دسته: تهران

  • گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه به روایت مرکز آمار ایران

    گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه به روایت مرکز آمار ایران

    اعتمادآنلاین| آن‌طور که در گزارش اخیر بانک مرکزی از روند معاملات مسکن در مردادماه امسال پیداست، گران‌ترین و ارزان‌ترین مناطق تهران اختلاف قیمتی در حدود ۴۳ میلیون تومان دارند. در همین راستا، متوسط قیمت گران‌ترین منطقه تهران (منطقه یک) ۵۲ میلیون و ۸۲۰ هزار تومان و ارزان‌ترین منطقه تهران (منطقه ۱۸) ۹ میلیون و ۷۴۶ میلیون تومان اعلام شده است. این در شرایطی است که بنا به بررسی‌های بانک مرکزی، متوسط قیمت ملک در کل تهران ۲۳ میلیون و ۱۰۷ هزار تومان است.

    اما با وجود این اختلاف قیمت، کم‌معامله‌ترین و پرمعامله‌ترین مناطق تهران، مربوط به مناطق ۱۹ و ۵ بوده است. براساس اعدادی که در جدول بانک مرکزی از تعداد معاملات واحدهای مسکونی در مناطق ۲۲ گانه شهر تهران مشاهده می‌شود، یک‌هزار و ۳۶۸ معامله در منطقه ۵ تهران و ۶۲ معامله در منطقه ۱۹ شهر تهران گزارش شده است.

    جدول مسکن
    گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه به روایت مرکز آمار ایران

    گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه به روایت مرکز آمار ایران

    در این میان، گزارش اخیر مرکز آمار ایران در خصوص وضعیت بازار مسکن مربوط به بهار ۹۹ نشان می‌دهد که اختلاف قیمت گران‌ترین و ارزان‌ترین منطقه تهران به حدود ۳۰ میلیون تومان رسیده؛ به طوری که بیشترین متوسط قیمت فروش یک مترمربع زیربنای مسکونی معامله شده در حدود ۳۹ میلیون و ۲۵۱ هزار تومان در منطقه یک و کمترین آن در حدود ۸ میلیون و ۶۴۰ هزار تومان اعلام شده است.

    همچنین از کل معاملات انجام شده برای فروش زیربنای مسکونی در مناطق ۲۲گانه شهرداری تهران، منطقه ۵ با ۱۵ درصد دارای بیشترین سهم و منطقه ۱۹ با ۰.۹ درصد دارای کمترین سهم هستند.

    اما نکته‌ای که در گزارش مرکز آمار ایران دیده می‌شود، این‌که حداکثر قیمت ملک مورد معامله در تهران مربوط به منطقه ۳ بوده که در حدود ۹۰ میلیون و ۲۳۱ هزار تومان تهران معامله شده و این در حالی است که در منطقه ۱۹ تهران یک واحد مسکونی با حداکثر قیمت ۱۴ میلیون و ۷۹۳ هزار تومان به فروش رفته است. این یعنی اختلاف قیمتی در حدود ۷۵ میلیون و ۴۳۸ هزار تومان.

    جدول مسکن

    قدرت خرید ملک چقدر کم شد؟

    با وجود این اعداد و ارقام از خرید و فروش ملک تهران، برخی از تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی معتقدند که قدرت خرید مردم برای خرید ملک کاهش یافته است؛ به طوری که بنا به گفته سید احساس خاندوزی، ۴۰ سال قبل به طور متوسط هر دو خانوار ایرانی در یک واحد ملکی سکونت داشتند و این در حالی است که شاخص مالکیت در کشور کاهش یافته و بر تعداد مستاجران افزوده شده است.

    به گفته این نماینده مجلس، در شاخص قدرت خرید مردم نیز وضعیت بدتر شده و امروز دهک سوم درآمدی برای خرید یک واحد مسکونی ۷۵ متری در تهران باید ۶۳ سال پس‌انداز کند. همچنین دهک درآمدی یک نیز بیش از ۱۰۰ سال زمان نیاز است که با حداقل دستمزد بتوانند در تهران یک خانه ۷۵ متری را خریداری کنند.

    توصیه وزیر برای نخریدن ملک

    در این شرایط، محمد اسلامی، وزیر راه و شهرسازی بارها طی یک سال اخیر به متقاضیان توصیه کرده که از خرید مسکن اجتناب کنند. این در شرایطی است که تحلیلگران بازار مسکن معتقدند خرید نکردن، نسخه شفابخشی برای ایجاد ثبات در بازار مسکن نیست و این بازار تحت‌تاثیر نوسانات نرخ ارز قرار دارد و البته با کمبود ساخت و عرضه مسکن کوچک متراژ و ارزان قیمت مواجه است.

    با این وجود، محمد اسلامی با هدف پایین آمدن قیمت مسکن، یک بار دیگر در خردادماه امسال به مردم گفت که فعلا خانه نخرند. در همین حال، وزیر راه اخیرا برای سومین مرتبه در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه همچنان توصیه نخریدن خانه را به مردم دارد یا خیر، گفته است: آن زمان بازار مسکن ملتهب بود و هنوز هم ملتهب است و هیچ قیمتی در بازار واقعی نیست.

    منبع: خبرآنلاین

  • گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه به روایت مرکز آمار ایران

    گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه به روایت مرکز آمار ایران

    اعتمادآنلاین| آن‌طور که در گزارش اخیر بانک مرکزی از روند معاملات مسکن در مردادماه امسال پیداست، گران‌ترین و ارزان‌ترین مناطق تهران اختلاف قیمتی در حدود ۴۳ میلیون تومان دارند. در همین راستا، متوسط قیمت گران‌ترین منطقه تهران (منطقه یک) ۵۲ میلیون و ۸۲۰ هزار تومان و ارزان‌ترین منطقه تهران (منطقه ۱۸) ۹ میلیون و ۷۴۶ میلیون تومان اعلام شده است. این در شرایطی است که بنا به بررسی‌های بانک مرکزی، متوسط قیمت ملک در کل تهران ۲۳ میلیون و ۱۰۷ هزار تومان است.

    اما با وجود این اختلاف قیمت، کم‌معامله‌ترین و پرمعامله‌ترین مناطق تهران، مربوط به مناطق ۱۹ و ۵ بوده است. براساس اعدادی که در جدول بانک مرکزی از تعداد معاملات واحدهای مسکونی در مناطق ۲۲ گانه شهر تهران مشاهده می‌شود، یک‌هزار و ۳۶۸ معامله در منطقه ۵ تهران و ۶۲ معامله در منطقه ۱۹ شهر تهران گزارش شده است.

    جدول مسکن
    گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه به روایت مرکز آمار ایران

    گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه به روایت مرکز آمار ایران

    در این میان، گزارش اخیر مرکز آمار ایران در خصوص وضعیت بازار مسکن مربوط به بهار ۹۹ نشان می‌دهد که اختلاف قیمت گران‌ترین و ارزان‌ترین منطقه تهران به حدود ۳۰ میلیون تومان رسیده؛ به طوری که بیشترین متوسط قیمت فروش یک مترمربع زیربنای مسکونی معامله شده در حدود ۳۹ میلیون و ۲۵۱ هزار تومان در منطقه یک و کمترین آن در حدود ۸ میلیون و ۶۴۰ هزار تومان اعلام شده است.

    همچنین از کل معاملات انجام شده برای فروش زیربنای مسکونی در مناطق ۲۲گانه شهرداری تهران، منطقه ۵ با ۱۵ درصد دارای بیشترین سهم و منطقه ۱۹ با ۰.۹ درصد دارای کمترین سهم هستند.

    اما نکته‌ای که در گزارش مرکز آمار ایران دیده می‌شود، این‌که حداکثر قیمت ملک مورد معامله در تهران مربوط به منطقه ۳ بوده که در حدود ۹۰ میلیون و ۲۳۱ هزار تومان تهران معامله شده و این در حالی است که در منطقه ۱۹ تهران یک واحد مسکونی با حداکثر قیمت ۱۴ میلیون و ۷۹۳ هزار تومان به فروش رفته است. این یعنی اختلاف قیمتی در حدود ۷۵ میلیون و ۴۳۸ هزار تومان.

    جدول مسکن

    قدرت خرید ملک چقدر کم شد؟

    با وجود این اعداد و ارقام از خرید و فروش ملک تهران، برخی از تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی معتقدند که قدرت خرید مردم برای خرید ملک کاهش یافته است؛ به طوری که بنا به گفته سید احساس خاندوزی، ۴۰ سال قبل به طور متوسط هر دو خانوار ایرانی در یک واحد ملکی سکونت داشتند و این در حالی است که شاخص مالکیت در کشور کاهش یافته و بر تعداد مستاجران افزوده شده است.

    به گفته این نماینده مجلس، در شاخص قدرت خرید مردم نیز وضعیت بدتر شده و امروز دهک سوم درآمدی برای خرید یک واحد مسکونی ۷۵ متری در تهران باید ۶۳ سال پس‌انداز کند. همچنین دهک درآمدی یک نیز بیش از ۱۰۰ سال زمان نیاز است که با حداقل دستمزد بتوانند در تهران یک خانه ۷۵ متری را خریداری کنند.

    توصیه وزیر برای نخریدن ملک

    در این شرایط، محمد اسلامی، وزیر راه و شهرسازی بارها طی یک سال اخیر به متقاضیان توصیه کرده که از خرید مسکن اجتناب کنند. این در شرایطی است که تحلیلگران بازار مسکن معتقدند خرید نکردن، نسخه شفابخشی برای ایجاد ثبات در بازار مسکن نیست و این بازار تحت‌تاثیر نوسانات نرخ ارز قرار دارد و البته با کمبود ساخت و عرضه مسکن کوچک متراژ و ارزان قیمت مواجه است.

