دسته: خراسان رضوی

  • روایت‌ سفرنامه‌نویسان از آیین‌های عزای حسینی در ایران

    روایت‌ سفرنامه‌نویسان از آیین‌های عزای حسینی در ایران

    روایت‌ سفرنامه‌نویسان از آیین‌های عزای حسینی در ایران
    روایت‌ سفرنامه‌نویسان از آیین‌های عزای حسینی در ایران

    ایسنا/خراسان رضوی برگزاری مراسم و آیین‌های مذهبی از دیرباز یکی از عوامل مورد توجه خارجیان بوده و آشنایی با مراسم مذهبی و نحوه برگزاری آن در کنار تهیه گزارش از فعالیت‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران برای گردشگران خارجی از اهمیت بالایی برخوردار بوده است.

    با توجه به تمایل ثبت مراسم‌های مذهبی و تعزیه‌ها توسط جهانگردان خارجی، پای ایران از زمان صفویان به سفرنامه‌های خارجیان باز شد، البته به تصویر کشیدن تعزیه‌ها و مراسم آیینی محرم تنها دلیل سفر سیاحان خارجی به ایران نبود؛ آن‌ها در سفر خود به ایران و اقامت چندماهه یا چندساله در کنار ثبت فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی به ثبت فرهنگ و انواع مراسم ایرانی که تعزیه و آیین‌های عزا در محرم یکی از آن‌هاست علاقه خاصی نشان می‌دادند.

    سفرنامه‌ها از این جهت که تمام زوایا و مسائل یک فرهنگ را مورد توجه قرار می‌دهند و مطالب آن‌ها اختصاصی نویسنده آن و از نگاه او بوده است و در کتاب دیگری نمی‌توان آن مطالب را پیدا کرد بسیار مورد توجه قرار می‌گیرند. از آن‌جایی که تاریخ‌نگاران ایرانی بیشتر به شرح جنگ‌ها و فتوحات نظامی شاهان و سلاطین می‌پرداختند، مسائلی چون آداب و رسوم، اخلاقیات عامه مردم و مواردی از این دست مورد غفلت واقع می‌شد؛ این مساله اما در سفرنامه‌های سیاحان خارجی و گردشگران علاقه‌مند به ایران که بیشتر به شرح احوال مردم و خصوصیات زندگی عامه می‌پرداختند، کمی تا قسمتی جبران شد.

    با این حال، نباید تنها آثار سفرنامه‌نویسان منبع اصلی برای ارجاع باشد؛ زیرا در نوشتارهای آن‌ها نیز به دلیل نداشتن اطلاعات کافی، اقامت کوتاه در کشور، آشنا نبودن با زبان فارسی و پیش‌داوری اشتباهات شایعی وجود دارد.

    حال قصد داریم مراسم عزاداری عاشورا و تعزیه‌خوانی‌هایی که در دوره‌های گذشته ایران برگزار می‌شده و در چند مورد از سفرنامه‌های سیاحان خارجی به آن‌ها اشاره شده است، معرفی کنیم.

    یکی از سفرنامه‌ها متعلق به «نوبویوشی فوروکاوا» است که همراه با یک هیات هفت نفره به دستور وزیر دارایی ژاپن برای گسترش روابط بازرگانی با کشورهای آسیایی به ایران سفر کرد. این سفرنامه حاصل گزارش‌هایی از سفر ۱۵۲ روزه این هیات از بوشهر به تهران در زمان قاجاریه است.

    فوروکاوا در سفرنامه خود از ایجاد دسته‌های سینه‌زنی نوشته است: «اقامتم در مازندران اتفاقا مصادف با این ایام بود و دیدم که در مدت این ۱۰ روز مردم چنان که گویی از خود بی‌خود شده‌اند، هر چند ۱۰ نفر از بزرگسالان و بچه‌ها دسته‌ای به راه انداخته، چیزی را که مانند نیزه بود، بالا می‌برند که به آن علامت می‌گویند. این علامت را با چراغ و هر چیزی که نذر شده است، آراسته و آن را به همراه این آویزه‌ها برمی‌دارند و در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر می‌برند و مردم که به همراه این علامت هستند با صدای بلند همسرایی می‌کنند».

    وی هم‌چنین نوشته است: «می‌گویند که شبیه‌خوان‌ها اجرت نمی‌گیرند و مردم نیز لباس‌های فاخرشان را به ایشان امانت می‌دهند تا تعزیه را با شکوه و عظمت برگزار کنند. در محوطه باغ شاهی، عمارت بزرگی هست به شکل گرد که معمولا فقط تیرهای سقفش را از دور می‌بینیم. اما در ایام عزاداری عاشورا بر تیرهای سقف چادر سفید می‌کشند و داخل عمارت را با چند ده‌هزار چراغ روشن می‌کنند و در آن‌جا روضه‌خوان معتبری به منبر می‌رود …».

    سفرنامه «ایران و ایرانیان» توسط ادوارد پولاک از ماجراهای ایران در زمان حضور امیرکبیر که پولاک را برای تدریس در دارالفنون دعوت کرده بود، گفته است. در سفرنامه پولاک اطلاعات خاص و منحصر به فردی درباره آداب و رسوم مردم قاجار ارائه شده که یکی از این آداب و رسوم برگزاری مراسم عزا و تعزیه‌خوانی است.

    ادوارد پولاک اتریشی در مورد ایام محرم می‌نویسد:

    «ایام عاشورا (ده روز اول ماه محرم) را می‌توان جزو روزهای رسمی به حساب آورد. در این روزها، مراسم تعزیه شبیه به یاد شهادت آل علی در کربلا برپا می‌شود. عزای عمومی و سراسری در مملکت است. همه لباس سیاه در بر می‌کنند، دسته‌ها در شهرها به راه می‌افتند و با آهنگ‌های غم‌انگیز که ترجیع آن «آی حسین، آی حسین» است بر رنج‌های این سلطان شهیدان اشک می‌ریزند».

    «… وقتی ترجیع خوانده می‌شود، کودکان از جا می‌جهند و دو حلقه‌ چوبی را به صورت موزون بر یکدیگر می‌زنند. بزرگ‌ترها هم با آنکه سینه‌شان کبود شده، با کف دست بر سینه می‌کوبند به طوری که صدای آن تا فاصله‌ای دور به گوش می‌رسد. بعضی‌ها که از کابل و کشمیر به تهران آمده‌اند، حتی زنجیر به سینه می‌زنند. یکنواختی آهنگ، صدای گنگ ضربات کف دست به سینه و برخورد حلقه‌های چوبی و جرنگ جرنگ زنجیرها تا مدت‌ها پس از نیمه‌شب در خیابان‌ها به نحوی غم‌انگیز طنین‌افکن می‌شود».

    «در بسیاری از میدان‌های عمومی شهرها تکیه وجود دارد که بر اثر موقوفات مذهبی ایجاد شده و نگهداری می‌شوند. در وسط فضایی محصور، صفه‌ای هست که به عنوان صحنه برای برگزار کردن مراسم تعزیه به کار می‌رود. در روزهایی که مراسم برپا می‌شود، چادری را سقف آن صفه می‌کنند. دیوارهای تکیه را با چیت گلدار و شال می‌آرایند. ظروف چینی گران‌قیمت، لیوان‌های کریستال اروپایی، شمعدان‌ها و غیره چشم را خیره می‌کند».

    «پیترو دلاواله» نیز سیاح ایتالیایی است که در دوره حکومت شاه عباس به ایران سفر کرده و شاهد برگزاری مراسم عزاداری و تعزیه‌خوانی شیعیان در اصفهان بوده است.

    او در مورد ایام عاشورا می‎نویسد:

    «ایرانیان تمام این مدت را به‌طور مداوم سوگواری می‌کنند و ضمن تظاهرات عمومیِ عظیم، برای پایان غم‌انگیز زندگی حسین بن‌علی، فرزند فاطمه زهرا، یگانه دختر پیامبر اسلام که در نظر همه مسلمانان مقدس ولی در نظر ایرانیان شیعی، امام بر حق نیز هست، به عزاداری مشغولند».

    «همه غمگین و مغموم به‌نظر می‌رسند و لباس عزاداری به رنگ سیاه، یعنی رنگی که در مواقع دیگر هیچ‌وقت مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، به تن می‌کنند. هیچ کس سر و ریش خود را نمی‌تراشد و به علاوه نه تنها از ارتکاب هرگونه گناه پرهیز می‌کند، بلکه خود را از هرگونه خوشی و تفریح نیز محروم می‌سازد… تمام این تظاهرات برای نشان دان مراتب سوگواری و غم و اندوه آنان در عزای امام حسین است».

    «… دورادور تابوت‌ها را با مخمل سیاه پوشانده بودند و روی هر تابوت، یک عمامه سبز و یک شمشیر گذاشته و سلاح‌هایی از اطراف آن آویخته بودند. این اشیاء را، روی طَبَق‌هایی چند، بر سر عده‌ای گذاشته بودند و به آهنگ سنج و کرنا حرکت می‌کردند».

    «اوژن فلاندن» باستان‌شناس از دیگر سیاحانی است که در زمان محمدشاه قاجار به اتفاق هموطن هنرمند خود به نام پاسکال به ایران سفر کرد و در کتاب «سفر به ایران» تجربه حضور خود در کشور را به رشته تحریر درآورد. فلاندن اولین‌بار سینه‌زنی پرهیجان مردم ایران را در آرامگاه حسین قزوینی به چشم می‌بیند و به توصیف مراسم عزاداری عمومی در تکیه‌ها و مساجد می‌پردازد.

    وی در مورد عزاداری‌های مردم ایران در آن زمان نوشته است:

    «عده‌ای با مشت سخت به سینه کوبیده و در نتیجه سایرین را برانگیخته، شورش در جمعیت و بازیگران برپا می‌نمودند… در مدت عزاداری عده‌ای از مقدسین در شهر به راه افتاده از اعماق وجود منقبت حسین(ع) و علی(ع) را می‌نمایند. برخی پابرهنه با چهره سیاه شده در کوچه‌ها دم از حسین(ع) می‌زنند و ادعا می‌کنند که تشنگی و گرما را بر خود هموار خواهند ساخت».

    «صحنه‌ای که بیش از همه نظر من را به خود جلب کرد، نبردی بود که میان خاندان و پیروان امام حسین(ع) و لشکریان یزید به نمایش درآمد. این صحنه آنچنان بر تماشاگران تأثیر می‌گذاشت که آدمی تصور می‌کرد شاهد نبردی حقیقی است. تعزیه به صورت شعرخوانی اجرا می‌شد و بازیگران شعرها را با آهنگ و حالات و حرکاتی می‌خوانند که در مردم شور و هیجان ایجاد می‌کرد».

    سفرنامه «سفر به شمال ایران» نیز توسط ساموئل گوتلیب گملین آلمانی نوشته شده است که برای پیگیری طرح علمی در مورد گیاهان، جانوران و… به همراه چندتن از دانشجویانش به ایران سفر کرده بود.

    گوتلیب گملین در سفرش به رشت در مورد ایام عزاداری ایران نوشته است:

    «در هر محله، درِ خانه‌ها را با پارچه‌ سیاه می‌پوشانند و شب‌ها با مشعل و شمع در خیابان‌ها حرکت می‌کنند. هر محله با پرچم و علم خود حرکت می‌کند و آوازهایی می‌خوانند که برای این مراسم ساخته شده است. آنان با پای برهنه حرکت می‌کنند و به شدت بر سینه خود می‌زنند. آنان بارها نام پیامبر سوگوارشان را فرا می‌خوانند و در هر گوشه به دنبالش می‌گردند. در روزهای اول دسته‌های عزاداران فقط شب‌ها به راه می‌افتند. ولی روزهای آخر روز هم برپاست…».

