دسته: اخبار استانها

  • سیاسی‌کاری صندوق بین‌المللی پول در برابر درخواست وام ایران

    سیاسی‌کاری صندوق بین‌المللی پول در برابر درخواست وام ایران

    اعتمادآنلاین| اسفندماه ۱۳۹۸، در نخستین روزهای شیوع ویروس کرونا در ایران، رییس کل بانک مرکزی کشورمان با ارسال نامه ای به خانم کریستالینا گئورگیوا رییس صندوق بین‌المللی پول، خواستار بهره‌مندی از «تسهیلات تامین مالی سریع، RFI» شد.

     

    دکتر همتی در آن زمان (اسفندماه ۱۳۹۸) در یادداشتی اینستاگرامی نوشت: «رییس صندوق بین‌المللی پول چند روز پیش در بیانیه رسمی و نیز مصاحبه‌ای که داشت، صریحاً اعلام کرد که جامعه بین‌الملل از صندوق بین‌المللی پول خواسته تا با ابزارهای مالی خود به کمک کشورهای درگیر با شیوع ویروس کرونا بشتابد و پشتیبانی‌ها را در قالب کمک‌های مالی اضطرای به‌میزان ۵۰ میلیارد دلار اعطا کند. ایشان بیان کرد؛ “هیچ کس نبایستی به‌دلیل کمبود منابع مالی برای تجهیزات پزشکی و مانند آن جانش را از دست دهد.

     

    “، پیرو این اعلام و برای بهره‌مندی از این حق ایران، روز جمعه ۱۶اسفند ماه، نامه‌ای به خانم کریستالینا گئورگیوا رییس صندوق بین‌المللی پول، نوشته اعلام کردم؛ “براساس اعلان رسمی شما برای پشتیبانی از اعضا، از جمله ایران، و با توجه به شیوع گسترده ویروس کرونا در کشورمان و ضرورت تداوم پرقدرت اقدامات پیشگیری، درمان و مقابله با آثار اقتصادی آن، با توجه به میزان سهمیه جمهوری اسلامی ایران در صندوق، خواستار بهره‌مندی از«تسهیلات تأمین مالی سریع، RFI» در حدود ۵ میلیارد دلار می‌باشیم. واکنش جامعه جهانی و صندوق بین‌المللی پول می‌تواند معیار خوبی برای ارزیابی ادعاهای آنها در کمک به کنترل این ویروس و کاهش آلام مردم آسیب‌دیده، باشد. امیدوارم صندوق بین‌المللی پول به این مسئولیت خود در حوزه وظایفش به‌سرعت عمل کند. همزمان بانک مرکزی از همه ابزارهای ممکن خود، به‌مانند قبل، برای پشتیبانی از هموطنان عزیز و غلبه بر مشکلات استفاده خواهد کرد.»

     

    از آن تاریخ تا به امروز، با وجود تلاش های شبانه روزی مقامات بانک مرکزی کشورمان برای دستیابی به کمک ۵ میلیارد دلاری این صندوق، شاهد کارشکنی های متعدد مقامات آمریکایی و رفتار سیاسی صندوق بین المللی پول هستیم که این رویه، مانع اصلی در به نتیجه رسیدن درخواست بانک مرکزی بوده است.

     

    دکتر همتی: صندوق بین المللی پول سیاسی کاری نکند

     

    در آخرین روز از اولین ماه سال ۱۳۹۹، رییس کل بانک مرکزی در مصاحبه‌ با بلومبرگ، آخرین وضعیت وام از صندوق بین المللی پول را تشریح کرد و در پاسخ به اینکه اگر صندوق بین المللی پول درخواست را رد کند، چه خواهید کرد؟ گفت: من بسیار امیدوارم که آن‌ها در این بحران غیرعادی که همه کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داده است و ما نیز شامل آن هستیم، از مردم ایران حمایت کنند. یک بار دیگر، شخصاً از رییس صندوق بین المللی پول خانم جورجیووا می‌خواهم که این موضوع را جدی بگیرند. ما می‌خواهیم ریاست صندوق بین المللی پول درخواست RFI ما را به هیات اجرایی خود برساند. این تنها چیزی است که ما می‌خواهیم.

     

    وی در ادامه افزود: خانم جورجیووا باید سیاست را کنار گذاشته و وظایف حرفه‌ای خود را کامل انجام دهد. صندوق بین المللی پول بسیار شبیه آتش نشانی در محله است، به محض اینکه خانه‌ای آتش بگیرد باید به نجاتش بشتابد و به دنبال بزرگترین صاحب خانه در این محله نگردد که از وی اجازه عمل بخواهد.

     

    همتی افزود: این‌ها واقعیت‌هایی هستند و من اطمینان دارم که کارمندان صندوق بین المللی پول به خوبی می‌دانند. با توجه به نحوه استفاده این وام، من قبلاً به رییس صندوق بین المللی پول اطلاع داده ام که INSTEX و SHTA ابزارهایی هستند که به راحتی در دسترسند. این‌ها به طور خاص برای کمک به ما در واردات غذا و دارو طراحی شده اند.

     

    دکتر همتی همچنین در فروردین ماه امسال نیز در نشست روسای کل بانک‌های مرکزی کشورهای حوزه خاورمیانه و آسیای مرکزی (MCD) با اشاره به اقدامات صندوق بین‌المللی پول برای کمک به اعضا در مقابله با پیامدهای اقتصادی شیوع کرونا گفت: “اعتبار صندوق وابسته به آن است که بتواند پشتیبانی مالی و فنی خود را به شکل یکسان و بدون استثنا به تمام اعضا ارائه دهد؛ اما درخواست ایران برای دریافت تأمین مالی اضطراری هنوز با گذشت یک سال بدون پاسخ مانده است. این اولین درخواست ایران برای کمک مالی از صندوق بین‌المللی پول در طول چند دهه است و لذا ما از کارکنان و مدیریت صندوق تقاضا داریم در کمترین زمان ممکن فرایند کاری را تکمیل کنند و درخواست ما را به هیات تحویل دهند.

     

    همتی همچنین با بیان اینکه صندوق بین‌المللی پول توانست با توسعه جعبه ابزار خود، افزایش دسترسی به تسهیلات اضطراری و ارائه معافیت بازپرداخت بدهی‌ها به سرعت به نیازهای اعضا پاسخ دهد، افزود: با این وجود صندوق باید خود را به تمام ابزارهای لازم برای پاسخگویی به هرگونه نیاز در ماه‌ها و سال‌های آینده مجهز کند. لازم است صندوق کفایت منابع خود را به طور مداوم مورد بازبینی قرار دهد.”

     

    انتقاد رییس کل بانک مرکزی از عدم استقلال صندوق بین المللی پول

     

    دکتر همتی در این خصوص در نشست تخصصی موافقان و مخالفان عملکرد بانک مرکزی در کلاب هاوس یادآور شد: “ما ۶۰ سال است که عضو صندوق بین المللی پول هستیم؛ ۲.۲ میلیارد دلار هم از پول ایران در این بانک است و همه دارند استفاده می‌کنند؛ اما ما از آن بی بهره شدیم. این وام کرونا از سوی صندوق بین المللی پول به همه پرداخت شده است و مشروط هم نبوده است؛ اما ایران از آن محروم شد. دو سه نامه هم به صندوق بین المللی پول نوشتم؛ اما نامه‌ای در اکتبر سال گذشته از سوی آمریکا به گروه آمریکا صندوق بین المللی پول ارسال شده که با این وام مخالفت کنند؛ اما اگر آمریکا اراده کند، نهادهای بین المللی نمی‌توانند تصمیم بگیرند و مستقل نیستند؛ ما همچنان پیگیر هستیم.”

     

    مانع تراشی آمریکا در مسیر درخواست قانونی بانک مرکزی

     

    سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نوزدهم فروردین ۱۳۹۹ در این باره گفت که ایالات متحده موضع خود را برای صندوق بین‌المللی پول و جهان روشن کرده و مخالفت خود را با تخصیص هرگونه وامی به ایران اعلام کرده است.

     

    مورگان اورتگاس تصریح کرد که کشورش با اعطای وام به ایران مخالفت کرده است. او مدعی شد که هرگونه کمک مالی به دولت ایران به دست مردم این کشور نخواهد رسید و چنین پولی را برای کمک به گروه‌های نیابتی خود در خاورمیانه صرف می‌کنند!

