دسته: اخبار استانها

  • سهام عدالت ۵۳۲ هزار تومانی چقدر می‌ارزد؟

    سهام عدالت ۵۳۲ هزار تومانی چقدر می‌ارزد؟

    اعتمادآنلاین| در پایان معاملات امروز بازار سهام، ارزش سهام عدالت بازهم با کاهش همراه بود و افت ۲.۸ درصدی (۳۵۵هزار تومان در مقایسه با روز شنبه هفته جاری) را ثبت کرد.

    بنابراین ارزش سبد ۵۳۲ هزار تومانی و یک میلیون تومانی سهام عدالت به ترتیب به ۱۲ میلیون و ۴۱۸ هزار تومان و ۲۳ میلیون و۳۸۳هزار تومان رسید.

    با احتساب این موضوع، ارزش ۶۰ درصد قابل فروش سبد ۵۳۲هزار تومانی سهام عدالت به ۷ میلیون و ۴۵۰هزار تومان رسیده است.

    منبع: ایلنا

  • وزیر کار به بیماری کرونا مبتلا شد

    وزیر کار به بیماری کرونا مبتلا شد

    اعتمادآنلاین| سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس از ابتلای وزیر کار به کرونا خبر داد و گفت: جلسه سؤال از وزیر در کمیسیون اجتماعی به دلیل ابتلای وی به کرونا برگزار نشد.

    علی بابایی کارنامی، نماینده مردم ساری در مجلس شورای اسلامی گفت: محمد شریعتمداری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به بیماری کرونا مبتلا شد.

    وی افزود: بنا بود در جلسه امروز کمیسیون اجتماعی سؤال از وزیر کار در کمیسیون مطرح شود که به دلیل ابتلای آقای وزیر به کرونا و عدم حضور وی در کمیسیون این جلسه برگزار نشد.

    منبع: فارس

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • رهبری خود را سپر بلای رئیس‌جمهور کرد

    رهبری خود را سپر بلای رئیس‌جمهور کرد

    اعتمادآنلاین| نماینده خمینی‌شهر در مجلس، گفت: آقای رئیس جمهور! این لطف امام جامعه که ضربه‌گیر اعتراضات مردمی شد و خود را سپر بلای رئیس‌جمهور کرد را قدر بدانید. البته قدر دانستن یعنی پرهیز از حاشیه‌سازی و در مقابل رسیدگی و پرداختن به حل مشکلات مردم.

    حجت‌الاسلام محمدتقی نقدعلی طی نطق میان دستور در جلسه امروز دوشنبه ۵ آبان صحن علنی مجلس، با اشاره به حدیثی از حضرت علی(ع) مبنی بر اینکه «ای مردم حق شما به گردن من، کامل ادا کردن حق شما از بیت‌المال و آموزش شماست تا جاهل نمانید و تربیت شماست تا دانا شوید» گفت: در کلام و نگاه امیرمومنان دو تکلیف برعهده حاکمیت است؛ یکی معیشت و دیگری تربیت. کارگزاران نظام دینی به ویژه کارگزاران اجرایی باید بدانند که کوتاهی در این دو وظیفه به ویژه درباره معیشت و اشتغال مواخذه الهی و مزمت نزد مردم را به همراه خواهد داشت.

    وی در ادامه اظهار داشت: نمایندگان امروز بیشترین مراجعه به دفاتر شما درخصوص مشکل مسکن، شغل، ازدواج و امکانات رفاهی است، امروزه ضعف مدیریت در عرصه‌های اقتصادی کاملا مشهود است و من برخی از آن‌ها را در بازدیدهای میدانی دیده‌ام، یکی از این ضعف‌ها، ضعف در حوزه نهاده‌های دامی است که تحت عنوان سامانه بازارگاه وجود دارد و همچنین ضعیف در توزیع خودرو که موجب سوءاستفاده و رانت‌خواری در این حوزه شده است. البته مجلس به بازار خودرو وارد شده است و از دولت می‌خواهیم که توصیه‌ها و رهنمودهای مجلس را جدی بگیرد.

    نماینده خمینی شهر در مجلس در ادامه سخنان خود به مشکلات در بحث توزیع آب در کشور اشاره کرد و اظهار داشت: نگاه به توزیع آب نباید به شکل منطقه‌ای باشد. در این نگاه مردم اصفهانی، خوزستانی، یزدی و چهارمحال و بختیاری همه هم وطن و لایق بهترین خدمات هستند. اگر امروز مردم چهارمحال و بختیاری مشکل آب شرب دارند، مردم اصفهان هم به دلیل عدم توجه به طومار چند صد ساله توزیع آب شیخ بهایی، عدم رعایت حق آبه تالاب گاوخونی، بارگذاری نابه‌جا بر روی آبریز زاینده رود و عدم جبران آن با وجود تعهدات جبران، کشاورزی در شرق و غرب استان نابود شده و مردم حتی در مرکز استان با مشکل آب شرب مواجه شدند.

    وی ادامه داد: امروز در حالات عادی بیش از ۳ میلیارد مترمکعب آب به خلیج فارس از سرشاخه‌های کارون می‌ریزد. ما نمایندگان با همراهی و کارشناسی دقیق می‌توانیم گفت‌وگو کنیم. کما اینکه نمایندگان اصفهان با نمایندگان چهارمحال و بختیاری کنار هم نشسته‌ایم اما همه باید درباره تشکیل هیات کارشناسی بی‌طرف توافق کنیم.

    عضو کمیسیون آب، منابع طبیعی و کشاورزی در ادامه سخنان خود، بیان داشت: اگر مردم بروجن باید از حوزه آبریز زاینده رود سیراب شوند، طرح بهشت آباد طی کارشناسی دقیق باید برای جبران برداشت‌هایی که از حوزه آبریز زاینده رود شده و تکلیف اجرا نشده دولت است، به اجرا در بیاید البته با کارشناسی، وفاق و توافق نمایندگان این کار باید انجام شود. کار را نباید بین مردم کشاند، قصه آب ملی است و انتقال آب از شمال به سمنان، از کرمانشاه به ایلام و از چهارمحال و بختیاری به اصفهان و دیگر نقاط کشور ملی است.

    نقدعلی در بخش پایانی اظهارات خود، در واکنش به توصیه‌های مقام معظم رهبری درخصوص عدم توهین به رئیس جمهور در جلسه ستاد ملی کرونا، گفت: اماما ما به امر شما تمکین می‌کنیم اما به رئیس جمهور می‌گوییم اگر توهین به شما ممنوع است، توهین به ساحت مقدس معصومین به طریق اولی ممنوع تر است پس بیایید اکنون که مورد مهر و عطوفت امام جامعه قرار گرفتید، دست از حاشیه سازی و تحریف بردارید و مشکلات معیشتی، مسکن و ازدواج جوانان را در فرصت باقی‌مانده برطرف کنید و همچنین این لطف امام جامعه که ضربه‌گیر اعتراضات مردمی شد و خود را سپر بلای رئیس جمهور کرد را قدر بدانید. البته قدر دانستن یعنی پرهیز از حاشیه
    سازی و در مقابل رسیدگی و پرداختن به حل مشکلات مردم.

    منبع: ایلنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • درسی که یک لوله‌کش به نوبلیست اقتصاد داد

    درسی که یک لوله‌کش به نوبلیست اقتصاد داد

    اعتمادآنلاین| یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جوامع توسعه یافته، استفاده مناسب از تجربیات و دانایی رسوب شده در بخش‌های مختلف است.بعد از مشخص شدن شمایل افراد برنده از نوبلیست‌های اقتصاد ۲۰۲۰ مطالب ارزنده متعددی منتشر شده است. در این نوشته ماجرایی کوتاه را به نقل از یکی از همکاران پل میلگرام می‌نویسم که حاوی دوپیام مهم برای اقتصاد امروز ما و علاقه‌مندان علوم اقتصادی است. این داستان کوتاه اولا بیان می‌کند که چگونه یک اقتصاددان از یک اتفاق عادی روزمره الهام گرفته و یک ایده طلایی می‌سازد. ثانیا یکی از بزرگ‌ترین و ماندگار‌ترین آثار مشترک میلگرام با هولمشتروم ۱۹۹۱ را معرفی می‌کند. اگرچه حتی کمیته نوبل اشاره‌ای به این اثر عمیق نکرده، اما به نظر می‌رسد این مقاله یک انقلاب در نظریه قراردادها بوده و می‌تواند در دنیای واقعی نحوه تعیین دستمزد در قراردادهای کارفرما-کارپذیر را به‌شدت تحت تاثیر قرار دهد. اما خلاصه ماجرا؛ روزی میلگرام لوله کشی را برای طراحی آشپزخانه‌اش استخدام می‌کند و از وی تخمین زمانبندی اتمام کار را می‌خواهد.

    لوله کش زمانبندی تخمینی را اعلام می‌کند. بلافاصله میلگرام یاد مساله معروف انگیزه کارپذیر افتاده، پاداشی برای اتمام به موقع و جریمه‌ای سنگین برای تاخیر در اتمام کار وضع می‌کند اما لوله کش کار را به دلیل همین جریمه سنگین نمی‌پذیرد. میلگرام که در مکانیزم انگیزشی قرارداد پیشنهادی خود شک کرده به گفت‌وگو با لوله کش می‌پردازد و متوجه می‌شود که دلیل نپذیرفتن لوله‌کش عدم توانایی او در تحویل به موقع نیست بلکه لوله کش بیم آن را دارد که مکانیزم ایجاد شده، کیفیت بالای کار او را به دلیل عجله کاهش دهد. در واقع لوله کش به کیفیت کارش حساس است و مکانیزم طرح شده، انگیزه او را از بعد کیفیت به بعد زمان می‌برد و در نهایت می‌تواند اعتبار کاری او را مخدوش کند.

