دسته: بین الملل

  • کشتی گیرکرده در کانال سوئز تکان خورد

    کشتی گیرکرده در کانال سوئز تکان خورد

    اعتمادآنلاین| کشتی که در کانال سوئز گیر کرده بود بعد از شش روز عملیات رهاسازی بالاخره تکان خورد.

     

    به گزارش ایسنا، باز شدن مسیر کانال زمان‌بر است، اما با حرکت کشتی گیر افتاده، احتمالا کانال سوئز به زودی برای تردد عادی کشتی‌های تجاری باز خواهد شد.

     

    با سبک کردن بخشی از بار کشتی موفق شدند آن را تکان دهند، مقامات مسوول در این مورد می‌گویند کشتی پیش از رها سازی در آب‌های آزاد برای بررسی بیشتر در مورد آسیب‌های احتمالی مورد جست و جو قرار خواهد گرفت.

  • عراق با گلوله و تظاهرات و موشک به استقبال انتخابات می‌رود

    عراق با گلوله و تظاهرات و موشک به استقبال انتخابات می‌رود

    اعتمادآنلاین| سید عماد حسینی- طبق آخرین برنامه اعلام‌شده، انتخابات پارلمانی عراق اوایل پاییز ۱۴۰۰ برگزار می‌شود، اما فعالان پیدا و پنهان صحنه سیاسی این کشور از هم‌اکنون و حتی مدتی پیشتر کار خود را برای پیروزی در این رویداد از هر طریقی آغاز کرده‌اند.

     

    با نگاهی به رخدادهای عراق درمی‌یابیم که علاوه بر شیوع شدید ویروس کرونا در این کشور، به جود آمدن بحران‌های امنیتی نیز معضلی برای مسئولان به شمار می‌رود.

     

    ضمن اینکه از چندی پیشی به تدریج تظاهرات و اعتراضات مردمی به ویژه در مناطق جنوب و مرکز عراق که تا کمتر از پنج سال پیش نقطه اتکای دولت‌های پساصدام حسینی محسوب می‌شدند رو به گسترش گذاشته است.

     

    درگیری‌های مسلحانه چه بین عشایر مختلف و چه در میان گروه‌های تروریستی و ارتش عراق نیز به طور قابل توجهی شدت بیشتری پیدا کرده است و از طرفی هر از چند گاهی چند موشک و خمپاره ناشناس پایگاه‌ها و منافع آمریکایی را در این کشور هدف قرار می‌دهند و بهانه‌ای برای اقدامات ارتش آمریکا در این کشور می شوند.

     

    شکی وجود ندارد که عراق با وجود اینکه چهارمین صادرکننده بزرگ نفت جهان است، یکی از عقب‌افتاده‌ترین کشورهای منطقه به شمار می‌رود.

     

    همچنین اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان امور عراق بر این باورند که عراق بعد از خلاصی از افعی فساد و دیکتاتوری صدام حسین، خود را در میان بازوهای متعدد اختاپوسی به نام گروه‌های مختلف سیاسی کشور گرفتار یافته است.

     

    این اختاپوس منظومه‌ای از رانت‌خواری نهادینه‌شده است که به مرور زمان به دست اکثر قریب به اتفاق گروه‌ها و جریان‌های سیاسی عراق از اسلامگرا گرفته تا لائیک در این کشور ساخته شده و عراق را به سوی ورشکستگی مطلق پیش برده‌اند.

     

    به گفته یکی از کارشناسان عراقی، اگر در دوره صدام حسین یک دیکتاتور بر عراق حکومت می‌کرد، امروز شاهد شکل‌گیری ساختاری از فئودال‌های دیکتاتور هستیم که در قالب جریان‌های سیاسی در عراق فعالیت می‌کنند و هر یک با چپاول بخشی از ثروت عراق به ثروت‌های هنگفتی دست یافته‌اند، و در این میان شهروند عادی عراقی نمی‌داند به جز خدا پیش چه کسی از این ظلم شکایت کند.

     

    گرچه با شیوع گسترده ویروس کرونا در اوایل سال ۲۰۲۰ و بعد از آن، روی کار آمدن دولت مصطفی الکاظمی- که آبشخور آن بیشتر سعودی-آمریکایی است- از حجم اعتراضات مردمیِ سازماندهی‌شده از خارج  کاسته شد و دیگر شاهد تظاهراتی مشابه آنچه که در اکتبر ۲۰۱۹ عراق رخ داد نبودیم، اما اعتراضات مردم عادی هرچند خاموش و در محافل محدود همچنان ادامه دارد.

     

    جریان‌های سیاسی عراق در حالی به سمت انتخابات پیش می‌روند و می‌کوشند خود را خادمان ملت عراق جلوه دهند که امروز بر اساس آمارهای رسمی نهادهای دولتی این کشور، میانگین فقر و بیکاری از مرز ۲۵ درصد گذشته است، از سویی همچنان صدها هزار نفر از عراقی‌ها به سبب جنگ‌های داخلی در اردوگاه‌ها زندگی می‌کنند.

     

    بی‌تردید هیچ سیاستمدار و مدیری در جهان هر قدر هم که قدرتمند و پاکدست باشد نخواهد توانست برای کشوری که از نوروز سال ۲۰۰۳ در سراشیبی جنگ و ویرانی و فساد غلت می‌زند معجزه کند، اما مردم عراق باز هم به فردای بهتر امیدوارند.

