوم متفاوت از این نقدها بود.

    حسین مرعشی در سال ۸۴ که آیت الله هاشمی کاندیدای ریاست جمهوری شده بود، در گفتگویی گفته است: اتهام تجمل‌گرایی هاشمی و خانواده او را ظلم بزرگی دانست که برای اولین بار در سال‌های آغاز انقلاب توسط منافقین طرح می‌شد.

     مرعشی با بیان اینکه این اتهامات امروز توسط عده‌ای که ممکن است دوستدار نظام باشند اما یا تحریک شده‌اند و یا هیچ اطلاعاتی ندارند مطرح می‌شود، گفت: همه‌ی آنچه در خصوص ثروت خانواده‌ی هاشمی و خود وی طرح می‌ِشود شایعه‌ای بیش نیست و برای ضربه زدن به ایشان است.

    وی می گوید: آیت الله هاشمی در زندگی شخصی خود هیچگاه متکی به استفاده از وجوهات و پول گرفتن از دیگران نبود و از طریق زندگی کشاورزی که از خانواده‌اش ارث برده بود، زندگی‌اش را می‌چرخاند و هم‌اکنون به جرات می‌گویم که هیچ چیز بیشتر از قبل از انقلاب ندارد و حتی کمتر هم شده است. هاشمی نه هزینه‌های آن‌چنانی برای کت و شلوار می‌دهد و نه برای منزل، اگر هم به منزل ایشان بروید خواهید دید هنوز هم برای میهمان یا خودش چایی می‌ریزد و یا خانمش.

    منبع: خبرآنلاین

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان