دسته: سایر ورزش ها

  • نبردی که دنیا را میخکوب می‌کند/حبیب، فلوید می‌ودر را به مبارزه طلبید

    نبردی که دنیا را میخکوب می‌کند/حبیب، فلوید می‌ودر را به مبارزه طلبید

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ می ودر رکورد استثنایی پنجاه پیروزی و صفر شکست را از خود به جا گذاشته است. سال گذشته کانر مک کروگر و مى ودر در رینگ بوکس به مصاف هم رفتند که این مبارزه چند میلیون دلارى پر منفعت در نهایت با برترى مى ودر بوکسور به پایان رسید. در ویدیویی که مدیر برنامه هاى می ودر در اینستاگرام منتشر کرده، حبیب در کنار وی ایستاده و می گوید: ما هر دو بی شکستیم فلوید. ۲۷ پیروزی من در برابر ۵۰ برد تو. هر دو بى شکستیم. در جنگل فقط یک سلطان وجود دارد و آن من هستم. تو نتوانستى کانر را ناک اوت کنى اما من به راحتى انداختمش. باید مبارزه کنیم فلوید .
    مى ودر ماه گذشته اعلام کرد که براى مسابقه مجدد با پوکیائو از بازنشستگى خارج مى شود .

    ۲۵۶ ۲۵۱

    منبع : خبر آنلاین

  • علی مرادی،صاحب همه مدال‌ها!

    علی مرادی،صاحب همه مدال‌ها !

     

     

    رضا پورعالی:از فدراسیون وزنه برداری گرفته تا کادر فنی تیم ملی، مربیان قائمشهر، رئیس هیات مازندران و البته خود علیرضا که در این ماه ها تحمل چند ده تن وزنه را به جان خرید. اما در فدراسیون وزنه برداری برعکس همه جا، موفقیت ها برای یک نفر است و شکست ها برای دیگران.
    یک مصاحبه کوتاه سی ثانیه ای از رئیس فدراسیون به خوبی گویای این واقعیت تلخ است؛ مصاحبه ای که دل خیلی ها را به درد آورد. علی مرادی در این مصاحبه بدون قدردانی از کسانی ها ماه ها و سالها برای علیرضا زحمت کشیده اند،می گوید: «این مدال به دلیل توجه به زیر ساخت ها در رشته وزنه برداری و مسائل استعدادیابی در فدراسیون به دست آمده است»چیزهایی که به گفته وی در گذشته کمرنگ شده بود!
    مرادی از توجه به زیر ساخت ها گفت، اما نگفت دقیقا چه زیر ساختی را نو کرد! این بار می خواهیم از او بپرسیم دقیقا چه کمکی به هیات های استانی کرده ای که بتوانند بهتر از گذشته استعدادیابی کنند با زیر ساخت های جدید؟ راه دور نمی رویم. اصلا همین مازندرانی را مثال می زنیم که در تیم ملی نوجوانان چهار-پنج نماینده داشت یا وقتی تیم دو نفره کشورمان به المپیک نوجوانان می رود، هر دو مازندرانی هستند. در دو سال گذشته حتی یک چوب کبریت هم از فدراسیون وزنه برداری به هیات مازندران اهدا نشده است. همه اش دو میله خالی بوده (بدون صفحه) که مربوط می شود به قبل از رقابتهای جهانی آناهایم. تازه بابت همان دو میله خالی هم یک هزینه چهل – پنجاه میلیونی گذاشتند رو دست هیات بابلسر برای میزبانی از اردوی تیم ملی.
    ما اینجا به سهم خودمان می خواهیم چند تشکر خشک و خالی داشته باشیم. تشکر از قاسم غزالیان، پیر وزنه برداری مازندران که شاگردان زیادی از جمله علیرضا یوسفی را تحویل جامعه ورزش داد اما هرگز ادعا نکرد کار من بوده است! تشکر از فریدون غزالیان که در این سالها برای علیرضا و خیلی های دیگر زحمت کشید و تشکر از عباس رحیمی که سالهاست دارد برای وزنه برداری کشور زحمت می کشد و ادعایی هم ندارد. شاید بهتر بود این ها را از زبان رئیس فدراسیون می شنیدیم که نشنیدیم.

    ۲۵۱  ۲۵۱

    منبع : خبر آنلاین

  • تصمیمات یک پدرخوانده برای کاراته؟

    تصمیمات یک پدرخوانده برای کاراته ؟

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛یک حاشیه که کمتر کسی به آن پرداخته است.سوال از فدراسیون کاراته بسیار روشن است؛در حالی که قرار بوده بانوان در ۵ وزن راهی مسابقات جهانی اسپانیا شوند پس چرا فقط در ۲ وزن انتخابی برگزار شده است؟سوالی که ذهن خیلی از کاراته کاها را درگیر خودش کرده است و فدراسیون کاراته به صورت شفاف از این بگوید که چرا پیش از این سارا بهمنیار در وزن منهای ۵۰، پگاه زنگنه در وزن منهای ۶۸ و حمیده عباسعلی در وزن به اضافه ۶۸ کیلوگرم به عنوان نفرات اصلی این اوزان برای حضور در رقابت های جهانی اسپانیا معرفی شده‌اند ؟

    در شرایطی که فدراسیون کاراته روزه سکوت گرفته است خبر رسیده که یکی از مدیران حاضر در این فدراسیون سلیقه ای تصمیم می گیرد و می خواهد ارنج تیم ملی بانوان آن طور که خودش دوست دارد چیده شود !

    اما داستان چیست؟در روز انتخابی تیم ملی بانوان و در منهای ۵۵ کیلوگرم فاطمه چالاکی، طراوت خاکسار و آویشن باقری حضور داشتند که چالاکی با کسب ۳ پیروزی و ۲ تساوی جواز حضور در رقابت های جهانی را کسب کرد اما یکی از مدیران در سایه دوست ندارد چالاکی در انفرادی به رقابت بپردازد چرا که از نظر او چالاکی در انفرادی زیاد خوب نیست و باید نفر دیگری به جای او اعزام شود!
    بر اساس اخبار رسیده ظاهرا این مدیر با برادر چالاکی هم تماس گرفته(که یکی از مربیان تیم امید است) و از او خواسته تا خواهرش را مجاب کند که در جهانی اسپانیا بی خیال شرکت در مسابقات انفرادی شود و در کومیته تیمی به مبارزه بپردازد!

    اگر این اتفاق بیفتد که احتمالا می افتد چالاکی باید در مادرید در ترکیب کومیته تیمی روی تاتامی برود و طراوت خاکسار در انفرادی مبارزه کند! حالا سوال اینجاست که اگر قرار بود این اتفاقات بیفتد اصلا فلسفه انتخابی چیست و بهتر نبود از همان ابتدا مسابقه ای برگزار نمی شد و نفرات به ضورت مشخص راهی جهانی می شدند؟بهتر نبود در این دو وزن هم مثل آن سه وزنی که بدون انتخابی نفرات آن فیکس تیم ملی مشخص شدند، انتخابی برگزار نمی‌شد؟

    ضمن اینکه وقتی رئیس فدراسیون کاراته حکم سرمربیگری ستاره موسوی را ابلاغ می‌کند، یعنی او تصمیم گیرنده در مورد مسائل فنی است، کسی که صبح تا شب کنار ملی پوشان بوده و از عملکرد فنی آنها مطلع بوده، اما وقتی مدیر مربوطه در مورد تمام مسائل فنی مردان و بانوان اظهار نظر می‌کند، قطعا خود را از لحاظ فنی بالاتر از سرمربی بانوان می‌داند، خوب اگر چنین اعتقادی دارد آیا بهتر نیست از مسئولیت خود استعفا داده و جای شهرام هروی و یا دیگر مربیان را بگیرد؟

    اما سوال آخر.ستاره موسوی مگر سرمربی بانوان نیست؟چرا در غیاب او یکی از مربیان آقا تیم بانوان را تمرین داده و استقلال بانوان را زیر سوال برده است؟چرا در فدراسیونی که بانوان آن نایب رئیس و سرمربی دارند، باید پشت درهای بسته و در غیاب این نفرات برای آنها تصمیم گرفته شود؟بدون شک با احترام به بانوان و اینکه آنها به صورت مستقل کار خودشان را ادامه بدهند قطعا اتفاق های بهتری برای ورزش آنها خواهد افتاد.