    با این وجود، محمد اسلامی با هدف پایین آمدن قیمت مسکن، یک بار دیگر در خردادماه امسال به مردم گفت که فعلا خانه نخرند. در همین حال، وزیر راه اخیرا برای سومین مرتبه در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه همچنان توصیه نخریدن خانه را به مردم دارد یا خیر، گفته است: آن زمان بازار مسکن ملتهب بود و هنوز هم ملتهب است و هیچ قیمتی در بازار واقعی نیست.

    منبع: خبرآنلاین

  • قصه‌های مرد عروسک‌ساز

    قصه‌های مرد عروسک‌ساز

    اعتمادآنلاین| محسن رنانی-

    قصه اول: پسرک لاابالی

    نجاری بود که در روستایی عروسک‌های چوبی می‌ساخت و برای فروش به شهر می‌فرستاد. او عروسک‌سازی را از پدرش آموخته بود و پدرش نیز نزد یک استاد عروسک‌ساز در روستای کناری آموزش دیده بود. هنوز نوجوان بود که پدرش درگذشت و  کارگاه عروسک‌سازی پدرش به او رسید. گرچه روزهای زیادی پیش پدرش کار کرده بود اما هنوز مانده بود تا به مهارت پدر برسد. در آغاز عروسک هایش جلوه‌ای نداشت و چوب زیادی صرف ساخت هر کدام می‌کرد اما کم‌کم داشت دستش راه می‌افتاد و دقت و ظرافت کارش بهتر و بهتر می‌شد. درآمدش در آغاز پایین بود اما روز به روز بیشتر می‌شد. پس از سال‌ها کار جدی، نه تنها سفره‌شان رنگ و لعابی گرفته بود بلکه کم‌کم شروع کرده بود مقداری هم به عنوان پس‌انداز کنار بگذارد. با پس‌اندازهایش چوب می‌‌خرید و انبار می‌کرد تا هیچ‌وقت برای عروسک‌سازی با کمبود چوب روبه‌رو نشود. ضمن این که او یک انبار چوب خیلی بزرگ و قدیمی هم داشت که از پدرش بر جای‌ مانده بود. پدرش نیز آن انبار را در زمان پیری و از کارافتادگی استادش به قیمت خیلی ارزان از او خریده بود و خودش نیز مقدار زیادی چوب به آن افزوده بود. این پسر نیز، گاهی چوب‌های انبار پدرش را می‌فروخت و چوب‌‌های تازه‌تر و مناسب‌تر برای عروسک‌سازی می‌خرید و در انبار جدید ذخیره می‌کرد. اما انبار پدر آن‌قدر بزرگ بود که انگار نه انگار که بخشی از چوب‌هایش فروش رفته است.

    اما از اشکالات این نجار این بود که خیلی خودبزرگ‌بین بود و دیگران را تحقیر می‌کرد؛ گاهی خیلی بداخلاقی می‌کرد و حتی خشونت می‌ورزید؛ بین بچه‌هایش نیز فرق می‌گذاشت؛ اجازه نمی‌داد تا آنها خودشان آن‌گونه که دوست دارند زندگی‌شان را بسازند و در همه کارهای آنان دخالت می‌کرد. روزی یکی از پسرانش که در آغاز دوران جوانی بود و به واسطه زرنگی‌هایش همیشه بیش از دیگران غذا می‌خورد و خیلی هم قوی شده بود و بقیه بچه‌ها هم از او حساب می‌بردند،‌ از دست بداخلاقی‌ها و تبعیض‌های پدرش به ستوه آمد. رفت و با چرب‌زبانی، دیگر برادران و خواهرانش را فریب داد و با خود همراه کرد تا بروند و پدر را مجبور کنند تا دست از بداخلاقی و خشونت و تبعیض بردارد. همه با هم به کارگاه پدر رفتند. پسر جوان جلو رفت و به نمایندگی از بقیه با تندی با پدرش سخن گفت و رفتار و اخلاق او را به باد انتقاد گرفت. پدر که آمادگی چنین رفتاری را از فرزندانش نداشت شروع به درشتی و پرخاشگری کرد. پسر نیز کوتاه نیامد و با فریاد و اهانت پاسخ پدر را  داد. جدال بین آنها بالا گرفت تا جایی که پدر چوبی را از کنار کارگاه برداشت و چند ضربه به بدن پسرش نواخت. پسر نیز پس از این که چند ضربه خورد، خشمگین شد و حیایش ریخت.

    او هم پرید و چوب بلندتری برداشت و به سوی پدر حمله برد. درگیری بالا گرفت. القصه در این گیرودار، پسر که هم ترسیده بود و هم از چوب‌هایی که از پدرش خورده بود بسیار عصبانی بود، چوبش را بر فرق پدر کوبید و او را نقش بر زمین کرد. پدر دقایقی تشنج کرد، کف بالا آورد، دندان‌هایش کلید شد و بعد به اغما رفت. او سه روز بعد جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. وقتی پدر نقش بر زمین شد و تشنج کرد، لحظه‌ای همه ترسیدند و سکوت همه جا را گرفت اما به یکباره و برای غلبه بر ترس‌شان شروع به هلهله و شادی کردند. در آن سه روز هم، خداخدا می‌کردند که پدرشان به هوش نیاید. روز سوم، پدر را به خاک سپردند و همه امور کارگاه پدر را به دست برادرشان دادند و رفتند تا روزهای خوش رهایی از خشم و خشونت پدر را تجربه کنند.

    وقتی پسر، کارگاه پدر را تحویل گرفت،‌ صدها عروسک ساخته‌شده و آماده ارسال به شهر در انبار کنار کارگاه بود. ابزارهای نجاری و عروسک‌تراشی همه نو و تمیز بودند و مهم‌تر از همه در انبار چوب پدرش، صدها خروار چوب درجه یک برای ساخت عروسک وجود داشت و در انبار پدربزرگ نیز چند برابر انبار پدر،‌ چوب‌های عالی ذخیره شده بود که پسر می‌توانست تا سال‌ها از آنها عروسک بسازد. پسر هم از همان روز اول شروع کرد به ساخت عروسک. در چند ماه اول فقط چوب‌ها را حرام می‌کرد تا کم‌کم یادگرفت که چگونه عروسک‌ها را تمیزتر و ظریف‌تر بتراشد. بعد شروع کرد به کار کردن شدید.

    چند برابر پدرش کار می‌کرد تا مبادا خانواده احساس کنند که با رفتن پدر اوضاع‌شان بدتر شده است. و البته دیگر به اندازه پدر، چوب ذخیره نمی‌کرد و مقدار چوبی که از انبار برمی‌داشت خیلی بیش از چوب‌های تازه ای بود که می‌خرید و ذخیره می‌کرد. مدت زیادی اوضاع به همین منوال به خوبی می‌گذشت؛ اما این پسر که او هم غرور و یکدندگی را از پدر به ارث برده بود، مکرر با همسایه‌ها و حتی رهگذران بگومگو و گاهی دعوا داشت. در یکی از این دعواها که خیلی شدید شد، چند روزی کارگاهش تعطیل شد و حتی بخش کوچکی از چوب‌های کارگاهش را بچه‌های همسایه آتش زدند. اما انبار اصلی کارگاه و انبار پدربزرگ چنان انباشته از چوب بود که باکی از سوختن قسمتی از چوب‌های کارگاه نداشت.

    تازگی‌ها گرچه او صبح تا شب در کارگاه بود و حتی گاهی شب‌ها هم در کارگاه می‌خوابید اما مشکل اصلی‌اش این بود که حواسش به کارش نبود. چند دقیقه کار می‌کرد و  سپس گشتی در اطراف می‌زد و به چیزی و کسی گیر می‌داد. خلاصه به جای آن که تمام انرژی و توان خود را صرف بهتر و بهتر کردن ساخت عروسک‌هایش کند، صرف سردرآوردن از رفت‌وآمد همسایگان و کارهای آنان و گاهی درگیری با آنان می‌کرد. در این اواخر با رفقای نابابی هم مراوده داشت که برای آن که بساط عیش‌شان فراهم باشد کم‌کم او را معتاد کردند.

    نه او و نه اعضای خانواده حواس‌شان به این نبود که انبار چوب دارد خالی می‌شود و باید بخشی از درآمدشان را صرف خرید چوب و پر کردن انبار کنند اما او فقط از انبار، چوب برداشت می‌کرد و عروسک می‌ساخت. از آنجا که چوب‌های انبار خیلی زیاد بود پسر در مصرف چوب‌ها احتیاط نمی‌کرد و چوب‌های زیادی را ضایع می‌کرد و این بی انظباطی روزبه‌روز بیشتر می‌شد. خودش حواسش نبود اما اگر کسی دقت می‌کرد متوجه می‌شد که این پسر چنان در ساخت عروسک بی‌دقتی می‌کند که هر روز چوب‌های بیشتری را ضایع می‌کند. در روزهای اول برای ساخت یک عروسک، حدود سی سانتی‌متر از تنه یک درخت کفایت می‌کرد اما حالا چون هم ابزارهای نجاری‌اش فرسوده شده بودند، هم دائماً وقت و اعصابش صرف درگیری با بچه‌های همسایه‌ها می‌شد و هم به خاطر اعتیاد، دستش می‌لرزید، خیلی چوب ضایع می‌کرد. کار به جایی رسید که چند تکه از تنه یک درخت را خراب می‌کرد تا بتواند یک عروسک سالم از آنها بسازد.

    یکی از خواهرانش که هوشیارتر از بقیه بود، همان اوایل حساب کرده بود دیده بود برادرش روزهای اول از یک تنه درخت حدود ۱۸ عروسک می‌ساخت اما حالا از هر تنه درخت تنها ۱۵ عروسک می‌سازد. کم‌کم در ماه‌های بعد این تعداد شد ۱۴ عروسک و بعد ۱۳ عروسک و همین‌طور ادامه یافت تا این‌که حالا چندروزی است که از هر تنه درخت فقط ۱۱ عروسک می‌سازد. وقتی خواهرش این مساله را به او تذکر داد او ناراحت شد و با پرخاشگری خواهرش را از کارگاه بیرون کرد. به تازگی وقتی رفت از انبار چوب بیاورد متوجه شد که انبار تقریباً خالی شده است. تنها در گوشه‌‌ای از انبار مقداری چوب باقی مانده است که حداکثر ۲ سه ماه دیگر می‌تواند با آن چوب‌ها عروسک بسازد. اما حالا او فرسوده و ناتوان شده است؛ نه توان آن را دارد که بیشتر کار کند تا درآمد بیشتری کسب کند و انبار را پر از چوب کند؛ نه به خاطر اعتیادش کسی به او قرض می‌دهد تا چوب بخرد و ذخیره کند؛‌ و نه حاضر است کارگاه را تحویل خواهران و برادرانش بدهد تا آنها مدیریت کنند. حتی برخی از همسایه‌ها هم که از تندخویی‌های او ناراحتی دارند یا قبلاً با او درگیری داشته‌اند، دیگران را تشویق می‌کنند که به او چوب نفروشند و عروسک‌های او را برای فروش به شهر نبرند.

    الان همه می‌دانند که در هفته‌های آینده انبار چوب کاملاً تخلیه خواهد شد و دیگر نمی‌توانند عروسکی بسازند و بنابراین یا باید از گرسنگی بمیرند یا بروند دنبال بیگاری برای همسایه‌ها یا دست به گدایی بزنند، اما هیچ‌کس جرات نمی‌کند در مورد این وضعیت با برادرشان صحبت کند و هرگاه هم کسی سَرِ کلام را باز می‌کند برادرشان یا سریعاً سخن را جمع می‌کند یا با پرخاشگری او را ساکت می‌کند. گاهی هم برادران و خواهرانش را متهم می‌کند که فریب حرف همسایه ‌ها را خورده‌اند و از آنها پول گرفته‌اند تا بر علیه او صحبت کنند و کارگاه را از چنگش درآورند.

    این روزها برادران و خواهرانش دائماً دارند پوشیده و در گوشی در مورد این که چگونه مدیریت کارگاه را از برادرشان بگیرند صحبت می‌کنند. تقریباً همه مطمئن شده‌اند که او نه می‌تواند وضعیت خودش و کارگاه را تغییر دهد و نه حاضر است به حرف‌های آنها گوش کند و نه دیگر اعتباری دارد که بتواند شریک سالم و پولداری برای خودش پیدا کند. آنها به چشم می‌بینند که روزهای بی‌پولی و گرسنگی در پیش است اما هیچ کاری نمی‌توانند بکنند. ای کاش آنها می‌توانستند دقایقی دوستانه در کنار هم بنشینند و صادقانه با هم گفت‌وگو کنند اما بی‌مهارتی برادران و خواهران در گفت‌وگوی دوستانه و آرام با برادرشان، همراه با غرور و خودداناپنداری برادرشان، راه گفت‌وگو را بر آنها بسته است. خدا می‌داند سرانجام این خانواده چه خواهد شد.

    یکی از این روزها همان خواهر هوشیار که حساب و کتابش هم خوب است و در ماه‌های قبل یواشکی میزان برداشت چوب از انبار و تعداد عروسک‌های ساخته‌شده را در دفترچه محرمانه‌ای ثبت کرده بود، تصمیم گرفت عملکرد برادرشان را با آمار و ارقام نشان دهد؛ شاید این باعث شود او متوجه مسیر اشتباه خود بشود و دست از یکدندگی بردارد و کار را به دیگران بسپارد یا دست‌کم اجازه دهد دیگر اعضای خانواده نیز در مدیریت کارگاه با او مشارکت کنند. با توجه به این که به تازگی در روستای‌شان دفتر پست باز شده است، او شروع کرد به نامه‌نگاری به تمام کسانی که در روستاهای اطراف و در شهر، مثل آنها کارگاه عروسک‌سازی دارند و از آنان درخواست کرد که به او بگویند برای ساخت هر عروسک با مشخصات و ابعاد معین، چقدر چوب مصرف می‌کنند. همچنین از آنان خواست اطلاعات مربوط به مصرف چوب‌شان در ماه‌ها و سال‌های قبل را نیز، اگر دارند، برای او بفرستند. با کمال تعجب بعد از چند هفته، بیشتر آنها به نامه او پاسخ دادند. او به سرعت اطلاعاتی که در نامه‌های رسیده نوشته شده بود را استخراج و دسته‌بندی کرد و همه آنها را در جدولی در کنار هم تنظیم کرد و سپس عملکرد برادرشان را با همه عروسک‌سازان دیگر مقایسه کرد.

    نتیجه وحشتناک بود. در حالی که عروسک‌سازان روستاها و شهرهای اطراف، روز به روز چوب کمتری برای ساخت یک عروسک مصرف کرده بودند، برادر آنها روز به روز مصرف چوبش برای ساخت یک عروسک بالاتر رفته بود. در واقع برادرشان روز به روز هنگام ساخت عروسک، ضایعات بیشتری تولید کرده بود. معلوم نیست چرا. شاید به خاطر بالا رفتن سن و کمبود انرژی و کم‌سو شدن چشمانش، شاید به خاطر عصبی شدن‌های ناشی از درگیری مدام با همسایگان که تمرکزش را از بین برده است، شاید به خاطر غرورش و این که تن به هیچ آموزش حرفه‌ای و تخصصی نداده بود، شاید به خاطر اعتیادش و‌ شاید هم به خاطر چیزهای دیگری که خواهرش نمی‌دانست.

    خواهر هوشیار، میانگین مقدار مصرف چوب‌ و میانگین تعداد عروسک‌های ساخته شده توسط همه عروسک‌سازان دیگر را برای سی ماه گذشته محاسبه کرد و آن را با تعداد عروسک‌های ساخته شده و مقدار چوب‌های مصرف شده توسط برادرش روی یک نمودار مقایسه کرد. نتیجه باورنکردنی بود. نمودار زیر این مقایسه را نشان می‌دهد:

    01

    نمودار قرمز نشان‌دهنده مقدار متوسط مصرف چوب برای ساخت یک عروسک توسط بقیه عروسک‌سازان منطقه در طول سی ماه گذشته است و نمودار آبی مقدار مصرف چوب برای ساخت عروسک توسط برادرشان را در سی ماه گذشته نشان می‌دهد. نمودار قرمز نشان می‌دهد که عروسک‌سازان روستاها و شهرهای اطراف در ماه اول برای ساخت هر عروسک به طور متوسط نزدیک به ۱۸ کیلو چوب مصرف کرده‌اند اما به تدریج هر ماه با افزایش مهارت‌شان و بهبود مدیریت‌شان و با استفاده از ابزارها و فناوری‌های پیشرفته‌تر توانسته‌اند مقدار استفاده از چوب برای ساخت هر عروسک را در طول سی ماه، آرام‌آرام کاهش دهند به طوری‌که الان آنها برای ساخت هر عروسک، فقط ۱۱ کیلو چوب مصرف می‌کنند. نمودار آبی نشان می‌دهد که برادرشان گرچه در ماه‌های اول برای ساخت هر عروسک، خیلی کمتر از بقیه عروسک‌سازان، چوب مصرف می‌کرده است (حدود ۱۰ کیلو برای هر عروسک یعنی حدود ۵۷ درصد مصرف بقیه عروسک‌سازان) اما در طول این سی ماه به علت همان مسائلی که مطرح شد روز‌به روز برای ساخت یک عروسک چوب بیشتری استفاده کرده است و در واقع چوب بیشتری ضایع کرده است. به گونه‌ای که الان برای ساخت هر عروسک دقیقاً ۱۸ کیلو چوب مصرف می‌کند، یعنی ۶۴ درصد بیش از چوبی که بقیه عروسک‌سازان برای ساخت یک عروسک مصرف می‌کنند. روشن است که چه فاجعه‌ای در برابر خانواده است.

    انبار چوب دارد کاملاً خالی می‌شود؛ دستگاه‌های نجاری فرسوده و ناکارآمد شده است؛ برادرشان دیگر حوصله و توان آموزش دیدن برای افزایش مهارت و کارایی خودش را ندارد؛ او حتی حوصله مشورت گرفتن و شنیدن اشکالات کارش را ندارد؛ به خاطر پرخوری و مزاج عصبی‌اش بیماری‌های مختلف به جانش افتاده است؛ اعتیاد موجب شده است دستش لرزش بگیرد و دقت کارش پایین بیاید؛ با بیشتر همسایگان درگیری دارد و هیچ دوست ارزشمندی در روستا ندارد؛ همه کسانی هم که در درون و بیرون روستا با او دوست هستند دنبال این هستند که مقداری از درآمد او را از چنگش درآورند. الان تمام اعضای خانواده نگران آینده خودشان و بچه‌هایشان هستند. نه امکان گفت‌وگو با برادرشان را دارند و نه تمایلی دارند که برادرشان را با زور و خشونت از کارگاه اخراج کنند و خودشان مدیریت کارگاه را به دست گیرند. تقریباً همه چیز به بن‌بست رسیده است و فرصت‌هایشان دارد به سرعت از دست می‌رود. تنها چند هفته مانده است که چوب‌های انبار به پایان برسد.