    «… یک شیپور دسته را با پرچم‌ها همراهی می‌کند و یک یا دو اسب هم که به جواهرات آراسته‌اند به نشانه‌ اسب حسین در پیشاپیش دسته حرکت داده می‌شود. پسِ این گروه سینه‌زنان ظاهر می‌شوند که فریادشان را دو برابر بلندتر کرده‌اند و در پشت سر آنان اهالی محله شمع‌دردست در چند گروه حرکت می‌کنند. آن وسایلی که به یاد حسین در تکیه قرار داده شده بود همراه دسته حمل می‌شود. به این ترتیب دسته به سوی خانه‌ خان حرکت می‌کند. در آن‌جا نوحه می‌خوانند و گریه می‌کنند. شبیه مراسمی که در تکیه اجرا کرده بودند. از آن‌جا همه‌ خیابان‌های شهر را دور می‌زنند. چون اینک در رشت هشت محله وجود دارد هشت دسته است و چون هر دسته یک روز در شهر می‌گردد، هر روز در خیابان‌های شهر غوغاست».

    «کارستن نیبور» از دیگر سیاحانی بود که همراه با هیاتی دانمارکی برای انجام ماموریتی در حوزه هندسه به ایران سفر و سفرش را از جنوب ایران آغاز کرد. گفته‌ها و تجربیات نیبور از سفرش به ایران در کتابی به نام «سفرنامه نیبور» به چاپ رسیده است.

    نیبور شاهد مراسم عزاداری شیعیان مردم جنوب بوده و در این مورد نوشته است:

    «… در حالی که شیعه‌ها به سینه‌ خود می‌زدند و با ناله و زاری غم و اندوه خودشان را نشان می‌دادند و عده‌ زیادی حسین‌حسین‌گویان به‌شدت گریه می‌کردند. کسانی که نقش سپاه یزید و سردار او، شمر را بازی می‌کردند با شمشیرهای برهنه دور میدان می‌دویدند و چنین وانمود می‌کردند که پی کسی می‌گردند… نقش عباس، برادر حسین، که در کنار چشمه‌ای هر دو دست خود را از دست داده بود خیلی طبیعی اجرا شد. او لباسش را طوری پوشیده بود که آستین‌های بدون دست او از دو طرف آویزان بود و به تماشاچی این احساس دست می‌داد که او واقعاً دست‌هایش را از دست داده است. چون در جزیره‌ خارک اسب خیلی کم است و از شتر اصلاً خبری نیست بلندپایگان سوار بر اسب بودند و بقیه پیاده و چون بیشتر مردم جزیره‌ خارک فقیرند، لباس همه‌ بازیگران خیلی بد بود. اما این لباس‌ها طوری بودند که تماشاچی به‌راحتی می‌توانست یکی از سپاهان ۱۱۰۰ سال پیش اعراب را در میدان جنگ تجسم بکند. موزیک نظامی فقط از سنج تشکیل می‌شد که به‌شدت نواخته می‌شد. صدای سنج با صدای حسین‌حسین قیل‌وقالی را به وجود آورده بود».

    از دوران صفویه تا انقلاب اسلامی سفرنامه‌های زیادی در مورد آنچه سیاحان از عزاداری ایرانیان دیده بودند، به نگارش درآمده است. به واسطه تعداد زیاد سفرنامه‌های نوشته شده در این حوزه امکان معرفی تمام آن‌ها وجود نداشت و ما تنها به معرفی چند مورد از آن‌ها بسنده کردیم.

    منابع:

    سفرنامه فوروکاوا

    سفرنامه «ایران و ایرانیان»

    سفرنامه «سفر به ایران»

    سفرنامه «سفر به شمال ایران»

    سفرنامه کارستن نیبور

    سفرنامه پیترو دلاواله

     انتهای پیام

  • روایت‌ سفرنامه‌نویسان از آیین‌های عزای حسینی در ایران

    روایت‌ سفرنامه‌نویسان از آیین‌های عزای حسینی در ایران

    روایت‌ سفرنامه‌نویسان از آیین‌های عزای حسینی در ایران
    روایت‌ سفرنامه‌نویسان از آیین‌های عزای حسینی در ایران

    ایسنا/خراسان رضوی برگزاری مراسم و آیین‌های مذهبی از دیرباز یکی از عوامل مورد توجه خارجیان بوده و آشنایی با مراسم مذهبی و نحوه برگزاری آن در کنار تهیه گزارش از فعالیت‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران برای گردشگران خارجی از اهمیت بالایی برخوردار بوده است.

    با توجه به تمایل ثبت مراسم‌های مذهبی و تعزیه‌ها توسط جهانگردان خارجی، پای ایران از زمان صفویان به سفرنامه‌های خارجیان باز شد، البته به تصویر کشیدن تعزیه‌ها و مراسم آیینی محرم تنها دلیل سفر سیاحان خارجی به ایران نبود؛ آن‌ها در سفر خود به ایران و اقامت چندماهه یا چندساله در کنار ثبت فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی به ثبت فرهنگ و انواع مراسم ایرانی که تعزیه و آیین‌های عزا در محرم یکی از آن‌هاست علاقه خاصی نشان می‌دادند.

    سفرنامه‌ها از این جهت که تمام زوایا و مسائل یک فرهنگ را مورد توجه قرار می‌دهند و مطالب آن‌ها اختصاصی نویسنده آن و از نگاه او بوده است و در کتاب دیگری نمی‌توان آن مطالب را پیدا کرد بسیار مورد توجه قرار می‌گیرند. از آن‌جایی که تاریخ‌نگاران ایرانی بیشتر به شرح جنگ‌ها و فتوحات نظامی شاهان و سلاطین می‌پرداختند، مسائلی چون آداب و رسوم، اخلاقیات عامه مردم و مواردی از این دست مورد غفلت واقع می‌شد؛ این مساله اما در سفرنامه‌های سیاحان خارجی و گردشگران علاقه‌مند به ایران که بیشتر به شرح احوال مردم و خصوصیات زندگی عامه می‌پرداختند، کمی تا قسمتی جبران شد.

    با این حال، نباید تنها آثار سفرنامه‌نویسان منبع اصلی برای ارجاع باشد؛ زیرا در نوشتارهای آن‌ها نیز به دلیل نداشتن اطلاعات کافی، اقامت کوتاه در کشور، آشنا نبودن با زبان فارسی و پیش‌داوری اشتباهات شایعی وجود دارد.

    حال قصد داریم مراسم عزاداری عاشورا و تعزیه‌خوانی‌هایی که در دوره‌های گذشته ایران برگزار می‌شده و در چند مورد از سفرنامه‌های سیاحان خارجی به آن‌ها اشاره شده است، معرفی کنیم.

    یکی از سفرنامه‌ها متعلق به «نوبویوشی فوروکاوا» است که همراه با یک هیات هفت نفره به دستور وزیر دارایی ژاپن برای گسترش روابط بازرگانی با کشورهای آسیایی به ایران سفر کرد. این سفرنامه حاصل گزارش‌هایی از سفر ۱۵۲ روزه این هیات از بوشهر به تهران در زمان قاجاریه است.

    فوروکاوا در سفرنامه خود از ایجاد دسته‌های سینه‌زنی نوشته است: «اقامتم در مازندران اتفاقا مصادف با این ایام بود و دیدم که در مدت این ۱۰ روز مردم چنان که گویی از خود بی‌خود شده‌اند، هر چند ۱۰ نفر از بزرگسالان و بچه‌ها دسته‌ای به راه انداخته، چیزی را که مانند نیزه بود، بالا می‌برند که به آن علامت می‌گویند. این علامت را با چراغ و هر چیزی که نذر شده است، آراسته و آن را به همراه این آویزه‌ها برمی‌دارند و در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر می‌برند و مردم که به همراه این علامت هستند با صدای بلند همسرایی می‌کنند».

    وی هم‌چنین نوشته است: «می‌گویند که شبیه‌خوان‌ها اجرت نمی‌گیرند و مردم نیز لباس‌های فاخرشان را به ایشان امانت می‌دهند تا تعزیه را با شکوه و عظمت برگزار کنند. در محوطه باغ شاهی، عمارت بزرگی هست به شکل گرد که معمولا فقط تیرهای سقفش را از دور می‌بینیم. اما در ایام عزاداری عاشورا بر تیرهای سقف چادر سفید می‌کشند و داخل عمارت را با چند ده‌هزار چراغ روشن می‌کنند و در آن‌جا روضه‌خوان معتبری به منبر می‌رود …».

    سفرنامه «ایران و ایرانیان» توسط ادوارد پولاک از ماجراهای ایران در زمان حضور امیرکبیر که پولاک را برای تدریس در دارالفنون دعوت کرده بود، گفته است. در سفرنامه پولاک اطلاعات خاص و منحصر به فردی درباره آداب و رسوم مردم قاجار ارائه شده که یکی از این آداب و رسوم برگزاری مراسم عزا و تعزیه‌خوانی است.

    ادوارد پولاک اتریشی در مورد ایام محرم می‌نویسد:

    «ایام عاشورا (ده روز اول ماه محرم) را می‌توان جزو روزهای رسمی به حساب آورد. در این روزها، مراسم تعزیه شبیه به یاد شهادت آل علی در کربلا برپا می‌شود. عزای عمومی و سراسری در مملکت است. همه لباس سیاه در بر می‌کنند، دسته‌ها در شهرها به راه می‌افتند و با آهنگ‌های غم‌انگیز که ترجیع آن «آی حسین، آی حسین» است بر رنج‌های این سلطان شهیدان اشک می‌ریزند».

    «… وقتی ترجیع خوانده می‌شود، کودکان از جا می‌جهند و دو حلقه‌ چوبی را به صورت موزون بر یکدیگر می‌زنند. بزرگ‌ترها هم با آنکه سینه‌شان کبود شده، با کف دست بر سینه می‌کوبند به طوری که صدای آن تا فاصله‌ای دور به گوش می‌رسد. بعضی‌ها که از کابل و کشمیر به تهران آمده‌اند، حتی زنجیر به سینه می‌زنند. یکنواختی آهنگ، صدای گنگ ضربات کف دست به سینه و برخورد حلقه‌های چوبی و جرنگ جرنگ زنجیرها تا مدت‌ها پس از نیمه‌شب در خیابان‌ها به نحوی غم‌انگیز طنین‌افکن می‌شود».

    «در بسیاری از میدان‌های عمومی شهرها تکیه وجود دارد که بر اثر موقوفات مذهبی ایجاد شده و نگهداری می‌شوند. در وسط فضایی محصور، صفه‌ای هست که به عنوان صحنه برای برگزار کردن مراسم تعزیه به کار می‌رود. در روزهایی که مراسم برپا می‌شود، چادری را سقف آن صفه می‌کنند. دیوارهای تکیه را با چیت گلدار و شال می‌آرایند. ظروف چینی گران‌قیمت، لیوان‌های کریستال اروپایی، شمعدان‌ها و غیره چشم را خیره می‌کند».

    «پیترو دلاواله» نیز سیاح ایتالیایی است که در دوره حکومت شاه عباس به ایران سفر کرده و شاهد برگزاری مراسم عزاداری و تعزیه‌خوانی شیعیان در اصفهان بوده است.

    او در مورد ایام عاشورا می‎نویسد:

    «ایرانیان تمام این مدت را به‌طور مداوم سوگواری می‌کنند و ضمن تظاهرات عمومیِ عظیم، برای پایان غم‌انگیز زندگی حسین بن‌علی، فرزند فاطمه زهرا، یگانه دختر پیامبر اسلام که در نظر همه مسلمانان مقدس ولی در نظر ایرانیان شیعی، امام بر حق نیز هست، به عزاداری مشغولند».