    این الهام‌گیری میلگرام از لوله‌کش منجر شد به نوشتن یکی از مهم‌ترین مقالات موجود در حوزه نظریه قراردادها. جزئیات مقاله مفصل است ولی جان کلام مقاله این حرف است: « در قراردادهایی که وظیفه محول شده چند بعد دارد، (بعد کیفیت و بعد زمان در مثال لوله کش) پولی کردن انگیزه در یک بعد قابل مشاهده (جریمه زمانی در مثال لوله کش)، می‌تواند انگیزه را در سایر ابعاد (کیفیت در همان مثال) مخدوش کرده و در نهایت باعث افت ابعاد غیر قابل مشاهده کار شود.» این همان دلیلی است که نمی‌توان دستمزد معلم و پرستار و بسیاری از مشاغل را به عملکرد آنها متصل کرد و دستمزدهای ثابت را تا این حد در دنیا رواج داد.

    در اقتصادی که همه ابعاد و زوایای آن مبتنی بر شروط و بایدها و نبایدهای غیر اصولی و غیر علمی بنا شده باشد، نمی‌توان توقع داشت تا فعالان اقتصادی و مخاطبان اقتصادی با بالاترین میزان انگیزه اقدام به ایجاد ارزش افزوده و فعالیت‌های مولد اقتصادی کنند.نکته‌ای که استاد لوله کش هم در مواجهه با مسیر ارایه شده توسط میلگرام به آن اشاره کرد، نمونه‌ای مثالی از وضعیتی است که در مجموعه نظام اقتصادی و فضای کسب و کار می‌تواند رخ دهد.

    منبع: تعادل

  • کلیمیان در آزادی‌های اجتماعی و آزادی بیان برابر سایر هم‌میهنان خود هستند

    کلیمیان در آزادی‌های اجتماعی و آزادی بیان برابر سایر هم‌میهنان خود هستند

    اعتمادآنلاین| نماینده کلیمیان در مجلس با بیان اینکه کلیمیان ایران در کمال آزادی به انجام فرائض دینی خود مشغول هستند، تاکید کرد که آن‌ها دارای آزادی‌های اجتماعی و آزادی بیان برابر سایر هم‌میهنان خود هستند.

    همایون سامه یح نجف‌آبادی، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور جلسه علنی امروز مجلس گفت: نمایندگان مجلس باید در جهت اجرای رهنمودهای رهبری معظم انقلاب توجه ویژه‌ای به مشکلات اقتصادی و فرهنگی کشور داشته باشند و برای ایجاد آسایش و رضایت مردم قدم بردارند.

    وی افزود: نمایندگان باید با اطاعت و احترام به فرمایشات بنیانگذار کبیر انقلاب برای حفظ وحدت برای رسیدن به هدف مقدس که همان اتحاد و انسجام ملت ایران و حفظ منافع ملی و سربلندی نظام جمهوری اسلامی ایران است تمام تلاش خود را به کار بندند، معنی وحدت کلمه عدم اختلاف‌نظر نیست که این امر خود مانع پیشرفت و تعالی خواهد بود، معنای آن اعتقاد به یک هدف مشترک است و آن قدرتمندی هرچه بیشتر این نظام مقدس و ایجاد رفاه، آسایش و ایجاد شادمانی برای ملت ایران است. چراکه اختلاف شدید بین مسئولان انرژی را به سمت حاشیه کشانده و از هدف دور خواهد نمود، اکنون ایران از طرق مختلف مورد هجمه‌های سیاسی و اقتصادی قرار گرفته است، در این شرایط دشمن با ایجاد مشکلات اقتصادی و هدف گرفتن معیشت مردم به دنبال ایجاد تنش میان مسئولان است چراکه می‌داند تصمیم‌گیری درست در هنگام آرامش بهتر انجام خواهد شد، پس از حربه‌های دشمنان ایران ضربه زدن به انسجام و وحدت ملت ما است.

    نماینده کلیمیان در مجلس تصریح کرد: جامعه کلیمیان ایران نیز از این موضوع مستثنی نیستند و همیشه بر حفظ وحدت ایرانیان تاکید فراوانی داشته است و به شعائر انقلاب وفادار هستند.

    این نماینده مردم در مجلس یازدهم، افزود: کلیمیان طی این تاریخ طولانی همواره به این آب و خاک دلبسته و وفادار بوده‌اند، به خصوص بعد از انقلاب اسلامی با حضور فعال در تمام عرصه‌های انقلاب، جنگ تحمیلی و دوران سازندگی که با تقدیم شهدا، جانبازان و اسرا دوشادوش هموطنان شریفشان، دین خود را با خدماتشان ادا نموده‌اند، کلیمیان ایران انتظار دارند که به حقوق حقه آن‌ها همچون گذشته طبق اصول ۱۳، ۱۴، ۱۹، ۲۰ و ۲۶ قانون اساسی احترام گذاشته شود.

    سامه یح تصریح کرد: مردم حوزه انتخابیه در کمال آزادی به انجام فرائض دینی خود مشغول بوده و دارای آزادی‌های اجتماعی و آزادی بیان برابر سایر هم‌میهنان خود هستند و تمام عبادتگاه‌ها، مدارس و دیگر ارگان‌های جامعه آن‌ها در سایه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به راحتی به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

    این عضو کمیسیون بهداشت مجلس اضافه کرد: جامعه کلیمیان ایران حمایت کامل خود را از مردم مظلوم و کودکان بی‌پناه فلسطینی اعلام می‌دارند و در تمام محافل و با صراحت کلام و در تمام وقایع با صدور بیانیه و انجام راهپیمایی اقدامات رژیم رو به زوال صهیونیستی را محکوم نموده‌ایم و حمایت کامل خود را از مردم مظلوم و کودکان بی‌پناه فلسطینی اعلام داشته و آرزوی بازگشت این مردم مظلوم به خانه و کاشانه خود داریم .

    نماینده کلیمیان در مجلس گفت: همانطور که امام راحل(ره) در سخنان تاریخی خود بر تفکیک جامعه کلیمیان از صهیونیست‌ها تاکید داشتند ما نیز ضمن پاسداشت حقوق مردم فلسطین و محکومیت جنایات صهیونیست‌ها بر این تفکیک اصرار وافر داریم و اقدامات رییس جمهور آمریکا را با تحمیل تحریم‌های غیرانسانی به ملت ایران محکوم نموده و نقض حقوق بشر و حقوق حقه زنان، مردان و کودکان ایرانی با ایجاد فشارهای اقتصادی و تهاجم فرهنگی به آنان محکوم می‌نماییم.

    وی بیان کرد: آنچه که سیاستمداران آمریکایی ادعا دارند که این تحریم‌ها علیه دولت ایران است کذب محض می دانیم، چرا که این اقدامات تنها باعث رنج و آزار ملت ایران شده است و با وجود ادعای ترامپ که این تحریم‌ها در مورد غذا و دارو اعمال نمی شود واقعیت چیز دیگری را نشان می‌دهد، چراکه واردات دارو به ایران با مشکلات بسیار زیادی روبرو شده است به نحوی که برای همه روشن است کودکان سرطانی و تالاسمی ایران و بیماران ام‌اس و بیماران مبتلا به کرونا و دیگر بیماران یکی از اهداف کینه‌توزانه ترامپ در این کشور هستند و این یکی از دلایل نقض حقوق بشر از طرف دولت آمریکا است.

    منبع: ایسنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • مصوبه تصمیمات دومین جلسه کارگروه رفع موانع جهش تولید ابلاغ شد

    مصوبه تصمیمات دومین جلسه کارگروه رفع موانع جهش تولید ابلاغ شد

    اعتمادآنلاین| با امضای معاون اول رئیس جمهور، مصوبه مربوط به تصمیمات دومین جلسه کارگروه رفع موانع جهش تولید ابلاغ شد.

    در جلسه مورخ ۲۷ مهر ۱۳۹۹ هیات وزیران، اعضای دولت به بررسی و تصویب تصمیمات دومین جلسه کارگروه رفع موانع جهش تولید پرداختند.

    براساس تصمیمات مذکور، مراجع صدور مجوز به منظور یکپارچگی و انسجام نظام مجوزدهی کشور مکلف شدند حداکثر ظرف شش ماه ترتیبی فراهم نمایند که کلیه مجوزهایی که پس از ابلاغ این مصوبه صادر، تمدید یا اصلاح می شوند، بر ‌روی درگاه ملی مجوزهای کشور ثبت و شناسه یکتای مجوز دریافت نمایند.

    هر مجوزی که بعد از زمان راه‌اندازی این سیستم صادر شده و فاقد شناسه یکتای مجوز باشد، از درجه اعتبار ساقط خواهد بود. مراجع صدور مجوز همچنین مکلفند با اتصال الکترونیکی سامانه‌های صدور مجوز خود به درگاه فوق و ارائه داده‌های خواسته شده، این شناسه را دریافت و روی مجوزهای صادره ثبت نمایند.

    کلیه دستگاه‌هایی که مرجع قانونی استعلام جرائم و زیرساخت‌ها هستند، مکلف شدند ظرف مدت چهار ماه از ابلاغ این مصوبه، پس از تهیه لایه‌های اطلاعات مکانی عارضه‌های خود، نسبت به پاسخ استعلامات مذکور به صورت الکترونیکی، هوشمند و بدون نیاز به دخالت کاربر اقدام نمایند.

    مراجع صادرکننده استعلام مرتبط با حریم‌ها و زیرساخت‌ها از جمله خطوط انتقال گاز و نفت، منابع آب و خطوط انتقال، دکل فشار قوی، میراث فرهنگی، شهر، حریم‌های زیست محیطی، منابع طبیعی و مراتع، صنایع دامپزشکی، امنیتی، فرودگاه‌ها، راه آهن، جاده و تأسیسات اتمی نیز مکلف شدند درخواست‌های واصله از طریق درگاه ملی مجوزهای کشور را دریافت و حداکثر ظرف زمان پنج روز کاری به آن پاسخ واضح، غیرمشروط و غیرقابل تفسیر بدهند.

    دولت همچنین مراجع صدور مجوز را موظف کرد درخصوص طرح­‌های ایجاد کسب و کار که از منابع طبیعی یا ملی استفاده کرده اند، در صورت عدم اجرا، تأخیر در اجرا یا عدم پیشرفت قابل توجه مطابق با طرح توجیهی مصوب و یا تعطیلی بیش از یک سال، منابع طبیعی یا ملی دارای محدودیت را تخصیص و آن منبع را برای دیگر متقاضیان آزاد نمایند.

    همچنین با تصویب دولت، کارگروه استانی “تسهیل سرمایه گذاری و مقررات‌زدایی” به ریاست استاندار و دبیری مدیرکل امور اقتصادی و دارایی استان به منظور تسریع در شروع و توسعه کسب و کارها، تسهیل در سرمایه گذاری و شناسایی و انعکاس مقررات مخل و پیشنهاد آن به هیئت مقررات زدایی و تسهیل صدور مجوزهای کسب و کار جهت رفع آنها با برگزاری حداقل یک جلسه در ماه تشکیل می شود.

    منبع: ایسنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • فرق گذاشتن میان بازنشستگان اسباب نارضایتی را فراهم می‌کند

    فرق گذاشتن میان بازنشستگان اسباب نارضایتی را فراهم می‌کند

    اعتمادآنلاین| احمد علیرضابیگی با بیان اینکه تعداد قابل توجهی از بازنشستگان از اینکه مشمول اجرای همسان‌سازی نشده‌اند، گلایه دارند، گفت: «این بازنشستگان در صندوق‌هایی عضو هستند که دولت فکری به حال آن‌ها نکرده است و باید در این زمینه اقدامات لازم انجام شود؛ چراکه معیشت تمام بازنشستگان از شرایط اقتصادی، تاثیر پذیرفته است.»

    وی افزود: «میان دریافتی بازنشستگان و کارگران و کارمندان باید فاصله منطقی وجود داشته باشد؛ البته کارگران و کارمندان هم افزایش‌های مناسبی در حقوق و دستمزد خود شاهد نیستند؛ اما این فاصله وجود دارد و باید به گونه‌ای مناسب ترمیم شود. بازنشستگان صندوق‌ها، آثار قابل توجه هزینه‌های زندگی را شاهد هستند و باید افزایش حقوق‌ها را متناسب با افزایش هزینه‌ها تجربه کنند.»

    عضو کمیسیون داخلی و امور شوراهای مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه صندوق‌ها هم باید شرایط خود را با واقعیت‌های موجود در زندگی بازنشستگان و مستمری‌بگیران تطبیق دهند، گفت: «البته تنگناهای بودجه‌ای کشور هم در تامین نشدن منابع افزایش حقوق بازنشستگان موثر بوده است؛ اما باید کاستی‌های موجود در زندگی بازنشستگان را بپذیریم.»

    علیرضابیگی تفاوت شیوه‌های اجرای همسان‌سازی در صندوق‌های بازنشستگی را مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد: «دولت باید برای رفع این تفاوت‌ها اقدام کند؛ چراکه اسباب نارضایتی را فراهم می‌کند و این ناپسند است.»

    این نماینده مجلس، گفت: «می‌توان این توصیه را به دولت داشت که اجازه افزایش تفاوت‌ها در حقوق بازنشستگان صندوق‌ها را ندهد؛ چراکه مثلا بازنشستگان تامین اجتماعی انتظار افزایش مستمری‌های خود مانند کشوری‌ها و لشگری‌ها را دارند.»

    وی افزود: «دولت باید از منابع عمومی به نحو موثر از بازنشستگان تامین اجتماعی حمایت کند؛ تا تفاوت درآمد آن‌ها با کشوری‌ها و لشگری‌ها از میان برود.»

    منبع: ایلنا

  • برای پایان دادن به کابوس سقوط بورس چه باید کرد؟

    برای پایان دادن به کابوس سقوط بورس چه باید کرد؟

    برای پایان دادن به کابوس سقوط بورس چه باید کرد؟
    برای پایان دادن به کابوس سقوط بورس چه باید کرد؟

    ایسنا/خراسان رضوی در گزارش پایانی از مجموعه گزارشات تحلیلی شرایط روز بازارهای ایران به تحلیل بازار بورس می‌پردازیم.

    محمدابراهیم احمدی کارشناس بازار سرمایه در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص دلایل رشد بورس در ایران، اظهار کرد: رشد بورس ایران وابسته به متغیرهای زیادی بوده که اولین و پررنگ‌ترین متغیر، تورم است. در اثر تورم ارزش دارایی شرکت‌ها و کارخانه‌ها مانند املاک و ساختمان‌ها، دستگاه‌ها، ماشین‌آلات و… رشد پیدا کرده و حتی به قیمت محصولات و خدمات آن‌ها افزوده می‌شود، در نتیجه سودآوری آن‌ها افزایش یافته و موجب بالا رفتن قیمت سهام در بازار سرمایه می‌شود.

    وی افزود: دلیل دوم رشد هیجانی بورس از بهمن ۹۷ تا مرداد ۹۹، تبلیغات گسترده بود. برنامه دولت این بود که بخشی از دارایی‌های خود را تحت عنوان دارایکم، دارادوم و داراسوم در سه مقطع زمانی در بازار عرضه کرده و به این منظور با جلب اعتماد عمومی زمینه فروش آن‌ها را فراهم کند. دولتمردان از هر تریبونی برای تبلیغ سرمایه‌گذاری در بورس استفاده کردند تا جایی که رئیس‌جمهور از مردم خواست دارایی‌های خود را به جای سرمایه‌گذاری در طلا و ارز به بورس بیاورند. در اثر این تبلیغات خیل عظیمی از هموطنان به شکل هیجانی وارد این بازار تخصصی شدند و ارزش بازار را به شکل بی‌سابقه رشد دادند.

    چرا بورس دچار افت شد؟

    احمدی در خصوص دلایل افت بازار سرمایه عنوان کرد: در تمام بازارها بعد از هر رشد، اصلاح بازار و ریزش قیمتی اتفاق می‌افتد به ویژه وقتی قیمت‌ها به اعداد رُند می‌رسند. از نیمه مرداد ماه سال جاری اصلاح عمیقی به دلایل مختلفی رخ داد. اولین دلیل این بود که  شاخص کل به لحاظ تکنیکال به مقاومت مهمی برخورد کرد، بنابراین اصلاح امری طبیعی بود.

    این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: دومین علت این بود که بازار به علت تزریق شدید سرمایه مردم به شکلی بسیار هیجانی رشد کرده بود، در نتیجه سهام‌داران جدیدی که تجربه‌ای در این بازار نداشتند، علم بورس را فرانگرفته بودند و تحت تاثیر تبلیغات وارد این بازار شده و سهام خریداری کرده بودند، با دیدن سرخی بازار و ریزش ارزش سهام خود با همان هیجان فروش‌های سنگینی را آغاز کردند.

    وی اضافه کرد: سومین عامل ریزش‌های پیاپی بورس این بود که بازیگران قدرتمند این بازار تصمیم گرفتند فضایی در بازار ایجاد کنند تا بتواند از بازار آشفته نوسان‌گیری نمایند. چهارمین و به عقیده من مهمترین دلیل افت شدید بازار، اراده‌ای بود که برای مهار تورم وجود داشت.

    احمدی بیان کرد: فعالان قدیمی بازار بورس به خوبی به یاد دارند که در سال ۹۲ یک بار این موضوع در بازار سرمایه طراحی و پیاده شده بود. در سال ۹۲، تصمیم  گرفته شد نقدینگی زیادی که در زمان دولت قبل در جامعه تزریق شده بود جمع آوری و با این کار تورم مهار شود، به این منظور  پول‌های سرگردان در بورس بلوکه شد.

    این کارشناس بازار سرمایه خاطرنشان کرد: در آن سال چند عمل تاثیرگذار برای این منظور طراحی شد. اول اینکه تعدادی از کارشناسان اقتصادی شعار حبابی بودن بورس را سر دادند و متعاقب آن بازیگران قدرتمند بورس در اقدامی هماهنگ به فروش‌های سنگین سهام دست زدند که این اقدام باعث شد پس از مدتی افت شدیدی در قیمت‌ها رخ دهد. در یک رالی صعودی همیشه باید خریدار پرقدرت حضور داشته باشد، در حالی که سال ۹۲ حقوقی‌ها به شکل سهمگینی سهام می‌فروختند، در نتیجه توازن عرضه و تقاضا در بازار به هم خورد.

    وی افزود: حرکت دومی که در آن زمان انجام گرفت، افزایش نرخ خوراک پتروشیمی‌ها از ۷ به ۱۳ سنت در بودجه سال ۹۳ بود که تاثیر مستقیمی بر سودآوری شرکت‌های شاخص‌ساز و غول‌پیکر بورس یعنی پتروشیمی‌ها گذاشت و این شرکت‌ها را به صف‌های فروش میلیونی و میلیاردی کشاند که متعاقب آن شاخص کل بیش از پیش ریزشی شد.

    احمدی گفت: حرکت سوم و در حقیقت تیر خلاصی که در آن زمان بر پیکر بی‌رمق بورس زده شد و نفس بورس ایران را برید، این بود که سودهای بانکی افزایش یافت. با افزایش نرخ بهره بانکی بورس زمین خورد، پول‌ها از این بازار فراری داده شد و اکثر مردمی که وارد بورس شده بودند با زیان‌های سنگینی روبه‌رو شدند که این رخداد تلخ نهایتا منجر به رکود دو ساله بورس ایران شد.

    این کارشناس بازار سرمایه در ادامه با بیان این مطلب که همان ماجرای بورس ۹۲ در سال ۹۹ هم اتفاق افتاد، اضافه کرد: شعار حبابی بودن بورس و موضوع گشایش اقتصادی بسیاری از بازیگران بزرگ بورس که سودهای کلان برده بودند را به فروش سهام ترغیب کرد و بدین ترتیب توازن عرضه و تقاضا بهم خورد.

    وی خاطرنشان کرد: گام دوم اقدام به دستوری کردن نرخ محصولات پتروشیمی و فولادی در بورس کالا بود که این اقدام  باعث کاهش سودآوری این شرکت‌ها می‌شد اما این کار تاکنون با شکست مواجه شده است. گام سوم نیز اعلام افزایش نرخ بهره بانکی از منابع غیر رسمی بود.

    احمدی تصریح کرد: تمامی این تلاش‌ها در بازار بورس به علاوه ایجاد امکان فروش سهام عدالت و شایعه اجرایی شدن اعمال مالیات بر عایدی در بورس موجب شد که ضربات سختی به بازار وارد شود.

    برای جلوگیری از سقوط بورس چه باید کرد؟

    این کارشناس بازار سرمایه در خصوص اقدامات لازم برای جلوگیری از سقوط بورس تصریح کرد: اقدام اول حذف محرک‌های بیرونی و جمع شدن صف‌های دستوری فروش، اقدام دوم حذف قوانین خلق‌الساعه و اقدام سوم اجرای تمامی قوانین بورس به شکل بی‌غرض و نه سلیقه‌ای است. به عنوان مثال اگر در یک نماد چند روز صف خرید یا فروش‌های پیاپی شکل گیرد، باید معاملات آن نماد متوقف شود. بار اول یک ساعت و بار دوم چند روز توقف معاملات جهت برگزاری کنفرانس خبری و ارائه گزارش جهت توضیح دلیل این اتفاق است.

    وی بیان کرد: متاسفانه این روزها  هیچ کدام از این کارها در بازار انجام نمی‌شود، در حالی که در روزهای رشد بازار این قانون اجرا می‌شد. تعلیق‌های پیاپی و مکرر در بعضی نمادها نیز سهامداران را بلاتکلیف کرده است. دولتمردان شعار حمایت از سهام‌دار و بازار سرمایه را سر می‌دهند اما هیچ کدام آن‌ها را عملی نکرده و در نتیجه مردم را به بازار بی‌اعتماد کردند.

    احمدی اضافه کرد: اقدام چهارم حساسیت‌زدایی از جامعه نسبت به اتفاقات خارج از کشور است. به عنوان مثال برخی در کشورمان به قدری ذهن مردم را به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا حساس کرده‌اند که گویی قرار است ۱۳ آبان در ایران انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شود. مردم باید بدانند که انتخاب بایدن یا ترامپ در درازمدت هیچ تاثیری بر اقتصاد بیمار ایران نخواهد داشت و علاج این بیمار بی‌رمق را باید در داخل کشور جستجو کرد. به بیان ساده اگر اعتماد جامعه به بورس بازگردد بازار سرمایه می‌تواند به سمت تعادل و صعود حرکت کند اما در حال حاضر عزمی جدی در سیاست‌گذاران اقتصادی برای ثبات بازار را شاهد نیستیم.

    این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه بورس می‌تواند یک بازار مولد باشد، عنوان کرد: این بازار می‌تواند هم باعث رونق تولید شده و هم مشکل بیکاری را تا حد زیادی در جامعه جوان ایران برطرف نماید، به شرط اینکه جریان نقدینگی به تامین مالی شرکت‌ها کمک کند.

    تاریخ قضاوت خواهد کرد در سال ۹۹ که توسط مقام معظم رهبری به شکلی هوشمندانه سال رونق تولید نامیده شد و در حالی که یک فرصت رویایی برای اقتصاد ایران به وجود آمد، پول‌های بلوکه شده در طلا، سکه، ارز و خودرو توسط مردم وارد بازار سرمایه شد و  می‌شد با هدایت درست و اصولی جریان نقدینگی و تامین منابع مالی شرکت‌ها و کارخانه‌ها به بهبود شرایط، بالا بردن راندمان تولید، ارتقا دستگاه‌ها و سیستم‌های تولید و توزیع و اشتغال کمک کرد و اقتصاد نیمه‌جان ایران را نجات دهد، که این فرصت طلایی از دست رفت، در نتیجه اعتماد مردم سلب شد و جامعه سهامداران که جمعیت قابل توجهی از هموطنان را تشکیل می‌دهند، سرخورده و ناامید شدند.

    انتهای پیام

  • برای پایان دادن به کابوس سقوط بورس چه باید کرد؟

    برای پایان دادن به کابوس سقوط بورس چه باید کرد؟

    برای پایان دادن به کابوس سقوط بورس چه باید کرد؟
    برای پایان دادن به کابوس سقوط بورس چه باید کرد؟

    ایسنا/خراسان رضوی در گزارش پایانی از مجموعه گزارشات تحلیلی شرایط روز بازارهای ایران به تحلیل بازار بورس می‌پردازیم.

    محمدابراهیم احمدی کارشناس بازار سرمایه در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص دلایل رشد بورس در ایران، اظهار کرد: رشد بورس ایران وابسته به متغیرهای زیادی بوده که اولین و پررنگ‌ترین متغیر، تورم است. در اثر تورم ارزش دارایی شرکت‌ها و کارخانه‌ها مانند املاک و ساختمان‌ها، دستگاه‌ها، ماشین‌آلات و… رشد پیدا کرده و حتی به قیمت محصولات و خدمات آن‌ها افزوده می‌شود، در نتیجه سودآوری آن‌ها افزایش یافته و موجب بالا رفتن قیمت سهام در بازار سرمایه می‌شود.

    وی افزود: دلیل دوم رشد هیجانی بورس از بهمن ۹۷ تا مرداد ۹۹، تبلیغات گسترده بود. برنامه دولت این بود که بخشی از دارایی‌های خود را تحت عنوان دارایکم، دارادوم و داراسوم در سه مقطع زمانی در بازار عرضه کرده و به این منظور با جلب اعتماد عمومی زمینه فروش آن‌ها را فراهم کند. دولتمردان از هر تریبونی برای تبلیغ سرمایه‌گذاری در بورس استفاده کردند تا جایی که رئیس‌جمهور از مردم خواست دارایی‌های خود را به جای سرمایه‌گذاری در طلا و ارز به بورس بیاورند. در اثر این تبلیغات خیل عظیمی از هموطنان به شکل هیجانی وارد این بازار تخصصی شدند و ارزش بازار را به شکل بی‌سابقه رشد دادند.

    چرا بورس دچار افت شد؟

    احمدی در خصوص دلایل افت بازار سرمایه عنوان کرد: در تمام بازارها بعد از هر رشد، اصلاح بازار و ریزش قیمتی اتفاق می‌افتد به ویژه وقتی قیمت‌ها به اعداد رُند می‌رسند. از نیمه مرداد ماه سال جاری اصلاح عمیقی به دلایل مختلفی رخ داد. اولین دلیل این بود که  شاخص کل به لحاظ تکنیکال به مقاومت مهمی برخورد کرد، بنابراین اصلاح امری طبیعی بود.

    این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: دومین علت این بود که بازار به علت تزریق شدید سرمایه مردم به شکلی بسیار هیجانی رشد کرده بود، در نتیجه سهام‌داران جدیدی که تجربه‌ای در این بازار نداشتند، علم بورس را فرانگرفته بودند و تحت تاثیر تبلیغات وارد این بازار شده و سهام خریداری کرده بودند، با دیدن سرخی بازار و ریزش ارزش سهام خود با همان هیجان فروش‌های سنگینی را آغاز کردند.

    وی اضافه کرد: سومین عامل ریزش‌های پیاپی بورس این بود که بازیگران قدرتمند این بازار تصمیم گرفتند فضایی در بازار ایجاد کنند تا بتواند از بازار آشفته نوسان‌گیری نمایند. چهارمین و به عقیده من مهمترین دلیل افت شدید بازار، اراده‌ای بود که برای مهار تورم وجود داشت.

    احمدی بیان کرد: فعالان قدیمی بازار بورس به خوبی به یاد دارند که در سال ۹۲ یک بار این موضوع در بازار سرمایه طراحی و پیاده شده بود. در سال ۹۲، تصمیم  گرفته شد نقدینگی زیادی که در زمان دولت قبل در جامعه تزریق شده بود جمع آوری و با این کار تورم مهار شود، به این منظور  پول‌های سرگردان در بورس بلوکه شد.

    این کارشناس بازار سرمایه خاطرنشان کرد: در آن سال چند عمل تاثیرگذار برای این منظور طراحی شد. اول اینکه تعدادی از کارشناسان اقتصادی شعار حبابی بودن بورس را سر دادند و متعاقب آن بازیگران قدرتمند بورس در اقدامی هماهنگ به فروش‌های سنگین سهام دست زدند که این اقدام باعث شد پس از مدتی افت شدیدی در قیمت‌ها رخ دهد. در یک رالی صعودی همیشه باید خریدار پرقدرت حضور داشته باشد، در حالی که سال ۹۲ حقوقی‌ها به شکل سهمگینی سهام می‌فروختند، در نتیجه توازن عرضه و تقاضا در بازار به هم خورد.

