دسته: اخبار استانها

  • اختیارات مجلس به شورای نگهبان واگذار می‌شود؟

    اختیارات مجلس به شورای نگهبان واگذار می‌شود؟

    اعتمادآنلاین| نظارت بر انتخابات شورای شهر و روستا برعهده مجلس شورای اسلامی گذاشته شده، اما برخی نمایندگان در تلاش هستند تا این اختیار را به شورای نگهبان واگذار کنند.

    طیفی از نمایندگان مجلس یازدهم درصددند با اصلاح قانون انتخابات و تشکیل کمیسیون ملی انتخابات، نظارت بر انتخابات شورای شهر و روستا را به شورای نگهبان واگذار کنند؛ اقدامی که با قانون اساسی مغایر است و از سوی دیگر معلوم نیست با چه توجیهی این نمایندگان به دنبال سلب مسئولیت از مجلس در این زمینه‌اند.

    محمدصالح جوکار، رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس یازدهم خبر از بحث و بررسی‌ها پیرامون اصلاح قانون انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در این کمیسیون داده است؛ اصلاحاتی که به گفته او مجلس تلاش دارد در انتخابات سال آینده اجرایی شود. در این اصلاحات تشکیل کمیسیون ملی انتخابات و حضور اعضای شورای نگهبان در آن برای نظارت بر انتخابات شورای شهر باعث انتقاداتی شده است.

    براساس اصل ۹۹ قانون اساسی، شورای‌ نگهبان‌ نظارت‌ بر انتخابات‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌، ریاست‌ جمهوری‌، مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ و مراجعه‌ به‌ آراء عمومی‌ و همه‌ پرسی‌ را برعهده‌ دارد. در اصل ۱۰۰ همین قانون، نظارت بر انتخابات شورای شهر و روستا بر عهده مجلس شورای اسلامی گذاشته شده است.

    واگذاری اختیارات مجلس به بهانه نبود سازوکار

    جوکار نداشتن سازوکار نظارتی در مجلس را دلیل این پیشنهاد عنوان کرده وگفته است: در این امر سازوکارهای موقتی هم جواب نمی‌دهد، ضمن اینکه اطلاع درباره پرونده افراد و اشخاص باید درجایی ضبط و ثبت شود و سازوکار این امر هم موجود نیست. بنابراین برخی دستگاه‌های نظارتی از جمله شورای محترم نگهبان این سازوکار را دارند که از این رو پیشنهاد شد کار را به‌صورت شورایی انجام دهیم تا قوی‌تر و باکیفیت‌تر صورت گیرد و کمترین هزینه را به‌خاطر آن خواهیم داشت. ما به‌دنبال این مساله هستیم و با اعضای محترم شورای نگهبان، حقوقدانان و فقهای این شورا نیز صحبت و مذاکره می‌شود تا بتوانیم این موضوع را حل‌وفصل کنیم.

    در حالی این پیشنهاد مطرح شده که طبق اصل۱۰۰ قانون اساسی برگزاری انتخابات شوراها بر عهده مجلس است و شورای نگهبان هم موافق برعهده گرفتن نظارت بر انتخابات شورای شهر و روستا نیست. «عباسعلی کدخدایی» سخنگوی شورای نگهبان با بیان اینکه پیشنهاداتی در این زمینه مطرح شده گفته که دوستان اصرار دارند انتخابات شورای شهر را نیز شورای نگهبان برگزار کند که برای ما مقدور نیست و پذیرش نظارت بر انتخابات شوراها برای شورای نگهبان مشکل است؛ البته گفت‌وگوهایی مطرح شده است و پیشنهاداتی نیز برای برگزاری انتخابات شوراها ارائه شده است که باید پیش برویم و ببینیم در آینده چه شد. سؤال این است که ما چگونه بر صلاحیت ۴۰۰ هزار داوطلب انتخابات شوراها نظارت کنیم؟ بنده پیشنهاد دادم که مرجع خاص دائمی برای نظارت بر انتخابات شوراها تشکیل شود، قانون اساسی هم آن را منع نکرده است که مجلس مرجعی را به‌طور مستقل پیش‌بینی کند که نظارت و اجرای انتخابات شوراها را به‌صورت دائمی رصد و بررسی کند، منعی از این لحاظ وجود ندارد.

    نمایندگان موافق نظارت شورای نگهبان بر انتخابات شورای شهر اصلی‌ترین دلیل خود را فسادهای رخ داده در شوراهای شهر بیان می‌کنند و معتقدند که با تشدید نظارت‌ها این مسئله رفع می‌شود. «جبار کوچکی‌نژاد» نماینده رشت و از موافقان این طرح، بروز مسائل حاشیه‌ای، تخلفات گسترده و فساد در شوراهای اسلامی شهرها را مشکلاتی دانسته که به زعم او باعث شده اکثریت مجلس موافق واگذاری نظارت بر انتخابات شوراهای شهر رو روستا به شورای نگهبان باشند.

    او معتقد است: در اصل ۱۰۰ قانون اساسی ذکر شده که در راستای تحقق اهدافی نظیر پیشرفت، عمران و آبادانی در حوزه‌های مختلف از جمله بهداشت و درمان شوراهای شهر و روستا در کشور شکل گرفتند. مجلس نمی‌تواند نظارت دقیق و خوبی را در اینجا عملیاتی کند و به‌همین علت گاهی شوراها در سطح وسیعی دچار مشکلات می‌شوند. اکثریت مجلس یازدهم بر این باور هستند که این نظارت به شورای نگهبان واگذار شود زیرا طبق تجربیات مجلس عملکرد خوبی در این زمینه نداشت.

    نظارت شورای نگهبان جلوی فسادها را می گیرد؟

    نظارت شورای نگهبان بر انتخابات شورای شهر در حال حاضر تنها در حد پیشنهادی است که مطرح شده و باید در کمیسیون شوراها و سپس در صحن مجلس بررسی شود. اما نکته مهمی که تا همین مرحله در مورد این پیشنهاد مطرح است استدلال‌های سست در دفاع از این پیشنهاد است. مثال‌های نقیض فراوانی وجود دارد که استدلال‌ها مبنی بر جلوگیری از فساد و نداشتن سازوکار نظارتی را رد می‌کند.

    اینکه طبق قانون اساسی آیا مجلس می تواند اختیارات خود را به نهاد دیگری واگذار کند یا خیر، محل بحث است و باید حقوقدانان در این زمینه اظهار کنند که اصولا از منظر حقوقی و قانون اساسی امکان چنین طرحی وجود دارد یاخیر. در صورت مثبت بودن جواب و بلااشکال بودن این طرح، آنوقت باید به سوال بعدی پرداخت که آیا تجربه شورای نگهبان در نظارت بر عملکرد مجلس موفق بوده که اینک طیفی از نمایندگان برای رفع خلاء نظارتی در انتخابات شورای شهر به سراغ این نهاد رفته‌اند؟

    پاسخ این پرسش را قبلا شورای نگهبان در آستانه انتخابات دوم اسفند سال گذشته داده است و جایی برای تحلیل و گمانه زنی وجود ندارد. سخنگوی شورای نگهبان با اعلام رد صلاحیت نهایی ۷۵ نفر ا نمایندگان مجلس دهم بیان داشت که اکثر این نمایندگان دچار مشکلات و مفاسد مالی بوده‌اند. نکته‌ای که نشان می‌دهد با وجود نظارت شورای نگهبان، مجلس نتوانسته دامان خود را از فساد دور نگه دارد. با این تجربه نمایندگان با چه منطقی استدلال می‌کنند که برای کاهش فساد در شوراها، باید نظارت به شورای نگبهان سپرده شود.

    نکته دوم مسئله نبود سازوکارهای نظارتی در مجلس است. آیا مجلس نمی‌تواند حتی در صورت نبود این سازوکارها، آن‌ها را به وجود آورده و نظارت موثر اعمال کند که می خواهد از خود رفع تکلیف کند. در حیطه‌های دیگر هم که مجلس با خلاء‌هایی مواجه است برای رفع مشکل، حاضر است اختیارات و مسئولیت‌های خود را به نهادهای دیگر واگذار کند؟ به عنوان مثال در حوزه‌های نظارتی قطعا ایرادات جدی بر مجلس وارد است اما چرا نمایندگان تصمیم نمی‌گیرند که اختیارات خود را مثلا به دولت واگذار کنند. از سوی دیگر مجلس به عنوان یکی از قوای سه گانه می‌تواند از نهادهای امنیتی، نظامی و همه نهادها استعلام بگیرد و این نهادها موظف به پاسخگویی هستند بنابراین بحث نبود اطلاعات هم توجیه منطقی نیست.

    تفسیرهای ناروا از مسئله نظارت بر انتخابات باعث ورود نگاهای سلیقه‌ای و خطی در نظارت بر داوطلبان انتخابات مجلس شده است. با پیشنهاد اخیر مجلس منتقدان معتقدند که امکان بروز این مشکل با نظارت شورای نگهبان در انتخابات شورای شهر هم وجود دارد و باید منتظر ورود نگاه‌های سیاسی و خطی به انتخابات شورای شهر باشیم و مردم در انتخاب نمایندگان پارلمان شهری خود با محدودیت سلایق مواجه شوند.

    منبع: جماران

  • پاساژ‌های پرترددی که پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نکنند تعطیل می‌شوند

    پاساژ‌های پرترددی که پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نکنند تعطیل می‌شوند

    پاساژ‌های پرترددی که پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نکنند تعطیل می‌شوند

     

    اعتمادآنلاین| قاسم نوده فراهانی  گفت: با توجه به شیوع پیک دوم کرونا و در راستای کنترل این بیماری براساس دستور ستاد ملی کرونا  برخی صنوف از دو هفته گذشته مجدد تعطیل شدند.

    رئیس اتاق اصناف تهران با بیان اینکه در حال حاضر اصنافی مانند تالارهای پذیرایی، قهو‌ه‌خانه‌ها، کافی‌شاپ‌ها و آرایشگاه‌ها اجازه فعالیت ندارند گفت: متاسفانه در برخی اماکن مانند پاساژها پروتکل‌های بهداشتی رعایت نمی‌شود.

    وی با بیان اینکه تجمعات باعث گسترش بیماری می‌شود، بیان داشت: پاساژ علاء الدین و بازار رضا میدان ارگ از امکان صنفی بسیار پرتردد هستند که براساس بررسی‌ها و مشاهدات انجام شده پروتکل‌های بهداشتی در این مراکز به درستی رعایت نمی‌شود.

    نوده فراهانی با بیان اینکه از طریق اتحادیه‌های مربوطه تذکر لازم به این اماکن صنفی داده شده است، گفت: مسئولین این پاساژها و سایر پاساژها دقت کنند که اگر جلوی تجمعات گرفته نشوند و اصول بهداشتی از قبیل فاصله فیزیکی و ماسک زدن رعایت نشود ستاد کرونا دستور بسته شدن این اماکن صنفی را می‌دهد.

    وی با تاکید بر اینکه همه مردم باید با رعایت اصول بهداشتی حافظ سلامتی خود باشند، گفت: برای موضوعی با این سطح از  اهمیت نباید مدام تذکر داد بلکه مردم باید خود آگاه باشند که سلامتی خود را حفظ کنند و عدم رعایت پروتکل‌های بهداشتی بخصوص در مکان‌های سرپوشیده شلوغ از قبیل پاساژها می‌توانند بسیار خطرساز باشد.

    نوده فراهانی با بیان اینکه متاسفانه شنیده‌ایم که برخی از آرایشگاه در حال  فعالیت هستند، گفت: قطعا فعالیت آنها تخلف است، بازرسین ما سرکشی‌های لازم را انجام می‌دهند و با واحدهای متخلف برخورد و حتی اقدام به پلمپ واحدهای صنفی می‌کنند.

    وی افزود: در مورد آرایشگاه‌هایی که در واحدهای مسکونی واقع و در این ایام در حال فعالیت هستند بازرسین با حکم دادستانی وارد می‌شوند و با آنها مطابق قانون برخورد می‌کنند.

    رئیس اتاق اصناف تهران اظهار داشت: تالارهای پذیرایی از زمان شیوع کرونا تاکنون تعطیل‌اند و تاکنون بسیار متضرر شده‌اند.

    وی در مورد تعطیلی برخی از صنوف در هفته آینده بیان داشت: هنوز ستاد ملی کرونا دستورالعملی را به ما ابلاغ نکرده است.

    منبع: فارس

  • اصلاح‌طلبان دیگر چه کسی را حمایت نمی‌کنند؟

    اصلاح‌طلبان دیگر چه کسی را حمایت نمی‌کنند؟

    اصلاح‌طلبان دیگر چه کسی را حمایت نمی‌کنند

     

     

    اعتمادآنلاین| اسماعیل گرامی مقدم با اشاره به تاثیر بیماری کرونا بر فعالیت های حزب اعتماد ملی اظهار کرد: در این مدت جلسات دفتر سیاسی و کمیته تعامل حزب یا رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار و کمیته تعامل در حال رصد مسایل سیاسی اجتماعی کشور است. حزب همچنین یک بیانیه و یک نامه به رییس قوه قضاییه منتشر کرده است، اما هنوز موفق نشده ایم جلسه شورای مرکزی حزب را برگزار کنیم.

    وی ادامه داد: به دنبال ایجاد شرایط برای برگزاری جلسه شورای مرکزی در فضای باز و با رعایت پروتکل های بهداشتی هستیم‌ زیرا باید به مسایل روز بپردازیم و چند مصوبه داریم که باید درباره آنها رای گیری کنیم.

    این فعال سیاسی درباره ورود اعتماد ملی به بحث انتخابات ۱۴۰۰ بیان کرد: بحث انتخابات هنوز زودهنگام است اما کم و بیش این موضوع مورد بررسی قرار گرفته ، به صورت جدی وارد بحث انتخابات نشده ایم.

    گرامی مقدم درباره رویکرد جریان اصلاحات برای انتخابات ۱۴۰۰ گفت: در انتخابات سال گذشته مجلس، شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان تصمیم گرفت که از نامزد سایر جریان ها حمایت نکند، زیرا بابت این اقدام در سال های گذشته هزینه سنگینی داد. نظر شخصی من این است که بعید است دیگر اصلاح طلبان از نامزدی حمایت کنند که از اعلام وابستگی به جریان اصلاح طلبی ابا دارد.اصلاح طلبان باید با تاکید بر هویت اصلاح طلبی در انتخابات شرکت کنند.

    منبع: ایسنا

  • کلنگ‌زنی و بهره‌برداری از حدود ۶۰۰ میلیارد تومان پروژه گازرسانی در خراسان رضوی

    کلنگ‌زنی و بهره‌برداری از حدود ۶۰۰ میلیارد تومان پروژه گازرسانی در خراسان رضوی

    کلنگ‌زنی و بهره‌برداری از حدود ۶۰۰ میلیارد تومان پروژه گازرسانی در خراسان رضوی
    کلنگ‌زنی و بهره‌برداری از حدود ۶۰۰ میلیارد تومان پروژه گازرسانی در خراسان رضوی

    ایسنا/خراسان رضوی عملیات گازرسانی به ۱۱۶ روستا و ۱۶۷ واحد تولیدی و صنعتی در استان خراسان رضوی با حضور وزیر نفت کلنگ‌زنی و بهره‌برداری شد.

    بیژن زنگنه امروز، ۱۳ مرداد ماه، در آیین رسمی افتتاح و کلنگ‌زنی پروژه‌های گازرسانی استان خراسان رضوی که به صورت ویدئوکنفرانس برگزار شد، اظهار کرد: ما استوار، محکم و سرحال با هدف خدمت به مردم ایستاده‌ایم. البته مشکلات زیاد است اما فعالیت‌ها در صنعت نفت را طی ۲ سالی که از تحریم‌ها گذشته زنده نگه داشته‌ایم.

    وی افزود: اکنون ۲ سال و ۳ ماه از تحریم‌های شدید علیه ایران می‌گذرد و در این مدت نه ‌تنها هیچ طرحی در صنعت نفت نخوابیده بلکه ما طرح‌های جدید را نیز آغاز کرده‌ایم. امسال هم با قدرت به این روند ادامه می‌دهیم و برای آینده ریل‌گذاری خواهیم کرد.

    وزیر نفت با بیان اینکه ما باید پشت به پشت و دست به دست هم دهیم و برای توسعه کشور، عبور از سختی‌ها و ناامید کردن دشمنان‌مان، تلاش کنیم، عنوان کرد: انشاءالله ملت ایران به یاری خداوند متعال از این مشکلات سرافرازانه و سربلند عبور می‌کند. به برکت افزایش تولید گاز و گازرسانی در کشور اعدادی که برای صادرات فرآورده‌ها داریم، بی‌نظیر است. به دلیل منافع ملی نمی‌توانم عددی اعلام کنم اما واقعا اعداد بی‌نظیر بوده و برای کشور درآمد به همراه داشته است. وظیفه ‌ما این است تا آنجا که توان و قدرت داریم، تلاش کنیم. همه اعضای صنعت نفت نیز با تمام قدرت پای کار هستند.

    وی بیان کرد: استان خراسان رضوی نخستین استان در پویش سبز بوده که از نظر موقعیت انتخاب درستی است. ملاک سبز بودن یک استان این است که ۹۵ درصد جمعیت آن زیر پوشش گاز قرار داشته باشد. جمعیت روستایی زیر پوشش گازرسانی در سال ۹۲، ۱۴ هزار روستا بود که اکنون این تعداد از ۳۰ هزار روستا عبور کرده و تا پایان سال به بیش از ۳۲ هزار روستا می‌رسد. اکنون ۸۸ درصد از جمعیت روستایی و ۹۵ درصد مجموع جمعیت کل کشور زیر پوشش شبکه گاز است.

    وزیر نفت ادامه داد: از ابتدا نیز هدف‌گذاری برای اتصال ۹۵ درصد جمعیت کشور به شبکه گاز انجام شده بود اما تا پایان دولت دوازدهم این عدد فراتر خواهد رفت. این پوشش گسترده گازرسانی در هیچ کجای دنیا وجود ندارد. این یک زیرساخت بسیار مهم برای کشور است که مردم هم به خوبی آن را احساس می‌کنند.

    زنگنه اضافه کرد: در میانه سال ۹۲ مطالعه روش‌های مختلف تامین انرژی پایدار و مطمئن برای روستاها به گروهی از افراد مسلط به سرپرستی یکی از استادان دانشگاه پلی‌تکنیک سپرده شد. این مطالعات حدود یک سال به طول انجامید و نتیجه آن دریافت این مهم بود که روش گازرسانی از طریق خط لوله، اقتصادی‌ترین روش است.

    وی با اشاره به بند ق تبصره ۲ قانون بودجه ۹۳ و همچنین قانون رفع موانع تولید تصریح کرد: با مجوز مجلس شورای اسلامی در تصویب تخصیص درآمد حاصل از صادرات سوخت‌های مایع، اعتبارات مناسبی برای گازرسانی به روستاها حاصل شد و بدون اتکا به بودجه، ۲۶ هزار میلیارد تومان منابع برای این کار به دست آمد.

    وزیر نفت خاطرنشان کرد: دولت، مردم و محیط زیست برنده این مصوبه و اجرای آن هستند. دولت برنده بود زیرا فرآورده‌ مایع برای صادرات به دست آورد. مردم برنده شدند زیرا گاز به خانه‌های آن‌ها رسید و سطح رفاه در زندگی‌شان بالا رفت. محیط زیست هم برنده بود زیرا با اجرای این طرح‌ها کسی برای تهیه سوخت هیزم و بوته سراغ محیط زیست نمی‌رود. بی‌شک آثار زیست‌محیطی این طرح در چند سال آینده بیشتر نمایان می‌شود.

    زنگنه با بیان اینکه با گازرسانی روستایی، هزاران شغل ایجاد شد زیرا همه این تجهیزات ساخت ایران است و پیمانکاران نیز ایرانی هستند، عنوان کرد: با رساندن گاز به خانه‌ها، مردم بخاری و تجهیزات مورد نیاز خریداری کردند و به این شکل چرخه اشتغال هم برای مردم ایجاد شد و این موضوع در شرایط فعلی به کمک کشور آمد. گازرسانی به روستاها به برکت توسعه پارس جنوبی انجام شد. در سال ۹۲ با کمبود گاز روبه‌رو بودیم و مصرف سوخت مایع بالا بود. در این سال نیروگاه‌ها ۲۷ میلیارد لیتر سوخت مایع مصرف کردند اما در سال‌های اخیر مصرف سوخت مایع نیروگاه‌ها به یک‌سوم تقلیل یافت و این مقدار در آینده کمتر هم می‌شود.

    وی افزود: صادرات گاز نیز با افزایش تولید گاز پارس جنوبی ۹۰ درصد افزایش یافته است. ایران هم‌اکنون به ‌طور میانگین روزانه حدود ۷۵ میلیون متر مکعب گاز صادر می‌کند. ظرفیت تولید پارس جنوبی در سال ۹۲ روزانه ۲۸۰ میلیون متر مکعب است که این رقم تا پایان امسال به روزانه ۷۵۰ میلیون متر مکعب خواهد رسید.

    وزیر نفت ادامه داد: گاز تامین شده از میدان گازی پارس جنوبی در سال ۹۱، ۳۹ درصد نیاز گازی کشور بوده که این مقدار در سال ۹۹ به ۶۶ درصد می‌رسد. دوسوم گاز کشور از پارس جنوبی تامین می‌شود. باید توجه داشت پول محرک اصلی نیست بلکه دلیل اصل توسعه پارس جنوبی در سال‌های اخیر مدیریت بوده است.

    گازرسانی روستایی یکی از مهم‎‌ترین خدمات ارایه شده به مردم محسوب می‌شود

    در ادامه امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی، اظهار کرد: گازرسانی روستایی که با نهضت گازرسانی آغاز شد، دسترسی مردم را به یک خدمت ممتاز میسر کرد. این موضوع یکی از مهم‌ترین خدمات ارایه شده به مردم محسوب می‌شود.

    وی افزود: تلاش شرکت ملی گاز ایران در این زمینه و ارائه خدمتی پاک به مردم که بسیار ستودنی است، اکنون به ثمر نشسته و ما شاهد آن هستیم که ضریب نفوذ گاز در روستاها و شهرهای کشور، بی‌نظیر است. نباد از یاد برد که گازرسانی به صنایع بسیاری از سرمایه‌گذاری‌ها را امکان‌پذیر می‌سازد.

    قاضی‌زاده هاشمی بیان کرد: با گازرسانی به واحدهای تولیدی و صنعتی یکی از چالش‌های بزرگ سرمایه‌گذاری در مناطق مختلف که داشتن منبع مطمئن تامین انرژی است، رفع شده و امیدواریم که با تداوم این روند، شاهد به کارگیری بیشتر سرمایه‌های سرگردان در کشور باشیم. امیدواریم در برنامه‌های کلان وزارت نفت که تداوم پروژه‌های گازرسانی روستایی و صنعتی در آن دیده شده، بتوانیم شاهد آبادانی هرچه بیشتر کشور باشیم.

    گازرسانی به ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار مشترک در سطح استان خراسان رضوی

    در بخش دیگری از این مراسم، حسن افتخاری، مدیرعامل شرکت گاز استان خراسان رضوی، تصریح کرد: امروز عملیات اجرایی گازرسانی به ۳۹ روستا و همچنین عملیات فاز یک و ۲ خط تغذیه رینگ جنوبی مشهد همراه با خط انتقال منشعب از خط پارچین سنگ‌بست کلنگ‌زنی می‌شود.

    وی ادامه داد: عملیات گازرسانی به ۷۷ روستا با جمعیت ۶۸۹۹ خانوار با هزینه ۷۲۹ میلیارد و ۶۳۴ میلیون ریال و عملیات اجرای گازرسانی به ۱۶۷ واحد تولیدی و صنعتی با اجرای شبکه‌ای به طول ۲۶۴ هزار و ۸۹۲ متر و هزینه ۱۵۰ میلیارد و ۵۶ میلیون ریال به بهره‌برداری می‌رسد. هزینه پروژه‌های مذکور در مجموع حدود ۶۰۰ میلیارد تومان است.

    مدیرعامل شرکت گاز استان خراسان رضوی خاطرنشان کرد: شرکت گاز استان خراسان رضوی در حال حاضر وظیفه تامین گاز طبیعی ۲ میلیون و ۳۸۵ هزار مشترک را بر عهده دارد و پس از استان تهران در رتبه دوم بالاترین میزان مشترک گاز کشور است. تاکنون گازرسانی به ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار مشترک در سطح استان خراسان رضوی صورت پذیرفته است.

    انتهای پیام

  • گرانی تعرفه‌های مصرف اینترنت به ضرر بخش‌های فرودست جامعه است

    گرانی تعرفه‌های مصرف اینترنت به ضرر بخش‌های فرودست جامعه است

    گرانی تعرفه‌های مصرف اینترنت به ضرر بخش‌های فرودست

     

    اعتمادآنلاین| کمیسیون اجتماعی حزب اتحاد ملت ایران تاکید کرد: گران شدن تعرفه‌های مصرف اینترنت به ضرر بخش‌های فرودست جامعه و نافی حق دسترسی مناسب و شایسته به اینترنت است.

    سومین جلسه کمیسیون اجتماعی حزب اتحاد ملت ایران از زمان شیوع کرونا روز سه‌شنبه با موضوع کرونا روز سه‌شنبه برگزار و سیاست‌های دولت در زمینه تجمعات بزرگ (کنکور و مراسم‌های عزاداری ماه محرم) در دوران کرونا مورد بررسی قرار گرفت.

    کمیسیون اجتماعی حزب اتحاد ملت ایران با بیان اینکه اقدامات دولت در مواجهه با کرونا در چندماه اخیر از انسجام کافی برخوردار نیست، ‌اعلام کرد: معلوم بود همه‌گیری کرونا ماه‌ها و به احتمال زیاد تا آخر سال ۱۳۹۹ و چه بسا تا آخر سال ۱۴۰۰ گریبانگیر جامعه باشد.

    این تشکل حزبی با بیان اینکه ضمانت اجرای تمهیدات دولت در قبال رخدادهایی مانند برگزاری کنکور چندان روشن نیست، تاکید کرد که مبنای تصمیم‌گیری درباره برگزاری کنکور و دیگر تجمعات بزرگ باید نظرات کارشناسیِ مستند باشد. کارشناسان هم باید به‌طور شفاف نظر خود را در این زمینه بیان کنند و مسئولیت نظرات خود را بپذیرند.

    کمیسیون اجتماعی حزب اتحاد ملت ایران با بیان اینکه برگزاری کنکور بدون نظارت و وسواس دقیق نسبت به رعایت پروتکلها به صلاح نیست، ‌ یادآورشد: گزینه‌هایی مثل برگزاری کنکور در فضای باز را نیز می‌توان مد نظر قرار داد. علاوه بر این باید نسبت به مواردی چون تفتیش و اخذ اثر انگشت داوطلبان، رد و بدل شدن اوراق امتحانی، تهویه مناسب، تغذیه، اجتناب از تجمع در زمان ورود و خروج و… تدبیر و شرایط برگزاری کنکور برای افکار عمومی اطلاع رسانی شود.

    اعضای حاضر در این جلسه با بیان اینکه دولت باید برنامه‌ روشن و مشخص خود را برای کنترل این همه‌گیری اعلام کند، تاکید کردند: باید محدویت‌هایی برای رفت‌وآمد، ساعات کاری ادارات دولتی، تجمعات و کسب‌وکارهایی که موجب تشدید همه‌گیری می‌شوند، اعمال شود و در غیر این صورت، جامعه ایران هم در مبارزه با این بیماری و هم در مبارزه با رکود اقتصادی با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.

    بررسی سیاست‌های دولت در زمینه برگزاری مراسم‌های عزاداری ماه محرم موضوع دیگر جلسه کمیسیون اجتماعی حزب اتحاد ملت بود. اعضای کمیسیون از نظرات رهبر انقلاب، در زمینه مرجعیت و اولویت نظرات کارشناسی ستاد ملی مبارزه با کرونا در همه تصمیم‌گیری‌ها و همچنین نظرات مراجع عظام تقلید نظیر حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی، درخصوص ضروت اقامه عزا با فرم‌های جدید متناسب با شرایط پاندمی کرونا، استقبال کردند.

    اعضای کمیسیون در عین حال تاکید کردند که اعلام نظر رهبر انقلاب در این زمینه، مسئولیت را از دوش دولت برنمی‌دارد و دولت و ستاد ملی مبارزه با کرونا باید صریحا در زمینه‌هایی که احتمال به خطر افتادن جان و سلامت عزاداران و سایر شهروندان وجود دارد، دستورالعمل‌های صریحی را اعلام کند.

    براساس این گزارش گران شدن تعرفه‌های مصرف اینترنت در کشور موضوع دیگر این جلسه بود اعضای کمیسیون اجتماعی حزب اتحاد معتقد بودند گران شدن تعرفه‌ها به ضرر بخش‌های فرودست جامعه و نافی حق دسترسی مناسب و شایسته به اینترنت است.

    اعضای این کمیسیون معتقد هستند که کسب‌وکار بخش بزرگی از فرودستان جامعه وابسته به مصرف اینترنت است و در دوران رکود اقتصادی، دولت که مسئول تسهیل کسب‌وکار شهروندان است نباید در استفاده از یکی از مهم‌ترین ابزارهای کسب‌وکار مردمان فرودست محدویت ایجاد کند.

    اعضای این تشکل اصلاح طلب تاکید کردند: از آنجا که شرکت‌های سرویس‌دهنده، غیررقابتی و انحصاری هستند، دولت وظیفه دارد که در مسئله قیمت‌گذاری به نفع شهروندان و بخصوص فرودستان فعال‌تر عمل کند.

    جلسه کمیسیون اجتماعی حزب اتحاد با ذکر این امیدواری پایان یافت که محدودیت‌های عزاداری‌های حسینی‌ به واسطه همه‌گیری ویروس کرونا، اگر فاصله‌ای بین عزاداران حسینی با «فرم» ‌های رایج عزاداری ایجاد می‌کنند هم‌زمان می‌توانند فرصتی برای توجه بیشتر به «محتوای» حماسه حسینی باشند.

    منبع: ایرنا

  • عدم بازگشت ارز صادراتی در حکم قاچاق است

    عدم بازگشت ارز صادراتی در حکم قاچاق است

    عدم بازگشت ارز صادراتی در حکم قاچاق است

    اعتمادآنلاین| بانک مرکزی طی اطلاعیه‌ای درخصوص نحوه پیگیری برگشت ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصاد کشور اعلام کرد عدم بازگشت ارز با تشخیص و اعلام بانک مرکزی به قوه قضایه در حکم قاچاق ارز بوده و باید با متخلفین برخورد قضایی صورت گیرد.

    این بانک در راستای سیاست‌های ارزی کشور و مصوبات شورای عالی هماهنگی اقتصادی و همچنین مصوبات کمیته ماده ۲ مصوب شورای مذکور، اقدامات لازم برای مدیریت و تنظیم بازار ارز بر اساس منابع ارزی حاصل از صادرات غیرنفتی کشور را انجام داده است. در همین خصوص ذکر برخی نکات بسیار حائز اهمیت است:

    ۱.مطابق با تبصره ذیل ماده ۱ مصوبات چهاردهمین جلسه شورای عالی هماهنگی اقتصادی، عدم بازگشت ارز با تشخیص و اعلام بانک مرکزی به قوه قضایه در حکم قاچاق ارز بوده و باید با متخلفین برخورد قضایی صورت گیرد. در این خصوص تاکنون ۲۵۰ صادرکننده ای که شرکت تولیدی و دارویی نبوده و علیرغم پی گیری‌های مکرر حتی یک دلار ارز را به چرخه اقتصادی کشور بر نگردانده بودند به مقام قضایی معرفی شدند.

    ۲‌.پیرو اعلام پایان تیرماه به عنوان آخرین مهلت برگشت تتمه ارزهای صادراتی، اطلاعات و آمار بازگشت ارز حاصل از صادرات تا روز ۱۳۹۹.۴.۳۱ در حال پردازش و تهیه است که متعاقبا به دستگاه‌های اجرایی و نهادهای نظارتی ارسال خواهد شد تا در چارچوب بسته سیاستی جدید مصوب روز ۱۳۹۹.۴.۲۲ کمیته ماده ۲ مزبور، اقدامات تشویقی و یا تنبیهی در مورد آنان انجام شود. ضمن اینکه بر اساس آمار یاد شده اسامی تعداد دیگری از صادر کنندگانی که علیرغم اطلاع‌رسانی‌های مکرر نسبت به برگشت ارز خود اقدام نکرده اند نیز به قوه قضائیه ارسال خواهد شد.

    ۳.شایان ذکر است صادرکنندگان می‌بایست نسبت به بازگشت ارز حاصل از صادرات خود در چارچوب بسته جدید نحوه برگشت ارز با توجه به نسبت‌های اعلامی به صورت حواله ارزی و اسکناس اقدام کنند.

    منبع: تسنیم

  • کار جریان تحریف، ندیدن ظرفیت‌های کشور و عقب‌نشینی مقابل آمریکاست

    کار جریان تحریف، ندیدن ظرفیت‌های کشور و عقب‌نشینی مقابل آمریکاست

    کار جریان تحریف، ندیدن ظرفیت‌های کشور و عقب‌نشینی مقابل آمریکا

     

    اعتمادآنلاین| عضو جامعه روحانیت مبارز گفت: کار جریان تحریف، این است که دائما شعار مذاکره سر بدهد و پیشنهاد کوتاه آمدن در مقابل آمریکا را مطرح کند و در عین حال چشم خود را بر تمامی توانمندی‌های داخلی ببندد.

    حجت‌الاسلام سیدرضا اکرمی، عضو جامعه روحانیت مبارز با اشاره به بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در روز عید قربان پیرامون جریان‌های تحریف و تحریم اظهار داشت: واقعیت این است که ما در طول این ۴۲ سال بعد از پیروزی انقلاب یعنی از سال ۵۷ تا ۹۹ در داخل و خارج، هم دوست داشتیم و هم دشمن، هم دانا و عالم داشتیم و هم جاهل، هم مقدس عالم داشتیم و هم مقدس خشک و نادان.

    وی افزود: در طول این ۴۲ سال جنگ تحمیلی، تحریم و تهدید رخ داد و حالا هم کرونا به وجود آمد. آنهایی که می‌دانند و متدین هستند مسائل را یک جور می‌بینند و تحلیل می‌کنند و آنهایی که نادان و ناآگاه هستند ولو متدین هم باشند، مسائل را به گونه دیگری می‌بینند.

    عضو جامعه روحانیت مبارز تصریح کرد: یکی از مسائل، این است که ما در این شرایط تحریم و کرونا، ظرفیت‌های کشور را نادیده بگیریم و بگوییم راه‌حل این است که با آمریکا کنار بیاییم و مذاکره کنیم با اینکه حالا آمریکا و اروپا را شناختیم که فقط اهل حرف هستند نه اهل عمل، اهل انصاف نیستند و اصلاً تحریم را خودشان به وجود آوردند.

    وی ادامه داد: کار جریان تحریف، این است که دائماً شعار مذاکره سر بدهد و پیشنهاد عقب‌نشینی و کوتاه آمدن در مقابل آمریکا را مطرح کند و در عین حال چشم خود را بر تمامی توانمندی‌های داخلی ببندد.

    اکرمی عنوان کرد: برای مثال می‌گوئیم بمب اتم نداریم و طرفدار ساخت آن نیستیم و با آنهایی که بمب اتم می‌سازند هم مخالف هستیم، حتی رهبر معظم انقلاب هم بر حرمت آن فتوا دادند اما درعین‌حال به ما می‌گویند امضای مخالفت و طرفدار نبودن بدهید و شروع به بهانه‌گیری می‌کنند.

    وی ادامه داد: ما در کشور خود بروکراسی داریم و اگر بخواهیم جنسی را وارد کنیم با کمترین امضا می‌توانیم وارد کنیم اما اگر بخواهیم در داخل تولید کنیم باید از این دستگاه به آن دستگاه امضا بگیریم. پس اگر همه مشکلات را اینگونه نادیده بگیریم و اشکال را در خود نبینیم نوعی تحریف است. دشمن، دشمن است و از آن هیچ انتظاری نیست اما اگر دوست هم اینها را بگوید قابل توجیه نیست.

    عضو جامعه روحانیت مبارز گفت: هر هفته در کشور افتتاح صورت می‌گیرد و کشور دارد کار خود را انجام می‌دهد اما عده‌ای این خدمات و زحمات را نادیده می‌گیرند و فقط روی کمبودها و اشکالات انگشت می‌گذارند. این واقعاً تحریف است. اگر کسی منصف است باید هم نقاط قوت را ببیند و هم نقاط ضعف و برای نقاط ضعف به دنبال راه حل باشد.

    اکرمی تاکید کرد: نادیده گرفتن حقایق و ناجور جلوه دادن همه چیز نوعی تحریف است و ممکن است عده‌ای در داخل کشور چنین برداشتی داشته باشند، خارج هم تکلیف روشن است.

    وی با بیان اینکه به نظر می‌رسد باید سه کار را برای شکست تحریف انجام دهیم، خاطرنشان کرد: اول اینکه هر تشکیلاتی یک اتاق فکر درون خود دایر کند و به مردم بگویند برای حل مشکلات کشور چه باید کرد و اگر کسی فکر، طرح یا پیشنهادی دارد در روز و ساعت معین حرف خود را بگوید و ما طرح و فکرش را برای اجرا و برطرف کردن مشکل بشنویم.

    عضو جامعه روحانیت مبارز در پایان بیان کرد: همچنین باید جلوی قاچاق را بگیریم. میلیاردها دلار قاچاق وارد می‌شود در حالی که می‌توانیم همان‌ها را در داخل تولید کنیم و افراد بیکار را به کار بگیریم. نقدینگی موجود در دست مردم نیز باید در شهرک‌های صنعتی و… به کار گرفته شود و در این زمینه باید به صورت عملی و تبلیغی اقدام کرد. همه باید مراقب هم باشیم تا بتوانیم در مقابل تحریم و موانع تولید بایستیم و مشکلات را کاهش دهیم.

    منبع: مهر

  • دوگانه اجاره و تسهیلات مسکن – گزارش به مردم

    دوگانه اجاره و تسهیلات مسکن – گزارش به مردم

    دوگانه اجاره و تسهیلات مسکن – گزارش به مردم

     

    اعتمادآنلاین| میزان اجاره‌بها و اقساط تسهیلات مسکن تاثیر و تاثر متقابلی بر یکدیگر دارند و با هم دو متغیر از متغیرهای اصلی بازار مسکن را شکل می‌دهند. البته رژیم مالیات بر مستغلات نیز به عنوان یک ابزار تنظیمی نقش مؤثری در این بازار دارد. تفکیک این سه عامل از یکدیگر نه‌تنها کمکی به عرضه و تسهیل دسترسی متقاضیان به مسکن مناسب و در استطاعت را نمی‌کند بلکه، شرایط را سخت‌تر و گرهی بر گره‌ها می‌افزاید. در این گزارش به دوگانه‌ی اول پرداخته می‎شود و موضوع مالیات بر مستغلات را در یک گزارش مستقل؛ به قید حیات گزارش خواهم نمود. هدف از ارائه‌ی این گزارش به هیچ‌وجه مخالفت با راه‌دوکارهای اتخاذی دولت، از جمله اعطای تسهیلات ودیعه اجاره نیست بلکه، در پی آن هستم که تصویر کامل‌تر و دقیق‌تری از شرایط اقتصاد مسکن ارائه کنم تا هم متقاضیان و هم متخصصان حوزه‌های حقوق و اقتصاد و سیاست‌گذاران از تجربه گذشته درس بگیرند و در تصمیم‌های‌شان ملحوظ نمایند.

    از منظر اقتصادی مبلغ قسط بازپرداخت تسهیلات بانکی خرید خانه و مبلغ اجاره‌بها در بحث تصمیم‌گیری برای خرید و یا اجاره مسکن دو خدمت قابل‌جایگزینی هستند. بدین معنی که اگر مبلغ قسط کمتر و یا در حوالی نرخ اجاره‌بها باشد متقاضیان مسکن ترجیح می‌دهند که به خودشان تا جایی که ممکن است سختی بدهند و هرچه اندوخته دارند به‌عنوان مبلغ اولیه تامین و به‌جای مبلغ اجاره، اقساط ماهیانه بپردازند، با این چشم‌انداز که در پایان مالک یک واحد مسکونی خواهند شد. اما اگر مبلغ اجاره نسبت به مبلغ قسط کمتر باشد، افراد ترجیح می‌دهند که به‌جای خرید از دارایی‌شان به هر میزان که هست استفاده‌ی مطلوب‌تری در زمان حال کنند تا این‌که درگیر پیامدهای خرید خانه برای یک مدت طولانی شوند. از این رو ‌است که همواره بانک‌های مرکزی در دنیا به دو شاخص مهمی که در سیاست‌گذاری پولی توجه دارند، تغییرات روند نرخ‌های اجاره‌بها و اقساط تسهیلات مسکن متناسب با سود تسهیلات است. و به‌موقع جهت تعادل به بخشی به بازار ورود می‌کنند.

