محمدرضا عظیمی زاده عصر دوشنبه در جمع خبرنگاران اظهار داشت: ویژه برنامه بانوی بهشت کاری از فرهنگسرای رسانه جمعه پانزدهم آذر همزمان با شب وفات حضرت معصومه )س( در رفسنجان برگزار می شود.
وی افزود: شهر رفسنجان روز جمعه هفته جاری میزبان مهدیار رمضان پور مشهور به مهدیار خراسانی مداح و حماسه سرای چهار ساله کشور در تالار خیام دانشگاه ولی عصر(عج) خواهد بود.
شهردار رفسنجان اظهار کرد: حضرت معصومه (س) از بانوان مورد تکریم و دارای مقام شفاعت است و برپایی چنین آیین های سوگواری می تواند ادای دینی به محضر ایشان باشد.
عظیمی زاده یادآور شد: در بیان فضائل و کرامات حضرت همین بس که امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کس کریمهٴ اهلبیت فاطمهٴ معصومه (ع) را زیارت کند بهشت برای اوست.
شهردار رفسنجان با دعوت از عموم شهروندان و مشتاقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهماالسلام برای شرکت در این مراسم پرفیض و برکت، افزود: سخنرانی حجت الاسلام شیخ مصطفی رمضانی و اجرای گروه نمایش هیوا از دیگر عناوین ویژه برنامه بانوی بهشت خواهد بود.
عظیمی زاده افزود: ویژه برنامه بانوی بهشت از ساعت ۵ و ۳۰ دقیقه عصر روز جمعه پانزدهم آذر در تالار خیام دانشگاه ولی عصر عج آغاز می شود.
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: شیلی در هفته های اخیر شاهد تظاهرات میلیون ها نفر از مردم این کشور بوده است که از سیاست های دولت لیبرال به ستوه آمده اند، اما این تجمعات میلیون نفری در شیلی برخلاف تجمعات چندهزار نفری عراق در رسانه های غربی مورد سانسور واقع شد در حالیکه تظاهرات میلیونیِ اخیر مردم شیلی، یکی از بزرگترین تظاهرات در دهههای اخیر این کشور محسوب میشود، رسانههای جریان غالب جهانی ترجیح میدهد تمام وقت، به انعکاس شورشهای خیابانی عراق بپردازند. این تظاهرات در اعتراض به سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی است که سالهاست در این کشور حاکمیت دارد. شیلی محل تولد و اولین جایی از جهان بود که نئولیبرالیسم در آن به اجرا گذاشته شد.
دو سال بعد از کودتای آگوستو پینوشه، وی دست به اصلاحاتی زد که توسط یک تیم اقتصادی طراحی شده بود که در آمریکا تحت نظر میلتون فریدمن نظریهپرداز نئولیبرالیسم، تحصیل کرده بودند. آنها در شیلی با عنوان پسرهای شیکاگو شناخته میشدند. با حاکمیت پسران شیکاگو، شیلی از اقتصادی درونگرا به اقتصادی آزادسازی شده و ادغام شده در اقتصاد جهان تبدیل شد که نیروهای بازار برای هدایت بیشتر تصمیمات اقتصادی، آزاد گذاشته شده بودند. میلتون فریدمن دو سال پس از کودتا در ۱۹۷۵ با پینوشه ملاقات کرد و ژنرال از او خواست در نامهای نظرش را راجع به اقتصاد شیلی بنویسد. میلتون فریدمن برای توصیف اقتصاد شیلی در زمان پینوشه از ترکیب «معجزه شیلی» استفاده کرد.
آنچه امروز مردم شیلی به آن اعتراض میکنند نتیجه سالها حاکمیت نظریات میلتون فریدمن بر این کشور است. در حال حاضر در شیلی ۳۰ درصد از ثروت در اختیار فقط یک درصد از مردم قرار دارد. شیلی از نظر میزان نابرابری در منطقه بهاتفاق برزیل در جایگاه اول قرار دارد. فرجام اعتراضات شیلی در هفته های اخیر این بود که همه پرسی در مورد قانون اساسی جدید برگزار شود که این امر در فروکش کردن اعتراضات موثر بود. تحت این همه پرسی از مردم شیلی پرسیده خواهد شد که آیا ایده ایجاد قانون اساسی جدید را می پذیرند یا خیر. پس از هفته ها اعتراض و تظاهرات خشونت بار، اکثر نظرسنجی ها نشان می دهد که جنبش اعتراضی شیلی از حمایت ۷۵ درصد از مردم این کشور برخوردار است.
در گفتگو با ناصر فکوهی، استاد انسانشناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسانشناسی و فرهنگ، به بررسی تأثیرات نئولیبرالیسم بر کشور شیلی و همچنین تحلیل شرایط ایران در مواجهه با اقتصاد نئولیبرالی نشستیم؛
*شیلی غالباً به عنوان الگوی موفقیت اقتصادی در آمریکای لاتین معرفی میشود. شیلی اولین کشوری است که دستورالعملهای دکترین نئولیبرالیِ تجویزشده ازسوی مکتب شیکاگو در آن به کار بسته شد. در چنین بافت و زمینهای، خیزش فعلی را چگونه باید توضیح داد؟ آیا می توان خیزش مردمی فعلی را نتیجه چهلسال سیاست های نئولیبرالی دانست؟
موقعیت شیلی و سایر کشورهای آمریکای لاتین را متأسفانه باید تا حد زیادی در چارچوب سیاستهای ژئوپلتیک آمریکا به مثابه یکی از دو قدرت اقتصادی بزرگ جهان کنونی (در کنار چین) ارزیابی کرد. این وضعیتی است که از پس از جنگ جهانی دوم به تدریج تا امروز به وجود آمده است. وضعیتی که کینز نسبت به آن هشدار می داد: جهانی به شدت پولی شده، در یک اقتصاد بازار بدون محدودیت و نئولیبرالی بر پایه اقتصاد جهانی پول و دلار-محور، با یک قدرت سیاسی – اقتصادی بزرگ که مردم آن بسیار بالاتر از سطح اقتصادی کشور خود و برغم یک اقتصادی نابرابرگرا، با یک سطح زندگی نسبتا بالا به حیات خود ادامه میدهند.
آمریکا در نقاط حساسی از جهان، سیاستی به شدت ضد دموکراتیک دارد که این امر را ما دستکم در سه منطقه آسیای جنوب شرقی، خاور میانه و آمریکای لاتین میبینیم
این وضعیت آمریکا در نیم قرن گذشته بوده، کشوری که بر اساس قرضهای خارجی عظیم که به دلار هستند، چنان قدرت نظامی خود را گسترش داده که هیچ ضعف اقتصادیای نتواند ارزش پولش را کاهش دهد، اما ما به ازای این امر، آن بوده که در نقاط حساسی از جهان، سیاستی به شدت ضد دموکراتیک را پیش بگیرد. این امر را ما دستکم در سه منطقه آسیای جنوب شرقی، خاور میانه و آمریکای لاتین میبینیم. در هر سه منطقه آمریکا از دوران جنگ سرد که روسیه تنها قدرت مقابلش بود، تا امروز که چین قدرت اقتصادی بزرگی در برابرش است و روسیه در حال تبدیل شدن به یک بازوی نظامی برای چین، همواره با وحشتی پارانویایی از روی کار آمدن حکومتهای دموکراتیک جلوگیری کرده و برای این کار آماده بوده خشونتآمیزترین رژیمها و بدترین اشکال سرکوب را بپذیرد و نادیده بگیرد؛ کودتا علیه دولت دموکراتیک دکتر مصدق در ایران در ۱۹۵۳ و روی کار آوردن یک دیکتاتور نظامی در ایران، تجربه کودتا و دیکتاتوری سوهارتو در اندونزی در ۱۹۶۵ و تجربه حکومتهای نظامی در آمریکای لاتین که دولتهای قانونی را در دهه ۱۹۷۰ سرنگون کردند، معدودی از نمونههای بسیار این سیاست آمریکا هستند.
اصولا چندان امکانی برای دموکراسی سیاسی و عدالت اقتصادی در مناطق حساس و ژئوپلیتیک که در آنها آمریکا باید قدرت نظامی خود را به کرسی مینشاند یا بنشاند وجود ندارد، از این رو موقعیت کنونی شیلی را باید میراثی از این سیاست دانست و نه تنها حاصل اجرای یک رویکرد اقتصادی لیبرالی و سپس نئولیبرالی
بنابراین سیاست، اصولاً چندان امکانی برای دموکراسی سیاسی و عدالت اقتصادی در مناطق حساس و ژئوپلیتیک که در آنها آمریکا باید قدرت نظامی خود را به کرسی مینشاند یا بنشاند وجود ندارد. هم از این رو موقعیت کنونی شیلی را باید میراثی از این سیاست دانست و نه تنها حاصل اجرای یک رویکرد اقتصادی لیبرالی و سپس نئولیبرالی.
بنابراین باید در نظر داشته باشیم که چرخه معیوب سیاست نظامیگرای آمریکا و تأمین موقعیت طبقه متوسط این کشور بر اساس ضمانت نظامی دلار به مثابه پول جهان از مهم ترین عواملی است که در طول نیم قرن اخیر این کشور را به تشویق سیاستهای نئولیبرالی در همه جای جهان کشانده، زیرا این باور، شاید درست، وجود دارد که در کوتاه و میان مدت، دیکتاتوریها، حکومتهای دزدسالار و پوپولیستی راستگرا و فاسد، با سیاست نئولیبرالی برغم تنشهایی که به دلیل نابرابریهای اقتصادی – اجتماعی در جوامع خود ایجاد میکنند، بهتر میتوانند با سیاستهای نظامیگرا و اشغال عملی جهان و تعادل شکننده کنونی آن با یک چین قدرتمند اقتصادی و یک روسیه ضعیف اقتصادی، اما قدرتمند نظامی و یک اروپای عملاً وابسته به قدرت آمریکا، سازگار باشند تا رشد نظامهای دموکراتیک ولو سوسیال دموکرات روی مدل اروپایی.
درباره شیلی مسئله به صورت قارهای مطرح است و پیشینه آن بیشتر از سایر نقاط جهان است و از ابتدای قرن آمریکا بر آن بوده و هست که آمریکای لاتین را «حیاط خلوت» خود بداند. در نتیجه عملاً هربار حکومتهای چپگرا یا حتی دموکراتیک طرفدار عدالت اجتماعی بر سرکار آمدهاند به صورتهای مختلف آنها را تخریب کرده است و این به دلیل شکنندگی و عدم رشد عمومی قاره ممکن بوده است. این همان اتفاقی است که در سال ۱۹۷۰ در شیلی نیز افتاد. حکومت سالوادور آلنده، اصلاحات اقتصادی عدالتجویانهای را آغاز کرد، اما ابزارهای لازم برای کنترل موقعیت را نداشت و به همین جهت به سرعت به سوی به هم ریختگی اقتصادی و نارضایتی اقشار به ویژه طبقه متوسط پیش رفت که به شدت از طرف آمریکا تقویت شدند و زمینه را برای کودتای ۱۹۷۳ نظامیان به سرکردگی پینوشه آماده ساختند.
پینوشه با کودتایی آمریکایی که این کشور هرگز مسئولیت خود را در آن نپذیرفت، به قدرت رسید، اما بر خلاف تصور احزاب و سیاستمداران سوسیال مسیحی و راست معتدل، نه فقط خشونتی بینهایت هولناک به کار برد، بلکه ابداً حاضر نشد به عنوان یک عامل گذار سریع به حکومت راست متعارف در شیلی شود. برعکس، خود تصمیم گرفت سیاستهای اقتصادی «مکتب شیکاگو» یا همان «بچههای شیکاگو» (Chicago Boys) معروف میلتون فریدمن را اجرا کند.
بدین ترتیب پینوشه یک سال به مثابه دیکتاتور رسمی تا ۱۹۷۴، سپس ۱۵ سال به عنوان رئیس جمهور (تا ۱۹۹۰)، ۸ سال به عنوان فرمانده کل نیروهای نظامی (تا ۱۹۹۸) و مابقی عمر را از طریق نفوذ خود تا ۲۰۰۶ در شیلی حاکم و سیاستهای نئولیبرالی را هدایت میکرد یا به شدت زیر حمایتش بودند. هر چند ریاست جمهوری خانم میشل بشلت در دو دوره ۴ ساله (از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ و از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸) همراه با آغاز گروهی از اصلاحات اقتصادی برای بازگرداندن این کشور به موقعیتی متعارف انجام گرفت، اما وی هرگز فرصت آن را نیافت که برای تثبیت موقعیت جامعه خود اقدامی عملی انجام دهد و رییس جمهور میلیاردر شیلیایی (که ثروتش به بیش از دو میلیارد دلار تخمین زده میشود) از ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴ و سپس از ۲۰۱۸ تا امروز، بار دیگر شیلی را به زیر سیاستهای نئولیبرالی بانک جهانی کشاند که نتیجهاش را امروز شاهدیم.
وضعیت امروز شیلی مستقیما به دو عامل بستگی دارد: یکی تمایل دراز مدت و پیوسته آمریکا به حفظ آمریکای لاتین به مثابه حیاط خلوت و قارهای که زیر سلطه شبه استعماری اش باقی بماند، و دوم، سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی فریدمنی که از زمان کودتا تا امروز ادامه داشته است
بنابراین وضعیت امروز شیلی به نظر من مستقیماً به دو عامل بستگی دارد: یکی تمایل دراز مدت و پیوسته آمریکا به حفظ آمریکای لاتین به مثابه حیاط خلوت و قارهای که زیر سلطه شبه استعماری اش باقی بماند و دوم، سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی فریدمنی که از زمان کودتا تا امروز عملاً جز توقف کوتاهی (۸ سال در ۵۰ سال گذشته) در آنها مشاهده نشده است.
*نئولیبرالیسم چه پیامدهایی برای شیلی و کشورهایی از این دست داشته است؟ با توجه به اینکه در ایران در دوره سازندگی و همچنین در سال های اخیر این سیاست های نئولیبرالی پیگیری شد، آیا می توان شرایط اقتصادی امروز کشور را نتیجه اجرای این سیاست ها دانست؟
ابتدا باید یک بار دیگر بر تفاوت سیاستهای اقتصاد مبتنی بر بازار، اما انسان- محور و امروز شاید بتوان گفت انسان- طبیعت – محور (که آنها را میتوان همچون در آمریکا «لیبرال» خواند) و «نئولیبرالیسم» که در آمریکا عمدتاً به آن «نیو کانسرواتیسم» یا «نیوکان» گفته میشود، تأکید کرد. سیاستهای اقتصادی لیبرالی امروز عمدتاً در کشورهای اسکاندیناوی و تا اندازهای در اروپای غربی حاکم هستند و در آمریکا نیز حزب دموکرات (به ویژه جناحهای مترقی آن) و گروههای مستقل و متمایل به چپ از آن دفاع می کنند. در این سیاست، هر چند از بازار به مثابه محور مهم رشد و توسعه اقتصادی دفاع میشود، دغدغه اساسی به خدمت در آوردن اقتصاد برای رفاه انسانها، ایجاد توسعه متوازن در هر کشور و در میان کشورهای مختلف جهان، مبارزه با فقر و ایجاد حقوق اقتصادی دموکراتیک در کنار دموکراسی سیاسی در تمام جهان و از میان بردن تبعیضها است.
در برابر این رویکرد، اقتصاد نئولیبرالی که در آمریکا به وسیله حزب جمهوریخواه و فاشیستها (ملیگرایان سفید)(white nationalist) حمایت می شود را داریم که طرفدار نوعی داروینیسم اقتصادی، آزادی مطلق و بدون کنترل اقتصاد بازار و رها کردن فقرا و فرودستان به حال خودشان است. این رویکرد اقتصادی البته با رویکردهای ضد دموکراتیک و پوپولیستی و دیکتاتورمنشانه و مافیایی و فاسد در سراسر جهان پیوند خورده است. ترامپیسم را امروز یکی از اشکال حاد این نئولیبرالیسم پوپولیستی به حساب می آورند که پس از ترامپ در اروپای شرق و غربی و آمریکای لاتین (برزیل، شیلی، لهستان، مجارستان، ایتالیا و…) و سایر نقاط جهان نیز ظاهر شد.
حاصل غلبه نئولیبرالیسم از لحاظ اقتصادی در جهان همانگونه که کینز پیش بینی میکرد؛ اغتشاش بزرگ مالی، افزایش شدید نابرابریهای اقتصادی چه در کشورهای توسعه یافته و چه میان این کشورها و سایر کشورهای جهان، کوچک شدن طبقه متوسط اقتصادی و از لحاظ سیاسی تضعیف دموکراسی و رشد و قدرت گرفتن رادیکالیسمها و گرایشهای پوپولیستی و تندرو، ملیگراییهای افراطی، نژادپرستی و دیکتاتوریها و خشونتهای قومی و ضد اقلیتها در تمام جهان است
نئولیبرالیسم از پس از جنگ جهانی دوم رفتهرفته و با حرکتی آرام که از سالهای دهه ۱۹۹۰ شدت گرفت، در تقریباً همه کشورهای توسعه یافته غالب شد و کشورهای در حال توسعه را نیز از طریق دو ابزار اصلی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی وادار کرد که از آن تبعیت کنند. حاصل غلبه نولیبرالیسم از لحاظ اقتصادی در جهان همانگونه که کینز پیش بینی میکرد؛ اغتشاش بزرگ مالی، افزایش شدید نابرابریهای اقتصادی چه در کشورهای توسعه یافته و چه میان این کشورها و سایر کشورهای جهان، کوچک شدن طبقه متوسط اقتصادی و از لحاظ سیاسی تضعیف دموکراسی و رشد و قدرت گرفتن رادیکالیسم و گرایشهای پوپولیستی و تندرو، ملیگراییهای افراطی، نژادپرستی و دیکتاتوریها و خشونتهای قومی و ضد اقلیتها در تمام جهان است.
در ایران نیز وضعیت به همین گونه بوده یعنی از دهه ۱۳۷۰ با رشد نئولیبرالیسم رفتهرفته شاهد یورش گسترده به تمام دستاوردهای انقلاب و تخریب سیستماتیک گروههای درآمدی متوسط و تبعات منفی دیگر نئولیبرالیسم بودهایم که ملیگراییهای نژادپرستانه مرکزگرا از یک سو و ملیگراییهای قومگرایانه و تندروی محلی از سوی دیگر، رودرروی یکدیگر شدت گرفتهاند و کشور را با خطرات جدید و واقعی روبرو کردهاند.
*به نظر شما فرجام نئولیبرالیسم ایرانی چه خواهد بود و چه آینده ای در صورت پیگیری این سیاست ها برای ما قابل تصور است؟ و چه راه برون رفتی برای این وضعیت می توان ترسیم کرد؟
به نظر من نئولیبرالیسم چه در ایران و چه در جهان سرنوشت یکسانی خواهند داشت: ما این سرنوشت را در یک گستره میتوانیم ببینیم با سناریوهای بیشمار که در دو سویش از یک طرفش یا تخریب کامل و نابودی نظامهای اقتصادی – اجتماعی و سیاسی در پهنههای کوچک و بزرگ قرار دارد(نظیر تخریب کشورهایی مثل عراق و افغانستان و سوریه در خاور میانه) یا مافیایی شدن کامل نظامهای سیاسی و پیوند خوردن آنها با مافیای جهانی یعنی به خدمت در آمدن دولت- ملت ها زیر سلطه مافیاها و شرکتهای چندملیتی (نظیر آنچه در کشورهای منطقه قفقاز، تا حدی در اروپای شرقی و آسیای جنوب شرقی و تا حدی در ترکیه میبینیم). این یک سوی حاد گسترهای است که میتواند نتیجه نئولیبرالیسم باشد که در یک کلام باید به آن عنوان آنومی عمومی سیستمهای اقتصادی اجتماعی و سیاسی در خدمت قدرتهای سیاسی و اقتصادی فراملی را داد.
اما سوی دیگر که سوی امیدوارکننده و آرمانی است، به نتیجه رسیدن جنبشهای مقاومت غیر خشونتآمیزی است که امروز از آمریکا و جنبش گسترده ضد ترامپ تا روسیه و چین و تمام جهان سوم به چشم می خورد و در پایه آن جامعه مدنی و سازمانهایش قرار دارند و ممکن است بتوانند نظام قدرتهای فراملی و نظامهای دولتی وابسته به آنها را به زانو در آورند. برگ برنده در سویه هیولاییِ این گستره، قدرتهای بزرگ اقتصادی و نظامی و اقتصادی، نظام سرمایه داری بانکی و ابزارهای مخوف آن و سیستمهای جنگ طلب و نظامی گرا و نظامهای مافیایی گستردهای است که امروز در جهان ایجاد شده و با بهرهبرداری از فناوریهای جدید از جمله شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی در حال تخریب دموکراسیها و روی کار آوردن پوپولیسمهای ملیگرا هستند.
نئولیبرالیسم چه در ایران و چه در جهان سرنوشت یکسانی خواهند داشت: ما این سرنوشت را در یک گستره میتوانیم ببینیم با سناریوهای بیشمار که در دو سویش از یک طرفش یا تخریب کامل و نابودی نظامهای اقتصادی – اجتماعی و سیاسی در پهنههای کوچک و بزرگ قرار دارد یا مافیایی شدن کامل نظامهای سیاسی و پیوند خوردن آنها با مافیای جهانی یعنی به خدمت در آمدن دولت- ملت ها زیر سلطه مافیاها و شرکتهای چندملیتی
اما برگ برندهای که در رویکرد انسان-محور و طبیعت- محور قرار دارد، تمایل اکثریت قریب به اتفاق مردم جهان (نود و نه در صدیها در برابر یک درصدیها) است و اینکه اگر مبارزهای جدی با پوپولیسم و ایدئولوژیهای ملیگرایی افراطی، نژادپرستی، قومگراییهای خشونت آمیز، نفرت علیه اقلیتها و غیره بشود، گروه یک درصدیها امکان تداوم یافتن نه تنها در دمکراسیها را نخواهند داشت، بلکه ظرفیتهای سرکوب و عمل آنها حتی در جهان سوم نیز به حداقل ممکن می رسد.
*در دوره کنونی شاهد برخی چرخش ها در میان گروه های سیاسی در ایران هستیم، مثلاً عده ای یک روز مدافع روشنفکری دینی می شوند و در فصلی دیگر به دنبال نئولیبرالیسم می روند و سپس در موسمی دیگر به سوی «ناسیونال لیبرالیسم» می شتابند و دور نیست که فردا سخن از «ناسیونال سوسیالیسم» نیز برانند که همان «نازیسم و فاشیسم» است. با این تفاسیر در بین این بافته های ژورنالیستی چه دورنمایی برای این نوع رویکرد قابل تصور است؟
هیچ یک از مواردی که به آنها اشاره میکنید خاص ایران نیست و اغلب پدیدههایی جهانی هستند. همانطور که گفتم نئولیبرالیسم و نظامیگری، مافیای جهانی و شرکتهای چندملیتی برای آنکه بتوانند نظام به شدت ضد مردمی و به شدت نابرابرگرایانه، نخبه گرایانه و داروینیستی خودشان را توجیه کنند ناچارند از مردم یعنی از اکثریت جمعیت جهان استفاده کنند که فاقد قدرت و ثروت هستند، اما مشکل آنها پس از جنگ جهانی دوم این بوده که در طول دورهای سیساله با رشد آگاهی و دموکراتیزه شدن فرهنگ مردم، گروههای میانی و فرودست جامعه باورهای دروغین به «ملی گرایی» و «نژادپرستی» و «تبعیض» یعنی باور به اینکه باید دشمن یکدیگر باشند تا موفق شوند و باور به داروینیسم اجتماعی را از دست دادهاند و به خوبی درک کردند که موفقیت آنها نه در برابر یکدیگر بلکه در کنار یکدیگر امکان پذیر است.
از همین رو نئولیبرالیسم در برنامههایی حساب شده به دنبال احیای سایههای شومی است که در فاصله دو جنگ جهانی، نفرتهای نژادی و طبقاتی و قومی و طبقاتی غیره را میان مردم ایجاد کردند و سبب شدند که با تداوم بخشیدن به این نفرتها گروه اقلیت بتوانند به حفظ موقعیت خودشان ادامه دهند. در یک کلام تا زمانی که ۹۹ درصد این توهم را داشته باشند که میتوانند وارد گروه یک درصد شوند، چنان علیه یکدیگر مبارزه و خشونت به خرج خواهند داد که عملاً موقعیت یکدرصدیها تحکیم شود.
گرایشهایی که در ایران امروز شاهدش هستیم را تقریباً در همه جای جهان میتوانید ببینید. کافی است اسامی را عوض کنیم. آنها را که در ایران در نژادپرستی ملیگرا می بینید در آمریکا ملی گرای سفید و در فرانسه ملی گرا (nationalist) می نامند. از این رو به نظر من، هدف پیش روی ما باید دفاع از گسترش آرام و بدون خشونت و پیوسته آزادیها و حقوق و نهادینه و درونی شدن آنها برای همه مردم و به ویژه برای محرومترین بخشهای جامعه باشد و فاصله گرفتن با هر گونه توهمی که با نشان دادن در باغ سبز سخن از تغییر و تحول یک شبه و بهشت برین شدن میدهد.
رادیکالیسم در هر شکلش در سالهای اخیر مهمترین ابزار برای جاانداختن گرایشهای پوپولیستی و نژادپرستانه و ملیگرایانه راست در همه جای دنیا بوده است. آنچه به عنوان ژورنالیسم نیز به آن اشاره میکنید فکر میکنم شامل نوعی مطبوعات زرد و وابسته در بدترین معنای این واژه میشود که دقیقاً در خدمت همین رویکردها هستند.
به گزارش خبرنگار مهر، حسین توکلی کجانی در نشست خبری با اصحاب رسانه طی سخنانی با اشاره به اینکه خدمت کردن در کنار سیدالکریم و مردمی که قدمت وکمبودهایی دارند افتخار است اظهار داشت: باید روحیه مشارکت و انجام کار جمعی در اولویت کاری ما قرار بگیرد چرا که این عوامل در روند به انجام رسیدن کارها بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
توکلی کجانی با تاکید بر اینکه پست های مدیریتی باید در اختیار جوانان قرار گیرد ، تا کارهای بزرگتری صورت پذیرد افزود: نوع پیگیری و مطالبات از جوانان بود که باعث شد قوانینی مصوب شود که برخی اجرا نکردند.
فرماندار ری در ادامه بیان داشت: در ری باید همدل باشیم ، همدلی باشد کارها پیش میرود و مدیران ری مدیران خوبی هستند و هر کسی در چارچوبی که ما مشخص می کنیم، هر کس توانست طبق این چارچوب حرکت کند، شهرستان توسعه پیدا میکند لذا راه ما تحرک در شهرستان خواهد بود.
وی گفت: اگر نگاه و تفکر سیاسی داریم باید رضایت مردم را به وجود بیاوریم و در ری با ۸ ساعت کار نمیشود موضوعات را پیش برد و اگر امروز می گوییم شهر ری مسائل زیست محیطی دارد ، باید کار را علمی پیش برد و کار کرد و سند توسعه شعرستان ابلاغ شده ، حتی اگر ایرادی هم میبینیم سند توسعه شهرستان را باید الگو قرار بدهیم. (مثلا گفته شده گردشگری اولویت برای شهرستان ری است باید کمک کنیم انجام شود.
به گزارش خبرنگار مهر، انوشیروان محسنی بندپی در جمع خبرنگاران در خصوص مقابله با آلودگی هوا و عوامل مهم زیست محیطی در استان تهران اظهار داشت: باید از روش ها و راهکارها و ایده های دانشگاه ها برای این امر استفاده کنیم.
استاندار تهران از کاشت ۳۰۰ هکتار درخت در استان تهران خبر داد و بیان داشت: این درختان ۱۴ آذر جهت افزایش سرانه فضای سبز و همچنین مقابله با آلودگی هوا کاشته خواهد شد.
محسنی بند پی با بیان اینکه از ابتدای سال تاکنون شرایط جوی دو روز در شرایط ناسالم و ۲۵ روز در شرایط ناسالم برای گروههای حساس قرار گرفته است گفت: امسال در خصوص آلودگی هوا سال سختی را تا کنون پشت سر گذاشته ایم.
وی گفت: روزانه ۷ هزار تن زباله به جز زبالههای بیمارستانی در تهران جمع آوری میشود و باید راهکارهای علمی و کاربردی برای دفع زباله ها ارائه شود تا اعتبارات لازم برای آنها اخذ شود.
تهران- ایرنا- استاندار تهران گفت: برای سلامتی افرادی که در این استان با توپوگرافی و جغرافیای خاص زندگی میکنند و آلودگی هوا سلامت آنها را به خطر میاندازد باید با استفاده از علم ، تکنولوژی روز و استفاده از توان دستگاههای ذی ربط به صورت ریشهای با آلودگی مقابله کنیم.
استاندار تهران با بیان اینکه مسئولان مراکز بهداشت و درمان معتقد هستند که سوزاندن زبالههای بیمارستانی باعث ایجاد گازهای سمی خطرناک سرطانزا می شود گفت: مسئولین مراکز بهداشت به اصولی بی خطر کردن زباله های بیمارستانی اصرار دارند.
به گزارش خبرنگار مهر، محمد تقی زاده عصر دوشنبه در سومین جلسه کارگروه کاهش آلودگی هوای استان تهران که با حضور انوشیروان محسنی بندپی، استاندار تهران برگزار شد با بیان اینکه کانون ریزگردها در استان تهران ۱۰۵ هزار هکتار بیابان است گفت: باید برای ۷۵ هزار هکتار از بیابان های استان تهران برنامه ریزی شود.
تقی زاده با بیان اینکه محدودیت تردد کامیون ها بسیار حرکت مناسب و قابل تقدیری بوده است افزود: بااستفاده از ایجاد فضای سبز می توانیم تا حد زیادی از ورود ریزگردها و همچنین کاهش آلودگی هوا جلوگیری کنیم و در این راستا از ظرفیت های مردمی و مردم نهاد باید بهره کافی را ببریم.
معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری تهران بیان داشت: جهت بیابان زدایی در استان تهران ضروری است که شیوههای مختلف و برنامههای مشارکتی مورد شناسایی قرار بگیرند.
وی افزود: باید از ظرفیت دهیاری ها جهت احداث بوستان های روستایی بهره مند شویم و توسعه بوستان ها در دستور کارها قرار بگیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر ، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری خراسان رضوی گفت:همه مهد کودک ها، پیش دبستانی ها، مدارس در همه مقاطع تحصیلی نواحی هفت گانه مشهد، تبادکان و رضویه در دو نوبت صبح و عصر سه شنبه ۱۲ آذر تعطیل است.
احمد یزدان پناه افزود: همه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی مشهد هم فردا تعطیل است.
وی گفت: این تصمیم با هدف حفظ سلامت دانش آموزان و کاهش ترددهای درون شهری اتخاذ شده است.
هم اکنون شاخص کیفیت هوای مشهد با عدد ۱۴۷ در وضع هشدار قرار دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، شهرام کرمی، دوشنبه شب در مراسم اختتامیه سومین جشنواره ملی تئاتر خیابانی چتر زندگی در یزد بر لزوم حمایت از رویدادهای هنری مردمی از جمله نمایش های خیابانی تاکید کرد.
وی با اشاره به برگزاری سومین جشنواره تئاتر خیابانی به میزبانی یزد اظهار داشت: یزدی ها نمونه موفق و ممتازی از مشارکت در رویدادهای هنری نظیر تئاتر خیابانی هستند و می توانند به عنوان یک الگو در کشور مطرح باشند.