    کاراته این روزها اوضاع خوبی ندارد و رییس فدراسیون هم در آستانه بازنشستگی است تا اوضاع بیشتر قمر در عقرب شود.حتی شنیده‌ها حاکی از آن است، که پدر خوانده با توجه به اینکه مطمئن شده رئیس فدراسیون باید برای همیشه از این فدراسیون برود،روزهای گذشته با گزینه‌های بعدی ریاست فدراسیون نیز جلساتی را داشته است تا مهره های خودش را پشت میزهای فدراسیون بچیند!

    ۲۵۱ ۲۵۱

    منبع : خبر آنلاین

  • یک ایرانی رئیس فدراسیون تکواندو اتریش شد

    یک ایرانی رئیس فدراسیون تکواندو اتریش شد

    یک ایرانی رئیس فدراسیون تکواندو اتریش شد

     

    به گزارش ایسنا، انتخابات فدراسیون تکواندو اتریش به میزبانی شهر “وین” به منظور انتخاب رئیس جدید این فدراسیون برگزارشد که در پایان، سید محمدرضا زادمحمد به عنوان رئیس این فدراسیون ۴ سال دیگر ابقا شد .
    در پایان رای گیری این مجمع، زادمحمد رئیس ایرانی الاصل فدراسیون تکواندوی کشور اتریش با کسب ۱۴۴ رای از ۱۶۳ رای موجود(۷۰ درصد آرا)، برای سومین دوره متوالی این سمت را بر عهده گرفت .
    43 ۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • عملکرد تاریخی جوانان ایران در المپیک بوینس‌آیرس/ صالحی‌امیری: عزم و اراده ما آهنین بود

    عملکرد تاریخی جوانان ایران در المپیک بوینس‌آیرس/ صالحی‌امیری: عزم و اراده ما آهنین بود

     

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کاروان ورزشی ایران در رقابت های المپیک جوانان بوینس آیرس آرژانتین موفق شد با کسب ۱۴ مدال رنگارنگ( ۷ مدال طلا،۳نقره و ۴برنز ) و صعودی ۱۷ پله ای در جدول توزیع مدال ها به نسبت دوره قبل،در رده هفتم قرار بگیرد و حتی ایالات متحده آمریکا را هم پشت سر بگذارد .

    این موفقیت قابل توجه باعث شد تا رضا صالحی امیری رییس کمیته ملی المپیک، با انتشار پیامی این عملکرد ارزشمند را تبریک بگوید.

    در متن پیام تبریک رئیس کمیته ملی المپیک آمده است :

    موفقیت و درخشش جوانان این سرزمین در بازیهای المپیک جوانان ۲۰۱۸ بیانگرخود باوری،اقتدار وغرور مثال زدنی است که خود از نزدیک در کنار این عزیزان شاهد بودم که چگونه ضمن حفظ ارزشهای انسانی و اسلامی در کنار اصل همبستگی وتکیه بر اخلاق محوری و تعاملات فرهنگی که یکی از دستاوردهای این کاروان بود، برای به اهتزاز در آمدن پرچم مقس کشورمان غیرتمندانه به مصاف حریفان می رفتند.

    این موفقیت در حالی بدست آمد که حتی محرومیت یکی از ورزشکاران عزیزمان جهت حفظ ارزشهای اسلامی نیز نتوانست، خللی در اراده آهنین آنها ایجاد کرده و چه بسا عزم آنها را برای موفقیت در این میدان راسخ تر کرد و این دستاورد، نوید بزرگی برای جهش ورزش ایران اسلامی در بازیهای المپیک ۲۰۲۰ می دهد.

    بدون تردید این نتیجه و ثمره ارزشمند، باعث افزایش غرور ملی و شادکامی ملت ایران خواهد بود که هدف اصلی و غایی ما است.
    صمیمانه از دولت محترم،وزارت ورزش و جوانان،سازمان برنامه و بودجه،روسای فدراسیون ها،کادر سرپرستی، مربیان،کادر فنی و همه کسانی که این کاروان بزرگ را یاری کردند تقدیر و تشکر می کنم.

    ضمن تبریک این موفقت به ملت فرهیخته و بزرگ ایران، آفرین می گوییم به فرزندان این سرزمین کهن که بارها وبارها با به اهتزاز در آوردن پرچم مقدس کشورشان سرود ملی میهن عزیزشان را در میان ورزشکاران ۲۰۶ کشور جهان طنین انداز کردند.

    ۲۵۴ ۲۵۱

    منبع : خبر آنلاین

  • آخرین باری که ورزشگاه رفتم پرسپولیس، استقلال را شکست‌داد

    آخرین باری که ورزشگاه رفتم پرسپولیس، استقلال را شکست‌داد

    آخرین باری که ورزشگاه رفتم پرسپولیس، استقلال را شکست‌داد

     

    زاوش محمدی: شاهین ایزدیار پرافتخارترین ورزشکار ایران در تاریخ رقابت‌های پاراآسیایی که در سه دوره برگزار شده این رقابت‌ها، ۱۹ مدال به دست آورده. شاهین در جاکارتا مدال‌های طلای ایران را استارت زد و تا روز پایانی شش طلا و یک نقره گرفت تا موفق‌ترین ورزشکار کل این رقابت‌ها شود. «ارتش یک نفره» بهترین لقبی است که به او دادند. او پرسپولیسی است و شش مدالش را با شش گل پرسپولیس مقایسه می کند و آن را برای کری خوانی استفاده می کند. او مهمان ما در کافه خبر بود و به سوالات ما پاسخ داد :

    چه شد با معلولیتی که داشتی وارد ورزش شدی ؟
    کودک بودم‌. خانواده من هم مانند خیلی‌های دیگر که بچه‌های‌شان را به کلاس شنا می‌فرستند، من را ثبت‌نام کردند تا شنا یاد بگیرم. خیلی هم دیر یاد گرفتم. از آب هم می‌ترسیدم و مدام گریه می‌کردم و در آب نمی‌رفتم.

    چطور قهرمان شنای آسیا از آب می ترسید ؟
    شاید باورتان نشود اما چیزی را که بقیه در دوازده جلسه یاد می‌گیرند، یک سال طول کشید تا یاد بگیرم. با این حال با تشویق خانواده رفتم وارد تیم شهر شدم. چهار سال با افراد عادی تمرین می‌کردم و مسابقه می‌دادم. چند عنوان استانی و پنجم‌، ششمی هم در کشور گرفتم. تا اینکه پدر یکی از بچه‌ها من را به هیات جانبازان کرج معرفی کرد و سه ماه بعد مسابقات کشوری جانبازان و معلولان بود که در مشهد ستاره مسابقات شدم!

    فلپس هم مثل تو از آب می ترسید. برای همین به تو می گویند فلپس ایران ؟
    بله مثل اینکه مایکل فلپس هم همین شرایط را داشته اما خب اسطوره شده است.

    چند ساله بودی که در گوانگ‌ژو مدال گرفتی؟
    ۱۷ ساله و جوان‌ترین عضو کاروان بودم. در آن دوره هم مثل جاکارتا نخستین طلای کاروان را گرفتم.

    تو که بچه کرج هستی چرا به مشهد رفتی؟
    من بعد از مسابقات گوانگ‌ژو به دلیل بی‌مهری‌های هیات البرز و البته حضور آقای ضیایی، مربی‌ام به مشهد رفتم. از آن زمان دیگر با تیم جانبازان تمرین کردم اما حالا شش ماه است که با تیم استان خراسان و شناگران المپیکی و آسیایی‌اش تمرین می‌کنم که بهترین‌های ایران هستند.

    به رقابت با افراد عادی و حضور در لیگ شنا فکر می‌کنی؟
    قبل از این اجازه نمی‌دادند اما از امسال می‌خواهم در مسابقات کشوری و لیگ شنای ایران هم شرکت کنم.

    شانسی هم برای برنده شدن داری؟

    چیزی که از رکوردها مشخص است، در برخی مواد که تخصص من است، بین نفرات اول و سوم قرار دارم، پس برای برنده شدن شانس دارم.

    شاهین ایزدیار

    به تیم ملی هم فکر می‌کنی؟ قوانین اجازه‌اش را می‌دهد؟
    از نظر قوانین مشکلی نیست و خانم نعمتی هم در هر دو رده فعالیت می‌کند. با این حال زدن رکورد کشورهای دیگر خیلی سخت است. شنای ما در کل پنجاه سال از دنیا عقب‌تر است اما این فاصله در پارالمپیک و پاراآسیایی کمتر است.
    گرفتن سهمیه هم کار بسیار دشواری است! در بین بچه‌های عادی هم تا امروز تنها یک نفر سهمیه گرفته است که یک افتخار به حساب می‌آید! آقای محمد علیرضایی در المپیک ۲۰۰۸ توانست رکورد صد متر قورباغه را بزند و سهمیه ورود به المپیک را بگیرد. در پارالمپیک هم من تنها ایرانی بودم که در هر دو دوره با آوردن ورودی راهی رقابت‌ها شدم.

    با درخشش تو در بازی‌های پاراآسیایی، ما چقدر شانس مدال برای بازی های پارالمپیک داریم؟
    فاصله ما با رکوردهای جهانی بسیار زیاد است. از چین و ازبکستان چند نفر به این موفقیت رسیده‌اند اما فاصله ما به دلیل کمبود امکانات خیلی بیشتر است. آنها از امروز تا چهار سال دیگر به اردو می‌روند اما اینجا در بهترین حالت یک‌سال قبل از مسابقات دنبالت می‌گردند و می‌خواهند که سر تمرین بیایی!

    برنامه‌ات برای آینده چیست؟
    تا جایی که بتوانم مدال‌ می‌گیرم و شنا می‌کنم. بعد از آن‌ هم فکر کرده‌ام به بچه‌هایی که مثل خودم معلولیت دارند کمک کنم و مربیگری کنم.

    قطعا سختی‌های بسیاری را برای رسیدن به این هفت مدال تحمل کرده‌ای. خسته نمی‌شوی؟
    زندگی یک قهرمان یا به عبارتی زندگی قهرمانی خیلی سخت است. اینکه شب ساعت ۹ بخوابی خیلی سخت است. اینکه نتوانی با دوستانت به سینما و رستوران بروی خیلی سخت است. اینکه پنج صبح وارد آب شوی و روزی پانزده کیلومتر شنا کنی کار بسیار دشواری است. اینکه هفته‌ای پانزده جلسه شنا کنی کار دشواری است اما همه اینها لازم است تا بتوانی این مدال‌ها را کسب کنی. در این راه البته همانطور که گفتم افراد دیگری هم هستند که کمک می‌کنند.

    در این دوره با شناگر چینی هم رقابت سختی را داشتی؟
    بله آقای ژو در این دوره رقابت نزدیکی را با من داشت که ۵ طلا و دو نقره گرفت و من ۶ طلا و یک نقره و عنوان پرمدال‌ترین ورزشکار به من رسید.

    تو گفتی که از ۵ صبح وارد آب می شوی و روزانه ۱۵ کیلومتر شنا می کنی، پس با این حساب کاری جز شنا نداری؟
     شغلم که شنا کردن است و از طریق همین پاداش‌هایی که تعلق می‌گیرد زندگی‌ام می‌چرخد.

    پاداش ارزی را که کمیته ملی پارالمپیک وعده داده بود، دریافت کردید؟
    بله. پای سکو پاداش دلاری را هم دریافت کردیم. سی هزار و پانصد دلار پاداش گرفتم.

    پاداش مدال‌ها را به چه شکلی محاسبه می‌کنند؟ گفته می شد چون تعداد طلاهایت زیاد است امکان دارد پاداش کامل بهت ندهند؟
    واقعیتش از قانونی که در وزارت ورزش و جوانان تصویب شده بی‌خبر هستم اما خاطرم هست که در گوانگ‌ژو که دو طلا، یک نقره و سه برنز کسب کردم به من ۱۹۹ سکه دادند که ۱۵۰ سکه برای مدال طلا بود و ۴۹ سکه دیگر را هم به یک طلا و یک نقره و سه برنز دادند. حال این‌که چه فرمولی دارد و چگونه حساب کردند را من نمی‌دانم.

    تو شش اول شدی و پرچم ایران را بالا بردی، چه حسی داشتی؟
    حس خاصی داشتم. به هر حال پرچم کشور را به اهتزاز در می‌آوری و هزاران نفر به احترام پرچم کشور و سرود ملی ایران بلند می‌شوند، که واقعا این لحظات قابل وصف نیست. در کنار این، تمام گریه کردن‌‌ها، تمرینات سخت و ‌دشواری‌هایی که داشتم در یک آن از جلوی چششم رد شدند که این روی سکو رفتن تمام خستگی‌ها را از تنم بیرون کرد.

    تو مشهد تنها زندگی می کنی؟ شرایط زندگی تنها برای یک ورزشکار سخت نیست؟
    خانواده پیشم نیستند و خیلی سخت است که وقتی به خانه بر می‌گردی، کسی نباشد که منتظرت باشد. یا مثلا موقع سال تحویل امسال، تنها بودم و رانندگی می‌کردم. آن موقع بود که خیلی گریه کردم.

    خب حداقل سال تحویل، تعطیل می‌کردی
    نمی‌شد. من امسال حتی عاشورا و تاسوعا هم تمرینم را تعطیل نکردم. باید تمرین می‌کردم و در نتیجه بیشتر از همیشه تنهایی آزارم می‌داد. وقتی ورزش قهرمانی انجام می‌دهی، خیلی چیزها را از دست می‌دهی. مثل سلامتی. زانو و کتف‌هایم اوضاع خوبی ندارد. کلر آب هم که دندان‌ها را خراب می‌کند و رنگ موها را از بین می‌برد. خیلی‌ها فکر می‌کنند من موهایم را رنگ می‌کنم.

    در ایران خیلی ها به تو لقب مایکل فلپس را دادند
    مقایسه با ایشان، افتخار بزرگی برای من است. ایشان ۲۷ طلا در المپیک دارند و مردم خیلی لطف داشتند که به من القابی مثل فلپس ایران یا فلپس آسیا را دادند. امیدوارم لایق و شایسته این القاب باشم.

    کدام لقب بیشتر به دلت نشست؟ مایکل فلپس یا ارتش یک نفره؟
    ارتش تک نفره را خیلی دوست داشتم.

    شاهین ایزدیار

    بازی‌های پرسپولیس را دنبال می‌کنی؟
    چون به صورت حرفه‌ای تمرین می‌کنم، فرصت زیادی برای این کار نیست مگر اینکه شهرآورد یا بازی ملی مهمی باشد که آن را تماشا کنم.

    طرفدار کدام باشگاه خارجی هستی؟
    بارسلونا.

    بازی‌های این تیم را هم دنبال می‌کنی؟
    چون شب‌ها باید خیلی زود به رختخواب بروم، فرصتی برای این کار نیست، اما تلاش می‌کنم پیگیر نتایج باشم.

    در اینستاگرام نیز، پرسپولیسی‌ها برایت سنگ تمام گذاشتند.
    بله از همه‌شان ممنونم. به خصوص از علی دایی، علی انصاریان، برانکو ایوانکوویچ و… که هوایم را داشتند. واقعاً از حمایت آن‌ها روحیه گرفتم.

    خیلی ها تعداد طلاهای تو را به علاقه به پرسپولیس ربط دادند. آیا این چنین بود که طلای هفتم را به خاطر پرسپولیس نگرفتی؟
    اینکه گفتند به خاطر پرسپولیس هفتمین طلا را نگرفتی، شوخی بود که یکی از خبرنگاران انجام داد. من زورم نرسید که هفتمین طلا را بگیرم. من در ماده‌های سرعتی و نیمه استقامت، ۶ طلا گرفتم اما حریف قزاقم در استقامت خیلی خوب بود و نمی‌توانستم از او طلا بگیرم.

    چه بازخوردی از موضوع ۶ طلا گرفتی؟
    مثبت بود. سر تمرین پرسپولیس رفتم. یک پیراهنی دادند که شماره‌اش ۶ هست و نامم هم پشتش ثبت شده. خیلی خوشحالم کرد. ضمن اینکه برای بازی برگشت مقابل السد دعوتم کردند که حتما می‌روم.

    با چه شکل و شمایلی می‌خواهی روز سه‌شنبه به ورزشگاه آزادی بروی؟
    شاید پیراهن شماره ۶ با امضای همه بازیکنان را به تن کنم یا شال تیم را به گردنم بیندازم.

    آخرین باری که استادیوم رفتی، کی بود؟
    فکر کنم ۱۰ سال قبل. بازی پرسپولیس و استقلال. ولی یادم نیست کدام دربی بود اما یادم هست که پرسپولیس آن بازی را برد.

    برخورد پرسپولیسی‌ها چطور بود؟

    خیلی گرم و صمیمی بودند. آقای برانکو هم خیلی خوب برخورد کردند. دیدم در اینستاگرام هم پستی گذاشتند. آقای بیرانوند هم که بحث هفتمین طلا را شنیده بودند، می‌گفتند من اگر جایت بودم، هفتمین طلا را هم می‌گرفتم تا سکه بیشتری بگیرم. روحیه‌شان خیلی خوب بود و امیدوارم در بازی برگشت برابر السد هم نتیجه بگیرند.

    بدترین خبری که از پرسپولیس شنیدی چه بود؟
    اینکه باشگاه از جذب بازیکن محروم شد و تمام بازی‌هایش را با ۱۳ بازیکن ادامه داد. البته خبر خوب هم اینجا بود که در هر بازی، بچه‌ها سربلند از زمین خارج شدند. واقعاً این موضوع خوشحال‌کننده است.

    به مدال پارالمپیک فکر می‌کنی؟
    خیلی سخت است. تا حالا از قول دادن در این مورد شانه خالی کردم اما همه توانم را می‌گذارم که تاریخ‌ساز شوم و در توکیو روی سکو بروم. من در پارالمپیک لندن، ۱۲/۱ شرکت کردم و هفتم شدم. در ریو ۹/۱ شنا کردم، یعنی سه ثانیه بهتر شنا کردم اما باز هم هفتم شدم.

    ۲۵۶ ۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • شگفتی بچه یوزها این بار در استخر

    شگفتی بچه یوزها این بار در استخر

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شیرجه و واترپلو؛ ششمین دوره رقابت‌های واترپلو قهرمانی جوانان آسیا (زیر ۱۹ سال) از امروز (چهارشنبه) آغاز شده و تا ششم آبان ۱۳۹۷ (۲۴ الی ۲۸ اکتبر ۲۰۱۸) به میزبانی تاشکند ازبکستان پیگیری می‌شود .

    ملی پوشان واترپلو ایران در اولین دیدار خود امروز( چهارشنبه) به مصاف قزاقستان قدرتمند رفتند. جوانان واترپلو ایران از همان ابتدا برتری خود را به حریف دیکته کردند و با نتیجه ۵ بر صفر از حریف خود پیشی گرفتند. در پایان این بازی واترپلوئیست های جوان ایران موفق شدند با نتیجه جالب توجه ۱۳ بر ۱ از سد قزاقستان بگذرند و نخستین پیروزی را در این رقابت‌ها جشن بگیرند .

    پیش از این بازی نیز دو تیم ژاپن و چین به مصاف هم رفتند که ژاپنی ها موفق شدند با نتیجه ۱۱ بر ۶ پیروز از میدان خارج شوند. نادر غفوری داور بین المللی ایران قضاوت این دیدار حساس را بر عهده داشت .

    تیم ملی واترپلو جوانان ایران به همراه تیم‌های قزاقستان، ژاپن، چین، کره و ازبکستان شش تیم حاضر در این رقابت‌ها هستند که بصورت گروهی باهم به رقابت می‌پردازند.

    واترپلوئیست های ایران در دومین دیدار خود باید فردا(پنجشنبه) برابر تیم ازبکستان، میزبان این دوره از رقابت‌ها به میدان بروند .

    ۲۵۶ ۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • دو ساعت با گلاره ناظمی، از تمرین در برف تا قضاوت در فینال المپیک

    دو ساعت با گلاره ناظمی، از تمرین در برف تا قضاوت در فینال المپیک

    به گزارش ایسنا، شاید در روزهایی که گلاره ناظمی در پارک جنگلی سرخه حصار و در برف تمرین می‌کرد،  خودش هم فکر نمی‌کرد که روزی به عنوان سر داور بازی فینال فوتسال المپیک جوانان انتخاب شود؛ کسی که ثابت کرد زنان ایرانی می‌توانند تا چه اندازه توانمند باشند و حالا  او  سمبلی برای بانوانی است که همیشه با ساختن سدهای گوناگون جلوی پیشرفت خود را می‌گیرند.  گلاره ناظمی پس از بازگشت به ایران مهمانایسنا شد و  از روزهایی که سختی‌ها نه تنها متوقفش نکرد بلکه انگیزه‌ای شد تا امروز که به جایی رسیده که آرزوی اکثر داوران در جهان است صحبت کرد.

    مشروح گفت‌وگو با گلاره ناظمی را در ادامه می‌خوانید.