    البته پیش از ورود به بحث ضروری است که این نکته را متذکر شوم که اساسا موضوع قیمت تابعی از شرایط اقتصاد کلان است و مساله‌ای بخشی نیست. به ویژه زمانی که شاخص کل سهام در بازار بورس تهران نسبت ابتدای سال ۱۳۹۷ حدود ۲۱، ارز حدود ۴.۵ و سکه ۶.۸ برابر می‌شود، طبیعی است که نرخ مسکن نیز در تهران حدود ۳.۷ برابر رشد کند. لیکن در این گزارش ما موضوع را از منظر درون‌بخشی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهیم و شرایط محیط اقتصاد کلان را مفروض می‌گیریم. اگر چنین فرضی را منظور ننمایم از یک سوی، امکان ورود به بحث بخشی را نخواهیم داشت و از سوی دیگر، تمام نتیجه‌گیری‌ها از اعتبار ساقط می‌شوند.

    ۱- اقساط تسهیلات مسکن به‌عنوان خدمت قابل جایگزین در بازار رقابتی اجاره در بازار

    بحث را با یک مثال عددی آغاز می‌کنیم تا این موضوع روشن‌تر شود. فرض کنید ارزش آپارتمانی یک میلیارد تومان است. با فرض این‌که نرخ اجاره‌بها در حدود یک به دویست قیمت ملک تعیین می‌شود، اجاره بهای این واحد ماهیانه حدود پنج میلیون تومان خواهد بود. حال فرض کنید که سیستم بانکی امکان تامین تسهیلات دست‌ِ‌کم ۶۰درصد از بهای ملک را دارد. در این صورت فرد می‌تواند ۶۰۰میلیون تومان تسهیلات اخذ کند. حال آنچه مهم است نحوه اخذ این تسهیلات، میزان سود و طول دوره بازگشت آن است. اگر نرخ سود ۱۸درصد و طول دوره بازگشت تسهیلات ۱۲ سال باشد اقساط ماهانه این تسهیلات عبارت از ده‌میلیون و یکصدو نود چهار هزار تومان خواهد بود. اما اگر نرخ سود ۸‌درصد و طول دوره بازگشت ۱۵ سال باشد، میزان اقساط ماهیانه پنج‌میلیون‌ و هفت‌صد و سی‌‌وچهار هزار تومان خواهد شد. در حالت دوم مبلغ اقساط ماهیانه نزدیک مبلغ اجاره‌بهاست. بنابراین، احتمالا تعدادی از مستاجران به پشتوانه‌ی پس‌اندازهای پیشین خود و هم‌چنین کمک‌هایی که از والدین، خویشان و یا دوستان و سایر روش‌های معمول در خانواده‌ها متمایل شوند که مبلغ پرداخت اولیه را تامین کنند و از بازار اجاره به بازار خرید ملک، هرچند کوچک و باکیفیتی نه‌چندان مطلوب منتقل شوند، به این امید که با این کار یک پایه‌ای برای خود ایجاد کنند و بعدها آن را بهبود بخشند. بنابراین، بخشی از فشار بازار اجاره کاسته می‌شود و نرخ اجاره‌بها نیز به‌تبع به سمت پایین تعدیل خواهد شد. با کاهش اجاره‌بها، تقاضا برای آن افزایش می‌یابد و تقاضا برای دریافت تسهیلات کاهش می‌یابد. لذا، سیستم بانکی مجبور به کاهش نرخ تسهیلات بخش مسکن می‌گردد. معکوس این هم مصداق دارد. وقتی مبلغ اقساط بسیار بیش از مبلغ اجاره‌بها باشد؛ مانند وضع موجود، افراد امکان خرید ملک را از دست می‌دهند و از بازار خرید به بازار اجاره مهاجرت می‌کنند تاثیرات فزاینده بر تقاضای تسهیلات و نرخ آن دارد. اینجاست که سیاست پولی نقش بسیار مهمی در بازار مسکن اعم از خرید و یا اجاره دارد.

    با توجه به توضیحی که داده‌شد، سیاست‌گذار پولی سه ابزار برای ایجاد تعادل در بازار مسکن دارد. یکم، تعیین سقف تسهیلات و نسبت آن با قیمت یک واحد مسکونی متعارف، دوم، نرخ سود و سوم دوره بازپرداخت. هرچه نسبت تسهیلات به قیمت یک واحد مسکونی متعارف بیشتر باشد و هر چه نرخ سود کمتر و هرچه دوره‌ی بازپرداخت طولانی‌تر باشد، امکان رقابت اقساط ماهیانه با اجاره‌بها بیشتر خواهد شد. در این میان، البته محصولات پولی دیگری هم چون پرداخت تنها سود و یا پرداخت‌ها پلکانی و مدل‌های دیگر نیز قابل طراحی و عرضه هستند.

    البته داستان به این سادگی نیست و دارای ابعاد دیگری نیز هست که باید به آن‌ها نیز توجه شود. چراکه افزایش میزان تسهیلات، کاهش نرخ سود و افزایش دوره‌ی بازپرداخت مطلوبیّت اعطای تسهیلات برای بانک‌ها را کاهش می‌دهد. درنتیجه سهم بخش مسکن از کل تسهیلات بانکی کاهش خواهد یافت. و نکته دوم آن‌که بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی در صورت چنین سخاوتی با کسری منابع مواجه و چاره‌ای جز اضافه برداشت از بانک مرکزی نخواهند داشت. این نیز درنهایت منجر به افزایش پایه‌ی پولی و ناترازی حساب‌های بانک‌ها می‌گردد. این‌جاست که نیاز به ترکیب سیاست پولی و سیاست مالی است وگرنه بانک مرکزی به‌تنهایی امکان سیاست‌گذاری ندارد. برای حل این تعارض و اتخاذ تدبیر درست، تجربه‌ی دنیا نشان می‌دهد که تاسیس و نقش‌آفرینی بانک‌های توسعه‌ای بسیار مهم است. بانک‌های توسعه‌ای با سه ابزار از سوی دولت و قانون‌گذار موردحمایت قرار می‌گیرند. یکی سیاست مالیاتی شامل معافیت‌ها و نرخ‌های ترجیحی، دیگری مقررات خاص بانکی و دیگری تامین کسری منابع از طریق منابع بین‌بانکی و یا بودجه‌ی دولت است.

    برای هر سه ابزار سیاست‌گذاری مثال می‌زنم تا موضوع مفهوم‌تر شود. با توجه به این‌که بانک‌های توسعه‌ای و در خصوص موضوع موردبحث ما بانک مسکن، چون دولتی و یگانه است، وضع مالیات ترجیحی دارای آثار منفی نیست. بنابراین، اگر بانک مسکن به‌جای پرداخت مالیات بر عملکرد، موظف گردد همه‌ساله تمام مبالغ سود عملیاتی خود را افزایش سرمایه دهد، اقدامی در جهت اجرای سیاست دولت در جهت تنظیم‌گری بازار مسکن خواهد بود. این تنها یک نمونه است. سیاست‌های ترجیحی دیگری نیز به نفع سپرده‌گذاران و پس‌اندازکنندگان می‌توان منظور داشت.

    در مورد وضع مقررات خاص بانکی، هم‌اکنون نیز بر استناد ماده ۸ قانون تامین اعتبارات مسکن و تشویق خانه‌سازی مصوب ۱۳۵۱ میزان سپرده قانونی صندوق پس‌انداز مسکن دودرصد تعیین شده‌است. حال آن‌که این نسبت برای سایر سپرده‌ها بین ۱۰ تا ۳۰درصد است. البته ملاک عمل بانک مرکزی در حال حاضر ۱۱ تا ۱۳درصد است. افزون‌براین، بر اساس همین قانون، بانک مرکزی می‌تواند سایربانک‌ها را موظف نماید تا قسمتی از سپرده‌های خود را به‌صورت وام در اختیار بانک رهنی قرار دهند و یا به‌جای سپرده‌ی قانونی اوراق مشارکت بانک مسکن با سودهای بسیار پایین را نزد بانک مرکزی تودیع کند. بی‌گمان، این تدبیر از سوی بانک‌ها مورد استقبال قرار خواهد گرفت چون درهرصورت بهتر از سپرده‌گذاری با سود صفردرصد در بانک مرکزی است. همین اختیار در اختیار شورای عالی بیمه است تا قسمتی از ذخایر فنی خود را نزد بانک رهنی سابق و مسکن امروز قرار دهد. البته این اقدام ممکن است مختصر تاثیری بر افزایش میزان نقدینگی داشته باشد که در نهایت باید نقطه تعادل را با تعیین میزان استفاده از این ابزار معین نمود. افزون‌براین‌ها، امکان افزایش سرمایه بانک مسکن و یا سپرده‌گذاری دولت نزد این بانک جهت جبران کسری نیز وجود دارد.

    بدین ترتیب بخشی از منابع کسری اجرای سیاست مسکن تامین می‌گردد. این تدبیرها برای سایر بانک‌ها و بیمه‌ها نیز به‌صرفه است. البته، بانک‌های مرکزی دنیا تدابیر دیگری مختص بانک‌های توسعه‌ای بسته به شرایط بازارشان دارند. مهم این است که بانک مرکزی بپذیرد، مقررات بانک‌های توسعه‌ای باید متفاوت از بانک‌های تجاری باشد و از این ابزارها بهره ببرد. قانون پیش‌گفته همین آلان اعتبار دارد و بانک‌مرکزی می‌تواند آن را اجرا نماید. ولی، موردتوجه قرار نمی‌گیرد. ممکن است پرسیده شود چرا؟ پاسخ روشن است، عکس‌العمل سیاست‌گذار پولی به تسهیلات تکلیفی از سوی دولت و مجلس و مداخله گسترده آنان در تخصیص منابع بانکی بدان‌جا رسید که خط فاصلی بین سیاست مالی و پولی کشیده شد، و سیاست‌گذار پولی تحت عنوان استقلال بانک مرکزی به‌طور کامل از این مسئولیّت شانه خالی کرد و به‌قول ‌معروف از آن طرف بام افتاد. این روزها، زمزمه‌هایی برای بازگشت به سرِ خط و تعیین تسهیلات تکلیفی از سوی مجلس برای بخش مسکن وجود دارد که دوباره این چرخه‌ی باطل برای یک دهه بازار مسکن را با چالش‌های بنیادین روبه‌رو کند.