     

  • موقعیتی که با ترامپ برای همیشه تغییر کرد

    موقعیتی که با ترامپ برای همیشه تغییر کرد

    اعتمادآنلاین| میثم سلیمانی در سالنامه اعتماد نوشت: جو بایدن قبل از اینکه به مقام ریاست‌جمهوری امریکا برسد در راهبردی که کمپین تبلیغاتی او تنظیم کرده بودند، نشان داد که به خوبی از موقعیت امروز جهان با خبرند. آنها می‌دانند که نمی‌توانند به تنهایی اثر‌گذار باشند. در رویکرد بایدن به سیاست خارجی در زمان انتخابات آمده است، «از تغییرات آب‌وهوایی گرفته تا گسترش سلاح‌های هسته‌ای، از تجاوز قدرت‎‌های بزرگ به سایر کشورها تا تروریسم و در آخر جنگ سایبری تا مهاجرت گسترده بحران‌هایی هستند که نه امریکا و نه هیچ کشوری نمی‌تواند به تنهایی بر آنها فایق آید.»

     

    بایدن و تیمش در انتخابات بر این عقیده بودند که سیاست‌های نامنظم و بدون برنامه ترامپ و عدم رعایت اصول اساسی دموکراتیک موقعیت امریکا را در جهان به‌شدت متزلزل کرده است. اتحادهایی که امریکا در چارچوب دموکراسی تشکیل داده را تضعیف کرده و توانایی امریکا را در بسیج دیگران برای مقابله با این چالش‌ها نیز زیر سوال برده است. از همین رو بایدن و تیمش بر این عقیده هستند که این تهدید‌ها آینده امریکا را با چالش مواجه می‌کند.

     

    واقعیت آن است که اگر به عقب برگردیم در دولت دونالد ترامپ چند اتفاق مهم رخ داد. امریکا نشان داد که هیچ تعهدی به متحدان خود ندارد و حتی متحدان نزدیک سنتی امریکا مانند اروپا و به خصوص کشورهای عضو اتحادیه اروپا به این فکر افتادند تا جدای از ناتو به دنبال تامین امنیت خود باشند، زیرا آنها به خوبی دریافتند که نمی‌توانند با رویکردی که امریکای ترامپ دنبال می‌کرد در برابر تهدیدهای روسیه اقدام قابل توجهی انجام دهند. شاید اگر دولت ترامپ ادامه پیدا می‌کرد روند تشکیل ارتش اروپایی نیز سرعت بیشتری به خود می‎‌گرفت.

     

    اگر به عقب برگردیم روزانه گزارش‌هایی منتشر می‌شد که بسیاری از متحدان امریکا به خصوص در غرب از سیاست‌های دولت ترامپ در امریکا رضایت نداشتند.  بسیاری از متحدان نا امید و ناراحت از دولت ترامپ بودند، زیرا می‌دانستند دیگر اتحادهای سنتی معنای خود را از دست داده است. اما با روی کارآمدن دولت بایدن این ناامیدی بار دیگر به امیدواری تبدیل شد. اروپایی‌ها در طول چهارسال عملا رنج کشیدند و تحمل کردند. آنها اگرچه به‌شدت مخالف سیاست‌های ترامپ بودند ولی با آن کج‌دار و مریز برخورد می‌کردند. دونالد ترامپ در طول چهارسال متحدان دموکراتیک امریکا را کنارگذاشته بود و در طرف مقابل ، دیکتاتورترین متحدان و حتی دشمنان امریکا را در آغوش می‌کشید. اما حالا متحدان سنتی امریکا و به خصوص کشورهای دموکراتیک منتظر همکاری بیشتر با امریکا تحت رهبری دولت بایدن هستند. آنها می‌دانند که شعار «امریکا بازگشته» چه معنی دارد. امریکای بایدن آمده تا اتحادهای گذشته را احیا و توان اجماع سازی را تقویت کند و نشان دهد که می‌تواند ادعای رهبری جهان آزاد را با خود به یدک بکشد.

     

    ولی واقعیت آن است که دیگر هیچ چیز مانند گذشته نیست. اروپا دیگر نمی‌خواهد تمام تخم مرغ‌های خود را در سبد امریکا قرار دهد. حس بی اعتمادی که در دوره چهارساله دونالد ترامپ برای اروپا ایجاد شد برای این متحد قدیمی امریکا هم فرصت بود و هم تهدید؛ در این چهارسال نبود تمام قد امریکا در کنار متحدان سنتی اروپایی نشان داد که این اتحادیه با چه ضعف‌های جدی بدون امریکا روبرو است. اروپا امنیت خود و حتی بخش عمده اقتصادش را به امریکا گره زده است. بیش از همه در حوزه امنیت زنگ خطر جدی را در دوره ترامپ برای آنها روشن کرد.  اروپایی‌ها دریافتند دیگر نمی‌توانند تمام و کمال امنیت خود را در اختیار امریکا قرار دهند. حتی دولت ترامپ در امریکا نشان داد که اروپایی‌ها از حفظ یک توافق مانند برجام بدون امریکا ناتوان هستند. آنها بدون امریکا در بن بست قرار داشتند و تنها امیدشان این بود که با دوره‌ای کوتاه‌مدت روبرو هستند که با عبور از آن بار دیگر از شرایط بحرانی حاکم خارج خواهند شد.

