دسته: اخبار استانها

  • ماجرای یار احمدی‌نژاد به کجا رسید؟ / حمید بقایی عذرخواهی می‌کند یا روزنامه شرق؟

    ماجرای یار احمدی‌نژاد به کجا رسید؟ / حمید بقایی عذرخواهی می‌کند یا روزنامه شرق؟

    اعتمادآنلاین| مهران عبدالله‌پور، وکیل مدافع حمید بقایی، در خصوص زمان ترخیص او از بیمارستان اعصاب و روان گفت: او باید تا زمانی که معالجه شود، بستری باشد لذا فعلا که بیمارستان هستند و پزشکان باید تشخیص دهند چه زمانی او مرخص شود، در حال حاضر تحت درمان است.

    وکیل بقایی در پاسخ به اینکه با توجه به حضور بقایی در دفتر روزنامه شرق و برخورد نامناسب وی با پرسنل و خبرنگاران این روزنامه، آیا روزنامه شرق از بقایی شکایت کرده است؟ تصریح کرد: اگر شکایتی هم شده باشد از آن مطلع نیستم و خبر ندارم، البته اگر روزنامه شرق باید بابت این قضیه عذرخواهی کند چرا که مشخص است بقایی در چه شرایط وضعیتی قرار دارد.

    عبدالله‌پور ادامه داد: به هر حال روزنامه شرق شیطنتی کرده است که باعث تشدید وضعیت بقایی شده و این روزنامه حداقل برای راحت کردن وجدان خود و تسکین آن باید عذرخواهی کند.

    وکیل بقایی در واکنش به اینکه بهتر نبود بقایی به جای حضور و آن نوع برخورد با پرسنل و خبرنگار روزنامه شرق، اطلاعیه و یا جوابیه می‌داد؟ اظهار کرد: چه جوابی به این سوال بدهم؟! باید عذرخواهی کنند. یک اشتباهی در فضای مطبوعاتی ایجاد شده که می‌گویند ما هر خبری را بزنیم شما اگر شاکی و مخالف بودید به ما بگوئید و جوابیه می‌زنیم در صورتی که این رسالت مطبوعاتی نیست.

    عبدالله‌پور در ادامه افزود: شما وظیفه دارید اخبار صحیح بزنید اگر سوءنیتی وجود نداشت شما به گمانی اینکه خبر درستی را منتشر کردید بعد مشخص شود این خبر درست نبوده، در این صورت بله می‌شود جوابیه داد، نه اینکه شما هر خبری را برای کسی بزنید و تخریبش کنید و اذهان عمومی تشویش شود و بعد بگویید، شما جوابیه بدهید ما بزنیم!

    این وکیل پایه دادگستری در توضیح رسالت خبری مطبوعات اظهار کرد: عرض من این است روزنامه شرق رسانه‌ای است که ادعای برخورداری از سواد رسانه‌ای را دارد با توجه به اینکه اخباری که در جراید بود، کاملا می‌شد تشخیص داد که این خبر از اساس کذب است و نباید می‌زد. در واقع رسانه نمی‌تواند مدعی باشد هر خبری که می‌خواهیم می‌زنیم و هر کسی را خواستیم تخریب کنیم بعد آن فرد تخریب شده جوابیه به ما بدهد، منتشر کنیم و اعلام کنیم که قضیه به این صورت نبوده است، اگر این طور باشد سنگ روی سنگ نمی ‌اند.

    عبدالله‌پور در واکنش به منبع خبر روزنامه شرق نبود، خاطرنشان کرد: بنده خبر باشگاه خبرنگاران ندیدم اما همین روزنامه شرق براساس مصاحبه من این را منتشر کرده حتی در صفحه دوم که مصاحبه بوده چیزی به عنوان فرار متبادر نمی شد. در واقع شرق در تیتر شیطنت کرد.

    منبع:برنا

  • چه کسی می‌گوید که جامعه تاب اقتصاد ریاضتی را ندارد؟

    چه کسی می‌گوید که جامعه تاب اقتصاد ریاضتی را ندارد؟

    اعتمادآنلاین| رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیانات تلویزیونی خود با مردم به مناسبت عید سعید قربان «صبر» و «ثبات» را دو نیاز اساسی برای آینده کشور دانستند. ایشان با تأکید بر اینکه بر اثر ایمان مذهبی و اعتماد مردم به نظام، ثبات ملت خوب است، افزودند: «مسئولان هم باید با کار جهادی، صبر و ثبات خود را نشان دهند و از تردید و نگرانی‌های مضرّ اجتناب کنند.» بر این اساس صبر مردم و تلاش مسئولان برای حفظ و تقویت ثبات در کشور دو مؤلفه‌ای است که همزمان با هم باید محل توجه باشد. رئیس جمهوری هم در جلسه چهارشنبه گذشته هیأت دولت با تشریح راه‌های اعمال فشار دشمن بر ملت ایران، گفته بود: «راه دیگر دشمن ایجاد تفرقه و اختلاف در کشور است. اوایل امسال با وجود کرونا، دشمن علاقه‌مند به جنگ بین قوا و اختلاف شده بود اما از این توطئه هم عبور کردیم. البته بیانات رهبری، دقت، سخنان و هدایت ایشان بر هر سه قوه نقش اساسی داشت.» به گفته رئیس قوه مجریه، «امروز شاهد آرامشی در کشور هستیم و هیچ کدام از قوا به‌دنبال حاشیه‌سازی نیستند. باید همدیگر را کمک و همکاری کنیم و اگر نکته‌ای هم می‌خواهند به ما گوشزد کنند، راه حل را هم پیشروی ما قرار دهند وگرنه نقد خالی دردی را دوا نمی‌کند.» به نظر می‌رسد نکته مهم در این سخنان توجه دادن به این اصل است که حل مشکلات کشور از یک سو نیازمند همکاری‌ها و هماهنگی‌های ملی و تلاش و هم‌افزایی است و از سوی دیگر دوری از تنش‌های سیاسی و کمک به برقراری ثبات بیشتر. چه در جامعه بی‌ثبات بخش بزرگی از تمرکز‌ها و توجه‌ها باید مصروف موارد حاشیه‌ای و غیرضروری شود که راه را برای بررسی‌ها و رسیدن به راهکار‌های اساسی می‌بندد. در حقیقت مردم برای تحمل فشارهای وارده باید به عینه شاهد همکاری‌ها و تلاش‌های مسئولان و نهادهای مختلف باشند. نظرات سیدمصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی را در ادامه می‌خوانید:

    رهبر معظم انقلاب در جدیدترین رهنمودهای خود در تبیین چگونگی مواجهه کشور با مشکلات پیش رو و تأمین آینده آن از صبر و ثبات به‌عنوان دو مؤلفه لازم نام بردند. تعبیر و برداشت شما از صبر و ثبات و سهم حاکمیت و جامعه برای تحقق آن چیست؟

    طبیعی است که در تأویل این رهنمود ما آن را دعوت جامعه به صبر و تأکید بر ضرورت ثبات نظام سیاسی تعبیر کنیم. اما باید بدانیم که منظور ثبات در سطح مدیریت امور جامعه ضرورتاً به معنای ثبات افراد نبوده و نیست. بلکه آنچه به باورم تأمین‌کننده این ثبات است، ثبات در داشتن یک برنامه رشد یابنده و پیشرو و اجرای آن است.

    واقعیت آن است که در بیش از چهل سالی که از انقلاب اسلامی سال ۵۷ می‌گذرد هم مردم ما صبر داشته‌اند و هم کشور ما ثبات داشته. اما ما نتوانسته‌ایم تا این لحظه از قبال این صبر و ثبات چنان که باید به اهداف غایی انقلاب‌مان دست پیدا کنیم. زیرا آنچنان که باید در برنامه هایمان ثبات نداشته‌ایم. سیاست‌های اجرایی در کشور ما اغلب بر اساس منافع زودگذر مردم و برخی گروه‌های خاص طرح‌ریزی شده است و لاجرم چنین رویکردی در طولانی مدت به نتیجه نمی‌رسد.

    صبر و ثبات وقتی تحقق می‌یابد که ما سیاست درستی را تبیین کنیم و بدانیم که آینده و نتیجه آن سیاست چه خواهد بود. در حالی که سیاست‌های اقتصادی که طی سالیان به آنها تکیه کرده‌ایم از ابتدا مشخص بوده است. نتیجه سیاست‌های منجر به تزاید نقدینگی و افزایش تورم و پرداخت یارانه‌های پیدا و پنهان از ابتدا مشخص بوده است. در نتیجه ما از ابتدا صبر و ثبات داشته‌ایم اما آن را در سبد سیاست‌های اقتصادی غیر علمی و نادرست به هدر داده‌ایم. حلقه مفقوده برای نتیجه دادن صبر مردم و ثبات حکومت سیاست‌هایی است که معطوف به آینده است.

    وقتی شما منابع‌تان را به شکل بی‌رویه‌ای مصرف می‌کنید و برای امور مهمی مانند ساخت مسکن، توسعه شهری در مقابل حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی سیاست‌های قاطع و اصولی اتخاذ نمی‌کنید. نتیجه‌اش این می‌شود که عده‌ای می‌روند و ساخت و ساز غیر قانونی انجام می‌دهند و افتضاحی مانند منطقه باستی‌هیلز در لواسانات پدید می‌آید.

    بنابر این در شرایط فقدان سیاست‌های کلان درست در حوزه‌های مختلف صبر و ثبات صرف ما را به جایی نمی‌رساند. زیرا مسائل اقتصادی مسائلی نیستند که از آسمان به زمین بیایند. وقتی اقتصاد ما دچار تورم فزاینده است این تورم خواه ناخواه به افزایش نقدینگی می‌انجامد و باری سنگین بر دوش اقتصاد کشور می‌گذارد. بنابر این صبر و ثبات بدون اصلاح سیاست‌های کلان اقتصادی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. در عوض صبر و ثبات را باید بر بستر برنامه‌ریزی ای قرار دهیم که نتایجش در آینده مشخص و مطلوب باشد.

    چطور می‌شود جامعه را به نتایج تصمیمات آینده امیدوار کرد و حاصل برنامه‌ریزی‌ها را پیش‌بینی‌پذیر دانست؟ مگر آنچه تاکنون انجام شده کارشناسی شده نبوده است؟

    اگر در برخی مقولات اقتصادی به نتایج نامطلوب رسیده‌ایم به معنای آن نیست که کارشناسان ما نمی‌توانسته‌اند نتایج برنامه‌ها و سیاست‌ها را پیش‌بینی کنند بلکه در ادوار مختلف به دلایلی سیاستگذاران به نظر کارشناسان کم توجهی یا بی‌توجهی کرده‌اند. اتفاقاً ما نشان داده‌ایم که در برخی موضوعات مانند توسعه صنعت موشکی که یک هدف برنامه‌ریزی شده و متمرکز و فارغ از تغییر‌های سیاسی بوده است توانسته‌ایم با صبر و ثبات به نتیجه مطلوب برسیم اما در بسیاری از هدفگذاری‌های دیگر چنین نبوده‌ایم.

    شما ثبات نداشتن برنامه‌ها در طول ۴ دهه گذشته را از عوامل نتایج نامطلوب کسب شده در حوزه‌های مختلف از جمله در اقتصاد، محیط زیست و… می‌دانید. چرا برنامه‌های ۵ ساله و برنامه چشم‌انداز نتوانستند به‌عنوان محور اصلی برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کشور ایجاد ثبات کنند؟

    متأسفانه این برنامه‌ها حداکثر حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد اجرا شدند. برنامه چهارم توسعه در همین حد هم اجرا نشد. آقای احمدی‌نژاد گفت که من آن برنامه را خمیر کردم. مجلس وقت هم برایش کف زد و سوت کشید. حالا خیلی نمی‌خواهیم در نقد گذشته بمانیم. مسأله این است که امکانات جامعه ما در شرایط حال حاضر و به‌دلیل مسائلی مانند تحریم و… امکانات محدودی است. شما نمی‌توانید امکانات محدود را صرف اهداف نامحدود و نامشخص کنید. گذشته گذشت.

    برای آینده باید به نحو فکر شده‌ای برنامه‌ریزی کنیم و بدانیم که می‌خواهیم منابع محدودمان را در چه زمینه‌هایی صرف کنیم و به چه نتایجی برسیم. ما دست کم نباید بگذاریم که شکاف طبقاتی بیش از آنچه شاهد هستیم رشد پیدا کند و برای کاستن از آن باید سیاستگذاری کنیم.

    به‌ نظر می‌رسد در دوگانه صبر و ثبات آنچه بیشتر موجب نگرانی است تاب‌آوری و صبر جامعه در مقابل مشکلات است. چه عواملی می‌توانند به تقویت تاب‌آوری جامعه کمک کنند؟

    چاره کار تنها در جریان قرار گرفتن مردم و آگاهی دادن به آنها نسبت به برنامه‌های طرح‌ریزی شده و نتایج میان مدت و دراز مدت آن برنامه‌ها است. اینکه برنامه‌ریزی‌های ما معطوف به ایجاد دل خوشی‌های کوچک و کوتاه مدت جامعه باشد ممکن است به‌صورت مقطعی کمک‌کننده به نظر برسد اما در کلان نابود‌کننده امید اجتماعی است. مثلاً یکی از سیاست‌هایی که در سال‌های اخیر مطرح می‌شود ایجاد حرکت‌های نیکوکارانه است حالا چه به‌صورت انفرادی و چه به‌صورت نهادمند. اما این نیکوکاری‌ها که در بهترین شرایط می‌توانند محدود به چند منطقه یا روستا باشند چاره کار نیست. نیکوکاری نمی‌تواند جایگزین وظیفه چاره اندیشی حاکمیت و فراهم کردن حداقل بایسته‌های زندگی آحاد مردم باشد. نمی‌شود قشر آسیب دیده جامعه را به امید نیکوکاری جامعه گذاشت. ما باید نظام تأمین اجتماعی افراد مستضعف و آسیب دیده‌مان را تقویت کنیم و به نیازهای آنها پاسخگو باشیم.

    ما سال‌ها است که کمابیش با تحریم‌های ظالمانه امریکا مواجه بوده‌ایم اما در سال های گذشته چنان که باید برای مواجهه درست با عوارض ناگزیر این تحریم‌ها و جبران آن عوارض برنامه‌ریزی نکرده‌ایم.

    فرمودید که نباید در نقد گذشته بمانیم. برای شرایط حال حاضر چه باید کرد. پیشنهاد مشخص‌تان در شرایطی که کشور رخ به رخ بحران‌های ناشی از تحریم و همه‌گیری کرونا است، چیست؟

    ما در حال حاضر با یک دو راهی مواجهیم. یک راه این است که در اقتصاد جهانی حل شویم و لازمه آن این است که در مقابل خواست امریکا کوتاه بیاییم و به دورانی برگردیم که ایران در زمره کشورهای دنباله رو امریکا بود. بی‌شک هر عاقلی با رفتن به این راه مخالفت می‌کند. راه دیگر این است که با اقتصاد ریاضتی کشور را در مقابل این فشارها مدیریت کنیم تا به قدرت بیشتر داخلی و امکان چانه زنی بیشتر در سیاست خارجی دست پیدا کنیم. متأسفانه برای این راه دوم کمتر برنامه‌ریزی شده است.

    مسأله همین است که گویا شرایط لازم برای همراهی جامعه با اقتصاد ریاضتی دیده نشده و دولت‌ها نتوانسته‌اند با اطمینان خاطر به سمت اتخاذ سیاست‌های ریاضتی حرکت کنند…

    چه کسی می‌گوید که جامعه تاب اقتصاد ریاضتی را ندارد؟

    اقتصاد ریاضتی یک سیستم است که باید طراحی بشود و به معنای افزایش قیمت‌ها هم نیست.

    اگر مسیر اقتصاد ریاضتی را انتخاب کردیم باید آن را با همه جزئیات طراحی کرده و به جامعه عرضه کنیم. مردم اگر بدانند که قرار است چه مدت و برای رسیدن به چه هدف و جایگاهی صبر پیشه کنند بی‌شک همچنان که تاکنون عمل کرده‌اند صبور و همراه خواهند بود.

    منبع: روزنامه ایران

  • قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر بود

    قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر بود

    قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر بود
    قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر بود

    ایسنا/خراسان رضوی یک استاد دانشگاه گفت: ۱۱۵ سال پیش یک قانون اساسی بسیار پیشرفته در ایران نوشته شد، چنان‌که من فکر می‌کنم از قانون اساسی امریکا پیشرفته‌تر بود.

    دکتر مهدی نجف‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا در مورد قانون اساسی مشروطه اظهار کرد: ما دو قانون اساسی در مشروطه داریم، یکی قانون اساسی اولیه است که این مهم نیست و بیشتر نظام‌نامه مجلس است و بخش دیگر که متمم قانون اساسی است، اهمیت دارد.

    وی ادامه داد: نکته‌ قابل توجه دیگر هم در مورد قانون اساسی مشروطه این است که تفسیربردار نیست و کلمات طوری انتخاب شده‌اند که کم‌ترین تفسیر را داشته باشند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: اگر ایرانی‌ها یک افتخار در دنیا در ابعاد شکست هیتلر یا حل بحران اقتصادی توسط امریکا در ۱۹۲۹ داشته باشند که بتوانند از آن یاد کنند این است که ۱۱۵ سال پیش یک قانون اساسی نوشتند، بنابراین خیلی مهم است که بدانیم که انقلاب مشروطه یک انقلاب بسیار مهم است و ایران سرآمد این حرکت در منطقه است.

    قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر است

    نجف‌زاده افزود: ۱۱۵ سال پیش یک قانون اساسی تمیز و بسیار پیشرفته نوشته شد، چنان‌که من فکر می‌کنم از قانون اساسی امریکا پیشرفته‌تر است. حق رای، اصول انسانی، اصل سلطنت پادشاه نه حکومت پادشاه.

    وی در مورد سپردن قدرت به مردم در قانون اساسی مشروطه اضافه کرد: از همه مهم‌تر این است که در این قانون اساسی قدرت را به مردم سپردند و آن اندیشه‌های پیش از آن که بر مبنای پدرسالاری و فر ایزدی همه به فراموشی و قدرت به مردم سپرده شد و در قانون اساسی این را به صراحت نوشتند. این قانون اساسی در جامعه عقب مانده آن زمان ایران چنان پیشرفته بود که باعث تعجب اسپرینگ رایس، سفیر کبیر وقت انگلستان، در ایران شده بود.

    اغلب روشنفکران دوای درد ایران را قانون می‌دانستند

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه «دولت‌های بعدی هم با وجود این‌که قانون اساسی مشروطه را دور زدند و ناکارآمد کردند، اما نتوانستند آن را کنار بزنند»، خاطرنشان کرد: در مورد مشروطه مهم این است که ما ببینیم از چه چیزی به چه چیزی رسیدیم. قبل از مشروطه ما حکومتی داشتیم که پادشاه، دربار، حکمرانان محلی، روحانیون و خیلی از افراد دیگر به هیچ عنوان پاسخگوی مردم نبودند و مردم برای آن‌ها اهمیتی نداشت و چیزی به نام قانون مطرح نبود چنان‌که اغلب روشنفکران همواره از قانون حرف می‌زدند و می‌گفتند که دوای درد ایران قانون است.

    نجف‌زاده افزود: با وقوع مشروطه ما از آن نقطه به شرایطی رسیدیم که دیگر پادشاه باید محدود باشد، همچنین وزرا و دولت در مورد اقداماتی که انجام می‌دهند و بحران‌هایی که اتفاق می‌افتد، پاسخگو باشد.

    مجلس اول شورای ملی، مقتدرترین مجلس

    وی در مورد تلاش‌های مجلس اول برای جا انداختن قانون بیان کرد: اولین مجلس شورای ملی که به نظر من با اقتدارترین و بهترین مجلسی است که در ایران شکل گرفته، چندین ماه فقط به دنبال این بودند که وزرا را به مجلس بکشانند و نسبت به اقدامات خود پاسخگو کنند، یعنی مثلا اگر مساله کمبود گندم پیش می‌آمد وزیر را صدا می‌زدند تا پاسخگو باشد.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در مجموع در ابتدا خیلی تلاش شد که ابتدا هسته اولیه درست چیده شود، یعنی در متن قانون درست عمل کنند که این کار انجام شد ولی سربه‌راه کردن یک استبداد هزار ساله بسیار مشکل است.

    عدالت‌خانه به معنای برخورداری از حق انسانی است

    نجف‌زاده در مورد مفهوم عدالت‌خانه در کنار شورای در مشروطه عنوان کرد: ما در مشروطه دو مفهوم شورا و عدالت‌خانه را داریم. به نظر من عدالت‌خانه چیز مهم‌تری از شورا بود اما آن را تقلیل دادند گرچه مساله مجلس شورای ملی هم مساله بسیار مهمی بود، اما به نظرم من جامعه ایران پیش از آن‌که مجلس شورای ملی بخواهد چیزی به نام عدالت‌خانه می‌خواست و عدالت خانه هم به معنای برخورداری از حق انسانی بود.

    وی افزود: من فکر می‌کنم که روح عدالت‌خانه و چیزی که ایرانی‌ها در مشروطه طلب کردند سربسته باقی ماند و فقط به شکل قانونی متبلور شد، حال آن‌که ایرانی‌ها در عین اهمیت قانون چیزی بیش از قانون می‌خواستند و در حقیقت آن‌ها حق انسانی خود را طلب می‌کردند، این چیزی است که در طول تاریخ ایران هیچ‌گاه متبلور نشد و باید گفت که قانون مساله لازم است اما کافی نیست. کافی بودن این است که انسان‌ها بتوانند حق خود را بگیرند و آزادی پیدا کنند که این‌ها صرفا در قانون تبلور پیدا کردند. خیلی از اصول انسانی ما مثل حق برابری، برخورداری از شغل و برخورداری از آزادی بیان در دوره‌های مختلف مورد اجحاف قرار گرفت. در مجموع اگر عدالت‌خانه را به زبان امروزی برگردانیم همان حقوق انسانی می‌شود.

    مالیات‌های چندگانه در دوران پیشامشروطه

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد تاکید قانون اساسی مشروطه در چند اصل بر مساله مالیات گفت: در زمان پیش از مشروطه چندین نوع مالیات داشتیم و حتی زمانی‌که پادشاهی به جنگ می‌رفت با وجود این‌که تمام انواع مالیات را دریافت کرده بود باز هم از مردم تقاضا می‌شد که مزارع و اسب‌های خود را در اختیار آن‌ها بگذارند، بنابراین بی‌حساب و کتاب بودن در طول تاریخ ایران وجود داشته است و ما ساخت اجتماعی مانند اروپا را نداریم، شاهان اروپایی اصلا این امکان را نداشتند که زمین را از فئودال‌ها تصاحب کنند.

    نجف‌زاده اضافه کرد: در قانون مشروطه این مساله بیان شد تا پرداخت‌های میان دولت و ملت قانون‌مند شود ولی بعد مشخص شد که فقط قانون در کشور ایران کافی نیست چرا که ساخت اجتماعی ما مبتنی بر استقلال طبقاتی-مانند آن‌چه در اروپا وجود دارد- نیست، حلقه مفقوده‌ای که در جامعه ایران وجود دارد استقلال طبقاتی است بدین صورت که هر طبقه‌ای و هر فردی در هر طبقه‌ای بتواند مال خود را داشته باشد و حق تعرض وجود نداشته باشد.

    طبقات روبه‌زوال در فرانسه و انگلستان در برابر موج‌های جدید بورژوازی مقاومت نکردند

    وی در مورد گذار از فئودالیسم به بورژوازی در جوامعی مانند انگلستان و فرانسه خاطرنشان کرد: هم در انگلستان و هم در فرانسه با پایان دوران فئودالی و فرارسیدن دوران بورژوازی و مساله جایگزین شدن مساله پول با زمین و بسیاری از مسائل دیگر، طبقات پیشین به طبقات جدید پیوستند و در حقیقت این یکی از عواملی است که باعث شد تا فرانسه و انگلستان به سمت توسعه بروند، بدین صورت که آن طبقات پشم‌ریس در انگلستان و طبقات کشاورز که در باغ‌های انگور در فرانسه کار می‌کردند، در شرایطی که جامعه به سمت صنعتی شدن می‌رفت در برابر موج های جدیدی که از بورژوازی بر می‌خاست مقاومت نکردند بلکه همراهی کردند و انتقال پیدا کردند یعنی در حقیقت کشاورزی و دامپروری صنعتی را شکل دادند.

    طبقات زمین‌دار در ایران در برابر امواج مشروطه مقاومت کردند

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد مقاومت طبقات مختلف در ایران افزود: متاسفانه در ایران این اتفاق نیافتاد، یعنی بخش‌های عمده‌ای از طبقاتی که رو به افول می‌رفتند در برابر دستاوردهای مدرنیته مقاومت و آن را ناکارآمد کردند. در جامعه ایران طبقات زمین‌دار و دامپرور که فرماسیون اصلی جامعه ایران را تشکیل می‌دادند مانند اروپایی‌ها رفتار نکردند و مدرن و صنعتی نشدند و در قالب جدید فعالیت نکردند بنابراین هسته‌هایی از مقاومت در ایران در برابر امواج مشروطه شکل گرفت.

    نجف‌زاده اضافه کرد: ما قبل از انقلاب مشروطه تلاش‌های بسیار موثر اما شکست‌خورده‌ای داریم که توسط دولت و نظام سیاسی ایجاد می‌شود که این اقدامات از عباس میرزا شروع می‌شود و به امیرکبیر میرزاحسین خان سپهسالار و امین الدوله می‌رسد؛ این چهار نفر مساعی بسیار مهمی را انجام دادند تا جامعه‌ را با روندهای مدرنیته آشنا کنند، مثلا سپهسالار چشم ناصرالدین شاه را به اروپا گشود یا امیرکبیر که اقدامات موثری انجام داد تا جامعه از شکل ابتدایی خود خارج شود اما این تلاش‌ها همه شکست خورده بود.

    وی افزود: بنابراین ما اقداماتی قبل از انقلاب مشروطه داریم که جامعه با روندهای مدرنیته آشنا و نو شود، تحت تاثیر همان‌ اقدامات، انقلاب مشروطه پیش از این که این اقدامات در جامعه ایران موثر واقع شود یک انقلاب ذهنی و فکری بود که در جامعه ایران اتفاق افتاد.

    انقلاب فکری پیش از عمل در جامعه ایران متبلور شد

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: می‌توان گفت که شکست‌هایی که در ساختار قدرت برای انجام اصلاحات اتفاق افتاد روشنفکران را وادار کرد که انقلاب فکری در جامعه ایران ایجاد کند و فکر پیش از عمل در عرصه جامعه ایران متبلور شد، البته به این معنا نیست که بگوییم این مساله خطاست چرا که در جوامعی که تحت تاثیر جوامع صنعتی قرار گرفته‌اند ابتدا فکر و ایده وارد می‌شود کما این‌که این فکر و ایده به ایران، روسیه و عثمانی رفت و حال باید بررسی کرد که چرا علی‌رغم توفنده بودن این فکر و وجود حامیان به شکست انجامید؟ در ایران مسایل خاصی از جمله مقاومت طبقات پیشین رو به زوال و مداخله بی‌حد و مرز خارجی‌ها دست به دست هم داد تا ما به نحو مطلوب وارد فرایند صنعتی شدن نشویم.

    در جامعه ایران طبقات به معنای خاص تاریخی وجود ندارد

    نجف‌زاده در مورد یکی دیگر از دلایلی که مانع از سیر صنعتی شدن کامل در ایران شد، عنوان کرد: یکی دیگر از دلایل این است که در این جوامع از جمله ایران طبقات به آن معنای خاص تاریخی وجود ندارد، در واقع طبقات به صورت طبقات سیال یا اقشار یا لایه‌های اجتماعی هستند. طبقاتی که در ایران وجود دارد و تاثیرگذارند از همین جنس‌اند، آن چه که در اروپا برای یک طبقه رو به زوال اتفاق می‌افتد اینگونه است که این طبقات وقتی از بین می‌روند دیگر کامل از بین می‌روند و جایگزین می‌شوند.

    وی افزود: اقشار تاثیرگذار در جامعه ایران همیشه وجود دارند و به صورت مداوم تکرار می‌شوند و سیال بودن آن‌ها باعث می‌شود به هر طبقه‌ای بچسبند. در مجموع می‌توان گفت که چیزی به نام طبقه در جوامع ما وجود ندارد و این یکی از دلایلی است که فورماسیون‌های تاریخی ما خیلی شبیه اروپایی‌ها نیست.

    «مالکیت» برای نخستین بار در متن قانون نوشته شد

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد تاکید بر مالکیت افراد در قانون اساسی مشروطه تصریح کرد: مالکیت و مالکیت فردی مفاهیمی مثل طبقه و اقتصاد را شکل می‌دهد. این مساله مالکیت در انقلاب مشروطه هم آمد و برای اولین بار در متن قانون نوشته شد.

    نجف‌زاده اضافه کرد: بنابراین آن‌طور نیست که مساله مالکیت در جامعه ایران وجود نداشته یا نسبت به آن ناآشنا بودند و روشنفکران با هم‌فکری روحانیونی که در مجلس بودند این مساله را به صورت قانون در آوردند. در طول تاریخ ایران نیز با وجود این‌که همه چیز از جمله زمین‌ها و املاک زیر نظر پادشاه بوده اما باز هم مالکیت خصوصی وجود داشته است، اما به این منزله نیست که در بحث مالکیت ما همان فرایند اروپایی‌ها را داشته‌ایم، مساله این است که در طول تاریخ ایران دولت به واسطه قدرت خود در این حق اجحاف کرده است و این حق مالکیت از سوی دولت‌ها به رسمیت شناخته نشده و مورد تعرض قرار گرفته است، خیلی از ایرانی‌ها مال خود را وقف می‌کردند تا مورد تعرض قرار نگیرند.

    وی در مورد عدم اجرایی شدن برخی از اصول قانون اساسی مشروطه مانند تشکیل مجلس سنا بیان کرد: نه تنها مجلس سنا که حتی مجالس ایالتی و ولایتی هم تشکیل نمی‌شود، در برهه‌ای مجلس به توپ بسته می‌شود، در سال‌های ۱۲۸۶ تا ۱۲۹۹ یک دوره‌ای از هرج و مرج کشور را فرا می‌گیرد و جنگ جهانی اول نیز اتفاق می‌افتد و در واقع مجالی را فراهم نکرد و به همین شکل خیلی از اصول قانون اساسی اجرایی نشد، مجلس سنا در نهایت مدتی پس از روی کار آمدن رضاشاه تشکیل می‌شود اما انجمن‌های ایالتی و ولایتی آن گونه که در قانون متبلور شده بود، هیچ‌وقت تشکیل نشد.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد عدم آمادگی جامعه ایران برای پذیرش قانون مشروطه اضافه کرد: جامعه ایران یک جامعه خرافی و عقب‌مانده‌ای بود که حتی تا قبل از دوره پهلوی دختران حق تحصیل نداشتند، ما راه و جاده نداشتیم و راه‌زنی یکی از راه‌های کسب درآمد بود، در نتیجه می‌توان گفت که در چنین وضعیتی ما یک متن نوشته شده قانون اساسی به دست آوردیم اما برای این‌که این اجرایی شود، جامعه باید در هم شکسته و سپس بازآرایی می‌شد.