    تدبیر سوم، افزایش سرمایه‌ و یا سپرده‌گذاری دولت نزد بانک مسکن در بودجه‌های سالیانه است. این هم در بودجه سال ۱۳۹۵ پیش‌بینی شد ولی، تنها ۵۰%آن اجرا شد و در باقی سال‌ها موردتوجه قرار نگرفت. شوربختانه، نه‌تنها به این تدبیرها توجهی نمی‌شود که روال‌ها ناقص و نیم‌بند جاری نیز تعطیل می‌گردد. گویا مدت اعتبار صندوق پس‌انداز یکم که در خردادماه۱۳۹۴ تاسیس شد، پنج سال بوده و ادامه‌ی آن هنوز از سوی بانک مرکزی تایید نشده، هرچند بانک مسکن این صندوق را تا کنون زنده نگاه داشته‌است[i].

    نتیجه‌ی بی‌توجهی به امر تامین مالی احداث و خرید مسکن را در جدول زیر می‌توان دید. سهم کل بخش ساختمان و مسکن از کل تسهیلات بانکی از ۱۷% به ۷% کاهش‌یافته و سهم بانک مسکن از کل تسهیلات از ۵۷% به ۳۹% کاهش‌یافته است.

    تسهیلات مسکن

    البته نگاه ریزبینانه‌تر به این موضوع نشان می‌دهد که وضع وخیم‌تر از ظاهر این ارقام کلی است. هفت‌درصد تسهیلات اختصاص‌یافته به کل بخش مسکن و ساختمان است و آن‌چه به بخش مسکن تعلق می‌گیرد، به‌صورت تخمینی تنها نیمِ آن است. بنابراین، سهم تسهیلات بخش مسکن از کل تسهیلات بانکی چیزی در حدود ۳.۵% است. حال اگر به قدرت خرید تسهیلات اعطایی بین سال‌های ۹۰ تا ۹۸ نگاه کنیم موضوع روشن‌تر می‌شود. کل تسهیلات اعطایی شبکه‌ی بانکی در بخش مسکن و ساختمان در سال ۱۳۹۰ معادل ۳۴۱,۳۹۶میلیارد ریال بوده است که در سال ۱۳۹۸ به قیمت ثابت سال ۱۳۹۰ به ۱۳۶,۳۴۹میلیارد ریال کاهش‌یافته است. این بدین مفهوم است که به قیمت ثابت قدرت خرید کل تسهیلات اعطایی در بخش مسکن در سال ۱۳۹۸ به ۱۳۹۰ شصت‌درصد کاهش یافته‌است و تنها چهل‌درصد سال ۱۳۹۰ است. چنانچه همین مقایسه را در مورد تسهیلات اعطایی بانک مسکن انجام دهیم، در سال ۱۳۹۰، ۱۹۷,۳۷۵میلیارد ریال تسهیلات اعطا شده‌است. مبلغ اعطایی بانک مسکن در سال ۱۳۹۸ با قدرت خرید سال ۱۳۹۰ معادل ۵۲,۸۶۷میلیارد ریال بوده‌است. این بدین معنی‌است که قدرت خرید تسهیلات اعطایی بانک مسکن در سال ۱۳۹۸ نسبت به سال ۱۳۹۰ با ۷۳.۲۲درصد کاهش به ۲۶.۷۸درصد رسیده است. مفهوم این ارقام این است که هم سهم تسهیلات اعطایی بخش مسکن از کل تسهیلات اعطایی و هم قدرت خرید کل آن کاهش‌یافته و هم هم‌چنین نقش مؤثر بانک مسکن در تعادل بخشی به بازار مسکن به‌طورکلی تضعیف شده‌است.

    تسهیلات مسکن

    هم‌چنان‌که گفته شد و در نمودار بالا ملاحظه می‌شود روند سهم تسهیلات بخش مسکن از کل تسهیلات اعطایی، و میزان تسهیلات اعطایی شبکه و بانک مسکن به قیمت‌ ثابت سال ۹۰ هر سه در دروه‌ی پیش از مسئولیت من به‌شدت نزولی هستند. علیرغم عدمِ همکاری سازمان برنامه و بانک مرکزی ما در وزارت‌خانه با توجه به اتخاذ سیاست تشویق پس‌انداز موفق شدیم که جهت این منحنی را تغییر دهیم و سقوط بیش از گذشته آن جلوگیری نماییم و شاهد خروج مسکن از رکود بسیار عمیق آن و افزایش عرضه در سال ۱۳۹۵ باشیم. این‌ها موضوع‌ها و اهرم‌های فراموش‌شده سیاست‌گذاری بخش مسکن بودند و هستند که سیاست‌گذار در حوزه‌ی مسکن باید به آن‌ها توجه نماید. بی‌گمان، راه‌کار بخش مسکن توجه به این متغیرها و استفاده از این اهرم‌هاست. من در دوره‌ی مسولیتم علیرغم تمام تلاشم در نهایت موفق نشدم که رییس جمهور، دولت و بانک مرکزی را متقاعد کنم که به آن‌ها توجه نمایند و هنوز هم به آن‌ها توجهی نمی‌شود.

    تا اینجای بحث نگاه از منظر سیاست‌گذار است. البته لازم به تذکر است که همواره باید شرایط اقتصاد کلان، رشد سریع نقدینگی، افزایش حدود ۴.۵ برابری نرخ ارز، ۶.۸ برابری بهای سکه و رشد حدود ۲۱برابری شاخص کل سهام و تاثیر آن‌ها بر سایر بازارها از جمله مسکن را فراموش نکرد.

    حال با مقدمه پیش‌گفته و شرایط اقتصاد کلان، خوب است که به موضوع از منظر متقاضی پرداخته شود. از این منظر افزون بر میزان اقساط ماهیانه و مدت بازپرداخت که در قسمت قبلی درباره آن‌ها بحث شد، میزان سهم تسهیلات از بهای یک واحد مسکونی (Loan to Value, LTV) نیز بسیار مهم است. چون ترکیب این موضوع با میزان اقساط تعیین کنده امکان جانشینی این خدمت با نرخ اجاره‌بها را دارد. جدول زیر سهم تسهیلات از بهای یک واحد مسکونی در پانزده سال گذشته را نشان می‌دهد. هم‌چنان‌که ملاحظه می‌شود این سهم در سال ۱۳۸۳ کمی بیشتر از ۴۱درصد بهای یک واحد مسکونی ۷۵مترمربعی با نرخ متوسط را در تهران شکل می‌داده است. پس‌ازاین سال متاسفانه روند نزولی خود را طی می‌کند تا به کمترین میزان خود یعنی نه‌درصد می‌رسد. این سهم مربوط به سال ۱۳۹۱ است. با پذیرش مسئولیّت وزارت‌خانه در پایان مرداد سال ۱۳۹۲ تمام تلاش من این بود که سقف تسهیلات با هماهنگی بانک مرکزی افزایش یابد. افزون بر این، با اتخاذ سیاست امکان اعطای تسهیلات مسکن به زوجین به ناگاه این سهم در دو ضرب شد. از سال ۱۳۹۵ به بعد دو نوع تسهیلات مسکن در اختیار متقاضیان بود یکی از محل خرید اوراق ممتاز و دیگری صندوق پس‌انداز یکم. نتیجه این اقدام‌ها این شد که در سال ۱۳۹۵ سهم تسهیلات از بهای یک واحد مسکونی متعارف و مطابق الگوی مصرف مسکن در تهران به ۶۱درصد رسید. چون افراد افزون بر امکان استفاده از هریک از این محصولات مالی امکان دریافت جعاله ۴۰میلیون تومانی نیز بودند. این سهم رکورد تاریخی دارد و در ایران فاقد سابقه است.

    جدول قیمت مسکن

    سهم تسهیلات از بهای یک واحد مسکونی متعارف در سایر شهرها بیش از تهران بود. جدول زیر این سهم را در برخی از شهرهای بزرگ متوسط و کوچک ایران نشان می‎دهد. به‌عنوان‌مثال با احتساب تسهیلات جعاله میزان تسهیلات قابل دریافت در شهر بزرگی چون اهواز به بیش از ۱۰۵درصد رسید. البته این درصد به دلیل این‌که بیش از ۸۰درصد بهای ملک بود قابل پرداخت نبود مگر آن مساحت و بهای واحد مسکونی بیش از واحد متعارف و الگوی مصرف می‌بود. هم‌چنان‌که در جدول زیر دیده می‌شود این درصدها در شهرهای کوچک اغلب بیش از ۱۰۰% بود.

    تسهیلات فردی

    بر همین اساس این برنامه‌ به‌شدت از سوی مردم مورد استقبال قرار گرفت و تعداد پس‌اندازکنندگان در صندوق پس‌انداز یکم به بیش از ۶۶۴ هزار نفر در سال ۱۳۹۸ رسید که تعداد ۱۶۰هزار نفر از آنان از تهران بودند. این نشان می‌داد که این محصول مالی امکان رقابت با نرخ اجاره‌بها را دارد و متقاضیان مسکن به سمت‌وسوی آن روی آوردند. این جزء بزرگ‌ترین موفقیت‌های دولت بود و کم‌کم با فرارسیدن امکان استفاده پس‌اندازکنندگان از امتیاز دریافت تسهیلات‌شان بازار مسکن از رکودی که از سال ۱۳۹۰ در آن فرورفته بود خارج می‌شد. متاسفانه، این برنامه هیچ‌گاه از سوی رییس جمهور جدی گرفته نشد و ایشان در هیچ برنامه رسمی از آن پشتیبانی ننمود و هم‌چنان پی‌گیر ساخت چند پروژه‌ی مسکونی بود.