    وی افزود: حرکت دومی که در آن زمان انجام گرفت، افزایش نرخ خوراک پتروشیمی‌ها از ۷ به ۱۳ سنت در بودجه سال ۹۳ بود که تاثیر مستقیمی بر سودآوری شرکت‌های شاخص‌ساز و غول‌پیکر بورس یعنی پتروشیمی‌ها گذاشت و این شرکت‌ها را به صف‌های فروش میلیونی و میلیاردی کشاند که متعاقب آن شاخص کل بیش از پیش ریزشی شد.

    احمدی گفت: حرکت سوم و در حقیقت تیر خلاصی که در آن زمان بر پیکر بی‌رمق بورس زده شد و نفس بورس ایران را برید، این بود که سودهای بانکی افزایش یافت. با افزایش نرخ بهره بانکی بورس زمین خورد، پول‌ها از این بازار فراری داده شد و اکثر مردمی که وارد بورس شده بودند با زیان‌های سنگینی روبه‌رو شدند که این رخداد تلخ نهایتا منجر به رکود دو ساله بورس ایران شد.

    این کارشناس بازار سرمایه در ادامه با بیان این مطلب که همان ماجرای بورس ۹۲ در سال ۹۹ هم اتفاق افتاد، اضافه کرد: شعار حبابی بودن بورس و موضوع گشایش اقتصادی بسیاری از بازیگران بزرگ بورس که سودهای کلان برده بودند را به فروش سهام ترغیب کرد و بدین ترتیب توازن عرضه و تقاضا بهم خورد.

    وی خاطرنشان کرد: گام دوم اقدام به دستوری کردن نرخ محصولات پتروشیمی و فولادی در بورس کالا بود که این اقدام  باعث کاهش سودآوری این شرکت‌ها می‌شد اما این کار تاکنون با شکست مواجه شده است. گام سوم نیز اعلام افزایش نرخ بهره بانکی از منابع غیر رسمی بود.

    احمدی تصریح کرد: تمامی این تلاش‌ها در بازار بورس به علاوه ایجاد امکان فروش سهام عدالت و شایعه اجرایی شدن اعمال مالیات بر عایدی در بورس موجب شد که ضربات سختی به بازار وارد شود.

    برای جلوگیری از سقوط بورس چه باید کرد؟

    این کارشناس بازار سرمایه در خصوص اقدامات لازم برای جلوگیری از سقوط بورس تصریح کرد: اقدام اول حذف محرک‌های بیرونی و جمع شدن صف‌های دستوری فروش، اقدام دوم حذف قوانین خلق‌الساعه و اقدام سوم اجرای تمامی قوانین بورس به شکل بی‌غرض و نه سلیقه‌ای است. به عنوان مثال اگر در یک نماد چند روز صف خرید یا فروش‌های پیاپی شکل گیرد، باید معاملات آن نماد متوقف شود. بار اول یک ساعت و بار دوم چند روز توقف معاملات جهت برگزاری کنفرانس خبری و ارائه گزارش جهت توضیح دلیل این اتفاق است.

    وی بیان کرد: متاسفانه این روزها  هیچ کدام از این کارها در بازار انجام نمی‌شود، در حالی که در روزهای رشد بازار این قانون اجرا می‌شد. تعلیق‌های پیاپی و مکرر در بعضی نمادها نیز سهامداران را بلاتکلیف کرده است. دولتمردان شعار حمایت از سهام‌دار و بازار سرمایه را سر می‌دهند اما هیچ کدام آن‌ها را عملی نکرده و در نتیجه مردم را به بازار بی‌اعتماد کردند.

    احمدی اضافه کرد: اقدام چهارم حساسیت‌زدایی از جامعه نسبت به اتفاقات خارج از کشور است. به عنوان مثال برخی در کشورمان به قدری ذهن مردم را به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا حساس کرده‌اند که گویی قرار است ۱۳ آبان در ایران انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شود. مردم باید بدانند که انتخاب بایدن یا ترامپ در درازمدت هیچ تاثیری بر اقتصاد بیمار ایران نخواهد داشت و علاج این بیمار بی‌رمق را باید در داخل کشور جستجو کرد. به بیان ساده اگر اعتماد جامعه به بورس بازگردد بازار سرمایه می‌تواند به سمت تعادل و صعود حرکت کند اما در حال حاضر عزمی جدی در سیاست‌گذاران اقتصادی برای ثبات بازار را شاهد نیستیم.

    این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه بورس می‌تواند یک بازار مولد باشد، عنوان کرد: این بازار می‌تواند هم باعث رونق تولید شده و هم مشکل بیکاری را تا حد زیادی در جامعه جوان ایران برطرف نماید، به شرط اینکه جریان نقدینگی به تامین مالی شرکت‌ها کمک کند.

    تاریخ قضاوت خواهد کرد در سال ۹۹ که توسط مقام معظم رهبری به شکلی هوشمندانه سال رونق تولید نامیده شد و در حالی که یک فرصت رویایی برای اقتصاد ایران به وجود آمد، پول‌های بلوکه شده در طلا، سکه، ارز و خودرو توسط مردم وارد بازار سرمایه شد و  می‌شد با هدایت درست و اصولی جریان نقدینگی و تامین منابع مالی شرکت‌ها و کارخانه‌ها به بهبود شرایط، بالا بردن راندمان تولید، ارتقا دستگاه‌ها و سیستم‌های تولید و توزیع و اشتغال کمک کرد و اقتصاد نیمه‌جان ایران را نجات دهد، که این فرصت طلایی از دست رفت، در نتیجه اعتماد مردم سلب شد و جامعه سهامداران که جمعیت قابل توجهی از هموطنان را تشکیل می‌دهند، سرخورده و ناامید شدند.

    انتهای پیام

  • مشارکت پایین در انتخابات ریاست‌جمهوری، نظام را با بحران‌های بین‌المللی روبرو خواهد کرد

    مشارکت پایین در انتخابات ریاست‌جمهوری، نظام را با بحران‌های بین‌المللی روبرو خواهد کرد

    اعتمادآنلاین| ایران در حال حاضر، یکی از سخت‌ترین دوره‌های سیاسی و اقتصادی خود در تاریخ را تجربه می‌کند. از طرفی فشار تحریم‌های اقتصادی روز به روز تشدید شده و از سوی دیگر شیوع ویروس کرونا، نظام جمهوری اسلامی را دچار چالش‌های جدی کرده است. همچنین تورم افسارگسیخته و رشد سرسام‌آور قیمت‌ها سبب شده نگرانی‌ها از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ افزایش یاید. رد صلاحیت‌های گسترده کاندیداهای حضور در مجلس یازدهم به‌ویژه از میان طیف اصلاح‌طلبان از سوی شورای نگهبان نیز یکی دیگر از دغدغه‌هایی است که باعث شده از هم‌اکنون شایعات فراوانی پیرامون خروج قطعی نام رئیس جمهوری اصولگرا از صندوق‌های رأی شکل بگیرد.

    محمدصادق جوادی حصار، تحلیل‌گر سیاسی، ماه گذشته در گفت‌وگویی، چالش‌های پیش روی ایران در قرن جدید را بررسی و بر لزوم احیای پیوند میان حاکمیت و مردم تأکید کرد. این گفت‌وگو به دلیل برخی مشکلات ناشی از کرونا در محیط کار، با تأخیر منتشر می‌شود.

    عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، انتخابات ۱۴۰۰ را پیچی تاریخی و نقطه عطفی در مناسبات ملی ایران دانست و فردی را شایسته ریاست جمهوری توصیف کرد که ظرفیت تجمیع پتانسیل‌های ملی را داشته باشد. ماحصل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

    در آستانه ورود به قرن جدید قرار داریم. به نظر شما در قرن آینده با چه چالش‌هایی به لحاظ حکمرانی روبرو خواهیم بود؟

    اگر از منظر ملی به چالش‌های پیش رو در آستانه قرن جدید نگاه کنیم، افقی برابر چشمان ما باز خواهد شد و اگر از نظر حاکمیتی و سیستمی و نظامات درونی به موضوع نگاه کنیم، افق دیگری مقابل دیدگان‌مان گشوده می‌شود. به نظر من از نگاه حاکمان دین‌دار یا از منظر ایدئولوژی حاکمیتی، قرن جدید برای دغدغه‌مندان حوزه دیانت و دین‌ورزی، یکی از پُرچالش‌ترین روزگاران قابل تصور خواهد بود، به دلیل اینکه شیوه‌های متعددی از زمامداری معطوف به دین را در تاریخ تجربه کرده‌ایم، اما شیوه زمامداری معطوف به دین از منظر شیعی در این روزگاران، آن هم با نظامات نوین جهانی و بین‌المللی، تقریباً بی‌نظیر است.

    البته عهد صفویه را در تاریخ داشته‌ایم که مردم، حکومت شیعی را تجربه کرده‌اند، اما آن سلطنت شیعی بوده است. به نظر من رفتار دین‌ورزانه حاکمیتی مبتنی بر شاخص‌های نوین جهانی و بین‌المللی و معطوف به مناسبات نوینی مثل حقوق بشر در قالب جمهوری اسلامی، برای حاکمیت‌ها و اضلاع حاکمیتی، یکی از پُرچالش‌ترین‌ها خواهد بود.