    اگر شما جای این خانواده بودید چه می‌کردید؟ اگر به جای این برادر بودید چه می‌کردید؟ آیا فکر می‌کنید این خانواده می‌تواند آینده خودش را نجات دهد؟

    قصه دوم: قبیله لاابالی

    تمام آمارهای نمودار قصه بالا از گزارش سالانه آژانس بین‌المللی انرژی برگرفته شده است. نمودار آبی روند شاخص «شدت انرژی» در ایران در سی سال گذشته (سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۹) را نشان می‌دهد و نمودار قرمز متوسط روند شاخص شدت انرژی در کل جهان را در همین دوره نشان می‌دهد. «شدت انرژی» یعنی برای تولید مقدار معینی کالا یا درآمد واقعی (بدون تورم) در یک کشور، چقدر باید انرژی مصرف شود. منظور از انرژی هم فقط انواع حامل‌های اصلی انرژی است (شامل نفت، گاز، ذغال سنگ و انواع برق) و مصرف آب و تخریب جنگل‌ها و فرسایش خاک و تخیله معادن در آن به حساب نمی‌آید (چون همه این‌ها هم انرژی‌های انباشته شده در طول حیات زمین هستند که ما بهره‌برداری می‌کنیم و درستش این است که در شاخص شدت انرژی گنجانده شوند).

    برای محاسبه میزان انرژی مصرف شده در هر کشور، معادلِ حرارتیِ تمام انواع حامل‌‌های انرژی را با هم جمع می‌کنند. نمودار آبی به این معنی است که اگر در سال ۱۹۹۰ مثلاً برای ساخت یک صندلی در ایران، انرژی‌ای معادل یک دهم بشکه نفت مصرف می‌شده است (یعنی حدود ۱۶ لیتر نفت) الان برای ساخت همان صندلی ۱۸ درصد یک بشکه نفت، انرژی مصرف می‌شود (یعنی حدود ۲۹ لیتر نفت). این مساله برای تمام کالاهای دیگری که در کشور ساخته می‌شود از خودرو و ساختمان و خیابان و شیر و ماست گرفته تا تمام خدماتی که ارائه می‌شود نظیر خدمات پزشکی و آموزش و حمل و نقل و … صادق است؛ یعنی در تمام آنها مصرف انرژی روز به روز بالا رفته است. در واقع اگر نظام تدبیر ایران مثل بقیه دنیا عمل کرده بود باید با بهبود مدیریت و بهبود فناوری، شاخص شدت انرژی (یعنی متوسط مصرف انرژی‌ به ازای تولید) را حدود ۳۷ درصد کاهش می‌داد. حالا نه تنها این ۳۷ درصد را کاهش نداده است بلکه شاخص شدت انرژی اش ۷۷ درصد هم بالا رفته است. یعنی امروز کل اقتصاد و جامعه ایران برای تولید هر مقدار معین کالا و خدمات، سه برابر مقداری که انتظار می‌رفت مصرف کند، دارد انرژی مصرف می‌کند و این اضافه مصرف انرژی در واقع به صورت هرزروی انرژی و منابع و سرمایه و وقت و اعصاب و روان مردم این کشور است.

    پس دقت کنیم: ما ایرانی‌ها برای همین زندگی عادی که از دست آن هم کلافه‌ایم، سه برابر آنچه منطقاً باید انرژی مصرف می‌کردیم، داریم انرژی مصرف می‌کنیم.

    این بدین معنی است که کل اقتصاد و نظام تدبیر و بنگاه‌ها و سازمان‌ها و حتی خانواده‌ در جامعه ما ناکارآمد، فرسوده و ناتوان شده‌اند و برای تولید مقدار معینی کالا یا خدمت، سال به سال باید انرژی بیشتری مصرف کنند. یعنی این لاابالی شدن ما در تولید و مصرف و رانندگی و همه دیگر ابعاد زندگی به عملکرد همه ما بر‌می‌گردد؛ گرچه در نگاه نهایی، همه آنها ناشی از سیاستگذاری نامناسب و بی‌تدبیری نظام تدبیر است.

    ممکن است بپرسید یعنی چه که به ازای تولید هر کالا مصرف انرژی بالا رفته است؟ آیا به این معنی است که مثلاً وقتی ما در ذوب‌آهن، فولاد تولید می‌کنیم، میزان مصرف گاز یا زغال سنگی که قبلاً برای تولید یک تن فولاد مصرف می‌کرده ایم حالا ۲ برابر شده است؟ پاسخ این است که نه الزاماً. حتی ممکن است کارخانه ذوب آهن خودش مصرف زغال سنگ یا گاز کوره‌هایش را به ازای هر تن فولاد کاهش داده باشد؛ اما در عوض به خاطر ناامنی، نگهبانانش را زیاد کرده است؛ به سفارش نماینده مجلس یا فلان روحانی منطقه، کارگر اضافی استخدام کرده است؛ به سفارش وزیر، یک آدم غیرمتخصص را به معاونت تولید منصوب کرده است که با اشتباهاتش کلی هزینه بر ذوب‌آهن تحمیل کرده است؛ برای این که بتواند مجوز صادرات فلان کالا به فلان کشور را بگیرد به برخی افراد رشوه داده است؛ هی جلسه و میتنیگ و سفر و همایش‌های نمایشی برگزار کرده است؛ شورای اسلامی کارگران برای برگزاری مراسم مرثیه، یک ساعت در روز کارگران را معطل کرده است؛ برای ساختن ساختمان برای فلان نهاد انقلابی و یا رفت‌وآمد امام جماعت هزینه کرده است؛ به خاطر کم‌کاری مهندسان یا کارگران مجبور شده است همه جا دوربین‌های مداربسته نصب کند؛ برای وصول چک‌های برگشتی مشتریان، وکیل گرفته است؛ به خاطر تنش در خلیج فارس، هزینه بیمه کشتی‌هایی که برایش زغال سنگ می‌آورند افزایش یافته است؛ به خاطر تحریم، تیرآهن‌های صادراتی‌اش به کشورهای عربی در بندر یا روی کشتی معطل مانده است و مجبور شده است کرایه اضافی به کشتی یا بندر بدهد؛ به خاطر رقابت‌های سیاسی، مدیرعاملش زود به زود تغییر کرده است و یا مدیرعاملان غیرحرفه‌ای و بی‌تجربه برایش انتخاب شده است و بنابراین فناوری تولید در طول این سال‌ها بهبود پیدا نکرده است؛ و ده‌ها مساله نظیر اینها که همه‌شان به معنی مصرف انرژی بیشتر برای تولید یک تن فولاد در ذوب آهن است. این وضعیت را به کل سازمان‌ها و بنگاه‌ها و صنایع در کشور تعمیم بدهید.

    و البته در شکل گیری این وضعیت همه ما مقصریم. از خانم خانه‌داری که برای شستن یک استکان، یک لیتر آب (۱۲ برابر ظرفیت همان استکان) هدر می‌دهد؛ تا مغازه‌داری که پیاده رو را با آب لوله‌کشی شهری می‌شوید؛ تا میوه‌فروشی که ۲ برابر نیاز چراغ روشن می‌کند؛ تا رانندگانی که با راندن با سرعت زیاد در شهر، شهرداری را مجبور می‌کنند برای ساختن سرعت‌گیر هزینه کند؛ تا پرستار بیمارستان که از گاز استریل به جای دستمال کاغذی استفاده می‌کند؛ تا کشاورزی که در اقلیم کویری ایران هنوز به صورت غرقابی کشت می‌کند؛ تا صنعتگری که پساپ صنعتی خود را به زاینده‌رود می‌ریزد و اصفهان را به پایتخت ام‌اس دنیا تبدیل می‌کند؛ تا دادگستری که رسیدگی به پرونده‌های اقتصادی را سال‌ها طول می‌دهد و سرمایه‌های مردم را بلاتکلیف نگه می‌دارد؛ تا نیروهای نظامی که سالیانه ۲ میلیون نفر از جوانان تحصیل‌کرده  و پرانرژی و پرانگیزه ما را به عنوان سرباز نگه می‌دارند و از این سرمایه‌های انسانی و علمی به عنوان نگهبان و دربان و نظافت‌چی و منشی و راننده بهره می‌برند و یک جوان خسته و فرسوده که تخصصش دانشگاهی‌اش را هم فراموش کرده است تحویل می‌دهند. آری تک‌تک ما در ایجاد این وضعیت مشارکت داشته‌ایم و مقصریم اما مقصر اصلی، نظام تدبیر یعنی سیاستگذاران ملی هستند که این رویه‌های غلط را شکل داده و زمینه را برای شکل‌گیری عادات رفتاری نامناسب در جامعه و اقتصاد ما آماده کرده اند.

    دقت کنیم، ایران از معدود کشورهایی در دنیاست که نمودار شدت انرژی در آن برای چند دهه صعودی بوده است. میانگین کل شدت انرژی در دنیا در این سه دهه به طور متوسط نزولی بوده است و حتی کشورهای نفتی هم روند شدت انرژی‌شان به طور متوسط نزولی بوده است. در پایان این نوشتار نمودارهایی را آورده‌ام که روند تغییرات شدت انرژی در سه دهه گذشته را برای ایران و  گروه کشورهای اسلامی و نفتی و آسیایی و آفریقایی مقایسه می‌کند. با نگاه به آن نمودارها در‌می‌یابیم که ما شاهکار عالم بشریت در ضایع کردن منابع کشور هستیم. تنها همین یک شاخص کافی است که متوجه شویم مسیرمان به ناکجاآباد است. با ادامه این ساختار هیچ امیدی به توسعه،‌ نه، حتی به افزایش پایدار رفاه نداریم.