     

    سخن پایانی

     

    مسلما پس از گذشت بیش از یک سال از درخواست رییس کل بانک مرکزی از صندوق بین المللی پول مبنی بر کمک ۵ میلیارد دلاری در جهت کنترل و مقابله با بیماری کووید ۱۹ و به رغم تلاش ها و پیگیری های بانک مرکزی کشورمان برای دریافت این منبع مالی، شاهد دخالت های خصمانه و غیرقانونی دولت آمریکا در مسیر این درخواست به حق بانک مرکزی کشورمان هستیم.

     

    روندی که نشان از عدم استقلال صندوق بین المللی پول و سلطه آمریکا بر سازوکار این صندوق دارد. موضوعی که باعث شده تحقق اهداف صندوق بین الملی پول، با چالش اساسی روبرو شود؛ زیرا هدف اصلی تشکیل این صندوق ارتقای میزان همکاری مالی، جلوگیری از فقر، کمک به رشد اقتصادی و بازار کار در سطح بین المللی و ایجاد تسهیلات مالی برای کشورهایی که خواستار تنظیم تراز پرداخت‌شان هستند، می‌باشد. و حالا سنگ اندازی دولت آمریکا در مسیر کمک مالی به ایران برای مقابله شیوع ویروس کرونا و حفظ سلامت مردم، تنها نشان از رفتار غیرانسانی و خصمانه آن ها دارد.

  • افزایش تورم با کاهش عرضه «نفت جدید»

    افزایش تورم با کاهش عرضه «نفت جدید»

    افزایش تورم با کاهش عرضه «نفت جدید»

    ایسنا/خراسان رضوی کمبود نیمه‌هادی‌ها که «نفت جدید» نامیده می‌شوند، می‌توانند رشد تولید ناخالص داخلی را کاهش دهد و باعث افزایش تورم شود.

    به گزارش ان بی سی، روری گرین، اقتصاددان شرکت پژوهشی تی اس لومبارد اظهار کرد: در سال جاری تولید ناخالص داخلی از این کمبود ممکن است ۰.۵ درصد و افزایش قیمت برای کالاهای تحت تاثیر می‌تواند ۳درصد باشد. وی که نیمه‌هادی‌ها را «نفت جدید» می‌خواند، گفت که کمبود در تولید نیمه‌هادی‌ها می‌تواند اختلالاتی در اقتصاد جهانی ایجاد کند.

    اقتصاددانان ذکر می‌کنند که رشد اقتصادی ممکن است کند شود و تورم آنی با بدتر شدن کمبود نیمه‌هادی‌ها بالاتر خواهد رفت.

    عوامل مختلفی برای کمبود تراشه‌های رایانه‌ای پرکاربرد عنوان‌شده‌ است. افزایش تقاضا همراه با مشکلات عرضه به وضعیتی منجرشده‌ که سفارش‌ها برای همه چیز از خودرو گرفته تا تلویزیون و رایانه‌های صفحه لمسی و موارد دیگر  به مدت ۶ ماه یا بیشتر به تعویق افتاده‌اند. با قرار داشتن نیمه‌هادی‌ها در هسته فعالیت‌های اقتصادی ایالات‌متحده، مشکلات زیادی در عرضه محصولات وجود دارد.

    اسپنسر هیل، اقتصاددان شرکت گلدمن ساکس بیان کرد که برای سال ۲۰۲۱، این کمبود به یک مالیات تورمی تبدیل می‌شود که می‌تواند منجر به افزایش قیمت‌ها تا ۳درصد برای کالاهای آسیب‌دیده شود. شرکت تی اس لومبارد گفت: این کمبود ممکن است میزان تورم را تا پایان سال، به میزان ۰.۴ درصد افزایش دهد.

    شرکت گلدمن، در یادداشتی افزود: «در مجموع، در حالی که پیامدهای نسبتا کمی از کمبود نیمه‌هادی‌ها برای رشد تولید ناخالص داخلی و بخش صنعتی می‌بینیم، اما انتظار می‌رود تورم کالاهای اصلی همچنان ثابت بماند.»

    حتی اگر این ضربه باعث کاهش چشمگیر رشد اقتصادی پیش‌بینی شده در سال ۲۰۲۱ نشود، تاثیر آن همچنان قابل توجه خواهد بود. گلدمن ادامه داد: این تاثیر می‌تواند به اندازه یک درصد کسر فعالیت برسد و به احتمال زیاد به ۰.۵ درصد نزدیک خواهد بود.

    اختلال در تولید «نفت جدید»

    هیل بیان کرد: «در حالی که نیمه‌هادی‌ها تنها ۰.۳درصد از تولید آمریکا را به خود اختصاص می‌دهند، اما آن‌ها محصول مهمی در  ۱۲درصد از تولید ناخالص داخلی هستند.» در واقع، چندین خودروساز به دلیل کمبود تراشه‌های اصلی برای وسایل نقلیه خود، تولید خود را محدود کرده‌اند.

    ابرشرکت خودروسازی استلانتیس گفت: کارگران کارخانه جیپ دیترویت خود را به‌طور موقت اخراج خواهد کرد، همچنین ولوو  گفته‌ است که مشکلات تراشه باعث می‌شود برخی از کارخانه‌ها تا زمان حل وضعیت تعطیل شوند.

    شایان‌ذکر است، تاثیرات ناگهانی هرگونه اختلال در صنعت نیمه‌هادی‌ها به‌طور فزاینده‌ای آشکار خواهد شد.

    گرین اظهار کرد: «هرچه جهان به هم پیوسته‌تر، خودکارتر و سبزتر شود، هر واحد رشد تولید ناخالص داخلی حاوی محتوای بالاتر نیمه‌هادی‌ها خواهد بود. مدارهای مجتمع در حال تبدیل شدن به کالای اصلی برای فعالیت اقتصادی هستند. گرین برای تاثیر جهانی که این اختلالات ایجاد می‌کنند، نیمه‌هادی‌ها را «نفت جدید» می‌نامد.»

    وی افزود: «کمبود شدید نیمه‌هادی‌های فعلی، تولید خودرو را در سراسر جهان متوقف می‌کند، سرعت و مقیاس تغییرات در حال انجام را تحت تاثیر شدید خود قرار می‌دهد. تراشه‌ها همیشه یک بخش مهم برای تولید لوازم الکترونیکی مصرفی بوده‌اند، اما استفاده از آن‌ها برای حمل‌ونقل و خدمات دیجیتالی گسترش خواهد یافت.»

    هیل خاطرنشان کرد: احتمالا تاثیر تورمی پس از افزایش عرضه در اواخر سال جاری و تا سال ۲۰۲۲ از بین خواهد رفت، اما این کمبود اکنون دلیل دیگری برای ثابت نگه داشتن تورم کالاهای اصلی در سال جاری است.  

    انتهای پیام

  • شرایط در دو هفته آینده حساس است / دولت و مردم باید باهم پیش روند / ۱۸ استان در شرایط نامطلوب کرونایی هستند

    شرایط در دو هفته آینده حساس است / دولت و مردم باید باهم پیش روند / ۱۸ استان در شرایط نامطلوب کرونایی هستند

    اعتمادآنلاین| حسن روحانی، رئیس‌جمهوری در جلسه ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا با بیان اینکه همه آنانی که نظارت و کنترل را به دست دارند باید کارشان را تشدید کنند، اظهار کرد: اگر جز این باشد نمی‌توانیم به راحتی از این موج خلاص شویم؛ البته مردم هم آنطور که باید پروتکل‌ها را رعایت نمی‌کنند که لازم است در این زمینه هم مردم توجه بیشتری داشته باشند.

     

    به گزارش ایسنا، وی یادآور شد: دو هفته آینده حساس است و امکانات بهداشتی و درمانی ما نامحدود نیست و محدودیت دارد. نیروی انسانی ما هم توان مشخصی دارد و سطح تحمل مردم نیز سطح خاصی است. پس هم دولت و هم مردم وظایفی دارند و باید باهم پیش روند.