    «همه غمگین و مغموم به‌نظر می‌رسند و لباس عزاداری به رنگ سیاه، یعنی رنگی که در مواقع دیگر هیچ‌وقت مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، به تن می‌کنند. هیچ کس سر و ریش خود را نمی‌تراشد و به علاوه نه تنها از ارتکاب هرگونه گناه پرهیز می‌کند، بلکه خود را از هرگونه خوشی و تفریح نیز محروم می‌سازد… تمام این تظاهرات برای نشان دان مراتب سوگواری و غم و اندوه آنان در عزای امام حسین است».

    «… دورادور تابوت‌ها را با مخمل سیاه پوشانده بودند و روی هر تابوت، یک عمامه سبز و یک شمشیر گذاشته و سلاح‌هایی از اطراف آن آویخته بودند. این اشیاء را، روی طَبَق‌هایی چند، بر سر عده‌ای گذاشته بودند و به آهنگ سنج و کرنا حرکت می‌کردند».

    «اوژن فلاندن» باستان‌شناس از دیگر سیاحانی است که در زمان محمدشاه قاجار به اتفاق هموطن هنرمند خود به نام پاسکال به ایران سفر کرد و در کتاب «سفر به ایران» تجربه حضور خود در کشور را به رشته تحریر درآورد. فلاندن اولین‌بار سینه‌زنی پرهیجان مردم ایران را در آرامگاه حسین قزوینی به چشم می‌بیند و به توصیف مراسم عزاداری عمومی در تکیه‌ها و مساجد می‌پردازد.

    وی در مورد عزاداری‌های مردم ایران در آن زمان نوشته است:

    «عده‌ای با مشت سخت به سینه کوبیده و در نتیجه سایرین را برانگیخته، شورش در جمعیت و بازیگران برپا می‌نمودند… در مدت عزاداری عده‌ای از مقدسین در شهر به راه افتاده از اعماق وجود منقبت حسین(ع) و علی(ع) را می‌نمایند. برخی پابرهنه با چهره سیاه شده در کوچه‌ها دم از حسین(ع) می‌زنند و ادعا می‌کنند که تشنگی و گرما را بر خود هموار خواهند ساخت».

    «صحنه‌ای که بیش از همه نظر من را به خود جلب کرد، نبردی بود که میان خاندان و پیروان امام حسین(ع) و لشکریان یزید به نمایش درآمد. این صحنه آنچنان بر تماشاگران تأثیر می‌گذاشت که آدمی تصور می‌کرد شاهد نبردی حقیقی است. تعزیه به صورت شعرخوانی اجرا می‌شد و بازیگران شعرها را با آهنگ و حالات و حرکاتی می‌خوانند که در مردم شور و هیجان ایجاد می‌کرد».

    سفرنامه «سفر به شمال ایران» نیز توسط ساموئل گوتلیب گملین آلمانی نوشته شده است که برای پیگیری طرح علمی در مورد گیاهان، جانوران و… به همراه چندتن از دانشجویانش به ایران سفر کرده بود.

    گوتلیب گملین در سفرش به رشت در مورد ایام عزاداری ایران نوشته است:

    «در هر محله، درِ خانه‌ها را با پارچه‌ سیاه می‌پوشانند و شب‌ها با مشعل و شمع در خیابان‌ها حرکت می‌کنند. هر محله با پرچم و علم خود حرکت می‌کند و آوازهایی می‌خوانند که برای این مراسم ساخته شده است. آنان با پای برهنه حرکت می‌کنند و به شدت بر سینه خود می‌زنند. آنان بارها نام پیامبر سوگوارشان را فرا می‌خوانند و در هر گوشه به دنبالش می‌گردند. در روزهای اول دسته‌های عزاداران فقط شب‌ها به راه می‌افتند. ولی روزهای آخر روز هم برپاست…».

    «… یک شیپور دسته را با پرچم‌ها همراهی می‌کند و یک یا دو اسب هم که به جواهرات آراسته‌اند به نشانه‌ اسب حسین در پیشاپیش دسته حرکت داده می‌شود. پسِ این گروه سینه‌زنان ظاهر می‌شوند که فریادشان را دو برابر بلندتر کرده‌اند و در پشت سر آنان اهالی محله شمع‌دردست در چند گروه حرکت می‌کنند. آن وسایلی که به یاد حسین در تکیه قرار داده شده بود همراه دسته حمل می‌شود. به این ترتیب دسته به سوی خانه‌ خان حرکت می‌کند. در آن‌جا نوحه می‌خوانند و گریه می‌کنند. شبیه مراسمی که در تکیه اجرا کرده بودند. از آن‌جا همه‌ خیابان‌های شهر را دور می‌زنند. چون اینک در رشت هشت محله وجود دارد هشت دسته است و چون هر دسته یک روز در شهر می‌گردد، هر روز در خیابان‌های شهر غوغاست».

    «کارستن نیبور» از دیگر سیاحانی بود که همراه با هیاتی دانمارکی برای انجام ماموریتی در حوزه هندسه به ایران سفر و سفرش را از جنوب ایران آغاز کرد. گفته‌ها و تجربیات نیبور از سفرش به ایران در کتابی به نام «سفرنامه نیبور» به چاپ رسیده است.

    نیبور شاهد مراسم عزاداری شیعیان مردم جنوب بوده و در این مورد نوشته است:

    «… در حالی که شیعه‌ها به سینه‌ خود می‌زدند و با ناله و زاری غم و اندوه خودشان را نشان می‌دادند و عده‌ زیادی حسین‌حسین‌گویان به‌شدت گریه می‌کردند. کسانی که نقش سپاه یزید و سردار او، شمر را بازی می‌کردند با شمشیرهای برهنه دور میدان می‌دویدند و چنین وانمود می‌کردند که پی کسی می‌گردند… نقش عباس، برادر حسین، که در کنار چشمه‌ای هر دو دست خود را از دست داده بود خیلی طبیعی اجرا شد. او لباسش را طوری پوشیده بود که آستین‌های بدون دست او از دو طرف آویزان بود و به تماشاچی این احساس دست می‌داد که او واقعاً دست‌هایش را از دست داده است. چون در جزیره‌ خارک اسب خیلی کم است و از شتر اصلاً خبری نیست بلندپایگان سوار بر اسب بودند و بقیه پیاده و چون بیشتر مردم جزیره‌ خارک فقیرند، لباس همه‌ بازیگران خیلی بد بود. اما این لباس‌ها طوری بودند که تماشاچی به‌راحتی می‌توانست یکی از سپاهان ۱۱۰۰ سال پیش اعراب را در میدان جنگ تجسم بکند. موزیک نظامی فقط از سنج تشکیل می‌شد که به‌شدت نواخته می‌شد. صدای سنج با صدای حسین‌حسین قیل‌وقالی را به وجود آورده بود».

    از دوران صفویه تا انقلاب اسلامی سفرنامه‌های زیادی در مورد آنچه سیاحان از عزاداری ایرانیان دیده بودند، به نگارش درآمده است. به واسطه تعداد زیاد سفرنامه‌های نوشته شده در این حوزه امکان معرفی تمام آن‌ها وجود نداشت و ما تنها به معرفی چند مورد از آن‌ها بسنده کردیم.

    منابع:

    سفرنامه فوروکاوا

    سفرنامه «ایران و ایرانیان»

    سفرنامه «سفر به ایران»

    سفرنامه «سفر به شمال ایران»

    سفرنامه کارستن نیبور

    سفرنامه پیترو دلاواله

     انتهای پیام

  • اجرای مکانیسم ماشه میان آمریکا و اروپا شکاف ایجاد کرده است

    اجرای مکانیسم ماشه میان آمریکا و اروپا شکاف ایجاد کرده است

    اجرای مکانیسم ماشه میان آمریکا و اروپا شکاف ایجاد کرده است
    اجرای مکانیسم ماشه میان آمریکا و اروپا شکاف ایجاد کرده است

    ایسنا/خراسان رضوی یک استاد دانشگاه گفت: اجرای مکانیسم ماشه موجب ایجاد شکاف بین امریکا و متحدان اروپایی آن‌ها شده است در نتیجه در چهارچوب ایجاد این شکاف بین امریکا و متحدانش می‌توان منافع جمهوری اسلامی ایران را تامین نمود.

    دکتر امیرحسین ملکی‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا در تحلیل حقوقی اجرای مکانیسم ماشه از سوی ایالات متحده امریکا اظهار کرد: دولت امریکا در روز پنجشنبه ۳۰ مرداد درخواست بازگشت تمام تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران را در چهارچوب مکانیسم ماشه (اسنپ بک) به شورای امنیت تسلیم نمود.

    وی ادامه داد: براساس ماده ۳۷ موافقت‌نامه برجام «متعاقب ابلاغ دریافت طرف شاکی، شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌بایست منطبق با رویه‌های خود در خصوص قطع‌نامه‌ای برای تداوم لغو تحریم‌ها رای‌گیری نماید چنان‌چه قطع‌نامه فوالذکر ظرف ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ به تصویب نرسد، سپس مفاد قطع‌نامه‌های سابق شورای امنیت سازمان ملل متحد مجددا اعمال خواهد شد.»

    امریکا حقی برای استفاده از مکانیسم ماشه ندارد

    این عضو هیات علمی دانشگاه گروه حقوق آزاد مشهد تصریح کرد: از لحاظ حقوقی اجرای این ساز و کار صرفا برای طرفین موافقت‌نامه برجام پیش‌بینی شده است، ایالات متحده امریکا با خروج از برجام دیگر طرف برجام محسوب نمی‌شود و حقی برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه یا بازگشت تحریم‌های شورای امنیت آن‌طور که در قطع‌نامه ۲۲۳۱ آمده است، ندارد.

    ملکی‌زاده در مورد شرایطی که پس از فعال شدن مکانیسم ماشه می‌تواند شکل بگیرد، بیان کرد: بر اساس ماده ۳۷ موافقت‌نامه برجام اگر کشوری از طرف‌های عضو از مکانیسم ماشه مندرج در این ماده استفاده کند، شورای امنیت ۳۰ روز وقت خواهد داشت تا قطع‌نامه‌ای را برای معافیت ایران از تحریم‌های هسته‌ای سازمان ملل تصویب کند که در این صورت با وتو حتمی ایالات متحده امریکا قطع‌نامه‌های قبلی مربوط به تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران باز خواهد گشت.

    وی افزود: ملاحظه می‌گردد، از لحاظ حقوقی وفق ماده ۳۷ برجام و همچنین حق وتوی ایالات متحده امکان جلوگیری از این اقدام امریکا در شورای امنیت وجود ندارد لازم به ذکر است که در صورت بازگشت تحریم‌های سازمان ملل با اعمال مکانیسم ماشه از سوی امریکا وضعیت تحریم ایران با وضعیتی که قبل از انعقاد موافقت‌نامه برجام وجود داشت تا حد زیاد متفاوت خواهد بود.

    این عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد مشهد افزود: تا قبل از برجام اجماع جهانی در خصوص اعمال تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران وجود داشت اما در حال حاضر شکاف عمیقی بین کشورهای اروپایی، چین و روسیه از یک طرف و با امریکا از طرف دیگر وجود دارد و این کشورها ایالات متحده را در اعمال تحریم‌ها ظالمانه بیشتر همراهی نخواهند کرد. اجرای مکانیسم ماشه موجب ایجاد شکاف بین امریکا و متحدان اروپایی آن‌ها شده است در نتیجه در چهارچوب ایجاد این شکاف بین امریکا و متحدانش می‌توان منافع جمهوری اسلامی ایران را تامین نمود.