    دلتان سوخت یا نگران شدید؟ پس بیایید یک جور دیگر هم به قضیه نگاه کنیم. ما هفتمین کشور از نظر تولید آلودگی کربن در  جهان هستیم. یعنی تنها اقتصادهای عظیمی مانند چین، آمریکا، هند، روسیه،‌ ژاپن و آلمان که جمعاً حدود ۵۰ درصد جمعیت و اقتصاد جهان را در خود جای داده‌اند، بیش از ما در جهان کربن تولید می‌کنند. یعنی در حالی که اقتصاد ما از نظر مقدار تولید، تقریباً رتبه ۲۹ ام جهان را دارد ولی ما مثل یک اقتصادی که رتبه هفتم دنیا را دارد داریم آلودگی کربن تولید می‌کنیم. مهم‌تر از این، اگر میزان کربنی که هر کشور به ازای هر واحد درآمد ملی‌اش تولید می‌کند را محاسبه کنیم، رتبه ما می‌شود پنجمین کشور تولیدکننده کربن دنیا. در واقع ما برای تولید یک کالای معین، بیش از ۲ و نیم برابر میانگین جهانی، آلودگی کربن می‌کنیم و البته وقتی مقایسه ها بین کشوری می‌شود، نتیجه وحشتناک است؛ برای مثال، ما در ایران برای تولید یک ساندویچ، ۳۰ درصد بیش از روسیه (کشور سرد و پهناور)، ۳۸ درصد بیش از عراق (کشور جنگ‌زده)، ۴۳ درصد بیش از عربستان (کشور نفتی و سوزان)، ۴۹ درصد بیش از چین (کشور توسعه شتابان)، ۹۰ درصد بیش از امارات (کشور نفتی ولخرج)، ۹۶  درصد بیش از مالزی (کشور اسلامی غیرمدعی)، ۲۷۰ درصد بیش از ترکیه (کشور اسلامی هم‌تراز)، ۳۲۷ درصد بیش از آمریکا (کشور بزرگ مقیاس‌ها)، ۳۴۱ درصد بیش از سودان (کشور شورش‌ و کودتا)، ۵۷۷ درصد بیش از ژاپن (کشور سالخوردگان)، ۶۲۷ درصد بیش از زامبیا (کشور متوسط آفریقایی)، ۸۰۲ درصد بیش از انگلستان (جزیره‌ای در غرب آفریقا!)‌، ۱۴۰۰ درصد بیش از سوئد (کشور نفتی یخبندان) و ۲ هزار درصد بیش از سوئیس (کشور تراز اول توسعه) آلودگی کربن تولید می‌کنیم.

    اصلاً مهم نیست که سازمان‌های جهانی بتوانند جلوی این لاابالی‌گری ما در سازماندهی یک زندگی پرهزینه و آلوده کننده را بگیرند یا نه، مهم این است که این شاخص برای خود ما‌ نشانه گویایی است از این که ما تاکنون به بیراهه می‌رفته‌ایم و اکنون که دیگر نفت نمی‌تواند ناکارآمدی ما را جبران کند و بحران‌ها یکی یکی در حال سر رسیدن هستند باید به سرعت سبک زندگی خودمان را در حوزه اقتصاد و سیاست و اجتماع متحول کنیم و گرنه خیلی زود، زودتر از آنچه گمانش را می‌کنیم، دیر می‌شود.

    همه اینها نشان می‌دهد که مسیر کنونی کشور دیگر قابل ادامه نیست و تجربه دهه‌های  اخیر نظام تدبیر ما چیزی جز ناکارآمدی و شکست را نشان نمی‌دهد و اگر بخواهد به همین ترتیب ادامه دهد کل جامعه و منابع مادی و طبیعی و انسانی ایران را رو به نابودی خواهد برد. به هیچ زبان دیگری نمی‌توان نشان داد که این سیستم به غایتِ ناکارآمدی خود رسیده است و اگر هر چه سریع‌تر فرمان را نچرخاند ما را به ته دره خواهد فرستاد. ما چاره ای نداریم جز انجام اصلاحات لازم در همه حوزه‌های بحران آفرین، رتبه‌بندی مجدد هدف‌گذاری‌های ملی (دست‌کم برای یک نسل)، بازگشت به مدیریت عقلانی مبتنی بر منافع ملی، توقف انقلابی‌گری افراطی و نهایتاً بهسازی نظام سیاسی. در یک کلام، ما نیازمند ورود به مرحله افق‌گشایی هستیم و البته من برای این که کلی حرف نزده باشم، مهم‌ترین، ضروری‌ترین و آخرین فرصت افق‌گشایی برای جمهوری اسلامی را به صورت تحلیلی و تفصیلی در یادداشت بعدی معرفی خواهم کرد.

    این روزها خدا خدا می‌کنم که بورس فرو نریزد، که دلار بالا نرود، که ترامپ بیش از این خیره‌سری نکند، که نمایندگان نوخاسته‌ی مجلس، کشور را بی‌ثبات نکنند، که تورمِ چهارنعل سربرنیاورد، که طاقت فقرا طاق نشود، که پول‌ها از بخش تولید به بورس‌بازی نرود، که بیکاران به خیابان نریزند، که کارگران اعتصاب نکنند، که جوانان خسته و ناامید دست به اعتراض نزنند، که دولت تصمیمات شتابرده نگیرد، که مقامات سخنرانی‌ احساسی نکنند، که اسرائیل تحریک‌مان نکند، که نظامیان به اشتباه موشک هوا نکنند، که ترامپ دوباره رأی نیاورد و مهم‌تر از همه، که خدا از غریبی خودش در این دیار، دلشکسته و ناامید نشود و درهای رحمتش را به روی ما نبندد.

     آه آه که این روزها چقدر همه باید مراقب باشیم.

    پی‌نوشت: از دکتر مرتضی درخشان که گردآوری، تنظیم و تحلیل آمارهای شدت انرژی و تولید کربن، ارایه شده در این مقاله، را بر عهده داشتند، بسی سپاسگزارم.

    پیوست: مقایسه نمودارهای شدت انرژی بین ایران و گروه کشورهای اسلامی، نفتی، آسیایی و آفریقایی

    01

    02

    03

    04

  • وضعیت رشد اقتصادی کشور از سال گذشته تا امسال

    وضعیت رشد اقتصادی کشور از سال گذشته تا امسال

    اعتمادآنلاین| بررسی وضعیت رشد اقتصادی از بهار پارسال تا امسال از این حکایت دارد که رشد تولید همراه با نفت از منفی ۹.۹ درصد در بهار پارسال به منفی ۳.۵ در بهار امسال رسیده که حدود ۶.۵ درصد بهبود یافته است. در این بین رشد اقتصادی در شش ماهه دوم سال گذشته به منفی ۱۰، ۹ ماهه به منفی ۷.۱ و در پایان سال گذشته منفی ۶.۹ درصد بوده است.

    در بخش بدون نفت نیز رشد اقتصادی از درجه منفی کمتری برخوردار است چرا که اثر کاهش صادرات نفت در این بخش ملموس نیست.   این در حالی است که تولید ناخالص داخلی ایران بدون نفت در بهار پارسال منفی یک بوده که در شش ماهه دوم به منفی ۰.۶، ۹ ماهه ۰.۲ و پایان سال منفی ۰.۵ درصد رسیده است، اما در بهار امسال رشد منفی تر شده و تا منفی ۱.۷ درصد ثبت شده است.

    اوضاع رشد در بخش های اقتصادی

    اما بررسی وضعیت رشد اقتصادی در بین ۱۷ فعالیت عمده اقتصادی نشان می‌دهد که ۱۱ رشته رشد منفی و ۶ رشته رشد مثبت دارد.

    این در حالی است که در گروه کشاورزی رشد اقتصادی از ۴.۷ در بهار پارسال به ۰.۱ در بهار امسال رسیده که ریزش ۳.۷ درصدی دارد.

    در گروه صنایع نیز رشد از منفی ۲۰.۳ به منفی ۴.۴ رسیده که نشان‌دهنده بهبود حدود ۱۶ درصدی ولی همچنان است. گروه صنایع و معادن بدون نفت نیز وضعیت بهتری در پیش گرفته و از منفی ۱.۳ در بهار پارسال به یک درصد افزایش دارد.

    در بخش استخراج نفت و گاز طبیعی نیز بهبود حدود ۲۷ درصدی ثبت شده؛ به نحوی که از منفی ۴۱.۳ در بهار پارسال به منفی ۱۴.۳ درصد می رسد.

    در بخش‌های دیگر می‌توان به رشد منفی ساختمان اشاره کرد که از ۸.۸ بهار پارسال به منفی دو در بهار امسال کاهش دارد.

    در گروه خدمات رشد همچنان منفی است و از منفی یک به منفی ۳.۵ کاهش دارد.

    اما بالاترین حد رشد منفی به گروه خدمات عمومی، اجتماعی و شخصی برمی‌گردد که از منفی ۰.۲ در بهار پارسال با ریزش نزدیک به ۶۳ درصدی به منفی ۶۳ درصد رسیده است.

    در واسطه‌گری مالی رشد وجود دارد و از ۰.۸ به ۱۰.۳ افزایش پیدا کرده است و در حوزه مستغلات، کرایه و خدمات کسب و کار نیز ریزش نزدیک به ۱۲ درصدی ثبت شده به طوری که از ۵.۸ تا منفی ۶.۱ ریزش داشته است.