     

    اما در طرف دیگر امریکا نیز به‌شدت نگران است که دیگر نتواند مانند گذشته روی اروپایی‌ها حساب باز کند. تمایل اتحادیه اروپا و حرکت‌های عجولانه آن برای توسعه روابط با روسیه و چین پیش از روی کار آمدن دولت بایدن نشان داد، جنگ تجاری امریکا با چین تنها یک دریچه برای اروپا در راستای بهبود روابط با پکن باز کرده است. حتی در اوج اعتراضات در روسیه جوزپ بورل مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به روسیه سفر می‌کند و مسکو نیز بهره‌برداری لازم را از آن انجام می‌دهد. ولی این نکته را نباید نادیده گرفت که امریکا بار دیگر به دنبال اجماع‌سازی در مسائل بین‌المللی است. تیم سیاست خارجی دولت بایدن به خوبی می‌داند که اگر می‌خواهد سیاست‌های خود را به خوبی پیش ببرد نیاز به اجماع سازی دارد. پس در گام اول باید اعتماد سازی کند و نشان دهد چگونه قصد دارد با چالش‌های پیش‌روی بین‌المللی مواجه شود. تیم سیاست خارجی و امنیت ملی امریکا را می‌توان بخش با تجربه و قدیمی از بدنه با تجربه دستگاه دیپلماسی امریکا دانست. پس باید انتظار روال سنتی سیاست خارجی امریکا را از آنها داشت. سنتی که در دوره ترامپ عملا از بین رفته بود. وزارت خارجه امریکا در طول چهارسال ریاست‌جمهوری ترامپ با پست‌هایی مواجه بود که حتی پر نشدند. بدنه این نهاد مهم دیپلماسی امریکا به‌شدت تضعیف شد. کارمندان آن ریزش کردند، افراد با تجربه آن را ترک یا خود را بازنشسته کردند.

     

    وزارت‌خارجه‌ای که خود را در ۸سال دولت اوباما در صف اول تمام تصمیم‌گیری‌های جهانی می‌دید به ناگاه در دولت ترامپ تنها یک نوع تدارکاتچی برای دولت بود.  دوستان ترامپ بر مبنای رفاقتی که با او داشتند در برخی نقاط دنیا سفیر شدند، حتی بیش از اینکه وزارت‌خارجه امریکا در اقدامات دیپلماتیک نقش داشته باشند بیشتر نمایندگان ویژه یا شخص ترامپ در این مسیر ایفای نقش می‌کردند. اما حالا بار دیگر در دولت بایدن شاهد نقش‌آفرینی وزارت‌خارجه و مشاور امنیت ملی امریکا در بحث سیاست خارجی هستیم. در حال حاضر اگر از مباحث داخلی امریکا عبور کنیم، چین، روسیه، ایران سه موضوع اصلی آینده سیاست خارجی امریکا است که برای حل هر سه این موارد ایالات متحده نیاز به اجماع‌سازی جدی دارد. این موضوع را نباید نادیده گرفت که تیم سیاست خارجی بایدن به مراتب توان اجماع‌سازی بالاتری نسبت به دولت پیشین امریکا دارد. اما جهان دیگر مانند گذشته به امریکا نگاه نمی‌کند. حتی تحریم‌های امریکا نیز اثرگذاری سابق را ندارد. هرچند هر نوع تحریمی مبادلات تجاری با امریکا را دچار مشکل می‌کند ولی واقعیت آن است که آیا به مانند سابق کشورها و متحدان امریکا تمایل به اجرای تحریم‌های یکجانبه امریکا را دارند یا خیر. 

     

    دولت بایدن بسیاری از اهرم‌های گذشته خود در بحث فشارهای دیپلماتیک را از دست داده است. این کشور اکنون با بحران‌های عمده و جدی در بحث سیاست خارجی مواجه است که از دولت ترامپ به ارث رسیده که اگر طی ماه‌های آینده کرونا فروکش کند رفته رفته شاهد ظهور و بروز این بحران‌ها در نقاط مختلف جهان هستیم.  ولی نکته اینجاست که دولت بایدن دیگر غیرقابل پیش‌بینی عمل نمی‌کند، بلکه هرتصمیم در چارچوب طبیعی خود پیش خواهد رفت. دیگر تصمیم خلق‌الساعه گرفته نخواهد شد بلکه باید هر تصمیمی ابتدا در دولت سپس با شرکا و همچنین کنگره نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.  دولت بایدن تجربه کافی را دارد و تیم سیاست خارجی او  که طی چهارسال گذشته رصد جدی در مباحث سیاست خارجی داشته‌اند با استفاده از تجربیات گذشته قطعا برنامه‌های جدی برای آینده خواهند داشت. ولی زمان مشخص خواهد کرد که این برنامه چیست.

     

    امروز اروپایی‌ها خوشحال از تغییر سیاست در امریکا هستند، ولی چین و روسیه از تغییر دولت ترامپ در امریکا خشنود نیستند. به چند دلیل زیرا تصمیم‌ها در دولت جدید حساب شده اتخاذ خواهد شد و مذاکرات دیگر جنبه نمایشی نخواهد داشت. برعکس دونالد ترامپ که علاقه به مذاکرات شخصی با رهبران جهان داشت به نظر می‌رسد جو بایدن تمایل دارد تیمش مذاکرات را پیش ببرد و به آنها اعتماد کند و تصمیم نهایی توسط او اتخاذ شود. از طرفی، دیگر شاهد تصاویر تنهایی رییس‌جمهور امریکا در مجامع بین‌المللی نخواهیم بود و دیگر نباید روی جلسات شورای امنیتی حساب باز کرد که امریکا و شخص رییس‌جمهور این کشور مورد انتقاد تمام طرف‌ها قرار گیرد. با روی کار آمدن دولت بایدن تنهایی امریکا نیز به پایان رسیده است.  قطعا کشورهای عربی از جمله عربستان نیز دیگر نمی‌تواند روی دولت جدید امریکا حساب ویژه باز کند بلکه رویکرد آن به خصوص در بحث جنگ یمن بیش از هرچیز دیگر روشن و مشخص است. یا رژیم اسراییل به خوبی می‌داند ۴سال دولت ترامپ رویایی شیرین بود که به پایان رسید و حالا باید منتظر فصل جدیدی از روابط با دولت جدید امریکا باشد.