    جامعه ایران مستعد پذیرش قانون اساسی مشروطه نبود

    نجف‌زاده افزود: در مجموع واقعیت اجتماعی جامعه ایرانی، مستعد پذیرش آن متن نوشته شده نبود بنابراین باید اقدامات موثری صورت می‌گرفت تا این جامعه خود را برای آن متن قانونی مشروطه آماده کند، در اروپا و امریکا این اتفاق افتاده است که یک دولت مقتدر مرکزی بیاید و جامعه را به سامان کند.

    وی اضافه کرد: اقدامات رضا شاه نیز فارغ از این‌که استبداد به خرج داد، در راستای همان اجرایی شدن مشروطه بود، مشکل اصلی این بود که رضاشاه نهاد ایجاد نکرد که اگر نهاد ایجاد می‌کرد به مرور خود او کنار می‌رفت، البته این در شرایطی است که وضعیت خوبی می‌داشتیم، انگلستان و روسیه مداخله نمی‌کردند اما در مجموع چه پهلوی اول و چه پهلوی دوم آن‌ را به یک قدرت استبدادی تبدیل کردند که فقط شخص، تصمیم‌گیرنده اصلی است.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تاکید کرد: وقتی ما از آزادی و برابری سخن می‌گوییم مگر می‌شود که دختران و زنان آموزش نبینند و مدرسه نروند و ما هنوز از برابری حرف بزنیم؟ این برابری در قانون اساسی آمده بود اما مشکل در ساخت اجتماعی ایران بود.

    انتهای پیام

  • بازداشت یکی‌از مدیران پرسپولیس از سوی وزارت‌اطلاعات

    بازداشت یکی‌از مدیران پرسپولیس از سوی وزارت‌اطلاعات

    اعتمادآنلاین| روابط عمومی وزارت ورزش و جوانان در خصوص بازداشت یک نفر از مدیران میانی یکی از باشگاه‌های پایتخت اطلاعیه ای به شرح زیر صادر کرد :

    بسم الله الرحمن و الرحیم

    با عرض تبریک ایام مبارک دهه ولایت به اطلاع هواداران فهیم و پرشور فوتبال می رساند

    ضمن تکذیب موارد مطرح شده در برخی از رسانه های معاند و در راستای مبارزه با فساد در ورزش با پیگیری های این وزارتخانه و اقدام سربازان گمنام امام زمان ( عج ) در وزارت اطلاعات یکی از مدیران میانی یک باشگاه ورزشی پایتخت با حکم مقامات قضایی بازداشت شد.

    بدیهی است اقدامات لازم برای مبارزه با فساد در ورزش با قوت و قدرت و با هماهنگی مسئولین دو وزارت ورزش و جوانان و اطلاعات تداوم خواهد داشت .

    منبع: وزارت ورزش و جوانان

  • مساله فساد به شدت امنیت ملی را تهدید می‌کند

    مساله فساد به شدت امنیت ملی را تهدید می‌کند

    اعتمادآنلاین| معاون مبارزه با مفاسد کلان اقتصادی وزارت اطلاعات در جلسه امضای سند مشارکت با معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه گفت: آماده هستیم هدفمند و هم‌افزا همکاری‌هایی داشته باشیم و با همفکری وهمدلی و هم‌­افزایی تاثیر بیشتری در مقابله هوشمند وسازمان‌یافته برای پیشگیری و مبارزه با فساد داشته باشیم.

    به گزارش ایسنا به نقل از واحد اطلاع رسانی معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، وی با اشاره به اینکه به اقتضای مسوولیت دیده­بانی امنیت ملی و جایگاهی که قانون و نظام برای مبارزه با فساد به وزارت اطلاعات محول کرده است و با استفاده از ادبیات امنیتی و اطلاعاتی می­خواهیم بگوییم موضوع فساد در کشور، موضوعی امنیتی است افزود: اگر در شرایط فعلی ما امنیت اقتصادی را پایه امنیت ملی بدانیم، سهم و جایگاه این مساله در سال­های اخیر بسیار برجسته­تر شده است و باور داریم امنیت اقتصادی محور و ستون امنیت ملی است .

    معاون مبارزه با مفاسد کلان اقتصادی وزارت اطلاعات اظهار کرد: باید بپذیریم رابطه معناداری بین امنیت ملی و مبارزه با مفاسد اقتصادی وجود دارد و مساله فساد به شدت امنیت ملی را تهدید می­کند و برای ما مهمترین عامل درون سرزمینی که امنیت اقتصادی را تهدید می­کند؛ فساد اقتصادی است. مساله تحریم اقتصادی عامل بیرونی است که آن هم تهدیدی برای امنیت اقتصادی به شمار می رود.

    وی اعلام کرد: به همین دلیل حضور، برنامه ریزی، سازماندهی و اقدامات موثر توسط دستگاه اطلاعاتی معنا و مفهوم می‌یابد و سالیان سال است که کشور و اجزای حاکمیت ازجمله وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی تلاش­های زیادی کرده و اراده حاکمیت و اراده رهبری نظام بر کاهش جرایم اقتصادی است.

    معاون مبارزه با مفاسد کلان اقتصادی وزارت اطلاعات اضافه نمود: به رغم اقدامات فراوانی که انجام شده به دلیل اینکه در عمل، اولویت به پیشگیری از وقوع فساد اقتصادی داده نشده، موفقیت کافی وجامع در این حوزه درکشور حاصل نشده است.

    او گفت: در موضوع مبارزه با فساد مانند مبارزه با قاچاق مواد مخدر خوب عمل شده و در چهل و دو سال بعد از انقلاب میزان کشفیات و دستگیری‌ها افزایش یافته است. از منظر آسیب‌شناسی به نظر می رسد در سطح نظام به میزانی که در رویکرد عملیاتی سرمایه­‌گذاری کردیم در امر پیشگیری سرمایه گذاری نشده و تاثیر معناداری در کاهش ضریب فساد نداشته ایم.

    معاون مبارزه با مفاسد کلان اقتصادی وزارت اطلاعات اشاره کرد با همه این اقدامات ما معتقدیم اگر می خواهیم مساله فساد را در کشور از بین برده وکاهش دهیم باید اولویت و سرمایه‌گذاری اصلی ما و اقدامات ما معطوف به حوزه پیشگیری باشد.

    او با بیان اینکه ما رویکرد سخت‌افزاری و اقدامی را رویکرد اقتضایی و لاجرمی می­دانیم و دراین زمینه هم کم نگذاشتیم اظهارکرد: اقدام پیشگیرانه را اقدام راهبردی می‌دانیم و معتقدیم این رویکرد راهبردی با ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی که دارد می‌تواند مساله نظام را مقابله با فساد حل کند.

    معاون مبارزه با مفاسد اقتصادی وزارت اطلاعات افزود: با این رویکرد می توانیم مساله فساد را حل کنیم چون ماهیت پیشگیرانه دارد، دلیل دیگر اینکه صرفا سخت‌افزاری نبوده و فرایندمحور نیز هست. رویکرد عملیاتی ما پرونده محور و و رویکرد مجازات محورانه است اما در اینجا باور داریم اگر بتوانیم فرایندهای فسادزا را تشخیص دهیم و شناسایی کنیم و از بین ببریم و جایگزین کنیم فرایندهای موثرو مثبت خواهیم شد که لازمه آن هم یک نگاه فراگیر و سیستمی است.