کرمی با بیان اینکه در سطح کشور در زمینه برگزاری رویدادهای هنری، ضعف مشارکت وجود دارد، عنوان کرد: اما مشارکت دستگاه ها در یزد بسیار خوب است و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگی، اجتماعی، ورزشی شهرداری و اداره کل ورزش و جوانان استان یزد در برگزاری رویداد هنری جشنواره تئاتر خیابانی مشارکت بسیار خوبی داشتند.
وی با بیان اینکه تئاتر خیابانی از بهترین نوع تئاترهای مردمی است، افزود: این هنر که در جشنواره ملی تئاتر خیابانی چتر زندگی یزد، مردمیترین ژانر تئاتر دنیا انتخاب شده است یکی از محبوب ترین ژانرهای تئاتر در بین آحاد مردم به ویژه در سه دهه اخیر است.
کرمی با اشاره به اهمیت این شاخه از هنر تئاتر تصریح کرد: هنر تئاتر خیابانی یکی از بهترین و در دسترسترین هنرهاست که افراد با حضور خلاقانه در این رشته از یک زبان برای انتقال فکر و اندیشه و معنا استفاده میکنند.
وی به لزوم اجرای تئاترهای خیابانی و فراهم کردن فضایی برای برگزاری این برنامهها تاکید و اظهار کرد: خوشبختانه در حال حاضر این ظرفیت ایجاد شده که با زبان هنر، ارتباط خوبی با آحاد مردم برقرار شود و میتواند در بردارنده آثار خوبی باشد و منجر به انتقال مفاهیمی در راستای رشد جامعه شود.
به گزارش خبرنگار مهر، پیرو تداوم بارش برف و برودت هوا مدارس برخی از شهرهای اردبیل تعطیل اعلام شد.
پیرو اطلاعیه شامگاهی صادر شده از سوی اداره کل آموزش و پرورش استان اردبیل برای روز سه شنبه ۱۲ آذرماه در سری پیش از ظهر مقاطع پیش دبستانی شهرهای نیر و سرعین تعطیل خواهند بود.
با اطلاعیه صادره از سوی سازمان هواشناسی، سامانه سرد و بارشی از بعد از ظهر دوشنبه وارد استان شده و در روزهای آتی نیز منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
کاهش ۱۰ درجهای دما و بارش برف به ویژه در مناطق مرکزی و جنوبی استان از تاثیرات این سامانه بارشی خواهد بود.
به گزارش خبرنگار مهر، جمال الدین عزیزی، دوشنبه شب در مراسم اختتامیه سومین جشنواره تئاتر خیابانی چتر زندگی که به میزبانی یزد برگزار شد، اظهار داشت: در شهر یزد اهداف فرهنگی با جدیت دنبال می شود و برگزاری جشنواره تئاتر خیابانی چتر زندگی، گامی در مسیر توسعه فرهنگی شهر یزد بود.
وی با اشاره به اینکه این مقوله یک اولویت برای شهرداری یزد است و از این هنر و سایر هنرهای اثرگذار در مسیر توسعه فرهنگی یزد استفاده می کنیم، افزود: هنرمندان سراسر کشور هر زمان که بخواهند می توانند از فضاهای شهرداری یزد برای اجرای نمایش های خیابانی استفاده کنند.
عزیزی عنوان کرد: تئاتر خیابانی مسائل و مشکلات اجتماعی روز را به سادهترین زبان بیان می کند و از آنجا که در بین مردم اجرا می شود، اثرگذاری بالایی دارد بنابراین باید از اجرای آن در سطح شهر به عنوان یک فرصت استفاده شود.
شهردار یزد تاکید کرد: هر چه تئاتر خیابانی در شهر رونق بیشتری پیدا کند، حضور مردم در مراکز تفریحی و خیابانها نیز بیشتر خواهد شد بر این اساس می توان گفت که تئاتر خیابانی می تواند به افزایش کیفیت زندگی مردم و مشارکت اجتماعی آنها کمک کند و نشاط اجتماعی را در جامعه ارتقاء دهد.
عزیزی اظهار امیدواری کرد: برگزاری جشنواره ملی تئاتر خیابانی چتر زندگی بتواند آغازگر توسعه فرهنگ و هنر در یزد باشد.
وی تاکید کرد: شهرداری نیز در مسیر تحقق این هدف از هیچ کمکی به هنرمندان در رشته های مختلف دریغ نخواهد کرد زیرا معتقدیم اثرگذاری هنر در توسعه فرهنگی و هنری بسیار بالاست.