     

    همچنین نباید فراموش کرد رویکرد ترقی‌خواهانی مانند سندرز نیز وارد سیاست خارجی امریکا شده است و این موضوع با برداشته شدن تحریم‌های انصارالله یمن و باز شدن تبادلات مالی آن خود را نمایان کرده است، زیرا تیم سیاست خارجی دولت نشان داد که اولین اولویت خود را پایان جنگ یمن قرار داده است تا جلوی بحران بیشتر گرفته شود.

     

    در خصوص ایران نیز نباید این موضوع را نادیده گرفت که تیم سیاست خارجی جدید امریکا شناخت به مراتب بیشتری از فضای داخلی جمهوری اسلامی و ساختاری حاکمیتی آن نسبت به دولت قبل دارد. بنابراین به خوبی می‌دانند در برابر ایران چگونه باید عمل کرد و چه گام‌هایی باید برداشت و به خوبی براهمیت سال آینده و انتخابات ایران آگاه هستند.

     

    در پایان این موضوع را باید گفت که شرایط دولت امریکا هیچگاه به پیش از ترامپ بازنخواهد گشت، همان‌گونه که هیچگاه ایران به شرایط پیش از دولت محمود احمدی‌نژاد برنگشت. موقعیت امریکا در صحنه بین‌المللی تغییر کرده و بازسازی این وجهه برای امریکا هزینه‌بر خواهد بود.

     

  • منافع ایران در ثبات و آرامش همه کشورهای همسایه است

    منافع ایران در ثبات و آرامش همه کشورهای همسایه است

    اعتمادآنلاین| سید عباس موسوی، سفیر ایران در آذربایجان، در یادداشتی در سالنامه اعتماد نوشت:  خوانندگان محترم «اعتماد» حتما با ریشه‌ها، علل و عوامل بحران قره‌باغ چه قبل از فروپاشی شوروی و چه در حین فروپاشی اتحاد جمهوری‌ها و چه بعد از فروپاشی آن و تشکیل کشورهای مستقل، آشنا هستند و نگارنده قصد تصدیع و تطویل ندارد.

     

    آنچه مسلم است منطقه قره‌باغ فارغ از تنوع قومی و دینی ساکنان آن در دل خاک آذربایجان قرار دارد و مناقشه‌های فراوان پیرامون آن و ادعای استقلال بر پایه مسائل قومی و دینی و جنگ‌هایی که دو کشور همسایه ما در قفقاز در طول سه دهه گذشته پشت سر گذاشتند، همگی حکایت از وجود یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های منطقه‌ای داشته و دارد.

     

    جدای از سرنوشت منطقه قره‌باغ که در جای خود باید با رعایت عدل و انصاف و حقوق طرفین و اصل حفظ تمامیت ارضی کشورها حل و فصل و نهایی شود و از ادعاهای واهی و اقداماتی که بوی تجزیه‌طلبی و تعرض به تمامیت ارضی کشورها می‌دهد اجتناب شود، مساله‌ای که در ذهن مردم و حتی تحلیلگران تا حدود زیاد مغفول مانده بود، موضوع اشغال ۷ شهر در منطقه عمومی قره‌باغ آذربایجان بود که متاسفانه به رغم چهار قطعنامه شورای امنیت و بیانیه‌ها، اخطارها و هشدارهای سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای و کشورهای دلسوز در منطقه و جهان حدود ۲۸ سال در اشغال ارامنه باقی ماند. شهرهایی که با جنگ، خونریزی و آوارگی بیش از یک میلیون تن از ساکنان اصلی آن مناطق، اشغال شدند و سرخوردگی مردم مسلمان جمهوری آذربایجان را باعث شدند. به نظر می‌رسد چنانچه در طول سالیان دراز اخیر راه‌حل‌هایی که برای پایان خصومت‌ها ارایه می‌شد به حق و عدالت نزدیک می‌بود و تا قبل از تعیین تکلیف نهایی مشکل مزمن قره‌باغ و تعیین سرنوشت ساکنان آن، در مرحله اول موجبات رفع اشغال نهایی ۷ شهر متعلق به جمهوری آذربایجان را فراهم می‌کرد، چندین جنگ و خونریزی‌های متعاقب آن از جمله جنگ ۴۴ روزه اخیر به‌وقوع نمی‌پیوست.

     

    آنچه برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور بزرگ و قدرتمند همسایه قفقاز مهم است، حفظ صلح و ثبات و بازگشت آرامش دایمی به منطقه و جلوگیری خونریزی و احترام به حاکمیت ملی، حفظ تمامیت ارضی و رعایت حقوق اقلیت‌هاست. این اصول چه در دوران پس از استقلال و شروع مناقشه و چه اکنون همچنان لایتغیر باقی مانده‌اند.

     

    طرح صلحی که فرستاده ویژه رییس‌جمهور کشورمان (دکتر عراقچی) در بحبوحه جنگ اخیر به باکو و ایروان ارایه کرد و نیز موضع قاطع مقام معظم رهبری در بیانات ۱۷ ربیع‌الاول امسال اتخاذ شد همگی در چارچوب همین راهبرد بوده است.

     

    اگر چه برخی تحلیل‌گران در ایران، روسیه، ارمنستان و سایر مناطق که واقعیت‌های منطقه را بدون نظر داشت حقیقت‌های آن دنبال کرده‌اند و به وضع موجود قبل از جنگ اخیر عادت کرده و چارچوب‌های ذهنی خود را بر نظم جا افتاده موجود تنظیم کرده‌اند، حفظ «وضع موجود (یعنی عدم تعیین تکلیف نهایی سرنوشت قره‌باغ و در کنار آن تداوم اشغال اراضی آذربایجان توسط ارمنستان و تداوم خصومت بین دو کشور همسایه» را می‌پسندیدند و بازپس‌گیری مناطق اشغالی توسط جمهوری آذربایجان را نوعی اخلال در نظم موجود منطقه‌ای می‌دیدند، اما واقع بینانه باید دانست که «نظم ژئوپولیتیکی مبتنی بر اشغال و تجاوز» قابل دوام نیست و هیچ کشور عاقلی نباید روی گسل‌هایی سرمایه‌گذاری کند که می‌داند دیر یا زود منشأ زلزله‌ای عظیم است. منافع ایران در امنیت قفقاز و آشتی دو کشور همسایه ماست نه تداوم تنش؛ پرواضح بود وضعیت قبلی قابل دوام نیست.