     

    این خبر تکمیل می شود …

     

     

    اخبار اقتصادی

  • نقش بانکها در خروج ارز از کشور و جهش قیمت

    نقش بانکها در خروج ارز از کشور و جهش قیمت

    اعتمادآنلاین| در مصاحبه‌ای که ۲۹ فروردین ماه با دکتر عباس دادجوی توکلی درباره چگونگی «خلق پول» و نقدینگی توسط بانک‌ها داشتیم، وی عنوان کرد که بانک‌ها با استفاده از دو ابزار «شرکت فروشی» و «تسعیر ارز» اقدام به خلق پول می‌کنند و توضیح داد در بسیاری از بانک‌ها که شعب خارج از کشور دارند، ۵۰ تا ۹۰ درصد دارایی‌های ارزی، مشکوک الوصول-معوق است اما بانک هر سال با استفاده از تسعیر نرخ ارز، از محل این دارایی‌های مشکوک الوصول-معوق، سود شناسایی می‌کند و به همین دلیل است که بانک‌ها هر سال به شدت به دنبال بازنگری در نرخ تسعیر ارز هستند. این مدرس دانشگاه تصریح کرد که این عملکرد زیان ده در واحدهای خارجی بانک‌ها، هزینه‌های ارزی بالایی را طی سال‌های اخیر به خصوص ده سال اخیر بر بازار ارز کشور تحمیل کرده است.

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، اینک درباره «نقش شعب خارج از کشور بانک‌ها در خلق پول و نوسانات بازار ارز» با «احسان راکعی» کارشناس مسائل بانکی که در عملکرد شعب خارج از کشور برخی بانک‌ها را مورد بررسی قرار داده است، گفتگویی انجام داده ایم که مشروح آن از نظر گرامی‌تان می‌گذرد:

     

    در مصاحبه‌ای که اخیراً با دکتر دادجوی توکلی داشتیم، ایشان یکی از ابزارهای مورد استفاده بانک‌ها برای خلق پول و شناسایی سودهای موهومی را شعب خارج از کشور بانک‌ها معرفی کردند و توضیح دادند که بانک‌ها با استفاده از تسعیر نرخ ارز، از محل دارایی‌های بی کیفیت خود سود شناسایی می‌کنند؛ در حالی که ۵۰ تا ۹۰ درصد دارایی‌های ارزی‌شان، مشکوک الوصول و معوق است. تحلیل شما چیست؟

     

    بله، متأسفانه همینطور است. طی سه سال اخیر بسیاری از بانک‌های کشور توانستند به طرق مختلف از جمله فروش شرکتهای بانکی و غیر بانکی زیر مجموعه خود بصورت غیربورسی و یا عرضه آنها در بورس، فروش اموال تملیکی و همچنین سود حاصل از تسعیر ارز، سودهای بسیار زیادی را در صورت‌های مالی خود شناسایی کنند و بخش عمده ای از زیان خود را پوشش دهند. به نوعی می‌توان گفت «تورم دارایی‌ها و افزایش سرسام‌آور نرخ ارز»، ذینفعان خاص خود مانند برخی بانک‌ها را منتفع کرده تا آنها بتوانند خود را از بند ورشکستگی و زیان نجات دهند.

     

    اما متأسفانه سودهایی که بانک‌ها طی چند سال اخیر شناسایی کردند از کیفیت چندانی برخوردار نبوده و این شاید مسأله‌ای باشد که بسیاری از سهامداران، تحلیل گران و سایر استفاده کنندگان از صورت‌های مالی این صنعت (بانکداری) از آن مطلع نباشند. شناسایی سود بی کیفیت اگرچه به نفع بانک‌ها و سهامدارانشان بوده و توانسته‌اند ساختارهای مالی خود را بهبود ببخشند اما آثار مخربی را در اقتصاد کشور بر جای گذاشته است. یکی از مسائلی که سودآوری بانک‌ها را طی چندسال اخیر تحت تأثیر قرار داده و باعث شده بسیاری از بانک‌ها به یکباره سودآور شوند، استفاده از نوسانات ارزی است.

     

    این سودهای بی‌کیفیت چگونه شناسایی می‌شوند؟

     

    اگر از سال ۱۳۹۷ به بعد توجه کنید شاهد این بوده ایم که اکثر بانک‌ها با رشد سودآوری بسیار بالایی مواجه بوده اند و یا توانسته اند زیان خود را طی یک سال یکباره به سود تبدیل کنند. بررسی صورت‌های مالی اکثر این بانک‌ها حاکی از این است که دلیل سود آوری اکثر آنها رشدهای بسیار بالا در سه فاکتور درآمد حاصل از فروش سرمایه گذاری، فروش اموال تملیکی و یا نتیجه معاملات ارزی می‌باشد که دو مورد اول (درآمد حاصل از فروش سرمایه گذاری ها و درآمد حاصل از فروش اموال تملیکی) بیشتر در راستای اجرای دستور العمل قانون رفع موانع تولید مصوب شورای پول و اعتبار در تاریخ ۲۸/‏۰۷/‏۱۳۹۴‬ می‌باشد که البته سودآوری صحیح و غیرصوری از این محل، ایرادی ندارد.

     

    بسیاری از دارایی‌های ارزی از نوع تسهیلات ارزی معوق و مشکوک الوصول بوده که سالهاست هیچ عایدی برای بانک نداشته و به لطف تسعیر ارز، ارزش آن مدام در حال افزایش کاذب است. همچنین در بسیاری از سال‌ها برخی بانک‌ها با داشتن پوزیشن منفی ارزی، در حال شناسایی سود تسعیر ارز هستند که محل ابهام گسترده ای استاما آنچه باعث شده که سودآوری از این محل صوری، بی کیفیت و همراه با خلق نقدینگی بی کیفیت باشد، نحوه شناسایی این سودها است. متأسفانه بعضی از بانک‌ها طی چند سال اخیر با ایجاد شرکت‌های «تو در تو» و سرمایه گذاری در آنها، به بنگاه داری پرداخته اند و اکنون که قانون رفع موانع تولید، بانک‌ها را از بنگاه داری و سرمایه گذاری‌های غیر بانکی و نگهداری اموال مازاد منع کرده، آنها اقدام به فروش این اموال و سرمایه گذاری بانکی و غیر بانکی خود کرده‌اند.

     

    اما بحث جالب توجه درباره نحوه فروش آنها است، که بررسی صورت‌های مالی بعضی از بانک‌ها حاکی از این امر است که بسیاری از آنها شرکت‌های زیر مجموعه خود را به شرکت‌هایی فروخته اند که همان بانک‌ها بصورت غیر مستقیم در آنها (شرکت‌های خریدار) سهامدار هستند؛ حتی در بعضی موارد بانک اقدام به اعطای تسهیلات به شرکت خریدار کرده است تا همان شرکت خریدار که به نوعی به طور غیر مستقیم زیر مجموعه بانک است بتواند آن شرکت را از بانک خریداری کند. در این صورت، هم بانک توانسته است از بابت اعطای تسهیلات به شرکت خودی سود تسهیلات شناسایی کند و هم قانون رفع موانع تولید را اجرا کند و اموال مازاد خود را بفروشد؛ ضمن اینکه توانسته از بابت فروش سرمایه گذاری‌های خود سود مشاع کسب کند و همین اینکه هنوز هم بصورت غیر مستقیم در آن شرکت‌های فروحته شده خود می‌تواند اعمال نفوذ و مدیریت کند؛ البته همین روند شناسایی سود اغلب درباره فروش اموال تملیکی بانک‌ها هم صدق می‌کند و نکته جالب آن است که بانک‌ها از محل همین سودها که اغلب مشاع هم هستند اقدام به شناسایی حق الوکاله برای خود می‌کنند که اغلب این سودها سودهای بی کیفیت هستند.

     

    اینکه بانک‌ها به حدود تعیین شده خود در دستورالعمل جدید سرمایه گذاری مؤسسات اعتباری در اوراق بهادار سال ۱۳۹۶ مصوب شورای پول و اعتبار، پایبند باشند و اقدام به واگذاری سرمایه گذاری‌های خارج از حدود مقرر خود کنند، امری مبارک است، اما در هنگام واگذاری سرمایه گذاری‌های خارج از حدود مقرر، قطعاً باید به پرسش‌های زیر پاسخ داد و در صورت صحت، بر عدم صوری بودن آن اطمینان یافت: اول اینکه خریدار این سرمایه گذاری‌های مازاد، چه شخص حقیقی و حقوقی است؟ آیا ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیمی (وکالتی) با بنگاه اصلی فروشنده (همان بانک) دارد؟ دوم اینکه نوع پرداخت خریدار چگونه بوده است؟ اگر نقد بوده، از محل تسهیلات همان بانک یا به صورت ضربدری توسط بانک‌های دیگر نبوده باشد؟ اگر هم به صورت پرداختنی‌ها باشد (نسیه ای)، شرایط تسویه و اسناد تجاری مربوط به آن چیست؟ سوم اینکه علاوه بر دو مورد قبلی که عمدتاً بر «ماهیت معامله» تاکید داشت، «قیمت معامله» چگونه تعیین شده و آیا با ارزش منصفانه آن در بازار، مطابقت دارد؟

    در بسیاری از نمونه‌هایی که از سال ۱۳۹۳ به بعد بررسی کرده‌ایم، «معامله با خودی، کسب سودهای صوری، متورم کردن و نقد جلوه دادن دارایی»، هدف اصلی این نوع معاملات بوده است.

     

    در ابتدای صحبت‌هایتان به سودآوری بانک‌ها از محل عملکرد ارزی آنها اشاره کردید و صراحتاً گفتید که بانک‌ها از افزایش سرسام‌آور نرخ ارز منتفع شده‌اند. این انتفاع چگونه شکل می‌گیرد؟

     

    ابتدا اجازه دهید کمی درباره نوع فعالیت ارزی بانک‌ها توضیح بدهم. بانک‌ها هم در داخل کشور تحت عنوان «معاملات ارزی»، به فعالیت ارزی می‌پردازند و هم برخی بانک‌ها بواسطه آنکه از گذشته در خارج از کشور، دارای شعبات (واحدهایی) بوده اند، به فعالیت ارزی در خارج از کشور مشغول هستند. از فعالیت شعب (واحدهای) خارجی به عنوان سرمایه گذاری خارجی و از لحاظ استانداردهای حسابداری، تحت عنوان «عملیات خارجی» یاد می‌شود.

     

    بانک‌ها اکثراً اینگونه تسهیلات غیر جاری ارزی فاقد بازدهی را در دارایی ارزی خود تسعیر می‌کنند، که این امر خود، منجر به مثبت‌تر شدن پوزیشن ارزی می‌شود و حتی در بعضی از موارد پوزیشن ارزی منفی بانک‌ها را تبدیل به پوزیشن مثبت ارزی می‌کندمعاملات ارزی واحدهای داخلی منشأ شناسایی سه نوع سود است: ۱. معاملات ارزی بانک‌ها (همان فعالیت‌های واحدهای داخل کشور)، در داخل کشور عمدتاً شامل گشایش اعتبار و بروات اسنادی و اعطای تسهیلات ارزی و در بعضی موارد سپرده گذاری ارزی بانک‌ها نزد یکدیگر است، که منجر به شناسایی سودهای کارمزدی و تسهیلاتی غیر مشاع می‌شود. ۲. از طرفی مجموع فعالیت ارزی واحدهای داخلی بانک‌ها، موجب ایجاد یکسری دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی می‌شود که مطابق دستورالعمل بانک مرکزی، بانک‌ها می‌بایست دارایی‌ها و بدهی‌های پولی خود را با نرخ تاریخ ترازنامه (که معمولاً نرخ آن در پایان سال توسط بانک مرکزی اعلام می‌شود) تسعیر کنند که اصطلاحاً به «اختلاف» دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی بانک‌ها (چه مثبت باشند و چه منفی، به آن وضعیت باز ارزی می‌گویند) نتایج عملیات وضعیت باز ارزی تحت عنوان سود (زیان) تسعیر ارز در صورت سود (زیان) دوره منظور می‌شود .۳. همچنین از دیگر فعالیت ارزی بانک‌ها در داخل کشور می‌توان به خرید و فروش ارز اشاره کرد که یا منجر به شناسایی درآمد کارمزدی ارزی می‌شود و یا تحت عنوان سود (زیان) خرید و فروش ارز در صورت سود (زیان) دوره منظور می‌گردد.

     

    از طرفی برخی از بانک‌ها به واسطه شعبات خارج از کشور خود با عنوان سرمایه گذاری‌های خارج از کشور، تحت عنوان عملیات خارجی، فعالیت ارزی در کشورهای دیگر انجام می‌دهند که مطابق استاندارد حسابداری، نتایج حاصل از این عملیات خارجی را باید با نرخ تاریخ ترازنامه تسعیر و تحت عنوان تفاوت تسعیر ارز در طبقه حقوق صاحبان سهام ترازنامه درج کنند.

     

    بررسی صورتهای مالی بانک‌ها طی این چند سال علی الخصوص از سال ۱۳۹۶ به بعد که کشور با جهش نرخ ارز مواجه بود حاکی از رشد بسیار زیاد آیتم نتیجه معاملات ارزی در صورت سود (زیان) بانک‌ها ناشی از فعالیت‌های ارزی داخل کشور و همچنین سود حاصل از تسعیر «عملیات خارجی» در صورت سود و زیان جامع، بوده است.

     

     وقتی نرخ ارز رو به رشد است، اگر تراز ارزی بانک مثبت باشد، یعنی دارایی ارزی بانک نسبت به بدهی ارزی‌اش مثبت باشد، طبیعتاً سود بیشتری عاید بانک می‌شود و فی نفسه محل اشکال نیست…

     

    شناسایی چنین سودهای بی کیفیت ارزی، در بعضی موارد باعث می‌شود تا بانک‌ها بخواهند نسبت به «افزایش سرمایه» از محل همین سودهای تسعیر ارز بی کیفیت اقدام کنند که بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر باید کاملاً هوشیار باشد و اجازه چنین اقدامی را ندهددرست است؛ در زمانی که نرخ ارز رو به رشد است، هر چه پوزیشن ارزی بانک‌ها (اختلاف دارایی ارزی از بدهی ارزی) مثبت‌تر باشد منجر به سود بیشتر در نتیجه «معاملات ارزی» شأن می‌شود، پس همانطور که اشاره کردید شاید سودآوری بانک‌ها طی چند سال اخیر از محل نتیجه معاملات ارزی بدلیل پوزیشن مثبت آنها باشد. اما این موضوع چند ابهام مهم دارد: اول آنکه بسیاری از دارایی‌های ارزی از نوع تسهیلات ارزی معوق و مشکوک الوصول بوده که سالهاست هیچ عایدی برای بانک نداشته و به لطف تسعیر ارز، ارزش آن مدام در حال افزایش کاذب است.

    همچنین در بسیاری از سال‌ها برخی بانک‌ها با داشتن پوزیشن منفی ارزی، در حال شناسایی سود تسعیر ارز هستند که محل ابهام گسترده ای است.

     

    یعنی بانک‌ها از محل تسهیلات معوق و مشکوک الوصول در حال شناسایی سودهای موهومی هستند؟

     

    در حوزه ارزی، بجز سرفصل بدهی‌های ارزی، سایر اقلام چندان قابل اعتماد نیستند. برای نمونه از آنجایی که عمده مصارف ارزی بانک‌ها از جنس تسهیلات ارزی هستند، در بررسی صورتهای مالی برخی از بانک‌ها، شاهد این موضوع هستیم که:

     

    ۱. حجم تسهیلات ارزی معوق و یا مشکوک الوصول در صورت‌های مالی آنها بالاست بدان معنی که با نسبت مطالبات غیر جاری ارزی بسیار بالایی مواجه هستیم. بنابراین در طرف دارایی ارزی، چندان «بازدهی حاصل از مصارف ارزی» قابل تصور نیست. اما بانک‌ها اکثراً اینگونه تسهیلات غیر جاری ارزی فاقد بازدهی را در دارایی ارزی خود تسعیر می‌کنند، که این امر خود، منجر به مثبت‌تر شدن پوزیشن ارزی می‌شود و حتی در بعضی از موارد پوزیشن ارزی منفی بانک‌ها را تبدیل به پوزیشن مثبت ارزی می‌کند.

     

    این دقیقاً موردی است که شاید در تحلیل‌های بانکی کمتر بدان توجه شود، حتی متأسفانه در بعضی از صورتهای مالی مشاهده شده که بانکی با پوزیشن ارزی منفی، سود حاصل از نتیجه معاملات ارزی واحدهای داخل، در صورت سود (زیان) خود شناسایی کرده است. آیا سود انباشته یا اندوخته حاصل از تفاوت تسعیر ارز، که در بحث کفایت سرمایه لحاظ می‌شود، واقعیت حقیقی دارد؟

    ضمن اینکه شناسایی چنین سودهای بی کیفیت ارزی، در بعضی موارد باعث می‌شود تا بانک‌ها بخواهند نسبت به «افزایش سرمایه» از محل همین سودهای تسعیر ارز بی کیفیت اقدام کنند که بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر باید کاملاً هوشیار باشد و اجازه چنین اقدامی را ندهد.

     

    ۲. تسعیر ارز به نرخ‌هایی بالاتر از نرخ‌های اعلامی توسط بانک مرکزی انجام شده که طبق بررسی‌های بعمل آمده، این موضوع در وضعیت باز ارزی چند نمونه بانک مشاهده شده است و این امر در بندهای شرط گزارش حسابرسی آن بانک‌ها کاملاً قابل مشاهده است. در ارتباط با این موضوع باید این نکته را در نظر داشت که تسعیر دارایی‌ها (بدهی) های ارزی با نرخ‌هایی بالاتر از نرخ‌های اعلامی بانک مرکزی و سود سازی از این محل مغایر با اصل مربوط بودن که یکی اصول اصلی استانداردهای حسابداری ایران می‌باشد است و به نوعی بر تصمیم استفاده کنندگان از صورت‌های مالی اثر گذار خواهد بود.

     

    بانکی که نسبت مطالبات غیر جاری ارزی شعبه خارجی آن بالای ۹۰ درصد است در حقیقت، فاقد هرگونه بازدهی در طرف دارایی‌های ارزی خود است. اما سوال این است که چطور ممکن است که «تفاوت تسعیر ارز حاصل از عملیات خارجی» در صورت سود (زیان) جامع خود و در سرفصل حقوق صاحبان سهام، مثبت شناسایی کند؟۳. روند سودسازی ارزی فقط محدود به معاملات ارزی داخل کشور نمی‌شود و بررسی برخی از بانک‌ها که دارای شعب خارج از کشور هستند، حاکی از تسعیر دارایی‌های موهومی ارزی در شعب خارجی است. بطور مثال بانکی که نسبت مطالبات غیر جاری ارزی شعبه خارجی آن بالای ۹۰ درصد است در حقیقت، فاقد هرگونه بازدهی در طرف دارایی‌های ارزی خود است. اما سوال این است که چطور ممکن است که «تفاوت تسعیر ارز حاصل از عملیات خارجی» در صورت سود (زیان) جامع خود و در سرفصل حقوق صاحبان سهام، مثبت شناسایی کند؟ آیا حقوق صاحبان سهام شناسایی شده ناشی از تفاوت تسعیر ارز، واقعاً «سرمایه» است؟

     

    اینکه یک بانک با استفاده از شعب خارج از کشور و تسعیر دارایی‌های خارجی، از بحران افزایش نرخ ارز برای بیشینه کردن سودهای موهومی از طریق تسعیر نرخ ارز اقدام کند، یک بحث است؛ اما بحث مهمتر این است که آیا این بانک در شکل‌گیری این بحران ارزی نقش داشته؟

     

    در خصوص شعب خارجی بانک‌ها که در استانداردهای حسابداری تحت عنوان عملیات خارجی از آن یاد می‌گردد، باید گفت که علیرغم عدم شفافیت کافی در زمینه عملکرد شعب خارجی و عملیاتشان، بررسی چند نمونه بانک نشان می‌دهد که عمده ی آنها دارای شعبی با عملکرد زیان ده و نسبت مطالبات غیر جاری ارزی بسیار بالا (دارایی‌های موهومی ارزی) می‌باشند.

    بررسی اطلاعات مندرج در صورت‌های مالی یکی از بانک‌ها در خصوص «عملکرد شعب خارج از کشور» آن حاکی است که مصارفشان حدوداً پنج برابر منابع جذب شده شأن است و اکثر این تسهیلات اعطایی در شعب خارجی، بدلیل عدم وصول در طبقه مشکوک الوصول قرار گرفته است. همچنین منابع جذب شده توسط این گونه شعب، با نرخی فراتر از نرخ‌های جهانی بوده و بنابراین حاشیه سودهایی بعضاً در حدود ۱۰ الی ۱۴ درصد اجتناب ناپذیر است.

     

    بنابراین چطور ممکن است بانکی که عملکرد شعب خارجی آن اینطور زیان ده است هر ساله «تفاوت تسعیر ارز» مثبت در سود (زیان) جامع و همچنین در قسمت حقوق صاحبان سهام خود شناسایی کند؟ غیر از این است که عمدتاً تسهیلات ارزی بی کیفیت در حال نکول شدن است و هر ساله آیتم تفاوت تسعیر ارز در حقوق صاحبان سهام این بانک‌ها در حال بزرگ‌تر شدن است؟ اینجاست که ناترازی ارزی در صورت‌های مالی بانک‌ها رخ می‌دهد و توجه چندانی شاید به این موضوع نشود.

     

    بررسی اطلاعات مندرج در صورت‌های مالی یکی از بانک‌ها در خصوص «عملکرد شعب خارج از کشور» آن حاکی است که مصارفشان حدوداً پنج برابر منابع جذب شده شأن است و اکثر این تسهیلات اعطایی در شعب خارجی، بدلیل عدم وصول در طبقه مشکوک الوصول قرار گرفته استاما موضوع مهم دیگر در خصوص شعب خارجی بانک‌ها، بحث تأمین منابع آنها است که شاید به نوعی پاسخ سوال شما هم باشد؛ همانطور که پیشتر گفتم بررسی صورت‌های مالی یکی از بانک‌های کشور حاکی از این بود که مصارف شعب خارجی آن در حدود پنج برابر منابع جذب شده آن است. زمانی که چنین نسبت مصارف به منابعی وجود داشته و همچنین درامدزایی هم مشاهده نمی‌شود، جریان نقد ارزی دچار اختلال شده و این شعب برای حفظ سپرده‌های فعلی و همچنین کسب «پول پرقدرت ارزی» جهت تسویه سپرده‌های خارج شده از شعب، مجبورند این کسری را یا از طریق شعب داخلی همان بانک، بانک‌های داخلی دیگر، بانک‌های خارجی و یا بصورت خط اعتباری از بانک مرکزی ایران، استقراض و یا اضافه برداشت کنند، زیرا در صورت‌های مالی، سرفصلی به نام «بدهی به بانک‌های خارجی یا استقراض از بانک مرکزی خارج کشور و یا حتی اضافه برداشت بانک‌های خارج کشور» دیده نمی‌شود. بنابراین شعب خارجی برای جبران کمبود منابع خود و همچنین جلوگیری از خروج سپرده‌های فعلی، مجبور شده اند از داخل کشور و یا از بانک مرکزی دست به استقراض بزنند و این امر بشدت موجب خروج ارز از کشور طی چند سال اخیر گردیده است.

     

    در خصوص بحران ارزی کشور طی چند سال اخیر موضوعی که شاید خیلی بیشتر مورد توجه بوده، بحث گشایش اعتبار اسنادی ارزی و واردات کالا است که بانک مرکزی، ارز با نرخ ۴۲,۰۰۰ ریال را به عده‌ای تخصیص داده و مثلاً کالاهای مذبور وارد کشور نشده و مواردی از این دست، منجر به خروج ارز از کشور شده است؛ ولی متأسفانه کمتر کسی به نقش شعب زیان ده بانک‌ها در خارج از کشور، در ایجاد بحران ارزی طی این سال‌ها اشاره کرده است. این شعب ضرر چند میلیارد دلاری به کشور زده و باعث خروج ارز از کشور طی این چند سال شده‌اند، بنابراین توجیهی نمی‌توان برای فعالیت‌های انان داشت.

     

    بانکی که مورد بررسی قرار داده‌اید، باعث خروج چه میزان ارز از کشور شده است؟

     

    فقط در مورد یکی از بانک‌هایی که بررسی کرده ایم که اتفاقاً جز بانک‌های خصولتی و بزرگ با فعالیت ارزی بسیار گسترده محسوب می‌شود این رقم به چیزی در حدود پانصد میلیون یورو و حتی بالاتر می‌رسد.

     

    شعب خارجی برای جبران کمبود منابع خود و همچنین جلوگیری از خروج سپرده‌های فعلی، مجبور شده اند از داخل کشور و یا از بانک مرکزی دست به استقراض بزنند و این امر بشدت موجب خروج ارز از کشور طی چند سال اخیر گردیده است* بانک مرکزی در بودجه ۱۴۰۰ برای جلوگیری از اقدام بانک‌ها در شناسایی سودهای موهومی از محل دارایی‌های ارزی که به اذعان شما، تسهیلات نکول شده و مشکوک الوصول هستند، به درستی مانع از افزایش نرخ تسعیر ارز برای بانک‌ها شد اما شورای عالی مالیاتی اخیراً در اقدامی عجیب و تأمل برانگیز اعلام کرد نرخ‌های اعلامی از سوی بانک مرکزی برای تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی را قبول ندارد و به جای نرخ اعلامی از سوی بانک مرکزی، نرخ نیما را ملاک عمل قرار خواهد داد. اقدام شورای عالی مالیاتی چه توجیهی دارد؟

     

    در اظهار نظر اخیری که توسط شورای عالی مالیاتی درخصوص تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی صورت گرفته است، اعتقاد بر این بوده که مطابق بند (ب) ماده (۱۱) قانون پولی و بانکی، بانک مرکزی صرفاً وظیفه نظارت بر بانک‌ها و مؤسسات اعتباری را داشته و موارد نظارت و دخالت بانک مرکزی در امور پولی و بانکی نیز با تصویب شورای پول و اعتبار احصا می‌شود. بنابراین شورای عالی مالیاتی معتقد است که در مقررات مربوطه (قانون پولی و بانکی) اشاره‌ای به وظیفه بانک مرکزی در تعیین نرخ ارز نشده و به همین منظور، نرخ‌های اعلامی برای تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی از سوی بانک مرکزی را قبول نداشته و معتقدند که نمی‌تواند مبنای معاملاتی داشته باشد.

     

    در خصوص این اظهار نظر باید این نکته را خاطر نشان کرد که مطابق بند (ب) ماده (۱۰) قانون پولی و بانکی کشور، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مسؤول تنظیم و اجرای سیاست‌های پولی و اعتباری کشور است، که تعیین نرخ ارز هم به نوعی می‌تواند در راستای تنظیم سیاست‌های پولی بانک مرکزی باشد، و همچنین از طرفی در بند (ج) ماده (۱۱) قانون پولی و بانکی کشور به وظیفه بانک مرکزی در تنظیم مقررات مربوط به معاملات ارزی با تصویب شورای پول و اعتبار اشاره شده است و نیز همینطور ماده (۳۶) قانون پولی و بانکی کشور به این موضوع اشاره دارد که طرز تهیه و تنظیم ترازنامه و حساب سود و زیان بانک‌ها توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین خواهد شد.

     

    در خصوص بحران ارزی کشور طی چند سال اخیر متأسفانه کمتر کسی به نقش شعب زیان ده بانک‌ها در خارج از کشور، در ایجاد بحران ارزی طی این سال‌ها اشاره کرده استتمامی این موارد دلالت بر این موضوع دارد، که تعیین نرخ ارز به منظور تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی بانک‌ها جز وظایف اصلی بانک مرکزی است. بنابراین سازمان امور مالیاتی مطابق قانون پولی و بانکی کشور نمی‌تواند برای تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی، نرخی را تعیین کند.

     

    در واقع این سوال مطرح می‌شود که، چرا در سال‌های قبل که بانک مرکزی نرخ‌های تسعیر ارز را با رشد، نسبت به سال قبل اعلام می‌کرد و بانک‌ها سودهای گزاف و در بسیاری موارد موهومی، در صورت سود (زیان) خود از این محل شناسایی می‌کردند، سازمان مالیاتی اعتراضی نداشت و اشاره‌ای به این موضوع که بانک مرکزی وظیفه‌ای برای تعیین نرخ ارز ندارد نمی‌کرد؟

     

    باید این موضوع را مجدداً به سازمان امور مالیاتی خاطر نشان کرد، که اکثر بانک‌ها طی این سال‌ها، دارایی‌های موهومی خود را تسعیر کرده و از این محل سود تسعیر ارز شناسایی کرده اند، که از کیفیت بسیار پایینی برخوردار است. حال که بانک مرکزی اتفاقاً در سال گذشته (۱۳۹۹) با ثابت نگه داشتن نرخ ارز در خصوص تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی رویه درست را در پیش گرفته است، چرا سازمان امور مالیاتی باید اعلام کند که نرخ‌های اعلامی تسعیر ارز توسط بانک مرکزی را قبول ندارد؟

     

    سازمان امور مالیاتی با این دخالت و منظور کردن نرخ ارز نیمایی در تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بجای نرخ تسعیر اعلامی توسط بانک مرکزی شاید بتواند مالیات زیادی را بابت سود معاملات ارزی بانک‌ها اخذ کند ولی این کار موجب متورم شدن هرچه بیشتر دارایی‌های بی کیفیت بانک‌ها خواهد شد* سازمان مالیاتی از جنبه مالیاتی که اخذ می‌کند اینطور به مساله ورود کرده است؟

     

    بله، بنظرم سازمان امور مالیاتی با این دخالت و منظور کردن نرخ ارز نیمایی در تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بجای نرخ تسعیر اعلامی توسط بانک مرکزی شاید بتواند مالیات زیادی را بابت سود معاملات ارزی بانک‌ها اخذ کند ولی این کار موجب متورم شدن هرچه بیشتر دارایی‌های بی کیفیت بانک‌ها خواهد شد.

     

    این موضوع را می‌توان از زاویه دیگری نیز مورد بررسی قرار داد. اگر فرض شود که نگاه سازمان امور مالیاتی این است تا از استاندارد حسابداری شماره (۳۵) با موضوع مالیات بر درآمد که از سال ۱۳۹۹ لازم الاجرا می‌باشد جهت پشتیبانی اجرایی این نامه استفاده کند، برخی ابهامات همچنان پابرجاست، برای مثال اقلام دارایی‌ها و بدهی‌های مندرج در صورت‌های مالی بانک‌ها عمدتاً از جنس پولی بوده و غیر قابل معامله است مثل تسهیلات ارزی که هیچگاه مورد معامله قرار نمی‌گیرد و از سوی دیگر در صورتی که این تصور وجود داشته باشد که تفاوت حاصله میان آنچه سازمان مالیاتی بر اساس نرخ نیمایی (حدوداً ۲۴۰۰۰ ریال) بر آن اصرار دارد با آنچه که بانک مرکزی به بانک‌ها ابلاغ کرده یک «تفاوت موقت» است و به عنوان یک دارایی / بدهی مالیات انتقالی در نظر گرفته شود، به نظرم استدلال غلطی خواهد بود، چراکه عمده اقلام دارایی و بدهی‌های ارزی بانک‌ها از نوع پولی است و ممکن است پوزیشن ارزی بانک‌ها در سال‌های بعد بدلیل عملکردشان و یا سیاست‌های اتخاذ شده از سوی بانک مرکزی (عدم تسعیر مطالبات مشکوک الوصول در وضعیت باز ارزی) منفی شود.

     

    در خصوص تسهیلات ارزی اعطایی باید اعتبار سنجی درست صورت پذیرد که تا این حد منجر به رشد مطالبات غیر جاری ارزی بانک‌ها نشود. همچنین بهتر است که بدلیل نوع فعالیت بانک‌ها که با سایر صنایع تفاوت دارد، استانداردهای حسابداری ارزی مختص فعالیت ارزی بانک‌ها تدوین شودپیشنهاد می‌کنم سازمان امور مالیاتی، وضعیت ارزی بانک‌ها را در صورت‌های مالی شأن با دقت بررسی کند تا متوجه لطمه‌ای شود که بانک‌ها طی این چند سال به وضعیت ارزی کشور زده اند و بدنبال پیاده سازی و تداوم یک رویه غلط دیگر نباشد.

     

    برای اینکه راه بانک‌ها در شناسایی سودهای موهومی با استفاده از دارایی‌های ارزی بی کیفیت بسته شود، چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟

     

    همانطور که اشاره شد، بانک‌ها عمدتاً در بحث ارزی، در واحدهای داخل کشور اقدام به شناسایی سود از محل تسعیر دارایی ارزی بی کیفیت خود کرده اند و حتی علی رغم داشتن پوزیشن منفی ارزی نیز، سود شناسایی کرده اند. واحدهای خارج کشور نیز با نسبت نکول بالای تسهیلات اعطایی و عدم درآمدزایی واقعی از دارایی‌های ارزی، قیمت تمام شده بالای منابع، حاشیه سودهای به شدت منفی، اختلال در جریان نقد ارزی و استقراض از منابع ارزی واحدهای داخل و یا بانک مرکزی و همچنین بانک‌های خارجی مواجه بوده اند.

     

    بنابراین نهاد ناظر به راحتی می‌تواند با نظارت صحیح، حداقل از تسعیر دارایی‌های ارزی از نوع تسهیلات ارزی مشکوک الوصول و دارایی‌های موهومی بانک‌ها، که هم ناشی از عملیات داخلی و هم عملیات خارجی آنها است جلوگیری کند. همچنین در خصوص تسهیلات ارزی اعطایی چه توسط شعب داخلی و چه توسط شعب خارج از کشور، باید اعتبار سنجی درست صورت پذیرد که تا این حد منجر به رشد مطالبات غیر جاری ارزی بانک‌ها نشود. همچنین بهتر است که بدلیل نوع فعالیت بانک‌ها که با سایر صنایع تفاوت دارد، استانداردهای حسابداری ارزی مختص فعالیت ارزی بانک‌ها تدوین شود.

  • نگاهی به ویژگی کمتر شناخته شده ام‌المومنین(س)

    نگاهی به ویژگی کمتر شناخته شده ام‌المومنین(س)

    نگاهی به ویژگی کمتر شناخته شده ام‌المومنین(س)

    ایسنا/خراسان رضوی همواره از حضرت خدیجه(س) به عنوان یکی از زنان مومنه‌ فداکار و ایثارگر که تمام اموال خود را در راه پیامبر(ص) و اسلام خرج کرد نام می‌برند، با این حال تا کنون کم‌تر به شخصیت هنری این بانو پرداخته است.

    همه ما حضرت خدیجه(س) را به عنوان نخستین همسر حضرت محمد(ص) و اولین زنی که به او ایمان آورد می‌شناسیم و می‌دانیم که زنی بازرگان و ثروتمند بود که تمام دارایی خود را در راه نشر اسلام به کار گرفت. با این حال باید شاعری را نیز به تمامی این ویژگی‌های مثبت خَدیجَه دختر خُوَیلِد افزود؛ ویژگی مهمی که کم‌تر بدان پرداخته شده است.

    در کتب روایی شعرها و عاشقانه‌‎های زیبایی از حضرت خدیجه(س) در ستایش همسر بزرگوارشان حضرت محمد مصطفی(ص) به‌جا مانده است که به‌جز مهربانی و صمیمیت نسبت به پیامبر، روایت‎گرِ علاقه و تسلط این بانوی بزرگ مسلمان بر شعر و ادب است. یکی از این شعرها که در بحارالانوار نیز نقل شده، غزلی است که درک معنا و دریافت زیبایی‌‎هایش برای فارسی‌زبانان نیز دشوار نیست. ما حتی بدون دانستنِ زبان عربی می‌‎توانیم ایهام تناسبِ بیت آخر -با واژه‌‎ی «بیت»- را تشخیص دهیم. در روایتی از این شعر آمده است که پس از نخستین دیدار، آن هنگام که حضرت محمد(ص) با خدیجه وداع می‌‎کند و سوار بر مرکب از او دور می‌‎شود خدیجه چنین می‌‎سراید:

    قلب المحبّ الی الاحباب مجذوب
    و جسمه بید الاسقام منهوب

    و قائل کیف طعم الحبّ قلت له
    الحبّ عذب و لکن فیه تعذیب

    افدی الذین علی خدّی لبعدهم
    دمی و دمعی مسفوح و مسکوب

    ما فی الخیام و قد صارت رکابهم جمّاً
    الّا محبّ له فی القلب محبوب

    کانمّا یوسف فی کلّ ناحیه
    والحزن فی کل بیت فیه یعقوب

    ترجمه‎ منظوم این غزل حضرت خدیجه به ترتیب -و تاحد زیادی وفادار به متن- از این قرار است:

    دلِ عاشق به دوستان بسته است
    گرچه از درد، جسم او خسته است

    گر بپرسند چیست مزه‌‎ی عشق
    به هم این نیش و نوش پیوسته است

    جان به قربانِ آنکه در دوریش
    چشم من اشک‎بار و خون‎بار است

    دل هر خیمه شد تهی ز سوار
    به جز آن دل، که خیمه‎‌ی یار است

    تا که یوسف ز دیده پنهان است
    بیتِ یعقوب، بیت الاحزان است

    در حالی که امروز تمامی سروده‌های حضرت خدیجه (س) در دسترس نیست، اما تعدادی از سروده‌های حضرت خدیجه(س) در جلد شانزدهم کتاب «بحار ألانوار» علامه محمدباقر مجلسی جمع‌آوری شده است و وی در این کتاب در وصف مناسبت این سروده‌ها، وقایع تاریخی آن زمان را بیان کرده‌ و آن واقعه را زمینه‌ساز سرودن شعر دانسته‌ است.

    همچنین در کتاب «هنگامه وصل» که به کوشش واحد پژوهش مدرسه علمیه حضرت خدیجه(س) و توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده، بخشی سروده‌های حضرت خدیجه(س) همراه با شعری از شیخ محمد بن حسن حر عاملی -عالم شیعه- در مدح حضرت خدیجه و احادیثی از حضرت محمد(ص) درباره حضرت خدیجه جمع‌آوری شده است.

    با توجه به ذوق هنری حضرت خدیجه(س) شاعران زیادی نیز در دوران معاصر شعرهای بسیاری در مدح حضرت خدیجه(ص) سروده‌اند که هر بیت از آن‌ها نشان‌دهنده ویژگی‌ها و فعالیت‌های مثبت و تاثیرگذار حضرت خدیجه(س) در دوران صدر اسلام و زیست ایشان در کنار پیامبر امت، حضرت محمد(ص) است. در این بین «محمدمهدی خان‌محمدی» و «قاسم صرافان» اشعار بسیار زیبا و تاثیرگذاری در مدح این بانوی بزرگ اسلام سروده‌اند که در ادامه به خوانش آن‌ها می‌پردازیم: 

    تو را می‌خواست تا در همسرانش بهترین باشی
    برای خاتمِ پیغمبری نقش نگین باشی

    خدایت انتخابت کرد تا ای مادر هستی
    برای چشمۀ کوثر، بهشتی در زمین باشی

    خدا هرشب برایت می‌فرستد تهنیت‌هایی
    که در تنهایی‌ات هم‌صحبت روح‌الامین باشی

    تو در اسلام و در ایمان و در عشق اولین بودی
    زنی مثل تو دیگر نیست، یعنی آخرین باشی

    برای طعنۀ کفار در اوج نداری‌ها
    تو باید پاسخ دندان‌شکن در آستین باشی

    تو از معروفِ تَُجاری ولی در شعب بیماری
    فداکار آنچنان بودی، وفادار اینچنین باشی

    علی تنها علی باید امیرالمؤمنین باشد
    و تنها تو سزاواری که ام‌المؤمنین باشی

    شعر از مهدی خان‌محمدی

    دلش را برده‌ای هر وقت صحبت کرده‌ای بانو!
    محمد را چنین مست محبت کرده‌ای بانو!

    به محراب دو ابرویش تماشا کرده‌ای حق را
    میان معبد چشمش عبادت کرده‌ای بانو!

    تو پیش از وحی ایمان داشتی، اعجاز عشق این‌ست
    نمازِ مِهر، بر مُهر نبوت کرده‌ای بانو!

    چه خوش فهمیده‌ای با باختن در عشق، باید برد 
    چه سودی در صفای این تجارت کرده‌ای بانو!

    تو امّ‌المومنینی، چون که جای کینه، مالت را
    میان مومنین، با عشق قسمت کرده‌ای بانو!

    تمام هستیِ حق، کوثرش سهم تو شد، زیرا 
    تمام هستی‌ت را نذر امت کرده‌ای بانو!

    علی بود و نبی بود و تو بودی اولِ این راه
    تو با زهرات، با مولات، بیعت کرده‌ای بانو!

    رخ مرضیه را بوسیدی و روح‌الامین شد مست 
    چنین شیرین که کوثر را تلاوت کرده‌ای بانو!

    چه دُرّی در دل دلدادگی دیدی؟ که از دنیا
    به یک پیراهن کهنه قناعت کرده‌ای بانو!

    چه اندوهی است در کوچت؟ که دیگر این محمد، آن
    محمد نیست، از وقتی که رحلت کرده‌ای بانو!

    بدان دست کریمت دارم امّیدی که در محشر
    ببینم شاعرت را هم شفاعت کرده‌ای بانو!

    شعر از قاسم صرافان

    نگاهی به شخصیت حضرت خدیجه(س) نشان می‌دهد او در حالی بازرگانی زبردست، همسری فداکار و مادری دلسوز و مهربان بود، هنرمندی توانا نیز بود؛ این ویژگی‌ها که امروزه نیز جمع آن‌ها در کم‌تر کسانی پیدا می‌شود می‌تواند انگیزه و سرمشقی برای حضور بیشتر بانوان مسلمان در عرصه‌های فرهنگی و هنری باشد.  

    انتهای پیام

  • به جای خرید واکسن کرونا برای زنده‌ها، سردخانه برای مرده‌ها خریدند!

    به جای خرید واکسن کرونا برای زنده‌ها، سردخانه برای مرده‌ها خریدند!

    اعتمادآنلاین| زهرا صدراعظم نوری، رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران گفت: اخباری مبنی بر اینکه تسهیلاتی برای سازمان بهشت‌زهرا(س) خریداری شده منتشر شده است از جمله سردخانه و همچنین افزایش میزان مرگ و میر در تهران با توجه به کووید۱۹ و آرایش بحرانی که سازمان گرفته است، در خصوص آخرین وضعیت بهشت‌زهرا(س) توضیح می‌دهید؟

     

    به گزارش فارس، وی ادامه داد:‌سازمان بهشت‌زهرا از اولین سازمان‌هایی بود که از ابتدای شیوع کووید۱۹ اقدام به فعالیت کرد و دقیقاً براساس پروتکل‌های بهداشتی عمل کرده است و با توجه به اینکه منحنی و پیک مبتلاها و فوتی‌های در تهران  بالا رفته است، آمادگی لازم در سازمان بهشت زهرا شهرداری تهران وجود دارد. در گذشته هم تجهیزاتی خریداری شده بود، اما اخیراً هم تعدادی سردخانه خریداری شده است. 

     

     

     

    اخبار اقتصادی

  • یکی از محصوران سیاسی در بیمارستان بستری شد

    یکی از محصوران سیاسی در بیمارستان بستری شد

    اعتمادآنلاین| حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی تایید کرد که او شب گذشته از ناحیه ستون فقرات دچار آسیب‌دیدگی شده و به بیمارستان منتقل شده است.

     

    به گزارش امتداد، در همین رابطه سعید شریعتی عضو شورای مرکزی حزب اتحاد نیز به نقل از محمدرضا خاتمی در توییتر نوشت: برای ویزیت بیمارم به بیمارستان رفتم. پرستاران گفتند حضرت اقای کروبی به علت افتادن و شکستگی مهره بستری شده اند. گفتم فرصتی است بعد از قریب ۱۰ سال ایشان را زیارت کنم. به محض نزدیک شدن به اتاق ایشان زندانبانان آرایش جنگی گرفتند. اجازه خواستم احوالی بپرسم، اجازه ندادند. از این همه بیداری و هوشیاری و تسلط سربازان گمنام بر اوضاع امنیتی کشور احساس شعف کردم!! مطمئن شدم امنیت نظام برقرار است ( نطنز ، فخری زاده، تهرانی مقدم، اسناد هسته ای و….) اما وای بر ایران.

     

    علی شکوری راد دبیرکل حزب اتحاد ملت نیز پس از شنیدن خبر بستری شدن مهدی کروبی موفق به تماس تلفنی و احوال پرسی با رییس در حصر مجلس ششم شد.

     

    اخبار اقتصادی

  • در انتخابات ابهام وجود دارد

    در انتخابات ابهام وجود دارد

    اعتمادآنلاین| «تقی آزاد ارمکی»، فعال سیاسی اصلاح طلب، در خصوص وعده های پوپولیستی برخی کاندیداها گفت: نقطه ضعف انتخابات جمهوری اسلامی یا شاید ضعفی که به حسن تبدیل می شود این است که هر کسی هر چه می خواهد می گوید همین مسئله موجب می شود، هم هزینه جمهوری اسلامی بالا برود و هم قدرت کار و تصمیم گیری کسانی‌که به قدرت می رسند کاهش یابد.

     

    به گزارش برنا او افزود: یک نفر می گوید من جامعه مدنی و یکی دیگر می گوید من دموکراسی درست می کنم، آن یکی می خواهد برابری اجتماعی – اقتصادی درست کند این ها بیشتر وهم گویی و خیالپردازی است. خیال پردازی هزینه نظام را بالا می برد و از طرفی باعث می شود که انتظارات مردم به صورت نادرست بالا برود یعنی انتظارات غلط، پیش بیاید.

     

    آزاد ارمکی ادامه داد: حسنش این است که برخی آدم هایی که خیلی تلاش می کنند جامعه را به کف بیاورند و به جامعه بگویند شما هر چه دارید چیز خوبی است و چه شرایط خوبی برایتان ساختیم ببینید ما برایتان چکار کردیم این تصور برهم زده می شود. اما اساسا خود این حرف ها که زده می شود نشان می دهد که مبتنی بر خیالپردازی است تا اینکه کارشناسی اجتماعی و اقتصادی پشت قضایا باشد.

     

    او تصریح کرد: جامعه ای که تحریم، کرونا، ناکارآمدی نظام سیاسی و فقدان برنامه برای توسعه دارد چگونه می تواند مشکلات را کم و تورم را به صفر برساند. می توان گفت رشد اقتصادی مثبت یک را به دو، سه و چهار تبدیل می کنیم و همچنین یک رقمی را به دو رقمی تبدیل می کنیم ولی اینکه تورم به صفر برسد؛ به نظر می رسد کسی که این ادعا را مطرح می کند خواب بوده و یک دفعه صبح از خواب بیدار شده است.

     

    این فعال سیاسی اصلاح طلب تاکید کرد: مگر قرار نبود که همه چیز را گل و بلبل کنیم این سرنوشت امروز ماست اینها خیالپردازی است و چیز دیگری نیست. 

     

    او در خصوص فضای انتخاباتی نیز خاطرنشان کرد: فضای انتخاباتی وقتی با این آدم ها شروع می شود طبیعی است که به یک توهم و خیال پردازی تبدیل می شود و آنهایی که دستی بر آتش دارند، از نظام کارشناسی تبعیت و با افراد کارشناس کار می کنند و پیش می روند. سوم اینکه می دانند جایگاه رئیس جمهور در نظام اسلامی چیست؟ این افراد اگر به صحنه بیایند ممکن است مشارکت درست و بهینه در کارها به وجود بیاید.

     

    ارمکی متذکر شد: هنوز ابهام است که چه کسی بیاید و چه کسی نیاید، نظریه نظارت استصوابی و شورای نگهبان و ضدیت با نیروهای اصلاح طلب و نقد اصولگرایی غیر توجیه همه موجب شده که ابهام در انتخابات مطرح شود. اگر آدم های شاخص که اهل مناقشه هستند در انتخابات حضور پیدا کنند احتمالا انتخابات پرشوری خواهیم داشت. 
     
     

     

    اخبار اقتصادی