دسته: اخبار استانها

  • نفتای سنگین امروز در بورس انرژی عرضه می‌شود

    نفتای سنگین امروز در بورس انرژی عرضه می‌شود

    اعتمادآنلاین| رینگ داخلی این بورس، امروز (چهارشنبه، ۲۹ مردادماه) شاهد عرضه کالاهای آیزوریسایکل، نفتای سنگین تصفیه نشده و حلال ۴۰۴ پالایش نفت شیراز، پنتان پلاس پتروشیمی پارس، ریفورمیت و هیدروکربن سنگین پتروشیمی بوعلی سینا، میعانات گازی پتروشیمی رازی و نفتای سبک پالایش نفت کرمانشاه است و برش سنگین و رافینت شرکت پتروشیمی نوری، برش سنگین شرکت نفت ستاره خلیج‌فارس، ته‌مانده تصفیه‌شده برج تقطیر پالایش نفت شازند، میعانات گازی مجتمع گاز پارس‌جنوبی و نفتای سنگین شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران در رینگ بین‌الملل عرضه می‌شود.

    روز سه‌شنبه (۲۸ مردادماه) کالاهای آیزوریسایکل پالایش نفت اصفهان، برش سنگین و گاز مایع صنعتی پتروشیمی بندر امام، بلندینگ نفتا پالایش نفت بندرعباس، حلال ۴۰۲ پالایش نفت تبریز و هیدروکربن پالایش نفت کرمانشاه در رینگ داخلی و برش سنگین (دریایی) و حلال ۴۰۲ شرکت نفت ستاره خلیج‌فارس، حلال ۴۰۲ پالایش نفت کرمانشاه و بنزین اکتان ۸۷، بنزین اکتان ۹۱، بنزین اکتان ۹۱ (دریایی) و گازوئیل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران در رینگ بین‌الملل بازار فیزیکی بورس انرژی ایران معامله شد.

    در این روز بیش از ۱۵۴.۳۱۲ تن فرآورده هیدروکربوری به ارزش بیش از ۱۰.۵۱۲ میلیارد و ۱۲۸ میلیون ریال در بازار فیزیکی بورس انرژی ایران دادوستد شد.

    منبع: ایلنا

  • عرضه اوراق سلف نفتی چه آینده‌ای برای اقتصاد ایران رقم می‌زند

    عرضه اوراق سلف نفتی چه آینده‌ای برای اقتصاد ایران رقم می‌زند

    عرضه اوراق سلف نفتی چه آینده‌ای برای اقتصاد ایران رقم می‌زند
    عرضه اوراق سلف نفتی چه آینده‌ای برای اقتصاد ایران رقم می‌زند؟

    ایسنا/خراسان رضوی یک کارشناس اقتصادی گفت: فروش اوراق سلف نفتی، کسری بودجه دولت را تامین می‌کند ولی برای دولت‌های بعدی گرفتاری و بدهکاری به جا می‌گذارد، اما اگر الزامات عرضه اوراق نفتی به خوبی رعایت شود، می‌تواند مسیر جدیدی در اقتصاد ایران ایجاد کند.

    وحید ارشدی در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص فروش نفت خام، اظهار کرد: چندین مسأله در این خصوص وجود دارد. هدف دولت تامین کسری بودجه خود است که برای تامین آن نیز راه‌های مختلفی دارد. استفاده از منابع مالیاتی، کاهش هزینه‌های جاری و عمرانی‌ و یا پیش‌فروش اوراق مشارکت که می‌تواند منابعی برای آن تامین و یا در آینده مانند نفت استخراج کند، در تامین کسری بودجه دولت تاثیرگذار است.

    وی افزود: اگر دولت مبنا را فروش اوراق قرار دهد، یک پیامد و اگر کالای نفت را مبنای فروش قرار دهد، پیامد دیگری دارد. از آن جا که هدف دولت تامین کسری بودجه با فروش این اوراق بوده، دولت بعدی را گرفتار خواهد کرد و موجب تشدید بدهکاری‌های آن خواهد شد، اما اگر گشایشی در اقتصاد به وجود آید و مردم منابع نفتی خود را مدیریت کنند، شاید مسیر جدیدی در اقتصاد ایران به وجود آید. به شرطی که مردم به جای مالکیت اوراق نفت، مالکیت کالای نفت را در اختیار داشته باشند.

    اگر اوراق بدون پشتوانه منابع نفتی منتشر شود، فقط سفته‌بازی ایجاد خواهد کرد

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: این فرایند نیازمند این است که فضای کسب و کار و تولید بهبود پیدا کند تا مردم بتوانند نفت خود را به تولیدکنندگان و بنگاه‌های داخلی بفروشند و یا اینکه در صورت بهبود وضعیت تحریم‌ها، قدرت صادرات پیدا کنند. اگر اوراق بدون پشتوانه منابع نفتی منتشر شود، فقط سفته‌بازی ایجاد خواهد کرد. در مجموع فروش اوراق نفتی پیامدهای مثبت و منفی خاص خود را دارد. اگر الزامات آن رعایت نشود و مردم تنها به دنبال فروش اوراق خود باشند، علاوه بر بدهکار کردن دولت بعدی، بحران امروز را به آینده موکول خواهد کرد.

    ارشدی خاطرنشان کرد: یکی از الزامات دیگر در فروش اوراق سلف نفتی این است که بانک‌ها وارد این بازی نشوند، زیرا بانک‌ها با استفاده از منابع مردم این کار انجام می‌دهند و مجددا باعث افزایش شدید نقدینگی و تشدید تورم خواهند شد. منابع قدرت و سرمایه‌گذاران نباید برای خرید این اوراق ورود پیدا کنند، در غیر این صورت به اهداف مردم‌سازی اقتصاد نخواهیم رسید و تنها دولت کسری بودجه خود را جبران کرده است.

    دولت به جای فروش اوراق نفتی، اوراق مشارکت بفروشد

    عضو هیأت علمی گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد، تصریح کرد: اگر شروط و الزاماتی که قوه قضاییه و مجلس در نظر گرفته، رعایت شود می‌توان به مسیر جدیدی رسید، اما با توجه به شرایط موجود، فروش اوراق نفتی کار اشتباهی است. اگر مبنا فروش اوراق باشد، دولت می‌تواند به جای فروش اوراق نفتی، اوراق مشارکت بفروشد. فروش اموال دولتی و یا زمین‌های دولتی می‌تواند جایگزین خوبی برای اوراق نفتی باشد و دیگر دولت آینده‌فروشی نکرده است.

    وی در خصوص کمک فروش اوراق نفتی به اقتصاد کشور، گفت: در حال حاضر مشکلات اقتصادی کشور ساختاری است. یکی از مشکلات عمده، کسری بودجه بوده که شاید از مسیرهای دیگری قابل برطرف شدن باشد، اما بعید می‌دانم با رویکرد کنونی دولت، بتوان این مشکل را حل کرد، مگر اینکه مردم صاحب منابع نفتی بوده و خودشان قدرت مدیریت داشته باشند، همچنین احساس کنند که می‌توانند در اقتصاد کشور نقش بازی کنند. از همین رو بار دولت کمتر شده و روی دوش مردم قرار می‌گیرد.

    این کارشناس اقتصادی عنوان کرد: مقالاتی نیز منتشر شده که دولت با وجود فروش صندوق  EFT، عرضه اولیه بورس و مالیات‌هایی که به دستش می‌رسد نباید کسری بودجه داشته باشد، اما نمی‌توانیم روی این موارد صحه بگذاریم. اگر الزامات فروش اوراق نفتی رعایت نشود و دولت به این موضوع تنها نگاه کوتاه‌مدت داشته، بعید می‌دانم مشکلات اقتصادی کشور را حل کند.

    اگر بخواهیم اقتصاد سالمی داشته باشیم، باید از خام‌فروشی منابع نفتی جلوگیری کنیم

    ارشدی اضافه کرد: اگر بخواهیم اقتصاد سالمی داشته باشیم، باید از خام‌فروشی منابع نفتی جلوگیری کنیم. یعنی اقتصادی داشته باشیم که متکی به ارزش افزوده از منابع زیرزمینی باشد. منتها مسیری که دولت اتخاذ کرده، اقتصاد کشور را به فروش نفت وابسته کرده‌ است. در حال حاضر تحریم‌ها باعث کاهش فروش نفت شده، از همین رو دولت می‌تواند به دنبال مسیرهایی باشد که اقتصاد ایران را احیا کند. اگر به این مسیر متکی شویم دوباره به منابع نفتی وابسته خواهیم شد و دولت بعدی را نیز گرفتار کرده‌ایم.

    عضو هیأت علمی گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تاثیرات فروش اوراق نفتی بر کاهش نقدینگی، تصریح کرد: فروش اوراق بیش از دو میلیون بشکه، باعث می‌شود مردم منابع نقدینگی خود را در اختیار دولت قرار دهند. همچنین تقاضای جامعه برای سایر بخش‌های اقتصاد از جمله طلا، ارز و بازار سرمایه کاهش خواهد یافت. تصور می‌کنم بی‌اعتمادی به دولت افزایش یافته که در وهله نخست مجلس و قوه قضاییه با دولت در این موضوع اختلاف پیدا کرده‌ و آن را متوقف کرده‌اند.

    وی در خصوص تضامین موجود برای ضرر نکردن مردم عنوان کرد: قدرت خرید مردم باید حفظ شود. اگر مردم نگاه‌شان سرمایه‌گذاری باشد، به ازای هر دلاری که به دولت می‌پردازند، دولت باید آن را بازگرداند. در حال حاضر بازدهی این اوراق به قیمت دلار و نفت وابسته است. اگر این دو عامل کاهش یابد، باید ببینم دولت با چه مکانیزمی می‌خواهد این ضرر را جبران کند.

    این کارشناس اقتصادی افزود: به عنوان مثال در حال حاضر شهرداری‌ها برای قطار شهری اوراق مشارکت منتشر کرده‌اند و قرار بود اوراق مشارکت از پروژه قطار شهری بازدهی داشته و به مردم بازگردانده شود، اما متاسفانه از آن جا که این پروژه‌ها به بازدهی نمی‌رسد، شهرداری‌ها برای جبران اوراق مشارکت قبلی، اوراق جدیدی منتشر می‌کنند. ممکن است چنین موضوعی برای عرضه اوراق نفتی نیز رخ دهد.

    ارشدی اضافه کرد: اگر قیمت دلار و یا نفت کاهش یابد و دولت برای کاهش ریسک مردم، تضمین جبران داده باشد، در صورت عدم تحقق درآمد و مواجه شدن با کسری بودجه، دولت مجبور است مجددا اوراق دیگری منتشر کند. این فرایند منابع آیندگان را نیز با محدودیت مواجه می‌کند و این مشکل به دوره‌های بعدی نیز منتقل شده و باعث می‌شود روز به روز پسرفت کنیم.

    این رفتارها اقتصاد را به سمت بهبود حرکت نمی‌دهد

    عضو هیأت علمی گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد، خاطرنشان کرد: این رفتارها اقتصاد را به سمت بهبود نمی‌برد. حتی با این شکل از انتشار اوراق مشارکت به دلیل صوری بودن آن مخالف هستم، زیرا مشارکت آن واقعی نیست و مردم بر اساس بازدهی‌های آن خریداری می‌کنند نه بر اساس پشتوانه مالی آن. مسیرهایی است که در اقتصاد ایران به آن فکر شده و پذیرفتنی است، اما با واقعیت بازار فاصله زیادی دارد.

    انتهای پیام

  • بازی با آتش بنزین؟ / طرح‌هایی که تیشه به ریشه زدن است

    بازی با آتش بنزین؟ / طرح‌هایی که تیشه به ریشه زدن است

    بازی با آتش بنزین؟ / طرح‌هایی که تیشه به ریشه زدن است

     

     

    اعتمادآنلاین|  سید‌مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در یادداشتی نوشت: در سال جهش تولید به نظر می‌رسد به جای دستیابی به آن، می‌خواهند سرمایه‌های بین‌نسلی را مصرف کنند و مجلس و دولت با وجود تضادهای فی‌مابین و مخالفت‌های جدی، هر دو در این نکته هم‌نظرند و هر‌یک می‌خواهند گوی سبقت را از دیگری بربایند. ظاهرا حسب طرحی که در مجلس شورای اسلامی مطرح است، دولت موظف است معادل ریالی بهای ۴۰ لیتر بنزین به قیمت فوب خلیج فارس را هر‌ ماه به حساب همه ۸۰ میلیون ایرانی واریز کند. ظاهرا مجلسیان از اینکه حجم طرح یارانه‌های احمدی‌نژاد رشد نکرده است، ناراحت هستند و برای اینکه خدمتی به مردم کنند، این طرح را ارائه داده‌اند؛ طرحی که همه مردم اعم از دارا، ندار، کوچک، بزرگ، زن و مرد را در بر می‌گیرد و البته در ظاهر چه از این بهتر؟ چرا‌که ثروت کشور را بین همه مردم به تساوی تقسیم می‌کنند. بارها این مطلب گفته شده که در اسلام عدالت به معنی مساوات نیست و در این طرح هم ناتوانان و توانمندان و نیز کسانی که میلیاردها ریال و دلار در بانک دارند، از آن بهره‌مند می‌شوند. دولت هم اصولا در شناسایی داراها و ندارها ناتوان است و قادر به تشخیص نیست؛ اما مشکل طرح تنها این امر نیست. خوب است به نکات زیر توجه شود.

    ۱- حجم بنزین مد‌نظر برای این کار برابر با ۴۰ لیتر برای ۸۰ میلیون نفر و ماهانه بالغ بر سه‌میلیارد‌و ۲۰۰ میلیون لیتر می‌شود؛ یعنی برابر مصرف ماهانه و (تولید) کشور. حال چگونه باید این سه میلیارد لیتر بنزین تهیه و صادر شود، معلوم نیست.

    2- اگر دولت بتواند این حجم بنزین را صادر کند، رقمی برابر با قیمت فوب بندرعباس یعنی هر لیتر ۵۰ سنت، جمعا یک‌میلیارد‌و ۶۰۰ میلیون دلار به دست می‌آورد که باید معادل ریالی آن را با ارز هر دلار ۲۰۰ هزار ریال به مردم پرداخت کند؛ یعنی ماهانه ۱۶ هزار میلیارد تومان و سالانه بالغ بر ۲۰۰ هزار میلیارد تومان.

    3- اولا چنین بنزینی موجود نیست و ثانیا خریدار مواد نفتی ایران وجود ندارد و ثالثا به فرض وجود و فروش بنزین دولت باید دلارهای به‌دست‌آمده را به بانک مرکزی بدهد و بانک مرکزی با چاپ اسکناس، ریال آن را تأمین کند و این به معنی آن است که پایه پولی کشور در سال ۲۰۰ هزار میلیارد تومان اضافه می‌شود؛ رقمی برابر بودجه جاری دولت. می‌دانیم که نه بنزین وجود دارد و نه فروش می‌رود، فقط اسکناس چاپ می‌شود و به مردم می‌دهند.

    4- درست است که این پول به جیب مردم می‌رود؛ ولی تورم ناشی از آن کاملا درآمد مردم را خنثی می‌کند و هیچ درآمدی نصیب افراد نمی‌شود.

    5- رسیدگی به مستضعفان و محرومان آیا معنی‌اش پرداخت هم‌زمان به مردم معمولی و پولدارها است؟ آیا عدالت علوی چنین حکم می‌کند.

    6- از ابتدای پیروزی انقلاب به جای آنکه ارز حاصل از نفت را به توسعه و سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال مفید تخصیص دهیم، به هزینه جاری رسانده‌ایم که نتیجه آن بی‌کاری وسیع، محروم‌ماندن محرومان، اشتغال‌های زائد و‌… شده است.

    7- همان دولت نروژ مسیحی نادان غیر‌معتقد به عدالت اجتماعی و لیبرال و هر نوع دشنام دیگر که به آنها می‌دهیم، همه ثروت حاصل از نفت خود را اختصاص به سرمایه‌گذاری برای نسل‌های آینده و توسعه کشور داده و از تأمین هزینه‌های جاری با ارز آن خودداری کرده است. آیا آنان کفران به نعمت‌های خداوند می‌ورزند یا ما مسلمانان شیعه عدالت‌خواه که عدالت از اصول دین و مذهب ماست؟

    ۸- نمایندگان مطمئن باشند که حرکات پوپولیستی هیچ‌گونه محبوبیت پایداری در جامعه پدید نمی‌آورد، همان‌طور که بدبینی درباره نظام و حاکمیت را بیشتر می‌کند. مردم کار شرافتمندانه، درآمد مطمئن و بدون منت، آبادانی کشور و سربلندی میهن را می‌خواهند و حتی در دل‌های‌شان درباره کسانی که افراد موجهی نبودند؛ اما خدمات ماندگاری از خود به یادگار گذاشتند، احساس نزدیکی و علاقه می‌کنند. حیف است که جمهوری اسلامی با آن‌همه استقبال مردمی، مورد عنایت قرار نگیرد و مردم حسرت برخی زمان‌های گذشته در دل‌شان جوانه بزند. این‌گونه طرح‌ها درست تیشه به ریشه زدن است. آن‌همه وعده و وعید نمایندگان درباره طرح‌هایی برای شکوفایی اقتصاد به طرح پرداخت پول بنزین به همه خلاصه می‌شود که جای تأسف دارد.

    دولت هم طرح مشابهی در دست دارد. فروش نفت به مردم و گرفتن پول از آنان برای رفع کسری بودجه که صد البته ولخرجی‌های دولت ادامه پیدا می‌کند و دولت‌های آینده به مردم بدهکار می‌شوند و به این کار می‌گویند «سامان‌دادن به بازار سرمایه».مشکل اینجاست که مسئولان و ازجمله رئیس دولت به جای تحلیل حکم صادر می‌کنند.می‌گوییم، نه‌فقط خطاب به رئیس‌جمهوری؛ بلکه به کل حاکمیت! اگر محاصره اقتصادی هستیم، اگر مقررات FATF را قبول نکرده‌ایم، اگر دشمنان علیه ما کار می‌کنند و اگر معتقد به استقامت و صبر و حوصله و مقاومت هستیم، باید معنی مقاومت را برای مدیران و مسئولان و مردم بگوییم و نگوییم می‌خواهیم معیشت مردم را ارتقا دهیم. فراوانی و گشایش اقتصادی با مقاومت و مبارزه و قطع رابطه بانکی با دنیا و ادامه تحریم و محاصره اقتصادی همزاد نیست.

    گیریم دولت از فروش ۲۲۰ میلیون بشکه نفت در داخل به فرض بشکه‌ای ۲۵ دلار مبلغ ۵/۵ میلیارد دلار به دست بیاورد. آیا می‌خواهد این پول را به دلار از مردم بگیرد یا معادل ریالی آن را که با ارز ۲۰ هزار‌تومانی می‌شود معادل ۱۱۰ هزار میلیارد تومان. به جز تأمین کسر بودجه چه اتفاقی برای مردم می‌افتد. به جز تشویق سوداگری چه اتفاقی در جامعه رخ می‌دهد؟ اگر حاکمیت معتقد به ادامه مقاومت است، باید نظام‌های داخلی سیاسی و اقتصادی را متناسب با آن طراحی کند؛ ولی به نظر می‌رسد که هر لحظه منتظر عادی‌شدن روابط سیاسی و اقتصادی و مالی با خارج هستند.

    منبع: روزنامه شرق

  • بودجه نظامی ایران چقدر است+ ویدئو

    بودجه نظامی ایران چقدر است+ ویدئو

    بودجه نظامی ایران چقدر است+ ویدئو

     

     

    اعتمادآنلاین|

  • مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»
    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    ایسنا/خراسان رضوی تلاش انگلستان برای سرنگون کردن دولت مصدق و الغای ملی‌شدن صنعت نفت مستندی تاریخی است که نمی‌توان منکر آن شد، چنان‌که این مساله به وضوح در پیام‌ وزارت خارجه بریتانیا آشکار است که می گوید:« درحالی‌که در انتظار و فعالیت برای سقوط مصدق هستیم باید اطمینان حاصل کنیم که در متقاعد کردن امریکا برای حمایت از ما در مخالفت با ملی‌شدن نیز موفق خواهیم شد.»

    این پیام صراحتا بر انتظار و فعالیت انگلستان برای سقوط دولت دکتر مصدق صحه می گذارد. فعالیتی که به سرعت امریکا را که منافع نفتی خود را در کشورهای مختلف در معرض خطر می‌دید، نیز همراه و پشتیبان خود می‌یابد و زمینه‌ساز کودتا ۲۸ مرداد می‌شود.

    فارغ از دسیسه‌ها و تلاش‌های خارجی برای سرنگونی دولت دکتر مصدق و در پی آن جلوگیری و الغای ملی‌شدن صنعت، مسائل داخلی متعددی تسهیل‌گر وقوع این کودتا شدند. پراکنده‌شدن نیروهای حامی جبهه‌ ملی و در واقع کسانی که تا پیش از این برای ملی‌شدن صنعت نفت همگی در کنار هم قرار داشتند، اما پس از آن دچار از هم گسیختگی شدند و نوعا حتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و این کار را برای انگلستان و امریکا که در پی اجرای کودتا بودند، آسان کرد.

    چنان‌که به گفته آبراهمیان، تاریخ‌نگار برجسته، در زمانی که مصدق حامیان سنتی‌اش را از دست می‌داد، افسران سلطنت‌طلب ناخشنود، پنهانی برای انجام کودتا نقشه می‌کشیدند، این اتفاقات که پیرامون مصدق را خالی کرده بود به همراه یک سری اشتباهات استراتژیک از سوی خود مصدق از جمله خالی‌کردن خیابان‌ها از تظاهرات‌کنندگان در روز ۲۸ مرداد شرایط را مهیای کودتا و سرنگونی دولت او کرد.

    مصدق به محیط بین‌الملل توجه زیادی نمی‌کرد

    در همین رابطه دکتر مهدی نجف‌زاده، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با ایسنا در مورد عملکرد دکتر مصدق در مساله ملی‌شدن صنعت نفت به عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌زمینه‌های کودتا ۲۸ مرداد اظهار کرد: با ملی شدن صنعت نفت اتفاق بزرگی برای ایران افتاد، به ویژه این‌که از اولین کشورهایی هستیم که به این کار مبادرت کردیم و در آن دوره خیلی از منابع بسیاری از کشورها ملی نبود. من فکر می‌کنم استراتژی که مصدق در پیش گرفته بود کمی بی‌توجه به محیط بین‌الملل بود یعنی در پارامترهایی که مصدق لحاظ می‌کرد خیلی نقش عمده‌ای به مناسبات بین‌الملل نمی‌داد درحالی‌که می‌دانیم مناسبات بین‌الملل بر روی کشوری مانند ایران که یک کشور در معرض و مهمی است، بسیار تاثیرگذار است اما مصدق توجه کافی را به این مساله نشان نداد.

    وی ادامه داد: خصوصا مصدق مساله و امکان ورود کمونیسم را که در آن زمان بسیار اهمیت داشت و تمام مناسبات بین‌المللی را به خود معطوف کرده بود، ندیده گرفته بود و در حقیقت استراتژی موازنه منفی که در پیش گرفته بود آن طور که باید و شاید در محیط بین‌الملل ترجمه نشد و بیشتر به این ترجمه شد که مصدق خطر کمونیسم را درک نکرده است و کم‌تر به آن بها می‌دهد و این مساله کشورهای قدرتمند اروپایی و امریکا را مجاب کرد که مصدق باید سرنگون شود.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: مصدق نتوانست سیاست موازنه منفی خود را طوری در فضای بین‌الملل اجرا کند تا هم به معنای جدی گرفتن کمونیسم باشد و در عین حال مناسبات ایران با انگلستان را تغییر دهد و روی ملی شدن صنعت نفت تاکید کند. گرچه اقداماتی انجام داد اما کافی نبود به عنوان مثال سه نامه به رییس جمهور امریکا نوشت و در آن‌جا تاکید کرد که اگر شما کمک نکنید احتمال خطر کمونیسم زیاد خواهد بود. ترجمه‌ای که در ایالت متحده امریکا از این مساله شد این مفهوم را رساند که مصدق از برخورد با کمونیسم ناتوان است.

    نجف‌زاده در مورد نگرش‌های مختلفی که پیرامون دکتر مصدق وجود داشته است، گفت: اگر از چپ‌های آن زمان بپرسید می‌گویند که مصدق به ما اجازه نداد که خیابان‌ها را به تسخیر خود در بیاوریم و از کودتای ۲۸ مرداد جلوگیری کنیم، از امریکایی‌ها بپرسید می‌گویند که مصدق دست کمونیست‌ها را در مناسبات آن زمان آزاد گذاشت و با توجه به این احتمال این مساله که ایران منطقه نفوذ شوروی در بیاید، زیاد می‌شد که البته این می‌تواند اوهام باشد که با توجه به داده‌هایی که ما داریم خطر کمونیسم آن‌طور که تبلیغ می‌شده، نبوده است و در آن زمان به این صورت بوده است که اگر مصدق مخالف کمونیسم به حساب نمی‌آمد پس یا حامی آن بود و یا حداقل توان مقابله با آن را نداشت.

    وی در مورد اضلاع مختلف فضای سیاسی در دوران منتهی به کودتا و دولت دکتر مصدق عنوان کرد: از سوی دیگر اگر بخواهیم از شرایط ترسیمی داشته باشیم. مثلثی در داخل با سه ضلع مذهبی‌ها، مصدق و شاه و مثلثی در خارج با سه ضلع کمونیسم، غرب و ایران وجود دارد که در این اضلاع است که کودتا ۲۸ مرداد اتفاق می‌افتد. در اضلاع داخل همه از هم ترسیده بودند یعنی مذهبی‌ها از مصدق می‌ترسیدند که نکند کشور را به سمت کمونیست‌ها یا غربی‌ها ببرد از طرف دیگر شاه نیز این تصور را داشت که ممکن است مصدق زیر پای او را خالی کند و مساله سلطنت را ملغی کند که این مساله هم شنیده می‌شد، چنان‌که در گفته‌های حسین فاطمی این مساله وجود داشت.

    ۲۸ مرداد در یک مثلث سوءتفاهم بودیم

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در عرصه بین‌المللی نیز امریکایی‌ها ترس از کمونیسم داشتند و کمونیست‌ها نمی‌دانستند که چگونه با مصدق برخورد کنند و به طورکل در عرصه بین‌الملل نگاه منسجمی به مصدق وجود نداشت. در مجموع در ۲۸ مرداد ما چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی در مثلث سو تفاهم به سر می‌بردیم و نیروهای مختلف درک درستی از یکدیگر نداشتند و این از مسائل تشدید کننده شکل‌گیری کودتا ۲۸ مرداد است.

    نجف‌زاده بیان کرد: آمریکایی‌ها تا لحظه آخر با انگلیسی‌ها همراهی نکردند و اتفاقا یکی از اولین کشورهایی بودند که ایران را تشویق می‌کردند و به صورت غیر رسمی پیشنهاد می‌دادند که ایرانیان قرارداد نفت با انگلستان را بهم بزنند تا همان‌طور که امتیاز نفت شمال را به روس‌ها ندادند، امتیاز نفت جنوب را که در دوره قاجار به انگلیسی‌ها سپرده شده است، پس بگیرند.

    وی در مورد تاثیر مساله ناسیونالیسم بر وقایع منتهی به ۲۸ مرداد خاطرنشان کرد: برای امریکایی‌ها ناسیونالیسم اهمیتی نداشت و این مساله بیشتر برای انگلیسی‌ها اهمیت داشت که البته همان هم در دوره‌های مختلف تاریخی سیاست‌های مختلفی داشته است کما این‌که از انقلاب مشروطه حمایت می‌کند، در مجموع این‌گونه هم نیست که ما فکر کنیم خطر ناسیونالیسم برای آن‌ها جدی بود، من فکر می‌کنم که باید از جنبه اهمیت نفت در آن روزگار و گره خوردن آن با مساله کمونیسم به این موضوع نگاه کنیم.

    تشتت در پیکره گروه‌های حامی ملی شدن صنعت نفت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گروه‌های حامی مصدق و ملی شدن صنعت نفت گفت: ائتلافی که برای ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته بود، سه پیکره داشت؛ مذهبی‌ها، کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها. این گروه‌ها از همان ابتدا نامنسجم بودند چرا که نه خاستگاه و نه اهداف آن‌ها یکی بود به عنوان مثال تا اقداماتی در راستای مدرن‌سازی ایران اتفاق می‌افتاد مذهبی‌ها به شدت مخالفت می‌ورزیدند. بنابراین ائتلاف نانوشته‌ای که در جبهه ملی به وجود آمد از همان اول محکوم به شکست بود. این مساله بعدا تداوم و گسترش پیدا کرد و پس از آن‌که نفت ملی شد دیگر هدفی نبود که آن‌ها را منسجم کند و بنابراین آن‌ها به شدت دچار تشتت شدند.

    نجف‌زاده بیان کرد: نگرش‌های چپ در ایران این تلقی را نداشتند که ما به شوروی خدمت کنیم و ایران را نادیده بگیریم بلکه درک آن‌ها از سوسیالیسم و کمونیسم این بود که دنیا در حال حرکت به سمت آن است و ما پاره‌ای از این قطعه بزرگ کمونیسم هستیم و در همان راستا مسائل را تجزیه و تحلیل می‌کردند، گروهی که از حزب توده جدا شدند و به ملی شدن صنعت نفت انتقاد می‌کردند، تاکید می‌‎کنند که ما درک درستی از شرایط نداشتیم و از مصدق، شاه و نه حتی امریکایی‌ها ارزیابی درستی نداشتیم.

    وی عنوان کرد: آن چیزی که در ایران تا امروز مطرح بوده، سو تفاهم چپ بوده است. پروژه بسیار بزرگ فلسفی کمونیسم وجود داشته و قرار بوده است که انقلاب‌های کمونیسیتی در تمام دنیا اتفاق بیافتد که این اتفاق نیافتاده است. در دوره‌های مختلف به آن نقدهای زیادی وارد شده است. مساله کمونیسم در دوره‌های تاریخی نیز با مسائل ما پیوند خورده و به شدت بر روی مسائل و حتی انقلاب ایران تاثیرگذار بوده است.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: مناسبات داخلی ایران از سال ۱۳۲۰ به بعد تحت تاثیر کمونیسم بوده، به عنوان مثال اگر به گفتارهای محمدرضا پهلوی دقت کنیم همیشه از مساله‌ای به زعم او تحت عنوان ارتجاع سرخ و سیاه صحبت می‌کند. بنابراین مساله کمونیسم بسیار مهم است چنان‌که همان‌طور که گفته شد شاه در تمام مدت از این مساله صحبت می‌کرد.

    رابطه مصدق با توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود

    نجف‌زاده در مورد حمایت حزب توده از دکتر مصدق گفت: زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بسیاری از چپ‌ها می‌گفتند که ما منتظر دستور مصدق بودیم تا با کودتاچی‌ها مقابله کنیم بنابراین می‌توان گفت که آن‌ها از مصدق حمایت می‌کردند اما برخورد میان مصدق و توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود که مشخص شود آن‌ها از هم چه می‌خواهند. در حقیقت آن‌ها در راستای همان منویات مارکسیستی خود مصدق را روایت و تفسیر می‌کردند و از آن‌جا که مصدق نگرش‌های ضداستعماری داشت، از او استقبال می‌کردند اما در عین حال در استراتژی‌ها، راهبردها و در خصوص این‌که مصدق در راستای قانون اساسی مشروطه حرکت می‌کرد با او مخالفت می‌کردند.

    وی در مورد دلیل عدم به کارگیری حضور مردم در خیابان برای جلوگیری از کودتا ۲۸ مرداد بیان کرد: زمانی که مصدق مردم را به خیابان‌ها فرا می‌خواند، سه نیروی هرچند نامنسجم پشتیبان مصدق با همدیگر بودند. باید در نظر داشته باشیم که در آن زمانه تنها مذهبی‌ها و تا حدی مارکسیست‌ها می‌توانستند بسیج مردمی تشکیل دهند. در کودتای ۲۸ مرداد پشت مصدق خالی بود چنان‌که خیلی از حامیان مذهبی پیشین او با انگلستان، شاه و یا امریکایی‌ها وارد مذاکرده شده بودند. خیلی از حامیان مصدق با پول کنار زده شده بودند و خیلی از آن‌ها هم درک درستی از آن‌چه که مصدق می‌گفت، نداشتند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در کودتای ۲۸ مرداد مصدق تنها بود و البته این ویژگی سیاستمدارانی است که پوپولیستی رفتار می‌کنند یعنی سعی می‌کنند به پشتوانه مردم پیش بروند اما مردم خصوصا در ایران ممکن است که همیشه پشت آن‌ها نباشند و به شدت تحت تاثیر احساسات قرار بگیرند، بنابراین زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد صحنه خالی بود و در حقیقت نه گفتمان رسانه‌ای قدرتمند و نه گفتمان مردمی که پیشتر از مصدق حمایت می‌کردند اکنون کنار رفته بودند، البته نه به این معنا که لزوما حمایت نمی‌کردند بلکه در شوک قرار داشتند و دچار تشتت شده بودند.

    مصدق سیاست‌مدار اهل چانه‌زنی نبود

    نجف‌زاده افزود: مصدق در این روزگار تنها شد و از آن‌جا که اهل رایزنی نبود و بیشتر یک سیاستمدار پوپولیستی بود تا یک سیاستمداری که وارد چانه‌زنی شود، چنان‌که می‌گویند مصدق در عرصه سیاست شیر بود، نه روباه. همین مساله باعث شد که نتواند نیروها را در کنار خود نگه دارد.

    وی در مورد عزل دکتر مصدق گفت: در قانون اساسی مشروطه نخست‌وزیر نداریم. نخست‌وزیرها توسط شاه معرفی می‌شوند و مجلس به آن رای می‌دهد و مسوولیت آن پاسخگویی به مجلس است و از لحاظ قانون اساسی خلایی ایجاد شده بود. عزل نخست‌وزیر در دوره‌های مختلف با فشار و یا شیوه‌های مختلف انجام می‌شود کما این‌که افرادی چون امینی و هویدا برکنار می‌شوند. بنابراین در این مورد که شاه نخست‌وزیر را بر کنار کند حرفی نیست، مشکل این است که یک دولت خارجی این کار را انجام دهد و علنا به انجام کودتا مبادرت کند.

    پس از کودتای ۲۸ مرداد ترس‌خوردگی از محیط بین‌الملل افزایش یافت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد نتایج کودتا ۲۸ مرداد تصریح کرد: مهم‌ترین تغییر بنیادی که با کودتا ۲۸ مرداد اتفاق افتاد این بود که تا سال ۱۳۷۶ مساله اصلی ایران از ازادی به استقلال تغییر یافته بود، گفتمان اصلی ایران را استقلال‌خواهی قرار داده بود، کما این‌که انقلاب ایران نیز به شدت تحت تاثیر استقلال‌خواهی و مبارزه با امپریالیسم قرار می‌گیرد.

    نجف‌زاده اضافه کرد: کودتا ۲۸ مرداد آن چنان زخم بزرگی را به پیکره سیاسی ایران وارد کرد که ما دیگر فرصت پیدا نکردیم گفتمان آزادی‌خواهی را همراه با گفتمان استقلال‌خواهی جلو ببریم. مساله دیگر حاصل از کودتا ۲۸ مرداد این است که ترس‌خوردگی ما را از محیط بین‌الملل به شدت افزایش داد.

    انتهای پیام

  • مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»
    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    ایسنا/خراسان رضوی تلاش انگلستان برای سرنگون کردن دولت مصدق و الغای ملی‌شدن صنعت نفت مستندی تاریخی است که نمی‌توان منکر آن شد، چنان‌که این مساله به وضوح در پیام‌ وزارت خارجه بریتانیا آشکار است که می گوید:« درحالی‌که در انتظار و فعالیت برای سقوط مصدق هستیم باید اطمینان حاصل کنیم که در متقاعد کردن امریکا برای حمایت از ما در مخالفت با ملی‌شدن نیز موفق خواهیم شد.»

    این پیام صراحتا بر انتظار و فعالیت انگلستان برای سقوط دولت دکتر مصدق صحه می گذارد. فعالیتی که به سرعت امریکا را که منافع نفتی خود را در کشورهای مختلف در معرض خطر می‌دید، نیز همراه و پشتیبان خود می‌یابد و زمینه‌ساز کودتا ۲۸ مرداد می‌شود.

    فارغ از دسیسه‌ها و تلاش‌های خارجی برای سرنگونی دولت دکتر مصدق و در پی آن جلوگیری و الغای ملی‌شدن صنعت، مسائل داخلی متعددی تسهیل‌گر وقوع این کودتا شدند. پراکنده‌شدن نیروهای حامی جبهه‌ ملی و در واقع کسانی که تا پیش از این برای ملی‌شدن صنعت نفت همگی در کنار هم قرار داشتند، اما پس از آن دچار از هم گسیختگی شدند و نوعا حتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و این کار را برای انگلستان و امریکا که در پی اجرای کودتا بودند، آسان کرد.

    چنان‌که به گفته آبراهمیان، تاریخ‌نگار برجسته، در زمانی که مصدق حامیان سنتی‌اش را از دست می‌داد، افسران سلطنت‌طلب ناخشنود، پنهانی برای انجام کودتا نقشه می‌کشیدند، این اتفاقات که پیرامون مصدق را خالی کرده بود به همراه یک سری اشتباهات استراتژیک از سوی خود مصدق از جمله خالی‌کردن خیابان‌ها از تظاهرات‌کنندگان در روز ۲۸ مرداد شرایط را مهیای کودتا و سرنگونی دولت او کرد.

    مصدق به محیط بین‌الملل توجه زیادی نمی‌کرد

    در همین رابطه دکتر مهدی نجف‌زاده، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با ایسنا در مورد عملکرد دکتر مصدق در مساله ملی‌شدن صنعت نفت به عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌زمینه‌های کودتا ۲۸ مرداد اظهار کرد: با ملی شدن صنعت نفت اتفاق بزرگی برای ایران افتاد، به ویژه این‌که از اولین کشورهایی هستیم که به این کار مبادرت کردیم و در آن دوره خیلی از منابع بسیاری از کشورها ملی نبود. من فکر می‌کنم استراتژی که مصدق در پیش گرفته بود کمی بی‌توجه به محیط بین‌الملل بود یعنی در پارامترهایی که مصدق لحاظ می‌کرد خیلی نقش عمده‌ای به مناسبات بین‌الملل نمی‌داد درحالی‌که می‌دانیم مناسبات بین‌الملل بر روی کشوری مانند ایران که یک کشور در معرض و مهمی است، بسیار تاثیرگذار است اما مصدق توجه کافی را به این مساله نشان نداد.

    وی ادامه داد: خصوصا مصدق مساله و امکان ورود کمونیسم را که در آن زمان بسیار اهمیت داشت و تمام مناسبات بین‌المللی را به خود معطوف کرده بود، ندیده گرفته بود و در حقیقت استراتژی موازنه منفی که در پیش گرفته بود آن طور که باید و شاید در محیط بین‌الملل ترجمه نشد و بیشتر به این ترجمه شد که مصدق خطر کمونیسم را درک نکرده است و کم‌تر به آن بها می‌دهد و این مساله کشورهای قدرتمند اروپایی و امریکا را مجاب کرد که مصدق باید سرنگون شود.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: مصدق نتوانست سیاست موازنه منفی خود را طوری در فضای بین‌الملل اجرا کند تا هم به معنای جدی گرفتن کمونیسم باشد و در عین حال مناسبات ایران با انگلستان را تغییر دهد و روی ملی شدن صنعت نفت تاکید کند. گرچه اقداماتی انجام داد اما کافی نبود به عنوان مثال سه نامه به رییس جمهور امریکا نوشت و در آن‌جا تاکید کرد که اگر شما کمک نکنید احتمال خطر کمونیسم زیاد خواهد بود. ترجمه‌ای که در ایالت متحده امریکا از این مساله شد این مفهوم را رساند که مصدق از برخورد با کمونیسم ناتوان است.

    نجف‌زاده در مورد نگرش‌های مختلفی که پیرامون دکتر مصدق وجود داشته است، گفت: اگر از چپ‌های آن زمان بپرسید می‌گویند که مصدق به ما اجازه نداد که خیابان‌ها را به تسخیر خود در بیاوریم و از کودتای ۲۸ مرداد جلوگیری کنیم، از امریکایی‌ها بپرسید می‌گویند که مصدق دست کمونیست‌ها را در مناسبات آن زمان آزاد گذاشت و با توجه به این احتمال این مساله که ایران منطقه نفوذ شوروی در بیاید، زیاد می‌شد که البته این می‌تواند اوهام باشد که با توجه به داده‌هایی که ما داریم خطر کمونیسم آن‌طور که تبلیغ می‌شده، نبوده است و در آن زمان به این صورت بوده است که اگر مصدق مخالف کمونیسم به حساب نمی‌آمد پس یا حامی آن بود و یا حداقل توان مقابله با آن را نداشت.

    وی در مورد اضلاع مختلف فضای سیاسی در دوران منتهی به کودتا و دولت دکتر مصدق عنوان کرد: از سوی دیگر اگر بخواهیم از شرایط ترسیمی داشته باشیم. مثلثی در داخل با سه ضلع مذهبی‌ها، مصدق و شاه و مثلثی در خارج با سه ضلع کمونیسم، غرب و ایران وجود دارد که در این اضلاع است که کودتا ۲۸ مرداد اتفاق می‌افتد. در اضلاع داخل همه از هم ترسیده بودند یعنی مذهبی‌ها از مصدق می‌ترسیدند که نکند کشور را به سمت کمونیست‌ها یا غربی‌ها ببرد از طرف دیگر شاه نیز این تصور را داشت که ممکن است مصدق زیر پای او را خالی کند و مساله سلطنت را ملغی کند که این مساله هم شنیده می‌شد، چنان‌که در گفته‌های حسین فاطمی این مساله وجود داشت.

    ۲۸ مرداد در یک مثلث سوءتفاهم بودیم

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در عرصه بین‌المللی نیز امریکایی‌ها ترس از کمونیسم داشتند و کمونیست‌ها نمی‌دانستند که چگونه با مصدق برخورد کنند و به طورکل در عرصه بین‌الملل نگاه منسجمی به مصدق وجود نداشت. در مجموع در ۲۸ مرداد ما چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی در مثلث سو تفاهم به سر می‌بردیم و نیروهای مختلف درک درستی از یکدیگر نداشتند و این از مسائل تشدید کننده شکل‌گیری کودتا ۲۸ مرداد است.

    نجف‌زاده بیان کرد: آمریکایی‌ها تا لحظه آخر با انگلیسی‌ها همراهی نکردند و اتفاقا یکی از اولین کشورهایی بودند که ایران را تشویق می‌کردند و به صورت غیر رسمی پیشنهاد می‌دادند که ایرانیان قرارداد نفت با انگلستان را بهم بزنند تا همان‌طور که امتیاز نفت شمال را به روس‌ها ندادند، امتیاز نفت جنوب را که در دوره قاجار به انگلیسی‌ها سپرده شده است، پس بگیرند.

    وی در مورد تاثیر مساله ناسیونالیسم بر وقایع منتهی به ۲۸ مرداد خاطرنشان کرد: برای امریکایی‌ها ناسیونالیسم اهمیتی نداشت و این مساله بیشتر برای انگلیسی‌ها اهمیت داشت که البته همان هم در دوره‌های مختلف تاریخی سیاست‌های مختلفی داشته است کما این‌که از انقلاب مشروطه حمایت می‌کند، در مجموع این‌گونه هم نیست که ما فکر کنیم خطر ناسیونالیسم برای آن‌ها جدی بود، من فکر می‌کنم که باید از جنبه اهمیت نفت در آن روزگار و گره خوردن آن با مساله کمونیسم به این موضوع نگاه کنیم.

    تشتت در پیکره گروه‌های حامی ملی شدن صنعت نفت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گروه‌های حامی مصدق و ملی شدن صنعت نفت گفت: ائتلافی که برای ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته بود، سه پیکره داشت؛ مذهبی‌ها، کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها. این گروه‌ها از همان ابتدا نامنسجم بودند چرا که نه خاستگاه و نه اهداف آن‌ها یکی بود به عنوان مثال تا اقداماتی در راستای مدرن‌سازی ایران اتفاق می‌افتاد مذهبی‌ها به شدت مخالفت می‌ورزیدند. بنابراین ائتلاف نانوشته‌ای که در جبهه ملی به وجود آمد از همان اول محکوم به شکست بود. این مساله بعدا تداوم و گسترش پیدا کرد و پس از آن‌که نفت ملی شد دیگر هدفی نبود که آن‌ها را منسجم کند و بنابراین آن‌ها به شدت دچار تشتت شدند.

    نجف‌زاده بیان کرد: نگرش‌های چپ در ایران این تلقی را نداشتند که ما به شوروی خدمت کنیم و ایران را نادیده بگیریم بلکه درک آن‌ها از سوسیالیسم و کمونیسم این بود که دنیا در حال حرکت به سمت آن است و ما پاره‌ای از این قطعه بزرگ کمونیسم هستیم و در همان راستا مسائل را تجزیه و تحلیل می‌کردند، گروهی که از حزب توده جدا شدند و به ملی شدن صنعت نفت انتقاد می‌کردند، تاکید می‌‎کنند که ما درک درستی از شرایط نداشتیم و از مصدق، شاه و نه حتی امریکایی‌ها ارزیابی درستی نداشتیم.

    وی عنوان کرد: آن چیزی که در ایران تا امروز مطرح بوده، سو تفاهم چپ بوده است. پروژه بسیار بزرگ فلسفی کمونیسم وجود داشته و قرار بوده است که انقلاب‌های کمونیسیتی در تمام دنیا اتفاق بیافتد که این اتفاق نیافتاده است. در دوره‌های مختلف به آن نقدهای زیادی وارد شده است. مساله کمونیسم در دوره‌های تاریخی نیز با مسائل ما پیوند خورده و به شدت بر روی مسائل و حتی انقلاب ایران تاثیرگذار بوده است.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: مناسبات داخلی ایران از سال ۱۳۲۰ به بعد تحت تاثیر کمونیسم بوده، به عنوان مثال اگر به گفتارهای محمدرضا پهلوی دقت کنیم همیشه از مساله‌ای به زعم او تحت عنوان ارتجاع سرخ و سیاه صحبت می‌کند. بنابراین مساله کمونیسم بسیار مهم است چنان‌که همان‌طور که گفته شد شاه در تمام مدت از این مساله صحبت می‌کرد.

    رابطه مصدق با توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود

    نجف‌زاده در مورد حمایت حزب توده از دکتر مصدق گفت: زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بسیاری از چپ‌ها می‌گفتند که ما منتظر دستور مصدق بودیم تا با کودتاچی‌ها مقابله کنیم بنابراین می‌توان گفت که آن‌ها از مصدق حمایت می‌کردند اما برخورد میان مصدق و توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود که مشخص شود آن‌ها از هم چه می‌خواهند. در حقیقت آن‌ها در راستای همان منویات مارکسیستی خود مصدق را روایت و تفسیر می‌کردند و از آن‌جا که مصدق نگرش‌های ضداستعماری داشت، از او استقبال می‌کردند اما در عین حال در استراتژی‌ها، راهبردها و در خصوص این‌که مصدق در راستای قانون اساسی مشروطه حرکت می‌کرد با او مخالفت می‌کردند.

    وی در مورد دلیل عدم به کارگیری حضور مردم در خیابان برای جلوگیری از کودتا ۲۸ مرداد بیان کرد: زمانی که مصدق مردم را به خیابان‌ها فرا می‌خواند، سه نیروی هرچند نامنسجم پشتیبان مصدق با همدیگر بودند. باید در نظر داشته باشیم که در آن زمانه تنها مذهبی‌ها و تا حدی مارکسیست‌ها می‌توانستند بسیج مردمی تشکیل دهند. در کودتای ۲۸ مرداد پشت مصدق خالی بود چنان‌که خیلی از حامیان مذهبی پیشین او با انگلستان، شاه و یا امریکایی‌ها وارد مذاکرده شده بودند. خیلی از حامیان مصدق با پول کنار زده شده بودند و خیلی از آن‌ها هم درک درستی از آن‌چه که مصدق می‌گفت، نداشتند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در کودتای ۲۸ مرداد مصدق تنها بود و البته این ویژگی سیاستمدارانی است که پوپولیستی رفتار می‌کنند یعنی سعی می‌کنند به پشتوانه مردم پیش بروند اما مردم خصوصا در ایران ممکن است که همیشه پشت آن‌ها نباشند و به شدت تحت تاثیر احساسات قرار بگیرند، بنابراین زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد صحنه خالی بود و در حقیقت نه گفتمان رسانه‌ای قدرتمند و نه گفتمان مردمی که پیشتر از مصدق حمایت می‌کردند اکنون کنار رفته بودند، البته نه به این معنا که لزوما حمایت نمی‌کردند بلکه در شوک قرار داشتند و دچار تشتت شده بودند.

    مصدق سیاست‌مدار اهل چانه‌زنی نبود

    نجف‌زاده افزود: مصدق در این روزگار تنها شد و از آن‌جا که اهل رایزنی نبود و بیشتر یک سیاستمدار پوپولیستی بود تا یک سیاستمداری که وارد چانه‌زنی شود، چنان‌که می‌گویند مصدق در عرصه سیاست شیر بود، نه روباه. همین مساله باعث شد که نتواند نیروها را در کنار خود نگه دارد.

    وی در مورد عزل دکتر مصدق گفت: در قانون اساسی مشروطه نخست‌وزیر نداریم. نخست‌وزیرها توسط شاه معرفی می‌شوند و مجلس به آن رای می‌دهد و مسوولیت آن پاسخگویی به مجلس است و از لحاظ قانون اساسی خلایی ایجاد شده بود. عزل نخست‌وزیر در دوره‌های مختلف با فشار و یا شیوه‌های مختلف انجام می‌شود کما این‌که افرادی چون امینی و هویدا برکنار می‌شوند. بنابراین در این مورد که شاه نخست‌وزیر را بر کنار کند حرفی نیست، مشکل این است که یک دولت خارجی این کار را انجام دهد و علنا به انجام کودتا مبادرت کند.

    پس از کودتای ۲۸ مرداد ترس‌خوردگی از محیط بین‌الملل افزایش یافت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد نتایج کودتا ۲۸ مرداد تصریح کرد: مهم‌ترین تغییر بنیادی که با کودتا ۲۸ مرداد اتفاق افتاد این بود که تا سال ۱۳۷۶ مساله اصلی ایران از ازادی به استقلال تغییر یافته بود، گفتمان اصلی ایران را استقلال‌خواهی قرار داده بود، کما این‌که انقلاب ایران نیز به شدت تحت تاثیر استقلال‌خواهی و مبارزه با امپریالیسم قرار می‌گیرد.

    نجف‌زاده اضافه کرد: کودتا ۲۸ مرداد آن چنان زخم بزرگی را به پیکره سیاسی ایران وارد کرد که ما دیگر فرصت پیدا نکردیم گفتمان آزادی‌خواهی را همراه با گفتمان استقلال‌خواهی جلو ببریم. مساله دیگر حاصل از کودتا ۲۸ مرداد این است که ترس‌خوردگی ما را از محیط بین‌الملل به شدت افزایش داد.

    انتهای پیام

  • مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    ایسنا/خراسان رضوی تلاش انگلستان برای سرنگون کردن دولت مصدق و الغای ملی‌شدن صنعت نفت مستندی تاریخی است که نمی‌توان منکر آن شد، چنان‌که این مساله به وضوح در پیام‌ وزارت خارجه بریتانیا آشکار است که می گوید:« درحالی‌که در انتظار و فعالیت برای سقوط مصدق هستیم باید اطمینان حاصل کنیم که در متقاعد کردن امریکا برای حمایت از ما در مخالفت با ملی‌شدن نیز موفق خواهیم شد.»

    این پیام صراحتا بر انتظار و فعالیت انگلستان برای سقوط دولت دکتر مصدق صحه می گذارد. فعالیتی که به سرعت امریکا را که منافع نفتی خود را در کشورهای مختلف در معرض خطر می‌دید، نیز همراه و پشتیبان خود می‌یابد و زمینه‌ساز کودتا ۲۸ مرداد می‌شود.

    فارغ از دسیسه‌ها و تلاش‌های خارجی برای سرنگونی دولت دکتر مصدق و در پی آن جلوگیری و الغای ملی‌شدن صنعت، مسائل داخلی متعددی تسهیل‌گر وقوع این کودتا شدند. پراکنده‌شدن نیروهای حامی جبهه‌ ملی و در واقع کسانی که تا پیش از این برای ملی‌شدن صنعت نفت همگی در کنار هم قرار داشتند، اما پس از آن دچار از هم گسیختگی شدند و نوعا حتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و این کار را برای انگلستان و امریکا که در پی اجرای کودتا بودند، آسان کرد.

    چنان‌که به گفته آبراهمیان، تاریخ‌نگار برجسته، در زمانی که مصدق حامیان سنتی‌اش را از دست می‌داد، افسران سلطنت‌طلب ناخشنود، پنهانی برای انجام کودتا نقشه می‌کشیدند، این اتفاقات که پیرامون مصدق را خالی کرده بود به همراه یک سری اشتباهات استراتژیک از سوی خود مصدق از جمله خالی‌کردن خیابان‌ها از تظاهرات‌کنندگان در روز ۲۸ مرداد شرایط را مهیای کودتا و سرنگونی دولت او کرد.

    مصدق به محیط بین‌الملل توجه زیادی نمی‌کرد

    در همین رابطه دکتر مهدی نجف‌زاده، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با ایسنا در مورد عملکرد دکتر مصدق در مساله ملی‌شدن صنعت نفت به عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌زمینه‌های کودتا ۲۸ مرداد اظهار کرد: با ملی شدن صنعت نفت اتفاق بزرگی برای ایران افتاد، به ویژه این‌که از اولین کشورهایی هستیم که به این کار مبادرت کردیم و در آن دوره خیلی از منابع بسیاری از کشورها ملی نبود. من فکر می‌کنم استراتژی که مصدق در پیش گرفته بود کمی بی‌توجه به محیط بین‌الملل بود یعنی در پارامترهایی که مصدق لحاظ می‌کرد خیلی نقش عمده‌ای به مناسبات بین‌الملل نمی‌داد درحالی‌که می‌دانیم مناسبات بین‌الملل بر روی کشوری مانند ایران که یک کشور در معرض و مهمی است، بسیار تاثیرگذار است اما مصدق توجه کافی را به این مساله نشان نداد.

    وی ادامه داد: خصوصا مصدق مساله و امکان ورود کمونیسم را که در آن زمان بسیار اهمیت داشت و تمام مناسبات بین‌المللی را به خود معطوف کرده بود، ندیده گرفته بود و در حقیقت استراتژی موازنه منفی که در پیش گرفته بود آن طور که باید و شاید در محیط بین‌الملل ترجمه نشد و بیشتر به این ترجمه شد که مصدق خطر کمونیسم را درک نکرده است و کم‌تر به آن بها می‌دهد و این مساله کشورهای قدرتمند اروپایی و امریکا را مجاب کرد که مصدق باید سرنگون شود.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: مصدق نتوانست سیاست موازنه منفی خود را طوری در فضای بین‌الملل اجرا کند تا هم به معنای جدی گرفتن کمونیسم باشد و در عین حال مناسبات ایران با انگلستان را تغییر دهد و روی ملی شدن صنعت نفت تاکید کند. گرچه اقداماتی انجام داد اما کافی نبود به عنوان مثال سه نامه به رییس جمهور امریکا نوشت و در آن‌جا تاکید کرد که اگر شما کمک نکنید احتمال خطر کمونیسم زیاد خواهد بود. ترجمه‌ای که در ایالت متحده امریکا از این مساله شد این مفهوم را رساند که مصدق از برخورد با کمونیسم ناتوان است.

    نجف‌زاده در مورد نگرش‌های مختلفی که پیرامون دکتر مصدق وجود داشته است، گفت: اگر از چپ‌های آن زمان بپرسید می‌گویند که مصدق به ما اجازه نداد که خیابان‌ها را به تسخیر خود در بیاوریم و از کودتای ۲۸ مرداد جلوگیری کنیم، از امریکایی‌ها بپرسید می‌گویند که مصدق دست کمونیست‌ها را در مناسبات آن زمان آزاد گذاشت و با توجه به این احتمال این مساله که ایران منطقه نفوذ شوروی در بیاید، زیاد می‌شد که البته این می‌تواند اوهام باشد که با توجه به داده‌هایی که ما داریم خطر کمونیسم آن‌طور که تبلیغ می‌شده، نبوده است و در آن زمان به این صورت بوده است که اگر مصدق مخالف کمونیسم به حساب نمی‌آمد پس یا حامی آن بود و یا حداقل توان مقابله با آن را نداشت.

    وی در مورد اضلاع مختلف فضای سیاسی در دوران منتهی به کودتا و دولت دکتر مصدق عنوان کرد: از سوی دیگر اگر بخواهیم از شرایط ترسیمی داشته باشیم. مثلثی در داخل با سه ضلع مذهبی‌ها، مصدق و شاه و مثلثی در خارج با سه ضلع کمونیسم، غرب و ایران وجود دارد که در این اضلاع است که کودتا ۲۸ مرداد اتفاق می‌افتد. در اضلاع داخل همه از هم ترسیده بودند یعنی مذهبی‌ها از مصدق می‌ترسیدند که نکند کشور را به سمت کمونیست‌ها یا غربی‌ها ببرد از طرف دیگر شاه نیز این تصور را داشت که ممکن است مصدق زیر پای او را خالی کند و مساله سلطنت را ملغی کند که این مساله هم شنیده می‌شد، چنان‌که در گفته‌های حسین فاطمی این مساله وجود داشت.

    ۲۸ مرداد در یک مثلث سوءتفاهم بودیم

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در عرصه بین‌المللی نیز امریکایی‌ها ترس از کمونیسم داشتند و کمونیست‌ها نمی‌دانستند که چگونه با مصدق برخورد کنند و به طورکل در عرصه بین‌الملل نگاه منسجمی به مصدق وجود نداشت. در مجموع در ۲۸ مرداد ما چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی در مثلث سو تفاهم به سر می‌بردیم و نیروهای مختلف درک درستی از یکدیگر نداشتند و این از مسائل تشدید کننده شکل‌گیری کودتا ۲۸ مرداد است.

    نجف‌زاده بیان کرد: آمریکایی‌ها تا لحظه آخر با انگلیسی‌ها همراهی نکردند و اتفاقا یکی از اولین کشورهایی بودند که ایران را تشویق می‌کردند و به صورت غیر رسمی پیشنهاد می‌دادند که ایرانیان قرارداد نفت با انگلستان را بهم بزنند تا همان‌طور که امتیاز نفت شمال را به روس‌ها ندادند، امتیاز نفت جنوب را که در دوره قاجار به انگلیسی‌ها سپرده شده است، پس بگیرند.

    وی در مورد تاثیر مساله ناسیونالیسم بر وقایع منتهی به ۲۸ مرداد خاطرنشان کرد: برای امریکایی‌ها ناسیونالیسم اهمیتی نداشت و این مساله بیشتر برای انگلیسی‌ها اهمیت داشت که البته همان هم در دوره‌های مختلف تاریخی سیاست‌های مختلفی داشته است کما این‌که از انقلاب مشروطه حمایت می‌کند، در مجموع این‌گونه هم نیست که ما فکر کنیم خطر ناسیونالیسم برای آن‌ها جدی بود، من فکر می‌کنم که باید از جنبه اهمیت نفت در آن روزگار و گره خوردن آن با مساله کمونیسم به این موضوع نگاه کنیم.

    تشتت در پیکره گروه‌های حامی ملی شدن صنعت نفت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گروه‌های حامی مصدق و ملی شدن صنعت نفت گفت: ائتلافی که برای ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته بود، سه پیکره داشت؛ مذهبی‌ها، کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها. این گروه‌ها از همان ابتدا نامنسجم بودند چرا که نه خاستگاه و نه اهداف آن‌ها یکی بود به عنوان مثال تا اقداماتی در راستای مدرن‌سازی ایران اتفاق می‌افتاد مذهبی‌ها به شدت مخالفت می‌ورزیدند. بنابراین ائتلاف نانوشته‌ای که در جبهه ملی به وجود آمد از همان اول محکوم به شکست بود. این مساله بعدا تداوم و گسترش پیدا کرد و پس از آن‌که نفت ملی شد دیگر هدفی نبود که آن‌ها را منسجم کند و بنابراین آن‌ها به شدت دچار تشتت شدند.

    نجف‌زاده بیان کرد: نگرش‌های چپ در ایران این تلقی را نداشتند که ما به شوروی خدمت کنیم و ایران را نادیده بگیریم بلکه درک آن‌ها از سوسیالیسم و کمونیسم این بود که دنیا در حال حرکت به سمت آن است و ما پاره‌ای از این قطعه بزرگ کمونیسم هستیم و در همان راستا مسائل را تجزیه و تحلیل می‌کردند، گروهی که از حزب توده جدا شدند و به ملی شدن صنعت نفت انتقاد می‌کردند، تاکید می‌‎کنند که ما درک درستی از شرایط نداشتیم و از مصدق، شاه و نه حتی امریکایی‌ها ارزیابی درستی نداشتیم.

    وی عنوان کرد: آن چیزی که در ایران تا امروز مطرح بوده، سو تفاهم چپ بوده است. پروژه بسیار بزرگ فلسفی کمونیسم وجود داشته و قرار بوده است که انقلاب‌های کمونیسیتی در تمام دنیا اتفاق بیافتد که این اتفاق نیافتاده است. در دوره‌های مختلف به آن نقدهای زیادی وارد شده است. مساله کمونیسم در دوره‌های تاریخی نیز با مسائل ما پیوند خورده و به شدت بر روی مسائل و حتی انقلاب ایران تاثیرگذار بوده است.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: مناسبات داخلی ایران از سال ۱۳۲۰ به بعد تحت تاثیر کمونیسم بوده، به عنوان مثال اگر به گفتارهای محمدرضا پهلوی دقت کنیم همیشه از مساله‌ای به زعم او تحت عنوان ارتجاع سرخ و سیاه صحبت می‌کند. بنابراین مساله کمونیسم بسیار مهم است چنان‌که همان‌طور که گفته شد شاه در تمام مدت از این مساله صحبت می‌کرد.

    رابطه مصدق با توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود

    نجف‌زاده در مورد حمایت حزب توده از دکتر مصدق گفت: زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بسیاری از چپ‌ها می‌گفتند که ما منتظر دستور مصدق بودیم تا با کودتاچی‌ها مقابله کنیم بنابراین می‌توان گفت که آن‌ها از مصدق حمایت می‌کردند اما برخورد میان مصدق و توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود که مشخص شود آن‌ها از هم چه می‌خواهند. در حقیقت آن‌ها در راستای همان منویات مارکسیستی خود مصدق را روایت و تفسیر می‌کردند و از آن‌جا که مصدق نگرش‌های ضداستعماری داشت، از او استقبال می‌کردند اما در عین حال در استراتژی‌ها، راهبردها و در خصوص این‌که مصدق در راستای قانون اساسی مشروطه حرکت می‌کرد با او مخالفت می‌کردند.

    وی در مورد دلیل عدم به کارگیری حضور مردم در خیابان برای جلوگیری از کودتا ۲۸ مرداد بیان کرد: زمانی که مصدق مردم را به خیابان‌ها فرا می‌خواند، سه نیروی هرچند نامنسجم پشتیبان مصدق با همدیگر بودند. باید در نظر داشته باشیم که در آن زمانه تنها مذهبی‌ها و تا حدی مارکسیست‌ها می‌توانستند بسیج مردمی تشکیل دهند. در کودتای ۲۸ مرداد پشت مصدق خالی بود چنان‌که خیلی از حامیان مذهبی پیشین او با انگلستان، شاه و یا امریکایی‌ها وارد مذاکرده شده بودند. خیلی از حامیان مصدق با پول کنار زده شده بودند و خیلی از آن‌ها هم درک درستی از آن‌چه که مصدق می‌گفت، نداشتند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در کودتای ۲۸ مرداد مصدق تنها بود و البته این ویژگی سیاستمدارانی است که پوپولیستی رفتار می‌کنند یعنی سعی می‌کنند به پشتوانه مردم پیش بروند اما مردم خصوصا در ایران ممکن است که همیشه پشت آن‌ها نباشند و به شدت تحت تاثیر احساسات قرار بگیرند، بنابراین زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد صحنه خالی بود و در حقیقت نه گفتمان رسانه‌ای قدرتمند و نه گفتمان مردمی که پیشتر از مصدق حمایت می‌کردند اکنون کنار رفته بودند، البته نه به این معنا که لزوما حمایت نمی‌کردند بلکه در شوک قرار داشتند و دچار تشتت شده بودند.

    مصدق سیاست‌مدار اهل چانه‌زنی نبود

    نجف‌زاده افزود: مصدق در این روزگار تنها شد و از آن‌جا که اهل رایزنی نبود و بیشتر یک سیاستمدار پوپولیستی بود تا یک سیاستمداری که وارد چانه‌زنی شود، چنان‌که می‌گویند مصدق در عرصه سیاست شیر بود، نه روباه. همین مساله باعث شد که نتواند نیروها را در کنار خود نگه دارد.

    وی در مورد عزل دکتر مصدق گفت: در قانون اساسی مشروطه نخست‌وزیر نداریم. نخست‌وزیرها توسط شاه معرفی می‌شوند و مجلس به آن رای می‌دهد و مسوولیت آن پاسخگویی به مجلس است و از لحاظ قانون اساسی خلایی ایجاد شده بود. عزل نخست‌وزیر در دوره‌های مختلف با فشار و یا شیوه‌های مختلف انجام می‌شود کما این‌که افرادی چون امینی و هویدا برکنار می‌شوند. بنابراین در این مورد که شاه نخست‌وزیر را بر کنار کند حرفی نیست، مشکل این است که یک دولت خارجی این کار را انجام دهد و علنا به انجام کودتا مبادرت کند.

    پس از کودتای ۲۸ مرداد ترس‌خوردگی از محیط بین‌الملل افزایش یافت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد نتایج کودتا ۲۸ مرداد تصریح کرد: مهم‌ترین تغییر بنیادی که با کودتا ۲۸ مرداد اتفاق افتاد این بود که تا سال ۱۳۷۶ مساله اصلی ایران از ازادی به استقلال تغییر یافته بود، گفتمان اصلی ایران را استقلال‌خواهی قرار داده بود، کما این‌که انقلاب ایران نیز به شدت تحت تاثیر استقلال‌خواهی و مبارزه با امپریالیسم قرار می‌گیرد.

    نجف‌زاده اضافه کرد: کودتا ۲۸ مرداد آن چنان زخم بزرگی را به پیکره سیاسی ایران وارد کرد که ما دیگر فرصت پیدا نکردیم گفتمان آزادی‌خواهی را همراه با گفتمان استقلال‌خواهی جلو ببریم. مساله دیگر حاصل از کودتا ۲۸ مرداد این است که ترس‌خوردگی ما را از محیط بین‌الملل به شدت افزایش داد.

    انتهای پیام

  • جو بایدن: به برجام برمی‌گردم

    جو بایدن: به برجام برمی‌گردم

     

    جو بایدن: به برجام برمی‌گردم

     

     

    اعتمادآنلاین| «جو بایدن»، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا با نگارش یادداشتی در مجله فارن‌افرز به تشریح سیاست خارجی خود در صورت پیروزی در انتخابات پرداخته است.

    بایدن درباره سیاست خود در قبال ایران نوشته است: «توافق هسته‌ای تاریخی که دولت اوباما-بایدن بر سر آن مذاکره کرد مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شد. با این حال، ترامپ در اقدامی عجولانه این توافق را به کناری افکند و ایران را وادار کرد برنامه هسته‌ای خودش را از سر بگیرد و اقدامات تحریک‌آمیز بیشتری انجام دهد.»

    بایدن در ادامه نوشته است: «من درباره رژیم ایران هیچ توهمی ندارم. این رژیم اقدام به انجام فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده در سراسر خاورمیانه کرده، معترضان را به طرز بی‌رحمانه‌ای سرکوب کرده و در اقدامی غیرمنصفانه آمریکایی‌ها را بازداشت کرده است.»

    جو بایدن در ادامه این یادداشت از سردار «قاسم سلیمانی»، فرمانده شهید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در عملیات تروریستی دولت ترامپ به شهادت رسید به عنوان «بازیگری خطرناک» یاد کرده اما نوشته ترور او باعث تشدید خشونت‌ها در منطقه شده است.

    او درباره برجام نوشته است: «تهران باید به پایبندی دقیق توافق هسته‌ای برگردد. اگر این کار را انجام دهد، من به توافق هسته‌ای باز می‌گردم و از تعهدمان به دیپلماسی برای همکاری با متحدانمان در جهت قوی‌تر کردن و تمدید این توافق استفاده خواهم کرد و همزمان به نحو موثرتری با سایر اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران مقابله خواهم کرد.»

    منبع: فارس

  • گویا حافظه تاریخی ملت کاملاً پاک شده است/ مجاز به وارونه‌سازی وقایع تاریخی با هدف مقصر جلوه‌ دادن ملت ایران در تیرگی روابط با آمریکا نیستید

    گویا حافظه تاریخی ملت کاملاً پاک شده است/ مجاز به وارونه‌سازی وقایع تاریخی با هدف مقصر جلوه‌ دادن ملت ایران در تیرگی روابط با آمریکا نیستید

    اعتمادآنلاین| عباس سلیمی‌نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، در یادداشتی خطاب به محمد توسلی به تازه‌ترین گفت‌وگوی دبیرکل نهضت آزادی ایران واکنش نشان داد.