    از طرف دیگر دغدغه اصالت دین، حضور معنوی دین و اینکه مردم به خاطر گرایش‌های سیاسی و کاستی‌های برخاسته از این حوزه، به اصل دیانت و دین‌ورزی بی‌باور نشوند، یکی از دغدغه‌های اصلی دین‌ورزان بیرون از حاکمیت‌ها خواهد بود. در حال حاضر شرایطی به وجود آمده که اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، بخش‌هایی از مردم تصور می‌کنند دین، همانی است که از طرف متولیان امور دینی تبلیغ می‌شود و چون این جماعت نمی‌توانند به وعده‌های داده شده عمل کنند، حاجات جماعت دین‌باور را برآورده سازند و کارکرد مناسبی برای رفتارهای دینی در حوزه ملی و جهانی تعریف کنند، به ناکارآمدی دین و تفکیک دین از حوزه‌های مختلف بشری مثل زندگی اجتماعی و زندگی سیاسی می‌رسند. آنها به چیزی برمی‌گردند که در جهان غرب به آن رسیده بودند، یعنی تفکیک دین از سیاست و امور اجتماعی. این موضوع، دغدغه دین‌ورزانی است که فارغ از دغدغه‌های حکومتی و سیاسی، می‌خواهند همچنان به اصالت دین و باورهای دینی معتقد بمانند. این چالش‌ها از منظر دین‌ورزی وجود دارد.

    اگر از منظر ملی نگاه کنیم، باز هم در سال ۱۴۰۰، یکی از دغدغه‌های اصلی را می‌بینیم. از منظر ملی دو، سه فاکتور داشته‌ایم که طی قرون متمادی مایه پیوند اجزای کشورمان بوده است. یکی از ابزارها و موضوعات پیونددهنده ملی در ایران، دین بوده که مردم را به همدیگر پیوند می‌داده است. گرایش‌های دینی مایه پیوند ایرانیان با یکدیگر بوده است.

    یکی دیگر از این ابزارهای پیونددهنده، گرایش‌های میهنی بوده است؛ آب و خاک و سرزمین که ایرانیان را به یکدیگر پیوند داده است. این تجربه ۴۰ ساله به ما می‌گوید که اگر همچنان بخواهیم با تکیه بر باورهای دینی خودمان، مطمئن از پیوندهای ملی باشیم، باید خیلی خوش‌بینانه به موضوع نگاه کرده باشیم. نمی‌شود با اطمینان به این موضوع نگاه کرد، چون عده‌ای می‌گویند اگر قرار است با این گرایش دینی که شما می‌گویید با یکدیگر هم‌بند و پیوسته باشیم، ما تمایل زیادی به این پیوستگی نداریم، بنابراین باید آلترناتیوهای مستحکم‌تری را به میدان بیاوریم، ضمن اینکه باید این پیوند را بازتولید کنیم، نه اینکه طردش کنیم. این پیوند بارها کارآمدی خود را نشان داده و حالا به دلیل بدفهمی‌ها، کج‌خلقی‌ها و سوءتفاهم‌ها دچار سستی‌ها و فتوراتی گشته و با چالش‌هایی روبرو شده است.

    چالش‌های درونی را بر آینده ایران مؤثرتر می‌دانید یا معتقدید چالش‌های بیرونی، اثرگذارتر هستند؟

    تصور می‌کنم چالش‌های درون مجموعه‌ای جدی‌تر هستند. البته یک‌سری چالش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای نیز داریم. در قرن آینده خواهی نخواهی، ایران یکی از تأثیرگذارترین کشورهای منطقه در حوزه ژئوپلیتیک خواهد بود. ایران به عنوان کشور قدرتمند سیاسی، نظامی و تأثیرگذار، حداقل در مناسبات منطقه‌ای (اگر نگوییم بین‌المللی) به طور جدی با چالش روبرو است؛ چالشی که باید با پیرامون خود به موازنه برسد تا همه چیز بالانس شود و در این بالانس پیرامونی، نوسانات به قدری شدید نباشد که کسی احساس کند از کشتی امنیت به داخل اقیانوس متلاطم خطر پرتاب می‌شود. باید به موازنه برسند، چون نقش ایران در ایجاد این موازنه بسیار بالاست. تمام فشارها، هجمه‌ها و سختگیری‌ها بر ایران به خاطر کاستن از حجم این تأثیر است، یعنی تمام تحلیلگران بین‌المللی می‌دانند که اگر ایران با همین سبک و سیاق پیش برود، در ۱۰، ۲۰ سال آینده، حفره‌هایی را از نظر امنیتی در منطقه ایجاد خواهد کرد که پُر کردن آن حفره‌ها برای‌شان هزینه زیادی خواهد داشت، بنابراین سعی می‌کنند از شتاب‌گیری این حرکت جلوگیری کنند. به نظر من یکی از چالشی‌ترین دوران‌های ما، ربع قرن آینده خواهد بود که ایران به قدرتی قابل اعتنا و غیر قابل خدشه در مناسبات سیاسی منطقه‌ای تبدیل خواهد شد، یا اگر بتوانند، ایران را تکه تکه می‌کنند.

    فکر می‌کنم این حجم از ایجاد خوف، وحشت و ناامنی از ایران در ذهن و ضمیر پیرامونیان ما به این دلیل است که اگر دست‌شان رسید به زخمی کردن اکتفا نکنند، چون به مثله کردن می‌اندیشند. آنها به این موضوع فکر می‌کنند که ایران را به قدری ناتوان کنند تا هیچ‌وقت از این سرزمین، صدای نوینی برای نظم بین‌المللی  و حداقل منطقه‌ای برنخیزد. تصور می‌کنم یکی از پُرچالش‌ترین زمان‌های پیش رو نه تنها برای جمهوری اسلامی، بلکه برای ایران، ۲۵ سال آینده است.

    ایران چگونه می‌تواند به تقابل با چالش‌های بیرونی برخیزد و در عین حال فشارهای درونی را نیز کاهش دهد؟

    برخی تصور می‌کنند اگر جمهوری اسلامی نباشد و حکومت بعدی در ایران تشکیل شود، خوف و خطرها در ایران از بین خواهد رفت. ایران در منظومه جهانی به بلوغ نسبتاً کاملی رسیده و فصل آن است که پیوندهای جدیدی را انتخاب کند. ایران اصلاً نمی‌تواند مثل نوجوانی تازه به دوران رسیده فکر کند. ایران به بلوغی رسیده که با هر مجموعه‌ای وارد تعامل و تبادل اطلاعات و نظر و مناسبات اقتصادی شود، از منظر بالغی دانا و آگاه به حقوق خود برخورد می‌کند و می‌فهمد چقدر قدرت دارد.

    تصور نکنید اگر در فردای احتمالی، جمهوری اسلامی وجود نداشته باشد و حکومت دیگری بیاید، ما هیچ قدرتی نداریم. اتفاقاً حکومت جدید می‌گوید: «ما کشور خیلی قدرتمندی هستیم و قبلی‌ها عرضه نداشتند از این قدرت استفاده کنند». کسی نمی‌تواند روی این بلوغ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، خط بکشد. ایران به مرحله‌ای از دانایی، توانایی و دانش روز رسیده که در بسیاری از حوزه‌ها احساس استغنا می‌کند.

    ما هستیم و نیازی به دیگران نداریم؛ این نگاه برخاسته از بینش ملی است، نه بینش حاکمیتی. بینش ملی است که باعث می‌شود یک کشور بتواند تداوم رفتاری داشته باشد. وقتی کشوری ۴۰ سال در برابر خواسته‌ای مقاومت می‌کند، همه‌اش حاکمیتی و محصول تعاملات دولتی و نظام مستقر نیست، بلکه بخش گسترده‌ای از آن مبتنی بر تمایلات متن جامعه است. متن جامعه می‌خواهد این اتفاق بیفتد و می‌خواهد سربلند و عزتمند باشد، حتی اعتراضاتی که صورت می‌گیرد به این دلیل نیست که مردم بگویند: «چرا ما در چنین شرایطی هستیم»، بلکه می‌گویند: «چرا ما عزتمند نیستیم؟ چرا شما نمی‌توانید از توانایی‌های کشور  برای عزتمند کردن ما استفاده کنید؟ چرا تلاش نمی‌کنید ما به جایگاهی دست یابیم که باید باشیم».

    در حال حاضر مهم‌ترین چالش پیش روی کشور را کدام مسئله می‌دانید؟

    من از هر دو منظر  به موضوع نگاه می‌کنم. اینکه سرنوشت ما در چالش‌های پیش رو چه خواهد بود، یکی از جدی‌ترین  بحث‌های ماست، اما چالش جدی دیگری نیز وجود دارد و آن چالش مردم و حاکمیت است. حاکمیت باید خود را با مطالبات و مناسبات متن جامعه تطبیق دهد، در غیر اینصورت محکوم به شکست است. اصلاً تردید نکنید. این سخن پیغمبر (ص) است: «الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم» (زمامداری با کفر پایدار می‌ماند، اما با ظلم پایدار نمی‌ماند). شما نمی‌توانید حتی سخن حق خود را ظالمانه تحمیل کنید.

    ما باید به سمتی برویم که چالش میان دستگاه‌های حاکمیتی و متن جامعه را از بین ببریم. باید به بالانس برسیم. اگر ایران می‌خواهد در منطقه به بالانس برسد، ابتدا باید در درون خود به بالانس برسد. این توانایی درونی باید بتواند با بدنه کشور، ارتباط وثیق و محکمی برقرار کند تا هر دو طرف، سود و زیان را برای هم بدانند، یعنی مردم احساس کنند سودشان، سود حاکمیت بوده و حاکمیت نیز احساس کند سودش، سود مردم است. اگر این تعامل به صورت قدرتمندی برقرار شود، در ادامه می‌توانیم توازن منطقه‌ای ایجاد کنیم، دولت باید خود را فرزند ملت بداند و به اعتبار پدرش در بازار بین‌المللی حرف بزند. اگر پدر بگوید: «من این پسر را عاق کرده و رها کرده‌ام»، دولت‌های دیگر تره نیز برای او خرد نمی‌کنند. بارها عرض کرده‌ام بزرگترین سرمایه هر دولتی، پشتوانه مردمی است، بنابراین تنها سرمایه‌ای که نظام جمهوری اسلامی می‌تواند روی آن حساب کند، همین مردم هستند. چالش اصلی حکومت جمهوری اسلامی این است که این سرمایه را از دست ندهد.