    وی در ادامه سخنان خود اعلام کرد: در شرایط امروزی ما با چالش بحران درآمد روبرو هستیم و امیدواریم در فرایند مبارزه با مفاسد بتوانیم در افزایش درآمد پایدار به دولت نیز کمک کنیم.

    معاون مبارزه با مفاسد اقتصادی وزارت اطلاعات گفت: باور ما این است که براساس داده‌های اطلاعاتی، تحقیقات و پژوهش‌های علمی و اطلاعاتی هیچ موضوعی مثل پدید فساد موجب فرسایش سرمایه اجتماعی نظام نشده است.

    او در پایان گفت: برای حفظ مقبولیت نظام و ارتقای قابلیت‌های نظام و تعمیق حقانیت نظام موظفیم به لحاظ اخلاقی و عقیدتی وسازمانی در این راه باهم همکاری داشته باشیم و با هم افزایی ناشی از آن سرعت بیشتری به پیشگیری از شکل گیری فساد دهیم.

    در پایان این دیدار سند همکاری مشترک بین معاونت‌های اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه و معاونت مبارزه با مفاسد اقتصادی وزارت اطلاعات به امضا رسید.

    منبع: ایسنا

  • آخرین قیمت سکه، طلا و ارز – ۱۴ مرداد ۱۳۹۹

    آخرین قیمت سکه، طلا و ارز – ۱۴ مرداد ۱۳۹۹

    آخرین قیمت سکه، طلا و ارز – ۱۴ مرداد ۱۳۹۹

     

    اعتمادآنلاین| جدیدترین گزارش‌ها از بازار سکه، ارز و طلا از کاهش نسبی قیمت سکه باوجود تداوم مانور بازار در محدوده بالای یازده میلیون تومان حکایت می کند. در جریان معاملات امروز بازار ارز هم نرخ فروش دلار و یورو باز هم افزایش داشته است.

    براساس اعلام اتحادیه صنف فروشندگان و سازندگان طلا، جواهر، نقره و سکه تهران، قیمت سکه تمام بهار آزادی طرح جدید در بازار امروز (پنج‌شنبه) به ۱۱ میلیون و ۵۰ هزار تومان رسیده و هر گرم طلای ۱۸عیار نیز یک میلیون و ۷۲ هزار تومان قیمت دارد.

    امروز سکه طرح قدیم با قیمتی معادل ۱۰ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان داد و ستد می‌شود. این در حالی است که قیمت نیم‌سکه پنج میلیون و ۵۵۰ هزار تومان، ربع سکه سه میلیون و۱۵۰ هزار تومان و سکه گرمی یک میلیون و ۷۳۰ هزار تومان است.

    همچنین در بازارهای جهانی، آخرین قیمت هر اونس طلای جهانی به ۱۹۷۴ دلار رسیده است.

    قیمت دلار و یورو در صرافی‌های بانکی

    در جریان معاملات امروز بازار ارز، نرخ فروش دلار و یورو باز هم افزایش داشته است.

    امروز (سه‌شنبه) صرافی‌های بانکی هر دلار آمریکا را به قیمت ۲۰ هزار و ۲۰۰ تومان می‌خرند و معادل ۲۲ هزار و ۲۰۰ تومان نیز می‌فروشند که نرخ خرید دلار نسبت به دیروز ۱۰۰ تومان کاهش یافته اما نرخ فروش آن با ۳۰۰ تومان افزایش قیمت مواجه شده است.

    همچنین، این صرافی‌ها هر یورو را معادل ۲۴ هزار تومان می‌خرند و به قیمت ۲۶ هزار تومان نیز می‌فروشند که نرخ خرید و فروش یورو نیز در مقایسه با معاملات روز گذشته به ترتیب ۲۰۰ و ۳۰۰ تومان افزایش داشته است.

    علاوه براین، بانک‌ها نیز امروز هر دلار آمریکا را به قیمت ۲۲ هزار و ۹۹۶ تومان و هر یورو را معادل ۲۳ هزار و ۱۹۶ تومان می‌خرند.

    منبع: ایسنا

  • جواب مهندس بازرگان به مخالفانش چه بود؟

    جواب مهندس بازرگان به مخالفانش چه بود؟

    اعتمادآنلاین| محمد توسلی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، در گفت‌وگوی ویدئویی با اعتمادآنلاین با اشاره به جمله «اگر قرار باشد من برای هر امری از امام اجازه بگیرم به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورم» از مهندس بازرگان گفت: مهندس بازرگان برایش خیلی سنگین بود که ما دنبال آزادی و حاکمیت ملت بودیم و حالا یک دولتی که دولت امام زمان است، نتواند با کشورهای دیگر مذاکره کند و باید برای مذاکره اجازه بگیرد. این جمله تاریخی و به نظر من آموزنده است برای ارزیابی شرایط سیاسی آن روز.

    بخش‌هایی از این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

    این جمله مهندس بازرگان که اگر قرار باشد برای هر امری از امام اجازه بگیرم به درد لای جرز دیوار می‌خورم بهترین روایت است برای ارزیابی شرایط آن روز

    *انتخاب جملاتی نظیر اینکه «اگر قرار باشد من برای هر امری از امام اجازه بگیرم به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورم» از طرف آقای مهندس بازرگان، چقدر شرایط را در دولت موقت برایشان سخت‌تر کرد؟

    این جمله تاریخی ایشان در آن سخنرانی است که بعد از پذیرش استعفایشان در محل نخست‌وزیری ارائه می‌دهند و در فضای مجازی هم به دفعات منتشر شده، بعد از این است وقتی که [از] الجزیره برگشتند، این اتهام را مطرح کردند که شما وقتی با برژنسکی مذاکره کردید چرا قبلاً از آقای خمینی اجازه نگرفتید؟ این برای مهندس بازرگان بسیار سنگین بود که وقتی یک نخست‌وزیری همراه وزیر دفاع دکتر چمران، وزیر امور خارجه، دکتر یزدی و جمعی دیگر مثل آقای محمد مجتهدی شبستری- نمی‌دانم چه سمتی داشتند که همراه ایشان بودند- حق نداشته باشند در راستای منافع ملی و مطالبات ملی مذاکره کنند. موضوع مذاکرات [را] هم بعدها گزارش دادند. این بود که اموال و پول‌هایی که آنجا داریم چگونه بتوانیم مسترد کنیم که در راستای منافع ملی بتوانیم آن منابع را به کار بگیریم. اتفاقاً وقتی مهندس بازرگان برگشتند همین گزارش را به رسانه‌ها دادند. آقای دکتر یزدی هم در همان روز اشغال سفارت آمریکا، که یکشنبه‌روزی هست، بعدازظهر خدمت آقای خمینی می‌رسند، عیناً گزارش می‌دهند و مسائل را منتقل می‌کنند.

    در یک‌چنین شرایطی مهندس بازرگان خب، برایش خیلی سنگین بود که ما دنبال آزادی و حاکمیت ملت بودیم و حالا یک دولتی که دولت امام زمان است، نتواند با کشور های دیگر مذاکره کند و باید برای مذاکره اجازه بگیرد. این جمله تاریخی و به نظر من آموزنده است برای ارزیابی شرایط سیاسی آن روز.