    به گزارش اعتمادآنلاین، متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

    جناب آقای توسلی

    باسلام، مصاحبه اخیر جناب‌عالی که طی آن به‌گونه‌ای سخن رانده‌اید که گویا حافظه تاریخی ملت کاملاً پاک شده است، مرا به تعجب وا داشت. ملت ایران با اتکا به پیشگامی رهبری صدیق که از میان شخصیت‌های برجسته و احزاب و گروه‌های دارای سلایق سیاسی متنوع، هوشمندانه و ملهم از تجربیات مبارزاتی خویش برگزیده بود انقلابی تاریخی را رقم زد که عظمت آن تکریم همه ملت‌های جهان را به دنبال داشت؛ لذا ضمن محترم شمردن حق نقد و داشتن نگاه متفاوت، این که شگرفی آن را مخدوش نسازیم خواسته فوق‌العاده‌ای نیست. مع‌الاسف برخی جریاناتی که با معیارهای انتخاب مردم تطبیق کامل نداشتند برای موجه جلوه دادن مواضع خویش، رخدادهای تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز معاصر را بعد از سال‌ها مطابق سلایقی خاص بازخوانی می‌کنند که بدون تردید این رویکرد علاوه بر مخدوش کردن اصالتی که باید همگان به آن پای‌بند باشیم، تناقضاتی را رقم می‌زند که قطعاً شایسته مدعیان با سابقه در عرصه سیاست‌ورزی نیست.

    آقای توسلی! در این مصاحبه که سایت انصاف‌نیوز در تاریخ ۱۹/۵/۹۹ عنوان داشته متن کامل آن در اختیارش قرار گرفته است گویا گشایش فصل نوینی را انتظار می‌کشید؛ به عبارت دیگر بیانیه تقطیع شده‌ای را برای آینده‌ای پیش‌بینی شده که احتمالاً در ارتباط با نتیجه انتخابات ایالات متحده است، صادر کرده‌اید.

    شما آزاد و مختارید که به جناحی در هیئت حاکمه آمریکا، صرف‌نظر از درستی یا غلطی‌ آن، دل‌خوش کنید، اما چیزی که اخلاقاً به آن مجاز نیستید وارونه‌سازی وقایع تاریخی با هدف مقصر جلوه‌ دادن ملت ایران در تیرگی روابط فی‌مابین است؛ زیرا نتیجه چنین رویکردی آماده‌سازی اقشاری از جامعه برای تن دادن به زورگویی‌های پیچیده‌تر جناح دیگری در اردوگاه دشمن است. خوشبختانه مقاومت کم‌نظیر ملت ایران در برابر گردنکشی‌های جمهوری‌خواهان که نژادپرستی نظام سرمایه‌داری را بسیار عریان دنبال می‌کند، عناصر شهره ضدایرانی متجمع در کاخ سفید مانند بولتون، برایان هوک و… را یک به یک به زیر کشید و در صورت شکست ترامپ پیروزی بزرگ و تاریخی برای ملت ایران رقم خواهد خورد که شما در آن هیچ نقشی نداشته‌اید. آیا اکنون به میدان آمده‌اید تا از نتایج مقاومت در خور تحسین ملت به نفع خود بهره گیرید و تابعان متحیرتان را جان تازه‌ای ببخشید؟

    ملتی که در برابر یک پدیده در کاخ سفید به لحاظ وقاحت و قانون‌شکنی ایستادگی کرد به‌خوبی می‌داند که بی‌اثر کردن برجام، در دوران دمکرات‌های امضا کننده این پیمان بین‌المللی کلید خورد؛ لذا به‌کرات تجربه کرده که اصولاً «آمریکا» آدرس خطاست. با وجود این، شما بحث خود را با خروج آمریکا از برجام آغاز می‌کنید و بدون هیچ‌گونه سرزنش این رفتار، همچنین قانون‌شکنی فوق‌العاده و گسترده این دولت در تحمیل مصوبات داخلی خود بر سایر کشورها (ساختار بین‌المللی، طرح دعاوی فی‌مابین کشورها را کاملاً روشن ساخته است) می‌نویسید: «باید پیامدهای آن را از جهتی مثبت ارزیابی کرد، مشروط بر این که بتوانیم برنامه‌ریزی اقتصادی کشور را متکی بر ظرفیت‌های واقعی داخلی و منافع ملی انجام دهیم.» از این فراز این تصور به وجود می‌آید که چون آمریکا قانون‌شکن و بدعهد است ملت ایران نباید به آن اعتماد کند و باید به طور یکپارچه و متحد به توانمندی‌های خود معطوف شود، چرا که قطعاً تحریم‌های بی‌سابقه و غیرانسانی آمریکا بر ملت ایران حتی در زمینه‌های دارویی شرایط سختی را رقم زده است، اما در ادامه، فراز دیگری این تصور را باطل می‌کند و روشن می‌سازد که در ارزیابی شرایط حاکم بر روابط ایران و آمریکا شما سعی دارید با مقصر دانستن تهران، ایرانیان را به تغییر مواضعشان در برابر مداخلات و قانون‌شکنی‌های واشنگتن سوق دهید: «با این نگاه در سیاست خارجی کشور که بخواهیم پنجه بر روی کشورهای تأثیرگذار جهانی بکشیم و انتظار داشته باشیم تمام مشکلات اقتصادی را به تنهایی حل کنیم در شرایط امروز جهان امکان‌پذیر نیست… بدون این که ما بتوانیم روابط مسالمت‌آمیزی با جهان داشته باشیم نمی‌توانیم برنامه‌های خود را به سرانجام برسانیم. باید دست از خصومت و مرگ‌خواهی‌ها برداریم.» وقتی در صدد محکوم کردن ایران به خصومت‌ورزی علیه آمریکا و ضرورت تغییر این رویکرد برمی‌آیید، بدون کمترین اشاره به تاریخچه ضدیت‌های واشنگتن علیه استقلال این مرز و بوم روی واکنش دانشجویان به تدارک کودتای دیگر با محوریت سفارت آمریکا در تهران متمرکز می‌شوید و آن را مصداقی از قانون‌شکنی (که گویا آغازگر خصومت‌ها در تاریخ روابط دو کشور بوده است) عنوان می‌کنید: «چالش مناسبات با آمریکا بعد از انقلاب از جمله به این سؤال برمی‌گردد که آیا اشغال سفارت آمریکا در سال ۵۸ در راستای منافع ملی بود؟»

    آقای توسلی! اولاً گذشته از کارنامه سیاه آمریکا در قبل از انقلاب (دست‌کم از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا بهمن ۱۳۵۷) شما به‌خوبی می‌دانید که بعد از پیروزی ملت براستبداد و سلطه، یعنی از روز ۲۳ بهمن، آمریکا‌یی‌ها تجزیه‌طلبی در کردستان، خوزستان، آذربایجان و … را کلید زدند که به برخی اسناد آن در ادامه اشاره خواهد شد؛ لذا چرا برای مقصر جلوه دادن ملت ایران، مبدأ دور جدید چالش‌ها را واکنش دانشجویان قرار می‌دهید؟!

    ثانیاً چون نهضت آزادی در پی این اعتراض مردمی و مدنی در آبان ۵۸ طی بیانیه‌ای رسمی نه تنها از دانشجویان تسخیرکننده کانون تدارک کودتا حمایت پررنگ می‌کند بلکه پیشنهاد قطع روابط با آمریکا را می‌دهد، به منظور رفع و رجوع این تناقض بلافاصله می‌نویسید: «یک عده دانشجو به عنوان جنبش دانشجویی در اعتراض به رفتار آمریکا دست به اعتراضی زدند که حق طبیعی‌شان بود.» این اذعان به حق طبیعی مردم ایران زمانی برای افکار عمومی نسل‌های امروزین قابل هضم‌تر خواهد بود که شما دست‌کم به شمه‌ای از «رفتار آمریکا» بعد از پایان داده شدن به سلطه‌اش بر این دیار اشاره می‌کردید.

    ثالثاً بلافاصله با طرح یک خبر مجعول می‌خواهید این‌گونه عنوان دارید که حمایت نهضت آزادی از واکنش دانشجویان به جنایت آمریکا صرفاً دفاع از حرکت اعتراضی کوتاه مدت بود: «دکتر یزدی وزیر امور خارجه دولت موقت به آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گوید حالا که دانشجویان این واکنش را داشته‌اند بعد از دو روز آن‌ جا را ترک کنند. ما به عنوان دولت جمهوری اسلامی ایران نمی‌توانیم از ادامه این حرکت دفاع کنیم.» شما با این نقل ساختگی می‌خواهید این‌گونه وانمود سازید که حمایت نهضت آزدی از دانشجویان مشروط بوده و با طولانی شدن حضور آنان در سفارت مخالف بوده‌اید.

    رابعاً همان‌گونه که جملگی دانشجویان معترض به رفتار آمریکا در مصاحبه‌های خود به آن اشاره کرده‌اند قرار نبود این اقدام اعتراضی از دو روز فراتر رود، اما دست‌یابی دانشجویان به اسناد ارزشمندی که دخالت‌های آمریکا در امور داخلی ایران را مستند می‌ساخت و بخش اعظم آن‌ها در دستگاه کاغد خردکنی رشته رشته شده بود شرایط جدیدی را پیش روی آنان قرار داد، ضمن این که افرادی که این اسناد را تولید کرده بودند اکنون در اختیار دانشجویان قرار داشتند و می‌توانستند در گویاسازی سندها کمک کنند.

    خامساً اطلاع مردم و رهبری از این اسناد موجب شد که همه اقشار از دانشجویان مطالبه جدی کنند که تا گویاسازی اسناد در سفارت بمانند. باید دید موضع‌گیری نهضت آزادی در این فضای مطالبه‌ عمومی چه بوده است. آیا آن چه شما به صورت مجعول مطرح می‌سازید بهره‌ای از حقیقت برده است؟ برای روشن شدن موضوع ناگزیرم یکی از موضع‌گیری‌های آقای یزدی در این زمینه را نقل کنم. برای نمونه، مصاحبه‌ای از ایشان در زمان به عهده داشتن ریاست مؤسسه کیهان در روزنامه کیهان با این عنوان به چاپ می‌رسد: «آزادی گروگان‌ها بدون محاکمه آمریکا یک خیانت بزرگ تاریخی خواهد بود» (روزنامه کیهان، شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۵۹، ص۱۰) در این مصاحبه آقای یزدی به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی می‌گوید:‌ «محاکمه اصلی باید با محاکمه گروگان‌ها شروع شود و یا گروگان‌ها به عنوان شهود در محکمه حاضر شوند. اما به هر حال باید محاکمه صورت پذیرد. هرگونه اشتباهی در این مورد یک اشتباه و یک خیانت بزرگ تاریخی خواهد بود.» (همان)

    جناب آقای توسلی! شش ماه بعد از اقدام دانشجویان، آقای یزدی به‌صراحت مخالفت خود با آزادی گروگان‌ها را اعلام می‌دارد و خواستار آن می‌شود که این افراد دست‌کم به عنوان شهود در محکمه حاضر شوند. آمریکا چه جنایاتی بعد از انقلاب مرتکب شده بود که ایشان به‌صراحت آزادی گروگان‌ها را که در هدایت این جنایات دخیل بودند قبل از محاکمه، خیانت به ملت ایران عنوان می‌دارد؟ نهضت آزادی به عنوان رکن تعیین‌کننده در دولت موقت همه اطلاعات تحرکات عوامل مرتبط با آمریکا را در اختیار داشته است، اما چه عاملی موجب می‌شود که امروز نه تنها آن اطلاعات در اختیار مردم قرار نمی‌گیرد بلکه کاملاً به‌عکس، تلاش حساب شده‌ای را شاهدیم تا ملت ایران در دفاع از استقلال خود نادم و شرمنده باشد و به عنوان خطاکار در تاریخ روابط دو کشور جلوه‌‌گر شود و در شرایط کنونی از موضع ضعف در برابر زیاده‌طلبی‌ها و زورگویی‌های آمریکا ظاهر گردد!

    ملت ایران از اسفند سال ۱۳۵۷ پیدایش قارچ‌گونه‌ گروه‌ها و دستجاتی را شاهد بود که دست به هر جنایتی می‌زدند. حضور پررنگ امرای ارتش شاهنشاهی، عوامل ساواک و … در این دارودسته‌ها شاخص‌های روشنی برای پی بردن به ماهیت و عقبه الهام‌بخشان آنان بود. این جماعت تا آستانه تجزیه‌ کامل کردستان ایران پیش رفتند؛ لذا در این ارتباط انتقادات جدی و گسترده‌ای از جانب ملت متوجه دولت موقت می‌شد و ابراز تنفر از تداوم مداخلات آمریکا در امور داخلی ایران روز به روز فزونی می‌یافت، زیرا مردم هرگز باور نداشتند که بزرگواری آنان بعد از پیروزی، آمریکایی‌ها را شرمنده نکند و مداخلات سلطه‌طلبان ادامه یابد. اما متأسفانه تلاش برای گشودن فصل تازه‌ای از روابط سازنده هیچ تأثیری در تمامیت‌خواهی واشنگتن و تلاش آن برای تجدید سلطه بر ایران نداشت. عباس امیرانتظام در این زمینه سندی را در خاطراتش منتشر می‌کند که تا حدودی فضای عمومی آن ایام را روشن می‌سازد. این سند جزئیات ملاقات آقای یزدی به عنوان وزیر خارجه دولت موقت با کاردار آمریکا را روایت می‌کند: «مدت قابل توجهی از این جلسه صرف بحث عراق و مسائل کردستان شد. یزدی تقریباً معتقد بود که هم ‌آمریکا و هم اسرائیل، عراق را برای کمک به یاغیان کرد کمک می‌کنند. ما به‌خوبی می‌توانستیم که غیرواقعی بودن این مسئله را مطرح کنیم، اما حقایقی را که یزدی مطرح کرد مورد نظر مردم بود، نشان دهنده ناراحتی‌هایی بود که از این نظر بر دولت بازرگان وارد شده بود… در دنباله بحث یزدی عصبانی و ناراحت‌تر از جلسات قبل به نظر می‌رسید… قسمت اعظم بحث صرف مسئله کردستان شد. یزدی گفت با اطلاعاتی که دارد قانع شده است که حمایت زیادی از خارج به یاغیان کرد می‌رسد و وضع کردستان را خیلی جدی تلقی کرد. یزدی گفت طبق اطلاعاتی که به دولت موقت رسیده ‌آمریکا و اسرائیل با همکاری عراق به یاغیان کرد کمک می‌نمایند.» (آن سوی اتهام، خاطرات امیرانتظام، جلد۲، نشرنی، سال ۸۱ ، صص ۲۰۱-۲۰۰) [به نقل از سندهای ۱۷ اکتبر ۷۹، ۵۴۰۲ Cite Tehran و نامه لینگن کاردار آمریکا در ایران به وزارت‌خارجه آمریکا، اکتبر ۷۹]