    در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، حضور مردم پای صندوق‌های رأی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اگر شورای نگهبان بخواهد سختگیری‌های مشابه انتخابات مجلس یازدهم را اعمال کند، ممکن است باز هم شاهد مشارکت حداقلی مردم باشیم؟

    با تمام احترامی که برای شورای نگهبان قائل هستم، فکر می‌کنم بسیاری از مواقع، دوستی شورای نگهبان مانند دوستی خاله خرسه است! یعنی می‌گویند: «ما از بس شما را دوست داریم، سنگی روی سرتان رها می‌کنیم و نابودتان می‌کنیم تا مگس روی صورت‌تان ننشیند!» از خوف اینکه مبادا خطایی صورت بگیرد، دارند اعتماد مردم نسبت به نظام و حاکمیت را سلب می‌کنند. اینکه شما فکر کنید می‌توانید به عنوان قیم و به‌جای مردم، خوب و بد را تشخیص دهید، دغدغه خودتان است، اما دغدغه مردم نیست. مردم حاضر نیستند بگویند: «آنچه از فاهمه آقای جنتی بیرون می‌آید، در هاضمه ملت ایران نیز قابل هضم است»، چون واقعاً اینطور نیست.

    یکی از مهمترین کارهایی که در حوزه وظایف رهبری است، اصلاح امور است و شفاف می‌گویم به گمان من، یکی از مهمترین اصلاحاتی که باید در امور جاری کشور به دست  رهبری اتفاق بیفتد، اصلاح شورای نگهبان است؛ جوانگرایی کارآمد و به‌روز، مبتنی بر دغدغه‌های عصر حاضر. آقای جنتی و ذهنیت‌های امثال او، قدرت انطباق با شرایط کنونی را ندارند. نه اینکه سوءنیت داشته باشند، بلکه اصلاً قدرت انطباق ندارند. آقای جنتی نمی‌تواند تمایلات جوان امروزی را هضم کند. هاضمه او ناتوان‌تر از آن است که بفهمد جوان از اسلام و حکومت چه می‌خواهد، از مشارکت چه طلب می‌کند و از نماینده چه تصویری دارد.

    در ذهنیت آقای جنتی، نماینده مجلس باید حتماً یک‌سره نماز شب بخواند و در مجلس نیز به‌جای اینکه به لوایح فکر کند، ذکر بگوید. از نگاه او، این نماینده خیلی خوبی خواهد بود، ولی چقدر توانایی و کارآمدی دارد؟ چقدر منظومه قدرت و تعاملات درون و بیرون حاکمیت را می‌شناسد؟ چقدر می‌تواند در مناسبات به درستی رفتار کند؟ به نظر من امثال آقای جنتی نمی‌توانند این موضوعات را هضم کنند. البته اصلاً منظورم این نیست که گناهی دارند. من معتقدم «لا یکلف اللّه نفسا الا وسعها» (خداوند هیچ‌کس را تکلیف نمی‌کند، مگر به قدر توانایی او). وسع امثال آقای جنتی بیشتر از این نیست. به نظر من بهترین کاری که رهبری می‌توانند در این عرصه انجام دهند، این است که در سیستم گزینش‌گری کشور بازنگری کنند. امثال آقای جنتی با این ذهنیت‌ها برای خود، اصلاً انگار مشارکتی تصور نمی‌کنند. با این ذهنیت نمی‌شود کار کرد.

    در مجلس یازدهم شاهد یک‌سری نظارت‌های میدانی هستیم. اساساً مجلس باید بر چه حوزه‌هایی نظارت کند و از طرفی نظارت‌های میدانی را تا چه اندازه مؤثر قلمداد می‌کنید؟

    خداوند، شهید بهشتی را رحمت کند؛ او می‌گفت: «مدیر خوب، مدیری نیست که به اندازه ۷۰ نفر کار کند، بلکه مدیر خوب، مدیری است که ۷۰ نفر را به کار بگیرد». ما کشوری داریم که سیستم و شبکه مدیریتی قدرتمندی دارد. اگر جریان امور به طور علمی و بدون رانت، مسیر خود را طی کند، اصلاً نیازی نیست آقای قالیباف به خرمشهر، آبادان یا شهرهای دیگر برود و پای درد دل مردم بنشیند. مگر استاندار آن استان، لولوی سر خرمن است؟ وظیفه ذاتی او از طرف دولت، همین کارهاست.

    مجلس مثل مدیری است که بودجه‌ای را به فردی می‌دهد و می‌گوید: «برو خرج کن»، بعد بر حسن اجرای کار نظارت می‌کند، نه اینکه بگوید: «تو بلد نیستی خرج کنی، بده خودم خرج کنم»، مثل پدری که پولی به فرزندش بدهد تا برود نان بخرد، بعد بگوید: «بچه است و نمی‌تواند نان بخرد، خودم می‌روم نان می‌خرم»، در این صورت که آقای رئیس جمهور باید صبح تا شب در کشور راه بیفتد و بگوید: «به‌جای فرماندار و استاندار خودم تصمیم می‌گیرم». مجلس نیز به‌جای نماینده قوه مقننه در استان‌ها که همان نمایندگان مجلس هستند، بر حسن اجرای امور نظارت کند و رئیس مجلس بگوید: «خودم به عنوان رئیس قوه شخصاً نظارت می‌کنم»، پس نمایندگان شهرستان‌ها و استان‌ها چه هستند؟ مشکل ما این است که بخش قابل توجهی از نمایندگان، نماینده مردم نیستند، بلکه آنها نمایندگان تحمیل شده بر مردم هستند، یعنی به طور مثال به مردم گفته‌ایم: «فقط همین میوه‌ها هستند. دل‌تان می‌خواهد بخرید، دل‌تان نمی‌خواهد نخرید.» جمع کوچکی خریده‌اند و حالا می‌گوییم: «دیدید میوه‌مان را می‌خرند!»، مثلاً نماینده شهری با ۱۰ هزار رأی به مجلس رفته است.

    فیلمی در فضای مجازی پخش شد که نماینده‌ای بعد از پیروزی، از شدت خوشحالی به این سو و آن سو می‌دوید. این رفتارها، شائباتی مبنی بر تأمین منافع شخصی از طریق ورود به بهارستان را ایجاد نمی‌کند؟

    این اتفاقات، محصول تنگ‌نظری است. نمی‌توانیم به مردم بگوییم: «نمی‌خواهد شما غصه بخورید، ما به‌جای شما غصه می‌خوریم». وقتی چند بار به مردم بگویید: «شما کاره‌ای نیستید و بروید کنار. خودمان می‌دانیم چه کسی را به مجلس بیاوریم.»، مردم نیز می‌گویند: «حالا که اینطور است، خودتان زحمت بکشید فردی را به مجلس ببرید»، اما آدمی که شما به مجلس می‌فرستید، حرفش در میان مدیران دولتی حوزه انتخابیه‌اش، خریدار ندارد و کسی برای حرفش، تره هم خرد نمی‌کند. او نمی‌تواند بگوید: «من وظیفه نظارتی دارم تا ببینم استاندار به درستی به وظایف خود عمل می‌کند یا خیر.» نمی‌تواند بر بودجه‌ای که برای استان «الف» یا «ب» از طرف دولت اختصاص یافته و در مجلس تصویب شده، نظارت کند تا ببیند مسیر خود را طی می‌کند یا خیر. نماینده مجلس باید چنین کاری را انجام دهد، اما به دنبال این است که کاری کند تا شورای نگهبان دوباره تأییدش کند. نماینده از روزی که به مجلس می‌رود، یا به فکر تأیید دوباره است یا می‌خواهد برای خود بعد از پایان دوره نمایندگی، پست وزارتی ایجاد کند. او نماینده مردم نیست، بلکه نماینده بخش‌های قدرت، ثروت، رانت و امثالهم است. چرا ما نمایندگانی که در میان مردم، ماندگار باشند را کم داریم؟ چون واقعاً شیوه گزینش‌گری ما اجازه نمی‌دهد نمایندگان واقعی مردم به مجلس بیایند. همان‌طور که گفتم به نظرم این فرایند نیاز به بازنگری جدی دارد.

    با توجه به مدت زمان باقی مانده تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰، ارزیابی شما از افراد و جناح‌های مختلف سیاسی چیست؟ کدام یک از چهره‌های برجسته، شانس و امکان حضور در انتخابات را دارند؟ آیا با عقیده جمعیت قابل توجهی از سیاسیون موافقید که رئیس جمهور بعدی به طور قطعی، اصولگراست؟

    ریاست جمهوری متعلق به اصولگراها نیست، بلکه می‌خواهند ریاست جمهوری را به اصولگراها بدهند. این دو نکته با فرق می‌کنند و دو مقوله مجزا هستند. اشکالی هم ندارد، ریاست جمهوری را به آنها بدهند. اصولگراها احساس می‌کنند هر هشت سال، یک بار نوبت آنهاست. خیلی هم خوب است، بیایند مملکت را اداره کنند، اما امیدواریم تجربه احمدی‌نژاد را تکرار نکنند. بهتر است اکنون به‌جای اینکه بگوییم: «فلان چهره نامدار اصلاح‌طلب یا فلان چهره نامدار اصولگرا بیاید»، فکر کنیم در شرایط کنونی چه فرد و چه برنامه‌ای می‌تواند این کشتی به گل نشسته را به ساحل برساند.