    جدول رشد اقتصادی ایران

    منبع: ایسنا

  • رضایت مجلس از رعایت پروتکل بهداشتی در کنکور ۹۹

    رضایت مجلس از رعایت پروتکل بهداشتی در کنکور ۹۹

    رضایت مجلس از رعایت پروتکل بهداشتی در کنکور ۹۹

     

    اعتمادآنلاین| مهرداد ویس‌کرمی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی درباره میزان رعایت پروتکل‌های بهداشتی در محل‌های برگزاری آزمون کنکور سراسری اظهار داشت: فرمی که توسط کمیسیون‌های بهداشت و آموزش مجلس برای بررسی میزان رعایت پروتکل‌های بهداشتی حین برگزاری کنکور در اختیار داشتیم و همچنین دستورالعملی که در تبلت‌های نمایندگان در این باره وجود داشت را با حضور در محل‌های آزمون دقیقاً پیگیری کردیم.

    وی افزود: قالیباف رئیس مجلس به همه نمایندگان مأموریت داده بود که میزان رعایت پروتکل‌های بهداشتی در کنکور را بررسی کنند. به همین دلیل همه نمایندگان هنگام عزیمت به حوزه‌های انتخابیه‌شان این موضوع را مورد ارزیابی قرار دادند.

    عضو کمیسیون آموزش مجلس گفت: مجلس یازدهم با دقت زیاد و حساسیت ایجاد شده در جامعه به دلیل برگزاری کنکور با جدیت این موضوع را در دستور کار خود قرارداد ولی بعد از بازدیدهای نمایندگان مجلس که در خیلی از محل‌های آزمون پروتکل‌‌ها رعایت شده و میزان فاصله‌گذاری داوطلبین بیش از دستورالعمل ستاد ملی مبارزه با کرونا بوده است و حتی کنکور بهتر از سال‌های گذشته برگزار شد. هر چند که حساسیت وزارت علوم و بهداشت و پیگیری مجلس باعث شده بود مراقبت بیشتری از داوطلبین صورت گیرد.

    ویس کرمی گفت: در بیرون محل‌های برگزاری آزمون کنکور خانوارها و همراهان داوطلبان یا کمتر بودند و یا مدیریت شده حضور داشتند و ما تجمعی از خانوارها در خیلی از حوزه‌‌های امتحانی مشاهده نکردیم.

    این پزشک عضو کمیسیون آموزش مجلس خاطرنشان کرد: به غیر از چند مورد اعضای کمیسیون آموزش از برگزاری کنکور و میزان رعایت پروتکل‌های بهداشتی اعلام رضایت کرده بودند.

    ویس کرمی گفت: ای کاش مجلس درباره برگزاری کنکور عقلانی‌تر رفتار می‌کرد تا بدون هزینه پروتکل‌های بهداشتی با جدیت از سوی دولت پیگیری می‌شد. ولی به دلیل بی‌تدبیری برخی نمایندگان مجلس هزینه زیادی را در این باره دادیم.

    وی افزود: برخی نمایندگان مجلس نباید با ورود به بازی‌های سیاسی، کنکور را از جنبه آموزشی به جنبه سیاسی تبدیل می‌کردند و می‌کوشیدند که طبق قانون اساسی ابعاد نظارتی را عملیاتی کنند. اما مجلس به تاریخ برگزاری کنکور ورود کرد که ربطی به وظایف آن نداشت.

    منبع: فارس

  • رمزگشایی از تورم مسکن

    رمزگشایی از تورم مسکن

    رمزگشایی از تورم مسکن

     

    اعتمادآنلاین| مجید اعزازی، روزنامه نگار در یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:  ۱- وضعیت متفاوت بازار سرمایه از روندهای چندماهه خود نسبت به مرداد سال جاری، این سئوال را پیش روی کارشناسان و تحلیل‌گران قرار داده است که آیا دوره «آرامش قبل از توفان» در بازار مسکن یا بازار ارز پایان یافته است؟ بسیاری از کارشناسان بازار مسکن، در روزهای نخست سال جاری پیش بینی کردند که در نیمه دوم سال ۹۹ که بورس دچار افت فشار خواهد شد یا حتی به محض ریزش بازار سهام در موعدی نزدیک‌تر، دوره آرامش نسبی بازار مسکن به سر خواهد آمد و نقدینگی فراری از بازار سرمایه، راه خود را به بازار ملک خواهد گشود و از همین‌رو، تقاضای سفته بازی در خرید واحدهای مسکونی به اوج خواهد رسید و توفان قیمتی در بازار مسکن برپا خواهد شد. پیش‌بینی مشابهی برای بازار ارز نیز در روزهای نخست سال جاری – زمانی که نرخ دلار در قیمت‌هایی کمتر از ۱۶ هزار تومان نوسان داشت- صورت گرفته بود، مبنی بر اینکه در صورت ریزش بورس، نرخ دلار از ۳۰ هزار تومان نیز عبور خواهد کرد.

    البته دلار بدون ریزش بورس، در هفته آخر تیرماه سال جاری به مرز ۲۶ هزار تومان هم رسید و در این روزها نیز دوباره در کانال ۲۴ هزار تومان بنا به دلایلی غیر از اصلاح شاخص کل بورس نوسان دارد.

    ۲- با انتشار آمار رسمی تحولات بازار مسکن طی مرداد ماه ۹۹ در دوشنبه هفته جاری، برخی از تحلیلگران با استناد به سبقت بازدهی ۱۰.۵ درصدی مسکن (بخوانید تورم ماهانه ملک) از رشد منفی ۸.۷ درصدی بازار سهام، استدلال کرده‌اند که روند خروج نقدینگی از بازارهای موازی و ورود آن به بازار مسکن آغاز شده است. اما به نظر می‌رسد، این استدلال از دقت لازم برخوردار نیست.

    ۳- چند دلیل برای رد این استدلال می‌توان اقامه کرد. اول اینکه با تحلیل آماری یک ماهه بازار مسکن نمی‌توان به چنین نتیجه‌ای دست یافت، چه آنکه روند معکوس بورس نیز در روزهای پایانی مرداد و به تدریج و روزانه با ۳.۵ درصد افت شاخص کل بورس صورت گرفت و اغلب سهامداران خرد بازار سهام در کش و قوس تحلیل‌های متناقض و بیم و امیدهای فراوان، فرصت و مجال زیادی برای تبدیل دارایی‌های خود نیافتند.

    دوم اینکه روند رشد مثبت حدود ۱۰ تا ۱۱ درصدی قیمت‌ها در بازار مسکن به استثنای فروردین ماه که منفی ۲.۱ درصد بود، در ماه‌های دیگر ادامه داشته است، به گونه‌ای که بانک مرکزی تورم ماهانه مسکن (یا همان نرخ بازده) در اردیبهشت، خرداد، تیر و مرداد را به ترتیب ۱۱؛ ۱۱.۶؛ ۱۰.۴ و ۱۰.۵ درصد گزارش کرده است. از این‌رو، شاهدیم که در ماه‌های اردیبهشت و خرداد، بازار مسکن بازدهی بیشتری را نسبت به مرداد ماه ثبت کرده است و رشد ۱۰.۵ درصد تورم ماهانه ملک در ماه میانی تابستان، در ادامه مسیر قبلی و روند صعودی این بازار ارزیابی می‌شود. سوم آنکه حجم معاملات در بازار مسکن طی مرداد ماه سال جاری دچار ۳۵.۴ درصدی شده که نشانه ورود کمتر تقاضا به این بازار است. چهارم اینکه به دلیل رشد شدید قیمت‌ها در بازار مسکن طی دو سال گذشته و به ویژه طی ۵ ماهه اخیر، ورود به این بازار حتی برای سفته‌بازان به راحتی سابق نیست، چرا که برای خرید یک مسکن معمولی در میانه شهر دست‌کم به ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان نقدینگی نیاز است و این در حالی است که می‌دانیم بسیاری از «نوسهامداران» در بازار سرمایه، از استطاعت مالی اندکی برخوردارند و به دلیل ناتوانی مالی در خرید مسکن؛ سوددهی اندک بانک ها؛ سختگیری دولت در انجام معاملات ارزی و صرفا برای حفظ ارزش دارایی خود وارد این بازار پر مخاطره شده‌اند.

    ۴- یکی از کارشناسان برجسته اقتصاد مسکن با استناد به روند یک دهه گذشته بازار مسکن، نتیجه گرفته است که متوسط قیمت هر متر مربع مسکن در تهران همگام با معادل ریالی «هزار دلار» پیش می‌رود. اگر چه عوامل متعددی از جمله رشد نقدینگی در شکل‌گیری قیمت‌ها در بازار مسکن اثرگذار هستند، اما به نظر می‌رسد، در شرایط کنونی و طی ۵ ماهه گذشته، این استدلال آماری، بهترین توضیح برای تورم‌های ماهانه مسکن است.

    منبع: روزنامه تعادل

  • سرنوشت ادعاهای اصولگرایان پارلمان برای «کاهش اختیارات رئیس مجلس» چه شد؟/ مجلس هیچ برنامه‌ای برای کاهش اختیارات قالیباف ندارد

    سرنوشت ادعاهای اصولگرایان پارلمان برای «کاهش اختیارات رئیس مجلس» چه شد؟/ مجلس هیچ برنامه‌ای برای کاهش اختیارات قالیباف ندارد

    اعتمادآنلاین| هنوز دهمین دوره مجلس شورای اسلامی پایان نیافته بود و علی لاریجانی همچنان مالک بلامنازع قدرتمندترین کرسی پارلمان بود و قوه مقننه را سکانداری می‌کرد که دوباره از گوشه و کنار انتقاداتی به او و سبک و سیاق ریاستش بر ساختمان هرمی‌شکل میدان بهارستان بلند شد. انتقاداتی که در تمام دوره‌های حضور فرزند آمیرزا هاشم آملی در مجلس وجود داشت و گاهی اصولگرایان و گاهی اصلاح‌طلبان را به فریاد از نوع مدیریت او بر پارلمان وامی‌داشت. این بار اما زمزمه‌ها بی‌هدف نبود. اصولگرایان که از قرار معلوم به خوبی دریافته بودند که به ‌واسطه نوع نگاه شورای نگهبان و گسترده‌ترین ردصلاحیت تاریخ جمهوری اسلامی در انتخاباتی بی‌رقیب پارلمان یازدهم را به دست خواهند گرفت، از طرحی سخن به میان آوردند و وعده اجرای‌شان را در یازدهمین مجلس ایران پس از انقلاب دادند که در نتیجه آن نه ‌تنها اختیارات رییس مجلس کاهش می‌یافت، بلکه از خودکامگی و انحصارطلبی او نیز جلوگیری به عمل آورده و آرزوی تشکیل مجلسی به ۲۹۰ نماینده برابر را محقق می‌کرد. وعده‌ای که این روزها به دست باد سپرده شده و از قرار معلوم مجلس‌ یازدهمی‌ها هیچ عزمی برای اجرایش ندارند.

    انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی بی‌رقیب بود و تصاحب اکثر قریب به اتفاق کرسی‌های سبز ساختمان هرمی‌شکل میدان بهارستان توسط اصولگرایان تضمین شده ولی هیچ‌ کدام از این عوامل سبب نشد تا مدعیان این جریان سیاسی از رقابت درون گروهی پرهیز کنند. چندین و چند لیست بیرون آمد و معیار قضاوت شد پایبندی افراد به دو شعار «شفافیت» و «کاهش اختیارات رییس مجلس». شعارهایی که حالا و با گذشت ۳ ماه و ۶ روز از تشکیل پارلمان یازدهم نه‌تنها عملیاتی نشده، بلکه حداقل درباره موضوع کاهش اختیارات محمدباقر قالیباف به عنوان رییس قوه مقننه که این روزها رویاهایش در مقام رییس‌جمهوری را عملیاتی می‌کند و با نوع متفاوتی از سفر استانی، بیش از هر کسی روزگار ریاست محمود احمدی‌نژاد بر «پاستور» را تداعی می‌کند، از قرار معلوم به فراموشی سپرده شده و ساکن این روزهای کرسی ریاست مجلس قصد واگذاری بخشی از اختیاراتش به صحن علنی و سایر نمایندگان را ندارد.

    غصب یک طرح

    در میان این گیرو‌دار و بدعهدی‌ها اصولگرایانه، شاید کمتر کسی بداند که طرح کاهش اختیارات رییس مجلس که امیرحسین قاضی‌زاده‌هاشمی، نایب رییس اول این روزهای مجلس در نقش حامی اصلی‌اش ظاهر شده و آن را در طرح تحول پارلمان که از قرار معلوم از طریق قرارگاهی با حضور دو حقوقدان شورای نگهبان پیگیری می‌شود، گنجانده، نه‌تنها متعلق به اصولگرایان و فعالان منتهی‌الیه راست سیاست ایران نیست، بلکه نخستین‌بار در مجلس دهم و آن ‌هم از سوی جمعی از نمایندگان اصلاح‌طلب قوه مقننه با محوریت «سیده حمیده زرآبادی»، نماینده اصلاح‌طلب قزوین در مجلس دهم طراحی شد ولی به ‌خاطر عدم‌ حمایت تمام‌قد فراکسیون امید و البته نفوذ غیرقابل انکار علی لاریجانی در کمیسیون‌ها به ‌ویژه کمیسیون تدوین آیین‌نامه داخلی مجلس راه به جایی نبرد و هم‌اکنون در صف طول و دراز طرح‌های بررسی نشده در این کمیسیون قرار گرفته است. بدین ترتیب به نظر می‌رسد که اصولگرایان مجلس یازدهم در حالی عنوان طرح اصلاح‌طلبان در پارلمان دهم را به یغما برده و اصطلاحا غصب کرده‌اند که حداقل تا زمان نگارش این گزارش نتوانسته‌اند حتی یک طرح مدون برای کاهش اختیارات رییس قوه مقننه ارایه کنند؛ حال آنکه طرح «طرح کاهش اختیارات اجرایی، اداری و مالی رییس مجلس و افزایش اختیارات و قدرت اجرایی هیات رییسه و پیشنهاد تشکیل سازمان اداری مجلس» ریز به ریز به موارد اختیارات رییس مجلس ورود کرده است.

    بر اساس این طرح، انتخاب کلیه معاونت‌های مجلس و واحدهای مستقل زیر نظر رییس قوه مقننه به رییس سازمانی تحت‌ عنوان «سازمان اداری مجلس» که در ابتدای هر دوره با رای اکثریت نمایندگان مجلس انتخاب شده، واگذار می‌شود و هیات‌رییسه قوه مقننه نیز وظیفه نظارت بر اقدامات او را عهده‌دار خواهد شد. زرآبادی، نماینده مجلس دهم که با حکم عدم التزام به اسلام شورای نگهبان از حضور در انتخابات مجلس یازدهم منع شد، به عنوان طراح این طرح به «اعتماد» گفت که «نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در اقدامی قابل ‌تامل اختیارات رییس مجلس را تا حد قابل ‌توجهی افزایش داد و از آن زمان به بعد انتصاب کلیه معاونت‌های مجلس و ریاست مرکز پژوهش‌ها و واحدهای فعال در قوه مقننه به شخص رییس مجلس واگذار شد و از آن پس عملا نمایندگان دیگر اختیاری بر این مباحث نداشتند. ما در این طرح پیشنهاد دادیم روند تغییر کرده و همچون انتخاب رییس کمیسیون اصل ۹۰، رای نمایندگان تعیین‌کننده رییس سازمان اداری مجلس باشد و او معاونت‌ها و روسای ادارات را منصوب کند تا بدین شیوه نه‌تنها از خودکامگی رییس قوه مقننه جلوگیری به عمل آید، بلکه امکان نظارت برای نمایندگان وجود داشته باشد.» او درباره چرایی عدم تصویب این طرح در کمیسیون تدوین آیین‌نامه در مجلس دهم نیز گفت: «این طرح به کمیسیون تدوین ارایه شد و من حتی پس از اجلاسیه چهارم نیز با توجه به قطعی بودن عدم حضور لاریجانی در مجلس یازدهم خواستار بررسی آن شدم ولی هر بار در این کمیسیون بهانه‌هایی آوردند و درنهایت این طرح تا امروز بررسی نشده است.»

    رییس‌تر از «رییس»!

    نماینده قزوین در بخشی از گفت‌وگوی خود با «اعتماد» عدم بررسی طرح خود برای کاهش اختیارات رییس مجلس در پارلمان دهم را «نفوذ و قدرت علی لاریجانی» اعلام کرد، نفوذ و قدرتی که از قرار معلوم به شکل تشدید شده از سوی محمدباقر قالیباف در مجلس یازدهم اعمال شده تا رویای کاهش اختیارات رییس مجلس و امکان ایجاد نظارت بر عملکرد معاونت‌های قوه مقننه و واحدهای مستقل حاضر در آن بیش از هر زمانی دور از دسترس قرار بگیرد. نباید فراموش کرد که همین معاونت‌ها هر ساله و در جریان اجلاسیه‌های پارلمان نقش بسزایی در تداوم ریاست یک فرد دارند و از این‌رو سخت‌ترین کار ممکن در ساختمان هرمی‌شکل میدان بهارستان، تغییر فردی است که در سال نخست هر دوره مجلس کرسی ریاست را تصاحب می‌کند. در این میان اما قالیباف به خوبی نیروهای نزدیک و متمایل به خود و نوع نگاهش به سیاست را در کرسی‌های مختلف مجلس از مرکز پژوهش‌ها و دیوان محاسبات گرفته تا حوزه ریاست و معاونت‌های مختلف پارلمان نشانده و در این مسیر از کمیسیون‌های مختلف مجلس نیز چشم‌پوشی نکرده است؛ به‌طوری که با ۴۱ مصوبه ۴۱ فرد خاص راهی کمیسیون‌های مختلف شدند تا دست برتر در این کمیسیون‌ها نیز با رییس این روزهای پارلمان باشد.

    قالیباف حالا در مجلس در شرایطی قرار گرفته که اگر از لاریجانی که به اختصار نامش را «رییس» نهاده بودند، «رییس‌تر» نباشد، اختیارات و نفوذش بر پارلمان کمتر نخواهد بود؛ ضمن آنکه علی لاریجانی هم در مجلس نهم و هم در مجلس دهم با رقبای به‌ قول گزارشگران ورزشی «چغر» و «بد بدنی» همچون حدادعادل و محمدرضا عارف مواجه بود و از این‌رو حتی اگر می‌خواست هم نمی‌توانست یکه‌تاز «بهارستان» باشد و به ناچار گاه و بی‌گاه امتیازاتی را به رقبا واگذار می‌کرد ولی قالیباف نه‌تنها رقیب قدری مقابل راهش نمی‌بیند، بلکه امروز در قامت رییس قوه در راس امور جمهوری اسلامی، چندان بی‌میل نیست که وارد امور اجرایی شود و مقابل دوربین‌های صداوسیما بنشیند و برنامه اقتصادی ارایه و سفر استانی انجام دهد و به استانداران و فرمانداران امر و نهی کند. آخرین گام قالیباف برای تکمیل کادر حکمفرمایی‌اش در پارلمان، تیم رسانه‌ای است که از قرار معلوم قرار است با نیروهای روزنامه خراسان تکمیل شود، چنانکه پایگاه خبری دید‌بان ایران در خبری اختصاصی از انتصاب «امیرحسین یزدان‌پناه»، دبیر سیاسی سابق روزنامه خراسان به عنوان «مدیرعامل جدید خبرگزاری خانه ملت» نوشته است.