    در تاریخ ۲/۵/۱۳۹۶ که هنوز هیچ‌کدام از اتفاقات افزایش نرخ ارز و رشد تورم رخ نداده‌بود و تنها آغاز نشانه‌های افزایش آرام اجاره‌بها در بازار دیده می‌شد طی نامه‌ای خطاب به رییس جمهور محترم اعلام داشتم که برای کنترل اجاره‌بها باید شرایط صندوق پس‌انداز مسکن و اعطای تسهیلات مسکن؛ شامل افزایش سقف مبلغ تسهیلات، کاهش دوره‌های توقف پس‌انداز و افزایش زمان بازپرداخت، را تسهیل کنیم تا فشار از روی بازار اجاره برداشت شود ‌(روگرفت نامه به پیوست است). شوربختانه، نه‌تنها هیچ توجهی به آن شد بلکه در سال ۱۳۹۷ که سطح عمومی قیمت‌ها تحت تاثیر افزایش محدودیّت تجارت و افزایش قیمت دلار قرار گرفت، به‌جای آن‌که دولت در جهت حفظ قدرت خرید تسهیلات مسکن عمل کند؛ به آن بی‌توجهی نمود. مجددا متاسفانه، میزان تسهیلات به بهای ملک در سال ۱۳۹۸ به ۲۰درصد کاهش یافت؛ قاعدتا این درصد در سال ۱۳۹۹ کاهش بیشتری یافته‌است. با این کار یک‌بارِ دیگر ثبات سیاست‌گذاری در بخش مسکن که ماهیتی درازمدت دارد مورد خدشه قرار گرفت، و نشان داد که متقاضیان نمی‌توانند به سیاست‌های دولت اعتماد کند، و اقساط تسهیلات مسکن قدرت رقابت خود را در برابر اجاره‌بها از دست داد و بازار اجاره یکّه‌تاز میدان شد.

    در حال حاضر با توجه به کاهش سهم تسهیلات از بهای ملک و کاهش سهم تسهیلات مسکن به کل تسهیلات بانکی به حدود سه‌ونیم‌درصد در عمل بازار خرید مسکن تبدیل به یک بازار نقد شده‌است که در دنیا اگر بی‌نظیر نباشد، قطعا کم‌نظیر است و تنها کسانی می‌توانند اقدام به خرید بکنند که از نظر مالی متمکّن باشند و یا ملک را با هدف حفظ قدرت خرید پول و سوداگری انجام دهند. و بازار، بازار موجران باشد. حال در این شرایط، به‌جای آن‌که ریشه‌ی موضوع موردتوجه قرار گیرد، دولتیان و مجلسیان در پی وضع مقررات اداری هستند، تا با آن به جنگ نرخ اجاره‌بها بروند. یعنی همان اشتباهی که ده‌ها بار تجربه‌شده و متاسفانه نظام سیاست‌گذاری ایران از آن درس نیاموخته است. و با دشنام دادن به دیگران می‌خواهد بار مسئولیّتِ عدمِ‌شناختِ مساله و بی‌تدبیری خود را کاهش دهد.

    ۲- شرایط و مقررات بازار اجاره: بازنگری در قانون موجر و مستاجر

    زمانی رابطه موجر و مستاجر تحت تاثیر مفهومی به نام عسر و حرج بود و موجر به‌سادگی نمی‌توانست نسبت به تخلیه مستاجر از ملک خود اقدام نماید. مشخصا به ماده ۹ قانون موجر و مستاجر مصوب ۱۳۵۶ و اصلاحات آن در سال ۱۳۵۸ و سال‌های بعدازآن تا سال ۱۳۷۴ به این شرح توجه کنید.

    ماده ۹- در مواردی که دادگاه تخلیه ملک مورد اجاره را به لحاظ کمبود مسکن موجب عسر و حرج مستأجر بداند و معارض با عسر و حرج موجر ‌نباشد، می‌تواند مهلتی برای مستأجر قرار بدهد.

    ‌تبصره ۱- در مواردی که دادگاه صدور حکم تخلیه اماکن آموزشی و دولتی و مورد اجاره مهاجرین جنگی و رزمندگان را بعلت کمبود جای مناسب و‌عسر و حرج تشخیص دهد دادگاه موظف است تا رفع عسر و حرج به‌مدت پنجسال از تاریخ ۲۸/۶/۱۳۶۴ از صدور حکم خودداری کند و مستأجرین ‌اماکن آموزشی و دولتی مکلفند ظرف این مدت جهت رفع کمبود اماکن تدابیر لازم اتخاذ نمایند.

    تبصره ۲- شورای عالی قضائی مکلف است در اولین فرصت دادگاه‌های ویژه‌ای را تشکیل داده و کلیه احکام تخلیه که از طرف دادگاه‌ها یا اداره ثبت‌ صادر گردیده و هنوز اجراء نشده‌است مورد تجدید نظر قرار دهند چنانچه تخلیه منزل مستلزم عسر و حرج برای مستأجر باشد آن حکم را متوقف‌ سازد.

    ‌تبصره ۳ – در مواردی که دادگاه صدور حکم تخلیه اماکن مورد استفاده مهاجرین جنگی را به علت کمبود جای مناسب عسر و حرج تشخیص دهد ‌موظف تا رفع عسر و حرج حداکثر به مدت ۲ سال از تاریخ ۳/۷/۱۳۷۱ از صدور حکم تخلیه خودداری کند. این حکم، مخصوص بصورتی است که‌ عسر و حرج مذکور مزاحم با عسر و حرج مالک نباشد.

    نتیجه‌ی عملکرد دو دهه این قانون منجر به اصلاح آن در سال ۱۳۷۶ شد و کلا بازار اجاره از قاعده‌ی عسر و حرج خارج شد و موجر و مستاجر متعهد به قرارداد فیما بین شدند و با اتمام زمان اجاره مستاجر موظف به تخلیه عین ملک شد مگر آن‌که قرارداد اجاره‌اش برای مدت مشخص دیگری تمدید گردد. متن پیشین به این متن تغییر یافت: “ماده ۳- پس از انقضای مدت اجاره بنا به تقاضای موجر یا قایم‌مقام قانونی وی تخلیه عین مستاجره در اجاره با سند رسمی توسط دوایر اجرای‌ثبت ظرف یک هفته و در اجاره با سند عادی ظرف یک هفته پس از تقدیم تقاضای تخلیه به دستور مقام قضایی در مرجع قضایی توسط ضابطین قوه‌قضاییه انجام خواهد گرفت”.

    هم‌چنان‌که ملاحظه می‌شود، این دو موضع قرارگرفتن در دو سر طیف است. من شخصا با توجه به تجربه‌ی اجاره در کشور انگلستان و خواندن تجربه‌ی دیگر کشورها، پیش از پذیرش مسئولیّت، به این نتیجه رسیده‌بودم که سیاست‌گذاری عمومی در اغلب کشورها در جهت تسهیل امکان تطویل مدت اجاره است. ازاین‌رو، تلاشم این بود که با اعطای مشوّق‌های مالیاتی رفاه مستاجر تامین و ثبات قرارداد اجاره تا حد ممکن تثبیت شود بدون آن‌که به حقوق موجر لطمه‌ای وارد آید. به‌عنوان‌مثال نظرم این بود که اگر مدت قرارداد اجاره دو سال باشد نسبت به یک سال، موجر مشمول تخفیف مالیاتی ملموسی باشد و به همین نحو، قرارداد سه‌ساله بیش از دوساله مشمول تخفیف مالیاتی شود. این تلاش من به‌جایی نرسید ولی، پس از آغاز حرکت روند اجاره‌بها به سمت بالا فرصتی پیش آمد تا یک‌بار دیگر روابط موجر و مستاجر مورد بازبینی قرار گیرد.

    پیش‌ازاین در وزارت‌خانه یک مطالعه‌ی تطبیقی اجمالی انجام داده‌بودیم و به این نتیجه رسیده‌بودیم که قانون روابط موجر و مستاجر می‌بایست به نفع مستاجران بهبود بیاید ولی، نه به‌ بهای تحمیل هزینه به موجر. فرض بنیادین ما پایبندی به‌قاعده‌ی انصاف در قرارداد بود. البته این روندی بود که در سایر کشورها نیز طی شده‌ و تجربه‌ی جهانی بود. ازاین‌رو، در تاریخ ۲۷/۴/۱۳۹۷ طی نامه شماره ۰۲/۱۰۰/۵۲۲۵۵ لایحه‌ی دوفوریتی “الحاق یک ماده و چند تبصره به قانون روابط موجر و مستاجر، سال ۱۳۷۶” را به شرح زیر به دولت تقدیم کردم (روگرفت نامه به پیوست است).

    ماده واحده- مستاجران کلیه قراردادهای رسمی یا عادی اجاره واحدهای مسکونی از زمان تصویب این قانون می‌توانند تا یکسال پس از انقضای زمان قرارداد با رعایت شرایط ذیل قرارداد اجاره تمدید نمایند:

    تبصره ۱: قیمت اجاره بها حداکثر تا ده درصد نسبت به اجاره بهای قبلی از طرف موجر در زمان تمدید قرارداد قابل افزایش است. چنانچه با تقاضای افزایش ده درصدی مبلغ اجاره، مستاجر موافقت ننماید واحد قابل تخلیه است. رسیدگی به این موضوع در صلاحیت شورای حل اختلاف می‌باشد.

    تبصره ۲: چنانچه در قرارداد اجاره مدت زمان بیشتری نسبت به این قانون برای زمان انقضای قرارداد در نظر گرفته شود مدت زمان قراردادی معتبر است.

    تبصره ۳: ملاک مسکونی بودن واحد، کاربری آن می‌باشد.

    تبصره ۴: هرگونه توافق برخلاف مفاد این قانون در زمان اجرای آن باطل و بلااثر است.

    هم‌زمان موضوع را برای دریافت نقطه‌نظرهای حقوق‌دانان، اقتصاددانان، متخصصان و حرفه‌ورزان اعلام عمومی نمودم تا در فرایند رسیدگی به کمیسیون‌های دولت و مجلس انعکاس دهند. و شخصا با تنی چند از حقوق‌دانانی که درباره این پیشنهاد صحبت کردم، با آن مخالف بودند. آنان گرفتاری‌های دو دهه قانون موجر و مستاجر در گذشته را یادآوری می‌کردند و بر این باور بودند که این موضوع منجر به کاهش عرضه‌ی خانه‌ی اجاره‌ای، رواج قراردادهای غیررسمی و اخذ گِروی‌های سنگین از مستاجران می‌گردد و درنهایت به زیان مستاجران می‌انجامد. افزون براین، اصلاح مجدد این‌گونه‌ قانون‌ها با مانع‌های جدی روبه‌رو است و ممکن است مجددا اصلاح این اشتباه دو دهه به‌طول بینجامد هم‌چنان‌که در دفعه‌ی پیشین این‌گونه شد.

    اقتصاددانان مخالفت بیشتری با این پیشنهاد داشتند. آنان بر این باور بودند که هرگونه مداخله دولت در بازار اجاره منجر به شکل‌گیری فساد، کاهش عرضه خانه اجاره‌ای و زیرزمینی شدن روابط موجر و مستاجر می‌گردد. خوب خاطرم هست که یکی از دوستان یادداشتی در یک روزنامه نوشت و گفت فلانی هم وقتی کار به جای سخت رسد از قواعد اقتصاد رقابتی عدول می‌کند. تنی چند از اتحادیه صنف معاملات املاک نیز با این پیشنهاد مخالفت کردند. آنان نیز هم سوابق قانونی را یادآوری می‌کردند و هم به سودمند نبودن این اقدام اشاره می‌کردند. در چنین فضایی، قانع نمودن سیاست‌گذار اعم از دولت و یا مجلس و هم‌چنین جامعه‌ی حرفه‌ای کار دشواری بود. ارائه‌ی نمونه‌های عمل‌شده در سایر کشورها کمک‌کننده بود. در گفتگو با یک دوست اقتصاددان نمونه‌ی مقررات رایج در امریکا را برای‌شان ارائه نمودم[ii]. هم‌چنین مقرراتی که در کشورهای اروپایی، انگلستان و سایر کشورها نیز رایج است را بازخوانی نمودیم. اغلب این مقررات ناظر بر قاعده‌مند سازی نرخ رشد اجاره‌بها، افزایش مدت زمان اجاره و هم‌چنین اولویّت تداوم قرارداد جاری تا وقتی که موجر در پی تغییر استفاده از ملک خود نباشد، می‌باشند.

    به گمان من اصلاح قانون روابط موجر و مستاجر به نفع مستاجران توجیه نظری داشت و دارد. دلیل آن هم تفاوت هزینه مبادله اجاره برای موجر و مستاجر است. موجر تا حد زیادی توانایی آن را دارد که هزینه مبادله خود را به مستاجر انتقال دهد. موجر معمولا هزینه یک ماه اجاره را به عنوان گرو دریافت می‌کند تا چنان‌چه عین مستاجره در جریان بهره‌برداری مستاجر از آن دچار آسیب شد، امکان جبران آن را داشته باشد و در جریان جابجایی مستاجر هزینه‌ی چندانی را متحمّل نمی‌شود. ولی، هزینه مبادله مستاجر قابل ملاحظه است. هزینه‌ی مستقیم و غیر مستقیم هربار اثاث‌کشی و جابجایی رقم قابل توجهی است که موجر از آن مستثنی است.

    هزینه‌های اجتماعی، روحی و روانی جابجایی مستاجران نیز بسیار مهم است. به عنوان مثال، خانواری را فرض کنید که فرزندانی در سنین دانش‌آموزی داشته باشد. و آنان از مدرسه محله‌ی خود راضی، از شبکه دوستی هم‌کلاسان خود بهره‌برده و به محیط امن و دل‌پسندِ محله‌ی خود خو گرفته‌باشند. جابجایی به مفهوم از دست‌دادن کیفیت مذکور است که از منظر اقتصادی پنهان است و در هیچ محاسبه‌ای لحاظ نمی‌گردد. حال آن‌که مبلغی که مستاجر آمادگی دارد برای حفظ این کیفیت بپردازد، رقم قابل توجهی است. از این رو، از منظر نظری، هزینه‌ی فرصت، ارزش استفاده، ارزش مبادله و مطلوبیّت نهایی برای یک ملک مشخص برای دو مستاجر کاملا متفاوت‌اند. موجر معمولا از این موضوع اطلاع دارد. لذا، توان تعیین شرط و قیمت در اختیار موجر قرار می‌گیرد و مستاجر در وضعیت ضعیف‌تری قرار می‌گرد. دارد. امیدورام که این موضوع هم از حیث اقتصاد نظری و هم از حیث اقتصاد رفتاری و هم‌چنین از منظر رعایت قاعده‌ی انصاف در قراردادها مورد توجه متخصصان علم اقتصاد و حقوق قرار گیرد.

    سرجمع، با توضیح بالا می‌توان دریافت که تا چه حد هزینه‌ی مبادله از منظر مالی، اجتماعی و روحی و روانی برای مستاجر نسبت به موجر بیشتر است. از این رو‌است که به گمان من، حمایت قانونی نسبی از مستاجر از منظر اقتصاد بازار رقابتی چندان بی‌توجیه و بی‌مبنا نیست. به هر روی، لایحه پیشنهادی اینجانب با حضور شخص من در کمیسیون اقتصاد دولت مورد بررسی قرار گرفت. در جلسه نیز در ابتدا اکثر اعضا مخالف بودند، لیکن آقای مهندس اردکانیان که سابقه سکونت در آلمان را داشت، با تشریح موضوع در آنجا کمک کرد که فضای حمایت از قاعده‌مندسازی روابط موجر و مستاجر مورد پذیرش جمع قرار گیرد. تا آن‌جا که خاطرم هست، راجع به ماخذ مضرب حداکثر رشد سالیانه ده‌درصد نیز سؤال بود. در این مورد نیز توضیح داده‌شد که در برخی کشورها این مضرب تابعی از نرخ تورم بخش است و در برخی کشورها نیز درصد معینی است، که گرایش جمع به سمت تبعیت از نرخ تورم بود. به هرروی، لایحه پیشنهادی با مختصر اصلاحی مورد تصویب قرار گرفت و مقرر شد که با فوریت در جلسه هیات وزیران طرح شود.

    پس از تصویب لایحه در کمیسیون من از دولت کناره گرفتم و از سرنوشت آن دیگر خبری ندارم. البته اخیرا، با گذشت دو سال از تقدیم لایحه دوفوریتی مذکور، از طریق رسانه‌های گروهی مطلع شدم که مقرراتی توسط ستاد مقابله با کرونا در این باره به تصویب رسیده‌است. با توجه به توضیحی که داده شد، اصلاح قانون موجر و مستاجر فراتر از دوره کروناست و می‌بایست از سوی دولت و مجلس به‌موقع مورد رسیدگی و اتخاذ تصمیم قرار می‌گرفت و به قانون تبدیل می‌شد. در آن صورت در این دوران کرونا نیز کارکرد می‌داشت. هنوز هم پیشنهادم به دولت ارسال رسمی آن لایحه از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی است.

    امیدوارم که این گزارش کمکی به مردم عزیز و هم‌چنین سیاست‌گذاران ملی در دولت و مجلس در شناخت ریشه‌ی گرفتاری‌های موجود در بازار مسکن اعم از اجاره، تولید و خرید و هم‌چنین اتخاذ تصمیم درست بنماید.

    منبع: ویرگول

  • قرص لاغری چگونه عمل میکند و بهترین قرص لاغری کدام است

    قرص لاغری چگونه عمل میکند و بهترین قرص لاغری کدام است

    قرص لاغری چگونه عمل میکند و بهترین قرص لاغری کدام است

    قرص های لاغری با افزایش متابولیسم و اکسیداسیون چربی ها باعث تسریع در لاغری میگردد، در واقع افزایش گردش خون همراه با دخالت در عدم جذب چربی ها عامل مهمی در کاهش وزن است.

    عواملی تاثیرگذار در لاغری به شرح زیر است:

    • افزایش گردش خون
    • رژیم غذایی مناسب
    • مصرف اکسیژن( هوای پاک)
    • ورزش
    • استفاده از مکمل غذایی

    امروزه با پیشرفت علم و با استفاده از داروهای محرک نظیر آمفتامین ها باعث کاهش اشتها شده و همین امر سبب میگردد میزان مواد غذایی که افراد در روز استفاده میکنند به شدت کاهش یابد، اما همه ما میدانیم کاهش وزن اصولی با میزان مصرف غذایی و سوخت و ساز بدن تناسب دارد و ورزشکاران با رژیم های غذایی عالی و اثبات شده میتوانند به تناسب اندام ایده ال دست پیدا کنند.

    قرص لاغری
    قرص لاغری مناسب برای کاهش وزن

    رژیم غذایی مناسب:

    در یک رژیم غذایی سالم بایستی هرچیزی که شیرین و یا دارای قند و چربی است از برنامه غذایی خودتان حذف کنید قدم اول در کاهش وزن حذف مواد قندی در بدن است، استفاده از میوه و سبزیجات به صورت ویژه ای پیشنهاد میگردد اما باید توجه داشته باشید که حتی استفاده از میوه های زیاد که دارای قند هستند میتواند برای شما مشکل ایجاد کند پس باید در مصرف میوه هم اصولی رفتار کرد، پیشنهاد میگردد در کاهش وزن از سه یا چهار عدد میوه متفاوت در روز استفاده شود.

    شاخص توده بدنی نیز به شما کمک می کند که در مورد سلامت جسمانی خود دقت بیشتری داشته باشید، فرمولی که با استفاده از شاخص قد و وزن تعیین می شود و اگر از حد مشخص بالا و پایین تر باشد، قطعا بدن شما در معرض خطر خواهد بود و باید به فکر جبران کاستی ها باشید.

    نان برنج های سبوس دار و انواع غلات و ماکارونی را از برنامه غذایی خود حذف کنید، اما در صورتی که قند خون بالایی دارید بهتر است که آن ها را به صورت کم مصرف کنید. عموما به گفته بیشتر پزشکان برنج سبوس دار هیچ مشکلی برای بیماران دیابتی ایجاد نمی کند.

    انواع میوه ها را نیز در طول روز دو تا چهار عدد مصرف کنید، میوه هایی که فیبر بیشتر و جذب قند کم تری دارند گزینه های فوق العاده ایده آل تری برای شما خواهند بود. پس از مصرف آن ها غافل نشوید.

    مصرف اکسیژن :

    طبیعتا برای افزایش سوخت ساز بدن ما نیاز داریم که از هوای تمیز و پاک استفاده نماییم. پس بهتر است برای ورزش کردن از مکان هایی که از آلودگی هوا دور هستند بهره ببرید.

    استفاده از مکمل ها:

    مکمل ها غذایی در سرعت بخشیدن به کاهش وزن بسیار موثر هستند اما اینکه چه مکملی بهتر است استفاده نماییم از یک متخصص تغذیه و پزشکان این حوزه مشورت بگیرید، معمولا مکمل های برند معروف میتواند به شما کمک نماید.

    چه نوع مکملی برای ما مفید است:

    مکمل هایی که دارای مقداری کافئین و سی ال ای هستند برای چربی سوزی و کاهش وزن بسیار ایده ال هستند.