    **مشروح این گفت‌وگو را اینجا ببینیم و بخوانیم.

  • نرخ بهره پایین اشتباه بزرگ بانک مرکزی

    نرخ بهره پایین اشتباه بزرگ بانک مرکزی

    اعتمادآنلاین| دهه‌های متمادی است که تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی به دنبال یافتن ارتباط متقابلی میان تکانه‌های تورمی و فعل و انفعالات موجود در بازار سهام هستند اما تاکنون نتوانسته‌اند یک گزاره مشخص را در این زمینه ارایه کنند. نهایت اظهارنظرهای تحلیلی در این زمینه منجر به درک این واقعیت مشخص شد که به علت وجود ساختار اقتصادی متفاوت، این ارتباط از کشوری به کشور دیگر و از اقتصادی به اقتصاد دیگر تغییر می‌کند. شاید به همین علت است که برخی تحلیل‌گران این رابطه را منفی، برخی مثبت و برخی فاقد ارتباط معنادار دانسته‌اند. در ایران اما بعد از رشد فزاینده‌ای که در بازار بورس مشاهده شده برخی از تحلیلگران هشدار داده‌اند که این رشد نامتوازن اگر در بستری مناسب پیشروی نکند در ادامه تبعات جبران‌ناپذیری در شاخص‌های کلان اقتصادی به جای خواهد گذاشت؛ دغدغه‌هایی که ۲۵نفر از فعالان اقتصادی آن را در قالب نامه‌ای به مسوولان اجرایی کشور تذکار داده‌اند. با توجه به اهمیت موضوع علی سرزعیم در جریان گفت‌وگویی مجازی تلاش کرده است تا نوری به ابعاد پنهان دغدغه‌هایی بتاباند که فعالان اقتصادی نسبت به بازار بورس دارند.

      اقتصاد ایران ۲ سال رشد اقتصادی منفی را تجربه کرده است؛ از سوی دیگر تبعات برآمده از کرونا هم باعث تداوم کاهش رشد منفی اقتصادی شده است؛ در این شرایط چرا بورس ایران در مسیر رشد فزاینده قرار دارد؟

    آنچه که در بخش حقیقی اقتصاد کشورمان در حال رخ دادن است؛ یک نزول مستمر است و ما رشد منفی را تجربه خواهیم کرد؛ پیش بینی‌ها حاکی از آن است که کرونا برخواهد گشت، بنابراین چشم‌انداز رشد در بازارهای کشور در سال بعد هم منفی خواهد بود. پس کشور در بخش واقعی اقتصاد وضعیت خوبی ندارد. در بازار دارایی و مالی مثل سهام هم جهشی را در سال قبل داشتیم و هم امسال؛ موضوع اما از جهش گذشته است و به مرز انفجار رسیده است. واقعیت آن است که اتفاقات این ۲ بازار نمی‌تواند اینقدر بی‌ربط به هم باشد. به هر حال رشد اقتصادی در بنگاه‌های اقتصادی محقق می‌شود و قیمت سهام هم باید ارتباط مستقیم با رشد بنگاه‌ها داشته باشد؛ اگر بنگاه‌ها در مسیر رشد باشد سهام آن شرکت هم بالا می‌رود و اگر بنگاه‌ها در مسیر سقوط باشند سهام نزولی می‌شود. زمانی که یک افتراق اینچنینی در ۲بازار می‌بینیم؛ معنی‌اش این است که بورس ما آینه تمام نمای اقتصاد ما نیست. بورس تنها بخشی از اقتصاد ایران را منعکس می‌کند. قبل از ورود به بحث رشد امسال بورس، به نظرم باید به رشد سال قبل بپردازیم. رشد سال قبل در بورس بالای ۱۵۰درصدی بود که بیشتر رشد صنایعی که مرتبط با نرخ ارز بودند را منعکس می‌کرد. در واقع بورس ما آن بخش اقتصادی را منعکس می‌کرد.پارسال به لحاظ سیاست‌گذاری فرصت خوبی بود تا عرضه شرکت‌ها آغاز شود تا رشد بورس به این اندازه شدید نشود.

      بعد از عبور از شرایط سال قبل اقتصاد ایران وارد سال۹۹شد؛ در این برهه زمانی چه اتفاقی در بورس افتاد؟

     بعد از عبور از آن دوران به اسفندماه۹۸ و فروردین امسال رسیدیم که کرونا هم آغاز شده بود؛ هم تنگنای مالی دولت بیشتر شد و هم خانه‌نشینی‌های گسترده ایرانیان آغاز شد. وقتی فرد در خانه می‌نشیند؛ هزینه‌های زندگی‌اش بسیار تغییر می‌کند. شاید کمتر هم شود. کارمندان درآمد داشتند و هزینه‌هایشان هم کم شده بود؛ بنابراین از میان بازارهای موجود بازار بورس را که چشمک می‌زد، انتخاب کردند.

      یعنی مردم از روی بیکاری بازار بورس را انتخاب کردند؟

    این تعبیر قشنگی نیست، ولی کاهش هزینه‌های عمومی مردم و مازادی که در این زمینه باقی ماند به اقبال مردم به بورس کمک کرد. تجربه رشد سال قبل بورس و مشکلات سایر بازارها، دست به دست هم داد تا بورس بیشتر از تصورات عمومی رشد کند. موضوعی ذیل عنوان «پیش‌بینی‌های خودکامرواساز» در اقتصاد وجود دارد؛ یعنی شما فکر می‌کنید که بازار رشد می‌کند و سرمایه‌گذاری می‌کنید؛ ابتدا هیچ‌کس حرف شما را قبول نمی‌کند؛ بعد که تعداد قابل قبولی این را باور کنند؛ تبدیل به رشد می‌شود؛ عده‌ای که باور نکرده بودند؛ به میان این ساختار وارد می‌شوند و آرام آرام افراد دیرباور هم به این جمع می‌پیوندند. مجموعه این گزاره‌ها عوامل اصلی بروز شرایط امروز بورس است.

      یعنی همین عوامل باعث رشد بورس شده است؛ این توضیحات خیلی ساده نیست؟

    هرکدام از این گزاره‌ها برای خودش تعابیر و تفاسیر جداگانه‌ای دارند که باید به آنها توجه شود. من سرفصل‌ها را به اختصار اشاره می‌کنم

      اما شما در نامه‌ای که در قالب فعالان پولی و مالی منتشر کرده بودید؛ بازار سرمایه را دلیل تورم فعلی کشور دانسته بودید؟

    ما یک مساله میان مدت داریم که رشد نقدینگی بالا است که سال قبل ۳۱درصد رشد نقدینگی داشتیم. قبل از خروج ترامپ از برجام هم ما هشدار می‌دادیم که عدم تعادل‌ها در اقتصاد زیاد شده و نهایتا در تورم سرریز می‌شود. در این شکی نیست؛ بالاخره این نقدینگی سرریز شده است در بازارهای مختلف؛ ابتدا ارز، بعد مسکن و بعد هم بازار سرمایه؛ اگر این نقدینگی در بازار بدهی می‌رفت بهتر هم بود. من یک مثالی بزنم؛ آبی روی زمین می‌ریزد و ما برای جمع کردن آن ابزارهای مختلفی را مثل کاغذ، اسفنج و پارچه استفاده می‌کنیم. قدرت آبگیری هر کدام از این ابزارها فرق می‌کند. بله اگر نقدینگی به بازار ارز می‌رفت؛ فاجعه اقتصادی بزرگ‌تری رخ می‌داد و حالا که به بازار سرمایه رفته است؛ بهتر است. در علوم اجتماعی اصولا چقدر مهم است. رشد بازار سرمایه خوب است. اما چقدرش مهم است.

      اما آن چقدر را چه کسی باید تعیین کند؟

    آن حد باید تناسبی بین سایر روندهای اقتصادی باشد و این احساس ایجاد نشود که یک بازار باعث بی‌ثباتی سایر بازارها شده است. مثل خواندن کتاب. کتاب خواندن خوب است؛ اما اگر کسی همه ساعاتش را صرف کتاب کند و غذا نخورد و ورزش نکند و نخوابد معلوم است که خطرناک است. رشد بازار سرمایه خوب است؛ مگر می‌شود اقتصاددانی بگوید بد است؛ مساله این است که چقدر باید رشد کند. نامه ۲۵نفر ناظر بر این است که برخی نشانه‌ها بیانگر غیرعادی بودن شرایط است. اتفاقا ایده اقتصاددانان این بود که فعالان این حوزه سود خوبی بکنند اما نه از یک حدی بیشتر که مشکلات دیگری را بیافریند.