    آقای توسلی! در مورد عملکرد امروز جریان شما چند سؤال ذهن اهل تحقیق را به خود مشغول می‌دارد: ۱- چرا نه آقای یزدی به عنوان دبیر کل پیش از شما و نه شخص‌شخیص‌تان هیچ‌گونه اطلاعاتی در این زمینه به جامعه نمی‌دهید و شبکه وابسته به آمریکا برای تجزیه کردستان و سایر استان‌های مرزی را در تاریخ به ثبت نمی‌رسانید؟! ۲- در حالی که آقای یزدی وضعیت کردستان را بسیار بحرانی می‌خواند (زیرا تقریباً همه پادگان‌های این استان به دست اشرار افتاده بود) آیا توسل ایشان به آمریکایی‌ها برای پایان دادن به مداخلاتشان در کردستان تغییری در وضعیت ایجاد نمود یا اطلاعیه تاریخی امام که همگان را موظف به خنثی نمودن شرارت آمریکا نمودند؟ ۳- آیا قبل از تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان، عراق در چارچوب سیاست‌های آمریکا به‌ویژه در ارتباط با ایران عمل می‌نمود یا خیر؟ ۴- آیا بی‌عملی دولت موقت نسبت به تجزیه‌طلبی‌ها ریشه در خوش‌بینی مفرط به آمریکا داشت یا برخی عوامل نفوذی همچون امیرانتظام این‌گونه القا می‌کردند که با گفت‌وگو با آمریکا می‌توان آن‌ها را به تغییر سیاست‌هایشان متقاعد کرد؟ البته سؤال‌های متعدد دیگری وجود دارد که برای پرهیز از اطاله بحث از آن می‌گذریم، اما یک نکته را می‌بایست یادآور شد که اگر امام به یاری دولت موقت نمی‌شتافت داغ تجزیه بخشی از خاک ایران در دوران مسئولیت تشکل شما برای همیشه بر پیشانی‌تان می‌ماند. متأسفانه امروز به جای قدردان بودن با صغری کبری چیدن‌های بسیار سست، موضع‌گیری رهبری انقلاب در مورد اقدام ارزنده دانشجویان را عامل همه ضدیت‌های آمریکا با ملت ایران عنوان می‌کنید: «آقای خمینی… گفتند: این اقدام مهمتر از پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷ است. یک کاری که خلاف منافع ملی است و هیچ توجیهی نیز ندارد چگونه می‌تواند بزرگتر از انقلابی باشد که در راستای مطالبات تاریخی مردم و منافع ملی انجام گرفته است.» و در ادامه می‌افزایید: «و پس از آن هشت سال جنگی را به ما تحمیل کردند… امروز نیز هنوز در حال پرداخت هزینه‌های آن اتفاق هستیم.»

    آقای توسلی! اگر تحلیل سست شما حول این ادعاست که همه خصومت‌ورزی‌های آمریکا به تأیید امام از حرکت دانشجویان باز می‌گردد به چند سؤال باید پاسخ دهید: ۱- با کدام ادله تاریخی مبدأ خصومت‌های آمریکا علیه ملت ایران اقدام دانشجویان بوده است؟ ۲- بر چه اساسی حرکت اعتراضی دانشجویان خلاف منافع ملی عنوان می‌شود، در حالی که دست‌کم اسناد ثابت می‌کنند که اگر چنین اقدامی صورت نمی‌گرفت احتمال موفقیت کودتای آمریکا به‌شدت افزایش می‌یافت؟ ۳- اگر این اعتراض مدنی به شرارت‌های آمریکا ضد منافع ملی بود چرا تشکل شما با صدور بیانیه‌ای به حمایت پررنگ از آن مبادرت نمود؟ ۴- آیا تحرکات تجزیه‌طلبانه آمریکا در استان‌های مرزی که دست‌کم آقای یزدی در ارتباط با کردستان به آن اذعان دارد به این دلیل بود که واشنگتن پیش‌بینی می‌کرد که در آینده دانشجویان ایرانی اقدامی علیه سفارت آن‌ها انجام خواهند داد؟ ۵- آیا اصولاً نهضت آزادی انقلاب اسلامی را ضدسلطه می‌دانست یا خیر؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد آیا آمریکا واکنشی به قیام ملت ایران علیه سلطه‌اش داشت یا خیر؟ ۶- آیا عراقی‌ها قبل از تسخیر سفارت، تحرکات گسترده در مرزهای خود با ایران که نشان از اهداف شومی باشد داشتند یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت است چرا هدایت صدام به سوی جنگ با ایران توسط آمریکا را به اقدام دانشجویان نسبت می‌دهید؟

    پاسخ این تناقضات را می‌بایست در عداوت حزبی امروز شما با بنیان‌گذار انقلاب اسلامی جست که حتی حاضر نیستید به شأن علمی این شخصیت کم‌نظیر اذعان دارید و عنوان «آیت‌الله» را در مورد ایشان به کار گیرید؛ در حالی که سرسخت‌ترین مخالفان، وی را برجسته‌ترین فقیه، عارف، فیلسوف و… می‌دانند. باید اذعان داشت این‌گونه رویکرد به موضوعات تاریخی نه تنها کارگشا نیست، بلکه بیش از دیگران راوی را گرفتار کلاف سردرگمی می‌کند که حاصلی جز بی‌اعتباری برایش رقم نخواهد زد. موضع‌گیری امروز شما زمانی ارزش و اعتباری داشت که مواضع نهضت آزادی و حتی خودتان هنگام وقوع رخدادی چون تسخیر سفارت کاملاً روشن و شفاف بیان می‌شد سپس دلایل و چرایی این تغییرات فاحش را بیان می‌کردید آن‌گاه در صدد به زیر سؤال بردن مواضع رهبری انقلاب برمی‌آمدید. در شرایطی که هر اهل اطلاعی مواضع حزب شما را در دفاع از حرکت دانشجویان در آن زمان پررنگ‌تر از ایشان می‌یابد ادعاهای امروز‌تان نه تنها ارزش نخواهد داشت بلکه نوعی فرصت‌طلبی از جو عمومی تلقی خواهد شد. رهبری انقلاب بعد از اطلاع از محتوای برخی اسناد که نشان از تلاش موفق آمریکا برای احیای مجدد سلطه‌اش بر ایران داشت فرمودند حرکت شما انقلاب دوم بود. در حالی که نهضت آزادی علاوه بر دفاع از تسخیر سفارت به جد خواستار قطع روابط با آمریکا شد: «خصلت ضداستعماری انقلاب اسلامی ایران، بیانات صریح امام و شعارهای روشن مردم درباره قطع رابطه سیاسی با سردسته استعمارگران، محل تردیدی برای پیروان راه و رسم و خط امام باقی نمی‌گذارد و امام و امت منتظرند که شورای انقلاب این قطع رابطه را اعلام کند.» (بیانیه نهضت آزادی به مناسبت تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، ۱۵ آبان ۵۸)

    آقای توسلی! با چنین موضع‌گیری‌هایی نمی‌توانید با مخفی شدن پشت سر دکتر مصدق بهره‌ای عاید خود کنید: «تجربه سیاست موازنه منفی دولت دکتر مصدق در راستای ارتباط با جهان و تأکید بر منافع ملی بسیار مهم است. در این نگاه هیچ کشوری مطلقاً دوست یا دشمن ما نیست. منافع ملی ما مشخص می‌کند چه روابطی با کشورهای دیگر داشته باشیم.» درباره این سخن به ظاهر زیبا که «هیچ کشوری مطلقاً دوست یا دشمن نیست» باید گفت اولاً در فضای اوایل انقلاب که دشمنی‌های آمریکا بیشتر جنبه عملیاتی و فیزیکی داشت و ملت آن را با گوشت و پوست و استخوان خود احساس می‌کرد سران نهضت آزادی، آمریکا را دست‌کم به تبعیت از مردم، دشمن ایران اعلام می‌نمودند: «بازرگان… آیا آمریکا و دشمنان داخلی از سیاست گام به گام… بیشتر شاد می‌شوند» (روزنامه کیهان، ۱۰/۱۰/۵۸)، «یزدی: اگر موفق شویم دولت آمریکا را و نظام شرک و کفرآلود آمریکا را در این نبرد بزرگ سرنوشت‌ساز تاریخ به زانو درآوریم که زهی شرف و افتخار. در تاریخ ثبت خواهد شد که ملتی ضعیف، کوچک، اما با قلب‌هایی مملو از عشق و ایمان، بزرگترین ابرقدرت جهان را به زانو درآورده است.» (روزنامه کیهان، ۱۹/۷/۵۸) همچنین در سرمقاله ایشان می‌خوانیم: «یک نوع خطرات هستند که از دشمن خارجی سرچشمه می‌گیرد. از آمریکاست…» (روزنامه کیهان، ۱۰ تیرماه ۵۹) و در سرمقاله دیگری از ایشان می‌خوانیم: «گروگان‌گیری عکس‌العمل اجتناب‌ناپذیر ملت ما در برابر وقاحت آمریکا در برخورد با انقلاب ایران و بازتاب عملکرد بیست و چند ساله آمریکا در این کشور می‌باشد. آمریکا با پذیرفتن شاه عملاً جنگ خصمانه جدیدی را علیه انقلاب ایران آغاز کرد.» (روزنامه کیهان، ۱۲ خرداد ۵۹) لذا دست‌کم در این زمینه هم می‌بایست برای مردم روشن سازید که چرا امروز آمریکا را دشمن ملت ایران نمی‌دانید. آیا بر حجم دشمنی‌های آن افزوده یا از آن کاسته شده است؟

    ثانیاً دکتر مصدق در برابر دشمن اصلی آن دوران یعنی انگلیس که با تمام توان در برابر ملی شدن صنعت نفت ایران ایستادگی می‌کرد موضعی بسیار قاطعانه داشت. وی در نامه‌ای خطاب به هریمن نوشت: «اگر تا ۱۵ روز از تاریخ تسلیم این پیشنهاد به دولت انگلستان نتیجه رضایت‌بخش‌ حاصل نشود پروانه اقامت ۳۵۰ نفر کارشناسان و کارکنان انگلیسی را لغو خواهد کرد.» (صفایی، ۱۹۶، به نقل از: دکتر مصدق، ده گزارش، ۶۷) و چون انگلیسی‌ها بر خصومت خود اصرار داشتند دکتر مصدق آنان را اخراج کرد و روابط دو کشور قطع شد. دکتر مصدق همچنین با عوامل برجسته انگلیس در داخل همچون رزم‌آرا برخوردی بسیار قاطع دارد. زمانی که رزم‌آرا به عنوان نخست‌وزیر مورد حمایت لندن عزم ملت ایران را برای ملی کردن نفت به سخره می‌گیرد و نمایندگان طرفدار این نهضت را به خراب کردن سقف مجلس بر سرشان تهدید می‌کند، مصدق او را خائن می‌خواند و می‌گوید: اگر اسلحه داشتم در همین‌جا تو را می‌کشتم.

    ثالثاً دکتر مصدق بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ صادقانه باور خوش‌بینانه خود به آمریکا را تغییر می‌دهد. حتی صراحتاً در سال ۱۳۴۲ از آقای بازرگان که در مدافعاتش نامی از سلطه بیگانه (آمریکا) نمی‌برد انتقاد می‌کند؛ بنابراین شما نمی‌توانید اعوجاجات سیاسی‌تان را با پنهان شدن پشت سر دکتر مصدق رفع و رجوع کنید.

    رابعاً شما برای توجیه مواضع امروزتان که نوعی عقب‌گرد به مواضع دهه چهل تا چند ماه به پیروزی انقلاب است به جعل آشکار اصول انقلاب اسلامی می‌‌پردازید: «علت وضع امروز ما انحراف از آرمان‌های اصیل انقلاب است. مردم دنبال نفی استبداد و [کسب] آزادی بودند. اما نگاهی مسلط شده است که عملاً به مطالبات تاریخی مردم و آرمان‌های اولیه انقلاب باور ندارد.» با کدام روحیه!! استقلال‌خواهی از سلطه بیگانه را از آرمان‌های انقلاب حذف می‌کنید؟ نهضت آزادی با چنین چرخش‌هایی چگونه انتظار دارد اعتماد مردم را کسب کند؟

    آقای توسلی! برای روشن شدن حقیقت ناگزیرم مروری هر چند گذرا به مواضع جریان شما نسبت به استبداد و سلطه داشته باشم.

    آقای یزدی در مصاحبه‌ای در مورد نگاه آقای بازرگان به استبداد در سال ۱۳۵۷ و در اوج قیام مردم علیه سلطنت می‌گوید: «من به مهندس بازرگان نامه نوشتم که آقای مهندس!… وارد صحنه شوید و پرچم را علیه شاه بردارید. اگر آقای مهندس بازرگان این کار را می‌کرد و جلودار مبارزه سیاسی می‌شد حوادث شکل دیگری می‌گرفت» خبرنگار می‌پرسد: چرا آقای بازرگان این کار را نکرد؟» و آقای یزدی ادامه می‌دهد: «آن نامه معروفی را که سه نفر (سنجابی، فروهر و بختیار) خطاب به شاه امضا کردند، اصل نامه را بازرگان نوشته بود. بازرگان به جای آن که خودش امضا کند، گفت بدهم این‌ها هم بخوانند و امضا کنند. این یک اشتباه بزرگ استراتژیک بود… من می‌گفتم وقتی می‌بینیم حوادثی در حال وقوع است ما هم باید بازی خود را بکنیم و موش خودمان را بدوانیم.»

    آقای یزدی ادامه می‌دهد: «در مصاحبه با گاردین شاه می‌گوید: من اگر به نفع پسرم کنار بروم در کارش دخالت نمی‌کنم… سلطنت باید ادامه پیدا کند. من با خود می‌گفتم معنای این حرف‌ها چیست؟ جز آن که از شاه خواسته‌اند استعفا دهد؟ همه این مباحث و گزارش‌ها را برای بازرگان فرستادم و گفتم بیایید جلو. اگر بازرگان جلو می‌آمد و خودش بیانیه را می‌داد حتماً اتفاقی که گفتم می‌افتاد. در آن مقطع بازرگان را بابت این که گفته شاه مخلوع است نمی‌گرفتند و اعدام نمی‌کردند. او می‌بایست بگوید محمدرضا را از سلطنت خلع کنید. این بحث ایراد قانونی هم نداشت؛ چرا که ما دو مقوله را از هم تفکیک می‌کردیم. یکی بحث از بین بردن پادشاهی و دیگر، خلع پادشاه.» (مجله مهرنامه، مصاحبه با آقای ابراهیم یزدی، شماره ۳۳، دیماه ۹۲) همان‌گونه که ملاحظه می‌فرمایید، دومین دبیر کل نهضت آزادی به صراحت اذعان دارد که در اوج قیام مردم ایران تشکل شما نه تنها حاضر نیست علیه سلطنت به عنوان ساختار استبداد موضعی اتخاذ کند بلکه حتی بعد از طرح تغییر مهره نیز نفی محمدرضا پهلوی را در دستور کار خود قرار نمی‌دهد. اولین دبیر کل نهضت آزادی با چنین موضعی در آبان ۵۷ به پاریس می‌رود و تا قبل از ملاقات با امام این موضع را حفظ می‌کند. آقای بنی‌صدر در این زمینه می‌نویسد: «آقای مهندس بازرگان در همین جا، در پاریس به من گفت و بعد هم به سردبیر روزنامه الاهرام گفته بود… بله به هیکل گفته بود و او هم در کتابش آورده. مهندس بازرگان به من می‌گفت: شما خیالباف شده‌اید. خیال می‌کنید شاه رفتنیه؟ هرگز نخواهد رفت» ح.ا. (مصاحبه کننده): یعنی در آبان ۱۳۵۷ حدود سه ماه قبل از انقلاب؟ بنی‌صدر: بله. آن وقت که آمده بود به پاریس.»(درس تجربه، خاطرات ابوالحسن بنی‌صدر، انتشارات انقلاب اسلامی، سال ۱۳۸۰، آلمان، صص۱-۲۵۰) متأسفانه علی‌رغم پذیرش دو اصل انقلاب اسلامی یعنی نفی رژیم استبدادی و سلطه بیگانه در ملاقات با امام و اعلام آن در ایران، نهضت آزادی در ادامه به هیچ کدام از این دو اصل وفادار نماند. در حالی که همه آحاد مردم و احزاب سیاسی عدم مشروعیت سلطنت را پذیرفته بودند آقای یزدی که در خارج کشور از مواضع دبیر کل نهضت انتقاد می‌کرد بعد از بازگشت به ایران متأثر از همین عدم وفاداری آقای بازرگان، در مصاحبه با روزنامه شرق معترف است که تلاش داشته تا دولت بختیار را به رسمیت بشناسد. طبعاً این خواسته به معنی پذیرش مشروعیت سلطنت بود: «گفتم با همین وزیر کشوری که بختیار دارد اعلام می‌کنیم زیر نظر نظارت سازمان ملل رفراندوم می‌کنیم. مردم! سلطنت را می‌خواهید یا جمهوری؟» (یادنامه روزنامه شرق، ۱۰/۳/۱۳۸۵، ص۱۵)

    آقای بازرگان در کتاب «انقلاب در دو حرکت» مواضع خود در مورد سلطه و اختلافش با امام و این که به هیچ وجه قادر به ساقط کردن آن نخواهیم بود را به طور مبسوط مطرح می‌سازد که برای پرهیز ازاطاله بحث اهل نظر را به آن ارجاع می‌دهیم.

    آقای توسلی! با توجه به چنین سابقه در رویکرد به استبداد مدعی می‌شوید که بعد از انقلاب امام مجدداً کشور را به سوی استبداد سوق داد؟! برای اثبات غلط بودن چنین گزاره‌ای به استدلال چندانی نیازمند نیستم. تناقضات موجود در این بیانیه به‌خوبی گویای واقعیت است. آیا در نظام سیاسی‌ای که شما با رهبری آن این چنین عداوت می‌ورزید و برای تخریب چهره وی در رسانه‌های همین کشور از هیچ جعلی فروگذار نیستید اگر بتوانید برخلاف میل نظام رئیس‌جمهوری تعیین کنید این به معنی وجود استبداد است؟! دراین زمینه این فراز از بیانیه‌تان قابل تأمل است: «در فضای بسته سال ۷۶ که از ۳۰۰ نامزد ریاست‌جمهوری فقط ۴ نفر تأیید صلاحیت شدند [لابد انتظار بود صد نفر تأیید صلاحیت شوند] هیچ کس تصور نمی‌کرد خاتمی رأی بیاورد… با تلاش‌های جنبش دانشجویی و نیروهای سیاسی چون نهضت آزادی آقای خاتمی پیروز شد.» البته شرم حضور دارید که بفرمایید با تلاش همین جریانات سیاسی آقای روحانی نیز به ریاست‌جمهوری رسید. چنین آزادی‌ای اگر در کشورهایی که شما آن‌ها را به عنوان مهد دمکراسی و آزادی مطرح می‌کنید وجود داشت قطعاً شاهکار بود. شایسته نیست تصور شود در شرایطی که جریانی در هیئت حاکمه آمریکا اعلام کرده است شروط بازگشت به برجام گفت‌وگو در مورد محدودسازی توان موشکی، تغییر مواضع منطقه‌ای و حقوق بشر در ایران خواهد بود شما برای حملات حقوق بشری آنان علیه ملت ایران مستند‌سازی کنید.

    در آخرین فراز از این نوشتار از خطاهای بیانیه شما در مورد تعداد احزاب در ایران، درصد مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم، بحث مصادره‌ها و … درمی‌گذریم و صرفاً در مورد مصادره‌ها اهل تحقیق را به جلد دوم خاطرات آقای عزت‌الله سحابی (صص ۳ و ۱۶۲) ارجاع می‌‌دهیم که کاملاً مغایر با ادعای شماست .

    اما نمی‌شود از توسلتان به قرآن!! درگذشت: «آموزه‌های قرآنی نشان می‌دهد که خداوند انسان را مختار و بنا بر این آزاد آفریده و کسی نباید عقیده خود را به انسان تحمیل کند… در جامعه‌ای که استبداد حاکم باشد و انسان در جایگاه طبیعی خود قرار نداشته باشد پرستش خدا و کمال انسان امکان‌پذیر نیست.»

    آقای توسلی! در این بیانیه سیاسی تمامی تلاش شما بر این محور دور می‌زند که مقاومت ملت ایران در برابر زورگویی آمریکا را بشکنید. بدین منظور حتی گریزگاه‌های دور زدن تحریم‌ها را می‌بندید و کشورهایی چون چین که هیچ‌‌گاه در ایران سابقه استعمارگرانه نداشته‌اند بلکه حتی در جهان به این صفت شناخته نمی‌شوند را غیرقابل اتکا اعلام می‌کنید، در حالی‌که هرگز چنین مسئله‌ای را برای آمریکا با کارنامه‌ای حجیم از رذالت و جنایت در سراسر جهان من‌جمله ایران قائل نیستید و به عکس همه راه‌های حل مشکلات اقتصادی را به آمریکا ختم می‌کنید. ای کاش این رهنمود برای تن دادن به استبداد کاخ سفید و برخوردهای نژادپرستانه آن با ملت‌ها همراه با استدلال بود و نه تحریف و جعل حقایق. به راستی، براساس کدام آموزه‌های قرآنی دریافته‌اید که با سوق دادن افکار عمومی به پذیرش اراده مستبدی چون آمریکا، می‌توان بشریت را به کمال رساند؟!

    با تشکر

    عباس سلیمی‌نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران

    1399/۵/۲۷

  • بورس| دلیل اصلی ریزش بورس چیست؟

    بورس| دلیل اصلی ریزش بورس چیست؟

    اعتمادآنلاین|بورس که طی ۵ ماهه نخست امسال روزهای طلایی را سپری می کرد از هفته قبل با ریزش همراه شده که نگرانی هایی را برای تازه واردان بورسی ایجاد کرده است.

    طی ۵ ماهه نخست امسال، بورس تحت تاثیر سیاست‌های تشویقی و حمایتی دولت در فضای مجازی و رسانه ها با ورود سرمایه گذاران جدیدی مواجه شد و در پی افزایش سرمایه گذاری ها در بورس و البته با اعلام برنامه دولت برای فروش سهم های دولتی در قالب ۳ صندوق ETF  شاخص کل بورس از ۵۰۹،۰۰۰ واحد تا سقف ۲،۰۸۰،۰۰۰ واحد ، معادل ۴۰۰ درصد رشد کرد، در این بین شاخص هم وزن نیز از ۱۱۸،۰۰۰ واحد به ۳۵۰،۰۰۰ واحد ، معادل ۳۰۰  رشد نمود.

    رشد شاخص بورس بیانگر رشد تقریبا یکجانبه روی سهم های بزرگ دولتی که قرار بود در قالب صندوق های ETF در اختیار مردم قرار گیرد و دولت از این راه  بخشی از کسری بودجه خود را جبران نماید، بود.

    ۱۴ مرداد ماه شاخص کل بورس  بعد از ۲ هفته اصلاح بالاخره توانست از مقاومت ۲ میلیون واحد گذر کند  و در تاریخ ۱۶ مرداد ماه رئیس جمهور به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور اعلام کرد که ” مردم همه چیز را به بورس بسپارند ” ولی در کمال تعجب و زمانی که مردم منتظر گشایش اقتصادی وعده داده شده از سوی رئیس جمهور بودند، بروز اختلاف نظر و درگیری ها و تناقضات بین مسئولان سازمان بورس و وزرای اقتصاد و نفت مسیر بورس را تغییر داد.

    اما و اگرها و تایید و تکذیب‌ها برای عرضه “صندوق دارا دوم” منجر به واکنش حقوقی های بازار شد و عرضه سهام در بازار شدت گرفت و نهایتا در تاریخ ۲۰ مرداد خبر لغو عرضه صندوق دارا دوم رسما اعلام شد که موجب سلب اطمینان و اعتماد سهامداران و ریزش قیمت سهام  گردید.

    این موضوع مهم و تاثیرگذار در بورس، طی یکی دو روز با تکذیب و تایید های فراوان و بحث در کمیسون اقتصادی مجلس ، بالاخره توسط وزیر اقتصاد تایید و قرار شد ETF  دوم متشکل از ۱۵ درصد سهام دولت در شرکت های پالایش نفت بندر عباس ، پالایش نفت اصفهان و پالایش نفت تهران و پالایش نفت تبریز در هفته دولت اجرایی و عرضه گردد.

    با این حال اما وضعیت شاخص به قبل از دعوای دارا دوم بازنگشت و این پایان ماجرای روزهای پرتنش بورسی نبود چرا که طبق اعلام فعالان بازار سرمایه این اتفاقات و عدم ثبات در تصمیمات هیات دولت باعث ریزش قیمت سهام شرکت ها شد که از عوامل این ریزش می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    مجاز و متوقف نمودن معاملات سهم های مختلف بازار در طول ساعات بازار با بهانه کنترل ترافیک ورودی سفارشات و کنترل هسته معاملات  که باعث سردرگمی و بی اعتمادی شد.

    قطعی های شدید و عدم سفارش گیری و یا تاخیر های نیم ساعته در سفارش گیری معامله گران  که باعث عدم تعادل بازار و ایجاد عدم تصمیم گیری صحیح سهامداران گردید.

    کاهش شدید اعتبارات کارگزاری ها توسط ابلاغیه های سازمان که منجر به فشار فروش برای تسویه اعتبارات گردید.
    آزاد سازی سهام عدالت در نماد های دولتی و شاخص ساز و عرضه غیر اصولی بصورت عرضه خرد در بازار که باعث فشار فروش سنگین و شکست حمایت ها شد .

    ، ابلاغ مصوبه سازمان در خصوص نصاب سرمایه گذاری صندوق های سرمایه گذاری با درامد ثابت که باعث ایجاد فشار فروش روی سهم ها گردید .

    تایید ها و تکذیب های پیاپی برای عرضه صندوق های ETF  دولتی منجمله صندوق گروه پالایشی که باعث از بین رفتن اعتماد در بین فعالین بازار شد.

    فروش های هیجانی حقوقی های بازار در نمادهای مختلف حتی در صف فروش سهم ها انهم بعد از حتی ۳۰ درصد ریزش قیمت ها.

    عدم انسجام کافی در بین مسئولین سازمان و حقوقی های بازار و صندوق های حامی بازار که حمایت از سهم های بازار را بصورت خیلی ضعیف و نا هماهنگ انجام دادند .

    لازم به ذکر است که عوامل فوق در طی یک ماه اخیر منجر به ریزش   حدود ۳۰ درصدی در عمده سهم های بزرگ و مردمی بازار گردید ، اما شاخص کل از سقف ۲،۰۸۰،۰۰۰ واحد به ۱،۸۱۵،۷۵۴  واحد معدل حدود ۱۲ درصد ریزش داشته است به عنوان مثال :

     پالایشگاه نفت بندر عباس از قیمت ۶۲،۰۰۰ ریال به قیمت ۴۴،۰۰۰ ریال معادل حدود ۳۰

    پالایش نفت اصفهان از قیمت ۵۳،۰۰۰ ریال به قیمت ۴۰،۰۰۰ ریال ریال معادل ۲۵ درصد ریزش

    ایران خودرو از قیمت ۷،۶۶۰ ریال به قیمت ۴،۶۷۰ ریال معادل ۴۰ درصد ریزش

    سایپا از قیمت ۵،۰۴۰ ریال به قیمت ۳،۸۰۰ ریال معادل  ۲۵ درصد ریزش

    فولاد مبارکه از قیمت ۲۳،۶۴۰ به قیمت ۱۷،۴۴۰ ریال  معادل ۲۵ درصد ریزش

    با توجه به ریزش های صورت گرفته در کلیه نماد های بازار و نزدیک بودن ماه محرم و شهریور ماه ، می بایست طی جلساتی هماهنگی لازم بین بزرگان بازار سرمایه برای حفظ رشد پایدار بازار سهام و ایجاد شادابی در آن برگزار شود تا اقداماتی را برای جلوگیری از خروج نقدینگی و بی اعتمادی مردم انجام داد.

    منبع: تسنیم