    قضاوت برای ثبت در تاریخ

    حدود چهار سال است که در مسابقات بین‌المللی قضاوت می‌کنم اما داوری فینال آن هم فینال المپیک با بقیه بازی‌ها فرق می‌کند.  از وقتی که به این مسابقات دعوت شدم دوست داشتم  که داور دیدار فینال باشم.  به دلیل اینکه در این مسابقات قضاوت  مردان و زنان با هم ادغام است همه این شانس را داشتند که بازی‌های المپیک را سوت بزنند اما زمانی که من از ایران دعوت شدم با خودم گفتم حتما باید شرایطی را به وجود بیاورم  که یکی از داوران فینال باشم. تلاشم را کردم اما نمی‌دانستم که آیا می‌شود یا نه. در تمامی بازی‌های قبل از فینال سعی کردم به بهترین شکل تمرکزم در اجرای قوانین و تسلطم در کنترل بازی را نشان دهم و جای هیچ حرف و حدیثی باقی نگذارم که بعدا پشیمان شوم. وقتی هم که ابلاغ فینال را به من دادند بهترین لحظه زندگی ام بود و به اندازه زمانی که وارد لیست بین‌المللی داوران فوتسال شدم، برایم لذت بخش بود چون یکی از آرزوهایم، قضاوت در فینال المپیک بود که به آن هم رسیدم. علاوه بر این از آن جایی که این دوره فوتسال برای اولین بار وارد  المپیک شد و قضاوتم در دیدار فینال به نوعی تاریخی می‌شد و در یاد و خاطره‌ها می‌ماند برایم جذابیت بیشتری داشت.  خاطره انگیزترین و جذاب ترین بازی‌ام بود و هیچ وقت فراموشش نمی‌کنم.

    بغضی که از سر شوق بود

    در مسابقات المپیک برای تحلیل بعد از بازی جلسه‌ای  با حضور داوران،  مدرسان و  ناظران  فیفا تشکیل می‌دادند و در همان جلسه ابلاغ بازی بعد را می‌خواندند؛  در مسیر رفتن به محل برگزاری جلسه با خودم می‌گفتم  یعنی می‌شود من یکی از داوران فینال باشم؟ خیلی حس و حال عجیبی بود. تمام ۱۰ طبقه‌ای که بالا رفتم تا به جلسه برسم را تپش قلب داشتم و صدای قلبم را می‌شنیدم.  بعد از خواندن داور دیدارهای رده بندی که جزءشان نبودم برایم سوال پیش آمد که داور اصلی هستم یا کلا داوری ندارم اما چون به من  بازی ضربدری نداده بودند و عملکردم خوب بود امیدوار شدم که داور اصلی باشم. همین که داوران فینال را خواندند و به عنوان داور اصلی انتخاب شده بودم به سختی خودم را کنترل کردم چون یکی از قشنگ ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود که برایش خیلی تلاش کردم و به آن رسیدم، اصلا نمی‌توانم حال آن لحظه را توصیف کنم. البته چون در آن جلسه همه حرفه‌ای بودند و شاید خود را محق قضاوت می‌دانستند، نمی‌شد عکس العملی خاصی انجام دهم اما قند در دلم آب می‌شد و خیلی خوشحال بودم. وقتی هم که جلسه تمام شد به پدر و برادرم زنگ زدم آنقدر بغض داشتم که نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم. امیدوارم همه داوران این لحظه را تجربه کنند. باید این را بگویم  که کشورمان در بخش بانوان چند داور بین المللی دارد، خانم زری فتحی از استان فارس و مریم پورجعفریان از استان خراسان رضوی داورانی هستند که در لیست بین‌المللی فیفا قرار دارند.

    تسلیم در برابر قاطعیت خانم داور

     در مسابقات فوتسال دانشجویان جهان دو دیدار مردان را  قضاوت کردم. مسابقات مردان به دلیل  آمادگی جسمانی  و سرعت بهتر، نسبت به خانم‌ها سطح بالاتری دارد به همین دلیل تصمیماتی که داور باید بگیرد خیلی سریع‌تر است. علاوه بر این آمادگی جسمانی داور هم باید خیلی خوب باشد. به طور کلی فوتسال بازی کردن مردان از زنان بالاتر و قضاوتش هم  اینگونه است. من هم داوری کردن در بخش مردان را خیلی دوست داشتم و واقعا لذت بردم چون خیلی سخت است اما همین که مسئولان برگزار کننده مسابقات این اطمینان را کردند و داوری مردان را به من دادند، نشان می‌دهد به چنین درجه‌ای رسیده‌ام که این وظیفه را به من محول کردند. البته بین خانم‌ها هم تیم‌هایی هستند که در سطح بالایی کار می‌کنند. تیم‌ ‌ملی  کشور خودمان قهرمان آسیا است  ولی در کل دوست دارم دیدارهای مردان را هم قضاوت کنم چون یک سطح بالاتر هستند و دلم می‌خواهد توانایی خودم را در آنجا هم نشان دهم.

    در AFC خانم ها برای آقایان قضاوت نمی‌کنند ولی در FIFA این اتفاق می‌افتد به همین دلیل برای مردان در سطح جهانی انتخاب یک خانم برای داوری بازی‌شان خیلی عجیب نیست چون قبلا هم اتفاق افتاده  ولی برای من که اولین بار دیدار مردان را قضاوت می‌کردم خیلی سخت بود چون فکر می‌کردم شاید بازیکنان پذیرشی را که باید از داور داشته باشند را انجام ندهند ولی این گونه نبود. زمانی که داور با صلابت و قدرت به دیگران نشان می‌دهد اینجا من هستم که تصمیم می‌گیرم و تعیین می‌کنم که در مورد قوانین بازی چه تصمیمی گرفته شود این پذیرش اتفاق می‌افتد. بنابراین در چنین شرایطی جنسیت مطرح نیست و وقتی تیم‌ها تسلط داور بر بازی  را ببینند به آن اطمینان و باور می‌کنند و جنسیت برای  آنها هم  مهم نمی‌شود.  در ابتدا این حس اعتماد به نفس را شاید خودم به خودم نداشتم ولی در جریان بازی  اعتماد پیدا کردم که فرق ندارد کسانی که بازی می‌کنند خانم هستند یا آقا،  مهم این است که قوانین را اجرا کنم. هرچند بیرون از زمین آرام هستم و از خیلی چیزها می‌گذرم  ولی در زمین اینگونه نیست، کاملا قاطع برخورد می‌کنم و همه چیز را به دقت می‌ببینم. اگر بیرون زمین از خیلی چیزها چشم پوشی می‌کنم در زمین بازی این طور نیستم. برای قضاوت کردن مردان می‌دانستم  نباید نرمشی که گاهی در بخش بانوان وجود دارد را داشته باشم بنابراین ۱۰ دقیقه تا یک ربع از بازی که گذشت و توانستم صلابت و اشراف خود را نشان بدهم پذیرش تیمها اتفاق می‌افتد که این حس خوبی برای ادامه داوری بازی است.

    صدایی آشنا، تصویرسازی و یاد خدا آرامش بخش‌های قبل بازی

    دو ساعت قبل از بازی‌ها سعی می‌کنم  موبایل و سایر وسایل ارتباطی‌ام را کنار بگذارم و فقط بازی و تیم‌ها را تصویر سازی می‌کنم.  در گذشته تصور این بود که داوران وقتی در بازی قرار می‌گیرند نه به اندازه بازیکنان می دانند و نه می دوند  ولی این گونه نیست. بعد از این که مدتی از داوری می گذرد، متوجه می شویم که  تکنیک تیم در بازی کردن چگونه است بنابراین سعی می‌کنم  قبل از بازی تصویر سازی کنم که مثلا برای تیم پرتغال که از سمت چپ حمله می‌کند در چه موقعیتی قرار بگیرم که بتوانم به درستی قضاوت کنم و اگر بازیکنی سرعت بالایی داشته باشد با داوران دیگر هماهنگ می‌کنم که نکند این بازیکن از دستمان برود. همچنین با کسانی مثل خانواده‌ ام که به من آرامش می‌دهند صحبت می‌کنم. در بازی فینال هم پیام‌هایی که قبل از بازی برایم گذاشته بودند خیلی حس خوبی به من داد و انگیزه‌ام  را دو برابر کرد تا هر چه در توان دارم را برای بازی بگذارم. چون فهمیدم به غیر از جامعه ورزشی سایر افراد هم پیگیر هستند و حمایت می‌کنند. به طور کلی قبل از بازی‌ها تا جایی که می‌توانم سعی می‌کنم تمرکزم روی بازی باشد و دو ساعت قبل از بازی حتما داخل سالن هستم و با کادر داوری در مورد بازی صحبت می‌کنم. موقع حاضر شدن  هم موسیقی گوش می‌دهم و علاوه بر این قبل از این که داخل زمین بروم وضو می گیرم چون حس خیلی خوبی به من می‌دهد. احساس می‌کنم یکسری لحظات که در جریان بازی شرایط سخت می‌شود در دلم می گویم خدایا حواست باشد که اشتباهی نکنم. به همین دلیل ارتباط معنوی با خدا می‌تواند آرامش بخش باشد.

    داوری؛ حال خوب یا بد بعد از بازی

     در سال‌ها داوری‌ام پیش آمده که واکنش‌های بدی را گرفتم. گاهی در جریان بازی مثلا کسی دچار مصدومیت یا تشنج می‌شود که ممکن است خیلی داور را اذیت کند و خاطره بدی را برایش بر جای بگذارد. اما در مورد قوانین همه داوران ممکن است اشتباه کنند. هرچند همه تلاش می‌کنند بهترین قضاوتشان را داشته باشند  ولی بدترین اتفاق برای داور این است که اشتباهی تاثیرگذار داشته باشد و این اتفاق برای همه داوران هم افتاده اما باید تلاش بر این باشد که با اشتباهات کمترین تاثیرگذاری را در جریان بازی داشته باشیم. در مدت ۱۷ سالی که داوری کردم تجربیات خوب و بدی داشتم البته الان امکانات بهتر شده و  فیلمبرداری‌هایی چون آنچه در جام جهانی دیدیم  باعث شده که داور دیگر عذاب وجدان نداشته باشد چون اگر اشتباهی کند قابل جبران است اما قبلا  وقتی از زمین بازی بیرون می‌آمدیم گاهی حس رضایت داشتیم و گاهی نگران بودیم  و با چک کردن فیلم‌ها اگر اشتباهی  داشتیم آن خستگی بازی همچنان می‌ماند. در این موارد سعی می‌کنم علتش را پیدا کنم که چرا آن اشتباه را کردم تا در بازی‌های آینده پیش نیاید. از سال‌هایی که داوری کردم با همه تصمیمات درست و غلطش کوله باری از تجربه دارم که بدانم در مسابقات چگونه داوری کنم که اشتباه تاثیرگذاری نداشته باشم. در  المپیک هم سعی کردم از تمام تمرکز و تجربیاتم استفاده کنم.

    FIFA از جنسیت و پوشش عبور کرد

    بازی بین برزیل وآرژانتین در المپیک را می‌دیدم و برایم خیلی جذاب بود. خیلی دوست داشتم به جایی برسم که این بازی را قضاوت کنم، در حال حاضر هم امیدوارم بتوانم به مسابقات جام جهانی دعوت شوم. در فوتسال جام جهانی برای زنان نداریم و دلم می‌خواهد اگر مسابقه‌ای برگزار شود در فینالش قضاوت کنم. در FIFA هیچ نگاه جنسیتی برای قضاوت وجود ندارد. شاید در AFC این نگاه وجود داشته باشد یا این گونه فکر می‌کنند که به اندازه آقایان مسابقه بانوان هم هست و از داوران زن در رشته خودشان استفاده کنند ولی FIFA دنیای متفاوتی است،  همه کارهایش حساب شده است و فقط قابلیت‌ها را در نظر می‌گیرد که آیا یک خانم می‌تواند بازی مردان را قضاوت کند یا خیر. بحث پوشش هم برای AFC  و FIFA حل شده در AFC که مسئول داوران مسلمان است و هیچ مشکلی در این زمینه نداریم و  FIFA هم اگر با پوشش مشکل داشت می‌توانست فینال المپیک را به داور دیگری بسپارد اما آنجا به همه آدم‌ها با اعتقادات و اخلاقیاتشان احترم می‌گذارند و فرد را با توانایی داوری و علم او می‌سنجد. اما در برخی از فدراسیون‌ها  پوشش حل نشده مثلا در همین المپیک ماجرای مارال مردانی جودوکاری که به دلیل پوشش نتوانست بازی کند واقعا ناراحت کننده بود و نشان داد که این موضوع برای فدراسیون جهانی جودو حل نشده است.

    نگاه مثبت جهان به داوران ایرانی

     در حال حاضر نگاه به داوران ایرانی خوب است چون در فوتسال زنان و مردان قهرمان آسیا هستیم. از طرف دیگر  وقتی کسانی مثل آقای فغانی در ابتدای صف به عنوان خط شکن  در بالاترین سطح فوتبال قضاوت می‌کند نشاندهنده توانایی داوران ایرانی است در نتیجه نگاه ویژه ای به آنها می‌شود. البته در مورد فغانی معتقدم  که فینال حق او بود اما فکر می‌کنم به خاطر مسائل سیاسی قضاوت آن دیدار را به او ندادند. وقتی داوران ایرانی در چنین سطحی قرار می‌گیرند به کل دنیا نشان می‌دهند که زن و مرد می‌توانند داوران خوبی باشند. هر چه داوران یک کشور در سطح بالاتری قضاوت کنند راه برای سایر آنها باز می‌شود.

    اجباری که به علاقه بدل شد

    به زور برادرم وارد داوری شدم چون یا باید بازی می‌کردم یا داوری و نمی‌شد هر دو را با هم داشته باشم.  از فوتسال بازی کردن لذت می بردم اما بر عکس برادرم از اول دوست داشت داوری کند. حتی از زمانی که با دوستانمان در کوچه ها فوتبال بازی می‌کردیم او به داوری علاقه داشت.  وقتی در بازی یار اضافه می‌آمد به او می‌گفتند تو داور شو، انگار می‌خواهند او را جریمه کنند به همین دلیل هیچ کس دوست نداشت داوری کند اما برادرم خودش کارت قرمز و زرد داشت و با علاقه داوری می‌کرد.

    از آن جایی که ارتباط نزدیکی با برادرم دارم و او از داوری لذت می‌برد سعی کرد من را با خودش همراه و به سمت داوری هدایت کند. هرچند مدتی از این موضوع فرار کردم اما با تشکیل کلاس های آموزش داوری، من را ثبت‌نام کرد و آن قدر اصرار کرد تا با او همراه شدم. در پایان دوره آموزشی از ۴۰ نفری که در کلاس بودیم تنها هفت نفر قبول شدند که من هم جزو آنها بودم و دیگر راه فراری نداشتم. این گونه نبود که از ابتدا عاشق داوری باشم اما وقتی بازی ای را قضاوت کردم از اینکه می‌توانی تصمیم بگیری و به تصمیمت احترام می‌گذارند، خوشم آمد در نتیجه‌ به آن علاقه‌مند شدم. آن موقع تعداد بازی‌ها کم بود و می‌گفتند ابتدا باید کارورز باشی در صورتی که الان کارورزی وجود ندارد. چند سالی به عنوان کارورز بودم و بعد از آن توانستم داوری کنم که دیگر آن را رها نکردم.