    ملکی‌زاده درمورد نتایج خروج ایران از برجام خاطرنشان کرد: خروج از برجام در وضعیت کنونی منفعتی برای کشور ما نخواهد داشت بلکه بهانه‌ای به امریکا خواهد داد تا از کشورهای اروپایی بخواهد تا در اعمال تحریم‌ها با این کشور همراه شوند. همچنین از حیث عملی نیز خروج از برجام مانعی برای جلوگیری از اجرای مکانیسم ماشه محسوب نمی‌گردد.

    انتهای پیام

  • معامله بیش از ۲ میلیون سهم در استان‌های خراسان رضوی و شمالی

    معامله بیش از ۲ میلیون سهم در استان‌های خراسان رضوی و شمالی

    معامله بیش از ۲ میلیون سهم در استان‌های خراسان رضوی و شمالی
    معامله بیش از ۲ میلیون سهم در استان‌های خراسان رضوی و شمالی

    ایسنا/خراسان رضوی مدیر بورس اوراق بهادار استان‌های خراسان رضوی و خراسان شمالی گفت: در مرداد ماه سال ۹۹ دو میلیون و ۱۸۱ هزار سهم در بورس دو استان خراسان رضوی و شمالی معامله شد.

    حسین خدادوست در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص معاملات صورت گرفته در بورس دو استان خراسان رضوی و شمالی در مرداد ماه اظهار کرد: متوسط ارزش خرید و فروش روزانه سهم در این بورس دو میلیون و ۲۴۷ هزار و ۳۵۲ میلیون ریال بود. تعداد شرکت‌های استانی نیز در مرداد ماه ۱۳ شرکت و ارزش بازاری آن‌ ۸۷۳ هزار و ۹۴۶ میلیارد ریال بوده است.

    مدیر بورس اوراق بهادار خراسان رضوی و خراسان شمالی گفت: شاخص کل قیمت سهام در بورس اوراق بهادار این استان‌ها در مرداد ماه یک میلیون و ۷۵۷ هزار و ۲۲۹ واحد بوده و کارگزاری‌های استان‌های خراسان شمالی و رضوی در بورس اوراق بهادار مرداد ماه، ۱۵۶ ایستگاه معاملاتی داشتند.

    انتهای پیام

  • محله ما؛ خاص‌ترین تجربه مدیریت شهری مشهد در کشور

    محله ما؛ خاص‌ترین تجربه مدیریت شهری مشهد در کشور

    محله ما؛ خاص‌ترین تجربه مدیریت شهری مشهد در کشور
    محله ما؛ خاص‌ترین تجربه مدیریت شهری مشهد در کشور

    ایسنا/خراسان رضوی رئیس شورای اجتماعی محلات مشهد گفت: پروژه محله ما به عنوان خاص‌ترین تجربه مدیریت شهری در سطح ایران شناخته شده است.

    روح‌الله قاسم‌زاده، امروز، ۳ شهریورماه در یکصدوسومین جلسه علنی پنجمین دوره شهر مشهد در خصوص طرح محله ما سال ۹۸ که در تالار شهر برگزار شد، اظهار کرد: از ابتدای روی کار آمدن مدیریت شهری پنجم  بر رویکردهای اجتماع محور، ‌تمرکز بر موضوعاتی مثل حرکت به سوی پروژه‌های خرد محلی در مقیاس محلات، برنامه‌ریزی از پایین به بالا و تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان محلی و شهری تاکید داشته است. در همین راستا نیز و با توجه به این تاکیدات شوراهای اجتماعی محلات با مکانیزم جدید، انتخابی و دموکراتیک متولد شد.

    وی با تاکید بر اینکه براساس سیاست توسعه متوازن و عدالت محور شورای شهر مشهد، اولویت اجرای پروژه‌های طرح محله ویژه مناطق کم برخوردار است، افزود: همچنین از جمله رویکردهایی که در دوره جدید شورا بر آن تاکید داشتند، احساس کارآمدی شوراها و مشارکت نهادهای محلی در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری شهری‌ بود به طوری‌که ما امروز شاهد افزایش مشارکت بیشتر شوراها نسبت به قبل هستیم. همچنین تصویب تبصره ۲۲ از آن جهت به یاری ما آمد  که از بین تمام پروژه‌ها، پروژه محله ما به عنوان خاص‌ترین تجربه مدیریت شهری در سطح ایران شناخته شد و فعالیت خود را آغاز کرد.

    رئیس شورای اجتماعی محلات مشهد با اشاره به اینکه با هدف تقویت هویت محلی و به منظور افزایش حس ‌تعلق و ارتقای فرهنگ ‌مشارکت‌جویی شهروندان طرح محله ما در ۱۰۳ نقطه محلی در قالب ۱۳۱ پروژه در شهر مشهد اجرا شد، ادامه داد: در این پروژه‌ها تلاش می‌شود تا روندهای جاری مدیریت شهری به روندهای مشارکتی و مردمی تبدیل شود. به همین منظور برای هر پروژه تا سقف ۳۲۸ میلیون تومان اعتبار در نظر گرفته شده است.

    وی در خصوص اهداف کلان و خرد پروژه محله ما بیان کرد: اهداف این پروژه شامل تقویت هویت محلی به منظور افزایش حس تعلق، ارتقای فرهنگ مشارکت‌جویی شهروندان و حضور موثرآن‌ها در فرآیند کیفیت بخشی به محلات، افزایش نظارت عمومی بر بهبود اجرای پروژه‌های محلی و افزایش رضایت‌مندی از مدیریت شهری است.

    اختصاص ۱۸ میلیارد تومان به پروژه محله ما در سال جاری

    قاسم‌زاده با بیان اینکه «در گام اول در هر منطقه از مناطق شهرداری چهار پروژه تعریف شده است»، گفت: اجرای پروژه محله ما در محلاتی که در آن هیچ پروژه‌ای اجرا نشده، مناطق کم‌برخوردار و محلاتی که جمعیت بیشتری دارند در اولویت قرار دارد. انتخاب این محدوده‌ها و محلات براساس ۳۵۰ جلسه استماع عمومی، ۲۵۰ جلسه با شورای‌های اجتماعی محلات و ۳۱۰جلسه با شوراهای ادارای مناطق بوده است. همچنین در اجرای این پروژه حدود صد هزار نفر از شهروندان در پرسشگری‌ها مشارکت داشتند. برای اجرای پروژه‌های طرح محله ما ۳۲ میلیارد تومان در سال ۹۸ و ۱۸ میلیارد تومان در سال جاری اختصاص یافته است.

    وی درصد مطالبات و نیازهای شهروندان را اینگونه اعلام کرد:  ۲۷.۵ درصد مربوط به عمران، حمل‌ونقل و ترافیک، ۲۹ درصد مربوط به خدمات شهری، ۱۰ درصد مرتبط با شهرسازی و معماری و ۱۵.۵ درصد مربوط به موضوعات اجتماعی و فرهنگی است. همچنین ۴۶ درصد نیازهای مردم مرتبط با مقیاس پروژه‌های محله ما، ۲۱درصد مرتبط با وظایف جاری شهری، ۱۷ درصد  نظرات نیازمند پیگیری بین سازمانی‌ها و ۱۵درصد نیازها مربوط به پروژه‌های کلان مقیاس شهرداری بوده است. همچنین نمونه‌های اجرا شده محله ما را می‌توان در مناطق یک، چهار، هفت، یازده، ۹  و ۱۰ مشاهده کرد.

    انتهای پیام

  • مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی
    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    ایسنا/خراسان رضوی یک استاد حوزه علمیه گفت: آزادگی حر علاوه بر این که مهر تأیید امام حسین(ع) را دارد، عمل حربن یزید ریاحی نیز شاهد و گواهی بر این آزادمردی است.

    حجت‌الاسلام مهدی عدالتیان در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص شخصیت و آزادگی حربن ‌یزید ریاحی و جایگاه ایشان در اصحاب امام حسین (ع) اظهار کرد: حربن یزید ریاحی یکی از شخصیت‌هایی است که در ماجرای کربلا و قیام امام حسین (ع)، الگوی بزرگی برای آزادگی شد. به طوری که امام حسین (ع) در لحظات آخر زندگی حر و زمانی که سر او را به زانو گرفته‌بودند جمله « أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرَّاً» را به این معنی که « تو به حقیقت حر و آزاده‌ای همانطور که مادرت نام تو را حر نهاد» بیان کردند. در واقع این که حجت خدا و امام معصوم شخصی را حر و آزاده بنامند، بسیار مقام بالایی است و با زمانی که مردم عام و معمولی را به آزادگی منسوب کنند، تفاوت دارد. به این ترتیب این که آزادگی و حریت ایشان را حجت خدا و امام زمان(عج) ایشان امضاء کرده‌اند، افتخار بزرگی برای حر است.

    وی ادامه داد: ابتدا حربن یزید ریاحی در پی عمل به مأموریتی بود که بر عهده داشت. اما زمانی که متوجه شد مسئله جدی است و قصد دارند شخصیتی که از نظر نسب، حسب و ویژگی‌ها و امتیازات ایمانی و انسانی بهترین آن زمان بوده‌است را به ناحق به شهادت برسانند؛ به گفته وی، خود را میان بهشت و جهنم و در واقع در لبه پرتگاه جهنم دیده و آزادانه تصمیم گرفت. این آزادگی به معنای عدم اسارت در نفس است. درحالی که شیطان و نفس او بسیار تلاش کردند تا حر را به دام بیاندازد اما اسیر آن‌ها نشد. ‌ حربن یزید ریاحی علی‌رغم این که اطرافیان او را تطمیع کرده و به او وعده پست و مقام داده‌بودند اما اسیر شیطنت‌های انسان‌ها نشد و از همه قید و بندها و دام‌های شیطان، نفس، دنیا و … خود را رها کرد.

    این استاد حوزه علمیه بیان کرد: بنابراین این آزادگی سبب شد فردی که خود را در لبه پرتگاه جهنم مشاهده می‌کرد، در حقیقت به جایگاهی برسد که از بهترین یاران امام حسین (ع) باشد و تا قیامت هرکس به امام حسین (ع) و یاران ایشان سلام دهد، حر نیز در آن جمع قرار می‌گیرد و از امام حسین (ع) در دنیا و آخرت جدا نخواهدبود. این آزادمردی علاوه بر این که مهر تأیید امام حسین (ع) را دارد، عمل حربن یزید ریاحی نیز شاهد و گواهی بر این آزادمردی است که درس بزرگی برای همگان است.

    عدالتیان خاطرنشان کرد: امام حسین (ع) هنگامی که در قتلگاه قرار گرفتند و در حالی که بدن ایشان پر از جراحت بود و توان حرکت نداشتند، مشاهده کردند که سپاه دون و بی‌شرم عمر سعد به سمت خیام اباعبدالله (ع) حمله کردند لذا امام حسین (ع) با سختی ایستادند و فرمودند:«اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم» به این معنی که «اگر شما دین ندارید، در دنیای خود آزادمرد باشید» مفهوم این جمله درواقع این است که اگر شما خوف از خدا و پایبندی دینی ندارید، حداقل به اندازه انسان‌ها آزادگی و شرف داشته‌باشید که به افراد ضعیف، زنان و فرزندان تعدی و حمله نکنید و به حریم شخصی که کشته‌اید حمله نکنید. این جمله، نکته‌ای است که امام حسین (ع) در روز عاشورا درخصوص حریت تأکید کردند و درس بزرگی برای تاریخ است و درواقع حریت، صفت بزرگ انسانی است.

    وی افزود: ممکن است فردی پایبندی دینی نداشته‌باشد و جزء متقین، مخلصین و صالحین نباشد ولی انسان آزاده‌ای باشد. آزادمردی برای انسان این‌گونه است که فرد اسیر هوا، هوس و دنیا نباشد. درواقع انسان باشرافت و آزاده دنیادار بودن با مال مردم را نمی‌خواهد. انسان آزاده، پست و مقامی را به ناحق نمی‌پذیرد و اشغال نمی‌کند، حاضر نیست به کسی ظلم کند و به حقوق دیگران تعدی و تجاوز کند. علاوه بر این‌ها انسان آزاده عهد و پیمان خود را نمی‌شکند. لذا آزادمرد بودن به این معنا است که انسان برای رسیدن به دنیای خود، ارزش‌های انسانی را زیر پا نمی‌گذارد؛ به این ترتیب آزادگی صفت انسانی است که اگر در انسان‌ها تقویت شود زندگی بسیار سالم و شیرین می‌شود.

    این استاد حوزه علمیه تأکیدکرد: امروزه نیز در زندگی ما اگر آزادگی و آزادمردی به عنوان یکی از درس‌های مهم امام حسین (ع) تقویت و نشر داده‌شود و افراد دارای این صفت باشند، جامعه زیبا می‌شود. بنابراین انسان آزاده فردی است که ارزش‌های انسانی مانند وفای به عهد، صداقت، رعایت حقوق دیگران، رحم و … را در خود تقویت کند و طبیعتاً تقویت این صفات زندگی را شیرین، دلنشین و آسان و راحت می‌کند.

    وی ابرازعقیده کرد: به این ترتیب عدم وجود این صفات و عدم حریت و آزادگی انسان‌ها، زندگی انسانی را به جنگلی پر از حیوانات وحشی تبدیل می‌کند؛ زیرا در نبود این ارزش‌های انسانی، بعد حیوانی انسان‌ها ظهور می‌کند و اگر این بعد انسان‌ها ظهور یابد، انسان‌ها از هر حیوانی درنده‌خوتر خواهندشد. بنابراین «حریت» از بهترین درس‌های عاشورا و از ویژگی‌های حربن یزید ریاحی است که تقویت آن باعث سلامت و آرامش در جامعه خواهدبود.

    انتهای پیام

  • مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی
    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    ایسنا/خراسان رضوی یک استاد حوزه علمیه گفت: آزادگی حر علاوه بر این که مهر تأیید امام حسین(ع) را دارد، عمل حربن یزید ریاحی نیز شاهد و گواهی بر این آزادمردی است.

    حجت‌الاسلام مهدی عدالتیان در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص شخصیت و آزادگی حربن ‌یزید ریاحی و جایگاه ایشان در اصحاب امام حسین (ع) اظهار کرد: حربن یزید ریاحی یکی از شخصیت‌هایی است که در ماجرای کربلا و قیام امام حسین (ع)، الگوی بزرگی برای آزادگی شد. به طوری که امام حسین (ع) در لحظات آخر زندگی حر و زمانی که سر او را به زانو گرفته‌بودند جمله « أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرَّاً» را به این معنی که « تو به حقیقت حر و آزاده‌ای همانطور که مادرت نام تو را حر نهاد» بیان کردند. در واقع این که حجت خدا و امام معصوم شخصی را حر و آزاده بنامند، بسیار مقام بالایی است و با زمانی که مردم عام و معمولی را به آزادگی منسوب کنند، تفاوت دارد. به این ترتیب این که آزادگی و حریت ایشان را حجت خدا و امام زمان(عج) ایشان امضاء کرده‌اند، افتخار بزرگی برای حر است.

    وی ادامه داد: ابتدا حربن یزید ریاحی در پی عمل به مأموریتی بود که بر عهده داشت. اما زمانی که متوجه شد مسئله جدی است و قصد دارند شخصیتی که از نظر نسب، حسب و ویژگی‌ها و امتیازات ایمانی و انسانی بهترین آن زمان بوده‌است را به ناحق به شهادت برسانند؛ به گفته وی، خود را میان بهشت و جهنم و در واقع در لبه پرتگاه جهنم دیده و آزادانه تصمیم گرفت. این آزادگی به معنای عدم اسارت در نفس است. درحالی که شیطان و نفس او بسیار تلاش کردند تا حر را به دام بیاندازد اما اسیر آن‌ها نشد. ‌ حربن یزید ریاحی علی‌رغم این که اطرافیان او را تطمیع کرده و به او وعده پست و مقام داده‌بودند اما اسیر شیطنت‌های انسان‌ها نشد و از همه قید و بندها و دام‌های شیطان، نفس، دنیا و … خود را رها کرد.

    این استاد حوزه علمیه بیان کرد: بنابراین این آزادگی سبب شد فردی که خود را در لبه پرتگاه جهنم مشاهده می‌کرد، در حقیقت به جایگاهی برسد که از بهترین یاران امام حسین (ع) باشد و تا قیامت هرکس به امام حسین (ع) و یاران ایشان سلام دهد، حر نیز در آن جمع قرار می‌گیرد و از امام حسین (ع) در دنیا و آخرت جدا نخواهدبود. این آزادمردی علاوه بر این که مهر تأیید امام حسین (ع) را دارد، عمل حربن یزید ریاحی نیز شاهد و گواهی بر این آزادمردی است که درس بزرگی برای همگان است.

    عدالتیان خاطرنشان کرد: امام حسین (ع) هنگامی که در قتلگاه قرار گرفتند و در حالی که بدن ایشان پر از جراحت بود و توان حرکت نداشتند، مشاهده کردند که سپاه دون و بی‌شرم عمر سعد به سمت خیام اباعبدالله (ع) حمله کردند لذا امام حسین (ع) با سختی ایستادند و فرمودند:«اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم» به این معنی که «اگر شما دین ندارید، در دنیای خود آزادمرد باشید» مفهوم این جمله درواقع این است که اگر شما خوف از خدا و پایبندی دینی ندارید، حداقل به اندازه انسان‌ها آزادگی و شرف داشته‌باشید که به افراد ضعیف، زنان و فرزندان تعدی و حمله نکنید و به حریم شخصی که کشته‌اید حمله نکنید. این جمله، نکته‌ای است که امام حسین (ع) در روز عاشورا درخصوص حریت تأکید کردند و درس بزرگی برای تاریخ است و درواقع حریت، صفت بزرگ انسانی است.

    وی افزود: ممکن است فردی پایبندی دینی نداشته‌باشد و جزء متقین، مخلصین و صالحین نباشد ولی انسان آزاده‌ای باشد. آزادمردی برای انسان این‌گونه است که فرد اسیر هوا، هوس و دنیا نباشد. درواقع انسان باشرافت و آزاده دنیادار بودن با مال مردم را نمی‌خواهد. انسان آزاده، پست و مقامی را به ناحق نمی‌پذیرد و اشغال نمی‌کند، حاضر نیست به کسی ظلم کند و به حقوق دیگران تعدی و تجاوز کند. علاوه بر این‌ها انسان آزاده عهد و پیمان خود را نمی‌شکند. لذا آزادمرد بودن به این معنا است که انسان برای رسیدن به دنیای خود، ارزش‌های انسانی را زیر پا نمی‌گذارد؛ به این ترتیب آزادگی صفت انسانی است که اگر در انسان‌ها تقویت شود زندگی بسیار سالم و شیرین می‌شود.

    این استاد حوزه علمیه تأکیدکرد: امروزه نیز در زندگی ما اگر آزادگی و آزادمردی به عنوان یکی از درس‌های مهم امام حسین (ع) تقویت و نشر داده‌شود و افراد دارای این صفت باشند، جامعه زیبا می‌شود. بنابراین انسان آزاده فردی است که ارزش‌های انسانی مانند وفای به عهد، صداقت، رعایت حقوق دیگران، رحم و … را در خود تقویت کند و طبیعتاً تقویت این صفات زندگی را شیرین، دلنشین و آسان و راحت می‌کند.

    وی ابرازعقیده کرد: به این ترتیب عدم وجود این صفات و عدم حریت و آزادگی انسان‌ها، زندگی انسانی را به جنگلی پر از حیوانات وحشی تبدیل می‌کند؛ زیرا در نبود این ارزش‌های انسانی، بعد حیوانی انسان‌ها ظهور می‌کند و اگر این بعد انسان‌ها ظهور یابد، انسان‌ها از هر حیوانی درنده‌خوتر خواهندشد. بنابراین «حریت» از بهترین درس‌های عاشورا و از ویژگی‌های حربن یزید ریاحی است که تقویت آن باعث سلامت و آرامش در جامعه خواهدبود.

    انتهای پیام

  • مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی
    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    ایسنا/خراسان رضوی یک استاد حوزه علمیه گفت: آزادگی حر علاوه بر این که مهر تأیید امام حسین(ع) را دارد، عمل حربن یزید ریاحی نیز شاهد و گواهی بر این آزادمردی است.

    حجت‌الاسلام مهدی عدالتیان در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص شخصیت و آزادگی حربن ‌یزید ریاحی و جایگاه ایشان در اصحاب امام حسین (ع) اظهار کرد: حربن یزید ریاحی یکی از شخصیت‌هایی است که در ماجرای کربلا و قیام امام حسین (ع)، الگوی بزرگی برای آزادگی شد. به طوری که امام حسین (ع) در لحظات آخر زندگی حر و زمانی که سر او را به زانو گرفته‌بودند جمله « أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرَّاً» را به این معنی که « تو به حقیقت حر و آزاده‌ای همانطور که مادرت نام تو را حر نهاد» بیان کردند. در واقع این که حجت خدا و امام معصوم شخصی را حر و آزاده بنامند، بسیار مقام بالایی است و با زمانی که مردم عام و معمولی را به آزادگی منسوب کنند، تفاوت دارد. به این ترتیب این که آزادگی و حریت ایشان را حجت خدا و امام زمان(عج) ایشان امضاء کرده‌اند، افتخار بزرگی برای حر است.

    وی ادامه داد: ابتدا حربن یزید ریاحی در پی عمل به مأموریتی بود که بر عهده داشت. اما زمانی که متوجه شد مسئله جدی است و قصد دارند شخصیتی که از نظر نسب، حسب و ویژگی‌ها و امتیازات ایمانی و انسانی بهترین آن زمان بوده‌است را به ناحق به شهادت برسانند؛ به گفته وی، خود را میان بهشت و جهنم و در واقع در لبه پرتگاه جهنم دیده و آزادانه تصمیم گرفت. این آزادگی به معنای عدم اسارت در نفس است. درحالی که شیطان و نفس او بسیار تلاش کردند تا حر را به دام بیاندازد اما اسیر آن‌ها نشد. ‌ حربن یزید ریاحی علی‌رغم این که اطرافیان او را تطمیع کرده و به او وعده پست و مقام داده‌بودند اما اسیر شیطنت‌های انسان‌ها نشد و از همه قید و بندها و دام‌های شیطان، نفس، دنیا و … خود را رها کرد.

    این استاد حوزه علمیه بیان کرد: بنابراین این آزادگی سبب شد فردی که خود را در لبه پرتگاه جهنم مشاهده می‌کرد، در حقیقت به جایگاهی برسد که از بهترین یاران امام حسین (ع) باشد و تا قیامت هرکس به امام حسین (ع) و یاران ایشان سلام دهد، حر نیز در آن جمع قرار می‌گیرد و از امام حسین (ع) در دنیا و آخرت جدا نخواهدبود. این آزادمردی علاوه بر این که مهر تأیید امام حسین (ع) را دارد، عمل حربن یزید ریاحی نیز شاهد و گواهی بر این آزادمردی است که درس بزرگی برای همگان است.

    عدالتیان خاطرنشان کرد: امام حسین (ع) هنگامی که در قتلگاه قرار گرفتند و در حالی که بدن ایشان پر از جراحت بود و توان حرکت نداشتند، مشاهده کردند که سپاه دون و بی‌شرم عمر سعد به سمت خیام اباعبدالله (ع) حمله کردند لذا امام حسین (ع) با سختی ایستادند و فرمودند:«اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم» به این معنی که «اگر شما دین ندارید، در دنیای خود آزادمرد باشید» مفهوم این جمله درواقع این است که اگر شما خوف از خدا و پایبندی دینی ندارید، حداقل به اندازه انسان‌ها آزادگی و شرف داشته‌باشید که به افراد ضعیف، زنان و فرزندان تعدی و حمله نکنید و به حریم شخصی که کشته‌اید حمله نکنید. این جمله، نکته‌ای است که امام حسین (ع) در روز عاشورا درخصوص حریت تأکید کردند و درس بزرگی برای تاریخ است و درواقع حریت، صفت بزرگ انسانی است.

    وی افزود: ممکن است فردی پایبندی دینی نداشته‌باشد و جزء متقین، مخلصین و صالحین نباشد ولی انسان آزاده‌ای باشد. آزادمردی برای انسان این‌گونه است که فرد اسیر هوا، هوس و دنیا نباشد. درواقع انسان باشرافت و آزاده دنیادار بودن با مال مردم را نمی‌خواهد. انسان آزاده، پست و مقامی را به ناحق نمی‌پذیرد و اشغال نمی‌کند، حاضر نیست به کسی ظلم کند و به حقوق دیگران تعدی و تجاوز کند. علاوه بر این‌ها انسان آزاده عهد و پیمان خود را نمی‌شکند. لذا آزادمرد بودن به این معنا است که انسان برای رسیدن به دنیای خود، ارزش‌های انسانی را زیر پا نمی‌گذارد؛ به این ترتیب آزادگی صفت انسانی است که اگر در انسان‌ها تقویت شود زندگی بسیار سالم و شیرین می‌شود.

    این استاد حوزه علمیه تأکیدکرد: امروزه نیز در زندگی ما اگر آزادگی و آزادمردی به عنوان یکی از درس‌های مهم امام حسین (ع) تقویت و نشر داده‌شود و افراد دارای این صفت باشند، جامعه زیبا می‌شود. بنابراین انسان آزاده فردی است که ارزش‌های انسانی مانند وفای به عهد، صداقت، رعایت حقوق دیگران، رحم و … را در خود تقویت کند و طبیعتاً تقویت این صفات زندگی را شیرین، دلنشین و آسان و راحت می‌کند.

    وی ابرازعقیده کرد: به این ترتیب عدم وجود این صفات و عدم حریت و آزادگی انسان‌ها، زندگی انسانی را به جنگلی پر از حیوانات وحشی تبدیل می‌کند؛ زیرا در نبود این ارزش‌های انسانی، بعد حیوانی انسان‌ها ظهور می‌کند و اگر این بعد انسان‌ها ظهور یابد، انسان‌ها از هر حیوانی درنده‌خوتر خواهندشد. بنابراین «حریت» از بهترین درس‌های عاشورا و از ویژگی‌های حربن یزید ریاحی است که تقویت آن باعث سلامت و آرامش در جامعه خواهدبود.

    انتهای پیام

  • مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی
    مهر تأیید امام حسین(ع) بر آزادگی حربن‌یزید ریاحی

    ایسنا/خراسان رضوی یک استاد حوزه علمیه گفت: آزادگی حر علاوه بر این که مهر تأیید امام حسین(ع) را دارد، عمل حربن یزید ریاحی نیز شاهد و گواهی بر این آزادمردی است.

    حجت‌الاسلام مهدی عدالتیان در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص شخصیت و آزادگی حربن ‌یزید ریاحی و جایگاه ایشان در اصحاب امام حسین (ع) اظهار کرد: حربن یزید ریاحی یکی از شخصیت‌هایی است که در ماجرای کربلا و قیام امام حسین (ع)، الگوی بزرگی برای آزادگی شد. به طوری که امام حسین (ع) در لحظات آخر زندگی حر و زمانی که سر او را به زانو گرفته‌بودند جمله « أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرَّاً» را به این معنی که « تو به حقیقت حر و آزاده‌ای همانطور که مادرت نام تو را حر نهاد» بیان کردند. در واقع این که حجت خدا و امام معصوم شخصی را حر و آزاده بنامند، بسیار مقام بالایی است و با زمانی که مردم عام و معمولی را به آزادگی منسوب کنند، تفاوت دارد. به این ترتیب این که آزادگی و حریت ایشان را حجت خدا و امام زمان(عج) ایشان امضاء کرده‌اند، افتخار بزرگی برای حر است.

    وی ادامه داد: ابتدا حربن یزید ریاحی در پی عمل به مأموریتی بود که بر عهده داشت. اما زمانی که متوجه شد مسئله جدی است و قصد دارند شخصیتی که از نظر نسب، حسب و ویژگی‌ها و امتیازات ایمانی و انسانی بهترین آن زمان بوده‌است را به ناحق به شهادت برسانند؛ به گفته وی، خود را میان بهشت و جهنم و در واقع در لبه پرتگاه جهنم دیده و آزادانه تصمیم گرفت. این آزادگی به معنای عدم اسارت در نفس است. درحالی که شیطان و نفس او بسیار تلاش کردند تا حر را به دام بیاندازد اما اسیر آن‌ها نشد. ‌ حربن یزید ریاحی علی‌رغم این که اطرافیان او را تطمیع کرده و به او وعده پست و مقام داده‌بودند اما اسیر شیطنت‌های انسان‌ها نشد و از همه قید و بندها و دام‌های شیطان، نفس، دنیا و … خود را رها کرد.

    این استاد حوزه علمیه بیان کرد: بنابراین این آزادگی سبب شد فردی که خود را در لبه پرتگاه جهنم مشاهده می‌کرد، در حقیقت به جایگاهی برسد که از بهترین یاران امام حسین (ع) باشد و تا قیامت هرکس به امام حسین (ع) و یاران ایشان سلام دهد، حر نیز در آن جمع قرار می‌گیرد و از امام حسین (ع) در دنیا و آخرت جدا نخواهدبود. این آزادمردی علاوه بر این که مهر تأیید امام حسین (ع) را دارد، عمل حربن یزید ریاحی نیز شاهد و گواهی بر این آزادمردی است که درس بزرگی برای همگان است.

    عدالتیان خاطرنشان کرد: امام حسین (ع) هنگامی که در قتلگاه قرار گرفتند و در حالی که بدن ایشان پر از جراحت بود و توان حرکت نداشتند، مشاهده کردند که سپاه دون و بی‌شرم عمر سعد به سمت خیام اباعبدالله (ع) حمله کردند لذا امام حسین (ع) با سختی ایستادند و فرمودند:«اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم» به این معنی که «اگر شما دین ندارید، در دنیای خود آزادمرد باشید» مفهوم این جمله درواقع این است که اگر شما خوف از خدا و پایبندی دینی ندارید، حداقل به اندازه انسان‌ها آزادگی و شرف داشته‌باشید که به افراد ضعیف، زنان و فرزندان تعدی و حمله نکنید و به حریم شخصی که کشته‌اید حمله نکنید. این جمله، نکته‌ای است که امام حسین (ع) در روز عاشورا درخصوص حریت تأکید کردند و درس بزرگی برای تاریخ است و درواقع حریت، صفت بزرگ انسانی است.

    وی افزود: ممکن است فردی پایبندی دینی نداشته‌باشد و جزء متقین، مخلصین و صالحین نباشد ولی انسان آزاده‌ای باشد. آزادمردی برای انسان این‌گونه است که فرد اسیر هوا، هوس و دنیا نباشد. درواقع انسان باشرافت و آزاده دنیادار بودن با مال مردم را نمی‌خواهد. انسان آزاده، پست و مقامی را به ناحق نمی‌پذیرد و اشغال نمی‌کند، حاضر نیست به کسی ظلم کند و به حقوق دیگران تعدی و تجاوز کند. علاوه بر این‌ها انسان آزاده عهد و پیمان خود را نمی‌شکند. لذا آزادمرد بودن به این معنا است که انسان برای رسیدن به دنیای خود، ارزش‌های انسانی را زیر پا نمی‌گذارد؛ به این ترتیب آزادگی صفت انسانی است که اگر در انسان‌ها تقویت شود زندگی بسیار سالم و شیرین می‌شود.

    این استاد حوزه علمیه تأکیدکرد: امروزه نیز در زندگی ما اگر آزادگی و آزادمردی به عنوان یکی از درس‌های مهم امام حسین (ع) تقویت و نشر داده‌شود و افراد دارای این صفت باشند، جامعه زیبا می‌شود. بنابراین انسان آزاده فردی است که ارزش‌های انسانی مانند وفای به عهد، صداقت، رعایت حقوق دیگران، رحم و … را در خود تقویت کند و طبیعتاً تقویت این صفات زندگی را شیرین، دلنشین و آسان و راحت می‌کند.

    وی ابرازعقیده کرد: به این ترتیب عدم وجود این صفات و عدم حریت و آزادگی انسان‌ها، زندگی انسانی را به جنگلی پر از حیوانات وحشی تبدیل می‌کند؛ زیرا در نبود این ارزش‌های انسانی، بعد حیوانی انسان‌ها ظهور می‌کند و اگر این بعد انسان‌ها ظهور یابد، انسان‌ها از هر حیوانی درنده‌خوتر خواهندشد. بنابراین «حریت» از بهترین درس‌های عاشورا و از ویژگی‌های حربن یزید ریاحی است که تقویت آن باعث سلامت و آرامش در جامعه خواهدبود.

    انتهای پیام

  • پایان این کنکور پرالتهاب

    پایان این کنکور پرالتهاب

    پایان این کنکور پرالتهاب
    پایان این کنکور پرالتهاب

    ایسنا/خراسان رضوی «پسرم تعویق کنکور به اواخر مرداد ماه را هم پذیرفته بود، اما دیگر تحمل تعویق مجدد کنکور را نداشت»، «روزی که اعلام کردند کنکور به تعویق افتاده، به مرز دیوانگی رسیده بود و بی‌خیال کنکور شد»، «می‌خواستم هر طور شده کنکور برگزار شود تا فقط از شر آن خلاص شوم»… .

    ویروس کرونا، تمام معادلات و برنامه‌ریزی‌های از پیش تعیین شده چه در دنیا و چه در کشور را تغییر داد. از برگزاری کلاس‌های دانشگاه و مدارس گرفته تا برگزاری مسابقات ورزشی همه را دچار تغییر و تحول کرد، اما شاید تنها عاملی که در برگزاری آن تغییر محسوسی ایجاد نشد، برگزاری کنکورهای سراسری بود. از اسفند ماه سال گذشته زمزمه‌های تعویق تمام کنکورهای سراسری، در صورت تداوم حضور ویروس کرونا مطرح بود که سرانجام کنکور کارشناسی از اواسط تیر به انتهای مرداد ماه موکول شد.

    پس از گذشت پیک نخست کرونا و کاهش آمار مبتلایان به کرونا، نگرانی‌ها در خصوص برگزاری کنکور و حضور داوطلبان در جلسه کنکور تا حد زیادی کمتر شد، اما ویروس کرونا در اواسط تیرماه اوج گرفت و پیک دوم این ویروس در ایران آغاز شد. با افزایش آمار تلفات و مبتلایان به کرونا، باری دیگر نگرانی‌ها در خصوص حضور داوطلبان در کنکور افزایش یافت. نگرانی داوطلبان کنکور و خانواده آنان زمزمه‌هایی بابت تعویق مجدد یا حتی لغو کنکور ۹۹ را در میان مسئولان مربوطه مطرح می‌کرد.

    عدم تصمیم‌گیری منسجم و قاطع در اعلام زمان نهایی کنکور کارشناسی، شرایط پیچیده‌ای را برای داوطلبان کنکور ۹۹ مهیا کرده بود. دانش‌آموزانی که پیش از ویروس کرونا باید استرس کنکور را تحمل می‌کردند، حالا علاوه بر استرس و اضطراب، نگرانی در خصوص سلامتی و فشارهایی بابت برگزاری یا عدم برگزاری کنکور را نیز باید تحمل می‌کردند.

    شائبه‌های مختلف پیرامون برگزاری یا عدم برگزاری کنکور و تعویق کنکور، داوطلبان را دچار سردرگمی بزرگی کرده بود. واضح و مبرهن است که داوطلبان کنکور در سراسر دنیا، به دلایل فشار و استرس بالای این آزمون از شرایط ویژه‌ و پرالتهابی برخوردارند و برای حفظ سلامت روانی و جسمی خود و کسب یک نتیجه مطلوب در کنکور به آرامش مطلق نیاز دارند، اما شایعات مختلف و تصمیمات درست یا نادرست برای کنکور سراسری ۹۹، آرامش و سلامت روانی داوطلبان کنکوری را مورد هدف قرار داده بود.

    کنکور دکتری و کارشناسی ارشد به دلیل تعداد اندک داوطلبان نسبت به کنکور کارشناسی با رعایت پروتکل‌های بهداشتی و بدون مشکل خاصی برگزار شد و به اتمام رسید. کنکور کارشناسی نیز پس از کش‌وقوس‌های فراوان بالاخره در انتهای مرداد و ابتدای شهریور ماه برگزار شد. خبرنگار ایسنا، با حضور در دانشگاه فردوسی و گفت‌وگو با داوطلبان کنکور و خانواده آنان گزارشی از شرایط برگزاری کنکور و حال و هوای آنان قبل و بعد از شرکت در جلسه آزمون تهیه کرده که در ادامه می‌خوانید:

    خیلی از دوستانم برای سلامتی خود ترجیح دادند در کنکور شرکت نکنند

    داوطلبی که در کنکور رشته‌های علوم تجربی و هنر شرکت کرده است، با اشاره به رعایت پروتکل‌های بهداشتی حوزه‌های آزمون می‌گوید: پیش از آزمون بابت کرونا و سلامتی‌ام استرس زیادی نداشتم. البته خیلی از دوستانم برای سلامتی خود ترجیح دادند در کنکور شرکت نکنند. ابتدا در کنکور هنر شرکت کردم تا علاوه بر اطلاع از وضعیت اعمال پروتکل‌ها، با سوالات عمومی کنکور هم آشنایی نسبی پیدا کرده باشم.

    وی عنوان می‌کند: از ابتدا برای تاریخ ۱۴ تیر برنامه‌ریزی کرده بودم و فکر نمی‌کردم که کنکور بیش از یک ماه به تعویق بیفتد. اکثر داوطلبان از شرایط کنکور خسته شده و می‌خواستند که هرچه زودتر کنکور برگزار شود. به شخصه دوست داشتم زمان برگزاری کنکور باز هم به تعویق بیفتد. البته یک تعویق چند ماهه تا بتوانم حداقل یک ماه از آن را استراحت کرده و مجددا درس خواندن را آغاز کنم، اما این که کنکور را یک ماه به تعویق انداختند یا شایعاتی در خصوص تعویق چند هفته‌ای کنکور مطرح بود، تنها باعث شد تا دانش‌آموزان را به لحاظ روحی و روانی تحت فشار قرار دهد.

    این داوطلب کنکور علوم تجربی در خصوص حضورش در آزمون‌های آزمایشی بیان می‌کند: برای کنکور امسالم در آزمون‌های آزمایشی شرکت نکردم، چون می‌دانستم فایده‌ای برایم نخواهد داشت. آزمون‌های آزمایشی برای کسانی که می‌خواهند در رقابت رتبه‌های زیر هزار قرار بگیرند کارایی دارد، وگرنه فقط پول هدر دادن است.

    داوطلبی که در کنکور رشته‌های ریاضی و فیزیک و هنر شرکت کرده است، در خصوص خبر تعویق کنکور در دو هفته پایانی باقیمانده تا کنکور سراسری می‌گوید: خبر تعویق کنکور دو روز طلایی تست‌زنی را از من گرفت و حال خوبی نیز نداشتم. کسانی که به خوبی درس خوانده بودند، خبر بدی برایشان تلقی می‌شد و یک امید واهی هم به کسانی که درس نخوانده بودند، تزریق شد، اما به نظرم تعویق کنکور از تیر به مرداد ماه لازم بود و در این مدت هم توانستم بیشتر درس بخوانم. دوست داشتم کنکور در شهریور ماه برگزار شود تا علاوه بر بهبود شرایط کرونا، بتوانم بیشتر درس بخوانم.

    وی اضافه می‌کند: از ابتدای اسفند ماه که مدارس و کلاس‌های حضوری لغو شد، درس‌های‌مان به دلیل مجازی بودن به خوبی آموزش نداده شد. مهمترین منابع کنکور نیز از کلاس دوازدهم است. تعویق کنکور از تیر به مرداد ماه باعث شد وقت بیشتری برای مرور این دروس داشته باشم، اما میزان زمانی که قرار بود کنکور به تعویق بیفتد باید مشخص می‌بود، نه این که هر روز شایعه تعویق یا لغو کنکور مطرح باشد. تمام داوطلبان کنکور سال جاری از کنکور امسال آسیب دیده‌اند و امیدوارم این رنج فقط برای ما باشد.

    خبر تعویق کنکور و تکذیب آن در ۲۴ ساعت، به دانش‌آموزان شوک بزرگی وارد کرد/ کرونا ما را نکشد، تصمیمات مسئولان ما را خواهد کشت!

    داوطلبی که در کنکور علوم تجربی شرکت کرده است، در خصوص پروتکل‌های بهداشتی اعمال شده در دانشگاه می‌گوید: به دلیل فاصله‌ زیاد میان صندلی‌ها و غایبان در آزمون، پروتکل‌های بهداشتی در حین برگزاری آزمون به خوبی رعایت شده بود. تنفس با ماسک هم کمی مشکل است و یک مواقعی مجبور بودیم ماسک را پایین بکشیم وگرنه مغزمان قفل می‌کرد. به لحاظ شرایط کرونایی استرس زیادی میان داوطلبان بابت رعایت پروتکل‌ها وجود نداشت و پیش از آزمون نیز تجمعی صورت نگرفته بود.

    وی خاطرنشان می‌کند: تعویق کنکور و برگزاری آن در شهریور ماه و تکذیب آن در کمتر از ۲۴ ساعت، شوک و فشار زیادی به دانش‌آموزان وارد کرد که باعث شد چند روز درس نخوانم. شوک به وجود آمده به مراتب بدتر از استرس کرونا بود و به تمام داوطلبان، اعم از مخالفان و موافقان برگزاری کنکور شوک وارد شد. اگر کنکور باز هم به تعویق می‌افتاد، بعید می‌دانم دیگر کسی به درس خواندنش ادامه می‌داد. اگر کرونا ما را نکشت، تصمیمات مسئولان ما را می‌کشت! دوست داشتم کنکور در تاریخ ابتدایی خود، اواسط تیر ماه برگزار می‌شد تا از شرش خلاص شویم. دوران پیک کرونا که فرقی نکرده و نه تنها تعداد مبتلایان کاهش پیدا نکرده است، بلکه افزایش هم داشته. اگر کنکور در تیر ماه برگزار می‌شد، می‌توانستم برای فصل تابستان نیز برنامه ریزی کنم و تعطیلات خوبی داشته باشم.

    این داوطلب کنکوری ادامه می‌دهد: نمی‌توان تمام مسئولان را به یک نحو قضاوت کرد. در این برهه تصمیمات برخی از آنان برای دیده شدن بود و برخی‌ نیز نگران سلامتی داوطلبان بودند. برخی از آنان هم به خاطر مافیای کنکور تحت فشار بودند و به هر نحوی می‌خواستند کنکور برگزار شود.

    رها یافتن از بار روانی کنکور را به سلامتی‌ام ترجیح دادم

    داوطلب کنکور رشته‌های علوم تجربی و هنر در مورد برگزاری آزمون سراسری می‌گوید: خانواده‌ام پیش از برگزاری کنکور برای حفظ سلامتی‌ام فشار می‌آوردند تا در کنکور شرکت نکنم، اما به اصرار خودم و برای رها یافتن از بار روانی کنکور، در آزمون شرکت کردم. خدارا شکر پروتکل‌های بهداشتی و فواصل صندلی‌ها به خوبی رعایت شده بود، اما به نظرم به خاطر وجود شرایط کرونایی، ورودی دانشگاه‌ها در سال جاری را باید بر اساس سوابق تحصیلی انجام می‌دادند.

    اکثر داوطلبان بی‌خیال کنکور شدند/ با لغو کلاس‌های کنکور، انگیزه‌ای برای درس خواندن نداشتم

    یکی از داوطلبان کنکور رشته ریاضی و فیزیک در خصوص شرایط برگزاری آزمون خاطرنشان می‌کند: داوطلبان زیادی به دلیل ویروس کرونا درس نخواندند و آن‌هایی هم که خوانده بودند، نیمه تمام رها کردند. در داخل حوزه از هر ۱۰ نفر، هشت نفرشان یا خواب بودند یا خیلی سریع‌تر از زمان پایانی آزمون، کنکور خود را به اتمام رسانده و جلسه را ترک کردند. در واقع اکثر داوطلبان بی‌خیال کنکور امسال شده و برای سال بعد تلاش خواهند کرد. اکثر کسانی که در کنکور امسال شرکت کرده‌اند، سرنوشت خود را به سال آتی واگذار کرده و قصد دارند در کنکور سال بعد شرکت کنند.

    وی عنوان می‌کند: رشته‌ام فنی و حرفه‌ای است. به خاطر شرایط کرونا تمام کلاس کنکورهایم لغو شد و پس از آن هم انگیزه‌ای برای درس خواندن نداشتم. اگر زمان برگزاری کنکور بیش از این به تعویق می‌افتاد و در یک زمان مشخصی برگزار می‌شد، می‌توانستم برنامه ریزی کنم و درس بخوانم، اما با وجود تمام این آشفتگی‌ها نتوانستم برنامه خوبی داشته باشم و مجبور شدم پس از شیوع ویروس کرونا و لغو کلاس کنکورهایم، سر کار بروم. به دانش‌آموزان فنی و حرفه‌ای توجه چندانی نمی‌شود. پیش از شیوع کرونا سه تا چهار روز در هفته کارگاه داشتیم. در حالی که پس از شیوع کرونا آن را به دو روز در هفته کاهش داده و در سایر ساعت‌های خالی هفته، کلاس‌هایی برایمان تدارک دیده‌اند که هیچ اهمیتی ندارد. کارهایی انجام داده‌اند که وقت پر کن بود و برنامه‌ریزی مشخصی نداشت.

    داوطلب دیگری که در رشته ریاضی و فیزک شرکت کرده است، با اشاره به بهبود شرایط کرونا در کشور در صورت تمدید تعویق زمان کنکور می‌گوید: برای دانش‌آموزی مانند من که درس نخوانده، فرقی نمی‌کند که کنکور در چه زمانی برگزار شود، اما شاید بهتر بود باز هم زمان کنکور به تعویق بیفتد تا شرایط کرونا کمی بهبود یابد، در غیر این صورت همان ۱۵ تیر بهترین تاریخ برگزاری کنکور بود. شایعات تعویق و لغو کنکور ذهن‌مان را درگیر می‌کرد. کسی هم که به خوبی درس خوانده بود در این بازه زمانی از درس خواندن زده شد.

    آرزو می‎‌کردم هرچه زودتر کنکور برگزار شود تا از شرش خلاص شوم

    داوطلبی که در کنکور ریاضی و فیزیک شرکت کرده است، با تاکید بر لغو کنکور برای همیشه در کشور می‌گوید: در کلاسی که آزمون داشتیم یک نفر به دلیل استرس بالای کنکور تشنج کرد. چون قرار است ۱۲ سال آموزش را در چند ساعت آزمون دهد. کنکور باید لغو شود. مشکل این است که در دوازده سال، ما را به یک نحو آموزش دادند و در سال کنکور می‌خواهند به گونه‌ای دیگر آزمون گرفته و ما را بسنجند. هر دانش‌آموز با دانش‌آموز دیگر متفاوت است، اما تمام ما دانش‌آموزان مجبور می‌شویم به یک نحو آزمون داده و سنجیده شویم. نظام آموزشی باید دانش‌آموزان را از پایه روشن کند.

    وی در خصوص شایعات تعویق یا لغو کنکور بیان می‌کند: شایعه‌های مختلف پیرامون برگزاری کنکور باعث شد نتوانم درس بخوانم. برای رتبه سه تا چهار هزار برنامه‌ریزی کرده بودم، اما با یک سری تصمیمات اشتباه و شایعه‌پراکنی‌ها که تاثیرات خوبی هم نداشت، بعید می‌دانم رتبه بالاتر از ۷۰۰۰ کسب کنم. نگرانی به خصوصی بابت سلامتی‌ام نداشتم، اما دوست داشتم تاریخ برگزاری کنکور باز هم به تعویق بیفتد تا بتوانم بیشتر درس بخوانم.

    سازمان نظام وظیفه شرایط پسران مشمول را هم در نظر بگیرد

    این داوطلب رشته ریاضی و فیزیک ادامه می‌دهد: به احتمال فراوان در سال جاری انتخاب رشته نکنم تا در سال بعد هم شانسم را امتحان کنم، اما در سال آینده ورای هر نتیجه‌ای که کسب کنم، به خاطر مشکلات سربازی مجبور می‌شوم انتخاب رشته کنم. ای کاش برای شرایطی که به وجود آمده و خیلی از دانش‌آموزان نتوانستند برای کنکور ۹۹ به خوبی درس بخوانند، سازمان نظام وظیفه علاوه بر سال آتی، یک سال دیگر هم به پسران اجازه شرکت در کنکور دهد. خیلی از داوطلبان به دلیل شرایط به وجود آمده و شایعات فراوان پیرامون کنکور امسال، نتوانستند کنکور خوبی داشته باشند و به احتمال زیاد در کنکور سال بعد هم شرکت خواهند کرد. در سال آینده نیز علاوه بر تعداد داوطلبان مشخص همان سال، داوطلبان زیادی از کنکور سال جاری که شرایط خوبی نداشته‌اند نیز حضور خواهند داشت که رقابت را به مراتب سخت‌تر خواهد کرد.

    یکی از داوطلبان رشته علوم تجربی در خصوص شرایطش در آزمون سراسری می‌گوید: کنکور نسبت به امتحانات نهایی آسان‌تر بود و کسانی که به خوبی درس خوانده بودند، می‌توانند رتبه خوبی کسب کنند. اگر سلامتی دانش‌آموزان برای مسئولان اهمیت داشت، امتحانات نهایی را هم در پیک نخست برگزار نمی‌کردند. خدا وزیر بهداشت را خیر دهد که با برگزاری کنکور موافقت کرد و این فشار روانی را از روی دوش ما برداشت. در یکی دو هفته گذشته که اعلام کردند کنکور مجددا به تعویق افتاده، نزدیک بود تمام کتاب‌هایم را بسوزانم. فشار روانی کنکور به مراتب بیشتر از استرس کرونا است.

    بلاتکلیفی در زمان برگزاری کنکور خانواده را هم تحت فشار قرار داده بود

    مادر یکی از داوطلبان رشته‌های علوم تجربی و هنر با اشاره به افزایش التهابات در پی شایعه پراکنی‌ها درمورد تعویق کنکور می‌گوید: بلاتکلیفی برگزاری کنکور خانواده و دانش‌آموزان را دچار استرس زیادی کرده بود. شایعات به قدری افزایش یافته بود که دانش‌آموزان نمی‌دانستند باید به خواندن خود ادامه دهند یا از آن دست بکشند. این شایعات نه تنها باعث سلب آرامشمان شد، بلکه اعصاب‌خوردی‌ها در میان دانش‌آموزان را افزایش داده بود.

    وی عنوان می‌کند: به دلیل منافعی که در برگزاری کنکور وجود دارد، به هیچ وجه پیش‌بینی لغو کنکور را نکرده بودیم و از فرزندم می‌خواستم که به درس خواندنش ادامه دهد. پسرم از تعویق زمان برگزاری کنکور خوشحال‌تر می‌شد تا فرصت بیشتری برای درس خواندن داشته باشد، اما دوست داشت کنکور لغو نشود و تحت هر شرایطی برگزار شود. نگرانی زیادی بابت سلامتی‌اش برای حضور در کنکور داشتیم، اما چاره دیگری هم نداشتیم. دوستانی داشتیم که بی‌خیال کنکور امسال شدند. ای کاش برخی سهمیه‌ها را حذف کنند تا علاوه بر افزایش بار خروجی دانشگاه‌ها، هر داوطلبی به حق خودش در صندلی دانشگاه موردنظرش برسد.

    برخی مسئولان با شعار سلامتی بر طبل تعویق کنکور می‌کوبیدند

    پدر یکی از داوطلبان رشته‌های ریاضی و فیزیک و هنر در خصوص مدیریت حواشی پیش از کنکور ۹۹ توسط مسئولان خاطرنشان می‌کند: روند تصمیم‌گیری در اعلام خبر تعویق کنکور اشتباه بود و از سوی یک مرجع غیرمسئول اعلام شد. در سایر مسائل که در رابطه با ویروس کرونا رخ می‌دهد نیز نحوه ارتباط با افکار عمومی از نظم و ساز و کار مشخصی برخوردار نیست. فرزند دیگرم دانش‌آموز است و هنوز نمی‌داند که آیا سال تحصیلی در ۱۵ شهریور آغاز خواهد شد یا خیر. بخشی از بی‌نظمی در ارتباط با افکار عمومی به دلیل سهل‌انگاری و برخی از آن به خاطر تداخل مسئولیت‌هاست. در این بخش عملکرد ضعیفی داریم و افراد غیرحرفه‌ای در رأس کار حضور دارند. تصمیمات، بدون مشورت اطلاع رسانی می‌شود. گروکشی‌هایی میان برخی مسئولان وجود دارد که باعث می‌شود افکار عمومی خدشه‌دار شود.

    وی می‌گوید: به نظر نمی‌رسد برخی از مسئولان سلامتی روانی مردم و داوطلبان برایشان اهمیتی داشته باشد. وقتی سلامتی مردم را مبنا قرار می‌دهند، باید پشت درهای بسته کار کارشناسی انجام دهند، اما به محض این که خبر غیر رسمی در رابطه با کنکور دریافت می‌کنند، از پشت تریبون آن را مطرح می‌کنند، بدون این که سلامت روانی داوطلبان و خانواده‌ آنان را در نظر گرفته باشند. مگر قرار بود در شهریورماه معجزه‌ای در کشور رخ دهد که به دنبال برگزاری آن در انتهای شهریور بودند؟ مسأله روحی و روانی دانش‌آموزان از اهمیت بالایی برخوردار است. به جای این که تمام امکانات کشور را بسیج کرده تا کنکور را در زمان مقرر و از پیش تعیین شده برگزار کنند، مدام با شعار سلامتی داوطلبان و با هدف تبلیغ بر طبل تعویق کنکور می‌کوبیدند.

    وی اظهار می‌کند: از ابتدا به پسرم تاکید داشتم که کنکور جزو کوچکی از زندگی اوست و شرایط را برایش فراهم کرده بودیم که در صورت لغو کنکور، به سلامتی‌اش آسیبی وارد نشود و در صورت صلاحدید خود برای عدم شرکت در کنکور حمایت ما از خود را احساس کند. پسرم دوست داشت کنکور هر چه سریع‌تر تمام شود تا از شرش راحت شود. اگر کنکور در اواسط تیر ماه برگزار می‌شد، تا کنون گواهینامه خود را هم گرفته بود و تابستان خوبی را پشت‌سر گذاشته بود.

    خبر تعویق کنکور، پسرم را به مرز دیوانگی رساند!

    ولی دیگری که پسرش در رشته‌های علوم تجربی و هنر شرکت کرده است، ادامه می‌دهد: پسرم برای تاریخ ۱۵ تیر آمادگی کامل داشت و حتی تعویق آن به اواخر مرداد ماه را هم پذیرفته بود، اما دیگر تحمل تعویق مجدد کنکور را نداشت. روزی که اعلام کردند کنکور به تعویق افتاده، به مرز دیوانگی رسیده بود و بی‌خیال کنکور شد. خداراشکر آن خبر تکذیب شد. فرزندم به دلیل شرایط کرونایی و تعطیل بودن کتابخانه‌ها، از اسفند ماه در خانه درس می‌خواند. اگر خانه کوچک باشد یا در خانه کودک و نوزادی وجود داشته باشد، درس خواندن برای یک داوطلب کنکوری به مراتب سخت‌تر می‌شود. در تمام این مدت سعی داشتم فضای خانه را برای او آرام نگه دارم و همیشه به تغذیه و ورزش او در خانه اهمیت بیشتری می‌دادم.

    خواهر یکی از داوطلبانی که رشته در هنر شرکت کرده بود، در مورد پروتکل‌های بهداشتی اعمال شده، اظهار می‌کند: برای برادرم اهمیت چندانی نداشت که در کنکور شرکت کند. به خاطر بیماری‌های زمینه‌ای پدر و مادرم، سلامتی‌اش از اهمیت بیشتری برخوردار بود. بابت رعایت پروتکل‌های بهداشتی بلاتکلیف بودیم، اما دقیقه ۹۰ تصمیم گرفتیم تا در کنکور شرکت کند. دوست نداشتیم کنکور برگزار شود. این که در روز کنکور مبتلا شود و اتفاق ناگواری برای یکی از اعضاء خانواده رخ دهد، به برگزاری کنکور نمی‌ارزد.

    وی عنوان می‌کند:  تعویق کنکور نیز فواید خاصی ندارد، مگر این که آنقدر زمان برگزاری کنکور به عقب موکول شود تا راه درمان یا واکسنی برای آن کشف شود که این موضوع هم خیلی قابل پیش‌بینی نیست.

    کنکور سراسری با تمام فراز و نشیب‌هایش و آسیب‌های روحی و روانی به جا مانده برای دانش‌آموزان به اتمام رسید، اما نکته‌ای که حائز اهمیت است، کنترل حواشی و یکپارچه‌سازی تصمیمات مسئولان مربوطه است. چه بسا دانش‌آموزانی که به دلیل شرایط به وجود آمده و آسیب‌های روحی و روانی در بروز حواشی و شایعات مختلف پیرامون تعویق یا لغو کنکور، بی‌خیال زحمات یک ساله خود شده و همه چیز را به سال آینده واگذار کرده‌اند.

    به صورت کلی کنکور می‌تواند آغاز مسیر جدیدی در زندگی افراد باشد. همین موضوع بار روانی قابل توجهی را به داوطلبان کنکور کارشناسی منتقل می‌کند و دانش‌آموزان با کنترل شرایط باید در آغاز دوره جوانی خود، مهمترین تصمیم زندگی‌شان را بگیرند. چه بسا کنکور کرونایی امسال شرایط متفاوتی با سال‌های گذشته داشت و داوطلبان زیادی بوده‌اند که از پس این غول بزرگ آن‌طور که باید و شاید برنیامده‌اند.

    انتهای پیام