    ما باید هم‌اندیشی نخبگانی در کشور ایجاد کنیم، حاکمیت نیز بپذیرد و مشارکت کند تا جمعی از نخبگان کشور بنشینند و معضلات و مشکلات فعلی و پیش روی کشور در ۲۵ سال آینده را به طور جدی و بدون رودربایستی احصا کنند. به طور مثال ۱۰ چالش را شناسایی و اولویت‌بندی کنند تا ببینند چه فرد یا اندیشه‌ای می‌تواند این چالش‌ها را مرتفع کند و از میان بردارد. در تاریخ اساطیری ما نوشته شده، هر وقت حکومت مرکزی گیر می‌افتاد و کاری از دستش برنمی‌آمد، می‌گفت: «بگویید رستم از سیستان بیاید تا ببینیم چه کاری می‌تواند برای ما انجام دهد». رستم امروز ایران، جماعت همفکر و هم‌اندیشی است که به صورت ملی دغدغه ایران را داشته باشد. امروز دیگر رستم در شکل یک آدم ظاهر نخواهد شد؛ رستمی که برآورنده حاجات ملی کشور ماست، محصول هم‌اندیشی نخبگان ملی این کشور خواهد بود.

    باید اتاق فکری تشکیل دهند و ببینند کاراکتری که امروز می‌تواند مشکل کشور را در پناه اعتماد ملی حل کند، چه مختصات و شرایطی دارد. اگر چهره بوروکرات یا مذهبی جواب می‌دهد، سر کار بیاید، فقط باید اولویت‌ها را تعریف کنند و ببینند کدام یک از شاخصه‌ها در گام اول، اعتماد عمومی را جلب می‌کند و در ادامه برنامه کارآمدی برای مناقشات ملی و بین‌المللی ارائه می‌دهد. اینکه اصولگراها استخاره کنند تا نام چه فردی را از صندوق بیرون بیاورند و اصلاح‌طلبان قرعه بیندازند تا ببینند قرعه به نام چه کسی می‌افتد، درست نیست، مثلاً پنج کاندیدا معرفی کنند و هر کدام را شورای نگهبان رد نکرد، دیگران روی نام او ائتلاف کنند، بعد هم به شورای نگهبان، گرا بدهند که چه کسی را رد کند و چه کسی را رد نکند. باید این بچه‌بازی‌ها را کنار بگذاریم.

    کشور در آستانه بحران جدی مشروعیت است. اگر در انتخابات پیش رو، نظام به راه چاره‌ای برای بازسازی اعتماد ملی دست پیدا نکند، مردم در انتخابات مشارکت نکرده و بیش از ۵۰ درصد در انتخابات شرکت نکنند، در آینده نزدیک با بحران‌های شدید بین‌المللی روبرو خواهیم بود. غربی‌ها فشار می‌آورند و کافی است اعلام شود مشارکت در انتخابات آینده، ۱۵ یا ۲۰ درصد بوده، در این صورت فقط با تکیه بر قدرت نظامی می‌توانند برخورد کنند، قدرت نظامی هم که بی‌حد و حصر نیست. حرف من این است که انتخابات ۱۴۰۰ پیچی تاریخی و نقطه عطفی در مناسبات ملی ماست. مدام بر واژه «ملی» تأکید دارم، چون اعتقاد دارم دیگر عناصری مثل بستن دکمه یقه پیراهن یا انتخاب به عنوان استاندار نمونه جواب نمی‌دهد. باید فردی را بیاورند که ظرفیت تجمیع پتانسیل‌های ملی را داشته باشد. باید شخصی باشد که اصلاح‌طلبان بگویند ۵۰ درصد او را قبول داریم و اصولگرایان و ملیون نیز همین نظر را داشته باشند. امروز کشور ما چهره‌ای را طلب می‌کند که در میان نظامی‌ها نقش قاسم سلیمانی، در بین تکنوکرات‌ها نقش محمدجواد ظریف، در میان مذهبیون نقش آیت‌الله طالقانی و در بین عناصر تشکیلاتی، نقش آیت‌الله بهشتی را داشته باشد. باید آدمی در این سطح را مطرح کنیم، زمام کشور را به دست او بسپاریم و بگوییم: «تو را به خدا قسم، کشور را نجات بده و ما نیز پشت سرت هستیم»، اما در دعواهای خاله‌زنکی امروز، هر کسی سهم خود را طلب می‌کند.

    فردی با چنین ظرفیت و پتانسیلی در حال حاضر در کشور وجود دارد؟

    بله، ظرفیت‌های زیادی داریم، اما حاکمیت استکبار می‌ورزد و از موضع بالا به جماعت نگاه می‌کند. افرادی که در حاکمیت، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی می‌کنند، به حدی از موضع بالا به مجموعه نگاه می‌کنند که اصلاً هر حرفی جز حرف خودشان را قابل شنیدن نمی‌دانند. این اتفاق برای آنها مشکل درست می‌کند، البته مشکل آنها برای من چندان اهمیتی ندارد، بلکه مشکل کشور برای من حائز اهمیت است.

    دولت کنونی با بحران تحریم و کرونا به طور همزمان مواجه است. به نظر شما مسئله تحریم و چگونگی رابطه با غرب به کجا می‌رسد؟ همچنین چه تصوری از حل بحران‌های بین‌المللی مثل برجام و اف‌اِی‌تی‌اف دارید؟

    می‌گویند: «عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی». بحران‌هایی در دو، سه سال اخیر، کشور را درگیر کرده است که بعضی اتفاق می‌افتد و بعضی ایجاد می‌شود. این بحران‌ها دست به دست همدیگر دادند. البته هر کدام از آنها کفایت می‌کرد دولتی را در شرایط کنونی ایران ساقط کند. باید این واقعیت را بپذیریم. آقای روحانی همانند ستونی شده که در رمی جمرات، به آن سنگی می‌زنند! اشکالی ندارد، سنگ بزنند. آقای روحانی نشان داده پوستش کلفت است، می‌خندد و بی‌تفاوت رد می‌شود که البته به نظر من کار پسندیده‌ای نیست، اما واقعیت این است که ایران در بحران کرونا، از دنیا خیلی عقب نیست. کشورهایی که از نظر صنعتی در جمع برترین‌های دنیا هستند، مانند انگلستان، هند، برزیل، آمریکا و فرانسه، کمتر از ایران در ماجرای کرونا، بحران ندارند.

    باید تحریم‌های کمرشکنی که آمریکا به ایران تحمیل کرده را نیز اضافه کرده و منصفانه قضاوت کنیم. اگر دولت از جیب مردم هم خرج کرده، حداقل نگذاشته این بحران، راه نفس کشور را ببندد. آمریکایی‌ها می‌خواستند نفس ایران را بند بیاورند. اقدام دولت قابل ستایش بوده، ولی درد ما این است که عده‌ای در داخل کشور، عناد و دشمنی جناحی را تا مرزی پیش می‌برند که می‌خواهند به‌جای دشمن بنشینند و حتی بکُشند. فرقی هم نمی‌کند از کدام طرف بوده است. فردی، زیر پای کسی که سر کار است را خالی می‌کند که با مغز به زمین بخورد و بگوید: «تو نمی‌توانی و من می‌توانم». آن کسی که سر کار است هم می‌گوید: «تو نمی‌توانستی و من می‌توانم». این معضل باید از بین برود، ولی همان‌طور که پیش‌تر گفتم بدون تردید، ایران در آینده یکی از کشورهای تعیین کننده در منطقه و جهان خواهد بود، راه‌های حل منازعات نیز تن دادن به یک‌سری قواعد بین‌المللی است. افراط و تفریط در سیاست، معنا ندارد و قهر و آشتی دائم در کار سیاسی بی‌معناست. روزی با انگلیس درگیر بودیم، امام گفت: «آمریکا از شوروی بدتر و شوروی از انگلیس بدتر است». اکنون نیز همین است. هیچ کشوری با ما عهد اخوت دائمی نمی‌بندد. اگر منافع ما تأمین شود و ما نیز منافع طرف مقابل را تأمین کنیم، می‌توانیم دوست باشیم. دیدیم که امام در پایان عمرشان، مسئله جنگ را حل کردند و قانون اساسی را به رفراندوم گذاشتند. جز امام هیچ‌کسی نمی‌توانست این کار را آن‌طور کم‌هزینه انجام دهد.

    یکی از وظایف خطیر دستگاه رهبری این کشور این است که جاده تعاملات بین‌المللی به‌ویژه تعاملات منطقه‌ای، کارآمد، مساوی و انسانی با آمریکا را هموار کند. ما روزی با شوروی مشکل داشتیم و حالا با یکدیگر شریک استراتژیک هستیم. روزی غربی‌ها با صدام دشمن بودند، امروز با عراق شریک استراتژیک هستند. انگلیسی‌‌ها علیه ما کودتای ۲۸ مرداد را راه انداختند، امروز با ما سر یک میز می‌نشینند و حتی از حقوق ایران در مقابل آمریکا دفاع می‌کنند، بنابراین معنی ندارد که بگوییم ارتباط ما با آمریکا باید تا ابد قطع باشد.

    نقل است که وقتی لانه جاسوسی تسخیر شد، عده‌ای می‌خواستند محل سفارت را به امورات دیگری اختصاص دهند، اما امام گفتند: «قرار نیست تا ابد با آمریکا قطع رابطه کنیم. آنها فردا می‌خواهند به ملک خود بیایند و کار کنند». حداقل به این حرف امام گوش کنیم. یکی از مهم‌ترین کارهایی که باید اتفاق بیفتد، هموارسازی این مسیر به دست توانای رهبری و مجموعه تصمیم‌ساز کشور است. اگر این اتفاق در دوره ایشان با هزینه کم نیفتد، ممکن است در آینده با هزینه زیاد به ما تحمیل شود. باید به این موضوع، توجه جدی داشته باشیم.

    منبع: پیام نو

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان