روز شار تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ | تمظاهرات مردم در میدان ژاله سرکوب شد
شهریور ۱۳۵۷ | تظاهرات مردم در میدان ژاله سرکوب شد
تاریخ ایرانی: در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ در پی اعلام ممنوعیت راهپیمایی از سوی دولت شریفامامی، تظاهرات مسالمتآمیز مردم معترض به سیاستهای رژیم پهلوی در میدان ژاله تهران سرکوب شد.
تظاهرات مردم در میدان ژاله سرکوب شد
برگزاری موفقیتآمیز راهپیمایی عید فطر در روز ۱۳ شهریور، مبارزان مسلمان به ویژه روحانیون مبارز را به این فکر انداخت که روند راهپیماییها را ادامه دهند. شهید محلاتی در این ارتباط میگوید: «بعد از راهپیمایی عید فطر به این نتیجه رسیدیم که این کار باید با نظم و ترتیبی ادامه یابد، جلسهای گرفتیم و از صبح تا غروب دور هم بودیم و تصمیم گرفتیم که روز پنجشنبه ۱۶ شهریور راهپیمایی کنیم. آیتالله بهشتی نیز در جامعه روحانیت استدلال کرد که بعد از راهپیمایی عید فطر حالا که مردم آمدند نباید در این حرکت مردمی فترت ایجاد شود، لذا از مردم برای راهپیمایی دعوت شد.»
حجتالاسلام عمید زنجانی هم درباره فضای حاکم بر تهران در روزهای منتهی به ۱۷ شهریور و چگونگی فراخوان این مراسم میگوید: «راهپیمایی روز ۱۷ شهریور توسط جامعه روحانیت اعلام نشده بود، آقای آقاشیخ یحیی نوری که آن زمان خانهاش در نزدیک میدان ژاله، یعنی میدان شهدای فعلی بود برای روز جمعه ۱۷ شهریور راهپیمایی اعلام کرده بود. ایشان نیز در نهضت فعال بود، ولی به صورت انفرادی کار میکرد و در شورای جامعه روحانیت حضور نداشت؛ یعنی من ایشان را هیچ وقت در جامعه روحانیت ندیدم و وی تنها و مستقل کار میکرد. آقا شیخ یحیی نوری برای روز جمعه، ۱۷ شهریور اعلام راهپیمایی کرده بود و مبدأ راهپیمایی را میدان ژاله تعیین کرده بود، در صورتی که جامعه روحانیت هیچوقت از یکجا اعلام حرکت نمیکرد، بلکه از چند جا راهپیمایی اعلام میکرد، بهخاطر اینکه جمعیت در تهران از یکجا نمیتوانستند حرکت کنند؛ مثلاً شمال غربی تهران، شمال شرقی تهران، جنوب شرقی و جنوب غربی تهران. آن مناطق همه مراکزی بودند برای حرکت که مقصد میتوانست یکی باشد، ولی مبدأ نمیتوانست یکی باشد. به هر دلیلی بود که برای ما یک مقدار هم ناشناخته مانده بود که چرا وی بدون هماهنگی با جامعه روحانیت اعلام راهپیمایی کرده بود و مبدأ آن را هم میدان ژاله قرار داده بود؟ چون آن میدان نه ظرفیت جمعیت زیاد را داشت و نه از نظر امنیتی قابل اطمینان بود!» با دعوت یحیی نوری، مردم به سوی میدان ژاله روانه شدند، غافل از آنکه از ساعت ۶ صبح، توسط ارتشبد غلامعلی اویسی فرماندار نظامی تهران، حکومت نظامی اعلام شده و اجتماع بیش از دو نفر ممنوع شده بود.
گفته میشود چند روز پس از برگزاری مراسم و راهپیمایی عید فطر، سپهبد ناصر مقدم، رئیس ساواک به دیدار شاه رفت و با اشاره به راهپیماییهای مردم و ابراز نگرانی از تبعات سوئی که میتوانست برای ارکان حاکمیت به بار آورد، و با استناد به نظر کارشناسان ساواک و اداره دوم ارتش، دستور شاه را برای برقراری حکومت نظامی در تهران و برخی شهرها به دست آورد و دولت شریف امامی سرانجام در شامگاه روز ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ در تهران و ۱۱ شهر دیگر شامل قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، قزوین، کازرون، جهرم و کرج اعلام حکومت نظامی کرد. در اعلامیه شماره ۱ فرمانداری نظامی تهران، که به امضای ارتشبد غلامعلی اویسی منتشر شد، آمده بود: «دولت شاهنشاهی ایران به منظور ایجاد رفاه مردم و حفظ نظم از ساعت ۶ صبح روز جمعه ۱۷ شهریور ماه ۱۳۵۷ مقررات حکومت نظامی را به مدت شش ماه در بعضی از شهرهای کشور اعلام نمود و اینجانب به سمت فرمانداری نظامی تهران و حومه منصوب گردیدهام. بنابراین از کلی اهالی محترم تهران و حومه انتظار دارم از انجام هرگونه عملی که مغایر با مقررات و قوانین حکومت نظامی باشد خودداری نمایند. بدیهی است متخلفین از مقررات برابر قانون تحت پیگرد قرار خواهند گرفت.»
ساعتی بعد اطلاعیه دیگری نیز منتشر شد که اعلام میکرد «تشکیل هرگونه اجتماعی از ۲ نفر به بالا ممنوع است و به مامورین انتظامی دستور اکید داده شده است که با متخلفین به شدت برخورد کنند.» بسیاری اعلام دیرهنگام حکومت نظامی و این ممنوعیتها در ساعت ۶ صبح همان روز را از دلایل شلوغی تظاهرات ۱۷ شهریور میدانند.
اینچنین بود که مردم از اولین ساعات ۱۷ شهریور در میدان ژاله تهران حضور یافتند. از همان دقایق اول معلوم شد که دستگاه امنیتی رژیم اقدام به کنترل کرده و تمام میدان را اشغال نموده است، اصلاً در میدان افراد عادی حضور نداشتند، بلکه افسرهایی که این نیروها را هدایت میکردند و همچنین هلیکوپترهایی که در آسمان آن حوالی مانور میدادند کاملاً صحنه را در کنترل داشتند.
عمید زنجانی میگوید: «بر تعداد جمعیتی که قبلاً اطلاع یافته بودند مرتب افزوده میشد، در میدان جا نبود و خیابانهای منتهی به میدان، بالاخص خیابان مجاهدین فعلی از انبوه جمعیت متراکم شده بودند. میدانید آن زمان مردم هم چندان ترس و واهمهای از نیروهای مسلح که وابسته به رژیم مانده بودند نداشتند. اول اخطارهایی صورت گرفت، سپس مردم را به گلوله بستند و مردم ناگزیر فراری شدند. در حین فرار بود که تعداد زیادی که راه گریز نداشتند به کوچههای بنبست پناه بردند، چون قبلاً پیشبینی نشده بود.»
عباس ملکی، عکاس حاضر در صحنه ۱۷ شهریور ۵۷ میگوید: «در بیسیم صدایی آمد که همه را محاصره کنید، تیراندازی شروع شد. من در بین نیروهای نظامی ایستاده بودم. بین مردم هم میرفتم، اما آن لحظه وسط نیروهای نظامی بودم. مردم پا به فرار گذاشتند. نیروهای نظامی تیرهوایی میزدند. مردم وحشتزده بودند و هر جا کوچهای یا گذری میدیدند فرار میکردند. من دیدم که شش نفر روی هم ریخته بودند تا یک نفر فرار کند. مردم تا آن روز در تهران چنین اتفاقی را ندیده بودند. تیراندازی چند دقیقه بیشتر طول نکشید اما دیدم که دیگر هیچکس اطراف میدان نیست. یک نفر یکی از جنازهها را میکشید و یک نفر هم، جنازه دیگری را در آغوش گرفته بود. شهدا بر روی زمین بودند. مردم همه وسایلشان مثل دوچرخه را رها و فرار کردند. آمبولانسها اطراف میدان نمیآمدند و مردم جنازه یا زخمیها را روی شانهها میبردند، زیرا اگر ارتشیها جنازه را میبردند، خانوادهها را اذیت میکردند…. عکسها را برای ظهور به همکارانم دادم. من در شرایطی بدی بودم و ترسیده بودم. همکارانم کار لابراتوار بلد بودند و در آن موقعیت همه کمک میکردند. آقای پرتوی، عکسها را در قطع ۴۰×۳۰ ظاهر کرد. عکسها را روی زمین اتاق عکس پخش کردند؛ همه گریه میکردند و هیچکس باور نمیکرد در تهران چنین اتفاقی افتاده باشد. عکس از مردم قم، اصفهان، همدان و… گرفته بودیم، اما این عکسها جور دیگری بود.»
در پی وقوع حادثه ۱۷ شهریور، فرمانداری نظامی در اطلاعیه شماره ۴ خود ضمن متهم کردن مردم، اعلام کرد در واقعه ۱۷ شهریور ۵۸ نفر کشته و ۲۰۵ نفر مجروح شدهاند. دو روز بعد دادگستری اعلام کرد تعداد کشتهشدگان به ۹۵ نفر رسید. با این حال بعضی عقیده داشتند باید بررسی کرد که آیا ادعاهای اخیر صحت دارد یا نه. برخی معتقد بودند که در این روز بیش از ۴۰۰۰ نفر کشته شدهاند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باختهاند ۵۰۰ نفر است. میشل فوکو فیلسوف فرانسوی که برای پوشش دادن وقایع انقلاب در یک روزنامه ایتالیایی به محل حوادث رفته بود، مدعی شد که ۴۰۰۰ تن در این روز هدف گلوله قرار گرفتهاند. پارسونز سفیر وقت انگلیس در تهران تعداد کشتهها را «صدها نفر» ذکر کرد. سولیوان سفیر آمریکا نیز گزارش میکند که در میدان ژاله «بیش از دویست نفر از تظاهرکنندگان کشته شده بودند.» جان دی. استمپل از مسوولین رده بالای سفارت ایالات متحده آمریکا در ایران نیز بعدها کتابی منتشر کرد و درباره واقعه ۱۷ شهریور نوشت: «بلادرنگ پس از آغاز برخورد در میدان ژاله، مجروحین حادثه به سه بیمارستان واقع در ناحیه روانه شدند. منابع پزشکی کشتهشدگان را بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر برآورد کردند. در ابتدا دولت مدعی شد که مقتولین ۵۸ نفر بودهاند اما در عرض یک هفته این رقم به ۱۲۲ نفر افزایش یافت که به این رقم بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ زخمی نیز افزوده گردید. در نیم روز ۸ سپتامبر (۱۷ شهریور ۵۷) رقم مقتولین اعلام شده از طرف مخالفین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بود، اما طی ۲۴ ساعت تا حدود ۱۰۰۰ نفر بالا رفت… قبرستان بهشت زهرا تنها محل رسمی دفن مردگان در تهران به کنترل مخالفین درآمد و نیز تحریکات قابل توجهی درباره ثبت ارقام قبور مقتولین از هر دو طرف به عمل آمد پزشکانی که مدت ۳۶ ساعت کار کرده بودند عقیده داشتند که رقم ۳۰۰ تا ۴۰۰ کشته و ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ مجروح که در بیمارستانها و مراکز درمانی درمان سرپایی شدهاند برآوردی منطقی است.»
با وجود این روایتهای مختلف سالها بعد عمادالدین باقی نویسنده و پژوهشگر تاریخ، طی تحقیقی با توجه به دسترسیاش به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی و منابع دیگر، تعداد کشتهشدگان ۱۷ شهریور را ۸۸ نفر ذکر کرده و گفت که از این تعداد ۶۴ نفر آنها در میدان ژاله کشته شدهاند. بر اساس گزارش های ساواک از ۱۷ شهریور ۵۷، تظاهرات از میدان ژاله به خیابانهای دیگری در قسمت شرق تهران کشیده شد، سپس تظاهرات به جنوب تهران، خیابانهای مولوی، میدان خراسان، میدان شوش و میدان راهآهن سرایت کرد و در مدت کوتاهی خیابانهای فردوسی، منوچهری، سعدی شمالی، نظامآباد، فرحآباد، منطقه نارمک، میدان سپه، خیابان لالهزار، به صحنه درگیری تبدیل شد. تظاهرات و درگیری تا نیمه شب ادامه داشت. روزنامهها در فردای آن روز بدون پرداختن به چگونگی درگیری اعلام کردند: «۱۰۰ آتشسوزی در تهران روی داد، شعب چند بانک، یک فروشگاه بزرگ، یک فروشگاه شهر و روستا در آتش سوخت.»
واقعه ۱۷ شهریور نقطه عطفی در مبارزات علیه رژیم پهلوی بود. خشونت عریانی که در این روز از سوی حاکمیت نظامی به نمایش گذاشته شد آخرین پیوندها میان برخی منتقدان با حکومت شاه را از بین برده و زمینههای سرنگونی رژیم را فراهم کرد، چنان که زبیگنیو برژینسکی، مشاور وقت امنیت ملی آمریکا، دربارهٔ این رویداد گفت: «واقعه میدان ژاله چنان خونین و مرگبار بود که کشمکشهای گذشته میان دولت و مخالفان را از یاد برد. این واقعه، پایان شورشهای پراکنده و مقطعی و آغاز انقلاب واقعی بود.»
در روز ۱۲ شهریور سال ۱۲۹۴ رئیسعلی دلواری فرمانده نیروهای مقاومت تنگستان در برابر نیروهای انگلیسی به شهادت رسید به همین دلیل سالروز کشته شدن ایشان در تقویم به نام روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس نامگذاری شده است.
مقدمه
۱۲ شهریور در تقویم با نام روز ملی مبازره با استعمار خارجی ثبت شده است، روزی که یادآور رشادتها و دلیریهای مردم ایران در حفظ کیان و آب و خاک مرز و بومشان است، اما شاید خیلی از ما ندانیم این روز به چه مناسبت با این عنوان نام گرفته است. حال آنکه کودکان و نوجوانان ما با پخش سریالهای ساخت شرق آسیا در رسانه ملی با قهرمانان کرهای و چینی همانند جومونگ، تسو و… آشنایی کامل دارند، جای بسی تاسف است که دلاورمردان سرزمینمان ایران را نشناخته و ندانند روز ملی مبارزه با استعمار به چه دلیل نامگذاری شده و حتی با نام رئیس علی دلواری بیگانه باشند.
زندگینامه رئیس علی دلواری
رئیس علی دلواری در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی برابر با ۱۸۸۲ میلادی (۱۲۹۹ قمری) در روستای دلوار از توابع تنگستان متولد شد. مادر رئیسعلی بنام شهین و پدرش زائیر محمّد کدخدای دلوار بود که بعدها به «معینالاسلام» ملقّب شد.
رئیسعلی دوران کودکی خود را مثل دیگر کودکان آن روزگار گذراند. در هفت سالگی به مکتب رفت و قرآن و گلستان و نظامی و شاهنامه را آموخت وی تا قبل از استبداد صغیر و ورود انگلیسیها به بوشهر در کنار پدرش کدخدایی میکرد، زراعت داشت و به شیخ نشینهای اطراف سفر میکرد. رئیسعلی وقتی که ظلم انگلیسیها را به مردم بحرین میدید، میگفت اگر صد تفنچگی داشتم، بحرین را آزاد میکردم، وی شخصیتی بود که در مروت، ادب و شجاعت بینظیر و مدیری لایق مقید به اصول دین بشمار میآمد شجاعتش را حتی دشمنانش میستودند، تیرش هیچگاه به خطا نمیرفت و به چابکی و مهارت و صفآرایی در برابر دشمن زبانزد شده بود.
با شروع نهضت مشروطیت، رئیس علی در حالی که ۲۴ سال بیشتر نداشت از جمله پیشگامان مشروطهخواه در جنوب ایران شد و همکاری نزدیکی با محافل انقلابی و عناصر مشروطهطلب در بوشهر، تنگستان و دشتی آغاز کرد.
رئیس علی دلواری و نهضت مشروطیت
دلواری با همراهی دیگر مشروطهخواهان، بوشهر را از حاکمیت استبداد قاجاریه خارج کرد. رئیسعلی در دوران دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار علیه حکومت وی در جنوب دست به اسلحه برد و در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی به درخواست ملاعلی تنگستانی و سیدمرتضی مجتهد اهرمی که مخالف استبداد محمدعلی شاه قاجار بودند، بوشهر را از سلطه عمال شاه قاجار آزاد کرد و حدود ۹ ماه شهر را در کنترل داشت.
با تصرف گمرک بوشهر که در اجاره انگلیسیها بود، نیروهای این کشور به دخالت نظامی در منطقه پرداختند و جنگ و گریزی آغاز شد که تا سالهای جنگ اول جهانی ادامه یافت. در کشاکش جنگ، با وقوع انقلاب بلشویکی و خروج نظامیان روسی از ایران، انگلیسیها تعرضات خود را به سمت شمال گسترش دادند. در همین حال تنگستانیها نیز به حملات خود علیه انگلیسیها شدت بخشیدند.
رئیس علی دلواری
در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و کشتیهای جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ بصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند، ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند دستگیر و به هندوستان تبعید شدند.
انگلیسیها تلاش زیادی کردند تا رئیسعلی را با پول بخرند و مبلغ ۴۰ هزار پوند به او پیشنهاد دادند، اما علیرغم همه این تلاشها رئیسعلی بدون توجه به اینگونه پیشنهادها، در نامهها و تلگرافهای متعدد به تهران، شیراز، بوشهر، کربلا و نجف به دولتمردان سیاسی و مجتهدین مبارز، نارضایتی خود را از حضور انگلیس در منطقه اعلام میکرد و مکررا از این عالمان یعنی آیتالله سیدعبدالحسین لاری، سیدعبدالله مجتهدی بلادی بوشهری و آیتالله شیخ محمدحسین برازجانی برای جهاد و قیام علیه قوای انگلیس کسب تکلیف میکرد که سرانجام مرحوم شیخ محمدحسین برازجانی، صورتی از حکم جهاد را که مراجع شیعه از نجف اشرف ارسال کرده بودند به ضمیمه حکم خود مبنی بر وجوب جهاد با کفار انگلیسی و جلوگیری از رخنه آنها به بنادر جنوب، لزوم همکاری خوانین این مناطق و بسیج مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ را صادر میکند. موضوعی که باعث میشود رئیسعلی در نامهای مفصل از شیخ تقدیر کند.
وی در بخشی از نامه میآورد که: «همین قدر اطمینان از حضرت مستطابعالی دارم که روز مضایق از خط بیرون نمیروید و جان را ناقابل میدانید، نه مانند اشخاص راحتطلب و تنبل، این دنیای فانی را هیچ نمیشمارید…» وی در این نامه کسانی را که در دفاع از بوشهر کوتاهی میکنند مانند کسانی میداند که امام حسین (ع) را یاری نکردند. به دنبال اعلان جهاد از طرف علما و مجتهدین، رئیسعلی و دیگر مبارزان تنگستانی و دشتی شروع به حمله به قوای انگلیسی مستقر در بوشهر کردند.
همزمان با این تحولات، نیروهای امنیتی بریتانیا در یک اقدام بیسابقه و غیرقانونی، کنسول آلمان در بوشهر را به همراه دو تن از ماموران یک شرکت تجاری آلمان به اتهام جاسوسی علیه انگلیس بازداشت و به هندوستان تبعید کردند. این عمل نقض آشکار بیطرفی و حتی استقلال ایران بود و به همین دلیل نیز خشم علما، مردم، خوانین و در رأس همه رئیسعلی را برانگیخت و او را واداشت تا بر شدت مبارزه علیه انگلستان بیفزاید.
رئیسعلی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳هجری قمری، در عمارت حاج سیدمحمدرضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام کردند و در یورشهای شبانه ضربات و تلفات موثری بر انگلیسیها وارد آوردند. در یکی از این شبیخونها، که در ۲۱ تیر ۱۲۹۴ برابر با دوم رمضان ۱۳۳۳ هجری قمری رخ داد، رئیسعلی دو تن از افسران بلندپایه انگلیسی را به همراه یازده نفر سرباز هندی از پای درآورد و نیروهای رئیسعلی بدون تلفات برگشتند.
این پیروزی بیش از آنکه اهمیت نظامی داشته باشد، اهمیت سیاسی روانی داشت. این اقدام وحشت مردم از انگلیس را کم کرد و سبب شد ابهت این دشمن پرآوازه در اذهان شکسته شود. این اقدام رئیسعلی برای دولت بریتانیا غیرقابل تحمل بود و سبب شد سرفرماندهی نیروهای انگلیسی در شرق، نیروهای آماده اعزام به بغداد را که تعدادشان دو هزار نفر بود، جهت مقابله و حمله به پایگاه رئیسعلی (روستای دلوار)، به بوشهر فراخواند.
رئیس علی دلواری و همرزمانش
رئیسعلی که پیشاپیش از حمله به دلوار آگاهی داشت، بلافاصله در اقدامی تاکتیکی به تخلیه دلوار پرداخت و به سمت کوههای اطراف منطقهای معروف به «کلات بوجیر» عقبنشینی کرد. سربازان انگلیسی و هندی هنگامی وارد دلوار شدند که تقریبا روستا خالی از سکنه بود. به همین جهت خشمگینانه شروع به گلولهباران منازل مسکونی خالی و قطع نخلهای دلوار کردند.
رئیس علی در همان شب با ۴۰۰ نفر از نیروهای خود به قوای انگلیسی شبیخون زدند و ۶۰ نفر از نیروهای متجاوز از جمله یک ژنرال بلندپایه را از پای درآوردند و همین امر سبب پیروزی وی در این جنگ شد. پس از این جنگ رئیسعلی دلواری بر حملات شبانه خود به بوشهر و پادگان انگلیسیها افزود و با همفکری دیگر خوانین منطقه طرح حمله سراسری به بوشهر و آزادسازی آن را پیریزی کرد.
کشته شدن رئیس علی دلواری
جنگ میان دلیران تنگستان به رهبری رئیس علی دلواری از یک سو و نیروهای بریتانیا و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی ادامه یافت و انگلیسیها نتوانستند بر رئیسعلی و یارانش برتری یابند.
رئیسعلی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی و اجیر شده به نام غلامحسین تنگکی، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در سن ۳۳ سالگی کشته شد. تاریخ شبیخون مذکور و کشته شدن رئیسعلی دلواری در همه منابع، شب ۲۳ شوال ۱۳۳۳ قمری برابر با ۳ سپتامبر ۱۹۱۵ میلادی نقل شدهاست، که برابر با ۱۱ شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی و میتواند با ۱۲ شهریور تقویم خورشیدی برجی رایج آنزمان برابر بوده باشد.
مدفن و بزرگداشت رئیس علی دلواری
پیکر رئیسعلی ابتدا در نزدیکی حرم امامزادهای در روستای «کله بند» به خاک سپرده شد. اما به موجب وصیت خود رئیسعلی، او را در جوار حرم علی بن ابیطالب در وادیالسلام دفن کردند.
در ایران با مصوبه شورای عالی انقلاب روز ۱۲ شهریور بعنوان سالروز کشته شدن رئیسعلی دلوری از سال ۸۹ به نام «روز مبارزه با استعمار انگلیس» نامگذاری شدهاست.
این روزها هرکجا که میروی اسم کرونا ویروس میشنوی این ویروس جان صدها هزار انسان را گرفت ،با شیوع کرونا همه انسان ها فکر کردند این ویروس هم مثل بقیه بیماری ها که تا الان انسان آنها را درمان کرده درمان می شود،اما تا به امروز هیچ یک از کشور های دنیا نتوانستند واکسن آن را بسازند.
ویروسهای کرونا خانواده بزرگی از ویروسها هستند که میتوانند حیوانات و انسانها را بیمار کنند.
حتی ویروس ایذر با این همه خطر و نداشتن درمان نتوانسته مثل کرونا ویروس جان صدها هزار انسان را بگیرد .
بیماری کرونا (کووید-۱۹ )و راه های مقابله باویروس
قدرت انتشار ویروس کرونا
در ابتدای ظهور این ویروس هزاران دلیل و استدلال برای مبارزه با آن مطرح شد اما همواره راه های انتشار ویروس تغییر میکرد .
مهم ترین راه انتشار این ویروس از طریقه سرفه و عدسه است که ذرات این ویروس در صورت و دست فرد بعدی که بنشینید با حرکت کوچکی که فرد با دهان ویا صورت خود داشته باشد ویروس وارد مجاری تنفسی فرد مورد نظر می شود .
سازمان جهانی بهداشت پیوسته در حال ارزیابی تحقیقات جاری درباره راههای انتقال بیماری کووید-۱۹ است و به اعلام جدیدترین یافتهها ادامه خواهد داد.
اما اینگونه به نظر می رسد که هنوز دانشمندان نتوانسته اند بفهمند که این ویروس چگونه تاکثیر می شود و قدرت انتشار آن چقدر است .زیرا هر روز با گذشت این همه ماه هنوز این بیماری در حال رشد و گرفتن جان انسان هاست پس ما خیلی باید مراقب باشیم .
بیماری کرونا (کووید-۱۹ )و راه های مقابله باویروس
راه های مبارزه و جلوگیری از ویروس کرونا
مثل همه تحقیقاتی که در زمینه کرونا انجام شده و هنوز اثبات نشده که چه راه های بهترین راه پیشگیری و مبارزه با این ویروس است ،راه های جلوگیری از مبتلا شدن به این ویروس نیز هنوز کامل و دقیق مشخص نیست . حتی دانشمندان که ابتدا بر این نظر بودن که شستن دست این ویروس را میکشد الان بر این نظز هستند که باشستن دست فقط این ویروس شسته میشود و از روی دست پاک می شود و از بین رفتن ان قطعی نیست حتی فرضیه درگیر شدن آب های زیر زمینی نیز مطرح شد .اما موثر ترین راه های پیشگیری شامل :
شستن مداوم دست ها به وسیله اب و صابون
استفاده از پاک کننده های الکلی برای دست و سطوح
استفاده از دستکش و ماسک در همه مکان های عمومی
استحمام کردن بعد از هر ترددی در مکان های عمومی
استفاده از بخور اب گرم در منزل به منظور جلوگیری از انتشار آن در منازل
عدم تردد غیر ضروری در مکان های پر خطر و عمومی
قرطینه فرد بیمار در خانه بعد از گذشتن دوران بیماری تا بهبودی کامل
بیماری کرونا (کووید-۱۹ )و راه های مقابله باویروس
علائم کرونا ویروس چیست
تب، خستگی و سرفههای خشک رایجترین علائم ابتلا به بیماری کووید-۱۹ هستند. بعضی از بیماران ممکن است علائم دیگری مثل درد و کوفتگی، گرفتگی بینی، آبریزش بینی، گلودرد یا اسهال داشته باشند.
چه کارهایی را نباید انجام دهیم
اقدامات زیر هیچ تأثیری در جلوگیری از ابتلا به کوید-۱۹ ندارند و حتی ممکن است مضر هم باشند.
زدن چند لایه ماسک
مصرف آنتیبیوتیک (پاسخ به پرسش زیر را مطالعه کنید: «آیا کووید-۱۹ واکسن، دارو یا درمان خاصی دارد؟»)
در هر وضعیتی، اگر تب دارید، سرفه میکنید و بهسختی نفس میکشید، باید هرچه سریعتر به پزشک مراجعه کنید تا احتمال ابتلا به بیماری (عفونت) شدید را کاهش دهید. اگر اخیراً به جایی سفر داشتهاید، حتما این موضوع را با پزشکتان در میان بگذارید.
یکی از تفریحات و ورزش های هیجان انگیز هوایی ورزش پاراگلایدر است این ورزش جز ورزش های خیلی هیجان انگیزی است که البته هزینه های زیادی هم دارد ،در کشور ما این ورزش طرفداران زیادی دارد .
شاید از خودتان سوال کنید آیا این ورزش خطرناک است یا خیر ،بله این ورزش جزء رشته های ورزشی پرخطر محسوب می شود و هرکسی قدرت و شجاعت انجام این ورزش را ندارد درکل رشته های هوا نوردی جزء ورزش های پرخطر محسوب میشود
هزینه ورزش های هوایی
این ورزش بخاطر تجهیزات و وسایلی که دارد بسیار پرهزینه است زیرا هیچ یک از تجهیزات هوایی در ایران تولید نمی شود و همه وسایل آن از کشور های خارجی تامین میشود.
یادگیری این رشته های ورزشی بسیار پرهزینه است زیرا اقلام مورد استفاده بسیار گران قیمت هستند .
چگونگی ورزش چتربازی
پرواز میتواند به چند شکل آغاز شود. در روش اول خلبان با سرعت در جهت مخالف باد میدود و چتر را پشت سر خود میکشد. برخورد باد به زیر چتر آن را به اهتزاز درمیآورد و نهایتاً موجب به پرواز درآمدن خلبان میشود. اگر باد شدیدتر باشد گاهی خلبان ابتدا در جهت مخالف میایستد (به اصطلاح ریورز یا ضربدری گفته میشود) تا باد چتربال را از زمین جدا کند و سپس برگشته و شروع به دویدن میکند تا از زمین جدا شود. این روشها معمولاً در نواحی کوهستانی انجام میشود تا خلبان بتواند از تفاوت ارتفاعش با زمین پستتر نیز برای تداوم مدت پرواز استفاده کند.
در روش دوم که معمولاً در نواحی پست استفاده میشود، خلبان به کمک یک وسیله دیگر کشیده میشود تا به ارتفاع مناسب برسد (معمولاً زیر ۳۰۰۰ پا) و بعد خود را از طنابی که توسط آن کشیده شده جدا میکند و مستقلاً پرواز میکند.
پاراگلایدرپاراگلایدر
ورزش چتربازی در ایران
ورزش پاراگلایدر در ایران، زیر مجموعهای از ورزشهای هوایی است. انجمن ورزشهای هوایی ایران به عنوان متولی این ورزش در کشور زیر نظر فدراسیون انجمنهای ورزشی فعالیت میکند.