Aدر برجهای دتوری میتوان زندگی را پیدا کرد. نمای بیرونی بسیار رسمی به نظر می رسد – یک عمارت بزرگ نوساز، که توسط ستون های باشکوهی در نزدیکی شهر مسابقه ای سافولک در نیومارکت قرار گرفته است. در داخل، داستان متفاوتی است. همسر فرانکی دتوری، کاترین، در حال خرد کردن مرغ برای گربهها، سگها، بچهها و دتوری است. چیلی، اهل آلزاسی، در حال غر زدن است، فریزبی جویده شده در دهانش، التماس می کند که یک بازی شکار کند. بلو، کوکر اسپانیل ۱۶ هفتهای دوستش، تکههای ریکی، یک سگ نجات رومانیایی را سه برابر اندازه خود میتراشد، در حالی که سگهای داچشوند لتی و پوسوم سعی میکنند به این روند ادامه دهند.
اما هیچ نشانی از دتوری وجود ندارد. معلوم شد که جوکی هنوز در راه بازگشت از لندن است. او تصمیم گرفت به دیدار پسر بزرگترشان لئو برود. کاترین میگوید: «او صبح اول وقت حاضر شد، علیرغم این واقعیت که لئو به دلیل اینکه یک شیفت دیرهنگام انجام داده بود، دراز کشیده بود. «اگر فرانکی بیدار است، فکر میکند همه باید بیدار باشند.»
مهمترین چیز در مورد کاترین این است که شما واقعاً در اینجا به دتوری نیاز ندارید. او همه چیز را در مورد او و موارد دیگر به شما می گوید، در حالی که شما را با قهوه و دونات پر می کند.
دتوری، که در میلان بزرگ شده است، از زمان لستر پیگوت بازنشسته شد در سال ۱۹۹۵. در سال ۲۰۰۷ که در آن زمان ۳۶ سال داشت، به من گفت که چهار سال دیگر در مسابقات اتومبیلرانی باقی مانده است. او پس از ۲۰ سال تلاش به تازگی دربی را برده بود. او سه بار قهرمان جوکی (برنده بیشترین مسابقات در طول یک فصل) شده بود و در ۲۵ سالگی با تبدیل شدن به اولین (و هنوز تنها) جوکی که موفق به کسب هفت باشکوه شد، تاریخ را ثبت کرد – در سال ۱۹۹۶ در اسکوت هر هفت مسابقه روی کارت را برد. دتوری رابین هود مسابقهای بود، قهرمان مردمی که با بیرون کشیدن چیزی تقریبا غیرممکن، امتیازات را شکست. او تقریباً همه چیزهای قابل توجه در تقویم مسابقات مسطح را به دست آورده بود، از یک سانحه هوایی که منجر به کشته شدن خلبان شد جان سالم به در برد، خود را در تلویزیون در یک پرسش از ورزش تثبیت کرد و به مردی ثروتمند تبدیل شد. او از سهم خود راضی بود و آماده می شد تا در حالی که پیش بود ترک کند.
فقط اینطور نشد. او اکنون ۵۰ ساله است و هنوز در اوج قدرت خود است و از بزرگترین پیروزی های خود در سال های اخیر لذت برده است. همه اینها، وقتی به نظر می رسید که حرفه او پس از ممنوعیت وی در سال ۲۰۱۲ به دلیل مصرف کوکائین.
دتوری خاطراتی به نام Leap of Faith نوشته است که اشاره ای به فرود پرواز او از کاترین می پرسم آیا آن را خوانده است؟ او به من نگاه می کند. «اوه، نه. خوب است؟” او می پرسد که چرا باید آن را بخواند. «من داستان را می دانم. هر چیزی که من نمی دانم، او دروغ می گوید یا فراموش کرده است.» بنابراین، فرانکی به طور خلاصه، او می گوید – به راحتی خسته، بی حوصله، فک. واضح است که او را می پرستد. روی سنگ قبر او مینویسند: «منتظر نیستم.» همه اینها از زمانی شروع شد که ما به اسکی رفتیم. ما به بالای دامنه ها می رسیدیم و بچه ها در حال اسنوبورد بودند و او می گفت: “من منتظر نیستم.” او خیلی خسته می شود. “dcr-z96mlc”> سپس زندگی روزمره او وجود دارد – رژیم غذایی مرغ و آب برای کاهش وزن (او ۵ فوت ۴ اینچ یا ۱.۶۳ متر است و حدود ۷ پوند یا ۵۴ کیلوگرم وزن دارد)، صدمات، خطرات، بدبختی هنگام برنده نشدن بنابراین، ازدواج با یک جوکی آسان است؟ “آره! آنها نمی خواهند شما چیزی بپزید.» او می خندد. همانطور که اتفاق می افتد، دتوری کسی است که آشپزی را دوست دارد.
در اواسط بعد از ظهر، او به خانه بازگشته است. وقتی او را در بدن می بینید، سخت است که دوبار نگیرید. او خیلی کوچک است. قد او نیست؛ این بدنه Action Man است – قسمت پایینی به اندازه کانکر و قفسه سینه ای مانند باتری ۹ ولت. او ما را به سمت «دفتر» خود می برد، باشگاهی که در آن تمام وزنش عرق می کند. دتوری به رنگهای مورد علاقهاش تغییر میکند – رنگهایی که اخیراً در مسابقات زیادی در Enable، رنگی که به عنوان ملکه مسابقات شناخته میشود، برنده شد. کنار پنجره عکسی از پدرش با پاپ ژان پل دوم است.
جانفرانکو دتوری، جوکی موفق در ایتالیا، فرانکی را در ۱۵ سالگی با یک میلیون لیره (معادل چند صد پوند) و هیچ چیز دیگر به انگلستان فرستاد. او را سفت کن او هر کاری کرد، هیچ چیز پدرش را تحت تأثیر قرار نداد. می افتادند و سال ها حرف نمی زدند. حالا، آنها خوب هستند. دتوری میگوید که بدون عشق سخت پدرش نمیتوانست موفق شود. من یک آدم نرم و ضعیف بودم. من رویارویی نمیخواستم، واقعاً جاهطلبی نداشتم. من خوشحال بودم که در وسط گروه ماندم.»
او بسیار کوچک، بسیار جوان بود – و سوژه ای آماده برای تمسخر. من به عنوان یک پسر اصطبل رسیدم و داشتم بادام زمینی می گرفتم. من هیچ انگلیسی صحبت نمی کردم. در آن روزها افراد زیادی از خارج از کشور نمی آمدند، بنابراین من کمی مورد آزار و اذیت قرار گرفتم.»
مسابقه مسابقه ای جزیره ای بود و همچنان باقی می ماند. حتی در حال حاضر، به ندرت هیچ جوکی رنگی وجود دارد. چرا فکر می کند اینطور است؟ سرش را تکان می دهد. “هیچ نظری ندارم. اما نگاه کنید، ۲۰ سال پیش، شما به سختی یک زن را سوار می کردید. حالا شما خیلی چیزها دارید. بنابراین، در حال تغییر است، و این خوب است.”
زمانی که دتوری مسابقه را شروع کرد، خجالتی بود، اما بعد شروع به برنده شدن کرد. “شما به آن معتاد می شوید. اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنید و سپس برنده بعدی خود را تعقیب می کنید. سپس شخصیت شما تغییر می کند.» برونگرا شد و صدای بلندش سپر و برند شد. در جوانی شکافی در بازار دیدم. فکر کردم: همه خیلی جدی و خسته کننده هستند. من ایتالیایی هستم، لاتین هستم، کمی شخصیت دارم. بنابراین، از این پلتفرم برای فروش خودم استفاده کردم. وقتی به مسابقات می روم، مثل بازیگری هستم که روی صحنه می رود. من خودم را با این چیز نقاشی کرده ام که خوشحال و پر زرق و برق هستم – و باید ادامه دهم حتی اگر بعضی روزها حوصله صحبت با کسی را نداشته باشم.” او میگوید که بیشتر اوقات دوست دارد فرانکی سرگرمکننده باشد.
دتوری جوان مستقیماً از باس خارج شد hful تا پر زرق و برق. “من جک پسر ۱۹ ساله بودم، شاگرد قهرمان. من پر از خودم بودم و لستر را زیاد میگفتم. من با او در اتاق توزین بودم و گفتم: «میخواهم تو را در موزه بگذارم و تو را پر کنم.» همه از او متحجر شده بودند، اما برای من معنایی نداشت. من از ایتالیا آمده بودم، هرگز آن پسر را ندیده بودم، و همیشه عصبانیت را از او بیرون میکشیدم.» پیگت یک روز در مسابقه ای در گودوود انتقام خود را گرفت. «از پشت، بولوک هایم را می گیرد و تا جایی که می تواند فشار می دهد. من می گویم: «اوه! ای لعنتی!» او گفت: «این به تو می آموزد که مغرور باشی. بعد خوب شدیم تا اینکه او بازنشسته شد.
او این حکایت را در جهش ایمان می گوید. به او می گویم که کتاب را دوست داشتم. “آیا تو؟” او راضی به نظر می رسد. “من آن را نخوانده ام. خوب است؟” این کتاب توسط بوریس استارلینگ ساخته شده است. “این خسته کننده نیست، اینطور است؟” او با نگرانی می پرسد. برای دتوری، هیچ چیز بدتر از خسته کننده نیست. من درباره آنچه کاترین در مورد سنگ قبرش گفت به او می گویم. او می خندد. او میگوید که من تمرکز یک کک را دارم. “من منتظر نیستم!” او می خندد. “خودشه. خوب، چه چیز دیگری میخواهید بدانید؟»
او عاشق داستانهای Piggott خود است. “ما در آلمان برای بستنی در صف ایستاده بودیم و این پسر به او می آید و می گوید: “می توانم امضای شما را داشته باشم؟” او برمی گردد و به من نگاه می کند و می گوید: “من ۲۰ پوند می خواهم” و آن مرد داد. او ۲۰ کوید و او آن را به جیب زد. رفتم: “چند گونه داری، داری!” اما او بود.” طمع بود؟ “نه، او یک ضربه از آن گرفت. او تمام عمرش این کار را انجام داد.”
پیگت، که در سال ۱۹۸۷ به دلیل فرار مالیاتی به زندان رفت، جوکی مورد علاقه ملکه بود. دتوری اغلب اسب های خود را سوار کرده است و رابطه خوبی با او دارد. عکس فوقالعادهای از او وجود دارد که دستهایش را دراز کرده و او در حال خنده است. انگار داره یه جوک کثیف میگه. اما او هنوز نمی تواند با پیگات رقابت کند. “من چهارمین پادشاه جورج خود را در دواین بردم، بنابراین ملکه را می بینم و تعظیم می کنم و می گویم: “این چهارمین پادشاه جورج من بود، خانم.” و او می گوید: “لستر هفت برنده شد.”
زمان حرکت است. او به سمت اصطبل می رود، آواز می خواند، و من سعی می کنم ادامه بدهم. در سال ۲۰۱۲، دتوری به دلیل مصرف مواد مخدر به مدت شش ماه محروم شد. او پس از آن که دیگر جوکیها پیش از او در گودولفین ریسینگ، اصطبلهای مشهور جهانی متعلق به شیخ محمد بن راشد آل مکتوم، حاکم دبی، به درجه پایینی دست یافتند. قبل از آن، او همیشه شماره ۱ آنها بود. او می گوید که سه سال طول کشید تا پس از ممنوعیت بازگشت. به مدت ۱۸ ماه فکر می کردم جذامی هستم. من فقط نتوانستم سوار شوم.”
آیا او را تغییر داد؟ «خدایا، بله. به شدت افسرده بودم و بولیمیک شدم.» آیا او قبلا بولیمیک بود؟ “گاهی، بله، اما نه به بدی آن زمان. بدیهی است که برای یک جوکی معمول است، اما من به غذا به عنوان یک آرامش نگاه می کردم. احساس میکردم که بدون کنترل خودم تمام میشوم و این یک چیز بسیار ترسناک است وقتی شما یک ورزشکار هستید. داشتم فکر میکردم: اگر این روند ادامه پیدا کند، شاید باید تا پایان فصل تمام کنم.» مکث می کند. «یک بار به من گفته شد، اگر اهل ورزش باشی، دو بار میمیری: یک بار وقتی بازنشسته میشوی و یک بار وقتی واقعاً میمیری.»
اما او بازگشت – و چگونه. او گودولفین را ترک کرد، آزاد شد، دوباره با جان گوسدن مربی فوقالعاده متحد شد و دومین دربی خود را در شاخ طلایی در سال ۲۰۱۵ برد. «این بهترین هیجانی است که در مسابقات اسب دوانی داشتهام. معنی همه چیز بود این بازگشت من بود، بچه هایم به اندازه کافی بزرگ شده بودند که بفهمند، هرگز فکر نمی کردم دوباره چنین اسبی داشته باشم. همه داستان بازگشت را دوست دارند، اینطور نیست؟ او پوزخند می زند.
مسابقه مسابقه ای شاخ طلایی فقط ۳۶۷ روز به طول انجامید، اما او در ۷ مسابقه از ۹ مسابقه خود پیروز شد. وقتی شاخ طلایی را گرفتم، فکر میکردم که خدا پس از اتمام مواد مخدر و از دست دادن شغلم، ۱۰ برابر بیشتر به من پس داد.» پس از اینکه گلدن هورن به گل میخ رفت، به دتوری یک اسب شگفتانگیز دیگر داده شد که دوباره توسط گوسدن آموزش دیده بود. Enable در ۱۵ مسابقه از ۱۹ مسابقه خود (شامل سه King George VI و دو Arcs) قبل از بازنشستگی در سال گذشته برنده شد.
اسب مورد علاقه او چه بوده است؟ او بلافاصله پاسخ می دهد: «فعال کنید. “به مدت دو روز، وقتی او رفت، گریه کردم.” آیا کاترین هرگز به رابطه خود با اسب ها حسادت می کند؟ “الان نه. فکر می کنم وقتی من عاشق اسب هستم از من لذت می برد. او یک دوستدار حیوانات است چیزی که وجود دارد این است که شما آنقدر به آنها وابسته می شوید که نمی توانید جلوی آن را بگیرید.” فوجیاما کرست، آخرین اسبی که او در روزی که برنده ۷ مجلل شد، مسابقه داد، پس از بازنشستگی به مدت ۱۵ سال با آنها زندگی کرد.
آیا وقتی فیلم اوایل امسال منتشر شد، شوکه شد. راب جیمز در حال خندیدن در حین شوخی سواری بر اسب مرده؟ او خم می شود. “من بودم. وحشتناک بود. چه چیزی در ذهن او می گذشت؟»
در این بیماری همه گیر، دختر بزرگش مسابقه را شروع کرد و آن را دوست داشت. اگر او تصمیم بگیرد به صورت حرفه ای مسابقه دهد، چه احساسی خواهد داشت؟ دوباره، او خم می شود. “خدا را شکر، او در دانشگاه است و پزشکی می خواند.” چرا خدا را شکر؟ او می گوید: «ایمن تر. نه فقط به خاطر مصدومیت، بلکه از نظر احساسی. من دوست ندارم یکی از فرزندانم را به عنوان یک جوکی ببینم که برای پول درآوردن تلاش می کند. زندگی سختی است. همه چیز به من داده است، اما من خوش شانس هستم.” استثنا؟ «بله، درست است. شانس اینکه یکی از بچه های من کاری را که من انجام دادم انجام دهد چقدر است؟ می ترسیدم که بخواهند همین کار را بکنند.”
مسابقه یک حرفه تنبیهی است، با سابقه وحشتناک افسردگی در بین جوکی ها. سال گذشته، یک جوکی ۳۶ ساله، جیمز بنکس، پس از از دست دادن خانه خود و ورشکستگی، خودکشی کرد، در حالی که برنده سال ۲۰۰۹ Grand National لیام تردول، ۳۴ ساله، پس از مصرف ترکیبی از داروهای قوی درگذشت. (پزشک نمیتوانست مطمئن باشد که تردول قصد دارد جان خود را بگیرد.) دتوری میگوید: «دوست پسر دوست دخترم خودکشی کرد. “او یک پسر ثابت بود.” او تا حدودی دلیل فقر در مسابقه را به گردن بنگاهداران میاندازد. «شرکتهای شرطبندی در حال فرار از ورزش من هستند. مسخره است. آنها یک صنعت میلیارد پوندی هستند. آنها پول زیادی از مسابقه به دست می آورند و ما هنوز هم برای همان جایزه ای که در دهه ۸۰ انجام می دادیم مسابقه می دهیم. اگر پول پایین نیفتد، زمانی که به پایین میرسد، همه چیز وجود دارد. به همین دلیل است که بچههای اصطبل با دوچرخه میچرخند و پولی ندارند.»
دتوری در حال گرفتن عکس است. او به عکاس گاردین، تام جنکینز، میگوید: «تقویت کن. “من باید به فروش در نیومارکت برسم.” ما به سمت خرهای مینیاتوری حرکت می کنیم.
جنکینز می گوید: «فرانکی، پاشو بذار بالا، لطفا.
«من او می گوید سعی می کنم. من نمیخواهم وزن زیادی به او اضافه کنم.» دتوری نباید نگران باشد. الاغ سرش را تکان می دهد و او را می اندازد. او به کاترین نگاه می کند و او می خندد – تقریباً. “این ایده شماست! من می دانم که این ایده شماست!»
و او خاموش است. “من منتظر نیستم. من میخواهم لباسهای غیرنظامیام را دوباره بپوشم.» پرندگان در یک روز زیبای پاییزی آواز می خوانند. او میگوید: «وقتی اینطور است، بهترین مکان در جهان است. “به شما می گویم، اما زمستان ها تاریک است.”
در خانه برگشتم، می پرسم که او در طول سال ها چگونه تغییر کرده است. او به کاترین نگاه می کند. “بد خلق!” او میگوید.
او موافقت میکند: «فکر میکنم تو بدخلقتری.»
او به من یک لیوان آب پیشنهاد میکند. انگار بهترین Dom Pérignon است. با این حال شما همیشه خیلی خوشحال به نظر می رسید. کاترین میگوید: «وقتی سر کار است، عموماً خوشحال است.
من میپرسم وقتی بداخلاق است چگونه است.
فریاد می زند.
کاترین می گوید: “فریاد می زند و بعد، خوشبختانه، فقط به اتاقش می رود.”
من سه روز محدودیت دارم که در خانه بمانم، سپس باید نقل مکان کنم. من فقط می روم.» او می گوید. “میخوای اتاق غمگین من رو ببینی؟” او با اشتیاق می گوید.
او مرا به آرامگاهی تاریک می برد که هر روز عصر به آنجا بازنشسته می شود. یک تلویزیون بزرگ، یک کابینت جایزه حتی بزرگتر پر از فنجان، و دو مبل بزرگ وجود دارد. «داههه!» با افتخار می گوید. «این اتاق خود من است. نه بچه، نه زن و نه حیوان.» کسی اجازه ورود نداره؟ “خب، فقط رفیق های من!”
وقتی در مورد تعداد جام ها نظر می دهم، می خندد و می گوید هر کشوی خانه پر از جام است. چند تا کشو باز می کنم. همه آنها مملو از غنائم هستند. مانند خانه یک احتکار کننده است – فقط این احتکار کننده فقط غنائم جمع می کند. از او می پرسم مورد علاقه اش کدام است؟ او یک فنجان کوچک به من نشان می دهد. “این اولین برد من بود. نقص الاغ.”
ما پشت میز آشپزخانه برگشتیم و او از اینکه چقدر خوش شانس بوده تعجب می کند. سال گذشته، دتوری با رکورد پیگات در هفت پیروزی پادشاه جورج ششم برابری کرد. آیا او این فرصت را داشته است – «به ملکه بگویم؟ نه.» آیا او فکر می کند می تواند جای پیگات را به عنوان جوکی مورد علاقه او بگیرد؟ او می گوید شانسی نیست. او به من از بازدید از قلعه ویندزور می گوید. «بعد از شام، میروید برای نوشیدنی در سالن بزرگ با تمام نقاشیها.» او می گوید ملکه مستقیماً به سمت او رفت. او میگوید: «او بازویم را میگیرد و میگوید: «برو لستر مرا بیاور!»» او میداند جایش را میداند.
او در مورد کارهایی که ملکه برای ورزشش انجام داده صحبت میکند. او فقط دوست دارد در مورد مسابقه صحبت کند. او پست مسابقهای خود را روی میز خواهد داشت و وقتی دونده دارد، ۱۰۰% همه مسابقات را تماشا میکند.» او می توانست مفسر باشد؟ «بله، او میتوانست از پیتر اوسولوان بگیرد.» او می خندد. “گوش کن، ما خیلی خوش شانسیم. او رئیس کشوری است که دنیا او را دوست دارد و هرگز پایش را اشتباه نگذاشته است. داشتن او در ورزش من، دانستن آن در مورد آن، باورنکردنی است.» مکثی می کند و آب گرانبهایش را می خورد. اکنون همه در مسابقهها همین ترس را دارند. وقتی ملکه دیگر آنجا نباشد چه اتفاقی میافتد؟» آیا او به عنوان یک سفیر غیرقابل جایگزین است؟ “کاملا.” او خاطرنشان می کند که او به ندرت رویال آسکوت یا دربی را از دست داده است. “پس، کجا می خواهید چنین شخصی را پیدا کنید؟”
در مورد او، او هیچ برنامه ای برای بازنشستگی ندارد. به او یادآوری میکنم که پیگات تا ۵۹ سالگی ادامه داد. «در مورد من، یا با مصدومیت بیرون میروم یا به این دلیل که هیچکس مرا تحمل نمیکند. نه به این دلیل که می خواهم متوقف شوم. آنها می گویند: “لعنت به آن، بیا از شر حرومزاده قدیمی خلاص شویم.” ههاهاها! میتوانید با موسسه خیریه اختلال خوردن Beat با شماره ۰۶۷۷ ۸۰۱ ۰۸۰۸ تماس بگیرید. در ایالات متحده، انجمن ملی اختلالات خوردن در ۸۰۰-۹۳۱ است. -۲۲۳۷. در استرالیا، Butterfly Foundation به شماره ۱۸۰۰ ۳۳ ۴۶۷۳ است. سایر خطوط کمک بین المللی را می توانید پیدا کنید در امید اختلال خوردن
در بریتانیا و ایرلند، سامری ها را می توان از طریق شماره ۱۱۶ ۱۲۳ یا از طریق ایمیل jo@samaritans.org یا jo@samaritans.ie. در ایالات متحده، خط حیات ملی پیشگیری از خودکشی 1-۸۰۰-۲۷۳-۸۲۵۵ است. در استرالیا، خدمات پشتیبانی بحران Lifeline 13 ۱۱ ۱۴ است. سایر خطوط کمک بین المللی را می توان در befrienders.org
Leap of Faith اثر فرانکی دتوری (HarperCollins، ۲۰ پوند) در ۲۸ اکتبر منتشر می شود. برای حمایت از گاردین و آبزرور، کپی خود را به guardianbookshop.com. هزینه های تحویل ممکن است اعمال شود

دیدگاهتان را بنویسید