      شما در نامه‌تان ۲پیشنهاد داده بودید که یکی افزایش سود سپرده‌های بانکی و دیگری مالیات بر عایدی سرمایه  این دو پیشنهاد نشان نمی‌دهد که شما موافق حضور پول در بازار سرمایه هستید؟

    نکته همین است؛ بستگی دارد که شما مالیات را چه عددی بگذارید؛ ۱درصد بگذارید؛ ۱۰درصد بگذارید یا ۷۰ درصد بگذارید. من مثال‌های عامه پسند می‌زنم؛ ما می‌گوئیم کمک به فقرا خوب است؛ آیا یک درصد خوب است؛ یا ۷۰درصد؛ هر کدام از این گزاره‌ها باعث واکنش‌های متفاوتی می‌شود. اگر بگویند ۱درصد می‌گویید که صدقه چیز خوبی است اما اگر گفته شود ۷۰درصد پولتان را صدقه بدهید؛ باعث تغییر موضعتان می‌شود. مالیات هم همین است؛ چقدرش مهم است. بعد هم اینکه شما باید در تحلیل‌ها مسائل کوتاه‌مدت، میان مدت و بلندمدت را ببینید. ما دوست داریم بورس رشد کند نه به این قیمت که کل اقتصاد را دچار بی‌ثباتی کند. یکی از عواملی که در مشکلات امسال موثر بود؛ اشتباه بانک مرکزی در پایین آمدن نرخ بهره بود که عاملی شد برای هل دادن بازار سرمایه به سمت یک رشد نامتوازن. باید رفتارها بسیار نرم باشد

      شما نرخ بهره تعادلی را چند درصد می‌دانید؟

    فکر می‌کنم که الان باید بسیار بالاتر از این حرف‌ها باشد؛ برخی می‌گویند نرخ بهره تعادلی بالای ۳۰درصد باید باشد و برخی اعداد بیشتری را اعلام می‌کنند.

      بانک‌ها از چه محلی باید این سودهای سپرده را پرداخت کنند؟

    ما در اینجا باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم؛ از یک طرف نظام بانکی داریم که مشکل دارد و اگر نرخ بهره را ببریم بالاتر مشکلاتش بیشتر می‌شود و از یک طرف هم بی‌ثباتی اقتصادی را داریم که در اثر نرخ بهره به وجود می‌آید.

    باید یک توازنی در این میان ایجاد شود. انتخاب‌های ما بین خوب و خوبتر نیست؛ چرا؟ چون نمی‌خواهیم تورم ناگهان اوج بگیرد. ترجیح می‌دهیم مسیر مصرف، هموار شود. خصوصا امروز که ما از نظر سیاسی نیاز به خرید زمان داریم . من می‌گویم آقای روحانی گام اول را به‌خوبی برداشت و برجام را امضا کرد؛ اما گام مهم بعدی که اصلاحات اقتصادی بود انجام نشد. اساسا اهمیت برجام در پیگیری اصلاحات اقتصادی بود.

      یعنی یک فرصت سوزی در آن برهه زمانی داشتیم؟

    بله دیگر. یعنی ما برجام را می‌خواستیم نه فقط برای آزادسازی پول؛ بلکه بخشی از اقتصاددان‌ها این تصور را داشتند که بعد از برجام فضا برای اجرای اصلاحات اقتصادی فراهم شود. برخی سیاسیون تصور دیگری داشتند که پول‌ها برگردد و صرف امور جاری مملکت شود. هدف کاهش تورم در آن زمان کار درستی بود و مارا از غلتیدن در دره ابرتورم دور کرد اما گام دوم که اصلاحات اقتصادی بود انجام نشد. بعد وزارت صمت هم اصلاحات قیمتی در سطح بنگاه‌ها انجام نداد که اگر انجام میداد رشد بورس آن زمان اتفاق می‌افتاد. اتفاقا ما طرفدار رشد بورس هستیم. می‌گوییم چرا سیمان را کنترل می‌کنید به اسم مهار قیمت مسکن؛ اجازه بدهید تا تولیدکننده سیمان سود کند، بعد سهامدارانش سود کنند و در نهایت نتایج آن متوجه همه اقتصاد شود. باید سدهایی زده شد تا رشد نقدینگی کمتر به سبد مصرفی برسد؛ یکی از سدها بازار سرمایه است؛ اما بهترین سد اوراق بدهی است که فواید زیادی دارد.

      چرا فکر می‌کنید رشد بازار بورس بیشتر از یک حد مشخص باعث بروز آسیب به اقتصاد کلان می‌شود؟

    ما در کتاب‌های اقتصاد کلان مفهومی را ذیل عنوان «اثر ثروت» داریم؛ یعنی چه؟یعنی من یک‌سری سهام دارم؛ چهار برابر شود؛ ۵برابر شود؛ احساس می‌کنم؛ ثروتم زیاد می‌شود؛ بلافاصله پس از اینکه احساس کنم ثروتم زیاد می‌شود، نحوه مصرف کردنم تغییر می‌کند و افسارگسیخته بیشتر می‌شود. خطری که ما در بازار سرمایه احساس می‌کنیم و شواهد آن را می‌بینیم، ناشی از یک چنین شرایطی است. با این رشدهای عجیب و غریب نگران این هستیم که بازار سرمایه نتواند در شمایل یک سد فشار مصرفی را کم کند.

      چطور یک چنین شرایط بروز می‌کند؟

    اولا باید بدانیم که نقدینگی به‌شدت نامتوازن در اقتصاد ایران توزیع شده؛ عدد درست را بانک مرکزی نمی‌دهد؛ ما می‌دانیم که بخش زیادی از نقدینگی در اختیار بخش اندکی از جامعه است. افراد زمانی که ثروت‌های نامتعارفی پیدا می‌کنند به سرعت در مصرف جامعه هم تاثیر می‌گذارد. یک ویلا می‌خرند؛ خانه می‌خرند؛ چند خودرو در اختیار می‌گیرند.

      یعنی شما معتقدید که رشد بورس در تورم جامعه اثرگذار است؟

    از مسیر اثر ثروت؛ اثرات تورمی ایجاد می‌کند؛ بازار ارز را مختل می‌کند و…چون مساله بزرگ است؛ این بورس ذینفعان مختلفی وجود دارد. از مردم طبقات کمتربرخوردار گرفته تا دولت که دارایی‌هایش را فروخته و افرادی که ثروت‌های فراوانی دارند. این افراد هر کدام رویکردی را در بازار بورس دنبال می‌کنند. این نقدینگی‌های افسارگسیخته در آینده می‌تواند اقتصاد ایران را دچار مشکلات فراوانی کند.

      زمانی که سود سپرده در اقتصاد ایران از نرخ بهره واقعی بالاتر بود (زمان سیف)؛ اقتصاددان‌ها انتقاد خاصی را مطرح نکردند؛ چه شد شاخص بورس که سه ماه بالا رفت اینگونه باعث انتقاد شد؟

    شاید انتقادات ما انعکاس بیرونی نداشت؛ اما افرادی بودند که مکرر با آقای سیف دعوا می‌کردند که چرا برخی از این بانک‌ها که مسابقه سود را تشدید می‌کنند چرا جلوی آن را نمی‌گیرید. در آن زمان کسانی که فکر می‌کردند زمان اصلاحات اقتصادی از راه رسیده در اقلیت قرار گرفتند و کسانی که معتقد بودند به خاطر انتخابات و…باید به شیوه دیگری رفتار کنیم در اکثریت قرار گرفتند.

    منبع: روزنامه تعادل