     

    زمانی ارامنه با پشتیبانی‌های خاص دست برتر را داشته و علاوه بر منطقه مورد مناقشه قره‌باغ کوهستانی، ۷ شهر اطراف آن را اشغال کردند و شد آنچه نباید می‌شد. کشتار مردم و اشغال سرزمین‌های قطعی آذربایجان و وقع ننهادن به چندین قطعنامه شورای امنیت برای باز پس دادن شهرهای اشغالی که مورد مناقشه هم نبودند باعث شدند تا دولت و مردم آذربایجان برای رفع اشغال اقدام نمایند و پس از سال‌ها تحمل تحقیر شکست و اشغال و با قدرت‌گیری اقتصادی و نظامی خود، علاوه بر اعاده حیثیت به فکر آزاد سازی سرزمین‌های متعلق به خود برآیند. اگر برخی نیروها در کشورهای منطقه در این مدت روی شکاف و اختلاف میان این دو کشور سرمایه‌گذاری کردند و منافعی زودگذر را حسب اقتضای شرایط دیدند، نباید به امید دایمی ماندن این دعوا تحلیل‌های فضایی ارایه کنند.

     

    اشتباه محاسباتی آنان نباید اشتباه محاسباتی ایران یا روسیه و دیگران تعبیر شود و پشت آن سنگر بگیرند و به سیاست‌های عاقلانه، قاطع و شفاف بتازند. طبیعی است وقتی اختلافی نباشد کسانی نتوانند به اصطلاح منافع آن را ببرند. بنابراین باید برای وضعیت‌های مختلف آماده می‌بودند و برنامه می‌داشتند. آنهایی که هیچ برنامه‌ای نداشتند و روی دشمنی دایمی این دو همسایه خوب و عزیز ما حساب ویژه باز کرده بودند، اشتباه کردند. تمام این داد و قال‌های به ظاهر آکادمیک و استراتژیک در ایران، روسیه، ارمنستان و حتی محافلی در جمهوری آذربایجان که حتی از وضع جدید هم اظهار ناخرسندی می‌کنند برای آن است که تصور می‌کردند این وضعیت ابدی است و اکنون با تحولات تازه و واقعیات جدید روبرو شده و به اصطلاح «مایند ست» شان بهم ریخته و حتی برای وضع جدید هم با نگاه گذشته نسخه می‌پیچند. آری؛ وضعیت تغییر کرده و در وضعیت جدید مانند هر پدیده‌ای در آن سود و زیان‌هایی برای طرفین دعوا و کشورهای پیرامونی وجود دارد.

     

    کسی نمی‌تواند به تصمیم‌گیران و مسوولان که با درک توامان واقعیات و حقایق، مواضعی اصولی اتخاذ کردند خرده گرفته و به نادیده گرفتن منافع ناشی از نظم گذشته که مبتنی بر اختلاف بود، متهم کند. کشورهای هوشمند منافع‌شان را نه روی گسل‌ها و اختلافات همسایگان بلکه در وضعیت صلح، دوستی و آرامش میان آنها تعریف می‌کنند که قطعا نتیجه‌ای بهتر از زمان خصومت‌ها عایدشان خواهد کرد. منافع ایران در ثبات و آرامش همه کشورهای همسایه با رعایت حقوق و احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی یکدیگر و ایجاد سازوکارهای مشترک همکاری با حضور همه کشورها – حتی کشورهایی که از گذشته در خصومت بوده‌اند – برای ایجاد منطقه‌ای قوی، امن، باثبات و پررونق است.

  • وال‌استریت ژورنال: ایران و چین، تلاش‌های آمریکا را خنثی کردند

    وال‌استریت ژورنال: ایران و چین، تلاش‌های آمریکا را خنثی کردند

    اعتمادآنلاین| نشریه «وال‌استریت ژورنال» شامگاه شنبه در یادداشتی به قلم «سون اِنگِل راسموسن» به بررسی امضای سند راهبری بین ایران و چین پرداخته و تحلیل کرد که تهران و پکن، تلاش‌های آمریکا برای منزوی کردن خود را خنثی کردند.

     

    به گزارش فارس، در ابتدای این یادداشت با اشاره به اینکه سند مذکور حوزه‌های همکاری وسیعی از اقتصادی و تجارت گرفته تا امنیتی و اطلاعاتی را پوشش می‌دهد، آمده است: «ایران و چین… تلاش‌های آمریکا برای منزوی کردن ایران را خنثی کرده و تلاش‌های دیرینه تهران برای تعمیق روابط دیپلماتیک خارج از دایره قدرت‌های غربی را پیش برد».

     

    این نشریه ضمن ادعای اینکه سند همکاری ایران و چین شامل سرمایه‌گذاری‌های گسترده پکن در پروژه‌های متعددی جمله انرژی هسته‌ای، بنادر، راه آهن، انتقال فناوری نظامی به ایران و دیگر زیرساخت‌ها می‌شود، نوشت: «این توافق، همکاری‌های بین تهران و پکن را در زمانی که ایران به دنبال راه‌هایی برای تقویت اقتصاد خود در پی تحریم‌هاست، تعمیق می‌کند».

