دسته: بین الملل

  • سوریه| کشورهای مخالف بشار اسد برای انتخابات پیش رو در سوریه چه تدارکی دیده‌اند؟

    سوریه| کشورهای مخالف بشار اسد برای انتخابات پیش رو در سوریه چه تدارکی دیده‌اند؟

    اعتمادآنلاین| با فرا رسیدن موعد انتخابات ریاست‌جمهوری در سوریه، شماری از کشورهایی که بیش از ۱۰ سال است می‌کوشند تا بشار اسد را از کرسی ریاست‌جمهوری کشورش به پایین بکشند دوباره دست به کار شده‌اند.

     

    به گزارش اعتمادآنلاین، اگر پای صحبت مردم شهرهای بزرگ سوریه از دمشق گرفته تا حلب، لاذقیه، طرطوس و حمص بنشینید، همواره در مورد پیروزی قاطع بشار اسد در انتخابات ریاست‌جمهوری آتی سخن می‌گویند.

     

    گرچه باید این مساله را هم مد نظر گرفت که حداقل بخشی از مردم چنین نظراتی را از بیم رصد نهادهای امنیتی این کشور بر زبان می‌رانند یا به هر روی نمی‌خواهند به مخاطب خارجی خود چیزی به غیر از آنچه که رسانه‌های رسمی اعلام می‌کنند بگویند.

     

    با وجود این، ظاهراً طرف‌های دیگر هم بیکار ننشسته و برای پروژه خود که از روش‌های نظامی و حتی تروریستی قادر به تحققش نبودند راهکارهای دیگری هم یافته‌اند.

     

    از همین روست که هرچه به موعد انتخابات ریاست‌جمهوری سوریه در اواسط ماه مه نزدیک‌تر می‌شویم ابزارهای رسانه‌ای این طرف‌ها نیز پرتلاش‌تر جلوه می‌کنند.

     

    یکی از این ابزارهای رسانه‌ای جمع‌آوری ۹۰۰ هزار (دقیقاً نهصد هزار) سند جنایی علیه بشار اسد است.

     

    بر اساس اطلاعات منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی، برخی از سازمان‌ها و نهادهای متخصص بیش از ۹۰۰ هزار سند در محکومیت بشار اسد جمع‌آوری کرده‌اند، امری که نشان می‌دهد دولت آمریکا و به تبع آن برخی از کشورهای منطقه و جهان همچنان رویکرد مقابله با بشار اسد را در هر صحنه و در هر فرصتی در دستور کار خود قرار داده و از آن تخطی نکرده‌اند.

     

    به زعم کارشناسان، امروز بسیاری از جنایات و کشتارهایی هم که اغلب گروه‌های مسلح در داخل سوریه مرتکب شده‌اند به حساب بشار اسد نوشته شده است تا پرونده قطورتری برای او تشکیل شود.

     

    این کارشناسان بر این باورند که مخالفان بشار اسد قصد دارند حداکثر بهره را از این پرونده‌سازی‌ها برای دوره قبل و بعد از انتخابات ببرند و در صورتی که نتوانند از این طریق مانع از انتخاب مجدد بشار اسد شوند، از آن علیه او در دوره بعد از اعلام نتایج استفاده کنند.

     

    در این میان، اخباری از تلاش‌ها برای استفاده حداکثری از صندوق‌های رأیی که قرار است در مناطقِ تحت کنترل دولت مرکزی به پا شود نیز به گوش می‌رسد.

     

    کمااینکه مردم سوریه هم این مساله را احساس کرده‌اند؛ چه بسا تقریباً تمامی برنامه‌ها و پروژه‌های آنها به دوره بعد از انتخابات ماه مه موکول شده است.

     

    این مساله به حدی پررنگ است که اگر از هر سوری‌ای در مورد برنامه‌ها و پروژه‌هایش به خصوص پروژه‌های اقتصادی‌اش بپرسید، خواهد گفت، فعلاً تا بعد از انتخابات همه چیز متوقف است و باید دید بعد از آن چه خواهد شد.

     

    از سویی دولت جو بایدن هنوز دست خود را برای سوریه رو نکرده است؛ هنوز کاملاً روشن نیست آیا قرار است رویکرد جنگ‌های داخلی اوباما را در پیش گیرد یا قانون قیصر دونالد ترامپ را پیشه خواهد کرد، شاید هم به دنبال راه سومی همچون معامله با روس‌ها در این رابطه باشد.

     

    به هر روی، نباید فراموش کرد روس‌ها نشان داده‌اند بر سر هر چیزی حاضرند معامله‌ کنند و دست‌کم در سوریه و در رقابت‌های این صحنه، خط قرمزی ندارند.

     

  • اعتراف یک رسانه رژیم صهیونیستی: اسرائیل زیان‌های اقتصادی شدیدی از جنگ جدید نفتکش‌ها متحمل شده است

    اعتراف یک رسانه رژیم صهیونیستی: اسرائیل زیان‌های اقتصادی شدیدی از جنگ جدید نفتکش‌ها متحمل شده است

    اعتمادآنلاین| به اعتراف یک روزنامه اسرائیلی، جنگ پنهان دریایی دایر در منطقه تا به امروز زیان‌های بسیار شدیدی به اقتصاد اسرائیل وارد کرده است.

     

    به گزارش اعتمادآنلاین، روزنامه یدیعوت آحارانوت در گزارشی نوشت: جنگ دریایی جاری در منطقه که طی چند هفته اخیر به نقطه اوج خود رسیده زیان‌های فراوانی به اقتصاد اسرائیل وارد کرده است.

     

    به نوشته این روزنامه عبری‌زبان، تهاجم به کشتی و نفتکش‌ها در پهنه دریا حاصل فرایند جنگی در سایه است که از ۲ سال پیش آغاز شده و از فوریه گذشته رفته‌رفته علنی و علنی‌تر می‌‌شود.

     

    به اعتقاد نویسنده این گزارش، هر کشتی اسرائیلی یا متعلق به هر کشور دیگری که به مقصد خود نرسد به منزله‌ی زیانی ۶۰ تا ۸۰ میلیون دلاری است که باید مد نظر قرار گیرد، با این حال قواعدی هم در این جنگ خاموش برقرار است.

     

    این روزنامه اسرائیلی قواعد این جنگ خاموش را چنین برمی‌شمرد: عدم تصرف یا مصادره کشتی، عدم آسیب رساندن به خدمه کشتی و انجام حملات به نحوی که منجر به غرق شدن کشتی یا ایجاد آلودگی زیست‌محیطی نشود.

     

    به زعم یدیعوت آحارانوت، ادامه هدف قرار گرفتن کشتی‌های اسرائیلی زیان‌های اقتصادی جبران‌ناپذیری به اسرائیل وارد می‌‌کند.

     

    یکی از عیان‌ترین زیان‌ها افزایش قیمت بیمه کشتی‌های اسرائیلی است که به تبع آن هزینه حمل‌ونقل دریایی برای اسرائیل افزایش می‌یابد.

  • عربستان: نمی‌توانیم در شرایط کنونی به سادگی از یمن خارج شویم

    عربستان: نمی‌توانیم در شرایط کنونی به سادگی از یمن خارج شویم

    اعتمادآنلاین| خالد بن بندر بن‌سلطان، سفیر عربستان در لندن در سخنانی درباره مداخله نظامی کشورش در رأس ائتلاف متجاوز عربی در یمن اظهار کرد: ما باید درباره آنچه در یمن رخ می‌دهد، واقع‌بین باشیم؛ اگر ما یکطرفه از این کشور خارج شویم این خروج نه تنها منجر به صلح مورد نظر نخواهد شد، بلکه آغاز فصل خونین جدیدی همراه با قربانی شدن شمار بیشتری از غیرنظامیان خواهد بود.

     

    به گزارش ایسنا، وی مدعی شد: عربستان در اجرای ابتکارعمل‌های پیشنهادی برای تحقق صلح در یمن و حل‌وفصل بحران این کشور جدی است اما ما در حال حاضر نمی‌توانیم به سادگی از یمن خارج شویم و در این راستا، موانعی وجود دارد که در وهله نخست باید این موانع رفع شوند.

     

    سفیر عربستان در لندن در ادامه با چشم‌پوشی از حملات مداوم کشورش به ملت بی‌سلاح یمن و محاصره این کشور، ادعا کرد: لغو تصمیم “تروریستی” خواندن حوثی‌ها (انصارالله) توسط دولت جدید آمریکا، آنها را به انجام حمله نظامی جدیدی تشویق کرد و همین مسئله باعث شکل‌گیری موج جدیدی از حملات پهپادی و موشکی به عربستان شد.

     

    خالد بن بندر همچنین درباره حملات ارتش و کمیته‌های مردمی یمن به مواضع نظامی در عربستان که در پاسخ به حملات مداوم ائتلاف متجاوز عربی به ملت یمن صورت می‌گیرد نیز گفت: با شمارش تنها تعداد حملات در چند سال گذشته، به این نتیجه می‌رسیم که بیش از ۸۰۰ حمله موشکی و پهپادی علیه عربستان صورت گرفته است.

  • هدف پکن از امضای قرارداد با تهران چه بود؟

    هدف پکن از امضای قرارداد با تهران چه بود؟

    اعتمادآنلاین| روزنامه دیلی پاکستان در تحلیلی به بررسی امضای سند جامع همکاری های ایران و چین که روز هفتم فروردین ماه در تهران با حضور وزیران خارجه دو کشور به امضا رسید پرداخته و مزایای آن را برای پکن و تهران و همچنین منطقه مورد بررسی قرار داده است.  در این مطلب آمده است:

     

    به گزارش خبرآنلاین، اسپوتنیک گزارش داد که وزیر امور خارجه چین پس از مراسم امضای قرارداد اظهار داشت که روابط با ایران تحت تأثیر شرایط فعلی نیست و دائمی و استراتژیک خواهد بود زیرا ایران به طور مستقل در مورد روابط خود با سایر کشورها تصمیم می گیرد و مانند برخی از کشورها نیست که نظر خود را  با یک تماس تلفنی تغییر دهد. به نظر می رسد منظور وزیر خارجه چین کشور هند بود که از پروژه خط لوله ایران، پاکستان، هند کنار کشید. اقدامی که آمریکا از هند درخواست کرد تا از این پروژه استراتژیک خارج شود و هزینه ای برای آن نپردازد.

     

    مطلب در ادامه درباره سند جامع همکاری های ایران و چین نوشت: این توافق نامه شامل سرمایه گذاری چینی به ارزش بیش از ۲۸۰ میلیارد دلار در بخش نفت و گاز ایران است؛ به علاوه احیای جاده ابریشم. طبق این سند چین می تواند همه محصولات گازی، نفتی و پتروشیمی ایران را خریداری کند. مشارکت های استراتژیک شکل و ویژگی جدیدی از سیستم روابط بین المللی در حال تکامل را تشکیل می دهد و یک اصل جدید برای تنظیم حیات بین المللی است. مشارکت های استراتژیک نشان دهنده نوعی رابطه خاص است و بنابراین اصلاً منحصر به فرد و جدید نیستند. با این حال ، اگر نگاهی دقیق به اجزای داخلی پدیده مشارکت بیندازیم و عملکردهای متمایز سیاسی ـ خارجی آن را از منظر تغییر بافت ژئواستراتژیک بررسی کنیم، روشن می شود که با پیکربندی مجدد سیستم روابط بین الملل از اوایل دهه ۱۹۹۰ ، مشارکت های استراتژیک تبدیل به یک کلید ضروری برای کنار آمدن با چالشهای بین المللی سیستمی و خاص شده اند.

     

    در مقاله ای آکادمیک تحت عنوان “مشارکت های استراتژیک ، سیاست بین الملل و تئوری IR” ، آندری تیوشکا نوشت که از سال ۱۹۹۳ چین اولین همکاری استراتژیک خود را با برزیل انجام داد و تا سال ۲۰۱۴ نزدیک به ۷۰ مشارکت استراتژیک را ایجاد کرد که بدین ترتیب شبکه ای از پیوندهای استراتژیک واقعاً متفاوت با قدرت های بزرگ و نوظهور و همچنین با سازمانهای بین المللی در سراسر جهان تشکیل شد.

     

    در میان سازمان های بین المللی ، شرکای استراتژیک چین عبارتند از انجمن ملل آسیای جنوب شرقی (ASEAN) ، اتحادیه اروپا (EU) ، اتحادیه آفریقا (AU) ، اتحادیه عرب (AL) و جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (CELAC)

     

    مانند متحدین مشارکت های استراتژیک ذاتاً به مسائل امنیتی مربوط می شوند. تصور هرگونه مشارکت استراتژیک بدون مقابله با تهدیدهای امنیتی دشوار است. پنهان نیست که ایران برای نفس کشیدن در عرصه جهانی به یک شریک و نه یک اتحاد احتیاج دارد؛ در زمانی که این همکاری شکلی استراتژیک به خود گرفته است. از همین رو اکسیژن کمتر برای ایران در نهایت به معنای خفگی برابر برای چین نیز تلقی می شود. استراتژی روشن چین به نفع ایران خواهد بود. وضعیت داخلی ایران تا زمان تبدیل شدن به یک مسئله امنیتی هیچ نگرانی برای چین ایجاد نمی کند.

     

    نظر ناظران منطقه ای درباره همکاری استراتژیک چین ایران چیست؟

     

    کارشناسان منطقه ای بر این باورند که مشارکت استراتژیک ایران چین نه تنها سرمایه گذاری ۴ میلیارد دلاری در منابع نفت و گاز خاورمیانه را تضمین می کند بلکه برای مقابله با تسلط آمریکا در منطقه نیز موثر خواهد بود. ضمن اینکه سند جامع همکاری های ایران و چین فرصت عضویت ایران را در طرح زیرساختی چین یعنی «یک کمربند یک جاده» فراهم می سازد.

     

    ایران معتقد است که حضور نظامی ایالات متحده در غرب آسیا دلیل اصلی بی ثباتی منطقه ای است و تلاش های جمعی از طرف های منطقه برای تأمین امنیت منطقه مورد نیاز است. اکنون چین در تنگه هرمز ایستاده است و ایالات متحده و متحدان خاورمیانه ای آن قادر به تصمیم گیری یک جانبه در آینده در خصوص این مکان حساس و مهم از نظر استراتژیک نخواهند بود.

     

    سیدحسن جاوید یکی از دیپلمات های اسبق و با تجربه پاکستان که هم اکنون مدیر مرکز مطالعات چین است و مولف ۷ کتاب در این کشور بوده می گوید: توافقنامه ۲۵ ساله امضا شده توسط چین و ایران یک پیشرفت استراتژیک و تاریخی در سیاست و روابط چین با غرب آسیا و با تأثیرگذاری در خاورمیانه و خلیج فارس است. وی در ادامه با اشاره به سفر وانگ یی به کشورهای منطقه و طرح پنج گانه چین گفت: این اقدام چین قدرت های غربی را از هر روایتی خلع سلاح کرده و آنها را نسبت به منطقه گسترده خاورمیانه بی ربط تر می کند.

     

    ایران و چین هر دو وقت صرف کردند تا این توافق نامه را که جزئیات کمی درباره آن علنی شده است، منعقد کنند. گفته می شود ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در مدرن سازی پروژه های زیرساختی ، انرژی ، علمی و فناوری ایران به همراه دارد. چین ایران را به عنوان یک کشور اصلی در طرح «یک کمربند یک جاده» می داند.

     

    با ورود استراتژیک چین به غرب آسیا ، این منطقه در حال انتقال به برهه ای دو چندان جالب است. برخلاف قدرت های غربی از جمله ایالات متحده ، چین روابط نزدیک با تمام کشورهای عربی ، ایران و همچنین اسرائیل را حفظ کرده است. از اعتماد و اعتبار گسترده در منطقه برخوردار است. سیاست جنگ های بی پایان ایالات متحده را منزوی کرده و منافع بلند مدت غرب را جبران ناپذیر کرده است.

     

    ایران از کارت های خود به طور هوشمندانه استفاده کرده است. حالا فشارها برای بازگشت به برجام روی ایالات متحده است. انعطاف پذیری بازوهای آمریکا برای بدست آوردن امتیاز از مدت ها قبل از بین رفته است. ایران امتیاز بزرگی برای چین محسوب می شود تا جایگاه خود را در منطقه خلیج فارس که مدت ها تحت سلطه قدرت های غربی و به طور خاص ایالات متحده بوده بدست آورد.

     

    در همین راستا یکی از مقامات پاکستان نیز توافق ایران و چین را در برای منطقه مهم ارزیابی کرده و برای منافع پاکستان نیز مفید ارزیابی کرده است. سناتور مشهد حسین سید معتقد است سند ایران و چین موجب تقویت روابط اقتصادی در منطقه با توجه به پروژه (CPEC) یا پروژه همکاری اقتصادی چین و پاکستان و طرح یک کمربند یک جاده می شود.

     

    «علی سرور نقوی دیپلمات ارشد پاکستانی و مدیراجرایی اندیشکده مطالعات راهبردی بین المللی (CISS) پاکستان نیز گفت: رابطه اقتصادی بین چین و ایران در حال شکل گیری است و به طور گسترده ای در منطقه شکل می گیرد و پیامدهای سیاسی در منطقه دارد و همچنین می تواند بر وضعیت افغانستان نیز تأثیر بگذارد. وی ضمن اظهار نظر در مورد چشم انداز منطقه ای این معامله ، گفت: این سند برای حل مسئله افغانستان ، جایی که چین به همراه روسیه و پاکستان برای صلح میان طالبان و کابل تلاش می کند ، نقش حمایتی ایفا خواهد کرد.

     

    جان دبیلو. گارور، استاد دانشکده روابط بین الملل سم نان در دانشگاه جورجیا و عضو کمیته ملی روابط ایالات متحده و چین است در یادداشتی که در سال ۲۰۱۶ تحت عنوان “چین و ایران: مشارکت نوظهور پس از تحریم نوشت:  نقش چین برای کمک به ایران برای فرار از انزوای عمیق و پیوستن دوباره به اقتصاد جهانی از طریق انعقاد برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) بسیار حیاتی بود و خود را به عنوان داور بین ایالات متحده و ایران در طول مذاکرات ۱ + ۵ معرفی کرد.

     

    پکن به عنوان اولویت اصلی خود را جلوگیری از رویارویی نظامی بین ایران و ایالات متحده ، یا اسرائیل را قرار داده بود ، محاسبه ای که نه تنها برای ایران بلکه برای منافع چین در منطقه نیز فاجعه بار بود. اما دیپلماسی تأثیرگذار چین در مذاکرات ۱ + ۵ نیز با استراتژی طولانی مدت آن برای تهران صورت گرفت. هدف چینی ها این است که به تدریج با ایران به یک مشارکت چند بعدی مبتنی بر درک و اعتماد متقابل دست یابند و در ایران قدرتی بالقوه را بیابند که بتواند به عنوان شریکش در آسیا به ایفای نقش بپردازد.

     

    تحلیل گارور کمک می کند تا بفهمیم چین فقط برای مشارکت استراتژیک یا معامله تجاری به ایران نیامده است بلکه قصد دارد ایران را به عنوان شریک آسیایی خود در نظر بگیرد.

  • تست کرونای بشار اسد و همسرش منفی شد

    تست کرونای بشار اسد و همسرش منفی شد

    اعتمادآنلاین| 

    ریاست جمهوری سوریه امروز (سه‌شنبه) با انتشار پیامی در صفحه اختصاصی خود در توییتر اعلام کرد پس از گذشت بیش از ۲۰ روز از ابتلای بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه و همسرش أسماء اسد به ویروس کرونا، نتیجه تست PCR آنها منفی اعلام شد.

     

    به گزارش ایسنا، طبق اعلام ریاست جمهوری سوریه، بشار اسد به همراه همسرش، امروز از قرنطینه خارج شده و فعالیتشان را از سر می‌گیرند.

     

    ریاست جمهوری سوریه ۱۸ اسفند از ابتلای بشار اسد و همسرش به کرونا خبر داد و اعلام کرد آنها طی دوره سپری کردن قرنطینه خانگی فعالیت‌های خود را دنبال کرده و بعد از پایان دوره قرنطینه به فعالیتشان به صورت معمول و طبیعی باز خواهند گشت.

  • چرا دانمارک و فنلاند شادترین کشورهای جهان هستند؟ (بخش اول)

    چرا دانمارک و فنلاند شادترین کشورهای جهان هستند؟ (بخش اول)

    اعتمادآنلاین|‌ شهاب غدیری- چگونه می‌توان در زندگی شاد بود؟ آیا این موضوع صرفاً مساله‌ای شخصی است یا به سیاست‌گذاری دولت‌ها نیز مربوط است؟ به نظر می‌رسد راه‌حل این مساله را کشورهای شمال اروپا به خوبی کشف کرده‌اند.

     

    فنلاند و دانمارک چند سال پیاپی صدرنشین لیست شادترین کشورهای جهان سازمان ملل بوده‌اند. این کشورها در ۶ حوزه بهترین شاخص‌ها را دارا هستند: درآمد، امید به زندگی سالم، حمایت‌های اجتماعی، آزادی، اعتماد و سخاوتمندی.

     

    هر ساله گروهی از متخصصان شادمانی از سرتاسر جهان ۱۵۶ کشور را بر اساس «شاد» بودن شهروندانش رتبه‌بندی می‌کنند و یافته‌های خودشان را در «گزارش شادمانی جهانی» منتشر می‌کنند.

     

    شاید به نظر برسد که اندازه گرفتن «شادمانی» کار چندان ساده‌ای نیست. اما زمانی که محققان از «شادی» صحبت می‌کنند، مقصودشان «رضایت‌مندی شخص از زندگی و مسیر آن است». جف ساکس، یکی از بنیان‌گذاران گزارش جهانی شادمانی و همچنین استاد دانشگاه کلمبیا، می‌‌گوید: «شادمانی ربطی به این ندارد که دیروز چقدر لبخند زده‌اید یا خندیده‌اید، بلکه به احساس شما از مسیر زندگی‌تان مربوط است.»

     

    کشورهای شمال اروپا- شامل دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند، ایسلند، جزایر فارو، گرینلد و آلاند- از سال ۲۰۱۲ به طور متوالی صدرنشین این لیست بوده‌اند، این در حالی است که کشورهایی نظیر ایالات متحده جایگاه ۱۸ یا ۱۹ را داشته‌اند. کشور ایران نیز طبق گزارش سال ۲۰۲۰، به ترتیب پس از عراق، لبنان، بورکینافاسو، گامبیا، مالی، نیجریه، ارمنستان و گرجستان، رتبه ۱۱۸ را به خود اختصاص داده است.

     

  • آیا بعد از خلیج فارس شاهد ناامنی در دریای مدیترانه خواهیم بود؟

    آیا بعد از خلیج فارس شاهد ناامنی در دریای مدیترانه خواهیم بود؟

    اعتمادآنلاین| سید عماد حسینی- گرچه اکثر کشورهای حوزه دریای مدیترانه طی دهه‌های اخیر درگیر بحران‌های داخلی قابل توجهی بوده‌اند و حتی تنش‌هایی بین این کشورها رخ داد، اما این امر نتوانست بر شرایط آرام این دریا تاثیر منفی بگذارد.

     

    از مصر گرفته تا یونان، قبرس، لبنان، ترکیه، سوریه و فلسطین (چه نوار غزه و چه اسرائیل) همگی طی چند دهه گذشته درگیر بحران‌های داخلی و نیز درگیری‌ها و تنش‌های دوجانبه و حتی چندجانبه بودند، با این حال این مسئله تا زمان کشف منابع نفت و گاز در این منطقه موجب تنش و درگیری در پهنه این دریا نشده بود.

     

    به زعم کارشناسان، اکتشافات اخیر نفت و گاز آن هم با حجمی بسیار عظیم باعث وقوع تغییرات ژئو-منطقه‌ای در حوزه این دریا شد و بر بحران‌های منطقه‌ای جهان دامن زد.

     

    گرچه تشکیل سازمان و نهادی منطقه‌ای برای منابع گاز منطقه دریای مدیترانه زمینه ترسیم مرزها را هم بین کشورهای متخاصم این منطقه نیز فراهم کرد، با وجود این، به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، کشف منابع انرژی در این منطقه پیش از آنکه ثروت و رونق را برای کشورهای منطقه به ارمغان آورد احتمال سرایت بحران‌های منطقه خلیج فارس به این منطقه را پررنگ‌تر از گذشته کرده است.

     

    این مساله از درگیری‌های اخیر ترکیه با کشورهای همسایه‌ای همچون یونان تا تنش‌های ایجادشده بین اسرائیل و لبنان در سایه ترسیم مرزهای دریایی، حضور و استقرار قدرت‌های جهانی از جمله روسیه و آمریکا در دریای مدیترانه و تنش‌های شکل‌گرفته بین مصر و ترکیه نمایان شد؛ این در حالی است که به طور قابل توجهی نیز شاهد افزایش رزمایش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در این حوزه هستیم.

     

    به گفته کارشناسان، با وجود همسویی قابل توجه ترکیه، مصر و اسرائیل که شاید بیشترین همکاری با یکدیگر را در منطقه حوزه شرق دریای مدیترانه داشتند، اکنون آنها با کشف منابع گاز طبیعی، نوعی تنش را بین خود شعله‌ور می‌بینند.

     

    این در حالی است که دامنه اکتشافات ترکیه تا مناطق فلات قاره یونان هم پیش رفته است.

     

    به گمان کارشناسان، اگر برای مصر در آمدهای حاصل از صدور گاز امری بسیار حیاتی محسوب می͏‌شود، برای اسرائیل از یک سو و ترکیه از سوی دیگر رهایی از زیر فشار فروشندگان انرژی ارجحیت بشتری نسبت به فاکتور هزینه واردات آن دارد.

     

    شاید از همین رو بود که کشف منابع انرژی سبب تقویت همکاری بین مصر و اسرائیل، و افزایش تنش و رقابت بین ترکیه و کشورهای پیرامون این دریا شد؛ امری که رویکرد واقع‌گرایانه رجب طیب اردوغان هم نتوانسته بر آن سایه افکند و بسیاری از کارشناسان را بر آن داشته تا از وقوع بحران‌هایی نه‌چندان کوچک در حوزه این دریا سخن بگویند.

     

  • باید شاخک‌های اسرائیل را زد/ مادامی که ما با آمریکا سرشاخیم، هم عربستان و شرکا و هم آمریکا متمایل به همکاری با هم و تقویت هم علیه ما خواهند بود

    باید شاخک‌های اسرائیل را زد/ مادامی که ما با آمریکا سرشاخیم، هم عربستان و شرکا و هم آمریکا متمایل به همکاری با هم و تقویت هم علیه ما خواهند بود

    اعتمادآنلاین| تابستان ۱۴۰۰ دولت حسن روحانی باید کلید پاستور را به رییس‌جمهور جدید تحویل بدهد. رییس‌جمهوری که احتمالا در حوزه سیاست خارجی همچنان میراث‌دار توافق هسته‌ای ایران با ۱+۵ (ترکیب اولیه توافق در سال ۲۰۱۵)، گره‌های موجود در حوزه خلیج‌فارس و چالش‌های مداوم در توازن بخشی به سیاست خارجی در تعامل با شرق و غرب خواهد بود.

     

    به گزارش سالنامه اعتماد، برجام که مهم‌ترین دستاورد وزارت خارجه جواد ظریف در چند سال اخیر است از همان ابتدا با مخالفت‌ها و انتقادهایی در داخل روبرو شد. مخالفت‌هایی که کوروش احمدی، دیپلمات سابق و کارشناس ارشد سیاست خارجی به مستندنبودن آنها انتقاد می‌کند و معتقد است که این توافق با توجه به مجموع شرایط بهترین توافق ممکن بود. پایان کار دولت حسن روحانی با آغاز به کار دولت جو بایدن در ایالات متحده امریکا همراه شده و به نظر می‌رسد که این‌بار جمهوری اسلامی ایران باید از فرصت نبودن تندروهایی چون دونالد ترامپ در کاخ سفید در زمان مناسب بیشترین بهره را ببرد. کوروش احمدی در بخش‌هایی از این گفت‌وگو به متفاوت بودن تیم بایدن در مقابل ایران هم اشاره کرده و آن را پنجره‌ای برای دیپلماسی میان دو کشور می‌داند.

     

     *سال ۱۴۰۰ سال پایان کار دولت حسن روحانی خواهد بود. دولتی که در عرصه بین‌المللی از او با عنوان دولت میانه‌رو یاد می‌شود. برجام مهم‌ترین مرکز تمرکز سیاست خارجی این دولت و به تبع آن خوب یا بد مهم‌ترین میراث این دولت خواهد بود. در نگاهی انتقادآمیز و البته منصفانه به شرایطی که برجام در آن متولد و البته در اجرا با چالش‌های جدی روبه‌رو شد، فکر می‌کنید اگر به عقب بازگردیم چه ایرادهایی با تجربه امروز در برجام وجود داشت که دولت بعدی باید از آنها پرهیز کند؟

     

    به‌طور مشخص در شرایطی که برجام در آن متولد شد و در چارچوبی که دولت در آن کار می‌کرد، من واقعا مشکل می‌توانم ایرادی به کار دولت بگیرم. دولت در چارچوب مسوولیت و وظایفی که بر عهده‌اش قرار داده شده بود، کارش را انجام داد. یعنی تیم مذاکره‌کننده به‌رغم همه محدودیت‌هایی که داشت، عملکردی بسیار خوب و حرفه‌ای در برابر تیم مقابل که از نظر کیفی و کمی در سطح بهترین‌های ممکن بود، از خود نشان داد. من که به واسطه شغلم سال‌ها روی این موضوعات کار کرده بودم و به دقایق کار آشنا بودم در سطح تخصصی و حرفه‌ای واقعا نه آن موقع و نه در حال حاضر نمی‌توانستم و نمی‌توانم ایرادی به آن بگیرم. در سطح سیاسی هم که مذاکره‌کنندگان ما نمی‌توانستند سر خود عمل کنند.  کلا، یکی از مشکلات اساسی سیاست‌ورزی در کشور ما این است که مباحث در حد کلیات باقی می‌ماند. در حالی که می‌دانیم در سیاست و به خصوص در حقوق و روابط بین‌الملل کلیات هیچ ارزشی ندارد. شما به ندرت می‌توانید با کلیات موافق یا مخالف باشید. در زبان انگلیسی یک تعبیری هست که می‌گوید the devil is in the details یعنی شیطان در جزییات است. برجام و FATF دو نمونه بارز باقی ماندن مخالفان بر کلیات است. آنها به‌طور مشخص و با استناد به محتویات برجام یا توصیه‌های FATF و با توجه به اینکه برجام حاصل چانه‌زنی و بده بستان است، هیچگاه نگفتند که ایرادشان مشخصا به چیست که بتوان در مورد آن بحث کرد.

     

    همیشه روشن بود که برجام یک «برنامه عمل» و به لحاظ حقوقی غیرالزام‌آور است و به تصویب کنگره امریکا نرسیده و هم ایران و هم امریکا هرگاه که می‌خواستند می‌توانستند از آن خارج شوند. البته به سود ما بود که غیرالزام آور باشد، چون هرچند موقت، اما ما را به تعهداتی فراتر از ان پی تی و توافق پادمان متعهد کرده بود. البته من معتقد بودم و هستم که اگر ترامپ که یک شخص کاملا استثنایی در تاریخ ۲۴۰ ساله امریکا بود، رییس‌جمهور نمی‌شد، بسیار بسیار بعید بود کس دیگری مثلا کلینتون از برجام خارج شود. البته کار ما با کسی مثل کلینتون از جهاتی سخت‌تر می‌بود، اما بسیار غیر محتمل بود که امثال او از برجام خارج می‌شدند.  اما یک چیز محرز است و آن اینکه برجام نهایتا مشکل می‌توانست آرامشی در رابطه ما و امریکا ایجاد کند. چرا؟ چون برجام یک توافق تک‌موضوعی است و تنها به یکی از ده‌ها مشکل در روابط ایران و امریکا می‌پردازد و تازه آن هم به‌طور ناقص. چون فقط تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای را قرار بود تعلیق کند. در نتیجه به خاطر طیف وسیعی از دیگر تحریم‌ها، تردید مزمن شرکت‌ها و بانک‌های بین‌المللی، حتی چینی و روسی، برای سرمایه‌گذاری دراز در ایران مشکل می‌توانست برطرف شود.  ایراد دیگری که می‌توان گرفت این است که روند مذاکره برای نیل به همین توافق تک‌موضوعی هم خیلی دیر شروع شد. در حالی که از همان دور اول دولت اوباما مشخص بود که او یک فرصت است. در نتیجه همین توافق برجام هم تنها فقط دو سال و اندی فرصت اجرا داشت که یک سال و اندی آن هم در دوره ترامپ بود. یعنی در مقام اجرا نتوانست تثبیت شود.

     

    *سیاست خارجی ج.ا. ایران در این هشت سال در اختیار گروهی بود که با جهان با زبان بین‌المللی گفت‌وگو کردند. از عهده ستیزهای حقوقی با ایالات متحده برآمدند و با وجود فشارهای همه‌جانبه ایالات متحده در دوره دونالد ترامپ مانع از ایجاد اجماع علیه ایران در سطح بین‌المللی شدند. با این‌همه می‌بینیم که افکار عمومی با توجه به بازگشت تحریم‌ها و فشار اقتصادی بر مردم، امید و اعتماد خود به این نحوه مدیریت در سیاست خارجی را هم از دست داده است. فکر می‌کنید با توجه به این پیش‌زمینه، سیاست خارجی ایران در دولت بعد جنبه تهاجمی‌تر به خود بگیرد و این تغییر رویه را در راستای تامین منافع ایران بداند؟

     

    محسوس است که امید و اعتماد افکار عمومی به دولت روحانی کاهش جدی یافته است. اما بسیار بعید می‌دانم که علتش نحوه تعامل دولت روحانی با جهان باشد. به عکس فکر می‌کنم که این نحوه تعامل همچنان از معدود نقاط قوت دولت روحانی نزد افکار عمومی است. چون افکار عمومی می‌داند که راهی جز با زبان بین‌المللی با دنیا صحبت کردن وجود ندارد. دیدیم که برخی اقدامات خارج از این چارچوب حاصلی نداشت. در دولت بعدی هم بسته به اینکه چه کسی در راس آن باشد، فعلا قرار نیست افکار عمومی تاثیر چندانی در تعیین خطوط اصلی سیاست خارجی داشته باشد. به قول یکی از بزرگان اصولگرا سیاست خارجی از موضوعاتی است که کلیت نظام در مورد آن تصمیم می‌گیرد و به تعبیر حقوقی شورای عالی امنیت ملی مسوول تعیین سیاست خارجی است. لذا معلوم نیست که سیاست خارجی الزاما تهاجمی بشود، هر چند که اگر تهاجمی بشود به‌شدت به ضرر مردم و منافع ملی خواهد بود.

     

    *سیاست خارجی ایران در حوزه خلیج فارس چند سال پرتنش را تجربه کرد و همین مساله به یکی از اصلی‌ترین انتقادها از وزارت خارجه تبدیل شده است. وزیر خارجه در مصاحبه‌ای که با «اعتماد» داشت تاکید کرد که از هر راهی برای کاهش تنش با عربستان سعودی استفاده کرد که موثر واقع نشد. چه عواملی را در تشدید این تنش موثر می‌دانید و آیا فکر می‌کنید که حضور جو بایدن در کاخ سفید می‌تواند به تغییر رویه بازیگران منطقه‌ای در قبال ایران منتهی شود؟

     

    یکی از مشکلات اساسی که ما در سیاست خارجی در کشورمان داریم این است که در هر مورد معمولا هم اغلب مقامات و هم ناظران و هم تحلیلگران اکراه دارند که به اصل مشکل بپردازند، بلکه اغلب کار با پرداختن به حواشی و لایه‌های سطحی و گاه با شعار برگزار می‌شود. اما آقای ظریف در مصاحبه با شما اشاره‌ای تلویحی و گذرا به اصل مساله کرد، آنجا که گفت از ابتدا توجه داشته که مشکل در پرونده‌های بحرین، سوریه، عراق و لبنان و بعدا یمن است. ضمنا حرف ایشان درست است که این عربستان بود که جنگ نیابتی با ما را از طریق جنگ تحمیلی شروع کرد. این را هم اضافه کنم که متاسفانه هر چه گذشته شرایط وخیم‌تر شده، می‌دانیم که بعد از دوره ملک عبدالله مساله عراق و یمن و سوریه هم به مشکلات اضافه شده است؛ لذا این بخشی از اصل مساله است. البته ایشان همچنین در مصاحبه با شما می‌گوید که در تدوین سیاست‌های ایران در منطقه نقش کمتری داشته است. شاید این سخن ایشان را بتوان پاسخی به انتقادها به شمار آورد.  مشکل دیگر حضور امریکا در منطقه است. معمولا کشورهای ضعیف‌تر در هر منطقه‌ای می‌کوشند تا با اتصال به یک قدرت جهانی در برابر قدرت بزرگ‌تر منطقه توازن ایجاد کنند. یعنی همان balancing معروف که عمرش به اندازه عمر روابط بین‌‌الملل است و آویزان شدن‌های اخیر به اسراییل هم جلوه دیگری از آن است و با ایجاد این تصور که ما می‌خواهیم بمب بسازیم، این balancing شدیدتر هم شده است.  مادامی که ما با امریکا سرشاخیم، هم عربستان و شرکا و هم امریکا متمایل به همکاری باهم و تقویت هم علیه ما خواهند بود. اگر در این دو مورد اصلی که عرض کردم، تحولی حاصل شود، می‌توانیم با عربستان به‌طور مفید و موثر کار کنیم. با طرح صلح هرمز و مجمع دیالوگ منطقه و مانند اینها، بعید می‌دانم کاری پیش برود.

     

    *بسیاری از تحلیلگران مسائل ایران و امریکا کابینه جو بایدن در پست‌های مرتبط با حوزه سیاست خارجی را کابینه‌ای اهل تعامل و آشنا با ایران می‌دانند و در راس آنها هم از راب مالی یاد می‌کنند. فکر می‌کنید اصولا در دیپلماسی میان ایران و امریکا تا چه اندازه افراد تاثیرگذار هستند و تا چه اندازه این افراد تابعی از ساختار سیاسی ضدجمهوری اسلامی در امریکا هستند که در این ۴۰ سال همواره شاهد آن بوده‌ایم؟

     

    بی‌شک، افراد گاه می‌توانند به رغم ساختارها در تعیین سیاست خارجی نقش تعیین‌کننده داشته باشند. هرچند اگر درازمدت نگاه کنیم مثلا به سیاست خارجی امریکا در دوره بعد از جنگ دوم، بیشتر ثبات در خطوط اصلی را می‌بینیم تا تغییر ناشی از تغییر مستاجران کاخ سفید. با این حال، دیدیم که تیم اوباما و تیم ترامپ دو سیاست عمدتا متفاوت را در قبال ایران و طیفی از دیگر موضوعات در پیش گرفتند، چون این دو را می‌توان متفاوت از جریان اصلی دانست. البته در زمان اوباما هم ۵۸ سناتور، از جمله ۴ دموکرات، مخالف برجام بودند و اگر ۹ سناتور به آنها ملحق می‌شدند می‌توانستند از طریق قانون INARA مانع نهایی شدن برجام شوند. البته شمار زیادی از دمکرات‌ها تنها ملاحظه اوباما و جان کری را کردند. اکنون افراد تیم امنیتی بایدن اکثرا همان افراد تیم اوباما هستند. اما اولا تاکید دارند که از groupthink استفاده خواهند کرد و مثلا افراد تندرو هم در تیم راب مالی خواهند داشت، ثانیا تفاوت‌های بایدن و بلینکن با اوباما و جان کری در مورد ایران زیاد است و مهم‌تر اینکه شرایط امروز با شرایط زمان اوباما خیلی تفاوت کرده است. هم شرایط منطقه تغییر کرده، هم محدودیت‌های موشکی و اتمی برجام علیه ایران به خط پایان نزدیک‌تر است. تحریم تسلیحاتی که برداشته شد، سقف غنی‌سازی ۶۷ /۳ درصد ۹ سال دیگر برداشته می‌شود. قطعنامه ۲۲۳۱ و مکانیسم ماشه آن در ۲۰۲۵ لغو می‌شود، تقریبا همه محدودیت‌های موشکی و بخشی از محدودیت‌های هسته‌ای دو سال دیگر برداشته می‌شود و … پیش‌فرض تیم اوباما این بود که با اجرای برجام، سیاست خارجی ایران تعدیل می‌شود و اکنون مدعی‌اند که نشده و … به علاوه تحریم‌های غیرمرتبط با برنامه هسته‌ای ایران نیز خیلی زیاد شده؛ لذا شرایط خیلی سخت‌تر از سال ۹۴ است. ولی من معتقدم که اگر اراده سیاسی در دو طرف باشد، اینها مسائلی است که از طریق تعامل قابل حل است.

     

    *برخی از تحلیلگران یکی از اصلی‌ترین عوامل تداوم تنش میان ایران و امریکا را بازیگری به نام اسراییل می‌دانند. بازیگری که از تظاهر به تنش با تهران در این سال‌ها تغدیه کرده و می‌کند. فکر می‌کنید با توجه به تعارض ذاتی که میان ج.ا.‌ایران و اسراییل وجود دارد برای کاستن از تاثیرگذاری اسراییل بر چند و چون سیاست خارجی ایران به خصوص پس از آغاز روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با این رژیم چه می‌توان کرد؟

     

    فکر می‌کنم که برای کاهش اثرگذاری اسراییل راهی جز زدن شاخک‌های آن وجود ندارد. به این معنی که ایران به سهم خود در جهت حذف منابع تنش در روابط خود با منطقه و امریکا و اروپا قدم بردارد. اسراییل هم مثل گروه‌های تروریستی از تنش تغذیه می‌کند. ببینید تعامل سازنده ایران با دولت اوباما عملا موجب حذف اسراییل از معادله در آن زمان شد و به در و دیوار زدن‌های نتانیاهو تاثیری نداشت. امروز هم زمینه خوبی وجود دارد چون می‌دانیم که روابط بایدن با نتانیاهو سرد است. همین در ارتباط با کشورهای منطقه هم می‌تواند تاثیر داشته باشد.

     

    *چرا هنوز ۴ دهه پس از انقلاب اسلامی ما نتوانستیم از تاثیر رقابت‌های سیاسی داخلی بر سیاست خارجی کم کنیم؟ هنوز برخی درخواست برای توازن در رابطه میان شرق و غرب را با وادادگی در برابر غرب یکی می‌دانند و برخی امضای یک توافقنامه راهبردی با چین را با واگذاری ایران به چینی‌ها برابر می‌کنند. گره کار که همچنان گشوده نشده کجاست؟

     

    به‌طور معمول در هر کشوری هر چه اجماع در مورد منافع ملی و امنیت ملی بیشتر باشد، اجماع در مورد سیاست خارجی هم بیشتر می‌شود. در کشور ما، طی چند دهه گذشته تقریبا هیچگاه اجماعی در مورد خطوط اساسی منافع و امنیت ملی وجود نداشته، تا آنجا که حتی برخی اصلا به منافع ملی قائل نیستند و برخی ملاک را تنها منافع ملی می‌دانند. در نتیجه ما با اختلاف نظرهای حداکثری در مورد سیاست خارجی مواجه هستیم. در چنین شرایطی طبعا هر وجهی از سیاست خارجی موضوع اختلاف قرار می‌گیرد.

     

    البته در سطح سیاسی و حزبی اشکالی ندارد که در سیاست خارجی اختلاف نظر وجود داشته باشد، مشروط بر اینکه حزبی که در انتخابات پیروز شده، تمام اختیارات اجرایی را داشته باشد و حزب مخالف فاقد هر گونه اختیار اجرایی باشد و فقط انتقاد کند. در صورتی که ما در سیاست خارجی تداخل در وظایف به وفور داریم، از جمله اینکه سایر قوا هم در سیاست خارجی خیلی فعالند؛ نمونه‌اش همین سفرهای اخیر روسای دو قوه مقننه و قضاییه. در نتیجه مرز بین سیاست داخلی و خارجی کاملا مخدوش می‌شود. در حالی‌که مثلا ترامپ در سیاست خارجی به رغم مخالفت قاطع دمکرات‌ها هر کاری که می‌خواست کرد.  در مورد توازن رابطه با شرق و غرب هم مشکل اصلی همان عدم ورود به جزییات است. مثلا برخی دولت روحانی را متهم می‌کنند که با نسیمی از سوی غرب دوستان شرقی را رها می‌کند. اما هیچگاه وارد جزییات نمی‌شوند و توضیح نمی‌دهند که کجا چنین اتفاقی افتاده. چین سال‌ها است که شریک اول تجارت خارجی ما است و روسیه شریک اول امنیتی ما. آقای ظریف طی این ۷ سال و نیم ۳۳ بار به روسیه و در همین حدود به چین سفر کرده بدون اینکه این سفرها بازدید درخوری داشته باشد. طرف مقابل هم مثلا نمی‌گویند دقیقا کجای پیش‌نویس توافق ۲۵ ساله به معنی فروش کشور به چین است.

  • پاییز ۲۰۲۰؛ انتخابات آمریکا

    پاییز ۲۰۲۰؛ انتخابات آمریکا

    اعتمادآنلاین| در تاریخ ۳ نوامبر ۲۰۲۰ آمریکا به عنوان قدیمی‌ترین دموکراسی جهان شاهد انتخاباتی بود که پیش از این نظیر آن را کمتر دیده بود.

     

    انتخاباتی که در نهایت باعث برکناری رئیس‌جمهوری شد که تاریخ آمریکا همانند او را به خاطر نداشت.

     

    دونالد ترامپ بر فضایی دوقطبی و پرتنش در داخل حکومت می‌کرد.

     

    او که تمام مناسبات بین‌المللی آمریکا در خارج از کشور را نیز تغییر داده بود در ماه‌های منتهی به انتخابات با بحران‌های بزرگی مواجه بود.

     

    پاندمی کرونا و عملکرد ضعیف دولت ترامپ در مقابل آن، انتقادات گسترده‌ای برانگیخت.

     

    مواجهه ترامپ با اعتراضات ضد نژادپرستی مخالفانش را مصمم کرد تا در انتخابات نوامبر با تمام قوا حاضر شوند.

     

    دونالد ترامپ در شب انتخابات بدون اعلام برآورد رسانه‌ها، خود را برنده معرفی کرد.

     

    اما صبح روز بعد با شمارش آرای پستی ترامپ در ایالت‌های حساس شکست خورد و صحنه را به رقیبش جو بایدن واگذار کرد.

     

    او که پیش از انتخابات نیز مخالف رأی‌گیری پستی بود ادعا کرد در انتخابات تقلب شده است.

     

    در طول ۲ ماه بعد از آن تیم حقوقی ترامپ بارها در دادگاه‌های ایالتی و فدرال شکست خورد و او هرگز نتوانست حتی در یک دادگاه ادعای تقلب در انتخابات را ثابت کند.

     

    بزرگ‌ترین شکست ترامپ اما نه در ۳ نوامبر که در ۶ ژانویه رقم خورد.

     

    زمانی که معاون اول او مایک پنس برای تایید نتایج انتخابات به کنگره رفت.

     

    در همان زمان ترامپ و فرزندانش راست‌گرایان افراطی را تهییج کردند تا با حمله به ساختمان کنگره مانع تایید نتایج شوند.

     

    اگرچه این حمله ناکام بود و پیروزی جو بایدن در روز ۶ ژانویه با تایید کنگره و سنا رسمی شد، اما این حمله مردم آمریکا و جهان را در شوک فرو برد.

     

    وقایع روز چهارشنبه ۶ ژانویه ۲۰۲۱ در پایتخت آمریکا زنگ خطری بود که دونالد ترامپ چهار سال قبل با ورود به کاخ سفید مقدمات آن را فراهم کرده بود.

     

  • حمله به کاروان لجستیک آمریکا در عراق

    حمله به کاروان لجستیک آمریکا در عراق

    اعتمادآنلاین| منابع عراقی از هدف قرار گرفتن یک کاروان لجستیک ائتلاف آمریکایی در این کشور خبر دادند.

     

    به گزارش مهر،  این کاروان لجستیک در بابل عراق هدف قرار گرفته است.

     

    یک منبع امنیتی عراقی به بغداد الیوم اعلام کرد: بمبی در مسیر کاروان لجستیک وابسته به ائتلاف بین المللی در یکی از مناطق در استان بابل عراق منفجر شده است.

     

    بغداد الیوم در ادامه گزارش داد: کاروان نظامیان ائتلاف بین المللی بارها در مناطق مختلف عراق مورد هدف قرار گرفته است.