    طرحی ندارند اما…

    همه این مسائل کنار هم می‌تواند گواهی باشد بر لزوم کاهش اختیارات رییس مجلس و پیگیری با جدیت هر چه تمام‌تر این مهم در مجلس یازدهم ولی از قرار معلوم نه‌تنها چنین نیست، بلکه اصولگرایان وعده‌های روزهای نه چندان دور خویش را نیز به کلی به دست فراموشی سپرده‌اند. چنانکه اکثر آنان هیچ رغبتی به موضوع کاهش اختیارات رییس مجلس نشان نمی‌دهند. فرهاد بشیری، نماینده پاکدشت و عضو فراکسیون نیروهای انقلاب در جریان گفت‌وگوی خود با «اعتماد»، صراحتا اختیارات امروز قالیباف را نشات گرفته از «آیین‌نامه داخلی» مجلس دانست و با تاکید بر لزوم «احترام به قانون و اجرای آیین‌نامه مجلس» گفت که «امروز در مجلس نماینده‌تر نداریم و همه یک رای دارند. معاونان مجلس نیز جایگاه بالاتری از نمایندگان ندارند و این رییس و مرئوسی‌ها که شما می‌گویید، برداشت جامعه ایران است وگرنه ما در مجلس همه برابر هستیم بنابراین اعلام می‌کنم که هیچ طرحی برای کاهش اختیارات رییس مجلس نداریم، چراکه اختیارات قالیباف و هیات رییسه نیز همچون سایر نمایندگان است.»

    این گفته‌ها که حداقل خبرنگار روزنامه «اعتماد» از زبان ۴ نماینده دیگر تهران، یک نماینده اصفهان و یک نماینده تبریز هم شنیده، به خوبی خبر از نفوذ قالیباف بر نمایندگان می‌دهد ولی در این میان از قرار معلوم هستند گروهی که همچنان با قالیباف و اقداماتش مخالفند و ابایی نیز از بیان این مسائل ندارند؛ چنانکه حسین میرزایی، نماینده اصفهان در جریان گفت‌وگوی خود با «اعتماد» تلویحا شرط تداوم ریاست قالیباف در مجلس را عدم حضور او در انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام کرد. او پیش‌تر نیز در گفت‌وگوی خود با ایلنا با انتقاد از سفر استانی قالیباف به خوزستان، نه‌تنها احتمال انتخاباتی بودن این سفر را رد نکرده بود، بلکه خواستار توجه بیشتر رییس مجلس به اولویت‌های پارلمان شده بود.

    بدین ترتیب می‌توان گفت که اگرچه قالیباف با تقسیم مناصب و نفوذ خود به خوبی توانسته از تدوین طرحی برای کاهش اختیاراتش در مجلس جلوگیری کند ولی همچنان با مخالفانی در پارلمان روبه‌رو است که اگرچه وزنی یکسان با او ندارند ولی عده و عده‌شان چنان هست که بتوانند در مسیر نیل قالیباف به ایده‌آل‌ها و آرزوهایش مثال سدی درون‌پارلمانی عمل کنند، سدی که هر لحظه و با توافقاتی پشت‌ پرده امکان فرو ریختنش وجود دارد و این یعنی پارلمان برای فرار از خودکامگی راهی ندارد جز تقسیم اختیارات رییس مجلس و نظارت‌پذیرسازی معاونت‌ها و واحدهای قوه مقننه.

    منبع: روزنامه اعتماد

  • وعده انتخاباتی ترامپ: ۱۱ آبان واکسن کرونا توزیع می‌شود

    وعده انتخاباتی ترامپ: ۱۱ آبان واکسن کرونا توزیع می‌شود

    اعتمادآنلاین| دولت آمریکا به ایالت‌های این کشور اعلام کرده آماده توزیع واکسن کرونا از یکم نوامبر (۱۱ آبان) باشند

    در حالی دولت ترامپ چنین ادعایی را مطرح کرده که انتخابات آمریکا ۱۳ آبان برگزار می‌شود.

    در حال تکمیل.

  • قالیباف: همه دسیسه‌های دشمنان برای پشیمان کردن مردم از انقلاب است

    قالیباف: همه دسیسه‌های دشمنان برای پشیمان کردن مردم از انقلاب است

    قالیباف: همه دسیسه‌های دشمنان برای پشیمان کردن مردم از انقلاب است

     

    اعتمادآنلاین| محمدباقر قالیباف عصر امروز (چهارشنبه، ۱۲ شهریورماه) در ادامه نظارت میدانی بر حوزه‌های انتخابیه نمایندگان خوزستان به منطقه ایذه سفر کرد و ضمن حضور در جمع مردم روستای کم برخوردار سادات حسینی، گفت: از نخستین روز حضور در مجلس یازدهم به مردم قول دادیم که راه امام راحل (ره)، رهبر معظم انقلاب و شهیدان را سرلوحه امور قرار دهیم.

    رئیس قوه مقننه تصریح کرد: امام خمینی (ره) فرمودند یک تار موی کوخ نشینان را به همه کاخ نشینان نمی‌دهم؛ در واقع انقلاب اسلامی برای مستضعفان و محرومان است زیرا آن‌ها در این راه مجاهدت کردند و در میدان جنگ با دشمنان شهید و جانباز شده‌اند.

    قالیباف افزود: بر این اساس نمایندگی همه مردم به ویژه محرومان را وظیفه خود می‌دانیم لذا اولین نظارت میدانی را از استان خوزستان آغاز کردیم.

    رئیس مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: وقتی عنوان می‌کنیم که به مردم خوزستان مدیون هستیم، تعارف نداریم. پیش از حضور در مجلس نیز بارها به خوزستان سفر کردم، امکانات فراوانی در این استان وجود دارد اما شاهد محرومیت‌های متعددی هستیم. به عنوان مثال ۶ میلیارد مترمکعب آب در سد نزدیک روستای سادات حسینی وجود دارد اما مردم روستا تشنه لب هستند و چنین مشکلاتی در اقصی نقاط استان به چشم می‌خورد.

    قالیباف یادآور شد: احداث سد کار خوبی بود اما برخی جاده‌های قدیمی مربوط به روستاها که زیر آب رفته‌اند باید احیا شوند. نمی‌توان بعد از گذر زمان همچنان شاهد مشکلات برطرف نشده بود.

    رئیس قوه مقننه تصریح کرد: در سفر به استان خوزستان به روستاهای محروم این سرزمین در مرز استان کهکیلویه و بویراحمد رفتیم تا به وظیفه نظارتی خود عمل کرده باشیم و به بررسی اجرای قانون بپردازیم.

    وی تاکیدکرد: اعتبارات باید به درستی و با دقت هزینه شود از این رو تلاش می کنیم با کمک نمایندگان استان در سال آینده و در راستای تدوین برنامه هفتم توسعه، حل مشکلات مناطق محروم را در اولویت قرار دهیم.

    قالیباف با اشاره به درد دل‌های جوانان روستای سادات حسینی ایذه، گفت: جوانان منطقه عنوان کردند که نیازی ندارند کسی به آن ها پول بدهد، زیرا تحصیل کرده‌اند و دارای تخصص هستند و فقط نیاز به شغل دارند. این حرف و مطالبه درستی است و براین اساس سفرها و پیگیری‌های بعدی برای نظارت میدانی فعال خواهد شد تا در یک سال آینده شاهد بهبود شرایط باشیم.

    وی تاکید کرد: من نمی گویم در یک سال آینده همه مشکلات حل می شود اما سال بعد باید شرایط نسبت به اکنون تغییر کرده باشد.

    رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به هجمه‌ها و فشارهای دشمنان خصوصا آمریکایی‌ها، اظهار کرد: همه فشارها و دسیسه‌های دشمنان برای پشیمان کردن مردم از انقلاب است اما در همین شرایط سخت با کمک مردم و روحیه و کار جهادی مشکلات را حل می‌کنیم و دشمن ناامید خواهد شد.

    یکی از اهالی روستای سادات حسینی در گفت‌وگو با رئیس مجلس از کمبود آب شرب و کشاورزی و پاسخگویی نامناسب مسئولان انتقاد کرد و گفت: متاسفانه منطقه دهدز از خدمات برق رسانی پایدار برخوردار نیست.

    وی افزود: متاسفانه پس از آبگیری کارون ۳، زیرساخت‌ها دچار مشکل شدند و هنوز هم بازسازی نشده است. جاده‌های روستایی نیز شرایط نامناسبی دارند که سبب بروز آسیب‌های متعددی برای خانواده‌ها شده است.

    منبع:‌ایسنا

  • توضیح مجدد وزیر ورزش درباره قرارداد ویلموتس

    توضیح مجدد وزیر ورزش درباره قرارداد ویلموتس

    توضیح مجدد وزیر ورزش درباره قرارداد ویلموتس

     

     

    اعتمادآنلاین| حسین میرزایی، نماینده مردم اصفهان و عضو کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی  از حضور مجدد مسعود سلطانی‌فر، وزیر ورزش و جوانان در کمیسیون اصل نود با موضوع بررسی قرارداد مارک ویلموتس سرمربی سابق تیم ملی فوتبال کشورمان خبر داد.

    وی افزود: این نشست شنبه هفته آتی با حضور برخی مسؤولان فعلی و سابق فدراسیون فوتبال و جمعی از اعضای هیأت رئیسه برگزار خواهد شد.

    عضو کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در این نشست برخی اعضای کمیسیون فرهنگی و فراکسیون ورزش مجلس هم حاضر شده و در نشست دوم بررسی قرارداد ویلموتس مباحث جدیدتری را بررسی خواهیم کرد.

    منبع: فارس