    معتقدم اگر در کنار داور محیط و افرادی با نگاه مثبت به داوری وجود داشته باشند که او را حمایت کنند می‌تواند در این راه ادامه دهد اما اگر توجهی به او نشود به دلیل اینکه منبع درآمدی هم ندارد و خیلی جاها باید خودش هزینه کند آن را رها می‌کند.  تا شروع قضاوتم دوست داشتم بازیکن باشم و حس گل زدن برایم آنقدر لذت بخش بود که آن را با دنیا عوض نمی کردم  ولی با شروع داوری دیگر به آن فکر نکردم و حتی گاهی دوستانم به من می گفتند که برویم با هم تمرین کنیم، تمایل نداشتم. چون می‌خواستم در فضای داوری باشم و تا جایی که می‌توانم علمم را در این حوزه بالا ببرم. داوری تنها چیزی است که باید عاشقش باشی و هیچ جذابیت دیگری جز این  ندارد. رشته‌ای است که خیلی ها می‌گویند آخرش چه می‌شود؟ همه به آن توهین می‌کنند برای چه می‌خواهی داور شوی؟  بالاخره همیشه یک تیم بازنده می‌شود و هیچ دیواری کوتاه تر از داور نیست. چون  می‌خواهند یک بهانه پیدا کنند که ما خوب بودیم ولی داوری اشتباه کرد. البته ممکن است داور هم اشتباه هایی داشته باشد اما نه به این شدت که بخواهیم همیشه او را مقصر بدانیم.

    داوران با این که رکن اصلی بازی هستند و اگر نباشند بازی برگزار نمی‌شود اما قشر مظلومی محسوب می‌شوند و بعد از بازی سراغ‌ تنها کسی که نمی‌روند، او است.  تنها چیزی که دارد، حس لذت دادن  حق به حق دار است و این موضوع  آنقدر لذت دارد که باعث می‌شود فرد در آن گیر کند و رها نشود.  همه به ما می گفتند  داوری آخرش چه می‌شود؟ به آنها می‌گویم که  آخرش می‌تواند خیلی خوب باشد که حس دل چسبی را برایت به وجود بیاورد.

    داوران مظلوم هستند

      شاید در تمام سال‌هایی که داوری می‌کردم توجه زیادی به این رشته نبود و این ذهنیت همیشه وجود دارد که در جامعه ورزشی به بازیکن نگاه ویژه‌ می‌کنند و انگار آنها را بیشتر  ورزشکار می دانند و  در مرکز قرار دارند ولی به داورانی که در کنار آنها هستند و وظیفه خیلی سختی دارند، توجه کمی می‌شود. چون آنها باید در سطح آمادگی خیلی خوب و تمرینات آمادگی جسمانی مداوم داشته باشند و علم خود را به روز کند. حتی در تحقیقاتی مشخص شد که داوران بیشتر از  بازیکن‌ها می‌دوند.  همین که می‌گویم داوران مظلوم هستند به این دلیل است.  همه سراغ کسی می‌روند که گل می زند یا مثلا دروازه‌بانی که فرصت‌های زیادی را از حریف می‌گیرد خیلی دیده می‌شود اما داور معمولا خیلی دیده نمی‌شود مگر این که اتفاق وحشتناکی رخ دهد که در این صورت به سراغش می‌آیند. گاهی می بینیم برنامه‌هایی می‌گذارند که قضاوتشان را بررسی می‌کنند. به صحنه‌هایی توجه می‌کنند که اشتباه داشتند. اما زمانی که بهترین وعادلانه ترین قضاوت را دارند به آنها توجه نمی‌شود مخصوصا در خانم‌ها که بیشتر به توجه و شناخته شدن نیاز دارند.

     راه موفقیت برای داوران زن سخت تر است

    این راه برای بانوان سخت‌تر است. البته برای کسانی  که در سطح بین المللی قضاوت می‌کنند هموارتر می‌شود  اما همکارانم که در سطح لیگ برتر قضاوت می‌کنند سختی های زیادی دارند، خیلی از آنها مادر هستند و مسئولیت‌های زیادی هم در خانه انجام می‌دهند ولی با این وجود قضاوت می‌کنند. من هم خیلی مواقع که بعد از کارم می‌خواستم تمرین کنم بقیه می‌گفتند مگر بعد از این همه خستگی جان داری تمرین کنی؟ حتی بعضی وقت ها هم  غمی  مرا می‌گرفت که با وجود خستگی باید تمرین کنم و برایم سخت بود. چون تا حدود ساعت پنج بعد از ظهر سرکار هستم  و بعد از انجام کارهای خانه تمرین می‌کنم. شاید به دلیل این سختی‌ها است که بعضی داوری را رها می‌کنند. اگر راه موفقیت راحت بود که همه به آن می‌رسیدند ولی مهم این است که عشق و علاقه داشتی باشی و بدانی که می شود. من وقتی فینال المپیک جوانان را قضاوت کردم به این نتیجه رسیدم  که الان دیگر هیچ بهانه ای وجود ندارد و همه چیز خواستن است.  اگر کسی بخواهد از همان خانه هم می‌تواند تمرین را شروع کند.

    یادگیری از نکات مثبت دیگر داوران

    الگوی خاصی در داوری ندارم و همیشه سعی کردم از هر داور نکات مثبتش را انتخاب کنم، آنها را کنار هم بگذارم و در  نهایت از کلیت آنها استفاده کنم.  همچنین بازی بازیکن خاصی مد نظرم نیست. در زمین بازی تمرکزم روی داوری‌ام است حتی وقتی فوتبال می‌بینم شاید بازیکن  به این توجه کند که باید چه تکنیکی به کار ببرند تا به گل برسند یا از فرصت‌هایشان به خوبی استفاده کنند اما ما داوران به این موضوع توجه می‌کنیم که آیا داور تصمیم درستی می‌گیرد یا اگر به گونه‌ای دیگر عمل می‌کرد بهتر بود و ناخودآگاه تمرکز مان روی داور است. این حرفه را خیلی دوست دارم و به کسب کرسی در FIFA  فکر نکردم اما اگر روزی این حرفه‌ را کنار بگذارم دوست دارم در حیطه نظارت AFC  و  FIFA که به حیطه کاری‌ام مربوط می‌شود فعالیت کنم.

    کودکی‌هایی که با فوتبال گذشت

    از ۶ سالگی در کوچه فوتبال بازی می‌کردیم. مثل الان نبود که همه درگیر بازی‌های کامپیوتری شوند. تفریحمان همین بود که داخل کوچه برویم و با هم بازی کنیم. خودم همیشه دوست داشتم فوتبال بازی کنم و برادرم داوری می‌کرد تا این که سال ۷۸ این فرصت برای خانم ها مهیا شد که فوتسال بازی کنند اما انگار قسمت نبود به عنوان بازیکن ماندگار شوم و سرنوشتم به گونه‌ای دیگر رقم خورد. اگر فوتبال مثل فوتسال شرایطش خوب بود قطعا انتخابش می‌کردم چون دویدن و قضاوت کردن در زمین چمن را خیلی دوست دارم. آن زمان چون هنوز لیگ فوتبال نداشتیم  و تنها هفته‌ای یک بازی برگزار می‌شد خیلی فرصت قضاوت نبود و به همین دلیل فوتسال را انتخاب  کردم. البته از انتخابم پشیمان نیستم.

     زودرنجی که زود می‌بخشد

    یکی از خصوصیات مثبتم این است که بدی‌ها و یا ناراحتی‌ها را خیلی زود فراموش می‌کنم و اصلا کینه‌ای نیستم.  اگر از کسی دلخوری داشته باشم و همان لحظه حل شود خیلی سریع فراموش می‌کنم به گونه‌ای که دیگر یادم نمی‌آید موضوع چه بوده اما یکی از ویژگی‌های بدم این است که کمی حساس و زودرنج هستم. سبک  زندگی‌ مشخصی هم دارم و تقریبا یک مدل است که صبح سر کار می روم بعد از کار تمرین و بدنسازی دارم و بعد به خانه می‌روم تا برای فردا آماده شوم. مشغله‌هایم باعث شده که دوستانم از من خیلی دلخور باشند و از وقتی هم که آمدم نتوانستم خیلی از آنها و اقوام خود را ببینم که به همین دلیل  ناراحت شدند. وقتی لیگ شروع می‌شود تقریبا اوقات فراغتی ندارم. هر روز تا ساعت چهار  یا پنج سر کار می روم و پنجشنبه‌ و جمعه‌ درگیر بازی‌ها هستم. هر چند مجردم اما به دلیل این که مادرم فوت شده تقریبا چند سالی است که وظایف خانه را هم به عهده دارم هر چند در  این مورد با پدر و برادرم تعامل می‌کنیم اما دختر یک خانه مادر آن خانه می‌شود و نمی‌توان به امور خانه بی‌توجه بود.

    گلاره سختی‌هایی که کشیدی را فراموش نکن

      وقتی افراد به سمت موفقیت می‌روند برخی به دنبال سرکوب یا متوقف کردنشان هستند. من  در این مسیر سختی‌های زیادی کشیدم چون جای تمرین مناسبی نداشتم. با برادرم روی آسفالت و در پارک جنگلی سرخه حصار تمرین می‌کردیم. خیلی روزها تمرین‌هایمان در برف و سرما بود. وقتی آن روزها را به یاد می‌آوردم به خودم می‌گویم “گلاره یاد روزهایی بیفت که کسی در آن سرما بیرون نمی‌آمد  و تو تمرین می‌کردی. هیچ وقت آن سختی‌ها را یادت نرود.” باید به جایی برسی که به خودت بگویی خستگی‌ام در رفته.  در این راه سختی‌های زیادی داشتم از سر کار بر می‌گشتم و مشغول تمرین می‌شدم . گاهی اوقات سختی‌ها آنقدر زیاد می‌شد که اشکم درمی‌آمد و دلسرد می‌شدم. با خودم  می‌گفتم دیگر نمی‌خواهم ادامه دهم. علاوه بر این گاهی پیام‌های منفی که می‌آمد  باعث می‌شد به نقطه‌ای برسم که بگویم عطایش را به لقایش بخشیدم. در تمام این لحظات تنها چیزی که امیدوارم می‌کرد این بود که  پس نمی‌خواهی جواب زحمات و تمرین‌هایت را بگیری؟ و باز بلند می شدم. برخی می‌گفتند نمی‌توانی، نمی‌شود و تلاش کردند من را کنار بگذارند، در این لحظه‌های ناامیدی با خودم می گفتم تو حرف‌های دیگران را تصدیق و تایید می کنی و  کم آوردی پس اگر می‌خواهی حرف‌هایشان محقق نشود و همچنین نتیجه تمام سختی‌ها، تمرین‌ در برف و روزهای سرد  را بگیری پس باید ادامه دهی.

    منبع : خبر آنلاین

  • تیم ملی ووشوی ایران برای نخستین بار قهرمان جام جهانی شد

    تیم ملی ووشوی ایران برای نخستین بار قهرمان جام جهانی شد

    تیم ملی ووشوی ایران برای نخستین بار قهرمان جام جهانی شد

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ این رقابت ها که از بامداد شنبه در شهر «هانژو» چین آغاز شده بود، عصر امروز (یکشنبه) به پایان رسید.

    مدال آوران مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۱۷، مجوز حضور در جام جهانی ساندا را داشنتد که تیم ایران با پنج سانداکار مرد و سه نفر در بخش بانوان در آن  حضور یافته بود.

    در رقابت های نوبت عصر امروز «یوسف صبری» در در مبارزه  پایانی وزن منهای ۷۵ کیلوگرم «فی لونگ کای» از ماکائو را برد و به مدال طلا رسید. وی پیش از این «گابریل الای بو» از لبنان را مغلوب کرده بود.

    «معین تقوی» در دیدار نهایی وزن منهای ۸۵ کیلوگرم «وادزیم لوریخ» نایب قهرمان جهان از بلاروس را شکست داد و طلایی شد. تقوی پیش از این «پیر رویر» از فرانسه را برده بود.

    «حمیدرضا قلی پور» در وزن به اضافه ۹۰ کیلوگرم برابر «عبدالسالم» از مصر پیروز شد و نقره گرفت. رقابت های این وزن به صورت دوره ای برگزار شد.

    در نهایت تیم ملی ووشوی ایران با کسب ۷ مدال طلا و یک نقره توانست برای نخستین بار عنوان قهرمانی جام جهانی را به خود اختصاص داده و افتخار بزرگ دیگری را برای ورزش ایران رقم بزند و چین نیز نایب قهرمان شد.

    در هر هشت دوره قبلی این رقابت ها، چین به عنوان قهرمانی رسیده بود.

    «الهه منصوریان»، «شهربانو منصوریان»، «فریناز نذیری»، «محسن محمدسیفی»، «یوسف صبری»، «معین تقوی» و «میلاد عارفی مقام» به مدال طلا دست یافتند و «حمیدرضا قلی پور» نیز مدال نقره را برگردن آویخت.

    تیم ملی ووشوی ایران سال گذشته در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۱۷ کازان برای اولین بار قهرمان شده بود و تیم جوانان ایران نیز چندی قبل در مسابقات قهرمانی جوانان جهان  ۲۰۱۸ در برزیل برای نخستین مرتبه به عنوان نخست رسید.

    با این اوصاف، ووشوکاران ایران طی یکسال اخیر در تمامی رویدادهای ممکن برای نخستین بار به مقام قهرمانی دست یافتند تا به سلطه چین در این رشته پایان دهند.

    منبع : خبر آنلاین

  • تصویری از تیم جودو پاریسن ژرمن را ببینید!

    تصویری از تیم جودو پاریسن ژرمن را ببینید!

    تصویری از تیم جودو پاریسن ژرمن را ببینید!

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ تدی رینر، قهرمان فرانسوی دو مدال طلای المپیک با قراردادی پنج ساله هدایت تیم جودو پاریسن ژرمن را برعهده گرفت. این جودوکا ۲۸ ساله که ۹ قهرمانی نیز دارد، در۱۳۸ دیدار اخیر خود شکست نخورده است.

    آکادمی جودو پاریسن ژرمن قرار است استعداد های جودو در فرانسه را کشف کند و آنان را برای حضور در مسابقات جهانی پرورش دهد. رینر در گفت و گو با وبگاه رسمی پاریسن ژرمن گفت:

    تصویر

    بسیار خوشحالم که بخشی از باشگاه پاریسن ژرمن هستم. امیدوارم به باشگاه کمک کنم تا دستاورد های بزرگی در ورزش جودو داشته باشد. پاریسن ژرمن یک باشگاه حرفه ای در سطح اول ورزش جهان است. آنان به من کمک خواهند کرد تا نتایج بسیار خوبی در جودو کسب کنیم.

    مراسم معرفی باشگاه جودو پاریسن ژرمن شب گذشته و با حضور کیلیان ام باپه و لایوین کورزاوا، بازیکنان تیم فوتبال پاریسن ژرمن انجام شد. آنتونی هنریکه، مدیر ورزشی پاریسن ژرمن نیز در این مراسم حضور داشت.

    تیم جودو، پنجمین تیم ورزشی باشگاه پاریسن ژرمن است. آنان علاوه بر تیم فوتبال مردان و زنان، تیم هندبال مردان و تیم ورزش های الکترونیکی را مدیریت می کنند.

    منبع : خبر آنلاین