     

    وال‌استریت ژورنال با بیان اینکه چین در سال‌های اخیر یک شریک تجاری حیاتی برای ایران بوده، افزود: «اکنون این توافق با چینی‌ها، چشم‌انداز سرمایه‌گذاری‌های خارجی در ایران را که بسیار به آن نیاز داشت، ارائه می‌کند».

     

    نویسنده این یادداشت ضمن اشاره به افزایش صادرات نفت ایران به چین طی ماه‌های اخیر، توضیح داد: «انتظار می‌رود که چین در ماه مارس، روزانه ۹۱۸ هزار بشکه [نفت] از ایران وارد کند که بیشترین میزان از زمان اعمال تحریم کامل نفتی بر ایران از دو سال پیش است. این گزارش‌ها، باعث شد که دولت [جو] بایدن هشدار دهد که تحریم‌های دوران [دونالد] ترامپ بر تبادل نفتی ایران و چین را ادامه می‌دهد».

     

    وال‌استریت ژورنال با بیان اینکه دیپلمات‌های غربی امیدوارند سفر مقامات چینی به تهران بتواند بن‌بست هسته‌ای بین ایران و آمریکا را بگشاید، ادامه داد: «توافق با چین، این سیگنال را می‌دهد که ایران متحدان قدرتمندی دارد از جمله کشوری که یک کرسی دائم در شورای امنیت سازمان ملل دارد».

     

    سند برنامه همکاری جامع جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین موسوم به برنامه ۲۵ ساله روز شنبه در تهران به امضای محمدجواد ظریف و «وانگ یی» وزرای خارجه دو کشور رسید.

     

    در سال ۱۳۹۴ جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین بیانیه مشترک جامع راهبردی دو کشور را صادر کرده و دو طرف برای انعقاد یک برنامه همکاری جامع توافق کردند. بعد از رایزنی‌ها و مذاکرات روز ۷ فروردین ۱۴۰۰ محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و وانگ یی، عضو شورای دولتی و وزیر امور خارجه جمهوری خلق چین «برنامه همکاری جامع فیمابین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین» را در تهران امضا کردند.

     

    این سند ظرفیت‌ها و چشم انداز همکاری دوجانبه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین در زمینه‌های مختلف از جمله اقتصادی، فرهنگی و غیره را مورد بحث قرار داده است.

  • ارتش یمن: رژیم سعودی منتظر حملات دردناک باشد

    ارتش یمن: رژیم سعودی منتظر حملات دردناک باشد

    اعتمادآنلاین| یحیی سریع، سخنگوی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن وابسته به گروه انصارالله با اشاره به اینکه نیروهای یمنی حملات دردناکی را که رژیم سعودی تاکنون تجربه نکرده، به آن وارد خواهند کرد، اظهار کرد: اگر رژیم سعودی جنگ و محاصره خود را متوقف نکند، ممکن است ما به آغاز حملاتی سخت که این رژیم تاکنون تجربه آنها را نداشته، متوسل شویم.

     

    به گزارش ایسنا، یحیی سریع با اشاره به اینکه یمن در منطقه شبه جزیره عرب از نظر کیفیت و برد موشک‌های ساخت داخل رتبه اول را دارد، تاکید کرد: در سال هفتم جنگ سامانه‌های موشکی جدیدی رونمایی خواهند شد.

     

    سخنگوی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن با اشاره به اجرای عملیات روز ملی مقاومت با هدف قرار دادن پایگاه‌ها و زیرساخت‌های نظامی و حساس دشمن سعودی گفت: عملیات روز ملی مقاومت با ۱۸ فروند پهپاد و هشت موشک بالستیک انجام شد.

     

    همچنین نیروهای مسلح یمنی هفته گذشته با شش فروند پهپاد عملیاتی موسوم به ششم شعبان را اجرا کرده و شرکت آرامکو در ریاض عربستان را هدف قرار دادند. این نیروها علاوه بر حمله به فرودگاه بین‌المللی ابها در منطقه عسیر در جنوب غرب عربستان، با یک پهپاد مدل کی۲ یک موقعیت نظامی مهم را هدف قرار دادند.

     

    یحیی سریع با انتشار توییتی اعلام کرد: این حمله پاسخ به تشدید جنگ و محاصره علیه کشور عزیز ما بود.

     

    عبدالملک الحوثی، رهبر انصارالله یمن در پایان ششمین سال از جنگ علیه یمن تاکید کرد: انصارالله حاضر به صلح است اما به شرط اینکه حقوق مردم یمن پایمال نشود، عربستان همراه با امارات و برخی گروه‌ها و حاکمیت‌های دیگر در کنار داعش به حملات خود علیه یمن ادامه می‌دهند.

    محمد عبد السلام، رئیس هیات ملی مذاکره‌کننده یمن نیز در گفت‌وگو با المیادین تاکید کرد: عربستان تا زمانی که به حملات خود علیه یمن ادامه می‌دهد، حق ندارد برای آغاز گفت‌وگو فراخوان بدهد.

  • وقوع انفجاری مهیب در دمشق

    وقوع انفجاری مهیب در دمشق

    اعتمادآنلاین| شاهدان عینی امروز (یکشنبه) از شنیده شدن صدای انفجاری مهیبی در دمشق، پایتخت سوریه خبر داده‌اند.

     

    به گزارش ایسنا، شاهدان عینی اعلام کردند، صدای انفجار مهیب شنیده شده، ناشی از انفجار مهمات و مواد منفجره باقی مانده از سوی تروریست‌ها در منطقه «عین ترما» واقع در حومه دمشق بوده است.

  • چین و آمریکا: رقابت، شراکت، چالشگری

    چین و آمریکا: رقابت، شراکت، چالشگری

    اعتمادآنلاین| محسن شریعتی‌نیا در سالنامه اعتماد نوشت: روابط چین و ایالات متحده چه سمت و سویی خواهد یافت؟ این کلیدی‌ترین پرسش سیاست بین‌الملل تا آینده قابل پیش‌بینی است. روشن است که پاسخ ساده‌ای ندارد. پویایی‌های پیچیده در سیاست داخلی دو کشور، جهانی که بحران کرونا آن را مدام تغییر می‌دهد و روند کلان بازتوزیع قدرت در صحنه بین‌المللی که سیاست بین‌الملل را دچار سیالیت فزاینده نموده پاسخ به این پرسش را دشوار می‌کند.

     

    در دوره جدید احتمالا چین و ایالات متحده به صورت توأمان «شریک، رقیب و چالشگر» یکدیگر خواهند بود. این دو حوزه‌های مهمی از منافع مشترک دارند. از تغییرات آب و هوایی تا مهار بحران کرونا و تا ثبات در اقتصاد سیاسی بین‌الملل زمینه‌های مشترکی را برای همکاری دو کشور فراهم می‌آورند. بنابراین می‌توان انتظار داشت که برخلاف دوره ترامپ در دوره بایدن همکاری‌ میان چین و ایالات متحده بر سر پیشبرد منافع مشترک شکل گیرد. اما بعید است همکاری به روند غالب روابط دو کشور بدل شود.

     

    در یک دهه اخیر متاثر از خیزش چین استرس ساختاری ایالات متحده فزاینده است و همین امر رقابت را در کانون روابط دو کشور قرار داده است. احتمالا رقابت دو کشور بر سر حوزه‌های نفوذ در مناطق مختلف، بر سر باز تعریف حکمرانی جهانی و بر سر نقشی که چین می‌تواند در حکمرانی جهانی ایفا کند تداوم خواهد یافت. افزون بر این رقابت ایدئولوژیک دو کشور احتمالا از حاشیه به متن روابط خواهد آمد و بعدی جدید به رقابت دو کشور خواهد افزود. امریکا احتمالا همچنان نگرش منفی و پر تردید خود به کنش بین‌المللی چین در حوزه‌هایی چون کمربند اقتصادی جاده ابریشم، نهادسازی‌هایی چون سازمان همکاری شانگهای، بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیایی و کوشش برای نفوذ در سیاست داخلی طیفی از کشورهای در حال توسعه را تداوم خواهد بخشید. به دیگر سخن مشروعیت‌زدایی از نقش بین‌المللی چین که در دوره ترامپ به اوج رسید احتمالا در دوره بایدن به درجاتی و با شیوه‌های پیچیده‌تری تداوم خواهد یافت.

     

    اشاره شد که چالشگری نیز بخش مهمی از روابط دو کشور در دوره جدید خواهد بود. آسیای دریایی در سال‌های اخیر بدل به کانون چالش در روابط چین و امریکا شده است. چالش چین و ایالات متحده در آسیای دریایی احتمالا تداوم می‌یابد. آسیای دریایی تنها حوزه‌ای بود که ترامپ استراتژی کلان دولت اوباما را در آن تداوم بخشید. استراتژی کلان ایندو پا‌سیفیک دولت ترامپ تداوم استراتژی کلان تجدید توازن اوباما بود. امریکا احتمالا همچنان به تمرکز بر آسیای دریایی با اولویت نظامی، سیاسی و اقتصادی ادامه خواهد داد و خواهد کوشید تا با حفظ و تقویت شبکه متحدین این کشور نفوذ فزاینده چین در آسیا دریایی را متوازن نماید. در این حوزه علاوه بر بحران تایوان که به‌طور سنتی نقطه چالش در روابط دو کشور بوده دریای چین جنوبی و شرقی به عنوان حوزه‌های چالش جدید در پیچیده کردن روابط دو کشور نقش‌آفرین خواهند بود.

    در بعد ایدئولوژیک دولت بایدن احتمالا برخلاف دولت ترامپ در حوزه حقوق بشر چالش بیشتری با چین خواهد داشت. دولت بایدن در نخستین روزها موضع تند دولت ترامپ مبنی بر وقوع نسل‌کشی در سین کیانگ را به نوعی تایید کرد و وعده داده تا در حوزه مسائل حقوق بشری چین را تحت فشار بیشتری قرار دهد. از دیگر سو چین جدید برخلاف گذشته نمی‌خواهد امتیاز چندانی در حوزه مسائل حقوق بشری و امور داخلی به غرب بدهد. سیاست جدید چین در هنگ‌کنگ، سین‌کیانگ و تبت و بی‌اعتنایی این کشور به فشارهای حقوق‌بشری غرب این موضوع را به روشنی نشان می‌دهد. به دیگر سخن چین کشوری که همواره در پی دیپلماسی بی‌سروصدا بوده و می‌کوشیده تا با انعطاف حداکثری در برابر غرب مسیر قدرت‌‌یابی خود را پیگیری نماید،  نخواهد بود. در دوره جدید رقابت در کانون روابط دو کشور باقی خواهد ماند، اما رقابت بر خلاف دوره ترامپ در قالب‌های پیش‌بینی پذیر و استراتژی‌های منسجم و پیچیده‌‌ای که دو طرف اجرایی می‌کنند، پیش خواهد رفت. به دیگر سخن در الگوی جدید روابط دو قدرت رقابت راهبردی محوریت خواهد داشت. همکاری و شراکت قدری نسبت به دوره ترامپ رشد خواهد کرد، اما برخلاف دهه آغازین دوره پس از جنگ سرد در متن این روابط نخواهد بود. چالشگری به ویژگی جدید روابط دو کشور بدل خواهد شد. چالش‌ها عمدتا در استرس ساختاری ایالات متحده در پیامد خیزش چین ریشه دارند و با تداوم قدرت یابی چین احتمالا تشدید خواهند شد.

     

    همگونی ارزشی و منفعتی چین و امریکا رو به کاهش است، این روند تدریجی است. از همین رو فرضیه «جنگ سرد جدید» را باید با احتیاط و نقادانه بررسی کرد. تنیدگی دو کشور در اقتصاد جهانی و فزایندگی معضلات جهانی منافع مشترک مهمی را پدید آورده و در عین حال توان دو کشور برای تغییر رادیکال در این رابطه پیچیده را کاهش داده است. زمان به سود طرف چینی است و منافع ناشی از نقش‌آفرینی در نظم بین‌الملل لیبرال برای این کشور همچنان اهمیت راهبردی دارد. از همین رو احتمالا فرمول «نه درگیری، نه چالش، احترام متقابل و بازی برد-برد» هنوز برای این کشور جذابیت دارد. از دیگر سو حفظ نظم بین‌الملل لیبرال و پیشبرد چندجانبه‌گرایی بدون شکل دهی به روابطی چند لایه با چین که همکاری هم بخشی از آن باشد برای دولت بایدن امکان‌پذیری چندانی ندارد. رقابت قدرت‌های بزرگ بار دیگر به موتور تحول در سیاست بین‌الملل بدل شده است. اینکه دور جدید رقابت چین و امریکا تکرار تاریخ است یا مدل جدیدی به تدریج سر برمی‌آورد را هنوز پاسخ روشنی ندارد. اما روشن است که سیاست بین‌الملل از پویایی روابط چین و امریکا بیش از هر متغیر دیگری در سال‌های آتی متاثر خواهد شد.

  • بایدن فرصت بازگشت به برجام را هدر داد

    بایدن فرصت بازگشت به برجام را هدر داد

    اعتمادآنلاین| دو دیپلمات اروپایی می‌گویند در ماه ژانویه دیپلمات‌هایی از انگلیس، فرانسه و آلمان برنامه‌ای را برای احیای برجام به کاخ سفید ارائه کردند که در آن از واشنگتن خواسته شده بود تحریم‌هایی که ترامپ پس از توافق هسته‌ای آن‌ها را برگردانده، بار دیگر برداشته شود. هدف از این برنامه، نزدیک‌کردن آمریکا به پایبندی به تعهدات برجامی و ترغیب‌کردن ایران به عمل متقابل در راستای پایبندی به توافق بود.

     

    به گزارش فارس، اروپایی‌ها به این نتیجه رسیدند که بایدن می‌تواند برخی تدابیر اتخاذ شده علیه ایران در دوره ترامپ را حفظ کند تا همچنان اهرم فشاری را برای پیشبرد مسائل دیگر به خصوص برنامه موشک بالستیک ایران و حمایت تهران از متحدان خود در منطقه در اختیار داشته باشد.

     

    سفیر سابق فرانسه در آمریکا می‌گوید: توصیه اروپا به آمریکا این بود که این کار را سریع انجام دهد زیرا سیگنال‌هایی که از طرف ایرانی دریافت می‌کردند این بود که به محض بازگشت آمریکا به توافق، آنها نیز بازمی‌گردند. اکنون با توجه به افزایش مخالفت‌های داخلی در آمریکا، رسیدن به توافق ممکن است دست‌نیافتی باشد.

     

     

  • نتانیاهو با صادرات آب به اردن مخالفت کرد / جنگ آبی اسراییل

    نتانیاهو با صادرات آب به اردن مخالفت کرد / جنگ آبی اسراییل

    اعتمادآنلاین| روابط میان «بنیامین نتانیاهو» نخست‌‌وزیر رژیم صهیونیستی و «عبدالله دوم»‌ شاه اردن وارد مرحله جدیدی از تنش‌ شده است آن هم پس از اقدام نتانیاهو در رد درخواست اردن مبنی بر صادرات آب و خودداری از کمک به اردن در مبارزه با کرونا.

     

    وبگاه روزنامه «العرب» به نقل از روزنامه عبری‌زبان «هاآرتص»، امروز (شنبه)،‌ گزارش داد نتانیاهو از پاسخگویی به درخواست اردن مبنی بر صادرات آب از فلسطین اشغالی به این کشور خودداری کرده است.

     

    هاآرتص در این خصوص خبر داد، علی‌رغم آنکه متخصصان در زمینه آب و مقامات نهاد نظامی توصیه کردند با درخواست اردن موافقت شود؛ اما نتانیاهو به این درخواست «پاسخ مثبتی نداده است».

     

    این روزنامه در ادامه نوشت که روش نتانیاهو بیانگر عمق بحران میان «اسرائیل» و اردن است؛ بحرانی که بخشی از آن مربوط به درگیری شخصی میان نتانیاهو و عبدالله دوم است.

     

    بر اساس توافق صلح امضاء شده میان امان و تل‌آویو در سال ۱۹۹۴، رژیم صهیونیستی به طور منظم انتقال آب از رود اردن به کشور اردن را برعهده دارد که غالبا امان زمانی که با موجی از خشکسالی مواجه می‌شود، درخواست آب بیشتری می‌کند؛ درخواستی که تل‌آویو تا پیش از بحران جدید با آن موافقت می‌کرده است.

     

    اردن یکی از کم‌‌آب‌ترین کشورهای دنیاست که حدود ۴۰ درصد از منابع آن را آب‌های مشترک تشکیل می‌هد از جمله منبع آبی مشترک با فلسطین اشغالی از رود اردن و یرموک.

     

    منبع: فارس